فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 59، زمستان 1399)

فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی
سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 59، زمستان 1399)

  • تاریخ انتشار: 1400/10/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد طاهری، معصومه ارچندانی صفحات 1-18

    استعاره مفهومی, شگرد ذهن برای مفهوم‌سازی امور انتزاعی است. ذهن به کمک این سازه بنیادین می‌کوشد برخی از امور ناملموس را برای خود ملموس سازد و با آن بیندیشد. از این‌رو انتظار می‌رود که با تغییر آن, شاهد تغییر در کلان‌سیستم‌های وابسته به اندیشه نیز باشیم. از جمله این کلان‌سیستم‌ها, سبک‌های ادبی‌اند که عوامل زیادی در تغییر آنها دخالت دارد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی می‌کوشد به این سوال پاسخ دهد که تغییر استعاره‌های مفهومی در زمان, چه تاثیری در تغییر سبک‌های ادبی دارد و برای پاسخ به آن, استعاره‌های مفهومی حوزه بدن را که شامل واژه‌های «دست, چشم, دل و سر» است, در منتخبی از اشعار فرخی سیستانی, انوری و حافظ ردیابی می‌کند و با تحلیل اطلاعات به‌دست‌آمده, به کمک نظریه های سبک‌شناسی شناختی و سبک‌شناسی درزمانی, نتیجه می‌گیرد که استعاره‌های مفهومی در طول زمان دچار تغییراتی معنی‌دار شده‌اند که همسو با تحولات سبک‌‌های ادبی و از متغیرهای اثرگذار بر تحول سبک‌ها بوده ‌است. ,

    کلیدواژگان: استعاره های مفهومی، حوزه مبدا، حوزه مقصد، نگاشت و سبک
  • سارا حسینی*، رحمان ذبیحی، علیرضا شوهانی صفحات 19-47

    سیمرغ و ققنوس به مثابه موجوداتی اسطوره ای، جلوه های تصویری متفاوتی در هر یک از گونه های ادبی دارند. مدعای مقاله اثبات، این است که این پرندگان از حیث وجودی دارای ویژگی های متعددی هستند که هر گونه ادبی به فراخور بافتار خود، بر بخشی از آن ویژگی ها توجه می‌کند و این نکته در گذار شعر کلاسیک به نو فارسی کاملا مشهود است. برای اثبات مدعای مطرح شده، شباهت ها و تمایزهای وجودی سیمرغ و ققنوس را در نمونه های برجسته حماسی، عرفانی و شعر نو بررسی کرده ایم و تمایز نگاه نیما را از این منظر تحلیل نموده‌ایم. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به دو سوال اساسی است: خوشه‌های تصویری سیمرغ و ققنوس در گذار از حماسه و عرفان به شعر نو فارسی دچار چه تحولاتی شده‌‌ است؟ بوطیقای تصویر ققنوس در شعر «ققنوس» نیما تا چه اندازه معرف نگاه نوی است که او به دنبال طرح و بسط آن در شعر نو فارسی بوده است؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که نیما با بهره‌گیری از آشنایی ذهن انسان ایرانی با تصاویر سیمرغ و ققنوس، این بار ققنوس را در ساختاری سمبولیک و با غلبه‌ دادن وجه عینیت‌گرای شعرش و برای ارایه اندیشه سیاسی- اجتماعی‌اش به کار می‌گیرد، حال آنکه در اشعار سمبولیک پیش از او، همواره وجه انتزاعی شعر غلبه داشت. علاوه بر این ارایه روایت تام و البته کوتاه این شعر، در پرتو انسجام تصاویر شعری، تلاش تازه نیما را برای جایگزین کردن «تصویر به جای تصریح» نشان می‌دهد.

    کلیدواژگان: سیمرغ، ققنوس، بوطیقای تصویر، نیما یوشیج، بافتار سیاسی-اجتماعی
  • محمدرضا کیوان فر، پروانه عادل زاده*، کامران پاشایی فخری صفحات 49-56

    این مقاله در پی آن است تا چگونگی صلح اندیشی قهرمانان ایرانی را در داستان فریدون بررسی کند. در این داستان از چند روش صلح‌اندیشانه صحبت شده است. توزیع گسترده ثروت بین نیازمندان که به دست فرانک انجام می‌شود، تقسیم جهان به سه قسمت و کثرت‌گرایی در روش حکومت داری و دوری از انفراد در تقسیم جهان که کار فریدون است و گفت وگومحوری در حل منازعات در میان قهرمانان و تکیه برکشف راه حل صلح و رد مطلق خشونت و دوری از استفاده از قدرت نظامی برای حل اختلافات و عدم تعلق به دنیا و دوری از سماجت و جدال برای ماندن در حاکمیت و قدرت، که ویژگی ایرج در مواجهه با برادران است و توجه ویژه به داد و دادگری و دوری از ستم‌ و ستمگری در کردار و گفتار فریدون. آنچه فریدون از آن بهره برده است و نیز کنش، گفتار و اندیشه قهرمانان ایرانی در داستان فریدون، با دیدگاه های صلح دوستی امروزی انطباق دارد.

    کلیدواژگان: ادبیات حماسی، شاهنامه، فردوسی، صلح دوستی، داستان فریدون
  • معصومه محمدی، اصغر دادبه*، هرمز رحیمیان صفحات 67-92

    «عشق»‌ به عنوان یکی از مهم ترین مفاهیم شعر فارسی, قابلیت‌های محتوایی گسترده‌ای دارد که در بستر دگرگون شونده اندیشه‌ها و کارکردهای شعر, به طور غیر مستقیم با شاکله معنایی این مفهوم در ارتباطند. اینکه آیا در آن بسترها, این مفهوم دچار گسست‌های معنایی شده یا پیوست‌های معنایی خود را حفظ کرده است, چیزی است که در این پژوهش به دنبال آنیم و سعی داریم تا با مواجهه با اصل اشعار ادوار و تمرکز بر محتواهای برآمده از آنها, بدان دست یابیم. این امر از آن جهت اهمیت دارد که بروز عواطف مخاطب و نحوه برخورد او با مفهوم «عشق»‌ در شعر, نقش تعیین کننده‌ای در به دست دادن پیوندهای فرهنگی دوره‌های مختلف دارد. از این رو در این پژوهش بر آنیم تا با تمرکز بر شعر شاعران برجسته ادوار مختلف و نیز محتواهای برآمده از این مفهوم, بازتاب‌های معنایی «عشق»‌ را تبیین کرده, از خلال آن به پیوندهای عاطفی و مناسبات فرهنگی دوره‌ها پی ببریم. از آنجا که تناسب فرهنگی میان دوره‌ها باید با کارکردهای همسان معنایی این مفهوم متناسب باشد, به دنبال کشف و شناخت همسانی معنایی مفهوم عشق در محتواهای پنهان شعر فارسی برآمدیم. در این راستا به دست آوردن معنا را در محتواهای پنهان به شیوه تحلیل محتوای کیفی, با تحلیل محتوای فکری, در ارتباط مستقیم دانسته ایم و از این رو در دو بازه گسترده سبکی شعر کهن و معاصر فارسی, در روندی اصولی, با تکیه بر چند شاخصه مهم تحلیل محتوای کیفی از جمله: محتوای آشکار و پنهان, واحد معنا, واحد تحلیل, منطقه محتوایی, مقوله و تم, سیر معنایی در مفهوم «عشق» را نشان داده ایم. باور پژوهش بر آن است که در این سیر, پیوند‌های اساسی مهم مدنظر, با اصالت این مفهوم به شکل همسانی معنایی حفظ شده است.,

    کلیدواژگان: عشق، شعر کلاسیک و معاصر، تحلیل محتوای کیفی، همسانی معنایی، پیوندهای عاطفی وفرهنگی
  • مرتضی حیدری صفحات 93-126

    در این پژوهش نویسنده با یاری گرفتن از مبانی معنی شناسی مفهومی به استخراج مولفه های معنایی نشان دار شده برای مفهوم هنر در شعر قرن ششم پرداخته و با نگاهی انتقادی و ویرایشی به سازه های شناسانده شده برای معنی-شناسی مفهومی، به بازبینی این سازه ها و کاربرد شناسی آنها در پژوهش های زبانی و ادبی روی آورده است. پس از دسته بندی مولفه های معنایی در حوزه های هم بسته با هر مولفه، پانزده حوزه معنایی گوناگون برای مفهوم هنر در سروده-های شاعران قرن ششم به دست آمده است. حوزه های معنایی زبان ادبی، حکمت عملی، مدح، زیبایی شناسی، صناعت، اخلاق و خلق و خوی، نقد اجتماعی، جنگ، انسان شناسی، جانور شناسی، دین، کیهان شناسی، زیست بوم شناسی، عرفان و عشق حوزه هایی هستند که به ترتیب گستردگی دامنه، مولفه های معنایی مفهوم هنر را دربرگرفته اند. در حوزه زبان ادبی، پدیدار های متنوع هستی شناختی با ابزار های تشبیه و استعاره کنایی کارمایه تصویر سازی شاعرانه قرار گرفته اند. در حوزه معنایی مدح، هنر ویژگی ممدوح، بازبسته وی و نا توان در برابر وی گزارش شده است. مولفه های گرد آمده در حوزه زیبایی شناسی نشان می‌دهد شعر قرن ششم زمینه‌ساز گفتمان زیبایی‌شناسی بوده است. حوزه معنایی صناعت نیز از فنون و حرفه‌های گوناگونی برساخته شده است. خصایل فردی و اجتماعی در حوزه معنایی اخلاق و خلق‌وخوی گرد آمده اند. نا کامروایی شاعران قرن ششم از هنر خویش، حوزه معنایی نقد اجتماعی را مفهوم گذاری-کرده است. جنگاوری و ویژگی ابزار جنگی نیز برای مفهوم هنر نشانه گذاری شده است. هنر همچنین در حوزه انسان‌شناسی ملکه ای انسانی برشمرده شده و با وجود این، ویژگی جانوران گوناگون نیز دانسته شده است. خدا شناسی و دین و لازمه نشان داری دین نیز برای هنر مفهوم گذاری شده است. سرانجام هنر ویژگی جهان و اجرام کیهانی گزارش شده و با مولفه های متفردی از زیست بوم شناسی، عرفان و عشق مفهوم دار شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد هنر در چهارچوب مطالعاتی اشاره شده، مفهومی بسیار فراگیر و خلاف پنداشت های متعارف امروز دارد.

    کلیدواژگان: معنی شناسی، معنی شناسی مفهومی، مولفه های معنایی، مفهوم هنر، شعر قرن ششم
  • کامران پارسی نژاد*، شهناز صداقت زادگان، پروانه دانش صفحات 127-151

    «ادبیات داستانی» پیوند اندام واری با جامعه و بالطبع «علم جامعه شناسی» دارد. یکی از مهم ترین مباحث مطرح در ادبیات داستانی، توصیف جامعه، انعکاس شرایط و آسیب‌های اجتماعی است. پژوهش حاضر که در گونه «جامعه شناسی ادبیات» قرار می‌گیرد، به منظور تحلیل و تبیین مقوله «زوال و مفاسد اجتماعی» در عصر پهلوی انجام شده است. شاخص‌ترین مفاسد اجتماعی در دوره پهلوی، پدیده تن فروشی بوده است که همچنان یکی از بزرگ‌ترین مسایل اجتماعی ایران به حساب می‌آید. یکی از شخصیت‌ها و تیپ‌های مطرح در رمان‌های آن دوران، «زنان روسپی» بودند. شرایط زندگی، مصایب، باورها و علل روسپی شدن آنها در بستر رمان‌های زمانه به شدت در آن زمان درشت نمایی شده است. در واقع نویسنده‌های آن دوران تمام تلاش خود را مصروف تشریح شرایط اجتماعی- سیاسی حاکم و مفاسد اجتماعی کرده‌اند. در عین حال سعی کرده‌اند تا میان مخاطب و روسپیان، رابطه حسی برقرار کنند. در این پژوهش، شاخص‌ترین رمان هایی که در دوره پهلوی اول و دوم در ارتباط با زوال و مفاسد اجتماعی خلق شده‌اند، از جنبه ادبی و جامعه شناختی واکاوی شده‌اند. جامعه مورد بررسی در این تحقیق، انواع افراد فاسد در جامعه هستند که مسبب اصلی بروز فحشا و مفاسد اجتماعی می‌باشند. در این راستا هفت رمان مطرح و تاثیرگذار خلق شده در دوره پهلوی بررسی شده است تا ضمن دست یازیدن به حقایق اجتماعی دوران مورد نظر، وضعیت افراد فاسد به دقت و با ریزبینی مورد تحلیل ادبی و جامعه شناسی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مفاسد اجتماعی، دوره پهلوی، تحلیل محتوا، رمان اجتماعی و روسپیان
|
  • Mohammad Taheri*, Masoumeh Archandani Pages 1-18

    The conceptual metaphor is the mind’s technique for conceptualizing affairs. The mind tries to conceive and contemplate some intangible affairs for itself with the help of this fundamental construct. Hence, it is expected that by changing it, we will also see a change in thought-related macro-systems. Among these macrosystems are literary styles that have many factors involved in changing them. This article tries to answer the question of how the change of conceptual metaphors in time has an effect on the change of literary styles through analytical-descriptive method. To answer it, we trace the conceptual metaphors related to the body, which include the words "hand, eye, heart and head", in a selection of poems by Farrokhi Sistani, Anvari and Hafez. By analyzing the obtained information, we conclude that conceptual metaphors have undergone significant changes over time that are in line with the evolution of literary styles and are variables affecting the evolution of styles.

  • sara hosseini, rahman zabihi *, alireza shohani Pages 19-47

    Simorgh and Phoenix, as mythical creatures, have different visual effects and images in every literary genres. The claim that this study seeks to prove is that these birds have many existential characteristics that any literary genre, according to its context, pays attention to, and this point is quite obvious in the transition of classical poetry to the New-Persian one. Accordingly, in order to prove this claim, the similarities and existential differences between Simorgh and Phoenix in the prominent examples of epic, mystical and modern poetry are examined, and the differences between Nima's view from this perspective is studied and analyzed as well. The present study aims to answer two fundamental questions: What changes are occurred in the image clusters of Simorgh and Phoenix in the transition from epic and mysticism to modern Persian poetry? To what extent does the poetic image of Phoenix in Nima's poem "Phoenix" represent a new look that he sought to design and expand in modern Persian poetry from the pictorial poetics point of view? The results of this study represent that Nima uses Phoenix in a symbolic structure via utilizing the familiarity of the Iranian human mind with the images of Simorgh and Phoenix. Furthermore, this time he employs the phoenix in a symbolic structure, overcoming the objectivist aspect of his poetry and presents his socio-political thought, while the aspect of the poem always prevailed in the symbolic poems before him. In addition to presenting the complete and, of course, short narration of this poem, the findings shows Nima's new attempt to replace "the image instead of the specification", thanks to the coherence of the poetic images.

    Keywords: Simorgh, Phoenix, Image Poetics, Nima Youshij, Socio-political context
  • mohammadreza Keyvanfar, Parvaneh A’del Zadeh*, kamran pashaei fahkri Pages 49-56

    This article seeks to examine how the Iranian heroes think about peace in Fereydoun story. In this story, several peaceful methods are discussed. The wide distribution of wealth among the needy by Faraanak, the division of the world into three parts and pluralism in the method of governance, and the avoidance of individuality in the division of the world, which is the work of Fereydoun, Emphasis on dialogue in resolving conflicts among heroes and relying on finding a solution to peace and absolute rejection of violence, avoiding the use of military force to resolve disputes, not belonging to the world and avoiding stubbornness and struggle to stay in the power that is the characteristic of Iraj in front of his brothers, paying special attention to justice, and avoiding oppression and tyranny in Fereydoun's actions and speech. What Fereydoun has benefited from, as well as the actions of the words and thoughts of the Iranian heroes in Fereydoun's story, are in line with today's peaceful views.

    Keywords: Epic literature, Shahnameh, Ferdowsi, Peace-sodality, Fereydoun story
  • masoume mohammadi, Asghar Daadbeh*, Hormoz Rahimhan Pages 67-92

    Love is one of the most prominent concepts in Persian poetry that contains broad conceptual capacities to indirectly influence the semantic structure of the constantly transformative grounds of thought and functions of poetry. This research aims to understand whether through these transformations, the concept of love remains constant in the ever-changing semantic system or it undergoes dissociative fluctuations. Furthermore, this article tries to answer this question by approaching the poetry of different time-periods in their original form and focus on the interpretations that may arise from them. This matter gains further importance when we consider the decisive role that the concept of love plays in touching the reader’s emotions and its corresponding cultural influence throughout time. Hence, this research aims to arrive at the audience’s emotional involvement and the importance of cultural occasions by studying the concept of love in canonical works of poetry extending to different time-periods. Since the cultural occasions must correspond to their semantic parallels of the concept of love, we seek to extract these parallel meanings from the concealed concepts of Persian poetry. To arrive at these hidden components of poetry, this article views the Qualitative Content Analysis method in direct contact with thought centered content analysis. Therefore, two extensive stylistic schools of ancient and contemporary Persian poetry are studied to illustrate the semantic process that the concept of love undergoes and the scope contains some of the most important approaches of Qualitative Content Analysis such as: concealed and apparent meaning, semantic units, interpretive units, regional contents, theme and motif. This research concludes that through this process, the original semantic structure of this concept has been kept by remaining in close contact with its fundamental parallel meanings.

    Keywords: Love, Classical, Contemporary Poetry, Qualitative Content Analysis, Semantic Parallelism, Cultural, Emotional Bonds
  • Morteza Heidari Pages 93-126

    In this research the author has elicited the marked semantic features / components of art concept in the poetry of 6th century with using the principles of conceptual semantics. With a critical and editorial look at the structures identified for conceptual semantics, he has reviewed these structures and their application in the field of linguistic and literary research. After classification of semantic features in relevant fields with every feature, fifteen various semantic fields acquired for art concept in the poems of 6th century poets. These semantic fields in order of extenting their domains are: literary language, practical wisdom, eulogy, aesthetics, craft, morality and habitude, social criticism, war, anthropology, zoology, religion, cosmology, ecology, mysticism and love. In literary language field, the diverse ontological phenomenon have been the materials for the poetical imagery with figurative devices, i.e. simile and implicit metaphor. In the semantic realm of praise, the art of the praiseworthy feature, incapable, has been reported against him. The components obtained in the field of aesthetics show that the poetry of the sixth century was the basis of the discourse of aesthetics. The semantic field of industry has been obtained from various techniques and professions. Individual and social characteristics are grouped in the semantic domain of morality and temperament. Non gratification of poets in 6th century from their art has conceptualized the semantic field of social criticism. Also warfare and the quality of martial instrumen are also marked for the concept of art. Art has also been enumerated in the field of anthropology of human habits and, nevertheless, has been considered as a feature of various animals. Theism, religion and requisite for earmarking the religion also conceptualized for art. Finally, art has been reported as a feature of the universe and cosmic objects and has been conceptualized with singular semantic features of ecology, mysticism and love. The research findings show that art has a very comprehensive concept in the framework of the mentioned studies and is contrary to the conventional notions of today. The research findings prove that art in the studied framework has a most comprehensive and despite to usual assumptions concept.

    Keywords: Semantics, Conceptual Semantics, Semantic Features, Art Concept, Sixth Century Poetry
  • kamran parsinejad*, Shahnaz Sedaghatzadegan, Parvaneh Danesh Pages 127-151

    Fiction" like other disciplines of social sciences is organically linked to society and of course "sociology".One of the most important issues in fiction is the description of society, the reflection of social conditions and harms. The present study, which is in the category of "sociology in literature", has been conducted to analyze and explain the category of "social decline and corruption" in the Pahlavi era. The most significant social corruption in the Pahlavi period was the phenomenon of prostitution, which is still one of the biggest social issues in Iran.One of the prominent characters and brigades in the novels of that time were "prostitutes". The living conditions, sufferings, beliefs and causes of their prostitution in the context of the novels of the time were shown greatly bold at that time. In fact, the writers of that time had devoted all their efforts to describing the prevailing socio-political conditions and social corruption. At the same time, they have tried to establish an emotional connection between the audience and the prostitutes. In this study, the most significant novels that were created in the first and second Pahlavi period in connection with social decline and corruption have been analyzed from a literary and sociological point of view. The population studied in this research are the types of corrupt people in the society who are the main cause of prostitution and social corruption. In this regard, seven prominent and influential novels created in the Pahlavi period have been studied in order to access the social facts of the period in question, the situation of corrupt people to be carefully and meticulously analyzed literary and sociological.

    Keywords: Social Corruption, Pahlavi Period, Content Analysis, Social Novel, Prostitutes