فهرست مطالب

پردازش و مدیریت اطلاعات - سال سی و هفتم شماره 3 (پیاپی 109، بهار 1401)
  • سال سی و هفتم شماره 3 (پیاپی 109، بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدجواد ارشادی*، معصومه نبی زاده صفحات 667-693

    امروزه اندازه گیری کیفیت داده یکی از مهم ترین راهبردها در بهبود فرایندهای کسب و کارهای داده محور به حساب می آید. هرگونه تصمیم درست برای بهبود سیستم ها در این دسته از سازمان ها به یک تحلیل مناسب از کیفیت داده ها وابسته است. داده های پژوهشی و به ویژه پایان نامه/رساله ها (پارساها)ی دانش آموختگان کل کشور برپایه همین اصل از جنبه های گوناگون کیفیت داده نیازمند بررسی و ارزیابی است. در فرایند ثبت پارساها کنترل کیفیت فراداده ها یکی از مهم ترین بخش هاست که به بررسی قلم های اطلاعاتی مدارک (مانند نام پژوهشگر، استادان راهنما و مشاور، چکیده، فهرست و...) می پردازد. در وضعیت موجود، مدارک ناهمخوان در حین فرایند کنترل کیفیت شناسایی شده و پس از درج در سامانه (بصورت متن) مدرک مربوطه به صورت سیستمی به پژوهشگر برگردانده می شود. استاندارد نبودن ناهمخوان های شناسایی شده و نبود دسته بندی مناسب برای مدارک ناهمخوان، به اطلاع رسانی سلیقه ای به پژوهشگران منجر شده، تحلیل های آماری از مشکلات کیفی فراداده ها را بادشواری روبرو ساخته و همچنین تحلیل ریشه ای خطاهای مشاهده شده را ناممکن می سازد. از این رو، در این پژوهش ساختار ناهمخوان های مشاهده شده پس از استاندارد شدن به صورت آزمایشی در دورهای دوماهه استفاده شده و نتایج آن ارایه شده است. ناهمخوانی در تاریخ دفاع، صفحه عنوان (فارسی و انگلیسی) و وجود صفحه های سفید در فایل پارسا از جمله مهم ترین دلایل بازگرداندن مدارک به کاربران بوده است. همچنین تحلیل همه داده ها نشان داد 59 درصد از ناهمخوانی ها به فایل های ضمیمه شده و 41 درصد به اطلاعات ثبت شده در سامانه مربوط می شود. در نهایت برپایه تحلیل های انجام شده رهنمودهایی برای کاربران سامانه بمنظور بهبود کیفیت داده ها، به تفکیک حوزه های تخصصی، ارایه شده است.

    کلیدواژگان: کیفیت داده، کیفیت اطلاعات، کنترل کیفیت، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، سامانه ثبت پایان نامه، رساله، تحلیل ناهمخوان
  • الناز ربیعی نژاد، شهریار محمدی*، مهدی یادگاری صفحات 695-720

    با پیشرفت جامعه بشری و فناوری اطلاعات و ارتباطات، اینترنت اشیاء در ابعاد مختلف زندگی روزمره مردم و صنایع نفوذ کرده است. باوجود تمامی تسهیلات اینترنت اشیاء، به دلیل ساختار ضعیف امنیتی تبدیل به یکی از اهداف هکرها شده است. فناوری نوظهور بلاکچین با توجه به ویژگی های ذاتی از قبیل توزیع شدگی، امنیت، تغییرناپذیری و قابل بررسی بودن تبدیل راه حلی مناسب برای تامین امنیت اینترنت اشیاء شده است. با این وجود ادغام اینترنت اشیاء و بلاکچین دارای چالش هایی از قبیل تاخیر، گذردهی، مقیاس پذیری و محدودیت توان دستگاه است. روش های یادگیری ماشین در حل مسایل پیچیده که برای انسان دشوار است، کارایی مناسبی از خود نشان داده اند. به همین دلیل اخیرا به عنوان یکی از روش های حل چالش های بلاکچین در اینترنت اشیاء مطرح شده اند. در این پژوهش برای بهبود چالش های بلاکچین در اینترنت اشیاء یک مدل جدید مبتنی بر عامل توصیه گر ارایه داده ایم. هدف مدل بهبود چالش گذردهی پایین بلاکچین در اینترنت اشیاء و همچنین محدودیت منابع دستگاه های اینترنت اشیاء برای استفاده از بلاکچین است. برای بهبود گذردهی عامل توصیه گر که از یادگیری تقویتی عمیق استفاده می کند با تنظیم اندازه و زمان ساخت بلاک می تواند گذردهی را بهبود دهد. همچنین، با توجه به توان محاسباتی دستگاه اینترنت اشیا ء و میزان انرژی مورد نیاز برای فرآیند؛ استخراج بین انجام فرآیند استخراج در دستگاه اینترنت اشیاء و یا واگذاری به لایه لبه محاسباتی، رویکرد بهینه را اتخاذ می کند. رویکرد بهینه در این پژوهش رویکردی است میزان تاخیر و انرژی مصرفی فرآیند استخراج را کمینه سازد. در این پژوهش علاوه بر ارایه معماری منطقی، به گردش کار عناصر مدل پیشنهادی را نیز با جزییات پرداخته شده است. طراحی مدل پییشنهادی را توسط روش اصل واحد برای حل چالش های بلاکچین در اینترنت اشیاء  مورد بررسی قرار گرفته است و نقاط ضعف و قوت مدل بیان شده است.

    کلیدواژگان: بلاکچین، اینترنت اشیاء، گذردهی، عامل توصیه گر، یادگیری تقویتی عمیق
  • محمدکاظم صیادی*، احرام صفری، سهیلا قبادی پویا صفحات 721-748

    بهبود کیفیت عملکرد زنجیره تامین در بخش های تولیدی، کارخانجات و کسب وکارهای مختلف، از مهمترین اهداف مدیران در هر کشور است و آینده اقتصادی هر کشور بستگی به کیفیت عملکرد این نهادها دارد. از طرفی پیشرفت روز افزون اینترنت اشیا نقش بسیار مهمی در تسهیل روند امور در بخش های مختلف زنجیره تامین دارد. فناوری اینترنت اشیا در این حوزه کاربردهای متنوعی دارد. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی کاربردهای اینترنت اشیا در بخش مدیریت زنجیره تامین با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره است. در این پژوهش روش تصمیم گیری چندمعیاره COPRAS بکارگرفته شده است. شاخص های ارزیابی بر اساس نظر خبرگان عضو انجمن فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران و مدیران شاغل در شرکت هایی که در حال بهره گیری از اینترنت اشیا هستند و به روش تحلیل مضمون انتخاب شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از لحاظ ابزار گردآوری اطلاعات، توصیفی به شمار می رود. بر اساس یافته های پژوهش، کاربردهایی نظیر «نظارت و کنترل محصولات فاسد شدنی غذا و دارو»، «حفظ سلامت کارکنان در صنایع مختلف»، «خط تولید و دستگاه های هوشمند»، و «تعمیر و نگهداری هوشمند» به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند.

    کلیدواژگان: کوپراس، اینترنت اشیا، مدیریت زنجیره تامین، تصمیم گیری چندمعیاره
  • میترا صمیعی*، مهدی طاهری، سمیه فرزادی صفحات 749-779

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی ریسک های زنجیره تامین در کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه های دولتی شهر تهران بر اساس استاندارد ایزو 31000 ویرایش سال 2018 انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی، و روش اجرای آن پیمایشی تحلیلی با فنون آنتروپی شانون برای وزن دهی ریسک ها و تاپسیس فازی برای رتبه بندی ریسک ها  بوده است. در ابتدا جهت شناسایی ریسک ها، با استفاده از منابع مرتبط و پژوهش های پیشین، پر اهمیت ترین ریسک ها شناسایی شد که به طراحی پرسشنامه ای با پنج مولفه و 109 گویه انجامید. پایایی پرسشنامه براساس ضریب هماهنگی درونی و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ توسط نرم افزار SPSS محاسبه شده، و ارزش آن ها در هر یک از ابعاد پرسشنامه بزرگتر از مقدار 0/98 بدست آمد. سپس تحلیل و سنجش ریسک ها با استفاده از فنون ذکر شده انجام شده است. در این پژوهش ریسک های زنجیره تامین در پنج بخش(تامین کنندگان، تولید و مدیریت منابع دبجبتالی، توزیع منابع دیجیتالی، خدمات به کاربران و ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تامین) مورد ارزیابی قرار گرفته است، در بخش تامین کنندگان 24 شاخص ریسک شناسایی، شاخص ریسک "تغییرات و بی ثباتی در نرخ های ارزی" با 73% بالاترین رتبه، در بخش تولید و مدیریت منابع دیجیتالی 26 شاخص ریسک شناسایی، شاخص ریسک "خط مشی مجموعه سازی منابع دیجیتالی" با 73% بالاترین رتبه، در بخش توزیع منابع دیجیتالی 19 شاخص ریسک شناسایی، شاخص ریسک"امکان ارایه خدمات امانت مبتنی بر وب در کتابخانه دیجیتالی" با 84% بالاترین رتبه، در بخش خدمات به کاربران 21 شاخص ریسک شناسایی، شاخص ریسک  "امکان جستجو با هر مرورگری درکتابخانه دیجیتالی" با 88% بالاترین رتبه و در بخش ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تامین 19 شاخص ریسک شناسایی شد، شاخص ریسک"افزایش قیمت سخت افزارهای اجزای زنجیره تامین به جهت تغییرات نرخ ارز" با 82% بالاترین رتبه را کسب کرده اند. بر اساس رتبه بندی ریسک ها با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی در زنجیره تامین کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه های شهر تهران به ترتیب "ریسک های مربوط به تامین کنندگان"، "ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تامین" ، "ریسک های مربوط به خدمات به کاربران"، "ریسک های مربوط به تولید و مدیریت منابع دیجیتالی" و "ریسک های مربوط به توزیع منابع دیجیتالی" رتبه 1 تا 5 را از نظر اهمیت ریسک ها کسب نموده اند.

    کلیدواژگان: کتابخانه های دیجیتالی، ارزیابی، ریسک های زنجیره تامین، ایزو 31000، دانشگاه های دولتی شهر تهران
  • قاسم موحدیان*، احمد شعبانی، مهرداد چشمه سهرابی، عاصفه عاصمی صفحات 781-806

    ظهور شبکه های اجتماعی و پدیده هایی نظیر برچسب گذاری، تغییراتی را در زمینه زبان اطلاعات هم در محتوا و هم در بیان صوری آن، و در ساختار سازماندهی اطلاعات موجب شده است. هدف این پژوهش بررسی نظام معنایی گفتمان سازماندهی اطلاعات دیجیتال در پدیده برچسب گذاری اجتماعی است. روش پژوهش تحلیل گفتمان با رویکرد لاکلا و موف است. پایگاه لایبرری ثینگ با توجه به اینکه نمونه ای برجسته و غنی از دلالت های گفتمان سازماندهی اطلاعات دیجیتال در برچسب گذاری را ارایه داده، بصورت هدفمند به عنوان مورد پژوهش انتخاب شد. یافته ها نشان داد گفتمان سازماندهی اطلاعات در برچسب ها در تقابل با گفتمان مدرن سازماندهی اطلاعات در کتابخانه ها شکل گرفته است. در مفصل بندی گفتمان سازماندهی برچسب ها، کاربر به عنوان دال مرکزی، محور مفصل بندی قرار گرفته و دال های شناوری چون زبان، فهرست نویسی، و عضویت در نظام معنایی گفتمان سازماندهی برچسبی پیرامون دال مرکزی کاربر مفصل بندی می شوند. این گفتمان تلاش دارد با جذب عناصری از گفتمان رقیب نظیر رده بندی، روزآمدی، رایگان بودن و ایجاد انسداد معنایی، آن ها را تبدیل به وقته های گفتمان خود کند. این کار در فضای تقابل و غیریت سازی با ایجاد زنجیره هم ارزی از عناصر قابل جذب در گفتمان خودی، و در مقابل، ایجاد زنجیره تفاوت و بزرگنمایی عناصری همچون کهنگی، اقتدارگرا بودن، و سلسله مراتبی بودن در گفتمان رقیب (گفتمان مدرن سازماندهی اطلاعات) و طرد آنها به حوزه گفتمان گونگی یا میدان گفتمان صورت می گیرد.

    کلیدواژگان: گفتمان، سازماندهی اطلاعات، برچسب گذاری، لایبرری ثینگ، تحلیل گفتمان لاکلا و موف
  • عبدالحسین فرج پهلو، فریده عصاره، سید مصطفی فخراحمد، لیلا دهقانی* صفحات 807-837

    هدف این پژوهش  ابداع و معرفی الگوریتمی نوین برای استخراج چهریزه ها ست که امکان تجربی شناسایی چهریزه ها با کمک پشتوانه انتشاراتی را فراهم می کند. الگوریتم پیشنهادی بر مبنای دو ایده شکل گرفته است: ایده اول این است که چهریزه در بافت بروز پیدا می کند. بنابراین برای تشخیص چهریزه در یک بدنه متنی بایستی بافت یا بستر آن مورد بررسی قرار گیرد و ایده دوم این است که چهریزه نقطه تمرکز در یک درخت واژگانی است که نه بسیار عام و نه بسیار خاص است. در حوزه پزشکی، دامنه زنان و زایمان به عنوان بستر آزمون انتخاب گردید. سه پیکره ی متنی از درون پشتوانه انتشاراتی انتخاب شد. پیکره ی بستر، از چکیده و عنوان مجموعه مقالات موجود در 20 مجله برتر حوزه انتخاب شد که در برگیرنده 167071 سند بود. پیکره دوم، پیکره منشاء بود که 2000 مقاله به صورت تصادفی از پیکره بستر، انتخاب شد. پیکره سوم، پیکره واژگانی است که با استفاده از یک سرویس تحت وب و معیار رتبه بندی واژگان LIDF-value استخراج گردید. خروجی حاصل، در برگیرنده  514 واژه بود. واژگان تکراری حذف شدند و در نهایت 480 واژه مهم شناسایی شد. سپس، واژگان در پیکره بستر با کمک مجموعه راهنما یعنی Mesh ، بسط داده شد و پس از آن بر اساس دو شرط انتقال مبتنی بر تکرار یعنی بیشتر بودن اسناد مرتبط با واژه  در بستر نسبت به منشاء و انتقال مبتنی بر رتبه یعنی رشد رتبه موجود واژه در پیکره بستر نسبت به منشاء که نشان دهنده عام شدن واژه است،  چهریزه های کاندید استخراج شدند. در نهایت با استفاده از سه قاعده ی اخص بودن، جایگزنی و اعم بودن، چهریزه های شناسایی شده اصلاح و نام گذاری شدند. در نهایت 26 چهریزه به عنوان چهریزه های حوزه زنان و زایمان شناسایی شدند.  با مقایسه الگوریتم پیشنهادی با دیگر الگوریتم ها مشخص شد که ایجاد سه افراز (افراز منشاء و بدنه متنی و افراز برای شناسایی واژگان مهم) و مقایسه رفتار واژه در آنها و سپس ایجاد درخت بر اساس چهریزه های کاندید یعنی ترکیب رویکرد آماری و هرس درخت می تواند نتایج مناسب تری نسبت به رویکرد صرفا آماری یا هرس درخت داشته است. همچنین، مقایسه چهریزه های خروجی از الگوریتم و چهریزه های سنتی در این زمینه نشان داد که چهریزه های خروجی الگوریتم، خرد تر و برای مرور در ابزارهای بازیابی اطلاعات مفید تر هستند. همچنین،در این پژوهش مشخص شد که چهریزه های دامنه تخصصی از چهریزه های عمومی در حوزه پزشکی متفاوت است و مستقل از آنها قابل شناسایی و تعریف  است اما نمی توان، نتایج را به تمامی دامنه های پزشکی تعمیم داد و نیاز است پژوهش های دیگری در دیگر حوزه ها صورت گیرد.

    کلیدواژگان: بازیابی اطلاعات، چهریزه، جستجوی چهریزه ای، استخراج خودکار چهریزه
  • سعیده اکبری داریان* صفحات 839-863

    باتوجه به اینکه فهرست های کتابخانه ای در وب پنهان قرار دارند، این پژوهش با هدف افزایش یافت پذیری و رویت پذیری رکوردهای کتابشناختی فهرست برخط دسترسی همگانی (اپک)  سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران انجام شد. در این پژوهش اپک از منظر مولفه های سیو (رویت پذیری، رتبه بندی و نرخ کلیک) در گوگل قبل و بعد از بهره گیری از ابزار جستجوی گوگل سنجیده شد.  روش پژوهش اقدام پژوهی است. جامعه پژوهش رکوردهای کتابشناختی کتابخانه ملی ایران است  این رکوردها در قالب نقشه سایت به ابزار کنسول جستجوی گوگل ارسال شدند. در این روش از مراحل سه گانه لوین (برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی) برای طراحی مراحل اقدام پژوهی استفاده شد. . نتایج پژوهش نشان داد که در مدت کمتر از چهارماه از ارسال اولین نقشه سایت به ابزار گوگل، افزایش پنج برابری رکوردهای  نمایه سازی از 17948 به 90330 مشاهده شد. در این مدت 4 درصد از یو.آر.ال. های نقشه های سایت ارسال شده به کنسول جستجوی گوگل  نمایه سازی شده بودند که این تعداد روزانه رو به افزایش است. از منظر سایر مولفه های سیو (رتبه بندی و نرخ کلیک) تنزل رتبه از 7.8 به 8.6 و نیز نرخ کلیک از 12.5 درصد به 11.1 درصد مشاهده شد. بالاترین نرخ کلیک مربوط به کامپیوتر رومیزی با 19.3 درصد است. نرخ کلیک از تقسیم تعداد کلیک ها بر تعداد نمایش ها به درصد بیان می شود. با افزایش تعداد نمایش اپک در نتایج جستجو که ناشی از نمایه سازی رکوردهاست باید تعداد کلیک ها نیز افزایش یابد تا در نهایت نرخ کلیک بالایی به دست آید. بنابراین آنچه که می تواند نرخ کلیک را با توجه به نمایه شدن رکوردهای اپک افزایش دهد بالاآوردن رتبه اپک از هشتم به سه رتبه اول است. تغییرات زیرساخت و پرداختن به  تگ ها و متاتگ ها می تواند این رتبه را افزایش دهد. افزایش دوبرابری نرخ کلیک در کامپیوتر رومیزی نسبت به موبایل نیز هشداری به کتابخانه ملی ایران است که معماری اپک پانزده سال پیش خود را تغییر اساسی دهد. امروزه سازگاری با موبایل یکی از مولفه های مهم در رتبه بندی گوگل است. اپک کتابخانه ملی ایران همانند سایر اپک های دنیا نیاز به برنامه ریزی استراتژیک و مداوم برای رویت پذیری و رتبه بندی بالا در وب دارد.

    کلیدواژگان: اپک، بهینه سازی برای موتور جستجو، رویت پذیری، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران سئو، کنسول جستجوی گوگل، یافت پذیری
  • علی اصغر سالارنژاد، مریم شعار*، علی رجب زاده صفحات 865-893

    امرزه محیط های کسب و کار و سازمان ها نیازمند استفاده از منابع پردازشی، ذخیره سازی و نرم افزاری متعددی برای دست یابی به اهداف مشخص شده ی خود هستند. پیدایش محاسبات ابریشیوه ی دست یابی به منابع ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را دگرگون نمود. وجود ویژگی های دسترسی آسان از طریق مکانیسم های استاندارد ارتباطی شبکه و افزایش خودکار موجب علاقه وافر سازمان ها به استفاده از خدمات ابری گردیده است. بااین وجود، انتخاب خدمت مناسب به دلیل افزایش تنوع خدمات ابری از نظر قیمت، مکان خدمت و پارامترهای کیفیت خدمات موجب شده است تا فرایند انتخاب خدمت ابری در سازمان ها با دشواری فراوان همراه باشد. از الزامات انتخاب صحیح خدمت ابری در سازمان، تشخیص عوامل تاثیرگذار در انتخاب و برآورد میزان اهمیت هر یک از این عوامل است. این پژوهش کوشیده با پیروی از رویکرد آمیخته و استفاده از روش بررسی نظام مند ادبیات و دلفی فازی در قالب طرحی اکتشافی، به شناسایی عوامل موثر در انتخاب خدمت ابری سازمانها پرداخته و این عوامل را با کمک روش بهترین بدترین رتبه بندی نماید. در گام اول با بررسی نظام مند ادبیات این حوزه و همچنین بررسی تطبیقی سه استاندارد صنعتی توافق نامه های سطح خدمت ابری،  24 عامل موثر بر انتخاب خدمت ابری شناسایی گردید. به منظور بهره گیری ازتجارب و نقطه نظرات صاحبنظران این حوزه در جهت گسترش بدنه دانشی موجود، اعتبارسنجی و پالایش عوامل موثر در انتخاب خدمت ابری ،ز روش دلفی فازی استفاده شد. ز روش دلفی فازی استفاده شد. بر اساس اجماع خبرگان 20 عامل موثر بر انتخاب خدمت ابری سازمانها در قالب 4 مولفه اصلی تایید و نهایی شد. در پایان عوامل تایید‍ شده از مرحله قبل با روش بهترین-بدترین وزن دهی و رتبه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که در انتخاب خدمت ابری به ترتیب مولفه های  عملکردی، امنیتی، محیطی و سازمانی ازبیشترین اهمیت برخوردارمی باشند.  از 20 عامل موثر بر انتخاب خدمت ابری به ترتیب عوامل دستر س پذیری  با وزن 0.137، قابلیت اطمینان با وزن 0.134، زمان پاسخگویی/تاخیر با وزن 0.122، حاکمیت با وزن 0.096، ظرفیت با وزن0.072 بیشترین وزن را دارا می باشند.

    کلیدواژگان: انتخاب خدمت ابری، کیفیت خدمت ابری، توافق نامه سطح خدمت، روش دلفی فازی، روش بهترین- بدترین
  • آزاده فخرزاده*، محدثه رهنما، جلال الدین نصیری صفحات 895-917

    در این مقاله یک روش جدید برای برچسب گذاری تصاویر موجود در متون علمی فارسی معرفی می شود. در اسناد و مقالات علمی، تصاویر حاوی اطلاعلات مهمی هستند و در بسیاری از موارد با بررسی آنها به تنهایی می توان به ایده اصلی و یا نتایج مهم مقاله علمی پی برد، بدون اینکه لازم باشد کل مقاله را مطالعه کرد. به خاطر رشد روز افزون داده های تصویری، بازیابی تصاویر از اسناد علمی توجه زیادی به خود جلب کرده است و تبدیل به یک موضوع رو به رشد در ادبیات شده است. اولین قدم در بازیابی تصاویر تخصیص برچسب های توصیف کننده به هر تصویر است.  در اینجا برای استخراج برچسب تصویر از متن سندی که تصویر به آن تعلق دارد استفاده شده است. زیرنویس و قسمتی از متن سند که در آن، به تصویر مورد نظر اشاره شده است در نظر گرفته می شود. عبارات اسمی در متن همراه تصویر با استفاده از پنج روش متفاوت؛ فراوانی عبارات در سند، معکوس فراوانی سند، فراوانی کلمه- معکوس فراوانی سند، شباهت کسینوسی عبارات با زیرنویس و ترکیب روش فراوانی کلمه- معکوس فراوانی سند و شباهت کسینوسی با زیرنویس، رتبه بندی می شوند. برچسب های انتخابی برای تصویر در هر روش، عبارات اسمی با رتبه بالاتر در آن روش است. روش های معرفی شده با استفاده از داده آزمایشی از پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) که منبع اصلی اسناد علمی فارسی است، ارزیابی می شوند. طبق نتایج بدست آمده در این تحقیق روش فراوانی کلمه- معکوس فراوانی سند بهترین روش برای برچسب زدن تصاویر موجود در اسناد علمی است.

    کلیدواژگان: برچسب زدن تصویر، نشانه گذاری تصویر، بازیابی تصویر، پردازش متن، استخراج فراداده، فناوری اطلاعات
  • زیبا محمدزاده روشتی*، افشین موسوی چلک، فاطمه آجرلو، سعید چهره صفحات 919-952

    امروزه موفقیت حال و آینده در رقابت بین سازمان ها تا حد کمی مبتنی بر تخصص راهبردی منابع فیزیکی و مالی و تا حد زیادی مبتنی بر مدیریت راهبردی دانش و دارایی های دانشی است. ظهور شرکت ها و سازمان هایی که شالوده اصلی آن ها مبتنی بر دانش و استفاده از ایده ها، خلاقیت و نوآوری ها از واقعیت های دنیای کسب وکار جدید است. هدف کلی این پژوهش شناسایی مولفه های موثر مدیریت دانش در استارت آپ های شاخه علم اطلاعات و دانش شناسی و ارایه مدلی در این خصوص است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی قرار دارد. پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب) و کمی (دلفی و تحلیل عاملی اکتشافی) صورت گرفت. جامعه در بخش کیفی شامل مقاله فارسی و لاتین مرتبط با مدیریت دانش در استارت آپ ها است که با توجه به معیارهای ورود در روش فراترکیب انتخاب شدند. جهت دستیابی به اجماع در خصوص مولفه های مستخرج از فراترکیب از روش دلفی و نظرسنجی از 30 نفر از اعضای هییت علمی این رشته، استفاده شد. بخش کمی نیز شامل 323 نمونه از شرکت های مرتبط با استارت آپ درزمینه علم اطلاعات و دانش شناسی است که با روش طبقه ای تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه برابر 0/811، تایید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزارهای آماری اس. پی. اس. اس. بهره برده شد. براساس تحلیل عاملی اکتشافی 128 گویه پرسشنامه در 9 مولفه اصلی و 55 مولفه فرعی طبقه بندی شده است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان می دهد 9 مولفه کاربست دانش (23/875)، تسهیم دانش (11/261)، خلق دانش (8/805)، سازمان دهی دانش (2/426)، شناسایی دانش (2/820)، ارایه دانش (2/684)، توسعه دانش (2/342) تغییر دانش (2/047) و حفاظت دانش (1/876) بر مدیریت دانش در استارت آپ های علم اطلاعات و دانش شناسی موثر است. بر این اساس کاربست دانش دارای بیشترین واریانس و حفاظت دانش از کمترین واریانس برخوردار است. با توجه به مطالعات محدود که درزمینه استارت آپ های علم اطلاعات و دانش شناسی در داخل کشور صورت گرفته است، نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مدلی برای پیاده سازی مدیریت دانش در تبیین و شناخت عوامل موثر بر استارت آپ های شاخه علم اطلاعات و دانش شناسی یاری نماید و زمینه را برای رشد و توسعه هرچه بیشتر این گونه استارت آپ ها فراهم کرد.

    کلیدواژگان: علم اطلاعات و دانش شناسی، مدیریت دانش، استارت آپ
  • شهرزاد غلامی*، سعید رضایی شریف آبادی، اردشیر علیزاده شهریور، سولماز فرخزاد صفحات 953-977

    کارکنان واحدهای بالینی با مسایل اطلاعاتی مهم و مشترکی مواجه هستند که رفع آن ها نیازمند اطلاعات دقیق، معتبر و قابل اعتمادی است که در کوتاه ترین زمان قابل دستیابی و استفاده باشند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مولفه های آموزش و آگاهی بر رفتار اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی دانشگاه علوم پزشکی بود.  این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی مبتنی بر طرح پیش آزمون، پس آزمون می باشد. جامعه آماری این پژوهش را 40 نفر از کارکنان حوزه درمانی شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی قزوین تشکیل می دهند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه انجام شد.  مداخله آموزشی بر افزایش میزان آگاهی مشارکتی افراد و همچنین مشارکت آنها در فرایند جستجوی اطلاعات تاثیر قابل توجهی داشت (P<0.05). ارزیابی مدل معادلات ساختاری رفتار اطلاع یابی مشارکتی با شاخص 0.058RMSEA= با سطح معناداری کوچکتر از 0.05 نشان داد، مدل از برازندگی مناسبی برخوردار است.  از بررسی مدل اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی می توان دریافت که با افزایش آگاهی تیمی در زمینه مشارکت، میزان تعامل و همکاری گروهی افزایش یافته و بازنمون آن در افزایش ارتباطات تیمی و تقسیم وظایف به خوبی نمایان می باشد. به اشتراک گذاری اطلاعات به عنوان فعالیتی که حاصل همکاری افراد می باشد، مشارکت کنندگان را قادر به خلق دانش جمعی، حفظ آگاهی مشارکتی همکاران و ایجاد درک مشترک می نماید و می تواند شامل انتقال نیازهای اطلاعاتی و نتایج بازیابی شده، پردازش بیشتر اطلاعات و یا انتقال دانش در مخازن دانشی تیم باشد.

    کلیدواژگان: رفتار اطلاع یابی مشارکتی، آگاهی تیمی، مداخله آموزشی، تعامل
  • مهدی زاهدی نوقابی*، رحمت الله فتاحی، جواد صالحی فدردی، محسن نوکاریزی صفحات 979-1010

    هدف از پژوهش حاضر شناسایی هرگونه تاثیر قابلیت های کاربران شامل سبک های یادگیری، سواد اطلاعاتی و یا سواد رسانه ای بر نحوه انجام حرکات چشمی کاربران حین تعامل با رابط کاربری وب سایت ها براساس فرضیه چشم- ذهن می باشد. این پژوهش به روش آمیخته و با رویکرد توضیحی متوالی انجام شد. جامعه پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد بودند. نمونه گیری آزمودنی ها (جامعه پژوهش) از طریق روش های آمیخته متوالی و به صورت نمونه‎گیری در هر لایه بود. در نهایت تعداد 20 نفر آزمودنی به عنوان نمونه نهایی در دو مرحله گردآوری داده های پژوهش حضور یافتند. برای گردآوری اطلاعات از ابزارهای مختلف و متنوعی مانند پرسشنامه استاندارد سبک یادگیری فلدر و سولومن، پرسشنامه سواد اطلاعاتی و سواد رایانه ای و نشست تعاملی با استفاده از دستگاه ردیاب چشمی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. این پژوهش همبستگی بالا میان توانمندی سواد رایانه ای با سواد اطلاعاتی در دانشجویان را نشان داد. همچنین، برخی توانمندی های آزمودنی ها می توانست بر حرکات چشم در فرایند تعامل با رابط کاربر وب سایت تاثیرگذار باشد. بین سواد اطلاعاتی و حرکات چشم رابطه وجود داشت. مدت خیره شدن برای آزمودنی هایی که سطح سواد اطلاعاتی بالایی داشتند از افرادی که سطح سواد اطلاعاتی کم تری داشتند، بیشتر بود. آزمودنی هایی که سبک یادگیری حسی داشتند تعداد خیره شدن بیشتری را تجربه کرده بودند. برای افرادی که سبک پی درپی داشتند، مدت خیره شدن ها بیشتر بود اما تعداد خیره شدن ها به علت خطی نگاه کردن به رابط کاربر، کمتر از سبک سراسری بود. آزمودنی هایی که سواد اطلاعاتی پایین و سبک یادگیری انعکاسی داشتند، تعداد خیره شدن های بیشتری را در صفحه تجربه می ‎کردند. افرادی که سبک یادگیری کنشی و سواد اطلاعاتی بالا داشتند، مدت زمان بیشتری را در خیره شدن به صفحه صرف می کردند. آزمودنی های با سواد اطلاعاتی پایین، تعداد خیره شدن فراوان تری نسبت به افراد با سواد اطلاعاتی بالا داشتند. با بررسی حرکات چشم کاربران مشخص شد که رابط کاربر می تواند بر حرکات چشم کاربران اثرگذار باشد. در فرایند تعامل، حرکات چشم کاربران از مولفه‎ های کلی تر به مولفه های جزیی تر تغییر می کرد. به طور کلی، مشخص شد که سطح سواد اطلاعاتی ممکن است در حین تعامل با وب سایت، حرکات چشم کاربر را هدفمند کرده و چگونگی پردازش اطلاعات رابط کاربر را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین، سبک یادگیری بر حرکات چشم کاربران در حین تعامل اثرگذار بود.

    کلیدواژگان: رابط کاربر وب سایت، ردیاب چشمی، سبک یادگیری، سواد اطلاعاتی، سواد رایانه ای
|
  • Mohammad Javad Ershadi*, Masoumeh Nabizadeh Pages 667-693

    Today, measuring data quality is one of the most important strategies in improving data-driven business processes. Any correct decision to improve systems in this category of organizations depends on an appropriate analysis of data quality. Research data and especially theses / dissertations  of graduates of the whole country based on this principle from various aspects of data quality need to be reviewed and evaluated. In the process of registering, the quality control of metadata is one of the most important parts that examines the information items of documents (such as the name of the researcher, supervisors and advisors, abstract, index, etc.).In the current situation, incompatible documents are identified during the quality control process and after entering in the system (as text), the relevant document is systematically returned to the researcher. Non-standard incompatible identified and the lack of proper classification for incompatible documents leading to informing tastes to researchers, making statistical analysis of metadata quality problems difficult, and also make it impossible to analyze the root of observed errors. Therefore, in this study, the incompatible structure observed after standardization has been used experimentally in two-month periods and the results have been presented. Incompatible in thesis defense date, the title page (Persian and English) and the existence of white pages in the file have been among the most important reasons for returning documents to users.  Also, the analysis of all data showed that 59% of the incompatibles were related to the attached files and 41% to the information recorded in the system. Finally, based on the performed analyzes, guidelines have been provided for the users of the system in order to improve the quality of data, according to specialized areas

    Keywords: Data quality, Information quality, Quality Control, Iranian Research Institute for Information Science, Technology (IranDoc), Thesis, Thesis Registration System, incompatible analysis
  • Elnaz Rabieinejad, Shahriar Mohammadi*, Mahdi Yadegari Pages 695-720

    With the advancement of human society and information and communication technology, the Internet of Things has penetrated into various aspects of the daily lives of people and industries. Emerging blockchain technology has become a viable solution to IoT security due to its inherent characteristics such as distribution, security, immutability, and traceability. However, the integration of IoT and blockchain has challenges such as latency, throughput, scalability, and device power limitation. Recent research has focused on the role of artificial intelligence methods in improving IoT performance in blockchain. According to the studies, there are few effects on improving the performance of IoT devices with limited power, so in this study, a conceptual model for improving blockchain performance in IoT devices with limited power by deep reinforcement learning is proposed. According to studies, there is little research on improving the performance of IoT devices with limited power, so in this study, a conceptual model to improve blockchain performance in IoT devices with limited power by deep reinforcement learning is proposed. In this model, Internet devices with limited power can delegate their extraction task to the mobile edge computing layer. The presented model has six layers of perception, data, network, consensus, mobile edge computing and application, which are explained in detail. In this model, to improve the throughput and select the mining method, a recommender located in the mobile edge computation layer is used. recommender systems are adjusted by adjusting the size and time of building blocks to improve the throughput and also tries to minimize the delay and energy consumption of the mining operation by selecting suitable method. To achieve good performance in reinforcement learning, the use of Q learning and long- short term memory is suggested. the use of deep reinforcement learning is to set the block size by considering the transmission delay in order to increase throughput as well as mining with respect to the minimum delays and energy consumption in the proposed conceptual model can improve the performance of blockchain in the IoT.

    Keywords: Blockchain, Internet of Things, Reinforcement Learning, Q Learning, Long–Short Term Memory
  • Mohammad Kazem Sayadi*, Ehram Safari, Soheyla Ghobadipouya Pages 721-748

    Improving the quality of supply chain performance in manufacturing sectors, factories and businesses are one of the most important objectives of managers in each country, and the economic future of each country depends on the performance of the supply chains. Also, the increasing development of the Internet of Things (IoT) has an important role in facilitating the process of businesses in different parts of the supply chain. Internet of things has many applications in this area. The aim of this study is to identify and prioritize the internet of things applications in supply chain management (SCM) with multi criteria decision making (MCDM) approach. In this research, COPRAS, a MCDM method has been used. The evaluation criteria are derived based on the opinions of experts in the Iranian society of information and communication technology and managers working in the companies that are using the IoT. These criteria are selected by thematic analysis method. The research method is applicable in terms of purpose and is descriptive in terms of means of data collection. Research shows that "Monitoring and Control of perishable food and medicine", "maintaining employee health in different industries", "Smart Manufacturing Line and Smart Devices," and “Smart maintenance and repair” are the most important application of IoT in SCM.

    Keywords: MADM, IoT, Supply Chain Management (SCM), COPRAS (Complex Proportional Assessment)
  • Mitra Samiei*, Seyed Mahdi Taheri, Somayeh Farzadi Pages 749-779
    Purpose

    The present research has been done with a view to identifying and ranking the supply chain risks in digital libraries of state universities in Tehran based on the 2018 version of ISO 31000.

    Methodology

    The present research is an applied one and to implement it, survey and analytic methods have been applied with Shannon entropy to weight risks and fuzzy TOPSIS to evaluate them. Primarily the most important risks were identified using the relevant resources and the results of previous researches; a process which led to the formulation of a questionnaire with 5 components and 109 items. The stability of the questionnaire was calculated based on the internal consistency coefficient & Cronbach alpha coefficient using SPSS software. The resulted value in each aspect of the questionnaire amounted to more than %98 and then the analysis and ranking of the risks were carried out using the above-mentioned techniques.

    Findings

    In this research the risks of supply chain have been evaluated in 5 sections: suppliers, production & digital resources management, distribution of digital resources, services to users and common risks among the components of supply chain. In the suppliers section the risk index of  "The fluctuation  of exchange rates" has the highest rank(=%73), in production  and digital resources management, the risk index of "The strategy of collection development of digital resources" has the highest rank(=%73), in distribution of digital resources section, the risk index of "Possibility of rendering  web-based loan services in the digital library" has the highest rank(=%84), in services to users section,  the risk index of "The possibility of searching by means of any browsers in the digital library" has the highest rank(=%88) and in the common risks among the components of supply chain section, the index risk of "The increase of hardware prices of the components of supply chain due to the fluctuation of exchange rate" has the highest rank(=%82).

    Results

    The risks based on their ranking and by applying the TOPSIS technique in the supply chain of digital libraries in the universities of Tehran in order of importance that is from number 1 to number 5 include: "risks of suppliers", "common risks among the components of supply chain", "risks relating to services of users", "risks involving the production & digital resources management", and "risks involving the distribution of digital resources".

    Keywords: digital libraries, evaluation, risks of supply chain, 31000 ISO, Tehran`s state universities
  • Ghasem Movahedian*, Ahmad Shabani, Mehradad Cheshmesohrabi, Asefe Asemi Pages 781-806

    The emergence of social networks and phenomena such as tagging have led to changes in the structure, language, and content of information. The purpose of this study was to analysis of discourse of digital information organization in social tagging. Discourse analysis by Laclau and Mouffe's was used as a research method. LibraryThing were chosen with purposive sampling. End-user as a nodal point located in the center of semantic systems of digital information discourse, language, cataloging, and members were elements articulated around the end-user. Popularity, commonness, participatory, locality, relativeness, fluidity and independence from professional catalogers and standards of cataloging were identified as a features of cataloging. Easiness, unlocality, flatness and lack of specific precondition were the features of membership in this database. Language and narration of end-users were a dominate in this database but language and narration of elite in modern discourse of traditional library organization was marginalized. Tags are an important phenomenon for presentation the user language and construction of the database. Uncontrolled, relative, non-standard, unofficial and De-authorized languages of end –users provide suitable status for deconstructive interpretations from the texts in libraryThing. Classification, updatness, being free and Non-profits were the moments of information organization discourse in libraryThing. Features of modern discourse of information organization such as obsolescence, hierarchical, authoritarianism are rejecting to the field of discursivity. Discourse of digital information organization articulation in contrast with modern systems of information organization in libraries.

    Keywords: Discourse, Information Organization, Tagging, LibraryThing, Laclau, Mouffe discourse analysis
  • Abdolhossein Farajpahlou, Farideh Osareh, Seyed Mostafa Fakhrahmad, Leila Dehghani* Pages 807-837

    In this research, a new algorithm for facets extraction has been developed and introduced, which provides the experimental possibility of identifying facets based on a literary warrant. In the field of automatic facet extraction, two main ideas were considered by reviewing the researches. The first idea is that the facet appears in the context. Therefore, to identify the facet in a corpus, its context must be examined. The second idea is that the facet is the focal point in a lexical tree that is neither very general nor very specific. Based on these two ideas, first, the corpus in the medicine area and the obstetrics and gynaecology domain was prepared. The research team selected three corpora from the literary warrant and used the abstract and title of the collection of articles in the top 20 journals of the field to create a contextual corpus. This collection contained 167071 documents. 2000 articles were randomly selected to create the origin corpus. The third body is the lexical corpus. The proper words of the corpus were extracted using a web-based service. The output contained 514 words. Duplicate words were removed and finally, 480 important words were identified. Then, the words were expanded in the contextual corpus with the help of the guide set- Mesh and then-candidate dissertations were extracted based on the two conditions of frequency-based Shifting and rank-based Shifting. Finally, using the three rules of specificity, substitution, and generality, the identified facets were modified and named. Finally, 26 facets were identified in the domain of gynaecology and obstetrics. Comparing the proposed algorithm with other algorithms, it was found that the combination of statistical approach and tree pruning can have better results than purely statistical approach or tree pruning. Also, the comparison of the output facets of the algorithm with the traditional facets in this obstetrics and gynaecology domain showed that the output of the algorithm is smaller and more useful for browsing information retrieval tools. Also, in this study was specified that specialized domain facets are different from general facets and can be redefined independently, but the results cannot be generalized to all medical domains and other research needs to be done in other fields.

    Keywords: data retrieval, facet, faceted search, automatic facet extraction
  • Saeedeh Akbari Daryan* Pages 839-863

    Due to the fact that library catalogs are often hidden in the invisible web, the purpose of the present research has been increasing visibility and findability of bibliographic records of Online Public Access Catalog’s (OPAC) of the NLAI. Also, SEO components (i.e. visibility, ranking and click through rate) were measured in Google before and after using the Google Search Console.  The research method is action research. Bibliographic records of NLAI Sitemaps were submitted to Google Search Console. Lewin's three steps (planning, execution and evaluation) were used to design the research steps.  Less than four months from submission, a fivefold increase (from 17948 to 90330) in indexing records was observed. During this period, 4% of URL sitemaps submitted to Google Search Console were indexed. This number is increasing daily. From the perspective of other SEO components (ranking and click-through rate), the ranking decreased from 7.8 to 8.6. Also the click-through rate decreased from 12.5% to 11.1%. The highest click-through rate was for desktop with 19.3%.  Click-through rate is calculated by dividing number of clicks by the number of impressions. As the number of impression of OPAC in Search Engine Results Pages increased due to the indexing of records, the number of clicks must also increase in order to achieve a high click-through rate. The click-through rate increases the OPAC’s NLAI ranking from eighth to first to third. By improving the infrastructure and addressing the problems with tags and meta tags, ranking could increase. Doubling the click-through rate on desktop compared to mobile phone is also a warning to the National Library of Iran to fundamentally changes its OPAC architecture. This structure was designed fifteen years ago and needs to be redesigned. Nowadays, to be mobile friendly is a highly important characteristic in Google rankings. The NLAI like other OPACs in the world, needs strategic and continuous planning for high visibility and ranking on the web

    Keywords: OPAC, Search Engine Optimization, Visibility, National Library, Archives of Iran, SEO, Search Engine Console, Findability
  • Ali Asghar Salarnezhad, Maryam Shoar*, Ali Rajabzadeh Ghetry Pages 865-893

    Business and organization environments need using numerous processing, saving and software resources for achieving their determined goals. Genesis of Cloud Computing, transform method of access to the information processing and saving resource. Having easy accessing features through network communication standard mechanism and Automatic increasing resource mechanism, cause great interest in organizations to use Cloud services. However, choosing suitable service despite increasing variety of services in terms of price, place and quality of service parameters, make the cloud services selection process so complex. One of the requirements for choosing the right cloud service is Identify the factors influencing the selection and estimation of the importance of them. This research has tried to follow a mixed approach and use systematic literature review and fuzzy Delphi method in the form of an exploratory plan, Identifies the effective factors in choosing the organizations cloud service and rank these factors with the help of the best-worst method. In the first step, by systematically reviewing the literature in this field and also comparatively reviewing the three industrial standards of cloud service level agreements, 24 elements affecting cloud service selection were identified, in order to expand the existing body of knowledge, validate and refine the factors affecting the choice of cloud service, Fuzzy Delphi method was used. Based on the consensus of experts, 20 factors affecting the choice of organizations cloud service were approved and finalized in the form of 4 main components. At the end, the factors confirmed from the previous stage were weighted and ranked by the best-worst method. The results showed that performance, security, environmental and organizational components are the most important in choosing a cloud service. Of the 20 factors influencing cloud service selection, availability factors weighing 0.137, reliability weighing 0.134, response time/delay weighing 0.122, governance weighing 0.096, and capacity weighing 0.072 have the highest weight, respectively.

    Keywords: Cloud service selection, Quality of cloud service (QOS), Service Level Agreement (SLA), Fuzzy Delphi Method, Best-Worst Method
  • Azadeh Fakhrzadeh*, Mohadeseh Rahnama, Jalal A Nasiri Pages 895-917

    In this paper, a new method for annotating images in Persian scientific documents is suggested.  Images in scientific documents contain valuable information. In many cases, by analyzing images one can understand the main idea and important results of the document. Due to the explosive growth of image data, automatic image annotation has attracted extensive attention and become one of the growing subjects in the literature. Image annotation is the first step in image retrieval methods, in which descriptive tags are assigned to each image. Here, for image annotation the associated text is used. The caption and the part of the document that includes the reference to the image are considered. None phrases in the associated text are ranked based on five different methods; term frequency, inverse document frequency, term frequency–inverse document frequency, cosine similarity between word embedding of noun phrases in the text and the caption and using both term frequency–inverse document frequency and cosine similarity methods. Image tags in every method are the noun phrases with the highest rank. Suggested methods are evaluated on the test data from Iran scientific information database (Ganj), the main database of Persian scientific documents. Term frequency–inverse document frequency method gives the best results.

    Keywords: Image Tagging, Text analysis, Image Annotation, Image retrieval, metadata extraction, Information technology
  • Ziba Mohammadzadeh Reveshti*, Afshin Mousavi Chelak, Fatemeh Ajorloo, Saeed Chehreh Pages 919-952

    Today, the present and future success of competition between organizations is based, in part, on the strategic expertise of physical and financial resources and, to a large extent, on the strategic management of knowledge and knowledge assets. The main foundation of emerging companies and organizations based on knowledge and the use of ideas, creativity, and innovation is the reality of the new business world. The overall purpose of this research identify the effective components of knowledge management in the startups of the field of information science and science and provide a model in this regard. The main purpose of this study is to identify the effective components of knowledge management in startups in the field of information science and epistemology and to provide a model in this regard. This research is applied in terms of purpose and is exploratory mixed research in terms of method. The present study was conducted in two parts: qualitative (meta-combination) and quantitative (Delphi and exploratory factor analysis). The population in the qualitative part included Persian and Latin articles related to knowledge management in startups, which were selected according to the inclusion criteria in the meta-combined method. In order to reach a consensus on the components extracted from the meta-combination, the Delphi method and a survey of 30 faculty members in this field were applied. The quantitative section includes 323 examples of startup-related companies in the field of information science and epistemology, which were selected by systematic stratified random sampling method. The data collection tool was a questionnaire whose reliability was confirmed by Cronbach's alpha for the whole questionnaire equal to 0.811. SPSS statistical software was used to do exploratory factor analysis by which 128 items of the questionnaire were classified into 9 main components and 55 sub-components. The results of confirmatory factor analysis show 9 components of knowledge application (23.875), knowledge sharing (11.261), knowledge creation (8.805), organizing knowledge (4.426), knowledge identification (2.820), knowledge presentation (2.684), knowledge development (2.342), knowledge change (2.047), and knowledge protection (1.876) are effective on knowledge management in information science and epistemology startups. Accordingly, knowledge application has the most variance and the knowledge protection has the least variance. Considering the limited studies that have been done in the field of information science and science startups in the country, the results of this research can be used as a model for implementing knowledge management in explaining and recognizing the factors affecting information science and science startups and provided further development of such startups.

    Keywords: Knowledge, Information Sciences, Knowledge Management, Startup
  • Shahrzad Gholami*, Saeed Rezaei Sharifabadi, Ardeshir Alizadeh Shahrivar, Solmaz Farrokhzad Pages 953-977
    Aim

    The clinical staff encounter important and common information problems which solving them often requires accurate, valid and reliable information that can be accessed and used in the shortest time. The purpose of this study was to investigate the effect of education and awareness components on the collaborative information seeking behavior among the clinical staff of the Qazvin University of Medical Sciences during the implementation of research projects in 2020.

    Methodology

    This research was a semi-experimental study based on pre-test, post-test design. The statistical population of this study consists of 40 clinical staff working in hospitals. Data collection was done through a questionnaire.

    Finding

    Educational intervention had a significant effect on increasing the level of collaborative awareness of individuals as well as their participation in the information seeking process (P<0.05). Evaluation of the structural equation model of CIS behavior with RMSEA= 0.058 and P value <0.05 showed that the model had a good fit.

    Conclusion

    The results of evaluating the collaborative information seeking behavior of clinical staff showed with increasing people's awareness about collaboration methods, the level of interaction and group cooperation has increased and its representation in increasing team communication and division of tasks is well visible. Information sharing as an activity that is the result of cooperation and collaboration of individuals, enables participants to create collective knowledge, maintain collaborative awareness and create a common understanding. It can include the transfer of information needs and retrieved results, knowledge processing, and transfer in the team's knowledge repositories.

    Keywords: Collaborative Information Seeking Behavior, Team Awareness, Educational Intervention, Interaction
  • Mahdi Zahedi Nooghabi*, Rahmatollah Fattahi, Javad Salehi Fadardi, Mohsen Nowkarizi Pages 979-1010

    The purpose of this study is to identify any possible effect of users’ capabilities, such as learning styles, information or computer literacy, on their eye-movements during interaction with website interfaces, based on eye-mind hypothesis. This research was carried out through explanatory sequential mixed method. The research population was postgraduate students of Ferdowsi University of Mashhad. Sampling was done through sequential mixed method by sampling in each layer (multilevel). Finally, 20 subjects were selected. During data gathering, various tools and approaches such as Felder and Soloman Learning Style questionnaire, Information literacy and computer literacy questionnaire, interactive sessions using eye tracker were used. Descriptive and inferential statistics were used to analyze the data and test the hypotheses. The findings of this study showed a high correlation between computer literacy and information literacy of students. Eye movements of users during interaction with website interfaces was influenced by users’ capabilities. There was a relationship between information literacy and eye movements. The fixation duration was higher for subjects with higher information literacy than those with less information literacy. Subjects with a sensory learning style experienced a greater fixation count. Yet for those who had a sequential style, the fixation duration was longer, but the fixation count due to the linear look at the user interface was less than the global style. Subjects with lower information literacy and reflective learning style experienced more fixation counts. Those with active learning style and high information literacy had longer fixation durations. Subjects with lower levels of information literacy had more fixation count than those with higher information literacy. By examining the eye movements of the users in this research, it was determined that the user interface can affect the eye movement of the users. In the process of interaction, the users’ eye movements changed from more general elements to more complex elements. In general, it was found that the level of information literacy may direct users’ eye movements, while interacting with website, and affect how information is extracted from the interface. Also, the learning style affected the movement of the eyes of the users during the interaction.

    Keywords: website user interface, eye movements, eye tracking, learning style, information literacy, computer literacy