فهرست مطالب

جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای - پیاپی 43 (تابستان 1401)
  • پیاپی 43 (تابستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/05/25
  • تعداد عناوین: 10
|
  • تحلیل سطح حس تعلق به مکان های تفریحی به واسطه تبیین معنای مکان (نمونه موردی: دهکده تفریحی زاینده رود)
    نرگس دهقان* صفحه 1

    معنایی که کاربران به مکان نسبت می دهند، در شکل گیری حس تعلق به مکان و سطح این حس تاثیرگذار است، بااین وجود، پژوهشگران در این حوزه، به ندرت ارتباط میان معنای مکان و تعلق به آن را بررسی کرده اند. این مسیله در مناطق طبیعی و تفریحی با توجه به وسعت منطقه و طرح های راهبردی از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنابراین، این مقاله بر آن است که چگونگی تعلق افراد به محیط های طبیعی و شدت این تعلق را به واسطه معنای مکان بررسی کند. برای این منظور، دهکده زاینده رود به عنوان مکانی تفریحی-اقامتی که از منابع طبیعی در استان اصفهان بهره مند است، به عنوان نمونه موردی انتخاب شد. روش تحقیق در این مقاله، روش ترکیبی اکتشافی است و در ابتدا برای شناسایی معانی که گردشگران به دهکده تفریحی زاینده رود نسبت می دهند، از مصاحبه استفاده شد. معانی به دست آمده از مرحله قبل برای طراحی پرسشنامه استفاده گردید و این معانی در قالب چهار عامل اصلی تعلق به مکان به پرسشنامه شکل داد. هدف از این پیمایش آن بود که تفکرات و احساساتی که گردشگران با تعلقات متفاوت به نمونه مدنظر نسبت می دادند، بررسی شود. نتایج این مقاله نشان می دهد که سطح بالای معنا در یک مکان باعث ایجاد و افزایش شدت تعلق به آن مکان می شود. همچنین، زیبایی و منابع طبیعی منحصربه فرد به ترتیب بیشترین و ارتباط با دنیای طبیعی کمترین امتیاز را در سطح معنایی در میان افراد با سطوح مختلف حس تعلق به مکان داشتند. در میان عوامل موثر در ایجاد این حس، پیوند اجتماعی و هویت مکان به ترتیب بیشترین و کمترین امتیاز را در بین شرکت کنندگان این پیمایش داشتند. در انتها تاکید می شود که ایجاد تسهیلات تفریحی در این مکان ها باعث افزایش تعاملات اجتماعی و در ادامه، افزایش سطح حس تعلق به مکان در میان کاربران می شود.

    کلیدواژگان: حس تعلق به مکان، معنای مکان، پیوند اجتماعی، زیبایی، منابع طبیعی، دهکده تفریحی زاینده رود، اصفهان
  • محاسبه ارتفاع و تعداد طبقات ساختمان ها در سقف شیبدار با استفاده از داده لیدار و تصاویر اولتراکم
    فیروز جعفری*، فاطمه موحد صفحه 2

    ارتفاع ساختمان از عوامل مهم در سامان دهی منظر شهری و از پارامترهای تاثیر گذار بر تراکم شهری است. استفاده از روش ها و ابزارهای نوین نقش مهمی در استخراج ارتفاع ساختمان ها دارد، یکی از این ابزارها، LIDAR می باشد که یک فناوری نسبتا جدید و یک روش سریع برای نمونه برداری با چگالی و دقت بالا جهت به دست آوردن مدل های دیجیتال از سطح زمین (DSM) است. آنچه در این پژوهش مد نظر بوده، ارزیابی استفاده از یک ابزار نوین در برنامه ریزی شهری مبنی بر استخراج ارتفاع ساختمان ها و تعداد طبقات ساختمانی می باشد که با استفاده از ابر نقاط لیدار و تصاویر اولتراکم در دو مرحله آشکار سازی ساختمان ها و محاسبه تعداد طبقات آن ها، در محدوده ای از شهر بندر انزلی به مساحت 23 هکتار (شامل 417 ساختمان)، و با استفاده از نرم افزارهای ARCGIS، ENVILIDAR کلاسه بندی و استخراج شدند. تمامی الگوریتم های به کار گرفته شده، سیستم را قادر کرد تا ساختمان ها به صورت موفقیت آمیز از داده های لیدار استخراج شود. داده های به دست آمده و تطبیق آن ها با نمونه های برداشت شده در پیمایش میدانی، نشان دهنده دقت مرز و طبقات استخراج شده است. به طور کلی سیستم پیشنهادی از نظر کامل بودن، صحت و تطابق داده ها دارای عملکرد خوبی است. با عنایت به یافته های تحقیق می توان گفت تکنولوژی لیدار هوایی قابلیت فوق العاده ای در جمع آوری نمونه های بسیار دقیق و متراکم از اندازه گیری های ارتفاعی سطح زمین فراهم کرده است و می توان ابعاد جدیدی از جزییات دقیق ارتفاع ساختمان ها را به طور اتوماتیک و کار آمد از داده های لیدار هوایی استخراج نمود.

    کلیدواژگان: ارتفاع ساختمان، لیدار، اولتراکم، انزلی، ENVI، ArcGIS
  • آشکارسازی تغییرات مورفولوژیکی رودخانه هیرمند از رودبار افغانستان تا هامون سیستان
    صمد فتوحی*، حسین نگارش، نرگس حاتمی حداد صفحه 3

    رودخانه های طبیعی تحت تاثیر عوامل و متغیر های مختلف، پیوسته ازنظر ابعاد، شکل، راستا و الگو ها در حال تغییرات هستند، و تغییر مسیر رودخانه ها، همواره موردمطالعه قرار می گیرد. ویژگی هایی مثل روند حرکت رودخانه ها، تغییرات مسیر شبکه ها، الگوها و ارتباط شبکه رودخانه ها با استفاده از تصاویر ماهواره ای قابل انجام است. هدف از این پژوهش، جابه جایی رودخانه هیرمند از رودبار افغانستان تا هامون سیستان به طول 275 کیلومتر با استفاده از تصاویر ماهواره ای سری زمانی لندست 5 و 7 و8 از سال 1988 تا 2018 است. به فاصله هر 5 سال یعنی سال های 1988، 1993، 1998، 2003، 2008، 2013، 2015 و 2018 تصویر اخذشده است و مورد آنالیز قرارگرفته است. نرم افزارGIS وENVI از مهم ترین ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش بوده که جهت آماده سازی و استخراج داده ها مورداستفاده قرار گرفتند. رودخانه موردمطالعه پارامترهای هندسی همچون میانگین و انحراف معیار و غیره برای ضریب خمیدگی و طول دره و طول موج محاسبه شده است. نتایج این تحقیق نشان داد، که هر چه از سال 1988 به سال 2018 می رویم پارامتر های هندسی با توجه به تغییرات رود، روند افزایشی داشته اند و به علت طولانی بودن مسیر رودخانه تغییرات عرضی به 11 تا بازه تقسیم شده تا نتایج بهتر و دقیق تر مورد تحلیل قرار بگیرند. همچنین نتایج بررسی نشان می دهد، که میانگین ضریب خمیدگی در سال 1988 به مقدار 1.5 بوده است ولی در سال 2018 به میزان 2.5 رسیده است. همین افزایش مبین تغییرات زیاد در مسیر و بستر رود است.که تغییرات طولی و پیچ وخم رودخانه هیرمند در بازه 1988 تا 2018 تغییرات زیادی داشته و جابه جایی رودخانه افزایش پیداکرده است.

    کلیدواژگان: رودبار افغانستان، هامون سیستان، تغییرات ژئومرفولوژی، رودخانه هیرمند
  • تحلیل فضایی عدالت مکانی در آمایش کاربری های خدماتی (پارک و فضای سبز، ورزشی و تفریحی-توریستی) شهر تبریز با رویکرد چند معیاری
    حسن محمودزاده*، مهری کرمی صفحه 4

    از مشکلات اساسی شهرها در دهه های اخیر، توزیع نابرابر منابع و جمعیت در بخش های مختلف شهری است. توجه به اهمیت توزیع کاربری های خدماتی در نواحی شهری و فراهم نمودن امکانات و خدمات مورد نیاز عاملی مهم در ارتقاء سطح زندگی، عدالت اجتماعی و پایداری زندگی شهری است. خدمات عمومی شهر به عنوان مهم ترین ابزار در دست مدیریت شهری، برای برقراری عدالت فضایی است. با توزیع مناسب این خدمات، شهر می تواند به عنوان بستر تحقق عدالت فضایی مطرح گردد. کلان-شهر تبریز علاوه بر اینکه از تبعیض طبقاتی در بین گروه های اجتماعی - اقتصادی رنج می برد، از تبعیض فضایی ناشی از توزیع نامناسب خدمات شهری نیز تهدید می شود. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی علمی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی است. به دلیل پیچیدگی و ازدیاد فاکتورهای موثر در مکانیابی کاربری های خدماتی، لزوم به کارگیری روش های چند متغیره تصمیم ساز جهت تعیین مکان مطلوب جهت احداث کاربری های جدید را ضروری می سازد. در پژوهش حاضر ابتدا سرانه کاربری های مورد بررسی محاسبه و با سرانه استاندارد مقایسه شده و میزان کمبود در منطق ده گانه مشخص شد. سپس پارامترهای موثر در مکان گزینی کاربری هایی نظیر (پارک و فضای سبز، ورزشی و تفریحی-توریستی) شناسایی شده، و با استفاده از روش های مبتنی بر سیستم های پشتیبانی فضایی چند معیاره MC-SDSS برمبنای مدل های Topsis و Saw در محیط نرم افزار ArcGIS و وزن دهی پارامترها توسط کارشناسان خبره حوزه مطالعات شهری با روش تحلیل سلسه مراتبی در محیط نرم افزار Expert Choice نقشه های نهایی تهیه شده، و فضاهای کاملا نامطلوب تا کاملا مطلوب برای هر کدام از خدمات فوق شناسایی شده اند.

    کلیدواژگان: عدالت فضایی، کاربری های خدماتی، سیستم پشتیبانی فضایی چند معیاره، مدل تاپسیس و سا، کلان شهر تبریز
  • بررسی رابطه توانمند سازی بر ارتقا کیفیت زندگی شهروندان حاشیه نشین محله همت آباد اصفهان
    علیرضا اقتصاد*، رضا اسماعیلی، اصغر محمدی صفحه 5

    در چندین دهه اخیر توسعه شهرنشینی با خود معضلاتی را به همراه داشته که حاشیه نشینی یکی از این مسایل اجتماعی بوده است. مسیله اصلی در بین حاشیه نشینان پایین بودن سطح کیفیت زندگی آنان است به همین دلیل نظریه پردازان حوزه شهری معتقدند با توانمندسازی ساکنین محلی در محلات حاشیه نشین شهری می توان کیفیت زندگی آنان را بالا برد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین توانمندسازی بر ارتقا کیفیت زندگی شهروندان محله همت آباد اصفهان است. که برای رسیدن به اهداف پژوهش از نظریه فیترمن استفاده شده است. پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد کمی از نوع راهبرد پیمایش (توصیفی- همبستگی) بوده است. جامعه آماری 15488نفر از شهروندان محله همت آباد بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای371 نفری از آن ها مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده، که اعتبار آن از طریق صوری و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ-کیفیت زندگی (90/0)، احساسس شایستگی (90/0)، احساس موثر بودن (72/0)، معنادار بودن (86/0)، حق تعیین سرنوشت (70/0)- بدست آمده است. همچنین برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار Spss24 استفاده و برای تجزیه و تحلیل یافته ها از آماره های توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که میزان کیفیت زندگی ساکنین محله همت آباد از متوسط میانگین پایین تر بوده است. نتایج حاصله از فرضیات پژوهش بیان می کند که بین توانمند سازی و کیفیت زندگی (68/0) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، همچنین بین تحصیلات، درآمد و کیفیت زندگی تفاوت معنی داری مشاهده گردید. نتایج بدست آمده از مدل رگرسیونی پژوهش نشان داد که متغیر توانمند سازی با بتای β=64 توانسته است 38 درصد از واریانس متغیر کیفیت زندگی را تبیین کند.

    کلیدواژگان: توانمند سازی، کیفیت زندگی، تحصیلات، درآمد، همت آباد
  • ارائه الگوی فضاهای عمومی زیر سطحی زیست پذیر با استفاده از نظریه زمینه ای
    مصطفی امتی*، حسین ذبیحی صفحه 6

    افزایش جمعیت جوامع انسانی، منجر به افزایش شهرهای پرجمعیت، فشرده و پرتراکم شده است که توسعه در ارتفاع و زیر زمین را رایج ساخته است. با وجود مزیت های ناشی از زندگی فشرده انسان ها در کنار یکدیگر، ازدحام ناشی از تراکم، تهدیدی برای کیفیت های زیست انسان ها به وجود آورده است. مفهوم زیست پذیری، در پاسخ به این دغدغه، به کیفیت های عینی و ذهنی مورد انتظار انسان ها از محیط زیست می پردازد. توسعه های جدید زیرسطحی که عمدتا متاثر از افزایش تراکم و ازدحام در شهرها هست، در اغلب موارد، کمتر به کیفیت های زیستی انسان ها در زیر سطح زمین پرداخته است و بیشتر به جنبه های عملکردی توجه شده است. کاهش نظارت اجتماعی، تامین امنیت، تامین تهویه، نور و کنترل رطوبت، خوانایی و جهت یابی از جمله مهم ترین چالش های این نوع از توسعه است. لزوم ایجاد و رواج استفاده از فضاهای عمومی پویا و اجتماع محور در طبقات زیرین، محرک پرداختن به این پژوهش بوده است.به منظور ارایه ی الگویی جهت ارتقاء زیست پذیری در فضاهای عمومی زیر سطحی شهرها، داده های کیفی جمع آوری شده، به روش اسنادی (تحلیل پایه) و داده بنیاد (تحلیل مکمل) به صورت همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. روش جمع آوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختارمند می باشد. جهت تحلیل داده های کیفی و کدگذاری از نرم افزار Nvivo استفاده شد. از ترکیب تحلیل پایه و مکمل، مولفه های کلیدی سازنده فضای زیر سطحی زیست پذیر یعنی مولفه-های عملکرد دسترسی؛ ادراکی؛ هویت؛ زیست محیط و تاب آوری شناسایی و بررسی شد. همچنین جهت ارایه الگو از روش داده بنیاد استفاده شد. بر اساس سوالات مطرح شده در فرآیند مصاحبه، 389 ارجاع ارایه گردید. با بازبینی متعدد و ادغام کدها بر اساس تشابه در طی چندین مرحله تلخیص داده ها، 20 کد اولیه و 7 کد محوری استخراج گردید و پس از کشف روابط علی معلولی، الگوی فضای زیرسطحی زیست پذیر مبتنی بر الگوی دانه برفی ارایه گردید.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، فضای زیر سطحی، نظریه داده بنیاد
  • مدلسازی معادلات ساختاری شاخص های شهر دوستدار سالمند کرمانشاه
    منصور رحمتی*، چنور محمدی صفحه 7

    سالمندان انسان هایی هستند که از جنبه های آناتومیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی با کاهش توانایی های مختلفی روبرو می شوند، این امر می تواند باعث شود برخی از سالمندان قادر به تامین نیازهای روزانه خود نباشند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روان سنجی شاخص های شهر دوستدار سالمند کرمانشاه انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه سالمندان شهر کرمانشاه تشکیل داد. از این جامعه نمونه ی به حجم 366 به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه شاخص های شهر دوستدار سالمند پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همسانی درونی، تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. داده ها با کمک نرم افزارهای SPSS 25 و 8.8 Lisrel مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار است. شاخص برازش مدل تحلیلی عاملی تاییدی مدل 8 عاملی این پرسشنامه را تایید کرد. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط بین شاخص های شهر دوستدار سالمند معنادار می باشد. همسانی درونی ابعاد این شاخص ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ تعیین گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای شاخص های سالمندی در دامنه 71/0 تا 84/0 می باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که نسخه فارسی شاخص های شهر دوستدار سالمند پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیت های بالینی و پژوهشی در جمعیت سالمندان می باشد. یکی از تلاش ها برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، این است که از طریق دولت، سیاستی را در زمینه اجرای برنامه مراقبت های بهداشتی اولیه برای سالمندان و بهینه سازی ارزش برای سیستم های بهداشتی صادر کند.

    کلیدواژگان: شهر دوستدار سالمند، کرمانشاه، تحلیل عاملی
  • ارائه سناریوهای مدیریت یکپارچه پسماند شهر مشهد
    رضا داوری*، محمدرحیم رهنما، محمد اجزاء شکوهی صفحه 8

    رشد جمعیت و شهرنشینی منجربه افزایش تولید پسماند شده است. نگرش تک بعدی به سیستم مدیریت پسماند منجر به اثرات تخریبی زیست محیطی و افزایش هزینه ها شده است. الگوی مدیریت یکپارچه پسماندهای جامد (ISWM) از مناسب ترین الگوهای موثر در کاهش هزینه های اقتصادی مدیریت پسماند و اثرات زیستمحیطی پسماندها بشمار میرود. این مطالعه با رویکرد آینده پژوهی از طریق شناسایی شاخص های کلیدی موثر بر الگوی مدیریت یکپارچه پسماند در راستای تدوین سناریوهای پیش روی مدیریت پسماند شهر مشهد شکل گرفته است. جامعه آماری تحقیق، شامل 25 نفراز کارشناسان (سازمان مپ شهرداری مشهد) و متخصصین (دانشگاهی) می باشد. پس از بررسی، 23 شاخص موثر شناسایی گردید، سپس با تحلیل نرم‎ افزارمیک مک، 10 شاخص به عنوان پیشران های کلیدی مشخص گردید. با تدوین 30 فرض عدم قطعیت برای پیشران ها با استفاده از ماتریس اثرات متقابل و نرم افزار سناریوویزارد به شناسایی سناریوهای محتمل پیش روی مدیریت پسماند شهرمشهد بر اساس الگوی مدیریت یکپارچه پسماند پرداخته شد. بر اساس نتایج، 59048 سناریو محتمل وجود دارد که تنها 5 سناریو دارای سازگاری بالا و احتمال وقوع بیشتر هستند. سناریو اول و دوم با مجموع امتیاز167 و149 به عنوان سناریوهای محتمل مطلوب، شرایط امیدوارکننده ای را برای آینده مدیریت پسماند شهر مشهد ارایه میدهند. سناریوهای سوم،چهارم و پنجم به عنوان سناریوهای بحرانی (نامطلوب) گویای شرایط نامناسب برای آینده مدیریت پسماند شهر مشهد است.

    کلیدواژگان: پسماند شهری، مدیریت یکپارچه پسماندهای جامد، آیندهپژوهی، سناریونگاری، کلانشهرمشهد
  • تعیین مولفه های موثر در مشارکت شهروندان در قالب نظریه دام اجتماعی و اثر تماشاگر (نمونه موردی شهر مشهد)
    رستم صابری فر*، عزت حسینی صفحه 9

    در این بررسی با تاکید بر مشارکت مالی که پیچیده ترین نوع مشارکت تلقی می شود، سعی شد با استفاده از نظریه دام اجتماعی و اثر تماشاگر، عوامل موثر بر مشارکت شهروندان مشهدی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. به این منظور، عوامل اساسی موثر بر پرداخت عوارض نوسازی و خودرو، تعیین و اثر هر یک از آنها ارزیابی شد. روش تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی بود و داده های مورد نیاز از نمونه ای به حجم 300 نفر در قالب دو گروه مشارکت کننده و غیر مشارکت کننده، بدست آمد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس، آزمون تی با دو گروه مستقل، آزمون توکی و فریدمن تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که نگرش مشارکت کنندگان و غیر مشارکت کنندگان در ارتباط با عوامل موثر متفاوت بوده و بالاترین اثر مربوط به آگاهی از نحوه عمل پرسنل شهرداری و نزدیکان فرد و همچنین وجدان اخلاقی وی در رابطه با پرداخت عوارض است. در این روند اعتماد و یا عدم اعتماد به توانمندی پرسنل شهرداری و همچنین نوع گرایش اعضای شورای شهر (اصلاح طلب یا اصولگرا) تاثیر آشکاری بر پرداخت عوارض نداشت. مطابق این یافته، تبلیغات بی هدف و ارایه مشوقهای ارایه شده، جایگاه چندانی در مشارکت مردم ندارد و چاره کار، شکل گیری و بسط سرمایه اجتماعی است.

    کلیدواژگان: مشارکت مالی، دام اجتماعی، اثر تماشاگر، سرمایه اجتماعی، شهر مشهد
  • نگرشی تحلیلی به منظور شناسایی متغیرهای استراتژیک موثر بر تولید فقر در استان سمنان
    سید مجتبی قاضی میرسعید*، عیسی دادرسی سیسی، فاطمه زرعی صفحه 10

    عدم تعادل در پراکنش فضایی توسعه ها، موجب می شود که به تدریج مناطقی شکل گیرند که در آن ها تناقضی آشکار در توسعه مناطق مرکزی و حاشیه ای، وجود داشته باشد. این گونه تناقض ها درنهایت منجر به تغییر در کیفیت شاخص های اجتماعی و اقتصادی به خصوص شاخص های مربوط به فقر و معیشت، می گردد؛ به نحوی که تفاوت آشکاری بین این متغیر ها در میان سکونتگاه های روستایی و شهری استان ها مشاهده می شود که نهایتا این امر موجب تخلیه بخش اعظمی از سکونتگاه های روستایی شده است. در پژوهش حاضر با تحلیل تفسیری- ساختاری از سیستم کارکردی استان سمنان، سعی بر آن شده است تا با استفاده ازنظرات کارشناسان در قالب مصاحبه و پرسشنامه، از طریق بررسی روابط بین80 متغیر و نیز به کارگیری نرم افزار میک مک، روند های تولید و بازتولید فقر و همچنین متغیر های استراتژیک جهت تکامل این سیستم شناسایی شوند. نتایج حاصل از پژوهش، نشان می دهد که متغیر کمبود منابع آب از مهم ترین عوامل مهاجرت جمعیت فعال روستا ها به شهر ها و درنتیجه تخلیه آن ها بوده است. از سوی دیگر متغیر های ارزش افزوده کل فعالیت های اقتصادی، جریان سرمایه، تمرکز اشتغال در شهرها، مهاجرت، تمرکز جمعیت فعال در شهرها، وجود شهرک های صنعتی و نیز تفرق فضایی و سیاسی قدرت در شهرها، با ایجاد دور تسلسل، موجبات بازتولید فقر در روستاها را فراهم کرده اند؛ بر این اساس، با سرمایه گذاری در متغیر های انتقال منابع آب و سدسازی، بهبود کیفیت شبکه معابر بین شهر و روستا و نیز با بهبود بخش کشاورزی و تولید در روستا ها می توان از کاهش درآمد و بیکاری در آن ها و در پی آن بروز فقر جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: فقر منطقه ای، نگرش سیستمی، میک مک، متغیرهای استراتژیک، استان سمنان
|
  • Analyzing the level of attachment sense to recreational places by explaining the place meaning (Case study: Zayandehrood recreational village)
    Narges Dehghan * Page 1

    The meanings users assign to a location have an impact on how attached they are to it and how strong their attachment is. Researchers in this subject, on the other hand, have rarely looked at the relationship between the meaning of a place and one's attachment to it. Due to the scale of the area and strategic plans, this issue is especially relevant in natural and recreational areas. As a result, the purpose of this article is to look at how humans relate to natural settings and the intensity of that attachment through place meaning. As a case study, Zayandehrood village in Isfahan province was chosen as a recreational-residential location that benefits from natural resources. The exploratory combination method utilized in this study was initially intended to identify the meanings that tourists assign to the recreational village of Zayandehrood through an interview. The questionnaire was designed using the meanings collected in the preceding step, and these meanings were organized into four main factors of place attachment to the questionnaire. The goal of this survey was to look into what tourists thought and felt about the case study at various levels of place attachment. The findings of this study reveal that a place's high level of meaning both builds and intensifies place attachment. Also, among people with various levels of place attachment, beauty and unique natural resources received the greatest scores, respectively, at the meaning level, while connection with the natural world received the lowest score. Social connection and place identity got the greatest and lowest scores, respectively, among the effective factors in place attachment, among the survey participants. Finally, it is stressed that the addition of recreational facilities to these places improves social connections and, as a result, user attachment to the place.

    Keywords: sense of place attachment, place meaning, social bonding, aesthetic, natural-recreational areas, Zayandehrood village
  • Calculate the height and the number of floors of buildings in sloping roofsUsing lidar data and ultraCam images
    Firouz Jafari *, Fatemeh Movahhed Page 2

    The height of the building is one of the important factors in organizing the urban landscape. This value is another variable affecting urban density, which is usually considered in regular rules and regulations on projects. In this regard, the use of lidar technology as a new tool in the field of aerial imaging, to calculate the height and building floors, is one of the topics discussed in the field of urban studies. What is considered in this research is to present a new method in urban planning based on extracting the height of buildings and the number of floors using Lidar super points, which includes two general steps. In the first step, the lidar data were filtered and separated from other lidar points related to land and vegetation using the elevation threshold method, and to produce a three dimensional model of the extraction and extraction of the extraction. The dimensions of each circle became two dimensional. Discovering the boundaries of buildings was made possible by creating points in each corner of the extracted building features. In the second stage, after extracting the first building boundaries and determining the points related to the buildings, the digital surface model information was assigned to the extracted building features and according to the assigned heights of the building floors by the nearest height method. The passage to the building was calculated along with the average height of the building above sea level (-26), which is referred to as the average height of the area. To complete the height of the buildings, the difference between the average height of the area and the height of the nearest passage to the building entrance was used. To find the number of floors, taking into account the height of the roof of the building, which according to the prevailing standards includes a range between 2.80 meters to 4 meters, was calculated and the building floors in four sections: one floor, two floors, three floors and four and It became more clear. The data source for the proposed system consisted of air borne Lidar data with rare vision and ultra Cam aerial Images. Were extracted. All the functions used enabled the system to successfully extract the structures from the lidar data. The obtained data and their matching with the samples taken in the field survey, show the accuracy of the boundary and the extracted classes are relatively good and the proposed system in terms of completeness, accuracy, and consistency of the data. It had a good performance. Finally, considering the research of Beilingwei U and et al., Under the title of automatic extraction of density information of urban buildings using lidar data and the results obtained in the present study, it was determined that aerial lidar technology has an extraordinary ability. In collecting very right and dense samples of altitude measurements of the city level has been provided and a new level of detail of right building height information can be automatically and efficiently extracted from the aerial data.

    Keywords: Height of the building, lidar, ultraCam, Anzali, ENVI, ArcGIS
  • Detecting of morphological changes in Hearmand River from Roodbar Afghanistan to Hamoon Sistan
    Samad Fotoohi *, Hossein Negaresh, Narges Hatami Hadad Page 3

    Natural rivers are constantly changing in terms of dimensions, shape, direction and patterns under the influence of various factors and variables, and the diversion of rivers is always studied. Features such as river flow trends, network route changes, river network patterns, and communication can be done using satellite imagery. The purpose of this study is to move the Helmand River from Rudbar Afghanistan to Hamoon Sistan with a length of 275 km using Landsat 5, 7 and 8 time series satellite images from 1988 to 2018. The image was taken and analyzed every 5 years, ie 1988, 1993, 1998, 2003, 2008, 2013, 2015 and 2018. GIS and ENVI software are the most important tools used in this research that were used to prepare and extract data. The studied river has geometric parameters such as mean and standard deviation, etc. for curvature coefficient, valley length and wavelength have been calculated. The results of this study showed that as we go from 1988 to 2018, the geometric parameters have had an increasing trend due to the changes in the river, and due to the long path of the river, the transverse changes have been divided into 11 intervals until the results. Be better and more accurately analyzed. The results also show that the average curvature coefficient in 1988 was 1.5 but in 2018 it reached 2.5. This increase indicates many changes in the route and bed of the river. The longitudinal changes and the maze of the Helmand River in the period 1988 to 2018 have changed a lot and the movement of the river has increased.

    Keywords: Rudbar Afghanistan, Hamoon Sistan, morphological changes, Helmand River
  • Spatial Analysis of spatial justice in the land use Planning of Public Services land uses (Park and green space, Sports and recreational-tourist) in Tabriz using the multi-criteria approach
    Hassan Mahmoudzadeh *, Mehri Karami Page 4

    One of the cities’ main problems in recent decades is the unequal distribution of resources and population in different parts of the city. Paying attention to the importance of distributing service used in urban areas and providing the required facilities and services is an important factor in improving the standard of living, social justice and urban life’s sustainability. city public services as the most important tool in the hands of urban management, is to establish spatial justice. With proper distribution of these services, the city can be considered as a platform for achieving spatial justice. The metropolis of Tabriz, in addition to suffering from class discrimination among socio-economic groups, is also threatened by spatial discrimination due to improper distribution of urban services. The present study is an analytical description in terms of purpose, scientific application and in terms of nature and method. Due to the complexity and multiplicity of factors in locating service uses, the need for multivariate decision-making methods to determine the optimal position for the construction of new uses is necessary. In the present study, first, the per capita of the studied uses was calculated and compared with the standard per capita, and the degree of deficiency in the ten-point logic was determined. Then effective parameters in land-use-like housing (park and green space, sports and recreation-tourism) have been identified, then using methods based on multi-criteria spatial support systems MC -SDSS based on Topsis and Saw models in ArcGIS and weighting of parameters by experts in the field of urban studies with hierarchical analysis method in Expert Choice, final maps have been prepared. And completely undesirable to completely desirable spaces have been identified for each of indicators.

    Keywords: Spatial Justice, Service Uses, Multiple criteria spatial decision support system, Technique of Order Preference by Similarity to Ideal Solution, Simple Additive Weighted, Tabriz Metropolis
  • Investigating the relationship between empowerment and improving the quality of life of marginalized citizens in Hemmatabad neighborhood of Isfahan
    Alireza Egtesad *, Reza Esmaeli, Asghar Mohammadi Page 5

    Investigating the relationship between empowerment and improving the quality of life of marginalized citizens in Hemmatabad neighborhood of IsfahanABSTRACTIn recent decades, the development of urbanization has brought with it problems that marginalization has been one of these social issues. The main problem among marginalized people is their low quality of life, which is why urban theorists believe that empowering local residents in urban suburbs can improve their quality of life. The purpose of this study is to investigate the relationship between empowerment and improving the quality of life of citizens in Hemmatabad neighborhood of Isfahan. Fitterman's theory has been used to achieve the research objectives. The present study is based on a quantitative approach of a survey strategy (descriptive-correlation). The statistical population was 15,488 citizens of Hemmatabad neighborhood, of which 371 samples were examined using the Cochran's formula. The research instrument was a researcher-made questionnaire, the validity of which was formalized and its reliability through Cronbach's alpha - quality of life (0.90), sense of competence (0.90), sense of effectiveness (0.72), significance (86). / 0), the right to self-determination (0.70) - has been obtained. Also, Spss24 software was used to analyze the research data and descriptive and inferential statistics were used to analyze the findings. Findings showed that the quality of life of residents of Hemmatabad neighborhood was lower than the average. The results of the research hypotheses indicate that there is a positive and significant relationship between empowerment and quality of life (0.68), also a significant difference was observed between education, income and quality of life. The results obtained from the regression model of the study showed that the empowerment variable with beta β = 64 was able to explain 38% of the variance of the quality-of-life variable.key wordsEmpowerment, quality of life, education, income, Hemmatabad

    Keywords: Empowerment, quality of life, Education, Income, Hemmatabad
  • Provide a model to improve livability in subsurface public spaces
    Mostafa Ommati *, Hossein Zabihi Page 6

    Sustainability is one of the new concepts of urban planning that deals with the suitability of the urban environment for human life. This concept, which is a physical-social quality, is strongly influenced by the conditions of public spaces and places where people interact with each other and with the environment. The study of the status of public and urban urban spaces in Iran shows that except for the few contemporary and often historical suburban urban spaces, most contemporary public spaces are developed on the ground and on the ground floor. This is observed in the conditions of the possibility of using the underground surfaces and has eliminated the dynamic and community-oriented spaces in the lower floors and as a result, has led to the reduction of social supervision and security in the underground spaces.The increase in the population of human societies has led to the growth of densely populated, dense and densely populated cities, which has made development at altitude and underground. Despite the benefits of crowded human life together, overcrowding poses a threat to human bio-quality. The concept of viability, in response to this concern, addresses the objective and subjective qualities that humans expect from the environment. New subsurface developments, which are mainly due to the increase in density and congestion in cities, in most cases, less attention has been paid to human biodiversity below ground and more attention has been paid to functional aspects. Reducing social oversight, security, ventilation, lighting and humidity control, readability and orientation are among the most important challenges of this type of development. The need to create and popularize the use of dynamic and community-oriented public spaces in the lower classes has been the impetus for this research.In order to provide a model for improving livability in subterranean public spaces of cities, the collected qualitative data were analyzed simultaneously by documentary method (basic analysis) and foundation data (complementary analysis). The method of data collection is documentary study and semi-structured interview. Nvivo software was used for qualitative data analysis and coding. From the combination of basic and complementary analysis, the key components that make up the livable subsurface space are the performance-accessibility components; Perceptual; Identity; Environment and resilience were identified and studied. Also, the data method of the foundation was used to present the model. Based on the questions raised in the interview process, 389 referrals were made. With multiple revisions and integration of codes based on similarity during several stages of data summarization, 20 initial codes and 7 axial codes were extracted and after discovering the causal relationships, a livable subsurface space model based on the snowflake pattern was presented.

    Keywords: Viability, subsurface space, foundation data theory
  • Modeling structural equations of the characteristics of the elderly friendly city of Kermanshah
    Mansour Rahmati *, Chnour Mohammadi Page 7

    Elderly people are human beings who face anatomical, physiological, social and economic disabilities with various abilities, this may cause some elderly people to be unable to meet their daily needs. The aim of this study was to design and psychometric the indicators of an elderly friendly city in Kermanshah. The method of the present study is applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of method. The statistical population of the present study consisted of all elderly people in Kermanshah. From this population, a sample of 366 was selected by simple random sampling method and they answered the questionnaire of indicators of elderly friendly city. Pearson correlation coefficient, internal consistency coefficient and confirmatory factor analysis were used to analyze the data. Data were analyzed using SPSS 25 and 8.8 Lisrel software. The results of internal osmotic coefficient showed that this scale has good reliability. Confirmatory index of analytical factor model confirmed the 8-factor model of this questionnaire. The results of correlation coefficient showed that the relationship between the indicators of an elderly friendly city is significant. The internal homology of the dimensions of these indices was determined by Cronbach's alpha coefficient. Cronbach's alpha coefficient for aging indices is in the range of 0.71 to 0.84.The results of this study showed that the Persian version of the indicators of the elderly-friendly city has good reliability and validity in the Iranian population and is a suitable self-assessment scale for clinical and research situations in the elderly population. One of the efforts to improve the quality of life of the elderly is this. Issue a policy through the government to implement a primary health care program for the elderly and optimize value for health systems.

    Keywords: Elderly Friendly City, Kermanshah, Factor Analysis
  • Presenting integrated waste management scenarios in Mashhad
    Reza Davari *, MohammadRahim Rahnama, Mohammad Ajza Shokouhi Page 8

    The increase in Solid waste has been generated as a result of rapid population growth and increasing urbanization. A one-dimensional waste management system has had negative environmental consequences as well as increased costs. The Integrated Solid Waste Management (ISWM) model is one of the most effective ways to reduce waste's economic and environmental costs. This futures research sought to identify the key indicators influencing the Integrated Solid Waste Management (ISWM) model in order to develop waste management scenarios for Mashhad. The study's statistical population included 25 experts (Mashhad Waste Management Organization (MAP)) and specialists (academic). Then, using MicMac, 10 indicators were identified as key drivers out of 23 effective indicators. Possible scenarios for urban waste management based on Integrated Solid Waste Management (ISWM) for Mashhad were identified by formulating 30 uncertainty hypotheses for the drivers using a cross impact matrix and ScenarioWizard. According to the findings, there were 59048 possible scenarios, with only 5 having high compatibility and being more likely to occur. The first and second scenarios, which received a total score of 167 and 149 as probable favorable scenarios, respectively, provided promising conditions for the future of waste management in Mashhad. The third, fourth, and fifth scenarios were identified as critical (unfavorable) scenarios, indicating unfavorable conditions for the future of waste management in Mashhad. Finally, the first scenario was identified as the most desirable scenario, while the fourth scenario was identified as the most critical (unfavorable) scenario for the advancement of waste management in Mashhad.

    Keywords: Municipal Waste, Integrated Solid Waste Management, scenario writing, Futurology, Mashhad Metropolis
  • Determining effective components in citizen participation in the form of social trap theory and bystander effect (case study of Mashhad)
    Rostam Saberifar *, Ezat Hoseini Page 9

    In this study, with emphasis on financial participation, which is considered to be the most complex type of participation, attempts were made to analyze the factors affecting the participation of Mashhad citizens using the theory of social trap and bystander effect. For this purpose, the main factors affecting the payment of renovation and car tolls were determined and the effect of each of them was evaluated. The research method was descriptive and analytical and the required data were obtained from a sample of 300 people in the form of two groups of participants and non-participants. The collected data were analyzed using analysis of variance, t-test with two independent groups, The results showed that the attitudes of participants and non-participants were different in relation to the effective factors and the highest effect is related to the knowledge of how the municipal staff and relatives of the person act, as well as his moral conscience in relation to the payment of tolls. In this process, trust or distrust in the ability of municipal staff as well as the type of attitude of city council members (reformist or principled) did not have a clear effect on the payment of tolls. According to this finding, aimless propaganda and providing incentives do not have much place in people's participation and the solution is the formation and development of social capital.

    Keywords: Financial participation, social trap, bystander effect, Social Capital, Mashhad
  • Analytical approach in order to identify strategic variables affecting poverty production in Semnan province
    Seyyed Mojtaba Ghazi Mirsaeed *, Eisa Dadrasy Sisy, Fatemeh Zareii Page 10

    The imbalance in the spatial distribution of developments causes the formation of areas in which there is a clear contradiction in the development of central and peripheral areas. Such contradictions ultimately lead to changes in the quality of social and economic indicators, especially those related to poverty and livelihoods; There is a clear difference between these variables between rural and urban settlements in the provinces, which ultimately has led to the evacuation of most rural settlements. In the present study, with interpretive-structural analysis of the functional system of Semnan province, it has been tried to use the opinions of experts in the form of interviews and questionnaires, by examining the relationships between 80 variables and also using MICMAC software, production processes and poverty reproduction. Identify strategic variables for the evolution of this system. The results of the study show that the variable of water shortage has been one of the most important factors in the migration of the active population of villages to cities and as a result their evacuation. On the other hand, the value-added variables of total economic activities, capital flow, concentration of employment in cities, migration, concentration of active population in cities, existence of industrial estates and spatial and political dispersion of power in cities, by creating a sequence, have reproduced poverty in rural areas; Accordingly, by investing in the variables of water resources transfer and dam construction, improving the quality of the network of roads between urban and rural areas, as well as improving the agricultural sector and production in rural areas, unemployment and income reduction can be reduced and subsequently poverty can be prevented.

    Keywords: Regional Poverty, Systemic Attitude, MICMAC, Strategic Variables, Semnan Province