فهرست مطالب

تداوم و تغییر اجتماعی - سال دوم شماره 1 (پیاپی 3، بهار و تابستان 1402)

نشریه تداوم و تغییر اجتماعی
سال دوم شماره 1 (پیاپی 3، بهار و تابستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/03/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بیژن خواجه نوری*، شیما نقشبندی صفحات 7-24
    زمینه و هدف

    طلاق عاطفی در زندگی زناشویی می تواند موجب اختلال در تداوم روابط بین زوجین و نهایتا بروز طلاق قانونی گردد. خانواده هایی که دچار این پدیده  می شوند بسیاری از کارکردهای خود را از جمله  فرایند جامعه پذیری کودکان که لازمه تداوم و توسعه یک جامعه سالم است از دست می دهند. این پدیده با عوامل مختلفی در ارتباط است. مطالعه حاضر رابطه مقایسه اجتماعی و طلاق عاطفی را با توجه به رسانه های جمعی مورد بررسی قرار داده است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از دیدگاه کالینز و خودآگاهی عینی بوده است.

    روش و داده ها: 

    این مقاله به روش پیمایش انجام شده و نمونه مورد مطالعه 800 زن متاهل در 11 منطقه شهر شیراز بودند که با شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش طلاق عاطفی، از طیف گاتمن استفاده شد. 

    یافته ها

    با توجه به نتایج، بیش از 39 درصد پاسخگویان دارای طلاق عاطفی متوسط و بالا بوده اند. یافته های مدل رگرسیون چند متغیره نشان داد که به ترتیب متغیرهای میزان حضور شوهر در خانواده، مقایسه شوهر با دیگران، مقایسه پاسخگو با دیگران توسط شوهر و میزان تحصیلات شوهر توانسته اند نزدیک به 33 درصد تغییرات طلاق عاطفی را تبیین کنند. 

    بحث و نتیجه گیری

    یکی از عوامل تاثیرگذار بر طلاق عاطفی، مقایسه هایی است که زوجین انجام می دهند. رسانه های جمعی، اعم از تلویزیون، ماهواره و شبکه های اجتماعی از عوامل تاثیرگذار بر رابطه مقایسه اجتماعی و طلاق عاطفی هستند. پیام اصلی: طلاق عاطفی یکی از آسیب های جدی خانواده ها و به تبع آن جامعه است. این پدیده اگر به خوبی کنترل و کاهش پیدا نکند، می تواند داوم خانواده را تحت تاثیر قرار داده و تبعات جدی برای اعضای آن به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: زنان، طلاق عاطفی، مقایسه اجتماعی، رسانه های جمعی، شیراز
  • سعید خانی* صفحات 25-43
    مقدمه و هدف

    این پژوهش دو هدف محوری موازی و البته مکمل را دنبال می کند؛ ابتدا، ضمن معرفی و نقد روش های مرسوم، شاخص طلاق در ایران طی 15 سال اخیر را با روشی بدیل برآورد کرده سپس، تغییرات رخ داده در ازدواج را با شاخص های مقتضی واکاوی می کند. 

    روش و داده ها: 

    پژوهش از سنخ مطالعات اسنادی و از لحاظ داده ای، از نوع تحلیل ثانویه مبتنی بر داده های ثبت احوال و سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور است. در تحلیل ها، از شاخص های مختلف برآورد وضعیت ازدواج و طلاق به همراه تغییرات نسبی آن ها استفاده شد. 

    یافته ها

    روش جایگزین برآورد طلاق که نسبت طلاق را به عنوان زیرمجموعه ای از جمعیت متاهل واقعی در نظر می گیرد، نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، وضعیت طلاق در ایران مساله ای بحرانی نیست. همچنین، توجه را به این واقعیت مهم جلب می کند که با افزایش جمعیت زنان متاهل، انتظار افزایش میزان طلاق در جامعه نیز می رود. شاخص های میانگین سن در ازدواج اول، نسبت تجرد در گروه های سنی، تجرد قطعی و تغییرات نسبی آن ها نیز حاکی است که در شرایط کنونی، تاخیر در ازدواج و کاهش عمومیت آن، مساله ای جدی تر از طلاق در جامعه ایران است. 

    بحث و نتیجه گیری

    سنجه های خام در بررسی وضعیت و روندهای طلاق دچار بزرگنمایی هستند. این امر ممکن است هراس از ازدواج و یا مذموم بودن ازدواج در سنین بالا و در نتیجه تجرد قطعی را به همراه داشته باشد. لذا، در پرداختن به مقولات اجتماعی از این دست که با یکی از نهادهای اصلی جامعه (خانواده) مرتبط است، بایستی با حساسیت و رویکرد علمی نگریست. پیام اصلی: این پژوهش ضمن پرهیز از عادی سازی مساله طلاق، اذعان می دارد که؛ مساله مندبودن ازدواج، یعنی رکود ازدواج، در مقایسه با افزایش طلاق اهمیت بیشتری دارد و بر این اساس، تدوین سیاست های عملی ناظر بر رفع موانع ازدواج جوانان را پیشنهاد می کند.

    کلیدواژگان: طلاق، ازدواج، روش های برآورد طلاق، تغییرات خانواده، ثبت احوال
  • حجیه بی بی رازقی نصرآباد، فریبا رشیدی* صفحات 45-67
    مقدمه و هدف

    با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و چشم انداز در حال تغییر وضعیت سالمندی جمعیت در ایران، شناخت عوامل موثر بر سلامت این قشر، به طور روزافزونی اهمیت خواهد یافت. این مقاله، با هدف مطالعه ویژگی های اجتماعی، جمعیتی و اقتصادی موثر بر سلامت جسمی و روانی سالمندان ساکن در شهرستان خرم آباد انجام شده است. 

    روش و داده ها: 

    داده های مطالعه از یک پیمایش مقطعی در نمونه 379 نفری از سالمندان 60 ساله و بیشتر ساکن در شهرستان خرم آباد بدست آمد. با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و بهره گیری از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی (WHOQOL-SF36, 26)، اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. 

    یافته ها

    میانگین شاخص سلامت جسمی 3/29 و سلامت روانی 1/22 بدست آمد. بیماری های قلبی عروقی و آرتروز از شایع ترین بیماری هایی است که سالمندان بدان ها مبتلا هستند. سطح تحصیلات، سن، تعداد فرزندان، و جنسیت از عوامل تاثیرگذار بر سلامت هستند. با افزایش تعداد فرزند، سطح سلامت جسمی سالمندان کاهش، اما سلامت روانی آن ها افزایش می یابد. در واقع، فرزندان همچنان به عنوان یکی از منابع حمایتی در سنین سالمندی محسوب می شوند. سلامت جسمی و روانی نیز بر یکدیگر تاثیرگذارند. برخورداری از سطح سلامتی بهتر در هرکدام از این دو بعد، وضعیت سلامتی بعد دیگر را ارتقا می بخشد. 

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به عوامل متعدد تاثیرگذار بر سلامت سالمندان، تجربه دوران سالمندی برای گروه های مختلف اجتماعی متفاوت خواهد بود. از منظر سیاست گذاری، اتخاذ یک رویکرد فردمحور برای درک وضعیت سالمندان و حداکثرکردن فرصت ها در طول چرخه زندگی برای بهره مندی از سالمندی سالم ضروری است. پیام اصلی: پیش بینی روند تغییرات آینده جمعیتی ایران نشان می‎دهد که در اثر گذار ساختار سنی جمعیت، سهم افراد سالمند در جمعیت روبه فزونی خواهد بود. سالمندان از جنبه های مختلف اجتماعی-اقتصادی و بهداشتی (مانند وضعیت اقتصادی، وضعیت تاهل، الگوهای بیماری و نیاز به مراقبت های بهداشتی) از بقیه افراد جامعه متمایز هستند. بنابراین، اطمینان از کیفیت زندگی خوب سالمندان و نگاهی ویژه به مقوله سلامت دوران سالمندی در چشم انداز سیاستی بلند مدت کشور ضروری است.

    کلیدواژگان: سلامت جسمی، سلامت روانی، تعیین کننده های سلامت، سالمندان، خرم آباد
  • فریبا صدیقی* صفحات 69-79
    زمینه و هدف

    دین نقش مهمی در زندگی روزمره و فرهنگ مردم داشته است. به عبارت دیگر، دین راه و شیوه زندگی را به پیروانش می آموزد و پیروان با رعایت دستورالعمل های آن مرزهای هویتی و گروهی خود را از دیگر گروه ها مشخص می سازند. مقاله حاضر، با هدف بررسی اهمیت و نقش ارزش های دینی در زندگی روزمره و سبک زندگی ایرانیان از زمان انقلاب مشروطه تاکنون نگاشته شده است. 

    روش و داده ها:

     در پژوهش حاضر برای بررسی نقش دین در زندگی روزمره مردم، رویکرد تاریخ فرهنگی به کار گرفته شده است. براساس این رویکرد، به مطالعه سفرنامه ها، خاطرات افراد و مدارک به جامانده از زمان مشروطه تا دوران حاضر پرداخته شد. 

    یافته ها

    در مقاطعی از سلسله های قاجار و پهلوی، با وجود اعمال سیاست هایی از بالا، دین همواره در زیست-جهان مردم در حوزه های پوشش، تغذیه، باور به نذر و شفای بیماران نقش داشته است.  در دهه های اخیر، حضور دین در برخی از عرصه های زیست-جهان مردم کمرنگ تر شده است. 

    بحث و نتیجه گیری

    جامعه با عرفی شدن زندگی روزمره و کاهش نقش برخی از احکام و اعتقادات دینی در سبک زندگی مردم و به ویژه جوانان مواجه گردیده است. با این وجود، بن مایه های دینی جامعه همچنان نفوذ نیرومندی در میان مردم دارند. به گونه ای که شخصیت های مذهبی (ایمه اطهار) هم چنان برای مردم ارزشمند هستند و مقدسات مورد احترام مردم هستند. پیام اصلی: گرچه نشانه هایی از عرفی شدن در میان مردم مشاهده می شود اما همچنان دین باوری و احترام به مقدسات و ارزش های دینی در میان ایرانیان از نقش و اهمیت بالایی برخوردار است. حضور گسترده مردم در مراسم عزاداری ماه محرم، پیاده روی اربعین، جشن های مذهبی، تمایل به زیارت بقاع متبرکه نشانه هایی از اهمیت احترام به دین در زندگی روزمره و حیات مردم است. دین با تقویت انسجام اجتماعی در میان گروه ها و افراد مختلف، نقشی حیاتی در جامعه ایفا می کند و حفظ ارزش های دینی مشترک در جامعه حایز اهمیت است.

    کلیدواژگان: دین، اعتقادات دینی، زندگی روزمره، رویکرد تاریخ فرهنگی، مشروطه تا دوران حاضر
  • اکبر زارع شاه آبادی*، جواد اختیاری اقدم، مهران بندری صفحات 81-95
    زمینه و هدف

    طایفه گرایی و وجود احساسات و روحیات قوی در طایفه گرایی، از ویژگی های ساختار سنتی و قبیله ای می باشد که در برخی از مناطق ایران همچنان پایدار مانده و بر مسیله انتخابات تاثیرگذار است.  این پژوهش با هدف بررسی عوامل مرتبط با طایفه گرایی در انتخابات مجلس شورای اسلامی شهر پارس آباد صورت گرفته است. 

    روش و داده ها: 

    پژوهش حاضر به روش پیمایش طراحی شده و از نظر زمان، مقطعی و از نظر نوع، کاربردی است. جامعه آماری تحقیق، افراد بالای 18 سال شهر پارس آباد که واجد شرایط شرکت در انتخابات هستند را تشکیل می دهند. داده ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، در نمونه 384 نفری گردآوری شد. پرسشنامه محقق ساخته که اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی به شیوه محاسبه آلفای کرونباخ سنجیده شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. 

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهد بین قانونگرایی، احساس محرومیت نسبی و بعد تجسم یافته سرمایه فرهنگی با طایفه گرایی در انتخابات رابطه وجود دارد. 

    بحث و نتیجه گیری

    طایفه گرایی در انتخابات منجر به حذف افرادی از انتخابات شده است که در سطح محلی و ملی می توانستند منشا خدمات بسیاری باشند.  در نتیجه، شخصیت های توانمندی از عرصه خدمت رسانی کنار نهاده شده اند. پیام اصلی: نظام انتخاباتی مطلوب تاثیر به سزایی در تحقق شکل گیری مجلس و دولت کارآمد، ثبات سیاسی و  اجتماعی دارد و زمانی این مهم تحقق می یابد که سازوکارها و زمینه های فرهنگی و اجتماعی انتخابات، پی ریزی درستی داشته باشد. انتخاب افراد شایسته از همه طوایف، زمینه مشارکت همگانی در اداره امور کشور را میسر می سازد. با ایجاد سندیکاها و حزب ها و تحزب گرایی که فراتر از افراد و نخبگان بومی باشند، می توان طایفه گرایی را کاهش داد.

    کلیدواژگان: مجلس شورای اسلامی، انتخابات، طایفه گرایی، پارس آباد، محرومیت نسبی، قانونگرایی
  • مهناز جوکاری*، فرناز ملکی سروستانی، فهیمه حیدری جامع بزرگی صفحات 96-109
    مقدمه و هدف

    ادبیات و به ویژه شعر، همواره عرصه نمودها و بازنمایی های اجتماعی بوده است.  از منظر تحلیل های جامعه شناختی در ادبیات، می توان چگونگی شکل گیری ایستارها نسبت به موضوعات و مسایل اجتماعی را درک کرد؛ سابقه تاریخی آن را کاوید و نحوه تغییر آن را در طول تاریخ نشان داد. در این میان، تاریخ اجتماعی قاضیان از جمله پدیده هایی هستند که می توان آن ها را در لابه لای متون و ادبیات کهن کاوید و شکل گیری ایستارها نسبت به آن ها را بازنمایی کرد.

    روش و داده ها: 

    هدف اصلی این پژوهش، کشف و بازنمایی ایستارهای تاریخی نسبت به قاضیان در تاریخ ادبی ایران بوده است. در راستای این هدف، روش پژوهش نیز با استفاده از محاکات طراحی شده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان دهنده این واقعیت هستند که جایگاه و قدرت قاضیان به دلیل ارتباط با عرصه های مختلف اجتماعی و زندگی روزمره مردم، همواره در شعر شاعران نمود پیدا کرده است. فقدان قانون منسجم و اعمال سلیقه در رای، منشا انتقاد مردم و صاحب نظران شده است. براساس یافته ها، در متون ادبی به جای تامین عدالت اجتماعی از سوی قاضیان، بیشتر عرصه کنترل اجتماعی آنان خاطر نشان شده است.

    بحث و نتیجه گیری

    بازنمایی اشعار نشان می دهد مردم به طور پیوسته منزلت و جایگاه قاضیان را مورد نقد و بازاندیشی قرار داده و پشت صحنه تعاملات اجتماعی همواره ستیزه های پنهان، شکل گرفته است. سلطه حاکمان مستبد، حمله های مداوم بیگانگان، عدم استقلال نهاد قضاوت از دربار و حاکمان، حاکمیت ایلیاتی و قومی بر کشور و... از جمله عواملی هستند که در پدیدآمدن این بازنمایی ها نقش داشته اند.

    پیام اصلی: 

    قضاوت قاضیان همیشه در منظر شاعران مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، لذا منزلت و جایگاه آنان در بین شعرا چالش برانگیز بوده است. ارزیابی ها و قضاوت افکار عمومی جامعه نسبت به قاضیان، منصب قضاوت را شغلی سخت و دشوار برای قاضیان قرار داده است. کوچکترین شایبه ها و تردیدها در انحراف آنان از هنجارهای عرفی و مذهبی جامعه، آنان را در مظان اتهام قرار می داده است.

    کلیدواژگان: قاضی، قضاوت، ادبیات فارسی، ایستارهای اجتماعی، شعر فارسی
  • سید محسن سعیدی مدنی* صفحات 111-128
    زمینه و هدف

    این مطالعه به بررسی پیدایش، تداوم و افول فرهنگ مدیریت کدخدایی در روستاهای ایران از نگاه انسان شناختی می پردازد. تاریخ اجتماعی ایران نشان می دهد نظام کدخدایی در طول تاریخ بوده، اما از سال 1340 سیاست های حاکمیتی جدید، مایل به تغییرات در سطح ملی و خواستار تغییر در نظام و مدیریت کدخدا و حذف آن بوده است.

    روش و داده ها: روش مقاله حاضر برای بررسی پیدایش، تداوم و پایان یافتن نقش کدخدایان در جامعه روستایی ایران، روش توصیفی-تحلیلی بوده و از شواهد تاریخی و منابع اسنادی و کتابخانه ای برای این منظور استفاده گردیده است.

    یافته ها

    تحلیل فرهنگ کدخدایی در نظام اجتماعی روستایی ایران، ما را به این واقعیت اجتماعی می رساند که این نظام یک پدیده ملی بوده که حالت موروثی نیز یافته بود. یافته ها، جایگاه و اهمیت کدخدایان در ساختار مدیریت روستایی ایران و همچنین منابع قدرت مدیریتی آنان را بررسی و چگونگی افول و حذف نظام کدخدایی را تحلیل می کند.

    بحث و نتیجه گیری

    با تضعیف قدرت مالکان بعد از قانون اصلاحات ارضی، بازوی اصلی اقتصادی کدخدایان نیز قطع و با انتقال وظایف اجرایی و قانونی آن ها به انجمن ده و سپاهیان، واژه کدخدا از ادبیات روستا حذف و دهبان جایگزین گردید.

    پیام اصلی: 

    در طول تاریخ، جامعه روستایی ایران، به مرور، قدرتی خاص در وجود کدخدایان مجسم و متمرکز ساخته بود. هرچند حدود اختیارات آن ها از یک دوره به دوره دیگر متغیر بود. رویکرد انسان شناختی و تاریخی به این واقعیت های اجتماعی، می تواند به فهم بهتر تاریخ اجتماعی گذشته و نیز تغییرات اجتماعی دوران معاصر جامعه ایران کمک نماید.

    کلیدواژگان: کدخدا، مدیریت، قدرت، روستا، قانون، جامعه روستایی ایران
  • خدیجه باقریان، سید هادی حسینی*، محمد سلمانی مقدم صفحات 129-150
    زمینه و هدف

    با توجه به تفاوت های مکانی کیفیت زندگی و نقش شرایط محیط مصنوع در کیفیت زندگی شهروندان، این پژوهش به دنبال بررسی تفاوت شاخص های کیفیت زندگی میان بافت های سه گانه (قدیم، میانی و جدید) است. با توجه به تفاوت شرایط کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این بافت ها، شناخت کیفیت زندگی در شاخص های مختلف می تواند به ارایه برنامه های موضوعی و موضعی بهتر و کارآمدتر برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان این بافت ها کمک نماید.

    روش و داده ها:

     این تحقیق به لحاظ هدف، توسعه ای -کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است. برای گرد آوری داده های تجربی از روش پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری افراد بالای 20 سال و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 380 نفر به دست آمد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که هم در بعد عینی و هم در بعد ذهنی کیفیت زندگی شهروندان شهر نوشهر از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نمی باشد. این وضعیت برای بافت های قدیم و جدید شهر نوشهر نیز صادق است. اما در بافت میانی وضعیت اندکی متفاوت می باشد. تحلیل اثر متغیرهای زمینه ای بر کیفیت زندگی نشان داد که کم وکیف چگونگی تاثیرگذاری این متغیرها بر اساس نوع بافت شهری و مکان زندگی افراد می تواند متفاوت باشد.

    نتیجه گیری

    نکته کلیدی در این پژوهش، تاکید بر توجه به ویژگی های محیط مصنوع و مکان زندگی، در کنار ویژگی های فردی و اجتماعی افراد در حوزه انواع برنامه ریزی های شهری و خصوصا اجتماعی می باشد.  

    پیام اصلی: 

    با توجه به تنوع و تعدد محیط های شهری و چالش ها و پتانسیل های متنوع آنها، بایستی از رویکرد و روش های متنوع و متکثر با توجه به بافت و زمینه برای بهبود کیفیت زندگی و زیست محیط های شهری بهره گرفت. قطعا فهم این تفاوت ها و گونه گونی ها، پیش زمینه شناخت شهر و برنامه ریزی برای ایجاد شهرهایی منسجم و برخوردار از انسجام و پیوستگی اجتماعی می باشد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، بافت شهری، تفاوت فضایی، بعد عینی، بعد ذهنی، نوشهر
  • حسین افراسیابی*، رویا میراب زاده صفحات 151-165
    زمینه و هدف

    مد و مدگرایی از فراگیرترین و مهم ترین نیروهای تغییرات فرهنگی و  اجتماعی معاصر است و پیامدهای مهمی در تغییر سبک زندگی و تعاملات روزمره جوانان و خانواده ها دارد. والدین و خانواده به عنوان الگوهای نقش برای فرزندان، نقش زیادی در پیروی جوان از مد در پوشش و رفتاردارد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه مولفه های خانوادگی با مدگرایی در میان دختران جوان شهر یزد است.

    روش و داده ها: 

    روش تحقیق از نوع کمی- پیمایشی است و داده ها به وسیله پرسشنامه گردآوری شد. با شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی، 300 دختر 15 تا 29 ساله از مناطق سه گانه شهر یزد به عنوان نمونه انتخاب شد و پرسشنامه را تکمیل کردند. داده ها در سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شد.

    یافته ها

    متغیرهای تحصیلات پدر و مادر، درآمد خانواده، اشتغال پدر، مصرف گرایی خانواده، مدگرایی خانواده، دینداری والدین و شکاف نسلی با مدگرایی جوانان رابطه معنادار دارد. نتایج آزمون چندمتغیره نشان داد مدگرایی خانواده، مصرف گرایی خانواده و شکاف نسلی مهم ترین متغیرهای خانوادگی تبیین کننده مدگرایی جوانان است.

    بحث و نتیجه گیری

    براساس یافته های این مطالعه، روابط والدین و فرزندان و گرایش مصرفی در خانواده می تواند سبک زندگی و هنجارهای کنشگران جوان در خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. 

    پیام اصلی: 

    جهت گیری مصرفی والدین، تعاملات خانواده و روابط والدین و فرزندان، یکی از عوامل مهم گرایش جوانان به کنش های نمایشی و مصرفی از جمله مدگرایی است.

    کلیدواژگان: مد، مدگرایی، جوانان، خانواده، مصرف گرایی
  • آزاده ابویی*، محمد توکلی، محمدصلح نشان صفحات 167-182
    زمینه و هدف

    فرزندان در اغلب زمینه ها تمایل دارند مانند والدین خود رفتار کنند و از الگوی رفتاری والدین پیروی کنند. تغییرات رفتاری  و ارتباطی والدین که جنبه ی فردی و اجتماعی دارد، می تواند بر نگرش ها و رفتارهای فرزندان، به صورت بین نسلی تاثیرگذار باشد. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین بلوغ اجتماعی و مهارت های اجتماعی نوجوانان براساس کفایت اجتماعی و پذیرش اجتماعی والدین آنها می باشد. 

    روش و داده ها: 

    پژوهش حاضر از نوع همبستگی و نمونه  پژوهش شامل 175 نفر از مادران دارای فرزند نوجوان در شهر یزد بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (1983)، بلوغ اجتماعی رایو (1986)، کفایت اجتماعی فلنر (1990) و پذیرش اجتماعی مارلون و کرون (1960) استفاده شد. 

    یافته ها

    تحلیل ها نشان داد که کفایت اجتماعی و پذیرش اجتماعی مادران بلوغ اجتماعی و مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کند و کفایت اجتماعی مادران قدرت بیش بینی بیشتری در مهارت و بلوغ اجتماعی نوجوانان دارد. 

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که افزایش کفایت اجتماعی و پذیرش اجتماعی مادران بلوغ اجتماعی و مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کند. مادرانی که توانایی تفکر، حل مساله و عزت نفس بالایی دارند می توانند با ارایه بازخوردهای سازنده به رشد مهارت های اجتماعی در فرزندان خود کمک کنند. 

    پیام اصلی: 

    رویارویی و کنار آمدن با تغییرات همه جانبه جسمی، روانی و اجتماعی، از جمله مهارت های اجتماعی مهم برای نوجوانان است که می تواند در فرآیند ارتباطی و سازگاری آنان نقش داشته باشد. والدین و خصوصا مادران در این فرآیند نقش به سزایی دارند. نگرش والدین نسبت به خود و نگاه واقع بینانه به جنبه های مختلف زندگی، مهارت و توانایی نوجوانان در ارتباط با مسایل مختلف را شکل می دهد.

    کلیدواژگان: بلوغ اجتماعی، مهارت های اجتماعی، نوجوانان، کفایت اجتماعی، پذیرش اجتماعی
  • ستار صادقی ده چشمه*، مهناز تیموری نژاد، الهام آزادیان صفحات 183-198
    زمینه و هدف

    جامعه جدید از جنبه های گوناگون دستخوش تغییر است و یکی از زمینه های مهم تغییر که تا حد زیادی بستر جامعه آتی را نیز معین می کند، عدالت آموزشی است. هدف این مطالعه، شناخت و اطلاع از وضعیت عدالت آموزشی و ارتباط آن با خشونت در میان دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در شهرکرد بوده است.

    روش و داده ها:

     مطالعه حاضر پیمایشی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانش آموزان ناحیه یک (متوسطه دوم) به تعداد 5075=N  و نمونه آماری منتخب بر اساس فرمول  کوکران 360 نفر بوده است که به شیوه تصادفی و از روش خوشه ای استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد خشونت و پرسشنامه محقق ساخته عدالت آموزشی استفاده شده است.

    یافته ها

    ضریب همبستگی بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعامل در سطح 05/0≥p  معنی دار بوده است. مدل نهایی نشان داد که ضریب تاثیر عدالت آموزشی بر خشونت، 460/0- بوده است که در سطح 01/0 معنا دار بوده است.

    بحث و نتیجه گیری

    بنابراین بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعاملی، رابطه معنی دار معکوس وجود دارد؛ یعنی هرچه عدالت در آموزش افزایش یابد، میزان خشونت در هر یک از سه بعد فوق کاهش می یابد.

    پیام اصلی: 

     این تحقیق نشان داد که کاهش عدالت در آموزش منجر به افزایش خشونت در بین دانش آموزان می شود و با افزایش ابعاد عدالت آموزشی، خشونت در هریک از ابعاد خشونت فیزیکی،کلامی-روانی و تاکتیک های تعارض،کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: عدالت آموزشی، خشونت، دانش آموزان، احساس عدالت، شهرکرد
  • فریبا سادات بنی هاشمی، ملیحه علی مندگاری*، محمد غلامی فشارکی صفحات 199-224
    زمینه و هدف

    یکی از ابعاد مهم تغییرات جهانی خانواده در دوران معاصر، افزایش وقوع طلاق است. به منظور شناخت بهتر دلایل طلاق، لازم است عوامل طلاق در سطوح خرد و کلان مورد مطالعه قرار گیرند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر متغیرهای جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی بر وضع تاهل (دارای همسر در برابر بی همسر به دلیل طلاق) و محاسبه احتمال طلاق، به بررسی در دو سطح فرد و استان پرداخته است.

    روش و داده ها: 

    پژوهش با استفاده از داده های سرشماری های 1355 تا 1395، طرح آمارگیری نیروی کار، هزینه و درآمد خانوار، گذران وقت و داده های ثبت احوال کشور انجام گرفت. در سطح اول تحلیل که دربرگیرنده متغیرهای سطح خرد است، 25163 زن و 18633 مرد به صورت نمونه تصادفی سیستماتیک از فایل 2 درصد سرشماری 1395 انتخاب شدند. در سطح دوم که هدف بررسی متغیرهای کلان در سطح استان هاست، تحلیل ها برای 31 استان کشور محاسبه شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که با افزایش سن، باسوادبودن، غیرفعال بودن و داشتن مالکیت واحد مسکونی نوع سایر احتمال طلاق مردان افزایش می یابد، اما با سرپرست بودن و داشتن تحصیلات عالی احتمال طلاق در مردان کاهش می یابد. شهری بودن، باسواد بودن، درحال تحصیل بودن و داشتن فرزند، احتمال طلاق در زنان را افزایش می دهد. در سطح استان، نسبت جنسی احتمال طلاق مردان و نسبت شهرنشینی احتمال طلاق زنان را افزایش می دهد. 

    بحث و نتیجه گیری

    برپایه نتایج، ترکیب متغیرهای سطح خرد و کلان می تواند بر روی بسیاری از نتیجه گیری های مرتبط با علت طلاق تاثیر بگذارد. گرچه بیشتر مطالعات مربوط به طلاق در سطح فرد صورت می گیرد، باید به تاثیرگذاری محیط زندگی افراد در تصمیم آنان به طلاق توجه بیشتری کرد.

    پیام اصلی:

     غالب مطالعات در حوزه طلاق در سطح فرد صورت می گیرد و اندکی از آنان فقط در سطح متغیرهای کلان استانی بررسی شده اند. در این مطالعه نشان دادیم که برای  درک بهتر عوامل طلاق باید به عوامل فردی و متغیرهای کلان محل زندگی افراد، باهم مورد مطالعه واقع شوند.

    کلیدواژگان: مدل دوسطحی، اشتغال، تحصیلات عالی، سرپرست خانوار، احتمال طلاق
|
  • Bijan Khajenoori *, Shima Naghshbandi Pages 7-24
    Background and Aim

    Emotional divorce can disrupt the continuity of relationships between couples and untimately lead to legal divorce. It can also affect the functions of families, such as the socialization of children, which is essential for a healthy society. This study aims to examine the role of mass media in the relationship between social comparison and emotional divorce among married women. The theoretical framework is based on Collins' perspective and objective self-awareness. 

    Methods and Data:

     The study used a survey method and a multi-stage cluster sampling method to select 800 married women from 11 districts of Shiraz. Emotional divorce was measured by the Gutman scale. 

    Findings

    The results showed that more than 39% of the respondents had a medium or high level of emotional divorce. The multivariate regression model revealed that husband's presence in the family, husband's comparison with others, husband's comparison of the respondent with others, and husband's level of education could explain about 33% of the variance in emotional divorce. 

    Conclusion

    The study suggests that social comparison is a factor that influences emotional divorce among couples. Mass media, such as television, satellite, and social networks, can affect the way couples compare themselves with others and their spouses. Key Message: Emotional divorce is a serious threat to families and society. It can be influenced by social comparison and mass media. Reducing this phenomenon can help maintain the continuity and well-being of families.

    Keywords: Women, Emotional divorce, Social comparison, mass media, Shiraz
  • Saeed Khani * Pages 25-43
    Background and aim

    This study has two complementary goals: first, to introduce and critique the conventional methods of estimating divorce indices in Iran and propose a new index. It also applied this new index for the last 15 years; second, to analyze the changes in marriage patterns using appropriate indicators. 

    Data and method

    The study used secondary data from the national civil registration and the general population and housing census of the country. Different indicators were used to estimate and compare the trends of marriage and divorce. 

    Findings

    An alternative method of estimating divorce, which takes into account the divorce ratio as a subset of the actual married population, shows that divorce is not a major concern in Iran, contrary to popular belief. However, it also shows that divorce rates are likely to increase as the population of married women grows. Moreover, indicators such as the mean age at first marriage, the singleness ratio in age groups, the absolute singleness ratio and their relative changes suggest that delaying marriage and reducing its universality is a more serious issue than divorce in Iranian society. 

    Conclusion

    The crude measures are exaggerated the situation and trends of divorce. This may lead to the fear of marriage or condemnation of marriage in older age and, as a result, absolute celibacy. Therefore, social categories like divorce and marriage, which are related to one of the main institutions of society (family), should be approached with sensitivity and scientific rigor. Key Message: This research acknowledges that the stagnation of marriage is more problematic than the increase in divorce, without normalizing the latter. Therefore, it recommends to formulate practical policies aimed at removing obstacles to young people's marriage.

    Keywords: Divorce, marriage, Divorce estimation methods, Family changes, Civil registration
  • Hajiieh Bibi Razeghi Nasrabad, Fariba Rashidi * Pages 45-67
    Background and aim

    The increasing number and changing profile of the elderly population in Iran require identifying the factors that influence their health status. This paper aims to study the social, demographic and economic characteristics that affect the physical and mental health of the elderly living in Khorramabad city, Iran. 

    Data and Method

    Data were obtained from a cross-sectional survey of 379 elderly people aged 60 and over living in Khorramabad. A survey questionnaire and a standard quality of life questionnaire (WHOQOL-SF36, 26) were used to collect the required information. 

    Findings

    The mean index of physical health was 29.27 and the mean index of mental health was 22.12. The most common diseases among elderly people were arthritis and cardiovascular diseases. Education, age, number of children, and gender were factors that could affect the health status of the elderly. Findings show that with the increase in the number of children, the level of physical health of the elderly decreases, but their mental health increases. In fact, children are still considered as one of the sources of familial support in old age. Physical and mental health also affect each other. Having a better health level in either dimension improves the health status in the other dimension. 

    Conclusion

    The experiences of aging are different for different social groups due to various factors affecting the health status of the elderly. From a policy-making perspective, it is necessary to adopt an individual-centered approach to understand the situation of the elderly and maximize opportunities throughout the life cycle to achieve healthy aging. Key Message: Population projections show that following the age-structural transition of Iran's population, the share of elderly people in the population will increase in the coming years. The elderly people differ from the rest of society in various socio-economic and health aspects (including their economic status, marital status, disease patterns, and the need for health care). Therefore, it is necessary to ensure a good quality of life for the elderly with a special focus on their health status and social care in the long-term social policies of the country.

    Keywords: Mental health, Physical health, elderly, Determinants of the health, Khorramabad
  • Fariba Seddighi * Pages 69-79
    Background and Aim

    Religion has played an important role in people's daily life and culture. Religion teaches the way of life to its followers, and the followers define their identity and group boundaries from other groups by following its instructions. This paper aims to examine the significance and role of religious values in the everyday life of Iranians since the constitutional revolution in Iran. 

    Methods and Data: 

    This research adopts a cultural history approach to explore the influence of religion on people's daily practices and behaviors. It relies on primary sources such as travelogues, logbooks, diaries, and historical documents from the constitutional revolution to the present day. 

    Findings

    The results indicate that religion was a prominent aspect of people's daily life during the Qajar and Pahlavi eras. Religious teachings affected various domains of life such as clothing, food, drink, and health. However, since the 1980s, the role of religion in some areas of people's everyday life has declined. 

    Discussion and Conclusion

    The society has witnessed a decrease in the adherence to some religious rules and beliefs among people, especially the youth. Nevertheless, the religious foundations of the society remain strong and influential. Religious values and symbols are still respected by most people, who participate in Muharram mourning ceremonies, religious festivals, and pilgrimages to holy shrines. Key Message: Religious faith and reverence for sacred things and values remain widespread among Iranians, despite the decline of religion in some aspects of their lifestyle in recent decades. Many people participate in Muharram mourning ceremonies, religious festivals, and pilgrimages to holy shrines. Religion plays a vital role in society by fostering social cohesion among different groups and individuals. Therefore, it is important to uphold common religious values in the society.

    Keywords: Religion, Religious beliefs, Everyday life, Cultural history, Constitutional Revolution
  • Akbar Zare-Shahabadi *, Javad Ekhtiyari Aqdam, Mehran Bondori Pages 81-95
    Background and Aim

    Tribalism, the strong loyalty to one's own tribe, is a characteristic of traditional and tribal structures that still exist in some regions of Iran and can affect formal elections. This research aimed to investigate the factors related to the tendency towards tribalism in Parsabad's parliamentary elections of the Islamic Parliament of Iran. 

    Methods and Data: 

    This cross-sectional survey was conducted among 384 people over 18 years of age (who were eligible to participate in the elections) in Parsabad. They were selected through multi-stage cluster sampling technique. The data was collected by a questionnaire with content validity and Cronbach's alpha reliability. 

    Findings

    The research findings showed that legalism, the feeling of relative deprivation and the embodied dimension of cultural capital were related to tribalism in elections. 

    Conclusion

    Tribalism in the elections has led to the exclusion of people who could have provided many services at the local and national level. Key Message: A competent electoral system plays an important role in the formation of an efficient parliament and government as well as political and social stability. This aim is achieved when the mechanisms and cultural and social contexts of the elections are well-established. The election of worthy people from all tribes enables public participation in the administration of the country's affairs. Tribalism can be reduced by developing political parties.

    Keywords: Islamic Parliament of Iran, Elections, Tribalism, Relative deprivation, Legalism, Parsabad
  • Mahnaz Jokari *, Farnaz Maleki Sarvestani, Fahime Heidary Pages 96-109
    Background and aim

    Literature, particularly poetry, has always been a platform for social representations. This study aims to explore the social representations of judges in Iran’s literary history, specifically in poetry. Through a sociological analysis of literature, it is possible to understand how attitudes and social issues are formed as well as it is possible to investigate its historical record and how it has changed over time. Literature is at the core of Iran's social history, provides a rich source of information on various aspects of past social life. The social history of governors and judges are such phenomena that can be explored in ancient texts and literature and help to explore how the formation of attitudes towards them can be represented in the poetry.

     Data and method

    The main goal of this research was to discover and represent historical attitudes towards judges in the literary history of Iran. In line with this goal, the research method was adapted to use is Mimesis. Mimesis is a technique of imitating or reproducing reality in literature and art.

    Findings

    The findings show that the status and power of judges have always been reflected in poems due to the poets’ connection with various social fields and people's everyday lives. The lack of consistent law and arbitrary judgments have been the source of criticism from people and experts. Judges have been portrayed as agents of social control rather than social justice. 

    Conclusion

    The representation of the poems reveals that people have continuously criticized and reflected the dignity and status of judges, and that there are hidden conflicts behind the scenes of social interactions. Factors such as autocratic rule, foreign invasion, judicial dependence to rulers, nomadic and ethnic dominance, etc. have influenced these representations.

    Key Message:

     Judges' judgments have always been criticized by poets, and their status and dignity have always been problematic for poets. Evaluations and judgments of the public opinion of the society towards the judges have made the position of judging a difficult job for judges. The smallest feeling about their deviation from the customary and religious norms of the society has put them under suspicion.

    Keywords: Judge, Judgement, Persian literature, Social attitudes, Persian poets
  • Seyed Mohsen Saeidi Madani * Pages 111-128
    Background and Aim

    This article aims to describe the historical role of Reeves in Iranian villages from an anthropological perspective. The term Reeve in Persian refers to a person who is wise and talented and manages the social affairs of the village. Reeves have been elected by villagers for a long time in Iran, dating back to the pre-Islamic era. However, Reeve's management has declined and vanished completely since the Islamic Revolution in 1979, due to political and social changes that undermined their authority and legitimacy.

    Methods and Data: 

    The method of this paper is descriptive-analytical. It uses historical evidence as well as documentary and library sources to examine the role of Reeves in Iranian villages.

    Findings

    The findings reveal the position and importance of Reeve in the social structure of rural management in Iran. It also analyzes the sources of their managerial power and how changed over time. The findings show how the Reeve system declined and was eventually eliminated due to factors such as land reform, modernization, and revolution.

    Conclusion

    Reeve's role was intertwined with the social context of rural society in Iranian villages. He was a respected and influential figure who managed the social affairs of the village. However, his power were challenged by the land reform program in Iran during the Pahlavi regime. Reeve was removed from the administration of the village, and his role was taken over by the village association and revolutionary organizations such as Education Corps, Health Corps and Agricultural Development Corps. These organizations aimed to modernize and develop the rural areas and promote the ideology of the Islamic Revolution. Thus, in 1976 the term Reeve was erased from village literature, and a village guard (Dehban) was appointed instead.

    Key Message: Iranian rural society had given Reeves a considerable authority throughout history. However, their authority varied from one period to another. This paper argues that an anthropological and historical approach to these social realities can shed light on the past history of Iranian society and help to better understand the contemporary social changes.

    Keywords: Reeve, Rural management, village, Social history, Iran
  • Khadigeh Bagherian, Seyyed Hadi Hosseini *, Mohammad Salmani Moghadam Pages 129-150
    Background and Aim

    This study aims to examine the spatial differences in the quality of life of citizens in three urban tissues (old, middle and modern) of Nowshahr a city in Mazandaran Province, Iran. It also examines the impact of artificial environment conditions, such as infrastructure, services, and facilities, on the quality of life of citizens in different urban tissues. Considering the differences in the physical, social, cultural and economic conditions of these tissues, assessing the quality of life indicators can provide better and more efficient thematic and local programs to enhance the quality of life of the citizens.

    Methods and Data: 

    The study employed a survey method to gather data from individuals aged 20 and above residing in Nowshahr's three urban areas (old, middle, and modern). A sample size of 380 was determined using Cochran's formula.

    Findings

    The results indicate that the quality of life for citizens is unsatisfactory in both objective and subjective dimensions, regardless of whether they reside in old or new urban areas in Nowshahr. However, the situation is slightly different in the middle urban area. Analysis of the impact of background variables on quality of life reveals that these variables can have varying influences depending on the type of urban tissue and residents' location.

    Conclusion

    This research highlights the importance of considering both the characteristics of the built environment and living place, as well as the individual and social characteristics of people, in urban planning, especially in social planning. It is crucial to take a holistic approach to ensure that urban environments are designed to meet the needs of all individuals and communities. This can help us to build more livable and sustainable cities for everyone.

    Key Message: 

    Urban environments are complex systems that need diverse and context-specific approaches and methods to improve the quality of life and urban environments. Understanding these complexities is crucial for comprehending the city and developing strategies that promote social harmony and continuity, ultimately leading to cohesive urban communities.

    Keywords: quality of life, urban tissues, spatial differences, objective dimension, subjective dimension, nowshahr
  • Hossein Afrasiabi *, Roya Mirabzadeh Pages 151-165
    Background and Aim

    Fashion and the tendency to follow fashion are important forces for cultural and lifestyle changes in contemporary societies. These phenomena have significant consequences for youth and families in their everyday interactions. This research investigates the relations between family factors and the tendency to follow fashion among young girls in Yazd, Iran.

    Methods and Data:

     A quantitative survey design was used to collect data through a questionnaire from 300 girls aged 15-29 in the city of Yazd. The research sample was selected using a multistage cluster random sampling technique. Data analysis was performed at descriptive and inferential levels.

    Findings

    The results showed that the variables of parents' education, family income, father's job, family consumerism, family tendency to follow fashion, parents' religiosity, and generation gap showed significant correlations with the tendency to follow fashion. The strongest predictors of fashion tendency were family consumerism and generation gap.

    Conclusions

    The study concludes that effective parent-youth interactions and parents' consumer behavior have a significant impact on youth's lifestyle and behavioral norms in both family and social life. 

    Key Message: 

    Parent’s consumption orientation, family interactions and family-children’s relationships are crucial factors for youth tendency to dramaturgical actions and consumption.

    Keywords: Fashion, Tendency to Fashion, Family, Consumerism, Youth
  • Azade Abooei *, Mohammad Tavakoli, Mohammad Saleh Neshan Pages 167-182
    Background and Aim

    Parents greatly influence their children lives, as children imitate their parents’ behaviors and attitudes. Improving parents' interactions and behaviors can lead to positive changes in their children's social skills and maturity. This study examines the relationship between social maturity and social skills of teenagers in Yazd city and their parents' social adequacy and acceptance. 

    Methods and Data: 

    The method is a correlational study with a sample of 150 mothers with teenage children in Yazd. The instruments used are Matson's Social Skills Questionnaire (1983), Rao's Social Maturity Scale (1986), Fellner's Social Adequacy Scale (1990), and Marlowe and Crowne's Social Desirability Scale (1960). 

    Findings

    Data analysis revealed a significant positive relationship between adolescents' social maturity and social skills and their parents' social adequacy and acceptance. Adolescents who have higher levels of social maturity and skills tend to have parents who have higher levels of social adequacy and acceptance, and vice versa. This implies that mothers who have high levels of thinking, problem-solving and cognitive recognition abilities can facilitate their children's emotional and skill development. 

    Conclusion

    According to the results, increasing parents' social adequacy and acceptance can predict their adolescents' social maturity and skills. This implies that parents can enhance their children's social development by improving their own self-esteem, modeling positive social behaviors, providing constructive feedback, and support. 

    Key Message: 

    The coping strategies of teenagers in confronting with physical, mental, and social changes is an important social skill which can play a role in the process of their communication and adaptation. Parents, especially mothers, play a significant role in this process. The attitude of parents and especially mothers towards themselves and the realistic view of different aspects of life shapes the skills and ability of teenagers in relation to different issues.

    Keywords: Social maturity, Social skills, Adolescents, Social adequacy, Social acceptance
  • Sattar Sadeghi-Dehcheshme *, Mahnaz Timourinejad, Elham Azadian Pages 183-198
    Background and Aim

    Modern societies are undergoing various changes, and one of the important areas of change is educational equity and justice. This study aims to explore the state of educational justice and its relationship with violence among secondary school students in Shahrekord, Iran.

    Methods and Data: 

    The study used survey method. The statistical population consisted of all upper secondary school students in district 1 in Shahrekord (N=5075). The sample was selected based on Cochran's formula. 360 people were randomly selected using cluster sampling technique. A standard violence questionnaire and a researcher-made questionnaire for educational justice were used for data collection.

    Findings

    The correlation coefficient between conflict, verbal-psychological and physical tactics with distributive, procedural and interactional justice was significant. (p > 0.05). The final model showed that educational justice had a negative effect on violence (-0.460), which was significant at the 0.01 level.

    Conclusion

    There is a significant inverse relationship between conflict, verbal-psychological and physical tactics and distributive, procedural and interactional justice. That is, as educational justice increases, the rate of violence in each of the above three dimensions decreases. This research shows that reducing educational justice leads to an increase in violence among students.

    Keywords: Educational justice, violence, students, Feeling of justice, Shahrekord
  • Fariba Sadat Banihashemi, Maliheh Alimondegari *, Mohammad Gholami-Fesharaki Pages 199-224
    Background and Aim

    One of the most important aspects of global family changes in modern times is the increasing divorce rates. Divorce has various determinants at both the micro and macro levels. This study aims to examine how demographic, economic, and social factors affect marital status (i.e. married versus divorced) in Iran, and to estimate the probability of divorce at the individual and provincial levels using multilevel models. 

    Methods and Data:

     Census data from 1976 to 2016, Labor Force Survey, Household Income and Expenditure Survey, Time Use Survey, and Civil Registration data were used for the analysis. For individual-level analysis, 25,163 women and 18,633 men were selected using systematic random sampling from the 2% file of the 2016 Census. At provincial-level, analysis was conducted for 31 provinces in the country were included.

    Findings

    The findings show that age, illiteracy, inactiveness and living in a residential unit of other types increase the probability of divorce for men; however, being the head of household and having a higher education decrease divorce for men. Moreover, residing in a city, illiteracy, education and having children increase the probability of divorce for women. At the provincial level, the sex ratio increases the probability of divorce for men and the ratio of urbanization increases the probability of divorce for women. 

    Conclusion

    The results suggest that micro and macro level variables have a combined effect on divorce outcomes. Although most of the studies on divorce are done at the individual level, more attention should be paid to the influence of people's living environment on their decision to divorce.

    Key Message:

     Most of the studies in the field of divorce are done at the individual level. Few of them have been investigated only at the level of macro-provincial variables. In this study, we showed that in order to better understand the factors of divorce, individual factors and the macro variables should be studied together.

    Keywords: Multilevel models, Employment, higher education, Head of household, Sex ratio, Divorce probability