فهرست مطالب

  • پیاپی 224 (شهریور 1402)
  • تاریخ انتشار: 1402/06/10
  • تعداد عناوین: 22
|
  • سکینه شفیعا، گوهر قهرمانی، مسلم محمدی*، سعید کارگرسلیمان آباد صفحات 1-16
    سابقه و هدف

    بیماری استرس پس از تروما، بیماری روان پریشی است که در صورت مواجهه با انواع مختلف استرسورها رخ می دهد. کارایی روش های دارویی و روان درمانی حتی در همراهی با یکدیگر نیز هم چنان پایین است و بدین جهت درمان های مکمل مورد بررسی می باشد. بهبود نسبی علایم بیماری با استفاده از داروهای مهارکننده انتخابی برداشت سروتونین (SSRIs) مشاهده شده است، اثر ورزش نیز در بهبود سلامتی جسمی و روحی مشخص شده است، اما شدت ورزشی مناسب هم چنان مورد سوال می باشد. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثر ورزش شدید و داروی فلوکستین و اثر توام آن ها بر آسیب های رفتاری و سلولی مولکولی ناشی از یک مدل استاندارد سندرم استرس پس از سانحه (PTSD) می باشد.

    مواد و روش ها

    از مدل استرس طولانی مدت تک واحدی به عنوان یک مدل برای القاء PTSD استفاده شد. مداخله ورزشی (روزی یک ساعت، با سرعت m/min 15) و دارویی (mg/kg 10) به مدت چهار هفته انجام گرفت. پس از انجام تست اضطراب، تحت بیهوشی عمیق، نمونه خون جهت اندازه گیری میزان IGF-1 سرم (روش الایزا) جمع آوری شد. قشر پره فرونتال نیز جهت اندازه گیری فاکتورهای آپوپتوزی به روش RT-PCR فریز شد.

    یافته ها

    رت های SPS افزایش اضطراب و کاهش IGF-1 سرم و افزایش بیان mRNA مربوط به Bax و Caspase-3 وکاهش بیان mRNA مربوط به Bcl2 در قشر پره فرونتال را نشان دادند. هر دو مداخله به تنهایی و توام باعث افزایش IGF-1 و کاهش بیان فاکتورهای پروآپوپتوتیک و افزایش بیان فاکتور آنتی آپوپتوتیک شدندو مداخله توام سبب کاهش اضطراب شد.

    استنتاج

    مداخله ورزشی و فلوکستین و مداخله توام منجر به افزایش IGF-1 سرم و کاهش بیان فاکتورهای پروآپوپتوتیک و افزایش بیان فاکتورآنتی آپوپتوتیک در قشر پره فرونتال شد و مداخله توام در کاهش اضطراب مفید بود. با توجه به این که تاثیر مداخله دارویی بارزتر از تاثیر ورزش با شدت بالا بود، مشخص می شود در گروه هایی که تحت تاثیر هر دو مداخله قرار گرفتند، فلوکستین نقش مهم تری را ایفا کرده است.

    کلیدواژگان: سندرم استرس پس از سانحه، استرس طولانی مدت تک واحدی، ورزش شدید، اضطراب، IGF-1، آپوپتوز، فلوکستین
  • آنژلا حمیدیا، سیده مریم زوارموسوی، لیلا مصطفوی پور، فرزان خیرخواه، علی بیژنی، آرمان مسعودی* صفحات 17-27
    سابقه و هدف

    تشنج الکتریکی یک روش درمانی معمول در بیماران روانپزشکی است. این روش درمانی ممکن است سبب بروز اختلالات شناختی در بیماران تحت درمان شود. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمانی داروی ممانتین بر عملکرد شناختی بیماران تحت درمان با تشنج الکتریکی است.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی سه سوکور، 60 بیمار مبتلا به فاز افسردگی اختلالات خلقی تک قطبی و دو قطبی غیر سایکوتیک به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. در گروه مورد داروی ممانتین، 24 ساعت قبل از شروع مطالعه با دوز 10 میلی گرم روزانه شروع شد و طی یک هفته تا 20 میلی گرم افزایش و تا پایان جلسه ششم از ECT ادامه پیدا کرد. در گروه کنترل دارونما داده شد. توانایی شناختی بیماران با استفاده از MMSE (Mini Mental Status Examination) و تست معاینه شناختی ادن بروک 24 ساعت قبل، 24 ساعت بعد از جلسه ششم و یک ماه بعد از اتمام ECT سنجیده شد. این مطالعه، 1/5 سال طول کشید و در بخش روان پزشکی بیمارستان شهید یحیی نژاد شهرستان بابل انجام شد.

    یافته ها

    در این مطالعه نمره MMSE در پایان دوره مطالعه (یک ماه بعد از اتمام ECT) در گروه ممانتین به صورت معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (0/008=P). با این وجود نمره تست شناختی ادن بروک بین دو گروه بعد از ECT اختلاف معنی داری نداشت. ارتباط معنی داری در هیچ کدام از آیتم های تست ادن بروک بین دو گروه مشاهده نشد.

    استنتاج

    : با توجه به تست ادن بروک، ممانتین در کاهش اختلالات شناختی در بیماران کاندیدای دریافت ECT اثری نداشت، گرچه با توجه به تست MMSE بهبودی مشاهده شد.

    کلیدواژگان: درمان الکتروشوک، ممانتین، شناخت، MMSE، معاینه شناختی ادن بروک
  • هانیه کبریتی*، زهرا زنجانی، عبدالله امیدی، منصور سیاح صفحات 28-38
    سابقه و هدف

    بسیاری از افراد چاق علایم روانشناختی متعدد از قبیل اضطراب، افسردگی، مشکلات تنظیم هیجان و... دارند، اعتیاد به غذا نیز از دیگر مشکلات روانشناختی مرتبط با چاقی است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر متغیرهای اضطراب، افسردگی، دشواری در تنظیم هیجان و اعتیاد به غذا در افراد چاق، برای اولین بار، انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، از بین زنان چاق مراجعه کننده به مراکز سلامت شهری شهرستان کاشان در سال 1398، از 40 نفر به صورت هدفمند و در دسترس نمونه گیری شد و سپس به طور تصادفی در دو گروه مداخله MBSR (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جلسات آموزشی بدون محتوای درمانی جای گرفتند. مداخله MBSR طبق پروتکل (کابات زین) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفتگی اجرا شد. نمونه ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه به وسیله پرسشنامه های اضطراب، استرس، افسردگی (DASS-21) و دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و مقیاس اعتیاد به غذا (YFAS) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS16 آنالیز شدند.

    یافته ها

    درمان MBSR باعث کاهش معنی دار میزان اضطراب (0/01<p)، افسردگی (0/000<p)، دشواری در تنظیم هیجان (0/02=P) و شدت اعتیاد به غذا (0/003=P) نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون، شده است. البته این کاهش در مرحله پیگیری در متغیرهای اضطراب، افسردگی و اعتیاد به غذا معنی دار، اما کاهش متغیر تنظیم هیجان، نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود (0/05 >p).

    استنتاج

    به نظر می رسد مداخله روانشناختی MBSR را می توان به عنوان بخشی از مراقبت های درمانی جامع برای افراد چاق لحاظ نمود.

    کلیدواژگان: چاقی، افسردگی، اضطراب، دشواری در تنظیم هیجان، اعتیاد به غذا، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
  • سیده مهرنوش سهراب، معصومه خواجه وندی، پرستو کریمی علی آبادی، مژده دبیریان، محمود موسی زاده، مطهره خردمند* صفحات 39-46
    سابقه و هدف

    سندروم متابولیک با مجموعه ای از علایم، شامل مقاومت به انسولین، فشارخون، چاقی شکمی، نقص در متابولیسم گلوکز و دیس لیپیدمی مشخص می شود. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین سندرم متابولیک و معیارهای تشخیصی آن با بیماری های قلبی- عروقی در جمعیت کوهورت طبری بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر از نوع مورد شاهدی بود که در بستر جمعیت کوهورت طبری انجام شد. افراد گروه مورد 304 نفربودند که از میان مجموع 564 نفر از مبتلایان به بیماری های قلبی- عروقی در مطالعه کوهورت طبری به صورت تصادفی انتخاب شدند.گروه کنترل (304 نفر) هم پس از همسان سازی براساس سن و جنس از میان سایر شرکت کنندگان به صورت تصادفی انتخاب شدند. وجود و عدم وجود سندرم متابولیک و معیارهای تشخیصی آن در دو گروه با استفاده از آزمون chi square مورد آنالیز قرار گرفت. جهت تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده از آزمون رگرسیون استفاده شد.

    یافته ها

    مبتلایان به سندرم متابولیک در گروه مورد 69/1 درصد (210 نفر) و در گروه شاهد 55/6 درصد (169 نفر) بود (0/001=P). نتایج آزمون رگرسیون تک متغیره نشان داد که شانس ابتلا به سندرم متابولیک در افراد گروه مورد 1/755 برابر افراد گروه شاهد بود (2/418-1/280: CI 95 درصد و 0/01=P). در میان معیارهای تشخیصی سندرم متابولیک هم شانس فشارخون بالا، افزایش سطح تری گلیسرید و کاهش HDL هم در گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود (0/000=P).

    استنتاج

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شانس ابتلا به سندرم متابولیک در افراد مبتلا به بیماری های قلبی- عروقی بیش تر است. در میان معیارهای تشخیصی سندرم متابولیک هم بعد از تعدیل اثر متغیرهای مداخله گر، شانس ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی در افراد با سطح تری گلیسرید بالا و فشار خون بالا بیش تر است.

    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، بیماری های قلبی- عروقی، کوهورت طبری
  • سحر حسین خان زاده، علی بیژنی، سید رضا حسینی، سیمین موعودی* صفحات 47-57
    سابقه و هدف

    با افزایش سن، خطر بیماری پرفشاری خون افزایش می یابد. باتوجه به اهمیت و شیوع بالای پرفشاری خون و اضافه وزن و چاقی در سالمندان ایرانی و محدود بودن مطالعاتی که به همراهی پرفشاری خون با چربی احشایی در جمعیت سالمندی پرداخته باشند، این پژوهش با هدف تعیین وضعیت چربی احشایی بدن در سالمندان و همراهی آن با فشارخون انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مورد- شاهدی با استفاده از داده های سال 1400- 1395 بانک اطلاعاتی فاز 2 مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP)، در شمال ایران بر روی جمعیت 60 سال و بالاتر انجام گرفته است. دو گروه مورد (دارای پرفشاری خون) و شاهد (بدون پرفشاری خون) از لحاظ سن و جنس همسان سازی شدند. میزان فعالیت سالمندان با استفاده از پرسشنامه Physical Activity Scale for Elderly و وضعیت چربی احشایی با استفاده از دستگاه دانسیتومتر ارزیابی گردید.

    یافته ها

    از مجموع 700 سالمند مورد بررسی، نیمی از آن ها پرفشاری خون داشتند و نیم دیگر بدون پرفشاری خون بودند. دراین دو گروه، میانگین سنی افراد (0/684=(P، شاخص قالب بدن (0/691=P) و میزان فعالیت فیزیکی (0/308=P) تفاوت معنی داری نداشتند، اما میانگین دورکمر (0/001>P)، نمایه توده بدنی (0/001>P)، نسبت دورکمر به قد (0/001>P) و چربی احشایی (0/001>P)، در دو گروه متفاوت بوده است. ارتباط مستقیم و معنی داری میان فشارخون با چربی احشایی، نمایه توده بدنی، دورکمر و نسبت دورکمر به قد در سالمندان مذکر و مونث وجود داشته است. هم چنین در سالمندان مذکر نمایه توده بدنی (0/001>P و0/710=AUC) و در سالمندان مونث مقدار چربی احشایی (0/001>P و 0/626=AUC) بیش ترین ارتباط را با فشارخون داشته است.

    استنتاج

    ارتباط مستقیم و معنی داری میان فشارخون با چربی احشایی، نمایه توده بدنی، دورکمر و نسبت دورکمر به قد در سالمندان مرد و زن وجود دارد که در سالمندان مذکر نمایه توده بدنی و در سالمندان مونث مقدار چربی احشایی بیش ترین ارتباط را با فشارخون داشته است.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، سالمند، چربی احشایی، نمایه توده بدنی
  • ایرج گلی خطیر، محمد سازگار، تورج اسدی، فرزاد بزرگی، ابوالفضل فیروزیان، سیاوش مرادی، معصومه عیسی زاده روشن، حامد امینی آهی دشتی* صفحات 58-66
    سابقه و هدف

    جستجو برای دستیابی به یک روش دقیق و قابل استناد و در عین حال غیرتهاجمی در مورد ارزیابی میزان حجم مورد نیاز در بیماران دچار شوک در اورژانس بسیار پر اهمیت است. استفاده از سونوگرافی داپلر شریان کاروتید، بسیار راحت و قابل انجام بر بالین بیمار است. لذا این مطالعه جهت بررسی استفاده از این پارامتر برای ارزیابی نیاز به حجم در بیماران مبتلا به شوک عفونی طراحی شده است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تک مرکزی، مشاهده ای و آینده نگر بر روی تمام بیماران که با تشخیص شوک عفونی در بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی شهر ساری از مهر 1400 لغایت شهریور 1401 بستری شدند، انجام گرفت. علایم حیاتی، اندازه گیری قطر ورید اجوف تحتانی (IVC) و اوج سرعت شریان کاروتید با داپلر (CDPV) در بدو ورود و دو ساعت بعد از شروع درمان، ارزیابی قرار شد. توصیف و تحلیل داده ها با SPSS صورت پذیرفت.

    یافته ها

    تعداد 44 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند که میانگین سن این افراد 17/91±62/55 سال بوده است. از این تعداد30 نفر (68/2 درصد) مرد بودند. یک افزایش معنی دار از نظر آماری در میزان IVC min (0/016=P) و CDPV max (0/001=P) و ΔCDPV (0/0001>P) در بیمارن بعد از دو ساعت از شروع درمان، مشخص شد.

    استنتاج

    بر اساس مطالعه حاضر، از معیارهای سونوگرافیک داپلر شریان کاروتید در تعیین نیاز مایع برای بدن و هم چنین ارزیابی نیاز به حجم در بیماران به عنوان یک معیار دینامیک می توان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: شوک عفونی، ارزیابی نیاز به مایع، سونو گرافی داپلر شریان کاروتید، قطر ورید اجوف تحتانی
  • طاهره ملانیا، مهدی آریانا، فاطمه اسپهبدی، عباس مسگرانی، آرش مهدی نژاد، مائده صالحی* صفحات 67-76
    سابقه و هدف

    در این مطالعه رابطه هایپوسالیویشن و خشکی دهان با کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهان در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیوی (CRF) تحت همودیالیز مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 200 بیمار مبتلا به CRF تحت همودیالیز مراجعه کننده به بخش دیالیز بیمارستان امام خمینی شهرستان ساری در سال 1400 انجام شد. بیماران دو پرسشنامه کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهان (OHIP-14) با روش های ارزیابی additive و simple count را تکمیل نمودند. برای تشخیص خشکی دهان از بیماران 9 سوال پرسیده شد که 5 پاسخ مثبت نشان دهنده خشکی دهان بود و بزاق غیرتحریکی نیز جمع آوری شد. پس از جمع آوری، داده ها وارد نرم افزار SPSS 18 شد. از ضریب همبستگی پیرسون یا اسپیرمن برای بررسی نمره کیفیت زندگی با جریان بزاقی غیرتحریکی استفاده شد و برای مقایسه نمره کیفیت زندگی در دو گروه  دارا و فاقد خشکی دهان از آزمون t-test یا Mann-whitney استفاده شد.

    یافته ها

    هیپوسالیویشن در 66 نفر (33 درصد) مشاهده شد. نمره OHIP-14 در هر دو روش additive و simple count در بیماران با خشکی دهان و هیپوسالیویشن بیش تر به طور معنی داری بیش تر بود (0/05>P). در مقایسه متغیرهای مختلف، 7/66 درصد بیماران با هیپوسالیویشن بیش تر از 58 سال سن داشتند (0/007=P). به علاوه، 6/60 درصد بیماران با خشکی دهان، مبتلا به دیابت بودند (0/01=P).

    استنتاج

    خشکی دهان و هیپوسالیویشن موجب کاهش کیفیت زندگی بیماران CRF تحت همودیالیز می شود. همچنین خشکی دهان و هیپوسالیویشن مشکلات به نسبت شایعی در میان این بیماران بودند. درمان این مشکلات به دلیل تاثیر بر کیفیت زندگی بیماران ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: خشکی دهان، هیپوسالیویشن، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان، نارسایی مزمن کلیه، دیالیز
  • حانیه قصرساز، رضا جعفری*، زهره حاج حیدری، قاسم رحمت پور رکنی صفحات 77-89
    سابقه و هدف

    پسوریازیس یک بیماری التهابی مزمن با واسطه ایمنی سیستمیک است که بیش تر پوست را درگیر می کند. بیماری های چشمی که اغلب غیراختصاصی می باشند و تظاهرات کمی در این بیماری از خود نشان می دهند، شناخته شده نیستند. این مطالعه به مقایسه تظاهرات چشمی در بیماران مبتلا به پسوریازیس و گروه کنترل سالم پرداخته است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی که به روش توصیفی-تحلیلی در بیمارستان بوعلی سینا در شهر ساری (سال 1401-1400) انجام شد، بیماران پسوریازیس و گروه کنترل وارد مطالعه شدند. نمرات DLQI (شاخص کیفیت زندگی در مبتلایان به بیماری های پوستی) و PASI (شاخص شدت و وسعت پسوریازیس) در گروه مبتلایان به پسوریازیس و OSDI (شاخص بیماری سطحی چشم) در هر دو گروه اندازه گیری شد. برای هر فرد معاینه توسط لامپ اسلیت، آزمون شیرمر-1، TBUT و فوندوسکوپی انجام گرفت.

    یافته ها

    در این مطالعه، 75 بیمار مبتلا به پسوریازیس با میانگین سنی 13/88±40/11سال و 75 فرد غیر مبتلا با میانگین سنی 13/55±39/16 سال مورد بررسی قرار گرفتند. بیماری های چشمی مانند پرخونی ملتحمه (38/0 درصد)، بلفاریت (36/0 درصد)، اختلال کارکرد غدد میبومین (33/0 درصد) و پینگوکولا (26/0 درصد) در میان بیماران، شایع تر بود. اختلال کارکرد غدد میبومین و TBUT(زمان شکستن لایه اشکی) پایین در افرادی که نمرات PASI و DLQI بالاتری داشتند، بیش تر دیده شد. امتیاز OSDI نیز در گروه پسوریازیس بالاتر بود که نشان دهنده درگیری بیش تر گروه بیماران با بیماری خشکی چشم می باشد.

    استنتاج

    درگیری های سطحی چشم مانند خشکی چشم در بین بیماران شایع بود و با طول مدت ابتلا و شدت بیماری مرتبط بود. در نتیجه در بیماران پسوریاتیک به منظور تشخیص سریع اختلالات چشمی و جلوگیری از عوارض ناخواسته، باید معاینات چشمی به صورت مکرر و روتین انجام شود.

    کلیدواژگان: پسوریازیس، چشم، خشکی چشم، تظاهرات چشمی، میبومین
  • فاطمه برزگر، حمیدرضا گلی، احمد علیخانی، مژگان فرهادی، مهرداد غلامی* صفحات 90-100
    سابقه و هدف

    پنومونی وابسته به ونتیلاتور (VAP) در بین عفونت های بیمارستانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوامل باکتریال پنومونی وابسته به ونتیلاتور و الگوی مقاومت دارویی آن در بیماران بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه گذشته نگر، پرونده بیماران بستری که در بخش مراقبت های ویژه در سیر بستری دچار پنومونی وابسته به ونتیلاتور شدند، به صورت مقطعی بررسی شد. در آزمایشگاه های بیمارستان های تحت مطالعه، شناسایی کلنی باکتری های رشد یافته براساس استانداردهای میکروبیولوژیک و بیوشیمیایی صورت گرفت. از روش انتشار دیسک در آگار مطابق با دستورالعمل موسسه استاندارد CLSI جهت ارزیابی الگوی مقاومت دارویی ایزوله ها استفاده شد.

    یافته ها

    از 107 بیمار، 14 نفر (13 درصد) سابقه بستری (در طی سه ماه گذشته) قبل از این بستری را داشتند. شایع ترین بیماری زمینه ای در بین بیماران مبتلا به بیماری ایسکمیک قلبی، فشارخون بالا و دیابت بود. شایع ترین علل بستری بیماران، علل قلبی، کووید 19 و سپسیس بود. شایع ترین میکروارگانیسم جداشده شامل انتروباکتر23/4 درصد و کم ترین فراوانی در میکروارگانیسم ها شامل پروتیوس و استافیلوکوکوس ساپروفیکوس هر کدام با (N=1) بوده است. به طور کلی در بین میکروارگانیسم های گرم منفی بررسی شده بیش ترین حساسیت مربوط به کلیستین بوده است.

    استنتاج

    شناسایی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و عوامل خطر پنومونی مرتبط با ونتیلاتور در درمان موثرتر و کاهش عوارض این بیماری موثر است. داده های اپیدمیولوژیک محلی باید در همه مراکز جمع آوری شود، زیرا این اطلاعات درمان تجربی اولیه با آنتی بیوتیک ها را هدایت می کند و از ایجاد سویه های مقاوم تر (MDR) جلوگیری می کند. در نتیجه عوارض و مرگ و میر مرتبط با VAP را کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: پنومونی وابسته به ونتیلاتور، مقاومت آنتی بیوتیکی، عفونت های بیمارستانی
  • مینا امینی*، عارفه میرزائی ایلالی، فاطمه محمودی صفحات 101-108
    سابقه و هدف

    عوارض جانبی داروها یکی از عوامل مهم تهدیدکننده حیات و کیفیت زندگی بوده و می تواند سبب تحمیل هزینه های زیادی به سیستم بهداشتی و درمانی یک کشور شود. این مطالعه در معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی مازندران با هدف بررسی عوارض ناخواسته دارویی در استان انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی گذشته نگر، پس از جمع آوری گزارش های ارسالی کارت زرد به مرکز ثبت و بررسی عوارض جانبی ناخواسته دارویی در معاونت غذا و دارو مازندران و گزارش های ثبت شده در سامانه آنلاین ثبت عوارض و اشتباهات داروپزشکی، در سال های 1398 تا 1400 صورت گرفت. آنالیز بر مبنای فراوانی داروی عارضه داده، فراوانی نحوه  مصرف دارو، تعداد گزارش در هر سال، مشخصات بیمار (رده سنی و جنسیت)، هم چنین فراوانی سیستم و عضو آسیب دیده و گزارشگر صورت گرفت.

    یافته ها

    در مجموع تعداد 2122 مورد گزارش به معاونت غذا و داروی مازندران ارسال شده بود. 52/78 درصد از گزارشات توسط پرستاران اعلام شده است و 44/82 درصد عوارض جانبی ثبت شده در زنان رخ داده است. بیش ترین فراوانی عوارض جانبی را، فرم تزریقی (87/40 درصد) به خود اختصاص داد و هم چنین طبق نتایج به دست آمده، بیش ترین عوارض ثبت شده مربوط به اختلالات پوست و مو (28/07 درصد) می باشد. شایع ترین دسته دارویی مسبب عارضه نیز، Anti-Infective Agents (47/10 درصد) بوده اند و داروی ونکومایسین در صدر قرار داشت.

    استنتاج

    با توجه به تعداد مطلوب ثبت و ارسال گزارش عوارض ناخواسته دارویی در استان مازندران، به نظر می رسد با برگزاری کلاس های آموزشی جهت گروه هدف پزشکی و سایر کادر درمان با محوریت آموزش فارماکوویژیلانس و نحوه گزارش دهی آن، به استانداردهای جهانی نزدیک تر شده ایم.

    کلیدواژگان: فارماکوویژیلانس، عوارض ناخواسته دارویی، کارت زرد
  • اسدالله فرخ فر، هانیه احمدی، کیومرث نوروزپور دیلمی، زهرا حیدری* صفحات 109-116
    سابقه و هدف

    دید بعد (استریوپسیس) توانایی درک عمق در فضای بینایی از طریق ادغام حسی تصاویر شبکیه در هر دو چشم است و به دنبال درک دو چشمی در مسیرهای خاص بینایی در کورتکس مغز حاصل می شود. دانشجویان پزشکی در طول دوره آموزشی خود از انواع ابزارهای تشخیص طبی استفاده می کنند و عدم وجود دید بعد طبیعی، می تواند بر عملکرد حرفه ای آن ها تاثیر بگذارد. درک عمق مناسب از نظر آینده شغلی نیز نقش مهمی برای دانشجویان ایفا می کند. لذا هدف از این مطالعه تعیین دید بعد با تست تیتموس در افراد با و بدون عیوب انکساری می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، 115 نفر از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس براساس وجود یا عدم وجود عیب انکساری از طریق رتینوسکوپی، به دو گروه با و بدون عیب انکساری تقسیم شدند. از آزمون تیتموس برای ارزیابی دید بعد استفاده شد. داده ها در نرم افزار آماری 21SPSS تحلیل شدند و توزیع دید بعد در گروه های مورد مطالعه گزارش شد.

    یافته ها

    در مجموع 115 نفر وارد این مطالعه شدند که 55/7 درصد (64 نفر) مرد و 44/3 درصد (51 نفر) زن بودند. میانگین سنی گروه های مورد مطالعه برای مردان و زنان به ترتیب 1/88±25/20 و 1/79±24/15 سال بود (0/05>p). 40 شرکت کننده (34/8 درصد) با عیب انکساری و 75 نفر(65/2 درصد) بدون عیب انکساری بودند. میانگین دید بعد در افراد با و بدون عیب انکساری به ترتیب 29/59±42/90 و 12/96±29/24 (0/001=P) و در مردها و زنان به ترتیب 20/73±32/12 و 21/85±36/33 ثانیه بر کمان بود(0/293=P). میانگین زمان آزمون در افراد با و بدون عیب انکساری 18/43±57/75 و 18/49±56/0 (0/629=P) و در مردان و زنان به ترتیب 17/82±54/45 و 18/94±59/31 ثانیه (0/160=P) بود.

    استنتاج

    تیتموس آزمونی موثر برای ارزیابی دید بعد افراد با عیب انکساری و بدون عیب انکساری بود. در این مطالعه تفاوت درک عمق بین زن و مرد وجود نداشت.

    کلیدواژگان: دید بعد، عیب انکساری، تست تیتموس
  • رمضانعلی دیانتی تیلکی*، سعیده شعبان تبار شورکی، اسماعیل بابا نژاد آریمی، بیژن شعبانخانی صفحات 117-128
    سابقه و هدف

    افزایش غلظت دی اکسیدکربن در هوای محیط های داخلی به دلیل عدم وجود تهویه مناسب موجب ایجاد اثرات سوء بر سلامت انسان می شود. هدف از این مطالعه حذف دی اکسیدکربن از یک فضای بسته با استفاده از محلول جاذب نانوسیال هیدروکسید سدیم و تعیین تاثیر غلظت جاذب، غلظت دی اکسید کربن و نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بود.

    مواد و روش ها

    آزمایشات در یک محفظه بسته در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. پمپ مکش هوا متصل به راکتور جذب و دستگاه سنجش غلظت دی اکسید کربن در داخل محفظه نصب شدند. با تزریق گاز دی اکسید کربن در داخل محفظه غلظت های محدوده 500، 2000 و 5000 پی پی ام از این گاز ایجاد شد. محلول جاذب هیدروکسید سدیم با غلظت های 0/1 ، 0/2 و 0/4 درصد بود. نانوذرات دی اکسید تیتانیوم با غلظت 0/008 درصد و سورفکتانت کاتیونی با غلظت 0/003 درصد در ساخت نانوسیال مورد استفاده قرار گرفت. مقادیر pH، هدایت الکتریکی (EC) و کربن غیرآلی (TIC) محلول های جاذب قبل و بعد از جذب دی اکسیدکربن اندازه گیری شد.

    یافته ها

    با استفاده از محلول جاذب هیدروکسید سدیم 0/4 درصد حاوی 0/008 درصد نانوذرات دی اکسید تیتانیوم راندمان حذف دی اکسید کربن برای غلظت های 500 و 5000 پی پی ام به ترتیب 72 و 44 درصد به دست آمد که به ترتیب 20 و 10 درصد بیش تر از محلول جاذب فاقد نانوذرات بود. برای 5000 پی پی ام دی اکسید کربن، افزایش غلظت محلول جاذب از 0/1 به 0/4 درصد موجب دو برابر شدن راندمان حذف شد. میانگین TIC در نانوسیال نسبت به سیال پایه 20درصد افزایش بیشتری داشت. میانگین کاهش EC در نانوسیال نسبت به سیال پایه 25 درصد بیش تر بود. میانگین کاهش pH ناشی از جذب دی اکسیدکربن کم تر از یک واحد بود.

    استنتاج

    نانوسیال هیدروکسید سدیم حاوی 0/008 درصد نانوذرات دی اکسید تیتانیوم برای حذف دی اکسیدکربن از هوا کارآیی مناسبی دارد.

    کلیدواژگان: نانوسیال، هیدروکسید سدیم، هوای داخلی، دی اکسید کربن
  • امین بارانی، محمدحسین خانعلی پور، نسیم دلیلیان، داوود فرزین، محمدعلی ابراهیم زاده* صفحات 129-137
    سابقه و هدف

    هیپوکسی منجر به مشکلات زیادی در عملکرد بدن می شود. هیپوکسی با پاتولوژی کوه گرفتگی، بیماری قلبی عروقی و سکته مغزی مرتبط است. کلشی سین، یک داروی ضد التهاب بوده که به طور عمده در درمان نقرس استفاده می شود، اما در سایر بیماری های التهابی نیز ارزشمند است. داده های اولیه نشان داده است که کلشی سین تاثیر مفیدی برکووید-19 دارد. تا کنون مطلبی در خصوص فعالیت آنتی هیپوکسی این دارو گزارش نشده است.

    مواد و روش ها

    اثر محافظتی کلشی سین به شکل گاواژ در دوزهای 0/5، 1 و mg/kg 1/5 در مقابل مرگ و میر ناشی از هیپوکسی در موش سوری با سه مدل مختلف بررسی شد.

    یافته ها

    کلشی سین فعالیت خوبی را در برخی مدل ها از خود نشان داد. در مدل گردش خونی در دوز mg/kg 5/0، زمان مرگ را در موش ها 4/5 دقیقه افزایش داد (0/05<p) و اثری مشابه پروپرانولول mg/kg 30 که به عنوان کنترل مثبت به کار رفت، نشان داد. در دوز mg/kg 1/5، از پروپرانولول قوی تر بود (0/0001<p). در مدل خونی این دارو در دوز mg/kg 1، زمان مرگ را به طور معنی داری افزایش داد و اثری مشابه پروپرانولول از خود نشان داد (0/05>p). کلشی سین در مدل خفگی اثری از خود نشان نداد.

    استنتاج

    کلشی سین فعالیت محافظتی خوبی را در مدل های خونی و گردش خونی از خود نشان داد. به طوری که دارو در دوز mg/kg 1/5، موثرتر از پروپرانولول با دوز mg/kg 30 بود که به عنوان کنترل مثبت به کار رفت.

    کلیدواژگان: هیپوکسی خفگی، هیپوکسی خونی، هیپوکسی جریان خون، آنتی اکسیدان، کلشی سین
  • فاطمه جعفری، آتنا شیرزاد*، هادی پارسیان، علی بیژنی، عباس موسی پور صفحات 138-143
    سابقه و هدف

    آفت راجعه دهانی یکی از شایع ترین زخم های عودکننده در مخاط دهان می باشد که پاتوژنز آن به طور دقیق مشخص نشده است. به نظر می رسد اختلال در پاسخ ایمنی و استرس اکسیداتیو نقش مهمی در این بیماری دارد. با توجه به این که سلنیوم نقش تنظیم کننده در سیستم ایمنی و استرس اکسیداتیو دارد، هدف ازاین مطالعه بررسی سطح سرمی سلنیوم در بیماران مبتلا به استوماتیت آفتی راجعه و مقایسه آن با افراد سالم می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مورد- شاهدی در دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد. 50 نفر در گروه مبتلایان به آفت راجعه دهانی قرار گرفتند و 53 نفر فرد سالم که از نظر سن و جنس با گروه مورد همسان شدند، برای گروه کنترل انتخاب شدند. نمونه خون از هر دو گروه گرفته شد. سطح سرمی سلنیوم اندازه گیری شد. داده ها توسط نرم افزار 17 SPSS و آزمون های آماری Independent Sample t Test و chi-square Tests مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین سنی گروه شاهد و مبتلا به آفت به ترتیب 8/21±34/77 و 9/69±37/68 سال بود. زنان در گروه کنترل و مبتلا به آفت به ترتیب 67/9 و 74 درصد افراد را تشکیل دادند. میانگین سطح سرمی سلنیوم در گروه کنترل (µg/L17/03±49/16) نسبت به گروه مبتلا به آفت (µg/L 17/74±31/09)، به طور معنی داری بیش تر بود (0/001<p).

    استنتاج

    بر اساس مطالعه حاضر سطح سرمی سلنیوم در بیماران مبتلا به آفت راجعه دهانی کم تر از افراد سالم می باشد.

    کلیدواژگان: آفت راجعه دهانی، سلنیوم، سیستم ایمنی، استرس اکسیداتیو
  • تورج اسدی، سید عباس موسوی، محمود موسی زاده، سیده فاطمه حسینی دامیری، محمد فلاح خاریکی* صفحات 144-149
    سابقه و هدف

    کرونا ویروس ها خانواده ای بزرگ از ویروس ها هستند که باعث عفونت های شدید دستگاه تنفسی می شوند. حدود 15 درصد از بیماران نیاز به بستری دارند. تعداد بالای مبتلایان کووید-19 نیازمند بستری، سبب تکمیل شدن سریع ظرفیت بیمارستان ها می شود، بنابراین مدیریت تخت های بیمارستانی ضروری به نظر می رسد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی از اول تیر تا پایان مرداد 1400 در 40 بیمارستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران اجرا شد. داده ها از سامانه اطلاعات بیماران و پرونده بیماران مبتلا به کووید-19 که در قالب بستری موقت تحت درمان داروهای تزریقی طبق پروتکل کشوری درمان قرار گرفته بودند، وارد پرسشنامه شد. روش تحلیل داده ها از آمار توصیفی (تعداد، درصد فراوانی و میانگین) و با استفاده از نرم افزار اکسل 2010 و SPSS24 بوده است.

    یافته ها

    تعداد کل بیماران بستری کووید-19، 34835 نفر بود که 14415 نفر (41/38 درصد) به صورت بستری موقت پذیرش شدند. از این میان، 1802 نفر (12/50 درصد) در بیمارستان بستری دایم شدند که 12536 نفر (86/96 درصد) با بهبودی نسبی ترخیص و 77 نفر (0/54 درصد) فوت نمودند. بیش تر بیماران 44/16 درصد، در گروه سنی 41 تا 60 سال قرار داشتند.

    استنتاج

    درمان سرپایی با داروهای تزریقی طبق پروتکل کشوری درمان دارویی دارای کارایی و اثربخشی بسیار مناسبی است و در زمان بحران می تواند علاوه بر مدیریت تخت، نیروی انسانی و افزایش ظرفیت بستری (surge capacity)، بسیاری از هزینه ها را در نظام سلامت کاهش دهد.

    کلیدواژگان: بیماری کووید-19، بیمارستان، مراقبت مدیریت شده، بستری موقت
  • لطف الله داودی، طهورا موسوی، مهسا صحابی، حسین جلالی* صفحات 150-156
    سابقه و هدف

    تب هموراژیک کنگو-کریمه (CCHF) یکی از تب های خونریزی دهنده ویروسی است، که توسط ویروس های گروه نایرو (Nairovirus group) ایجاد می شود. بررسی اپیدمیولوژیک و علایم بالینی بیماری در هر منطقه می تواند به شناسایی کانون های مستعد بیماری و تشخیص اولیه بیماری در موارد همه گیری کمک کند، لذا هدف از این مطالعه بررسی علایم بالینی، اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی بیماران مبتلا به CCHF در استان مازندران در سال های 97-1393 می باشد.

    مواد و روش ها

    جمعیت مورد بررسی در این مطالعه مقطعی اپیدمیولوژیک، بیماران بستری شده درکل بیمارستان های استان مازندران در سال های 97-1393 بود که تشخیص CCHF در آن ها تایید شده بود. 135 نفر به صورت سرشماری انتخاب شدند و سپس علایم بالینی و خصوصیات اپیدمیولوژیک و یافته های آزمایشگاهی بیماران مذکور مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    در مطالعه حاضر، 23درصد بیماران سن زیر 30 سال داشتند و 80/7 درصد آن ها، مرد بودند. در 33/3 درصد از موارد، افراد دارای مشاغل پرخطر برای ایجاد CCHF بودند و در 39/3 درصد از موارد سابقه تماس اخیر با دام وجود داشت. فصل ایجاد بیماری در 45/9 درصد بهار، 42/2 درصد تابستان، 5/9 درصد پاییز و 5/9 درصد زمستان بود. علایم بیماران مورد بررسی شامل 88/1 درصد تب، 11/1 درصد راش پوستی، 23 درصد درد شکمی، 28/9 درصد خونریزی، 7/4 درصد اپیستاکسی، 52/6 درصد سردرد، 69/7 درصد دردهای عضلانی- اسکلتی بود و سرفه و منوراژی در هیچ بیماری مشاهده نشد. ترومبوسیتوپنی در 51/9 درصد بیماران وجود داشت و در مورد نتایج سایر آزمایشات بیماران در 29/6 درصد هیچ یافته مثبتی نبود، اما در 13/3 درصد افزایش آنزیم های کبدی، 5/2 درصد آنمی، 27/4 درصد لکوپنی، 9/6 درصد لکوسیتوز، 3/7 درصد افزایش آنزیم های کبدی همراه با آنمی، 11/1 درصد افزایش آنزیم های کبدی همراه با لکوپنی مشاهده شد.

    استنتاج

    با توجه به یافته های به دست آمده، چنین استنتاج می شود که خصوصیات بالینی و اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی CCHF در بیماران بستری شده در بیمارستان های استان مازندران مشابه سایر مطالعات انجام شده در این زمینه می باشد. با این وجود بررسی دوره ای این یافته ها در بیمارن توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تب هموراژیک کنگو - کریمه، مازندران، بررسی اپیدمیولوژیک
  • رویا قاسمیان، الناز نصیری پرمان، گلنار رحیم زاده* صفحات 157-162
    سابقه و هدف

    عفونت های بیمارستانی از معظلات مراکز درمانی که سبب مرگ و میر بیماران بستری در بیمارستان، افزایش طول مدت بستری و هزینه های درمانی می شوند. اکثر عفونت های بیمارستانی توسط باکتری های گرم منفی ایجاد می شوند. این باکتری ها با تغییرات ژنتیکی و ساختاری سبب ایجاد مقاومت در مقابل اکثر آنتی بیوتیک ها شده اند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و الگوی مقاومت آنتی بیوتیک عفونت های باکتریال بیمارستانی در بیمارستان امام خمینی (ره)، ساری در سال 1398، انجام پذیرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته نگر، در بیمارستان امام خمینی (ره)، ساری در سال 1398 انجام شد. همه نمونه های جدا شده کشت مثبت از بیماران بستری انتخاب شدند. الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن (Kirby-Bauer) بررسی شد.

    یافته ها

    در این مطالعه فراوان ترین عفونت بیمارستانی در بخش مراقبت های ویژه با بیش ترین عفونت تنفسی (42 درصد) توسط اشریشیاکلی (25 درصد) با بیش ترین مقاومت به سیپروفلوکساسین (78/5 درصد) مشاهده شد.

    استنتاج

    در این مطالعه شیوع عفونت های بیمارستانی توسط باکتری های گرم منفی با حداکثر مقاومت به سفالوسپورین ها قابل توجه است. تجویز غیرمنطقی و تجربی سفالوسپورین ها و کارباپنم ها می تواند درمان عفونت های بیمارستانی را دچار چالش نماید.

    کلیدواژگان: شیوع، مقاومت آنتی بیوتیکی، عفونت باکتریال بیمارستانی، مقاومت چندگانه دارویی
  • مائده اثناعشری امیری*، مهدی رضایی، فاطمه محمدی، سمیرا وزیری، سید امیر طبیب زاده دزفولی صفحات 163-169
    سابقه و هدف

    سکته مغزی ایسکمیک حاد از علل اصلی مرگ و ناتوانی در تمام دنیا است. در کشور ما، پروتکل کد سما با استفاده از معیارهایFAST، جهت تشخیص سکته مغزی حاد و مدیریت این بیماران اجرا می شود، که مستلزم صرف نیرو و زمان زیادی است. مشاهدات نشان داده اند که در مواردی که این کد به اشتباه فعال می شود. در این مطالعه دقت عملکردی اورژانس پیش بیمارستانی در فعال کردن کد سما مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه گذشته نگر و مقطعی در سال 1399 در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) بر روی بیمارانی که با اعلام کد سما توسط اورژانس پیش بیمارستانی ارجاع شده بودند، با هدف ارزیابی ارزش اخباری مثبت تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی در اعلام کد سما انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 توصیف و تحلیل شد. برای توصیف داده ها از فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد و ارزش اخباری مثبت نیز محاسبه شد.

    یافته ها

    از میان 95 بیمار اعزام شده با کد سما، سی تی اسکن مغز در 19 بیمار نشان دهنده سکته مغزی هموراژیک بود و این بیماران از مطالعه کنار گذاشته شدند و در 17/1 درصد از 76 بیمار باقی مانده، تشخیص های دیگری بجز سکته مغزی ایسکمیک حاد مطرح شد. در نهایت در 63 بیمار تشخیص نهایی سکته مغزی ایسکمیک حاد گذاشته شد و از این میان 25 درصد کاندید دریافت ترومبولیتیک وریدی شدند ولی تنها 5/26 درصد درمان را دریافت کردند. براساس نتایج به دست آمده، ارزش اخباری مثبت اورژانس پیش بیمارستانی در ارجاع بیماران تشخیص با سکته حاد مغزی برابر 86/3 درصد و برای سکته حاد مغزی کاندید دریافت ترومبولیتیک وریدی برابر 25 درصد محاسبه شد.

    استنتاج

    ارزش اخباری مثبت اورژانس پیش بیمارستانی در تشخیص سکته مغزی حاد در مطالعه حاضر قابل قبول به دست آمد، با این وجود هنوز هم می توان با افزایش دقت تشخیصی در اعلام کد سما، از صرف زمان و انرژی در انتقال بیماران با سایر تشخیص ها جلوگیری کرد.

    کلیدواژگان: سکته حاد مغزی، اورژانس پیش بیمارستانی، دقت تشخیصی، کد سما
  • پرستو نامدار، آتنا شیوا، مجتبی نامدار، اعظم حدادی کوهسار* صفحات 170-177

    شکاف لب و کام یکی از شایع ترین نقایص مادرزادی در ناحیه سر و صورت می باشد، که عوامل ژنتیکی و محیطی متعددی در بروز آن موثرند. طیف این مشکل از یک فرورفتگی کوچک در لب تا جدایی کامل در ناحیه سقف دهان و بینی متغیر است. درمان این ناهنجاری نیازمند رویکرد تیمی است و ارتودنتیست به عنوان عضوی از این تیم، بلافاصله بعد از تولد ارایه دهنده درمان ارتوپدیک قبل از انجام جراحی لب در سه ماهگی می باشد. اپلاینس نازوآلویلار مولدینگ یک دستگاه ارتوپدی نوین است که اجازه کاهش عرض شکاف در ناحیه لب و سگمنت های آلویل، بهبود برجستگی و قرینه سازی بینی در عین کمک به بهبود تغذیه در نوزاد متولد شده با شکاف قبل از انجام جراحی لب، را ارایه می دهد. در این گزارش مورد، یک نوزاد 20 روزه متولد شده با شکاف کامل دو طرفه لب و کام که با تکنیک نازو آلویولارمولدینگ تحت درمان قرار گرفته است، معرفی می گردد. شکاف در قسمت استخوان فک بالای نوزاد به کمک الاستیک های خارج دهانی و دستگاه داخل دهانی، فرم دهی و به مکان صحیح هدایت شد. نیروهای الاستیک باعث حرکت رو به عقب پره ماگزیلا و بهبود موقعیت قطعات شکاف و در نتیجه فراهم شدن امکان ترمیم بهتر لب و عضلاتش گردید. در این تکنیک، استنت بینی نیزبه پلاک داخل دهانی برای بهبود آناتومی ناحیه لب و بینی اضافه شد.

    کلیدواژگان: شکاف لب و کام، نازوآلوئلارمولدینگ پیش از جراحی، ارتودنسی
  • احسان نادری فر، فرهاد ترابی نژاد، محمدحسن ترابی، معصومه باسی، سکینه محمدزمانی* صفحات 178-191
    سابقه و هدف

    علت اصلی اختلالات صدا در کودکان، ندول چین های صوتی است که می تواند ناشی از رفتارهای متعددی نظیر حرف زدن زیاد و جیغ زدن باشد و بر رشد ارتباطی تاثیر چشمگیری بگذارد. درمان های غیرپزشکی مختلفی برای ندول چین های صوتی معرفی شده است، ولی درباره اثربخش ترین شیوه اتفاق نظر وجود ندارد. لذا هدف مطالعه مروری نظام مند حاضر، بررسی درمان های غیرپزشکی ندول چین های صوتی در کودکان است.

    مواد و روش ها

    جستجوی نظام مند با استفاده از کلید واژه های vocal nodule،Vocal fold nodules ، therapy، treatment،intervention ، voice disorder، pediatric، وTelepractice  در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Science Direct، ISI (Web of Sciences)،  Cochrane Database of Systematic Reviews و Google Scholar بین سال های 2022-2000 انجام گرفت. مطالعاتی انتخاب شدند که 1) افراد دارای ندول چین صوتی 18-0 ساله را بررسی و 2) نوع، فرایند، و ابزارهای ارزیابی و همچنین 3) نوع، فرایند مداخلات  و گروه های درمانی را به روشنی بیان کرده باشند، 4) مداخلات غیرپزشکی ارایه داده باشند، 5) بعد از سال 2000 و به زبان انگلیسی منتشر شده  و 6) اطلاعات خروجی داشته باشند. کیفیت روش شناختی مقالات با استفاده از مقیاس پایگاه اطلاعاتی شواهد فیزیوتراپی بررسی شد.

    یافته ها

    از 729 مقاله جستجوشده، 11 مقاله معیارهای ورود به مطالعه را کسب کردند و به مطالعه وارد شدند. این پژوهش ها به لحاظ طرح مطالعه، مشارکت کنندگان، نوع مداخلات، نوع ارزیابی ها و پیگیری بلندمدت با یکدیگر متفاوت بودند. بااین حال، نتایج مرور نظام مند حاضر نشان داد که استفاده از درمان های غیرپزشکی برای ندول چین های صوتی در کاهش/ حذف ندول (4 مطالعه)، بهبود کیفیت زندگی (2 مطالعه) و بهبود پارامترهای آکوستیکی صدا (9 مطالعه) موفقیت آمیز است.

    استنتاج

    نتایج پژوهش مروری حاضر نشان داد که درمان های غیرپزشکی برای ندول چین های صوتی در کودکان با وجود چالش برانگیز بودن آن، می تواند موثر باشد. مطالعات در آینده، باید دارای سطح شواهد بالاتر، کیفیت روش شناختی دقیق تر  و همچنین پیگیری بلندمدت برای بررسی اثرات درمان باشند.

    کلیدواژگان: ندول های چین صوتی، مرور نظام مند، صوت درمانی، غیرپزشکی، کودکان
  • حامد فتحی، مهدی مقربی منظری، محمدعلی ابراهیمی، غلامرضا بخشی خانیکی، عباس قلی پور* صفحات 192-206
    سابقه و هدف

    گیاهان ازگذشته های دور در بین قومیت های مختلف مورد شناخت و استفاده هستند. مصرف به عنوان تغذیه، دارو و صنعت از کاربردهای مهم آن بوده است. یکی ازگیاهان دارویی که در طبیعت ایران و برخی اکوتیپ ها موجود بوده و بعد از چندسال، به تازگی واکاوی، مشاهده و بازکشف شده ومطالعات زیادی روی آن صورت نگرفته، گیاه وج با نام علمی Acorus calamus L می باشد که درطب سنتی و فرهنگ هایی همچون ایرانی، چینی، هندی و یونانی کاربرد داشته است.

    مواد و روش ها

    در این مقاله از منابع کتابخانه ای و مقالات الکترونیکی از پایگاه های معتبر Scopus، Web of Science، Pubmed و موتور جستجوی  Google Scholar با سرچ کلیدواژه های وج، طب سنتی و مدرن، مطالعات آزمایشگاهی و اثرات بیولوژیک استفاده شد.گیاه از جنبه های مختلف بررسی و مورد تحلیل و گزارش ارایه گردید.

    یافته ها

    درکتاب های قدیمی و معتبر ایران و جهان و در طب سنتی کشورهای مختلف از این گیاه و مشخصات ظاهری واثرات دارویی A.calamus نام برده شده است. در مقالات مجلات بین المللی نیز گزارش هایی از اثرات آنتی اکسیدانی، ضد باکتریایی، ضد قارچی، ضد التهابی و درمان اختلالات عصبی توسط اندام های زیرزمینی وهوایی گیاه ارایه شده است و نیز فرآورده دارویی و نانوذرات نیز از این گیاه تهیه شده است.

    استنتاج

    باتوجه به اهمیت زیاد گیاه وج در منابع طب سنتی و مطالعات گسترده ای که درمورد خواص وویژگی های منحصربه فرد گیاه در سال های اخیر درسطج جهان صورت گرفته است، انجام مطالعات برون تنی و درون تنی بر روی آن جهت بررسی اثرات دارویی ویافتن کاربردهای جدید این گیاه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. هم چنین گیاه، بومی استان مازندران بوده و می توان از پتانسیل های آن در تهیه محصولات دارویی و بهداشتی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: گیاه وج، اثرات بیولوژیک، اثرات فیتوشیمیایی، طب سنتی، طب مدرن، مطالعات آزمایشگاهی، مطالعات بالینی
  • فرشته عراقیان مجرد، معصومه باقری نسامی* صفحات 207-209

    سردبیر محترم در سال های اخیر، راهکارهای سنتی در آموزش پزشکی به خاطر استاد محور بودن مورد انتقاد قرار گرفته است. مهم ترین فایده استراتژی های استاد محور انتقال حجم اطلاعات بزرگ در زمان کوتاه است اما این روش مشکلات زیادی دارد (1). در روش سنتی بیش تر وقت کلاس به سخنرانی استاد و نگاه کردن و گوش کردن دانشجویان می گذرد. دانشجویان به تنهایی مطالب را فرا می گیرند و به کار گروهی تشویق نمی شوند. امروزه، لزوم تجدید نظر در روش های سنتی تدریس و استفاده از شیوه های نوین و فعال یادگیری و دانشجو محور، احساس شده و استفاده از این روش ها در علوم مختلف از جمله پزشکی رایج شده است. آموزش به روش دانشجو محور منجر به افزایش میزان رضایتمندی دانشجویان، سرعت یادگیری، ایجاد مهارت های حل مساله و تداوم یادگیری و تفکر انتقادی می گردد (2، 3). یکی از روش های آموزشی دانشجو محور، روش برگزاری کلاس درس به صورت تکنیک آموزشی راه رفتن در گالری می باشد که جزء روش های آموزشی تیمی است (4). در تکنیک آموزشی راه رفتن در گالری، مطالب درسی به شکل پوسترهایی بر روی دیوار کلاس نصب شده و فراگیران در گروه های کوچک 5-3 نفره به مطالعه آن ها می پردازند. این تکنیک می تواند در کلاس با اندازه های مختلف اجرا شود ولی بهتر است کلاس کم تر از 40 نفر باشد. در ابتدا محتویات آموزشی در قالب پوسترهایی طراحی شده و در اطراف محیط کلاس نصب می شود. در کنار هر پوستر یک سوال تشریحی از مطالب موجود در همان پوستر طرح می شود که هر گروه پس از مطالعه پوستر با رعایت زمان تخصیص داده شده به آن پاسخ می دهند با جابه جایی گروه ها هر گروه می تواند پاسخ های گروه قبلی را مطالعه و حین دادن پاسخ به سوال، پاسخ گروه های دیگر را نقد نماید.   دانشجویان با اختلاف ها و تصورات نادرستی که ممکن است وجود داشته باشد دست و پنجه نرم می کنند. در این روش دانشجویان مجاز هستند صندلی های خود را رها کرده و درگیر بحث، نوشتن و ترکیب مفاهیم علمی اساسی شوند، این امر باعث از بین رفتن بی حوصلگی برای نشستن طولانی در همان مکان می شود (5، 6). در این روش، یادگیری فراگیر- محور بوده و استاد به عنوان ناظر و هدایت کننده برای رفع ابهامات و سوالات در کنار دانشجو قرار دارد. در این روش دانشجویان در کنار استاد خودشان یادگرفتن را می آموزند، تمایل شان به حل مشکل را پرورش داده و ظرفیت خود را برای تلاش بیش تر و داشتن پشتکار ارتقاء می دهند. در این روش زمان بندی تدریس مهم بوده به طوری که دانشجویان با مفهوم مدیریت زمان به صورت عملی آشنا می شوند (7). روش یادگیری به صورت تیمی مستلزم مباحثه فراگیران در مورد موضوع مورد مطالعه است، به طوری که هر یک از اعضای تیم قسمت متفاوتی از موضوع درسی را که قرار است همه یاد بگیرند، مطالعه کرده و به اعضای تیم خود درس می دهد (7). ارایه تدریس هر بخش به طور موفقیت آمیز، نشان دهنده ایفای مسیولیت آن دانشجو و سایر دانشجویان بوده و موجب تقویت یادگیری و توجه اعضای گروه به تاثیر آن در موفقیت آنان می شود (8). طاهری و همکاران مطالعه ای نیمه تجربی با هدف ارزیابی این روش بر عملکرد بالینی دانشجویان شنوایی سنجی انجام دادند که نشان دهنده تاثیر مثبت این روش بر عملکرد دانشجویان بود (9). بنابراین پیشنهاد می گردد اساتید دانشگاه های علوم پزشکی نسبت به استفاده از این روش در تدریس تیوری و بالینی استفاده نمایند و پس از برنامه ریزی و اجرا آن با طراحی مطالعات مناسب به ارزشیابی اثر بخشی این روش تدریس در بهبود و ارتقاء فرایند یادگیری دانشجویان بپردازند.

    کلیدواژگان: نامه به سردبیر
|
  • Sakineh Shafia, Gohar Ghahramani, Moslem Mohammadi*, Saeed Kargar-Soleimanabad Pages 1-16
    Background and purpose

    Post-traumatic stress disorder (PTSD) is a psychotic disorder that occurs in people who have faced with various types of stressors. However, the efficacy of drug and psychotherapy methods, even in combination is still low. Therefore, complementary treatments are being researched. The relative improvement of PTSD has been observed with the use of Serotonin Selective Reuptake Inhibitors (SSRIs). The effect of exercise has also been determined in improving physical and mental health. But the appropriate exercise intensity is still in question. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of intense exercise, fluoxetine, and their combined treatment on behavioral, molecular, and cellular damages caused by a standard model of PTSD.

    Materials and methods

    Single prolonged stress (SPS) was used as a model to induce PTSD. Exercise (1 hour, 15 m/min) was planned for five days per week and fluoxetine (10 mg/kg/day) dissolved in drinking water was administered for four weeks. After performing the anxiety test, the animals were killed under deep anesthesia and blood samples were collected to measure IGF-1 serum levels by ELISA method and prefrontal cortex was frozen to measure apoptotic factors by RT-PCR method.

    Results

    SPS rats showed increased anxiety levels and decreased serum IGF-1 levels. Increased Bax and Caspase-3 mRNA expression, and decreased Bcl2 mRNA expression were found in the prefrontal cortex. Exercise, fluoxetine, and their combined intervention increased IGF-1, decreased the expression of pro-apoptotic factors, and increased the expression of anti-apoptotic factors. The results showed that the combined intervention of exercise and fluoxetine could reduce the anxiety caused by SPS.

    Conclusion

    Considering that fluoxetine was more effective in comparison with high-intensity exercise, it is clear that in the groups that were affected by both interventions; fluoxetine played a more significant role.

    Keywords: post-traumatic stress syndrome, single prolonged stress, intense exercise, anxiety, IGF-1, apoptosis, fluoxetine
  • Angela Hamidia, Seyedeh Maryam Zavarmousavi, Leila Mostafavipur, Farzan Kheirkhah, Ali Bijani, Armon Massoodi* Pages 17-27
    Background and purpose

    Electroconvulsive therapy (ECT) is commonly used in the treatment of psychiatric patients. However, it may cause cognitive disorders in patients undergoing the procedure. The aim of this study was to investigate the effect of memantine on the alleviation of cognitive impairments in patients undergoing ECT.

    Materials and methods

    In this triple-blind clinical trial, 60 patients with depression phase of unipolar or bipolar non polycystic disorder were randomly divided into two groups of 30. In the treatment group, the patients received memantine for the whole period of treatment starting 24 hours before ECT (starting dose 10 mg/day, increased to 20 mg/day within one week) and continuing until the sixth session of ECT. In the control group, the patients received the placebo. The cognitive performance of patients was assessed using the Mini Mental Status Examination (MMSE) and the Addenbrooke's Cognitive Examination (ACE) 24 hours before the first ECT session, 24 hours after the sixth ECT session, and one month after the end of the ECT sessions. The study lasted 1.5 years.

    Results

    The MMSE score at the end of the study period (one month after the completion of ECT) in the memantine group was significantly higher than the control group (P=0.008). However, there was no significant difference between the scores of ACE-R between the two groups after ECT. No significant relationship was found between the two groups in any of ACE-R items.

    Conclusion

    According to the MMSE test, it seems that memantine reduces cognitive disorders in patients receiving ECT, but this finding was not observed in ACE-R.

    Keywords: electroconvulsive therapy, memantine, mental status, dementia tests, neuropyschological tests, cognition
  • Hanieh Kebriti*, Zahra Zanjani, Abdollah Omidi, Mansor Sayyah Pages 28-38
    Background and purpose

    Many obese people have different psychological symptoms such as anxiety, depression, emotional regulation problems, etc., food addiction is also another psychological problem associated with obesity. In this research, for the first time, we investigated the effect of mindfulness-based stress reduction (MBSR) treatment on anxiety, depression, difficulty in emotional regulation, and food addiction in obese people.

    Materials and methods

    In this clinical trial, 40 obese women were selected from urban health centers in Kashan, 2018. They were recruited using purposive convenience sampling. They were then randomly divided into an intervention group (MBSR, n=20) or a control group (educational session without any treatment, n=20). The MBSR was implemented according to the Kabat Ziin protocol during weekly sessions of 90-minute for eight weeks. The participants were evaluated at pre-test, post-test and three-month follow-up using the anxiety, stress, depression scale (DASS-21), difficulty in emotion regulation scale (DERS), and the Yale food addiction scale (YFAS). Data analysis was performed applying repeated measures ANOVA in SPSS16.

    Results

    The intervention group was found with a significant reduction in the levels of anxiety (P<0.01), depression (P<0.000), difficulty in emotional regulation (P=0.02), and severity of food addiction (P=0.003) compared to the control group at post-test. At follow-up, we observed significant reduction in the levels of anxiety, depression, and food addiction (P=0.003), but emotion regulation did not show a significant reduction compared to the control group (P>0.05).

    Conclusion

    Mindfulness-based stress reduction treatment could be considered as a part of comprehensive medical care for obese people.

    Keywords: obesity, depression, anxiety, emotion regulation, food addiction, mindfulness-based stress
  • Mehrnoush Sohrab, Masoomeh Khajehvandi, Parastoo Karimi Ali Abadi, Mozhdeh Dabirian, Mahmood Moosazadeh, Motahareh Kheradmand* Pages 39-46
    Background and purpose

    Metabolic syndrome is characterized by a cluster of symptoms including insulin resistance, blood pressure, abdominal obesity, defects in glucose metabolism, and dyslipidemia. Considering the increasing prevalence of cardiovascular diseases and metabolic syndrome, the aim of the present study was to investigate the relationship between metabolic syndrome and its criteria with cardiovascular diseases.

    Materials and methods

    The present study was a case-control study that utilized the results of the enrollment phase of the Tabari cohort study. The case group (304 individuals) was randomly selected from participants with cardiovascular diseases (564 individuals). The control group (304 individuals) was randomly selected from among other participants who were matched by age and sex. The comparison of variables between the two groups was done using the chi-square test. Logistic regression test was used to adjust the effect of confounding variables.

    Results

    Patients with metabolic syndrome were 69.1% (210) in the case group and 55.6% (169) in the control group (P=0.001). The results of the univariate regression test showed that the chance of developing metabolic syndrome in people with cardiovascular diseases was 1.755 times more than people without cardiovascular diseases (95% CI: 1.280-2.418, and P=0.01). Among the diagnostic criteria of metabolic syndrome, the chances of high blood pressure, high triglyceride levels, and decreased HDL were significantly higher in the case group compared to the control group.

    Conclusion

    The risk of metabolic syndrome is significantly higher in people with cardiovascular diseases compared to the ones without cardiovascular diseases. After adjusting for confounding factors, we found a significant difference between triglyceride level and blood pressure in the two groups.

    Keywords: metabolic syndrome, cardiovascular disease, Tabari cohort study
  • Sahar Hosseinkhanzadeh, Ali Bijani, Seyed Reza Hosseini, Simin Mouodi* Pages 47-57
    Background and purpose

    The risk of hypertension is increased as people get older. Hypertension and overweight/ obesity are highly prevalent in Iranian older adults and there are limited studies on the association between high blood pressure and visceral fat in this population. This research was conducted to evaluate the correlation between hypertension and visceral fat in older adults.

    Materials and methods

    This case-control study was carried out using the records of people aged ≥ 60 years who enrolled at Phase II of the Amirkola Health and Ageing Project (AHAP). People with hypertension (case group) and those without hypertension (control group) were matched for age and gender. Physical activity was measured using the Physical Activity Scale for Elderly. Visceral fat level was measured by a density meter device.

    Results

    Out of 700 senior adults, half were found with hypertension. No significant difference was observed between the two groups in age (P=0.684), body shape index (P=0.691), and physical activity (P=0.308). But, a significant difference was observed in mean waist circumference (P<0.001), body mass index (P<0.001), waist circumference to weight ratio (P<0.001), and visceral fat (P<0.001) between the two groups. There was a significant positive correlation between blood pressure and the levels of visceral fat, body mass index, waist circumference, and waist to height ratio in older males and females. Body mass index in male (P<0.001, AUC=0.710) and visceral fat level in female participants (P<0.001, AUC=0.626) were considerably correlated with hypertension.

    Conclusion

    This study revealed a significant direct correlation between blood pressure and visceral fat level, body mass index, waist circumference, and waist to height ratio in older male and female population. Body mass index in male and visceral fat level in female older adults were strongly associated with hypertension.

    Keywords: hypertension, aged, intra-abdominal fat, body mass index
  • Iraj Golikatir, Mohammad Sazgar, Touraj Assadi, Farzad Bozorgi, Abolfazl Firouzian, Siavash Moradi, Masoumeh Eisazadeh Roshan, Hamed Aminiahidashti* Pages 58-66
    Background and purpose

    Investigation for an accurate, reliable, and non-invasive method for assessing volume responsiveness in septic shock patients is of high priority in the emergency department. Carotid artery Doppler sonography can be easily performed at the bedside. Therefore, this study used carotid Doppler sonographic parameters to determine and evaluate the need for volume in patients with septic shock.

    Materials and methods

    The present single-center, prospective, observational study was performed on all patients with septic shock admitted to emergency department during the study period. Vital signs, diameter of the inferior vena cava (IVC), and the carotid Doppler peak velocity (CDPV) were evaluated on arrival and two hours after resuscitation. Data description and analysis were done using SPSS.

    Results

    Forty-four patients enrolled in this study, of which 30 (68.2%) were men. The average age of these patients was 62.55±17.91 years.The findings indicated a statistically significant increase in IVC min (P=0.016), CDPV max (P=0.001), and ΔCDPV (P<0.0001) in patients after two hours of treatment.

    Conclusion

    Carotid Doppler sonographic parameters can be implemented, as a dynamic criterion, to determine the fluid responsiveness in patients.

    Keywords: septic shock, volume responsiveness, carotid Doppler ultrasonography, inferior vena cava diameter
  • Tahereh Molania, Mehdi Aryana, Fatemeh Espahbodi, Abbas Mesgarani, Arash Mehdinejad, Maedeh Salehi* Pages 67-76
    Background and purpose

    This study investigated the relationship between oral health related quality of life and hyposalivation and dry mouth in patients with chronic renal failure (CRF) undergoing hemodialysis.

    Materials and methods

    This descriptive-analytical study was conducted in 200 patients with CRF undergoing hemodialysis attending the dialysis department in Sari Imam Khomeini Hospital, 2021. Patients completed oral health-related quality of life questionnaires (OHIP-14) with additive and simple count assessment methods. To diagnose dry mouth, unstimulated saliva was collected and patients were asked nine questions, of which five positive answers indicated dry mouth. Data analysis was done in SPSS V18. Pearson's or Spearman's correlation coefficient were applied to investigate the association between quality of life score and unstimulated salivary flow, and t-test or Mann-Whitney test were used to compare the quality of life scores between the groups with and without dry mouth.

    Results

    Hyposalivation was observed in 66 patients (33%). The OHIP-14 score was significantly higher in both additive and simple count methods in patients with dry mouth and hyposalivation (P<0.05). Comparing different variables, the findings showed that 66.7% of the patients with hyposalivation were older than 58 years of age (P=0.007). In addition, 60.6% of patients with dry mouth had diabetes (P=0.01).

    Conclusion

    Dry mouth and hyposalivation reduce the quality of life in patients with CRF undergoing hemodialysis. Also, dry mouth and hyposalivation were relatively common problems in these patients. The treatment of these problems is necessary because of their impact on patients' quality of life.

    Keywords: dry mouth, hyposalivation, oral health-related quality of life, chronic renal failure, dialysis
  • Haniyeh Ghasrsaz, Reza Jafari*, Zohreh Haj Heydari, Ghasem Rahmatpour Rokni Pages 77-89
    Background and purpose

    Psoriasis is a systemically pathogenic immune-mediated, chronic inflammatory disease that mostly affects the skin. Ocular diseases, which are frequently nonspecific or just slightly bothersome in psoriasis, are not well-known. This study investigated ocular manifestations in patients with psoriasis.

    Materials and methods

    This cross-sectional study was conducted at Bu-Ali Sina hospital in Sari, Iran. Seventy-five patients with psoriasis matched by age and sex with 75 non-psoriatic controls were examined. Dermatology life quality index (DLQI) and psoriasis area and severity index (PASI) scores were calculated for every patient with psoriasis. Ocular surface disease index (OSDI) was measured in both groups. We did a slit-lamp examination, Schirmer I test, tear breakup time (TBUT) and fundoscopy in both groups.

    Results

    The mean age of patients was 40.11±13.88 years. The most common findings on our examinations were conjunctival hyperemia (38%), blepharitis (36%), MGD (33%), and pinguecula (26%). MGD and low TBUT were more common in patients with higher PASI and DLQI scores. OSDI score was also higher in patients with psoriasis.

    Conclusion

    Ocular surface conditions such as dry eye were more common among the participants and were correlated with duration and severity of the disease. Therefore, psoriasis patients should get frequent and routine eye exams to detect ocular disorders quicly and avoid their unintended effects.

    Keywords: psoriasis, eye, dry eye, ocular psoriasis, MGD
  • Fatemeh Barzegar, HamidReza Goli, Ahmad Alikhani, Mojgan Farhadi, Mehrdad Gholami* Pages 90-100
    Background and purpose

    Ventilator-associated pneumonia (VAP) is of special importance among nosocomial infections. We aimed to study the bacterial profile of VAP and their drug susceptibility pattern among intensive care unit patients at teaching hospitals affiliated with Mazandaran University of Medical Sciences.

    Materials and methods

    In this retrospective cross-sectional study, the records of patients in the intensive care unit with ventilator-associated pneumonia were reviewed. After the growth of the bacteria, the colony identification of the grown bacteria were done based on microbiological and biochemical standard tests. To investigate the antimicrobial susceptibility pattern of isolates, the disk diffusion method was used according to the CLSI guidelines.

    Results

    Out of 107 patients, 14 (13%) had a history of hospitalization over the last three months. The most common underlying diseases were ischemic heart disease (IHD), hypertension, and diabetes. The most common causes of hospitalization included cardiac diseases, COVID-19, and sepsis. The most common microorganism isolated was Enterobacter (23.4%), and the least abundant microorganisms were Proteus (n=1) and Staphylococcus saprophyticus (n=1). In general, colistin was the most sensitive among the examined gram-negative organisms.

    Conclusion

    Identifying the pattern of antibiotic resistance and the risk factors for ventilator-associated pneumonia are effective in delivering more efficient treatments and reducing the complications of this disease. Local epidemiological data should be collected at all centers as this information guides the initial empirical treatment with antibiotics, thereby preventing the development of more resistant strains. All these measures will reduce the morbidity and mortality of ventilator-associated pneumonia.

    Keywords: ventilator-associated pneumonia, antibiotic resistance, nosocomial infection
  • Mina Amini*, Arefeh Mirzaei Ilali, Fatemeh Mahmoudi Pages 101-108
    Background and purpose

    Adverse drug reaction (ADR) is one of the main causes of mortality and morbidity and can contribute to high costs in healthcare system of a country. This study was conducted to evaluate ADRs in the Food and Drug deputy at Mazandaran University of Medical Sciences.

    Materials and methods

    This retrospective descriptive study was carried out after collecting the reports of yellow cards sent to the Center for Registration and Investigation of Adverse Drug Reaction in the Food and Drug Deputy of Mazandaran and the reports registered in the online system for registering medical complications and errors in 2019-2021. We analyzed data, including the frequency of the drugs with side effects, the frequency of routs of administration, number of reports per year, patient characteristics (gender and age), as well as the frequency of the organs damaged, and the reporters.

    Results

    A total of 2122 reports of adverse drug reactions were submitted to the Adverse Drug Reactions Center at Mazandaran Food and Drug Department. Nurses reported 52.78% of the side effects and 44.82% of the ADRs were seen in women. Injectable drugs were found with high rate of ADRs (87.40%) and the most prevalent side effects were associated with skin and hair disorders (28.07%). Anti-infective agents were the most common drugs that caused ADR (47.10%) and Vancomycin was found to be more prevalent than other drugs.

    Conclusion

    Adverse drug reactions were reported at a good level in Mazandaran province. It is believed that training the medical staff about pharmacovigilance and appropriate reporting, will bring us closer to world standards.

    Keywords: pharmacovigilance, adverse drug reaction, yellow Card
  • Asadollah Farokhfar, Hanieh Ahmadi, Kiumars Nowroozpoor-Dailami, Zahra Heidari* Pages 109-116
    Background and purpose

    Depth perception (stereopsis) is the ability to perceive depth in visual space through sensory integration of retinal images in both eyes and is achieved through binocular perception in specific visual pathways in the cerebral cortex. Medical students use a variety of diagnostic tools during their training, and a lack of normal stereoacuity can affect their professional performance. Understanding the appropriate stereopsis also plays a crucial role in their future careers. The purpose of this study was to determine stereopsis using the Titmus test in subjects with and without refractive errors.

    Materials and methods

    In this cross-sectional study, 115 students at Mazandaran University of Medical Sciences who met the inclusion criteria were randomly selected. Based on the presence or absence of refractive errors through retinoscopy, they were divided into symptomatic and asymptomatic groups. The stereopsis was measured by the Titmus test. Data were analyzed in SPSS V 21, and the frequency of stereoacuity was reported.

    Results

    A total of 115 people enrolled in this study. Males accounted 55.7% (n=64) of the subjects and 44.3% (n=51) of the subjects were females. The mean age of male and female participants were 25.20±1.88 and 24.15±1.79 years, respectively (P>0.05). There were 40 (34.8%) students with refractive errors and 75 (65.2%) without refractive errors. The mean values for stereopsis in symptomatic and asymptomatic subjects were 42.90±29.59 and 29.24±12.96 seconds/arc, respectively(P=0.001). These values in males and females were 32.12±20.73 and 36.33±21.85 seconds/arc, respectively (P=0.293). The mean test time was 57.75±18.43 and 56.0±18.49 seconds in symptomatic and asymptomatic subjects (P=0.629), and 54.45±17.82 and 59.31±18.94 seconds in males and females (P=0.160), respectively.

    Conclusion

    Titmus stereo test was found to be an effective test for evaluating the depth perception of symptomatic and asymptomatic subjects. There was no difference in the stereopsis between males and females in this study.

    Keywords: stereopsis, refractive errors, Titmus test
  • Ramazan Ali Dianati Tilaki*, Saeedeh Shabantabar Shouraki, Esmaeil Babanejad Arimi, Bizhan Shabankhani Pages 117-128
    Background and purpose

    Human health is negatively affected by increase in concentration of carbon dioxide in indoor air due to the lack of proper ventilation. The aim of this study was to remove carbon dioxide from a closed space using sodium hydroxide nanofluid and determining the effect of absorbent concentration, carbon dioxide concentration, and titanium dioxide nanoparticles.

    Materials and methods

    The experiments were conducted in a closed chamber on a laboratory scale. An air suction pump was connected to the absorption reactor and the carbon dioxide measuring device was installed inside the chamber. By injecting carbon dioxide gas inside the chamber, different concentrations in the range of 500, 2000 and 5000 ppm were created. Sodium hydroxide absorbent solution at 0.1, 0.2, and 0.4% were examined. Titanium dioxide nanoparticles (0.008%) and surfactant (0.003%) were used to prepare nanofluids. The absorption fluids’ pH, electrical conductivity, and total inorganic carbon (TIC) were measured before and after carbon dioxide absorption.

    Results

    By using 0.4% sodium hydroxide solution containing 0.008% titanium dioxide nanoparticles, the carbon dioxide removal efficiency at 500 and 5000 ppm were 72% and 44%, respectively, that were higher than the solution without nanoparticles (20% and 10%, respectively). At 5000 ppm carbon dioxide, increasing the concentration of absorption solution from 0.1 to 0.4% doubled the removal efficiency. The average amount of total inorganic carbon (TIC) in nanofluids increased by about 20% compared to the base fluids. The average reduction of EC in nanofluid was about 25% higher than the base fluid. The average reduction in pH value was less than one unit.

    Conclusion

    Sodium hydroxide nanofluid containing 0.008% of titanium dioxide nanoparticles is effective in removing carbon dioxide from the air.

    Keywords: nanofluid, sodium hydroxide, indoor air, carbon dioxide
  • Amin Barani, MohammadHossein Khanalipour, Nasim Dalilian, Davood Farzin, MohammadAli Ebrahimzadeh* Pages 129-137
    Background and purpose

    Hypoxia can lead to body function impairment. It is linked to the pathology of acute mountain sickness, cardiovascular disease, and stroke. Colchicine, an anti-inflammatory drug, is used chiefly in treatment of gout, but it is also valuable in other inflammatory conditions. Preliminary data shows that colchicine has beneficial effects on COVID-19. Nothing is known about the protective effect of this drug against hypoxia-induced lethality in mice.

    Materials and methods

    Protective effects of colchicine against hypoxia-induced lethality in mice at 0.5, 1, and 1.5 mg/kg, P.O. were evaluated in three experimental models of hypoxia.

    Results

    Colchicine showed good activity in some models. In the circulatory model, at 0.5 mg/kg, it significantly prolonged mice survival time for 4.5 min (P<0.05). At this dose, it showed similar activity to propranolol 30 mg/kg which was used as the positive control. At 1.5 mg/kg, it was more effective than propranolol (P<0.0001). In the haemic antihypoxic model, colchicine at 1 mg/kg, significantly increased survival time and showed the same activity as propranolol (P>0.05). In the asphyctic model, colchicine did not show any activity.

    Conclusion

    Colchicine showed good protective effects against hypoxia in circulatory and haemic models where the drug at 1.5 mg/kg, was more effective than the positive control, propranolol at 30 mg/kg.

    Keywords: asphyctic hypoxia, haemic hypoxia, circulatory hypoxia, antioxidant, colchicine
  • Fatemeh Jafari, Atena Shirzad*, Hadi Parsian, Ali Bijani, Abbas Mosapour Pages 138-143
    Background and purpose

    Recurrent aphthous stomatitis (RAS) is one of the most common recurrent ulcers in the oral mucosa and its etiology is not yet elucidated, but the immune system dysfunction and oxidative stress may play a role in the pathogenesis of RAS. Selenium has regulatory role in the immune system and oxidative stress. This study aims to compare serum levels of selenium between patients with RAS and healthy controls.

    Materials and methods

    This case-control study was performed in 50 patients with minor RAS and 53 healthy controls that were matched for age and sex. Blood samples were obtained from all participants and selenium serum levels were measured. Data were analyzed in SPSS V17 applying independent sample t-test and Chi-square.

    Results

    The average age of the controls and case group was 34.77±8.21 and 37.68±9.69 years, respectively and women included 67.9% and 74%, respectively .The mean serum level of selenium in the control group (49.16±17.03 µg/L) was significantly higher than that of the case group (31.09±17.74µg/L) (P<0.001).

    Conclusion

    Serum levels of selenium are lower in patients with RAS than healthy controls.

    Keywords: recurrent aphthous stomatitis, selenium, immune system, oxidative stress
  • Touraj Assadi, Seyed Abbas Mousavi, Mahmood Moosazadeh, Seyede Fateme Hoseini Damiri, Mohammad Fallah Kharyeki* Pages 144-149
    Background and purpose

    Coronaviruses are a large family of viruses that cause severe respiratory infections. About 15% of affected patients need hospitalization. By the high number of COVID-19 patients in need of hospitalization a high percentage of beds are occupied, so the management of hospital beds seems necessary.

    Materials and methods

    A descriptive-analytical study was carried out between June 22 and August 22, 2021 in 40 hospitals under the auspices of Mazandaran University of Medical Sciences. Data were extracted from the Patient Information System and the records of patients with COVID-19 who received injectable drugs according to the national treatment protocol for temporary hospitalization. Descriptive statistics were applied in Excel 2010 and SPSS V24.

    Results

    Total number of COVID-19 patients was 34,835 of whom 14,415 (41.38%) were admitted as temporary patients. Among these, 1802 (12.50%) were permanently hospitalized, of whom 12,536 (86.96%) were discharged with relative improvements and 77 (0.54%) patients died. Most patients aged 41 to 60 years old (44.16%).

    Conclusion

    The national treatment protocol for temporary hospitalization was found to be highly efficient during crisis and can help in bed management, human resources, surge capacity, and reduce many of the costs of the health system.

    Keywords: COVID-19 disease, hospital, managed care, temporary hospitalization
  • Lotfollah Davoodi, Tahoora Mousavi, Mahsa Sahabi, Hossein Jalali* Pages 150-156
    Background and purpose

    Crimean-Congo hemorrhagic fever (CCHF) is one of the viral hemorrhagic fevers caused by Nairovirus group. Epidemiological investigation and clinical symptoms of the disease in each region can help to identify disease-prone foci and early diagnosis of the disease in epidemic cases. Therefore, the purpose of this study was to investigate the clinical, epidemiological, and laboratory symptoms of patients with CCHF in Mazandaran province in 2014-2018.

    Materials and methods

    In this cross-sectional epidemiological survey, 135 patients with proven CCHF in Mazandaran province were enrolled in a census manner. The clinical, epidemiological, and laboratory findings in these patients were determined.

    Results

    In this study, 23% were younger than 30 years of age and 80.7% were men. In hospitalized patients, 33.3% had high risk jobs linked to the disease and 39.3% had livestock exposure. The patients were most affected in spring (45.9%) and summer (42.2%) and less during fall (5.9%), and winter (5.9%). Clinical manifestations, including fever, rash, abdominal pain, bleeding, epistaxis, headache, musculoskeletal pain, cough, and menorrhagia were observed in 88.1%, 11.1%, 23%, 28.9%, 7.4%, 52.6%, 69.7%, 0%, and 0% of the infected subjects, respectively. Thrombocytopenia were seen in 51.9% of the patients and about other laboratory results there were no any specific findings in 29.6%. According to laboratory findings, LFT raise, anemia, leukopenia, leukocytosis, LTF raise plus anemia, and LFT raise plus leukopenia were seen in 13.3%, 5.2%, 27.4%, 9.6%, 3.7%, and 11.1%, respectively.

    Conclusion

    According to the present study, although the clinical, epidemiological, and laboratory findings in CCHF cases in Mazandaran province are similar to other studies worldwide, so, the regular analysis of CCHF patients is highly recommended.

    Keywords: Crimean-Congo hemorrhagic fever, Mazandaran, epidemiological study
  • Roya Ghasemian, Elnaz Nasiri Parman, Golnar Rahimzadeh* Pages 157-162
    Background and purpose

    Nosocomial infections are considered as a significant problem in medical centers, causing a high mortality rate among hospitalized patients, increasing the duration of hospitalization and treatment costs. Most nosocomial infections are caused by gram-negative bacteria. These bacteria are resistant to a wide range of antibiotics through changing their genetics and structure. The purpose of this study was to investigate the prevalence and pattern of antibiotic resistance of nosocomial bacterial infections at Imam Khomeini Hospital in Sari, during 2019.

    Materials and methods

    This retrospective descriptive cross-sectional study was performed at Imam Khomeini Hospital in Sari during 2019. All isolated positive samples were selected from hospitalized patients. Antibiotic resistance pattern was investigated using disk fusion method (Kirby-Bauer).

    Results

    In this study, the most frequent nosocomial infection was observed in the intensive care unit (ICU), with respiratory infection (42%), as the most frequent one, caused by Escherichia coli (25%) with the highest resistance to ciprofloxacin.

    Conclusion

    The findingins showed that gram-negative bacteria, more specifically those resistant to cephalosporins, are the most common cause of nosocomial infections. Irrational and imprudent prescription of cephalosporins and carbapenems may be a significant contributor to antibiotic resistance and the main challenge for treating.

    Keywords: prevalence, antibiotic resistance, nosocomial bacterial infections, multiple drug resistance (MDR)
  • Maedeh Asna Ashari Amiri*, Mahdi Rezai, Fatemeh Mohammadi, Samira Vaziri, Seyed Amir Tabibzadeh Dezfooli Pages 163-169
    Background and purpose

    Acute ischemic stroke is one of the main causes of death and long-term disability worldwide. Prehospital emergency diagnosis and subsequent transfer of stroke patients to the nearest stroke center for starting an appropriate treatment are critical steps in stroke rescue chain. In Iran, emergency medical technicians implement the SAMA code, following the diagnosis of acute stroke using FAST protocol, to manage the patients.

    Materials and methods

    This retrospective cross-sectional study was conducted on patients who were referred to the prehospital emergency department of Hazrat Rasool Akram Hospital with the announcement of the SAMA code in 2019. The aim of this study was to evaluate the positive predictive value of the prehospital emergency technicians in the announcement of the SAMA code.

    Results

    Of the 95 patients referred with the SAMA code, 19 patients diagnosed with hemorrhagic stroke (based on brain CT-scan) were excluded from the study. In 17.1% of the remaining 76 patients, diagnoses other than acute ischemic stroke were proposed. Ultimately, diagnosis of acute ischemic stroke was confirmed in 63 patients, and 25% of them were eligible for intravenous thrombolytic therapy, however, merely 5.26% of the eligible patients received the treatment. The positive predictive value of prehospital emergency service in referring patients diagnosed with acute ischemic stroke was determined to be 86.3%. Additionally, the positive predictive value for identifying acute cerebral stroke patients eligible for intravenous thrombolytic therapy was calculated to be 25%.

    Conclusion

    This study revealed that prehospital emergency's positive predictive value for acute ischemic stroke identification was adequate. However, activating the SAMA code with greater diagnostic accuracy can save time and costs.

    Keywords: acute ischemic stroke, SAMA code, accuracy, prehospital emergency services
  • Parastoo Namdar, Atena Shiva, Mojtaba Namdar, Azam Haddadi Kohsar* Pages 170-177

    Cleft lip and palate as one of the most common congenital malformations of the oral cavity is affected by genetic and environmental factors. Subsequent aspiration during feeding, aesthetic, speech, or functional problems, and dental malformations are the main problems of neonates born with cleft lip and palate. The management of neonates with cleft lip and palate has been remarkably improved in recent years. The use of modern surgical techniques and its combination with such methods as presurgical nasoalveolar molding (NAM) is on the rise. The efficacy of preoperative casting in repairing deformed nasal cartilage in neonates with cleft lip and palate has been confirmed based on the literature. Here, we present the case of a 20-day-old neonate with bilateral cleft lip and palate who underwent presurgical nasoalveolar molding to facilitate feeding and recover facial appearance. The bony cleft of maxillary segments in the child was molded and repositioned with a combination of extra-oral elastic and intra-oral appliances. Elastic forces caused backward pressure against the protruding pre-maxilla  and careful use of forces on the cleft segments improved their positions and allowed definitive muscles and lip repair. In this technique, a nasal stent was attached to the intra-oral mouth plate and was designed to improve nasolabial anatomy.

    Keywords: cleft lip, palate, presurgical nasoalveolar molding, orthodontics
  • Ehsan Naderifar, Farhad Torabinejad, MohammadHassan Torabi, Masoome Basi, Sakineh Mohammad Zamani* Pages 178-191
    Background and purpose

    Vocal nodules are the main cause of voice disorders in children, which can be caused by several behaviors such as excessive speaking and yelling, and can significantly impact their overall communication development. Different nonmedical treatments exist for vocal nodules, but there is no consensus on the most effective methods. The aim of the present systematic review was to study the nonmedical interventions for vocal nodules in children.

    Materials and methods

    The systematic search was performed in electronic databases, including PubMed, Scopus, Science Direct, ISI (Web of Science), Cochrane Database of Systematic Reviews, and Google Scholar. The search involved articles published between 2000 and 2022. The following terms were used as keywords: vocal nodule, vocal fold nodules, therapy, treatment, intervention, voice disorder, pediatric, and telepractice. Studies were selected if they 1) had examined 0-18-year-old subjects with vocal fold nodules; 2) had obviously stated the kind, process, and evaluation tools and also 3) the kind and the process of the interventions and the intervention groups; 4) had provided nonmedical interventions; 5) had been published in English and after 2000; and 6) presented the outcome data.  The methodological quality of the papers was evaluated using the Physiotherapy Evidence Database scale.

    Results

    We identified 729 articles, of which 11 met the inclusion criteria. These studies were different in the study design, participant characteristics, types of assessments, types of interventions, and follow-up periods. According to findings, nonmedical treatments of vocal nodules were successful in elimination of/decreasing the vocal nodules sizes (four studies), improving the quality of life (two studies), and improving acoustic parameters of voice (nine studies).

    Conclusion

    The present systematic review showed the effectiveness of nonmedical treatment of vocal nodules in children, despite being challenging. Further researches are required to have higher levels of evidence, more accurate methodological quality, and long-term follow-up evaluations to draw more accurate conclusions.

    Keywords: vocal fold nodules, systematic review, voice therapy, nonmedical, children
  • Hamed Fathi, Mehdi Mogharabi Manzari, MohammadAli Ebrahimi, Golamreza Bakhshi Khaniki, Abbas Gholipour* Pages 192-206
    Background and purpose

    Plants have been known and used by different societies since ancient times. The most important applications include nutrition, medicine, and industry. Acorus calamus L. (Acoraceae), is one of the medicinal plants that exists in the Iran and some other ecotypes and is used as a medicinal plant also in China, India, and Greece. Recently, it received attention, however there is lack of information about this medicinal plant. 

    Materials and methods

    We performed a search in Scopus, Web of Science, PubMed, and Google Scholar and also traditional medicine books using the following keywords: A. calamus, traditional medicine, modern medicine, laboratory studies, and biological effects.

    Results

    In reliable articles and traditional medicine books, A.calamus was found with many different properties. The aerial parts, roots, and rhizome were reported to have antioxidant, antibacterial, anti-fungal, and anti-inflammatory activities. A.calamus is also used in treating nervous system disorders and in production of nanoparticle and pharmaceutical products.

    Conclusion

    According to many studies, A. calamus has many beneficial properties, but in vitro and in vivo studies are required to investigate its medicinal effects. Also, the plant is originally found in Mazandaran province, north of Iran and it can be used in medicinal and health products.

    Keywords: Acorus calamus, biological effects, phytochemical effects, traditional medicine, modern medicine, laboratory study, clinical research
  • Fereshteh Araghian Mojarad, Masoumeh Bagheri-Nesami* Pages 207-209