فهرست مطالب

نامه انجمن حشره شناسی ایران - سال چهل و سوم شماره 3 (پیاپی 95، پاییز 1402)

نشریه نامه انجمن حشره شناسی ایران
سال چهل و سوم شماره 3 (پیاپی 95، پاییز 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/05/29
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پوریا آبرون، حسین مددی*، آرش زیبایی، فواد فاتحی صفحات 195-205
    افزایش دمای کره زمین یکی از جدیدترین مشکلاتی است که زیست بوم زمین را تهدید می کند. حشرات به عنوان موجوداتی خونسرد وابستگی زیادی به دمای محیط از خود نشان می دهند به گونه ای که با افزایش دمای کره زمین در پراکنش، فعالیت و پراسنجه های زیستی آن ها تغییراتی به وجود می آید. زنبور Trichogramma brassicae (Hym.: Trichogrammatidae) یکی از مهم ترین عوامل کنترل بیولوژیک در ایران است که برای مهار بسیاری از گونه های بالپولکداران مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطالعه بررسی تغییرات دما روی پراسنجه های زیستی و بیان دو ژن شوک حرارتی HSP70 و HSP90 زنبور T. brassicae در شرایط آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور کلنی اصلی این زنبورها به دو قسمت تقسیم و هر کدام از کلنی های جدید به مدت 20 نسل در دو دمای 30 و 33 درجه سلسیوس پرورش داده شدند. بعد از 20 نسل پراسنجه هایی مانند درصد پارازیتیسم، نرخ خروج، نسبت جنسی و بیان دو نوع پروتیین دمایی (HSP70 و HSP90) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در دمای 33 درجه سلسیوس میزان بیان پروتیین های دماییHSP90 به میزان 45/2 برابر و پروتیین دمایی HSP70 به میزان 9/1 برابر بیان آن در دمای 30 درجه سلسیوس بود که نشان دهنده وجود اختلاف معنی دار در سطح یک درصد بود. نرخ پارازیتیسم در دماهای 30 و 33 درجه سلسیوس به ترتیب 09/2±5/53 و 14/2±7/40 به ازای 200 تخم بود. درصد خروج زنبورهای بالغ در شاهد و تیمار به ترتیب 37/0 ± 8/96و 83/0± 8/82 بود. نسبت جنسی ماده ها به کل جمعیت در دمای 30 و 33 درجه سلسیوس بترتیب 2/1± 3/62 و 8/0± 9/48 ثبت شد. در دمای 33 درجه دوره رشد پیش از بلوغ برابر با 029/0±3/8 روز و در دمای30 درجه سلسیوس 029/0±15/9 روز محاسبه شد. این نتایج نشان می دهد افزایش دمای کره زمین می تواند اثربخشی دشمنان طبیعی را کاهش دهد که منجر به افزایش احتمال طغیان آفات خواهد شد.
    کلیدواژگان: پروتئین های شوک دمایی، زنبور تریکوگراما، پراسنجه های زیستی، بیان ژن
  • فروغ زراسوندی، علی اصغر سراج*، معصومه ضیایی صفحات 207-217
    حشرات آفات انباری سالانه خسارت قابل توجهی به غلات وارد کرده و باعث کاهش ارزش کمی و کیفی محصولات انباری می شوند. از مهمترین مشکلات کنترل آفات انباری بوسیله آفت کش های شیمیایی، مقاوم شدن آفات به این آفت کش ها، باقی ماندن پسماندهای روی محصولات غذایی و به خطر انداختن سلامت محیط زیست و سایر جانداران است. خاک دیاتومه بعنوان جایگزین مناسب برای حشره کش های شیمیایی بوده و می تواند به عنوان یکی از بخش های برنامه های کنترل تلفیقی آفات مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه، اثر حشره کشی خاک دیاتومه علیه حشرات کامل سوسک کشیشRhyzoperta dominica F. (Coleptera: Bostrychidae) در توده غلات مختلف شامل گندم، جو، برنج، شلتوک و ذرت بررسی شد. دانه های غلات با غلظت 400 پی پی ام فرمولاسیون تجاری Silicosec®، فرمولاسیون ایرانی Dryasil به تنهایی، فرمولاسیون ایرانی Dryasil + 05/0 درصد عصاره پونه (Mentha longifolia L)، پودر تالک + 05/0 درصد عصاره پونه، به طور جداگانه و به همراه شاهد تیمار شدند. تلفات حشرات کامل 1، 5، 7، 10 و 14 روز بعد از تیمار شمارش شد. فرمولاسیون ایرانی Dryasil و فرمولاسیون تجاری Silicosec®، به طور معنی داری قادر به کنترل حشرات کامل در توده غلات بودند. میانگین درصد تلفات حشرات کامل سوسک کشیش در گندم، جو، برنج، شلتوک و ذرت تیمار شده با Silicosec® به ترتیب 3/53، 8/98، 4/44، 0/60 و 8/68 درصد، 14 روز پس از تیمار گزارش شد. در صورتی که فرمولاسیون ایرانی خاک دیاتومه توانست به ترتیب 0/50، 1/91، 0/60، 8/58 و 2/67 درصد تلفات روی حشرات کامل سوسک کشیش ایجاد کند. اثر حشره کشی خاک های دیاتومه با گذشت زمان افزایش پیدا کرد. کمترین مقدار LT50 در جو گزارش شد که نشان دهنده حفاظت بیشتر این محصول نسبت به سایر غلات بود. در جو، Silicosec®، Dryasil و Dryasil + عصاره پونه به ترتیب بعد از 06/3، 39/5، و 01/9 روز باعث 50 درصد تلفات روی حشرات کامل سوسک کشیش شدند.
    کلیدواژگان: آفت انباری، پودر تالک، فرمولاسیون، مدیریت آفات
  • سارا ابن عباسی، فریبا مهرخو*، مریم فروزان صفحات 219-231
    شب پره مینوز گوجه فرنگی، (Meyrick) Tuta absoluta یکی از آفات مهم و کلیدی مزارع و گلخانه های گوجه فرنگی در سرتاسر جهان می باشد. در پژوهش حاضر، اثرات کشندگی و غیرکشندگی (LC25) دو حشره کش تیوسیکلام هیدروژن اکسالات و فلوبن دی آمید بر آماره های جدول زندگی شب پره مینوز گوجه فرنگی در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای زیست سنجی ها از غوطه ورکردن برگ استفاده شد. داده های حاصل از جدول زندگی، بر اساس تیوری جدول زندگی دو جنسی سن- مرحله رشدی تجزیه شدند. نتایج نشان داد که تیوسیکلام هیدروژن اکسالات (327/175 پی پی ام  :LC50) سمیت بالاتری نسبت به فلوبن دی آمید (759/219 پی پی ام :LC50) برای مرحله تخم T. absoluta داشت. اگرچه غلظت های غیرکشنده هردو حشره کش مذکور، آماره های جدول زندگی را نسبت به شاهد به طور معنی داری تحت تاثیر قرار دادند، اما طول دوره های مراحل نابالغ با حشره کش فلوبن دی آمید با تاخیر بیشتری نسبت به حشره کش تیوسیکلام هیدروژن اکسالات طی شدند. همچنین، آماره های رشد جمعیتی نظیر نرخ ذاتی و متناهی افزایش جمعیت و نرخ خالص تولید مثلی به طور معنی داری کمتر از شاهد بودند. مجموع نتایج این پژوهش نشان دادند که هر دو حشره کش، دارای اثرات کشندگی و غیرکشندگی قابل قبولی بر تخم های T. absoluta می باشند و می توانند در برنامه های مدیریت تلفیقی این آفت مدنظر قرار گیرند.
    کلیدواژگان: مینوز گوجه فرنگی، تیوسیکلام هیدروژن اکسالات، فلوبن دی آمید، جدول زندگی، زیرکشندگی
  • مسعود لطیفیان*، داریوش آتشکار، راضیه قائمی صفحات 233-245
    شته مومی Eriosoma lanigerum Hausmann (Hem.: Aphididae) یکی از آفات اصلی سیب در سراسر جهان است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی ترجیح میزبانی شته مومی سیب در 10 ژنوتیپ انتخابی از میان نتاج امیدبخش حاصل از هیبریداسیون و گرده افشانی آزاد ژنوتیپ های پاکوتاه بومی سیب (آزایش اصفهان و مربایی مشهد) به عنوان والد مادری، و پایه های رویشی تجاری سیب (M9, M27, B9) به عنوان والد پدری بود. این پروژه طی سال های 1399 تا 1401 انجام شد. نظارت بر کلونی های شته مومی سیب هر 2 هفته یکبار از ابتدای فروردین تا آبان ماه انجام شد. در ادامه بررسی، نرخ استقرار نسبی و شاخص ترجیح شته محاسبه شد. صفات رویشی شامل درصد ریشه زایی، تعداد ریشه تولید شده، طول ناحیه ریشه زا روی پایک ها، طول ریشه ها و تعداد پایک تولید شده اندازه گیری گردید. برای تفکیک هیبریدها، روش تحلیل خوشه‏ای و درجه تاثیر صفات مختلف بر شاخص ها از طریق تجزیه و تحلیل رابطه همبستگی بکار رفت. میانگین نرخ استقرار و شاخص ترجیح به ترتیب معادل 14/0 ± 42/2 و 06/0 ±  96/0 بود. غیرحساس ترین و حساس ترین پایه هیبرید به ترتیب Azop3(1386) وM9op3 بودند. برخی از خصوصیات رویشی پایه های هیبرید از جمله میانگین طول ریشه تولیدی پایک در بروز تفاوت های پایه های هیبرید سیب مورد مطالعه از نظر نرخ استقرار و ترجیح میزبانی شته مومی سیب موثر بوده اند. نتایج این پژوهش در برنامه های اصلاحی آینده ارقام سیب کاربرد دارد.
    کلیدواژگان: سیب، آفات، مدیریت آفات، مقاومت گیاهی، ژنوتیپ های پاکوتاه
  • حسن جوادی پویا، اروج ولیزادگان*، عزیز شیخی گرجان صفحات 247-257
    گندم مهمترین محصول راهبردی در ایران و دنیا است. سن گندم (Hemiptera: Scutelleridae)Eurygaster integriceps Puton  سالانه خسارت فراوانی به آن وارد می نماید، در حال حاضر در  ایران و سایر کشورهای آلوده به این آفت دو گروه از حشره کش های ایراک (IRAC: Insecticide Resistance Action Committee) شامل پایرتیروییدها و ترکیبات فسفره آلی علیه سن گندم استفاده می شود. در این تحقیق، حشره کش های مختلف از هشت گروه حشره کشی ایراک، انتخاب و علیه سن بالغ زمستان گذران و سن بالدار نسل جدید،در زیست سنجی تماسی بکار رفتند. نتایج حاصل نشان داد که در میان حشره کش های مورد آزمایش، دلتامترین (93/2 میلی گرم ماده ی موثره بر لیتر LC50:) از گروه پایروتروییدها، سمی ترین ترکیب شیمیایی علیه سن بالغ زمستان گذران بصورت تماسی است و فنیتروتیون (4/19 میلی گرم ماده ی موثره بر لیتر LC50:) در رتبه دوم قرار داشت. اما در مرحله سن بالدار نسل جدید، هر دو حشره کش در 72 ساعت بعد از تماس در یک گروه جای گرفتند (6/4 - 4 میلی گرم ماده ی موثره بر لیتر LC50:). ادامه ی بررسی ها مشخص کرد که در میان حشره کش های نیونیکوتینوییدی، تیامتوکسام می تواند از لحاظ سمیت تماسی در رتبه ی بعدی قرار گیرد. مقایسه ی تلفات حشره کش های مختلف در غلظت های بالا (20000 - 60 میلی گرم بر لیتر) از فرمولاسیون های تجاری نشان داد که حشره کش های دلتامترین و فنیتروتیون روی هر دو فرم سن گندم، تلفات 90 تا 100 درصدی را داشتند. حشره کش های جدید اسپیروتترامات، فلونیکامید و کلرانترانیلی پرول، تلفات قابل قبولی در 72 ساعت تماس روی سن بالغ زمستان گذران و سن بالدار نسل جدید نداشتند (43 -3/3 درصد). بنابراین اغلب حشره کش های جدید مورد آزمایش برای کنترل شیمیایی سن گندم اثربخشی قابل قبولی نداشته و تنها تیامتوکسام می تواند در سطح مزرعه روی سن گندم مطالعه شود.
    کلیدواژگان: اسپیروتترامات، اثربخشی، پی‏ متروزین، فلونیکامید، فیپرونیل، کلرانترانیلی‏ پرول
  • مهدی جلائیان*، آتوسا فرحپور حقانی، فرزاد مجیدی شیل سر، بیژن یعقوبی، مهرداد عمواقلی طبری صفحات 259-273
    آزولا (Azolla spp.: Salviniaceae) نوعی سرخس آبزی است که با هدف افزایش حاصلخیزی اراضی شالیزاری وارد کشور شد، اما این علف هرز به دلیل شرایط اقلیمی مناسب و فقدان دشمنان طبیعی در زیستگاه جدید، طغیان نمود و به معضلی در زراعت برنج و عاملی مخرب در اکوسیستم های آبی تبدیل شد. در سال های اخیر عامل کنترل بیولوژیک این علف هرز به نام سرخرطومی آزولا (Stenopelmus rufinasus Gyllenhal (Curculionidae وارد شمال ایران شد. در این پژوهش پراکنش جغرافیایی و تراکم فصلی جمعیت سرخرطومی آزولا با نمونه برداری های منظم ماهیانه در شمال کشور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدت زمان لازم برای تکمیل یک نسل در شرایط نیمه صحرایی حدود دو هفته است. لاروها و حشرات کامل هر دو از آزولا تغذیه می کنند. سرخرطومی آزولا در شمال کشور به خوبی پراکنش یافته و مستقر شده است و با تغذیه از آزولا جمعیت آن را در تالاب ها، مانداب های دایمی و شالیزارها کاهش داده است. در مقایسه تراکم جمعیت سرخرطومی در سه منطقه غرب، شرق و مرکز استان گیلان مشخص شد که بیشترین تعداد کل (667 عدد حشره در یک کیلوگرم آزولا) و بیشترین تعداد حشرات بالغ (363 حشره ی بالغ در یک کیلوگرم آزولا) در منطقه مرکزی استان بود. در حالی که تراکم لاروها (397 عدد لارو در یک کیلوگرم آزولا) در منطقه شرقی استان بیشتر از مناطق دیگر بود. در بررسی تراکم جمعیت در شهرستان های مختلف گیلان، بالاترین تراکم کل (2690 لارو و حشره ی کامل در یک کیلوگرم آزولا) و حشرات بالغ (2022 حشره بالغ در یک کیلوگرم آزولا) در شهرستان شفت و بالاترین تراکم لارو (1920 لارو در یک کیلوگرم آزولا) در منطقه رودبنه لاهیجان مشاهده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، تراکم فصلی جمعیت سرخرطومی در بهار و زمستان بالاتر بود که با توجه به شرایط اقلیمی منطقه و حساسیت آزولا به گرما و رطوبت، بدیهی به نظر می رسد. بر اساس یافته های این پژوهش، سرخرطومی آزولا به خوبی در مناطق شمالی کشور گسترش یافته و مستقر شده است.
    کلیدواژگان: سرخرطومی، کنترل بیولوژیک، شالیزار، گیلان، مازندران
  • بهرام ناصری*، عباس رحیمی آشجردی، فاطمه حمزوی صفحات 275-288
    شب پره ی مینوز گوجه فرنگی Tuta absoluta (Meyrick) یکی از مخرب ترین آفات گوجه فرنگی در مزرعه و گلخانه ها است. فراسنجه های زیستی این شب پره روی سه میزبان گیاهی از تیره بادنجانیان شامل چهار رقم گوجه فرنگی (وسترن رد، متین، سرین و ریوگراند)، سه رقم بادنجان (کاسپر سفید، راویا و مروارید گرد) و سه رقم فلفل (باچاتا، لورکا و نیروین) بررسی شد. طول دوره مراحل نابالغ، نرخ بقاء هر مرحله، طول عمر حشرات کامل نر و ماده و میزان زادآوری آفت روی برگ ارقام مورد آزمایش بررسی شد. آزمایش ها در دمای 2 ± 25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. نتایج مقایسه آماری ارقام مربوط به هر میزبان گیاهی نشان داد که تمامی پارامترهای جدول زندگی محاسبه شده حشره روی ارقام گوجه-فرنگی و ارقام بادنجان اختلاف معنی داری نداشتند. با این حال، در بین ارقام فلفل، نرخ خالص تولید مثل، نرخ ذاتی افزایش جمعیت و نرخ متناهی افزایش جمعیت در رقم لورکا بیشتر از ارقام نیروین و باچاتا بود. نتایج مقایسه بین ارقام میزبان های مختلف نشان داد که بیش ترین درصد بقای مراحل نابالغ روی گوجه فرنگی رقم های سرین و متین و کمترین درصد بقاء روی فلفل رقم های لورکا و نیروین بود. طولانی ترین دوره مراحل نابالغ روی فلفل ارقام باچاتا و نیروین به دست آمد. کمترین زادآوری روی ارقام فلفل باچاتا و نیروین مشاهده شد. کم ترین نرخ خالص تولید مثل، نرخ ذاتی افزایش جمعیت و نرخ متناهی افزایش جمعیت برای ارقام باچاتا و نیروین فلفل ثبت شد. به طور کلی، ارقام گوجه فرنگی، حساس به آفت بوده و رقم کاسپر سفید بادنجان به همراه ارقام باچاتا و نیروین فلفل از مقاومت نسبی بالاتری در برابر این آفت برخوردار بودند. اطلاعات حاصل از این پژوهش امکان استفاده از قابلیت های ارقام مقاوم را به منظور مدیریت جمعیت شب پره مینوز گوجه فرنگی در زمان طغیان آن فراهم می کند.
    کلیدواژگان: زادآوری، ارقام مقاوم، رشد جمعیت، بادنجانیان
  • محمدرضا امین، محمد خانجانی خانجانی* صفحات 289-299
    اثرات شکارگری فردی شامل ظرفیت شکارگری، همخواری، تحمل گرسنگی و برهم‎کنشهای مختلف شکارگرها بر یکدیگر است که سبب ایجاد اثراتی بر جمعیت طعمه و جمعیت خود شکارگر می شود. شکارگری درون‎رسته ای در واقع تلفیقی از رقابت و شکارگری است. این پژوهش به ارزیابی ظرفیت شکارگری، شکارگری درون‎رسته ای و همخواری کنه های شکارگر Gaeolaelaps aculeifer و Protogamasellopsis rhizoglyphusi پرداخته است. تمامی مراحل آزمایش در دمای 1±25 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 10±60% و در تاریکی و در فنجان های پلاستیکی با ارتفاع و قطر چهار سانتی متر انجام شد. کف فنجان‎ها با مخلوطی از گچ پاریس و زغال چوب (1:7) به عمق یک و نیم سانتی متر پوشیده شد و با 30 تکرار انجام شد. از تخم و پوره کنه-های پیاز، Rhizoglyphus echinopus و کنه میوه خشک، Carpoglyphus lactis به عنوان طعمه استفاده شد. داده‎های حاصل ازآزمایشات همخواری و ظرفیت شکارگری با آنوا یک طرفه و طرح کاملا تصادفی و داده‎های حاصل از شکارگری درون‎رسته‎ای با آزمون 2 × 3 فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی تجزیه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در ظرفیت شکارگری، بیشترین میزان تغذیه روزانه از تخم مربوط به کنه G. aculeifer با تغذیه از تخم C. lactis است وکمترین میزان تغذیه مربوط به پروتونیمف کنه P. rhizoglyphusi با تغذیه از تخم کنه پیاز است. همچنین، بیشترین پوره شکار شده در بالغین مربوط به کنه میوه خشک با 24 پوره در روز است که توسط G. aculeifer شکار شد و کمترین تعداد شکار پوره مربوط به P. rhizoglyphusi بود که از 10 عدد پوره کنه پیاز تغذیه نمود. نتایج همخواری نشان داد که میزان زنده‎مانی درکوهورت‎های تخم برای شکارگران در دسته‎های 20 تخم برای کنه P. rhizoglyphusi به میزان 8/19 روز و برای دسته های 30 عددی کنه 24/1 G. aculeifer روز ب ود. کنه‎های هم سن هرگز از یکدیگر تغذیه نکردند مگر از لاشه یا در زمان پوست‎اندازی که تحرک و مقاومت کم می‎شود. نتایج حاصل از رقابت درون‎رسته‎ای نشان داد که شکارگری درون رسته ای نامتقارن است. تمام پروتونیمف و دیوتونیمف کنه های P. rhizoglyphusi در زمانی که غذا وجود ندارد توسط کنه شکارگر G. aculeifer خورده می‎شوند و تنها 7/6 درصد از کنه‎های ماده بالغ P. rhizoglyphusi موفق به شکست ماده‎های بالغ G. aculeifer شدند؛ به دلیل اینکه جثه به مراتب کوچکتری دارند. زمانی که هر دو گونه کنه شکارگر به همراه کنه طعمه بودند، زنده‎مانی مراحل نابالغ P. rhizoglyphusi به بیش از 60 درصد رسید. در بالغین هر دو شکارگر هم این میزان به بقای 100% برای هر دو گونه کنه بالغ ماده رسید.
    کلیدواژگان: کنه پیاز، Carpoglyphus، Rhizoglyphus، کنه میوه خشک، کنه شکارگر خاکزی
  • فرزاد مجیدی شیل سر*، مهرداد عمواقلی طبری صفحات 301-315
    با توجه به مصرف طولانی مدت برخی از حشره کش های شیمیایی برای کنترل ساقه خوارنواری برنج، Chilo suppressalis در شالیزارهای شمال کشور و به منظور جلوگیری از توسعه مقاومت کرم ساقه خوار به آن‏ ها، لزوم بکارگیری حشره کش های جدید نظیر تیوسیکلام هیدروژن اکسالات گرانول 4 درصد (ویبرانت®) در کنترل این آفت ضروری است. تیمارهای آزمایشی در این پژوهش شامل، 1-حشره کش (ویبرانت®) به میزان 10 کیلوگرم در هکتار 2-حشره کش (ویبرانت®) به میزان 5/12 کیلوگرم در هکتار 3-حشره کش (ویبرانت®) به میزان 15 کیلوگرم در هکتار 4-حشره کش دیازینون گرانول 10 درصد به مقدار 15 کیلوگرم در هکتار 5-حشره کش فیپرونیل گرانول 2/0 درصد به میزان 20 کیلوگرم در هکتار 6-تیمار شاهد (آب پاشی) بودند. پژوهش حاضر در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. صفات زیر شامل، درصد جوانه های مرکزی مرده در نسل اول، درصد خوشه های سفید شده در نسل دوم، درصد کارایی حشره کش ها، جمعیت لاروها و عملکرد محصول برنج مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین حشره کش های مورد آزمایش، حشره کش (ویبرانت®) در مقادیر 5/12 و 15 کیلوگرم در هکتار، به طور معنی داری در کنترل ساقه خوار نواری برنج به ترتیب برای نسل های اول و دوم آفت موثر بودند. نتایج این بررسی نشان داد که کمترین آلودگی جوانه های مرکزی مرده (22/5 درصد) و کمترین آلودگی خوشه های سفید شده (33/2 درصد)، بیشترین مرگ و میر لارو (01/86 درصد) و بیشترین عملکرد محصول (83/4020 کیلوگرم در هکتار) در تیمار ویبرانت 4% به مقدار 15 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. بنابراین، یافته های پژوهش حاضر بیانگر این است که حشره کش جدید تیوسیکلام هیدروژن اکسالات پتانسیل خوبی در کنترل کرم ساقه خوارنواری برنج دارد و می تواند برای مدیریت تلفیقی ساقه خوار در زیست‏ بوم شالیزار مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تیوسایکلام هیدروژن اکسالات، گرانول، ساقه خوار نواری، کنترل شیمیایی
  • ارسلان جمشیدنیا* صفحات 317-321
    ساقه خواران نیشکر (Sesamia spp.) مهمترین آفات نیشکر در مناطق نیشکر کاری خوزستان محسوب می شوند. به منظور شناخت میزان آلودگی مزارع به ساقه خواران نیشکر در سنین مختلف محصول دو آزمایش مزرعه ای در کشت و صنعت امیرکبیر واقع در جنوب اهواز انجام شد. در آزمایش اول در مزارع تازه کشت نیشکر در سه سال متوالی و در آزمایش دوم در سه مزرعه از سنین مختلف (تازه کشت، بازرویش اول و بازرویش دوم) محصول نیشکر بصورت همزمان درصد ساقه و میانگره آلوده به ساقه خواران نیشکر تعیین گردید. نتایج حاصل در هر دو آزمایش نشان داد که درصد ساقه آلوده و درصد میانگره آلوده در مزارع تازه کشت افزایش معنی داری را در مقایسه با مزارع بازرویش نشان می دهند. یافته های این پژوهش می تواند در برنامه ریزی به منظور مدیریت ساقه خواران نیشکر مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درصد ساقه آلوده، درصد میانگره آلوده، نیشکر
|
  • Pouria Abrun, Hossein Madadi *, Arash Zibaee, Foad Fatehi Pages 195-205
    The increase in the earth temperature is one of the latest problems threatening the earth ecosystem. Insects as poikilothermic organisms have a high dependence on their environment's temperature so increasing global temperature makes impressions on their distributions, activity, and biological parameters. Trichogramma brassicae (Hymenoptera.: Trichogrammatidae) wasp is one of the most important biological control agents in Iran used to control many species of lepidopterans. In this study, the effect of temperature changes on biological parameters and the expression of two heat shock genes, HSP70 and HSP90, in T. brassicae was studied under laboratory conditions. At first, the main T. brassicae colony was divided into two groups, each of them was separately reared for 20 generations at 30 and 33° C. Then, biological parameters, such as the rate of parasitism, appearance rate, and sex ratio, beside two heat shock gene expressions were assessed. The results indicated that at 33°C, the HSP90 and HSP70 expressions were 2.45 and 1.9 times more than 30°C, respectively, suggesting significant differences at a 99% confidence level. Furthermore, the parasitism rate of T. brassicae at 30 and 33°C were 53.5±2.09 and 40.7±2.14 (from 200 initial eggs), respectively. The obtained results showed that rearing at higher temperature caused to affect the sex ratio, adult appearance rate, and preadult development time. The results of the current study show that increasing global temperature could be result in reducion of the natural enemies efficacy, which will lead to an increase in the probability of pest outbreaks.
    Keywords: Heat shock proteins, Trichogramma, biological parameters, Gene expression
  • Frooq Zarasvandi, Ali Asghar Seraj *, Masumeh Ziaee Pages 207-217
    Storage insect pests cause considerable damage to grains every year, and reduce quantitative and qualitative value of stored products. One of the most important problems of controlling storage pests with chemical pesticides is occurrence of resistant to these pesticides, residues remaining on food products and endangering the health of the environment and other living beings. Diatomaceous earth has been introduced as a suitable alternative to chemical insecticides and can be used as one of the parts of integrated pest control programs. In this study, the insecticidal effect of different formulations of diatomaceous earth was evaluated against the lesser grain borer, Rhyzoperta dominica F. (Coleptera: Bostrychidae) adults in different grains including wheat, barley, rice, paddy and corn. Cereal grains were treated with a concentration of 400 ppm of a commercial formulation, Silicosec®, Iranian DE formulation Dryasil alone, Dryasil + 0.05% plant extract (Mentha longifolia L.), talcum powder + 0.05% M. longifolia extract. The insects’ mortality was counted 1, 5, 7, 10 and 14 days after treatment. The Dryasil formulation and Silicosec® were significantly controlled the populations of tested insects in the grain mass. The mean mortality percentage of R. dominica in wheat, barley, rice, paddy and corn treated with Silicosec® were 53.3, 98.8, 44.4, 60.0 and 68.8%, respectively, 14 days after treatment. While the Iranian formulation of diatomaceous earth was able to control 50.0, 91.1, 60.0, 58.8 and 67.2 % of R. dominica adults, respectively. The insecticidal effect of diatomaceous earth increased over time. The lowest LT50 value was reported in barley, which indicated greater protection of this product than other cereals. In barley, Silicosec®, Dryasil, and Dryasil + M. longifolia extract caused 50% mortality on R. dominica adults after 3.06, 5.39, and 9.01 days, respectively.
    Keywords: stored product pest, Formulation, talcum powder, pest management
  • Sara Ebne Abbasi, Fariba Mehrkhou *, Maryam Forouzan Pages 219-231
    The tomato leafminer moth, Tuta absoluta (Meyrick), is a key pest in greenhouses and tomato-growing regions in the world. In the present study, the lethal and sublethal (LC25) effects of two insecticides, thiocyclam hydrogen oxalate, and flubendiamide were evaluated on the life table parameters of T. absoluta under laboratory conditions. The leaf dipping was used for the bioassays. The life table data were analyzed based on the age-stage, two-sex life table theory. The results showed that thiocyclam hydrogen oxalate (LC50: 175.327 ppm) was more toxic than flubendiamide (LC50: 219.759 ppm) on the T. absoluta eggs. However, the sublethal concentrations of mentioned insecticides affected the life table parameters of T.absoluta significantly compared with the control, but flubendiamide prolonged the developmental time (embryonic, pre-adult, and pupal period) of T. absoluta, significantly more than thiocyclam hydrogen oxalate. Also, the population growth parameters such as intrinsic rate of increase, finite rate of increase, and net reproductive rate of insects treated by insecticides were lower than the control, significantly. The total results revealed that either thiocyclam hydrogen oxalate or flubendiamide have admissible lethal and sublethal effects on tomato leafminer eggs and can be considered in the integrated pest management program (IPM) of this pest.
    Keywords: Leafminer moth, thiocyclam hydrogen oxalate, flubendiamide, life table, Sublethal
  • Masoud Latifian *, Dariush Atashkar, Razieh Ghaemi Pages 233-245
    The wooly apple aphid, Eriosoma lanigerum Hausmann (Hem.: Aphididae), is one of the main pests of apples all over the world. The purpose of this research was to investigate the host preference of wooly apple aphids toward 10 selected genotypes among the promising offspring obtained from hybridization and free pollination of indigenous apple genotypes (Azaish Isfahan and Marbai Mashhad) as maternal parent, and commercial apple cultivars (M9, M27, B9) as a paternal parent. This project was carried out during 2020 to 2022. The colonies of wooly apple aphids were monitored every 2 weeks from the beginning of April to November. Relative establishment rate and aphid preference index were calculated. Vegetative traits including percentage of rooting, number of roots produced, length of the rooting zone on stems, length of roots and number of stems produced were measured. In order to differentiate the hybrids, the cluster analysis method and the degree of effect of different traits on the indices were investigated through correlation analysis. The average establishment rate and preference index were 2.42±0.14 and 0.96±0.06, respectively. The most insensitive and the most sensitive hybrid base were Azop3(1386) and M9op3, respectively. Some of the vegetative characteristics of the hybrid rootstocks, including the average length of the productive root of the line have been effective in the occurrence of differences in the studied apple hybrid rootstocks in terms of establishment rate and host preference of wooly apple aphid. The results of this research are used in the future improvement programs of apple cultivars.
    Keywords: Apple, Pests, pest management, plant resistance, Dwarf genotypes
  • Hassan Javadipouya, Orouj Valizadegan *, Aziz Sheikhigarjan Pages 247-257
    Wheat is the most important strategic crop in Iran and the world. Sunn pest Eurygaster integriceps Puton (Hemiptera: Scutelleridae) causes a lot of damage annually. Currently, two groups of IRAC insecticides including pyrethroids and organic phosphorus compounds are recommended against this pest in Iran and other countries infested with the Sunn pest. In this research, different insecticides were selected from the eight insecticide groups of IRAC, and contact bioassay was carried out on two life stages of the Sunn pest. The results showed that among the tested insecticides, Deltamethrin (LC50=2.93 mg a.i./L) as a pyrethroid group, had the most contact toxicity among chemical compounds against overwintered adults of the Sunn pest, and Fenitrothion as an organic phosphorus compound  (LC50=19.4 mg a.i./L) was ranked in the second group. But on the new generation of the Sunn pest, both insecticides were ranked in the same group at 72 hours after exposure (LC50=4-4.6 mg a.i./L). Further investigations revealed that among neonicotinoid insecticides, Thiamethoxam had more contact toxicity and ranked in the next group. Mortality comparison of different insecticides in high concentration (60-20000mg/L) based on commercial formulations showed that Deltamethrin and Fenitrothion insecticides caused 90-100% mortality in both life stages of the Sunn pest. The new insecticides, Spirotetramat, Flonicamid, and Chlorantraniliprole did not show acceptable effectiveness 72 hours after exposure on overwintered and new-generation adults (3.3-43%). Therefore, most of the new insecticides tested for the chemical control of the overwintered and the new generation adults did not have acceptable mortality, and only thiamethoxam insecticide can be studied on Sunn pests in field conditions.
    Keywords: Spirotetramat, Effectiveness, Pymetrozine, Flonicamid, fipronil, chlorantraniliprole
  • Mahdi Jalaeian *, Atousa Farahpour-Haghani, Farzad Majidi-Shilsar, Bijan Yaghoubi, Mehrdad Amooghli-Tabari Pages 259-273
    Azolla (Azolla spp.: Salviniaceae) is an aquatic fern that was introduced to the northern region of Iran with the aim of increasing the fertility of paddy fields, but due to suitable climatic conditions and the absence of natural enemies it became a problem in rice production and a destructive factor in aquatic ecosystems. In recent years, the biological control agent of this weed, Azolla weevil Stenopelmus rufinasus Gyllenhal (Curculionidae), was introduced in northern region of Iran. In this study, geographical distribution and seasonal population density of S. rufinasus in northern Iran were investigated through regular monthly sampling. The results showed that the time required to complete one generation in semi-field conditions is about two weeks. Both larvae and adults feed on Azolla. Azolla weevil is well distributed and established in the north regions of Iran and by feeding on Azolla, it has reduced its population in wetlands, permanent ponds and paddy fields. Comparing the population density of the weevil in three regions of Guilan province, indicated that the highest number of total density (667 insect in 1 kg Azolla) and adult (363 adults in 1 kg Azolla) belong to the central region of the province, while the density of larvae (397 larvae in 1 kg Azolla) in the eastern region of the province was higher than other regions. In the survey of the density in different cities, the highest density of total (2690 adults and larvae in 1 kg Azolla) and adult insects (2022 adults in 1 kg Azolla) was observed in Shaft city and the highest density of larvae (1920 larvae in 1 kg Azolla) was observed in the Rudbane of Lahijan. Based on the obtained results, the population density of the weevil is higher in spring and winter, which is not far from the mind considering the climatic conditions of the region and the sensitivity of Azolla to heat and low humidity. Based on the findings of this survey, the weevil has spread and settled well in the northern regions
    Keywords: weevil, biological control, Paddy Field, Guilan, Mazandaran
  • Bahram Naseri *, Abbas Rahimi Ashjerdi, Fatemeh Hamzavi Pages 275-288
    The tomato leaf miner, Tuta absoluta (Meyrick) is one of the most destructive pests of tomato in field and greenhouses. Llife history and population growth of this pest were investigated on three solanaceous plants including four varieties of tomato (Western Red, Matin, Serin, and Rio-Grand), three varieties of eggplant (White-Casper, Ravia, and Pearl-Ground) and three varieties of sweet pepper (Bachata, Lorca, and Nirvin). The developmental time, survival, longevity, and fecundity of the pest on the leaves of tested varieties were investigated. The experiments were conducted at 25 ± 2°C, relative humidity of 65 ± 5% and a photoperiod of 16:8 (L: D) h. The results of the statistical comparison of the varieties within each host plant showed that life table parameters of the insect were not significantly different on tomato varieties and on eggplant varieties. However, among pepper varieties, the net reproductive rate, intrinsic rate of increase, and finite rate of increase rate on variey Lorca were higher than on Nervin and Bachata. The results of comparison among varieties of different hosts showed that the highest immature survival was observed on tomato, varieties Serin and Matin, and the lowest survival was seen on pepper, varieties Lorca and Nirvin. The longest developmental time was obtained on pepper, varieties Bachata and Nirvin. The lowest fecundity and the shortest oviposition period were found on pepper, varieties Bachata and Nirvin. The net reproductive rate, intrinsic rate of increase, and finite rate of increase were lowest on pepper, varieties Bachata and Nirvin, and other varieties showed no significant differences. In general, tomato varieties were susceptible,, and eggplant variety White-Casper and pepper varieties Bachata and Nirvin were partially resistant against T. absoluta. This information provides the possibility of using these varieties in order to manage T. absoluta populations during its outbreak.
    Keywords: fecundity, Resistant varieties, population growth, Solanaceae
  • Mohammad Reza Amin, Mohammad Khanjani * Pages 289-299
    The The effects of individual predatory include predatory capacity, cannibalism, starvation, and different interactions of predatory on each other which causes effects on the population of the prey and the population of the predatory. Intraguild predation is a combination of competition and predatory. This study investigates the predatory capacity, intraguild predation, and cannibalism of Gaeolaelaps aculeifer and Protogamasellopsis predatory mites. All the tests were studied at 25 ± 1 ºC, with a relative humidity of 60 ± 10%, and at darkness conditions and in transparent plastic bottles (4 cm diameter and 4 cm height) filled with a mixture of Paris plaster and charcoal (7: 1) and a lid covered by a nylon mesh with 0.05 mm pore size and with 30 repetitions. A sufficient amount of C. lactis or R. echinopus including nymph and egg stages was provided as food. The results showed that in predatory capacity, the highest amount of daily egg feeding is related to Gaeolaelaps aculeifer mite feeding on Carpoglyphus lactis eggs and the lowest feeding amount is related to protonymph of Protogamasellopsis rhizoglyphusi mite feeding on Rhizoglyphus echinopus (onion mite). Also, the highest number of prey nymphs used in adults is related to dry fruit mites with 24 prey nymphs per day, which is used by G. aculeifer, and the lowest number of nymphs used is related to P. rhizoglyphusi, which feeds on 10 nymphs of onion mite. The results of cannibalism showed that the survival rate of egg cohorts for predators in predators of 20 eggs was 19.8 days for P. rhizoglyphusi mites and 24.1 days for predators of 30 eggs for G. aculeifer mites. Mites of the same age never fed each other except from the corpses or during molting, when mite locomotory activity and resistance decreased. The results of intraguild predation showed that the predation is asymmetrical IGP. Predatory mite G. aculeifer feed on all the protonymph and deutonymph of P. rhizoglyphusi mites when there is no food. Only 6.7% of the adult female mites of P. rhizoglyphusi survived. Because they are much smaller. When the immature stage of both types of mites is present along with prey mites, the survival rate of P. rhizoglyphusi reaches more than 60%. In the adults of both predators, this rate reaches 100% survival for both species of adult female mites.
    Keywords: bulb mite, Rhizoglyphus, Carpoglyphus, dry fruit mite, soil-dwelling predatory mite
  • Farzad Majidi-Shilsar *, Mehrdad Amouoghli-Tabari Pages 301-315
    Due to the long-term use of some chemical insecticides to control rice striped stem borer, Chilo suppressalis in rice fields in the north of Iran and in order to prevent the development of stem borer resistance to them, it is necessary to use new insecticides such as thiocyclam hydrogen oxalate granules 4% (Vibrant®) to control this pest. Experimental treatments in this research include, 1- (VibrantR) granule insecticide 4% at the rate of 10 kg/ha. 2- (VibrantR) granule insecticide at the rate of 12.5 kg/ha. 3- (VibrantR) granule insecticide 4% at the rate of 15 Kg/ha. 4- Diazinon granule insecticide 10% at the rate of 15 kg/ha. 5- Fipronil granule insecticide 0.2% at the rate of 20 kg/ha. 6- Control (only watering). The present study was conducted in the form of randomized complete block design with 3 replications. The following characteristics including: the percentage of dead hearts in the first generation, the percentage of white heads in the second generation, the percentage of insecticide efficiency, the population of larvae and the yield of rice were evaluated. The results of this research showed that among the tested insecticides, (Vibrant®) insecticide in amounts of 12.5 and 15 kg per hectare has significant advantage in controlling the rice stem bore for the first and second generations of the pest, respectively. Also, the results of this study showed that the least contamination of dead hearts (5.22%), white heads (2.33%), the highest larval mortality (86.01%) and the highest yield (4020.83 kg/ha.) was observed in the treatment Vibrant 4% in the amount of 15 kg/ha. Therefore, the findings of the present study indicate that the new thiocyclam hydrogen oxalate insecticide has a good potential in controlling rice striped stem borer and can be used for integrated management of stem borer in paddy field ecosystems.
    Keywords: Thiosyclam hydrogen oxalate, granules, strip stem eater, Chemical control
  • Arsalan Jamshidnia * Pages 317-321
    The sugarcane stem borers, Sesamia spp. are the main pests of sugarcane in Khuzestan province of Iran. In order to evaluate the stem borers infestation in plant and ratoon crops, two field experiments were carried out in Amir-Kabir Agro-industry in south of Khuzestan province. In the first experiment, at plant cane fields during three consecutive years, and in the second experiment at different crop ages (plant, first ratoon and second ratoon) at the same time stalk and internode infestation by sugarcane borers were determined. Results in both experiments indicate percent of stalk and internode infestation by stem borers in plant crops significantly increased than ratoon crops. The findings of this research can be used in management of sugarcane stem borers.
    Keywords: stalk infestation percent, internode infestation percent, Sugarcane