فهرست مطالب

نامه فرهنگستان
سال بیست و دوم شماره 3 (پاییز 1402)

  • ویژه نامه دستور (15)
  • تاریخ انتشار: 1402/07/29
  • تعداد عناوین: 9
|
  • روح الله مفیدی *، سپیده کوه کن صفحات 3-25

    این مقاله با هدف بررسی الگوی کاربرد «ب » با افعال مرکب و پیشوندی در وجه التزامی زمان حال و وجه امری تدوین شده است. پیکره پژوهش و آمارهای حاصل، از قضاوت 12 سخن گوی زبان فارسی درخصوص کاربرد یا عدم کاربرد «ب » با افعال مرکب و پیشوندی فراهم شده و هر سخن گو در پرسش نامه ها ترجیح کاربردی خود را ثبت کرده است (جمعا 31548 نمونه برای 3588 نوع فعل مرکب و پیشوندی). یافته های پژوهش نشان می دهد که درجه اجباری شدگی «ب » در افعال پیشوندی، عموما کمتر از افعال مرکب است و در میان افعال مرکب نیز بیشترین سهم از ظهور اختیاری «ب » متعلق به همکردهای «کردن» و «شدن» است. در میان مقوله های جزء غیرفعلی نیز بیشترین آمار اجباری شدگی به قید و گروه حرف اضافه، و کمترین آمار به صفت تعلق دارد. از دید نگارندگان، تنوعاتی که در کاربرد «ب » با بعضی همکردها و مقوله های جزء غیرفعلی مشاهده می شود، در کنار سطح بسیار بالاتری از اجباری شدگی آن در بعضی افعال مرکب و پیشوندی، و اجباری شدگی تقریبا کاملش برای افعال ساده، نشان دهنده وجود یک تحول جاری در نظام وجه زبان فارسی است. آینده تحولات زبانی به سادگی قابل پیش بینی نیست، ولی محتمل است که کاربردهای اختیاری «ب » هم به تدریج اجباری شوند و حتی بعضی نمونه های غیرمجاز به تدریج به قلمرو کاربرد اختیاری و نهایتا اجباری بپیوندند.

    کلیدواژگان: التزامی، امری، اجباری شدگی، فارسی، نشانه وجه
  • محمدرضا رضوی صفحات 27-45

    از تدوین دستور سخن (1289ق) به دست میرزا حبیب اصفهانی، که عموما نخستین دستور منظم و نوین زبان فارسی انگاشته می شود، بیش از 150 سال می گذرد. از آن هنگام تا کنون، دستورهای گوناگونی برای زبان فارسی تدوین شده است. دستورها غالبا به انواعی تقسیم و نام گذاری شده اند که از آن جمله می توان «دستور سنتی»، «دستور تجویزی»، «دستور توصیفی»، «دستور جامع»، «دستور آموزشی» و «دستور علمی» را برشمرد. در این مقاله، طبقه بندی تازه ای را از انواع دستور مطرح می کنیم. در این طبقه بندی دستورها برمبنای معیارهای زبان شناختی و نظریه زبانی به دو طبقه عمده تقسیم شده اند: دستور زبان شناختی و دستور غیرزبان شناختی. طبقه زبان شناختی خود شامل دستورهای غیرنظریه بنیاد و دستورهای نظریه بنیاد است. سپس ویژگی های دستورهای این طبقات و زیرطبقات آنها معرفی شده است. مختصات هفت دستور با این معیارها ارزیابی شده اند: نگرش دستور به تعریف زبان و اجزایش، تعریف از خود دستور و سطوح آن، فرض ها، غایات و روش شناسی دستور، میزان توصیف گرایی دستور، سطوح کارایی، بهره گیری از مفاهیم بنیادین زبان شناسی و داشتن نظریه دستور. نتایج این بررسی نشان می دهد که دستورهای نظریه بنیاد نسبت به دستورهای پیشین از توصیف گرایی و تبیین گری بیشتری برخوردارند. نگاهی به سیر تحولات مفاهیم و نوآوری های زبان شناسی نظری و انطباق آن با پیدایش انواع دستور در زبان فارسی گواه این اندیشه است که دگرگونی های نظری عالم زبان شناسی، در گذر زمان، آشکارا در حوزه تدوین دستور اثرگذار بوده و به شکل گیری گونه ای گفتمان علمی و تخصصی در حوزه دستور انجامیده است.

    کلیدواژگان: دستور نظریه بنیاد، دستور زبان شناختی، دستور سنتی، دستورنویسی زبان فارسی
  • محمود ندیمی هرندی صفحات 47-66

    معمولا واژه های بیگانه با ورود به زبان دیگر، به تناسب نوع پذیرش زبان دوم، در معنا یا صورت، تغییر می کنند. طبعا این قاعده کلی، درمورد کلمات عربی که به زبان فارسی وارد شده اند نیز صادق است. از جمله این واژه ها، جمع های مکسرند که در کاربرد فارسی زبانان مفرد پنداشته شده اند و با آنها همانند اسم مفرد رفتار شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که علت این مفردپنداری چیست و آیا در طول سال ها به شیوه ای یکسان بوده یا تفاوت داشته است. در این مقاله ما با بررسی متون متعدد از انواع نظم، نثر، ترجمه و تالیف، کاربرد جمع های مکسر را بررسی کرده ایم و نشان داده ایم که هرچه ورود کلمات عربی، ازطریق آموزش زبان و آشنایی با متون عربی بیشتر شده، از میزان این نوع مفردپنداری کاسته شده است و دایره این کاربردها به کلماتی منحصر شده که عامه فارسی زبانان از آن معنی جمع درنمی یافته اند.

    کلیدواژگان: جمع مکسر عربی، مفردپنداری جمع مکسر، متون کهن فارسی
  • اصغر شهبازی صفحات 67-80

    افعال تبدیلی یا به تعبیری افعال جعلی، افعالی هستند که از اسم یا صفت به اضافه تکواژ ماضی ساز «اید» ساخته می شوند. بررسی ها نشان می دهد ساخت فعل ساده از اسم یا صفت از گذشته تا کنون در زبان فارسی وجود داشته و دلایل مختلف ازجمله مخالفت برخی از ادبا، دستورنویسان و ویراستاران با ساخت و کاربرد این افعال موجب شده است این افعال به ندرت در زبان نوشتار ظاهر شوند، و به تبع آن، زبان فارسی از این امکان آن گونه که بایدوشاید بهره مند نشود. ازآنجاکه این افعال در روزگار کنونی، یعنی روزگار مواجهه زبان فارسی با انبوه واژگان علمی، ضروری و لازم به نظر می رسد، در این مقاله پیشینه ساخت این افعال و تعداد آنها در سه گونه زبانی فارسی کهن، فارسی معیار و فارسی عامیانه بررسی شده و به طور خلاصه مشخص شده که از مجموع 280 فعل ساده کهن و مهجور، 194 فعل تبدیلی است. از 220 فعل ساده زبان فارسی معیار، 48 فعل تبدیلی است و از 67 فعل ساده زبان فارسی عامیانه، 60 فعل تبدیلی است. به عبارت دیگر، از مجموع 567 فعل ساده زبان فارسی، 302 فعل تبدیلی است. بنابراین، به رغم نظر برخی از محققان، بیش از نیمی از افعال زبان فارسی تبدیلی اند. در این مقاله همچنین، به مهم ترین اشکالاتی که بر ساختن و کاربرد این افعال وارد شده، پاسخ داده شده و نشان داده شده که فرایند ساخت فعل از اسم یا صفت هرگز نمرده و اکنون نیز فعال است و زبان فارسی در بحث معادل سازی واژگان علمی به شدت به این فرایند نیاز دارد.

    کلیدواژگان: دستور زبان، فعل فارسی، افعال جعلی (تبدیلی)
  • آزاده میرزائی صفحات 81-92

    :«را» در زبان فارسی، به لحاظ نحوی، نقش نمای مفعولی است. همراهی نقش نمای مفعولی «را» با مفعول صریح برای برخی از افعال الزامی است ، اما در سایر موارد به نظر می رسد که امکان حضور یا عدم حضور آن در جمله با توجه به مفهوم گذرایی قابل تعریف باشد. در رویکرد هاپر و تامپسون (1980) گذرایی مفهومی پیوستاری و به عنوان ویژگی بند (و نه فقط به عنوان ویژگی فعل) در نظر گرفته می شود. براین اساس، علاوه بر ویژگی های افعال، ویژگی های فاعل و مفعول هم در میزان گذرایی نقش دارند. طبق تعریف هاپر و تامپسون، اگر مفعول کنش پذیر، اسم خاص، انسان (جاندار)، عینی، مفرد و اسم قابل شمارش و ارجاع پذیر باشد، بند مورد نظر گذراتر است. در این پژوهش با اتکا به این رویکرد تلاش شد تا وضعیت «را» در زبان فارسی مورد بررسی قرار گیرد. فرضیه این پژوهش بر این استوار بود که باید میان حضور «را» و گذرایی بند رابطه ای وجود داشته باشد. برای بررسی این فرضیه از پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی (Rasooli et al., 2013) استفاده شد. این پیکره با حجمی حدود نیم میلیون کلمه و سی هزار جمله، حاوی برچسب های مختلف نحوی است که به صورت دستی برچسب گذاری شده اند. تعداد مفعول های مشخص شده در این پیکره حدود بیست هزار مورد است. بررسی های این پژوهش نشان داد پربسامدترین مفعول «را»یی، مفعول های اسمی مفرد بی جان است و در بحث معرفگی، اسم های معرفه و ضمایر مفعولی تمایل دارند که با «را» همراه شوند.

    کلیدواژگان: مفعول صریح، گذرایی، نقش نمای مفعولی، زبان فارسی
  • اکرم السادات حاجی سید آقایی صفحات 93-109

    در طول تاریخ زبان فارسی بسیاری از واژه ها دستخوش تحولات گوناگون شده است؛ از جمله این تحولات، ظاهر شدن صامت غیراشتقاقی /d/ بعد از صامت /r/ در برخی کلمات است. این پدیده براثر نزدیک بودن واجگاه این دو صامت روی داده است. این تحول از قرن چهارم به بعد در شهرهای خراسان، ماوراءالنهر، سیستان و مرکز دیده شده است. تحول دیگری که موضوع مورد بحث این مقاله است، حذف /d/ پس از صامت /r/ است. صامت /r/ به دلیل نزدیک بودن واجگاهش به واجگاه /d/ و برای سهولت تلفظ باعث حذف /d/ شده است. این تحول نیز از قرن چهارم به بعد در شهرهای خراسان و ماوراءالنهر و مرکز رخ داده است. هردو تحول در کلماتی با هویت های دستوری مختلف دیده می شود.

    کلیدواژگان: متون کهن فارسی، تحولات آوایی، d، غیراشتقاقی، فارسی دری، خوشه صامت، rd
  • محدثه طاهری*، سیده پرنیان دریاباری، علی اصغر باباسالار صفحات 111-122

    میرزا حبیب اصفهانی با انتشار دستور سخن، اولین کتاب مستقل آموزش دستور زبان فارسی را در 1289ق تالیف کرد. پس از او نویسندگان دیگری به تاثیر از قواعد عربی یا دستور زبان های فرنگی، نگارش کتاب های آموزش دستور زبان فارسی را ادامه دادند. از این رهگذر، کتاب های دستور زبان آموزشی نگارش یافتند. در این پژوهش بیست کتاب درسی دستور زبان فارسی (از سال 1298 تا 1357ش)، که در مدارس ایران تدریس می شدند، مطالعه شد. ابتدا بازه زمانی 1298 تا 1357ش به سه دوره تقسیم و ویژگی های هر دوره بیان و سپس موارد اختلافی مباحث دستوری هر کتاب و چند مثال از آنها با کتاب دستور مفصل امروز[1] بررسی و مقایسه شد. همچنین تاثیرپذیری هر کتاب از دستور زبان های دیگر، مانند عربی و فرنگی، مورد توجه قرار گرفت. براساس پژوهش حاضر به این نتیجه رسیدیم که اغلب کتاب های دستوری مورد بررسی به تاثیر از دستور عربی، اقسام کلمه را به سه بخش اسم، فعل و حرف تقسیم کرده و نکات هر مبحث را شرح و تفصیل داده اند. گرچه هر نویسنده، در عین تاثیرپذیری از نویسندگان پیشین یا معاصر، نظرات خود را هم آورده، اما کمتر کتابی دارای روش متمایز و خاص بوده و بیشتر کتاب ها رویکردی مشابه یکدیگر داشتند. البته، برخی کتاب ها در دوره خود تاثیر بیشتری گذاشتند و رویکرد خود را با دیدگاه غالب هم عصران خود متناسب و همراه کردند. دستور زبان هایی که عبدالعظیم قریب، پنج استاد، پرویز ناتل خانلری، انوری و احمدی گیوی و صادقی و ارژنگ نوشتند، ازجمله کتاب های پیشتاز این بازه زمانی بود. .[1] خسرو فرشیدورد، دستور مفصل امروز، سخن، تهران 1382.

    کلیدواژگان: دستور زبان فارسی، دستور های آموزشی، دستور سنتی، نقد دستور، پیشگامان دستورنویسی
  • زهرا زندی مقدم صفحات 123-128
  • ندا زادگان میاردان صفحات 129-133
|
  • R Mofidi *, S Kouhkan Pages 3-25

    This paper aims to investigate the usage pattern of “be-” with complex and prefixal predicates in present subjunctive mood and imperative mood. Our corpus and the statistics come from linguistic judgements passed by 12 Persian speakers about the presence or absence of “be-” with complex and prefixal predicates, and the speakers entered their usage priorities in the questionnaires (31,548 tokens for 3,588 types of complex and prefixal predicates, altogether). The research findings show that the degree of obligatoriness of “be-” with prefixal predicates is generally lower than complex predicates, and that the highest proportion of optional appearance of “be-” among complex predicates belongs to “kardan” and “shodan” as light verbs. In addition, among non-verbal elements, the highest statistics of obligatoriness go to the categories of adverb and prepositional phrase, and the lowest to the adjective. The authors believe that the variation in the use of “be-” observed for some light verbs and non-verbal categories, as well as the very high level of its obligatoriness for some complex and prefixal predicates, and its almost complete obligatory status for simple verbs, all indicate an ongoing change in the mood system of Contemporary Persian. The future of linguistic changes cannot be easily predicted, but it is probable that the optional uses of “be-” become obligatory gradually, and even some unpermitted instances gradually become optional, and ultimately obligatory.

    Keywords: Persian, imperative, mood marker, obligatoriness, subjunctive
  • M.R. Razavi Pages 27-45

    More than 150 years have passed since the compilation of dastur-e sokhxan (1289 AH) by Mirzā Habib e Esfahāni, which is generally considered the first orderly and modern grammar of the Persian language. Since then, various Persian grammars have been compiled. Grammars are often divided into types, including "traditional grammars", "prescriptive grammars", "descriptive grammars", "comprehensive grammars", "pedagogical grammars" and "scientific grammars". In this article, based on linguistic criteria, we present a new classification for Persian grammars: 1) non-linguistic grammars, 2) linguistic grammars which include two subtypes: a) non-theory-driven, and b) theory-driven grammars. The characteristics of seven grammars have been evaluated by such criteria as: 1) definition of language and its components, 2) definition of grammar and its levels, 3)  its assumptions, 4) its goals 5) its methodology, 6) level of descriptiveness of grammar, 7) levels of adequacy of grammar , 8) types of explanations, 9) the adaptation of general linguistics, and 10) its theoretical orientation. The results of the study show that the theory-driven grammars are more descriptive and explanatory than the previous ones. The chronology of the evolution of the concepts and innovations of the science of linguistics in the western world and its adaptation to the emergence of grammar types in the Persian language confirms the idea that the advances of theoretical linguistics over time have a significant effect on the nature of Persian grammars.

    Keywords: Theory-driven grammar, linguistic grammar, traditional grammar, Persian language grammar
  • M Nadimi Harandi Pages 47-66

    Generally, when the foreign words are adapted from another language, their meaning or form changes in the borrowing language depending on how the native language deals with the borrowed words. This general rule is true for Arabic words adapted in Persian language such as Arabic broken plurals. Persian speakers have considered these Arabic broken plurals as singular. The main aim in this research is to understand the reason for this singularity assuming of broken plurals and to assess whether broken plurals were assumed as singular in different times of past centuries or not?In this article, we have investigated the use of broken plurals by evaluating multiple texts of various types of poetry, prose, translation and composition and we have shown that teaching the Arabic language and familiarity with Arabic texts assisted the decreasing use of broken plural words as singular nouns. The scope of these applications has been limited to words that the native Persian-speakers have not recognized their new meaning.

    Keywords: Arabic broken plurals, singular assuming of broken plurals, classical Persian texts
  • A Shahbazi Pages 67-80

    Denominal and deadjectival verbs, or fake verbs in other words, are verbs that are made from nouns or adjectives. Investigations show that the construction of simple verbs from nouns or adjectives has existed in the Persian language from the past until now, and various reasons, including the opposition of some writers, grammarians and editors to the construction and use of these verbs, have caused these verbs to rarely appear in the written language. As a result, the Persian language does not benefit from this possibility as it should. In this article, the history of the construction of these verbs and their number in three varieties of Classical Persian, Standard Persian, and Spoken Persian have been examined, and it has been briefly determined that out of a total of 280 old and abandoned simple verbs, 194 are denominal and deadjectival verbs. Out of 220 standard Persian verbs, 48 are denominal and deadjectival verbs, and out of 67 common Persian verbs, 60 are denominal and deadjectival verbs. In other words, out of a total of 567 simple verbs in the Persian language, 302 are denominal and deadjectival verbs. Therefore, despite the opinion of some researchers, more than half of the verbs in the Persian language are denominal and deadjectival. In this article, the most important problems in the construction and use of these verbs have been answered, and it has been shown that the process of making verbs from nouns or adjectives has never died and is still active today.

    Keywords: grammar, Persian verb, fake verbs, denominal, deadjectival verbs
  • A Mirzaei Pages 81-92

    The postposition “rā” is syntactically an accusative case marker in the Persian language. Accompanying the case marker “rā” with the direct object is mandatory for some verbs, but in other cases, transitivity defines the presence or absence of “rā”. According to Hopper and Thompson (1980), transitivity is considered a continuous concept and is a feature of the clause (and not only a feature of the verb). Then, in addition to the verbs, the subject and object in a sentence also play a role in transitivity. Accordingly, if the object of an active verb is a proper noun, human (animate), objective or singular, and countable and referable noun, the clause is more transitive. This research studies the postposition “rā” in Persian based on Hopper and Thompson. We assume that there should be a relationship between the presence of “rā” and the transitivity of the clause. To investigate this hypothesis, we used the “Persian dependency treebank” (Rasouli et al., 2013). This corpus contains about half a million words and thirty thousand sentences. There are twenty thousand objects in this corpus. The findings showed that the inanimate singular nominal objects are the most frequent object accompanied with “rā”, and definite nouns and object pronouns tend to be associated with “rā” more than indefinite nouns.

    Keywords: Direct object, Transitivity, accusative case Marker, case marking, Persian language
  • A Haji Seyyed Aghaei Pages 93-109

    During the history of the Persian language, many words have undergone different changes, among these changes is the appearance of the consonant /d/ after the consonant /r/ in some words. This phenomenon happened due to the close place of articulation of these two consonants. This change has been seen in the Khorāsān, Transoxiana, Sistān, and central cities from the fourth century onwards. Another change that is also the topic of this article’s discussion is the elimination of /d/ after the consonant /r/. The consonant /r/ causes /d/ to be eliminated due to the closeness of its place of articulation to the place of articulation of /d/ and for ease of pronunciation. This change also happened in the Khorāsān, Transoxiana, and central cities from the 4th century onwards. Both changes are seen in words with different grammatical identities.

    Keywords: : Persian classical texts, Phonetic changes, consonant, d, Persian Dari, consonant cluster rd
  • M Taheri *, S.P. Daryabari, A.A. Babasalar Pages 111-122

    By publishing dasture-sokhan, Habib-e Esfahāni compiled the first independent grammar teaching textbook in 1289 AH. Other autors kept on composing Persian grammar teaching textbooks based on French and Arabic Grammars. In this article some Persian grammar textbooks taught in Iran schools (from 1298 to 1357) were studied. General feautures of the books of this period and their discussed grammatical issues were analysed. We concluded that most of the grammar textbooks were influenced by Arabic grammars. Although the writers had their own approach in compiling a book, at the same time they were affected by previous or contemporary authors. Therefore, only a few books had their own distinct method, and most of the books followed a similar approach. The grammar textbooks written by Gharib, Panj Ostād, Khānlari, Anvari and Ahmadi Givi, Sādeghi and Arzhang were the pioneer books of that period.

    Keywords: Persian grammars, grammar writing, pedagogical grammars
  • Zahra Zandimoghaddam * Pages 123-128
  • N Zadegan Miyardan Pages 129-133