فهرست مطالب

کارافن - سال بیستم شماره 64 (زمستان 1402)

نشریه کارافن
سال بیستم شماره 64 (زمستان 1402)

  • تاریخ انتشار: 1402/11/01
  • تعداد عناوین: 21
|
  • رقیه میرزابابالو*، بهشید حسینی، عباس غفاری، هوتن ایروانی صفحات 13-32
    امروزه مشکلاتی چون آلودگی های صوتی در محیط زیست، از طریق صداهای کوبه ای، هوابرد، نوفه زمینه در ساختمان ها مطرح است که موجب مشکلاتی  چون تامین آسایش صوتی و توزیع مناسب صدا در فضاهای معماری می شود. با توجه به کاربری فضاها درجه اهمیت این مساله متفاوت است. در ادارات با  پلان باز وجود صدای نامطلوب برای کاربران مشکل ایجاد می کند. به همین دلیل حریم خصوصی گفتار و وضوح گفتار، از اهمیت و توجه بالایی در این فضاها برخوردار است. هدف از این مطالعه کاهش انعکاس های مضر و توزیع مناسب صدا در ادرات پلان باز می باشد. در این پژوهش، شاخص های آکوستیکی مصالح و فرم کالبدی یک فضای اداری طرح باز مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش به روش همبستگی و بررسی متغیرهای مستقل معماری و متغیرهای وابسته آکوستیکی می باشد. نمونه انتخابی به روش AHP و با شبیه سازی در نرم افزار اودئون، در چند ایستگاه دفتر اداری محاسبه شده است. دو گونه هندسی متفاوت (سقف پرگوشه و سقف کم گوشه) با دوگونه مصالح متفاوت (مصالح صیقلی و مصالح بافت دار) مورد بررسی قرار گرفت. زمان واخنش (RT) و شاخص انتقال گفتار (STI) در نرم افزار اودئون جهت ایجاد حریم خصوصی گفتار ترسیم و محاسبه شده است. نتایج نشان داده که نزدیک ترین اعداد و ارقام به دست آمده به استانداردهای جهانی با استفاده از فرم های با تعداد سطوح بالاتر و مصالح ترکیبی مانند (گچ و الیاف معدنی) بوده است و باعث جذب بالاتر صدا و دستیابی به وضوح گفتار و افزایش بهینه حریم خصوصی گفتار خواهد شد.
    کلیدواژگان: معماری، آکوستیک، حس مکان، وضوح گفتار، حریم خصوصی گفتار
  • نسرین سلجوقی، شبنم تیمورتاش* صفحات 59-85

    پنجره های ارسی در مطالعات موجود از جنبه های مختلف کمی و کیفی از جمله روند شکل گیری و ساختار، جلوه های بصری، زیبایی شناسی، و جنبه های اقلیمی و زیست محیطی مورد واکاوی قرار گرفته است. لیکن در خصوص شناسایی الگوهای کالبدی و نحوه جانمایی اتاق های ارسی تاکنون تحقیقی صورت نگرفته است. لذا هدف این پژوهش شناسایی الگوهای جانمایی اتاق ارسی در ساختار خانه های تاریخی اقلیم گرم و خشک می باشد. پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و متکی بر تفسیر داده های کمی است. راهبرد اصلی پژوهش نیز استدلال استقرایی است. در این پژوهش ساختار 24 خانه تاریخی در شهر یزد مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های کمی نشان می دهد از مجموع 38 اتاق ارسی، تعداد 13 اتاق (21/34 درصد) با بیشترین فراوانی در جبهه جنوب جانمایی شده است. بنابراین اتاق های ارسی اصولا به عنوان تابستان نشین بیشترین کاربرد را داشته است. یافته های حاصل از تفسیر داده های کمی حاکی از شناسایی چهار نوع الگوی کالبدی حاکم بر اتاق های ارسی است؛ که شامل: (1) همنشینی ارسی، بادگیر، ایوان؛ (2) همنشینی ارسی، بادگیر؛ (3) جداره صرفا متشکل از اتاق ارسی؛ و (4) همنشینی ارسی، سه دری و پنج دری می باشد. اگرچه اتاق های ارسی در جبهه قرارگیری به لحاظ جهات جغرافیایی از الگوی خاصی پیروی نمی کنند؛ لیکن در ارتباط با نوع همجواری ها و به طور مشخص اتاق های سه دری، پنج دری، ایوان و بادگیر قاعده مند هستند.

    کلیدواژگان: الگوی کالبدی، جانمایی، اتاق ارسی، پنجره ارسی، خانه تاریخی، یزد
  • فرهاد کاروان* صفحات 61-85
    نظریه شناختی از مهم ترین نظریاتی است که در زمینه آموزش، مطرح است.. این نظریه در آموزش معماری به بررسی فرایندهای ذهنی و شناختی مربوط به طراح و طراحی می پردازد. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل خردورزی طراح بر اساس توانایی شناختی با نقش میانجی سبک های یادگیری در آموزش معماری می باشد. روش این پژوهش از نوع همبستگی در قالب مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان معماری دانشگاه های همدان در سال تحصیلی1400-1399بود. 365 دانشجو به عنوان نمونه به صورت هدفمند و در دسترس از بین دانشکده ها و گروه های آموزشی  و با توجه به طرح پژوهش انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه های سبک یادگیری، توانایی های شناختی و پرسش نامه سه بعدی خرد استفاده شده است و برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که بین توانایی شناختی اجتماعی و توانایی شناختی غیر اجتماعی با سبک های یادگیری و خردورزی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین سبک های یادگیری و خردورزی نیز رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین با توجه به میزان شاخص های برازش محاسبه شده نشان از برازش مناسب مدل دارد و مدل مفهومی پیشنهادی این پژوهش که متغیر برون زای توانایی شناختی (اجتماعی و غیراجتماعی) به طور مستقیم و از طریق میانجی سبک های یادگیری به طور غیرمستقیم بر خردورزی طراح اثرگذار هستند، تایید شد.
    کلیدواژگان: آموزش معماری، توانایی شناختی، خردورزی، سبک های یادگیری، طراح
  • بهاره معیری*، سید ابوتراب احمدپناه صفحات 87-109

    تحلیل نشانه شناسی پوستر، مجموعه ای از نشانه های تصویری-نوشتاری است که برمبنای آنها رابطه های میان نشانه ای تعین پیدا می کند. باتوجه به اهمیتی که پوسترهای آموزشی در ارتقای سطح سلامت مردم ایفا می کند، شیوه مناسب و ارائه تاثیرگذار آنها می تواند در جهت بهبود زندگی سالم تر مردم نقش داشته باشد. میان رشته ای بودن موضوع این تحقیق (زبان شناسی، روان شناسی و گرافیک با نشانه شناسی) تجزیه و تحلیل نسبت پوسترهای آموزشی و نشانه شناسی را امری اجتناب ناپذیر می نماید. در طراحی پوستر تمامی رمزگذاری های هنرمند توسط مخاطب رمزگشایی می شود و هنرمند می باید از نحوه رمزگشایی مخاطبان آگاه باشد. مقاله حاضر با هدف شناخت رویکرد نشانه شناسی و نحوه بهره گیری سازمان بهداشت جهانی از نشانه های تصویری برای تعامل با مخاطب در پوسترهای آموزشی بیماری کرونا انجام شد؛ روی سخن با مخاطبان خاص در حوزه گرافیک است. سوالات بدین شرح است: ویژگی جهان شمولی چه تاثیری در گزینش نشانه های تصویری پوسترهای مورد نظر دارد؟ سازمان بهداشت جهانی چگونه از نشانه شناسی در پوسترهای آموزشی کرونا بهره جسته است؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای و اسنادی می باشد که مطابق با سه گروه بیان شده از پوسترهای آموزشی سازمان، سه نمونه از پوسترهای کرونا بررسی شد. نتایج نشان می دهد، در طراحی پوسترهای آموزشی سازمان ملل، استفاده مناسب طراحان از ابزارهای نشانه شناسی برگرفته از نظرات فردینان دو سوسور و چالز سندرس پیرس، مخاطب را در درک عمیق متغیرهای پیچیده نشانه ها یاری و موجب تسهیل خوانش او از پیام آموزشی می شود. جهان گیر بودن کرونا در طراحی پوستر های آموزشی به درستی نمایش داده شده است. استفاده از تصاویر قابل فهم برای افراد با سطح تحصیلات متفاوت، نمایش نژاد های مختلف با پوشش متفاوت، نمایش جنسیت ها در سنین گوناگون از دیگر مواردی است که سازمان بدان توجه داشته است.

    کلیدواژگان: نشانه شناسی، پوستر آموزشی، سازمان بهداشت جهانی، کرونا، ساختار تصویری
  • سمیه داودی، راضیه لبیب زاده*، نیر طهوری صفحات 111-135
    همگام با تحول نظریه پردازی ها در باب فرایند طراحی معماری، آفرینش طرح مایه به عنوان بخش مهمی از این فرایند پیچیده، همواره در ادبیات طراحی پژوهی موردتوجه قرار گرفته است؛ بنابراین آموزش تفکر معمارانه و تقویت مفهوم پردازی به موازات جریان اصلی آموزش طراحی و دانش معماری ضرورت دارد. اگرچه در این حوزه، پژوهش های قابل توجه صورت گرفته است ولی پاسخ گوی کاربردی نمودن فرایند طراحی متناسب با مهارت های لازم برای ورود به حرفه معماری نیست. این پژوهش می کوشد از طریق مطالعات بین رشته ای و با هدف توسعه کیفی آموزش فرایند طراحی معماری به کیفیت بخشی با استمداد از استعاره های مفهومی و رویکرد ترکیبی بپردازد. در بخش کیفی بر پایه تحلیل محتوای منابع علمی و استدلال منطقی، 4 مولفه «جست و جوی مفاهیم ذهنی متناسب با موضوع طراحی، تشخیص و انتخاب مفاهیم، تناسب طرح مایه معماری با مفاهیم انتخابی و پرورش طرح مایه»، استخراج شده و مدل مفهومی پژوهش را شکل می دهد. سپس بر مبنای این مدل به روش اقدام پژوهی یک تمرین در کارگاه طراحی معماری 3 اجرا شد و توسط سه داور خبره مورد ارزیابی قرار گرفت. این داده ها در بخش کمی به روش آزمون t مستقل و نرم افزار spss ویراست 26 تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد کاربرد استعاره های مفهومی در آموزش فرایند طراحی معماری، سودمند است و این جابه جایی ذهنی از حوزه معماری به حوزه ادبیات با کیفیت بخشی به فرایند طراحی ارتباط معنادار دارد. نتایج حاصل از پژوهش، تایید می نماید که روش پیشنهادی هم در ساختاربخشی به مسئله طراحی و هم در دستیابی به طرح مایه متناسب با 4مولفه مذکور به صورتی قابل توجه تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: فرایند طراحی معماری، طرح مایه، استعاره مفهومی، کیفیت بخشی، پژوهش ترکیبی
  • آرتمیس هوشیار* صفحات 137-155
    لباس، در زبان فارسی، پوشاک، پوشش، جامه و رخت نامیده می شود و کارکرد اصلی آن، محافظت بدن از عوامل جوی و پنهان کردن بدن از دید دیگر افراد است. اما به غیر از این وظایف، طبق اسناد مکتوب و معتبر و آداب و رسومی که از نسل های قبل به میراث رسیده است، در نزد برخی از مردم، باور و اعتقاد، به دیگر اثرات لباس، همچون تاثیر آن بر درمان بیماری های جسمی وجود دارد.لباس در زبان فارسی، پوشاک، پوشش، جامه و رخت نامیده می شود و کارکرد اصلی آن، محافظت بدن از عوامل جوی و پنهان کردن بدن از دید دیگر افراد است. اما به غیر از این وظایف، طبق اسناد مکتوب و معتبر و آداب و رسومی که از نسل های قبل به میراث رسیده است، در نزد برخی از مردم، باور و اعتقاد، به دیگر اثرات لباس، همچون تاثیر آن بر درمان بیماری های جسمی وجود دارد. امروزه تاثیر برخی از ویژگی های لباس مانند رنگ آن، بر تسکین آلام روحی و حتی درمان برخی از بیماری های مرتبط با روح  و روان به اثبات رسیده است. اما اثبات تاثیر آن بر درمان بیماری های جسمی، مانند باور برخی مردم که بر تن فرد مبتلا به سرخک، لباس قرمز می پوشانند، با استناد به قوانین طبیعی و علم پزشکی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت و ضرورت عدم به خطر انداختن جان و سلامت انسان ها و حفظ ایمان و اعتقادات دینی افراد، با پرهیز از اشاعه خرافه و پاسخ به این سوال که آیا از نظر علمی، لباس می تواند در روند بهبود بیماری موثرباشد؟ در این مقاله با دلایل عقلی و استناد به قانون علت و معلول، فرضیه مبنی بر اثر بخشی برخی از ویژگی های لباس بر درمان بیماری های جسمی ارائه می گردد. روش تحقیق در این مقاله بر مبنای پژوهش های بنیادی و پایه ای است و نتیجه این مقاله زمینه ای نظری را فراهم می کند تا مقدمه ای برای معرفی لباس در بهبود روند بیماری های جسمی در دیگر پژوهش های مشابه در آینده باشد.امروزه تاثیر برخی از ویژگی های لباس مانند رنگ آن، بر تسکین آلام روحی و حتی درمان برخی از بیماری های مرتبط با روح و روان به اثبات رسیده است. اما اثبات تاثیر آن بر درمان بیماری های جسمی، مانند باور برخی مردم که بر تن فرد مبتلا به سرخک، لباس قرمز می پوشانند، با استناد به قوانین طبیعی و علم پزشکی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.با توجه به اهمیت و ضرورت عدم به خطر انداختن جان و سلامت انسان ها و حفظ ایمان و اعتقادات دینی افراد، با پرهیز از اشاعه خرافه و پاسخ به این سوال که آیا از نظر علمی، لباس می تواند در روند بهبود بیماری موثرباشد؟ در این مقاله با دلایل عقلی و استناد به قانون علت و معلول، فرضیه ی مبنی بر اثر بخشی برخی از ویژگی های لباس بر درمان بیماری های جسمی ارائه می گردد. روش تحقیق در این مقاله بر مبنای پژوهش های بنیادی و پایه ای است و نتیجه این مقاله زمینه ای نظری را فراهم می-کند تا مقدمه ای برای معرفی لباس در بهبود روند بیماری های جسمی در دیگر پژوهش های مشابه در آینده باشد.
    کلیدواژگان: لباس، درمان جسمی، معجزات پزشکی، بیماری های روان تنی، خرافه
  • شیما اثنی عشری*، حسین اردلانی صفحات 157-177
    این خوانش مربوط به بررسی لایه های پنهانی قالیچه محرابی قندیلی از دوران صفویه است که طراح ، برای نمود ابعاد تفکر خود و اثبات و ارتباط علوم ماورایی با آداب دینی، به شکل غیرصریح تفکرات خود را در بطن نقشه قالی به صورت بیان کرده است. مسئله پژوهش، چیستی معانی این ارتباط در نقشه قالیچه و پاسخی برای فرضیه وجود یک پیکره انسانی پنهان با لایه های نورهای که به Aura (هاله مقدس) شناخته می شود. هدف پژوهش ، جستن اهداف مستتر طراح این نقشه، که بتوان لایه های پنهانی ترکیب بندی و نقوش معنادار را کشف نمود. روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی با شیوه «آیکونولوژی[1] پانوفسکی» «Panovsky iconolog» است. نتایج این یافته ها حاکی از رویت پیکره انسانی به صورت پنهان و هاله نورانی، به همراه تطبیق اعضای داخلی فرش با اعضای داخلی انسان در نقشه این فرش است که بی تردید به دلیل واکنش و هجمه های ناشی از عدم آگاهی نسبت به علوم ماورایی آن زمان، از بازگویی آن پرهیز شده است و اثبات، عملکرد آگاهانه طراح به تفسیر قرآن و علوم ماورایی و همچنین چیدمان عناصر و طراحی بر اساس معنای درونی هر عنصر است. این پژوهش حاصل مطالعات کتابخانه ای بر روی مقالات و کتب موجود و همچنین تطبیق اسناد تصویری از فرش و تفاسیر متنی آیات مبارکه قرآن و ادعیه است.
     
    [1] آیکونولوژی با توجه به رمزگشایی از منظر تاریخ و یاری جستن از مراحل توصیف متنی، تحلیل بینامتنی و تاویل گفتمان درصدد توصیف، تحلیل و تفسیر است که یک معنای ذاتی و محتوای اثر هنری آشکار شود.
    کلیدواژگان: Aura (هاله مقدس)، قالیچه صفویه، نقش محرابی، آیکونولوژی، علوم ماورا ء طبیعه، آروین پانوفسکی
  • رضا صبری، راحله رستمی*، فاطمه مظفری قادیکلائی صفحات 179-194

    دیوارهای سبز می توانند تلفات حرارتی ساختمان ها را تقلیل داده و موجب کاهش استفاده از سامانه های تهویه مطبوع و درنتیجه باعث کاهش مصرف انرژی در ساختمان ها شوند؛ بنابراین استفاده از این روش جهت کم شدن استفاده از سوخت های فسیلی ضروری به نظر می رسد. هدف اصلی این تحقیق، ارزیابی عملکرد حرارتی دیوارهای سبز دولایه جهت دستیابی به بیشترین مقدار کاهش بار حرارتی سالیانه در ساختمان اداری تجاری نمونه در شهر تهران با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر است. روش این تحقیق با توجه به ماهیت آن، شبیه سازی و با رویکرد مطالعه موردی و تحلیلی و ازنظر نوع، کاربردی است. در این پژوهش، برای اولین بار نسبت به تحقیقات گذشته مشخص می گردد که در ساختمان اداری تجاری نمونه در شهر تهران، در صورت استفاده هم زمان از دو دیوار سبز داخلی و خارجی نسبت به یک دیوار سبز خارجی در جبهه غربی نمای ساختمان، شاهد 3/13 درصد کاهش بار حرارتی سالیانه نسبت به تحقیقات پژوهشگران قبل می گردد که این مقدار گپ کاهش مصرف انرژی، تاکنون در هیچ تحقیقی در جهان در نظر گرفته نشده است و برای اولین بار در این پژوهش مطرح گردیده است. همچنین در این تحقیق نشان می دهد که جبهه جغرافیایی غرب به ترتیب با فواصل 30 و 20 سانتیمتر برای دیوارهای سبز خارجی و داخلی، عملکرد حرارتی مناسب تری دارد.

    کلیدواژگان: دیوار سبز، فرانکینیا، وینکا، دیزاین بیلدر، تهران
  • فرخنده رفیعی* صفحات 195-214

    بسیاری از برنامه ریزان از صنعت گردشگری به عنوان رکن اصلی توسعه پایدار یاد می کنند. توسعه گردشگری پایدار روستایی ضمن کمک به درآمد و معیشت مردم روستا از جاذبه های منحصربه فرد طبیعی و فرهنگ بومی روستا حفاظت می کند. روستای دشتک از توابع بخش درودزن شهرستان مرودشت به دلیل واقع شدن در دل کوه، همچنین برخورداری از آب و هوای مناسب و... می تواند محیط مناسبی برای گذران اوقات فراغت گردشگران به حساب آید. در این پژوهش تلاش شده است که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی، به شناسایی جاذبه های گردشگری روستای دشتک و ارائه راهبردهایی در جهت توسعه گردشگری پایدارروستا پرداخته شود. تحلیل داده ها بر اساس مدل ترکیبی از ماتریس SWOT و ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک QSPM می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بافت پلکانی روستا، باغ ها و آداب و رسوم محلی و آثار تاریخی، از جمله جاذبه های گردشگری روستای دشتک می باشند که می توانند صنعت گردشگری در این روستا را احیا کنند. بزرگترین مانع در راه رسیدن به این هدف، مدیریت غیر تخصصی و ناکارآمد، ضعف زیرساخت ها و کمبود آگاهی های مردم در این زمینه است.  نتایج به دست آمده از ماتریس داخلی-خارجی نشان می دهد که راهبرد مناسب برای توسعه گردشگری پایدارروستای دشتک در موقعیت بازنگری-محافظه کارانه قرار دارد، راهبردی که به دنبال کاستن از نقاط ضعف، بابهره گیری از فرصت های موجود می باشد. راهبردهای ارایه شده به وسیله ماتریس QSPM، اولویت بندی شدند. با توجه به نتیجه ماتریس، راهبرد استفاده از بودجه های تخصیص یافته در جهت ایجاد زیر ساخت ها و تجهیزات مناسب گردشگری، از اولویت بالایی برخوردار است.

    کلیدواژگان: گردشگری روستایی، روستای دشتک، گردشگری پایدارروستایی، SWOT، مدل QSPM
  • سید مهدی علوی، علیرضا ناصر صدرآبادی*، حبیب زارع احمدآبادی، سید مجتبی حسینی بامکان صفحات 215-234

    نفوذ جریان انقلاب صنعتی چهارم به صنعت ساختمان باعث معرفی مفهوم «ساخت وساز چهار» شده و هدف از مطالعه حاضر آن است که چگونگی شکل گیری این پدیده در کشور ایران را در افق زمانی بیست ساله از طریق آینده پژوهی مورد تحلیل قرار دهد. پژوهش کیفی و توصیفی حاضر با رویکرد آینده پژوهی اکتشافی طراحی شده است. به منظور تحقق اهداف تحقیق، فهرستی اولیه از پیشران های کلیدی موثر بر شکل گیری پدیده ساخت وساز چهار از سوابق پژوهشی و منابع علمی مکتوب استخراج شد و در ادامه با تشکیل گروه خبرگی با رویکرد دلفی اقدام به اولویت بندی آن ها صورت گرفت. در مرحله سناریونویسی نیز با بهره گیری از روش شناسی شبکه جهانی کسب و کار، ضمن ایجاد تلاقی میان عدم قطعیت های ناظر بر دو پیشران کلیدی، چهار سناریو از آینده های باورپذیر در این زمینه تنظیم شد. اولویت بندی پیشران های شناسایی شده در زمینه ایجاد پدیده ساخت وساز چهار در کشور ایران حاکی از آن است که دو عامل کلیدی در این زمینه عبارتند از: «همکاری های علمی کشور با جهان پیشرفته» و «پیشرفت های فناورانه در عرصه های نوین». سناریوهای چهارگانه حاصل از تلاقی این دو عدم قطعیت با استعاره های دریا، چشمه، مرداب و رود شناسایی شدند. برای آنکه ذی نفعان کلیدی صنعت ساختمان (شامل تولیدکنندگان، فناوران و بهره برداران) بتوانند از جریان نوپدید ساخت ساز چهار منتفع شوند، لازم است سیاست گذاران این عرصه ضمن تقویت تعاملات علمی و فناورانه با کشورهای پیشرفته در این موضوع (همانند آلمان)، از شرکت های نوپا و نوآور در این عرصه حمایت کنند؛ علاوه بر آن که توجه به تقویت سایر پیشران های شناسایی شده نیز ضروری است.

    کلیدواژگان: آینده پژوهی، سناریونگاری، ساخت وساز چهار، صنعت ساختمان، انقلاب صنعتی چهارم
  • فائزه قلیزاده، لیلا السادات حمیدیان دیوکلایی، سیده مهسا باقری* صفحات 235-253
    مصرف بی رویه انرژی به ویژه سوخت های فسیلی در سال های اخیر موجب گردیده است که عوامل مختلف موثر در مصرف انرژی در ساختمان ها شناسایی و راهکارهایی در جهت کاهش مصرف ارائه گردد. یکی از شاخصه های تاثیرگذار در مصرف انرژی در ساختمان ها، زمان حضور افراد در فضاهای مختلف به ویژه فضاهای اداری است. در این پژوهش مد نظر است تا اثرات شاخصه ای به نام DST (تغییر ساعت رسمی کشور) و زمان حضور افراد بر میزان مصرف انرژی سرمایشی و گرمایشی مورد ارزیابی قرار گیرد. تاثیر شاخصه DST در اقلیم های مختلف مورد سنجش قرار خواهد گرفت. ساختمان انتخابی مذکور یک نمونه ساختمان بانک است که میزان مصرف انرژی سرمایشی و گرمایشی در آن با در نظر گرفتن دو حالت متفاوت برای زمان حضور افراد (اعمال و عدم اعمال تغییر ساعت رسمی کشور) و ثابت نگه داشتن سایر مشخصات و جزئیات مختلف بنا، در نرم افزار دیزاین بیلدر طراحی و مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که اعمال DST در اقلیم های مختلف کشور میزان مصرف انرژی گرمایشی و سرمایشی را افزایش می دهد. از طرفی عدم اعمال DST موجب صرفه جویی محسوس انرژی به ویژه گرمایشی در شهرهایی با اقلیم گرم چون اهواز و بندرعباس خواهد شد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بازه زمانی حضور افراد در فضای اداری بر مصرف انرژی گرمایشی و سرمایشی ساختمان مورد نظر موثر است. با توجه وسعت و پهنه بندی اقلیمی کشور ایران، نتایج پژوهش حاکی از آن است که عدم اعمال تغییر ساعت رسمی کشور در کاهش مصرف انرژی گرمایشی و سرمایشی تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: مصرف انرژی، DST، فضای اداری، اقلیم، دیزاین بیلدر
  • نجمه ماستری فراهانی*، عبداله بقائی دائمی، معصومه مازندرانی صفحات 255-277
    امروزه مشکلات زیست محیطی، موجب توجه بیشتر مسئولین بر توسعه پایدار شهری و برنامه ریزی، سیاست گذاری و توسعه بر اساس این مهم شده است. لذا با توجه به توسعه شهرنشینی و تعدد ساختمان های شهری، طراحی آنها طبق الگوهای معماری سبز تاثیر به سزایی بر پایداری شهرها، به ویژه در کلان شهرها خواهد داشت. بخشی از عناصر اساسی طراحی زیست اقلیمی، سیستم های خورشیدی غیرفعال هستند که بر کالبد ساختمان ها قرار گرفته و از منابع محیطی برای ایجاد گرمایش، سرمایش و روشنایی در ساختمان ها استفاده می کنند. بام سبز به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی غیرفعال که بر خرد اقلیم و تعادل میان گرمای محسوس و نامحسوس محیط اثر قابل توجهی دارد به عنوان یک راهکار طراحی زیست اقلیمی نیز شناخته می شود. هدف اساسی این مطالعه در ابتدا شناخت راهکارهای معماری زیست اقلیمی در شهر رشت با اقلیم معتدل و مرطوب است. در این پژوهش برای استخراج راهبردها از نمودار زیست اقلیمی و جدول ماهونی بهره گیری شده است. پس از آن، برای تعمیم این استراتژی ها در سایر حوزه های اقلیمی معتدل، اثر حرارتی بام سبز در شهرهای، توکیو، کوتایسی، هیوستون، بوینوس آیرس، بریسبین و تریسته به صورت شبیه سازی با نرم افزار Design Builder با فرض ثابت بودن مشخصات بنا ارزیابی شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که شهر رشت با اتلاف حرارتی سالانه 1868- کیلووات بر ساعت توانست عملکرد مناسب تری را در مقایسه با سایر حوزه های اقلیمی از خود نشان دهد. همچنین مشاهده شد که بام سبز توانست عملکرد مناسب تری را در 6 ماه اول در رشت داشته است. این مقدار در 6 ماه اول حدود 650- کیلووات بر ساعت و در 6 ماه دوم حدود 1215- کیلووات بر ساعت است.
    کلیدواژگان: رفتار حرارتی، بام سبز، اقلیم معتدل و مرطوب، انتقال حرارت، نرم افزار دیزاین بیلدر
  • پریسا مسعودی نیا، مریم آزموده* صفحات 279-296

    ایجاد شرایط محیطی مناسب برای فضاهای صنعتی به دلیل اثرات منفی عدم آسایش بصری بر روی بهره وری و عملکرد کارگران از اهمیت زیادی برخوردار است. کمبود نور در چنین فضاهایی موجب کاهش هوشیاری و سطح عملکرد افراد می شود. هدف این پژوهش ارائه راهکارهای مناسب برای بهره گیری بیشتر از نور روز و ایجاد آسایش بصری برای کارگران در فضا است. در این پژوهش مطالعات میدانی از طریق اندازه گیری روشنایی فضا با دستگاه لوکس مترو در ادامه تحلیل روشنایی از روش شبیه سازی رایانه ای از طریق افزونه هانی بی انجام گرفت. مطالعه موردی در شهر کرمانشاه انتخاب گردید و سپس با اندازه گیری روشنایی نقاط موردنظر در فضا به وسیله دستگاه لوکس متر، توزیع غیریکنواخت نور و کمبود نور که موجب نارضایتی بصری کاربران در فضا بود، مشخص گردید. در جهت رفع مشکلات بصری موجود، انواع نورگیر سقفی مورد بررسی قرار گرفت و راهکارهای مناسب ارائه گردید، در نهایت با استفاده از شاخص های سالانه نور به بررسی تاثیر این پارامترها برای بهبود آسایش بصری محیط نمونه مطالعاتی پرداخته شد. نتایج شبیه سازی بیان می دارند که با توجه به عمق زیاد فضا استفاده از نورگیرسقفی در این فضا  می تواند به توزیع یکنواخت نور و بهبود آسایش بصری کمک کند. در بین سناریوهای انتخابی نورگیر طولی نسبت به سایر سناریوها عملکرد بهتری دارد.

    کلیدواژگان: آسایش بصری، فضاهای صنعتی، شاخص سالانه ارزیابی نور، نورگیر سقفی، شبیه سازی
  • پریا شفیع پوریوردشاهی*، حسین سلیمانی صفحات 297-317

    امروزه با توجه به افزایش غلظت گازهای گلخانه ای و آلودگی های زیست محیطی ناشی از سوخت های فسیلی، توجه زیادی به استفاده از انرژی خورشیدی به عنوان انرژی پاک جهت تولید برق می شود. اکثر سیستم های خورشیدی استفاده شده در جهان به دو صورت فتوولتائیک اضافه شده در ساختمان BAPV[1] و فتوولتائیک ادغام شده در ساختمان BIPV[2] هستند. در پژوهش حاضر سیستم های خورشیدی BAPV و BIPV و عملکرد آنها در سقف های افقی و شیبدار در شهر ارومیه بررسی می شود. برای این منظور، تاثیر سقف شیبدار در بازدهی پنل ها و میزان انرژی تولیدی سالانه، با شبیه سازی توسط نرم افزار PVsyst7.2 در زوایای مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج حاصل از زوایای مختلف در شبیه سازی نشان می دهد که سیستم پیشنهادی برای سقف شیبدار با زاویه 35 درجه بیشترین جذب انرژی از خورشید را دارد. با مقایسه بازدهی پنل ها در سقف شیبدار با زاویه 35 درجه و سقف افقی مشخص گردید که با تعداد پنل یکسان، بازدهی پنل ها در سقف شیبدار در سیستم BAPV، 16 درصد و در سیستم BIPV، 14 درصد نسبت به سقف افقی بیشتر است. همچنین میزان انرژی خورشیدی استفاده نشده در سقف های شیبدار با زاویه 35 درجه با در نظر گرفتن الگوی مصرف در سیستم های BAPV و BIPV، 3.5 درصد کمتر از سقف های افقی می باشد. علاوه بر آن، با شیبدار کردن سقف با زاویه 35 درجه، فضای قابل دسترس در نمونه بررسی شده، 20 درصد افزایش می یابد که می توان از آن برای نصب پنل های بیشتر استفاده کرد. [1] Building Applied Photovolaic[2] Building Integrated Photovoltaic

    کلیدواژگان: معماری، سقف افقی، سقف شیبدار، انرژی خورشیدی، BAPV، BIPV
  • سیدفرزاد کاظمی پیرسرا، مریم فراهانی*، سعید مطهری، بیتا آزادبخت صفحات 319-342

    با توجه به این که یکی از عوامل تاثیرگذار بر ناپایداری توسعه ی شهری، ضعف در مدیریت پسماندهای شهری است، انجام یک برنامه ریزی و مدیریت صحیح اقتصادی و زیست محیطی در چهارچوب طرح مدیریت پسماند ضروری می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت پسماند جامد شهری در شهرستان اسلامشهر انجام گرفت. این پژوهش از نوع کیفی و از نظر روش اجرا، تحلیل محتوای مضمونی است. جامعه ی آماری پژوهش از کارشناسان و مدیران شهرداری شهرستان اسلامشهر با بیش از 10 سال سابقه ی کار تشکیل شده و ابزار پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختار یافته بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی استفاده شد. تعداد نمونه نیز بر اساس اصل اشباع نظری، 21 نفر در نظر گرفته شد. برای افزایش اعتبار علمی نتایج، از دو روش زاویه بندی و کنترل اعضا استفاده شد. در نتیجه تحلیل داده ها، 128 کد اولیه، 34 مضمون پایه،  6 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر احصا شد. براساس نتایج تحقیق، مدل مدیریت پسماند جامد شهری  شامل 6  مضمون سیاستگذاری کاهش تولید پسماند، فرهنگسازی تفکیک و ذخیره پسماند، اصلاح ساختار جمع آوری پسماند، مکانیزه نمودن حمل و نقل پسماند، توسعه ی بازیافت پسماند و بهینه سازی دفع پسماند می باشد. در انتها بر اساس تحلیل شبکه ی مضامین احصایی، مدل مناسب جهت ارتقای کیفیت مدیریت پسماند جامد شهری در شهرستان اسلامشهر ارائه گردید.

    کلیدواژگان: مدیریت پسماند، محیط زیست، تحلیل محتوای مضمونی، شهرستان اسلامشهر
  • سید سینا معصومی*، محمد حسین اصغرپور، مهرزاد جمشیدی گیلانی صفحات 343-363
    شش سیگما یکی از مفاهیم عملیاتی در مدیریت پروژه است که با توجه به فعالیت پروژه های صنعتی و تولید پساب و پسماند در محیط، استفاده از رویکرد ترکیبی ناب- سبز ضرورت یافته است. شش سیگما ناب- سبز در عرصه عمل با موانعی همراه می شود؛ ازاین رو مقاله حاضر با هدف تحلیل موانع استقرار این رویکرد در پروژه های صنعتی انجام شده است. رویکرد ناب- سبز بر حداقل استفاده از منابع از طریق کاهش ضایعات تاکید می کند که باعث کاهش تاثیرات منفی زیست محیطی می شود. ازاین رو در ابتدا با استفاده از نظرات خبرگان وزن مربوط به دسته بندی موانع از طریق آنتروپی شانون به دست آمد؛ سپس با استفاده از تاپسیس فازی بایپولار رتبه موانع استخراج شده از ادبیات موضوعی محاسبه شد. مطابق محاسبات انجام شده سه رتبه اول موانع به ترتیب «عدم آگاهی در مورد فلسفه های شش سیگما ناب- سبز»، «عدم قطعیت بازگشت از پذیرش شش سیگما ناب-سبز» و «مواد اولیه بی کیفیت» است. بر اساس نتایج این پژوهش مدیران این نوع از پروژه ها، تدابیر لازم برای مدیریت موثر انجام می دهند تا در راستای اجرای پروژه با رویکرد ناب- سبز علاوه بر کاهش ضایعات در طراحی و اجرای سیستم های مدیریت پساب و پسماند، اقداماتی همسو با کنوانسیون های بین المللی و استانداردهای جهانی و ملی را در جهت حفظ محیط زیست و مسئولیت اجتماعی انجام دهند.
    کلیدواژگان: شش سیگما ناب، سبز مدیریت کیفیت فراگیر فازی بایپولار پروژه های ساخت و تولید
  • نسیم باقری، محمدابراهیم مظهری*، مصطفی مسعودی نژاد صفحات 347-471

    امروزه یکی از دغدغه های نظام آموزش معماری دست یابی به نحوه ای از یادگیری است که بتواند دانش آموختگانی کارآمد و شایسته بارآورد. لذا با توجه به ماهیت رشته معماری یادگیری تجربی به عنوان یک الگوی بنیادی در فرایند آموزش معماری مهارت محور مطرح و به کارگیری آن در برنامه درسی معماری نیازمند شرایط و بسترهای ویژه ای است که شناسایی، تحلیل و ارزیابی آنها هدف اصلی پژوهش را شکل می دهد. پژوهش حاضر به لحاظ دیدمان تحقیق پیمایشی-کمی و از جنبه هدف کاربردی به شمار می آید. در این پژوهش ابتدا مولفه های اساسی تحقیق گردآوری و دسته بندی شده است، سپس به جهت رتبه بندی، اخذ نظرات و بررسی میزان پرداختن به این مهم در نظام آموزشی معماری در قالب پرسش نامه مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای تعیین روایی پرسش نامه تحقیق از روایی صوری و محتوایی و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و در تمام موارد بالای7/0محاسبه گردید. جامعه آماری پژوهش از میان گروهی از اساتید دانشگاه، متخصصین مطرح معماری در ارگآنهای خصوصی و دولتی و دانشجویان مقطع کارشناسی معماری در دانشکده های معماری کرمانشاه و اهواز به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شده است. بر پایه یافته ها مولفه های درس محور، فراگیر محور و آموزشگر محور بسترهای یادگیری تجربی معماری را تشکیل دادند. نتایج ارزیابی وضع موجود نشان می دهد بین وضعیت موجود و مطلوب ارائه بسترهای یادگیری تجربی در نظام آموزش معماری ایران فاصله زیادی وجود دارد و میانگین حسابی داده های همه مولفه ها سطح نامناسبی در ارائه بستر ها را نمایان کرده است. بر مبنای نتایج لازم است کیفیت بستر های یادگیری تا حد ممکن بر مبنای رویکرد تجربی بازنگری و اصلاح گردد.

    کلیدواژگان: بستر های یادگیری، یادگیری تجربی، آموزش عالی معماری، کارشناسی معماری
  • مصطفی اصلانی، محمدجواد منعم*، علی باقری صفحات 365-390

    دخالت بسیاری از عوامل در یک مدل پیچیده همانند بهسازی شبکه های آبیاری و رابطه تعاملی پیچیده آنها بر عملکرد سیستم آب، غذا و انرژی (نکسوس) در بلندمدت، استفاده از رویکرد پویایی سیستم را ناگزیر می گرداند و استفاده از رویکرد مورد اشاره می بایست علاوه بر جامع نگری، شبیه سازی سیستم را به صورت واقع بینانه ای تبیین نماید. این مقاله با استفاده از راهبرد تفکر سیستمی، پویایی حاکم بر اقدامات سازه ای و غیرسازه ای در راستای بهسازی شبکه های آبیاری با هدف بهبود مطلوبیت شبکه و با تامین شاخص نکسوس را مدل می کند. برای این کار زیرسیستم های «بهبود بهره وری آب»، «تعریف شاخص مطلوبیت شبکه» و «توصیف نکسوس در شبکه ها»، با استفاده از ابزار پویایی سیستم ها بر اساس سال های 1385 تا 1395 تدوین و مفهوم سازی شد. مدل مفهومی توسعه یافته بر اساس مستندات موجود، مدل کمی توسعه یافت و در سال های 1395 تا 1402 مورد صحت سنجی قرار گرفت. به عنوان نتیجه تحقیق، به کارگیری راه کارهای سازه ای و غیرسازه ای نسبت به استفاده از هر کدام از راه کارها به صورت مجزا، بیشترین میزان اثربخشی را در شاخص نکسوس و شاخص مطلوبیت شبکه داشته است؛ به طوری که به ازای سناریوهای 25، 50 و 75 درصدی در افزایش راه کارهای سازه ای و غیرسازه ای به صورت توامان، میزان شاخص نکسوس به ترتیب 17.37، 23.83 و 26.89 درصد بهبود نشان داده است.

    کلیدواژگان: شبکه آبیاری، بهسازی، نکسوس، پویایی سیستم
  • سیما جاویدی، مهدی عزیزی، سعیدرضا یعقوبی* صفحات 391-406
    با هدف ارزیابی کارایی کودهای بیولوژیک و ارگانیک در افزایش عملکرد سویا، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد بجنورد در سال 1399 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی به صورت کرت های خرد شده در سه تکرار اجرا شد. عامل اصلی دو رقم سویا شامل هابیت و L17 بود. عامل فرعی شامل شش سطح ترکیب کودی، شاهد بدون کاربرد کود، تلقیح بذور سویا با باکتری ریزوبیوم، کود نیتروژن پایه به علاوه نیتروژن سرک، تلقیح بذر سویا با ریزوبیوم به علاوه کود نیتروژن پایه به علاوه نیتروژن سرک، بذرمال اسید هیومیک به علاوه کاربرد سرک اسید هیومیک، بذرمال اسید هیومیک به علاوه کاربرد نیتروژن پایه و اسید هیومیک سرک بودند. نتایج نشان داد در رقم هابیت وزن صد دانه سویا به جز تیمار شاهد بین تمامی تیمارهای کودی از نظرآماری تفاوت معنی داری نداشت. بالاترین عملکرد دانه رقم های هابیت و L17 سویا در تیمار بذرمال اسید هیومیک به علاوه نیتروژن پایه و اسید هیومیک سرک در مرحله گلدهی سویا به ترتیب 5767 و 5600 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. هر چند عملکرد دانه در رقم L17 در سایر تیمارهای کودی به جز شاهد تفاوت معنی داری با هم نداشتند. بالاترین عملکرد بیولوژیک در رقم L17 نیز در تیمار تلقیح بذر با ریزوبیوم به علاوه نیتروژن پایه و سرک در مرحله گلدهی به مقدار 73/1 کیلوگرم در مترمربع به دست آمد. طبق نتایج این آزمایش کاربرد اسید هیومیک به صورت بذرمال و سرک به همراه کود نیتروژن پایه یا تلقیح ریزوبیوم به همراه کود نیتروژن پایه و سرک عملکرد مناسبی را در سویا در پی داشت.
    کلیدواژگان: ریزوبیوم اسید هیومیک کشاورزی پایدار نیتروژن، همزیستی
  • اکبر سلجوقی، مسعود فتاحی*، سید رضا مرتضوی صفحات 407-422
    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف اسید هیومیک بر برخی خصوصیات گیاه داروئی بالنگوی شهری تحت تیمارهای مختلف کم آبی، آزمایشی مزرعه ‏ای به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک ‏های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1394 اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح آبیاری 50 ، 70، 90 و 110 میلی متر تبخیر از سطح تشتک تبخیر به ترتیب معادل بدون تنش، تنش ملایم، تنش متوسط و تنش شدید به عنوان فاکتور اصلی بود و چهار سطح اسید هیومیک صفر، پنج، 10 و 15 لیتر در هکتار به عنوان فاکتور فرعی بود. نتایج نشان داد ارتفاع بوته، تعداد برگ، تعداد ساقه فرعی، کلرفیل b، کلرفیل کل، غلظت فسفر اندام هوایی، RWC در اثر تنش خشکی کاهش و محتوای سدیم و پتاسیم اندام هوایی و پرولین برگ افزایش یافت. استفاده از اسید هیومیک باعث افزایش شاخص های مورفو فیزیولوژیکی تعداد برگ در ساقه و تعداد ساقه فرعی گردید. همچنین استفاده از اسید هیومیک باعث بهبود محتوای نسبی آب برگ، کارایی استفاده از آب و محتوای پرولین گردید. اثر متقابل تیمارهای خشکی و اسید هیومیک بر نیتروژن اندام هوایی و کلروفیل a معنی دار بود و بیشترین میزان نیتروژن در سطح 15 لیتر در هکتار اسید هیومیک و 50 میلی متر تبخیر وجود داشت. به طور کلی استفاده از اسید هیومیک به ویژه در غلظت 15 لیتر در هکتار باعث بهبود شاخص های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی گردید و تاحدود زیادی اثرات تنش خشکی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: پرولین، تنش خشکی، عناصر معدنی، کلروفیل، هیومیک اسید
  • ابوالفضل لطفی*، سعیدرضا یعقوبی صفحات 423-435
    به منظور بررسی خواص حشره کشی و دورکنندگی اسانس رزماری (Rosmarinus officinalis) و پیرتروم (Chrysanthemum cinerariaefolium) در کنترل سوسری آلمانی (Blattella germanica) آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی در سال 1401 انجام شد. اثر عصاره گیاهان رزماری و پیرتروم با استفاده از روش زیست سنجی بر میزان تلفات ناشی از سمیت تماسی و خاصیت دورکنندگی اسانس دو گیاه ذکر شده روی حشره کامل سوسری آلمانی در بازه های زمانی 6، 12 و 24 ساعت اندازه گیری شد. با افزایش غلظت اسانس و همچنین باگذشت زمان میزان مرگ و میر سوسری ها افزایش یافت. سمیت تماس اساس پیرتروم (با LC50 معادل 77/84، 92/24 و 39/11 میکرولیتر در سانتی متر مربع به ترتیب در بازه های زمانی 6، 12 و 24 ساعت) به طور معنی داری بیشتر از اسانس رزماری بود. علاوه بر این بیشترین میزان مرگ و میر در حشرات در هر دو اسانس مورد بررسی 24 ساعت پس از کاربرد اسانس مشاهده شد. همچنین اسانس رزماری و پیرتروم در غلظت های مختلف موجب دور شدن درصدهای مختلفی از جمعیت سوسری نیز شد. بیشترین درصد دورکنندگی در غلظت های بیش از 56/1 میکرولیتر بر سانتی متر مربع اسانس رزماری اتفاق افتاد که باعث دور شدن نزدیک به 60 درصد از جمعیت سوسری ها شد. با توجه به فراوانی رشد و سازگاری دو گیاه دارویی پیرتروم و رزماری با شرایط آب و هوایی کشور و امکان تولید انبوه آنها، اسانس این گیاهان می تواند به عنوان جایگزین مناسبی برای کنترل سوسری ها در یک برنامه مدیریت تلفیقی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آفات شهری، مدیریت تلفیقی آفات، گیاهان دارویی، کنترل، زیست سنجی
|
  • Roghayeh Mirzababaloo *, Behshid Hosseini, Abbas Ghaffari, Houtan Iravani Pages 13-32
    Today, noise pollution is a major problem in the environment through percussion sounds, and airborne and background noise in buildings, resulting in lack of sound comfort and proper distribution of sound in architectural spaces. According to the use of spaces, the degree of importance of this issue is different. In open-plan offices, the presence of unpleasant noise creates problems for users. For this reason, speech privacy and speech clarity are of great importance and attention in these spaces. The purpose of this study was to reduce harmful reflections and proper distribution of sound in open-plan offices. In this research, the acoustic indicators of materials and the physical form of an open-plan office space were investigated. The research was based on the correlation method and investigation of architectural independent variables and acoustic dependent variables. The selected sample was calculated by AHP method and simulated in Edeon software in several administrative office stations. Two different types of geometry (high-corner roof and low-corner roof) with two different materials (polished materials and textured materials) were investigated. Reading time (RT) and speech transmission index (STI) were drawn and calculated in Edeon software to create speech privacy. The results showed that the closest figures to the international standards were obtained by using forms with a higher number of levels and composite materials such as (plaster and mineral fibres) which caused higher sound absorption and speech clarity and an optimal increase in conversation privacy.
    Keywords: Architecture, Acoustic, Sense Of Place, Speech Clarity, Speech Privacy
  • Nasrin Saljoughi, Shabnam Teimourtash * Pages 59-85

    Sash windows in existing studies from different quantitative and qualitative aspects, including the process of formation and structure, visual effects, aesthetics and climatic and environmental aspects have been analyzed. However, no research has thus far been conducted regarding the identification of physical patterns and the placement of sash rooms. Therefore, the purpose of this research was to identify the placement patterns of sash room in the structure of historical houses in hot and dry climates. The current research was descriptive-analytical and relied on the interpretation of quantitative data. The main research strategy was inductive reasoning. In this research, the structure of 24 historical houses in Yazd city were investigated. Quantitative findings showed that out of a total of 38 sash rooms, 13 rooms with the highest frequency are located on the south front. Therefore, sash rooms were mainly used as summer residences. The findings from the interpretation of quantitative data indicated the identification of four types of physical patterns governing sash rooms which included: (1) the cohabitation of sashes, windbreaks, and porches; (2) the companionship of a sash, a windbreaker; (3) the partition consisting only of the sash room; and (4) the combination of sash, three doors and five doors. Although sash rooms in the placement aspect do not follow a specific pattern in terms of geographical directions, they are regular in relation to the type of adjacencies and specifically the rooms with three doors, five doors, porches and breezeways.

    Keywords: Physical pattern, Locating, Sash room, Sash window, Historical house, Yazd
  • Farhad Karvan * Pages 61-85
    Cognitive theory is one of the most important theories in the field of education. This theory examines the mental and cognitive processes related to the designer and design in architecture education. The current research aimed to develop a designer's intelligence model based on cognitive ability with the mediating role of learning styles in architecture education. The method of this research was correlational in the form of a structural equations model. The statistical population of this research included all architecture students of Hamedan universities in the academic year of 2019-2020. 365 students were selected as a sample in a purposeful and accessible manner from among the faculties and educational groups and according to the research plan. To collect data, learning style questionnaires, cognitive abilities and three-dimensional intelligence questionnaires were used; and structural equation modelling was used for data analysis. The results showed that there is a positive and significant relationship between social cognitive ability and non-social cognitive ability with learning styles and wisdom. There is a positive and significant relationship between learning styles and wisdom. In addition, according to the amount of calculated fit indices, the appropriate fit of the model was demonstrated. The effect of the proposed conceptual model of this research on the designer's intelligence with the exogenous variable of cognitive ability (social and non-social) was directly and through the mediation of learning styles confirmed.
    Keywords: architecture education, cognitive ability, wisdom, Learning styles, designer
  • Bahareh Moayeri *, Seyed Aboutorab Ahmadpanah Pages 87-109

    The semiotic analysis of the poster is a set of visual-textual signs based on the inter-signal relationships. The interdisciplinary nature of the subject of this research (linguistics, psychology and graphics with semiotics) makes the analysis of educational posters and semiotics inevitable. In designing a poster, all the codes of the artist are decoded by the audience, and the artist must be aware of how to decode the audience. This research was conducted with the aim of knowing the goals of semiotics and how the World Health Organization uses visual signs for the audience in educational posters of medical diseases. The questions are as follows: What effect does universality have on the selection of visual signs of the desired posters? How has the World Health Organization benefited from semiotics in educational posters? The research method was descriptive-analytical and library research and documents study based on the three groups of educational posters of the organization, three samples of the posters were examined. It research findings indicated that in UN educational designs, the use of appropriate designers using semiotic results tools derived from the opinions of "Ferdinand de Saussure" and "Charles Sanders-Pierce" helped the audience to understand more complex signs and made them read educational messages. Universality is properly displayed in the design of educational posters. Using images for people with different educational levels, showing different races with different costumes and beliefs, showing genders at different ages are other factors that the organization should have knowledge of.

    Keywords: Semiotics, Educational poster, World Health Organization, Coronavirus, Image structure
  • Somayeh Davoodi, Razieh Labibzadeh *, Nayer Tahoori Pages 111-135
    Along with the evolution of theories about the architectural design process, the creation of the concept as an important part of this complex process has always been considered in design research. Therefore, it is necessary to teach architectural conceptualization in parallel with the teaching of design skills and architectural knowledge. Although significant research has been conducted in this field, it is not sufficient to apply the design process in accordance with the necessary skills of the architectural profession. From an interdisciplinary way, this research attempts to improve the quality of the architectural design process with reference to conceptual metaphors in a mixed approach. In the qualitative part, based on the analysis of scientific sources and logical reasoning, 4 components of searching for mental concepts, identifying and choosing concepts, matching the architectural concept with selected concepts and developing the concept form the conceptual structure of the research. Then, based on this structure, an exercise was implemented in the 3rd architectural workshop and evaluated by three expert judges. Data was analyzed quantitatively by independent t-test method and SPSS software version 26. The findings showed that using conceptual metaphors in the teaching of the architectural design process is beneficial, and this mental shift from architecture to literature has a meaningful relationship with the quality of the design process. The results of the research confirm that the proposed method is significantly effective both in structuring the design problem and in achieving a concept that fits the 4 mentioned components.
    Keywords: Architectural Design Process, Concept, Conceptual Metaphor, Combined Research
  • Artemis Hooshyar * Pages 137-155
    Clothing in Persian is called pooshak, pooshesh, jameh, and rakht and its main function is to protect the body from atmospheric factors and hide the body from the view and opinions of other people. In addition to these functions, in different eras of history, according to written and authentic documents and customs inherited from previous generations, some people believe in other effects of clothing such as its effect on a cure for physical ailments. Today, the effect of some properties of clothing such as its color on relieving mental pain and even treating some mental illnesses has been proven. However, to prove its effectiveness in treating physical ailments such as the belief that a person with measles should wear red has received less attention citing natural laws and medical science. Considering the importance and necessity of not endangering people's lives and their health and preserving people's faith and religious beliefs by avoiding the spread of superstitions and answering the question whether from a scientific point of view, clothes can be effective in the healing process of disease. The research method in this article was based on fundamental and basic research and the result of this article provides a theoretical background to be an introduction to the concept of clothing in improving the process of physical diseases in other similar researches in the future.
    Keywords: Clothing, Physical Therapy Medical Miracles Mental Illness Superstition
  • Shima Asnaashari *, Hossein Ardalani Pages 157-177
    This research (reading) is related to the investigation of the hidden layers of the Qandili mihrabi carpet from the Safavid era and it is mostly conversational, not mentioned in any past research. The research problem is the meanings of this connection in the carpet map and an answer to the hypothesis of the existence of a hidden human body with layers of lights known as Aura or (or removed) (holy aura). The purpose of the research was to find the hidden goals of the designer of this map so that the hidden layers of composition and meaningful motifs could be discovered. The research method was descriptive and analytical in the form of Panovsky iconology[1]. The results of these findings indicate the vision of the human body in a hidden form and a halo of light, along with the matching of the internal parts of the carpet with the internal parts of the person in the map of this carpet, which is undoubtedly due to the reaction and attacks of the general public of that period and lack of awareness of supernatural sciences. Repetition was avoided and the proof is the conscious performance of the designer by interpreting the Qur'an and metaphysical sciences, as well as the arrangement of elements and design (design) based on the inner meaning of each element. This research is the result of library studies on the existing articles and books, as well as the adaptation of visual documents from carpets and textual interpretations of the blessed verses of the Qur'an and supplications.
     
    [1] Iconology, meaning iconography, is a branch of art history that studies and identifies the content and describes the signs in works of art.
    Keywords: Aura, Safavid Carpet, Naqsh Mehrabi, Iconology, supernatural sciences, Arvin Panofsky
  • Reza Sabri, Raheleh Rostami *, Fatemeh Mozaffari Qhadikolaei Pages 179-194

    Green walls can reduce heat loss from buildings and the use of air conditioning systems and thus reduce energy consumption in buildings. It is necessary to use this method to reduce the use of fossil fuels. The main goal of this research was to evaluate the thermal performance of double-layer green walls to achieve the maximum annual thermal load reduction in a typical commercial office building in Tehran using DesignBuilder software. This practical research employed a simulation method using case study and analysis. In this research, for the first time compared to previous research, it is clear that in a typical commercial office building in Tehran, if two internal and external green walls are used at the same time, compared to one external green wall on the west front of the building, there is a 13.3% reduction. The annual heat load compared to previous research shows that this amount of energy consumption reduction gap has not been considered in any research in the world and it has been proposed for the first time in the present study. Furthermore, the current research indicated that the geographical front of the west has better thermal performance with distances of 30 and 20 cm for the external and internal green walls, respectively.

    Keywords: Green Wall, Frankenia, Vinca, Design Builder, Tehran
  • Farkhondeh Rafiee * Pages 195-214

    Many development planners cite the tourism industry as a major componenet of sustainable development. The development of sustainable rural tourism, while helping the income and livelihood of the villagers, protects the unique natural attractions and indigenous culture of the village. Dashtak village is part of the Drudzen district of Marvdasht city and due to its location in the heart of the mountains as well as having a suitable climate can be a unique environment for leisure time of tourists. In this study, using descriptive-analytical method and relying on library and field studies, the tourist attractions of Dashtak village were identified and strategies for the development of sustainable rural tourism were provided. Data analysis was based on a combined model of SWOT matrix and QSPM strategic planning quantitative matrix. The findings of the study indicated that the staircase texture of the village and its numerous gardens and local customs and monuments are among the tourist attractions of Dashtak village which can revitalize the tourism industry in this village. The greatest obstacle to achieving this goal is inadequate and inefficient management, weak infrastructure and lack of public awareness, and, according to the analysis, conservative strategies should be given priority in tourism development programmes of this village; strategies that attempt to reduce weaknesses by taking advantage of existing opportunities. The strategies presented were prioritized by the QSPM matrix. According to the findings, the strategy of using allocated budgets to create appropriate tourism infrastructure and equipment due to the existence of tourism potential had high priority.

    Keywords: Rural tourism, Dashtak village, Sustainable Rural Tourism, SWOT, QSPM model
  • Seyedmehdi Alavi, Alireza Naser Sadrabadi *, Habib Zareahmadabadi, Seyed Mojtaba Hosseini Bamakan Pages 215-234

    The influence of the fourth industrial revolution on the construction industry has led to the introduction of the concept of "Construction 4.0" and the purpose of the present study was to analyze the formation of this phenomenon in Iran in a twenty-year time period through futures study. The present qualitative and descriptive research was designed with an exploratory futures study approach. In order to achieve the objectives of the research, an initial list of key drivers affecting the formation of Construction 4.0 was extracted from research records and written scientific sources, and then, by forming an expert group with the Delphi approach, they were prioritized. In the scenario-writing stage, using the methodology of the Global Business Network (GBN), four scenarios of possible futures in this field were set while creating an intersection between the uncertainties of two key drivers. The prioritization of the identified drivers in the field of creating the phenomenon of Construction 4.0 in Iran indicates that the two key factors in this field are: "Scientific cooperation of the country with the developed world" and "Technological advances in new areas". Quadruple scenarios resulting from the intersection of these two uncertainties were identified with the metaphors of Sea, Spring, Marsh, and River. It is necessary for the policy makers to strengthen scientific and technological interactions with advanced countries in this matter (such as Germany), to support start-up and innovative companies, and focus on strengthening the other identified main drivers.

    Keywords: Futures Study Scenario, Writing Construction 4.0 Construction Industry Fourth Industrial Revolution
  • Faeze Gholizade, Leila Alsadat Hamidian Divkolaei, Seyedeh Mahsa Bagheri * Pages 235-253
    Excessive consumption of energy, particularly fossil fuels has led to the identification of various factors affecting energy consumption in buildings and solutions to reduce consumption. One of the influential indicators of energy consumption in buildings is the time of presence of people, especially in offices. In this research, the effects of a characteristic called DST (change of the official time of the country) and the time of presence of people on the amount of cooling and heating energy consumption were considered. The impact of this indicator was measured in different climates. The selected building was a bank in which the amount of cooling and heating energy consumption was considered in two different modes for the time of presence of people (applying and not applying DST) and keeping other different specifications and details of the building constant in Design Builder software. The results showed that the application of DST in different climates of the country increases the consumption of heating and cooling energy. Non-application of DST causes significant energy savings, especially heating in cities with hot climates such as Ahvaz and Bandar Abbas. In addition, the results of this study indicated that the period of the presence of people, especially in office spaces, was effective in the consumption of heating and cooling energy of the building. Considering the zoning of the climate that exists in Iran, the results of the study indicated that abolishing the change of time would be effective in reducing the consumption of heating and cooling energy.
    Keywords: Shell, Tube Exchanger, Pressure Drop, Heat Transfer, Segmental Baffle, Helical Baffle, Pore Baffle
  • Najmeh Masteri Farahani *, Abdollahi Baghaei Daemei, Masoumeh Mazandarani Pages 255-277
    Nowadays, environmental problems have caused the authorities to pay greater attention to sustainable urban development and planning, policymaking and development based on this importance. Therefore, according to the development of urbanization and the multiplicity of urban buildings, their design based on green architectural patterns will have a significant impact on the sustainability of cities, particularly in metropolises. Part of the basic elements of bioclimatic design are passive solar systems that are placed on the body of buildings and use environmental resources to create heating, cooling and lighting in buildings. The green roof as a passive building system which has a significant effect on the microclimate and the balance between the sensible and insensible heat of the environment is also known as a bioclimatic design solution. The main goal of this study was to determine the solutions to bioclimatic architecture in the city of Rasht with a moderate and humid climate. In this way, the bioclimatic chart and the Mahoney table were used to extract the strategies. Then, to generalize these strategies in other temperate climate areas, the thermal effect of green roofs in the cities of Durban (South Africa), Tokyo (Japan), Kutaisi (Georgia), Houston (USA), Buenos Aires (Argentina), Brisbane (Australia) and Trieste (Italy) were evaluated by simulation with Design Builder software, assuming constant building specifications. The results showed that the city of Rasht with an annual heat loss of -1868 kilowatts per hour demonstrated better performance compared to other climatic areas. It was also observed that Bam Sabz was able to perform better in the first 6 months in Rasht. In the first 6 months, this amount was approximately -650 kilowatt hours and in the second 6 months it was approximately -1215 kilowatt hours.
    Keywords: Thermal Behavior, Green Roof, Humid Climate, Heat Transfer, Energy Simulation, Design Builder Software
  • Parisa Masoudina, Maryam Azmoodeh * Pages 279-296

    Creating suitable environmental conditions for industrial spaces is very important due to the negative effects of lack of visual comfort on the productivity and performance of workers. The lack of light in such spaces reduces alertness and the level of performance of people. The purpose of this research was to provide suitable solutions to make more use of daylight and create visual comfort for workers in industrial space. In this research, field studies were carried out by measuring the illumination of the space with a lux meter device and then analyzing the illumination using the computer simulation method through the Honey Bee plugin. A case study was selected in the city of Kermanshah, and then by measuring the brightness of the desired points in the space using a lux meter device, the non-uniform distribution of light and the lack of light that caused the visual dissatisfaction of the users in the space were determined. To solve existing visual problems, different types of ceiling skylights were investigated and suitable solutions were presented. Finally, using the annual light indicators, the impact of these parameters was investigated to improve the visual comfort of the study sample environment. The results of the simulation show that due to the great depth of the space, the use of skylights in this space can help to distribute light evenly and improve visual comfort. Among the selected scenarios, the longitudinal skylight performed better than the other scenarios.

    Keywords: Visual Comfort, Industrial Spaces, Annual Light Evaluation Index, Ceiling Lighting, Simulation
  • Parya Shafi Pouryourdshahi *, Hossein Soleimani Pages 297-317

    Today, due to the increase in greenhouse gas concentrations and environmental pollution caused by fossil fuels, there is a great emphasis on using solar energy as a clean source of electricity generation. Most solar systems used in the world are of two types: BAPV (Building Applied Photovoltaic) and BIPV (Building Integrated Photovoltaic). In this study, the BAPV and BIPV solar systems and their performance on horizontal and sloping roofs in Urmia city were investigated. For this purpose, the effect of the slope angle on the panel efficiency and annual energy production was examined at different angles using the PVsyst 7.2 simulation software. The simulation results showed that the proposed system for a sloping roof with a 35-degree angle had the highest solar energy absorption rate. Comparing the panel efficiency on a sloping roof with a 35-degree angle and a horizontal roof, it was found that with the same number of panels, the efficiency of panels on a sloping roof in the BAPV system was 16% higher and in the BIPV system was 14% higher than that of a horizontal roof. Moreover, the amount of unused solar energy on sloping roofs with a 35-degree angle is 3.5% lower than that of a horizontal roof, considering the consumption pattern in BAPV and BIPV systems. Additionally, by sloping the roof at a 35-degree angle, the accessible space in the examined sample increases by 20%, which can be used for installing more solar panels.

    Keywords: Architecture, Solar Energy, Horizontal Roof, Sloped Roof, BAPV, BIPV
  • Seyed Farzad Kazemi Pirsara, Maryam Farahani *, Saeed Motahari, Bita Azadbakht Pages 319-342

    Given that one of the factors affecting the instability of urban development is the weakness in municipal waste management, appropriate economic and environmental planning and management within the framework of waste management plan is essential. Therefore, the present study was conducted to design a model of municipal solid waste management in Islamshahr township. This research was of qualitative type and in terms of implementation method, thematic content analysis. The statistical population of the study consisted of experts and managers of Islamshahr municipality with more than 10 years of experience and the research tool was a semi-structured interview. Targeted sampling and snowball technique were used to select participants. The number of samples was 21 based on the principle of theoretical saturation. To increase the scientific validity of the results, two methods of triangulation and member validation were used. As a result of data analysis, 128 initial codes, 34 basic themes, 6 organizing themes and 1 comprehensive theme were recorded. Based on the research results, the municipal solid waste management model includes 6 themes: policy of waste reduction, waste culture separation and storage, reform of waste collection structure, mechanization of waste transportation, development of waste recycling and optimization of waste disposal. Finally, based on the analysis of the network of statistical themes, a suitable model was presented to improve the quality of municipal solid waste management in Islamshahr township.

    Keywords: Waste Management Environment, Thematic Content Analysis Islamshahr Township
  • Seyed Sina Masoumi *, Mohammad Hosein Asgharpour, Mehrzad Jamshidi Guilani Pages 343-363
    Six Sigma is one of the operational concepts in project management. Due to the activity of industrial projects and the production of wastewater and waste in the environment, the use of a pure-green combined approach has become necessary. Six Sigma Lean-Green is associated with obstacles in practice; therefore, the present article aims to analyze the obstacles to the implementation of this approach in industrial projects. Accordingly, using the opinions of experts, the weight related to the classification of obstacles was obtained through Shannon entropy. Then, using bipolar fuzzy TOPSIS, the rank of obstacles extracted from the thematic literature was calculated. According to the calculations, the first three ranks of obstacles are "lack of knowledge about the philosophies of Six Sigma Green", "uncertainty of returning from the acceptance of Six Sigma Green" and "poor quality raw materials". Based on the results of this study, the managers of this type of projects can take necessary measures for effective management in order to implement the project with a pure green approach, in addition to reducing waste in the design and implementation of wastewater management systems, measures in line with international conventions and international standards and national work to protect the environment and social responsibility.
    Keywords: Green-Lean Six Sigma, Total Quality Management (TQM), Bipolar Fuzzy, Construction, Production Projects
  • Nasim Bagheri, Mohammad Ibrahim Mazhary *, Mostafa Masoudinejad Pages 347-471

    Today, one of the concerns of the architectural education system is to find a way of learning that can produce efficient and competent graduates. Therefore, according to the nature of the field of architecture, experiential learning as a fundamental model in the skill-oriented architecture education process and its application in the architecture curriculum requires special conditions and contexts, whose identification, analysis and evaluation form the main goals of the present research. The current research is a survey- quantitative research and considered to be applied in terms of its objective. In this research, first, the basic components of the research were collected and categorized, and then evaluated in the form of a questionnaire in order to rank, obtain opinions and check the extent it addresses this issue in the architecture education system. To determine the validity of the research questionnaire, its face and content validity and reliability were examined through Cronbach's alpha coefficient which was calculated to be above 0.7 in all cases. The statistical population of the research was selected from a group of university professors, prominent architectural experts in private and governmental organizations, and undergraduate architecture students in the architecture faculties of Kermanshah and Ahvaz in a purposeful and accessible manner. Based on the findings, lesson-oriented, inclusive-oriented and teacher-oriented components formed the experimental learning platforms of architecture. The results of the evaluation of the current situation show that there is a major gap between the current and the desired situation of providing experiential learning platforms in the architectural education system of Iran, and the arithmetic mean of the data of all components showed an inappropriate level in providing the platforms. Based on the results, it is necessary to review and modify the quality of learning platforms as much as possible based on the experimental approach.

    Keywords: Learning Platforms, Experiential Learning, Architecture Higher Education, Architecture Undergraduate
  • Mostafa Aslani, Mohammadjavad Monem *, Ali Bagheri Pages 365-390

    The involvement of many factors in a complex model such as the improvement of irrigation networks and their complex interactive relationship on the performance of the water, food and energy system (Nexus) in the long term makes the use of the system dynamics approach inevitable. The aforementioned approach in addition to being holistic, explains the system simulation realistically. The present research modelled the dynamics governing structural and non-structural actions for rehabilitation of irrigation networks to improve the utility of the network, and by supplying the Nexus index, using the strategy of systemic thinking. For this purpose, subsystems of "water productivity improvement", "definition of network utility index" and "description of Nexus in networks" were compiled and conceptualized using system dynamics tools based on the years 2006 to 2016. A quantitative model was developed and validated in 2016-2023 based on the developed conceptual model. According to the results of the research, the use of structural and non-structural solutions had the greatest effectiveness in the Nexus index and the network utility index, compared to the use of each of the solutions separately; thus, for the scenarios of increasing 25, 50 and 75% of structural and non-structural solutions together, the amount of Nexus index improved by 17.37, 23.83 and 26.89%, respectively.

    Keywords: Irrigation Network, Rehabilitation, Nexus, System Dynamic
  • Sima Javidi, Mehdi Azizi, Saeed Reza Yaghoobi * Pages 391-406
    In order to evaluating the efficacy of biological and organic fertilizers in increasing soybean yield, an experiment was conducted in the research field of Bojnord Azad Islamic University in 2019 as randomized complete block design in split plots arrangement with three replications. The main plot included Hobbit and L17 soybean cultivars. The sub plot included six levels of fertilizer arrangement as soybean seed inoculation with Rhizobium (Bradyrhizobium japonicum) biofertilizer, nitrogen fertilizer (Urea, N 45%) application as basal-dressing plus top-dressing, soybean seed inoculation with Rhizobium biofertilizer plus nitrogen fertilizer application as basal-dressing plus top-dressing, seed treatment of humic acid plus top-dressing application of humic acid, seed treatment of humic acid plus application of basal-dressing nitrogen and top-dressing of humic acid. The results showed that except in the control treatment, the hundred seeds weight of soybean in the Hobbit cultivar was not significantly affected by fertilizer treatments. The highest grain yield of Hobbit and L17 cultivars obtained were 5767 and 5600 kg ha-1, respectively when seed treatment of humic acid plus basal-dressing nitrogen and top-dressing of humic acid in the flowering stage of soybean was applied. However, in cultivar L17, there was no significant difference between all fertilizer treatments in grain yield except in the control. The highest biological yield of soybean obtained was 1.73 kg m-2 when soybean seeds were inoculated with rhizobium and nitrogen fertilizer applied as basal-dressing and top-dressing. According to the results, the application of humic acid as seed treatment and top-dressing plus basal nitrogen fertilizer application or rhizobium inoculation plus nitrogen fertilizer basal-dressing and top-dressing application induced proper grain yield in Hobbit and L17 cultivars of soybean.
    Keywords: Rhizobium, Humic Acid, Sustainable Agriculture, Nitrogen, Symbiosis
  • Akbar Saljoghi, Masoud Fattahi *, Seyed Reza Mortazavi Pages 407-422
    To investigate the effect of different levels of humic acid on some characteristics of the lallemantia plant under different water deficit treatments, a split-plot field experiment was conducted in the form of a completely randomized block design in three replications in 2014. The treatments included four irrigation levels of 50, 70, 90, and 110 mm of evaporation from the surface of the evaporation pan, equivalent to no stress, mild stress, moderate stress, and severe stress respectively as the main factors, and four levels of humic acid were zero, five, 10 and 15 liters per hectare as subfactors. The results illustrated that plant height, leaf number, secondary stems number, chlorophyll b, total chlorophyll, P concentration of aerial parts, RWC decreased under drought stress, and Na and K content of aerial parts and leaf proline increased. The use of humic acid increased the morpho-physiological indicators of the number of leaves per stem and the number of secondary stems. In addition, the use of humic acid improved the relative water content of the leaves, water use efficiency and proline content. The interaction effect of drought and humic acid treatments on N shoots and chlorophyll was significant. Furthermore, the highest amount of N was at the level of 15 litres per hectare of humic acid and 50 mm of evaporation. In general, the use of humic acid, partiucularly in 15 litres per hectare concentration, improved the morphological and physiological indicators and greatly decreased the effects of drought stress.
    Keywords: Chlorophyll, Drought Stress, Humic Acid, Mineral Elements, Proline
  • Abolfazl Lotfi *, Saeed Reza Yaghoobi Pages 423-435
    To investigate contact toxicity and repellency properties of essential oils of Rosmarinus officinalis L. and Chrysanthemum cinerariaefolium L. against adult German cockroaches, an experiment was conducted as CRD in 2022. The essential oils of Rosemary and Pyrethrum were applied for bioassay of repellency and lethality effects on German cockroaches at 6, 12, and 24-hour intervals. The death rate of the cockroaches increased with the increase in the concentration of essential oils and also with time. The contact toxicity of Pyrethrum (with LC50 equivalent to 84.77, 24.92, and 11.39 µl cm-2, respectively, at time intervals of 6, 12, and 24 hours) was significantly higher than Rosemary essential oil. In addition, the highest rate of death in both essential oils was observed 24 hours after essential oil application. On the other hand, Rosemary and Pyrethrum essential oil in different concentrations caused the removal of different percentages of the cockroach population. The highest percentage of removal occurred in concentrations of more than 1.56 µl cm-2 of rosemary essential oil, which caused the removal of nearly 60% of the cockroach population. Considering the frequency of growth and compatibility of Pyrethrum and Rosemary with Iranian weather conditions and the possibility of their mass production, the essential oil of these plants can be considered a suitable alternative to control cockroaches in an integrated management program.
    Keywords: Bioassay, Control, Integrated Pest Management, Medical Plants, Urban Pests