فهرست مطالب

سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران - سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 102، تابستان 1387)
  • سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 102، تابستان 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/06/20
  • تعداد عناوین: 21
|
  • صفحه 155
  • صفحه 158
  • مقالات تحقیقی
  • بهروز عطایی، زری نخودیان، عباس علی جوادی، پریسا شعاعی، نازیلا کساییان، زیبا فرج زادگان، پیمان ادیبی صفحات 162-168
    مقدمه
    علی رغم گزارشات مبنی بر شیوع بالای هپاتیت E در آسیا، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای مرکزی، اطلاعات جمعیتی اندکی از اپیدمیولوژی این بیماری در ایران موجود است. لذا این مطالعه با هدف تعیین سرواپیدمیولوژی آنتی بادی بر علیه هپاتیت E در استان اصفهان در سال 1385 طراحی و اجرا گردید.
    روش اجرا: در یک مطالعه مقطعی، 816 نمونه بالای 6 سال از مناطق شهری و روستایی اصفهان در سال 1385 به روش خوشه ایتصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک به همراه نمونه خون افراد اخذ شده و از نظر وجود ایمونوگلوبولین G بر ضد هپاتیت E به روش الیزا مورد بررسی قرار گرفتند. تست آماری کای - اسکوئر در نرم افزار SPSS برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.نتایج نمونه های مورد بررسی شامل 428 زن (52.5%) و 388 مرد (47.5%) بودند. شیوع سرمی آنتی بادی بر علیه هپاتیت E (آنتی - (HEV در نمونه های مورد بررسی 3.8 درصد بود. اختلافی ما بین زن و مرد، محل سکونت (شهر یا روستا)، تعداد افراد خانواده و گروه های سنی از نظر شیوع آنتی - HEV وجود نداشت. در بین مناطق مختلف استان اصفهان، بیشترین شیوع مربوط به خمینی هشر (13.3%) و مبارکه (10%) بود که اختلاف آماری در شیوع در مناطق مختلف وجود داشت (P<0.001).
    نتیجه گیری
    شیوع سرمی آنتی - HEV در استان اصفهان نسبت به گزارشات منتشر شده در دیگر مناطق ایران و کشورهای منطقه پایین تر است. انجام مطالعات مشابه جمعیت نگر در دیگر مناطق ایران برای ترسیم پراکندگی جغرافیایی این ویروس جهت تصمیم گیری های پیشگیرانه لازم می باشد.
    کلیدواژگان: هپاتیت E، سرواپیدمیولوژی، ایران
  • سحرناز نجات، سید رضامجدزاده، ژاله غلامی، مصطفی قربانی، سیما نجات، مصطفی شکوهی، کتایون ملکی صفحات 169-180
    زمینه
    در دو دهه اخیر انتشارات علمی در حوزه علوم پزشکی در ایران افزایش قابل توجهی یافته است و تعداد مقالاتی که در مجلات ISI چاپ شده اند از سال 1997 تا 2001 برابر رسیده است. همزمان با این توسعه کمی، توجه به این موضوع اهمیت دارد که آیا پژوهش های صورت گرفته منجر به تغییر در ارایه خدمات و در نهایت ارتقای سلامت مردم می شوند؟هدف نخست مطالعه حاضر بررسی رفتار محققین دانشگاه علوم پزشکی تهران در فعالیت های انتقال دانش بوده است. هدف دیگر تعیین عواملی بوده که بر رفتار محققین این دانشگاه در انتقال دانش تاثیر می گذارند.
    روش اجرا: نمونه تحت بررسی کلیه طرح های تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده اند که در سال 1383 از منابع داخل و یا خارج از دانشگاه تامین اعتبار شده، قرارداد پژوهشی برای آن ها ثبت شده بود و تا زمان انجام این بررسی (نیمه دوم سال 1385) تمام شده و گزارش نهایی آنها ارایه گردیده بود. از 315 طرح تحقیقاتی واجد شرایط، 301 طرح بررسی گردید و چک لیست مربوطه برای آن تکمیل شد. از طرفی پرسش نامه پژوهشگران برای محققین اصلی این طرح ها ارسال شد و در نهایت پرسشنامه 208 نفر از محققین گردآوری شد.نتایج در زمینه های فعالیت های غیر فعال انتقال دانش، محققین انتشار در مجلات را بیش از سایر اقدامات شان ذکر نموده بودند. پژوهشگران به طور میانگین 27 درصد از کل امتیاز ممکن برای فعالیت های غیر فعال انتقال دانش را کسب نمودند. در فعالیت های فعال انتقال دانش، میانگین امتیاز عملکرد پژوهشگران تنها 6 درصد از کل امتیاز ممکن در این زمینه بود. مرور 301 پیشنهاد پژوهشی نشان داد که مجموع هزینه طرح های مورد بررسی کمی کمتر از 12 میلیارد ریال بوده است، در حالی که تنها در 20 طرح (6.6 درصد) بخشی از هزینه توسط سازمانی خارج از دانشگاه تامین اعتبار شده است. از این بین تنها در 7 مورد (2.3 درصد) برای فعالیت های انتقال دانش حاصل از پژوهش هزینه در نظر گرفته شده بود.
    نتیجه گیری
    علیرغم توجه فعلی در سطح جهان به انتقال دانش، بسیاری از دانشگاهیان صرفا از روش هایی استفاده می کنند که هدف آنها صرفا انتشار نتایج پژوهش می باشد و به ایجاد تغییر توسط دانش نمی پردازند. اگر لازم است «اتصال دانش و عمل» تقویت شود، لازم است تغییرات قابل توجهی در سیاست های مشوق و ارزیابی عملکردهای سازمانی (مثلا استخدام و ارتقای هیات علمی) انجام شود و دانشگاه ها نیز خود به صورت عینی متعهد به انتقال دانش شوند. یعنی علاوه بر ایجاد انگیزه لازم در محققین، شیوه های اعمال آن مانند تامین اعتبارات لازم به عنوان بخشی از هزینه های طرح های تحقیقاتی و آموزش محققین در این زمینه نیز انجام پذیرد.
  • محمد صادقی، امیرآروین سازگار، بابک ساعدی، علیرضا کریمی یزدی، ماندانا امیری، یلدا عدیلی صفحات 184-191
    مقدمه
    فیستول فارنگو کوتانئوس شایعترین و جدی ترین عارضه چند عاملی متعاقب لارنژکتومی توتال می باشد که علل به وجود آورنده آن هنوز به طور کامل شناخته شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی شیوع فیستول و ارزیابی تاثیر فاکتورهای مستعد کننده تشکیل و پیشرفت آن در بیماران مبتلا به سرطان حنجره است که در بیمارستان امام خمینی (ره) تحت عمل جراحی لارنژکتومی توتال قرار گرفته اند تا بلکه از طریق کنترل این فاکتورها بتوان از بروز فیستول و مشکلات ناشی از آن جلوگیری کرد.
    روش کار
    در این مطالعه پرونده پزشکی 76 بیمار که به دلیل ابتلا به کانسر لارنکس تحت عمل جراحی لارنژکتومی توتال در بیمارستان امام خمینی (ره) قرار گرفته بودند، بررسی شدند، فاکتورهایی که به نظر می رسید بر تشکیل فیستول تاثیر گذارند، شامل: سن، جنس، پر فشاری خون، نارسایی قلب، میزان هموگلوبین قبل و پس از عمل، جایگاه تومور، سابقه رادیوتراپی قبل از عمل، سابقه شیمی درمانی قبل از عمل، عفونت موضع جراحی، دیسکسیون همزمان کردن، تراکئوستومی، مصرف الکل، سیگار، اپیوم و سابقه تزریق خون حین عمل جراحی مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده با تست های آماری مناسب تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    فیستول فارنگو کوتانئوس در 10 بیمار (13.1%) از 76 بیمار حداکثر ظرف مدت 4 هفته پس از جراحی تشخیص داده شد. مقایسه نسبت ها رابطه آماری معنی داری را میان سن و جنس و تشکیل فیستول نشان نداد. بین تشکیل فیستول و عواملی چون: میانگین هموگلوبین خون قبل و پس از عمل، سابقه رادیوتراپی و یا شیمی درمانی قبل از عمل، تزریق خون حین عمل، پرفشاری خون، نارسایی قلب محل تومور، دیسکسیون همزمان کردن، تراکئوستومی، مصرف سیگار، اپیوم، الکل با ایجاد فیستول رابطه معنی دار آماری یافت نشد. میزان تشکیل فیستول در موارد عفونت موضع جراحی و همچنین وجود تب به میزان معنی دار از نظر آماری افزایش داشت (P=0.006).
    نتیجه گیری
    بررسی ها نشان داد از میان عوامل خطر مورد مطالعه فقط عفونت موضع جراحی و تب با تشکیل فیستول فارنگوکوتانئوس مرتبط بودند. با توجه به اینکه ابتلا به فیستول میزان ناتوانی را در بیماران افزایش داده و منجر به مشکلاتی چون اقامت طولانی مدت در بیمارستان می شود، به نظر می رسد با انجام اعمال پیشگیرانه و به کاربردن دستورات لازم جهت جلوگیری از ایجاد عفونت محل جراحی و تب بتوان تا حدودی از ایجاد فیستول و در نهایت از مشکلات متعاقب ایجاد آن جلوگیری کرد.
    کلیدواژگان: فیستول فارنگوکوتانئوس، لارنژکتومی توتال، شیوع، عوامل موثر
  • لیدا فدایی زاده، ریحانه پناهنده، کتایون نجفی زاده، محمدرضا مسجدی صفحات 192-200
    مقدمه
    اختلالات آتوپیک نظیر رینیت آلرژیک طی سالهای اخیر شیوع فزاینده ای در دنیا داشته است. با توجه به گوناگونی آمارهای حاصله از تحقیقات اپیدمیولوژیک انجام شده در نقاط مختلف جهان به دست آوردن فراوانی دقیق این بیماری نیازمند به کارگیری روش تحقیق استاندارد است. هدف از این تحقیق بعنوان بخشی از فاز سوم مطالعه بین المللی آسم و انرژی در کودکان (ISAAC) تعیین و مقایسه شیوع رینیت آلرژیک در کودکان 7-6 سال و 14-16 سال شهرستان تهران و رشت در طی سالهای 81-1380 بود.
    مواد و روش ها
    طی این مطالعه مقطعی- تحلیلی در سال تحصیلی 1381-1380 در رشد 63 مدرسه ابتدایی و 22 مدرسه راهنمایی و در تهران نیز 51 مدرسه ابتدایی و 21 مدرسه راهنمایی به صورت تصادفی خوشه ایاز میان لیست مدارس انتخاب شدند. 6145 دانش آموز اول ابتدایی و سوم راهنمایی در رشت و 6845 دانش آموز در مقطع تحصیلی مشابه در تهران توسط پرسشنامه استاندارد ISAAC مورد پرسشگری قرار گرفتند.
    یافته ها
    6060 دانش آموز رشتی که 48% آنان مذکر بودند 6138 دانش آموز تهرانی که 47% مونث بودند در این بررسی شرکت کردند. 3059 نفر (50.4%) از دانش آموزان رشت و 3015 نفر (49.1%) از دانش آموز تهران 7-6 ساله و بقیه 14-13 ساله بودند. شیوع رینیت و علایم چشمی همراه در طی یکسال گذشته در دانش آموزان تهرانی 2 الی 4 برابر دانش آموزان رشتی بود. سابقه ابتلا به رینیت آلرژیک در طول زندگی دانش آموزان شهر تفاوت معنی داری نداشت و در بین گروه سنی نوجوان بیشتر بود. در کل دانش آموزان تهران علایم در ماه های بهمن و دی و در رشت در ماه های خرداد و تیر بالاترین شیوع را داشته است.
    نتیجه گیری
    شیوع رینیت آلرژیک و رینوکنزکتیویت طی یک سال گذشته در دانش آموزان تهران بیشتر از دانش آموزان رشتی بوده است که پی بردن به علل این فزونی نیازمند انجام بررسی های دقیقتر می باشد.
    کلیدواژگان: رینیت آلرژیک، ISAAC، تهران، رشت
  • سیدحسام الدین تابعی، اکبر صفایی، سیدضیاالدین تابعی صفحات 201-204
    هدف
    استفاده از تست های آزمایشگاهی کیلینکال پاتولوژی در امر تشخیص، درمان و پیشگیری بیماری ها بسیار حایز اهمیت است لذا برای اطمینان از صحت و دقت تستهای آزمایشگاهی توجه به مراحل انجام تست شامل 1- آماده سازی بیمار 2- نمونه گیری صحیح 3- انتقال صحیح نمونه 4- آشنایی با تداخلات آزمایشگاهی 5- آشنایی با نقاط ضعف تست (pit fall) و 6- تفسیر صحیح تستها بسیار ضروری است به همین خاطر این مطالعه با هدف بررسی آگاهی دستیاران با مراحل آزمایشات بالینی انجام شده است.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی میزان آگاهی دستیاران مقاطع مختلف رشته های جراحی، زنان و زایمان، داخل و اطفال یکی از دانشگاه های علوم پزشکی از 29 تست رایج و روتین اعم از تست های بیوشیمی، هماتولوژی، میکروبیولوژی، انعقادی و ایمونولوژی بوسیله پرسش نامه ارزیابی گردید.نتایج در این مطالعه میانگین نمرات دستیاران بدون در نظر گرفتن مقطع و رشته تحصیلی 44.88 درصد بود. همچنین میانگین نمرات دستیاران در مقاطع یکسان بین رشته های مختلف معنی داری را نشان داد به نحوی که نمرات دستیاران اطفال و داخلی با (P=%2) بالاتر از دستیاران جراحی و زنان بود. نمرات دستیاران سال سوم و چهارم رشته های داخلی بطور معنی داری بالاتر از دستیاران سال اول و دوم بود (P=%4) اما این اختلاف در دستیاران رشته های جراحی و زنان و زایمان مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    میانگین نمرات دستیاران مختلف در مقاطع مختلف زیر 50 درصد بوده است. که موید آگاهی کم دستیاران از تست های آزمایشگاهی است. همچنین وجود تفات معنی دار بین دستیاران رشته های داخلی و اطفال با رشته های جراحی و زنان مبین این نکته است که گرایش به رشته های جراحی و زنان اهمیت تست های آزمایشگاهی و تفسیر صحیح آنها را در نظر این دسته از دانشجویان ضعیف نموده است. از طرفی عدم افزایش آگای دستیاران رشته های جراحی و زنان زایمان در طول دوره دستیاری نشان دهنده عدم آموزش صحیح پاتولوژی کلینیکال در دوره دستیاری می باشد. لذا بنظر می رسد باید یک تجدید نظر اساسی در آموزش دوره پزشکی عمومی و همچنین دوره دستیاری در رابطه با پاتولوژی کلینیکال صورت گیرد.
    کلیدواژگان: تست های آزمایشگاهی، آموزش پزشکی، پاتولوژی کلینیکال
  • داوود جعفری، حمید طاهری، هومن شریعت زاده، فرید نجدمظهر، آرش متقی صفحات 205-212
    زمینه
    علت بیماری کین باخ در استخوان لونیت بطور قطع مشخص نیست. جریان خون رسانی، شکل استخوان لونیت و وضعیت اولنار واریانس از علل آن شمره شده است. سالیان درازی است که اولنار واریانس را از عامل مهم مستعد کننده بیماری کین باخ شمرده اند. با این همه نقش اولنار واریانس منفی در بیماری کین باخ محل بحث و جدلهای زیادی بوده و مطالعاتی نیز اخیرا بر عدم دخالت اولنار واریانس منفی در شکل گیری بیماری دلالت داشته اند. هدف مطالعه حاضر روشن کردن نقش اولنار واریانس منفی در بیماری کین باخ در بیماران ایرانی بوده است.
    روش کار
    در این مطالعه اولنار واریانس در شرایط استاندارد در 90 مچ نرمال و در 67 بیمار مبتلا به بیماری کین باخ که در 15 سال گذشته تحت عمل جراحی قرار گرفته اند اندازه گیری شد. همبستگی بین سن، جنس و اولنار واریانس سنجیده شد. و همینطور ما سعی کردیم تا نقش اولنار واریانس را در تکوین بیماری کین باخ مشخص کنیم.
    یافته ها
    متوسط اولنار واریانس در افراد سالم 0.477 میلی متر و در افراد مبتلا به بیماری 0.955- میلی متر بود. دو گروه از نظر سن همسان بودند و بعد از طبقه بندی بر اساس جنس و مطالعه مشخص شد که جنسیت هم نقشی در بروز بیماری ندارد. در مطالعه بر روی گروه کنترل ارتباط معنی داری در همبستگی سن و جسن با میزان اولنار واریانس یافت نشد. ولی در مقایسه بین دو گروه کنترل و گروه بیماران مبتلا به بیماری کین باخ ارتباط بین بیماری کین باخ و اولنار واریانس منفی از نظر آماری معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    علیرغم برخی گزارشات اخیر اولنار واریانس منفی هنوز از علل مستعد کننده بروز بیماری کین باخ به شمار می رود.
    کلیدواژگان: استخوان لونیت، اولنار واریانس، بیماری کین باخ
  • رضا قلمقاش، بابک گوشه، آنیتا عمرانی، محمدرضا کیهانی، اصغر فلاحی صفحات 213-221
    مقدمه
    اغلب بیماران جراحی دریچه ای قلب، بعد از انجام جراحی همچنان از نارسایی قلبی و عدم توانایی در انجام امور روزمره رنج می برند. در این تحقیق میزان تاثیر برنامه های توانبخشی قلبی بر تغییرات ظرفیت توانایی عملکردی این دسته از بیماران بررسی خواهد شد.
    روش ها
    15 نفر از بیماران مبتلا به تنگی و یا نارسایی دریچه میترال و آئورت، که حداقل 6 هفته از جراحی ترمیم و یا تعویض دریچه ایشان گذشته بود، تحت معاینات و ارزیابی های اولیه قرار گرفته، با استفاده از روش اکو کاردیوگرافی، میزان کسر جهشی بطن چپ؛ و با استفاده از تست ورزش و پرسشنامه دوک (DUKE)، ظرفیت توانایی عملکردی ایشان اندازه گیری شد. بیمارانی که از نظر قلب و عروق دارای ثبات بودند، به مدت 4 تا 6 هفته در یک برنامه توانبخشی قلبی مبتنی بر ورزش شرکت داده شدند. در طی این مدت، بیماران 2 تا 4 بار در هفته، روزانه 30 تا 45 دقیقه بر روی تریدمیل با پروتکل رمپ (Ramp) و با شدت 60 تا 85% حداکثر اکسیژن مصرفی ورزش نمودند. پس از اتمام برنامه توانبخشی قلبی، بیماران شرکت کننده تحت تست ورزش و اکوکاردیوگرافی مجدد قرار گرفتند و پرسشنامه DUKE را تکمیل نمودند.نتایج نتایج تست ورزش نشان داد که حداکثر ظرفیت توانایی عملکردی بیماران بعد از شرکت در برنامه توانبخشی قلبی بصورت معنی داری افزایش یافته است (از 6.70 به 9.92 معادل متابولیکی، (p<0.0001). میزان افزایش این متغیر در بررسی نتایج پرسشنامه DUKE نیز معنی دار بود (p<0.0003). کسر جهشی بیماران در اندازه گیری دستی و اتوماتیک افزایش معنی داری به ترتیب p<0.01 و p<0.05 نشان داده بود. تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک بیماران در زمان استراحت بعد از شرکت در برنامه توانبخشی قلبی کاهش معنی داری یافته بود (به ترتیب p=0.003 و (p=0.01 ولی فشار خون دیاستولیک بیماران در زمان استراحت تغییر معنی داری نشان نداد (NS، p=0.6).
    بحث و تفسیر: در ابتدا بیماران شرکت کننده، هنوز از توانایی عملکردی کافی برای زندگی عادی برخوردار نبودند و در دسته بیماران با ریسک متوسط و بالا (کمتر از 7 معادل متابولیکی) تقسیم بندی می شدند. در حالیکه بعد از شرکت در یک دوره برنامه توانبخشی قلبی، 86.7% از کل بیماران، به کلاس عملکردی درجه یک انجمن قلب نیویورک رسیدند. افزایش کسر جهشی بیماران باعث کاهش معنی دار نارسایی قلبی آنها شد. از اینرو شرکت در برنامه های توانبخشی به بیماران جراحی دریچه ای قلب توصیه می شود.
    کلیدواژگان: جراحی دریچه ای قلب، توانبخشی قلبی، ظرفیت توانایی عملکردی
  • فریدون سبزی، حسن تیموری صفحات 222-229
    مقدمه و هدف
    پمپ یا گردش خون برون پیکری به علت تحریک سیستمهای ایمنی انعقادی - کمپلمان و داشتن جریان خون بدون ضربان، تاثیرات مهمی بر ارگانهای بدن از جمله کبد دارد هدف این مطالعه بررسی اثرات پمپ بر روی تغییرات تستهای معمول کبدی پس از جراحی قلب باز است.
    مواد و روش ها
    100 بیمار جراحی عروق کرونر و دریچه ای، تحت یک مطالعه کارآزمایی بالینی قرار گرفتند. متغیرهای زیر شامل، سن، جنس، نوع عمل، نوع پمپ، میزان تزریق خون، زمان پمپ، هیپوتانسیون دمای بدن بیمار در حین پمپ ثبت شد. بیلی روبین توتال و مستقیم و الکالین فسفاتاز و SGPT-SGOT در سه روز متوالی بعد از عمل اندازه گیری شدند و با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه برای داده های تکراری بررسی شد. تاثیر متغیرهایی چون سن و جنس و هیپوتانسیون و هیپوترمی بر متغیرهای SGOT-SGPT و الکالین فسفاتاز روز اول توسط آنالیز واریانس چند طرفه انجام شد. P<0.05 از لحاظ آماری Significant تلقی می شود.
    یافته ها
    هیپوتانسیون حین پمپ بر تست SGOT روز 1، 2 و 3 اثر داشت. (P<0.05) پمپ طولانی بیشتر از 100 دقیقه بر SGPT در روز 1 اثر داشت. هیپوترمی کمتر از 28 درجه بر SGOT روز 1 و 3 و Alkaline phosphates روز 1 و 2 و 3 اثر داشت. نوع عمل بر SGOT روز 1 و بیلی روبین مستقیم روز 1 و 2 اثر داشت. نوع پمپ بر SGOT روز 1 و بیلی روبین روز 1 اثر داشت. جنس بر SGOT روز 1 و سن بر هیچکدام از تستها اثر نداشته است. تزریق خون بیش از 6 واحد بر SGOT روز 1 و Alkaline phosphates روز 1 و بیلی روبین روز 2 اثر داشت. افزایش پمپ زمان بر SGOT روز 2 اثر داشت.
    نتیجه گیری
    سن، اثری بر تستهای کبدی ندارد. جنس، باعث تغییر SGOT در روز اول میشود. نوع پمپ و میزان تزریق خون تا 6 واحد، تاثیری روی تغییرات تستهای کبدی ندارد. حساس ترین تستها برای یافتن آسیب کبدی بعد از جراحی قلب باز با هیپوترمی SGPT1 و Alkaline phosphates و SGOT روز 1 بود. در هیپوتانسیون تست حساس SGPT 1 و 2 و در اعمال جراحی با پمپ طولانی مدت، SGPT2 در تعیین آسیب سلولهای کبدی حساس تر است.
    کلیدواژگان: جراحی قلب، عوارض، کارکرد کبد
  • پریسا مقتدایی، فریبا سرداری صفحات 230-236
    مقدمه
    هدف از مطالعه بررسی تاثیر و ایمنی ایزوسوربایدمنونیترات برای آماده سازی سرویکس قبل از تحریک زایمانی در افراد واجد شرایط میباشد. در این مطالعه که به صورت تصادفی – دو سو کور و آینده نگر انجام شد دویست و چهل زن حامله شکم اول با حاملگی 41 هفته کامل و Bishop score <5 به طور تصادفی انتخاب و در گروه های جداگانه تحت درمان با دارونما و ایزوسوربایدمنونیترات به میزان 60 میلیگرم قرار گرفتند.54 درصد از گروه مطالعه در مقایسه با 31 درصد از گروه کنترل به طور خودبخود وارد فاز فعال شدند (p=0.01). در 98 نفر از گروه مطالعه در مقایسه با 82 نفر از گروه کنترل زایمان طبیعی انجام شد. از نظر فاصله ورود به فاز فعال زایمانی بعد از تحریک با اکسی توسین اختلاف معنی دار بین دو گروه مشاهده شد (p<0.01).سردرد شایعترین عارضه جانبی ایزوسوربایدمنونیترات بود. سایر عوارض مادری یا جنینی مشاهده نشد. به نظر میرسد آماده سازی سرویکس با ایزوسوربایدمنونیترات و متعاقب آن تحریک زایمانی با اکسی توسین روش ایمن و قابل تحملی باشد. نتایج قطعی در مورد این روش نیاز به بررسی بر روی بیماران بیشتر دارد.
    کلیدواژگان: ایزوسوربایدمنونیترات، آماده سازی سرویکس، تحریک زایمان
  • شروین شکوهی، ساسان سازگار، زهره امین زاده، فرهاد عباسی، بهاره حاجی خانی، محترم سادات کاشی صفحات 237-245
    پیش
    زمینه
    استافیلوکوکوس اورئوس برگرفته از جامعه (CA-MRSA) پاتوژن مهمی محسوب گشته و کولونیزاسیون بینی با آن ریسک فاکتور عفونت های بعدی با این ارگانیسم است. هدف این مطالعه تعیین شیوع و مشخص کردن عوامل خطر مرتبط با کولونیزاسیون بینی با CA-MRSA در هنگام بستری در جامعه ایرانی است.
    روش تحقیق: این مطالعه بین خرداد ماه تا آبان ماه 1386 در بیمارستان لقمان حکیم بصورت مقطعی انجام گرفت. بیماران مراجعه کننده به اورژانس پس از اخذ رضایت توسط رزیدنت عفونی بر اساس پرسشنامه از قبل طراحی شده مصاحبه شده و سپس توسط سواپ استریل یک نمونه از قدام حفره بینی جهت بررسی میکروبیولوژیک گرفته شد. نمونه ها در کمترین زمان ممکن به آزمایشگاه منتقل شده و از نظر وجود یا عدم وجود MRSA و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی تحت بررسی قرار گرفتند. نمونه هایی که قبل از گذشت 24 ساعت از حضور بیمار در بیمارستان مثبت شدند تحت عنوان CA-MRSA طبقه بندی شدند. اطلاعات حاصل از 400 بیمار مورد بررسی توسط نرم افزار SPSS 15 با آزمونهای Chi-Square و آزمون دقیق فیشر مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج از 400 بیمار مورد بررسی 56 نفر (14%) کشت مثبت استاف اورئوس و 11 نفر (2.7%) کشت مثبت CA-MRSA داشتند. عفونت (P-value=0.001) HIV محل سکونت (P-value=0.033)، استفاده از مواد مخدر تزریقی (P-value=0.05) و اختلالات آناتومیک بینی (P-value=0.033) از نظر آماری ارتباط معنی دار با کشت مثبت CA-MTSA داشتند. از کل نمونه های CA-MRSA 45% بر اساس D-test دارای مقاومت القایی به کلیندامایسین و 18.1% در E-test بر اساس cut off برابر 25μgo/ml دارای مقاومت به Tigecylin بودند.
    نتیجه گیری
    شیوع کولونیزاسیون بینی با CA-MRSA 2.7% محاسبه گردید و عواملی مانند سابقه مصرف آنتی بیوتیک طی 1 سال اخیر و یا سابقه بستری اخیر بیمارستانی بر خلاف مطالعات قبلی ارتباط معنی دار با کولونیزاسیون بینی CA-MRSA پیدا نکردند. این پدیده می تواند به علت حجم کم نمونه و شیوع کم CA-MRSA باشد. لذا انجام مطالعات مشابه با حجم نمونه بالاتر جهت بررسی دقیق تر توصیه می شود.
    کلیدواژگان: CA، MRSA:Community، associated methicillin، resistant staphylo coccus aurevs
  • مقاله مروری
  • عبدالله کریمی، شهناز آرمین، علیرضا فهیم زاد صفحات 246-264
    تشنج تب خیر شایع ترین نوع تشنج در دوران کودکی است. این بیماری خوش خیم، معمولا باعث عوارض ناخوشایند ذهنی و عصبی در کودک نمی گردد، ولی در یک سوم از موارد آن، احتمال عود تشنج وجود دارد. البته سابقه مثبت فامیلی در 25 تا 40% کودکان با تشنج تب خیز موجود می باشد. با اینحال احتمال تبدیل شدن به صرع در آینده بسیار اندک است.ارزیابی اولیه کودک می بایستی پس از قطع تشنج، عمدتا بررسی جهت علت تب در کودک انجام گردد. بدین منظور می توان از بسیاری از اقدامات پاراکلینیکی غیرضروری جلوگیری نمود. با اینحال احتمال یک بیماری باکتریال جدی مانند باکتریمی و جلوگیری از عوارض جدی و وخیم آن مانند مننژیت مهمترین هدف بررسی تب در یک کودک با تشنج تب خیز می تواند باشد. در نهایت آموزش های لازم به والدین و دادن آگاهی های ضروری و بموقع به آنها همراه با اقدامات درمانی می تواند از اضطراب بی مورد آنها به شدت بکاهد.این بیماری معمولا توسط رشته های مختلف پزشکی، از یک پزشک عمومی تا یک فوق تخصص اطفال، تحت ارزیابی و درمان قرار می گیرد. بنابراین شناخت کافی از جنبه های مختلف تشخیصی و درمانی این بیماری مورد نیاز گروه کثیری از پزشکان می باشد.
    کلیدواژگان: تب و تشنج، تشنج در کودکان، تب در کودکان
  • مقالات موردی
  • محمدتقی پیوندی، رضا اشراقی ایوری صفحات 265-268
    از مشکلات درمانی در شکستگی های باز ران که با نقص وسیع استخوانی همراه می باشند طول درمان و خطر عفونت و محدودیت حرکتی زانو می باشد. امروزه استفاده از آلوگرافت های بزرگ استخوانی در اعمال جراحی بازسازی استخوان در حال گسترش است.این مطالعه با هدف گزارش دو مورد استفاده از آلوگرافت استخوانی در شکستگی های وسیع باز استخوان ران انجام شده است.معرفی بیماران: آقای 25 و 23 ساله که دچار شکستگی باز و وسیع ران نوع III بازگاستیلو شده بودند با استفاده از آلوگرافت استخوانی تحت عمل جراحی ران قرار گرفتند. جوش استخوانی در هر دو مورد بخوبی اتفاق افتاد. دبریدمان زخم و آنتی بیوتیک مناسب تجویز گردید.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که استفاده از آلوگرافتهای استخوانی به عنوان یک روش جدید و کم خطر می تواند بکار رود.
    کلیدواژگان: شکستگی باز، ران، آلوگرافت
  • اعظم آذرگون، سمیرا مهرعلیزاده صفحات 269-273
    هولو پروزنسفالی مجموعه ای از مالفورماسیون ها است که با چند چهره مشخص همراه است. سیکلوپی شدیدترین گونه بیماری است که یک کره چشم در مرکز صورت دیده میشود. اجزای داخل کره چشم به درجات متفاوتی دوگانه شده اند، بعلاوه فقدان بینی و تشکیل خرطومی به جای آن مشهود است.
    کلیدواژگان: سیکلوپی، هولو پروزنسفالی، بیماری مادرزادی قلبی، چند انگشتی، دوقلویی ناهماهنگ
  • نامه به سردبیر
  • علی حسینی نسب، اسماعیل صادقی، محمدحسن اعلمی صفحات 274-277
    مالاریا بیماری شایع در مناطق گرمسیری است. در کشور ما بیماری مالاریا در قسمتهایی از جنوب و شرق اندمیک می باشد. مالاریای مغزی معمنولا به صورت انسفالوپاتی منتشر تظاهر می کند و علایم موضعی در آن غیر معمول است.بیمار دختر دو ساله ای است که علی الرغم تشخیص صحیح و درمان مناسب مالاریا، تب و تشنج وی ادامه داشت. در بررسی انجام شده با MRI مشخص گردید که علت ادامه تب و تشنج بیمار آمپیم ساب دورال است.درمان بیمار با تخلیه آمپیم، کلروکین و آنتی بیوتیک انجام شد.دو مورد گزارش قبلی در زمینه عارضه آمپیم ساب دورال وجود دارد که در هر دوی آنها این عارضه بدنبال مالاریای فالسپاروم بوده است این سومین گزارش آمپیم خودبخودی ساب دورال به عنوان عارضه مالاریا است که یک عارضه نادر ولی قابل درمان را مشخص می کند.
    کلیدواژگان: آمپیم ساب دورال، مالاریا
  • دکترمحمد دائمی صفحه 278
  • صفحه 281
  • صفحه 285
  • صفحه 309