فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی بابل - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 59، اسفند 1389)
  • سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 59، اسفند 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/12/23
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مینا الوندی پور، پویا طیبی، رضا علیزاده نوایی، حامد خدابخشی صفحه 7
    سابقه و هدف
    ماستالژی یک شکایت دردناک پستان در زنان می باشد که ترکیبات دارویی مختلفی جهت درمان آن مورد استفاده قرار می گیرند. ویتامین E معمول ترین ویتامین مورد استفاده در درمان ماستالژی می باشد. با توجه به فقدان یک درمان دارویی کاملا موثر و عوارض آنها، این مطالعه به منظور مقایسه اثر عصاره گل مغربی با ویتامین E در درمان ماستالژی دوره ایی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 100 نفر از زنان مبتلا به ماستالژی دوره ایی انجام شد. بیماران به 4 گروه 25 تایی شامل عصاره گل مغربی با دوز 2 گرم در روز، ویتامین E با دوز 400 واحد روزانه، ترکیب عصاره گل مغربی و ویتامین E و پلاسبو تقسیم شدند. جهت بررسی شدت درد پستان در افراد مورد مطالعه قبل از مداخله درمانی، یک و شش ماه بعد از شروع درمان با استفاده از پرسشنامه سنجش شدت درد MC Gill گروه ها مورد مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین نمره MC Gill در گروه عصاره گل مغربی از 004/1±23/6 در زمان مراجعه به 002/1±68/2 پس از 6 ماه کاهش پیدا کرد. همچنین در گروه ویتامین E این میزان از 342/1±04/6 به 482/1±06/3 پس از درمان کاهش یافت. بطورکلی میانگین نمره آزمون MC Gill قبل و بعد از مداخله در سه گروه دریافت کننده داور برخلاف گروه پلاسبو کاهش یافته است (000/0p=). همچنین اختلاف نمره آزمون MC Gill در سه گروه مورد مداخله دارویی تفاوت قابل ملاحظه ایی نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که ویتامین E و عصاره گل مغربی دارای اثرات درمانی مشابهی جهت درمان دردهای دوره ای پستان بوده و می توان از آنها به عنوان آلترناتیوهای درمانی در این زمینه استفاده نمود.
    کلیدواژگان: ماستالژی دوره ایی، ویتامین E، عصاره گل مغربی
  • مسلم نجفی، افشین قره خانی، حامد قویمی، طاهره اعتراف اسکویی صفحه 12
    سابقه و هدف
    عسل بیش از آنکه به عنوان یک ماده غذایی مطرح باشد، به عنوان یک ماده دارویی موثر مورد توجه بوده است. تاکنون نقش محافظتی عسل طبیعی بعنوان یک عامل پست کاندیشنینگ فارماکولوژیک گزارش نشده است. لذا این مطالعه به منظور بررسی اثرات پست کاندیشنینگ عسل بر اندازه انفارکت ناشی از ایسکمی- رپرفیوژن (I/R) در قلب ایزوله انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه تجربی بر روی 42 سر رت نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 320-270 گرم انجام شد. قلب ایزوله شده رتها به پنج گروه 10-8 عددی شامل گروه کنترل و چهار گروه آماده سازی بعد از ایسکمی (درمان با غلظتهای 25/0، 5/0 و 1 درصد عسل و گلوکز با غلظت معادل محلول 1% عسل) تقسیم شده و تحت 30 دقیقه ایسکمی ناحیه ای و120 دقیقه رپرفیوژن قرار گرفتند. گروه کنترل، در طول آزمایش محلول کربس معمولی و گروه های پست کاندیشنینگ، از 10 دقیقه قبل تا 10 دقیقه بعد از رپرفیوژن، کربس حاوی غلظتهای مختلف عسل و یا گلوکز دریافت کردند. نمونه ها متعاقب رنگ آمیزی با اوانس بلو و برش بصورت قطعات نازک و انکوباسیون با تری فنیل تترازولیوم کلراید جهت تعیین اندازه انفارکت به روش پلانیمتری بکار رفتند.
    یافته ها
    پست کاندیشنینگ فارماکولوژیک با عسل موجب کاهش معنی دار اندازه انفارکت و حجم ناحیه انفارکته قلبهای ایزوله گردید. اندازه انفارکت گروه کنترل 3±47 درصد بود ولی مصرف غلظتهای 25/0، 5/0 و 1 % عسل و گلوکز بترتیب به 3±26، 3±6، 2±5 و 2±21 درصد (برای همه گروه ها) کاهش یافت (001/0>p).
    نتیجه گیری
    عسل طبیعی بعنوان عامل پست کاندیشنینگ اثرات محافظتی برجسته ای بر علیه آسیبهای I/R داشته و اندازه انفارکت قلب را کاهش می دهد. احتمالا«خواص آنتی اکسیدانی، مهار تولید رادیکالهای آزاد و وجود منابع انرژی در عسل در ایجاد اثرات فوق موثرند.
    کلیدواژگان: عسل، آماده سازی بعد از ایسکمی، اندازه انفارکت، قلب ایزوله
  • آذر آقامحمدی، فرشته بهمنش، ماندانا زعفری، مریم توفیقی صفحه 19
    سابقه و هدف
    طول مدت زایمان از عوامل موثر بر نتایج حاملگی و آسیبهای وارده بر مادر و جنین است. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیرکاربرد تنس بر روی نقاط طب سوزنی بر کاهش طول مدت مرحله اول زایمان و نیاز به تقویت لیبر با اکسی توسین انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 64 زن نخست زای سالم که در مرحله اول فاز فعال زایمان در بیمارستان رازی قائم شهر بستری شدند، انجام گردید. بیماران به دو گروه 32 نفری بطور تصادفی تقسیم شدند. بر اساس قرعه کشی اعداد فرد به گروه تنس و اعداد زوج به گروه تنس نما اختصاص داده شد. در هر دو گروه پروپ دستگاه از دیلاتاسیون 4 سانتی متر دهانه رحم روی نقاط هوگو در دو دست (واقع در پرده بین شست و انگشت اشاره مابین محل اتصال اولین و دومین استخوان متاکارپ) و دو پروپ دیگر روی نقاط سان اینجیائو در هر دو پا (این نقطه در فاصله 4 انگشت]انگشت همان فرد[بالای قوزک داخلی پا قرار دارد) قرار داده شد. در گروه تنفس جریان مداوم با فرکانس 100 هرتز در دقیقه و طول موج 250 میکروثانیه تنظیم شد و بطور متناوب 20 دقیقه روشن و 20 دقیقه خاموش شد و در گروه کنترل دستگاه روشن نشد. سپس طول مدت زایمان و نیاز به تقویت لیبر با اکسی توسین، شدت درد و رضایتمندی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    طول مدت فاز فعال مرحله اول زایمان 45±180 دقیقه در گروه تنس و 43±238 دقیقه در گروه تنس نما (002/0=p) و نیاز به تقویت لیبر با اکسی توسین در 16 نفر (50%) در گروه تنس 25 نفر (1/78%) در گروه تنس نما (04/0=p) بود که در گروه تنس بطور معنی داری از گروه تنس نما کمتر بود. در گروه تنس شدت درد مرحله اول کمتر (001/0>p) و رضایت از روش مداخله بیشتر بود (001/0>p). در دو گروه از نظر نمره آپگار نوزاد تفاوتی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که کاربرد تنس بر روی نقاط طب سوزنی می تواند بعنوان یکی از روش های غیر دارویی بدون عوارض بر روی مادر و جنین جهت تقویت لیبر و کوتاه کردن مرحله اول زایمان مفید باشد.
    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی اعصاب از طریق پوست، نقاط طب سوزنی، طول مرحله اول زایمان
  • مهرداد کاشی فرد، زهرا بصیرت صفحه 25
    سابقه و هدف
    تشخیص زودرس دیابت بارداری به منظور پیشگیری از عوارض آن اهمیت زیادی دارد. معیارهای تشخیصی متفاوتی برای تشخیص دیابت بارداری ارائه شده است. این مطالعه با هدف مقایسه ارزیابی پیامد نامطلوب بارداری توسط معیار کارپنترکوستان و گروه ملی داده های دیابت (National Diabetes Data Group: NDDG) انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کوهورت بر روی 200 زن باردار تحت مراقبت پری ناتال که بر اساس معیار گروه ملی داده های دیابت، تست چالش گلوکز غیر طبیعی و تست تحمل گلوکز طبیعی داشتند و 200 نفر زن باردار (گروه مقایسه) که تست چالش گلوکز طبیعی داشتند، انجام شد. بیماران در سه گروه GCT طبیعی، GTT طبیعی بر اساس هر دو معیار و گروهی که فقط از نظر معیار کارپنتر کوستان GTT غیر طبیعی بودند از نظر پیامدهای نامطلوب بارداری از جمله افزایش وزن زمان تولد، پره اکلامپسی، پارگی زودرس کیسه آب و نیاز به سزارین مقایسه شدند.
    یافته ها
    با استفاده از معیار کارپنتر 24 نفر (6%) از افراد تست طبیعی بر اساس معیار گروه ملی داده های دیابت در گروه غیر طبیعی قرار گرفتند. پیامدهای پارگی زودرس (35/4-14/1:CI95% و 23/2=OR)، سزارین (84/2-05/1:CI95% و 73/1=OR) و ماکروزومی (01/9-54/1:CI95% و 73/3=OR) در افرادی که از نظر هر دو معیار GTT طبیعی داشتند بطور معنی داری بیشتر از افراد کاملا طبیعی (مقایسه) بود. ولی شانس پره اکلامپسی (73/8-79/0:CI95% و 64/2=OR) بین دو گروه فوق اختلاف معنی داری نداشت. شانس سزارین (8/17-92/0:CI95% و 06/4=OR) و پره اکلامپسی (7/25-77/0:CI95% و 23/2=OR) در گروهی که فقط با معیار کارپنتر کوستان نتیجه غیر طبیعی داشتند بیشتر از افرادی بود که توسط هر دو معیار طبیعی بودند. وجود حداقل یکی از عوارض مورد بررسی (8/12-01/1:CI95% و 6/7=OR) در گروهی که فقط با معیار کارپنتر کوستان نتیجه غیر طبیعی داشتند بطور معنی داری بیشتر از افرادی بود که توسط هر دو معیار طبیعی بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که شانس پیامدهای نامطلوب بارداری در گروهی از زنان که توسط معیار گروه ملی داده های دیابت، طبیعی ولی توسط معیار کارپنتر برای آنها تشخیص دیابت بارداری مطرح می شود بیشتر از زنان با GCT طبیعی می باشد.
    کلیدواژگان: کارپنترکوستان، گروه های داده ملی دیابت، بارداری، دیابت بارداری، پیامد بارداری
  • فاطمه نصیری امیری، زهرا بصیرت، کریم الله حاجیان، مجید شربتداران، مهدی پورامیر، شبنم امیدوار صفحه 32
    سابقه و هدف
    دیابت بارداری یکی از شایع ترین مشکلات بهداشتی در بارداری محسوب می شود که می تواند منجر به دیابت نوع 2 ایجاد ناتوانی و مرگ و میر و عوارض بلند مدت شود. از آنجائیکه برخی مطالعات بالا بودن هموگلوبین مادر و ذخیره آهن بدن را یک عامل خطر غیر وابسته برای دیابت بارداری می دانند. این مطالعه به منظور مقایسه میزان غلظت هموگلوبین و ذخایر آهن سرم در زنان باردار سالم با زنان مبتلا به دیابت بارداری انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مورد شاهدی بر روی 200 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل طی سالهای 87-1386 انجام شد. به ازای هر نمونه دیابت بارداری تشخیص داده شده بر اساس OGTT مختل (بر اساس معیار Carpenter & Coustan) یک نمونه شاهد از درمانگاه مراقبت روتین بارداری انتخاب گردید. دو گروه از لحاظ سن، سن بارداری، تعداد پاریتی و محل مراجعه با هم همسان شدند. 100 زن باردار مبتلا به دیابت بارداری (گروه مورد) با 100 زن باردار سالم (گروه شاهد) که دارای تست تحمل گلوکز طبیعی بودند، از نظر میزان هموگلوبین و هماتوکریت و ذخایر آهن سرم که شامل فریتین، آهن سرم و ظرفیت کلی اتصال آهن به ترانسفرین بود، در سه ماهه سوم بارداری با هم مقایسه شدند.
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین میزان غلظت هموگلوبین در گروه مورد 28/1±17/12 و در گروه شاهد 42/2±63/11 و میانگین میزان فریتین سرم در گروه مورد 23/47±10/ 52 و در گروه شاهد 27/23±36/30 بود. بعد از حذف اثرات BMI میزان غلظت هموگلوبین و میزان فریتین سرم به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (05/0>p). هم چنین غلظت میانگین آهن سرم در گروه مورد 14/41±75/95 و در گروه کنترل 80/31±48/91 بود که این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نبود. ظرفیت کلی اتصال آهن به ترانسفرین در گروه مورد 47/40±55/354 و در گروه کنترل 10/51±02/353 بود.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که زنان مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با زنان باردار سالم دارای میزان غلظت هموگلوبین و فریتین سرم بالاتری در سه ماهه سوم بارداری هستند. لذا نیاز به دقت بیشتری در تجویز آهن تکمیلی به همه زنان باردار با توجه به وضعیت هموگلوبین و وضعیت آهن سرم، می باشد.
    کلیدواژگان: دیابت بارداری، هموگلوبین، میزان ذخیره آهن بدن، فریتین
  • بابک عموییان، سینا حقانی فر، حامد وزین پور، علی بیژنی صفحه 39
    سابقه و هدف
    وجود درگیری فورکا باعث بدتر شدن پیش آگهی دندان درگیر می شود. درمانهای متنوعی جهت درمان ضایعات فورکا مطرح است. رژنراسیون پریودنشیوم درمان انتخابی این ضایعات می باشد. جدیدا یک ترکیباتی از هیدروکسیدکلسیم hydroxide suspension (OCHS) Oily calcium جهت ایجاد رژنراسیون پریودنشیوم پیشنهاد شده است. این مطالعه به منظور مقایسه تاثیر این ماده بر ضایعات فورکشین درجه 2 با روش جراحی فلپ (Open flap debridement (OFD انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 24 ضایعه فورکیشن درجه دو که به دو گروه 12 تایی تقسیم شدند، انجام گردید. در هر دو گروه ابتدا فاز I درمان (جرمگیری و آموزش بهداشت) انجام شد. در گروه مطالعه حین جراحی از OSTEORA در ناحیه فورکا استفاده شد. در گروه کنترل، تنها (Open Flap Debridment، OFD) انجام شد. قبل از جراحی و 6 ماه بعد از جراحی رادیوگرافی پری آپیکال به روش موازی با شرایط یکسان تهیه شد. سپس برای بررسی تغییرات، Subtraction انجام شد. سپس میزان چسبندگی کلینیکی افقی و عمودی، تحلیل لثه، عمق پروب، ایندکس پلاک، ایندکس لثه، فاصله فورنیکس تا قاعده ضایعه، فاصله فورنیکس تا کرست آلوئول، اجزای افقی و عمودی فورکیشن مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    مقایسه پارامترها در هر دو مقطع زمانی بین گروه مطالعه و کنترل معنی دار نبود. در گروه مطالعه تنها افزایش تحلیل لثه از 778/0±67/0 به 9324/0±375/1 (04/0 =p)و در گروه کنترل افزایش تحلیل لثه از793/0±58/0 به 379/1±583/1(002/0=p) و کاهش VPD از 115/1±17/3 به 835/0±83/1(015/0=p) مشاهده شد. از لحاظ تغییرات رادیوگرافی هم دو گروه تفاوت معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این مطالعه OSTEORA در مقایسه با(OFD) در درمان ضایعات فورکا کلاسII تفاوت چندانی ندارندو هیچ کدام از دو درمان فوق باعث رژنراسیون چندانی در این ضایعات نمی شوند.
    کلیدواژگان: پریودنتیت، ضایعات فورکیشن، دبریدمان
  • سعید مرادی، فرزانه افخمی جدی صفحه 46
    سابقه و هدف
    درمان ریشه یکی از اهداف اصلی ایجاد سیل کانال ریشه می باشد. هدف از پرکردگی رتروگرید در جراحی آپیکال به دست آوردن سیل موثر آپیکالی است. مواد مختلفی برای رتروفیل توصیه شده، به منظور بررسی کیفیت مواد رتروفیل مهمترین ویژگی که تحت مطالعه قرار می گیرد، خاصیت سیل کنندگی آنهاست. این مطالعه به منظور بررسی میزان نفوذ رنگ در دو ماده رتروفیل رایج MTA و آمالگام و مقایسه آنها با هیدروکسی آپاتیت در جراحی های انتهای ریشه انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه آزمایشگاهی بر روی 69 دندان تک ریشه کشیده شده انسانی انجام شد. پس از آماده سازی، کانال ریشه به روش تراکم جانبی پر شد و سپس 3 میلیمتر انتهای ریشه قطع و حفره انتهای ریشه آماده گردید. سپس دندانها بصورت تصادفی به سه گروه بیست تایی MTA سفید، آمالگام و هیدروکسی هپاتیت تقسیم شدند. با استفاده از روش نفوذ رنگ میزان ریز نشت بین گروه ها تعیین گردید. نفوذ رنگ به چهار طبقه کم میزان 99/0-0 میلیمتر، متوسط 99/1-1، میلیمتر زیاد99/2-2 میلیمتر و خیلی زیاد 3 میلیمتر و بیشتر تقسیم شد. سپس گروه ها مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین نفوذ رنگ در گروه آمالگام، 35% در طبقه بندی زیاد و 65% در طبقه بندی بسیار زیاد در گروه MTA، ده درصد در طبقه بندی متوسط، 15% در طبقه بندی زیاد و 75% در طبقه بندی بسیار زیاد قرار گرفتند و در گروه هیدروکسی آپاتیت به ترتیب 5%، 45% و 50% بود. بین سه نوع ماده MTA، هیدروکسی آپاتیت و آمالگام با میزان نفوذ رنگ ارتباط معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که از هیدروکسی آپاتیت می توان به عنوان ماده رتروفیل استفاده کرد و با دو ماده رایج MTA و آمالگام تفاوتی ندارد.
    کلیدواژگان: رتروفیل، ریزنشت، MTA، آمالگام، هیدروکسی آپاتیت
  • اعظم سادات مدنی، احمد قهرمانلو، مریم شوکتی صفحه 51
    سابقه و هدف
    یکی از عوامل مهم در طول عمر روکش های چینی – فلز، رعایت اصول تراش است. یکی از این اصول ایجاد فرم گیردار از طریق تراش دندان با حداقل تقارب است. لذا این مطالعه به منظور بررسی میزان تقارب تراشن دندانها جهت روکش های چینی – فلز توسط دندانپزشکان عمومی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی600 دای که از لابراتوارهای دندانپزشکی مشهد جمع آوری و به پنج گروه 120 تایی قدامی های بالا و پایین، پرمولرها و مولرهای بالا و پایین تقسیم شدند، انجام گردید. از نمونه ها فتوگرافی سطوح فاسیال و پروگزیمال گرفته شد و با استفاده از نرم افزار مهندسی 2000 AutoCAD زوایای مربوط به تقارب تراش، در دو بعد مزیودیستالی و فاسیولینگوالی برای هر دندان اندازه گیری شد. همچنین در دیواره های باکال و لینگوال دندانهای خلفی شیب تراش به تفکیک سطح اندازه گیری و سپس مورد بررسی و مقایسه با استانداردها قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین زاویه تقارب مزیودیستالی و فاسیولینگوالی برای مولرهای بالا، پایین، پرمولرها، قدامی های بالا و پایین به ترتیب بر حسب درجه (72/10±02/31 و 9/11±48/28)، (98/9±06/32 و 92/11±14/37)، (46/7±83/21 و 72/11±25/24)، (18/13±66/28 و 98/8±51/15)، (78/13±31/31 و 95/7±11/18) بود که کلیه گروه ها با میزان نرمال در همه موارد اختلاف آماری معنی داری را داشتند (001/0>p). در بررسی شیب تراش دندانهای خلفی شیب تراش در سمت باکال با لینگوال اختلاف معنی دار داشت (001/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که تقارب ایجاد شده در همه نمونه ها از میزان نرمال بیشتر بوده و بیشترین تقارب نیز در دو جهت مربوط به دندانهای مولر پایین می باشد، بنابراین تمایل دندانپزشکان به ایجاد تقارب در دندانهای خلفی در سمت باکال بیشتر از لینگوال می باشد.
    کلیدواژگان: تقارب تراش، تراش دندان، رستوریشن های چینی، فلز، دندانپزشکان عمومی
  • مریم غلامی تبار طبری، محمد حیدرزاده، نیلوفر ستارزاده، حسین کوشاور صفحه 57
    سابقه و هدف
    شیر مادر با فواید متعدد در رشد و تکامل شیرخوار نیز ارتباط دارد. احتمال اینکه مادران نوزادان نارس شیردهی موفقی داشته باشد کمتر از مادرانی است که نوزاد رسیده و سالم به دنیا می آورند. لذا این مطالعه به منظور تاثیر برنامه آموزشی بر تغذیه انحصاری و شاخصهای رشد نوزاد نارس در 4 ماه اول پس از تولد انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی بر روی مادران بارداری که در معرض زایمان زودرس بودند و نوزادشان انجام شد. افراد در دو گروه 74 نفری مورد و شاهد قرار گرفتند و تا سن4 ماهگی بعد از تولد پیگیری شدند. در گروه مورد، آموزشها قبل از زایمان شروع شد ولی گروه شاهد تنها از آموزشهای روتین بیمارستان بهره مند شدند و سپس گروه ها تا 4 ماه پس از زایمان پیگیری و مقایسه شدند.
    یافته ها
    درصد تغذیه انحصاری با شیر مادر در 2 ماهگی در گروه شاهد 45% (33 نفر) و در گروه مورد 60% (44 نفر) بود (07/0=p). در2 ماهگی در وزن 1449-1000 گرم شاخص وزن و دور سر در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (05/0=p و 003/0= p). در 4 ماهگی در وزن بیشتر از 2500 گرم شاخص وزن و دور سر در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (01/0=p و 02/0=p).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که آموزش های دوران بارداری، سیستم حمایتی و مشاوره قبل و بعد از زایمان در استفاده بیشتر از شیر مادر موثر است و نوزادان گروه مداخله از شیر مادر بیشتر استفاده کردند.
    کلیدواژگان: نوزاد نارس، تغذیه انحصاری با شیر مادر، شاخص های رشد
  • علیرضا عبدالهی، فرناز محمدزاده صفحه 63
    سابقه و هدف
    تریکوموناس واژینالیس شایعترین عامل بیماریزای غیر ویرال منتقله از راه جنسبی در دستگاه ادراری، تناسلی انسان می باشد که نه تنها واژینیت بلکه موجب نازایی، زایمان زودرس، پارگی زودرس کیسه آمنیون و تولد نوزاد با وزن کم نیز می شود. لذا این مطالعه به منظور بررسی چگونگی پاسخ سیستم ایمنی سلولی به این عفونت از طریق ارزیابی لنفوسیت های CD3 و CD4 مثبت و سایتوکین اینترلوکین 10 در بیماران آلوده به این عفونت انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 65 زن در سنین باروری که از لحاظ بالینی علائم ابتلا به تریکومونیازیس را داشتند با گروه کنترل (بدون علامت) که از لحاظ سن و شرائط اقتصادی و اجتماعی همسان شده بودند، انجام شد. از افراد تحت مطالعه 5 سی سی خون جهت بررسی تعداد لنفوسیت های CD3 و CD4 و غلظت سایتوکین IL10 گرفته شد و پس از انجام آزمایشات گروه ها با هم مقایسه شدند.
    یافته ها
    از 65 زن مورد مطالعه 25 نفر (5/38%) از نظر ازمایشگاهی عفونت تریکوموناس واژینالیس را نشان دادند. درصد لنفوسیت های T (سلول های CD3 مثبت) بطور مشخص در زنان آلوده به عفونت تریکوموناس واژینالیس (7/0%±75/79) نسبت به گروه کنترل (10%±95/59) بالاتر بود (0001/0>p). لنفوسیت های T کمک کننده (سلول های CD4 مثبت) نیز بطور معنی داری در زنان آلوده به عفونت تریکوموناس واژینالیس (96/0%±94/67) نسبت به گروه کنترل (93/0±52/32) بالاتر بود (0001/0>p). هم چنین یک تفاوت معنی دار بین سطح سرمی IL10 در گروه بیمار (pg/ml درصد42 ±119) و گروه کنترل (pg/ml درصد 0.14±02/1) وجود داشت (001/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که ایمنی سلولی نقش مهمی در کنترل عفونت ناشی از تریکوموناس واژینالیس دارد، بنابراین پیشنهاد می گردد، مطالعه ای با حجم نمونه بیشتر و چند مرکزی جهت تائید این موضوع انجام پذیرد.
    کلیدواژگان: لنفوسیت CD4 مثبت، لنفوسیت CD3 مثبت، اینترلوکین 10، تریکوموناس واژینالیس
  • مهدی فخار، بهناز رحمتی صفحه 68
    سابقه و هدف
    لیشمانیوز احشایی یا کالاآزار بیماری عفونی مهمی است که عامل آن انواع کمپلکس لیشمانیا دونوانی می باشد. عامل اصلی بیماری کالا آزار در منطقه وسیع حوزه مدیترانه و از جمله ایران، لیشمانیا اینفانتوم (Leishmania infantum) بوده و دومین عامل اتیولوژیک آن لیشمانیا تروپیکا (Leishmania tropica) می باشد. مخازن اصلی این بیماری در ایران سگ و سگ سانان بوده و ناقلین آنرا گونه های مختلف پشه خاکی از جمله گونه غالب در ایران فلبوتوموس ماژور تشکیل می دهند. در حال حاضر وجود کالاآزار به شکل آندمیک در 5 استان کشور شامل اردبیل، آذربایجان شرقی، فارس، بوشهر و قم اثبات شده و از سایر استان های کشور نیز موارد اسپورادیک بیماری گزارش می گردد. در صورت عدم تشخیص و درمان به موقع این بیماری در انسان، ممکن است تا 98% باعث مرگ و میر بیماران بویژه در کودکان گردد. بیماری کالا آزار یکی از بیماری های فراموش شده در برخی از استانهای کشور از جمله استان مازندران می باشد. در این مقاله ضمن اشاره به سابقه کالاآزار در استان مازندران، وضعیت کنونی بیماری در ایران و عوامل احتمالی موثر در بازپدیدی بیماری در استان مازندران مرور شده است.
    کلیدواژگان: لیشمانیوز احشایی، کالاآزار، اپیدمیولوژی، بازپدیدی، بیماری فراموش شده
  • مهرداد نباهتی، علی اکبر کساییان، علی بیژنی، علیرضا مهربان صفحه 76
    سابقه و هدف
    واریکوسل یکی از شایعترین علل قابل درمان ناباروری در مردان می باشد. تشخیص واریکوسل بر معاینه بالینی و همچنین سونوگرافی و ونوگرافی استوار است. این مطالعه به منظور بررسی میزان همخوانی گریدینگ بالینی واریکوسل با قطر وریدها در سونوگرافی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 85 نفر از بیمارانی که با علائم درد و سنگینی اسکروتوم و نازایی به مطب خصوصی مراجعه کردند، انجام شد. بیماران معاینه بالینی شده و گرید واریکوسل آنها ثبت شد. سپس رادیولوژیست بدون اینکه از گریدینگ بالینی مطلع باشد، از بیمار سونوگرافی به عمل آورده و قطر وریدهای دو طرف در وضعیت مانور والسالوا اندازه گیری شد. سپس یافته های سونوگرافی با گریدینگ بالینی مقایسه شد.
    یافته ها
    در این مطالعه سونوگرافی در مقایسه با معاینه بالینی دارای حساسیت 7/94% و اختصاصیت 9/64% بوده است، ارزش اخباری مثبت 6/68% و ارزش اخباری منفی 8/93% به دست آمد (000/0=p). همچنین ارتباط معنی داری بین وجود ریفلاکس و بالا رفتن گرید واریکوسل در معاینه بالینی با افزایش قطر وریدها وجود داشته است. بنحوی که در موارد منفی میانگین قطر ورید 55/0±1/2 میلی متر، واریکوسل گرید یک 52/0±7/2 میلی متر، گرید دو 38/0±31/3میلی متر و گرید سه 45/0±8/3 میلی متر بوده است (05/0>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه می توان گفت قطر وریدها در سونوگرافی با گریدینگ بالینی همخوانی دارد. همچنین طبق نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان از سونوگرافی به عنوان روش خوبی برای تشخیص و غربالگری واریکوسل استفاده نمود
    کلیدواژگان: واریکوسل، اولتراسونوگرافی، کالرداپلر
|
  • Alvandipour M., Tayebi P., Alizadeh Navaie R., Khodabakhshi H Page 7
  • Najafi M., Gharakhani A., Ghavimi H., Eteraf Oskouei T Page 12
    Background And Objective
    Honey has been noticed as an effective drug more than a nutrient. There is no report regarding cardioprotective effects of postconditioning with natural honey. In the present study, effects of postconditioning by honey on myocardial infarction size in ischemic-reperfused isolated rat heart were investigated.METHODS This experimental study was performed on 42 male Wistar rats weighing 270-330 g. The rat's hearts were isolated and divided into five groups including a control and four postconditioning groups (n= 8-10 in each). The hearts were subjected to 30 min regional ischemia followed by 120 min reperfusion. In the control group, the hearts were perfused by normal Krebs-Henseleit (K/H) solution throughout the experiment, however in the postconditioning groups, they were perfused with honey (0.25, 0.5 and 1%) enriched K/H solution or glucose (equivalent concentration in 1% honey solution) from 10 min before to 10 min after reperfusion. To determine the infarct size, the hearts were perfused with Evans blue dye then cut into slices and incubated with triphenyltetrazolium chloride. Finally, the infarct size was determined by computerized planimetry.
    Findings
    Perfusion of isolated hearts with honey as a postconditioning agent significantly decreased infarct size and infarcted volume in the all treated groups. In the control group, the infarct size was 47±3%, however, natural honey (0.25, 0.5 and 1%) and glucose reduced it to 26±3, 6±3, 5±2 and 21±2 %, respectively (p<0.001 for all groups).
    Conclusion
    The results showed protective effects of postconditioning by natural honey against ischemia-reperfusion injuries as reduction of infarction size. Probably, antioxidant activity of honey, scavenging of free radicals and the presence of energy sources in honey composition may involve in these protective effects.
  • Aghamohammadi A., Behmanesh F., Zafari M., Tofighi M Page 19
    Background And Objective
    Duration of labor is an important factor affecting pregnancy outcome and fetal and maternal injury. The aim of this study was to compare the effect of transcutaneous electrical nerve stimulation (TENS) on specific acupuncture points for reducing duration of first stage of labor and need to oxytocin augmentation of labor in nulliparous women.
    Methods
    This double-blind clinical trial study was performed on 64 nulliparous women in active phase of first stage of labor who hospitalized in Razi hospital of Ghaemshar town, Iran. They were randomly divided into two groups (n=32 in each group). Odd numbers and even numbers of patients were allocated by chance to TENS group and TENS placebo group, respectively. According to TENS on four acupuncture points (Hegu [LI-4] and Sanyinjiao [Sp-6]) (n = 32) or the TENS placebo (n = 32), the current output was titrated for each person separately in 4cm dilated cervix. In TENS group, a burst frequency was set to 100 Hz and pulse duration was set to 250 ms and it was periodically used 20 minutes on and 20 minutes off. In the control group, the TENS unit was not turned on. Duration of first stage of labor, need to oxytocin augmentation of labor, pain severity and satisfaction in two groups were compared.
    Findings
    Duration of the first stage was 180 minutes in TENS group and 238 minutes in TENS placebo group (p=0.002) and need for oxytocin augmentation of labor was 16(50%) in TENS group and 25(78.1%) in TENS placebo group (p=0.04) that in TENS group was significantly shorter than TENS placebo group. Pain severity was less (p<0.001) and consent in intervention procedure was more (p<0.001) in TENS group. There was no difference between two groups in terms of Apgar score.
    Conclusion
    According to the results of this study, TENS on acupuncture points can be used as a non-drug method with no side effects on mother and fetus to augment labor and reduce the duration of the first stage of labor.
  • Nasiri Amiri F., Basirat Z., Sharbatdaran M., Pouramir M., Hajian K., Omidvar Sh Page 32
    Background And Objective
    Gestational diabetes mellitus (GDM) is most common health problem during pregnancy and women with GDM are at high risk for development of diabetes mellitus type-2. The disease causes substantial morbidity and mortality and long term complications. Since some studies indicated that high maternal hemoglobin and body iron store were an independent risk factor for gestational diabetes. The aim of study was to compare hemoglobin concentration and body iron stores in women with gestational diabetes mellitus and normal pregnant women.
    Methods
    This case- control study was performed on 200 pregnant who admitted to Shahid Yahyanejad hospital of Babol town, Iran during 2007-2008. For every sample of GDM diagnosed by OGTT impaired based on criteria (Carpenter & Coustan) a control sample of routine pregnancy care was selected. In this study 100 women with GDM were compared with 100 healthy pregnant women with normal Oral Glucose Tolerance test (GTT). Two groups were matched for age, gestational age, parity and referred center. Hemoglobin concentration and hematocrit and iron status measurements including ferritin, serum iron, total iron binding capacity (TIBC) were assessed and compared between two groups at the third trimester.
    Findings
    In this study, the mean of hemoglobin concentration was 12.17±1.28 and 11.63±2.42 in GDM and control groups, respectively and mean of serum ferritin was 52.10±47.23 and 30.36±23.27 in GDM and control groups, respectively. Hemoglobin concentration and serum ferritin after adjusted BMI were significantly higher in GDM group as compared with controls at the third trimester (p<0.05). The mean serum iron concentration was 95.75±41.14 and 91.48±31.80 in GDM and control groups, respectively that showed no significant differences and TIBC was 354.55±40.47 and 353.02±51.10 in GDM and control groups, respectively.
    Conclusion
    Hemoglobin concentration and hematocrit and serum ferritin were higher in GDM than normal pregnancy. Therefore it requires more careful in prescribing iron supplementation to all pregnant women regarding to status of hemoglobin and serum iron status.
  • Moradi S., Afkhami Jedi F Page 46
    Background And Objective
    One of the main aims of root canal therapy is to seal the canal. The aim of the retrograde filling in apical resection operation is to obtain an effective apical sealing. Various materials have been recommended for retrograde fillings. For evaluation these materials the most important characteristics is their sealing ability. The aim of this study was to evaluate the amount of dye penetration in two common retrofill materials (amalgam and MTA) and compare them with hydroxy apatite in root end surgeries.
    Methods
    In this invitro study 69 single root extracted human teeth were used and after instrumentation, they were obturated with lateral condensation. 3 mm of the apical root was resected, and root-end cavities were prepared. Then the teeth were randomly divided into three groups of 20 specimens (white MTA, amalgam and hydroxy apatite). The amount of micro leakage in each group was evaluated by using dye penetration technique. Dye penetration at the rate of 0-0.99mm was considered little, 1-1.99mm moderate, 2-2.99mm severe and 3mm or more extensive. Groups were evaluated and compared.
    Findings
    Mean microleakage in the moderate, severe and extensive group for amalgam were 0%, 35% and 65%, MTA 10%, 15% and 75% and hydroxy apatite were 5%, 35% and 50% respectively. There was not significant relationship between the three materials (MTA, hydroxy apatite and amalgam) and the amount of dye penetration.
    Conclusion
    The results showed that hydroxy apatite can be used as a retrofill material and it has no significant difference with amalgam and MTA.
  • Abdollahi A., Mohammadzadeh F Page 63
    Background And Objective
    Trichomonas Vaginalis is the most prevalent nonviral agent that causes sexually transmitted disease (STD) in human. This organism causes vaginitis, infertility, preterm labour, premature rupture of membrane and low birth weight. This study was carried out to study the cellular immunity system's response to this infection through evaluation of CD3 and CD4 positive lymphocytes and cytokine interleukin 10 in the patients contaminated with this infection.
    Methods
    A cross-sectional study was conducted to compare 65 women having developed clinical symptoms of trichomonasis with control group in terms of age as well as social and economic conditions. They were compared in terms of the number of CD3 and CD4 lymphocytes and IL10 cytokine concentration in their blood.
    Findings
    Of 65 women studied, 25 (38.5%) were diagnosed with trichomonas vaginalis infection in the lab scale (vaginal discharge culture). More specifically, the percentage of T lymphocytes (CD3 positive cells) in infected women (79.75±0.7%) was (59.95±10%) higher than in the control group (p≤0.0001). Auxiliary T lymphocytes (CD4 positive cells) in the infected women (67.94±0.96%) were also meaningfully (32.52±0.93%) higher than in the control group (p≤0.0001). Moreover, a meaningful difference was observed in the IL10 serum level between the patient group (119 ±42% pg/ml) and the control group (1.02±0.14% pg/ml). (p≤0.001)
    Conclusion
    Based on the results of this study, cellular immunity plays a significant role in controlling trichomonas vaginalis infections. Therefore, another study with more samples and multi centers for confirmation are strongly recommended.
  • Nabahati M., Kasayan Aa, Bijani A., Mehraban Ar Page 76