فهرست مطالب

مجله دانشگاه علوم پزشکی بابل
سال بیست و پنجم شماره 1 (پیاپی 140، فروردین 1402)

  • تاریخ انتشار: 1401/12/10
  • تعداد عناوین: 65
|
  • سید احمد رسولی نژاد، منصور بابایی*، ندا مفتاح، همت قلی نیا صفحات 1-9
    سابقه و هدف

    ادم ماکولای دیابتی (DME) یکی از عوارض شایع دیابت می باشد که به طور قابل توجهی باعث اختلال بینایی و نابینایی قابل پیشگیری می شود. ضخامت مرکزی ماکولا (CMT) یک ویژگی است که در بیماران مبتلا به ادم ماکولای دیابتی یافت می شود. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین ضخامت مرکزی ماکولای اندازه گیری شده با توموگرافی انسجام نوری (Optical Coherence Tomography= OCT) و حدت بینایی (VA) در بیماران مبتلا به ادم ماکولای دیابتی قبل و بعد از تزریق داخل زجاجیه بواسیزوماب انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی، بر روی 100 بیمار مبتلا به ادم ماکولای دیابتی با درگیری هر دو چشم مراجعه کننده به بخش چشم پزشکی بیمارستان روحانی بابل که تحت تزریق داخل زجاجیه بواسیزوماب قرار گرفتند، انجام شد. حدت بینایی (اندازه گیری شده توسط نمودار اسنلن)، ضخامت مرکزی ماکولا (اندازه گیری شده با توموگرافی انسجام نوری) و عوامل بالینی و پاراکلینیکی (شامل مدت زمان ابتلا به دیابت، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، قند خون ناشتا (FBS)، فشار خون و سابقه استعمال دخانیات) برای همه بیماران درست قبل از تزریق بواسیزوماب و 45 روز بعد، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت.

    یافته ها

    پیش از مداخله با تزریق بواسیزوماب در 200 چشم، میانگین حدت بینایی (letter score) و میانگین ضخامت مرکزی ماکولا به ترتیب 12/73±36/83 و 85/18±425/48 میکرومتر بود ((0/001>p) و فاصله اطمینان 95% به ترتیب (17/5 - 12/5) و (55/5- - 71/5-)). 45 روز پس از تزریق بواسیزوماب، میانگین تغییرات مطلق حدت بینایی 10/16±15/24 و میانگین تغییرات مطلق ضخامت مرکزی ماکولا 43/08±67/83- میکرومتر بود (ضریب= 0/18-، فاصله اطمینان 95%= 0/05 - 0/39-).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه اگرچه حدت بینایی به طور متوسط با ضخامت مرکزی ماکولا ارتباط داشت و مدل رگرسیون چند جمله ای توانایی پیش بینی را افزایش داد، کاملا بدیهی است که ضخامت مرکزی ماکولا و عوامل بالینی می توانند نقش اساسی را به عنوان جایگزین حدت بینایی ایفا کنند.

    کلیدواژگان: رتینوپاتی دیابتی، بواسیزوماب، حدت بینایی
  • عبدالامیر جاسم جواد الگبوری* صفحات 10-19
    سابقه و هدف

    امروزه شاهد افزایش روزافزون کاشت دستگاه های الکترونیکی قلبی و گسترش اندیکاسیون آنها هستیم. سوراخ کردن شریان آگزیلاری به کمک ونوگرافی کنتراست به دلیل اثربخشی بالا و عوارض کم، محبوبیت زیادی پیدا کرده است. گرفتگی شریان آگزیلاری موردی است که پیش از این به دفعات گزارش شده است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان گرفتگی شریان آگزیلاری در حین سوراخ کردن به کمک ونوگرافی کنتراست به صورت ریل تایم و همچنین تاثیر آن بر موفقیت سوراخ کردن است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، 137 بیمار متوالی که جهت کاشت ضربان ساز دایمی یا کاشت دفیبریلاتور- کاردیوورتر قابل کاشت با استفاده از ونوگرافی کنتراست بستری شده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از موفقیت آمیز بودن سوراخ کردن یا سپری شدن یک دوره پنج دقیقه ای، ونوگرافی تکرار شد. گرفتگی شریان آگزیلاری با کاهش قطر لومن بیش از 50% شناخته می شود. گرفتگی درجه یک (90-50%) و درجه دو (بیش از 90%) بر اساس درصد کاهش قطر لومن دسته بندی شد.

    یافته ها

    سوراخ کردن شریان آگزیلاری در مدت پنج دقیقه در 124 بیمار (90/5%) با موفقیت انجام شد و در بقیه با استفاده از دسترسی ساب کلاوین انجام شد. بروز کلی گرفتگی شریان آگزیلاری بیش از 50% برابر بود با 33/6% (46 بیمار؛ 32 زن و 14 مرد). گرفتگی درجه یک در 38 بیمار (27/8%) و گرفتگی درجه دو در 8 بیمار (5/8%) مشاهده شد. سوراخ کردن موفقیت آمیز در پنج دقیقه در بیماران مبتلا به گرفتگی شریانی به طور معنی داری کمتر بود (37 (80/4%) در مقابل 87 (95/6%)، 0/010=p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، گرفتگی شریان آگزیلاری در هنگام سوراخ کردن شریان آگزیلاری به کمک ونوگرافی کنتراست غیرمعمول نیست و در سنین بالاتر و زنان بیشتر رخ می دهد و تاثیر نامطلوب قابل توجهی بر طول مدت سوراخ کردن، دفعات تلاش و سوراخ کردن موفق دارد.

    کلیدواژگان: گرفتگی شریان آگزیلاری، ونوگرافی، دستگاه الکترونیکی قلب، دستگاه الکترونیکی قابل کاشت، ضربان ساز، دفیبریلاتور-کاردیوورتر قابل کاشت
  • فریده موحد، ونوس چگینی*، فرحناز محمدخانی ها صفحات 20-25
    سابقه و هدف

    وقوع همزمان حاملگی خارج رحمی در لوله های فالوپ دو طرف و جنین زنده داخل رحمی بسیار نادر می باشد. در حال حاضر افزایش استفاده از روش های فناوری کمک باروری، سبب افزایش شیوع این نوع از حاملگی شده است. هدف از این مطالعه گزارش یک مورد وقوع همزمان حاملگی خارج رحمی در لوله های فالوپ دو طرف و جنین زنده داخل رحمی به دنبال مصرف داروهای محرک تخمک گذاری است.

    گزارش مورد: 

    بیمار خانم 29 ساله باردار G1 (7 هفته) با سابقه نازایی یک ساله و مصرف داروهای محرک تخمک گذاری با گزارش سونوگرافی ترنس واژینال یک هفته قبل مبنی بر حاملگی داخل رحمی زنده (6 هفته) و لوله های رحمی نرمال، با شکایت لکه بینی مراجعه کرد. در سونوگرافی مجدد، جنین زنده داخل رحم (7 هفته و سه روز) و جنین زنده در آدنکس چپ (7 هفته و سه روز) رویت شد و آدنکس راست نرمال بود. بیمار تحت لاپاراسکوپی قرار گرفت. یافته اتفاقی حین جراحی، وجود حاملگی خارج رحمی در هر دو لوله بود. سالپنژکتومی چپ و سالپنگوستومی راست انجام و جهت حفظ حاملگی داخل رحمی شیاف پروژسترون تجویز شد. یک هفته بعد از جراحی در سونوگرافی کنترل، جنین بدون ضربان قلب رویت شد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مورد گزارش شده، لزوم استفاده صحیح از روش های کمک باروری، کنترل بیماران نابارور تحت نظر مراکز نازایی و همچنین انجام سونوگرافی های دقیق با توجه به احتمال حاملگی هتروتوپیک در بیماران پرخطر را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: حاملگی هتروتوپیک، حاملگی اکتوپیک، سونوگرافی، لاپاراسکوپی، سالپنژکتومی
  • راضیه مشکی، معصومه خاتمی نیا، سپیده بیگی*، محمد صالحی ویسی صفحات 26-35
    سابقه و هدف

    با توجه به اهمیت دندان های شیری قدامی در جویدن، تلفظ کلمات، اعتماد به نفس کودکان و...، تلاش در جهت حفظ این دندان ها ادامه دارد. هدف از این مطالعه مقایسه استحکام باند push out سیستم های باندینگ نسل 5، 6، 7 و8 به عاج کانال دندان های قدامی شیری می باشد که با پست های کامپوزیتی بازسازی می شوند.

    مواد و روش ها

    این مطالعه آزمایشگاهی بر روی 60 دندان قدامی شیری خارج شده به دلیل پوسیدگی، که حداقل دو سوم طول ریشه باقی مانده است، انجام شد. دندان ها به صورت تصادفی به پنج گروه باندینگ نسل 5 (3M Adper single bond 2 Adhesive-USA)، نسل 6 (clearfil SE bond, Japan)، نسل 7 (kerr-optibond all in one Adhesive-Italy)، نسل 8 توتال اچ و نسل 8 سلف اچ (GC-G permio bond-Japan) تقسیم شدند. کانال دندان ها پس از آماده سازی، با متاپکس پر شدند. سه میلی متر کرونالی کانال ها اچ و سپس به باندینگ آغشته شدند؛ سپس با کامپوزیت ترمیم شدند. تست push out جهت اندازه گیری استحکام باند انجام شد. سپس توسط میکروسکوپ، نوع شکست مشخص شد.

    یافته ها

    میانگین استحکام باند 2/15±4/36 مگاپاسکال برای نسل 5، 1/55±3/88 برای نسل 6، 2/02±4/29 برای نسل 7، 3/62±12/84 برای نسل 8 سلف اچ و3/81±7/77 برای نسل 8 توتال اچ بود. میانگین استحکام باند push out در نسل هشت به روش سلف اچ (0/0001=p) و توتال اچ (0/027، 0/01، 0/032=p-value Respectively)، به طور معنی داری بیشتر از استحکام باند باندینگ های نسل 5، 6 و7 است. همچنین استحکام باند باندینگ های نسل 5، 6 و 7 نیز تفاوت معنی داری با هم نداشتند.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، باتوجه به استحکام باند بالاتر باندینگ های نسل 8 نسبت به سایر نسل ها کاربرد آن همراه با پست های کامپوزیتی در دندان های قدامی شیری توصیه می شود. همچنین سیستم باندینگ سلف اچ نسل 8 نسبت به سیستم باندینگ توتال اچ آن دارای استحکام باند بالاتر به عاج کانال می باشد.

    کلیدواژگان: عاج، ادهزیو سلف اچ، عوامل باندینگ
  • آمارا چیوما انوگبو، چویس چینه چرم نورگو*، دیوید چیبویکه ایکوکا، دبورا بولوواتیف آدنی، اولوچوکو کیزیتو اوکافور، جید اوزوولو اوزویگوه، مادوکا نوکه، زونا ننام اوزویگوه، دانیل نواچوکو صفحات 36-45
    سابقه و هدف

    به دلیل شیوع زخم معده و چالش های مربوط به درمان های موجود، تمایل فزاینده ای برای درمان های گیاهی با قارچ پلوروتوس برای درمان این بیماری وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی اثر عصاره آبی قارچ پلوروتوس توبررژیوم بر زخم معده ناشی از اتانول در موش های صحرایی نر نژاد ویستار انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی بر روی 30 موش صحرایی نر نژاد ویستار در پنج گروه 6 تایی انجام شد: کنترل نرمال (گروه A)، کنترل زخم (گروه B)، درمان زخم + امپرازول (گروه C)، زخم قبل از درمان با قارچ پلوروتوس (گروه D)، و زخم + درمان با قارچ پلوروتوس (گروه E). زخم معده با تجویز 1 میلی لیتر اتانول 80% خوراکی به هر حیوان از گروه B تا E القا شد. چهار ساعت پس از القای زخم معده، موش ها قربانی شدند و شکم آن ها برای برداشتن معده جهت بررسی بافت شناسی و محتوای معده برای تعیین حجم اسید معده باز شد (4 میلی لیتر در ساعت).

    یافته ها

    درمان زخم معده با قارچ پلوروتوس توبررژیوم در گروه E و گروه امپرازول (گروه C) باعث کاهش معنی دار اسیدیته آزاد (0/20±0/83E=، 0/11±1/20C= در 0/05>p)، اسیدیته کل (0/60±3/10E=، 0/32±9/10C= در 0/05>p) و شاخص زخم (2/02±5/00E=، 4/04±7/83C= در 0/05>p) در مقایسه با گروه B (اسیدیتی آزاد= 1/09±3/06، اسیدیته کل= 2/51±22/86 و شاخص زخم= 1/74±32/83) و گروه D (اسیدیتی آزاد= 0/69±4/16، اسیدیته کل= 1/91±17/06 و شاخص زخم= 1/96±35/66) شد. گروه E درصد بیشتری از مهار زخم (84/77%) را نسبت به گروه C (76/15%) نشان داد، در حالی که گروه D هیچ گونه مهاری را نشان نداد. همچنین بهبودهایی در ساختار ماکروسکوپی و میکروسکوپی بافت معده مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که عصاره قارچ پلوروتوس توبررژیوم می تواند جایگزین بهتری برای داروهای استاندارد ضد زخم باشد و با توجه به خنثی بودن آن، جایگزینی مطمین و مقرون به صرفه برای درمان زخم معده است.

    کلیدواژگان: زخم معده، قارچ پلوروتوس توبررژیوم، اتانول، اسیدیته کل، شاخص زخم
  • پردیس نوروزی، یحیی جوادیان، سید رضا حسینی، سیده رقیه موسوی خطیر*، علی بیژنی صفحات 46-57
    سابقه و هدف

    رشد سالمندی، اهمیت توجه به نیازهای بهداشتی سالمندان را آشکار می سازد. بر اساس برخی از مطالعات، سقوط و پیامدهای ناشی از آن در افراد با استیوآرتریت زانو بیشتر از افراد بدون استیوآرتریت زانو است اما به دلیل کمبود شواهد، عوامل مربوط به آن همچنان ناشناخته است. لذا هدف این مطالعه مقایسه سقوط و تعیین کننده های آن در سالمندان با و بدون استیوآرتریت زانو می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مورد- شاهدی، 700 سالمند در دو گروه سالمندان با و بدون استیوآرتریت زانو از نظر سقوط و برخی از متغیرها شامل جنس، سن، شاخص توده بدنی، وضعیت زندگی، قدرت عضله کوادریسپس فموریس، قدرت عضلات دست، تعادل، تعداد بیماری های همراه، تعداد داروهای مصرفی، مدت زمان راه رفتن، فعالیت فیزیکی و شکنندگی فیزیکی مورد مقایسه قرار گرفتند. استیوآرتریت زانو بر اساس معیارهای کالج آمریکایی روماتولوژی (ACR) تشخیص داده شد.

    یافته ها

    در این مطالعه سقوط در سالمندان با استیوآرتریت زانو 1/90 برابر، بیشتر از سالمندان بدون استیوآرتریت زانو بود. اگرچه تمامی متغیرها در دو گروه مورد و شاهد باهم اختلاف معنی دار داشتند اما تنها جنس زن (0/035=p) و استیوآرتریت زانو (0/012=p) ارتباط معنی دار با سقوط داشتند.

    نتیجه گیری

    این یافته ها نشان می دهد که احتمالا متغیرها در ترکیب با هم، سبب افزایش احتمال سقوط در سالمندان با استیوآرتریت زانو می شوند؛ در حالی که هر یک از آن ها ممکن است به تنهایی ارتباط معنی دار با سقوط نداشته باشند.

    کلیدواژگان: سقوط، استئوآرتریت زانو، سالمندی
  • لیلا بصیر، هادی نداف، بابک کریمی، مهسا تلافی نوغانی* صفحات 58-69
    سابقه و هدف

    مدیریت پوسیدگی های عمیق و اکسپوزهای پالپی به شدت بیماری بستگی دارد. پیشرفت سریع مواد و تکنیک های پیشگیرانه به صورت معنی داری روش های درمانی ترمیمی را تحت شعاع قرار داده است. لذا هدف از این مطالعه ساخت و ارزیابی یک نوع بیواکتیو گلاس حاوی Zn (‏Zn-BAG =Zinc-doped Bioglass) و بررسی عملکرد آن بر روی پالپ و تشکیل پل عاجی متعاقب پوشش مستقیم پالپ در مقایسه با ماده گلد استاندارد MTA (Mineral Trioxide Aggregate) می باشد.

    مواد و روش ها

    در ابتدا، بیوگلاس 45S5 دارای 2% مولی روی به روش کانونشنال سل-ژل سنتر شد. در این مطالعه مداخله ای حیوانی، 10 دندان مولر اول ماگزیلای 10 سر موش رت تحت درمان پوشش مستقیم پالپ قرار گرفتند و بر اساس نوع ماده مورد استفاده به 2 گروه 5 تایی تقسیم شدند: گروه 1 (+ MTA (Direct Pulp Cap) DPC) و گروه 2 (DPC+Zn-BAG). رت ها 8 هفته بعد از پوشش مستقیم پالپ قربانی شده، دندان ها برش خورده و برای بررسی هیستولوژیک آماده شدند. درجه پاسخ التهابی پالپ دندان (بدون التهاب، حداقل التهاب، التهاب متوسط، التهاب شدید، نکروز)، محل پل عاجی (در محل اکسپوز پالپ، در محلی غیر از اکسپوز پالپ و یا ترکیبی)، درصد تشکیل پل عاجی (25%>، 50%-25%، 75%-50%) و کیفیت تشکیل پل عاجی (بدون توبول، طرح نامنظم توبول ها، طرح منظم توبول ها) بررسی و نمره گذاری شدند.

    یافته ها

    ذرات Zn-BAG در نمای میکروسکوپ الکترونی ساختار صفحه ای با اندازه ای کمتر از 100 نانومتر تشکیل دادند. نمودار آنالیز عنصری (EDS)، حضور عنصر روی را در ساختار بیوگلاس تایید می کند. هیچ تفاوت آماری معنی داری بین نوع ماده پوشش مستقیم پالپ و درجه پاسخ التهابی پالپ، محل پل عاجی، درصد تشکیل پل عاجی و کیفیت تشکیل پل عاجی مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    مواد پوشش پالپ Zn-BAG  و MTA پاسخ های سلولی و التهابی مطلوب مشابهی را در هنگام اعمال بر روی پالپ اکسپوز نشان دادند. بنابراینZn-BAG یک کاندید امید بخش برای مواد پوشش مستقیم پالپ هستند.

    کلیدواژگان: پوشش پالپ دندان، MTA، بیوگلاس
  • حسین فاضل موسی الجوادی*، اسراء عبدالمحسن علی صفحات 70-77
    سابقه و هدف

    ماه اول زندگی دوره مهمی برای بقای کودک به شمار می رود. در سراسر جهان، بیشترین میزان مرگ و میر در دوران نوزادی گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان مرگ و میر نوزادان و تعیین علل اصلی و ویژگی های جمعیت شناختی آنها در بیمارستان مادر و کودک میسان عراق می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی در بیمارستان مادر و کودک میسان عراق انجام شد. اطلاعات مورد نیاز از پرونده ها در بخش نوزادان و مامایی به مدت دو سال متوالی (2018 و 2019) جمع آوری شد. هر گونه مرگ نوزاد در بازه زمانی صفر تا 28 روز، اعم از نوزاد نارس یا نوزاد رسبده، علل و زمان مرگ نوزادان با مشخصات دموگرافیک آنها (جنس، سن حاملگی، نوع زایمان و نوع بارداری) مورد بررسی قرار گرفت. میزان مرگ و میر نوزادان با توجه به توصیه سازمان بهداشت جهانی محاسبه و به ازای هر 1000 تولد زنده در هر سال بیان شد.

    یافته ها

    تعداد کل موالید زنده به ترتیب 11343 و 11063 در سال 2018 و 2019 بود. میزان مرگ و میر نوزادان در سال 2018 و 2019 به ترتیب 14/8 و 12/8 مرگ در هر 1000 تولد زنده بود. علت اصلی مرگ و میر نوزادان سندرم دیسترس تنفسی با میزان تقریبا مشابه در هر دو سال (65/5% در مقابل 63/4%) بود. علل بعدی خفگی هنگام تولد، ناهنجاری های مادرزادی، آسپیراسیون مکونیوم و سپسیس بود. میانگین سن حاملگی در سال 2018 برابر با 4/065±32/33 هفته و در سال 2019 برابر با 4/339±32/40 هفته بود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که نرخ مرگ و میر در نوزادان بیمارستان میسان بالا می باشد. تولد زودرس و عوارض آن منجر به بیشترین میزان مرگ و میر در میان نوزادان شده بود. بنابراین تمرکز بر مراقبت های دوران بارداری هنوز یک چالش بزرگ به شمار می رود.

    کلیدواژگان: مرگ و میر، نوزادان، زایمان، میسان
  • سارا جمالی، محسن صابر مقدم، علی اکبر صابر مقدم*، محمد یاسر کیارودی، الهام بختیاری صفحات 78-87
    سابقه و هدف

    استفاده از روش های مشخص به منظور پیشگیری یا کاهش شدت درد پس از عمل، بسیار مهم و ضروری است. از بین همه روش های شناخته شده، آنهایی که از عوارض جانبی خطرناک مواد اپیوییدی یا داروهای ضدالتهابی غیراستروییدی (NSAIDs) جلوگیری می کنند، می توانند مفید باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دگزامتازون موضعی بر شدت درد پس از عمل بیماران تحت جراحی داکریوسیستورینوستومی (DCR) انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 80 بیمار 75-18 ساله کاندید DCR مراجعه کننده به درمانگاه خاتم الانبیاء مشهد انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله (دگزامتازون) تقسیم شدند. در گروه مداخله در پایان عمل تامپون آغشته به دگزامتازون در قسمت فوقانی کانکا میانی قرار داده شد. در گروه کنترل یک تامپون آغشته به آب مقطر در همان محل قرار داده شد. شدت درد در صفر، 3، 6، 12، 18 و 24 ساعت پس از عمل بر روی مقیاس ارزیابی کلامی (VRS) ثبت شد.

    یافته ها

    در دو گروه مداخله و کنترل، تفاوت معنی داری در شدت درد در مقاطع گوناگون زمانی مشاهده نشد. به نحوی که فراوانی درد شدید در زمان ریکاوری به ترتیب برابر 22/5% و 15/7%، طی 3 ساعت بعد از عمل برابر 17/5% و 10/0%، طی 6 ساعت بعد از عمل برابر 12/5% و 5/0%، طی 12 ساعت بعد از عمل برابر 12/5% و 2/5%، طی 18 ساعت بعد از عمل برابر 0% و 2/5% و 24 ساعت بعد از عمل برابر 0% و 0% بود. تفاوت معنی داری در روند تغییرات شدت درد نیز طی 24 ساعت مورد بررسی بر اساس آزمون تعقیبی مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که تک دوز دگزامتازون (8 میلی گرم) به صورت موضعی نمی تواند درد پس از عمل و نیاز به اپیوییدها را در جراحی DCR کاهش دهد.

    کلیدواژگان: داکریوسیستورینوستومی، دگزامتازون، درد، کارآزمایی بالینی تصادفی، مقیاس درجه بندی کلامی
  • علی اکبر خسروی لاریجانی، فاطمه ملکوتی نژاد، امیریونس یدالله زاده، امیرمحمد رضایی مجد، سمانه کاووسی، سید محمدحسن محمدی، محمدعلی قاسمی درزی، کامیار نیک بخش ذاتی، علی صدرزاده، فاطمه محمودی، الهام صاحب زمانی، علی حاجی حسینی، احمدرضا مجدد، مصطفی احمدیان، محمد یوسف پورتقی، رضا نیکخو امیری، پارسا حلال خور میرکلایی، مریم رسول پور روشن، محمد حسین علیجانی گنجی، الهه عسگری، حانیه پوشیده، فاطمه زمانی، امیر حسین حسینی، سهراب عباسی، حسن عزیزی لاری، علی اکبر مقدم نیا* صفحات 88-101
    سابقه و هدف

    روش های سنتی آموزش پزشکی علی رغم سهولت در اجرا، از کارآمدی ماندگاری برخوردار نیستند. هدف اصلی از این مطالعه، استفاده از کمک خود فراگیران برای آموزش بخش هایی از درس فارماکولوژی پزشکی با استفاده از روش ایفای نقش می باشد. این کار برای اولین بار در دانشگاه علوم پزشکی بابل با همکاری دانشجویان پزشکی ورودی 1395، انجام گردید.

    مواد و روش ها

    دانشجویان به 5 گروه تقسیم شدند و برای هر گروه یک نفر سرگروه معرفی گردید. پنج موضوع انتخاب شد و سناریوهای مربوطه نوشته شد. سه تا هفت نفر در هر گروه حضور داشتند. پزشک به همراه رزیدنت یا دانشجوی فرضی، مسایل بیمار را بررسی کرده و دارویی تجویز و توصیه های لازم را به ایشان نمودند. از همه شرکت کنندگان پیش و پس آزمون گرفته شد، سپس یافته ها تحلیل آماری شدند.

    یافته ها

    101 دانشجو (49 نفر دختر و 52 نفر پسر با میانگین سنی 1/14±21/43 سال در مطالعه حضور داشتند. به غیر از موضوع مسمومیت ها نسبت به سایر موضوعات، میانگین اختلاف نمره پیش و پس آزمون دانشجویان دختر کمتر از دانشجویان پسر بود. به عنوان مثال در موضوع پارکینسونیسم این اختلاف مشاهده گردید (0/0001>p). همه دانشجویان درگیر در اجرا، نمرات بهتری نسبت به سایر دانشجویان در همان مباحث کسب نمودند (88/15 در مقابل 59/71 از 100). 74% از دانشجویان دختر و 79% از دانشجویان پسر، از اجرا این روش ابراز رضایت نمودند.

    نتیجه گیری

    طبق یافته ها، این روش سبب افزایش انگیزه برای یادگیری درس فارماکولوژی پزشکی و تثبیت عناوین درسی شده است. لذا اجرای آن در دروس سنگین با تنوع زیاد مطالب، حجیم و پرکاربرد، نه تنها به یادگیری بهتر آن ها کمک می کند بلکه سبب حفظ اشتیاق و افزایش انگیزه برای یادگیری بیشتر و تثبیت موارد یاد گرفته شده می شود.

    کلیدواژگان: فارماکولوژی پزشکی، آموزش به روش ایفای نقش، آموزش دانشجو-محور، تثبیت یادگیری، یادگیری موثر، یادگیری در حد تسلط
  • سیده حانیه هاشمی، مائده معتدل، مرتضی علیجانپور* صفحات 102-107
    سابقه و هدف

    دیابت قندی نوع یک به عنوان یک بیماری اتوایمیون با افزایش قند خون و هیپوپاراتیروییدیسم کاذب با کاهش قند خون همراه می شوند، ما یک مورد از همراهی نادر بین دیابت قندی نوع یک و هایپوپاراتیروییدیسم کاذب را گزارش می کنیم.

    گزارش مورد: 

    بیمار دختر 12/5 ساله با سابقه یک ماهه از پرنوشی و پرادراری که با بی حالی شدید و استفراغ بستری شد و با توجه به قند بالا و اسیدوز متابولیک، تشخیص کتواسیدوز دیابتی (DKA Diabetic Ketoacidosis=) گذاشته شد. او ابتدا تحت درمان با پروتکل DKA  و سپس پروتکل بازال بولوس انسولین قرار گرفت. بیمار سابقه تشنج به علت هیپوکلسمی را در سنین 8 روزگی و 2 ماهگی نیز داشت. در بررسی مجدد در زمان بستری با توجه به هیپوکلسمی- هیپرفسفاتمی و پاراتورمون بالا، تشخیص هیپوپاراتیروییدیسم کاذب مطرح شد و درمان با کلسیم خوراکی و کپسول کلسیتریول انجام شد و با حال عمومی مناسب بعد از هفت روز مرخص شد.

    نتیجه گیری

    در بیماران با هیپوپاراتیروییدیسم کاذب در صورت بروز اختلال در وضعیت قند، الگوی آن معمولا به صورت هیپوگلیسمی می باشد ولی در بیمار ما این همراهی به صورت هیپرگلیسمی و DKA  در زمینه دیابت قندی نوع یک بود که نشان از همراهی نادر این دو بیماری است. لذا باید به فکر تشخیص زودرس و درمان مناسب این همراهی نادر بود.

    کلیدواژگان: هیپوپاراتیروئیدیسم کاذب، دیابت قندی تیپ 1، هیپوکلسمی، هورمون پاراتیروئید
  • زهرا هرسینی، سید محمد حسینی*، فرشته پورعبدالحسین صفحات 108-115
    سابقه و هدف

    همزمان با رشد پایدار جمعیت، استفاده گسترده از قارچ کش های سیستمیکی که منجر به افزایش بهره وری و بازدهی بیشتر محصولات غذایی گردد، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. لذا با توجه به اثرات سیتوتوکسیک قارچ کش های سیستمیک تری سیکلازول و تیوفانات متیل مطالعه حاضر با هدف بررسی سمیت عصبی ناشی از مصرف قارچ کش های تری سیکلازول (TCZ) و تیوفانات متیل (TM) در موش های صحرایی نژاد ویستار انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به 4 گروه هشت تایی شامل: گروه کنترل، گروه های دریافت کننده مخلوط های آفت کش به صورت خوراکی با دوزهای (A) TM 664 + TCZ 25، (B) TM 498 + TCZ 19 و (C) TM 332 + TCZ 13 (میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند و پس از 28 روز نمونه برداری از بافت مغز صورت پذیرفت. به منظور بررسی های کیفی ضایعات پاتولوژیکی و شمارش کمی سلول های مغزی از رنگ آمیزی نیسل و هماتوکسیلین-ایوزین استفاده گردید.

    یافته ها

    در بررسی های هیستوپاتولوژیکی گروه های دریافت کننده سموم، نکروزه شدن نورون ها، افزایش سلول های میکروگلیا در ناحیه هیپوکامپ و قشر مغز، مشاهده گردید. نتایج حاصل از شمارش سلولی مشخص کننده کمترین تعداد نورون در گروه A در ناحیه قشر مغز (4/88±171/40)، CA1 (5/99±152/80)،  CA2,3 (8/36±127/90) و CA4 (3/86±59/20) بود که کاهش معنی داری را نسبت به گروه کنترل نشان داد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که ترکیب تری سیکلازول و تیوفانات متیل باعث آسیب نورون های مغزی در قشر مغز و نواحی مختلف هیپوکامپ و به دنبال آن باعث کاهش تعداد نورون های این نواحی گردید؛ که البته میزان آسیب ها با افزایش دوز رابطه مستقیم داشت.

    کلیدواژگان: تری سیکلازول، تیوفانات متیل، هیپوکامپ، نورون ها، هیستوپاتولوژی
  • نیلوفر عباسی، کامران شاطری، محمدرضا پاشائی* صفحات 116-122
    سابقه و هدف

    سلیاک به عنوان یک بیماری خود ایمنی غالبا تحت تاثیر فاکتور محیطی گلوتن و فاکتورژنتیکی HLA ایجاد می گردد. با توجه به نقش ایمونولوژیک گروه های خونی، این مطالعه با هدف ارزیابی توزیع گروه های خونی ABO و Rh در بیماران مبتلا به سلیاک در استان آذربایجان غربی- ایران طراحی گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، به روش تمام شماری همه 199 مورد ثبت شده در سیستم ریجستری بیماران سلیاکی استان آذربایجان غربی طی سال های 1394 تا 1400 وارد مطالعه شدند. متغیرهای دموگرافیک، مدت زمان ابتلا، گروه خونی، وضعیت بیماری و عوارض بیماری از پرونده الکترونیکی استخراج شد. بیماران از نظر شدت بیماری به سه گروه خفیف (بدون علامت)، متوسط (ساب کلینیکال) و شدید (علایم کلاسیک سلیاک) طبقه بندی و مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    در این مطالعه 125 بیمار (62/8%) زن و میانگین سنی بیماران 15/65±37/15 سال بود. 71 نفر (35/7%) گروه خونی O و 171 نفر (58/9%) Rh+ داشتند. بیماران دارای گروه خونی O و A به ترتیب بیشتر به نوع خفیف (80/8%) و متوسط (50/9%) بیماری مبتلا بودند (0/001>p). تفاوت معنی داری بین شدت بیماری با گروه های خونی و Rh مثبت و منفی مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعه، گروه خونی O بیشترین فراوانی را در بین مبتلایان به سلیاک دارد. علاوه بر آن شدت بیماری در افراد دارای گروه خونی O کمتر از سایر گروه های خونی است.

    کلیدواژگان: بیماری سلیاک، گروه های خونی ABO و Rh، سیستم ثبت بیماری
  • یدالله زاهدپاشا، علی بیژنی، مهرانگیز بالغی، صدیقه بالغی دماوندی* صفحات 123-133
    سابقه و هدف

    حساسیت اخلاقی یکی از معیارهای صلاحیت حرفه ای پژوهشگران است که بر عملکرد اخلاقی پژوهشگر موثر می باشد. از آنجاییکه رعایت اصول و قوانین اخلاق عاملی موثر در ارایه نتایج با کیفیت پژوهش است، لذا این مطالعه با هدف بررسی حساسیت اخلاقی و مولفه های آن بر کیفیت پژوهش در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های علوم پزشکی کلان منطقه یک انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی، بر روی 320 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های علوم پزشکی کلان منطقه یک (گیلان، مازندران، گلستان، بابل، شاهرود، سمنان) که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام گردید. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه های حساسیت اخلاقی و کیفیت پژوهش جمع آوری گردید. پرسشنامه حساسیت اخلاقی شامل 50 سوال و دو بعد «عملکردی و فردی» است که هر کدام شامل 4 حیطه می باشند. پرسشنامه محقق ساخته کیفیت پژوهش نیز شامل 31 سوال و 4 حیطه می باشد که برحسب لیکرت از 1 تا 5 نمره گذاری شدند. حساسیت اخلاقی بر اساس سابقه کار، درجه علمی و جنسیت در بین پژوهشگران مورد مقایسه قرار گرفت. سپس تاثیر هر مولفه در حساسیت اخلاقی بر کیفیت پژوهش بررسی گردید.

    یافته ها

    از 320 نمونه مورد مطالعه 223 نفر مرد (69/7%) و 97 نفر زن (30/3%) زن بودند. در افراد با سابقه کمتر از 10 سال میانگین نمره صداقت (3/21±15/74)، رفتار اخلاقی (5/74±30/50)، پاسخگویی (5/64±33/81)، تصمیم گیری (4/28±23/62) و ارتباطات بین فردی (3/56±18/66) بود که در مقایسه با سابقه بالای 10 سال، بیشتر بود (0/01>p). از بین ابعاد حساسیت اخلاقی، بعد صداقت و ضابطه مداری بر کیفیت پژوهش تاثیر مثبت و معنی داری داشتند. ولی تاثیر احترام به ارباب رجوع، رفتار اخلاقی، دانش حرفه ای، پاسخگویی، تصمیم گیری و ارتباطات بین فردی علی رغم تاثیر بر کیفیت پژوهش، از نظر آماری معنی دار نبود. ضابطه مداری بیشترین تاثیر را بر کیفیت پژوهش داشت (0/293=β). مقدار R2 (0/489) نشان می دهد که حدود %49 از واریانس نمره کیفیت پژوهش توسط ابعاد حساسیت اخلاقی تبیین شده است. حساسیت اخلاقی با ضریب استاندارد 7/758 بر کیفیت پژوهش تاثیر داشت.

    نتیجه گیری

    نتیجه مطالعه نشان داد که حساسیت اخلاقی، خصوصا بعد صداقت و ضابطه مداری بر کیفیت پژوهش تاثیر گذار می باشد.

    کلیدواژگان: حساسیت اخلاقی، پژوهش، اعضای هیات علمی، ارائه الگو
  • صفیه رضاپور، محسن حق شناس مجاوری، پروین عزیزنژاد روشن*، کریم الله حاجیان تیلکی، سمیه علیزاده رکنی، طاهره جهانگیر صفحات 134-142
    سابقه و هدف

    کیفیت عملکرد کاتترهای مرکزی محیطی تعبیه شده (Peripherally Implanted Central Catheters= PICC) توسط پرستار تاثیر مستقیمی بر بهبود ارتقاء مراقبت و ایمنی بیمار دارد. هدف از این مطالعه حسابرسی نحوه جایگذاری و مراقبت پرستاری از PICC در نوزادان می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 130 پروسیجر جایگذاری و مراقبت پرستاری از PICC در بخش های مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان های روحانی و امیرکلا بابل طی سال های 1400-1397 انجام شد. همه نوزادانی که به هر دلیلی نیاز به تعبیه PICC داشتند، انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده ها از چک لیست مشاهده ای پژوهشگر ساخته و پرسشنامه مشخصات دموگرافیک نوزاد استفاده شد. چک لیست شامل 44 سوال و چهار قسمت مراقبت پرستاری قبل از تعبیه کاتتر، شستشوی دست ها، مراقبت پرستاری در حین انجام پروسیجر، مراقبت پرستاری بعد از جایگذاری کاتتر بود. نمرات حاصله از چک لیست به درصد تبدیل و امتیازات در دو گروه جایگذاری نامطلوب (کمتر از 67) و مطلوب (100-68) طبقه بندی شد. برای تایید پایایی آن از روش ضریب توافق بین مشاهده گرها استفاده شد (0/90=ICC).

    یافته ها

    در مجموع 130 مورد جایگذاری و مراقبت پرستاری از PICC (بیمارستان روحانی 98 مورد 75/4%، امیرکلا 32 مورد 24/6%) حسابرسی گردید. در نمونه مورد مطالعه 83 نفر (63/8%) از نوزادان پسر و 53 نفر (43/1%) با تشخیص نارسی بودند. بیشترین محل PICC، زیر بغل (42/3%) بود. میزان درصد مطابقت مراقبت پرستاری قبل از جایگذاری PICC با استاندارد (97/43%)، شستشوی دست ها (100%)، مراقبت پرستاری در حین انجام پروسیجر (87/14%) و مراقبت پرستاری بعد از جایگذاری PICC (94/84%) مطلوب بود. پرستاران در حین جایگذاری PICC از عینک و راهنمای اولتراسوند به ترتیب (85/4%)، (90%) استفاده نکردند.

    نتیجه گیری

     بر اساس نتایج این مطالعه اگرچه کیفیت جایگذاری و مراقبت از PICC در سه مرحله در سطح مطلوبی قرار داشت اما پرستاران در خصوص استفاده از عینک و راهنمای اولتراسوند در حین جایگذاری PICC نیاز به آموزش دارند.

    کلیدواژگان: نوزاد، کاتتریزاسیون، کاتتر، حسابرسی پرستاری، مراقبت پرستاری، بخش مراقبت های ویژه
  • محمدحسین محمدی، احمد انحصاری، حسین قائد امینی*، علی رضا امیربیگی، سلمان فرحبخش صفحات 143-151
    سابقه و هدف

    استفاده از FAST در ترومای بلانت شکم مزایا و معایب مختلفی دارد. با توجه به اهمیت تشخیص به موقع تروماهای بلانت شکم این سوال مطرح می باشد که آیا می توان تنها با انجام FAST در اورژانس این بیماران را مدیریت نمود؟ لذا این پژوهش با هدف مقایسه صحت تشخیصی FAST با CT-Scan در بیماران با ترومای بلانت شکم انجام گردید.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 400 بیمار با ترومای بلانت شکم مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1399 انجام شد. دستیابی به اطلاعات از طریق بررسی پرونده های پزشکی بیماران صورت گرفت. نتایج FAST با نتایج سی تی اسکن شکم و لگن (به عنوان استاندارد طلایی)، لاواژ تشخیصی پریتوین (Diagnostic Peritoneal Lavage= DPL) و نتایج لاپاراتومی (به عنوان استاندارد طلایی در صورت نامشخص بودن نتایج CT-Scan) مقایسه گردیدند و حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی و دقت آن مشخص گردید.

    یافته ها

    میانگین سن شرکت کنندگان برابر 10/44±36/27 سال بود. 72/5% آن ها مرد بودند. شایع ترین ارگان درگیر کبد (%73) بود. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی و دقت FAST به ترتیب برابر با 75/1 (79/6-73/4)، 91/7 (94/7-89/4)، 94/1 (96/3-92/7)، 77/2 (7/6-75/79) و 83/7 (85/5-80/3) بود. همچنین نسبت شانس FAST در تشخیص مایع آزاد برابر با 1335/3، آسیب ارگان های داخل شکمی برابر با 7/53 و برای کل موارد برابر با 28/9 بود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که سونوگرافی FAST در اورژانس روش مناسبی برای تشخیص مایع آزاد داخل شکمی به دنبال ترومای بلانت بوده اما نمی تواند به خوبی محل آسیب را تشخیص دهد.

    کلیدواژگان: سونوگرافی FAST، سی تی اسکن، ترومای بلانت شکم
  • راحیل میرزایی، ولی الله آرش*، منوچهر رحمتی کامل، فریدا عابسی، علی بیژنی صفحات 152-159
    سابقه و هدف

    ثبات درمان ارتودنسی چالش بزرگی برای ارتودنتیست و بیماران است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر لیزر کم توان بر میزان ریلپس دندان های قدامی مندیبل می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی 20 مراجعه کننده 18-12 ساله برای انجام درمان ارتودنسی، مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ها با روش تخصیص تصادفی بلوکی به دو گروه 10 نفری مورد و شاهد تقسیم شدند. قبل از شروع درمان ارتودنسی، کست گچی نمونه ها تهیه و شاخص بی نظمی (Little’s irregularity index) با استفاده از گیج ABO (American Board of Orthodontic Measuring Gauge) محاسبه شد. بعد از اصلاح کرادینگ، در هر دو گروه، آرچ وایر از دندان های قدامی مندیبل برداشته شد. سپس به 4 نقطه از دندان های سانترال، لترال، کانین مندیبل در1/3 کرونالی ریشه، لیزر دیود با طول موج 808 نانومتر، توان 250 (mw)، انرژی 4 ژول و continuous wave mode، به مدت 16 ثانیه ساطع شد. در پایان هفته اول (T1)، دوم (T2)، سوم (T3) و چهارم (T4) میزان ریلپس با استفاده از شاخص بی نظمی Little اندازه گیری و مقایسه شد.

    یافته ها

    در این مطالعه 20 بیمار 18-12 ساله با کرودینگ 9-5 میلی متر در دندان های قدامی مندیبل با بهداشت دهانی خوب بررسی شدند. میانگین ریلپس هفته اول (T1) بعد از تابش لیزر کم توان، در گروه آزمایش برابر با صفر و در گروه کنترل 0/15±0/05 میلی متر را نشان داد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نمی باشد. طی هفته های بعد تفاوت آماری معنی داری بین میزان ریلپس دو گروه وجود داشت (0/003=p). میانگین درصد ریلپس در گروه آزمایش، 4/31±4/48 و در گروه کنترل 5/52±12/06 نشان داده شد (0/003=p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که تابش لیزر کم توان با طول موج 808 نانومتر بر روی دندان های قدامی مندیبل در دوره ریتنشن باعث کاهش قابل توجه ریلپس می شود. بنابراین شاید بتوان استفاده از لیزر را به عنوان یک روش موثر در کاهش ریلپس و خصوصا ریلپس فوری پیشنهاد کرد.

    کلیدواژگان: ریلپس، ریتنشن، لیزر کم توان
  • مرضیه ریاحی نژاد*، مجتبی ذهابی صفحات 160-164

    نقد تاریخی نیاز به تخصص و تبحر در دانش تاریخ به صورت کلی دارد. بدون داشتن دانش تاریخی، نگارش نقد اشتباه است. در نگارش نقد مقاله «ابوالحسن احمد بن محمد طبری ترنجی؛ حکیم و پزشک نامی ایرانی»، سال 1401، دوره 24، شماره 1، هیچکدام از اصول نقد تاریخ نگاری رعایت نشده است. نگاه بر جغرافیای تاریخی ظاهرا در محل ترنجه بین ناقدان و نویسنده مقاله اختلاف نظر وجود دارد. لذا هدف از این مقاله تحلیل گفتمان نقد تاریخ نگاری و زادگاه ابوالحسن احمد بن محمد طبری ترنجی می باشد.

    کلیدواژگان: تاریخ پزشکی، جغرافیای تاریخی، تاریخ نگاری آنال، ابوالحسن احمد بن محمد طبری ترنجی، ترنجه
  • سولماز موسوی، محمدحسین درگاهی، آیت احمدی، محمدرضا مهاجری تهرانی، احسان شمسی گوشکی، علیرضا پارساپور* صفحات 165-176
    سابقه و هدف

    رعایت حقوق بیمار یکی از مهم ترین مولفه های ارایه مراقبت انسان گرایانه و اولویت حوزه اخلاق پزشکی در کشور است. از این رو منشور حقوق بیمار در ایران در آبان 1388 به عنوان راهنمای عملکرد در این حوزه ابلاغ گردید. این مطالعه با هدف بررسی تحقق حقوق بیمار از دیدگاه پزشکان و پرستاران و بیماران بستری در بخش های منتخب بیمارستان شریعتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی در بازه زمانی 96-1395 در تهران بر روی 487 شرکت کننده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار جمع آوری داده‎ها پرسشنامه نگرش به رعایت حقوق بیماران بود. نمرات کسب شده بر اساس دیدگاه فرد در مورد رعایت حق مورد پرسش و از یک (اصلا رعایت نشده) تا پنج (کاملا رعایت شده) بود.

    یافته ها

    بر اساس نتایج این مطالعه پزشکان و پرستاران به نسبت بیماران تحقق کمتری در مورد حقوق بیماران گزارش کرده اند. بیماران، پرستاران و پزشکان به ترتیب موافق تحقق بیشتر نمره حقوق بیمار در حیطه های رعایت عدالت (0/96±4/54)، برخورد مودبانه (0/90±4/17)، کیفیت خدمات به لحاظ علمی (0/85±3/37) بودند. همچنین بیماران تحقق کمتر حق مسیولیت پذیری و پاسخگویی (1/59±3/03) (0/000=p)، و پرستاران و پزشکان تحقق کمتر حقوق بیماران را درحیطه توجه به رفاه و آسایش بیمار (0/99±3/45) و (0/84±2/48) (0/000=p) گزارش کردند.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه نشان داد در مجموع نگرش بیماران حاکی از تحقق بیشتر حقوق بیمار در مقایسه با پزشکان و پرستاران بود. البته دیدگاه گیرندگان و ارایه کنندگان خدمات در خصوص میزان رعایت ابعاد مختلف حقوق بیمار در بیمارستان متفاوت بود که لازم است در مداخلات مد نظر دیدگاه بیماران به عنوان گیرنده خدمات و ذینفع اصلی در اولویت قرار گرفته و ارایه کنندگان خدمت نسبت به آن مطلع و راهکارهای رفع نقصان های موجود شناسایی و اقدام مقتضی در رفع آن صورت گیرد.

    کلیدواژگان: حقوق بیمار، منشور حقوق بیمار در ایران، اخلاق بالینی، اخلاق پزشکی، اخلاق زیستی
  • فرزانه دهستانی، بهرام میرزائیان*، رمضان حسن زاده، پیام سعادت صفحات 177-187
    سابقه و هدف

    بیماری های نوروپاتیک، وضعیت های تحلیل برنده عصبی و یک گروه وسیع و سخت از بیماری های اعصاب محیطی در انسان می باشد. از آنجاییکه بهزیستی درمانی بر سطوح بالای شش حیطه بهزیستی روانشناختی تاکید دارد، لذا این مطالعه به منظور بررسی اثر بخشی بهزیستی درمانی بر راهبرد های مقابله با درد و خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد نوروپاتیک مزمن انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 30 نفر از بیماران نوروپاتیک مزمن مراجعه کننده به بیمارستان آیت الله روحانی بابل و مطب شخصی متخصص مغز و اعصاب در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل، انجام گرفت. بهزیستی درمانی در 8 جلسه 120 دقیقه ای، هفته ای یک بار برای گروه آزمایش اجرا شد، در حالیکه گروه کنترل، درمان روتین را دریافت کردند. پس از دوره پیگیری، گروه کنترل هم تحت روان درمانی قرار گرفتند. هر دو گروه پرسشنامه های راهبردهای مقابله با درد (Rosenstiel و Keefe، 1985) و خودکارآمدی درد (Nicholas، 1989) را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (دو ماه بعد از پس آزمون) تکمیل کردند و مقایسه شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل در نمره خرده مقیاس های راهبرد های مقابله با درد در توجه برگردانی (3/88±23/13 در مقابل 7/34±11/47) (0/001>p)، تفسیر مجدد از درد (5/56±17/33 در مقابل 8/65±13/0) (0/114=p)، فاجعه آفرینی (6/24±10/0 در مقابل 5/4±16/33) (0/001>p)، نادیده انگاشتن درد (6/67±24/4 در مقابل 5/11±12/6) (0/001>p)، امیدواری- دعا (9/97±29/13 در مقابل 5/7±22/4) (0/031=p)، گفتگو با خود (4/03±25 در مقابل 4/79±21/2) (0/026=p)، افزایش فعالیت (4/43±20/47 در مقابل 4/94±11/20) (0/001>p) و نیز خودکارآمدی درد (9/45±43/2 در مقابل 13/34±33/33) (0/027=p) وجود دارد. این نتایج در دوره پیگیری نیز حفظ شد.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که بهزیستی درمانی می تواند به عنوان یک مداخله اثربخش بر بهبود راهبرد های مقابله با درد و افزایش خودکارآمدی درد بیماران نوروپاتیک مزمن باشد.

    کلیدواژگان: راهبرد های مقابله ای، خود کارآمدی، نوروپاتیک، درد مزمن
  • اکرم سرداری، مریم مهرپویا*، پویا طیبی، وحیده لاله فر، مهرزاد رحمانیان صفحات 188-194
    سابقه و هدف

    آمبولی سیستمیک می تواند یکی از عوارض ناگوار لخته بطن چپ به دنبال انفارکتوس حاد قلبی باشد و تشخیص و درمان سریع آن از اهمیت زیادی برخوردار است. در این گزارش یک بیمار با آمبولی زینی شکل (saddle embolism) وسیع آیورت شکمی به علت جدا شدن کامل لخته بطن چپ متعاقب انفارکتوس حاد قدامی معرفی می گردد.

    گزارش مورد:

     بیمار آقایی 60 ساله است که با شکایت درد شدید قفسه سینه رترواسترنال، تهوع و تعریق سرد، به اورژانس مراجعه نمود. در نوار قلب صعود سگمانST  در لیدهای V1-V5 داشت و با تشخیص انفارکتوس حاد قدامی با صعود قطعه ST (Acute anterior STEMI)، تحت آنژیوپلاستی اولیه با تعبیه استنت (Primary PCI) بر روی کرونر نزولی قدامی چپ (LAD) قرار گرفت. در اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک سه روز بعد، لخته بزرگ در قسمت اپکس بطن چپ دیده شد. هفت روز بعد از تعبیه استنت، بیمار دچار درد شدید و پاراپلژی اندام های تحتانی شد. در سونوگرافی داپلر، انسداد دوطرفه شرایین ایلیاک دیده شد. علی رغم درمان با آسپرین و کلوپیدوگرل و آنتی کواگولان، لخته بطن چپ به بایفورکیشن آیورت شکمی آمبولیزه شده و باعث ایسکمی حاد دوطرفه اندام های تحتانی شده بود. بیمار تحت آمبولکتومی اورژانسی قرار گرفت و یک هفته بعد با وضعیت پایدار و دو آنتی پلاکت و وارفارین مرخص شد. سه ماه بعد، وارفارین قطع شد.

    نتیجه گیری

    بر اساس این گزارش موردی، آمبولی زینی شکل آیورت شکمی به دنبال انفارکتوس حاد میوکارد به طور نادر ممکن است دیده شود. توجه به علایم بالینی، معاینه دقیق و تشخیص و درمان سریع باعث بهبود پروگنوز می شود. در هر بیمار با لخته بطن چپ به دنبال آنفارکتوس حاد قلبی، احتمال آمبولی سیستمیک باید مد نظر قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: لخته بطن چپ، انفارکتوس حاد میوکارد، آمبولی زینی شکل، آمبولی سیستمیک، ایسکمی اندام تحتانی
  • محدثه تیموری، اباذر اکبرزاده پاشا، محمدهادی یدالله پور، عبدالرحیم قلی زاده پاشا، ثریا خفری، محبوبه فرامرزی* صفحات 195-203
    سابقه و هدف

    میزان تبعیت بیماران از دستورات پزشکی و دارویی از عوامل مهم تاثیرگذار بر اثربخشی درمان های طبی است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین مهارت های ارتباطی پزشک و بیمار با میزان تبعیت از دستورات دارویی پس از ترخیص از بیمارستان می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 284 نفر از بیماران بستری در بخش های جراحی و اورولوژی بیمارستان شهید بهشتی شهرستان بابل، که حداقل 48 ساعت از زمان بستری آنها گذشته بود، انجام شد. بیماران دو پرسشنامه مهارت ارتباطی پزشک- بیمار (دامنه 70-21) و مهارت های ارتباطی Burton (دامنه 90-18) را در بیمارستان تکمیل کردند. سپس دو هفته بعد از ترخیص، بیماران دو پرسشنامه پیروی عمومی و مقیاس پیروی دارویی Morisky را به صورت الکترونیک و یا تلفنی پاسخ دادند و نتایج مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین سنی بیماران شرکت کننده 18/20±50/65 سال و نمره پیروی کلی از دستورات پزشکی 5/77±24/26 (دامنه 30-7) و پیروی دارویی 2/91±8/54 (دامنه 11-1) بود. 222 نفر از بیماران (%78/2) پیروی بالایی از دستورات پزشکی داشتند. آنالیز رگرسیون گام به گام نشان داد که مهارت های ارتباطی پزشکان عامل مثبت پیروی دارویی (0/001>p، 0/336=ß) و پیروی از دستورات پزشکی (0/001>p، 0/137=ß) بود. همچنین مهارت های ارتباطی بیماران نیز بر پیروی دارویی (0/01=p، 0/331=ß) و پیروی کلی از دستورات پزشکی (0/001>p، 0/205=ß) تاثیر مثبت داشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که مهارت ارتباطی پزشکان و بیماران، پیشگویی کننده مثبت پیروی از دستورات پزشکی و دارویی پس از ترخیص از بیمارستان است.

    کلیدواژگان: پیروی درمان، پیروی دارویی، مهارت های ارتباطی، پزشک، بیمار
  • آرمان اسدی آملی، ساناز مهربانی*، محمدرضا اسماعیلی دوکی، مریم نیک پور، عباس هادی پور، محمد پورنصرالله، محسن محمدی صفحات 204-212
    سابقه و هدف

    لنفادنیت مزانتر یک پروسه التهابی می باشد که در میان بیماری های همراه با درد شکم حاد، علایم بالینی مشابه تری به آپاندیسیت دارد. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه یافته های کلینیکی و پاراکلینیکی در کودکان با آپاندیسیت و لنفادنیت مزانتر می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 214 نفر از کودکانی که در سال 99-1390 در بیمارستان کودکان امیرکلا با تشخیص آپاندیسیت (112 نفر) یا لنفادنیت مزانتر (102 نفر) بستری بودند، انجام شد. تشخیص آپاندیسیت و لنفادنیت مزانتر بر پایه پاتولوژی و سونوگرافی انجام شد، علایم بالینی پارامترهای آزمایشگاهی و سونوگرافی کودکان در دو گروه مقایسه گردید.

    یافته ها

    از 214 کودک، 112 (52/15%) نفر، دختر بودند و میانگین سنی کودکان 3/19±7/53 سال بود. کودکان با آپاندیسیت نسبت به لنفادنیت مزانتر با احتمال بالاتری دچار تندرنس (42/2% vs 85/7%، 0/001>p) ریباند تندرنس (40/2% vs 4/9%، 0/001>p)، استفراغ (79/5% vs 61/8%، 0/004=p) و شیفت درد (11/8% vs 25%، 0/013>p) می شدند. همچنین WBC (3971/35±9774/51 vs 4635/20±15358/04، 0/001>p)، نوتروفیل (17/05±63/42 vs 10/51±77/02، 0/001>p)، ESR  (18/56±19/73 vs 27/29±38/57، 0/001>p) و  CRP(27/98±18/00 vs 40/30±52/77، 0/001>p) در کودکان با آپاندیسیت به طور معنی داری بالاتر بود. سونوگرافی حساسیت (0/88-0/73) 80/4% در تشخیص آپاندیسیت و با احتمال 100% لنفادنیت مزانتر را رد کرد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که برخی علایم بالینی با لکوسیتوز، نوتروفیلی و CRP بالا می توانند به افتراق آپاندیسیت از لنفادنیت مزانتر کمک کنند. اما سونوگرافی می تواند نتیجه قطعی تری در این افتراق داشته باشد.

    کلیدواژگان: آپاندیسیت، لنفادنیت مزانتر، سونوگرافی، درد شکم
  • ابوالفضل گوکلنی، قدسیه کامرانی، علی بیژنی، فاطمه بیژنی* صفحات 213-220
    سابقه و هدف

    کارسینوم سلول بازال شایع ترین بدخیمی انسانی می باشد که در سال های اخیر شیوع فزاینده ای داشته است. هدف از مطالعه حاضر تعیین الگوی دموگرافیک و هیستوپاتولوژیک این بدخیمی در بخش های آسیب شناسی بیمارستان های دولتی شهرستان بابل طی سال های 1392 تا 1399 می باشد.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش گذشته نگر، پس از بازبینی پرونده های موجود با تشخیص نهایی کارسینوم سلول بازال طی سال های 99-1392، اطلاعات بیماران شامل سن، جنس، محل ضایعه و زیرگروه میکروسکوپی ثبت و بررسی شدند.

    یافته ها

    در این مطالعه 367 پرونده از دو بیمارستان شهید بهشتی و شهید یحیی نژاد بابل با تشخیص کارسینوم سلول بازال به دست آمد. میانگین سنی افراد در دو جنس 10/89±67 سال بود. 69% از نمونه ها مربوط به مردان و 31% مربوط به زنان بود (0/001>p). بیشترین تعداد از ناحیه اسکالپ (134 نمونه) و کمترین تعداد مربوط به قفسه سینه (3 نمونه) بود. شایع ترین زیرگروه هیستوپاتولوژی، نوع ندولار و نادرترین، دو نوع متاتیپیکال و کلیرسل بودند. بین محل نمونه و جنسیت ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (0/023=p) به نحوی که گونه در مردان و بینی در زنان نسبت به جنس دیگر شایع تر بود. در سال 1396، بیشترین ابتلا با 83 مورد دیده شد که نسبت به سال قبل رشد چشمگیری داشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، میزان بالای بروز کارسینوم سلول بازال در ناحیه سر و صورت افراد مسن به ویژه مردان، لزوم آگاهی رسانی به جوامع پرخطر و آشنایی بیشتر درمانگران به ویژه دندانپزشکان که در ارتباط چشمی نزدیک با صورت می باشند را آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: کارسینوم سلول بازال، دموگرافی، پاتولوژی
  • رامین کرامتی، غلامرضا نجفی*، رضا صیرفی، علی شالیزار جلالی صفحات 221-232
    سابقه و هدف

    دیابت بسیاری از سیستم های فیزیولوژیک بدن را تحت تاثیر قرار داده و می تواند باعث اختلال در باروری گردد. از آنجاییکه کاتچین به عنوان یک آنتی اکسیدانت قوی می تواند باعث بهبود پارامترهای اسپرمی و افزایش باروری گردد، لذا این مطالعه به منظور بررسی اثر کاتچین بر روی استرس اکسیداتیو، پارامترهای اسپرمی و توان باروری آزمایشگاهی (In-Vitro Fertilization= IVF) موش های دیابتی طراحی گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 48 موش نر بالغ نژاد  NMRIبه 6 گروه 8 تایی شامل شاهد خوراکی، شاهد تزریقی، دیابتی، دیابتی به همراه دوز پایین کاتچین (25 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، دیابتی به همراه دوز متوسط کاتچین (50 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و دیابتی به همراه دوز بالای کاتچین (100 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین (50 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) القا گردید و بعد از اتمام دوره تیمار 30 روزه، پارامترهای اسپرمی، میزان هورمون تستوسترون، میزان کاتالاز، ظرفیت آکسیدانتی تام، مالون دی آلدیید و IVF مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    در موش های گروه دیابتی، تعداد اسپرم ها (1/24±28/63) و درصد تحرک اسپرم ها (1/46±53/47) و اسپرم های زنده (1/34±55/96) و همچنین زیگوت (1/56±57/68)، جنین های دو سلولی (3/92±62/93)، بلاستوسیست ها (1/49±41/69) و جنین های هچ شده (2/98±34/51) به طور معنی داری در مقایسه با گروه شاهد کاهش معنی داری یافته بودند (0/05p<). در گروه دیابتی، درصد اسپرم های نابالغ (0/30±13/41) و واجد DNA آسیب دیده (0/42±8/35) افزایش یافته بود. تجویز کاتچین باعث بهبود پارامترهای اسپرمی، میزان لقاح و رشد جنین گردید.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثرات مخرب دیابت بر روی باروری، کاتچین به دلیل داشتن قابلیت آنتی اکسیدانت و مهار رادیکال های آزاد می تواند باعث افزایش لقاح و باروری شود.

    کلیدواژگان: دیابت ملیتوس، موش، تنش اکسیداتیو
  • آتنا شیوا، شهین عرب، امیرحسین پاکروان، نیکا رضایی کلانتری، پرستو نامدار* صفحات 233-241
    سابقه و هدف

    کارسینوم کیستیک آدنویید (Adenoid Cystic Carcinoma= ACC) فک بالا یک بیماری نادر است که از غدد بزاقی فرعی ناشی می شود. ظاهر بالینی و رادیولوژیکی ممکن است شبیه به هر ضایعه ادنتوژنیک/ غیر دندونتوژنیک باشد. هدف این مطالعه گزارش یک مورد نادر از ACC مرکزی اولیه قدامی می باشد.

    گزارش مورد: 

     بیمار مردی 31 ساله است که با شکایت از تورم و درد در فک فوقانی قدامی راست با سابقه درگیری 3 ماهه به بخش جراحی دهان و فک و صورت مراجعه کرد. بیمار تقریبا 5 ماه قبل متوجه تورم و درد در این سمت شده بود و تشخیص نادرست و درمان ناموفق ریشه دندان به جای تشخیص این ضایعه تومورال بوده است. بیوپسی از مرکز انجام شد و از نظر میکروسکوپی، ضایعه سلول های تومور را نشان داد که در ورقه هایی در جزایر استرومای فیبری سلول های اپیتلیال چیده شده اند که الگوی کلاسیک "پنیر سوییسی" را نشان می دهد. بر اساس ارزیابی بالینی، رادیوگرافی، CBCT و ایمونوهیستوشیمی مثبت CD63، C-Kit تشخیص ACC تایید شد. پس از تشخیص، ضایعه به طور کامل توسط انوکلاسیون و کورتاژ توسط جراح برداشته شد. رادیوتراپی بعد از عمل انجام شد. پیگیری پس از 3 سال از زمان تشخیص اولیه هیچ نشانه ای از عود را نشان نداد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، تشخیص و درمان به موقع ACC می تواند منجر به درمان و بقای موفقیت آمیز بیمار شود.

    کلیدواژگان: کارسینوم کیستیک آدنوئید، بدخیمی غدد بزاقی، فک بالا، ایمونوهیستوشیمی
  • ماهان فاتح زنوزی، سینا میرزایی راد*، سید علی سید مجیدی صفحات 242-250
    سابقه و هدف

    برای کاهش آلودگی میکروبی در مواردی مانند درمان پرفوراسیون، استفاده از شست و شو دهنده ها پس از قرار دهی سمان ضروری است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر شست و شو دهنده های کانال روی استحکام باند push out سمان هایCEM ،Root MTA و  Angelus MTA به دیواره ریشه می باشد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق آزمایشگاهی 150 نمونه برش عرضی از ناحیه میانی ریشه دندان های تک کانال بدون پوسیدگی به ضخامت 1 میلی متر، که به طور تصادفی به 3 گروه 50 تایی تقسیم و با سمان های CEM cement،Root MTA  یا Angelus MTA پر شدند، مورد بررسی قرار گرفت. پس از ست شدن سمان ها، نمونه های هر گروه به 5 زیرگروه 10 تایی تقسیم شدند به طوری که 4 زیرگروه با هیپوکلریت سدیم، EDTA، نرمال سالین، کلرهگزیدین 2% به مدت 30 دقیقه شست و شو داده شدند و یک زیرگروه به عنوان گروه کنترل تحت شست و شو قرار نگرفت. سپس استحکام باند push out سمان با دیواره ریشه (مگاپاسگال) و الگوی شکست نمونه ها بررسی شد.

    یافته ها

    روش های شست و شوی مختلف هیچ اثر معنی داری بر استحکام باند سمان های CEM، Root MTA و Angelus MTA نشان نداد. در روش شست و شو با سالین استحکام باند Angelus MTA (1/98±6/3) ازRoot MTA (3/61±2/1) بیشتر بود (0/004=p). در روش شست و شو با کلرهگزیدین 2% نیز استحکام باند سمان  Angelus MTA (3/13±8/72) از CEM (1/35±3/87) وRoot MTA (1/76±4/66) (به ترتیب 0/001 <p و 0/001=p) بیشتر بود. بیشترین نوع شکست در گروه Angelus MTA از نوع ادهزیو و در گروه های CEM cement و Root MTA از نوع mixed بود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که روش های شست و شوی مختلف، تاثیری بر استحکام باند push out سمان های مورد بررسی ندارد.

    کلیدواژگان: شست و شو دهنده های کانال ریشه، سم سمنت، MTA
  • ژاله اصلانی، پروین سجادی، آرزو فلاحی، رضا قدیمی* صفحات 251-263
    سابقه و هدف

    ناامنی غذایی به مفهوم دسترسی محدود یا نامطمین به غذای کافی و سالم از نظر تغذیه ای یا توانایی محدود برای دستیابی به غذا از راه های مقبول اجتماعی بوده که می تواند در سلامت سالمندان تاثیرگذار باشد. هدف این تحقیق، بررسی وضعیت ناامنی غذایی و عوامل موثر بر آن و نقش آن بر سلامت جسمی و روانی در سالمندان می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 550 سالمند 60 سال و بالاتر مراجعه کننده به 10 مرکز بهداشتی- درمانی شهر سنندج که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند، انجام شد. پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، امنیت غذایی HAIFS (8 سوال با محدوده امتیاز صفر تا 24) و سلامت عمومی Goldberg (28 سوال با 4 خرده مقیاس) برای آن ها تکمیل و بررسی گردید.

    یافته ها

    در این مطالعه 324 سالمند زن و 224 مرد مورد بررسی قرار گرفتند که 75/6% متاهل و 73/6% بی سواد بودند. یافته ها نشان دادند که 59/1% (325 نفر) از سالمندان درجاتی از ناامنی غذایی داشته و ناامنی شدید در 62 نفر (11/3%) مشاهده گردید. ناامنی غذایی در افراد با علایم متوسط تا شدید جسمانی (7/33O=R)، اضطراب و اختلال خواب (8/63O=R)، اختلال عملکردی (6/78OR=)، افسردگی (21/12O=R) و به طور کل اختلال سلامت عمومی متوسط تا شدید (11/85O=R) به میزان بیشتری دیده شد. همچنین ناامنی غذایی در جنس زن، عدم تاهل، بی سوادی، زندگی تنها، درآمد پایین به میزان بیشتری دیده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که شیوع ناامنی غذایی در سالمندان سنندج قابل توجه بوده و با عواملی چون اختلال سلامت عمومی، جسمانی و روانی ارتباط دارد.

    کلیدواژگان: سالمندان، ناامنی غذایی، سلامت جسمی و روانی
  • علیرضا فیروزجاهی، محمد رعنائی، هدی نقشینه، زهرا احمدنیا، سمانه روحی، مانا بازی برون، محمدجواد نصر، علی علیزاده خطیر* صفحات 264-271
    سابقه و هدف

    افرادی که مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی (Human Immunodeficiency Viruses= HIV) می باشند، بیشتر از سایر بیماران در معرض ابتلا به عفونت های فرصت طلب قارچی قرار دارند. سیستم ایمنی این بیماران، زمانی که به بیماری کرونا ویروس- 2019 (Coronavirus Disease- 2019= COVID-19) نیز مبتلا شوند، ضعیف تر می شود. درگیری سیستم عصبی مرکزی ناشی از عفونت های قارچی در این بیماران مورد توجه و در صورت تشخیص دیرهنگام مرگبار می باشد. هدف از این تحقیق، بررسی یک خانم مبتلا به COVID-19 و HIV می باشد که به مننژیت کریپتوکوکی مبتلا شده بود.

    گزارش مورد: 

    بیمار خانمی 53 ساله می باشد که با شکایت سردرد شدید و حالت تهوع به دنبال ابتلا به COVID-19 مراجعه کرد. گلبول های سفید خون، سرعت رسوب گلبول قرمز، میزان لنفوسیت، کراتینین، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز و نیتروژن اوره خون در مقایسه با سطح استاندارد افزایش یافته بود. آزمایش مایع مغزی- نخاعی نشان داد که گلوکز، پایین تر و پروتیین بالاتر از حد استاندارد بودند. بررسی میکروسکوپی، رنگ آمیزی وکشت رسوب مایع مغزی نخاعی، حضور مخمرهای دو جداره مشابه به کریپتوکوکوس را نشان داد. COVID-19 و HIV در بیمار، مثبت بود. میزان خوشه تمایز 4 (Cluster of Differentiation 4= CD4) پایین تر از حد استاندارد بود. بیمار تحت درمان با آمفوتریسین B با دوز 100 میلی گرم به مدت دو هفته قرار گرفت و پس از تثبیت شرایط از بیمارستان ترخیص شد.

    نتیجه گیری

    مننژیت کریپتوکوکی اغلب در شرایط سرکوبگر سیستم ایمنی مانند HIV می تواند رخ دهد. بنابراین پیگیری، تشخیص و درمان سریع می بایست در این بیماران خاص انجام شود.

    کلیدواژگان: مننژیت کریپتوکوکی، کریپتوکوکوس، بیماری کرونا ویروس- 2019، ویروس نقص ایمنی انسانی
  • زهرا جعفری راد، علی امیری، یحیی جوادیان، سهیل منصور سوهانی* صفحات 272-280
    سابقه و هدف

    یکی از ویژگی های مهم پرسشنامه های مرتبط با سلامت در نشان دادن تغییرات شرایط بالینی بیمار قبل و بعد از درمان، پاسخ دهی به آن ها می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی پاسخ دهی پرسشنامه Western Ontario Meniscal Evaluation Tool و مشخص کردن حداقل تفاوت بالینی مهم آن در بیماران تحت مداخلات فیزیوتراپی پس از آسیب های منیسک زانو انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه روش شناسی مقطعی روی 100 بیمار 70-18 ساله با آسیب منیسک های زانو که تحت مداخلات فیزیوتراپی قرار گرفتند، انجام شد. بیماران پرسشنامه های WOMET و Knee Injury and Osteoarthritis Outcome Score را در جلسات اول و دهم تکمیل کردند. حداقل نمره کسب شده از پرسشنامه WOMET صفر و حداکثر 1600 و حداقل نمره کسب شده از پرسشنامه KOOS صفر و حداکثر 168 می باشد. پاسخ دهی داخلی و خارجی به عنوان پیامدهای اولیه بودند که برای بررسی آنها از آزمون های اندازه اثر و منحنی ROC و ضریب همبستگی استفاده شد. ارتباط بین پرسشنامه های WOMET و KOOS به عنوان پیامد ثانویه بودند که از طریق محاسبه ضریب همبستگی بررسی شدند.

    یافته ها

    نتایج پاسخ دهی داخلی نشان داد که میانگین پاسخ استاندارد شده برای کل پرسشنامه  WOMET0/11 (ناچیز) و نمرات کوهن d برای کل پرسشنامه WOMET 1/586- (بزرگ) بود. اختلاف میانگین پاسخ دهی داخلی در بین بیماران بهبود یافته (20%) و بهبود نیافته (%80) به سطح معنی داری رسید (0/001>p). این پرسشنامه قابلیت پاسخ دهی خارجی قابل قبولی داشت. بطوریکه سطح زیر منحنی نمودار ROC بزرگتر و مساوی 0/7 و نقطه برش مطلوب 20/031 بود (0/001>p). ضریب همبستگی پیرسون بین پرسشنامه های WOMET وKOOS  (به جز خرده مقیاس احساسات) متوسط تا بزرگ (0/8-0/5) با 0/001>p بود.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه WOMET دارای قابلیت پاسخ دهی بالایی بوده و ابزار مناسبی در ارزیابی کیفیت زندگی بیماران با آسیب منیسک های زانو می باشد.

    کلیدواژگان: پرسشنامه های مرتبط با سلامت بیمار، روانشناختی، منیسک
  • بهنام عسکری*، کیانا عسکری صفحات 281-287
    سابقه و هدف

    انجام جراحی بای پس عروق کرونر در بیمار مبتلا به سندرم پس از آسیب قلبی (پریکاردیت شدید متعاقب سکته قلبی) بسیار نادر و دشوار بوده وخطر جراحی ناقص و ناموفق و آسیب قلبی زیاد است. جراحی ناقص می تواند منجر به افزایش مرگ و میر و عوارض بعد از عمل شود. یک مورد جراحی اورژانس بای پس عروق کرونری در بیمار مبتلا به سندرم پس از آسیب قلبی گزارش می گردد.

    گزارش مورد: 

    بیمار آقای 64 ساله با درد قفسه سینه و تنگی نفس فعالیتی از دو هفته پیش در مرکز قلب سیدالشهدا ارومیه بستری شده بود. بیماری های همراه او شامل دیابت شیرین (نوع دو)، فشار خون بالا، سیگار کشیدن و چاقی بود. در نوار قلبی، فیبریلاسیون دهلیزی با پاسخ بطنی بالا داشت. در اکوکاردیوگرافی کسر جهشی بطن چپ 50% و مایع پریکاردیال خفیف تا متوسط گزارش شده و در آزمایشات، هموگلوبین پایین و کراتینین سرم بالا داشت. در آنژیوگرافی عروق کرونری، تنگی 50% دیستال شریان کرونر اصلی چپ و درگیری سه رگ قلبی رویت شد. در طی عمل جراحی اورژانس بای پس عروق کرونری، التهاب شدید و منتشر سطح قلب و ضخیم شدن پریکارد مشاهده شد .در مسیر احتمالی عروق کرونر، آزاد سازی محدود چسبندگی های پریکارد احشایی انجام شد. عمل جراحی بای پس عروق کرونر دو گرفت (Graft) انجام شد. جدا شدن از پمپ قلبی ریوی با ریتم سینوسی و مقدار کم اینوتروپ انجام شد .تنها عارضه پس از عمل بیمار، تشدید نارسایی کلیه قبل از عمل بود که یک بار در روز دوم بعد از عمل همودیالیز انجام شد. بیمار در روز هشتم بعد از عمل بدون مشکل خاصی مرخص شد و در پیگیری های انجام شده در طی 12 ماه بعد از عمل مشکل بالینی نداشته و در اکوکاردیوگرافی افیوژن پریکارد وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج گزارش ما، برای یافتن شریان های کرونری هدف و جلوگیری از آسیب قلبی، چسبندگی های التهابی اپی کاردیال باید به طور محدود و دقیق آزاد شوند.

    کلیدواژگان: اولین مورد، سکته قلبی، شریان کرونر اصلی چپ، چسبندگی پریکارد
  • محمدعلی زارعی*، آزاد محمد عزیز احمد صفحات 288-296
    سابقه و هدف

    کنترل هیپرگلیسمی بعد از غذا یک استراتژی مهم در مدیریت دیابت نوع دو و کاهش عوارض مزمن مرتبط با آن است. بنابراین مهار کننده های آنزیم های تجزیه کننده کربوهیدرات مانند آلفا-گلوکوزیداز می تواند در درمان این بیماری مفید باشند. هدف از این مطالعه بررسی فعالیت بازدارندگی آلفا-گلوکوزیداز برخی از داروهای سنتی در سلیمانیه می باشد.

    مواد و روش ها

    هشت گونه گیاهی با مشاوره از ادویه ‏ای های معتبر در سلیمانیه تهیه شدند. پس از خشک شدن نمونه‏ ها در هوا و تهیه عصاره متانولی آنها، سنجش آنزیمی به روش میکروپلیت در حضور چهار غلظت مختلف (1، 0/1، 0/01 و 0/001 میلی گرم در میلی لیتر) از عصاره‎ها و کنترل منفی و مثبت انجام شد. در نهایت آنالیز سنتیک آنزیمی و تعیین نوع مهار بر روی عصاره های موثر انجام شد.

    یافته ها

    در میان یازده گونه گیاهی مورد مطالعه، عصاره های متانولی  .Rheum ribes R.، Rubus idaeus L  و .Salix alba L در غلظت یک میلی گرم بر میلی لیتر، به ترتیب با 1/05±98/13% (0/046=IC50)، 2/11±93/39% (0/085=IC50)، و 1/05±84/46% (0/12=5IC50)، بیشترین فعالیت بازدارندگی را نسبت به آلفا-گلوکوزیداز از خود نشان دادند. در آنالیز سنتیکی مهار آلفا-گلوکوزیداز، عصاره های .Rubus idaeus L  و .Rheum ribes R مهار از نوع مرکب (رقابتی- غیر رقابتی)، و عصاره .L Salix alba  مهار از نوع غیر رقابتی را نشان دادند.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که عصاره برگ دو گیاه .Rubus idaeus L.، Salix alba L و عصاره ریشه .Rheum ribes R می توانند پس از انجام تست های کلینیکی مناسب، در جلوگیری از افزایش قند خون بعد از صرف غذا استفاده شوند.

    کلیدواژگان: دیابت، مهار کننده آلفا-گلوکوزیداز، Rubus idaeus L.، Salix Alba L.، Rheum ribes R
  • راضیه حسینی فر*، فرشته صفریان، فاطمه ذوالفقاری صفحات 297-304
    سابقه و هدف

    باند مناسب براکت به مینا در درمان های ارتودنسی ضروری می باشد. اخیرا نوع جدیدی از باندینگ ها (ادهزیوهای یونیورسال) معرفی شده اند، که ادعا می شود توانایی اتصال به فلزات را دارند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کاربرد ادهزیوهای یونیورسال بر استحکام باند برشی و شاخص ادهزیو باقی مانده (Adhesive Remnant Index= ARI) براکت های ارتودنسی به مینای دندان می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 56 دندان پرمولر انسانی سالم بر اساس ادهزیو مورد استفاده به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. تمام دندان ها با اسید فسفریک 37% اچ شدند. سپس در گروه 1 (کنترل): پرایمر Transbond XT فقط روی سطح مینا اعمال شد. گروه 2: پرایمر Transbond XT هم روی مینا و هم بیس براکت اعمال شد. گروه 3: Single Bond Universal هم روی مینا و هم بیس براکت اعمال شد. گروه 4: G-Permio Bond هم روی مینا و هم بیس براکت اعمال شد. سپس در تمام گروه ها براکت ها با استفاده از کامپوزیت Transbond XT به دندان ها باند شدند. پس از ذخیره نمونه ها در آب و انجام 2000 سیکل حرارتی، مقادیر استحکام باند برشی براکت به دندان با استفاده از دستگاه تست یونیورسال ثبت شد. نمونه های دباند شده نیز با بزرگنمایی 10 برابر زیر استریومیکروسکوپ جهت ارزیابی میزان ادهزیو باقی مانده روی دندان (ARI) ارزیابی شدند.

    یافته ها

    بیشترین استحکام باند در گروه سوم (MPa 8/7±25/4) و کمترین مربوط به گروه دوم ( MPa5/3±16) بود .استحکام باند گروه سوم به صورت معنی داری بیشتر از گروه 2 بود (0/03=p) و تفاوت بین گروه های دیگر معنی دار نبود. از نظر شاخص ادهزیو باقی مانده بین گروه های مختلف تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه نشان داد که استحکام باند براکت ارتودنسی به مینای دندان با ادهزیوهای یونیورسال (Single Bond Universal & G-Permio Bond) مشابه با ادهزیو معمولی (Transbond XT) می باشد.

    کلیدواژگان: کامپوزیت رزین، ادهزیوها، براکت های ارتودنسی
  • رغد محمد عفتان، منال خالد عبدالرضا*، بشری عبدالجبوری صفحات 305-315
    سابقه و هدف

    بیش از 80% از زنان علایم جسمی، وازوموتور، جنسی و روانی پس از یایسگی را تجربه می کنند که در 20-10% از زنان، شدت علایم یایسگی بر کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد. به دلیل عوارض استفاده از داروهای شیمیایی، این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی روغن گل مغربی و روغن سویا در زنان یایسه انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تصادفی و شاهددار آینده نگر، 40 زن یایسه در دو گروه 20 نفری، 500 میلی گرم روغن گل مغربی و 233 میلی گرم عصاره روغن سویا دو بار در روز به مدت 8 هفته، قرار گرفتند. اندازه گیری هورمون های سرم (هورمون محرک فولیکول، هورمون لوتیینیزه، استرادیول)، پروفایل لیپیدی، گلوکز خون ناشتا و همچنین پروتیین واکنشی C با حساسیت بالا انجام شد. همچنین علایم مربوط به یایسگی بر اساس امتیاز ارزیابی علایم یایسگی (محدوده 3-0) بررسی و مقایسه شد.

    یافته ها

    میانگین سنی زنان 3/7±51/65 سال بود. پس از 2 ماه درمان با روغن گل مغربی، کاهش هورمون محرک فولیکول مشاهده شد و سطح هورمون لوتیینه کننده با افزایش سطح استرادیول (10/64-%) (8/09-%) (7/47%) همراه بود (0/05>p). در ضمن، زنان دریافت کننده روغن سویا به ترتیب افزایش هر سه هورمون (5/77%، 12/73% و 13/39%) را نشان دادند (0/05>p). کلسترول تام و تری گلیسیرید در هر دو گروه پس از درمان کاهش یافت (0/05>p)، سطح گلوکز خون ناشتا فقط در گروه 1 کاهش یافت (1/39-%)، پروتیین واکنشی C با حساسیت بالا تنها در گروه 2 (22/33-%) کاهش یافت (0/05>p). در هر دو گروه، زنان با علایم خفیف تا متوسط پس از یایسگی قبل از درمان (نمره ارزیابی علایم یایسگی از 0/75 تا 2/25)، پس از 2 ماه کاهش قابل توجه در هر گروه تا مرحله بدون علامت (کمتر از 0/75) (0/01>p) نشان دادند.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که هر دو مکمل روغن گل مغربی و روغن سویا علایم مربوط به یایسگی را بهبود می بخشند.

    کلیدواژگان: علائم مربوط به یائسگی، روغن گل مغربی، روغن سویا، امتیاز ارزیابی علائم یائسگی (MSA)، اقدامات بیوشیمیایی
  • مهدیه افضلی، احمد عبدالهی، علی اصغر خالقی، مسعود محمدی* صفحات 316-326
    سابقه و هدف

    کم کاری ارثی تیرویید یکی از شایع ترین بیماری های غدد درون ریز و یکی از عمده ترین علت ناتوانی ذهنی و تاخیر تکامل حسی- حرکتی در شیرخواران است. هدف از این مطالعه مروری تعیین شیوع کلی کم کاری ارثی تیرویید در نوزادان ایران می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز، مروری جامع بر پایگاه های (SID)Scientific Information Database  ، Medline (PubMed)، ScienceDirect و Scholar Google  با استفاده از واژه های کلیدی کم کاری ارثی تیرویید، نوزادان و غربالگری تا آذرماه 1401 انجام گرفت. اطلاعات استخراج شده وارد نرم افزار Comprehensive meta-analysis (Version 2) شده و متاآنالیز با روش اثرات تصادفی در مطالعات بررسی شد.

    یافته ها

    در جستجوی پایگاه های مورد بررسی تعداد 248 مقاله به صورت اولیه به دست آمد. پس از حذف 169 مقاله تکراری و حذف بر اساس شرایط ورود و خروج مطالعات، تعداد 79 مقاله وارد ارزیابی ثانویه شد و در نهایت با حذف 60 مقاله بی ربط، تعداد 17 مقاله وارد بررسی متاآنالیز گردید. در بررسی 17 مطالعه با حجم نمونه 674466 نوزاد ایرانی، بر اساس متاآنالیز شیوع کم کاری ارثی تیرویید در نوزادان ایرانی 0/002 (0/003-0/002 =95% CI) بوده که بر حسب درصد 0/2% و 2 در هر 1000 تولد زنده گزارش شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که شیوع کم کاری ارثی تیرویید در نوزادان ایران 2 در هر 1000 تولد زنده می باشد و نشان دهنده بالا بودن این بیماری در نوزادان کشور می باشد و نیازمند آگاه کردن مادران باردار و همچنین تداوم انجام غربالگری بدو تولد می باشد.

    کلیدواژگان: کم کاری ارثی تیروئید، نوزادان، غربالگری
  • مهدی پورصادق، راحیل احمدی، محسن رجعتی، جهانبخش هاشمی، بشیر رسولیان، محمدرضا افضل زاده* صفحات 327-333
    سابقه و هدف

    اتواسکلروز یک بیماری با اختلال در بازسازی کپسول لابیرنتین است که با سرگیجه و سبکی سر همراه می باشد. یکی از علل احتمالی آن، همراهی وستیبولار اکویداکت عریض با این بیماری می باشد. در این مطالعه شیوع وستیبولار اکویداکت عریض در این بیماران در مقایسه با جمعیت نرمال بررسی شده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی 26 فرد مبتلا به اتواسکلروزیس دو طرفه و 26 نفر با حداقل داشتن یک گوش سالم نیاز به سی تی اسکن مورد مقایسه قرار گرفتند. وستیبولار اکویداکت از طریق ارزیابی دو فاکتور عرض نقطه میانی آن بین دیافراگم خارجی و کروس مشترک و عرض آن در ناحیه دیافراگم خارجی بررسی و بین دو گروه مقایسه شد. هدایت استخوانی، آستانه درک گفتار، گپ بین هدایت استخوانی و هدایت هوایی در بیماران اتواسکلروز با وستیبولار داکت عریض و نرمال محاسبه و با هم مقایسه انجام شد.

    یافته ها

    میانه عرض وستیبولار اکویداکت در ناحیه آپرتور خارجی در بیماران مبتلا به اتواسکلروز (1/2 میلی متر) به طور معنی داری بیشتر از افراد سالم (1 میلی متر) بود (0/046=p). از نظر اندازه اکویداکت وستیبولار در بیماران اتواسکلروز تعداد 5 بیمار (9/6%) با یافته های رادیولوژیک وستیبولار اکویداکت عریض یافت شد. با این حال این میزان اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. در بیماران اتواسکلروز آستانه شنوایی از راه استخوان در تمامی فرکانس ها در افراد با وستیوبلار اکویداکت بزرگ به طور معنی داری از سایر بیماران بالاتر بود (0/001>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه شیوع وستیبولار اکویداکت عریض در بیماران مبتلا به اتواسکلروز قابل توجه بوده و بهتر است قبل از جراحی به سی تی اسکن بیماران توجه کافی شود تا از عوارض احتمالی بعدی پیشگیری شود.

    کلیدواژگان: اتواسکلروز، وستیبولار اکویداکت، کاهش شنوایی، سی تی اسکن
  • حسین همتی، یلدا آشوریان، پریدخت کریمیان* صفحات 334-339
    سابقه و هدف

    گزانتوگرانولوم یک واکنش التهابی ناشایع و مزمن می باشد که با تجمع ماکروفاژهای فومی در بافت های مختلف بدن نظیر پوست، کیسه صفرا و کلیه مشخص می گردد و اغلب با بدخیمی اشتباه می شود. هدف از این گزارش، معرفی یک مورد واکنش گزانتوگرانولوم شدید در بستر تیرویید به دنبال درمان لوبکتومی قبلی کانسر پاپیلری تیرویید می باشد که اکنون با تشخیص کلینیکی عود تومور مجددا جراحی شده است.
    گزارش مورد: بیمار خانم 42 ساله ای است که دو سال پیش به علت توده گردنی بررسی و با تشخیص کانسر پاپیلری تیرویید تحت جراحی ناکامل تیرویید (لوبکتومی) قرار گرفته بود. اکنون با احساس گرفتگی گلو مراجعه کرد. در معاینه، توده در محل تیروییدکتومی قبلی لمس شد که پس از انجام سونوگرافی و سی تی اسکن با تشخیص عود تومور قبلی مورد جراحی مجدد قرار گرفت. در بررسی پاتولوژی بافت تیرویید به همراه بافت های چسبنده اطراف، در برش های اولیه صفحات سلولی با سیتوپلاسم فراوان روشن و گرانولر در بین عضلات و بافت همبندی و چربی ارتشاح وسیع یافته، مشاهده گردید که پس از بررسی و انجام ایمینوهیستوشیمی برای مارکرهای 68CD، 100S و CK، همه موارد منفی، به جز مارکر 68CD که اختصاصی ماکروفاژ می باشد، مثبت شد که مطرح کننده تشخیص گزانتوگرانولوم می باشد. سپس تمام بافت ارسالی از نظر عود پاپیلری کارسینوم بررسی شد که نتیجه منفی بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مورد گزارش شده، در بیماران لوبکتومی تیرویید با علایم عود کارسینوم پاپیلری تیرویید، گزانتوگرانولوم باید مد نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: گزانتوگرانولوم، کانسر پاپیلری تیروئید، عود، تیروئیدکتومی
  • فرزانه السادات متفقی، محمد شکرزاده*، حمیده محمدی، شقایق شکرزاده، حسن رزاقی صفحات 340-347
    سابقه و هدف

    سرطان دهانه رحم چهارمین سرطان شایع در جهان است. مهمترین مسیله در درمان سرطان، تخریب سلول های سرطانی در حضور سلول های طبیعی است. به همین دلیل استفاده از منابع طبیعی مانند گیاهان برای درمان سرطان ضروری است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات ضد باکتریایی عصاره اتانولی گیاه خارشتر بر استافیلوکوکوس اوریوس و سودموناس آیروژینوزا و سمیت سلولی بر رده سلولی سرطان رحم Hela می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، ابتدا عصاره اتانولی خارشتر تهیه شد و سپس احیای دو سویه استاندارد استافیلوکوکوس اوریوس (ATCC: 25923) و سودوموناس آیورژینوزا (ATCC: 27853) لیوفریزه با کشث در محیط مغذی انجام شد. به منظور تایید سویه های استاندارد تست های بیوشیمیایی انجام شد. برای تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی (Minimum Inhibitory Concentration) از روش میکرودایلوشن استفاده شد و بعد از به دست آوردن MIC، حداقل غلظت کشندگی (Minimum Bactericidal Concentration) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین اثرات سمیت سلولی عصاره در غلظت های (0/1، 10، 50، 100، 500 و 1000 میکروگرم بر میلی لیتر) بر روی رده سلولی HeLa در مدت زمان 48 ساعت توسط روش MTT و مقایسه سمیت آن با گروه سیس پلاتین (گروه کنترل مثبت) بررسی شد.

    یافته ها

    عصاره اتانولی گیاه خارشتر از غلظت 50 میکروگرم بر میلی لیتر رشد سلول های سرطانی را کاهش داده است که در مقایسه آماری غلظت های 50 ،500 و 1000 میکروگرم اختلاف معنی داری داشتند (0/05>p). طبق نتایج MIC حداقل غلظت مهاری رشد عصاره روی سویه استاندارد استافیلوکوکوس اوریوس و سودوموناس آیورژینوزا به ترتیب 4000 و 16000 میکروگرم بر میلی لیتر گزارش شد و طبق نتایج MBC حداقل غلظت کشندگی عصاره 4 برابر MIC (16000 میکروگرم/میلی لیتر) در گونه استافیلوکوکوس اوریوس (ATCC: 25923) مشاهده گردید ولی در گونه سودوموناس آیورژینوزا (ATCC: 27853) توانایی کشندگی نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که عصاره اتانولی گیاه خارشتر از طریق فعالیت آنتی اکسیدانی بر سلول های Hela اثر کرده و سبب مهار رشد آنها شده است و طبق نتایج MIC و MBC هم نشان داده شد که بیشترین اثر مهارکنندگی روی سویه استاندارد استافیلوکوکوس اوریوس بوده و روی سویه سودوموناس آیورژینوزا اثری نداشته است.

    کلیدواژگان: عصاره خارشتر، زنده مانی سلولی، استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس آئورژینوزا
  • سارا رضایی، هادی سرخی، مریم نیک پور، محسن محمدی* صفحات 348-355
    سابقه و هدف

    ریفلاکس ادراری شایع ترین ناهنجاری ارولوژیک در کودکان محسوب می گردد. حدود نیمی از کودکان دارای عفونت ادراری، هم زمان مبتلا به ریفلاکس ادراری می باشند. با توجه به اهمیت ریفلاکس ادراری در کودکان و مطالعات متناقض در زمینه ارتباط درجات مختلف ریفلاکس با دفعات عود عفونت ادراری، این مطالعه با هدف مقایسه عود عفونت ادراری در کودکان با درجات مختلف ریفلاکس وزیکویورترال انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 150 کودک با پیلونفریت و ریفلاکس وزیکویورترال که طی سال های 98-1390 به بیمارستان کودکان امیرکلا مراجعه کرده اند، انجام شد. درجات ریفلاکس با سیستوگرافی با ماده حاجب (Voiding Cystourethrography= VCUG) یا سیستوگرافی با ماده ایزوتوپ (DRNC =Direct Radionuclide Cystography) تعیین شد. کودکان به مدت 2 سال پیگیری و در صورت علایم بالینی با کشت ادراری مثبت به عنوان عود عفونت ادراری در نظر گرفته شدند.

    یافته ها

    از 150 کودک مطالعه، 126 نفر (84%) دختر و 24 نفر (16%) پسر با میانگین سنی 11/53±27/17 ماه بودند. 95 نفر (63/3%) یک مرتبه، 37 نفر (24/7%) دو مرتبه، 8 نفر (5/3%) سه مرتبه و 10 نفر (6/7%) چهار مرتبه عود عفونت ادراری را تجربه کردند. نسبت شانس عود عفونت ادراری بیش از دو مرتبه، در کودکان با درگیری ریفلاکس درجه 3 و 4، بالاتر از کودکان با ریفلاکس درجه 1 و 2 بود (3/20=OR، 9/75-1/05=95%CI ، 0/041=p). اما عود عفونت ادراری در کودکان به تفکیک سن تشخیص بیماری، جنسیت و یک یا دو طرفه بودن ریفلاکس، تفاوت معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که کودکان با درگیری متوسط و شدید ریفلاکس وزیکویورترال در مقایسه با درگیری خفیف، عود عفونت ادراری بالاتری را تجربه می کنند.

    کلیدواژگان: ریفلاکس ادراری، عفونت ادراری، پیلونفریت، کودکان
  • مهند شکور الغانیمی، حسین السالخی*، مهند فاضل الخافجی صفحات 356-364
    سابقه و هدف

    استفاده از پرفوراسیون مکانیکی به عنوان جایگزینی برای سیم فرکانس رادیویی در درمان آترزی دریچه ریوی با سپتوم بطنی سالم، نوعی بیماری قلبی مادرزادی سیانوتیک وابسته به مجرا می باشد. ما تجربه خود را در مورد این روش به اشتراک می گذاریم که به طور ویژه برای مراکزی که به سیم های فرکانس رادیویی دسترسی ندارند، کاملا مناسب خواهد بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی، از مهر ماه 1390 تا مرداد 1401 بر روی کلیه نوزادان مراجعه کننده به مرکز جراحی قلب و کاتتریزاسیون شهید المحراب در بابل عراق که ابتلای آنها به سیانوز شدید و آترزی دریچه ریوی وابسته به مجرای شریانی باز (PDA=Patent Ductus Arteriosus) با سپتوم بطنی سالم توسط اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک تایید شده بود، انجام گردید. یک روش وایرینگ انسداد کامل مزمن (CTO =Chronic Total Occlusion) برای ایجاد پرفوراسیون از طریق دریچه ریوی آترتیک با اتساع بالون دریچه ریوی، از طریق یک رویکرد انتگراد (18=n) یا رتروگراد (10=n) استفاده شد.

    یافته ها

    در مجموع 28 نوزاد شامل 14 نوزاد کوچکتر از یک ماه و 14 مورد بزرگتر از یک ماه وارد مطالعه شدند. 15 مورد (53%) پسر بودند. میانگین اشباع اکسیژن قبل از مداخله 7/43±44/48% بود که به طور معنی داری تا 7/71±88/35% افزایش یافت (0/001>p). بطن های سه گانه در 56/5% بیماران یافت شد. در 23 مورد (82/1%) پرفوراسیون موفقیت آمیز با بالون ولوپلاستی و در 5 مورد مرگ به عنوان عارضه پرفوراسیون گزارش شد. عمل انتگراد با بقای بالاتر از رتروگراد همراه بود (0/041=p). 21/5% از بیماران برای افزایش جریان خون ریوی نیاز به یک فرآیند اضافی شامل شانت گلن یا شانت BT داشتند. بهبود نارسایی تریکوسپید در 87% بیماران تایید شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که پرفوراسیون دریچه های ریوی آترتیک با کاتتر و به دنبال آن بالون والولوپلاستی یک گزینه درمانی عملی و موثر برای آترزی ریوی و سپتوم بطنی سالم است.

    کلیدواژگان: آترزی دریچه ریوی، سپتوم بطنی، بالون والولوپلاستی، ترانس کاتتر، نقص مادرزادی قلب
  • فائزه بهزادپور، بهناز وحیدی، مریم قاسمپور* صفحات 365-371
    سابقه و هدف

    خردسالان ممکن است اجسام خارجی را وارد حفره دهان خود کنند که می تواند منجر به آسیب های بافت سخت و نرم گردد. این اجسام خارجی می توانند به عنوان منبع بالقوه عفونت عمل کنند و بعدها منجر به شرایط دردناک برای کودک گردند. هدف از این مقاله گزارش یک مورد غیر معمول تورم دهانی به علت فرو رفتن جسم خارجی در لثه می باشد.
    گزارش مورد: بیمار پسری 13/5 ماهه است که والدین او با شکایت از وجود تورم قرمز روشن به ابعاد حدود 1×1 سانتی متر در ناحیه مولر اول شیری سمت راست فک پایین، مراجعه کردند. این برجستگی به طور ناگهانی ایجاد شده، قوام سفت و سطح صاف داشته و فاقد درد بود. در نمای رادیوگرافی پری اپیکال، دندان مولر اول شیری در حال رویش مشاهده گردید و هیچگونه مورد غیر عادی دیده نشد. به علت چسبندگی شدید ضایعه به مخاط زیرین، تلاش برای جداسازی ضایعه با استفاده از سوند، موفقیت آمیز نبود. به دلیل نمای غیر معمول ضایعه و عدم همکاری کودک، تصمیم بر رویکرد محافظه کارانه و پیگیری ضایعه گرفته شد. در پیگیری 2 هفته بعد، جسم خارجی به صورت خود به خود از بافت لثه جدا شد و رویش دندان زیرین با فاصله 2 هفته بعد از آن، به صورت طبیعی صورت گرفت.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان می دهد که در شرایط بالینی با نمای غیر معمول و اتیولوژی نامشخص، جسم خارجی به عنوان یک تشخیص افتراقی در خردسالان در نظر گرفته شود و تا حد ممکن از درمان های تهاجمی زود هنگام پرهیز گردد.

    کلیدواژگان: جسم خارجی، کیست، دندان شیری
  • امیر احمد الجباوی*، علی کاظم راضی، حسنین عبدالامیر المصطفی صفحات 372-378
    سابقه و هدف

    بیهوشی عمومی و لوله گذاری داخل نای، سیستم عصبی سمپاتیک را فعال می کند که ممکن است بر عصب گیری قلب تاثیر بگذارد. لذا هدف از این مطالعه، بررسی بروز انفارکتوس میوکارد (Myocardial Infarction= MI) در بیماران بالغ اینتوبه شده در بخش مراقبت های ویژه (ICU) می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی کلیه بیماران اینتوبه شده طی چهار ماه در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان آموزشی امام صادق از دی ماه 1400 تا اردیبهشت 1401 انجام شد. بیماران به روش سرشماری انتخاب شدند. از الکتروکاردیوگرام (ECG)، اکوکاردیوگرام، نظارت بر فشار خون، سایر علایم حیاتی و تست تروپونین I با حساسیت بالا برای تشخیص انفارکتوس میوکارد استفاده شد. بیماران به دو گروه نرمال و تروپونین بالا تقسیم شدند. تشخیص اولیه در بخش مراقبت های ویژه ثبت شد. بیماران پس از 60 روز با ویزیت یا تماس تلفنی پیگیری شدند.

    یافته ها

    در این مطالعه 40 بیمار با میانگین سنی 7/3±56/6 سال شرکت داشتند. 17 مورد انفارکتوس میوکارد (42/5%) جدید در بخش مراقبت های ویژه وجود داشت. سطوح تروپونین به طور معنی داری با سن، فشار خون بالا و فیبریلاسیون دهلیزی مرتبط بود (0/05>p)، اما این ارتباط با جنسیت یا نوع بیماری معنی دار نبود. احتمال مرگ و میر در بیماران با سطح تروپونین بالا در 60 روز در مقایسه با بیماران با سطح طبیعی سه برابر بیشتر بود (0/0247). آنالیز رگرسیون لجستیک ارتباط مثبت و معنی داری را بین سطوح تروپونین و مرگ و میر، کنترل سن، فشار خون بالا و فیبریلاسیون دهلیزی تایید کرد (5/49 =نسبت شانس، 27/15-1/15 =95% CI، 0/033=p). سن، فشار خون بالا و فیبریلاسیون دهلیزی پیش بینی کننده قابل ملاحظه ای برای مرگ و میر نبود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ما سطح بالای انفارکتوس میوکارد در بیماران غیر قلبی بخش مراقبت های ویژه و همچنین ارتباط معنی داری بین افزایش سطح تروپونین و افزایش مرگ و میر طی 60 روز در بیماران بخش مراقبت های ویژه را نشان داد. یافته های این مطالعه اهمیت نظارت بر سطح تروپونین را به عنوان یک شاخص پیش آگهی در بیماران بدحال نشان می دهد.

    کلیدواژگان: انفارکتوس میوکارد، تروپونین، بخش مراقبت های ویژه، مرگ و میر
  • لوزان عبدالحامد ارکوازی*، کاوا عبدالله محمود، مهاباد عبدالعزیز صالح صفحات 379-385
    سابقه و هدف

    کارسینوم پاپیلاری تیرویید (PTC =Papillary Thyroid Carcinoma) می تواند تحت تاثیر بیماری های زمینه ای قرار گیرد. در مورد اینکه آیا کارسینوم پاپیلاری تیرویید و تیروییدیت هاشیموتو مرتبط هستند، اختلاف نظر وجود دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تیروییدیت هاشیموتو بر کارسینوم پاپیلاری تیرویید می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه گذشته نگر بر روی 100 مورد تیروییدکتومی کامل (TT =Total Thyroidectomy) مراجعه کننده به مراکز پاتولوژی بیمارستان های دولتی و خصوصی اقلیم کردستان عراق طی سال های 1398 تا 1400 انجام شد. اطلاعاتی در مورد یافته های هیستوپاتولوژیک از قبیل تشخیص پاتولوژی، تیروییدیت هاشیموتو (HT =Hashimoto Thyroiditis)، گواتر سمی، گواتر مولتی ندولار (MNG =Multinodular Goiter) بر اساس گزارش پزشک و نتایج سیتولوژی آسپیراسیون سوزنی ظریف (FNAC =Fine Needle Aspiration Cytology) جمع آوری و مقایسه شد.

    یافته ها

    از 100 مورد تیروییدکتومی کامل مورد بررسی، 41 مورد به عنوان تیروییدیت هاشیموتو تشخیص داده شد، 22 مورد کارسینوم پاپیلاری تیرویید شناسایی شد که 11 مورد مربوط به زمینه تیروییدیت هاشیموتو بود. از 100 تیروییدکتومی کامل، در 54 مورد گواتر غیر سمی و در 5 مورد گواتر سمی مشاهده شد. شایع ترین اندیکاسیون برای تیروییدکتومی کامل، گواتر مولتی ندولار بود که در 10 مورد کارسینوم پاپیلاری تیرویید مشاهده شد. ارتباط معنی داری بین تیروییدیت هاشیموتو و کارسینوم پاپیلاری تیرویید (0/036=p) با نسبت شانس 1/87 (2/82-1/19=95%CI) وجود داشت. سیتولوژی آسپیراسیون سوزنی ظریف در 7 مورد بدخیم یا مشکوک به کارسینوم پاپیلاری تیرویید و تشخیص بافت شناسی در 5 مورد بدخیم بود. 14 عمل جراحی بسته به یافته های رادیولوژیک ندول های مشکوک با تشخیص سرطان تیرویید در 6 مورد انجام شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ارتباط بالقوه ای را بین تیروییدیت هاشیموتو و کارسینوم پاپیلاری تیرویید نشان داد.

    کلیدواژگان: نئوپلاسم های تیروئید، گواتر مولتی ندولار، کارسینوم پاپیلاری تیروئید
  • زهرا عشرتی، المیرا بیرامی*، دلارام اسلیمی اصفهانی صفحات 386-396
    سابقه و هدف

    بیماری آلزایمر شایع ترین بیماری مخرب مغزی است که با اختلالات شناختی همراه می باشد. با توجه به نقش محافظتی انسولین در عملکردهای سیستم عصبی، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تجویز داخل بینی انسولین بر اختلالات شناختی و نوروژنز در موش های صحرایی تیمار شده با استرپتوزوتوسین (STZ) می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در 4 گروه 8 تایی: کنترل، STZ،STZ +انسولین و انسولین تقسیم بندی شدند. مدل آلزایمر با تزریق درون بطنی STZ (mg/kg3؛  μl3 در هر بطن) القاء شد. دو هفته پس از تزریق STZ، بررسی عملکردهای شناختی با استفاده از تست ماز بعلاوه ای شکل مرتفع (Elevated Plus Maze= EPM) و آزمون یادگیری اجتنابی غیرفعال (Passive Avoidance= PA) انجام گرفت. تیمار با انسولین (روزانه  IU2؛  μl10 در هر مجرای بینی) پس از تزریق STZ و به مدت 14 روز متوالی انجام گرفت. تغییر بیان ژن های دخیل در نوروژنز (Nestin، DCX وKi67) در ناحیه هیپوکامپ، توسط تکنیکReal-time PCR بررسی گردید.

    یافته ها

     STZ سبب افزایش حضور در بازوهای باز در مرحله اکتساب (5/24±64/5) و به یادآوری حافظه (5/55±60/25) نسبت به گروه کنترل (2/17±33 و 2/06±26/38) در تست EPM شد (به ترتیب 0/05p< و 0/01p<). بعلاوه سبب کاهش به خاطرآوری یادگیری 90 دقیقه (6/03±77/57) و 24 ساعت (7/25±90/25) بعد از آموزش، نسبت به گروه کنترل (3/19±254/38 و 3/46±238/13) در تست PA شد (به ترتیب 0/001p< و 0/05p<). تیمار با انسولین سبب بهبود پارامترهای فوق در تست EPM (به ترتیب 4/14±41/88 و 4/16±31/5) و PA (به ترتیب 2/32±278/88 و 2/12±218/5) نسبت به گروه STZ شد. STZ همچنین منجر به کاهش بیان ژن Nestin (0/04±0/46)، DCX (0/04±0/35) وKi67 (0/05±0/41) نسبت به گروه کنترل (به ترتیب 0/11±1/02، 0/04±1 و 0/08±1/01) گردید (به ترتیب 0/01p<، 0/001 p< و 0/001p<)، در حالی که تیمار با انسولین توانست بیان این ژن ها را افزایش دهد (به ترتیب 0/09±0/87، 0/02±0/78 و 0/08±0/69) (0/05p<).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که انسولین سبب بهبود عملکردهای شناختی و افزایش نوروژنز در موش های تیمار شده با STZ گردید، بنابراین انسولین می تواند به عنوان یک هدف درمانی موثر در بیماری آلزایمر مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: استرپتوزوتوسین، بیماری آلزایمر، انسولین، نوروژنز
  • حارض علی سعدون*، دیاری احمد اسماعیل صفحات 397-408
    سابقه و هدف

    عفونت محل جراحی (SSI =Surgical Site Infection) پس از آپاندکتومی باز (OA =Open Appendectomy) یک عفونت شایع مرتبط با مراقبت های بهداشتی است. شایع ترین شکل آن، عفونت محل جراحی سطحی است که با عوارض و مرگ و میر قابل توجهی همراه است. هدف از این مطالعه، ارزیابی عوامل موثر بر عفونت محل جراحی سطحی در آپاندکتومی باز اورژانسی است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کوهورت گذشته نگر بر روی بیمارانی که در بیمارستان آموزشی شار در شهر سلیمانیه عراق طی 6 ماه از اسفند 1400 تا شهریور 1401 تحت آپاندکتومی باز اورژانسی قرار گرفتند، انجام شد. ارزیابی زخم توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری و معیارهای عفونت محل جراحی (فقط پوست محل جراحی تحت تاثیر قرار گرفته باشد یا علایم درد یا حساسیت و اریتم، درناژ آبسه، یا ارگانیسم هایی که در کشت زخم یافت می شوند، وجود داشته باشد) انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه پزشکی، متغیرهای قبل و بعد از عمل جمع آوری و مقایسه شد.

    یافته ها

    از 320 شرکت کننده، 51/6% مرد با میانگین سنی 12/2±21 سال بودند. تعداد کل موارد عفونت محل جراحی 35 (10/9%) بود. تفاوتی بین گروه ها بر اساس جنسیت وجود نداشت. بر اساس آنالیز دو متغیره، سن، چاقی، سیگار کشیدن، بیماری مزمن و فاکتورهای متعدد بین عمل و قبل از عمل با عفونت محل جراحی در ارتباط بود. اما، پس از تعدیل پیش بینی کننده ها، تنها استفاده از تکنیک های بخیه زدن زیر پوستی به طور قابل توجهی با ریسک  بالاتر عفونت محل جراحی در مقایسه با بخیه های منقطع ساده همراه بود (0/004=p، 20/184=OR، 152/437-2/673 =95% CI). همچنین استحمام مناسب در 5 روز اول پس از جراحی، خطر ابتلا به عفونت محل جراحی را به طور قابل توجهی در مقایسه با سایر موارد کاهش داد (0/025=p، 0/042=OR، 0/417-0/004 =95% CI). هیچ ارتباط معنی داری بین وجود یا زمان زهکشی زخم، طول مدت بستری پس از عمل، تعویض پانسمان، استفاده از ضد عفونی کننده یا روز برداشتن بخیه یافت نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه طیف وسیعی از عوامل موثر در عفونت محل جراحی سطحی را در بیماران تحت آپاندکتومی باز نشان داد.

    کلیدواژگان: عفونت، عفونت محل جراحی، آپاندکتومی باز
  • ساره سالم علی*، محمد شمیل علی، عبدالناصر الجبوری، حسنین احمد هادی الجمیلی صفحات 409-416
    سابقه و هدف

    بیماری پریودنتال نوعی بیماری التهابی مزمن است که منجر به آسیب به بافت نرم و سخت می شود. با توجه به اهمیت سلامت پریودنتال در فرد، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین تغییرات میانجی های التهابی و ابتلا به بیماری پریودنتال انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 120 نفر از مراجعین به گروه پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه بغداد، در سه گروه سالم، گروه پریودنتیت و گروه ژنژیویت و هر گروه شامل 40 نفر (20 مرد و 20 زن) انجام شد. اطلاعات دموگرافیک همه افراد در فرم اطلاعات ثبت شد. پارامترهای پریودنتال شامل خونریزی به هنگام پروبینگ (BOP)، شاخص پلاک (PI)، از دست رفتن چسبندگی بالینی (CAL)، عمق پروبینگ پاکت (pd) و سطح سرمی اینترلوکین-6 (Il-6)، ایمونوگلوبولین جی (IgG) با روش الایزا و پروتیین واکنشی سی با تکنیک رنگ سنجی ارزیابی شد.

    یافته ها

    میانگین دامنه اینترلوکین-6 برای گروه های پریودنتیت، ژنژیویت و سالم به ترتیب برابر با 1/509±17/3940، 2/214±17/1432 و 1/119±11/3846، میانگین دامنه CRP برای گروه های پریودنتیت، ژنژیویت و سالم به ترتیب برابر با 3/771±5/4477، 3/483±3/5853 و 1/134±2/3813 و میانگین دامنهIgG  برای گروه های پریودنتیت، ژنژیویت و سالم به ترتیب برابر با 2/073±12/3875، 2/380±15/0109 و 1/081±9/4851 بود. پارامترهای بیوشیمیایی و پارامترهای پریودنتال در گروه های پریودنتیت و ژنژیویت نسبت به گروه سالم افزایش بسیار معنی داری داشت (0/05>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، سطح بالای میانجی های التهابی با بیماری پریودنتال مرتبط بوده و با پیشرفت بیماری پریودنتال و انتقال از ژنژیویت به پریودنتیت افزایش می یابد و همچنین مقادیر برش مطالعه را می توان برای تخمین موارد سالم یا بیمار مبتلا به پریودنتال به کار برد.

    کلیدواژگان: بیماری های پریودنتال، اینترلوکین-6، پروتئین واکنشی C، ایمونوگلوبولین G
  • نوا شاهرخی، نادر شاهرخی*، صدیقه امیراسماعیلی، رضا ملک پور افشار، مهلا شاهرخی صفحات 417-426
    سابقه و هدف

    آسیب کبدی از عوارض شایع بعد از کولیت اولسراتیو محسوب می شود. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثرات حفاظت کبدی داروی سولفاسالازین و شیلاجیت بعد از کولیت اولسراتیو می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مداخله ای تجربی از 49 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 250-200 گرم در هفت گروه 7 تایی شم، کولیت اولسراتیو، حلال خوراکی، شیلاجیت خوراکی، سولفاسالازین، حلال داخل مقعدی، شیلاجیت داخل مقعدی استفاده شد. برای ایجاد کولیت اولسراتیو بعد از بیهوشی حیوان 2 سی سی اسید استیک (4%) به روش مقعدی تجویز شد. 4 روز بعد از ایجاد کولیت، به به مدت 4 روز شیلاجیت با دوز 250 میلی گرم بر کیلوگرم به شکل گاواژ و مقعدی تجویز شد. در هر گروه مقادیر آنزیم های کبدی (SGPT، SGOT، ALP)، بیلی روبین مستقیم، توتال و آلبومین سرمی آنها در 8 روز بعد از القای کولیت اولسراتیو مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    سولفاسالازین باعث کاهش بیلی روبین توتال (0/04±0/5967) و SGOT (12/7±113/3) شد. تجویز شیلاجیت به صورت مقعدی باعث کاهش بیلی روبین مستقیم (0/02±0/10)، آلبومین (0/2±3/17)،SGOT  (12/7±156/2) و تجویز شیلاجیت به صورت گاواژ باعث کاهش SGOT (12/7±125/0)، بیلی روبین مستقیم (0/02±0/094)، SGOT (12/7±125/0) و SGPT (7/5±93/8) شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که تجویز شیلاجیت به صورت خوراکی اثرات حفاظتی بیشتری روی آسیب کبدی ناشی از کولیت اولسراتیو نسبت به شیلاجیت داخل مقعدی دارد و این نتیجه با سولفاسالازین قابل مقایسه می باشد.

    کلیدواژگان: کولیت اولسراتیو، کبد، شیلاجیت، سولفاسالازین
  • محسن حق شناس مجاوری، زهرا اکبریان راد، سید احمد رسولی نژاد* صفحات 427-433
    سابقه</span></span></span> و
    هدف
    </span></span></span>رتینوپاتی نارسی (Retinopathy of Prematurity= ROP)، به عنوان یک بیماری وازوپرولیفراتیو شبکیه، از رشد ناکامل سیستم تنفسی نوزادان نارس تاثیر می پذیرد. از آنجاییکه نوزادان نارسی که مبتلا به ROP هستند، سطح کمتری از فشار نسبی اکسیژن (PO2) را دارند، در این پژوهش به بررسی اثر PO2 و میزان اشباع اکسیژن وریدی در پاسخ به درمان بیماران ROP پرداخته شد.
    مواد و روش ها
    ا</span></span></span>ین مطالعه کوهورت گذشته نگر (از سال 99-1389) در مرکز مراقب های ویژه نوزادان بیمارستان آیت الله روحانی بابل بر روی 502 نوزاد نارس (کمتر از 34 هفته بارداری و با وزن هنگام تولد کمتر از 2500 گرم) انجام شد. تشخیص ROP و تعیین شدت و ناحیه، توسط پزشک افتالمولوژیست بر مبنای شاخص ICROP در روز نخست تولد صورت پذیرفت. داده های مربوط به PO2 و اشباع اکسیژن وریدی از پرونده بیماران جمع آوری شد. پس از دریافت درمان استاندارد برای ROP، بیماران مجدد در دو گروه کاملا درمان شده و سایر بیماران (شامل بهبودی نسبی، بدون تغییر و پیشرفت بیماری) از نظر تاثیر PO2 و میزان اشباع اکسیژن در کاهش یا افزایش شدت (I تا IV) و ناحیه (I، II، III) بررسی و مقایسه شدند. 
    یافته ها
    </strong> از 502 نوزاد مورد بررسی، 193 نفر دارای شدت (I)، 232 نفر دارای شدت (II)، 76 نفر دارای شدت (III) و 1 نفر دارای شدت (IV) بیماری و 55 نفر دارای ناحیه (I)، 245 نفر دارای ناحیه  (II) و 202 نفر دارای ناحیه (III) بودند. میانگین سطح PO2 و اشباع اکسیژن بین دو گروه بیماران کاملا درمان شده و سایر بیماران تفاوت معنی داری از لحاظ آماری نداشت. میانگین سطح PO2 و اشباع اکسیژن بین سه گروه افراد با بهبودی نسبی، افراد بدون تغییر و افراد دارای پیشرفت بیماری، تفاوت معنی داری از لحاظ آماری نداشت. همچنین، میزان PO2 و اشباع اکسیژن وریدی ارتباطی با تغییر شدت و ناحیه در بیماران مبتلا به ROP ندارد.
    نتیجه گیری
    </strong>نتایج مطالعه نشان داد که کمبود اکسیژن در ایجاد ROP موثر بوده و اکسیژن درمانی نقشی موثر در درمان بیماران ROP دارد ولی میزان اکسیژن در بدو تشخیص ROP ارتباطی با روند درمان ROP ندارد.
     </span></div>
    کلیدواژگان: رتینوپاتی نارسی، اشباع اکسیژن وریدی، فشار نسبی اکسیژن
  • ناهید شهبازیان، فروغ محمدیان*، مژگان براتی، نجمیه سعادتی صفحات 434-441
    سابقه و هدف

    </span>حاملگی اسکار سزارین (</span>Cesarean Scar Pregnancy= CSP</span>) یک عارضه نادر و تهدید کننده زندگی و شامل کاشت کیسه حاملگی در محل اسکار سزارین قبلی است. وجود اسکار سزارین در رحم می تواند تاثیر قابل توجهی بر محل لانه گزینی جفت داشته باشد. شناخت بیشتر محل لانه گزینی جفت در </span>CSP</span> می تواند به مدیریت و پیشگیری از عوارض تهدید کننده این اختلال کمک کند. هدف از این مطالعه بررسی محل جفت در حاملگی های اسکار سزارین می باشد</span>.</span></span></span></span></span>

    مواد و روش ها

    </span>این مطالعه مقطعی بر روی 44 بیمار با تشخیص </span>CSP</span> در سه ماهه اول بارداری در بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین 1399 تا اسفند 1400 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی مادری، تعداد حاملگی و زایمان های با سزارین قبلی و مشخصات سونوگرافی و محل جفت از پرونده پزشکی بیماران بررسی شد. مکان جفت بر اساس چهار محل آناتومیک در حفره آندومتر توسط سونوگرافی ترانس ابدومینال بین هفته های 11 و 14 بارداری تعیین و بررسی گردید</span>.</span></span></span></span></span>

    یافته ها

    </span>میانگین سنی بیماران 5/09</span>±</span>33/95 سال بود. تعداد سزارین های قبلی بین 1 تا 4 و میانگین 0/93</span>±2/32 بود. شایع ترین محل جفت در موقعیت قدامی (61/4%) و سپس محل فوندال (29/5%) و خلفی (9/1%) بود. تعداد زایمان های قبلی سزارین تاثیر معنی داری در محل جایگزینی جفت نداشت.</span></span></span></span></span>

    نتیجه گیری

    </span></span>نتایج این مطالعه نشان داد اگرچه بیشترین محل جایگزینی جفت در </span></span>CSP در محل قدامی می باشد اما جفت خلفی نیز می تواند در حاملگی اسکار وجود داشته باشد و لازم نیست محل جفت قدامی باشد تا تشخیص </span></span>CSP</span></span> گذاشته شود</span></span>. </span></span></span></div>
    <span style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span></span></span>

    کلیدواژگان: حاملگی اسکار سزارین، محل جفت، عمل سزارین، حاملگی خارج رحمی
  • ندا نقوی، سیاوش موشخیان، آرش مجاور، امیر هوشنگ انصاری، محدثه بنی اسدی* صفحات 442-447
    سابقه و هدف
    </span>جراحی پری اپیکال روشی قابل اعتماد برای درمان دندان های دارای ضایعه پری اپیکال است که روش های معمول درمان ریشه برای آن ها موثر نمی باشد. هدف از این مطالعه، بررسی </span>نتایج درمان جراحی پری اپیکال پس از یک دوره پیگیری </span>یک تا پنج ساله و عوامل مرتبط با میزان موفقیت درمان می باشد.</span></span></span></span></span>
    مواد و روش ها
    </span>در این مطالعه مقطعی، معاینات کامل بالینی و رادیوگرافی بر روی 128 نفر از بیمارانی که در بخش اندودانتیکس دانشکده دندانپزشکی مشهد تحت عمل جراحی پری اپیکال قرار گرفته بودند، انجام شد. موفقیت درمان بر اساس معیارهای رادیوگرافی و بالینی برای سه گروه بهبود یافته، در حال بهبودی و عدم بهبودی بررسی گردید. بیماران از نظر ارتباط میزان موفقیت جراحی پری اپیکال با متغیرهای سن، جنسیت، نوع دندان، نوع فک، حضور پست، نوع ترمیم تاجی و وجود علایم قبل از کار مورد بررسی قرار گرفتند.</span> <span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    یافته ها
    </span>از مجموع 128 بیمار، تعداد 64 بیمار شامل 35 زن و 29 مرد مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد تعداد درمان های موفق در زنان و در دندان های قدامی بیشتر است، هر چند تفاوت آن ها از نظر آماری معنی دار نبود. در رنج سنی 11 تا 30 سال، تمام درمان ها موفق بودند و میزان موفقیت درمان 89 درصدی در گروه های بهبود یافته و در حال بهبودی حاصل شد. همچنین</span> تفاوت آماری معنی داری در میزان موفقیت جراحی پری اپیکال از نظر فاکتورهایی نظیر نوع فک، وجود یا عدم وجود پست، وجود علایم قبل از درمان و نوع ترمیم دندان مشاهده نگردید</span>.</span></span></span></span></span>
    نتیجه گیری
    </span></span>نتایج این مطالعه نشان داد جراحی پری اپیکال می تواند به عنوان یک روش درمانی موثر برای بیماران در نظر گرفته شود. علاوه بر این، عواملی نظیر سن، جنسیت، نوع فک، وجود یا عدم وجود پست، وجود علایم قبل از درمان و نوع ترمیم دندان تاثیر قابل توجهی بر نتیجه درمان ندارند.</span></span></span></div>
    کلیدواژگان: جراحی پری اپیکال، میزان موفقیت، مطالعه مقطعی
  • سمیرا یازرلو، ولی الله آرش*، منوچهر رحمتی کامل، ثریا خفری صفحات 448-454
    سابقه و هدف
    </span>جا به جایی فوقانی ماگزیلا طی جراحی ارتوگناتیک به منظور اصلاح رشد عمودی بیش از حد آن می تواند سبب چرخش مندیبل در خلاف جهت عقربه های ساعت و تغییراتی در روابط فکین و اکلوژن دندانی شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین جا به جایی فوقانی ماگزیلا و تغییرات تمایل محوری ثنایای پایین پس از اتوروتیشن مندیبل می باشد</span>.</span></span></span></span></span>
    مواد و روش ها
    </span>در این مطالعه مقطعی، 13 بیمار دارای مال اکلوژن </span>Class II</span>، زاویه پلن مندیبل بیش از 27 درجه و دندان مولر دوم رویش یافته در فک پایین مورد بررسی قرار گرفتند. جا به جایی فوقانی ماگزیلا به میزان 4 میلی متر بر روی رادیوگرافی لترال سفالومتری و مدل دندانی ماگزیلا شبیه سازی شد. پیش بینی میزان اتوروتیشن مندیبل بر روی رادیوگرافی با در نظر گرفتن مرکز کندیل به عنوان مرکز چرخش و بر روی آرتیکولاتور با اندازه گیری میزان چرخش بازوی فوقانی آن توسط شیب سنج</span> دیجیتال</span> بر حسب درجه صورت گرفت. با توجه به قوس چرخش مشابه، میانگین اتوروتیشن مندیبل بیانگر میزان کاهش در </span>Inclination</span> ثنایای پایین می باشد. </span><span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    یافته ها
    </span>میانگین اتوروتیشن مندیبل و تغییرات تمایل محوری ثنایای پایین پس از 4 میلی متر جا به جایی فوقانی ماگزیلا، 0/93</span>±</span>3/38 درجه در روش </span>رادیوگرافی لترال سفالومتری</span> و 0/83</span>±</span>2/63 درجه در روش </span>مدل دندانی</span> بود. تفاوت مقادیر حاصل از دو روش از نظر آماری معنی دار بود (0/05></span>p</span>).</span></span></span></span></span>
    نتیجه گیری
    </span></span>پس از جا به جایی فوقانی ماگزیلا، چرخش مندیبل در خلاف جهت عقربه های ساعت سبب </span></span>Retrocline</span></span> شدن ثنایای پایین می شود که باید در پیش بینی سفالومتریک پیش از جراحی مورد توجه قرار گیرد</span></span>. </span></span></span></div>
    کلیدواژگان: رشد عمودی بیش از حد ماگزیلا، اپن بایت قدامی، ایمپکشن ماگزیلا، اینتروژن مولر، اتوروتیشن مندیبل
  • سید امیرمحمد مظلومی، عمادالدین موعودی*، حمید شافی، همت قلی نیا صفحات 455-462
    سابقه و هدف
    </span>چاقی روی شاخص های مختلف تشخیص سرطان </span>پروستات نتایج متناقضی را ایجاد کرده است. از آنجاییکه تاثیر نمایه توده بدنی (</span>BMI</span>) بر روی نمره گلیسون و آنتی ژن اختصاصی پروستات (</span>PSA</span>) و همچنین خطر کلی طبقه بندی شده نتایج سرطان پروستات حایز اهمیت می باشد، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط </span>BMI</span> و سن با نمره گلیسون و </span>PSA</span> در بیماران مبتلا به سرطان پروستات می باشد</span>.</span><span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    مواد و روش ها
    </span>در این مطالعه مقطعی 310 بیمار مبتلا به سرطان پروستات مراجعه کننده به بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال های 1400-1390 از نظر سن، قد، وزن، </span>PSA</span> و نمره گلیسون مورد ارزیابی قرار گرفتند. بیماران بر اساس </span>BMI</span> به سه گروه چاق (30</span></span></span></span></span></span>≤</span></span></span></span></span>BMI</span>) بیماران دارای اضافه وزن (30-25</span>=</span>BMI</span>) و دارای وزن نرمال (25 </span>BMI<</span>) و بر اساس نمره گلیسون به سه درجه پایین (7</span>G/S<</span>)، درجه متوسط (7</span>=</span>G/S</span>)، درجه بالا (7</span>G/S></span>) و بر اساس </span>PSA</span> به سه دسته 10-4، 20-10 و بیشتر از 20 تقسیم بندی شدند. سپس ارتباط بین </span>BMI</span> و سن با نمره گلیسون و </span>PSA</span> مورد بررسی قرار گرفت</span>.</span></span></span></span></span>
    یافته ها
    </span>میانگین </span>BMI</span> بیماران 3/77</span>±26/3</span> کیلوگرم بر متر مربع بود. میانگین </span>PSA</span> 8/5</span>±</span>35/72 نانوگرم بر دسی لیتر و میانگین نمره گلیسون 1/11</span>±</span>7/1 بود. میانگین نمره گلیسون با افزایش سن افزایش یافت (0/001></span>p</span>، 0/307</span>r=</span>). نمره گلیسون بالاتر ارتباط معنی داری با افزایش </span>PSA</span> داشت (0/001></span>p</span>، 0/485</span>=</span>r</span>). </span>BMI</span> با نمره گلیسون ارتباط معنی داری نداشت (0/072-</span>=</span>r</span>، 0/102</span>=</span>p</span>). </span>PSA</span> با افزایش </span>BMI</span> کاهش اندکی داشت (0/006</span>=</span>p</span>، 0/157</span>=</span>r</span>).</span></span></span></span></span>
    نتیجه گیری
    </span></span>نتایج مطالعه نشان داد که افزایش سن با گلیسون اسکور بالاتر همراهی می کند. اما افزایش </span></span>BMI</span></span> ارتباطی با افزایش ریسک سرطان پروستات و افزایش نمره گلیسون ندارد</span></span>. </span></span></span></div>
    کلیدواژگان: نمایه توده بدنی، سن، نمره گلیسون، آنتی ژن اختصاصی پروستات
  • ایرج ملکی، محمد اسلامی جویباری، حوریا معماری، اکبر هدایتی زاده عمران، حسین عسگریان عمران، رضا علیزاده نوائی* صفحات 463-471
    سابقه و هدف
    </span>با توجه به شیوع </span>سرطان های گوارشی در منطقه و اهمیت معیارهای کمک کننده در تشخیص بیماری، این مطالعه با هدف مقایسه شاخص های خونی نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (</span>NLR</span>)، نسبت پلاکت به لنفوسیت (</span>PLR</span>) و نسبت لنفوسیت به مونوسیت (</span>LMR</span>) در بیماران سرطان معده در استان مازندران و مقایسه آن با افراد غیر مبتلا انجام شد</span>.</span><span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    مواد و روش ها
    </span>این مطالعه مقطعی در سال 1398 و </span>1399 بر روی </span>62 </span>بیمار مبتلا سرطان</span> مراجعه کننده به بیمارستان امام ساری </span>در گروه مورد</span> و 124 نفر غیر بیمار از جامعه در گروه کنترل انجام شد روش نمونه گیری در گروه مورد به صورت در دسترس و در گروه شاهد به صورت تصادفی از بین جمعیت تحت پوشش کوهورت طبری بود. دو گروه بر اساس سن و جنس همسان سازی شدند. اطلاعات مورد نیاز شامل سن، جنس، </span>LMR</span>، </span>NLR</span> و </span>PLR</span> برای همه افراد و شاخص های پاتولوژیک تومور و وضعیت شیمی درمانی در گروه مورد ثبت گردید</span>.</span><span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    یافته ها
    </span>نسبت </span>جنسی در هر دو گروه به صورت 69/4% مرد و 30/6% زن بود. میانگین سنی افراد مورد بررسی در گروه بیماران مبتلا به سرطان و گروه کنترل به ترتیب 12/53</span>±</span>62/3 و 9/02</span>±</span>51/7 سال بود (0/105</span>=</span>p</span>). میانه </span>NLR</span> (2/14 در مقابل 1/62، 0/000</span>=</span>p</span>) و </span>PLR</span> (9/48 در مقابل 6/27، 0/000</span>=</span>p</span>) در گروه مبتلا به سرطان معده به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل سالم و میانگین </span>LMR</span> (2/12</span>±</span>3/42 در مقابل 2/99</span>±</span>10/9، 0/000</span>=</span>p</span>) به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل سالم بود.</span><span lang="FA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>
    نتیجه گیری
    </span></span>نتایج </span>NLR</span> و </span>PLR</span> بالا و </span>LMR</span> پایین نشان داد که این شاخص ها می توانند در مطالعات غربالگری سرطان معده مورد استفاده قرار گیرند.</span></span></span></span></span></span></div>
    کلیدواژگان: تعداد لکوسیت، تعداد پلاکت، تعداد لنفوسیت، سرطان معده
  • زهرا نظام دوست، علیرضا بیات، محمد اریش، پارسا نجفی، منیره محجوب* صفحات 472-479
    سابقه و هدف

    </span>رتینوپاتی نارسی یک بیماری تکاملی پیچیده عروق شبکیه در نوزادان نارس است. بهبود خدمات مراقبتی نوزادان نارس </span>با افزایش خطر وقوع مراحل پیشرفته رتینوپاتی نارسی مرتبط است.</span> هدف از این مطالعه بررسی تاثیر رتینوپاتی نارسی درمان شده در نوزادان نارس بر پیامدهای ساختاری چشم می باشد.</span></span></span></span></span>

    مواد و روش ها

    </span>این مطالعه مقطعی بر روی تعداد 962 نوزاد مبتلا به رتینوپاتی نارسی مراجعه کننده به بیمارستان چشم پزشکی الزهرا در فاصله زمانی سال های 1400-1397 انجام شد. بیماران با توجه به شدت بیماری تحت پیگیری و یا درمان با لیزر و تزریق داخل ویتره ای قرار گرفتند. در رتینوپاتی نارسی درمان شده، </span>پیامدهای ساختاری چشم </span>به صورت پیامد مطلوب و نامطلوب ثبت گردید</span>. پیامد مطلوب به صورت پسرفت عروق پلاس و جدید و پیامدهای نامطلوب به صورت کدورت لنز </span>و جدا شدگی شبکیه در نظر گرفته شد. وزن تولد، جنسیت، سن حاملگی، تهویه مکانیکی، مدت زمان استفاده از اکسیژن، سابقه پرتو درمانی، سپسیس، زجر تنفسی، تعویض خون و سن تشخیص رتینوپاتی نارسی برای هر بیمار ثبت و بررسی گردید. </span><span lang="AR-SA" style="font-family:"B Mitra""></span></span></span></span></span>

    یافته ها

    </span>میانگین وزن تولد و سن حاملگی در زمان تولد 457/90</span>±</span>1760/65 گرم و 2/39</span>±</span>32/37 هفته بود. 869 چشم بدون درمان و 93 چشم تحت درمان قرار گرفتند. رخداد پیامدهای نامطلوب در افرادی که تحت درمان قرار گرفته بودند 5/37% بود. آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد سن حاملگی، وزن تولد، مرحله بیماری و منطقه درگیری شبکیه با پیامدهای نامطلوب درمان ارتباط معنی داری داشت (0/001</span>=</span>p</span>).</span></span></span></span></span>

    نتیجه گیری

    </span></span>بر اساس نتایج این مطالعه، در رتینوپاتی نارسی نیازمند درمان باید </span></span>سن کمتر حاملگی، وزن کمتر تولد، مرحله بیماری شدیدتر و منطقه درگیری مرکزی تر به عنوان فاکتورهای خطر برای پیامدهای ساختاری نامطلوب درمان در نظر گرفته شوند</span></span>. </span></span></span></div>

    کلیدواژگان: رتینوپاتی نارسی، سن حاملگی، وزن تولد
  • نازنین محیط مافی، ترانه فرخ نیا*، پویا اولیایی، سعید کلانتری، سید سینا سید افسری صفحات 480-487
    سابقه و هدف
    </span>کاندیدیازیس دهان یکی از شایع ترین تظاهرات دهانی سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) است، که کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می دهد</span> .</span>لذا </span>این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مکمل های غذایی پروبیوتیک بر کلونیزاسیون کاندیدا آلبیکنس (</span>C.albicans</span>) در بیماران مبتلا به ایدز انجام شد.</span></span></span></span></span>
    مواد و روش ها
    </span>این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده بر روی 30 نفر از بیماران مبتلا به ایدز با کمتر از 100 سلول</span> CD4 </span>در میلی متر مکعب که تحت درمان ضد رتروویروسی بودند، انجام شد</span>.</span> بیماران بر اساس شماره پرونده پزشکی (زوج، فرد) به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله قرص پروبیوتیک (2 قرص در روز به مدت 1 ماه) همراه با درمان ضد رتروویروسی (</span>ART</span>) دریافت کردند.</span> گروه کنترل فقط</span> ART </span>دریافت کردن</span>د.</span> 1 </span>میلی لیتر بزاق از هر بیمار در روز اول مطالعه و پس از مداخله جمع آوری شد و روی </span>Sabouraud dextrose agar</span> کشت داده شد تا تعداد کلنی های C.albicans </span>در واحدهای تشکیل دهنده کلنی در میلی لیتر </span>(</span>CFUs/mL</span>)</span> تعیین شود.</span></span></span></span></span>
    یافته ها
    </span>تعداد</span> CD4 </span>دو گروه در ابتدا یکسان بود. 9 بیمار از گروه کنترل و 8 بیمار از گروه مداخله خارج شدند.</span> بنابراین 13 بیمار (4 زن، 2 مرد در گروه کنترل و 4 زن و 3 مرد در گروه مداخله) مورد بررسی قرار گرفتن</span>د.</span> تعداد کلونی</span> C.albicans </span>در گروه آزمایش ب</span>ه </span>طور تصادفی قبل از مداخله به طور معنی داری بیشتر بود (0/038</span>=</span>p</span>، </span>40372</span>±</span>47714</span> =</span>CFUs/mL</span>). پس از مداخله، تفاوت تعداد کلنی های کاندیدا آلبیکنس بین دو گروه معنی دار نبود. در گروه شاهد، تعداد کلنی های کاندیدا آلبیکنس تغییر معنی داری نداشت. در حالی که در گروه مداخله، تعداد کلنی های کاندیدا آلبیکنس پس از مداخله به طور معنی داری کاهش یافت (به ترتیب قبل و بعد از مداخله 40372</span>±</span>47714 و 25683</span>±</span>14571، 0/02</span>=</span>p</span>)</span>.</span></span></span></span></span>
    نتیجه گیری
    </span></span>بر اساس نتایج این مطالعه، به نظر می رسد مکمل های غذایی پروبیوتیک می توانند کلونیزاسیون کاندیدا آلبیکنس را کاهش دهند. </span></span></span> </span></span></span></div>
    کلیدواژگان: پروبیوتیک ها، کاندیدیازیس، ایدز
  • نیلوفر شادمان، سعیده گرجی کندی، الهه مرتضوی لاهیجانی، علی اسکندری زاده، راضیه حسینی فر، لیلا قاسمی* صفحات 488-496
    سابقه و هدف

    یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در موفقیت ترمیم های کامپوزیت قدامی ثبات رنگ در شرایط مختلف دهان می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ثبات رنگ چهار نوع کامپوزیت قدامی در محلول های رنگی (چای و قهوه) و پیرسازی با اشعه ماوراء بنفش (UV) به روش اسپکترفوتومتری می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه آزمایشگاهی روی 80 نمونه از چهار نوع کامپوزیت شامل Kalore، G-aenial، Grandio و Estelite Σ quick انجام شد. نمونه های هرکامپوزیت به 4 زیرگروه شامل غوطه وری در قهوه (به مدت 48 ساعت)، چای (به مدت 48 ساعت)، آب مقطر (گروه کنترل) و مواجهه با UV (به مدت 168 ساعت) تقسیم شدند. رنگ نمونه ها قبل و بعد از انواع روش های پیرسازی با استفاده از سیستم CIE Lab به روش اسپکتروفوتومتری ارزیابی گردید و تغییر رنگ (ΔE*ab) محاسبه گردید.

    یافته ها

    در همه انواع کامپوزیت ها بیشترین و کمترین میزان تغییر رنگ به ترتیب مربوط به گروه غوطه وری در قهوه و آب مقطر بود. در همه گروه ها بجز زیرگروه های غوطه وری در آب مقطر و غوطه وری در چای Estelite Σ quick (2/79=ΔE*ab)، تغییر رنگ معنی دار مشاهده گردید (3/3<ΔE*ab). بالاترین میزان تغییر رنگ مربوط به زیرگروه غوطه وری در قهوه کامپوزیت Grandio (9/084=ΔE*ab) و کمترین تغییر رنگ مربوطه به غوطه وری در آب مقطر کامپوزیت Estelite Σ quick بود (0/836=ΔE*ab). میزان تغییر رنگ تنها در زیرگروه غوطه وری در قهوه و برای کامپوزیت های Grandio و Kalore نسبت به Estelite Σ quick از لحاظ آماری بالاتر بود (به ترتیب 0/02=p و 0/028=p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، مواجهه طولانی مدت با چای، قهوه و دستگاه تسریع کننده پیرسازی با UV سبب تغییر رنگ کلینیکی کامپوزیت های Grandio، G-aenial، Kalore و Estelite Σ quick می گردد.

    کلیدواژگان: طیف سنجی نوری، کامپوزیت رزین، قهوه، رنگ
  • امیر رضا اقبالی، فاطمه احمدپور، فروزان احمدپور*، مهدی بیرجندی، جواد خلیلی فرد، محمد عباسی نسب، فریا فکوری، حسین شایسته یکتا صفحات 497-508
    سابقه و هدف

    همه گیری کووید-19 باعث بروز موارد متعددی از نارسایی تنفسی تا مرگ شده است. با توجه به اطلاعات اندک موجود در مورد درمان بیماری، هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی پنتوکسی فیلین و کلشی سین در پیشگیری از پیشرفت بیماری تا مرحله وخامت در بیماران بستری با کووید-19 می باشد.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور، 120 بیمار (60 تا گروه کنترل و 60 تا گروه مداخله) همسان دارای کووید با سن بالای 40 سال با شدت متوسط و شدید در بیمارستان شفا خرم آباد مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر درمان استاندارد، پنتوکسی فیلین با دوز 400 میلی گرم هر 12 ساعت و کلشی سین با دوز 0/5 میلی گرم روزانه دریافت کردند و گروه کنترل به تنهایی رژیم درمانی استاندارد را دریافت کردند. در هر دو گروه، معیارهای بالینی و آزمایشگاهی در خون مقایسه شد. همچنین طول مدت بستری، مدت بستری در بخش مراقبت های ویژه و میزان بهبودی (کاهش علایم بیماری و افزایش اکسیژن خون) و مرگ مقایسه شدند.

    یافته ها

    سن، وزن، جنس، سابقه بیماری و علایم اولیه بیماری دو گروه اختلاف معنی داری نداشت. دو گروه از نظر نفرات بستری در بخش مراقبت های ویژه (17 نفر، 28/3% از گروه کنترل) و (6 نفر، 10% از گروه مداخله) و تعداد افراد مبتلا به تب مداوم (24 نفر، 30% در گروه کنترل) و (12 نفر، 20% در گروه مداخله) تفاوت معنی داری داشتند. همچنین مدت بستری در بیمارستان در گروه مداخله یک روز کمتر بود (0/05>p). اما بین دو گروه از نظر میزان مرگ و میر، یافته های بالینی و آزمایشگاهی تفاوت معنی داری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، تجویز دو داروی پنتوکسی فیلین و کلشی سین ممکن است از ورود به مرحله بحرانی بیماران کووید-19 جلوگیری نماید.

    کلیدواژگان: کووید-19، کلشی سین، پنتوکسی فیلین
  • میثاء سمیر کاظم*، احلام طه محمد صفحات 509-518
    سابقه و هدف

    پوسیدگی دندان شایع ترین بیماری در سراسر جهان است و یکی از مشکلات اصلی مراقبت های بهداشتی به شمار می رود. استرپتوکوک موتانس به عنوان عامل اصلی ایجاد پوسیدگی دندان شناخته می شود. این مطالعه استرپتوکوک موتانس را با استفاده از ژن 16S rRNA و ژن spaP به عنوان پیش بینی کننده اولیه پوسیدگی مورد بررسی قرار می دهد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مورد شاهدی بر روی 80 کودک پیش دبستانی عراقی 3 تا 5 ساله انجام شد. این کودکان به دو گروه "مورد" شامل 40 کودک مبتلا به پوسیدگی شدید و گروه "شاهد" شامل 40 کودک بدون پوسیدگی، تقسیم شدند. معاینه دندان با معیارهای تشخیصی سازمان جهانی بهداشت انجام شد. نمونه های بزاق تحریک نشده از همه کودکان آماده شد و DNA استرپتوکوک موتانس از تمام نمونه های بزاق استخراج شد. ژن های 16S rRNA و spaP با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) شناسایی شدند و حضور آنها با شدت پوسیدگی دندان مقایسه شد.

    یافته ها

    سن و جنس کودکان در مطالعه تفاوت معنی داری نداشت. شیوع ژن 16S rRNA استرپتوکوک موتانس در هر دو گروه مورد مطالعه 98/8% مثبت و 1/2% منفی بود. در رابطه با ژن spaP، تفاوت معنی داری بین گروه مورد (92/5%) و شاهد (50%) مشاهده شد (0/05≥p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که وجود ژن spaP استرپتوکوک موتانس می تواند پیش بینی کننده ایجاد پوسیدگی دندان باشد. لذا بر مراقبت بیشتر از دندان در این افراد تاکید می شود.

    کلیدواژگان: استرپتوکوک موتانس، 16S rRNA، spaP، ژن های ویروسی، پوسیدگی دندان
  • مریم ابراهیمی، راضیه پژوهان فر، سعید شهرابی، نوش آفرین کیقبادی، معصومه یوسفی، محمد رضا جوان، زری طحان نژاد اسدی*، پرستو مرادی چغا کبودی صفحات 519-525
    سابقه و هدف

    بیماری تروفوبلاستیک حاملگی به طیف خاصی از اختلالات تکثیری تروفوبلاست ها اطلاق می شود که از اپیتلیوم جفت منشا می گیرند. اخیرا شاخص های هماتولوژیکی به عنوان یک روش آسان و در دسترس برای شناسایی بیماران و مانیتورینگ پیشرفت بیماری مورد تحقیق و بحث هستند. لذا این مطالعه به منظور بررسی ارتباط بین سطوح شاخص های هماتولوژیکی با پیشرفت مول هیداتیفورم انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی، بر روی 164 بیمار با تشخیص مول هیداتیفرم در دو گروه مول هیداتیفرم کامل (132 نفر) و مول هیداتیفرم ناقص (32 نفر) انجام شد. تشخیص بیماری بر اساس نتایج پاتولوژی ثبت شده در پرونده بیماران صورت گرفت. اطلاعات مربوط به شاخص های هماتولوژیکی، بیوشیمیایی و هورمون ها جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    به طور کلی، بین گروه مول هیداتیک کامل و مول ناقص از نظر سن، شاخص توده بدن، اندازه رحم، میزان بروز کیست تکالوتیین و اندازه کیست، گراویدا، پاریته، سقط جنین، سابقه مول قبلی تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. از بین همه نشانگرهای آزمایشگاهی ارزیابی شده (مانند WBC، PLT، MPV/PLT، AST/PLT، RDW/PLT)، تنها میانگین سطح تری یدوتیرونین (T3 آزاد) در گروه مول کامل (2/40±1/50 پیکو مول بر لیتر) در مقایسه با گروه مول ناقص (1/30±1/90 پیکو مول بر لیتر) به طور قابل توجهی کمتر بود (0/004=p). آستانه T3 آزاد (0/87±1/54 پیکو مول بر لیتر) با میزان حساسیت خوب (74/60%)، ویژگی (51/50%) و دقت 50% برای تشخیص مول های کامل از دیگری نشان داد.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که سطح بالای T3 آزاد ممکن است نشانگر خوبی برای تشخیص مول هیداتیفرم باشد که ممکن است در تشخیص زود هنگام مول های غیر قابل تشخیص در سونوگرافی مفید باشد.

    کلیدواژگان: بیماری تروفوبلاستیک بارداری، مول هیداتیفورم، تری یدوتیرونین
  • مژگان مختاری، سولماز صادقی* صفحات 526-533
    سابقه و هدف

    نیاز به انجام سقط در سه ماه اول بارداری به روش دارویی اثربخش و ایمن، بیشتر از سایر روش های دیگر مورد توجه می باشد. هدف از انجام این مطالعه، مقایسه اثر لتروزول و میزوپروستول و میزوپروستول به تنهایی روی سقط می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 114 بیمار کاندید سقط قانونی در سه ماه اول بارداری به طور تصادفی به سه گروه 38 نفر دریافت کننده میزوپروسترول زیرزبانی به تنهایی همراه با پلاسبو (به همان تعداد لترزول)، میزوپروسترول همراه با لتروزل 10 میلی گرم روزانه به مدت 3 روز و گروه سوم میزوپروستول همراه با لتروزل با دوز روزانه 5 میلی گرم به مدت 3 روز قرار گرفتند. علاوه بر اطلاعات دموگرافیک و مامایی بیماران، پیامد اولیه شامل سقط کامل، ناقص، میزان دوز دریافتی میزوپروسترول و عوارض جانبی در بیماران سه گروه مقایسه شد.

    یافته ها

    متوسط سن بارداری بیماران 9/2±73/1 روز بود. در مجموع 84 (73/7%) نفر از بیماران سقط کامل داشتند، که 28 بیمار (73/7%) در گروه لتروزل 5 میلی گرم، 32 بیمار (84/2%) در گروه لتروزل 10 میلی گرم و 24 بیمار (63/2%) در گروه دارونما بودند. در گروه لتروزل 10 میلی گرم با تفاوت آماری معنی داری میزان سقط کامل در آن ها بیشتر از گروه دارونما بود (84/2 در برابر 63/2%، 0/037=p). 20 بیمار در گروه لتروزل 5 میلی گرم، 16 نفر در گروه لتروزل 10 میلی گرم و تمام افراد گروه دارونما میزوپروسترول دریافت کردند که اختلاف دو گروه لتروزل 10 میلی گرم و دارونما از نظر میزان دریافت میزوپروسترول معنی دار بود (0/001=p). شایع ترین عارضه جانبی در بیماران هر سه گروه تهوع و استفراغ بود که اختلاف آماری معنی داری با هم هر سه گروه نداشتند.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه حاضر نشان داد که لتروزل 10 میلی گرم به همراه میزوپروسترول در بیماران نیازمند به سقط قانونی در سه ماه اول، اثربخشی مناسبی دارد.

    کلیدواژگان: سه ماه اول بارداری، بارداری، سقط طبی، لتروزل، میزوپروستول
  • هاجر ادیب راد، طلعت خدیوزاده، فاطمه حسن زاده شهابی*، هاجر پاشا، ریحانه پورباقری، رضا مشاقی طبری صفحات 534-543
    سابقه و هدف

    خودکارآمدی زنان موجب احساس بهتری نسبت به مادر بودن و بهبود سلامت عمومی می شود. مشوق های فرزندآوری یکی از راهکارهای اساسی اصلاح کاهش جمعیت است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط خودکارآمدی مادرانه با نگرش به مشوق های فرزندآوری و عوامل مرتبط انجام شد ‎است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه‎ مقطعی بر روی 384 زن سنین 18 تا 40 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال 1401-1399 انجام شد. داده‎ ها با استفاده از پرسشنامه ‏های‏ ویژگی های دموگرافیک- باروری، نگرش به مشوق های فرزندآوری و خودکارآمدی مادرانه جمع آوری شد. پرسشنامه مشوق های فرزندآوری شامل 15 گویه با دامنه نمرات از 15 تا 75 و پرسشنامه خودکارآمدی مادرانه شامل 9 گویه با دامنه نمرات از 9 تا 45 بود.

    یافته ها

    میانگین سن زنان 5/42±30/99 سال بود. میانگین تعداد فرزند دلخواه 1/02±2/20 و میانگین زمان اولین فرزندآوری دلخواه پس از ازدواج 1/89±2/96 ماه بود. میانگین نمره کل نگرش مشوق فرزندآوری 15/36±50/45 و میانگین نمره کل خودکارآمدی مادرانه 5/72±31/47 بود. نتایج تست رگرسیون خطی چندگانه، پس از تعدیل سایر متغیرها بیانگر وجود همراهی مثبت معنی دار بین نگرش به مشوق های فرزندآوری با سن ازدواج (0/177β=، 0/001p=)، تعداد فرزند دلخواه (0/179β=، 0/001p=)، و زمان اولین فرزندآوری دلخواه پس از ازدواج (0/116β=، 0/029p=) و همراهی منفی معنی دار با مدت زمان ازدواج بود (0/329-β=، 0/023p=).

    نتیجه گیری

    نتیجه مطالعه نشان داد که‏ مشوق‏های فرزندآوری نقش مثبتی بر نگرش مادران به فرزندآوری دارد. پیشنهاد می‏ شود که این مشوق‏ها در طراحی برنامه‏ های افزایش فرزندآوری در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: فرزندآوری، رفتار باروری، خودکارآمدی مادرانه، مشوق فرزندآوری
  • امیر مهدی صاحب، صلاح هادی کاظم*، میثم علی شعلان صفحات 544-551
    سابقه و هدف

    گواتر چند ندولار (MNG) شایع ترین بیماری سیستمیک غدد درون ریز است، که خطر توزیع جنسی آن (زن به مرد) 3 به 1 است. بدخیمی اتفاقی تیرویید بعد از جراحی تیرویید، در حالی که قبل از عمل به عنوان تومور خوش خیم تشخیص داده شده بودند، یک مشکل رایج است. لذا هدف از این مطالعه بررسی نقش تشخیصی تیروییدکتومی کامل در تشخیص انواع سرطان تیرویید پس از عمل که قبل از عمل به عنوان گواتر چند ندولار تشخیص داده می شوند و تعیین عوامل خطر بدخیمی تیرویید در گواتر چند ندولار می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه آینده نگر بر روی 120 بیمار که بر اساس تشخیص تومور تیرویید به دو گروه بدخیم و خوش خیم تقسیم شدند، انجام شد. همه بیماران تحت بیهوشی عمومی تحت عمل جراحی تیروییدکتومی کامل قرار گرفتند. بیماران بر اساس شرح حال کامل گذشته، معاینه بالینی، بررسی های آزمایشگاهی و رادیولوژیک انتخاب شدند و از FNA با هدایت سونوگرافی و دستگاه سونوگرافی برای تایید تشخیص سرطان تیرویید و متاستاز غدد لنفاوی استفاده شد.

    یافته ها

    از بین 120 بیمار منتخب، 20 بیمار حذف و 100 بیمار باقیمانده به دو گروه بدخیم 13% و گروه غیر بدخیم 87% که درگیر هیپرپلازی ندولار، تومور التهابی و خوش خیم بودند، تقسیم شدند. میانه سن برای گروه بدخیم (40 سال) بیشتر از گروه غیر بدخیم (30 سال) بود. کارسینوم تیرویید در 46/2% از مردان و 53/8% زنان تشخیص داده شد (0/045=p). علاوه بر این، جنسیت مرد در مقایسه با جنس مونث دارای 2/7 برابر آنالیز به عنوان عامل خطر ابتلا به سرطان تیرویید است (خطر نسبی= 2/714).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، تیروییدکتومی کامل در بیماران مبتلا به گواتر چند ندولار به دلیل وجود بدخیمی پنهان در این بیماری خوش خیم (MNG) نیاز به عمل مجدد را کاهش می دهد. جنس مذکر عامل خطر مهمی برای سرطان تیرویید است و عامل سن ارتباط معنی داری با سرطان تیرویید پس از عمل ندارد. FNA به هدایت سونوگرافی، دستگاه سونوگرافی و معاینه بالینی برای تشخیص نهایی سرطان تیرویید قبل از عمل کافی نیست.

    کلیدواژگان: گواتر، چند ندولار، سرطان تیروئید، تیروئیدکتومی، تشخیص زودهنگام سرطان
  • همسا احمد عیسی، عبدالناصر الگبوری، شیما شمیل حسن، خالده فرحان العزاوی*، محمد هادی منشد الاسامی صفحات 552-558
    سابقه و هدف

    ضربه مغزی در اثر نیروی فیزیکی شدید در سر ایجاد می شود که آسیب سر ممکن است باز یا بسته باشد. در ضربه مغزی بسته، جمجمه نشکسته است اما ضربه ممکن است به مغز، جمجمه، پوست سر و بافت زیرین و عروق خونی سر آسیب وارد کند. لذا هدف از این مطالعه یافتن رابطه بین چند پارامتر از جمله سطح سرمی اینترلوکین-6، اینترلوکین-8 و مس (Cu) با ضربه مغزی در این بیماران می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی در بیمارستان آموزشی جراحی مغز و اعصاب در بغداد، عراق بر روی 60 بیمار ضربه مغزی در محدوده سنی 20 تا 80 سال، که با 30 فرد سالم همسان شدند، انجام گردید. 5 میلی لیتر نمونه خون حدود 8 ساعت پس از ضربه گرفته شد. اینترلوکین-6 و اینترلوکین-8 سرم با روش سنجش ایمونوسوربنت با استفاده از روش ELISA اندازه گیری شد. مس توسط طیف سنجی جذب اتمی (AAS) اندازه گیری و در دو گروه مقایسه شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری از نظر سن (0/169=p)، جنسیت (0/434=p) و شاخص توده بدنی (0/102=p) بین بیماران ضربه مغزی و افراد سالم وجود نداشت. نتایج حاکی از افزایش معنی دار سطح سرمی اینترلوکین-6 (55/12±177/45 و 22/98±83/43) و اینترلوکین-8 (61/77±181/19 و 15/32±49/99) در بیماران در مقایسه با افراد سالم (0/001>p) و کاهش قابل توجهی در سطح مس در بیماران (0/16±0/84) در مقایسه با گروه سالم (0/15±1/34) (0/001>p) بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، افزایش سطح اینترلوکین ها و عنصر مس می توانند به عنوان نشانگرهای مرتبط با ضربه مغزی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ضربه مغزی، اینترلوکین، مس
  • حدیثه نعمتی، پیام سعادت*، علیجان احمدی آهنگر، وحیده نعمتیان، شایان علیجان پور، علی بیژنی صفحات 559-566
    سابقه و هدف

    سکته مغزی از علل اصلی مرگ و میر و ناتوانی در جهان بوده و درمان آن خون رسانی مجدد بافت مغزی با استفاده از روش های مختلف از جمله تزریق آلتپلاز است. هدف از این مطالعه تعیین پیامد درمان با آلتپلاز وریدی می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی تمام بیماران دچار سکته مغزی مراجعه کننده به بیمارستان روحانی بابل در سال های 1400-1398 انجام شد. بیماران به دو گروه دریافت کننده آلتپلاز وریدی و گروه درمان روتین و حمایتی تقسیم شدند. اطلاعات جمعیت شناختی و نمرات دو مقیاس (NIHSS) National Institute of Stroke Health Scale جهت بررسی بهبود علایم سکته مغزی و (mRS) modified Rankin Scale به منظور ارزیابی شدت ناتوانی در سه دوره 7، 30 و 90 روزه، بررسی و مقایسه گردید.

    یافته ها

    از 100 بیمار مورد مطالعه، 49 نفر در گروه آلتپلاز و 51 نفر در گروه درمان روتین و حمایتی قرار گرفتند. در بررسی مقیاس NIHSS بیماران در سه دوره پیگیری، تفاوت معنی داری در گروه دریافت کننده آلتپلاز در مقایسه با گروه درمان روتین و حمایتی وجود داشت (0/001>p). همچنین در مورد مقیاس mRS، در روز 90 (0/80±0/65 در مقابل 1/11±1/55) برخلاف روز 30 (1/07±1/65 در مقابل 0/92±1/31)، بین دو گروه دریافت کننده آلتپلاز و گروه درمان روتین و حمایتی، تفاوت معنی داری وجود داشت (0/001>p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که درمان با آلتپلاز داخل وریدی می تواند تاثیر خوبی بر اختلالات عصبی پس از سکته داشته باشد و در دراز مدت تا روز نودام پیگیری بیمار، میزان ناتوانی در عملکرد روزانه را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: سکته مغزی، فعال کننده پلاسمینوژن بافتی، آلتپلاز، ارزیابی ناتوانی، موسسه ملی بهداشت NIH
  • محمد بابائی*، علی کلانتری حصاری، مرتضی یاوری، مهسا حلاج، حسن مروتی صفحات 567-578
    سابقه و هدف

    متوتروکسات (MTX)، یک داروی شیمی درمانی است که اثرات مخربی روی بافت های بدن از جمله دستگاه تناسلی نر دارد. از آنجاییکه کوآنزیم Q10، آنتی اکسیدانی است که تا حدودی می تواند اثرات تخریبی آن را کاهش دهد، لذا این مطالعه به منظور بررسی اثرات مصرف همزمان داروی متوتروکسات و کوآنزیم Q10 بر ساختار بافت بیضه و پارامترهای اسپرم در موش سوری نر انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 24 سر موش سوری نر نژاد NMRI به چهار گروه شش تایی تقسیم شدند: گروه کنترل با دریافت داخل صفاقی 0/2 میلی لیتر آب مقطر، گروه MTX با دریافت داخل صفاقی mg/kg 20 داروی متوتروکسات یک بار در هفته، گروه CoEnQ10 با دریافت خوراکی کوآنزیم Q10 با دوزmg/kg  200 سه بار در هفته و گروه MTX+CoEnQ10 علاوه بر دریافت داخل صفاقی mg/kg 20 داروی متوتروکسات یک بار در هفته، کوآنزیم Q10 را نیز به صورت خوراکی با دوزmg/kg  200 سه بار در هفته دریافت کرد. همه گروه ها پنج هفته تیمار شدند. بعد از آسان کشی، دم اپیدیدیم و بافت بیضه به ترتیب به منظور بررسی پارامترهای اسپرم و تغییرات هیستومورفومتری و روند اسپرماتوژنز نمونه برداری و بررسی شدند.

    یافته ها

    پس از تیمار با MTX، قدرت زنده مانی، تحرک، شاخص تمایز لوله ای، شاخص اسپرم زایی، ضریب بازسازی اسپرم، میانگین قطر لوله های اسپرم ساز، قطر لومن لوله های اسپرم ساز و ارتفاع اپیتلیوم زایگر به طور معنی دار نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (0/05>p). همچنین تیمار با MTX به طور معنی داری منجر به آسیب به DNA، افزایش میانگین قطر کپسول بیضه و درصد دژنراسیون لوله ای و بیشتر شدن تعداد اسپرم های غیر طبیعی نسبت به گروه کنترل گردید (0/05>p). مصرف همزمان کوآنزیم  Q10به همراه MTX، بهبود معنی دار پارامترهای ذکر شده را به همراه داشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که MTX با تاثیر منفی روی فعالیت متابولیک اسپرم، یکپارچگی غشاء و DNA، سبب کاهش پارامترهای اسپرم و تغییر بافت بیضه و روند اسپرماتوژنز می گردد. بهبود معنی دار مصرف همزمان کوآنزیم Q10 و MTX اثر محافظتی کوآنزیم Q10 را تقویت می بخشد.

    کلیدواژگان: متوتروکسات، کوآنزیم Q10، بافت بیضه، پارامترهای اسپرم، موش سوری
|
  • SA .Rasoulinejad, M. Babaei*, N .Meftah, H .Gholinia Pages 1-9
    Background and Objective

    Diabetic macular edema (DME) is one of the common complications of diabetes which significantly accounts for preventable visual impairment and blindness. Central macular thickness (CMT) is a feature found in DME patients. This study aims to determine the relationship between optical coherence tomography (OCT)-measured CMT and visual acuity (VA) in patients with DME before and after intravitreal injection of bevacizumab.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 100 patients with diabetic macular edema with involvement of both eyes referred to the Ophthalmology Department of Rouhani Hospital in Babol who underwent intravitreal injection of Bevacizumab. VA (measured by Snellen chart), CMT (measured by OCT), clinical and paraclinical factors (including the duration of diabetes, glycosylated hemoglobin (HbA1c), fasting blood sugar (FBS), hypertension, and smoking history data) were evaluated and compared among all patients just before and 45 days after Bevacizumab injection.

    Findings

    Before the injection of Bevacizumab in 200 eyes, the mean value of VA (letter score) and mean value of CMT (µm) were 36.83±12.73 and 425.48±85.18 µm, respectively (p<0.001, 95% CI=12.5 – 17.5 and 95% CI=-71.5 – -55.5, respectively). 45 days after Bevacizumab injection, the mean value of absolute VA changes was 15.24±10.16, and the mean value of absolute CMT changes was -67.83±43.08 µm (coefficient=-0.18, 95% CI=-0.39 – 0.05).

    Conclusion

    Although VA was correlated moderately with CMT and the polynomial regression model enhanced the predictive ability, it remains fully obvious that CMT and clinical factors could play an essential role as VA surrogates.

    Keywords: Diabetic Retinopathy, Bevacizumab, Visual Acuity
  • AJJ. Al-Gburi* Pages 10-19
    Background and Objective

    There are an increasing number of cardiac electronic device implantation with an expansion of their indications. Axillary vein puncture guided by contrast venography has grown in popularity due to its effectiveness and low complication rate. Venous spasm has been reported previously. The aim of this study was to determine the rate of axillary venous spasms during real-time contrast venography-guided puncture as well as its effect on puncture success.

    Methods

    In this cross-sectional study, 137 consecutive patients admitted for permanent pacemaker or implantable cardioverter-defibrillator ‎implantation utilizing real‑time contrast venography were included in the ‎study. After the success of puncture or a period of five minutes had been passed, the venography was repeated. Axillary venous spasm is characterized by a lumenal diameter reduction of more than 50%. Grade I (50-90%) ‎and Grade II (>90%) spasm were classified as a percentage decrease in lumenal diameter.

    Findings

    The axillary venous puncture within five minutes was successfully done in 124 patients (90.5%) and was ‎done using the subclavian access in the others. The overall incidence of axillary venous spasm more than 50% was 33.6% (46 patients; 32 female and 14 male). ‎Grade I spasm was observed in 38 patients (27.8%) and Grade II spasm ‎observed in 8 patients (5.8%). Successful puncture within five minutes was significantly less in patients with ‎venous spasm (‎37 (80.4%)‎ vs 87 (95.6%)‎‎, p=0.010)‎.

    Conclusion

    According to the results of this study, spasm of the axillary vein is not uncommon during real-time contrast venography-guided axillary venous puncture and occurs more in older age and females and it has a significant unfavorable impact on puncture duration, the number of attempts, and puncture success.

    Keywords: Axillary Vein Spasm, Venography, Cardiac Electronic Device, Cardiac Implantable Electronic Device, Pacemaker, Implantable Cardioverter-Defibrillator
  • F .Movahed, V. Chegini*, F .Mohammad Khaniha Pages 20-25
    Background and Objective

    The simultaneous occurrence of ectopic pregnancy in both fallopian tubes and a live intrauterine fetus is very rare. The increase in the use of reproductive technology methods has caused an increase in the prevalence of this type of pregnancy. The aim of this study is to report a case of simultaneous occurrence of ectopic pregnancy in both fallopian tubes and live intrauterine fetus following the use of ovulation induction medications.

    Case Report: 

    The patient was a 29-year-old pregnant woman in her 7th week of pregnancy with a one-year history of infertility and the use of ovulation induction medications, with a transvaginal ultrasound report a week ago, live intrauterine pregnancy (6th week) and normal fallopian tubes, and complaints of vaginal bleeding. In repeated ultrasound, a live fetus was seen in the uterus (7 weeks and three days) and a live fetus in the left adnexa (7 weeks and three days), and the right adnexa was normal. The patient underwent laparoscopy. An incidental finding during surgery was the presence of ectopic pregnancy in both tubes. Left salpingectomy and right salpingostomy were performed and progesterone suppositories were prescribed to maintain intrauterine pregnancy. One week after the surgery, the fetus was observed without a heartbeat in the control ultrasound.

    Conclusion

    Based on the results of this report, the correct use of assisted reproductive methods, control of infertile patients under the supervision of infertility centers, and accurate ultrasounds due to the possibility of heterotopic pregnancy in high-risk patients are necessary.

    Keywords: Heterotopic Pregnancy, Ectopic Pregnancy, Ultrasound, Laparoscopy, Salpingectomy
  • R .Meshki, M .Khataminia, S .Beigi*, M. Salehi Veisi Pages 26-35
    Background and Objective

    Due to the importance of primary anterior teeth in chewing, pronunciation of words, self-confidence, facial appearance of children, efforts to preserve these teeth continue. The aim of the present study was to evaluate the push-out bond strength of 5th, 6th, 7th, and 8th generation bonding agents to intracanal dentin of primary anterior teeth which are reconstructed with the composite posts.

    Methods

    The present experimental in vitro study was conducted on 60 extracted primary anterior teeth with at least two-thirds of the root length remaining. The teeth were randomly divided into five groups: 5th generation (3M Adper single bond 2 Adhesive-USA), 6th generation (clearfil SE bond, Japan), 7th generation (kerr-optibond all in one Adhesive-Italy), and 8th generation total-etch and 8th generation self-etch (GC-G permio bond-Japan) bonding agents. After root canal preparation, prepared canals were filled with Metapex. The coronal 3mm of the canals was etched and impregnated with the dentin bonding agents. Then, they were restored with composite. The push-out test was performed to evaluate the bond strength of adhesives. Accordingly, by a light microscope the failure modes were determined.

    Findings

    The mean bond strength of 5th, 6th, 7th, and 8th generation (self-etch, total-etch) bonding agents was 4.36±2.15, 3.88±1.55, 4.29±2.02, 12.84±3.62, and 7.77±3.81 MPa, respectively. The push-out bond strength of the 8th generation bonding agent using both self-etch (p=0.000) and total-etch techniques was higher than the 5th, 6th, and 7th generation bonding agents (p=0.032, 0.01, 0.027, respectively). No significant difference was found between the bond strength of the 5th, 6th, and 7th generation bonding agents.

    Conclusion

    The push-out bond strength of the 8th generation bonding system was higher than the other groups. Therefore, the 8th generation bonding agents can be used to bond composite posts to intracanal dentin of primary anterior teeth. Also, self-etch (8th generation) has higher bond strength compared to the total-etch technique.

    Keywords: Dentin, Self-Etch Adhesive, Bonding Agents
  • AC .Onuegbu, CC .Nworgu*, DC .Ikwuka, DB. Adeniyi, OK .Okafor, JU.Uzoigwe, M .Nweke, ZN .Uzoigwe, D .Nwachukwu Pages 36-45
    Background and Objective

    There is increasing desire for pleiotropic plant-based remedies for the treatment of peptic ulcer disease due to its prevalence and the challenges associated with existing therapies. This research was conducted to investigate the effect of aqueous extract of Pleurotus tuber-regium (PT) on ethanol induced peptic ulcer in male Wistar rats.

    Methods

    This animal experiment used 30 male Wistar rats. They were divided into five groups (6 rats each) namely: Normal control (Group A), Ulcer control (Group B), Ulcer+omeprazole treatment (Group C), PT pre-treatment ulcer (Group D), and Ulcer+PT treatment (Group E). Peptic ulcer was induced by administration of 1 ml of 80% ethanol orally to each animal from group B to E. Four hours after the induction of gastric ulcer, the rats were sacrificed, the abdomen was opened to remove the stomach for histological study and gastric content to determine the gastric juice volume (ml/4 h). Data were analyzed using IBM SPSS Version 25.

    Findings

    Treatment of ulcer with PT in group E and omeprazole (group C) significantly decreased the free acidity (E=0.83±0.20, C=1.20±0.11, p<0.05), total acidity (E=3.10±0.60, C=9.10±0.32, p<0.05) and ulcer index (E=5.00±2.02, 7.83±4.04, p<0.05) in comparison with group B (free acidity=3.06±1.09, total acidity=22.86±2.51 and ulcer index=32.83±1.74) and group D (free acidity=4.16±0.69, total acidity=17.06±1.91 and ulcer index=35.66±1.96). Group E showed higher percentage of ulcer inhibition (84.77%) than group C (76.15%), while group D showed no inhibition. Also, there were improvements in the macroscopic and microscopic structure of the stomach tissue‎.

    Conclusion

    The results of this study showed that P. tuber-regium extract could serve as a better alternative to standard anti-ulcer drugs and considering that it is nutraceutical, it is a safe and more affordable alternative for the treatment of peptic ulcer.

    Keywords: Peptic Ulcer, Pleurotus Tuber-Regium, Ethanol, Total Acidity, Ulcer Index
  • P. Norouzi, Y.Javadian, SR .Hosseini, SR .Mousavi Khatir*, A. Bijani Pages 46-57
    Background and Objective

    The growth of aging reveals the importance of paying attention to the health needs of the elderly. According to some studies, falls and its consequences are more common in the individuals with knee osteoarthritis (KOA) than those without KOA, but due to lack of evidence, its related factors are still unknown. Thus, the aim of this study was to compare the falls and its determinants in the elderly with and without KOA.

    Methods

    In this case-control study, 700 older adults in two groups of elderly with and without KOA were compared in terms of falls and some variables including KOA, sex, age, body mass index, living status, quadriceps femoris muscle strength, hand muscles strength, balance, number of comorbidities, number of drugs used, walking duration, physical activity and frailty. KOA was diagnosed based on The American College of Rheumatology (ACR) criteria.

    Findings

    In this study, falls were 1.90 times higher in the elderly with KOA than elderly without KOA. Although all variables were significantly different in case and control groups, only female gender (p=0.035) and KOA (p=0.012) were significantly associated with falls.

    Conclusion

    These findings suggest that variables in combination may increase the risk of falls in the elderly with KOA, while each of them alone may not be associated with falls.

    Keywords: Falls, Knee Osteoarthritis, Aging
  • L .Basir, H.Nadaf, B .Karimi, M .Talafi Noghani* Pages 58-69
    Background and Objective

    Management of deep caries and pulp exposures depends on the severity of the disease. The rapid development of preventive materials and techniques has significantly influenced restorative treatment methods. Therefore, the aim of this study is to produce and evaluate a type of bioactive glass containing Zn (Zn-BAG= Zinc-doped Bioglass) and to investigate its performance on the pulp and the formation of dental bridges following direct pulp capping in comparison to the standard gold material MTA (Mineral Trioxide Aggregate).

    Methods

    The conventional sol-gel method synthesized bioglass 45S5 with 2%mol zinc. In this experimental animal study, 10 maxillary first molars of 10 Wistar rats were subjected to direct pulp capping and divided into two groups of five according to the materials used: group 1 (DPC [Direct pulp cap] + MTA) and group 2 (DPC + Zn-BAG). After 8 weeks of direct pulp capping, the rats were sacrificed, and teeth were sectioned and prepared for histological analysis. The degree of inflammatory pulpal response (no inflammation, mild inflammation, moderate inflammation, severe inflammation, necrosis), location of a dentin bridge (at the site of pulp exposure, not adjacent to the site of exposure, and combination), percentage of dentin bridge formation (%) (25%>, 25%-50%, 50%-75%), and the quality of dentin bridge formation (without tubules, irregular tubular pattern, regular tubular pattern) were analyzed and scored.

    Findings

    In the electron microscope view, Zn-BAG particles exhibited a plate-like shape with less than 100 nm particle size. The EDS analysis confirmed the presence of zinc in the Bioglass structure. There was no significant difference between the type of pulp capping agent and the degree of inflammatory pulpal response, location of a dentin bridge, percentage of dentin bridge formation, and the quality of dentin bridge formation.

    Conclusion

    Zn-BAG and MTA pulp capping materials showed similar desirable cellular and inflammatory responses over pulpal exposure. Zn-BAG is a promising candidate for pulp capping material.

    Keywords: Dental Pulp Capping, Mineral Trioxide Aggregate, Bioglass
  • HF .Aljawadi*, EA. Ali Pages 70-77
    Background and Objective

    The first month of life is a significant period for child survival. The highest rate of death was reported in the neonatal period in the world. This study was conducted to estimate the mortality rate in neonates and to determine the main causes and their demographic characteristics in Misan Hospital for Child and Maternity in Iraq.

    Methods

    This cross-sectional study was performed in Misan Hospital for Child and Maternity. The required data were collected from the files in the neonatal and obstetrical units for two consecutive years (2018 and 2019). Any neonatal death in time period from 0 to 28 days was enrolled in this study whether preterm or term. Causes and time of neonatal death were studied based on demographic characteristics (gender, gestational age, type of delivery, and type of pregnancy). The neonatal mortality rate was calculated according to the recommendation of the World Health Organization and expressed per 1000 live births in each year.

    Findings

    The total live birth was 11343 and 11063 in 2018 and 2019, respectively. The mortality rate among neonates was 14.8 and 12.8 deaths per 1000 live births in 2018 and 2019, respectively. The major cause of neonatal mortality was respiratory distress syndrome with approximately similar rates in both years (65.5% vs 63.4%). The subsequent causes were birth asphyxia, congenital anomalies, meconium aspiration, and sepsis. The mean gestational age was 32.33±4.065 weeks in 2018 and it was 32.40±4.339 weeks in 2019.

    Conclusion

    The results of the study showed that the mortality rate in babies of Misan hospital is high. Premature birth and its complications had led to the highest rate of death among neonates. Therefore, focusing on prenatal care is still a big challenge.

    Keywords: Mortality, Neonates, Maternity, Misan
  • S. Jamali, M .Sabermoghaddam, AA. Sabermoghaddam*, MY .Kiarudi, E .Bakhtiari Pages 78-87
    Background and Objective

    It is very important and necessary to use certain methods in order to prevent or reduce the intensity of pain after surgery. Of all known methods, those that avoid the dangerous side effects of opioids or nonsteroidal anti-inflammatory drugs (NSAIDs) can be useful. The present study was conducted with the aim of investigating the effect of topical dexamethasone on postoperative pain intensity in patients undergoing dacryocystorhinostomy (DCR).

    Methods

    This double-blind randomized clinical trial was conducted on 80 patients aged 18-75 who were candidates for DCR and referred to Khatam Al-Anbia Hospital in Mashhad. Patients were randomly divided into control and intervention (dexamethasone) groups. In the intervention group, at the end of the procedure, a tampon impregnated with dexamethasone was placed in the upper part of the middle concha. In the control group, a tampon washed in distilled water was placed in the same place. Pain intensity was recorded on a verbal rating scale (VRS) 0, 3, 6, 12, 18 and 24 hours after the operation.

    Findings

    There was no significant difference in pain intensity at different time points in the two groups of intervention and control; the frequency of severe pain during recovery was equal to 22.5% and 15.7%, within 3 hours after the operation was equal to 17.5% and 10.0%, within 6 hours after the operation was equal to 12.5% and 0.5%, within 12 hours after the operation was equal to 12.5% and 2.5%, within 18 hours after the operation was equal to 0% and 2.5% and within 24 hours after the operation was equal to 0% and 0%, respectively. There was no significant difference in the process of changes in pain intensity during the 24 hours of the study based on the follow-up test.

    Conclusion

    The results of the study showed that topical use of a single dose of dexamethasone (8 mg) could not reduce postoperative pain as well as the need for opioids in DCR surgery.

    Keywords: Dacryocystorhinostomy, Dexamethasone, Pain, Randomized Clinical Trial, Verbal Rating Scale
  • AA. Khosravi Larijani, F .Malakoutinejad, AY .Yadollahzade, AM Rezaee Majd, S. Kavousi, SMH .Mohammadi, MA. Ghasemi Darzi, K. Nikbakhsh Zati, A .Sadrzade, F. Mahmoudi, E. Saheb Zamani, A. Haji Hosseini, AR. Mojaddad, M. Ahmadian, MY. Pourtaghi, R .Nikkhou Amiri, P. Halalkhor Mirkolaei, M. Rasoulpour Roshan, MH .Alijani Ganji, E. Asgari, H .Pooshide, F. Zamani, AH. Hosseini, S. Abbasi, H. Azizi Lari, AA. Moghadamnia* Pages 88-101
    Background and Objective

    Traditional methods of medical education, despite being easy to implement, do not have long-lasting efficiency. The main aim of this study is to use the help of the learners to teach parts of the medical pharmacology course using role-playing pedagogy. This was done for the first time in Babol University of Medical Sciences with the cooperation of medical students who entered the university in 2016.

    Methods

    Students were divided into 5 groups and a group leader was introduced for each group. Five topics were selected and corresponding scenarios were written. There were three to seven people in each group. The physician together with the hypothetical resident or student examined the patient's problems and prescribed medicine and gave them the necessary recommendations. All participants were given a pre-test and a post-test, and then the findings were statistically analyzed.

    Findings

    101 students (49 girls and 52 boys) with a mean age of 21.43±1.14 years participated in the study. Except for the topic of poisoning, the mean difference in pre- and post-test scores of female students was lower than that of male students. For example, this difference was observed in the topic of Parkinsonism (p<0.0001). All students involved in the performance obtained better grades in the same topics compared to other students (88.15 vs. 59.71 out of 100). 74% of female students and 79% of male students expressed satisfaction with the implementation of this method.

    Conclusion

    According to the findings, this method has increased the motivation to learn the medical pharmacology course and stabilize the course topics. Therefore, its implementation in difficult courses with diverse and voluminous content not only helps them to learn better, but also helps them maintain their enthusiasm and increase motivation to learn more and consolidate what they have learned.

    Keywords: Medical Pharmacology, Role-Playing Pedagogy, Student-Centered Learning, Learning Consolidation, Effective Learning, Mastery Learning
  • SH. Hashemi, M. Motadel, M. Alijanpour* Pages 102-107
    Background and Objective

    Type 1 diabetes mellitus (T1DM) as an autoimmune disease is associated with hyperglycemia and pseudohypoparathyroidism with hypoglycemia. In this study, we report a rare case of association between type 1 diabetes and pseudohypoparathyroidism.

    Case Report: 

    A 12.5-year-old female patient with a one-month history of polyuria and polydipsia was admitted with severe lethargy and vomiting, and due to high blood sugar and metabolic acidosis, Diabetic Ketoacidosis (DKA) was diagnosed. She was first treated with DKA protocol and then Basal- Bolus Protocol of insulin. The patient had a history of seizures due to hypocalcemia at the ages of 8 days and 2 months. In re-examination during hospitalization due to hypocalcemia-hyperphosphatemia and high parathyroid hormone, the diagnosis of false hypoparathyroidism was proposed and treatment with oral calcium tablet and calcitriol capsule was done and she was discharged after seven days with a good general condition.

    Conclusion

    In patients with pseudohypoparathyroidism, in the event of a disturbance in glucose status, the pattern is usually hypoglycemia, but in our patient, this association was in the form of hyperglycemia and DKA in the context of T1DM, which is an indication of the rare association of these two diseases. Therefore, one should think about early diagnosis and proper treatment of this rare association.

    Keywords: Pseudohypoparathyroidism, Type 1 Diabetes Mellitus, Hypocalcemia, Parathyroid Hormone
  • Z .Harsini, SM. Hosseini*, F .Pourabdolhossein Pages 108-115
    Background and Objective

    Along with the steady growth of the population, the widespread use of systemic fungicides, which leads to increased productivity and higher yield of food products, has been given a lot of attention. Therefore, considering the cytotoxic effects of systemic fungicides tricyclazole and thiophanate methyl, the present study was conducted with the aim of investigating the neurotoxicity caused by the use of fungicides tricyclazole (TCZ) and thiophanate methyl (TM) in Wistar rats.

    Methods

    In this experimental study, 32 male Wistar rats were randomly divided into 4 groups of 8 including: control group, groups receiving pesticide mixtures orally at doses of (A) TM 664 + TCZ 25, (B) TM 498 + TCZ 19 and (C) TM 332 + TCZ 13 (mg/kg body weight) and brain tissue sampling was done after 28 days. Nissl and hematoxylin-eosin staining were used for qualitative assessment of pathological lesions and quantitative counting of brain cells.

    Findings

    In the histopathological examinations of the groups that received toxins, it was observed that the neurons became necrotic, and the increase of microglia cells in the hippocampus and cerebral cortex was also observed. The results of cell counting indicated the lowest number of neurons in group A in the cerebral cortex (171.40±4.88), CA1 (152.80±5.99), CA2,3 (127.90±8.36) and CA4 (59.20±3.86), which showed a significant decrease compared to the control group (p<0.05).

    Conclusion

    The results of the study showed that the mixture of tricyclazole and thiophanate methyl caused damage to brain neurons in the cerebral cortex and different areas of the hippocampus and subsequently caused a decrease in the number of neurons in these areas; Of course, the amount of damage was directly related to increase in the dose.

    Keywords: Tricyclazole, Thiophanate Methyl, Hippocampus, Neurons, Histopathology
  • N .Abbasi, K .Shateri, MR .Pashaei* Pages 116-122
    Background and Objective

    As an autoimmune disease, celiac is often caused by the environmental factor of gluten and the genetic factor of HLA. Considering the immunological role of blood groups, this study was designed to evaluate the distribution of ABO and Rh blood groups in patients with celiac disease in West Azerbaijan Province, Iran.

    Methods

    In this cross-sectional study, all 199 cases recorded in the registry system of celiac patients of West Azerbaijan Province between 2015 and 2021 were included in the study. Demographic variables, disease duration, blood group, disease status, and disease complications were extracted from the electronic file of patients. According to the severity of the disease, the patients were classified into three groups: mild (no symptoms), moderate (subclinical) and severe (classic celiac symptoms).

    Findings

    In this study, 125 patients (62.8%) were women and the mean age of the patients was 37.15±15.65 years. 71 people (35.7%) had blood type O and 171 people (58.9%) had Rh+. Patients with blood type O and A most commonly suffered from mild (80.8%) and moderate (50.9%) types of disease, respectively (p<0.001). There was no significant difference between the severity of the disease and blood groups and Rh positive and Rh negative.

    Conclusion

    According to the results of the present study, blood group O is the most frequent among celiac patients. In addition, the severity of the disease in people with blood group O is less than other blood groups.

    Keywords: Celiac Disease, ABO, Rh Blood Groups, Disease Registration System
  • Y .Zahed Pasha, A. Bijani, M .Baleghi, S. Baleghi Damavandi* Pages 123-133
    Background and Objective

    Ethical sensitivity is one of the criteria regarding the professional competence of researchers, which affects the ethical performance of the researcher. Since compliance with the principles and rules of ethics is an effective factor in providing high quality research results, the present study was conducted to investigate the ethical sensitivity and its associated components on the quality of research among academic personnel of universities of medical sciences in metropolitan area No. 1 in Iran.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 320 academic personnel of universities of medical sciences in metropolitan area No. 1 (Guilan, Mazandaran, Golestan, Babol, Shahrud, and Semnan) who were selected by stratified random sampling. Data were collected using ethical sensitivity and research quality questionnaires. The ethical sensitivity questionnaire includes 50 questions and two dimensions of "functional and individual", each of which includes 4 fields. The researcher-made questionnaire of research quality includes 31 questions and 4 fields. The questionnaires were rated from 1 to 5 according to Likert scale. Ethical sensitivity was compared between researchers based on work experience, academic degree and gender. Then, the effect of each component of ethical sensitivity on the quality of the research was evaluated.

    Findings

    Out of 320 studied samples, 223 were male (69.7%) and 97 were female (30.3%). In people with experience of less than 10 years, the mean score of honesty was 15.74±3.21, ethical behavior was 30.50±5.74, accountability was 33.81±5.64, decision-making was 23.62±4.28, and interpersonal communication was 18.66±3.56, indicating higher values compared to people with an experience of more than 10 years (p<0.01). Among the dimensions of ethical sensitivity, the dimensions of honesty and discipline showed positive and significant effects on the quality of research. However, the effect of respect for the client, ethical behavior, professional knowledge, accountability, decision-making and interpersonal communication was not statistically significant despite the effect on the quality of the research. Discipline had the greatest effect on research quality (β=0.293). The R2 value (0.489) shows that about 49% of the variance of the research quality score is explained by the dimensions of ethical sensitivity. Ethical sensitivity with a standard coefficient of 7.758 had an effect on the quality of research.

    Conclusion

    The results of the present study showed that ethical sensitivity, especially the dimensions of honesty and discipline, has an effect on the quality of research.

    Keywords: Ethical Sensitivity, Research, Academic Personnel, Model Presentation
  • S .Rezapour, M. Haghshenas Mojaveri, P. Aziznejadroshan*, K. Hajian-Tilaki, S. Alizadeh Rokni, T. Jahangir Pages 134-142
    Background and Objective

    The performance quality of peripherally inserted central catheter (PICC) by nurses has a direct effect on the improvement of patient care and safety. The aim of this study is to audit the placement and nursing care of PICC in infants.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 130 PICC procedures in the neonatal intensive care units of Rouhani and Amirkola hospitals in Babol in 2018-2021. All infants who needed PICC placement for any reason were selected. In order to collect the data, the observational researcher-made checklist and the infant demographic characteristics questionnaire were used. The checklist included 44 questions and four parts of nursing care before catheter insertion, hand washing, nursing care during the procedure, and nursing care after catheter placement. The scores obtained from the checklist were classified into conversion percentage and two groups of unfavorable placement (less than 67) and favorable placement (68-100). To confirm its reliability, intraclass correlation coefficient was used (ICC=0.90).

    Findings

    A total of 130 cases of PICC placement and nursing care were audited (Rouhani Hospital 98 cases 75.4%, Amirkola 32 cases 24.6%). In the studied sample, 83 (63.8%) were boys and 53 (43.1%) were diagnosed with prematurity. The most common PICC location was the armpit (42.3%). The percentages of compliance of nursing care before PICC insertion according to the standard (97.43%), hand washing (100%), nursing care during the procedure (87.14%) and nursing care after PICC insertion (94.84%) were favorable. Nurses did not use glasses and ultrasound guidance during PICC insertion; (85.4%) and (90%), respectively.

    Conclusion

    According to the results of this study, although the quality of PICC insertion and care in three stages was at a favorable level, nurses need training regarding the use of glasses and ultrasound guidance during PICC insertion.

    Keywords: Infant, Catheterization, Catheter, Nursing Audit, Nursing Care, Intensive Care Unit
  • MH. Mohammadi, A .Enhesari, H. Ghaedamini*, A .Amirbeigi, S. Farahbakhsh Pages 143-151
    Background and Objective

    The use of Focused Assessment with Sonography in Trauma (FAST) in blunt abdominal trauma has various advantages and disadvantages. Considering the importance of timely diagnosis of blunt abdominal traumas, the question is whether it is possible to manage these patients only by performing FAST in the emergency room? Therefore, this study was conducted with the aim of comparing the diagnostic accuracy of FAST with CT-Scan in patients with blunt abdominal trauma.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 400 patients with blunt abdominal trauma referred to the emergency department of affiliated teaching hospitals of Kerman University of Medical Sciences in 2020. Data were obtained by examining the medical records of the patients. The results of FAST were compared with the results of abdominal and pelvic CT scan (as a gold standard), diagnostic peritoneal lavage (DPL) and laparotomy results (as a gold standard in case of unclear CT-Scan results) and the sensitivity, specificity, the positive and negative predictive value and its accuracy were determined.

    Findings

    The mean age of the participants was 36.27±10.44 years. 72.5% of them were men. The most common organ involved was the liver (73%). Sensitivity, specificity, positive predictive value, negative predictive value and accuracy of FAST were equal to 75.1 (73.4-79.6), 91.7 (89.4-94.7), 94.1 (92.7-96.3), 77.2 (75.7-79.6) and 83.7 (80.3-85.5), respectively. Also, the odds ratio of FAST in detecting free fluid was 1335.3, injury to intra-abdominal organs was 7.53 and it was 28.9 for all cases.

    Conclusion

    The results of the study showed that FAST sonography in the emergency room is a suitable method for diagnosing free intra-abdominal fluid following blunt trauma, but it cannot properly diagnose the location of the injury.

    Keywords: FAST Ultrasound, CT Scan, Blunt Abdominal Trauma
  • R .Mirzaei, V. Arash*, M. Rahmati-Kamel, F .Abesi, A. Bijani Pages 152-159
    Background and Objective

    Stability is one of the major issues in orthodontics. The purpose of this study is to investigate the effect of Low-Level Laser Therapy on the rate of relapse of mandibular incisors.

    Methods

    This Single-blinded Randomized Controlled Trial consisted of twenty patients (aged 12-18 years) seeking orthodontic treatment. The subjects were divided into two groups with randomly permuted blocks (n=10): experimental and control groups. The Little’s irregularity index was measured on plaster models prior to treatment using American Board of Orthodontic Measuring Gauge. After unraveling of initial crowding, archwires on mandibular anterior segments of both groups were removed. The experimental group received Low-Level Diode Laser at 808 nm wavelength, 250 mW power, 4J energy and continuous wave mode, on coronal third of lower central and lateral incisors and canines’ roots for sixteen seconds three times a week, within a four-week period. The relapse rate was quantified on each plaster model using Little’s irregularity index at the end of first (T1), second (T2), third (T3), and fourth (T4) weeks.

    Findings

    The study population consisted of twenty patients aged 12-18 years who had 5-9 mm crowding and proper oral hygiene. At T1, the relapse rate was 0 mm and 0.05±0.15 mm in experimental and control group, respectively, which was not statistically significant (p=0.343). Over the following weeks, however, there was statistically significant difference between the relapse rate of the two groups (p=0.003). The mean rate of relapse percentage was 4.48±4.31 mm in experimental and 12.06±5.52 mm in control group, which was significantly lower in Low-Level Laser Therapy group.

    Conclusion

    The application of Low-Level Laser Therapy at 808 nm wavelength on mandibular incisors during orthodontic retention phase may slow down the relapse rate. Therefore, it could be considered as an effective adjunct to reduce immediate relapse.

    Keywords: Relapse, Retention, Low-Level Laser Therapy
  • M. Riyahi-Nejad*, M .Zahabi Pages 160-164

    Historical criticism requires expertise and proficiency in general knowledge of history. Without historical knowledge, it is wrong to write a review. In writing the critique of the article "Abu al-Hasan Ahmad ibn Muhammad al-Tabari Toranji; the famous Iranian physician", year 2022, volume 24, number 1, none of the principles of historiography criticism have been observed. With a focus on historical geography, there is apparently a difference of opinion between the critics and the author of the article. Therefore, the aim of this article is critical discourse analysis of historiography and the birthplace of  Abu al-Hasan Ahmad ibn Muhammad al-Tabari Toranji.

    Keywords: History of Medicine, Historical Geography, Annales Historiography, Abu al-Hasan Ahmad ibn Muhammad al-Tabari Toranji, Toranj
  • S .Moosavi, MH. Dargahi, A .Ahmadi, MR .Mohajeri Tehrani, E .Shamsi Gooshki, AR.Parsapoor* Pages 165-176
    Background and Objective

    Respecting the patient's rights is one of the most important components of providing humanistic care and a priority in the field of medical ethics in Iran. Therefore, the charter of patients' rights in Iran was announced in 2009 as a practice guide in this field. This study was conducted with the aim of investigating the realization of patient rights from the viewpoint of doctors, nurses and patients hospitalized in selected departments of Shariati Hospital affiliated to Tehran University of Medical Sciences.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted in Tehran in 2016-2017 on 487 participants who were selected by convenience sampling method. The data collection tool was the questionnaire of patients' rights awareness. The scores obtained were based on the individual's point of view regarding the observance of the right in question and ranged from 1 (not observed at all) to 5 (completely observed).

    Findings

    Based on the results of this study, doctors and nurses have reported less realization of patients' rights compared to patients. Patients, nurses and doctors, respectively, agree with the greater realization of patient rights in the areas of observance of justice (4.54±0.96), being polite to the patient (4.17±0.90), and quality of service in a scientific sense (3.37±0.85). In addition, patients reported less realization of patients' right in the areas of responsibility and accountability (3.03±1.59) (p=0.000), and nurses and doctors reported less realization of patients' rights in the areas of attention to the patient's well-being and comfort (3.45±0.99) and (2.48±0.84) (p=0.000).

    Conclusion

    The findings of the study showed that, in general, the attitude of the patients indicated that the patient's rights were better fulfilled compared to the doctors and nurses. of course, the views of service receivers and service providers were different regarding the degree of compliance with different dimensions of patient rights in the hospital, and it is necessary to prioritize the views of patients as service receivers and main beneficiaries in the interventions, and the service providers should be informed about it and the solutions to solve the existing shortcomings should be identified and appropriate action should be taken to solve them.

    Keywords: Patient's Rights, Charter of Patient's Rights in Iran, Clinical Ethics, Medical Ethics, Biological Ethics
  • F. Dehestani, B .Mirzaian*, R .Hassanzadeh, P .Saadat Pages 177-187
    Background and Objective

    Neuropathic diseases are neurodegenerative conditions and a wide and difficult group of peripheral nerve diseases in humans. Since well-being therapy emphasizes the high levels of six domains of psychological well-being, this study was conducted to investigate the effectiveness of well-being therapy on pain coping strategies and self-efficacy of patients with chronic neuropathic pain.

    Methods

    This clinical trial was conducted on 30 chronic neuropathic patients referred to Ayatollah Rouhani hospital in Babol and a neurologist's private office in two groups of experimental and control (n=15). Well-being therapy was performed in 8 sessions of 120 minutes, once a week for the experimental group, while the control group received the routine treatment. After the follow-up period, the control group also underwent psychotherapy. Both groups completed questionnaires of pain coping strategies (Rosenstiel and Keefe, 1985) and pain self-efficacy (Nicholas, 1989) in the pre-test, post-test and follow-up (two months after the post-test) and were compared.

    Findings

    The results showed that there was a statistically significant difference between the two experimental and control groups in the score of the subscales of pain coping strategies in distraction from pain (23.13±3.88 versus 11.47±7.34) (p<0.001), reinterpretation of pain (17.33±5.56 versus 13.0±8.65) (p=0.114), catastrophizing (10.0±6.24 versus 16.33±5.4) (p<0.001), ignoring pain (24.4±6.67 versus 12.6±5.11) (p<0.001), hoping/praying (29.13±9.97 versus 22.4±5.7) (p=0.031), self-talk (25±4.03 versus 21.2±4.79) (p=0.026), behavioral activation (20.47±4.43 versus 11.20±4.94) (p<0.001) and pain self-efficacy (43.2±9.45 versus 33.33±13.34) (p=0.027). These results were maintained in the follow-up period.

    Conclusion

    The present study showed that wellness therapy can be an effective intervention in improving pain coping strategies and increasing pain self-efficacy in chronic neuropathic patients.

    Keywords: Coping Strategies, Self-Efficacy, Neuropathic, Chronic Pain
  • A .Sardari, M .Mehrpooya*, P .Tayebi, V .Laleh Far, M. Rahmanian Pages 188-194
    Background and Objective

    Systemic embolism can be one of the unfortunate side effects of left ventricular thrombus following acute heart infarction, and its timely diagnosis and treatment is very important. In this report, a patient with saddle embolism in the abdominal aorta due to the complete separation of the left ventricular thrombus following acute anterior infarction is presented.

    Case Report: 

    The patient is a 60-year-old man who referred to the emergency room complaining of severe retrosternal chest pain, nausea and cold sweats. In the ECG, he had ST segment elevation in leads V1-V5, and with the diagnosis of acute anterior infarction with ST segment elevation (acute anterior STEMI), he underwent primary angioplasty with stent placement (Primary PCI) on the left anterior descending artery. In transthoracic echocardiography three days later, a large thrombus was seen in the apex of the left ventricle. Seven days after stent implantation, the patient experienced severe pain and paraplegia of the lower limbs. In Doppler ultrasound, bilateral iliac artery occlusion was seen. Despite treatment with aspirin, clopidogrel, and anticoagulants, the left ventricular thrombus was embolized to the bifurcation of the abdominal aorta and caused bilateral acute ischemia of the lower limbs. The patient underwent emergency embolectomy and was discharged one week later with a stable condition and two antiplatelets and warfarin. Three months later, warfarin was discontinued.

    Conclusion

    According to this case report, abdominal aortic saddle embolism following acute myocardial infarction may rarely be seen. Paying attention to clinical symptoms, careful examination and quick diagnosis and treatment can improve the prognosis. In any patient with a left ventricular thrombus following an acute myocardial infarction, the possibility of systemic embolism should be considered.

    Keywords: Left Ventricular Thrombus, Acute Myocardial Infarction, Saddle Embolism, Systemic Embolism, Lower Limb Ischemia
  • M. Teymuri, A .Akbarzadeh Pasha, MH .Yadollahpour, A .Gholizadeh Pasha, S .Khafri, M. Faramarzi* Pages 195-203
    Background and Objective

    The level of patient adherence to treatment and medication orders is one of the important factors influencing the effectiveness of medical treatments. The aim of this study is to investigate the relationship between doctor-patient communication skills and the level of adherence to medication orders after discharge from the hospital.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 284 patients admitted to the surgery and urology departments of Shahid Beheshti Hospital in Babol, where at least 48 hours had passed since their admission. Patients completed two questionnaires of doctor-patient communication skills (range 21-70) and Burton communication skills (range 18-90) in the hospital. Then, two weeks after discharge, the patients answered the two questionnaires of general adherence and the Morisky Medication Adherence Scale online or by telephone contact, and the results were analyzed.

    Findings

    The mean age of the participating patients was 50.65±18.20 years and the score of general adherence to treatment orders was 24.26±5.77 (range 7-30) and medication adherence was 8.54±2.91 (range 1-11). 222 patients (78.2%) had high adherence to treatment orders. Stepwise regression analysis showed that doctors’ communication skills were a positive factor in medication adherence (p<0.001, ß=0.336) and adherence to treatment orders (p<0.001, ß=0.331). Moreover, patients’ communication skills had a positive effect on medication adherence (p=0.01, ß=0.137) and general adherence to treatment orders (p<0.001, ß=0.205).

    Conclusion

    The results of the study showed that the communication skills of doctors and patients is a positive predictor of adherence to treatment and medication orders after discharge from the hospital.

    Keywords: Treatment Adherence, Medication Adherence, Communication Skills, Doctor, Patient
  • A .Asadi Amoli, S .Mehrabani*, M.Esmaeili Dooki, M. Nikpour, A .Hadipour, M. Pournasrollah, M. Mohammadi Pages 204-212
    Background and Objective

    Mesenteric lymphadenitis is an inflammatory process that has similar clinical symptoms to appendicitis among diseases associated with acute abdominal pain. Therefore, the aim of this study was to compare clinical and paraclinical findings in children with appendicitis and mesenteric lymphadenitis.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 214 children who were admitted to Amirkola Children's Hospital in 2011-2021 with the diagnosis of appendicitis (112 people) or mesenteric lymphadenitis (102 people). Appendicitis and mesenteric lymphadenitis were diagnosed based on pathology and ultrasound, clinical symptoms, laboratory parameters and ultrasound of children were compared in two groups.

    Findings

    Out of 214 children, 112 (52.15%) were girls and the mean age of the children was 7.53±3.19 years. Children with appendicitis compared to children with mesenteric lymphadenitis were more likely to have tenderness (42.2% vs 85.7%, p<0.001), rebound tenderness (40.2% vs 4.9%, p<0.001), vomiting (79.5% vs 61.8%, p=0.004) and pain shift (11.8% vs 25%, p<0.013). Also, WBC (9774.51±3971.35 vs 15358.04±4635.20, p<0.001), neutrophil (63.42±17.05 vs 77.02 ± 10.51, p<0.001), ESR (19.73±18.56 vs 38.57±27.29, p<0.001) and CRP (18.00±27.98 vs 52.77±40.30, p<0.001) were significantly higher in children with appendicitis. Ultrasound sensitivity (0.73-0.88) was 80.4% in diagnosing appendicitis and rejected mesenteric lymphadenitis with 100% probability.

    Conclusion

    The results of the study showed that some clinical symptoms with leukocytosis, neutrophilia and high CRP can help differentiate appendicitis from mesenteric lymphadenitis. But ultrasound can have a more definitive result in this regard.

    Keywords: Appendicitis, Mesenteric Lymphadenitis, Ultrasound, Abdominal Pain
  • A .Gouklani, Gh .Kamrani, A .Bijani, F.Bijani* Pages 213-220
    Background and Objective

    Basal cell carcinoma is the most common human malignancy that has been increasing in recent years. The aim of this study is to determine the demographic and histopathological pattern of this malignancy in the pathology departments of state hospitals in Babol from 2013 to 2020.

    Methods

    In this retrospective study, after reviewing the existing files with the final diagnosis of basal cell carcinoma from 2013 to 2020, the patients' information including age, gender, lesion location and microscopic subgroup were recorded and analyzed.

    Findings

    In this study, 367 cases were obtained from Shahid Beheshti and Shahid Yahyanejad Hospitals in Babol with the diagnosis of basal cell carcinoma. The mean age of people in both genders was 67±10.89 years. 69% of the samples were men and 31% were women (p<0.001). The highest frequency was from the scalp area (134 samples) and the lowest frequency was related to the chest (3 samples). The most common histopathology subtype was nodular type and the rarest types were metatypical and clear cell carcinoma. A statistically significant relationship was observed between the location of the sample and gender (p=0.023); the cheek in men and the nose in women were more common than the other gender. The highest incidence was seen in 2017 with 83 cases, which was a significant increase compared to the previous year.

    Conclusion

    Based on the results of this study, the high incidence of basal cell carcinoma in the head and face area of elderly people, especially men, reveals the need to inform high-risk communities and to be more familiar with therapists, especially dentists who are in close eye contact with the face.

    Keywords: Basal Cell Carcinoma, Demography, Pathology
  • R. Keramati, Gh. Najafi*, R. Seyrafi, A .Shalizar-Jalali Pages 221-232
    Background and Objective

    Diabetes affects many physiological systems of the body and can lead to fertility disorders. Since catechin, as a strong antioxidant, can improve sperm parameters and increase fertility, this study was conducted to investigate the effect of catechin on oxidative stress, sperm parameters and in vitro fertilization (IVF) of diabetic mice.

    Methods

    In this experimental study, 48 adult male NMRI mice were divided into 6 groups of 8: oral control, injection control, diabetic, diabetic with a low dose of catechin (25 mg per kilogram of body weight), diabetic with a medium dose of catechin (50 mg per kilogram of body weight) and diabetic with a high dose of catechin (100 mg per kilogram of body weight). Diabetes was induced via intraperitoneal injection of streptozotocin (50 mg per kilogram of body weight) and after the 30-day treatment period, sperm parameters, testosterone hormone level, catalase level, total oxidative capacity, malondialdehyde and IVF were evaluated.

    Findings

    In diabetic mice, sperm count (28.63±1.24) and sperm motility percentage (53.47±1.46) and live sperms (55.96±1.34), as we as zygote (57.68±1.56), two-cell embryos (62.93±3.92), blastocysts (41.69±1.49) and hatched embryos (34.51±2.98) were significantly reduced compared to the control group (p<0.05). In the diabetic group, the percentage of immature sperm (13.41±0.30) and damaged DNA (8.35±0.42) increased. Administering catechin improved sperm parameters, fertilization rate and embryo growth.

    Conclusion

    Considering the harmful effects of diabetes on fertility, catechin can increase conception and fertility due to its antioxidant ability and inhibition of free radicals.

    Keywords: Diabetes Mellitus, Mice, Oxidative Stress
  • A .Shiva, S .Arab, AH .Pakravan, N .Rezaei Kalantari, P. Namdar* Pages 233-241
    Background and Objective

    Adenoid cystic carcinoma (ACC) of the maxilla is a rare malignancy arising from minor salivary glands. The clinical and radiological appearance may be similar to any odontogenic/nonodontogenic pathology. This study aims to report a rare case of primary central ACC of the anterior maxilla.

    Case Report: 

    A 31-year-old man was referred to the Department of Oral and Maxillofacial Surgery complaining of swelling and pain in the right anterior maxilla for 3 months. The patient has noticed swelling and pain in this side since about five months before and instead of diagnosing this tumoral lesion, false diagnosis and unsuccessful root canal therapy were considered. A biopsy was performed in the central region and microscopically, the lesion showed tumor cells arranged in sheets in fibrous stroma islands of epithelial cells showing a classical “Swiss cheese” pattern. Based on clinical, radiographic, and CBCT evaluation and positive immunohistochemistry of CD63, and C-Kit confirmed ACC diagnosis. After the diagnosis, the lesion was completely removed by enucleation and curettage performed by the surgeon. Postoperative radiotherapy was performed. Follow-up within 3 years since the initial diagnosis showed no sign of recurrence.

    Conclusion

    Based on the results of this study, early diagnosis and treatment of ACC can lead to successful treatment and patient survival.

    Keywords: Adenoid Cystic Carcinoma, Salivary Gland Malignancy, Anterior Maxilla, Immunohistochemistry
  • M. Fateh Zonouzi, S. Mirzaee Rad*, SA. Seyedmajidi Pages 242-250
    Background and Objective

    To reduce microbial contamination in cases such as perforation treatment, it is necessary to use irrigants after cement placement. The aim of the present study is to investigate the effect of intracanal irrigants on the push out bond strength of CEM, Root MTA and Angelus MTA cements to the dentin wall.

    Methods

    In this laboratory research, 150 cross-section samples from the mid-root region of single canal teeth without caries with a thickness of 1 mm, which were randomly divided into 3 groups of 50 and filled with CEM cement, Root MTA or Angelus MTA, were examined. After the cements were set, the samples of each group were divided into 5 subgroups of 10; 4 subgroups were cleaned with sodium hypochlorite, EDTA, normal saline, 2% chlorhexidine for 30 minutes, and one subgroup was not cleaned as a control group. Then, the push out bond strength of cement with the dentin wall (MPa) and the failure pattern of the samples were evaluated.

    Findings

    Different cleaning methods did not show any significant effect on the bond strength of CEM, Root MTA and Angelus MTA cements. In the cleaning method with saline, the bond strength of Angelus MTA (6.3±1.98) was higher than Root MTA (2.1±3.61) (p=0.004). In the cleaning method with 2% chlorhexidine, the bond strength of Angelus MTA cement (8.72±3.13) was higher compared to CEM (3.87±1.35) and Root MTA (4.66±1.76) (respectively p<0.001 and p=0.001). The most common type of failure in the Angelus MTA group was of the adhesive type, and in the CEM cement and Root MTA groups, it was of the mixed type.

    Conclusion

    The results of the study showed that different cleaning methods have no effect on the push-out bond strength of the examined cements.

    Keywords: Intracanal Irrigants, CEM Cement, MTA
  • Zh .Aslani, P .Sajadi, A. Fallahi, R .Ghadimi* Pages 251-263
    Background and Objective

    Food insecurity is defined as limited or uncertain access to adequate and healthy food in terms of nutrition or limited ability to obtain food in socially acceptable ways, which can affect the health of the elderly. The aim of this research is to investigate the state of food insecurity and the factors affecting it and its role in physical and mental health in the elderly.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 550 elderly people aged 60 years and older who referred to 10 health centers in Sanandaj, and were selected via random cluster sampling. Demographic information questionnaire, HFIAS food security questionnaire (8 questions with a score range of 0 to 24) and Goldberg General Health Questionnaire (28 questions with 4 subscales) were completed and reviewed.

    Findings

    In this study, 324 elderly women and 224 men were evaluated, 75.6% were married and 73.6% were illiterate. The findings showed that 59.1% (325 people) of the elderly had some degree of food insecurity and severe insecurity was observed in 62 people (11.3%). Food insecurity in people with moderate to severe physical symptoms (OR=7.33), anxiety and sleep disorder (OR=8.63), functional disorder (OR=6.78), depression (OR=21.12) and in general, moderate to severe general health disorder (OR=11.85) was seen more. In addition, food insecurity, not being married, being illiterate, living alone, and low income were observed to a greater extent in women.

    Conclusion

    The results of the study showed that the prevalence of food insecurity among the elderly in Sanandaj is significant and is related to factors such as general, physical and mental health disorders.

    Keywords: Elderly, Food Insecurity, Physical, Mental Health
  • A .Firouzjahi, M. Ranaee, H.Naghshineh, Z. Ahmadnia, S .Rouhi, M. Baziboron, MJ .Nasr, A. Alizadeh Khatir* Pages 264-271
    Background and Objective

    People who are infected with Human Immunodeficiency Viruses (HIV) are more prone to opportunistic fungal infections than other patients. The immune system of these patients becomes weaker when they are also infected with Coronavirus disease (COVID-19). Involvement of the central nervous system caused by fungal infections in these patients is of concern and fatal if diagnosed late. The aim of this research is to investigate a woman with COVID-19 and HIV who was diagnosed with cryptococcal meningitis.

    Case Report:

     The patient is a 53-year-old woman who complained of severe headache and nausea after infection with COVID-19. White blood cells, erythrocyte sedimentation rate, lymphocyte, creatinine, aspartate aminotransferase, alanine aminotransferase and blood urea nitrogen were increased compared to the standard level. Cerebrospinal fluid testing showed that glucose was lower and protein was higher than normal. Microscopic examination, staining and culture of cerebrospinal fluid deposits showed the presence of double wall yeasts similar to Cryptococcus. The patient was positive for COVID-19 and HIV. The level of CD4 (cluster of differentiation 4) was lower than the standard. The patient was treated with amphotericin B at a dose of 100 mg for two weeks and was discharged from the hospital after the conditions were stabilized.

    Conclusion

    Cryptococcal meningitis can often occur in immunosuppressive conditions such as HIV. Therefore, quick follow-up, diagnosis and treatment should be considered in these patients.

    Keywords: Cryptococcal Meningitis, Cryptococcus, COVID-19, Human Immunodeficiency Virus
  • Z. Jafari Rad, A. Amiri, Y .Javadian, S. Mansour Sohani* Pages 272-280
    Background and Objective

    Responsiveness is one of the important properties of health-related questionnaires in demonstrating the changes in a patient's clinical conditions before and after therapy. The present study was carried out with the aim of assessing the responsiveness of the Western Ontario Meniscal Evaluation Tool (WOMET) and determining its minimal clinically important difference in patients undergoing physical therapy interventions after meniscus injuries.

    Methods

    This cross-sectional methodological study was performed on 100 patients aged 18-70 years with meniscus injuries who underwent physical therapy interventions. Patients completed WOMET and Knee Injury and Osteoarthritis Outcome Score (KOOS) questionnaires in the first and tenth sessions. The minimum score obtained from the WOMET questionnaire was zero and the maximum was 1600, and the minimum score obtained from the KOOS questionnaire was zero and the maximum was 168. Internal and external responsiveness were the primary outcomes, and effect size tests, ROC curves, and correlation coefficients were used to examine them. The relationship between the WOMET and KOOS questionnaires were considered as secondary outcomes, which were evaluated by calculating the correlation coefficient.

    Findings

    The results of internal responsiveness showed that the standardized response mean for the entire WOMET questionnaire was 0.11 (insignificant) and Cohen's d score for the entire WOMET questionnaire was -1.586 (large). The difference in the mean internal responsiveness between recovered (20%) and unrecovered (80%) patients reached a significant level (p<0.001). This questionnaire had an acceptable external responsiveness; the area under the curve of the ROC curve was greater and equal to 0.7 and the optimal cut-off point was 20.031 (p<0.001). The Pearson correlation coefficient between WOMET and KOOS questionnaires (except the emotions subscale) was moderate to large (0.5-0.8) with p<0.001.

    Conclusion

    The findings of the study showed that the Persian version of the WOMET questionnaire has a high level of responsiveness and is a suitable tool for evaluating the quality of life among patients suffering from meniscus injury.

    Keywords: Questionnaire, Psychological, Meniscus
  • B. Askari*, K .Askari Pages 281-287
    Background and Objective

    Coronary artery bypass surgery in a patient with post-cardiac injury syndrome (PCIS or sever pericarditis following myocardial infarction) is very rare and extremely difficult. The risk of incomplete and unsuccessful revascularization and cardiac damage is high. Incomplete surgery can lead to increased mortality and postoperative complications. A case of emergency coronary artery bypass surgery in a patient with post-cardiac injury syndrome is reported.

    Case Report: 

    A 64-years-old man was admitted to Seyed-al-Shohada Heart Center of Urmia with chest pain and exertional dyspnea from two weeks before. His comorbidities included diabetes mellitus (type II), hypertension, smoking and obesity. The electrocardiogram showed atrial fibrillation with rapid ventricular response.  Echocardiographic study demonstrated 50% ejection fraction and mild to moderate pericardial effusion.  In laboratory tests, low hemoglobin and high serum creatinine were seen. Coronary angiography showed 50% distal stenosis of left main coronary artery as well as involvement of three heart vessels. During urgent coronary artery bypass surgery, we found severe and diffuse inflammation of cardiac surface and thickening of the pericardium. In the probable coronary artery route, limited release of visceral pericardial adhesions was performed. Coronary artery bypass graft surgery was performed. Weaning from cardiopulmonary bypass (CPB) was done with normal sinus rhythm and low dose inotrope. The only postoperative complication of the patient was exacerbation of preoperative renal failure. So, hemodialysis was performed once on the second postoperative day. The patient was discharged from the hospital on the 8th postoperative day. Follow up examination on the 12th months following operation revealed no clinical problems and echocardiographic study showed no pericardial effusion.

    Conclusion

    Based on the results of our report, limited and carefully release of inflammatory epicardial adhesions should be done to find the target coronary arteries and to avoid heart failure.

    Keywords: First Case, Myocardial Infarction, Left Main Coronary Artery, Pericardial Adhesions
  • MA. Zarei*, A. Mohammed Aziz Ahmed Pages 288-296
    Background and Objective

    Control of hyperglycemia after meals is an important strategy in the management of type II diabetes, and the reduction of chronic complications associated with it. Therefore, inhibitors of carbohydrate-degrading enzymes such as α-glucosidase can be useful in the treatment of this disease. The aim of this study was to evaluate the α-glucosidase inhibitory activity in some traditional medicines in Sulaymaniyah province of Iraq.

    Methods

    Eight plant species were prepared with advisory from authentic spiceries in Sulaymaniyah. After air drying and preparation of their methanolic extracts, enzyme microplate assay was conducted on them in four different extract concentrations (1, 0.1, 0.01 and 0.001 mg/ml) along with negative and positive controls. Finally, enzyme kinetic analysis was performed on effective extracts.

    Findings

    Among the eleven studied plant species, Rubus idaeus L., Rheum ribes R. and Salix alba L. extracts at 1 mg/mL concentration showed highest inhibitory activity (98.13±1.05% (IC50=0.046 mg/mL), 93.39±2.11% (IC50=0.085 mg/mL) and 84.46±1.12% (IC50=0.125 mg/mL), respectively) against α-glucosidase,. After kinetic analysis of α-glucosidase inhibition, Rubus idaeus L., Rheum ribes R. extracts showed mixed type of inhibition (competitive- uncompetitive) while extract of Salix alba showed uncompetitive type of inhibition.

    Conclusion

    The leave extract from both Rubus idaeus, Salix alba and root extract of Rheum ribes are remarkable α-glucosidase inhibitors, and may be used in the treatment of type II diabetics after clinical tests.

    Keywords: Diabetes, α-glucosidase inhibitor, Rubus idaeus L., Salix alba L., Rheum ribes R
  • R .Hoseinifar*, F .Safarian, F. Zolfaghari Pages 297-304
    Background and Objective

    A proper bond between enamel and bracket is essential in orthodontic treatment. Recently, a new type of adhesive (universal adhesive) has been introduced, which has been claimed to present the ability to bond with metal surface. The aim of this study was to evaluate the effect of universal adhesives on shear bond strength (SBS) and adhesive remnant index (ARI) of orthodontic brackets to enamel surfaces.

    Methods

    In this experimental in-vitro study, 56 intact human premolars were randomly divided into four groups according to the adhesives used. All teeth were etched by 37% phosphoric acid. Then, in Group 1 (control), Transbond XT primer was only applied on the enamel surface. Group 2: Transbond XT primer applied on both enamel and bracket base. Group 3: Single Bond Universal adhesive was applied on both enamel and bracket base. Group 4: G-Permio Bond was applied on both enamel and bracket base. Then, the brackets were bonded to teeth with Transbond XT composite. After storing samples in water for 24 hours and thermocycling (2000 cycles), SBS was recorded using a Universal Testing Machine. The debonded samples were examined under the stereomicroscope at 10x magnification to check the amount of remaining adhesives on teeth (ARI).

    Findings

    Group 3 showed the highest SBS (25.4±8.7 Mpa) and group 2 showed the lowest SBS (16±5.3 Mpa). The SBS of group 3 was significantly more than group 2 (p=0.03) and there was no significant difference between the other groups. There was no significant differences among the four groups in term of ARI score.

    Conclusion

    The bond strength values of orthodontic brackets to enamel using universal adhesives (Single Bond Universal and G-Permio Bond) are similar to the conventional adhesive (Transbond XT).

    Keywords: Composite Resin, Adhesives, Orthodontic Brackets
  • RM Aftan, MK Abdulridha*, B Abd Al-Jbori Pages 305-315
    Background and Objective

    More than 80% of women experience physical, vasomotor, sexual and psychological symptoms after menopause, and in 10-20% of women, the severity of menopause symptoms affects their quality of life. Due to the complications of using chemical drugs, this study was conducted to compare the effectiveness of evening primrose oil and soybean oil in postmenopausal women.

    Methods

    In this randomized controlled prospective study, 40 postmenopausal women were assigned into two groups of 20, 500 mg of evening primrose oil and 233 mg of soybean oil extract twice a day for 8 weeks. Measurement of serum hormones (follicle stimulating hormone, luteinizing hormone, estradiol), lipid profile, fasting blood glucose, and high sensitivity C-reactive protein were performed. Moreover, menopausal symptoms were analyzed and compared based on the evaluation score of menopausal symptoms (range 0-3).

    Findings

    The mean age of women was (51.65±3.7) years. After 2 months of treatment with evening primrose oil, there was a decrease in follicle stimulating hormone, luteinizing hormone levels concurred with increase in estradiol levels (-10.64%) (-8.09%) (7.47%), respectively (p<0.05). Meanwhile, women receiving the soybean oil revealed increase in all the three hormones (5.77%) (12.73%) (13.39%), respectively (p<0.05). Total cholesterol and triglycerides decreased in both study groups after treatment (p<0.05), fasting blood glucose level decreased in group 1 only (-1.39%), and high sensitivity C-reactive protein decreased in group 2 only (-22.33%) (p<0.05). In both groups, women presented with mild to moderate pre-treatment menopausal symptoms (Menopause Symptom Assessment score ranging from 0.75 to 2.25) showed significant decrease in their score up to no symptoms in each study group after 2 months (less than 0.75) (p<0.01)‎.

    Conclusion

    The results of the study showed that both evening primrose oil and soybean oil supplements improve menopausal symptoms.

    Keywords: Postmenopausal Related Symptoms, Evening Primrose Oil, Soybean Oil, Menopause Symptom Assessment (MSA) Score, Biochemical Measures
  • M Afzali, A Abdullahi, AA Khaleghi, M Mohammadi* Pages 316-326
    Background and Objective

    Congenital hypothyroidism is one of the most common endocrine diseases and one of the main causes of mental disability and delayed sensory and motor development in infants. The aim of this review article is to determine the general prevalence of congenital hypothyroidism in Iranian infants.

    Methods

    In this systematic review and meta-analysis, a comprehensive review of the Scientific Information Database (SID), Medline (PubMed), ScienceDirect and Google Scholar was conducted using the keywords “congenital hypothyroidism”, “infants” and “screening” until November 2022. The extracted data were entered into the Comprehensive meta-analysis software (Version 2) and the meta-analysis was analyzed using the random-effects model in the studies.

    Findings

    248 articles were initially found in the search of the investigated databases. After removing 169 duplicate articles and removing them based on the inclusion and exclusion conditions of the studies, 79 articles were included in the secondary evaluation and finally, after omitting 60 irrelevant articles, 17 articles were included in the meta-analysis review. In a review of 17 studies with a sample size of 674,466 Iranian infants, based on a meta-analysis, the prevalence of congenital hypothyroidism in Iranian infants was 0.002 (95% CI= 0.002-0.003), and in terms of percentage was reported 0.2% and 2 per 1000 live births.

    Conclusion

    The results of the present study show that the prevalence of congenital hypothyroidism in Iranian infants is 2 per 1000 live births, which indicates the high prevalence of this disease in infants in the country, and it is necessary to inform pregnant mothers and to continue screening at birth.

    Keywords: Congenital Hypothyroidism, Infants, Screening
  • M Pourasadegh, R Ahmadi, M Rajati, J Hashemi, B Rasoulian, MR Afzalzadeh* Pages 327-333
    Background and Objective

    Otosclerosis is caused by abnormal bone remodeling in the middle ear, which is associated with dizziness and lightheadedness. An underlying cause of dizziness in this disease can be the presence of an enlarged vestibular aqueduct. In this study, the prevalence of enlarged vestibular aqueduct in these patients compared to the normal population has been investigated.

    Methods

    In this cross-sectional study, 26 people with bilateral otosclerosis and 26 people with at least one healthy ear requiring a CT scan were compared. Vestibular aqueduct was tested by evaluating the two factors of the midpoint width between the external diaphragm and the common crus, and its width in the external diaphragm region and comparing the two groups. Bone conduction, speech detection threshold, and gap between bone conduction and air conduction were calculated and compared in otosclerosis patients with enlarged versus normal vestibular duct.

    Findings

    The median width of the vestibular aqueduct in the area of the external aperture in patients with otosclerosis (1.2 mm) was significantly greater than that of healthy subjects (1 mm) (p=0.046). Regarding the size of the vestibular aqueduct in otosclerosis patients, 5 patients (9.6%) were found with enlarged vestibular aqueduct in radiological findings. However, this difference was not statistically significant. In otosclerosis patients, bone conduction threshold in all frequencies was significantly higher in people with enlarged vestibular aqueduct compared to other patients (p<0.001).

    Conclusion

    Based on the results of this study, the prevalence of enlarged vestibular aqueduct in patients with otosclerosis is considerable, and it is better to pay enough attention to the CT scan of patients before surgery to prevent possible complications.

    Keywords: Otosclerosis, Vestibular Aqueduct, Hearing Loss, CT Scan
  • H Hemmati, Y Ashoorian, P Karimian* Pages 334-339
    Background and Objective

    Xanthogranuloma is an uncommon and chronic inflammatory reaction characterized by the accumulation of foamy macrophages in various body tissues such as the skin, gallbladder, and kidney, and is often mistaken for malignancy. The aim of this report is to introduce a case of severe xanthogranulomatous reaction in the thyroid bed following previous lobectomy treatment of papillary thyroid carcinoma, which has now been re-operated with a clinical diagnosis of tumor recurrence.
    Case Report: The patient is a 42-year-old woman who underwent subtotal thyroidectomy (lobectomy) two years ago due to a neck mass and was diagnosed with papillary thyroid carcinoma. Now, the patient referred with a sore throat. During the examination, the mass was felt at the previous thyroidectomy site, which was re-operated after ultrasound and CT scan with the diagnosis of recurrence of the previous tumor. In the evaluation of the pathology of the thyroid tissue along with the surrounding adhesive tissues, and in the initial sections of the cell plates, abundant clear and granular cytoplasm between the muscles and CD connective tissue as well as extensive infiltration of fat were observed. After the examination and performing immunohistochemistry for CD68, S100 and CK markers, all negative cases, except the marker CD68, which is specific for macrophages, were positive, suggesting the diagnosis of xanthogranuloma. Then, all tissues were checked for recurrence of papillary carcinoma, and the result was negative.

    Conclusion

    Based on the results of this reported case, xanthogranuloma should be considered in patients undergoing thyroid lobectomy with recurrence of papillary thyroid carcinoma.

    Keywords: Xanthogranuloma, Papillary Thyroid Carcinoma, Recurrence, Thyroidectomy
  • FS Motafeghi, M Shokrzadeh*, H Mohammadi, Sh Shokrzadeh, H Razaghi Pages 340-347
    Background and Objective

    Cervical cancer is the fourth most common cancer in the world. The most important issue in cancer treatment is the destruction of cancer cells in the presence of normal cells. For this reason, it is necessary to use natural resources such as plants to treat cancer. The aim of this study is to evaluate the antibacterial effects of the ethanolic extract of Alhagi maurorum on Staphylococcus aureus and Pseudomonas aeruginosa and cytotoxicity on HeLa cervical cancer cell line.

    Methods

    In this experimental study, first the ethanolic extract of Alhagi maurorum was prepared, and then the two standard strains of Staphylococcus aureus (ATCC: 25923) and Pseudomonas aeruginosa (ATCC: 27853) were lyophilized by culturing in nutrient medium. In order to confirm the standard strains, biochemical tests were performed. Microdilution method was used to determine the minimum inhibitory concentration and after obtaining the minimum inhibitory concentration, the minimum bactericidal concentration was evaluated. Furthermore, the effects of the cytotoxicity of the extract at concentrations of 0.1, 10, 50, 100, 500 and 1000 μg/ml was evaluated on the HeLa cell line in a period of 48 hours using the MTT method and comparing its toxicity with the cisplatin group (positive control group).

    Findings

    Ethanol extract of Alhagi maurorum at a concentration of 50 μg/ml reduced the growth of cancer cells, and in the statistical comparison, 50, 500 and 1000 μg concentrations revealed significant differences (p<0.05). According to minimum inhibitory concentration results, the minimum growth inhibitory concentration of the extract on the standard strain of Staphylococcus aureus and Pseudomonas aeruginosa was reported to be 4000 and 16000 μg/ml, respectively, and according to minimum bactericidal concentration results, the minimum bactericidal concentration of the extract was found 4 times the minimum inhibitory concentration (16000 μg/ml) in Staphylococcus aureus (ATCC: 25923), but it was not lethal in Pseudomonas aeruginosa (ATCC: 27853).

    Conclusion

    The results of the study showed that the ethanolic extract of Alhagi maurorum affected HeLa cells through antioxidant activity and inhibited their growth, and according to minimum inhibitory concentration and minimum bactericidal concentration results, it was also shown that the most inhibitory effect was on the standard strain of Staphylococcus aureus while it showed no effects on the strain of Pseudomonas aeruginosa.

    Keywords: Alhagi Maurorum Extract, Cell Viability, Staphylococcus Aureus, Pseudomonas Aeruginosa
  • S Rezaei, H Sorkhi, M Nikpour, M Mohammadi* Pages 348-355
    Background and Objective

    Urinary reflux is the most common urological abnormality in children. About half of the children with urinary infection have urinary reflux at the same time. Considering the importance of urinary reflux in children and contradictory results reported regarding the relationship between different grades of vesicoureteral reflux and recurrent urinary tract infection, this study was conducted with the aim of comparing recurrent urinary tract infection in children with different grades of vesicoureteral reflux.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 150 children with pyelonephritis and vesicoureteral reflux who refered to Amirkola Children's Hospital in 2011-2019. Reflux grades were determined by voiding cystourethrogram (VCUG) or direct radionuclide cystography (DRNC). Children were followed up for 2 years and in case of clinical symptoms with positive urine culture, they were considered as recurrent urinary tract infection.

    Findings

    Of the 150 children studied, 126 (84%) were girls and 24 (16%) were boys with a mean age of 27.17±11.53 months. 95 people (63.3%) had once, 37 people (24.7%) twice, 8 people (5.3%) three times, and 10 people (6.7%) four times experience of recurrent urinary tract infection. The odds ratio of recurrent urinary tract infection was more than two times higher in children with grade 3 and 4 reflux involvement than in children with grade 1 and 2 reflux (OR=3.20, 95% CI=1.05-9.75, p=0.041). However, there was no significant difference in recurrent urinary tract infection in children based on age at diagnosis, gender, and whether the reflux was unilateral or bilateral.

    Conclusion

    The results of the study showed that children with moderate and severe involvement of vesicoureteral reflux experience higher recurrent urinary tract infection compared to mild involvement.

    Keywords: Urinary Reflux, Urinary Infection, Pyelonephritis, Children
  • MK Shukur Alghanimi, HA Alsalkhi*, MF Alkhafaji Pages 356-364
    Background and Objective

    The use of mechanical perforation as an alternative to radiofrequency wire in the treatment of pulmonary valve atresia with an intact ventricular septum, which is a duct-dependent cyanotic congenital heart disease. We share our experience with this method, which is especially relevant for centers that do not have access to radiofrequency wires.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted between October 2011 and August 2022 on all infants referred to Shaheed Almehrab cardiac surgery and Catheterization Center‎ in Babylon, Iraq whose severe cyanosis and patent ductus arteriosus (PDA) dependent pulmonary valve atresia with an intact ventricular septum were confirmed by transthoracic echocardiography. A chronic total occlusion (CTO) wiring procedure was used to create perforation through the atretic pulmonary valve with subsequent pulmonary valve balloon dilation, through an antegrade (n=18) or retrograde approach (n=10).

    Findings

    A total number of 28 infants with 14 infants younger than one month and 14 infants older than one month of age were included. 15 cases (53%) were male. The mean oxygen saturation before the intervention was 44.48±7.43% which significantly improved to 88.35±7.71% (p<0.001). Tripartite ventricles were found in 56.5% of patients. Successful perforation with subsequent balloon valvuloplasty was achieved in 23 cases (82.1%) and death as a complication of perforation was reported in 5 cases. The antegrade operation was associated with higher survival than the retrograde (p=0.041). There were 21.5% of patients who required an additional procedure including a bidirectional cavopulmonary shunt (Glenn shunt) or Blalock-Taussig (BT) shunt to augment pulmonary blood flow. Tricuspid regurgitation improvement was confirmed in 87% of patients‎.

    Conclusion

    In conclusion, transcatheter perforation of atretic pulmonary valves followed by balloon valvuloplasty is a feasible and effective treatment option for pulmonary atresia and intact ventricular septum.

    Keywords: Pulmonary Valve Atresia, Ventricular Septum, Balloon Valvuloplasty, Transcatheter Procedures, Congenital Heart Defects
  • F Behzadpour, B Vahidi, M Ghasempour* Pages 365-371
    Background and Objective

    Children may insert foreign objects into their oral cavity, which can lead to hard and soft tissue injuries. These foreign bodies can act as a potential source of infection and later lead to painful conditions in the child. The purpose of this article is to report an unusual case of oral swelling due to an embedded foreign body.
    Case Report: The patient is a 13.5-month-old boy who referred with his parents complaining of a bright red swelling measuring about 1×1 cm in the area of the first molar on the right side of the mandible. This bump appeared suddenly, had a firm consistency and a smooth surface and was painless. In the periapical radiograph, the deciduous first molar tooth was seen growing and no abnormality was seen. Due to the strong adhesion of the lesion to the underlying mucosa, the attempt to isolate the lesion using a catheter was not successful. Due to the unusual appearance of the lesion and the child's non-cooperation, a conservative approach was adopted and follow-up for the lesion was considered. In the follow-up within two weeks, the foreign body was separated from the gingival tissue by itself, and the eruption of the lower tooth took place naturally two weeks later.

    Conclusion

    The results of this study show that in clinical conditions with an unusual appearance and unknown etiology, foreign bodies should be considered as a differential diagnosis in children and early invasive treatments should be avoided as much as possible.

    Keywords: Foreign Body, Cyst, Primary Tooth
  • AA Aljubawii*, AK Radhi, H Abdulameer Almustafa Pages 372-378
    Background and Objective

    General anesthesia and tracheal intubation activate the sympathetic nervous system that might affect the innervation of the heart. The aim of study is to look for the incidence of myocardial injury (MI) in intubated adult patients in the Intensive Care Unit (ICU).

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on all intubated patients during four months in Imam AL Sadeq Teaching Hospital's ICU, from January 2022 to May 2022. Patients were‎ selected by the census sampling method. Electrocardiograms (ECG), echocardiograms (echo), blood pressure monitoring, other vital signs, and high-sensitivity serum troponin I testing were used to detect myocardial damage. Patients were divided to normal and high troponin groups. Primary diagnosis of admission to ICU was recorded.  Patients were followed after 60 days by visits or phone call.

    Findings

    This study included 40 patients with a mean age of 56.6±7.3 years. There were 17 (42.5%) cases of new MI in the ICU. Troponin levels were found to be significantly associated with age, hypertension, and atrial fibrillation (p<0.05), but not with gender or the type of illness. Patients with elevated troponin levels were three times more likely to experience mortality within 60 days compared to those with normal levels (0.0247). Logistic regression analysis confirmed a significant positive association between troponin levels and mortality, controlling for age, hypertension, and atrial fibrillation (odds ratio=5.49, 95% CI= 1.15-27.15, p=0.033). Age, hypertension, and atrial fibrillation were not significant predictors of mortality.

    Conclusion

    In conclusion, our study showed a high rate of MI in non-cardiac ICU patients and also a significant association between elevated troponin levels and increased mortality within 60 days in ICU patients. The findings of this study show the importance of monitoring troponin levels as a prognostic indicator in critically ill patients.

    Keywords: Myocardial Infarction, Troponin, Intensive Care Units, Mortality
  • LA Arkawazi*, KA Mahmood, MA Salih Pages 379-385
    Background and Objective

    Papillary thyroid carcinoma (PTC) can be affected by underlying diseases. There is controversy about whether PTC and Hashimoto's thyroiditis are connected. The present study was conducted to evaluate the effect of Hashimoto's thyroiditis on papillary thyroid carcinoma.

    Methods

    This retrospective study was conducted on 100 cases of total thyroidectomy (TT) referred to pathology centers of public and private hospitals of Kurdistan Region, Iraq, from 2019 to 2021. Data about histopathological findings such as pathology diagnosis, Hashimoto's thyroiditis (HT), toxic goiter, multinodular goiter (MNG), diagnosis based on the physician’s report and FNAC (fine needle aspiration cytology) results were collected and compared.

    Findings

    Out of 100 TT cases examined, 41 cases were diagnosed as HT, 22 cases of PTC were identified, 11 of which were associated with HT background. Out of 100 TT, non-toxic goiter was found in 54 cases and toxic goiter in 5 cases. The most common indication for TT was multinodular goiter, which was found among 10 cases of PTC. There was a significant association between HT and PTC (p=0.036) with Odds ratio of 1.87 (95% CI: 1.19-2.82). FNAC was malignant or suspicious for PTC in 7 cases and histological diagnosis was malignant in 5 cases. Fourteen surgeries were performed depending on the radiological findings of suspicious nodules with the diagnosis of thyroid cancer in 6 cases‎.

    Conclusion

    The results of the study showed a potential relationship between Hashimoto's thyroiditis and papillary thyroid carcinoma.

    Keywords: Thyroid Neoplasms, Multinodular Goiter, Papillary Thyroid Carcinoma
  • Z Eshrati, E Beirami*, D Eslimi Esfahani Pages 386-396
    Background and Objective

    Alzheimer's disease is the most common destructive brain disease which is associated with cognitive disorders. Considering the protective role of insulin in the functions of the nervous system, the present study was conducted to investigate the effect of intranasal insulin administration on cognitive disorders and neurogenesis in rats treated with streptozotocin (STZ).

    Methods

    In this experimental study, 32 male Wistar rats were divided into 4 groups of 8: control, STZ, STZ + insulin and insulin. The model of Alzheimer's disease was induced by intraventricular injection of STZ (3 mg/kg; 3 μl in each ventricle). Two weeks after STZ injection, cognitive functions were evaluated using Elevated Plus Maze (EPM) and Passive Avoidance (PA) tests. Insulin treatment (2 IU daily; 10 μl in each nasal passage) was performed after STZ injection for 14 consecutive days. The change in the expression of genes involved in neurogenesis (Nestin, DCX and Ki67) in the hippocampus area was investigated by Real-time PCR technique.

    Findings

    STZ caused longer animal stay in open arms in acquisition phase (64.5±5.24) and recall phase (60.25±5.55) compared to the control group (33±2.17 and 26.38±2.06) in the EPM test (p<0.05 and p<0.01, respectively). In addition, it caused a decrease in learning recall 90 minutes (77.57±6.03) and 24 hours (90.25±7.25) after training, compared to the control group (254.38±3.19 and 238.13±3.46) in the PA test (p<0.001 and p<0.05, respectively). Insulin treatment improved the above parameters in EPM test (41.88±4.14 and 31.5±4.16, respectively) and PA (278.88±2.32 and 218.5±2.12, respectively) compared to the STZ group. STZ also led to a decrease in Nestin gene expression (0.46±0.04), DCX (0.35±0.04) and Ki67 (0.41±0.05) compared to the control group (1.02±0.11, 1±0.04 and 1.01±0.08, respectively) (p<0.01, p<0.001 and p<0.001, respectively), while insulin treatment could increase the expression of these genes (0.87±0.09, 0.78±0.02 and 0.69±0.08, respectively) (p<0.05).

    Conclusion

    The results showed that insulin improved cognitive functions and increased neurogenesis in rats treated with STZ. Therefore, insulin can be considered as an effective therapeutic target in Alzheimer's disease.

    Keywords: Streptozotocin, Alzheimer's Disease, Insulin, Neurogenesis
  • HA Saadun*, DA Ismaeil Pages 397-408
    Background and Objective

    Surgical site infection (SSI) after open appendectomy (OA) is a common healthcare-associated infection. The most common form of SSI is superficial (SSSI) which is associated with substantial morbidity and mortality. The aim of the study is to assess factors contributing to SSSI in emergency OA.

    Methods

    This is a retrospective cohort study on patients who had emergency OA at Shar teaching hospital in Sulaimani City, Iraq for 6 months; from March to September 2022. Wound assessment was done by Centers for Disease Control and Prevention SSI Criteria (only skin of surgery site be affected, symptoms of pain or tenderness and erythema, purulent drainage, or organisms be found in wound culture). Demographic information, medical history, and preoperative and postoperative variables were compared and collected.

    Findings

    Of 320 participants, 51.6% were men and their mean age was 21±12.2. Total number of SSIs were 35 (10.9%). There were no differences between groups based on gender. Age, obesity, smoking, chronic illness, multiple intraoperative and preoperative factors were associated with SSI in the bivariable analysis. However, after adjusting for predictors, only use of subcuticular suturing techniques was associated with a significantly higher risk of SSI compared to simple interrupted suturing (p=0.004, OR=20.184, 95%CI [2.673-152.437]); and proper bathing within first 5 days after surgery had a significantly lower risk of SSI compared to others (p=0.025, OR=0.042, 95% CI [0.004-0.417]). No significant association was found between presence or timing of drain removal, postoperative length of stay, changing of dressing, antiseptics, or suture removal day.

    Conclusion

    The results of the study showed a wide range of effective factors in superficial surgical site infection in patients undergoing open appendectomy.

    Keywords: Infections, Surgical Site Infection, Open Appendectomy
  • S Salam Ali*, MS Ali, A Al-Gebori, HAH Al-Jumaily Pages 409-416
    Background and Objective

    Periodontal diseases are chronic inflammatory diseases leading to damage to soft and hard tissue. Due to the importance of periodontal health in people, this study was designed to investigate the association between changes in the inflammatory mediators with the development of periodontal disease.

    Methods

    The case-control study was conducted on 120 individuals who referred to University of Baghdad, Dentistry School, Department of Periodontics in three groups: healthy group, periodontitis group, and gingivitis group, every group containing 40 individuals (20 men and 20 women). The demographic data of all individuals were recorded in the information form. Periodontal parameters, including bleeding on probing (BOP), plaque index (PI), clinical attachment loss (CAL), probing pocket depth (pd) and the serum levels of Interleukin-6 (Il-6), Immunoglobulin G (IgG) by ELISA technique, C-reactive protein (CRP) were evaluated using colorimetric technique.

    Findings

    The mean range of IL-6 was 17.3940±1.509, 17.1432±2.214, 11.3846±1.119, for periodontitis, gingivitis, and healthy groups, the mean range of CRP was 5.4477±3.771, 3.5853±3.483, 2.3813±1.134 for periodontitis, gingivitis, healthy groups, and the mean range of IgG was 12.3875±2.073, 15.0109±2.380, 9.4851±1.081 for periodontitis, gingivitis, healthy groups, respectively. Biochemical and periodontal parameters showed highly significant increase in periodontitis and gingivitis groups compared to healthy group (p<0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study, the high levels of inflammatory mediators are associated with periodontal disease, and increase with the progression of periodontal disease, and the transition from gingivitis to periodontitis, and the study's cutoff values can be applied to estimate healthy cases or patients with periodontal disease.

    Keywords: Periodontal Diseases, Interleukin-6, C-Reactive Protein, Immunoglobulin G
  • N Shahrokhi, S Amiresmaili, R Malekpour Afshar, M Shahrokhi Pages 417-426
    Background and Objective

    Liver damage is one of the common complications after ulcerative colitis. The aim of this study is to compare liver protective effects of sulfasalazine and shilajit after ulcerative colitis.

    Methods

    In this experimental intervention study, 49 male Wistar rats weighing 200-250 grams were used in seven groups of 7: sham, ulcerative colitis, oral solution, oral Shilajit, sulfasalazine, rectal solution, and rectal Shilajit. To induce ulcerative colitis, after anesthetizing the animal, 2 cc of acetic acid (4%) was used by rectal administration. Four days after the development of colitis, Shilajit was administered for four days at a dose of 250 mg/kg by gavage and rectal methods. In each group, the levels of liver enzymes (SGPT, SGOT, ALP), direct bilirubin, total, and serum albumin were evaluated eight days after the induction of ulcerative colitis.

    Findings

    Sulfasalazine decreased total bilirubin (0.5967±0.04) and SGOT (113.3±12.7). Administering Shilajit rectally reduced direct bilirubin (0.10±0.02), albumin (3.17±0.2), SGOT (156.2±12.7) and administering Shilajit by gavage reduced SGOT (125.0±12.7), direct bilirubin (0.094±0.02), SGOT (125.0±12.7) and SGPT (93.8±7.5).

    Conclusion

    The results of the study showed that oral administration of Shilajit has more protective effects on liver damage caused by ulcerative colitis than rectal Shilajit, and this result is comparable to sulfasalazine.

    Keywords: Ulcerative Colitis, Liver, Shilajit, Sulfasalazine
  • M Haghshenas Mojaveri, Z Akbarian Rad, SA Rasoulinejad* Pages 427-433
    Background and Objective
    </span> Retinopathy of Prematurity (ROP), as a retinal vasoproliferative disease, is affected by the incomplete development of the respiratory system of premature babies. Since premature babies suffering from ROP have a lower level of partial pressure of oxygen (PO2</sub>), the present study was conducted to investigate the effect of PO2</sub> and venous oxygen saturation in treatment response of ROP patients.</span></span></span>
    Methods
    </span> This retrospective cohort study (2010-2020) was conducted in the neonatal intensive care unit of Ayatollah Rouhani hospital in Babol among 502 premature babies (less than 34 weeks of pregnancy and with a birth weight of less than 2500 grams). ROP was diagnosed and determined by an ophthalmologist based on the ICROP index on the first day of birth. Data related to PO2</sub> and venous oxygen saturation were collected from patients' files. After receiving standard treatment for ROP, patients were examined and compared in two groups of “completely cured” and “other patients” (including partial recovery, no change, and disease progression) in terms of the effect of PO2</sub> and venous oxygen saturation on the decrease or increase in stage (I to IV) and zone (I, II, III).</span></span></span>
    Findings
    </span> Of the 502 babies examined, 193 had stage I, 232 had stage II, 76 had stage III, 1 had stage IV, and 55 had zone I, 245 had zone II, and 202 had zone III involvement. The mean level of PO2</sub> and oxygen saturation between the two groups of “completely cured” patients and “other patients” did not have a statistically significant difference. The mean level of PO2</sub> and oxygen saturation between the three groups of patients with partial recovery, patients with no change and patients with disease progression did not show a statistically significant difference. Furthermore, the levels of PO2</sub> and venous oxygen saturation were not related to the change of stage and zone in patients with ROP.</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> The results of the study showed that lack of oxygen is effective in causing ROP and oxygen therapy has an effective role in the treatment of ROP patients, but the amount of oxygen at the beginning of ROP diagnosis is not related to the treatment process of ROP.</span></span></span></div>
    Keywords: Retinopathy of Prematurity, Venous Oxygen Saturation, Partial Pressure of Oxygen
  • N Shahbazian, F Mohammadian*, M Barati, N Saadati Pages 434-441
    Background and Objective

    </span> Cesarean Scar Pregnancy (CSP) is a rare and life-threatening complication that involves implantation of a gestational sac at the location of a previous cesarean scar. The presence of a cesarean scar in the uterus can have a significant effect on the placental implantation location. Knowing more about the location of placental implantation in CSP can help manage and prevent the threatening complications of this disorder. The aim of this study is to investigate the placental implantation location in cesarean scar pregnancies.</span></span></span>

    Methods

    </span> This cross-sectional study was conducted on 44 patients diagnosed with CSP in the first trimester of pregnancy at Imam Khomeini Hospital in Ahvaz from March 2020 to February 2022. Demographic and clinical information of mothers, number of pregnancies and previous cesarean deliveries, and ultrasound results and placental location were reviewed based on the patients' medical records. The location of the placenta was determined and checked based on four anatomical locations in the endometrial cavity by transabdominal ultrasound between the 11th and 14th weeks of pregnancy.</span></span></span>

    Findings

    </span> The mean age of the patients was 33.95±5.09 years. The number of previous cesarean sections was between 1 and 4 and the average was 2.32±0.93. The most common location of the placenta was anterior (61.4%), followed by fundal (29.5%) and posterior (9.1%). The number of previous cesarean deliveries did not have a significant effect on the placental implantation location.</span></span></span>

    Conclusion

    </span></span> The results of this study showed that although the most common placental implantation location in CSP is the anterior location, the posterior placenta can also be present in scar pregnancy and it is not necessary to be in the anterior placenta to make the diagnosis of CSP.</span></span></span></div>
    <span sans-serif="" style="font-family:Calibri,"><span style="font-family:"Times New Roman","serif""></span></span></span></span></span></span>

    Keywords: Cesarean Scar Pregnancy, Placental Location, Cesarean Section, Ectopic Pregnancy
  • N Naghavi, S Moushekhian, A Mojaver, AH Ansari, M Baniasadi* Pages 442-447
    Background and Objective
    </span> Periapical surgery is a reliable method for treating teeth with periapical lesions for which conventional root canal treatment methods are not effective. The aim of this study is to investigate the results of periapical surgical treatment after a follow-up period of one to five years and the factors related to the success rate of the treatment.</span></span></span>
    Methods
    </span> In this cross-sectional study, complete clinical and radiographic examinations were performed on 128 patients who underwent periapical surgery in the endodontics department of Mashhad Dental School. The success of the treatment was evaluated based on radiographic and clinical criteria for three groups: recovered, recovering and non-recovering. The patients were examined in terms of the relationship between the success rate of periapical surgery and the variables of age, gender, type of tooth, type of jaw, presence of post, type of coronal restoration and the presence of preoperative symptoms.</span></span></span>
    Findings
    </span> From a total of 128 patients, 64 patients including 35 women and 29 men were studied. The results showed that the number of successful treatments is higher in women and in anterior teeth, although their difference was not statistically significant. In the age range of 11 to 30 years, all treatments were successful, with a treatment success rate of 89% in the recovered and recovering groups. In addition, there was no statistically significant difference in the success rate of periapical surgery in terms of factors such as the type of jaw, the presence or absence of a post, the presence of symptoms before treatment, and the type of tooth restoration.</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> The results of this study showed that periapical surgery can be considered as an effective treatment method for patients. In addition, factors such as age, gender, type of jaw, presence or absence of post, presence of symptoms before treatment and type of tooth restoration do not have a significant effect on the treatment result.</span></span></span></div>
    Keywords: Periapical Surgery, Success Rate, Cross-Sectional Study
  • S Yazarloo, V Arash*, M Rahmati-Kamel, S Khafri Pages 448-454
    Background and Objective
    </span> Correction of vertical maxillary excess (VME) via superior surgical repositioning of the maxilla can lead to counterclockwise rotation of the mandible along with alteration of jaw relationship and dental occlusion. The aim of this study was to determine the interrelationship between surgical superior repositioning of the maxilla and lower incisors inclination change after mandibular autorotation.</span></span></span>
    Methods
    </span> In this correlational study, 13 patients with Class II malocclusion, mandibular plane angle greater than 27 degrees, and fully-erupted lower second molars were examined. Superior maxillary repositioning of 4mm was simulated on lateral cephalometric radiographs and maxillary dental models. Degree of mandibular autorotation was then predicted on lateral cephalograms, considering radiographic center of the condyle as the center of rotation, and on semi-adjustable articulator, measuring the articulator’s upper arm inclination change in degrees by digital inclinometer. As lower incisors rotate on the same arc of rotation as the mandible, measuring mandibular autorotation also indicates the amount of change in lower incisors’ inclination.</span></span></span>
    Findings
    </span> Mean (standard deviation) values of mandibular autorotation and lower incisors’ inclination change after 4mm superior repositioning of the maxilla were 3.38±0.93 and 2.63±0.83 degrees based on Prediction Planning and Model Planning techniques, respectively. The difference between two methods was statistically significant (p<0.05).</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> After superior repositioning of the maxilla, the counterclockwise rotation of the mandible causes the retroclination of the lower incisors, which should be considered in the cephalometric prediction before surgery.</span></span></span></div>
    Keywords: Vertical Maxillary Excess, Anterior Openbite, Lefort I Osteotomy, Molar Intrusion, Mandibular Autorotation
  • SA Mazloumi, E Moudi*, H Shafi, H Gholinia Pages 455-462
    Background and Objective
    </span> Obesity has produced conflicting results on various indices of prostate cancer diagnosis. Since the effect of body mass index (BMI) on Gleason score and prostate specific antigen (PSA) as well as the overall classified risk of prostate cancer results is important, the present study was conducted to investigate the association of BMI and age with Gleason score and PSA in Patients with prostate cancer.</span></span></span>
    Methods
    </span> In this cross-sectional study, 310 prostate cancer patients referred to the affiliated hospitals of Babol University of Medical Sciences from 2011 to 2021 were evaluated in terms of age, height, weight, PSA and Gleason score. Based on BMI, the patients were divided into three groups: obese (BMI≥30), overweight (BMI=25-30) and normal weight (BMI<25) and according to the Gleason score into three low grades (G/S<7), medium grade (G/S=7), high grade (G/S>7) and were divided into three categories based on PSA: 4-10, 10-20 and more than 20. Then, the association of BMI and age with Gleason score and PSA was investigated.</span></span></span>
    Findings
    </span> The mean BMI of the patients was 26.3±3.77 kg/m2</sup>. The mean PSA was 35.72±8.5 ng/dL and the mean Gleason score was 7.1±1.11. The mean Gleason score increased with increasing age (p<0.001, r=0.307). A higher Gleason score had a significant relationship with PSA increase (p<0.001, r=0.485). BMI had no significant association with Gleason score (r=0.072, p=0.102). PSA decreased slightly with increasing BMI (p=0.006, r=0.157).</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> The results of the study showed that increasing age is associated with a higher Gleason score. But the increase in BMI is not related to increased risk of prostate cancer and increased Gleason score.</span></span></span></div>
    Keywords: Body Mass Index, Age, Gleason Score, Prostate Specific Antigen
  • I Maleki, M Eslami-Jouybari, H Memari, A Hedayatizadeh-Omran, H Asgarian-Omran, R Alizadeh-Navaei* Pages 463-471
    Background and Objective
    </span> Considering the prevalence of gastrointestinal cancers in the region and the importance of helpful criteria in the diagnosis of the disease, the present study was conducted to compare the blood parameters neutrophil to lymphocyte ratio (NLR), platelet to lymphocyte ratio (PLR) and lymphocyte to monocyte ratio (LMR) in gastric cancer patients in Mazandaran province and its comparison with non-affected people.</span></span></span>
    Methods
    </span> This cross-sectional study was conducted in 2019 and 2020 on 62 cancer patients referred to Imam Hospital in Sari in the case group and 124 non-patients from the community in the control group. Convenience sampling was used in the case group and random sampling was used in the control group from among the Tabari Cohort Population. The two groups were matched in terms of age and gender. The required data including age, gender, LMR, NLR and PLR for all subjects as well as pathological indices and chemotherapy status were recorded for the case group.</span></span></span>
    Findings
    </span> The gender ratio in both groups was 69.4% males and 30.6% females. The mean age of the examined subjects in the group of cancer patients and the control group was 62.3±12.53 and 51.7±9.02 years, respectively (p=0.105). The mean NLR (2.14 vs. 1.62, p=0.000) and PLR (9.48 vs. 6.27, p=0.000) in the group with gastric cancer were significantly higher than the healthy control group, and the mean LMR (3.42±2.12 vs. 10.9±2.99, p=0.000) was significantly lower than the healthy control group.</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> The results of high NLR and PLR and low LMR showed that these indices can be used in gastric cancer screening studies.</span></span></span></div>
    Keywords: Leukocyte Count, Platelet Count, Lymphocyte Count, Gastric Cancer
  • Z Nezamdoost, A Bayat, M Arish, P Najafi, M Mahjoob* Pages 472-479
    Background and Objective

    </span> Retinopathy of prematurity is a complex developmental disease of retinal vessels in premature infants. Improvements in preterm care services are associated with an increased risk of advanced stages of retinopathy of prematurity. The aim of this study is to investigate the effect of treated retinopathy of prematurity in premature infants on ocular structural outcomes.</span></span></span>

    Methods

    </span> This cross-sectional study was conducted on 962 infants with retinopathy of prematurity referred to Al-Zahra Ophthalmology Hospital from 2018 to 2021. Based on the severity of the disease, the patients were followed up or treated with laser and intravitreal injection. In treated retinopathy of prematurity, structural outcomes of the eye were recorded as favorable and unfavorable outcomes. The favorable outcome was considered as regression of plus and new vessels, and unfavorable outcomes were considered as lens opacity and retinal detachment. Birth weight, gender, gestational age, mechanical ventilation, duration of oxygen use, history of radiation therapy, sepsis, respiratory distress, blood transfusion, and age at diagnosis of retinopathy of prematurity were recorded and analyzed for each patient. </span></span></span>

    Findings

    </span> The mean birth weight and gestational age at birth were 1760.65±457.90 grams and 32.37±2.39 weeks. 869 eyes were untreated and 93 eyes were treated. The incidence of adverse outcomes in those who were treated was 5.37%. Logistic regression test showed that gestational age, birth weight, stage of disease and area of retinal involvement had a significant relationship with adverse treatment outcomes (p=0.001).</span></span></span>

    Conclusion

    </span></span> Based on the results of this study, in retinopathy of prematurity requiring treatment, lower gestational age, lower birth weight, more severe disease stage and more central involvement area should be considered as risk factors for adverse structural outcomes of treatment.</span></span></span></div>

    Keywords: Retinopathy of Prematurity, Gestational Age, Birth Weight
  • N Mohitmafi, T Farrokhnia*, P Olyaee, S Kalantari, SS Seyyed Afsari Pages 480-487
    Background and Objective
    </span> Oral candidiasis is one of the most common oral manifestations of acquired immunodeficiency syndrome (AIDS). This condition affects the patients’ quality of life. This study aims to assess the effect of probiotic dietary supplements on oral Candida albicans (C. albicans) colonization in AIDS patients.</span></span></span>
    Methods
    </span> This randomized clinical trial was conducted on 30 AIDS patients with less than 100 CD4 cells per mm3</sup>, who were under anti-retroviral therapy. The patients were then randomly divided into two groups of intervention and control (n=15), based on their medical file number (even, odd). The intervention group received probiotic tablets (2 tablets/day for 1 month) along with anti-retroviral therapy (ART). The control group only received ART. One mL of saliva was collected from each patient on the first day of study and after intervention and was cultured on Sabouraud dextrose agar to quantify the number of C. albicans colonies in colony forming units/milliliter (CFUs/mL).</span></span></span>
    Findings
    </span> The two groups were initially identical in terms of CD4 count. Nine patients were withdrawn from the control, and 8 patients from the intervention group. Thus, 13 patients were analyzed (4 females, 2 males in the control group, and 4 females, and 3 males in the intervention group). The C. albicans colony count was significantly higher in the test group before the intervention (CFUs/mL=47714±40372, p=0.038). The difference in C. albicans colony count was not significant between the two groups after the intervention. In the control group, the C. albicans colony count did not change significantly (7833±1722 before, 7666±2160 after) while in the intervention group, the number of C. albicans significantly decreased after the intervention (47714±40372 before, 14571±25683 after, p=0.02).</span></span></span>
    Conclusion
    </span></span> According to the results of this study, it appears that probiotic dietary supplements can decrease C. albicans colonization.</span></span></span></div>
    Keywords: Probiotics, Candidiasis, AIDS
  • N Shadman, S Gorji Kandi, E Mortazavi Lahijani, A Eskandari Zadeh, R Hoseinifar, L Ghasemi* Pages 488-496
    Background and Objective

    One of the most important factors in the success of anterior composite restorations is color stability in different situations in mouth. The aim of this study was to evaluate the color stability of four anterior composites in the staining solutions (tea and coffee) and under Ultra-Violette (UV) accelerated aging using spectrophotometer.

    Methods

    This in-vitro study was conducted on 80 samples of four composites (Grandio, G-aenial, Kalore and Estelite Σ quick). Samples were divided into four subgroups (5 samples in each subgroup): immersion in coffee (for 48 hours), tea (for 48 hours), distilled water (as the control group) and exposure to UV for 168 hours. The color of the samples was evaluated by the spectrophotometer before and after the various conditions using the CIE Lab system and color changes (ΔE*ab) were calculated.

    Findings

    In all composites, the maximum and minimum levels of color changes were related to the groups immersed in coffee and distilled water, respectively. The significant color change was observed in all subgroups (ΔE*ab>3.3), except for the control groups and tea-Estelite Σ quick (ΔE*ab=2.79). The highest color change was related to immersion in coffee-Grandio (ΔE*ab=9.084) and the lowest observed in immersion in distilled water-Estelite Σ quick (ΔE*ab=0.836). In coffee immersion subgroups of Grandio and Kalore, higher color change was seen compared to Estelite Σ quick (p=0.02 and p=0.028, respectively).

    Conclusion

    Long-term exposure to tea and coffee and UV accelerated aging leads to clinical color change in Grandio, G-aenial, Kalore and Estelite Σ quick composites.

    Keywords: Spectrophotometry, Composite Resins, Coffee, Color
  • AR Eghbali, F Ahmadpour, M Birjandi, J Khalili Fard, M Abbasinasab, F Fakoori, H Shayestehyekta Pages 497-508
    Background and Objective

    The COVID-19 pandemic has caused numerous cases of respiratory failure and death. Due to the little information available about the disease treatment, we decided to evaluate the effectiveness of pentoxifylline and colchicine in preventing the progression of the disease to the stage of deterioration in hospitalized patients with COVID-19.

    Methods

    In this double-blind randomized clinical trial, 120 patients (60 in the control group and 60 in the intervention group) with COVID-19 over 40 years of age with moderate and severe disease were examined in Shafa Khorramabad Hospital. The intervention group received pentoxifylline at a dose of 400 mg every 12 hours and colchicine at a dose of 0.5 mg daily in addition to standard treatment, and the control group received the standard treatment regimen alone. In both groups, clinical and laboratory criteria in blood were compared. Also, the duration of hospitalization, the duration of the intensive care unit admission, the rate of recovery (reduction of disease symptoms and increase of blood oxygen), and death were compared.

    Findings

    There was no significant difference between the age, weight, gender, medical history and early symptoms of the two groups. The two groups differed significantly in the number of people hospitalized in the ICU (17 patients, 28.3% in the control group) and (6 patients, 10% in the intervention group) and the number of people with persistent fever (24 patients, 30% in the control group), and (12 patients, 20% in the intervention group) (p<0.05). However, there was no significant difference between the two groups in terms of mortality, clinical and laboratory results.

    Conclusion

    Based on the results of this study, prescribing the two drugs, pentoxifylline and colchicine, may prevent the critical stage of the disease.

    Keywords: COVID-19, Colchicine, Pentoxifylline
  • M Sameer Kadhim*, A Taha Mohammed Pages 509-518
    Background and Objective

    Dental caries is the most common disease worldwide, and is a major healthcare problem. Streptococcus mutans is considered as the main factor causing dental caries. This study was conducted to assess Streptococcus mutans by its 16S rRNA gene and adhesin gene (spaP) as an early predictor of caries development.

    Methods

    This case-control study was conducted on 80 Iraqi pre-school children aged 3-5 years old. Subjects were divided into two groups: the case group, which included 40 children with severe caries, and the control group, which included 40 caries-free children. A dental examination was performed by diagnostic criteria of World Health Organization (WHO). Unstimulated salivary samples were taken from all children, and DNA of Streptococcus mutans was extracted from the all saliva samples. The 16S rRNA and spaP genes were detected using polymerase chain reaction (PCR), and their presence was compared to dental caries severity.

    Findings

    The age and gender of the children had no significant effect in this study. The prevalence of the Streptococcus mutans 16SrRNA gene was 98.8% positive and 1.2% negative in all study groups. Regarding spaP, a significant difference discovered between the case (92.5%) and control (50%) groups (p≥0.05).

    Conclusion

    The results showed that the presence of spaP gene of Streptococcus Mutans can predict caries development. Therefore, more dental care is emphasized in these people.

    Keywords: Streptococcus Mutans, 16SrRNA, SpaP, Virulence Genes, Dental Caries
  • M Ebrahimi, R Paghohan Far, S Shahrabi, N Keyghobadi, M Yousefi, MR Javan, Z Tahannejad Asadi*, P Moradi Choghakabodi Pages 519-525
    Background and Objective

    Gestational trophoblastic disease refers to a specific range of trophoblast proliferative disorders that originate from the placental epithelium. Recently, hematological indices are being researched and discussed as an easy and accessible method to identify patients and monitor disease progression. Therefore, the present study was conducted to investigate the relationship between the levels of hematological indicators and hydatidiform mole progression.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 164 patients diagnosed with hydatidiform mole in two groups: complete hydatidiform mole (132 people) and partial hydatidiform mole (32 people). The diagnosis of the disease was made based on the pathology results recorded in the patients' files. Information related to hematological, biochemical and hormonal indices was collected and analyzed.

    Findings

    In general, there was no statistically significant difference between the group of complete hydatidiform mole and partial mole in terms of age, body mass index, uterine size, incidence rate of Theca lutein cyst and cyst size, gravida, parity, miscarriage, and history of previous mole. Of all laboratory markers evaluated (such as WBC, PLT, MPV/PLT, AST/PLT, RDW/PLT), only the mean level of triiodothyronine (free T3) in the complete mole group (1.50±2.40 pmol/L) was significantly lower compared to the partial mole group (1.90±1.30 pmol/L) (p=0.004). Free T3 threshold (1.54±0.87 pmol/L) showed good sensitivity (74.60%), specificity (51.50%) and 50% accuracy to distinguish complete moles from others.

    Conclusion

    This study showed that a high level of free T3 may be a good marker for the diagnosis of hydatidiform mole, which may be useful in the early detection of moles undetectable on ultrasound.

    Keywords: Gestational Trophoblastic Disease, Hydatidiform Mole, Triiodothyronine
  • M Mokhtari, S Sadeghi* Pages 526-533
    Background and Objective

    The need to perform an abortion in the first three months of pregnancy with an effective and safe drug therapy is more important than other methods. The purpose of this study is to compare the effects of letrozole and misoprostol versus misoprostol alone on abortion.

    Methods

    In this clinical trial, 114 candidates for legal abortion in the first trimester of pregnancy were randomly assigned to three groups of 38 people receiving sublingual misoprostol alone with placebo (same amount of letrozole), misoprostol with letrozole 10 mg daily for 3 days and the third group was given misoprostol along with letrozole with a daily dose of 5 mg for 3 days. In addition to the demographic and obstetrical information of the patients, the primary outcome including complete and incomplete abortion, misoprostol dosage and side effects were compared in patients of three groups.

    Findings

    The mean gestational age of the patients was 73.1±9.2 days. A total of 84 (73.7%) patients had complete abortion, including 28 patients (73.7%) in the letrozole 5 mg group, 32 patients (84.2%) in the letrozole 10 mg group, and 24 patients (63.2%) were in the placebo group. In the letrozole 10 mg group, with a statistically significant difference, the rate of complete abortion was higher in them than in the placebo group (84.2 vs. 63.2%, p=0.037). 20 patients in the letrozole 5 mg group, 16 in the letrozole 10 mg group, and all patients in the placebo group received misoprostol, and the difference between the two groups of letrozole 10 mg and placebo was significant in terms of misoprostol intake (p=0.001). The most common side effect in patients of all three groups was nausea and vomiting, which did not have a statistically significant difference between all three groups.

    Conclusion

    The findings of the present study showed that letrozole 10 mg along with misoprostol is effective in patients who need legal abortion in the first trimester.

    Keywords: The First Trimester, Pregnancy, Medical Abortion, Letrozole, Misoprostol
  • H Adib-Rad, T Khadivzadeh, F Hasanzadeh-Shahabi*, H Pasha, R Purbaghery, R Mashaghitabari Pages 534-543
    Background and Objective

    Women's self-efficacy makes them feel better about motherhood and improve general health. Incentives for having children are one of the basic solutions for correcting population decline. This study was conducted with the aim of investigating the relationship between maternal self-efficacy and attitude towards childbearing incentives and associated factors.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 384 women between the ages of 18 and 40 who referred to health and treatment centers of Babol University of Medical Sciences from 2020 to 2022. Data were collected using questionnaires of socio-demographic and fertility characteristics, attitudes towards childbearing incentives and maternal self-efficacy. Childbearing incentives questionnaire included 15 items with a range of scores from 15 to 75 and maternal self-efficacy questionnaire included 9 items with a range of scores from 9 to 45.

    Findings

    The mean age of women was 30.99±5.42 years. The mean number of desired children was 2.20±1.02 and the mean time of the first desired child after marriage was 2.96±1.89 months. The mean score of childbearing incentives was 50.45±15.36 and the mean score of maternal self-efficacy was 31.47±5.72. The results of the multiple linear regression test, after adjusting other variables, indicate the presence of a significant positive association between the attitude towards childbearing incentives and the age of marriage (β=0.177, p=0.001), the desired number of children (β=0.179, p=0.001), and the time of the first desired child after marriage (β=0.116, p=0.029) and there was a significant negative association with the duration of marriage (β=-0.329, p=0.023).

    Conclusion

    The result of the study showed that childbearing incentives have a positive role on mothers' attitudes toward childbearing. It is suggested that these incentives be considered in the design of programs to increase childbearing.

    Keywords: Childbearing, Fertility Behavior, Maternal Self-Efficacy, Childbearing Incentive
  • AM Sahib, SH Kadhim*, MA Shallan Pages 544-551
    Background and Objective

    Multinodular goiter (MNG) is the most common systemic endocrine disease, with a gender ratio (women to men) of 3:1. Incidental thyroid malignancy, preoperatively diagnosed as benign tumor, is a common problem after thyroid surgery. Therefore, the present study was conducted to investigate the role of total thyroidectomy in the diagnosis of types of thyroid cancer after surgery, preoperatively diagnosed as multinodular goiter, and to determine the risk factors of thyroid malignancy in multinodular goiter.

    Methods

    This prospective study was conducted on 120 patients who were divided into malignant and benign groups based on thyroid tumor diagnosis. All patients underwent total thyroidectomy under general anesthesia. Patients were selected based on complete history, clinical examination, laboratory and radiological findings, as well as ultrasound-guided FNA and ultrasound machine used to confirm the diagnosis of thyroid cancer and lymph node metastasis.

    Findings

    Among the 120 selected patients, 20 patients were excluded and the remaining 100 patients were divided into two groups: 13% malignant and 87% non-malignant group, which were involved in nodular hyperplasia, inflammatory and benign tumors. The median age for the malignant group (40 years) was higher than the non-malignant group (30 years). Thyroid carcinoma was diagnosed in 46.2% of men and 53.8% of women (p=0.045). In addition, male gender compared to female gender has 2.7 times the analysis as a risk factor for thyroid cancer (relative risk=2.714).

    Conclusion

    According to the results of this study, total thyroidectomy in patients with multinodular goiter lowers the risk of reoperation because of the presence of hidden malignancy in this benign disease (MNG). Male gender is an important risk factor for thyroid cancer and age factor has no significant association with thyroid cancer post-operatively. Ultrasonography-guided FNA, ultrasound machine, and clinical examinations are not enough for final diagnosis of thyroid cancer preoperatively.

    Keywords: Goiter, Multinodular, Thyroid Cancer, Thyroidectomy, Early Detection of Cancer
  • HA Eassa, AM AL-Gebori, SS Hassan, KF AL-Azawi*, MH Munshed Alosami Pages 552-558
    Background and Objective

    Head injury is caused by server physical force to the head, and it can be open or closed. In a closed trauma, the skull is not broken, but the impact may damage the brain, skull, scalp and underlying tissue and blood vessels of the head. Therefore, the aim of this study is to find the relationship between head injury and several parameters including the serum level of interleukin-6, interleukin-8 and copper (Cu) in these patients.

    Methods

    This study was conducted at the Neurosurgical Teaching Hospital in Baghdad/Iraq and comprised 60 patients with head injuries in the age range of 20-80 years, who were matched to 30 healthy controls. Five mL blood samples were taken around 8 hours after the injury. Serum IL-6 and IL-8 were measured by the Enzyme Linked Immunosorbent Assay (ELISA), whereas Cu was measured by the Atomic Absorption Spectrophotometer (AAS). The results were compared withween the two groups.

    Findings

    The results revealed that there were no significant differences in age (p=0.169), gender (p=0.434) and BMI (p=0.102) between head injury patients and healthy subjects. The results revealed a significant increase in serum IL-6 (177.45±55.12 & 83.43±22.98) and IL-8 (181.19±61.77 & 49.99±15.32) levels in patients as compared to healthy subjects (p<0.001), and a significant decline in Cu levels in patients (0.84±0.16) compared to the healthy group (1.34±0.15) (p<0.001).

    Conclusion

    Based on the results of this study, increased levels of interleukins and copper element can be used as markers related to head injury.

    Keywords: Head injury, Interleukin, Copper
  • H Nemati, P Saadat*, A Ahmadi Ahangar, V Nematian, S Alijanpour, A Bijani Pages 559-566
    Background and Objective

    Stroke is one of the main causes of death and disability in the world, and its treatment includes the re-supply of blood to the brain tissue using different methods, including alteplase injection. The aim of this study is to determine the outcome of treatment with intravenous alteplase.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on all stroke patients referred to Babol Rouhani Hospital in 2019-2021. Patients were divided into two groups receiving intravenous alteplase and routine and supportive treatment groups. Demographic information and the scores of National Institutes of Health Stroke Scale (NIHSS) to evaluate the improvement of stroke symptoms and Modified Rankin Scale (mRS) to evaluate the severity of disability in three periods of 7, 30 and 90 days were investigated and compared.

    Findings

    Out of 100 studied patients, 49 people were in alteplase group and 51 people were in routine and supportive treatment group. In examining the NIHSS scale of patients in three follow-up periods, there was a significant difference in the alteplase group compared to the routine and supportive treatment group (p<0.001). Moreover, regarding the mRS scale, on the 90th day (0.65±0.80 vs. 1.55±1.11) unlike the 30th day (1.65±1.07 vs. 1.31±0.92), there was a significant difference between the two groups receiving alteplase and the routine and supportive treatment group (p<0.001).

    Conclusion

    The results of the study showed that treatment with intravenous alteplase can have a suitable effect on neurological disorders after a stroke and can improve the level of disability in daily functioning in the long term, up to the 90th day of patient follow-up.

    Keywords: Stroke, Tissue Plasminogen Activator, Alteplase, Disability Assessment, National Institutes of Health (NIH)
  • M Babaei*, A Kalantari-Hesari, M Yavari, M Hallaj, H Morovvati Pages 567-578
    Background and Objective

    Methotrexate (MTX) is a chemotherapy drug that has destructive effects on body tissues, including the male reproductive system. Since coenzyme Q10 is an antioxidant that can reduce its destructive effects to some extent, this study was conducted to investigate the effects of the simultaneous use of methotrexate and coenzyme Q10 on testis tissue structure and sperm parameters in male mice.

    Methods

    In this experimental study, 24 male NMRI mice were divided into four groups of six: the control group received 0.2 ml of distilled water intraperitoneally, the MTX group received 20 mg/kg methotrexate once a week intraperitoneally, the CoEnQ10 group received coenzyme Q10 orally at a dose of 200 mg/kg three times a week, and the MTX+CoEnQ10 group, in addition to receiving methotrexate 20 mg/kg intraperitoneally once a week, also received coenzyme Q10 orally at a dose of 200 mg/kg three times a week. All groups were treated for five weeks. After sacrificing the animals, epididymal cauda and testis tissue were sampled and analyzed respectively in order to check sperm parameters and histomorphometry changes and the process of spermatogenesis.

    Findings

    After treatment with MTX, viability, motility, tubule differentiation index, spermatic index, sperm repopulation index, mean seminiferous tubules diameter, seminiferous tubules lumen diameter, and germinal epithelium height decreased significantly compared to the control group (p<0.05). Furthermore, the treatment with MTX significantly led to DNA damage, an increase in the mean diameter of the testicular capsule and the percentage of tubular degeneration, and an increase in the number of abnormal sperms compared to the control group (p<0.05). Simultaneous use of coenzyme Q10 with MTX resulted in significant improvement of the mentioned parameters.

    Conclusion

    The results of the present study showed that MTX has a negative effect on the metabolic activity of sperm, integrity of membrane and DNA, causing a decrease in sperm parameters and changes in testicular tissue and the process of spermatogenesis. Significant improvement of coenzyme Q10 and MTX co-administration enhances the protective effect of coenzyme Q10.

    Keywords: Methotrexate, Coenzyme Q10, Testicular Tissue, Sperm Parameters, Mice