فهرست مطالب

مطالعات سیاسی اجتماعی جهان - پیاپی 1 (پاییز 1390)
  • پیاپی 1 (پاییز 1390)
  • 296 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/09/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سعیدرضا عاملی صفحه 11
    سنت های آمریکاشناسی در جهان، از این واقعیت حکایت می کند که رویکردهای متفاوتی به آمریکاشناسی وجود دارد. در قرن گذشته، آمریکاشناسی ایرانی هم رویکردهای متفاوتی داشته است. این مقاله در صدد است، مفهوم آمریکاشناسی ایرانی را با نگاهی راهبردی تبیین کند. برای این منظور، ابتدا درباره مفهوم آمریکا و سنت های فکری ناظر بر آمریکاشناسی به اختصار بحث شده، سپس منابع تالیفی و ترجمه حوزه آمریکاشناسی به زبان فارسی (در تقریبا صدسال گذشته) به صورت تصادفی و به شیوه گفتمانی معرفی شده است. آمریکاشناسی این دوره، منعکس کننده آمریکاشناسی ایرانی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. سعی کرده ایم، هم زمان با این بحث و ضمن نقد آمریکاشناسی لیبرال و آمریکاشناسی انتقادی چپ، برای آمریکاشناسی از منظر و نگاه بومی پارادایم جدیدی معرفی کنیم.
    کلیدواژگان: آمریکا، آمریکاشناسی انتقادی، آمریکای عینیت ذهنیت، آمریکا شناسی لیبرال، آمریکای نما بازنما، آمریکای واقعیت مجاز
  • ابراهیم متقی صفحه 45
    فرآیندهای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بعد از جنگ دوم جهانی همواره با چالش، مخاطره و بحران امنیتی همراه بوده است. تمامی روسای جمهور آمریکا درگیر بحران امنیتی در این حوزه ژئوپلتیکی بودهاند. از سوی دیگر، میتوان نشانه های زیادی از بیاعتمادی شهروندان خاورمیانه نسبت به سیاست خاورمیانهای آمریکا را مورد ملاحظه قرار داد. آنان بر این اعتقادند که آمریکا نتوانسته است جلوه هایی از توازن، هماهنگی و همکاری متوازن بین واحدهای خاورمیانهای را به وجود آورد. به این ترتیب، افراد یاد شده تلاش دارند تا سیاست امنیتی آمریکا را براساس شکلبندیهای ساختاری خاورمیانه، نقش آمریکا در حمایت از اسرائیل و همچنین منازعات پایانناپذیر این منطقه مورد تحلیل قرار دهند.
    الگوی رفتار منطقهای آمریکا در خاورمیانه و در دوران جنگ سرد براساس شاخصهای ساختاری در نظام بینالملل سازماندهی شده بود.فرسایش و فروپاشی ساختار دوقطبی را میتوان در زمره عواملی دانست که چالشهای بیشتری در برابر سیاست خاورمیانهای آمریکا به وجود آورده است.
    چنین چالشهایی را میتوان در دوران کلینتون، بوش و اوباما مشاهده نمود. هر یک از روسای جمهور آمریکا در سالهای بعد از جنگ سرد تلاش داشتند تا ابتکارات جدید را برای عبور از بحران مورد استفاده قرار دهند. شواهد نشان میدهد که چنین ابتکاراتی نتوانسته است به نتایج مطلوب برای ایجاد ثبات منطقهای منجر گردد. در این مقاله تلاش میشود تا علت اصلی تداوم بحران امنیتی در سیاست خاورمیانه آمریکا مورد بررسی قرار گیرد. درک دقیق چنین فرآیندی زمانی حاصل میشود که الگوهای سیاست خاورمیانهای آمریکا در دوران بعد از جنگ سرد مورد بررسی موردی و تحلیلی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تعادل گرایی در رفتار استراتژیک، توازن منطقه ای، ثبات استراتژیک، چالش گری بازیگران منطقه ای، کارگزاران سیاست خارجی، گروه های ذی نفوذ، موازنه ی قدرت منطقه ای
  • جهانگیر کرمی صفحه 71
    درسالهای 2009 و 2010 روابط آمریکا و روسیه وارد یک مرحله از همکاریهای استراتژیک شده که مورد توجه بسیاری ازتحلیل گران مسائل بین المللی قرار گرفته است وتحلیل عوامل موثر بر آن برای ایران نیز اهمیت زیادی دارد. فهم این وضع جدید، مستلزم پاسخ به این پرسشهاست که دقیقا چه اتفاقی در روابط دو کشور روی داده است؟ آیا مقامات دو کشور امکان حل و فصل مشکلات متعدد در روابط متقابل را دارند؟ چرا دو کشور به این وضع جدید رسیده اند؟ چشم انداز این روابط چیست؟ و این اتفاق چه پیامد هایی برای دولتهای دیگر دارد؟ آنچه که در حال حاضر قابل درک است، مسیری از همکاری و کاهش رقابت را نشان می دهد و برای تبیین آن، فرضیه ای که بررسی می شود آن است که «نیازهای روسیه به فن آوریهای جدید و نیازهای آمریکا به همکاری روسیه در مسا ئل امنیتی بین المللی مهمترین عامل در ایجاد روابط نزدیک در دو سال اخیر بوده است». برای پاسخ به پرسشهای تحقیق و بررسی فرضیه آن، نخست نگرش های متفاوت و متحول دو دولت و سابقه ای از روابط آنها خواهد آمد.سپس حوزه ها و موضوعات مهم متقابل دو کشور در سطوح بین المللی، منطقه ای و دوجانبه به ویژه در یک دهه اخیر مطرح می شود.موضوع بحث بعد نیز توافقات انجام شده در دوسال اخیراست و در واپسین بخش، عوامل اصلی اثر گذار بر روابط روسیه و امریکا مورد تحلیل و کند و کاو خواهد گرفت
    کلیدواژگان: آمریکا، روسیه، روابط سیاسی، روابط استراتژیک، سیاست خارجی، سیاست بین الملل، ناتو
  • مهدی آهویی صفحه 101
    روابط ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل از مستحکم ترین روابط میان دو کشور در دوره معاصر ارزیابی می شود. آمریکا بنا به مجموعه ای از دلایل سیاسی و استراتژیک و فرهنگی، از رژیم صهیونیستی حمایت می کند. از سوی دیگر، نقش لابی قدرتمند و بانفوذ اسرائیل در آمریکا نیز یکی از عوامل مهم نزدیکی دو کشور در طول چند دهه گذشته بوده است. لابی اسرائیل از راه های گوناگون (اعم از حمایت های مالی از نامزدهای انتخابات کنگره و ریاست جمهوری، فشارهای تبلیغاتی در رسانه ها و نیز اعمال نفوذ در محافل علمی و پژوهشی) در پی هدایت افکار عمومی و نیز دستگاه سیاست گذاری آمریکا به سمت حمایت از اسرائیل است. با این حال، بحث درباره اینکه آیا حمایت کنونی آمریکا از اسرائیل بیشتر معلول نقش استراتژیک آن رژیم برای پیشبرد منافع آمریکا در خاور میانه است یا ناشی از اعمال نفوذ و فشار لابی صهیونیستی در آمریکا، همواره در میان پژوهشگران امور سیاسی در جریان بوده است. این مقاله ضمن مروری کلی بر دیدگاه های مختلف در این باره، نتیجه می گیرد نزدیکی روابط آمریکا و اسرائیل، در حال حاضر برآمده از هر دو عامل پیش گفته و نه صرفا یکی از آن هاست.
    کلیدواژگان: روابط آمریکا و اسراییل، سیاست خارجی آمریکا، لابی صهیونیستی
  • فواد ایزدی صفحه 127
    پژوهش حاضر مطالعه ای از ساختار دیپلماسی عمومی دولت بوش در قبال ایران به عنوان ابزار جنگ نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و نقش آفرینان دخیل در آن می باشد. گرچه تاریخچه دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران به سالهای آغازین جنگ سرد بر می گردد و ملت ایران از آن پس همواره آماج تبلیغات آمریکا بوده است، اما می توان ادعا کرد که تحول ساختاری دیپلماسی عمومی ضد ایرانی در زمان بوش نشان از عزم بیش از پیش آمریکا در رویارویی نرم با جمهوری اسلامی دارد. باراک اوباما که وارث این ساختار می باشد نه تنها از شدت این جنگ نکاسته است بلکه با افزودن شاخ و برگهای جدید سعی در شعله ور تر کردن این جنگ نموده است.
    دولت بوش از سال 2006 تا 2009 بیش از 200 میلیون دلار برای دیپلماسی عمومی خود در رابطه با ایران از طریق برنامه های به اصطلاح «ترویج دموکراسی» وزارت خارجه آمریکا، صندوق اعانه ملی برای دموکراسی، و هیات امناء شبکه های رادیو – تلویزیونی دولتی آمریکا هزینه کرده است. این هزینه ها به علاوه 400 میلیون دلار دیگری است که جهت فعالیتهای تبلیغاتی مخفی در نظر گرفته شده بود. تمامی این فعالیتها، اعم از آشکار و پنهان، با هدف براندازی جمهوری اسلامی طراحی شده بودند. دولت اوباما که وارث ساختار دیپلماسی عمومی ضد ایرانی بوش می باشد، تنها در سال اولش 50 میلیون دیگر برای مقابله نرم با جمهوری اسلامی از کنگره بودجه دریافت کرده است.
    کلیدواژگان: ایالات متحده آمریکا، بنیاد وقف ملی برای دموکراسی، ترویج دموکراسی، جرج دبلیو بوش، جنگ نرم، خانه آزادی، دفتر امور ایران، دیپلماسی عمومی
  • جواد شعرباف صفحه 175
    بررسی هزینه های نظامی کشورهای عضو یک محیط امنیتی، موضوع پژوهش های بسیاری بوده است. این مقاله به موضوع هزینه های نظامی جمهوری اسلامی و مقایسه آن با کشورهای عضو محیط امنیتی می پردازد. فرضیه مقاله آن است که هزینه های نظامی ایران، در مقایسه با کشورهای منطقه که خطری هم آنان را تهدید نمی کند، بسیار اندک است و باید متناسب با نیازهای امنیتی افزایش یابد. به دلایل گوناگون، از جمله: لزوم بازسازی نظامی پس از جنگ تحمیلی، لزوم تبدیل یا از رده خارج کردن تجهیزات قدیمی و فرسوده باقیمانده از زمان شاه، تهدیدهای بسیاری که متوجه نظام جمهوری اسلامی بوده است، جنگ تحمیلی هشت ساله با عراق و تهدیدهای مشرف به جنگ طالبان در افغانستان، حمله های نظامی آمریکا به دو کشور همسایه و اشغال آن ها توسط نیروهای بین المللی، افزایش چشمگیر تهدیدهای رژیم صهیونیستی، مسابقه تسلیحاتی رایج در منطقه خلیج فارس و نگرانی های گوناگون در محیط امنیتی، هزینه های نظامی ایران بسیار کمتر از میزان مورد نیاز در موارد مشابه است.
    کلیدواژگان: امنیت ملی آمریکا، توسعه طلبی، قدرت ملی، منافع ملی، نظریه های امنیت
  • محمدرضا تخشید، مهدی متین صفحه 205
    ایالات متحده در مارس 2003 م.، با اتخاذ سیاست یک جانبه گرایی و بدون مجوز شورای امنیت و خارج از کانال های سازمان ملل متحد، به عراق حمله نظامی کرد. نخستین مداخله آمریکا در عراق، در سال 1991 و با مجوز شورای امنیت و ائتلاف به نسبت بزرگی از متحدانش صورت گرفت و سرانجام ایالات متحده موفق شد کویت را از اشغال عراق خارج کند؛ اما تهاجم نظامی آمریکا در مارس 2003 به عراق، به طور کامل با حمله قبلی تفاووت داشت. مسئله ای که در این پژوهش مطرح می شود، این است که مهم ترین علت تهاجم نظامی ایالات متحده به عراق در سال 2003 چه بود؟ برای پاسخ به این سوال، تسلط بر منابع نفتی استراتژیک خلیج فارس به منزله فرضیه اصلی مطرح و تایید می شود. برای آزمودن فرضیه اصلی، به شیوه مثبت عمل کرده، به شاخص ها و مفاهیمی که اثبات کننده این فرضیه باشند، اشاره می شود. همچنین به تلاش تاریخی قدرت های بزرگ برای تسلط بر منابع نفتی استراتژیک اشاره می کنیم، سپس نقش لابی ها و شرکت های چندملیتی نفتی را بررسی خواهیم کرد. در ادامه، موقعیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خلیج فارس، اهداف استراتژیک آمریکا در خلیج فارس و استراتژی های نفتی این کشور در خلیج فارس مورد مطالعه قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: استراتژی های نفتی، امنیت انرژی، اوپک، ایالات متحده، تهاجم نظامی، خلیج فارس، عراق، منابع نفتی
  • سیدمحمد مرندی، زینب قاسمی طاری صفحه 233
    پس ازحملات یازده سپتامبر 2001 رمان ها و آثار ادبی فراوانی با موضوع تاثیر این حملات بر افراد مختلف در داخل و خارج از آمریکا به رشته تحریر درآمد. با وجود ادعای این رمان ها مبنی بر پرداختن به تاثیر این حملات بر مردم آمریکا، نویسندگان غالبا از کلیشه های شرق شناسی برای توصیف مسلمانان و اعراب استفاده می کنند و به نظر می رسد که پس از یازده سپتامبر گفتمان شرق شناسی، کلیشه ها و قالب های گذشته را محکمتر از پیش ساخته است. این مقاله بر آن است تا این گفتمان را در دو رمان «تروریست» نوشته جان آپدایک و «مرد در حال سقوط» نوشته دان دلیلو، تحلیل کند چرا که هردو نویسنده از نویسندگان برجسته ادبیات آمریکا بوده و هردو رمان از رمان های پرفروش نیویورک تایمز به شمار می روند. با این که ریشه های شرق شناسی را باید در فرهنگ اروپا جستجو کرد اما از نیمه قرن 20 و اوایل قرن 21 این آمریکاست که دیدگاه های شرق شناسانه را شکل داده و ترویج می کند. در این مقاله سعی بر آن است تا چگونگی بازنمایی نویسندگان نامبرده از مسلمانان و ایدوئولوژی آنها مورد بحث قرار گیرد. نکته قابل توجه این است که با وجودی که این رمان ها در قرن بیست و یکم و با توجه به افزایش ارتباط و اطلاعات در مورد مسلمانان نوشته شده، نویسندگان مورد نظراز همان قالب ها و کلیشه هایی استفاده می کنند که از زمان قرون وسطی در مورد مسلمانان وجود داشته است.
    کلیدواژگان: ادبیات آمریکا، ادوارد سعید، آپدایک، بازنمایی، دلیلو، شرق شناسی
  • معرفی و نقد کتاب
  • محمدرضا سعیدآبادی صفحه 257
  • یونس شکرخواه صفحه 267
|
  • Saied Reza Ameli Page 11
    The existence of various modalities for American Studies indicates the presence of different approaches to this area of studies. American studies in Iran have also been the target of various approaches within the past century. This article seeks to shed light on the concept of American studies from a strategic Iranian perspective. In this view, first the article briefly explains the concept of "America" and the existing intellectual traditions on American studies and later proceeds to introduce titles written or translated into the Persian language on this subject within the past century. The sources introduced were randomly chosen. Contemporary American Studies comprises relevant activities undertaken both before and after the Islamic Revolution. Additionally, while providing a critique of Liberal American Studies and the critical leftist tradition for American studies, the article aims at providing readers with a new paradigm for American studies based on the indigenous and local perspectives.
  • Ebrahim Motaghi Page 45
    The US foreign policy processes in the Middle East, in the post World War II period, have always brought about security challenge, danger and crisis, in the Region. All US presidents have experienced grave security crisis in this geopolitical area. There also exists many indications of distrust of the current foreign US policy exercised in the Middle East on the part of Middle Eastern citizens. They maintain that the US has not been able to establish balance, coordination, and cooperation among political units in the Region. They therefore, try to analyze US security policy according to Middle Eastern structural formations, the role of the US in supporting Israel, and the endless regional conflicts. The US adopted behavioral model in both the Middle East and at the time of the Cold War mainly took after structural indicators of the international system. The collapse of the Bipolar system is among many factors that have challenged the US policy in the Middle East. Such challenges may well be seen in the various Bush, Clinton and Obama Administrations. US presidents employed new and various initiatives to cross the (Middle East) crises in the Post World War II period. However, evidence shows that neither of the adopted initiatives led to desirable results for establishing stability in the Region. This article, thus, attempts to examine the main reason for the ongoing security crisis in the US-led policy in the Middle East. A full understanding of these processes is brought about only when the models for the post World War II US policy in the Middle East are studied from an analytical and case-specific point of view.
  • Jahangir Karami Page 71
    The Russia-US cooperation in the early 1990s, culminated in rivalries by the end of the decade. Their strategic cooperation in 2001 and 2002 resulted in rivalry from 2003 onwards and ended in confrontation in the wake of the Ossetia crisis in 2008. However, as of 2009 and further into 2010, their relations entered a phase of strategic cooperation, altogether attracting the attention of many analysts. Analyzing these relations and their underlying reasons is also a matter of significance for Iran. Understanding the new situation, calls for responding to the questions of: Exactly what has happened in the relations between the US and Russia? Are officials of both countries able to solve the various problems they are confronted with in their mutual relations? What drove both countries to meeting this new phase in their relations? What is the perspective of their relations? And what are the consequences for other states? It is most obvious that their new attitude is based on mutual cooperation and the cessation of hostility. A hypothesis which will be examined is that "Russia needs new technologies and the US needs Russia's cooperation in international security issues. Thus, mutual need is the determining factor in their newly-established, close relations." In order to respond to the questions posed in this article and to test the presented hypothesis, a first step is to review the background of both countrie's relationships and the different existing viewpoints about this relationship. Later comes a thorough investigation of significant issues of concern between the two countries at international, regional and bilateral levels, with special emphasis put on recent agreements between Russia and the US. In the last section, the main factors and variants affecting US-Russia relations will be discussed and analysed.
  • Mahdi Ahouie Page 101
    The US-Israeli relationship is regarded as one of the strongest relations between two states in the contemporary world. For a number of cultural, strategic, and political reasons, the US strongly supports the Zionist regime. On the other hand, the role of the strong, influential Israeli lobby in the US has yet been another significant factor for the close relations between the two countries within the past decades. The Israeli lobby resorts to an array of methods- from sponsoring Congress and Presidential candidates and media-specific propaganda to exerting influence on scientific and research circles, to direct not only the activities of US-led policy-making entities, but also the US public opinion towards supporting the Zionist regime. However, there is an ongoing debate among political researchers concerning the main reason for US support of Israel. The question is whether this support is mainly due to the strategic role played by Israel in the Middle East for promoting America's interests, or brought about by the influence of and the pressure exerted by the Zionist lobby in the US. While providing an overall review of existing viewpoints in this regards, this article concludes that the close USIsraeli relations is yielded by both of the above-mentioned factors and not one of them alone.
  • Foad Izadi Page 127
    The present article is an in-depth study of the structures and actors associated with the Bush Administration's anti-Iran general policy. Although the US general policy against Iran dates back to the early Cold War period following which the Iranian nation has always been the target of US propaganda, the structural transformation of this general policy during the Bush Administration is nonetheless an indication of the ever-increasing political will of America for a soft confrontation with Iran. President Barack Obama, the inheritor of this (political) structure, not only has not alleviated the situation, but has also worsened the conditions. In the period between 2006 and 2009, the Bush Administration openly spent more than $200 million to promote its anti-Iran general policy through the so-called "Democracy Promotion" programmes of the US Department of State, The National Endowment for Democracy, and the US International Broadcasting. In addition to the above-mentioned expenses, another $400 million was allocated to covert propaganda. These initiatives, covert or not, altogether promoted regime change in Iran. During his first year in Office, the Obama Administration has asked for and received an additional $50 million of appropriations for its soft war against Iran.
  • Javad Sharbaf Page 175
    National security and the different modalities used by states to guarantee and promote it may be considered as a most complex responsibility of Governments. Although there are different environmental conditions attributed to this notion and there exist a variety of definitions for it, US policy-makers have expanded the transnational application(s) of this concept on a daily basis. The following research pursues the hypothesis of the existence of a direct relation between an increase in the US’ interventions at the global level and an increase in the Country’s national and international power. The presupposition however prevails that the American administration has reached consensus on the necessity of their country becoming a power in the world, despite the different political orientations each possess. Within the past two centuries, the various American administrations have shown agreement on concepts such as “security” and “national interests.” The more powerful this country has become, both nationally and internationally, the more expanded the concept of security has become for it. In addition, in the 21st century, the country’s “national” borders have gradually extended from North America to LatinAmerica and finally to all corners of the world. This article is therefore an attempt to analyse the conceptual evolution of the notion of national security in the US, within the past two centuries.
  • Mohammadreza Takhshid, Mahdi Matin Javid Page 205
    Adopting a unilateral policy, the United States attacked Iraq without permission from the United Nation's Security Council in March 2003. The first intervention of the United States took place in Iraq in 1991 with permission from the Security Council, accompanied by a coalition of the US allies. As a result of this military intervention, the United States managed to liberate Kuwait at that time, but the US invasion of Iraq in March 2003 was quite different from the previous one. What this research tends to investigate is the main reason for the US invasion of Iraq in 2003. To answer this question, the issue of access to and domination of the Persian Gulf Strategic Oil Resources is presented as a main hypothesis and is confirmed. In order to confirm the research hypothesis, the historical attempts of great powers for controlling strategic oil resources was discussed. Additionally, the role of relevant negotiations (oil lobbies) and multinational oil companies was considered. Subsequent to this phase, the geo-strategic and geo-economic position of the Persian Gulf and its oil strategies in the region were taken into consideration.
  • Seyed Mohammad Marandi, Zeinab Ghasemi Tari Page 233
    Following the 9/11 attacks in 2001, several novels were published dealing directly or indirectly with the effects of the Event on individuals- both inside and outside of the United States. Though the novels often claim to deal with the post traumatic aftermath of the incident, writers have adhered to orientalist stereotyping and it seems that after 9/11 such attitudes towards Muslims and Arabs have become stronger, strengthening even the dominant orientalist discourse. This paper shall focus on John Updike's Terrorist and Don Delillo's Falling Man. Both novels were New York Time's bestsellers and both novelists are prominent figures in contemporary American literature.Although the European culture is the place to look for orientalism and its roots, the mid 20th century and early 21st century saw a rise in orientalist approaches in the US, where these attitudes were promoted thereon. This article seeks to study how the named authors have represented Muslims and their ideologies. The significant point is that although these novels have been written in the 21st century and there has been an increase in contact with and information about Muslims, these writers have often used the same clichés and stereotypes about Muslims that have existed since the Middle Ages.