فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 3 (مهر و آبان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/08/17
  • تعداد عناوین: 12
|
  • انسیه نوروزی، فیروزه مصطفوی، اکبر حسن زاده، میترا مودی، غلامرضا شریفی راد صفحه 267
    مقدمه
    در مطالعات گوناگون نشان داده شده است که کیفیت زندگی زنان، به دنبال وقوع یائسگی دست خوش تغییرات اساسی می گردد. عوامل متعددی از قبیل عوامل روانی- اجتماعی با کیفیت زندگی در دوران یائسگی مرتبط هستند. هدف این مطالعه بررسی برخی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی زنان یائسه اصفهانی بر اساس مرحله تحلیل رفتاری الگوی پرسید است.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی و از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای در میان 200 زن یائسه سالم شهر اصفهان اجرا گردید. اطلاعات مورد نیاز توسط دو پرسش نامه معتبر و پایا جمع آوری گردید (یک پرسش نامه کیفیت زندگی و پرسش نامه دیگر عوامل مربوط به سازه تحلیل رفتاری الگوی پرسید را می سنجید). تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار 18 SPSSو با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی صورت گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 77/4 ± 74/55 سال و میانگین سن وقوع یائسگی 56/3 ± 20/50 سال به دست آمد. 5/30 درصد افراد مورد بررسی بی سواد بودند. 5 درصد از آن ها نیز تحصیلات دانشگاهی داشتند. در ضمن 81 درصد زنان متاهل و 90 درصد آن ها خانه دار بودند. آزمون همبستگی پیرسون، همبستگی مثبت و معنی داری بین کیفیت زندگی با نوع نگرش نسبت به پدیده یائسگی، خودکارآمدی درک شده، عوامل قادرساز و تقویت کننده نشان داد. همچنین کیفیت زندگی زنان یائسه با سن، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال آن ها ارتباط معنی داری داشت. در ضمن این آزمون، ارتباطی میان کیفیت زندگی با آگاهی نسبت به یائسگی نشان نداد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد می شود که فراهم کنندگان خدمات سلامتی، بایستی علاوه بر فراهم کردن آگاهی های لازم در مورد یائسگی، نسبت به خلق گروهای حمایتی برای ایجاد نگرش مثبت و ارتقای رفتارهای سالم تر در زنان یائسه همکاری نمایند.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، یائسگی، تحلیل رفتاری، الگوی پرسید
  • فاطمه خلیلی، احمدعلی اسلامی، زیبا فرج زادگان، اکبر حسن زاده صفحه 278
    مقدمه
    حفظ سلامت بیماران تحت همودیالیز بستگی به تبعیت از توصیه های درمانی دارد. عدم تبعیت درمانی این بیماران، به صورت مستقیم با پیامدهای بالینی وخیم تر مرتبط می باشد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی روابط بین افسردگی، حمایت اجتماعی درک شده، خودکارآمدی و تعامل بیمار با پرسنل درمانی با رفتارهای تبعیت از درمان در بیماران همودیالیز بر اساس تئوری شناختی- اجتماعی می باشد.
    روش ها
    مطالعه حاضر مقطعی است و بر روی 160 بیمار مراکز همودیالیز شهر اصفهان انجام شد. شیوه نمونه گیری، تصادفی منظم و متناسب با حجم بود. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه افسردگی بک، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، راهبردهای ارتقای سلامتی، ابزار سنجش تعامل بیمار- پرسنل درمان و پرسش نامه خود گزارش دهی رفتارهای تبعیت درمانی بود. اطلاعات گردآوری شده توسط آزمون های توصیفی و همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد 6/60 درصد افراد مورد مطالعه مرد هستند. میانگین سنی افراد مورد مطالعه 04/15 ± 95/51 است. میانگین نمره کل رفتارهای تبعیت از درمان 64/201 ± 48/861 در دامنه (1200-0) به دست آمد. بین عوامل روانی– اجتماعی مورد بررسی با رفتارهای کل تبعیت از درمان ارتباطی مشاهده نشد اما بین این عوامل با زیرمقیاس های رفتاری، ارتباط معنی دار مشاهده گردید (05/0 > P). همه این عوامل با نمره درک از اهمیت رفتار ارتباط معنی دار داشتند (001/0 >P). بین متغیرهای جمعیت شناختی همچون سن، جنس و وضعیت تاهل با مقیاس و زیرمقیاس رفتار تبعیت درمان ارتباط معنی دار مشاهده گردید (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده به نظر می رسد متغیرهای روانی– اجتماعی مورد مطالعه از طریق نقش واسطه ای عامل درک از اهمیت رفتار بر رفتار پیامد موثرند که لزوم توجه بیشتر به این عامل در مطالعات آتی و طراحی مداخلات مبتنی بر تئوری احساس می گردد.
    کلیدواژگان: عوامل روانی، اجتماعی، رفتار تبعیت درمانی، درک از رفتار تبعیت درمان، بیماران همودیالیز، تئوری شناختی- اجتماعی
  • نیره کثیری دولت آبادی، احمدعلی اسلامی، فیروزه مصطفوی، اکبر حسن زاده، اعظم مرادی صفحه 291
    مقدمه
    رشد سریع بازی های رایانه ای به شکل های گوناگون باعث اشغال بخش عمده ای از اوقات فراغت گروه های سنی مختلف به ویژه کودکان و نوجوانان شده است. این امر می تواند اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی از جمله وضعیت روانی، جسمانی و روابط اجتماعی آن ها داشته باشد. بنابراین این تحقیق با هدف بررسی ارتباط بازی های رایانه ای با کیفیت زندگی نوجوانان 15-12 ساله شهرستان برخوار انجام گردید.
    روش ها
    این تحقیق از نوع مقطعی و نمونه تحقیق شامل 444 دانش آموز دختر و پسر بود. روش نمونه گیری طبقه ای- 2 مرحله ای، خوشه ایو متناسب با حجم نمونه بود که نمونه ها به طور تصادفی از بین دانش آموزان مقطع راهنمایی و اول دبیرستان شهرستان برخوار انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل دو ابزار الف) فرم کوتاه پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (World health organization quality of life - BREF) و ب) پرسش نامه اطلاعات فردی مشتمل بر سوالاتی در مورد نحوه گذران اوقات فراغت، تعداد ساعات، مکان و زمان انجام بازی رایانه ای بود. برای به دست آوردن نمایه توده بدنی (Body Mass Index، BMI) نیز قد و وزن دانش آموزان گروه نمونه اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های همبستگی پیرسون، همبستگی اسپیرمن، کای اسکویر، تحلیل کوواریانس و t-test مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین کلی کیفیت زندگی در دانش آموزان 34/13 ± 11/67 می باشد. یافته ها نشان داد که بین سن شروع بازی و نمره کلی کیفیت زندگی و 4 حیطه آن رابطه معنی دار وجود داشت (دامنه 18/0- تا 13/0- = r). بین درآمد و وضعیت امکانات با نمره کلی کیفیت زندگی و 4 حیطه آن رابطه معنی دار مستقیم وجود داشت (001/0 P <). میانگین نمره کلی کیفیت زندگی، در کاربران بازی های رایانه ای 03/13 ± 27/68 و در گروهی که بازی های رایانه ای انجام نمی دادند، 69/13 ± 81/64 به دست آمد که این تفاوت معنی دار است (01/0 = P). در حیطه های کیفیت زندگی بین دو گروه در ابعاد سلامت روان و سلامت محیط، نیز تفاوت معنی داری به دست آمد (05/0 > P). بین BMI و نوع بازی رایانه ای و همچنین بین BMI و تعداد ساعات بازی رایانه ای در روز رابطه معنی داری به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    انجام بازی های رایانه ای در مدت زمان کم و کنترل شده تحت نظارت والدین می تواند اثراتی مثبتی بر کیفیت زندگی کاربران نوجوان داشته باشد. در صورت پرداختن به آن در ساعات بیشتری از روز، در دراز مدت می تواند تاثیر معکوس داشته باشد.
    کلیدواژگان: بازی های رایانه ای، کیفیت زندگی، نوجوان
  • احسان الله حبیبی، مهرزاد کشاورزی، حسین علی یوسفی، اکبر حسن زاده صفحه 301
    مقدمه
    توسعه منابع نفت و گاز، مخاطرات جدی فرایندی را به دنبال دارند که این صنایع را در زمره صنایع خطرناک قرار می دهند. از این رو امروزه رویکرد مبتنی بر پیشگیری از طریق شناسایی و ارزیابی ریسک ها به روش هایی نوینی نظیر روش آنالیز لایه های حفاظتی (Layers of protection analysis، LOPA) مورد استقبال قرار گرفته است.
    این مطالعه به بررسی و آنالیز پیامد حوادث عمده در واحد احیای آب ترش پالایشگاه های گازی پرداخته است. کفایت تاثیر لایه های حفاظتی موجود در سیستم را بررسی نموده است. در مواردی که تمهیدات ایمنی پیش بینی شده کافی نبوده است، پیشنهاداتی را در راستای ارتقای سطح ایمنی با استفاده از لایه های حفاظتی مستقل (فعال و واکنشی) و غیر مستقل ارایه نموده است.
    روش ها
    این تحقیق توصیفی است. با استفاده از روش LOPA، پیامدهای ناشی از ریسک های غیر قابل قبول بررسی شدند تا وضعیت ریسک پس از اعمال لایه های کنترلی و حفاظتی مشخص شود. در نهایت برای نقاط با ریسک بالا اقدامات اصلاحی در قالب لایه های حفاظتی پیشنهاد شد. سپس کد یکپارچگی ایمنی در موارد لازم تعیین گردید.
    یافته ها
    بر اساس این مطالعه نقش لایه های حفاظتی موجود در کنترل ریسک های احتمالی تعیین شد و پیشنهادات لازم در قالب لایه های حفاظتی بیشتر تا کاهش میزان ریسک در حد قابل قبول ارایه گردید. همچنین تعیین سطح ایمنی یکپارچه مورد نیاز برخی تجهیزات نیز در موارد لازم انجام گردید.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که در برخی موارد اثربخشی لایه های حفاظتی پیش بینی شده کافی نیست و ضروری است از لایه های حفاظتی بیشتری برای ارتقای پتانسیل پیشگیری سیستم های ایمنی فرایند استفاده شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، LOPA، SIL، لایه مستقل حفاظتی، واحد احیای آب ترش
  • مریم جوهری، احمدعلی اسلامی، حمیدالله وردی پور، اکبر حسن زاده، فریبا فرید صفحه 315
    مقدمه
    سل یک بیماری عفونی است که در اثر مجموعه مایکوباکتریوم های سلی ایجاد می گردد. این بیماری یکی از شایع ترین بیماری های عفونی می باشد که شیوع آن تا حدی زیادی مرتبط با سبک زندگی افراد بیمار می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی عوامل مرتبط با اتخاذ رفتار سالم بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی در بیماران سلی می باشد.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که بر روی 196 نفر از بیمار سلی انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته ای با 47 گویه است. آلفای کرونباخ پرسش نامه، 9/73 تعیین گردید. برای تعیین ارتباط بین سازه های مدل و اتخاذ رفتار سالم از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
    نتایج
    میانگین نمره اتخاذ رفتار سالم در بیماران سلی (8/13 ± 52/87) به دست آمد. آزمون همبستگی پیرسون بین سازه های آگاهی (536/0 = r)، حساسیت درک شده (36/0 = r)، منافع درک شده (347/0 = r) و موانع درک شده (143/0- = r) با نمره اتخاذ رفتار سالم در سطح کمتر از پنج صدم ارتباط معنی داری نشان داد.
    نتیجه گیری
    رابطه مستقیمی بین سازه های آگاهی، حساسیت درک شده و منافع درک شده با اتخاذ رفتار سالم وجود دارد. نتایج مطالعه حاضر می تواند مبنایی برای استفاده از مداخلات آموزشی باشد. نتایج فوق مربوط به نمونه مطالعه حاضر است و تعمیم آن به گروه های دیگر با احتیاط صورت گیرد.
    کلیدواژگان: رفتار سالم، الگوی اعتقاد بهداشتی، بیماران سلی
  • سید همام الدین جوادزاده، فیروزه مصطفوی، سید محمدحسن امامی، اکبر حسن زاده، غلامرضا شریفی راد صفحه 323
    مقدمه
    همه ساله نزدیک به یک میلیون مورد جدید، سرطان کولورکتال در سراسر جهان شناسایی می شود و نزدیک به نیمی از آن ها در اثر این بیماری جان خود را از دست می دهند. در ایران نیز سرطان های گوارشی شایع ترین نوع سرطان در میان مردان و دومین سرطان شایع، پس از سرطان پستان در زنان ایرانی محسوب می گردند. با پیشگیری ثانویه این بیماری می توان اقدامات لازم جهت درمان سریع و جلوگیری از گسترش آن به عمل آورد. آزمایش خون مخفی در مدفوع (Fecal accult blood test، FOBT) به دلیل سهولت انجام و همچنین به لحاظ هزینه پایین آن، بر دیگر روش های غربالگری این بیماری اولویت دارد. بر این اساس انجام هر ساله آن برای همه افراد بالای 50 سال توصیه می شود. متاسفانه در کشور ما مشارکت افراد در برنامه های غربالگری سرطان کولورکتال پایین می باشد. از آن جایی که مدل اعتقاد بهداشتی پیش بینی کننده خوبی برای مولفه های موثر بر انجام این آزمایش می باشد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتب با انجام آزمایش خون مخفی در مدفوع بر اساس سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در افراد در معرض خطر متوسط صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که بر روی 196 نفر بالای 50 سال در شهر اصفهان انجام شد. این افراد در دو گروه مراجعه کننده به آزمایشگاه جهت انجام آزمایش خون مخفی در مدفوع و گروه غیر مراجعه کننده به آزمایشگاه، به صورت مقایسه ای مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه خودساخته و استاندارد شده مبتنی بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی استفاده شد. داده ها و اطلاعات به روش پرسشگری در آزمایشگاه برای گروه اول و درب منازل برای گروه دوم، جمع آوری شدند. اطلاعات جمع آوری شده از طریق نرم افزار SPSS و با به کارگیری آزمون های آماری کای دو، آنالیز واریانس دوطرفه، t-test، من ویتنی و کراسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    مهم ترین راهنماهای عمل ذکر شده در گروه مراجعه کننده به آزمایشگاه به ترتیب توصیه پزشک 54 درصد، انجام چکاپ 29 درصد بودند. بین کسانی که سابقه انجام آزمایش خون مخفی در مدفوع در سال گذشته را داشتند و افرادی که در گروه غیر مراجعه کننده به آزمایشگاه این مراجعه را نداشتند، از لحاظ نمرات کسب شده از سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (آگاهی، حساسیت درک شده، شدت درک شده، موانع درک شده، خودکارآمدی درک شده و منافع درک شده) تفاوت معنی دار آماری وجود داشت. در گروه مراجعه کننده به آزمایشگاه، کسانی که سابقه انجام این آزمایش در سال گذشته را داشتند، از نظر نمرات کسب شده از سازه های شدت درک شده، موانع درک شده، خودکارآمدی درک شده و منافع درک شده با افرادی از همین گروه که سابقه انجام آزمایش را نداشتند، تفاوت معنی دار آماری وجود داشت. همچنین گروه مراجعه کننده به آزمایشگاه از لحاظ نمرات کسب شده از سازه های مختلف مدل اعتقاد بهداشتی، به جز سازه موانع درک شده نمرات بالاتری را نسبت به گروه دیگر کسب کردند.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که سازه های مدل اعتقاد بهداشتی پیش بینی کننده خوبی برای عمل افراد در معرض خطر نسبت به انجام آزمایش خون مخفی در مدفوع می باشد. این آزمایش به عنوان یک روش غربالگری برای سرطان کولورکتال می باشد. این مهم لزوم اجرای برنامه های آموزشی وسیع و جامع با تمرکز بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در این گروه از افراد را نمایان می کند. از آن جایی که آزمایش خون مخفی در مدفوع به عنوان ساده ترین، ارزان ترین و اولین راه تشخیص زود هنگام سرطان کولورکتال می باشد، دوره های آموزشی و بازآموزی برای پزشکان و سایر پرسنل بهداشتی جامعه در جهت بالا بردن میزان مشارکت افراد در انجام این آزمایش ضروری می باشد
    کلیدواژگان: سرطان کولورکتال، مدل اعتقاد بهداشتی، افراد در معرض خطر متوسط
  • محمد مهدی امین، مریم فرجی، فریبرز مومن بیک، اکبر حسن زاده صفحه 334
    مقدمه
    پرکلرواتیلن (PCE) از دسته هیدروکربن های آلیفاتیک کلردار است که کاربرد گسترده ای در بسیاری از صنایع دارد. پساب های صنعتی حاوی PCE به دلیل خطرات احتمالی ناشی از سرطان زایی این ترکیب باید تصفیه شوند. هدف از این مطالعه تعیین قابلیت تجزیه بیولوژیکی پرکلرواتیلن در غلظت های بالاتر از مقادیر به کار رفته در سایر مطالعات مشابه، توسط یک راکتور بی هوازی با بستر سیال (AMBR) بود، که تاکنون برای تجزیه بیولوژیکی PCE مورد استفاده قرار نگرفته است.
    روش ها
    در این مطالعه یک راکتور بی هوازی با بستر سیال (AMBR) در مقیاس آزمایشگاهی به حجم کل 10 لیتر با 4 محفظه برای تجزیه بیولوژیکی پرکلرواتیلن از سوبستره سنتتیک مورد استفاده قرار گرفت. راه اندازی راکتور به کمک لجن هاضم بی هوازی انجام شد. پس از راه اندازی، کارایی راکتور طی 4 مرحله از بارگذاری PCE معادل mgPCE/Ld 75/3 تا 75 مورد بررسی قرار گرفت. زمان ماند هیدرولیکی (HRT) برابر 32 ساعت ثابت نگه داشته شد.
    یافته ها
    بهترین بازده حذف COD به میزان 98 درصد در بارگذاری آلی COD معادل gCOD/Ld 1/3 به دست آمد. برای حذف PCE نیز بالاترین بازده به میزان 8/99 درصد در بارگذاری PCE معادل mgPCE/Ld 5/37 حاصل شد. میانگین بازده حذف COD و PCE در کل دوره فعالیت راکتور به ترتیب برابر 4/91 و 5/99 درصد بود.
    نتیجه گیری
    راکتور بی هوازی با بستر سیال (AMBR)، در صورت انجام مطالعات تکمیلی در مقیاس کامل و استفاده از پساب صنعتی واقعی آلوده به پرکلرواتیلن یک روش ساده، کارامد و قابل اطمینان برای تصفیه پساب های صنعتی آلوده به این ترکیب است.
    کلیدواژگان: پرکلرواتیلن (PCE)، پساب های صنعتی، راکتور بی هوازی با بستر سیال (AMBR)، کلرزدایی احیایی
  • لیلا آزادبخت، نفیسه رشیدی پور فرد، مجید کریمی، مجید رحیمی، محمدحسن بقایی، اعظم برزویی، احمد اسماعیل زاده صفحه 347
    مقدمه
    تاکنون هیچ گونه بررسی مبنی بر اثر رژیم غذایی (Dietary approaches to stop hypertension) DASH بر روی فاکتورهای خطر بیماری قلبی-عروقی در بین بیماران دیابتی نوع 2 وجود ندارد. از این رو هدف از تحقیق حاضر تعیین اثرات رژیم غذایی DASH بر روی عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی در بین بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.
    روش ها
    کارآزمایی بالینی متقاطع و تصادفی بر روی 31 بیمار دیابتی نوع 2 انجام شد. این مطالعه به مدت 8 هفته ادامه یافت. شرکت کنندگان نیز به طور تصادفی برای استفاده از رژیم شاهد و DASH تقسیم بندی شدند.
    یافته ها
    پس از پیروی از الگوی غذایی DASH، وزن بدن (007/0 = P) و دور کمر (002/0 = P) کاهش یافت. همچنین سطح گلوکز خون ناشتا (Fasting blood glucose، FPG) و HbA1C در رژیم DASH کاهش یافت به ترتیب 04/0 P = و mg/dl 3/6 ± 4/29–، 04/0 P = و درصد 1/0 ± 7/1-). بعد از رژیم DASH، میانگین تغییرات سطح HDL کلسترول افزایش (01/0 P = و mg/dl 9/0 ± 3/4) و سطح LDL کلسترول کاهش یافت (02/0 P = و mg/dl 5/3 ± 2/17-). علاوه بر آن، اثرات مفید DASH روی فشار سیستولیک و دیاستولیک مشاهده شد (سیستولیک: 02/0 P = و mmHg 7/2 ± 1/3- در مقابل 5/3 ± 6/13-، دیاستولیک: 04/0 P = و mmHg 3/3 ± 7/0- در مقابل 6/2 ± 5/9-).
    نتیجه گیری
    در بین بیماران دیابتی، رژیم DASH اثرات مفیدی را بر خطر بیمارهای قلبی- عروقی دارد.
    کلیدواژگان: دیابت، رژیم غذایی DASH، عوامل خطر بیماری های قلبی، عروقی
  • منصور حقیقتیان، فرشته حقیقت، سید رسول قریشی، پروانه محسنی پور صفحه 353
  • افشان شرقی، عزیز کامران، غلامرضا شریفی راد صفحه 364
    مقدمه
    مکانیسم انجام زایمان یک فرایند خودبخودی و بدون نیاز به مداخله می باشد به جز در مواردی که جان مادر یا نوزاد در خطر باشد، که در این صورت با انجام عمل جراحی سزارین به نجات جان مادر یا نوزاد کمک می شود. متاسفانه امروزه شیوع سزارین در اکثر کشورهای پیشرفته، به بیش از 50 درصد رسیده است، در حالی که سازمان بهداشت جهانی تاکید دارد سزارین تنها بر اساس اندیکاسیون انجام شود. در این پژوهش علل و عوامل موثر بر قصد انتخاب روش زایمان در زنان باردار شکم اول مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی، آینده نگر بود. جامعه آماری مطالعه شامل زنان باردار شکم اول مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل بود که تعداد 396 نفر از زنان در سه ماهه آخر بارداری با نمونه گیری دو مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای مشتمل بر 4 سوال است که در 6 قسمت طراحی شده بود. روایی پرسش نامه توسط استادان متخصص و پایایی آن توسط آزمون Cronboch''s alpha مورد تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری 15SPSS و آزمون های Chi-Square،t-paired و t-test استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین سن مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی اردبیل 2/3 ±8 /21 سال بود و اکثر مادران (6/34 درصد) تحصیلات دیپلم داشتند. 7/70 درصد مادران ابراز کردند که به احتمال زیاد یا به طور قطعی با روش زایمان طبیعی، زایمان می کنند؛ اما در ختم بارداری، روش سزارین با 6/58 درصد بیشترین روش انتخاب شده و توصیه پزشک با 6/36 درصد بیشترین عامل تاثیرگذار روی انتخاب روش زایمان بود. نگرش زنان نسبت به سزارین در قبل و بعد از زایمان کاهش معنی داری داشت (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    عوامل اجتماعی و انگیزه برای اطاعت از نرم های انتزاعی به ویژه از پزشک و پرسنل بهداشتی درمانی، بر روی قصد نهایی برای انجام رفتارهای مرتبط با سلامت، تاثیر بسزایی دارند. با توجه به این فاکتورهای اجتماعی، می توان با ارتقای آگاهی و نگرش مادران نسبت به زایمان طبیعی، در تقویت قصد مادران در انجام زایمان و حمایت های محیطی مادر در انتخاب روش زایمان طبیعی، موثرتر واقع شد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، هنجارهای انتزاعی، فاکتورهای قادرسازی، سزارین
  • محمدحسن احرامپوش، عباسعلی جعفری، سمیه رحیمی، محمدتقی قانعیان صفحه 373
    مقدمه
    استفاده ازاستخرهای شنا یکی از راه های انتقال عوامل عفونت های قارچی سطحی و جلدی است. این تحقیق با هدف تعیین میزان آلودگی قارچ های درماتوفیت، pH و ارزیابی میزان کلر باقیمانده دراستخرهای سرپوشیده شهر یزد در سال 1388 انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی چهاراستخر شنای سرپوشیده شهر یزد به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس تعداد 100 نمونه از نواحی مختلفاستخر شنا با استفاده از روش موکت استریل نمونه گیری شدند. جهت جداسازی و تشخیص آلودگی قارچی درماتوفیتی از کشت بر روی محیط میکوزل آگار و تشخیص گونه های قارچی استفاده شد. همچنین میزان pH و کلر آزاد باقیمانده آباستخرها نیز اندازه گیری شد.
    یافته ها
    از مجموع 100 نمونه، 7 نمونه دارای کشت مثبت قارچ های بیماریزا درماتوفیتی بودند. این نمونه ها در نواحی مختلفاستخرهای شنا از جمله رختکن، سونا و پاشویه وجود داشتند. قارچ های بیماریزا انسان دوست تریکوفیتون منتاگروفیت (6 مورد) و اپیدرموفیتون فلوکوزوم (1 مورد) از درماتوفیت های جدا شده و بیشترین موارد کشت مثبت مربوط به فصل تابستان بودند. میزان pH بین 8/7 تا 2/8 و میانگین کلر آزاد باقیمانده آب نیز از 4/0 تا 7/0 میلی گرم بر لیتر متغیر بود.
    نتیجه گیری
    از آن جایی که جدا شدن آلودگی های قارچی درماتوفیتی انسان دوست ازاستخرهای مورد بررسی نشان دهنده انتشار عوامل قارچی بیماریزا از شناگران به محیطاستخر می باشد؛ از این رو رعایت بهداشت فردی توسط شناگران، جلوگیری از ورود افراد دارای علایم بیماری های قارچی بهاستخر و انجام ضدعفونی مناسب تر محوطه در ایناستخرها ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: استخرهای شنا، آلودگی، درماتوفیت، کلر باقیمانده
  • اردشیر کلانتری، ملیحه رنجبر، فربود کلانتری صفحه 381
    مقدمه
    صدا یکی از مهم ترین عوامل زیان آور در محیط کار است و نقش بسزایی در به هم زدن تعادل فیزیولوژیکی بدن دارد. پژوهش های انجام یافته نشان می دهد که از نظر کارگران بزرگ ترین مشکل موجود در محیط کار آلودگی صوتی می باشد. سر و صدا علاوه بر آثار سوء بر روی سیستم شنوایی، به عنوان یک عامل استرس زا ممکن است سبب افزایش فشار خون، بروز مشکلات قلبی- عروقی، تحریک اعصاب، اضطراب و اختلال در ترشح هورمون های بدن به ویژه کورتیزول شود. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات صدا بر روی میزان ترشح کورتیزول ادرار کارگران بود.
    روش ها
    این مطالعه از نوع تجربی و تحلیلی و جهت آن آینده نگربود. جمعیت مورد مطالعه را کارگران کارخانه سپاهان لایه اصفهان تشکیل می دادند. از بیست نفر کارگر مرد سالم که افت شنوایی نداشتند و همه به طور مداوم در شیفت صبح کار می کردند، سه بار در روز (در ساعات 9 صبح، 30/11 صبح و 3 بعد از ظهر) و در دو روز مطالعه، نمونه ادرار گرفته شد. طی روز اول کارگران از هیچ گونه وسیله حفاظت شنوایی استفاده نمی کردند، اما در روز دوم از کارگران خواسته شد که از ایرماف استفاده کنند. میزان کورتیزول ادرار با استفاده از دستگاه RIA و کراتینین ادرار نیز با روش JAFFE با استفاده از دستگاه اتوآنالایزر اندازه گیری شد.
    یافته ها
    میانگین کورتیزول ادرار کارگران در روز اول مطالعه و بدون استفاده از وسیله حفاظت شنوایی g/mgCratinineμ 105/0 و در روز دوم مطالعه و با استفاده از ایرماف g/mgCratinineμ 076/0 بود. میانگین کورتیزول ادرار کارگران بر حسب g/mgCratinineμ در ساعات 9 صبح، 30/11 صبح و 3 بعد از ظهر در روز اول مطالعه به ترتیب 142/0، 119/0 و 052/0 و در روز دوم به ترتیب 103/0، 086/0 و 041/0 اندازه گیری شد.
    نتیجه گیری
    نتایج آزمون t زوج نشان می دهد که میانگین میزان کورتیزول ادرار کارگران در دو روز مطالعه و همچنین در ساعات مختلف در دو روز مورد مطالعه اختلاف معنی داری دارد (05/0 > P). در این پژوهش به غیر از عامل کاهش صدا در دو روز مطالعه، هیچ تغییر دیگری در محیط کار کارگران داده نشد. نتایج نشان می دهد که به دنبال کاهش صدا در حدود 3/29 دسی بل (به دلیل استفاده از ایرماف) کاهش قابل ملاحظه ای در میزان کورتیزول و در نتیجه واکنش های استرسی رخ داده است و در نتیجه مقدار کورتیزول در روز اول (بدون استفاده از ایرماف) نسبت به روز دوم (با استفاده از ایرماف) به صورت معنی داری کاهش پیدا کرد (05/0 > P). بنابراین نتایج این مطالعه فواید استفاده از وسایل حفاظت شنوایی مانند ایرماف در کاهش اثرات سوء افزایش مزمن هورمون کورتیزول در اثر سر و صدا را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: سر و صدا، کورتیزول، ریتم سیرکادین، نساجی، استرس
|
  • Ensiyeh Norozi, Firoozeh Mostafavi, Akbar Hasan Zadeh, Mitra Moodi, Gholamreza Sharifirad Page 267
    Background
    Some studies have shown significant changes in quality of life due to menopausal status. A large number of factors, including psycho-social factors, have been found to be associated with quality of life. The aim of this study was to investigate factors affecting quality of life among postmenopausal women in Isfahan based on behavioral analysis phase of PRECEDE Model.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted through stratified sampling among 200 healthy postmenopausal women in Isfahan. Data were collected by two validated and reliable questionnaires (one for assessing quality of life and one for assessing the factors based on behavioral analysis phase of PRECEDE model). Inferential and descriptive statistics were used in SPSS.18 to analyze the data.
    Findings
    The mean age of respondents was 55.74 ± 4.77 and the mean age at which menopause had occurred was 50.20 ± 3.56. While illiterate participants constituted 30.5% of the studied population, 5% were highly educated. 81 percent of women were married and 90 percent were housewives. The majority of women were married (81%) and housewives (90%). Pearson correlation test indicated positive significant relationships between quality of life and attitude toward menopause, perceived self-efficacy, and enabling and reinforcing factors. However, there was no significant relationship between quality of life and knowledge about menopause. Finally, quality of life was significantly associated with age, education level, employment and marital status.
    Conclusion
    We believe that health care providers should provide women with information about menopause and help them create support groups to adopt positive attitudes and healthy behaviors.
  • Fatemeh Khalili, Ahmad Ali Eslami, Ziba Farajzadeghan, Akbar Hasan Zadeh Page 278
    Background
    Hemodialysis patient's health depends on adherence to treatment recommendations. Non-adherence to treatment is directly associated with worse clinical outcomes. This study was designed to determine the association of between treatment adherence behaviors among maintenance hemodialysis patients and depression, perceived social support, self efficacy, and patient's interaction with medical service providers based on social cognitive theory.
    Methods
    This cross-sectional study used proportional random sampling to select 160 maintenance hemodialysis patients in Isfahan. Data was gathered by Beck depression questionnaire, Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), Strategies Used by Patients to Promote Health (SUPPH) questionnaire, Patient Reactions Assessment questionnaire, and the End-Stage Renal Disease Adherence Questionnaire. The data were analyzed using descriptive and correlation statistics.
    Findings
    Our findings showed that 60.06% of the participants were male. Their average age was 51.95 ± 15.04 and mean of total scores of treatment adherence behaviors was 861.48 ± 201.64 (range: 0-1200). There was not any significant relationship between the studied factors treatment adherence behaviors. However, behavioral sub-scales were significantly related with the studied factors (P < 0.05). Furthermore, all factors had significant relationships with scores of perception about the importance of behaviors (P < 0.001). Demographics, including age, sex, and marital status, were also related with treatment adherence behavior scale and sub-scale (P < 0.05).
    Conclusion
    Based on the results, social-psycological factors affect treatment adherence behaviors as a mediator of perceptions. Therefore, they have to be considered in future theory-based interventions and studies.
  • Nayereh Kasiri Dolat Abadi, Ahmad Ali Eslami, Firoze Mostafavi, Akbar Hassanzade Hassan Zadeh, Azam Moradi Page 291
    Background And Aims
    The rapid growth of various forms of computer games makes children and adolescents spend a lot of their leisure time playing them. This phenomenon has direct and indirect effects on different aspects of quality of life including psychological and physical status and social relationships. This study examined the relationship between quality of life and computer games in adolescents aging 12-15I in the city of Borkhar.
    Methods
    In this cross-sectional study, 444 male and female students in junior high and first grade of high school in Borkhar were selected by 2-stage, cluster, stratified sampling. Data was collected by World Health Organization Quality Of Life – BREF questionnaire and a second questionnaire including demographics and personal information on how the subjects spent their leisure time, and when, where, and how long they played computer games. To calculate body mass index (BMI), weight and height were measured in a sample group of students. Data were analyzed by Pearson correlation, Spearman correlation, chi-square, and independent t tests, as well as analysis of covariance.
    Findings
    The mean score of overall quality of life of students was 67.11 ± 13.34. The results showed significant relations between the age the subjects started playing games and the overall quality of life scores and its 4 areas (range r = -0.13 to -0.18). There were also significant relations between income levels and facilities and the overall quality of life scores and its 4 areas (P < 0.001). Average score of overall quality of life in computer games users was 68.27 ± 13.03 while it was 64.81 ± 13.69 among those who did not play games and the difference was significant (P = 0.01). There were significant differences in environmental and mental health between the two groups (P < 0.05). There were no significant relations between BMI and the number of hours of computer games were played and the type of computer games.
    Conclusion
    Playing computer games for a short time under parental supervision can have positive effects on quality of life of adolescents. However, spending long hours playing computer games may have negative long term effects.
  • Ehsan Habibi, Merzad Keshavarzi, Hossein Ali Yousefi Rizi, Akbar Hasan Zadeh Page 301
    Background
    Development of oil and gas resources involves serious process hazards which put these industries among the most hazardous industries. Therefore, preventive approaches through risk identification and evaluation using new techniques such as Layers of Protection Analysis (LOPA) are receiving vast attention these days.The present study aimed to analyze probable major accidents in sour water reduction unit of gas refineries. It also tried to investigate the adequacy of safeguard layers in the system and provide suggestions to promote the level of safety using dependent and independent (active and reactive) protection layers where recommended safety measures did not seem sufficient.
    Materials And Methods
    This descriptive study used LOPA to analyze the consequences of unacceptable risks to determine the risk situation after applying layers of control and protection. It also suggested protective layers as corrective actions for high-risk areas. Finally, in necessary cases, a safety integrity code was developed.
    Findings
    Based on the determined role of available protective layers in controlling the potential risks, the further protective layers were recommended as a way to reduce risk to acceptable levels. In addition, the safety integrity level required by some equipments was determined in necessary cases.
    Conclusion
    This study revealed that the effectiveness of available protective layers was not adequate in some. Therefore, additional protective layers are required to improve the preventive potential of process safety systems.
  • Maryam Johari, Ahmad Ali Eslami, Hamid Alahverdipoor, Akbar Hasanzade, Fariba Farid Page 315
    Background
    Tuberculosis is an infectious disease caused by Mycobacterium tuberculosis. It is one of the most common infectious diseases largely resulted from patient's lifestyles. The purpose of the present study was to investigate factors related with adopting healthy behaviors by patients with tuberculosis based on health belief model.
    Methods
    The present cross-sectional study was performed on 196 patients with tuberculosis. Data was collected using a 47-item self-designed questionnaire. Cronbach's alpha was used to assess the reliability of the questionnaire and it was calculated as 73.9. Pearson test was used to study the correlation between independent variables and adopting healthy behaviors.
    Findings
    The mean score of adopting healthy behaviors by patients was 87.52 ± 13.8. Pearson correlation test indicated statistically significant relations between adopting healthy behaviors and scores of knowledge (P < 0.001; r = 0.536), perceived susceptibility (P < 0.001; r = 0.36), perceived benefits (P < 0.001; r = 0.347), and perceived barriers (P = 0.046; r = 0.143).
    Conclusion
    Direct relationship exists between adopting healthy behaviors and scores of knowledge, perceived susceptibility, and perceived benefits. Although the results of this study can be the basis of educational interventions, any generalization should be performed cautiously.
  • Syed Homamedin Javad Zadeh, Firouzeh Mostafavi, Seyed Mohammad Hasan Emami, Akbar Hasan Zadeh, Gholam Reza Sharifi Rad Page 323
    Introduction
    Colorectal cancer is one of the most important and most common cancers and the second leading cause of cancer deaths worldwide. Every year, nearly one million new cases of colorectal cancer are recognized around the world and nearly half of them lose their lives due to the disease. According to statistics about the shocking incidence and mortality rates of colorectal cancer, secondary prevention of this type of cancer is important. Research has shown 90% of early diagnosed patients to be curable. Among the colorectal cancer screening tests, the fecal occult blood test (FOBT) is prefered because of its convenience and low cost. However, due to various reasons, people are not willing to do this screening test. The goal of this study was to assess the factors that affect participating in colorectal cancer screening programs in the moderate risk population, based on health belief model structures.
    Methods
    A cross-sectional survey of 196 individuals more than 50 years old was conducted in Isfahan. Ninty-eight individuals of the target group were randomly selected from laboratories when they refered to do FOBT (Group A). Cluster sampling was used to collect data from the other 98 individuals (Group B) who were home interviewed. A questionnaire based on health belief model was used to assess the factors associated with performing FOBT. The data collected were analyzed using descriptive and inferential statistics.
    Results
    The mean score of knowledge in the first and second groups were 48.5 ± 11.7 and 36.5 ± 19.3, respectively. Individuals in the first group were more likely to be married, had more years of schooling and better financial status. There were significant relationships between knowledge (P < 0.001), perceived susceptibility (P < 0.001), perceived severity (p < 0.001), perceived barriers (P < 0.001), and self-efficacy (P < 0.001) in the two groups. However, there was no significant association between perceived benefits in the two groups. Subjects that had FOBT in the past year in each group reported better scores of HBM.
    Conclusion
    According to this study, it seems that there is an urgent need to pay more attention to colorectal cancer and its prevention through screening. A better understanding of factors affecting FOBT can be a useful step to reduce rate of death and costs, and also to improve community health outcomes.
  • Mohammad Mehdi Amin, Maryam Faraji, Fariborz Momenbeik, Akbar Hasanzadeh Page 334
    Background
    Perchloroethylene (PCE) is a chlorinated aliphatic hydrocarbon which has been widely used in some industries. Industrial wastewaters polluted with PCE must be treated because of its possible carcinogenic effects. Since an Anaerobic Migrating Blanket Reactor (AMBR) has never been used in PCE biodegradation, this study aimed to determine its ability to biodegrade PCE with higher concentrations than those previously studied.
    Methods
    A laboratory scale AMBR, with a total volume of 10 liters and four compartments for biodegradation of PCE in synthetic substrate, was used. The reactor was seeded with anaerobic digested sewage sludge. Then, the performance of the reactor was evaluated during 4 phases through which PCE loading rate increased from 3.75 to 75 mg/L.d. Hydraulic retention time (HRT) was fixed at 32 hours.
    Findings
    Optimum 98% COD removal efficiency through organic loading of COD was obtained as 3.1g/L.d. Optimum 99.8% PCE removal efficiency was observed at a loading rate equal to 37.5 mg/L.d. Average COD and PCE removal efficiency for the whole active period of the reactor were 91.4 and 99.5%, respectively.
    Conclusion
    According to our results, a full-scale AMBR can be used as a simple, efficient, and reliable method for treatment of PCE in real polluted industrial wastewater.
  • Leila Azadbakht, Nafiseh Rashidipour Fard, Majid Karimi, Majid Rahimi, Mohammad Hasan Baghaei, Azam Borzooi, Ahmad Esmaillzadeh Page 347
    Background
    Since no evidence has been found regarding the effects of the Dietary Approaches to Stop Hypertension (DASH) on cardiovascular risk factors among type 2 diabetic patients, this study was conducted to investigate the possible effects.
    Methods
    A randomized crossover clinical trial was undertaken on 31 type 2 diabetic patients. The study lasted for 8 weeks. The participants were randomly selected to go on a control diet or DASH diet.
    Results
    After following the DASH eating pattern, body weight (P = 0.007) and waist circumference (P = 0.002) were reduced significantly. Fasting blood glucose levels and A1C decreased after adoption of the DASH diet (-29.4 ± 6.3 mg/dl; P = 0.04 and -1.7 ± 0.1%; P = 0.04, respectively). After the DASH diet, the mean change of HDL cholesterol levels was increased (4.3 ± 0.9 mg/dl; P = 0.001) and LDL cholesterol was reduced (-17.2 ± 3.5 mg/dl; P = 0.02). Additionally, DASH had beneficial effects on systolic (-13.6 ± 3.5 vs. -3.1 ± 2.7 mmHg; P = 0.02) and diastolic blood pressure (-9.5 ± 2.6 vs. -0.7 ± 3.3 mmHg; P = 0.04).
    Conclusion
    Among diabetic patients, the DASH diet had beneficial effects on cardiovascular risk factors.
  • Mansour Haghighatian, Fereshteh Haghighat, Seyed Rasol Ghoreishi, Parvaneh Mahsenipoor Page 353
    Background
    Family can play an important role in improving an individual's mental health through the provision of close and positive relations (social capital). The present study aimed to analyze the effects of family social capital on youth mental health in Isfahan during 2009.
    Methods
    In this survey, a stratified sample of 384 males and famales aged 15-19 were studied utilizing an 80-item questionnaire. The 28-item general mental health questionnaire provided by the World Health Organization (Cronbach's alpha = 0.88) was used to measure mental health. Other questions assessed family social capital in six categories including participation, trust, solidarity, economic support, emotional support, and family supervision and control (Cronbach's alpha = 0.90). To analyze the data regarding dependent and independent variables correlation coefficient, the coefficient of determination, analysis of variance, and t-test were used. Amos 18 was utilized to construct the structural equation model.
    Results
    The findings showed that family social capital (such as participation in decision making (R2 = 0.116, trust (R2 = 0.255), solidarity (R2 = 0.192), economic support (R2 = 0.201), emotional support (R2 = 0.184), family supervision (R2 = 0.116)) significantly promoted individual's mental health (α = 0.63). The results also indicated that higher socioeconomic status of the family had a significant positive effect on youth mental health. However, variables like age, sex and level of education had no significant relations with mental health.
  • Afshan Sharghi, Aziz Kamran, Gholamreza Sharifirad Page 364
    Background
    Delivery is a spontaneous mechanism without the need for intervention to save lives but in cases where the mother or baby is at risk, performing cesarean section will help save the mother and/or the baby. Unfortunately, today the prevalence of cesarean in most developed countries is over 50 percent, while the World Health Organization has emphasized that cesarean section should be performed only based on the indication. In this study we assessed the causes and factors influencing choice of delivery method.
    Methods
    In this cohort study 396 primiparous pregnant women were studied during their last trimester. The subjects were selected from pregnant women referring to health centers in Ardabil through dual-stage sampling. A questionnaire consisted of 54 questions, designed in six parts, was used to collect data. The validity and reliability of the questionnaire was confirmed. In order to analyze the data statistical software SPSS-15 was used to perform chi-square test, t-paired test and t-test.The mean age of mothers was 21.8 ± 3.2 years and the majority of them (34.6) were high school graduates. They were mostly housewives.
    Findings
    The majority of friends, husbands and mothers of pregnant women had suggested vaginal delivery to terminate pregnancy. Although 70.7% of mothers claimed that they would probably or definitely have normal vaginal delivery with labor, at the end of pregnancy, cesarean section was chosen as the most popular method for delivery (58.6%). The most effective factor in decision making was physician's suggestion (36.6%). Women's attitude towards cesarean significantly decreased after the surgery (P < 0.05).
    Conclusion
    Social factors and motivations, particularly from physicians and health personnel, have a significant impact on health-related behaviors. Therefore, promoting pregnant women's knowledge and attitude towards vaginal delivery would motivate them.
  • Mohammad Hasan Ehrampoosh, Abbas Ali Jafari, Somayeh Rahimi, Mohammad Taghi Ghaneian Page 373
    Background
    Superficial and cutaneous fungal infections can be transmitted through using covered swimming pools. This study was conducted in order to assess the dermatophyte fungi, pH and residual chlorine levels in covered pools of Yazd in 2009.
    Methods
    In the current descriptive cross-sectional study, carpet sampling was used to collect 100 samples from different areas of 4 randomly selected covered swimming pools in Yazd. Mycosel agar plates were cultured in order to separate and identify dermatophytic fungal species. The pH and residual chlorine levels of the water were also measured in this study.
    Findings
    Seven out of 100 samples had positive culture of pathogenic dermatophyte fungi. Dressing rooms, sauna and foot-bath parts were contaminated. Anthropophilic Trichophyton mentagrophytes (6 cases) and Epidermophyton floccosum (1case) were isolated especially in summer. Water pH ranged from 7.8 to 8.2 and residual chlorine levels varied from 0.4 to 0.7 mg/l.
    Conclusions
    Since anthropophilic dermatophytes were identified in the studied swimming pools, pathogenic fungi can be transmitted from swimmers to the environment of the pool. Therefore, paying attention to personal hygiene by swimmers, preventing the entrance of infected people, and maintaining good sanitation conditions in the water and environment of the swimming pools are necessary
  • Ardeshir Kalantari, Maliheh Ranjbar, Farbod Kalantari Page 381
    Background
    Noise is one of the most harmful agents in the workplace and it has an important role in disturbing the physiological balance of the body. Research shows that the main problem of workers in the workplace is noise pollution. In addition to adverse effects of noise on auditory system, as a stressor it may cause hypertension, cardiovascular disease, anxiety and impaired secretion of hormones, especially cortisol. The purpose of this study was assessment of sound effect on urinary cortisol levels in workers.
    Methods
    This is an experimental and analytical prospective study. The population was Sepahan Layeh factory workers. Twenty cases were selected among healthy male morning-shift workers without any hearing loss.Urine samples were collected three times a day (9 am, 11.30 am, and 3 pm) for two days. During the first day, workers did not use any hearing protection device, but on the second day they were asked to use earmuffs. Urinary cortisol levels were measured by RIA system and urinary. Creatinine was measured by an auto analyzer system (JAFFE method).
    Findings
    The mean urinary cortisol levels on the first and second days were 0.105 µg/mg creatinine 0.076 µg/mg creatinine, respectively. The mean urinary cortisol at 9 am, 11.30 am, 3 pm on the first day of the study were 0.142, 0.119, and 0.052, respectively. These levels and in the were 0.103, 0.086 and 0.041 on the second day.
    Conclusion
    Paired t-test results showed significant differences between the mean urinary cortisol levels in the two days of study, as well as at different times during the same day (P < 0.05). In this study, no modifications were made except noise reduction in the second day. The results show that a significant decrease in cortisol level and consequently stress reaction occurred due to noise reduction of about 29.3 dB (by using earmuffs). Thus, the results of this study indicate that using hearing protection devices such as earmuffs is beneficial in reducing adverse effects of noise on chronic increment of cortisol levels.