فهرست مطالب

امامت پژوهی - پیاپی 4 (زمستان 1390)
  • پیاپی 4 (زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1391/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • صفحه 2
  • مقالات
  • غلامحسین زینلی صفحه 7
    نویسنده در مقاله حاضر، سند روایاتی را که بیانگر شان نزول آیه ولایت (مائده/55) هستند مورد مداقه قرار داده است. در این راستا، پس از بیان متواتر بودن خبر نزول این آیه درباره امیرالمومنین علی (علیه السلام)، از منظر عالمان امامیه و دانشمندان اهل سنت، برخی راویان حدیث را از میان صحابه، برمی شمارد. در ادامه، از میان شصت سند که در منابع اهل سنت آمده است، سه سند (دو سند از ابن ابی حاتم و یک سند از ابن مردویه) را بررسی می نماید. دیدگاه مفسران درباره نزول آیه ولایت و نیز دلایل دانشمندان امامیه درخصوص نزول این آیه درباره امیرالمومنین (علیه السلام)، از دیگر مباحث مطرح در مقاله حاضر است که نویسنده، دلایل آن را به طور مبسوط شرح می دهد. به جز نزول این آیه درباره امیرالمومنین (علیه السلام)، چهار شان نزول دیگر نیز از سوی برخی مفسران برای آیه مورد نظر بیان شده است که نویسنده به آن ها نیز اشاره کرده است. وی در نهایت، شبهات وارد شده بر شان نزول آیه را نقد و بررسی می کند و با پاسخ های مبسوط به هر یک از شبهات، مقاله را به پایان می رساند.
    کلیدواژگان: آیه ولایت، شان نزول، آیه 55 سوره مائده، ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) در قرآن
  • عبدالرضا حمادی صفحه 57
    از مباحث مهم امامت، علم و گستره دانش امام است؛ بحثی که در طول تاریخ، همواره مورد توجه دانشمندان شیعه بوده و کتابهای متعددی نیز در این زمینه تالیف شده است. دو کتاب بصائر الدرجات (صفار) و الحجلآ (از مجموعه الکافی کلینی) از تالیفات مهم عصر غیبت صغرا بوده و بررسی دیدگاه های مولفان آن، در شناخت فکری حوزه حدیثی قم بسیار مهم و موثر است.
    صفار و کلینی که میراثداران حوزه حدیثی قم هستند، با جمع آوری روایات این موضوع، دانش امام را در گستره خلقت و تقدیرات معرفی کرده اند.
    این پژوهش، با نفی اختلاف میان کافی و بصائرالدرجات، بر این نکته تاکید می کند که کلینی نه تنها از گفتمان حوزه حدیثی قم دست برنداشت، بلکه آن را به گونه ای نظام مند و در قالبی جدید ارائه کرد.
    در این پژوهش همچنین تلاش شده چینشی جدید از روایات این بحث (گستره علم امام) بر مبنای متعلق های علم ارائه گردد. این چینش که برگرفته از روایات گستره علم است، معیار واحدی برای مقایسه باب ها و روایات دو کتاب فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: گستره علم امام، علم امام، دیدگاه صفار در بصائر الدرجات، دیدگاه کلینی در الکافی، مقایسه دیدگاه کلینی و صفار در گستره علم امام
  • محمدعلی امیر معزی صفحه 81
    پروفسور محمد علی امیر معزی، از شیعه پژوهان معاصر غربی است که در مباحث مربوط به امام شناسی شیعی، تحقیقات گسترده ای انجام داده است. وی استاد مدرسه مطالعات عالی سوربن است و کرسی شیعه شناسی کوربن در مدرسه عالی سوربن زیر نظر او اداره می شود.
    وی رویکردی پدیدارشناسانه نسبت به تشیع داشته و نخستین بار این شیوه را در تالیف رساله دکتری خود به زبان فرانسه با عنوان رهنمای الوهی در تشیع نخستین، [1] به کار گرفته است. او در این کتاب کوشیده است برای امام شناسی شیعی، با عنایت به احادیث موجود در منابع اصیل امامیه، ساختاری منظم و هماهنگ ارائه کند و البته برای این منظور از رویکرد پدیدارشناسانه بهره گرفته است. نظریه امام شناسی شیعی، به عنوان کانون منظومه اعتقادی شیعه، مورد توجه امیر معزی است که در این راستا از مکتب هانری کوربن تاثیر گرفته است.
    یکی از مقالات مهم و قدیمی امیر معزی، درباره صفار قمی است که در سال 1992م به نگارش درآمده است. کتاب بصائر الدرجات (تالیف صفار) معمولا محور درس های دکتر امیرمعزی در سوربن است. او بعد از این مقاله، مباحث خود را در مقالات و کتب دیگر از جمله کتاب مذهب راز در خصوص امام شناسی از دیدگاه شیعه پیگیری کرده است.
    در مقاله پیش رو، دکتر امیرمعزی به بررسی بعضی از جنبه های شخصیت صفار و کتاب بصائر الدرجات پرداخته است. وی در این مقاله مدعی شده است برخی از بزرگان شیعه، برخورد تردید آمیزی با صفار داشته و مضامین کتابش را غلوآمیز می پندارند. این دیدگاه، از تغییر مفهوم عقل نزد علمای متاخر نسبت به علمای نخستین نشات می گیرد؛ به طوری که نزد متاخران، عقل، ابزاری برای ادراک گزاره های منطقی است. در نتیجه بسیاری از احادیثی که شامل گزاره های فرامنطقی بودند و نزد متقدمان صحیح تلقی می شدند با تغییر مفهوم عقل مورد تردید قرار گرفتند.
    امیرمعزی مراد از «علم» در روایات بصائر الدرجات را علوم سری و باطنی می داند. مسائل رجالی، برخی تحلیل های کلی درباره گرایشات حدیثی و کلامی در حوزه های علمی شیعه در قرون اولیه و غیبت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه) نیز از دیگر موضوعات و مطالب مندرج در این مقاله به شمار می روند.
    بدیهی است درج مقالات شیعه پژوهان غربی به معنای پذیرش صحت همه مطالب عنوان شده از سوی آنان نیست و در جای خود، محتاج کنکاش و نقد و بررسی است. در عین حال به طور گذرا به مطلبی اشاره می کنیم و آن اینکه ادعای مولف درباره اینکه تغییر برخورد برخی دانشمندان با احادیث مقامات امامان (علیهم السلام) تنها به خاطر تغییر مفهوم عقل بوده است چندان صحیح به نظر نمی رسد؛ چون:اولا: اصل تغییر مفهوم عقل آنگونه که مولف ادعا می کند ثابت نیست؛ثانیا: نمی توان برخورد برخی دانشوران امامیه با احادیث مورد بحث را به طور کامل معلول برخورد عقل گرایانه دانست؛ گرچه ممکن است در برخی موارد اینگونه باشد. البته قابل انکار نیست که روش استدلال در مباحث عقیدتی نزد متکلمانی مانند شیخ مفید و سید مرتضی با محدثان قم متفاوت است؛ ولی این تفاوت روش، لزوما به تفاوت اساسی در اعتقادات دو گروه نیانجامیده است.
    ثالثا: تردیدی وجود ندارد که مکتب تشیع دارای مفاهیم بسیار والای باطنی است؛ ولی اینکه بخواهیم بین علوم دینی خط کشی کرده و برخی علوم را قدسی و باطنی و برخی دیگر (مانند فقه) را غیر آن بدانیم، قابل پذیرش نیست؛ همه علوم و معارف الهی که از طریق انبیا و حجج الهی به دست مردم رسیده اند قدسی اند. اینکه تنها برخی علوم در حد تحمل خواص است، دلیلی بر محدود بودن علوم قدسی به آنها نیست.
    همانطور که ذکر شد، بررسی و نقد تفصیلی مقاله آقای امیر معزی، به نوشتاری مستقل نیازمند است.
  • پرونده علمی: (روشنفکران و مساله امامت)
  • جواد علاء المحدثین صفحه 115
    محسن کدیور یکی از پژوهشگران نوگرای معاصر است. یکی از دغدغه های ایشان (و از مباحث ممتاز در فضای روشنفکری) چگونگی استناد به دین است. در این نوشتار، نحوه استدلالها و نیز قوت و کارایی استنادات آقای کدیور، در مبحث ذکرشده، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. نویسنده در مقام نقد ابتدا شاخص های صحیح امامت و تعریف تشیع را از دیدگاه کدیور بررسی می کند و سپس به نقد آنها از دیدگاه امامت، علم علوی و توصیف اهل بیت (علیهم السلام) در نهج البلاغه، تحلیل تاکید امیرالمومنین بر افضلیت خویش و... می پردازد. وی در ادامه، نحوه مواجهه کدیور با نهج البلاغه را نقد کرده و ادعاهای ایشان را بی دلیل می داند و در نهایت، با بیان ضرورت توجه به شرایط اجتماعی در زمان صدور هر سخن، مقاله را به پایان می رساند.
    کلیدواژگان: کدیور، نحوه استناد به دین، امامت امیرالمومنین، نهج البلاغه
  • رضا قربانی زرین صفحه 153
    استفاده نابه جا از آیات قرآنی درباره فضایل ماورایی و خارق العاده امامان علیهم السلام) و درنتیجه شرک انگاری نسبت به آن بزرگواران یکی از مشکلات اعتقادیست که برخی آن را مبنای نفی بسیاری از فضایل ائمه علیهم السلام) قرار داده اند.
    در این مقاله ابتدا ادعای شناسایی قرآنی تاریخی عقاید مشرکان صدر اسلام و اعتقاد ایشان به خداوند به عنوان تنها خالق و قدرت مستقل به نقل از کتاب مکتب در فرآیند تکامل) طرح می شود. سپس این ادعا با آیاتی که از آن ها شرک ذاتی و ربوبی مشرکان ثابت می شود نقد می شود و از طریق حمل به لسان فطرت، تفسیری صحیح درباره آیاتی که از آن ها به نوعی توهم توحید ذاتی و ربوبی مشرکان برداشت می شود، ارائه می گردد. در نهایت به این نتیجه می رسیم که نمی توان مشرکان را در توحید ذاتی یا ربوبی موحد برشمرد و شرک ایشان را در اعتقاد به قدرت های خاص آلهه خود در عین حفظ نظام طولی منسوب نمود؛ در ادامه روشن می شود که تعابیر مشرکان در شفاعت و تقرب به خداوند، در تقابل با مفاهیم اسلامی و قرآنی «شفاعت» و «تقرب الی الله» است. به این ترتیب قیاس میان مشرکان و مسلمانان، قیاسی مع الفارق است. هم چنین بیان خواهد شد که چهره ترسیم شده از مشرکان و باورهای ایشان در قرآن، با مفاهیم کلامی شرک و ملاک بودن استقلال در آن، سازگاری کامل دارد.
    کلیدواژگان: توحید، شرک، عقاید مشرکین، غلو، فضایل ائمه
  • سید محمد هادی گرامی صفحه 181
    پس از انقلاب اسلامی ایران، تشیع کانون توجه شرق شناسان شد و آنان به «تحلیل تاریخی عقاید شیعه» پرداختند. رویکرد یادشده باعث شد که برخی معتقدین به تشیع به پیروی از شرق شناسان مدعی تحول تاریخی تفکر شیعی حتی در اصلی ترین مبانی اعتقادی آن شده اند. نمونه ای از این نگاه، در کتاب مکتب در فرایند تکامل؛ نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین؛ نگاشته سیدحسین مدرسی طباطبایی انعکاس یافته است.
    نویسنده در مقاله حاضر، سعی می کند با ارائه گزارشی از تاریخ تطور اندیشه امامیه بدون پرداختن به بحث های هنجاری و کلامی تا حدی غبار از چهره آن بزداید. وی در راستای این هدف، ملاحظاتی درخصوص اندیشه دکتر مدرسی طباطبایی در باب مفوضه ارائه می دهد؛ در ملاحظه اول به تلقی متقدمان امامیه از مفهوم تفویض اشاره کرده است؛ در ملاحظه دوم، افزون تر و عمیق تر به این مساله می پردازد؛ در ملاحظه سوم، سوء تفاهم تاریخی درباره عقیده مفضل بن عمر جعفی (در خصوص مساله تفویض) را مورد کنکاش قرار میدهد و در ملاحظه چهارم با ارائه برساخته های مفوضه در سده های نخست هجری، مقاله را به پایان می رساند.
    کلیدواژگان: تفویض، مفوضه، تاریخ تفکر متقدمان امامیه، تحلیل تاریخی عقاید شیعه، سید حسین مدرسی طباطبایی
  • سعید مقدس صفحه 211
    سخنرانی آقای دکتر سروش با عنوان «تشیع و چالش مردم سالاری» در آبانماه 1384ش (در دانشگاه سوربن) واکنش هایی را میان قشر دانشگاهی و حوزوی در پی داشت که مهمترین آنها، نامه های حجه الاسلام دکتر محمد سعید بهمن پور در نقد سخنان ایشان بود.
    نوشتار حاضر در نقد مباحث ایشان حاوی دو بخش می باشد؛ ابتدا تئوری و نظریه آقای دکتر سروش و رای ایشان در باب ولایت امامان و نسبت آن با ختم نبوت، طبقه بندی و مطرح شده است. در این بخش تلاش شده تا مقومات و تفصیلات این رای، از سایر آثار ایشان استخراج و ارائه شود. در بخش دوم ضمن طرح اشکالات این نظریه، روشن شده است که در یک بحث تحلیلی دقیق، هیچ منافاتی میان ختم نبوت و دوام ولایت در امامان وجود ندارد. پس از آن نیز به اختصار پشتوانه های نقلی و کلمات بزرگان در این مورد ارائه شده است.
    کلیدواژگان: نبی، امام، خاتمیت، حجیت، ولایت، وراثت
  • سید مقداد نبوی رضوی صفحه 249
    شریعت سنگلجی از مشهورترین مروجین اندیشه اصلاح دینی در ایران معاصر (عصر رضاشاه پهلوی) است. این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگانی فکری شریعت سنگلجی، دیدگاه های او را درباره آموزه های توحیدی و امامتی شیعه مورد مداقه قرار می دهد. در راستای این هدف، نویسنده پس از بیان زندگانی و شیوه های تبلیغی شریعت سنگلجی، آموزه های اصلاح دینی و اصول تعالیم او از جمله مبارزه با خرافات را مطرح می کند. نگاه حکومت پهلوی به آموزه های شریعت وی و خاستگاه فکر اصلاح دینی او از طریق معرفی اساتیدش و عقایدشان از جمله شیخ حسن سنگلجی و سید اسدالله خرقانی و نیز ارتباط تفکر اعتقاد دینی شیخ هادی نجم آبادی با تفکر اصلاح دینی او، از دیگر مباحث مطرح در مقاله حاضر می باشند. در نهایت، نویسنده مقاله خویش را با بیان ارتباط فکر اصلاح دینی شریعت با آموزه های وهابیت و ذکر اسامی درس آموختگان او، به پایان می رساند.
    کلیدواژگان: شریعت سنگلجی، اندیشه اصلاح دینی، تعالیم و خاستگاه فکری، شیخ هادی نجم آبادی
  • نقد اندیشه
  • مرتضی فرج پور صفحه 275
    دکتر علی شریعتی(1312 1356 ش) یکی از شخصیت های موثر فکری در نیم قرن اخیر در میان روشنفکران دینی بوده و کتاب اسلام شناسی او نیز یکی از آثار پر مراجعه وی در میان اقشار مورد اشاره بوده است. در مقاله حاضر، روش شناسی تالیف این اثر، عمدتا از حیث اعتماد به مصادر تاریخی بررسی و نقد شده است. مولف با استناد به منابع تاریخی افزون تر و دقیق نشان داده که شریعتی با استناد به منابع غیرمتقن، به نتایج مباین با واقع تاریخی دست یافته است.
    کلیدواژگان: اسلام شناسی، شریعتی، سرگذشت حدیث نزد عامه، کتمان حقائق، جعل حدیث، منابع تاریخی نگاری و حدیث نگاری عامه، عدم اعتمادبه منابع عامه
  • کتاب شناخت
|
  • GholÂmhosein Zeinali Page 7
    The Quranic verse 5:55, which is known as the Guardianship Verse (Ayatul Wilaya) among Imamite exegetes and theologians, is one of the most important verses that has been revealed regarding the guardianship of Amiralmu’minīn Imam Ali. Because of the specialimportance of this verse, Muslim theologians have paid special attention to it and numerous works have been written on it.Imamite exegetes and most Sunni exegetes agree that the cause ofrevelation of this verse was an instance in which Imam Ali(Pbuh) gave alms to the poor while bowing down in prayer. The author of the present article has carefully examined the cause of revelation of the verse (5:55) here. To this end, while the author will mention the successive transmission of the story as the cause of revelation of the verse about Imam Ali according to Imamite and Sunni scholars, he will also enumerate some narrators of the hadith from among the Companions. Then, from among the 60 documents regarding the hadith in question,2 documents from ibn abi Hātam and ibn Marduyah will be examined. Views of exegetes through centuries regarding the revelation of the Guardianship Verse as well as arguments by Imamite scholars regarding the revelation of this verse about Imam Ali constitute the other discussions that will be set forth in the present article extensively in the form of verse internal and verse external arguments. Finally, the writer will criticize and examine the doubts cast on the cause of revelation of the verse by responding extensively to each of the doubts.
    Keywords: the Guardianship verse, cause of revelation, verse 55 of the surah al Mā'idah, Imam Ali's Guardianship in the Quran
  • Page 57
    Among the discussions on Imamate is that of Imam’s knowledge and its knowledge. This has been a constant source of discussion throughout the history among Shiite scholars, with numerous books having been composed in this respect, among them narrative literature on the Minor Occultation in the two books Basā’ir al Darajāt by Saffār and Al Hujjah in Kalini’s Al Kāfī collection. The examination of the views of its authors has an important role in the intellectual study of Qom’s hadith school while clarifying the Companions’ impression of narrations on this topic.The extent of Imam’s knowledge is a controversial discussion on Imamate in the Muslim nation (ummah) and the followers of Shiism. Saffâr and Kalini, inheritors of Qom’s hadith school, have collected narrations on this topic to introduce Imam’s knowledge in the realm of Creation and preordinations. Knowledge of facts of the past, events of the present and preordinations of the future constitutes a large collection of truths that are compiled in Mohammad’s Household’s knowledge collection.The present research rejects the view of some people on the difference between the two books, Al Kāfi and Basā’ir al Darajāt, while emphasizing that not only kolaini did not give up the discourse of Qom’s hadith school, but he also provided them systematically in a new form.An attempt has been made in the present research to provide a selection of narrations relating to this discussion based on the objects of knowledge. This selection was made of the large number of tradition on knowledge and provides a single criterion for comparing the chapters and narrations of the two books.
    Keywords: Extent of Imams knowledge, Imams knowledge, Saffars view in Basair al Darajat, Kolainis view in Al Kāfī, comparison of Kolainis, Saffâr's views on the extent of Imam's knowledge
  • Javad Alaalmuhaddesin Page 115
    Dr. Mohsen Kadivar is a contemporary Shiite religious intellectual.One of the discussions that he had in the intellectual sphere that was considered a great advantage was the concern for how to refer to religion. In the present article, the author criticizes and examines the arguments, strengths and efficiency of the references by Mr. Kadivar in discussions relating to references to reliable religious sources. In order to do this, the author first investigates what the proper indicators of Imamate and the Shiite definition of Mr. Kadivar are. Then it will be criticized according to Imamate, Imam Aliʼs divine knowledge and the descriptions by Ahl al Bayt as provided in Nahjulbalaghah and according to the analysis of the emphasis by Amiralmu’minīn on his higher virtuousness, etc. Then, Mr. Kadivar’s attitude towards Nahjulbalaghah will be criticized and his unfounded claims are mentioned. Finally, the article will end by mentioning the need to pay attention to the social conditions at the time when something is said.
    Keywords: Dr. Mohsen Kadivar, how to refer to religion, Amiralmuminīns Imamte, Nahjulbalaghah
  • Reza Qorbani Zarrin Page 153
    There is an ideological problem when one inappropriately refers to the Quranic verses on polytheism in order to deny the extraordinary qualities of the Infallible Shia Imams, as some do. The main basis of such an argument is that it reduces the polytheism of early Islam polytheists and considers that the polytheists believed in a longitudinal system and worshipped their goddess divinely as god.This article will first examine the claim, as quoted in the book Crisis and Consolidation in the formative Period of shı̒ʻite Islam to the effect that the Quran and history recognize the belief of the early Islam polytheists in the unity of Divine Essence as the only creator and independent power. It is concludedin this article that one can not consider that the polytheists as monotheists regarding the unity of Divine Essence while attributing their polytheism to the special powers within a maintained longitudinal system as their beliefs deny the longitudinal system. It will then be clarified that the way polytheists express intercession with and proximity to God is in contrast with the Islamic and Quranic concepts of intercession and proximity to Allah. Thus, the analogy between polytheists and Muslims is a false analogy while there is no proof for considering as polytheistic the special powers that are attributed to the divine leaders. Moreover, the image drawn of polytheists and their beliefs in the Quran is fully compatible with the theological concepts of polytheism and with the fact that independence is a criterion in them.
    Keywords: monotheism, polytheism, polytheistic beliefs, exaggeration, qualities of the Infallible Imams
  • Seyed Muhammad Hadi Gerami Page 181
    After the Islamic Revolution in Iran, Shiism came under the spotlight of orientalists who engaged in a historical analysis of Shiite beliefs. Some followers of the orientalists among Shiite believers have in the last few decades adopted the same approach and claimed that Shiite thought has evolved through history even in its basic foundations. An example of this attitude can be found in the book Crisis and Consolidation in the formative Period of shı̒ʻite Islam by Seyed Hoseyn Modarresi Tabstabayi.The writer’s purpose in the present article is to propose a plan for a report on the development of Imamite thought without engaging in normative and theologic discussions in order to provide a more transparent history of early Imamite thought. To this end, the author makes certain remarks on the thinking of Dr. Modarresi Tabâtabâyi regarding the discussion of delegation. Therefore, the first remark relates to the impression of early Imamites concerning the concept of delegation. Then, in the second remark, the problem is examined more extensively and more deeply. In the third remark, the author analyzes the historical understanding of the opinion of Mufaḍḍal ibn Umar Ja’afi regarding the problem of delegation. The article will finish by providing the constructs of delegation in the early hegiraic centuries.
    Keywords: Delegation, intellectual history of early Imamites, historical analysis of Shiite beliefs, ideas of Dr. Modarresi Tabatabayi
  • Said Moqaddas Page 211
    In late October 2005, Dr. Abdulkarim Sorush gave a lecture in the University of Sorbonne in Paris, entitled, “Shiism and the Challenge of Democracy”, which met with reactions from academics and seminary figures.Sorush mentioned certain concerns as problems and questions that he was engaged in. Among them, however, apparently one concern and doubt was more apparent, and that is concern with “The concept of finality of Muhammmad’s prophethood and its conflict with the Shiite theory of Imamate”. On the other hand, in his speech and writings, Dr. Sorush deemed it prohibited and impossible that any position be given to the Imam that would be in conflict with Finality. The present article is a critique of his discussions and consists of two parts. The first part sets forth Dr. Sorush’s theory and opinion on the guardianship of the Imams and its relationship with the Prophet’s Finality. In this part, an attempt is made to extract and present his opinion from his other works.In the second part, his views are criticized in various ways. It is first clarified that a precise analysis will not reveal any discrepancy between the Prophet’s Finality and the continuation of guardianship in the Imams.Then, narrations and words of great religious leaders are provided as supporting evidence.
    Keywords: The Prophet Muhammad(Pbuh), Imam, Finality, authoritativeness, guardianship, inheritance
  • Seyed Meqdad Nabavi Razavi Page 249
    Shari’at Sangelaji is one of the best known people during the reign of Rezâ Shah Pahlavi who promoted the idea of religious reform in contemporary Iran. In the present article, the author intends to investigate Shari’at Sangelaji’s intellectual life, his views on Shiite Imamite and monotheistic teachings in order to provide an outlook on his ideas and thoughts. To this end, the author tells about Shari’at’s life and promotional activities, his teachings for religious reform such as fighting superstitions as well as the principles of his teachings. Among the other discussions that will be set forth in the present article are the Pahlavi state’s view of Shari’at, identifying the origin of his idea of religious reform by introducing his teachers and their beliefs,including Sheikh Hasan Sangelaji and Seyed Asadollah Kharqâni and the relation between the idea of religious belief of Sheikh Hadi Najmâbâdi and his idea of religious reform. Finally, the author will end his article by expressing how Shari’at’s idea of religious reform relates to the teachings of Wahhabism and by introducing the names of some who were taught in his school.
    Keywords: Shariat Sangelaji, idea of religious reform, teachings, intellectual origin, Sheikh Hâdi Najmâbâdi