فهرست مطالب

پژوهش علف های هرز - سال چهارم شماره 2 (1391)
  • سال چهارم شماره 2 (1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اسماعیل قربانپور، جاوید قرخلو، فرشید قادری فر صفحه 1
    این مطالعه با هدف بررسی اثر رقابتی پنبه کشت شده در فواصل ردیف کاشت مختلف بر رشد، سطح برگ و همچنین تغییرات توزیع عمودی برگ در پروفیل کانوپی علف هرز گاوپنبه انجام گرفت. آزمایش در بهار سال زراعی 1390، به صورت کرت های خرد شده و در قالب بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان اجرا شد. نتایج نمونه گیری در طول فصل نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ گاوپنبه در تراکم 12 بوته و در شرایط رقابتی با پنبه کشت شده در فاصله ردیف 80 سانتی متری، و با میزان 1197/6 اتفاق افتاد. همچنین، 50 درصد بیشترین سطح برگ گاوپنبه در فواصل ردیف 20، 40 و 80 سانتی متر به ترتیب پس از 1229، 1/1067 و 8/1219 درجه روز رشد به دست آمد. بررسی توزیع عمودی برگ کانوپی نشان داد، بیشترین سطح برگ پنبه در سیستم UNR و در رقابت با تراکم 5 بوته گاوپنبه در متر مربع تولید شده بود که بخش عمده ای از این سطح برگ (به میزان 4/27586 سانتی متر مربع) در ارتفاع 75 سانتی متری از زمین قرار داشت. گاوپنبه نیز در این سیستم کشت پنبه، بیشترین سطح برگ را در تراکم 12 بوته در متر مربع تولید کرد که قسمت بیشتر این سطح برگ در ارتفاع 175 سانتی متری از سطح زمین و به میزان 34/20870 سانتی متر مربع توزیع شده بود. در مقابل، در سیستم کاشت CR، بیشترین برگ تولید شده در گاوپنبه با تراکم 12 بوته در متر مربع مشاهده شد که بیشتر برگ تولید شده در ارتفاع 225 سانتی متری از زمین و به میزان 18/34351 سانتی متر مربع، توزیع شده بود. در حالی که پنبه در ارتفاع 100 سانتی متری از سطح زمین و در شرایط نبود علف هرز بیشترین سطح برگ را با میزان 5/21658 سانتی متر مربع دارا بود.
    کلیدواژگان: فاصله ردیف، شاخص سطح برگ، تراکم بوته، درجه روز رشد، معادله سیگموئیدی
  • بیژن سعادتیان، فاطمه سلیمانی، گودرز احمدوند صفحه 19
    به منظور بررسی توان رقابتی چند رقم گندم در شرایط آب و هوایی شهرستان درگز، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل چهار رقم گندم (سایسون، الوند، چمران و سپاهان) و تراکم های علف هرز چاودار در پنج سطح 0، 20، 40، 60 و 80 بوته در مترمربع بود. بر اساس نتایج به دست آمده، رقم سپاهان دارای کمترین شیب اولیه کاهش (پارامتر I) و افت تخمینی ناشی از تراکم های بالای چاودار (پارامتر A) در صفات عملکرد بیولوژیک و دانه بود. رقم الوند بالاترین عملکرد دانه و تعداد سنبله بارور را در شرایط رقابت دارا بود. مقادیر پایین شیب کاهش شاخص برداشت و شیب اولیه افزایش درصد اختلاط بذر چاودار (پارامتر s) در دو رقم الوند و سپاهان به دست آمد. بیشترین افت ناشی از تداخل چاودار در اکثر صفات مورد بررسی در رقم چمران حاصل شد. همچنین رقم یاد شده، بیشترین سرعت افزایش بالقوه جمعیت علف هرز و پایین ترین سطح آستانه خسارت اقتصادی را در بین ارقام داشت. به طور کلی ارقام سایسون و چمران به علت قابلیت رقابتی پایین تر نسبت به دو رقم دیگر مناسب کشت در زمین های آلوده به چاودار نبودند. همچنین، دیررسی و تلاقی مراحل حساس فاز زایشی رقم سایسون با بادهای گرم غالب منطقه، موجب شد تا برای کشت مناسب نباشد. به طور کلی رقم الوند به دلیل کنترل بهتر جمعیت بالقوه علف هرز، آستانه خسارت کیفی و عملکرد دانه بالا کلیه منافع کوتاه مدت و دراز مدت را در مزارع آلوده به علف هرز چاودار تامین نمود.
    کلیدواژگان: اختلاط بذر، تراکم علف هرز، کاهش عملکرد، مدل
  • شهرام نظری، فائزه زعفریان، اسفندیار فرهمندفر، اسکندر زند صفحه 39
    به منظور بررسی تاثیر گیاهان پوششی روی رشد علف های هرز، و همچنین تاثیر این گیاهان و علف های هرز روی تجمع و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی در ذرت آزمایشی در سال زراعی 1390 در منطقه ساری در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و 8 تیمار شامل کاشت همزمان گیاهان پوششی سویا، شنبلیله و لوبیا چشم بلبلی با ذرت، کاشت گیاهان پوششی سویا، شنبلیله و لوبیا چشم بلبلی 21 روز بعداز کاشت ذرت، کشت خالص ذرت (با وجین) و کشت خالص ذرت (بدون وجین) علف هرز بود. نتایج بدست آمده نشان داد که تاریخ دوم کاشت لوبیا چشم بلبلی و تاریخ اول کاشت سویا به ترتیب 97 و 93 درصد وزن خشک علف هرز را کاهش دادند. همچنین بیشترین عملکرد دانه ذرت مربوط به تیمار کشت خالص ذرت با وجین (Kg h-13/11853) و زمان دوم کاشت لوبیا چشم بلبلی (Kg h-14/11447) بود و کمترین عملکرد دانه ذرت مربوط به تیمار کشت خالص ذرت (بدون وجین) (Kg h-1 1/5246) می باشد. علاوه بر این، تیمار کشت خالص ذرت (با وجین) با 8/65 گرم در بوته، بیشترین و تیمار تاریخ اول کاشت گیاه پوششی لوبیا چشم بلبلی و کشت خالص ذرت (بدون وجین) به ترتیب به میزان 29/17 و 28/6 گرم در بوته، کمترین مقدار انتقال مجدد ماده خشک را داشتند. بیشترین میزان بازدهی انتقال مجدد با 57/19 و 07/19 درصد و بیشترین مشارکت انتقال مجدد با 17/31 و 28/31 درصد به ترتیب در تیمار کشت خالص ذرت (با وجین) و تاریخ دوم کاشت گیاه پوششی لوبیا چشم بلبلی مشاهده شد.
    کلیدواژگان: سویا، شنبلیله، لوبیا چشم بلبلی
  • صابر عالی، سعید وزان، فرید گل زردی، بهنام چاربند صفحه 53
    جهت تعیین دوره بحرانی کنترل علف های هرز در مزارع تجاری سیب زمینی رقم آگریا، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار و 12 تیمار در شهرستان اردبیل (روستای ارللوی کوچک) به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایشی در دو سری تنظیم شدند: سری اول شامل 6 تیمار بود که از شروع دوره رشد تا صفر، 10، 20، 30، 40 و 50 روز پس از سبز-شدن، علف های هرز کنترل شدند و سپس به آن ها تا زمان برداشت سیب زمینی اجازه رشد داده شد و سری دوم نیز شامل 6 تیمار بود که از شروع دوره رشد تا صفر، 10، 20، 30، 40 و 50 روز پس از سبز شدن به علف های هرز اجازه رشد داده شد و سپس تا زمان برداشت، علف های هرز کنترل شدند. نتایج نشان داد که شروع دوره بحرانی کنترل علف های هرز بر حسب 5 و 10 درصد افت عملکرد، به ترتیب 472 و 593 درجه روز رشد معادل با 10 و 18 روز پس از سبز شدن سیب-زمینی و پایان دوره بحرانی کنترل علف های هرز نیز بر حسب 5 و 10 درصد افت عملکرد، به ترتیب 1513 و 1261 درجه روز رشد، معادل با 69 و 57 روز پس از سبز شدن سیب زمینی بود. نتیجه کاربردی این آزمایش آن بود که علف کش های پس رویشی یا سایر روش های کنترلی در استان اردبیل باید به نحوی به کار روند تا سیب زمینی طی روزهای هجدهم تا پنجاه و هفتم پس از سبز شدن، عاری از علف هرز نگه داشته شود.
    کلیدواژگان: تداخل، کنترل، رقابت علف های هرز، درجه روز رشد
  • حمید عباس دخت، حسن مکاریان، حسین احمدی شرف، احمد غلامی، مهدی رحیمی صفحه 63
    امروزه کاربرد روش های تلفیقی کنترل علف های هرز برای افزایش کارایی کنترل و کاهش خسارات زیست محیطی امری حیاتی محسوب می شود. به همین منظور آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود در سال 1390 انجام شد. تیمارها شامل شاهد (بدون وجین)، دز 80 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار، دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار، وجین دستی تمام فصل، وجین دستی 3 و 6 هفته پس از سبز شدن ذرت، دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار + وجین دستی 6 هفته پس از سبز شدن، هیدرو پرایمینگ، هیدرو پرایمینگ + دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار، هیدرو پرایمینگ + وجین دستی 6 هفته پس از سبز شدن ذرت بودند. نتایج نشان داد که تیمارهای هیدروپرایمینگ + وجین 6 هفته پس از سبز شدن و هیدرو پرایمینگ + دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار و نیز دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار + وجین دستی 6 هفته پس از سبز شدن توانستند تراکم و وزن خشک علف های هرز را معادل دز 80 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار کاهش دهند. وزن هزار دانه در تیمارهای تلفیقی با تیمارهای وجین دستی تمام فصل و دز توصیه شده علف کش تفاوت معنی داری نداشتند. تیمارهای دارای هیدروپرایمینگ بیشترین عملکرد بیولوژیک را تولید کردند. بیشترین عملکرد دانه در تیمار وجین دستی تمام فصل حاصل شد که 9/39 درصد نسبت به شاهد آلوده به علف هرز افزایش نشان داد، که البته بین تیمار مذکور و تیمارهای هیدرو پرایمینگ + دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار و هیدرو پرایمینگ + وجین دستی 6 هفته پس از سبز شدن ذرت و نیز تیمار کاربرد 2 لیتر علف کش در هکتار از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود نداشت. براساس نتایج حاصله با تلفیق هیدروپرایمینگ و یک بار وجین و یا هیدروپرایمینگ و دز 40 گرم علف کش نیکوسولفورون در هکتار می توان ضمن کاهش معنی دار وزن خشک علف های هرز عملکردی معادل تیمار وجین تمام فصل یا مصرف دوز کامل علف کش به دست آورد.
    کلیدواژگان: پرایمینگ، علف کش کاهش یافته، وجین، نیکوسولفورون
  • مژگان ویسی، مهدی مین باشی، پیمان ثابتی صفحه 77
    به منظور شناسایی تکمیلی و تعیین پراکنش علف های هرز مزارع گندم آبی استان کرمانشاه، 142 مزرعه در 11 شهرستان طی سال های1379 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفت. مشخصات گونه های مختلف علف هرز به تفکیک جنس، گونه مورد بررسی قرار گرفت. پس از انجام مطالعات میدانی،تراکم، فراوانی، یکنواختی و میانگین تراکم هر گونه، شاخص غالبیت، شاخص تنوع شانون- وینر و شاخص سیمپسون ارزیابی شد. در مزارع گندم آبی استان کرمانشاه 91 گونه گیاهی بعنوان علف هرز مطرح و ازاین میان 15 گونه مربوط به باریک برگ ها و 76 گونه متعلق به پهن برگ ها می باشد. خانواده های گندمیان (Poaceae)، بقولات (Fabaceae)، کاسنی (Asteracea) و شب بو (Brassicaceae) به ترتیب با 7/59، 5/26، 23 و 4/18 درصد شاخص اهمیت هر خانواده گیاهی (FIV) بیشترین اهمیت را در خانواده های گیاهی داشتند. بر اساس این نتایج علف های هرز پهن برگ غالب مزارع گندم آبی شهرستان های استان کرمانشاه به ترتیب اهمیت عبارت بودند از بی تی راخ (Galium tricornatum)، خردل وحشی (Sinapis arvensis) و گل گندم (Centaurea depressa) و باریک برگ های غالب مزارع گندم آبی استان کرمانشاه به ترتیب اهمیت عبارت بودند از یولاف وحشی زمستانه (Avena ludoviciana) و جودره (Hordeum spontaneum). علاوه بر این مهم ترین رستنی های مزاحم قبل از برداشت گندم آبی در این استان عبارت بودند از شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra)، پیچک صحرایی (Convolvulus arvensis) و تلخ بیان (Sophora alopecuroides). شاخص تنوع شانون- وینر نشان داد بیشترین تنوع گونه ای در کرمانشاه به میزان 27/3 و کمترین تنوع گونه ای در جوانرود و سرپل ذهاب به ترتیب به میزان 15/1و 28/2 بود.
    کلیدواژگان: تراکم، فراوانی، تنوع شانون، وینر، یکنواختی، سامانه اطلاعات جغرافیایی
  • شهرام نظری، اسکندر زند، صادق اسدی، فرید گل زردی صفحه 97
    به منظور بررسی اثر کشت مخلوط افزایشی و جایگزینی ذرت و ماش بر عملکرد، اجزای عملکرد و زیست توده علف های هرز آزمایشی در سال 90-1389 در قالب بلوک کامل تصادفی با سه تکرار و 9 تیمار در مزرعه ای واقع در شیروان اجرا شد. تیمارهای آزمایشی کشت خالص ذرت (C)، کشت خالص ماش (M)، 75% ذرت + 25% ماش (C75M25)، 50% ذرت + 50% ماش (C50M50)، 25% ذرت + 75% ماش (C25M75)، 100% ذرت + 25% ماش(C100M25)، 25% ذرت + 100% ماش (C25M100)، 100% ذرت + 50% ماش (C100M50)، 50% ذرت + 100% ماش (C50M100) بود. نتایج نشان داد تیمارهای مختلف از نظر کنترل زیست توده علف-های هرز با یکدیگر اختلاف معنی داری داشتند. تیمارهای کشت مخلوط افزایشی توانست وزن خشک علف های هرز را نسبت به تیمارهای جایگزینی بهتر کاهش دهد. پایین ترین وزن خشک علف های هرز در تیمار 50% ذرت + 100% ماش (C50M100) به دست آمد. این تیمار سبب کاهش وزن خشک علف های هرز سلمه تره، آمارانتوس ریشه قرمز و جانسونگراس را در مقایسه به سایر تیمارها گردید. بیشترین عملکرد ذرت در تیمار 100% ذرت + 25% ماش (C100M25) با 33/11254 کیلوگرم در هکتار و بیشترین عملکرد ماش نیز در تیمار کشت خالص ماش (M) و 25% ذرت + 100% ماش (C25M100) به ترتیب با 07/1905 و 17/1840 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. محاسبه نسبت برابری زمین (LER) نشان داد که کشت مخلوط افزایشی 100% ذرت + 50% ماش (C100M50) با 75/1= LER بیشترین نسبت برابری زمین را دارا می باشد. که دلیل این برتری را می توان به استفاده بهتر از منابع و کنترل علف های هرز نسبت داد.
    کلیدواژگان: کشت مخلوط، ذرت، ماش، زیست توده علف های هرز، نسبت برابر زمین
  • جاوید قرخلو، ابوالفضل درخشان، ریباس ویدال، مهدی راستگو صفحه 111
    بیوتکنولوژی این پتانسیل را دارد که فوائد بسیاری برای تولید گیاهان زراعی فراهم آورد. با اینحال به منظور اجتناب از خطرات احتمالی مشکلساز برای تولید و بهرهوری مزرعه میبایست در بهرهگیری از این فنآوری احتیاطهای لازم را بعمل آورد. عمدهترین صفاتی از گیاهان زراعی تراریخته که تا کنون جنبه تجاری پیدا کردهاند، مقاومت به علفکش ها و حشرات میباشد. چرا که این صفات را ژن های بزرگ اثر کنترل کرده و شرکتهای بین المللی میتوانند به راحتی از این فنآوری منفعت کسب نمایند. بسیاری دیگر از صفاتی که در تولید گیاهان زراعی مفید هستند عبارتند از: مقاومت به خشکی، بهبود مصرف نیتروژن، افزایش عملکرد گیاه زراعی، افزایش کیفیت بذر و غیره. با اینحال بسیاری از این صفات بدلیل فقدان ژن هایی با بیان فراگیر، مد نظر شرکت های تجاری قرار نمیگیرند. همچنین برخی از این صفات فاقد ارزش لازم برای پرداخت هزینه های خاص این فنآوری، به منظور تهیه بذر میباشند. لذا این صفات میبایست از طریق بخش های دولتی توسعه یابد تا نیازی به پرداخت هزینه های اضافی نباشد. با توجه به مطالب یاد شده، این فنآوری منافع بسیاری برای کشاورزان دارد ولی بسیاری از کشاورزان بدلیل خطرات و مشکلات این نوع فنآوری، آنرا با احتیاط می پذیرند. از آنجاییکه بخش کوچکی از مسائل و مشکلات این فنآوری توسط کشاورزان درک شده است، کشاورزان در اجتناب از خطرات و ممانعت از مشکلات بسیار کند عمل میکنند. باید به این نکته توجه کرد که گیاه زراعی که مقاوم به علفکش میشود به این مفهوم نیست که تنها رویکرد مدیریت علف های هرز در آن، روش شیمیایی باشد. در واقع میبایست از رهیافتهای متعددی در جهت حصول یک برنامه مدیریتی بلند مدت، بهره جست. از جمله این رهیافتها میتوان به تناوب گیاه زراعی، تناوب علفکش هایی با نحوه عمل متفاوت، تلفیق روش های کنترل علف هرز، تمیز کردن ادوات جهت حداقل کردن پراکنش گونه های علف هرز متحمل و مقاوم و غیره اشاره کرد. خلاصه اینکه هنوز هم روش های زراعی خوب و قدیمی برای تولید بهینه گیاهان زراعی طی سالیان متمادی، ضروری است.
    کلیدواژگان: بیوتکنولوژی، گیاهان زراعی مقاوم به گلایفوسیت و عملکرد
|
  • Esmail Ghorbanpour *, Javid Gherekhloo, Farshid Ghaderifar Page 1
    To evaluate the competition effect of cotton planted in different row spacings on growth, leaf area and its vertical distribution in canopy of velvetleaf an experiment was conducted in a completely randomized block design with split plot arrangement of treatments with three replications at Experimental Station of Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources during 2011 growing season. Result showed that maximum velvetleaf leaf area index with 6.1197, was obtained in plot of 12 plant /m-2 density and 80 cm cotton row spacing. 50% of maximum velvetleaf leaf area index was achieved after 1229, 1067.1 and 1219.8 growth degree day in 20, 40 and 80 cm of cotton row spacing, respectively. According to result of vertical distribution of leaf area study, maximum cotton leaf area in UNR, was observed in 5 plant.m-2 weed density and the most of this leaf area, with 27586.4 cm-2, was distributed at 75 cm cotton height. Maximum velvetleaf leaf area was observed in cotton planted in ultra narrow row (UNR) and 12 plant /m-2 weed density; the maximum amount of leaf area in this condition with 20870.34 cm-2 was distributed in 175 cm velvetleaf height. In contrast, in conventional row (CR) system the maximum velvetleaf leaf area was observed in 12 weed plant /m-2, and the maximum leaf area in this condition, with 34351.18 cm-2, was distributed at 225 cm velvetleaf height. In CR system, maximum cotton leaf area was obtained in no weed plant /m-2 and maximum produced leaf area in this condition, with 21658.5 cm-2, was distributed at 100 cm plant height.
    Keywords: Row spacing, leaf area index, Plant density, Growth degree day, Sigmoidal equation
  • Bijan Saadatian *, Fatemeh Soleymani, Goudarz Ahmadvand Page 19
    Field experiments were conducted to evaluate the competitive ability of some traditional and new wheat (Triticum aestivum) cultivars with feral rye (Secale cereale L.) in Dargaz. Experimental factors were four wheat cultivars (Sayson, Alvand, Chamran and Sepahan) and plant density of feral rye at five levels of 0, 20, 40, 60 and 80 plants m-2. The new cultivar of Sepahan had lowest initial slope of yield loss (parameter I) and maximum yield loss (parameter A) in biological and grain yield traits. Alvand cultivar had maximum grain yield and number of fertile spikes. Low slope of harvest index loss and initial slope of increasing of feral rye seed blending percentage (parameter s) obtained in both Alvand and Sepahan cultivars. Maximum reduction, due to feral rye interference, resulted in Chamran cultivar that also had maximum population growth rate of weed and minimum economic threshold (ET) among cultivars. Generally, Sayson and Chamran, due to lower competitive ability and more weed seed production than the other two cultivars, were not suitable for cultivation in rye contaminated lands. Also, late maturity and coincidence of sensitive reproductive stages with region warm winds, lead to unsuitability of Sayson cultivation. Generally, Alvand cultivar due to better control of weed population, higher qualitative threshold (QT) and grain yield was provided all benefits of short-term and high-term in the fields infested by rye.
    Keywords: Model, Seed Blending, Weed Density, Yield Loss
  • Shahram Nazari *, Faezeh Zaefrian, Esfandiar Farahmandfar, Eskandar Zand Page 39
    A field experiment was conducted in 2011 to determine the effect of different cover crop planting data on weed control, accumulation and remobilization of photosynthetic material in corn. The cover crops included which either planted simultaneous with corn or soybean, fenugreek and cowpea 21 days after corn planting. The results showed that the second date of cowpea planting and first date of soybean reduced dry weight of weed (97% and 93%), respectively. The highest grain yield of corn was related to weed control (11853.3 kg.h-1) and second date of cowpea planting (11447.4 kg.h-1), and the lowest one was showed in sole corn with weed interference (5246.1 kg.h-1). In addition, sole corn treatment with weed control (65.8 gr.plant-1) has the highest and first date of cowpea planting and sole corn without weed control have the lowest dry matter remobilization (17.29 and 6.28 gr.plant-1 respectively). The highest remobilization efficiency was 19.57% and 19.07% and remobilization contribution was 31.17% and 31.28% in sole corn with weed control and second date of cowpea planting, respectively.
    Keywords: soybean, fenugreek, cowpea
  • Saber Aley *, Saeed Vazan, Farid Golzardi, Behnam Charband Page 53
    A field experiment was conducted to determine the critical period of weed control (CPWC) of commercial potato fields in randomized complete block design with four replications at Ardebil. Trial including twelve treatments consisted of six initial weed-free periods in which plots were kept free of weeds for 0, 10, 20, 30, 40 and 50 days after crop emergence (DAE), and then weeds were allowed to grow until harvest and six initial weed-infested periods in which, weeds were allowed to grow for 0, 10, 20, 30, 40 and 50 DAE, after which the plots were kept free of weeds until harvest. Results showed that the beginning of CPWC was 472 and 593 growth degrees days (GDD) equates 10 and 18 DAE at 5 and 10% Acceptable Yield Loss (AYL) respectively. The end of the CPWC was 1513 and 1261 GDD equates 69 and 57 DAE at 5 and 10% AYL respectively. Practical implications of this study are that post-emergence herbicides or other weed control methods should be used in Ardebil to eliminate weeds from 18 days post-crop emergence up to 57 days.
    Keywords: Interference, control, weeds competition, growth degrees days
  • Hamid Abbasdokht, Hassan Makarian, Hossein Ahmadi Sharaf, Ahmad Gholami, Mehdi Rahimi Page 63
    The implementation of an Integrated Weed Management (IWM) system is seen by many weed scientists as a means of achieving the goal of reducing herbicides use while still maintaining crop yield. In order to study of the effect of Integrated Weed Management (IWM) emphasized on priming on yield and yield components of corn (Zea mays L.) an experiment was carried out as Randomized Complete Block Design (RCBD) with four replications in Shahrood University of Technology. The treatments included weedy check, herbicide (nicosulfuron 80 g/ha), herbicide (nicosulfuron 40 g/ha), hand weeding at all growth season, hand weeding up to 3 and 6 weeks after emergence, nicosulfuron 40 g/ha +hand weeding up to 6 weeks after emergence, hydropriming, hydropriming+ nicosulfuron 40 g/ha, hydropriming+hand weeding up to 6 weeks after emergence. Results showed that hydropriming+hand weeding at 6 weeks after emergence and hydropriming+ nicosulfuron herbicide 40 g/ha and nicosulfuron herbicide 40 g/ha + hand weeding up to 6 weeks after emergence reduced weed density and weed dry weight as well as nikosolforon herbicide 40 g/ha. There was not significantly difference between IWM treatments, hand weeding during growth season and nicosulfuron 80 g/ha treatments for 1000-seed weight trait. Treatments emphasized on seed priming produced maximum biological yield. There was not significantly difference between hand weeding during growth season treatment, hydropriming+ reduced herbicide and hydropriming+hand weeding up to 6 weeks after emergence and nicosulfuron herbicide 80 g/ha for grain yield trait. Grain yield for weedy check treatment was 39.9 percent less than hand weeding treatment. Generally, IWM emphasized on seed priming reduced weed density and weed dry weight and produced grain yield equal with hand weeding treatment and nicosulfuron herbiside at 80 g/ha treatment.
    Keywords: Priming, reduced herbicide, nicosulfuron, weeding
  • Mozhgan Veisi *, Mehdi Minbashi Moeini, Payman Sabeti Page 77
    In order to identify and determine the distribution of weeds in irrigated wheat fields of Kermanshah province, 142 fields in 11 counties were investgated during 2000 to 2008. After weed survey the charsterictics of weed species were evaluated. Then density, frequency, uniformity, mean density, abundance index, Shannon- Wiener diversity index, Simpson index were determined. In irrigated wheat fields of Kermakshah province 91 weed species were identified that 15 species belonged to grass weed and 76 species were belonged to broadleaf weed. Asteraceae, Fabaceae, Poaceae and Brassicaceae were the most important families with 59. 7, 26. 5, 23 and 18. 4 percent of FIV, respectively, were most important plant families. Based on the result of this study Galium tricornatum، Centaurea depressa and Sinapis arvensis were the dominant broadleaved weeds. Hordeum spontaneum and Avena ludoviciana were the important grass weeds. In addition, the most important troubleome preharvest weeds were Glycyrrhiza glabra, Sophora alopecuroides and Convolvulus arvensis in irrigated wheat fields. Shannon- Wiener diversity index showed the highest species diversity were in Kermanshah with 3. 27 and the lowest species diversity in Javanrood and Sarpolezohab were respectively 1. 15 and 2. 28.
    Keywords: Density, Frequency, Shannon, Wiener diversity index, evenness, GIS
  • Shahram Nazari, Eskandar Zand, Sadegh Asadi, Farid Golzardi Page 97
    A field experiment was conducted in a field located in Shirvan in 2011 to determine the effect of various corn and mungbean intercropping series on yield, yield components and weed biomass. The experimental Treatments were included: sole corn (C), sole mungbean (M), 75% corn+ 25% mungbean (C75M25), 50% corn+ 50% mungbean (C50M50), 25% corn+ 75% mungbean (C25M75), 100% corn+ 25% mungbean (C100M25), 25% corn+ 100% mungbean (C25M100), 100% corn+ 50% mungbean (C100M50), and 50% corn+ 100% mungbean (C50M100). The results indicated that intercropping treatments had significant effect on weed biomass. Additive intercropping leads to reduction of weed biomass when compared with replacement intercropping. The lowest weed dry weight was resulted from C50M100 treatment. This treatment leads to reduction of lambsquarters, pigweed and johnsongrass biomass compared with other treatments. The highest yield of corn (11254.33 kg.ha-1) and mungbean (1905.07 & 1840.17 kg.ha-1) was resulted from C100M25 and M and C25M100 treatments, respectively. The highest land equivalent ratio (LER=1.75) was obtained from C100M50 treatment.
    Keywords: Intercropping, corn, mungbean, weed biomass, land equivalent ratio
  • Javid Gherekhloo *, Abolfazl Derakhshan, Ribas A. Vidal, Mehdi Rastgoo Page 111
    Biotechnology has the potential to bring many benefits to crop production. However, the use of this technology needs to be implemented with caution to avoid that possible risks cause problems to farm production and productivity. So far, the main traits that are commercialized with biotech crops in many parts of the world are herbicide or insect resistance. The fact is that major genes control these characteristics and international companies can easily profit from this technology. Many other traits can have benefits to crop production, including: drought resistance, improved nitrogen use, increased crop yield, increased grain quality, among others. However, most of these traits do not have genes with a universal expression, which increases the liability for companies to develop them. Alternatively, some of these traits are not easily recognized by the farms as worth for the extra technology fee that is charged with the seeds. Therefore, it is reasonable to conclude that these traits should be developed by the public sector in order to become available to the public at no extra cost. It was possible to demonstrate many benefits were attained by the farmers. But, many growers also were aware of the risks involved in the technology and preferred to adopt it with caution. Only a small fraction of the problems are perceived by the farmers, which may explain why they are very slow to avoid the risks and to prevent the problems. The fact that a crop is resistance to a herbicide do not imply that this crop-herbicide can be used as the only strategy for weed control. In reality, it is necessary to use many approaches in order to achieve long term weed control. Among the techniques recommended it is included: crop rotation, rotation of herbicides with different mechanisms of action, integration of methods of weed control, equipment cleaning to minimize the dispersion of resistant and tolerant weed species, among others. In summary, the good and old agronomic practices are still necessary to achieve optimum crop productivity during many years.
    Keywords: Biotechnology, glyphosate, resistant crops, yield