فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 6 (شهریور 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/06/29
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سلمان احمدی اسبچین، معین صفری، حسین مرادی، وحید صیادی صفحه 1
    زمینه و هدف
    مهم ترین عامل بیماری زا در ایجاد عفونت های بیمارستانی، میکروارگانیسم های موجود در بدن بیمار است. 90 درصد از عفونت های بیمارستانی توسط باکتری ها ایجاد می گردد. ازگیل یکی از گیاهانی است که اثرات درمانی آن از دیرباز مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات ضدباکتریایی عصاره متانولی و اتانولی برگ ازگیل علیه برخی از باکتری های جداشده از محیط بیمارستانی می باشد.
    مواد و روش ها
    دراین مطالعه تجربی، باکتری های عفونت زا از بیمارستان شهید مصطفی خمینی شهر ایلام نمونه برداری شدند. برای تهیه عصاره برگ ازگیل از روش سوکسله استفاده شد. به منظوربررسی اثرضد باکتریایی ازروش انتشاردیسک و برای تعیین حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) ازروش روش براث میکرودیلوشن استفاده گردید.
    یافته ها
    دو گونه سودوموناس آئروژینوزا، سه گونه استافیلوکوکوس اورئوس و پنج گونه اشرشیاکلی از بیمارستان جداسازی شدند. نتایج نشان داد که عصاره متانولی برگ ازگیل مانع از رشد تمام گونه های پسودوموناس آئروجینوزا و هر چهار گونه استافیلوکوکوس شد و همچنین مانع رشد تمام سویه های اشرشیاکلی به استثناء سویه E4 گردید. بیشترین فعالیت ضدمیکروبی علیه سویه E2 بودکه قطر هاله اطراف آن 67/19میلیمترمی باشد. مقادیرحداقل غلظت مهارکنندگی برای هر 3 سویه P1 و P2 و P3 و سویه هایE5وS1،S2S3،E2،E3و برابر با 125میلی گرم بر میلی لیتر می باشد.
    نتیجه گیری
    عصاره متانولی برگ ازگیل دارای فعالیت ضد باکتریایی قابل توجهی علیه باکتریهای عفونت زای بیمارستانی دارد و لذا این عصاره می تواند درکنترل برخی بیماریهای عفونی مد نظر قرارگیرد.
    کلیدواژگان: اثرات ضد باکتریایی، عفونت باکتریایی، روش‎ ‎انتشار دیسک، عصاره ازگیل، ‎ سودوموناس آئروژینوزا
  • عاطفه بابایی، جواد آرشامی، علیرضا حق پرست، محسن دانش مسگران صفحه 14
    زمینه و هدف
    گلبرگ زعفران حاوی مقادیر زیادی از ترکیبات گلیکوزیدی، فلاونوئیدی و آنتوسیانین ها می باشد. با توجه به افزایش مصرف گیاهان دارویی در درمان بیماری ها و شناسایی اثرات جانبی آنها بر اندام های مختلف، تحقیق حاضر جهت بررسی اثرات عصاره گلبرگ زعفران بر برخی متابولیت های خون در موش صحرایی نر انجام گرفته است.
    مواد وروش ها
    بدین منظور پنج گروه شش تایی از موش های نر جنس ویستار مورد استفاده قرار گرفت. گروه کنترل نرمال سالین و چهار گروه دیگر دوزهای (mg/kg body weight) 75، 150، 225 و450 از عصاره الکلی گلبرگ زعفران را به مدت 14 روز به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. وزن بدن در روز 0، 7 و 14 اندازه گیری شد. پس از پایان دوره میزان کلسترول، تری گلیسرید، کراتینین، پروتئین تام، آلبومین و آنزیم های ALT و AST سرم خون با استفاده از کیت های بیوشیمیایی اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که، میزان آلبومین به طور معنی داری افزایش و کلسترول و AST به صورت وابسته به دوز نسبت به گروه کنترل کاهش یافتند (p<0.05). مقادیر تری گلیسرید، کراتینین و پروتئین تام و همچنین میانگین افزایش وزن روزانه تغییرات معنی داری را نشان ندادندp>0.05)).
    نتیجه گیری
    میزان افزایش درمقدار آلبومین و کاهش آنزیم های کبدی می تواند نشان دهنده ی عدم آسیب در بافت کبد می باشد. کاهش در کلسترول که احتمالا ناشی از ترکیبات فلاونوئیدی عصاره گلبرگ زعفران می باشد و عدم تاثیر بر وزن بدن، می توانند مزیتی در استفاده از گلبرگ زعفران باشند.
    کلیدواژگان: آنزیم های کبدی، عصاره گلبرگ زعفران، لیپیدهای خون، موش صحرایی
  • جواد هرویان، فاطمه باغبانی، محمد خواجه دلوئی، عباس عظیمی، هادی استادی مقدم، عباسعلی یکتا صفحه 22
    مقدمه
    هدف از این مطالعه تعیین پیش آگهی تیزبینی و حساسیت کانتراست قبل و بعد از لنز تماسی سخت در بیماران کراتوکونوس با توجه به همبستگی میان تغییرات ابیراهی ها و تغیییرات وضعیت بینایی می باشد.
    روش پژوهش: تعداد 40 چشم کراتوکونوس با میزان خفیف و متوسط از بیست فرد بین سن 20 تا 40 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. در بیماران معاینات چشمی شامل گرفتن دید، رفرکشن ابجکتیو و سابجکتیو، اندازه گیری حساسیت کنتراست بصورت تک چشمی قبل و بعد از فیت لنز تماسی با استفاده از تست CSV_1000 E صورت گرفت. در هر دو گروه کراتوکونوس با دستگاه ابرومترTECHNOLAS(بوش اند لمب) میزان ابیراهی ها اندازه گیری شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری مربوطه بررسی و آنالیز گردید.
    یافته ها
    میانگین حساسیت کنتراست در همه فرکانس های فضایی با لنز سخت بالاتر از بهترین کارکشن بود. میانگین ابیراهی های درجه بالا هم با مردمک 5 میلیمتر و هم با 6 میلیمتربا لنز سخت نسبت به حالت بدون لنز کاهش پیدا کرده بود.میانگین ابیراهی ها با مردمک 6mm بیشتر از مردمک 5mm بود. در بررسی توسط آزمون همبستگی پیرسون ارتباط معنی داری میان تغییرات دید و تغییرات حساسیت کنتراست با تغییرات ابیراهی های رده بالا وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    عملکرد بینایی و تیزبینی با فیت کردن لنز تماسی RGP از طریق کاهش ابیراهی های درجه بالا نسبت به عینک کاهش یافت. وضعیت ابرومتری ارتباطی با پیش بینی تغییرات وضعیت بینایی در بیماران مبتلا به کراتوکونوس نداشت.
    کلیدواژگان: کراتوکونوس، ابرومتری، حساسیت کانتراست، ابیراهی های درجه بالا
  • ناز آفرین جو کار، فرهاد دریانوش، حسین جعفری، سمیه کاشرفی فرد، علی عسکرزاده صفحه 30
    زمینه و هدف
    هدف از انجام این تحقیق، مطالعه تغییرات احتمالی پروتئین شوک گرمایی 70، آنزیم های کبدی و کراتین فسفو کیناز پس از فصل تمرینات و مسابقات آزاد جهانی در ورزشکاران حرفه ای می باشد.
    مواد و روش ها
    10 دختر ورزشکار حرفه ای اسکیت انتخاب شدند. آزمون ورزشی برونگرا در سه نوبت (24 ساعت قبل از شروع تمرینات، بعد از شش ماه برنامه تمرینی (قبل از مسابقات جهانی) و 24 ساعت بعد از مسابقات جهانی) توسط ورزشکاران انجام شد. برنامه تمرینی تخصصی اسکیت، 26 هفته و هر هفته در 5 جلسه اجرا می شد ونمونه خونی به منظور اندازه گیری در قبل و بعد از هر آزمون ورزشی برونگرا گرفته شد.
    یافته ها
    در مرحله قبل از تمرین، غلظت پروتئین شوک گرمایی 70 در واکنش به آزمون ورزشی برونگرا تغییر معنی داری نشان نداد (898/0p=). اما در مرحله پس از تمرین، به طور معنی داری پس از آزمون برونگرا افزایش یافت (031/0p=). همچنین، در اندازه گیری-های پس از آزمون برونگرا، غلظت آنزیم های کبدی و کراتین فسفو کیناز در مرحله دوم و سوم نسبت به مرحله اول به طور معنی داری بیشتر بود (05/0p<).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد بالا رفتن سطح آمادگی بدنی ورزشکاران در طول فصل تمرینات و مسابقات باعث افزایش سطح محافظت از بدن (تولید HSP70) می گردد و این موضوع به سطح توانایی بدن فرد جهت تولید این پروتئین بستگی دارد. همچنین می-توان گفت احتمالا سطح آمادگی بدنی افراد، عاملی مهم در میزان سطوح ALT، AST وALP پس از اجرای آزمون ورزشی برونگرا است.
    کلیدواژگان: پروتئین شوک گرمایی بدن70 (HSP70)، آسپارتات آمینوترانسفراز (SGOTیاAST)، آلانین آمینو ترانسفراز (SGPT یاALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) آزمون ورزشی برونگرا
  • انیس جهانبازی، کریم عسگری، احمد چیت ساز، حسین علی مهرابی، ندا عاصمی صفحه 40
    زمینه و هدف
    دیستونی کانونی یک بیماری مزمن با عوارض نامطلوب است.علاوه بر عوارض جسمی،برخی مشکلات روانشناختی به ویژه افسردگی،اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به دیستونی کانونی مزمن شایع است. هدف این پژوهش،مقایسه ی اثربخشی دارودرمانی و ترکیب دارودرمانی وبیوفیدبک الکترومیوگرافی برافسردگی،اضطراب و استرس بیماران زن مبتلا به دیستونی کانونی مزمن بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه ی تجربی(مداخله ای) با پیش آزمون،پس آزمون و پیگیری با دو گروه است.نمونه شامل 20 بیمار زن مبتلا به تورتیکولی و 10 بیمار زن مبتلا به بلفارواسپاسم با تشخیص متخصص مغز و اعصاب بود که به شیوه ی تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور مساوی. در دو گروه گمارده شدند.هر دو گروه تحت درمان با بوتولینوم توکسین نوع A قرار گرفتند و گروه دوم علاوه بر دریافت دارو به مدت 10 هفته در 20 جلسه ی درمان با بیوفیدبک الکترومیوگرافی نیز شرکت کردند.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی D ASS-42 استفاده شد که در مرحله ی پیش آزمون،پس آزمون و پیگیری توسط افراد تکمیل گردید.
    یافته ها
    میانگین نمرات افسردگی،اضطراب و استرس در گروه ترکیب دارودرمانی و بیوفیدبک به طور معناداری نسبت به گروه داروردرمانی کاهش پیدا کرد(05/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر ترکیب داروردرمانی و بیوفیدبک الکترومیوگرافی در مقایسه با دارودرمانی بر افسردگی،اضطراب و استرس بیماران زن مبتلا به دیستونی کانونی مزمن بود.
    کلیدواژگان: اضطراب، دیستونی کانونی، افسردگی، بیوفیدبک الکترومیوگرافی، استرس
  • حسین حیدری، مهدی شفیعی اردستانی، رضوان ذبیح الهی، سید مهدی سادات، شیوا ایرانی، صفیه امینی، سید داور سیادت، محمد صادق خسروی، علیرضا عزیزی سراجی، پونه رحیمی، سهیلا حکمت، محمد رضا آقاصادقی صفحه 51
    زمینه و هدف
    به دلیل عدم وجود واکسن موثر برای بیماری ایدز، داروهای ضد HIV نقش مهمی در کنترل این بیماری دارند. همچنین ایجاد مقاومتهای دارویی روز افزون و سمیت داروهای موجود، علاقه برای انجام پژوهش با هدف یافتن ترکیبات جدید ضد ویروس HIV را افزایش داده است. در این مطالعه نانو داروی لامی وودین بر پایه نانو ذره کیتوزان پگیله شده، سنتز شد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق تجربی، نانو ذرات کیتوزان را با مولکول های پلی اتیلن گلیکول (PEG)، جهت افزایش حلالیت آنها، پگیله کردیم و سپس داروی ضد ویروس لامی وودین را بر روی این نانو ذ ر ات پگیله شده، لود کردیم. پس از خالص سازی و لیوفیلیزه کردن نانو داروی تازه سنتز شده، از مواد اولیه و محصول نهایی جهت بررسی فیزیکو شیمیایی آنها و انجام تست های FTIR، HNMR و CHN Analysis نمونه برداری شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تست HNMR نشان داد که نانو ذره کیتوزان با موفقیت پگیله شده است. نتایج حاصل از تست FTIR، از طرفی نتیجه HNMR را تایید کرد و از طرف دیگر نشان داد که لامی وودین بر روی نانو ذره کیتوزان کنژوگه شده است. نتایج آزمون آنالیز CHN هر دو تست بالا را تایید کرد و مشخص نمود که پگیلاسیون نانو ذره کیتوزان با راندمان بسیار بالا و در حدود 97% صورت گرفته و داروی لامی وودین در حدود 30% وزن نانو ذره کیتوزان بر روی آن کنژوگه شده است.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه نشان داده شد که نانو داروی لامی وودین بر پایه نانو ذره کیتوزان پگیله شده، با موفقیت سنتز شد.
    کلیدواژگان: ضد ویروس نقص سیستم ایمنی انسان، کیتوزان، لامی وودین، پلی اتیلن گلیکول
  • محسن سوسن ابادی فراهانی، کوروش کمالی، مسعود کریملو، مهدی بنان، حمیدرضا خرم خورشید صفحه 65
    زمینه و هدف
    پژوهش های گوناگونی عنوان کرده اند که مکانیسم های التهابی درون سیستم اعصاب مرکزی به دلیل کنش های بین نورون ها و سلول های گلیال که به واسطه سیتوکین ها کنترل می شود باعث نقایص شناختی می شوند.BAT1 عضوی از خانواده ی ATPase های وابسطه به RNA دارای دومن DEAD-BOX به نظر می رسد در تنظیم سیتوکین های التهابی وابسطه به بیماری آلزایمر نقش داشته باشد.هدف ما از این مطالعه بررسی ارتباط پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی BAT1 -22 در پروموتر ژن BAT1 با بیماری آلزایمر دیررس می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی مورد-شاهدی DNAاز گلبول های سفید خون محیطی 153 فرد بیمار و 153 فرد شاهد به روش Salting out استخراج شد و به روش PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت.مقدار P کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بعد از تعیین ژنوتیپ و آنالیزهای آماری اختلاف معنی داری در بین افراد بیمار و شاهد از نظر پلی مورفیسم مذکور مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی BAT1 -22 در جمعیت ایرانی با بیماری آلزایمر دیررس ارتباط ندارد.
    کلیدواژگان: BAT1، PCR، RFLP، آلزایمر، پلی مورفیسم
  • نوید مزروعی آرانی، ذات الله عاصمی، هما بقایی، اشرف خرمی راد، صبیحه سادات علیزاده، احمد اسماعیل زاده صفحه 72
    زمینه و هدف
    افزایش مقاومت به انسولین، فاکتورهای التهابی و پارامترهای استرس اکسیداتیو با پیشرفت دیابت مرتبط است. این مطالعه با هدف اثرات مفید گز سین بیوتیک بر روی مقاومت انسولین، فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به دیابت تیپ 2 طراحی شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور متقاطع بر روی 62 بیمار دیابتیک در محدوده سنی 70-35 سال انجام شده است. بیماران بطور تصادفی برای مصرف یا گز سین بیوتیک (62 نفر) یا گز معمولی (62 نفر) برای 6 هفته تقسیم شدند. سه هفته دوره استراحت (Wash-out) درنظر گرفته شد. گز سین بیوتیک حاوی 107 باکتری لاکتوباسیلوس اسپوروژنز، 04/0 گرم گالاکتواولیگوساکارید اینولین و 005/0 گرم شیرین کننده استویا به ازای هر گرم بود. ترکیبات گز معمولی مشابه گز سین بیوتیک بجز لاکتوباسیوس اسپوروژنز و اینولین بود. بیماران روزانه 3 عدد گز سین بیوتیک یا گز معمولی 7 گرمی مصرف می کردند. نمونه خون ناشتا در ابتدا و 6 هفته بعد از مداخله برای اندازه گیری مقاومت به انسولین، پروتئین واکنشگر C (hs-CRP) سرمی و بیومارکرهای استرس اکسیداتیو از بیماران گرفته شد.
    یافته ها
    مصرف گز سین بیوتیک، در مقایسه با کنترل، باعث کاهش معنی دار انسولین سرمی (02/0p=)، سطوح hs-CRP (008/0p=) شده است. مکمل یاری با گز سین بیوتیک همچنین منجر به افزایش معنی دار گلوتاتیون توتال پلاسما (0001/0>p) در مقایسه با کنترل شده است.
    نتیجه گیری
    در مجموع، مصرف گز سین بیوتیک برای 6 هفته منجر به کاهش انسولین، فاکتور التهابی hs-CRP سرمی و افزایش توتال گلوتاتیون پلاسمایی شده است.
    کلیدواژگان: پروتئین واکنشگر C، دیابت ملیتوس، مقاومت به انسولین، استرس اکسیداتیو، سین بیوتیک
  • نوید رضا مشایخی، سعید صدر نیا، علی چهریی، جواد جواهری، مجتبی احمدلو صفحه 82
    مقدمه

    امروزه ریسک ابتلا به حوادث عروق کرونر با اندازه گیری میزان کلسترول وتری گلیسیرید تخمین زده می شود. مطالعه حاضر سعی دارد با اندازه گیری میزان اپولیپوپروتئین آ_ یک و ب و بررسی ارتباط انها باشدت بیماری عروق کرونر معیارهای بهتری از اندازه گیری کلسترول وتری گلیسیرید برای کشف بیماران در معرض ابتلا به بیماریهای عروق کرونر را پیدا کند.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که روی بیماران بخش آنژیوگرافی قلب بیمارستان امیرالمومنین اراک انجام شده است. سطح سرمی لیپوپروتئین آ_ یک، لیپوپروتئین ب، کلسترول، تری گلیسیرید، VLDL، HDL،LDL و قند خون ناشتا اندازه گیری شد. نتایج آنژیوگرافی توسط دو متخصص قلب به طور جداگانه تفسیر شد. میزان گرفتاری بیماری عروق کرونر توسط معیار شدت گرفتگی جنسینی (Gensini Score) تعیین شد. اطلاعات با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.

    یافته ها

    بین معیار جنسینی و سطح آپو-ب (ApoB) همبستگی آماری معنا داری وجود داشت (r=0/127، p=0/047) از بین متغیرهای مختلف وارد شده به مدل رگرسیون لجستیک تنها متغیرهای آپو- ب و جنسیت به عنوان متغیرهای پیش گویی کننده معنی دار بودند (p=0/002،، p=0/001) در مقایسه با آنژیوگرافی، تحلیل ROC نشان داد سطح آپو-ب می تواند تست آزمایشگاهی مفیدی در تشخیص بیماری عروق کرونر باشد (p=0/023).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد اندازه گیری آپو-ب علاوه بر تست های معمول لیپیدهای پلاسما در افراد در معرض خطر بروز بیماری عروق کرونر مفید بوده و می تواند به عنوان یک ریسک فاکتور مستقل در ابتلا به بیماری عروق کرونر در نظر گرفته شود

    کلیدواژگان: آپولیپوپروتئین آ، یک، آپولیپوپروتئین ب، بیماری عروق کرونر
  • مجید معتمد زاده، علی درمحمدی، حسین امجد سردرودی، اسماعیل زارعی، رضا درمحمدی، مسعود شفیعی مطلق صفحه 90
    زمینه و هدف
    بلندکردن بار پراسترس ترین فعالیت حمل دستی بار محسوب می شود و می تواند سبب ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی مرتبط با کار در کارگران گردد. اهداف این مطالعه تعیین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی، ارزیابی وظایف بلندکردن بار با روش معادله بلند کردن بار NIOSH، طراحی ارگونومیکی و ارزیابی اثربخشی آن می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه تحلیلی مداخله ای بر روی 30 کارگر یکی از صنایع چینی آلات بهداشتی همدان انجام گرفت. ارزیابی وظایف بلندکردن بار به روش معادله بلند کردن بار NIOSH و تعیین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی به وسیله پرسشنامه نوردیک انجام گرفت. سپس مراحل ساخت و تعیین اثربخشی طراحی ارگونومیکی به اجرا در آمد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بیشترین فراوانی ناراحتی های اسکلتی عضلانی مربوط به اندام کمر می باشد. نتایج شاخص بلند کردن بار (LI)، ریسک بلندکردن بار را در قبل از مداخله بالا (بیشتر از 3) نشان داد و این مقدار پس از اجرای مداخله ارگونومیکی(طراحی چرخ حمل بار) به میزان ریسک متوسط (بین 1 تا 3) کاهش یافت. ارتباط معناداری بین میانگین مقدار ریسک در قبل و بعد از مداخله مشاهده شد (001/0p<).
    نتیجه گیری
    چرخ حمل بار طراحی شده با قابلیت جابجایی دینامیکی عمودی در طبقات، در ایمن سازی وظایف بلند کردن بار نقش قابل توجهی داشت و در آینده نزدیک احتمال کاهش شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی و آسیب های کمری را به همراه خواهد داشت.
    کلیدواژگان: طراحی تجهیزات، ارگونومیک، بلندکردن، بیماری های اسکلتی، عضلانی
|
  • Salman Ahmady, Asbchin, Moein Safari, Hosein Moradi, Vahid Sayadi Page 1
    Background
    The most important pathogen in nosocomial infections are microorganisms in the patient''s body. 90 percent of nosocomial infections caused by bacteria. Medlar is an Medicinal Plants that its therapeutic effects has historically been emphasized. The aim of this study was to evaluate the antibacterial effect of methanolic and ethanolic leaf extract of medlar against bacteria isolated from hospital enviroment.
    Materials And Methods
    In this experimental study، The Nosocomial bacteria were obtained from shahid Mostafa Khomeini hospital، Ilam، Iran. Soxhlet extraction method was used for medlar leaf extract. Disk diffusion method was used to study the effect of antimicrobial and broth microdilution method were used to determine the minimum inhibitory concentration (MIC) and Minimum Bactericidal Concentration (MBC).
    Results
    Two strains of Pseudomonas aeruginosa، three strain of Staphylococcus aureus and five strains of Escherichia coli were isolated from hospital. The results showed thatthe methanolic extract of Medlar leafinhibitedthe growth ofallstrains ofPseudomonas aeruginosaandfour strain of Staphylococcus aureus andalsoinhibits the growth ofallstrains ofEscherichia coli strainsexcept E4 strain. The maximumantimicrobialactivity was againstE2 strain thatzone diameteraround it was 19/67 Millimeters. Quantities of minimum inhibitory concentrationforallthreestrains P1، P2andP3and E2، E3، E5، S1،S2 and S3strains was equals with 125 mg/ml.
    Conclusion
    Medlar leaf methanolic extract possesses significant antibacterial activity against bacteria causing nosocomial infections and so thisextractcanbe consideredin thecontrolofinfectiousdiseases.
    Keywords: Antibacterial activity, Bacterial Infections, Disk diffusion, Mespilus germanica extracts, ýPseudomonas aeruginosa
  • Atefeh Babaei, Javad Arshami, Alireza Haghparast, Mohsen Danesh, Mesgaran Page 14
    Background
    Saffron (Crocus Sativus) petals consist of anthocyanins، glycosides and flavonoids، have strong antioxidative activities. In this study، effects of Crocus Sativus petals extract on blood parameters have been evaluated in rats.
    Method
    30 male Wistar rats with the mean body weight of 215±15 g were randomly assigned in to 5 groups of 6 animals. Control group received normal saline (10 ml/kg) and treatment groups received 75، 150، 220 and 450 mg/kg BW of saffron petals extract، for 14 days. Body weight measured in 0، 7 and 14 days. At the end of experiment، levels of liver function marker enzymes (AST، ALT)، total proteins، albumin، creatinine، cholesterol and triglyceride were assessed in serum of the rats.
    Results
    This study showed that ethanol extract of saffron petals، significantly increased serum albumin compared to control and caused to significantly decreased levels of serum cholesterol، AST. No changes were observed on serum total proteins، creatinine، AlT، triglyceride levels and body weight in control and saffron groups. The results of this study indicated the petals of C. sativus are not toxic in given dose، with no cause liver tissue damage.
    Keywords: Blood lipids, liver enzymes, Rat, Saffron petals
  • Javad Heravian, Fatemeh Baghbani, Mohammad Khajedaluee, Abbas Azimi, Hadi Ostadimoghaddam, Abbasali Yekta Page 22
    Introduction
    The aim of this study was to determine the prognosis of visual acuity and contrast sensitivity in keratoconus patients according to the correlation between aberrations changes before and after RGP lenses. Methods and Materials: A total of 40 eyes of twenty patients 20 to 40 years with mild، moderate keratoconus were participated in this study. Ocular examinations were included VA with standard Snellen chart، CS with CSV 1000 chart and HOAs with technolas aberrometer objective (Bush & Luamb). All these tests were performed before and after RGP lenses. Refraction and corneal radius of curvature were measured using Autokeratometr. Data were then analyzed with Spss softwair version 11. 5.
    Results
    Mean contrast sensitivity at each spatial frequency with RGP lenses was higher than the best correction in both male and female. Compairing with best correction mean high order aberration of the 5 and 6 mm pupil was reduced with RGP lenses but the effect was not statistically significant different. Mean high order aberration with pupil 6 mm was more than pupil 5 mm. Using Pearson correlation test، there was no significant correlation between visual change and Contrast sensitivity changes with high order aberrations.
    Conclusions
    Visual performances and visual acuity were improved with RGP lens than best correction by reduction of high-order aberrations. However، there was no correlation or relationship between high order aberrations and visual performance. This indicates that Aberrometery condition was unrelated with Prediction of visual acuity changes in this patients.
    Keywords: keratoconus, aberrometer, contrast sensitivity, high order aberrations
  • Naz Afarin Jokar, Farhad Daryanoosh, Hosein Jafari, Somayeh Somayeh, Ali Askarzadeh Page 30
    Background
    The purpose of the present study was to investigate the probable changes of HSP70، liver enzymes & Cpk in professional athletes after a training season and participating in skating open world championship.
    Materials And Methods
    10 elite female skaters were chosen. Eccentric exercise test were performed in three sections (24 hours before the beginning of the training، after six months of training (before participating in Skating World Championship) and 24 hours after the end of world championship). The training program consisted of 26 weeks of training، performed 5 times a week encompassing specialized skate trainings. Blood samples were taken before and after each eccentric exercise test.
    Results
    there was no significant change، in HSP70 concentration in response to eccentric exercise test، in pre exercise period (p>0. 898). But، it illustrated a significant increase in after eccentric exercise test، in post exercise period (p<0. 031). Moreover، in measuring down، it showed a significant increased in the amount of liver enzymes and Cpk after eccentric exercise test in second and third step compared to first step (p<0. 05).
    Conclusion
    the results of the study illustrated that improving an athlete''s physical fitness level during training season and matches leads to a significant increase in the protective level of the body (via the production of HSP70)، depending also on the ability of the body of the individual in producing that protein. It can also be stated probably individual body fitness level، is an important factor in determining ALT، AST، ALP levels after performing eccentric exercise.
    Keywords: Heat Shock Protein (HSP70), Aspartate Amino Transfers (AST or SGOT), Alanin Amino Transfers (ALT or SGPT), Alkaline phosphatase (ALP), eccentric exercise test
  • Anis Jahanbazi, Karim Asgari, Ahmad Chitsaz, Hosseinali Mehrabi, Neda Asemi Page 40
    Background
    Focal dystonia is a chronic disease with unwanted side effects. In addition to physical symptoms، some psychological problems particularly depression، anxiety and stress are common in patients with focal dystonia. The aim of this study was investigating the effectiveness of medication in comparison to medication plus EMG biofeedback on depression، anxiety and stress in females with chronic focal dystonia.
    Materials And Methods
    This was a experimental/interventional study with pre-post-and follow up phases. The sample was consisted of 20 patients with spasmodic torticollis and 10 patients with blepharospasm. All of the patients have been already diagnosed by neurologist، they were randomly selected and assigned into medication and medication plus EMG biofeedback groups. Both of the groups were kept on botulinum toxin type A and the second group which were receiving the drug for 10 weeks also participated in 20 sessions of EMG biofeedback treatment. Data were collected through the DASS-42 Questionnaire which was administered in the pre-test، post-test، and follow-up phases.
    Results
    The mean of DASS-42 score in the Medication plus EMG biofeedback group showed a significantly higher decrease in comparison to that of the medication group (p<0. 05).
    Conclusion
    The results suggested that medication plus EMG was more effective than medication alone، on decreasing depression، anxiety and stress in females with chronic focal dystonia.
    Keywords: focal dystonia, Dpression, EMG biofeedback, Medication, Stress
  • Hossein Heydari, Mehdi Shafiee Ardestani, Rezvan Zabihollahi, Seyed Mehdi Sadat, Shiva Irani, Safiyeh Amini, Seyed Davar Siadat, Mohammad Sadegh Khosravi, Alireza Azizi Saraji, Pooneh Rahimi, Soheila Hekmat, Mohammad Reza Aghasadeghi Page 51
    Background
    Due to the lack of efficient anti-HIV vaccine، anti-HIV pharmaceuticals play an important role in controlling HIV infection. Also significant rise in drug resistance and drug toxicity has caused increased interest in finding new anti-HIV agents. In this study، a nano-sized version of lamivudine based on PEGylated chitosan was synthesized.
    Materials And Methods
    In this research، nanoparticles of chitosan were efficiently PEGylated for increasing their stability in water and then the anti-HIV drug، lamivudine، was loaded on these PEGylated nanoparticles. After purification and lyophilization of new synthesized nanoparticle، the raw materials and final product were sampled and FTIR، HNMR and CHN analyses were done.
    Results
    Results of HNMR spectroscopy showed that chitosan nanoparticle was successfully PEGylated. HNMR data confirmed FTIR results and indicated that lamivudine was conjugated on chitosan nanoparticle. In addition، CHN analysis data also confirmed both HNMR and FTIR data، and demonstrated that a high yield of chitosan nanoparticle PEGylation (approximately 97%) was done and illustrated a high capacity of lamivudine conjugation on nano-sized PEGylated chitosan (30% W/W chitosan).
    Conclusion
    In this study، lamivudine drug was successfully synthesized، based on PEGylated chitosan nanoparticle.
    Keywords: anti, HIV agent, Chitosan, Lamivudine, Polyethylene Glycols
  • Mohsen Soosanabadi Farahani, Kourosh Kamali, Masoud Karimlou, Mehdi Banan, Hamidreza Khorram Khorshid Page 65
    Background
    There is abundant evidence indicating that inflammatory mechanisms within the central nervous system contribute to cognitive impairment via cytokine-mediated interactions between neurons and glial cells. BAT1، a member of the DEAD-box family of RNA helicases، appears to regulate the production of inflammatory cytokines associated with AD pathology. In the current study BAT1 -22 promoter polymorphism was analyzed in AD and control subjects.
    Materials And Methods
    In this case-control study، genomic DNA from peripheral blood samples of 153 Alzheimer’s patients and 153 healthy controls was extracted using salting-out method. DNA analysis was performed by PCR-RFLP method and P<0. 05 was considered statistically significant.
    Results
    After genotyping and statistical analysis the results failed to show any association between BAT1 -22 promoter polymorphism and sporadic Alzheimer’s disease.
    Conclusion
    BAT1 -22 is not associated with Alzheimer’s disease in Iranian population and so has no effect on predisposition to sporadic Alzheimer’s disease.
    Keywords: BAT1, PCR, RFLP, Alzheimer's disease, polymorphism
  • Navid Mazruei Arani, Zatollah Asemi, Homa Baghaii, Ashraf Khorami Rad, Sabihe, Alsadat Alizade, Ahmad Esmaillzadeh Page 72
    Background
    Increased insulin resistance، inflammatory factors and parameters of oxidative stress are associated with the development of diabetes complications. This study was designed to determine the beneficial effects of synbiotic Gaz on insulin resistance، inflammatory factor and oxidative stress in patients with type 2 diabetes.
    Materials And Methods
    This randomized crossover double-blinded controlled clinical trial was performed among 62 diabetic patients aged 35-70 y. Subjects were randomly assigned to consume of either the synbiotic (n=62) or control Gaz (n=62) for 6 weeks. A 3-week washout period considered. The synbiotic Gaz was consisted of a probiotic viable and heat-resistance strain Lactobacillus sporogenes (1×107 CFU)، 0. 04 g inulin and 0. 05 g stevia per 1 g as sweeteners'' substances. Control Gaz (the same substance without probiotic bacteria and prebiotic inulin) was. Patients were received synbiotic and control foods in a 7 g package thrice a day. Fasting blood samples were taken at baseline and after 6-wk intervention to measure insulin resistance، hs-CRP and biomarkers of oxidative stress.
    Results
    Consumption of synbiotic Gaz، compared with control، resulted in a significant decrease in serum insulin (p=0. 02) and hs-CRP levels (p=0. 008). Supplementation with synbiotic Gaz led also to a significant increase in plasma total glutathione (p<0. 0001) compared to the control.
    Conclusions
    In conclusion، consumption of synbiotic Gaz for 6 weeks resulted in decreased levels of serum insulin، hs-CRP and increased levels of plasma total glutathione.
    Keywords: C, reactive protein, diabetes mellitus, insulin resistance, oxidative stress, synbiotic
  • Navi Reza Mashaykhi, Saeid Sadrneya, Ali Acherei, Javad Javaheri, Mojtaba Ahmadlou Page 82
    Background

    Traditionally levels of cholesterol and triglyceride are used to identify individuals at risk of coronary artery disease (CAD). The aim of this study is examining the association of Apo A1 and ApoB with severity of coronary artery disease and whether these parameters are better predictor of CAD.

    Material And Method

    This is a cross- sectional study. All patients that referred to ARAK amirallmomenin hospital and enrolled for coronary angiography was entered to study. Before angiography and after gathering informed consent، levels of apo A1 apoB، cholesterol، TG، LDL، VLDL، HDL and FBS were measured. The results of coronary angiography were reviewed by two experienced cardiologist separately. Severity of coronary artery disease involvement was determined by Gensini score (GS)، the data were analyzed with statistical methods by SPSS software.

    Result

    There is a statistically significant correlation Between apoB and GS (r=0/127، p=0/047). Logistic regression model showed that among predictors for CAD entered model eg gender، age، cholesterol، TG، HDL، LDL، VLDL، apo A1، ApoB and ApoB/Apo- A1 ratio، only ApoB and gender were proper predictors of coronary artery Disease (CAD) (p=0/002،، p=0/001). In comparison with angiography for diagnosis of CAD، ROC analysis represent that using ApoB can be useful test (p=0/047).

    Conclusion

    According to result of this study، using ApoB in addition to conventional parameters for assessing the patient at risk to having CAD would be reasonable and could be an independent risk factor for CAD.

    Keywords: Apo lipoprotein A, 1, Apo lipoprotein B, Coronary Artery Disease(CAD)
  • Majid Motamedzade, Ali Dormohammadi, Hosin Amjad Sardrodi, Esmaeil Zarei, Reza Dormohammadi, Masoud Shafii Motlagh Page 90
    Background And Objectives
    Load lifting is the most stressful activity of the Manual Material Handling and can trigger of work-related musculoskeletal disorders of workers. Purposes of this study are determining the prevalence of musculoskeletal disorders، assessment lifting tasks by NIOSH lifting equation method، ergonomic design and assessment of its effectiveness.
    Materials and Methods
    This analytical and interventional study was performed on 30 workers in a Porcelain Health Manufacturing industry in Hamadan. Assessment of lifting tasks by NIOSH lifting equation and determining the prevalence of musculoskeletal disorders by Nordic questionnaire was conducted. Then، construction steps and determination of the effectiveness of ergonomic design was conducted.
    Results
    The results showed that the most frequent musculoskeletal disorders related to back. Results of the lifting index (LI) showed that the risk of lifting load in before intervention is high (greater than 3). This value after the conducting of ergonomic intervention (load-carrying cart) decreased to moderate level (between 1 to 3). The relationship of risk average amount before and after interventions were significant (p<0. 001).
    Conclusion
    Load-carrying cart designed with shelves capable of moving vertically up and down has considerable role in safe making of lifting tasks and probability of reduce the prevalence of musculoskeletal disorders and lumbar injuries will bring in the near future.
    Keywords: Equipment Design, Ergonomic, Lifting, Musculoskeletal Diseases