فهرست مطالب

  • Volume:9 Issue: 4, 2013
  • تاریخ انتشار: 1392/03/14
  • تعداد عناوین: 13
|
  • ظریفه شهریاری، محمدرضا میری، غلامرضا شریف زاده، رضا دستجردی، مریم ولوی صفحات 279-284
    زمینه و هدف
    تنش مزمن، علاوه بر این که باعث تحریک پذیری و بی ثباتی خلق می شود، از عوامل مهم در افزایش اضطراب و افسردگی به شمار می آید. با توجه به اهمیت کاهش تنش، اضطراب و افسردگی به روش های غیر دارویی، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر آموزش آرام سازی بر تنش، اضطراب و افسردگی مادران دارای دختر عقب مانده ذهنی آموزش پذیر انجام شد.
    روش تحقیق: این مطالعه کارآزمایی میدانی شاهد دار تصادفی شده، بر روی 36 مادر دارای دختر عقب مانده ذهنی انجام شد. ابتدا پرسشنامه DASS 21 (The Depression Anxiety Stress Scales) برای همه مادران تکمیل گردید؛ سپس مادران به صورت تصادفی، به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند. روش آرام سازی به گروه مورد مداخله در مدت پنج جلسه به صورت تئوری آموزش و همزمان تمرین عملی انجام شد. گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. یک ماه پس از برگزاری جلسات آموزشی، پرسشنامه DASS 21 مجددا برای افراد هر دو گروه تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 13) و آزمون های آماری تی زوج و تی مستقل در سطح معنی داری 05/0 α= تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره تنش، اضطراب و افسردگی قبل از مداخله، در دو گروه تفاوت معنی داری را نشان نداد ولی در پایان هفته چهارم پس از آموزش آرام سازی، نمره کل تنش از 4/10 ± 1/19 به 6/7 ± 1/14 (001/0 P<)، نمره افسردگی از 9/9 ± 7/15 به 9/6 ± 3/11 (003/0= P) و نمره اضطراب از 6/10 ± 4/14 به 5/6 ± 7/9 (003/0= P) کاهش یافت که از نظر آماری معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    آموزش آرام سازی بر کاهش تنش، اضطراب و افسردگی مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی موثر است؛ بنابراین برای پیشگیری از ایجاد اختلالات روانی و آسیب دیدن فرد و خانواده ها، باید این آموزش ها بیشتر مورد توجه مشاوران، کارکنان مدارس استثنایی و بهزیستی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: تنش، اضطراب، افسردگی، آرام گرفتگی، تکنیک های آرام بخش، عقب ماندگی ذهنی
  • طیبه ریحانی، طیبه پورغزنین*، محمود عجم، فرزانه حسن زاده صفحات 285-291
    زمینه و هدف

    آموزش پرستاری، زمانی می تواند پویایی خود را حفظ کند که به سمت نوآوری ها و استفاده از روش های نوین تدریس و یادگیری پیش رود. دستیابی به چنین هدفی مستلزم این است که مدرسان، در طراحی تدریس، از شیوه های نوین آموزشی استفاده کنند؛ مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر جزوه آموزشی، بر میزان یادگیری و رضایت دانشجویان پرستاری انجام شد.
    روش تحقیق: این مطالعه نیمه تجربی، بر روی 28 دانشجوی ترم شش پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی مشهد که مشغول کارآموزی در بخش کودکان بیمارستان امام رضا (ع) بودند، انجام شد. دانشجویان، به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. محتوای آموزشی، در گروه آزمون به صورت استفاده از جزوه آموزشی و در گروه شاهد به روش معمول سخنرانی ارائه شد. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ای شامل سه بخش مشخصات فردی، آزمون سنجش یادگیری و پرسشنامه بررسی میزان رضایت دانشجویان و یک سوال باز، بعد از تایید روایی و پایایی (آلفاکرونباخ 82/0) استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی و نرم افزار SPSS (ویرایش 5/11) در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمره پس آزمون، در گروه جزوه 18/1 ± 16/17 و در گروه سخنرانی 45/1 ± 66/15 بود که نسبت به قبل از آموزش، افزایش معنی داری داشت (001/0 P=). میزان یادگیری در روش جزوه بیشتر از روش سخنرانی بود (015/0 P=)؛ همچنین میزان رضایت دانشجویان از شیوه آموزش به روش جزوه (66/5 ± 57/45) به طور معنی داری از روش سخنرانی (73/7 ± 50/31) بیشتر بود (001/0 P<).

    نتیجه گیری

    از آنجا که بیشتر واحدهای تخصصی پرستاری به شکل کارآموزی و در بالین اجرا می شود، استفاده از جزوه آموزشی در بالین بیمار، به عنوان یک روش آموزشی دانشجومحور توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تدریس، یادگیری، مواد آموزشی، دانشجویان پرستاری، آموزش پرستاری، رضایت
  • سمانه سادات طباطبایی، شکوه سادات بنی جمالی، حسن احدی، احمد خامسان صفحات 292-304
    زمینه و هدف
    یادگیری خودتنظیمی شامل راهبردهایی است که دانشجویان به کار می برند تا شناخت هایشان را بر اساس آن تنظیم کنند و بر پیشرفت تحصیلی خود بیفزایند. اضطراب، یکی از علل عمده بیماری و اختلالات روانی است که بر پیشرفت تحصیلی تاثیرگذار است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر پیشرفت تحصیلی و اضطراب دانشجویان انجام شد.
    روش تحقیق: در این پژوهش نیمه تجربی، از 173 دانشجوی روان شناسی مقطع کارشناسی، به صورت داوطلبانه آزمون اضطراب بک (BAI) گرفته شد. تعداد 46 نفر از دانشجویانی که دارای نمره اضطراب بالاتر از 8 بودند، انتخاب شدند و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، در دو گروه 23 نفری مورد و شاهد قرار گرفتند. گروه مورد، هفته ای دو جلسه و طی هشت جلسه 100 دقیقه ای، با رویکرد یادگیری خودتنظیمی، به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند و به گروه شاهد هیچ گونه آموزشی داده نشد. ابزار مورد استفاده برای ارزیابی اضطراب و پیشرفت تحصیلی، آزمون اضطراب بک و معدل کل بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 17) و آزمون های آماری تی مستقل و وابسته، کای دو و کوواریانس در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    پس از ارائه آموزش در مورد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، میزان اضطراب گروه مورد از 26/18 به 83/7 کاهش معنی داری نشان داد (001/0> P)؛ در حالی که میانگین میزان اضطراب گروه شاهد ثابت بود و میانگین نمره پیشرفت تحصیلی پس از مداخله، از نظر آماری در گروه مورد معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این تحقیق، پیشرفت تحصیلی دانشجویان، با اضطراب ارتباط مستقیمی دارد؛ بنابراین آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی جهت بهبود پیشرفت تحصیلی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: تدریس، اضطراب، دانشجویان، وضعیت آموزش، یادگیری، خودکارآمدی، هومئوستاز
  • علی دهقانی، سیمامحمدخان کرمانشاهی، ربابه معماریان صفحات 301-309
    زمینه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس، از شایع ترین بیماری های سیستم عصبی مرکزی است که به دلایلی از جمله بروز در سنین جوانی و نداشتن درمان قطعی، باعث افسردگی می شود و با ناتوانی و عود بیماری همراه است؛ مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر آموزش گروه همتا بر افسردگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس، در سال 1390 انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی، پس از نمونه گیری به روش غیرتصادفی، نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمون قرار گرفتند. ابتدا برای افراد گروه همتا پنج جلسه آموزشی برگزار شد. پس از آماده کردن این گروه، در مرحله بعد، شش جلسه آموزشی توسط افراد گروه همتا برای گروه آزمون، در طول دو ماه برگزار گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه 21 DASS و فرم های بازنگری خودگزارش دهی بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    آزمون تی مستقل، اختلاف آماری معنی داری در نمره افسردگی بیماران گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله نشان نداد؛ در حالی که همین آزمون، در دو گروه، پس از اجرای مداخله اختلاف آماری معنی داری را نشان داد (002/0= P). آزمون تی زوجی نیز اختلاف آماری معنی داری در زمینه کاهش افسردگی بیماران گروه آزمون، پس از مداخله نشان داد (001/0= P)؛ در حالی که در نمره افسردگی بیماران گروه شاهد، اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    برنامه آموزش گروه همتا، باعث کاهش افسردگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس شد؛ بنابراین بکارگیری این برنامه آموزشی، به عنوان یک روش موثر و مقرون به صرفه توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: افسردگی، ام اس، گروه همسالان، برنامه آموزشی
  • محمدرضا رئیسون، یحیی محمدی، بیتا بیجاری، مرضیه مقرب صفحات 310-316
    زمینه و هدف
    سلامت روان، به عنوان یکی از ملاک های تعیین کننده سلامت عمومی افراد در نظر گرفته می شود. نظر به اهمیت توجه به دانشجویان و شیوع بالای سلامت روان مختل در دانشجویان، تحقیق حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه ابعاد سلامت عمومی در دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار شهر بیرجند انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، تعداد 75 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار دانشگاه پیام نور شهر بیرجند، عضو گروه های ورزشی دانشگاه با حداقل دو سال سابقه فعالیت ورزشی مستمر، به صورت سرشماری و به همان تعداد، دانشجوی پسر غیرورزشکار فاقد سابقه فعالیت مستمر ورزشی که از نظر سن با گروه مورد همسان شده بودند، انتخاب شدند. هر دو گروه، فرم مشخصات فردی و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ28 را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 11) و آزمون های آماری توصیفی،آزمون غیر پارامتریک من ویتنی و تست دقیق فیشر، در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره سلامت روان در دانشجویان غیرورزشکار، به طور معنی داری بیشتر از دانشجویان ورزشکار بود (007/0= P). در خرده مقیاس های پرسشنامه نیز در هر چهار خرده مقیاس، میانگین نمرات در دانشجویان غیرورزشکار بیشتر بود؛ تفاوت ها بین دو گروه، در خرده مقیاس های علائم جسمانی، علائم اضطرابی، اختلال خواب و کارکرد اجتماعی و علائم افسردگی معنی دار بود (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق، بیانگر سلامت روان بهتر در دانشجویان ورزشکار نسبت به دانشجویان غیرورزشکار می باشد.
    کلیدواژگان: بهداشت روانی، ورزشکاران، دانشجویان، بیرجند
  • محمد باقر نیکزاد، محمداسماعیل افضل پور صفحات 317-326
    زمینه و هدف
    شیوه زندگی کم تحرک و کاهش قدرت عضلانی، معمولا در بیماران دیابتی نوع دو، موجب توسعه سندروم متابولیک و عوارض بیماری های قلبی- عروقی می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر یک دوره تمرینات ترکیبی مقاومتی- ویبریشن، بر عوامل متابولیک و خطرزای قلبی- عروقی و نیز قدرت عضلانی در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه کاربردی تعداد 23 بیمار دیابتی مرد در محدوده سنی 9/8 ± 51 سال، به دو گروه شاهد و تمرینات مقاومتی- ویبریشن تقسیم شدند. برنامه تمرینی، شامل دوازده هفته تمرینات ترکیبی بود که به صورت چهار جلسه در هفته (دو روز مقاومتی- دو روز ویبریشن)، بر روی هشت گروه از عضلات بزرگ بدن، در گروه تمرینی انجام شد. تمرینات مقاومتی با شدت 60-70% یک تکرار بیشینه و ویبریشن در فرکانس 30-35 هرتز انجام شدند. گروه شاهد، در هیچ یک از تمرینات شرکت نداشتند. میزان فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، هموگلوبین گلیکوزیله، گلوکز خون، تری گلیسیرید، کلسترول تام، کلسترول HDL و LDL و نیز قدرت عضلات ناحیه زانو و بازو، با روش های معتبر، ارزیابی گردید. برای تعیین اثر تمرینات ترکیبی، از آزمون تی وابسته در سطح معنی داری 05/0 P< استفاده شد.
    یافته ها
    تمرین ترکیبی مقاومتی– ویبریشن، سبب کاهش معنی داری در گلوکز خون (01/0= P)، درصد هموگلوبین گلیکوزیله (01/0= P)، تری گلیسیرید (001/0= P)، کلسترول LDL (05/0= P)، فشار خون سیستولی (001/0= P) و دیاستولی (01/0= P) و افزایش معنی داری در کلسترول HDL (05/0= P) و قدرت عضلات پایین تنه (01/0= P) و بالاتنه (05/0= P) بیماران دیابتی نوع دو شد؛ در حالی که هیچ تغییر معنی داری در گروه شاهد مشاهده نشد (05/0 P<). همچنین مقایسه تفاوت بین میانگین های پیش و پس از آزمون در دو گروه تمرین– ویبریشن و شاهد، نشان داد که در تمامی متغیرهای فوق، تفاوت میانگین ها در گروه تمرین- ویبریشن معنی دار بود (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    دوازده هفته تمرینات مقاومتی- ویبریشن می تواند با درنظرگرفتن ملاحظات بالینی، برای بهبود عوامل خطرزای متابولیکی و قدرت عضلانی بیماران دیابتی نوع دو مطلوب باشد.
    کلیدواژگان: ورزش، دیابت شیرین غیروابسته به انسولین، دستگاه قلب عروق، ماهیچه ها، عوامل خطر
  • مرضیه شریفی، مریم فاتحی زاده صفحات 327-335
    زمینه و هدف
    مراقبت از عضو بیمار خانواده، پیامدهای زیانباری بر سلامت و بهزیستی مراقبین خانوادگی بر جای می گذارد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی رابطه بین ابعاد مقابله مذهبی با افسردگی و فرسودگی مراقبتی در مراقبین خانوادگی انجام شد.
    روش تحقیق: در مطالعه توصیفی- مقطعی، با مراجعه به مراکز خدمات بهداشتی، درمانی شهر اصفهان، 283 نفر از زنان مراقبت کننده از عضو بیمار خانواده، به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس مقابله مذهبی ایرانی، پرسشنامه فرسودگی Maslach و پرسشنامه افسردگی بک (Beck-II) بود. داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و آزمون تی گروه های مستقل، در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بین ابعاد مقابله مذهبی با افسردگی و فرسودگی مراقبتی در مراقبین خانوادگی، رابطه معنی داری وجود داشت (01/0 P ≤)؛ همچنین مراقبین سازگار در مقایسه با مراقبین ناسازگار، سطوح بالاتری از مقابله مذهبی مثبت و سطوح پایین تری از مقابله مذهبی منفی را گزارش نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبرد مقابله ای فعال، راهبرد مقابله مذهبی منفعل و احساسات منفی نسبت به خداوند، پیش بینی کننده های قوی و معنی داری برای افسردگی مراقبین خانوادگی می باشند (0005/0 P<).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر، ضمن تایید نقش مقابله مذهبی در سلامت روان مراقبین خانوادگی، بیانگر آن است که توجه به نوع مقابله مذهبی به کاررفته توسط مراقبین نیز حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: مراقبان، افسردگی، دین، سازگاری روانی، دین و روان شناسی
  • مرضیه محمدقصابی، نگین مسعودی علوی صفحات 336-343
    زمینه و هدف
    ثبت دقیق و کامل گزارشات پرستاری، از پیش شرط های انجام مراقبت های مبتنی بر شواهد است و یکی از مهم ترین وظایف پرستاران محسوب می گردد؛ همچنین نقش بسزایی در ارائه کیفی مراقبت های پرستاری دارد و ارتباط با سایر اعضای گروه سلامت را ممکن می سازد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی محتوا و ساختار ثبت گزارشات و علل عدم گزارش نویسی صحیح، در بیمارستان شهید بهشتی کاشان در سال 1390 انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه مقطعی، در مجموع 140 گزارش پرستاری بررسی شد. پرونده ها به صورت تصادفی، از بخش های ویژه، داخلی و جراحی انتخاب شدند. به منظور ارزیابی کیفیت ثبت گزارشات پرستاری، از یک فرم بازنگری که براساس اصول یازده گانه عمومی گزارش نویسی پرستاری، طراحی شده و حاوی 38 گویه بود، استفاده گردید. در این فرم ها، 30 گویه مربوط به حیطه محتوا و 8 گویه، در حیطه ساختار طراحی بود. برای بررسی موانع موجود در ثبت گزارشات پرستاری، از پرسشنامه ای خود ساخته که با استفاده از نتایج تحقیق قبلی در این زمینه طراحی شده بود، استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 5/11) و روش های آماری توصیفی و کای دو، در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    کیفیت 4/21% از گزارشات مطلوب، 6/53% متوسط و 25% ضعیف بود. در مجموع، کیفیت گزارشات پرستاری، در بعد محتوا از کیفیت پایین و در بعد ساختار، از کیفیت مطلوبی برخوردار بود. در بررسی علل عدم گزارش نویسی صحیح از نظر پرستاران، عدم تناسب تعداد پرستار به بیمار، خستگی، حجم بالای کاری، عدم تاثیر گزارش نویسی در ترفیع کاری، اولویت دادن به مراقبت تا ثبت گزارش آن، مشکلات شغلی و عدم آگاهی از اصول نگارش صحیح گزارش و پیامدهای قانونی آن، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این تحقیق، گزارشات پرستاری، در بعد محتوا از کیفیت مناسبی بهره مند نبودند و برای ارتقای کیفیت نیازمند برنامه ریزی است.
    کلیدواژگان: مدارک پرستاری، کنترل فرم ها و مدارک
  • احمد نصیری، مهدیه پودینه مقدم صفحات 344-354
    زمینه و هدف
    نارسایی مزمن کلیه و همودیالیز، به دلیل ماهیت مزمن و ناتوان کننده، اثرات مخربی بر توانایی عملکردی بیماران دارد و باعث نقایص متعددی در رفتارهای خودمراقبتی آنان می گردد. ارتقای رفتارهای مراقبت از خود، می تواند فرد را به سمت حفظ سلامتی و رفاه سوق دهد. مطالعه حاض ر، با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی به شیوه Teach Back بر نقایص خودمراقبتی بیماران همودیالیزی انجام شده است.
    روش تحقیق: در این پژوهش نیمه تجربی، 36 بیمار همودیالیزی مراجعه کننده به بیمارستان ولی عصر (عج) شهر بیرجند در سال 1391، به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بررسی نقایص خودمراقبتی بود که پس از تایید روایی، به روش مصاحبه حضوری تکمیل گردید و بر اساس نقایص به دست آمده، برنامه آموزشی به شیوه Teach Back اجرا شد. پس از یک ماه، پرسشنامه مجددا تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 17) و آزمون ویلکاکسون در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بررسی هفت حیطه خودمراقبتی قبل از مداخله نشان داد که میانگین و انحراف معیار نقایص خودمراقبتی در حیطه تغذیه 85/1 ± 05/4، مراقبت از پوست 89/1 ± 19/2، فعالیت و استراحت 17/2 ± 3، دفع 23/1 ± 11/1، مایعات و الکترولیت ها 34/1 ± 97/2، مصرف دارو 16/2 ± 69/4 و سلامت روحی66/2 ± 02/6 بود و پس از مداخله، در حیطه تغذیه به 69/1 ± 97/1 (001/0 P <)، مراقبت از پوست 59/1 ± 97/0 (001/0 P<)، فعالیت و استراحت 71/1 ± 58/1 (001/0 P<)، دفع 66/0 ± 30/0 (001/0 P<)، مایعات 50/1 ± 91/0 (001/0 P<)، مصرف دارو 41/2 ± 52/2 (001/0 P <) و در حیطه سلامت روحی به 68/2 ± 80/2 (001/0 P<) رسید که نشان دهنده تاثیر مداخله اجراشده بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش خودمراقبتی به شیوه Teach Back، باعث کاهش نقایص خودمراقبتی در ابعاد جسمی و روحی بیماران همودیالیزی می شود و پرستاران با به کار بردن این شیوه آموزشی می توانند در جهت ارتقای سلامت این بیماران قدم بردارند
    کلیدواژگان: آموزش به شیوه Teach Back، توانایی مراقبت از خود، نقص خودمراقبتی، همودیالیز
  • مرضیه ترشیزی، سید علیرضا سعادتجو صفحات 355-363
    زمینه و هدف
    نوجوانی یکی از مهمترین دوره های سنی است و نوجوانان از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی هستند. ایجاد هیجان های شدید به دنبال تغییرات جسمانی، روانی و شناختی در نوجوانان، ممکن است منجر به پرخاشگری آنان شود. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی پرخاشگری و برخی عوامل مرتبط با آن در مدارس راهنمایی شهر بیرجند انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 750 دانش آموز، به روش طبقه ای تصادفی انتخاب و بررسی شدند. برای انجام تحقیق از پرسشنامه جمعیت شناختی و آزمون پرخاشگری Buss و Perry استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون های تی مستقل و تحلیل واریانس در سطح معنی داری 05/0 α< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    1/54% از دانش آموزان پسر و 8/52% از دانش آموزان دختر، پرخاشگر بودند. تفاوت معنی داری بین میانگین نمره پرخاشگری و جنس وجود داشت (007/0 P=) ولی بین پرخاشگری دانش آموزان و شاخص های شغل پدر و مادر، تحصیلات پدر و مادر، معدل نیم سال گذشته و رتبه تولد، تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین مدت زمان استفاده از تلویزیون و رایانه با پرخاشگری دانش آموزان (001/0 P<) و نیز بین پرخاشگری و عادت ماهیانه در دختران رابطه معنی داری وجود داشت (001/0 P<).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این تحقیق، میزان پرخاشگری در دانش آموزانی که وقت بیشتری صرف تماشای تلویزیون می کنند، بیشتر است و توجه به آن می تواند در برنامه ریزی های بهداشت و روان این گروه موثر باشد.
    کلیدواژگان: پرخاشگری، مقطع راهنمایی، دانش آموزان، بیرجند
  • سجاد خدایی، کلثوم خزاعی، طوبی کاظمی، زهرا علی آبادی صفحات 364-370
    زمینه و هدف
    اضطراب و افسردگی، از عوارض شایع در مبتلایان به سکته قلبی می باشند و می توانند احتمال وقوع حملات بعدی را در این بیماران افزایش دهند. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تاثیر گروه درمانی شناختی- رفتاری، بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی انجام شد.
    روش تحقیق: این مطالعه نیمه تجربی به صورت قبل و بعد، بر روی بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد قلبی که در بخش مراقبت های ویژه قلبی بیمارستان ولی عصر (عج) شهر بیرجند در سال 90-1389بستری شده بودند، یک ماه پس از ترخیص، انجام شد. از بین این بیماران، 15 بیمار که بر اساس مقیاس افسردگی بک، نمره بالاتر از 13 و نیز 15 نفر که بر اساس مقیاس اضطراب بک، نمره بالاتر از 14 گرفته بودند، انتخاب شدند. برای بیماران، کلاس های گروه درمانی شناختی- رفتاری، طی دوازده جلسه 5/1 ساعته (هفته ای دو بار) برگزار شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 13) و روش های آمار توصیفی و آزمون آماری تی زوج در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    پس از اعمال روش گروه درمانی شناختی- رفتاری، میانگین نمره افسردگی از 63/5 ± 08/19 به 62/3 ± 66/7 (001/0 P<) و میانگین نمره اضطراب از 33/11 ± 30 به 62/7 ± 16/12 کاهش یافت (001/0 P<).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این تحقیق، مداخلات شناختی رفتاری به صورت گروهی بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به سکته قلبی موثر است.
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، اضطراب، افسردگی، سکته قلبی
  • شهناز طبیعی، زهرا فرج زاده، علی محمد ایزدپناه صفحات 371-378
    زمینه و هدف
    خوددرمانی با دارو، جزء مهمی از رفتار پزشکی افراد است. با توجه به شیوع رو به افزایش مصرف خودسرانه دارو، تحقیق حاضر با هدف تعیین فراوانی خوددرمانی با دارو در بین دانشجویان دانشگاه های بیرجند انجام شد.
    روش تحقیق: این پژوهش توصیفی- تحلیلی، با بررسی 1048 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر بیرجند (علوم پزشکی، علوم، آزاد و پیام نور) از طریق نمونه گیری مرحله ای تصادفی شده و با استفاده از پرسشنامه پژوهشگرساخته انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 15) و آمار توصیفی و رگرسیون لجستیک، در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    شیوع خوددرمانی با دارو در بین دانشجویان مورد بررسی 7/86% بود. بیشترین علت مصرف دارو بدون تجویز پزشک، مصرف بر اساس تجربه قبلی (2/77%)، شایع ترین شکل دارویی مورد استفاده قرص (7/88%)، بیشترین داروی مورد استفاده، مسکن (7/81%) و شایع ترین بیماری، حساسیت (1/36%) گزارش شد. برآورد نسبت شانس خوددرمانی با دارو و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی در دانشجویان نشان داد که فقط بین دانشگاه محل تحصیل با مصرف خودسرانه دارو ارتباط وجود دارد؛ بدین معنی که دانشجویان دانشگاه پیام نور در مقایسه با دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، به نسبت کمتری خوددرمانی با دارو داشتند (002/0 P=)؛ همچنین دانشجویانی که دارای بیمه تامین اجتماعی و ارتش بودند، در مقایسه با افراد فاقد بیمه، به نسبت بیشتری خوددرمانی با دارو داشتند (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای خوددرمانی با دارو در بین دانشجویان، لازم است ضمن توجه بیشتر به آموزش مداوم و ارتقای فرهنگ مصرف دارو، افزایش دسترسی آسان به خدمات پزشکی از جمله تقویت جایگاه پزشک خانواده و نیز استقرار پایگاه های مشاوره پزشکی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی، رفتار پزشکی مردم بخصوص قشر جوان و آسیب پذیر دانشجو را تصحیح و انگیزه آنان را نسبت به درمان اصولی بیماری ها افزایش داد.
    کلیدواژگان: خوددرمانی، دارو، دانشجویان
  • محمدحسن نمایی صفحات 379-383
    زمینه و هدف
    به منظور ایمن سازی نسبت به سرخجه، در سال 1382، طرح واکسیناسیون کشوری برای افراد 5 تا 25 ساله انجام شد. تحقیق حاضر به منظور ارزیابی فراوانی ایمنی نسبت به بیماری سرخجه در زنان در شرف ازدواج، پنج سال پس از برنامه مذکور انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، زنانی که در طرح واکسیناسیون کشوری سرخک و سرخجه (سال 1382) واکسینه شده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. 298 نفر از زنان مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان بیرجند، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و تیتر آنتی بادی ضد سرخجه (IgG) در آنان با استفاده از روش الایزا (ELISA) بررسی گردید. تیتر آنتی بادی بالاتر از IU/ml 10، محافظت کننده در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 4 ± 7/21 سال با حداقل سن 14 و حداکثر 30 سال بود. اغلب آنان ساکن شهر (7/68%) و عمدتا شغل آنان دانش آموز و یا دانشجو (2/51%) بود. فقط یک نفر دارای تیتر آنتی بادی بر علیه ویروس سرخجه کمتر از IU/ml 10 بود. میانگین تیتر آنتی بادی در افراد مورد پژوهش 8/58± 77/99 با حداقل 2/5 و حداکثر 5/333 بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به ایمنی 7/99% از افراد در این مطالعه، بیم ابتلا به سندرم سرخجه مادرزادی در این جامعه کاهش می یابد؛ اما تیتر پایین آنتی بادی درصد کمی از نمونه ها، این نگرانی را ایجاد می کند که احتمال کاهش ایمنی در سال های آینده وجود داشته باشد؛ بنابراین تکرار این پژوهش در 3 تا 4 سال آینده توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: سرخجه، ایمنی، مادرزادی، بیرجند
|
  • Z. Shahriari, M.R. Miri, Gh.R. Sharifzadeh, R. Dastjerdi, M. Valavi Pages 279-284
    Background And Aim
    Chronic stress can cause irritability and mood instability; and it is an important factor in increasing anxiety and depression. Regarding the importance of decreasing stress، anxiety، and depression using non-medicinal methods the present study aimed at assessing the effect of teaching relaxation on stress، and anxiety of mothers with educable mentally retarded daughters.
    Materials And Methods
    This randomized case-control field study was conducted on 36 mothers with mentally retarded daughters. In the beginning، the questionnaire «Depression، Anxiety، Stress Scales 21» was filled out for all mothers. Then، they were randomly divided into two case and control groups. Relaxation method was theoretically taught to the cases for 5 sessions together with active exercise. The controls received no education. One month after training sessions، the previous questionnaire was completed for both groups again. The obtained data was analyzed by means of SPSS software (V: 13) using statistical tests paired T and independent T at the significant level α=0. 05.
    Results
    Mean score of stress، anxiety and depression before the intervention in both groups was not significantly different. But، at the end of the fourth week after relaxation training total score of stress، anxiety، and depression decreased from 19. 1±10. 4 to 14. 1±7. 6 (P<0. 001)، from 15. 7±9. 9 to 11. 3±6. 9 (P=0. 003)، from 14. 4±10. 6 to 9. 7±6. 5 (P=0. 003); respectively. The difference was statistically significant.
    Conclusion
    Relaxation training is effective in the reduction of stress، anxiety، and depression of mothers with mentally retarded daughters. Therefore، for reduction and prevention of mental disorders recurrence and damage to the patients and families this kind of training must be focused on more by counselors، staffs of abnormal students'' schools،، Anxiety، Depression، Relaxation، Intellectual disabilitymouseover=«function anonymous() {msoCommentShow (''_anchor_1''،''_com_1'')}» onmouseout=«function anonymous() {msoCommentHide (''_com_1'')}» href= «#_msocom_1» name= «_msoanchor_1» > [استنادي. و1]
    Keywords: Relaxation, Stress, Anxiety, Depression educable mental retardation
  • T. Reihani, T. Pourghaznein, M. Ajam, F. Hasanzadeh Pages 285-291
    Background And Aim

    Nursing education can remain dynamic through innovation and applying new learning and teaching methods. Achieving this goal requires the application of modern teaching methods by university teachers in their teaching plans. The present study was performed to compare the effect of traditional teaching method (based on pamphlets) with lecturing method regarding nursing students'' learning and satisfaction.

    Materials And Methods

    This semi- experimental study was done on 28 apprentice nursing students، who were divided into two equal case and control groups، in the pediatric ward of Imam Reza hospital. Educational content was presented in the form of educational booklet in the case group and lecture in the control group. Data collection included a researcher-made questionnaire consisting of four sections including demographic information، learning assessment test، satisfaction assessment of students، and an open question after its reliability and validity (Cronbach α =0. 82). The obtained data was analyzed using SPSS software (V: 11. 5)، using descriptive and analytical statistics; at the significant level P<0. 05.

    Results

    Mean score of posttest in booklet group was 17. 16±1. 18، and in the lecture group it was 15. 66±1. 45، which showed a significant increase compared to pretest (P<0. 001). The rate of learning in pamphlet method was significantly more than lecture method (P=0. 015). Besides، students'' satisfaction with pamphlet method (31. 5 ± 7. 73) was significantly more (P<0. 001).

    Conclusion

    Regarding that most of specialized nursing courses are clinically presented during apprenticeship، using textual booklet as a student-centered method is recommended.

    Keywords: Teaching, Learning, Educational material, Nursing students, Nursing education, Satisfaction
  • Samaneh Sadat Tabatabaee, Shoko Al Sadat Bani Jamal, Hassan Ahadi, Ahmad Khamesan Pages 292-304
    Background And Aim
    Learning self-regulation involves a set of strategies that students use to regulate their cognition and increase their academic achievement accordingly. Anxiety، on the other hand، is a main cause of psychological disorder that affects students’ academic achievement. The present paper was conducted to study the influence of teaching self-regulatory learning strategies on students'' academic achievement and anxiety.
    Materials And Methods
    In this quasi-experimental study، 173 freshmen of psychology were voluntarily given Beck Anxiety Inventory (BAI). 46 of whom who had anxiety scores above 8 were selected and divided into 2 simple randomized homogeneous experimental and control groups; 23 students in each. The experimental group received eight 100-minute sessions of self-regulatory learning instruction twice a week; the control group had no education at all. The instrument to assess students’ anxiety and academic achievement included BAI and students’ total average scores. The obtained data was fed into SPSS software (V: 17) and analyzed by means of statistical tests (i. e. independent and dependent t-tests، c 2، and covariance) at the significant level P<0. 05.
    Results
    Having applied self-regulatory learning strategies education، findings indicated that، the experimental groups’ mean anxiety score decreased from 18. 26 to 7. 83 which was statistically significant (P<0. 001); while that of the control group was not statistically significant after the intervention.
    Conclusion
    If one takes the fact that students’ academic achievement has a direct relationship with their test anxiety into account، teaching self-regulatory strategies can be suggested for the improvement of students’ academic performance.
    Keywords: Teaching, Anxiety, Students, Educational Status, Learning, Self Efficacy, Social Control, Informal
  • A. Dehghani, S. Mohammadkhan Kermanshahi, R. Memarian Pages 301-309
    Background And Aim
    Multiple Sclerosis is one of the most prevalent diseases of the central nervous system that for some reasons، including occurrence during the youth and not having a definite treatment causes depression in patients associated with disability and recurrence. The present study aimed at evaluating impact of peer education on depression in patients with multiple sclerosis in 2011.
    Materials And Methods
    In this semi-experimental study، after non- randomized sampling، the selected subjects were randomly assigned into two experimental and control groups. In the beginning، five educational sessions were held for the peer group to prepare them for their job. Then، after the preparation of the peer group، they held six educational sessions for the experimental group during two months. Data collection tools were demographic information، DASS 21، and a self-administered questionnaire. The obtained data was analysed by means of statistical tests c 2، paired t، and independent t at the significant level P<0. 05.
    Results
    Independent T did not show a significant difference in the depression score the two groups before intervention; whereas after intervention a statistically significant difference was observed (P=0. 002). Pair t، too، showed a statistically significant difference in the depression reduction in experimental group after peer group performance (P=0. 001). However، no statistically significant difference was seen in the score of the control groups depression.
    Conclusion
    Since the Peer group education program caused depression reduction in patients with MS the utilization of this program، as an efficient and cost-effective method is recommended.
    Keywords: Depression, Multiple Sclerosis, Peer Group, Education
  • Mohamadreza Raeisoon, Yahya Mohammadi, Bita Bijari, M. Mogharrab Pages 310-316
    Background And Aim
    Mental health is considered as one of the criteria in determining total health of people. Due to high prevalence of impaired mental health in students and its importance the present study was performed to compare general health in athletic and non-athletic students in Birjand Payam-e-Noor University in 2010-2011.
    Materials And Methods
    In this case-control study، 75 athletic students from Birjand Payam-e-Noor university with a record of 2 years of continuous exercise، as the case group، and the same number of non-athletic students without having any history of continuous exercise from the same university were taken as subjects. The two groups had been selected through census and both were matched for age. Demographic form and GHQ-28 questionnaire were completed by both. The obtained data was analyzed by means of SPSS software (version 11) using statistical tests descriptive statistics، independent T، and χ2 at the significant level P<0. 05.
    Results
    Mean score of mental health was significantly higher in athletic students (P=0. 007). It was higher in all four subscale scores than that of non-athletic students.، The difference between the two groups in the subscales of physical symptoms، anxiety symptoms، sleep disturbance، and depression symptoms was significant (P<0. 05).
    Conclusion
    The results showed that athletic students'' mental health is better than that of non-athletic ones
    Keywords: Mental Health, Athletes, Students, Birjand
  • .B. Nikzad, M.E. Afzalpour Pages 317-326
    Background And Aim
    Sedentary living and decrease in muscle strength may predispose to metabolic and cardiovascular diseases in type II diabetics. The aim of the present study was to investigate the effect of a period of resistance and vibration training on metabolic - cardiovascular risk factors and muscular strength in type II diabetics.
    Materials And Methods
    Twenty three male diabetic patients aged 51±8. 9 years were divided into 2 groups; a control group and a combined resistance-vibration training group. The training sessions covered 12 weeks combined training held 4 times a week (2 days for resistance training، 2 days for vibration training) each lasting about 60 minutes. Resistance exercises were done with 60-70% intensity of one maximum repetition، and vibration training was performed with frequencies 30-35 Hz. The controls did not take part in any of the exercises. Systolic and diastolic BP، glycosylated hemoglobin، blood glucose، triglyceride، total cholesterol، HDL، LDL، and muscular strength of the knee and the arm were measured employing valid methods. In order to find out the effect of combined resistance-vibration training dependent t-test was used at the significant level P<0. 05.
    Results
    Combined resistance-vibration training caused a significant reduction in the blood glucose (P=0. 01)، percent of glycosylated hemoglobin (P=0. 01)، triglyceride (P=0. 001)، LDL (P=0. 05)، systolic (P=0. 001) and diastolic (P=0. 01) blood pressure، significant increase of HDL (P=0. 05)، muscular strength of lower extremities and upper extremities (P=0. 01 and P=0. 05، respectively) in type II diabetics. Moreover، comparison of mean changes between experimental and control groups showed that there were significant differences between the two groups.
    Conclusion
    A 12 week combination of resistance and vibration training can be beneficial for type II diabetics because they can attenuate metabolic syndrome and cardiovascular risk factors.
    Keywords: Resistance Training, Diabetes Mellitus, Type 2, Metabolic Syndrome X, Cardiovascular System, Muscle Contraction, Risk Factors
  • M. Sharifi, M. Fatehizade Pages 327-335
    Background And Aim
    Family care-giving has adverse consequences for mental health and well-being of caregivers. The aim of the present study was to investigate the association between aspects of religious coping with depression and burnout in family caregivers.
    Materials And Methods
    In this descriptive and cross-sectional research، 283 female caregivers were selected through purposive sampling by referring to health-treatment centers in Isfahan. Iranian Religious Coping Scale، Maslach Burnout Inventory (MBI)، and Beck Depression Inventory-II (BDI-II) were used for data collecting. The obtained data was analyzed using Pearson''s correlation coefficient، stepwise regression analysis، and independent t-test.
    Results
    It was found that religious coping with depression and burnout in family caregivers were significantly correlated (P < 0. 01) Besides، well-adjusted caregivers reported higher levels of positive religious coping and lower levels of negative religious coping than maladjusted ones. Based on regression analysis active coping approach، passive religious coping، and negative feelings towards the Lord were powerful and significant predictors to depression in the caregivers (P<0. 0005).
    Conclusion
    The present research، while confirming the role of religious coping in family caregivers، holds that the kind of religious coping used by caregivers is important، too.
    Keywords: Caregivers, Depression, Religion, Adaptation, Psychological, Religion, Psychology
  • M. Mohammad Ghasaby, N. Masudi Alavi Pages 336-343
    Background And Aim
    Accurate and complete documentation of nursing reports is the precondition for evidence-based care and one of the most important duties of nurses. Besides، it has a decisive r ole in the quality of nursing care and improves the relationship with other health team members. The object of the present survey was to evaluate the structure and content of nursing reports and reasons of incorrect reporting in Kashan Shahid Behashti hospital in 2011.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study، 140 nursing documents were evaluated. The records were randomly selected from the Intensive care unit، internal medicine ward، and surgery ward. A checklist designed according to the eleven principles of nursing documentation and had 38 items was used in order to evaluate the quality of nursing documentation.. In the checklist، 30 items referred the content and 8 regarded the structure of documentation. To pinpoint barriers in nursing documentation، a previously self-designed questionnaire was applied. The obtained data was analyzed using SPSS software (V: 11. 5) and statistical tests and Chi-square at the significant level P<0. 05.
    Results
    Among the documents 21. 4% had a favorable quality، 53. 6% had moderate quality، while the quality of 25% was weak. In the hospital mentioned، t otal content quality of nursing documents was low but that of structure was acceptable. According to nurses، nursing staff shortage، fatigue، high workload، and the documentation''s lack of impact on employment promotion and nurses'' giving priority to patients'' care rather than documentation، occupational problems، lack of knowledge of the principles of writing correct documentation، and not knowing legal consequences were the most reasons for or barriers against accurate and due documentation.
    Conclusion
    The content of nursing documents was not satisfactory and requires improvement.
    Keywords: Nursing Records, Forms, Records Control
  • Dr Ahmad Nasiri, Mahdieh Poodineh Moghadam Pages 344-354
    Background And Aim
    Chronic renal failure and hemodialysis affect patients'' ability due to its debilitating nature. It can cause numerous self-care deficits for patients. Promoting self-care behaviors can help patients to maintain their health and well-being. The present study was performed to determine the effect of educational plan based on Teach Back method on hemodialysis patients'' self-care deficits.
    Materials And Methods
    In this quasi-experimental study carried out in 2012، thirty-six hemodialysis patients were selected through convenience sampling method from the hemodialysis ward of Birjand Vali-e -asr hospital. Necessary data was collected using self-care deficits questionnaire whose validity had been approved. The questionnaire was filled out through live interview، and an educational plan was carried out using teach-back method considering the deficits diagnosed. One month، after intervention، the questionnaire was filled out again. The obtained data was analysed by means of SPSS software (V: 17) using Wilcoxon test at the significant level P<0. 05.
    Results
    The findings showed that mean of patients'' self-care deficits in seven domains before the intervention were 4. 05 ± 1. 85، 2. 19 ± 1. 89، 3 ± 2. 17، 1. 11 ± 1. 23، 2. 97 ± 1. 34، 2. 52 ± 2. 41، and 2. 80 ± 2. 68 in nutrition، skin care، activity and rest، elimination، fluid and electrolytes، drug taking، and mental health; respectively. But، after the intervention mean self-care deficits in the seven domains changed to 1. 97 ± 1. 69 (P<0/001)، 0. 97 ± 1. 59 (P<0/001)، 1. 58 ± 1. 71 (P<0. 001)، 0. 30 ± 0. 66 (P<0. 001)، 0. 91 ± 1. 50 (P<0. 001)، 2. 52 ± 2. 41 (P<0. 001)، and 2. 80 ± 2. 68 (P<0. 001); respectively. The results revealed that the educational plan had been positively effective in patients'' self-care deficits.
    Conclusion
    The present study showed that an educational plan based on Teach-Back method can significantly reduce hemodialysis patients'' physical and psychological self-care deficits. Therefore، nurses can apply this educational strategy to improve their health.
    Keywords: Teach back method, Self, care ability, Self, care deficit, Hemodialysis patients
  • M. Torshizi, S.A. Saadatjoo Pages 355-363
    Background And Aim
    Adolescence is one of the most important periods and adolescents are among the most vulnerable social groups. The emergence of strong emotions following physical، psychological، and cognitive changes in them can lead to aggression. The present study aimed at exploring the relationship between demographic characteristics and aggression in secondary school students.
    Materials And Methods
    This study was a descriptive-analytical one done on 750 secondary school students in Birjand in 2009، which were selected through classified randomized sampling. For data collection a demographic questionnaire and Buss and Perry’s aggression questionnaire were used. The obtained data was analyzed by means of SPSS software (V: …….) using descriptive and analytic statistics including independent T، and variance analysis test..
    Results
    According to the present study، 54. 1% of males and 52. 8% of females were aggressive. There was a significant relationship between mean aggression and sex (P=0. 007). But، no significant difference was observed between aggression of the students and order indexes considered in this study such father’s and mother’s occupation، father’s and mother’s education، average in the previous term، and one''s birth order. There was a significant relationship between the length of time of using computer and watching television، and aggression (P<0. 001). There was also a significant relationship between aggression and girls'' menstrual cycle.
    Conclusion
    It was found that aggression was higher in the students who spend more time watching television. The results should be considered in planning appropriate mental health intervention.
  • Sajjad Khodai, Kolsoum Khazai, Toba Kazemi, Zahra Ali Abadi Pages 364-370
    Background And Aim
    Many studies have shown that one of the most common complications of people suffering myocardial infarction (MI) is anxiety and depression. Psychological problem such as depression and anxiety about probable future cardiac attack endangers imperlis and mental health of patients. The objective of this study was to evaluate the effectiveness of cognitive-behavioral group therapy on anxiety and depression in patients with myocardial infarction in Birjand.
    Materials And Methods
    In this semi-experimental study، we selected 24 patients with acute myocardial infarction (12 patients with anxiety and12 patients with depression). Patients were treated by cognitive-behavioral therapy in 12 sessions of 1. 5 hours. Beck depression test (BDI-II) and Beck Anxiety Scale to (BAI) were used. Data were analyzed by SPSS version 15 using statistical tests of Student-t test at the significant level of P<0. 05.
    Results
    After treatment، depression in the patients decreased from 19. 08±5. 63 to 7. 66±3. 62، P<0. 001 and anxiety decreased from 30±11. 33 to 12. 16±7. 62، which were statistically significant
    Conclusion
    Cognitive-behavioral group therapy plays a positive role in decreasing depression and anxiety in patients with myocardial infarction. It is recommended that this type of psychological therapy to be considered for patients with myocardial infarction
    Keywords: Depression, Anxiety, Myocardial infarction, Cognitive, behavioral group therapy
  • Sh. Tabiei, Z. Farajzadeh, A.M. Eizadpanah Pages 371-378
    Background And Aim
    Self-medication is an important part of peoples’ medical Behavior. The prevalence rates of self-medication are high all over the world. The aim of this study was to survey prevalence of self-medication amongst university students and the factors affecting it.
    Materials And Methods
    1048 students participated in this cross-sectional and descriptive study in Birjand (Medical Sciences، Birjand، Islamic Azad and Payame-Noor) Universities. The samples were selected randomly by self- designed questionnaire. The obtained data analyzed by SPSS software (V. 15) using descriptive- analytical statistics test and logistic regression.
    Results
    The prevalence of self-medication was 86. 7%. The most common reason for self-medication was previous experience (77. 2%)، the most common type was tablet (88. 7%)، the most common drug was palliatives (81. 7%) and the most common symptoms were allergy (36. 1%). The findings of the logistic regression analysis showed that Payame-Noor University students were less likely to use drugs for self-medication than the Medical Sciences students (P=0. 002). The students who had Tamin Ejtemaei and Military insurance were more likely to use drugs for self-medication than those who hadn''t any insurance (P<0. 05).
    Conclusion
    Prevalence of self-medication is high in the educated youth، despite majority being aware of its harmful effects. It is necessary to pay more attention to the promotion of drug use continuing education، increase access to health services، including strengthening the role of the family physician and medical consultation universities and educational، especially for the young and vulnerable students and their motivation to correct the systematic treatment of the disease increased.
    Keywords: Self, medication, Drug, University Students
  • Dr Mohammad Hasan Namaei Pages 379-383
    Background And Aim
    In 2003، a vaccination campaign was conducted to immunize the individuals aged 5 -25 years old against rubella infection. The present study aimed at investigating the extent of immunity to rubella in premarital women five years after the campaign.
    Materials And Methods
    This descriptive study was conducted on 298 premarital women who had been vaccinated during the national rubella vaccination campaign (2003).، The anti rubella antibody (IgG) titer of the women referred to provincial health office in Birjand was evaluated through simple randomized sampling، using ELISA method. The antibody titer above 10 IU/ml was accounted protective.
    Results
    Mean age of the participants was 21. 7 ±4 years ranging from 14 to 30 years. Most of them (68. 7%) were living in urban areas. The majority of them (51. 2%) were school fellows or university students Only one participant''s antibody titer against rubella virus was less than 10 IU/ml. According to this study، mean antibody titer was 99. 77±58. 8 ranging from 5. 2 to 333. 5.
    Conclusion
    Regarding the immunity of 99. 7% of the subjects، the risk of «congenital rubella syndrome» in our society seems to be low. However، low titers of antibodies in a small percent of the cases prompts the worry that there will likely be a reduction in immunity in the following years. Thus، it is recommended that the present study should be repeated in the following 3 or 4 years.
    Keywords: Rubella, Immunity, Birjand, Congenital