فهرست مطالب

  • پیاپی 87 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/19
  • تعداد عناوین: 22
|
  • صفحه 1
  • زهره برومند*، ابراهیم قاسمی نژاد، محمود رضا مجیدی فرد صفحه 2
    به منظور بازنگری سازند دلیچای در البرز مرکزی، برش طالو در 24 کیلومتری شمال خاوری دامغان، مورد مطالعه پالینولوژیکی قرار گرفت. ترکیب سنگی اصلی سازند در این برش، مارن خاکستری متمایل به سبز و آهک مارنی خاکستری است و ستبرای آن 168 متر اندازه گیری شد. از 35 نمونه انتخاب شده از کل برش، 21 نمونه دارای پالینومورف و 14 نمونه آن بدون هر گونه فسیل بود. از بین نمونه های دارای فسیل به دلیل این که گروه داینوفلاژله ها فراوان تر بودند مطالعه برش بر مبنای این گروه انجام پذیرفت. بیشتر داینوفلاژله های شناسایی شده در 110 متری پایین حضور داشتند. مطالعه نمونه های یاد شده منجر به شناسایی 30 جنس و 49 گونه داینوفلاژله شد. با توجه به حضور گونه هایی همچون Cribroepridinium crispum، Ctenidodinium combazii/ornatem وDichadogonyulax sellwoodii سن باژوسین پسین- اواسط کالوین زیرین برای بخش دارای فسیل در نظر گرفته شد و با توجه به وجود پراکنده داینوفلاژله های شاخص کالووین در نمونه های بخش های راسی، سن کل سازند در برش مورد مطالعه تا کالووین پسین پیشنهاد شد. بر مبنای این مطالعه دو پالینوزون جهانی شامل Cribropridinium crispum Total Range Palynozone (Riding & Thomas،1992) (Ccr)، Dichadogonyulax sellwoodii Interval Zone (Riding & Thomas،1992) (Dse) و یک پالینوزون محلی((Ctenidodinium combazii/Ctenidodinium ornatum Acme-zoneمشخص و تفکیک شد.
    کلیدواژگان: سازند دلیچای، البرز مرکزی، داینوفلاژله، باژوسین، کالووین، پالینوزون
  • حسین کوهستانی، مجید قادری*، محمدهاشم امامی، خین زاو صفحه 10
    کانسار نقره- طلای اپی ترمال با میزبان برشی چاه زرد، درون یک مجموعه آتشفشانی با ترکیب آندزیتی تا ریولیتی در بخش مرکزی کمربند ماگمایی ارومیه- دختر قراردارد. در این منطقه، فعالیت های ماگمایی و گرمابی در ارتباط با زمین ساخت کششی سامانه گسلی امتدادلغز ده شیر- بافت رخ داده است. سنگ میزبان مجموعه آتشفشانی شامل سنگ های آتشفشانی و رسوبی ائوسن است که توسط سنگ های رسوبی میوسن پوشیده شده اند. داده های سن سنجی اورانیم- سرب زیرکن به روش LA-ICP-MS سن هایی بین 14/0±36/6 و 24/0±19/6 میلیون سال با میانگین 16/0±23/6 میلیون سال را برای فعالیت های ماگمایی در چاه زرد مشخص کرده است. برش ها و رگه ها هم زمان و پس از مراحل اصلی فوران های انفجاری ماگمایی- گرمابی و رخدادهای برشی فراتوماگمایی که ناشی از جایگیری نزدیک به سطح ریولیت پورفیری است، تشکیل شده اند. براساس نقشه های دقیق تهیه شده، سه واحد برشی مجزا در منطقه قابل تشخیص است: برش آذرآواری با زمینه چیره تخریبی، برش پلی میکتیک خاکستری با یک بخش اصلی از سیمان گرمابی و برش مونو- پلی میکتیک با زمینه ریزبلور آرژیلیکی. برش های پلی میکتیک، بخش قابل معدن کاری اصلی را تشکیل می دهند؛ در حالی که برش های گرمابی به طور نسبی نفودناپذیر و به شدت بی بار هستند. دگرسانی های گرمابی مختلفی در رخنمون های سطحی رخ داده است که مساحتی نزدیک به 9 کیلومتر مربع را می پوشاند. مجموعه های دگرسانی گرمایی به صورت پهنه بندی شده در پیرامون برش ها و رگه ها دیده می شود و شامل کوارتز ثانویه، ایلیت، پیریت، آدولاریا، کلریت، انواع کانی های کربناتی و میزان کمی فلدسپار قلیایی است. اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن، ژاروسیت، ژیپس، کائولینیت، هالویزیت و مقادیر کمی آلونیت، کانی های برون زادی (سوپرژنی) هستند که جانشین کانی های اولیه شده و شکستگی ها و فضاهای خالی را پر کرده اند. فلزات قیمتی همراه با سولفیدها و سولفوسالت ها به صورت دانه پراکنده درون رگه ها و سیمان برش ها رخ داده اند. یک روند افزایشی از پیریت چیره (مرحله اول) به پیریت- سولفید فلزات پایه و سولفوسالت چیره (مرحله دوم و سوم) تا سولفید فلزات پایه چیره (مرحله چهارم) در کانی شناسی برش ها و رگه ها دیده می شود. ته نشست کانی های باطله نیز روندی افزایشی از مجموعه های ایلیت- کوارتز به کوارتز- آدولاریا، کربنات و سرانجام ژیپس چیره نشان می دهد. طلای آزاد در مراحل دوم و چهارم به ویژه با درهم رشدی با پیریت، کوارتز، کالکوپیریت، گالن، اسفالریت و تنانتیت- تتراهدریت غنی از نقره و همچنین به صورت میانبار در پیریت رخ داده است. سن اورانیم- سرب 24/0±19/6 میلیون سال برای جایگیری ماگماهای ریولیتی، بیانگر بیشترین سن برای کانه زایی در چاه زرد تلقی می شود. این سن می تواند نشان دهنده یک رخداد کانه زایی کشف نشده در کمربند ارومیه- دختر در این زمان باشد.
    کلیدواژگان: اپی ترمال، برش، سن سنجی اورانیم، سرب، چاه زرد، ارومیه، دختر
  • عادل ساکی*، علی اکبر بهاری فر صفحه 26
    روابط صحرایی و سنگ نگاری نشان می دهد که سنگ های رسی و کربناتی دگرگون شده منطقه همدان در باختر ایران، تحت تاثیر یک دگرگونی چند مرحله ای قرار گرفته اند. نفوذ باتولیت الوند (با سن ژوراسیک) در سنگ های میزبان رسی و کربناتی باعث شکل گیری سنگ های دگرگونی مجاورتی متفاوتی در محدوده چشین شده است که عبارتند از هورنفلس های سیلیمانیت دار، مرمرها و سنگ های دگرگونی کالک- سیلیکاتی. مجموعه کانی های دگرگونی در سنگ های رسی دگرگون شده و کالک- سیلیکات ها با هم متفاوت است به گونه ای که، کانی های اوج دگرگونی در این سنگ ها به ترتیب عبارتند از: گارنت، استارولیت، آلومینوسیلیکات ها (کیانیت/ سیلیمانیت)، بیوتیت، کلریت، مسکوویت و کوارتز. مجموعه کانیایی کالک-سیلیکات ها عبارتند از: گارنت، دیوپسید، ولاستونیت، اپیدوت و آمفیبول که معمولا به صورت همزمان با یک فاز دگرگونی مجاورتی رشد کرده اند. با استفاده از تعادل ترمودینامیکی کانی ها و واکنش های تعادلی چندگانه، فشار و دمای اوج دگرگونی مجاورتی و همچنین اکتیویته سیال ها در سنگ های کالک- سیلیکاتی به ترتیب60 تا 630 درجه سانتی گراد، 2 تا 4 کیلوبار و کسر مولی CO2 حدود 17/0 برآورد شده است. این محاسبات با دیگر نتایج بدست آمده از سنگ های متاپلیتی همخوانی خوبی دارد. دما و فشار دگرگونی مجاورتی بالا در این بخش از پوسته همدان بیانگر شرایط دگرگونی در رخساره پیروکسن- هورنفلس است.
    کلیدواژگان: باتولیت الوند، سنگ های کالک، سیلیکاتی، واکنش های تعادلی چندگانه، دگرگونی مجاورتی، اکتیویته سیال ها
  • حسینعلی تاج الدین، ابراهیم راستاد*، عبدالمجید یعقوب پور، محمد محجل صفحه 34
    کانسار سولفید توده ای غنی از طلا (و نقره) باریکا، در 18 کیلومتری خاور شهرستان سردشت، در شمال باختر پهنه دگرگونی سنندج - سیرجان قرار دارد. واحدهای سنگی رخنمون یافته در محدوده باریکا، مجموعه ای از سنگ های آتشفشانی- رسوبی زیردریایی دگرگون شده کرتاسه، شامل متاآندزیت، متاتوفیت، فیلیت و اسلیت است. کانسار باریکا به صورت یک کانسار سولفید توده ای آتشفشان زاد، تشکیل و سپس در اثر فرایندهای کوهزادی زاگرس، دچار دگرگونی و دگرشکلی شده است. فرایندهای دگرگونی و دگرشکلی عمل کرده بر روی کانسار باریکا، ساخت، بافت و کانی شناسی کانسنگ چینه سان اولیه را تغییر داده و ساخت ها، بافت ها و شکل های جدیدی از کانه زایی ایجاد کرده است. در مرحله گرمابی هم زمان با فعالیت آتشفشانی، طلا به صورت غیر قابل رویت درون پیریت های فرامبوییدال نهشت یافته است. کارکرد دگرگونی پیش رونده بر بخش چینه سان کانسار، سبب تبلور پیریت های فرامبوییدال، ایجاد پیریت های درشت بلور و تشکیل الکتروم در مرز دانه های پیریت تبلور دوباره یافته شده است. کارکرد پهنه برشی باریکا، دگرشکلی شدید کانسار و تحرک دوباره طلا و عناصر Ag، Pb، Sb، Hg و Asاز کانسنگ اولیه و نهشت دوباره آنها در فضاهای ایجاد شده در اثر دگرشکلی را سبب شده است، که نتیجه آن به تشکیل الکتروم های درشت دانه قابل مشاهده با چشم (تا 3 میلی متر) و کانه های سولفوسالتی با ترکیب پیچیده غنی ازAg، Pb، Sb، Hg و Pb، در ریزشکستگی ها و فضاهای باز موجود در کانسنگ چینه سان، است. بدیهی است کارکرد دگرگونی و دگرشکلی بر روی کانسنگ چینه سان اولیه، افزایش اندازه الکتروم و افزایش بازیافت طلا است.
    کلیدواژگان: کانسار سولفید توده ای غنی از طلا، دگرگونی، دگرشکلی، کانی شناسی، ساخت و بافت، باریکا، سنندج، سیرجان
  • بهزاد زمانی قره چمنی* صفحه 42
    آذربایجان ایران ناحیه ای است در شمال باختر ایران که دگرشکلی و لرزه خیزی شدیدی دارد و میان کوهزادهای بزرگ قفقاز در شمال و البرز در خاور و با فاصله از زاگرس در جنوب قرار گرفته است. در این مطالعه محدوده شمال باختر ایران در شمال گسل تبریز (تا محدوده شهر میانه)، یعنی محدوده استان های آذربایجان شرقی و اردبیل مورد بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش ساختارهای محدوده یاد شده در ارتباط با سوگیری تنش ها و با هدف چگونگی ارتباط آنها با زمین ساخت امروزی آذربایجان با باز سازی مدل زمین ساخت این محدوده مورد کنکاش قرار می گیرد. در این مطالعه از روش Angelier (2002) که یک روش تحلیلی برای محاسبه تنسورهای تنش است، در بخش های مختلف محدوده مطالعاتی برای محاسبه تنسور تنش استفاده شده است. همچنین از روش پیشنهادی Angelier (1984 & 2002) برای جدایش تنش ها در محدوده مطالعاتی بهره گرفته شده است. شیوه کار به این صورت بوده است که با گردآوری داده های صحرایی و لرزه ای گسل ها و محاسبه سوگیری تنش به روش تحلیلی در این ناحیه وضعیت تنش های زمین ساختی مرتبه سوم در محدوده مرزهای منطقه مشخص شده، و سپس باز سازی تنش های مرتبه اول با جدایش تنش ها برای فلات آذربایجان صورت گرفته است. نتایج تحلیل تنش ها نشان می دهد که در آذربایجان دو سامانه تنش فشاری یکی با روند NE-SW و دیگری با روند NW-SE وجود دارد. وجود دو سامانه راندگی مورب در آذربایجان و ساختارهای انباشته شواهدی بر تایید این دو سامانه تنش است. سامانه تنش اول موجب گسترش سه پیکره زمین ساختی به صورت کمربند چین- رانده ارسباران، اهر (قوشه داغ) و بزکش به طور چیره شده است که راندگی های بوجود آورنده این پیکره ها بیشتر در ژرفای زمین قابل بررسی هستند. اما سامانه دوم سبب تشکیل و تکامل راندگی های با امتداد N-S در این ناحیه شده است که طول کوتاهی دارند و به صورت انباشته و در سطح زمین گسترش دارند. فرایند راندگی دو سامانه رانده (مورب) یاد شده در فضای میان گسل های امتدادلغزی صورت می گیرد که بیشتر روندهای شمالی - جنوبی و یا شمال خاوری- جنوب باختری دارند. بازسازی تنش های مرتبه اول در ارتباط با پیکره های زمین ساختی و ساختارها، مدل زمین ساختی فلات آذربایجان را به دست داده است. در این مدل، فلات آذربایجان (شرقی) از شمال با قفقاز کوچک، از خاور با پی سنگ خزر جنوبی و از جنوب و باختر با بلوک ایران مرکزی، مرزهای همگرا تشکیل داده و در برخورد است. در این میان، سامانه فشارش بازسازی شده به گونه ای است که چرخش پاد ساعتگردی را بر فلات آذربایجان تحمیل می کند.
    کلیدواژگان: آذربایجان، زمین ساخت، سوگیری تنش، راندگی
  • فرنوش فرجندی*، حسن باستانی، افشین اکبرپور صفحه 52
    هدف این پژوهش بررسی گیاهان بومی در محدوده ناهنجاری مس و طلای مسجدداغی، معرفی گونه های مناسب ابرانباشت گر و معرف برای عناصر مس، سرب و روی و نیز یافتن الگویی مناسب به منظور تعمیم در منطقه آذربایجان شرقی است. محدوده مسجد داغی در برگه جلفا، شامل فلیش های ائوسن، آندزیت، تراکی آندزیت، داسیت، ریوداسیت، آگلومرای الیگوسن و نهشته های کواترنری است. مطالعات پیشین، کانی سازی مس پورفیری را در آن گزارش کرده است. با توجه به گوناگونی پوشش گیاهی در این منطقه، محدوده بالا به منظور یافتن گیاهان معرف کانی سازی مس، سرب و روی مورد مطالعه قرار گرفت. در این بررسی، میانگین مقادیر فلزات (برحسب ppm) و میانگین ضریب جذب زیست شناختی(بیولوژیکی) عبارتند از:برای Cd 0.13- 1.18: Stachys inflata،Cu 14.8- 1.10، Pb 5.67- 0.52، Re 0.033- 4.4 و Zn 57.4- 2.50، برای: Artemisia sp. Cd 0.373- 1.40، Cu 22.06- 0.19، Pb 5.801- 0.12، Re 0.197- 97 و Zn 35.51- 0.48، برای Moltkia coerulea: Cd 0.15- 5، Cu 24.6- 0.78، Pb 0.513- 0.04، Re 0.089- 53 و Zn 21.8- 0.83 و برای Salvia sp.: Cd 0.047- 0.55، Cu 11.04- 0.46، Pb 2.643- 0.19، Re 0.091- 19 و Zn 70.43- 3.42. این پژوهش نشان می دهدکه گیاهان با توانایی بالا در جذب عناصر ما را در یافتن اطلاعاتی ارزشمند درباره منابع پنهان و شناسایی مناطق پتانسیل دار جدید معدنی توانا خواهند کرد. در این پژوهش برای بیشتر عناصر مورد بررسی، گیاهان نام برده دارای میانگین ضریب جذب زیست شناختی بیشتر و یا نزدیک به معیار ابرانباشت گری (< 1) هستند. بیشتر ابرانباشت گرها به Stachys inflata و معرف ها به Stachys inflata، Artemisia sp. و Salvia sp. تعلق دارند.
    کلیدواژگان: اکتشافات بیوژئوشیمیایی، ابرانباشت گر، معرف، ضریب جذب زیست شناختی، مسجدداغی، ایران
  • سید محسن آل علی*، حسین رحیم پور بناب، سید رضا موسوی حرمی، داود جهانی، اشکان اسدی اسکندر صفحه 66
    سازند کنگان با سن تریاس پیشین از مهم ترین سنگ های مخزن کربناتی در جنوب باختر ایران و شمال خلیج فارس است. تحلیل رخساره های سازند کنگان به شناسایی 13 ریزرخساره مربوط به محیط پهنه کشندی، لاگون، پشته های سدی(شول) و دریای باز انجامیده است. بررسی تغییرات افقی و عمودی رخساره ها و مقایسه آنها با محیط های عهد حاضر و دیرینه نشان دهنده آن است که سازند کنگان در یک سکویی از نوع رمپ کربناتی کم ژرفا همانند خلیج فارس امروزی، نهشته شده است. مطالعات چینه نگاری سکانسی نشان می دهد که سازند کنگان از دو سکانس رسوبی دسته سوم (در چاه های Aو B) و دسته های رسوبی TSTوHST تشکیل شده است. مرز زیرین سکانس نخست، ناپیوستگی نوع 1(SB1) و دیگر مرزها ناپیوستگی نوع 2 (SB2) است. تخلخل در سازند کنگان به طور عمده در دسته رسوبی HST Early و گرینستون های شول تمرکز یافته است. افزون بر آن در این نوشتار افق های اصلی همچون مرز ناپیوستگی، بیشینه طغیان سطح آب دریا، الگوهای بر انبارش و دسته های رسوبی مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: سازند کنگان، تریاس زیرین، سنگ رخساره، ریزرخساره، سکانس رسوبی
  • حامد یاراحمدزهی*، محمدنبی گرگیج، سیدعلی آقانباتی، عبدالله سعیدی صفحه 76
    برش مطالعه شده در باختر طبس، بلوک کلمرد و کوه های راهدار قرار دارد. سازند چیلی (گروه خان) بیشتر از سنگ آهک ماسه ای، سنگ آهک و دولومیت تشکیل شده است که به وسیله ناپیوستگی فرسایشی از سازند پده به سن کربونیفر پیشین و افق لاتریت و بوکسیت از سازند سرتخت (Late Yakhtashian-Early Murgabian) جدا می شود. در این مطالعه 6 جنس و 19 گونه از فوزولین ها شناسایی شد که به دو زیست زون Perigondwania pamirensis Zone به سن ساکمارین پسین (Late Sakmarian) و Chalaroschwagerina vulgaris Zone به سن یاختاشین پیشین (Early Ykhtashian) تقسیم شدند. زیست زون ها و فوزولین های شناسایی شده قابل مقایسه با مجموعه کالاکتاش (Kalaktash Assemblage) معرفی شده از نواحی پامیر مرکزی، کاراکوروم، افغانستان، عمان و جنوب تبت هستند.
    کلیدواژگان: زیست چینه نگاری، پرمین، فوزولینید، ایران مرکزی
  • کیومرث حبیبی*، مصطفی بهزاد فر، ابوالفضل مشکینی، سعید نظری صفحه 84
    ایران زمین به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن روی کمربند جهانی زلزله، در طول تاریخ همواره زمبن لرزه های مخربی را تجربه کرده است و هر ساله چندین لرزه در سطح کشور ثبت می شود. آخرین مورد آن زلزله 8/6 ریشتری بم در پنجم دی ماه 1382 که سبب تلفات شدید انسانی و زیرساخت ها در سطح کشور شد. زلزله ای که با 30 هزار کشته و 10 هزار زخمی از بزرگ ترین زلزله های سده اخیر به شمار می آید. هدف این مقاله شناسایی دلایل اصلی این مقدار تلفات است. برای رسیدن به این هدف 13 شاخص کالبدی- فضایی موثر بر آسیب پذیری شهرها در سطح جهانی شناسایی و سپس در قالب مدل های برنامه ریزی و تلفیقی چون فازی و تحلیل سلسله مراتبی وارون وزن دهی شدند. لایه های انتخابی در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ترکیب و درپایان نقشه میزان آسیب پذیری شهر پیش از زلزله اخیر مدل سازی شد. در مرحله دوم میزان آسیب پذیری شهر بر پایه برداشت های دقیق طرح تفصیلی شهر مشابه سازی و میزان ضریب همبستگی آن با مدل فرضی ارایه شده این پژوهش محاسبه شد که ضریبی معادل با 59/0 را نشان داد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نه تنها مدل فازی برای تعیین آسیب پذیری و ناپایداری شهرهایی چون بم کاربرد دارد بلکه با استفاده از این مدل ارایه شده می توان میزان تاب آوری شهر را در برابر زلزله و دیگر بحران های طبیعی محاسبه کرد و سرانجام به رابطه میان تئوری و عمل دست یافت.
    کلیدواژگان: زلزله، آسیب پذیری، بم، سامانه اطلاعات جغرافیایی، مدل سازی، منطق فازی، مدل IHPW
  • مجید اونق*، فرهاد هنردوست، ابراهیم کریمی سنگ چینی صفحه 94
    این پژوهش برای معرفی و ارزیابی توان زمین گردشگری پدیده های کواترنر حوضه رسوبی دشت گرگان به روش مطالعات کتابخانه ای، بررسی پیشینه های پژوهش در مقیاس منطقه ای، ناحیه ای و ملی، عملیات میدانی و مستندسازی استوار است. نتایج نشان می دهد که 75 درصد پدیده های زمین گردشگری از دید گیرایی گردشگری در رتبه الگو و شناساگر و از دید ارزش و اهمیت هر پدیده زمین گردشگری 40 درصد در سایت منطقه ای قرار دارند. منطقه گرگان به علت تغییرات اقلیمی، تنوع فرایندهای هوازدگی، سامانه های فرسایش منطقه ای (خزری - البرزی) و نوسانات سطح آب دریا در طی کواترنر و دوره های باستانی آثار و اشکال زمین ریختی و ساختارهای طبیعی ویژه ای مانند تپه های ماسه ای قاره ای و ساحلی با ترکیب و شکل متفاوت، مواد لسی و تپه های باستانی، دریاچه های با منشا زمین ساختی - فرسایشی، گل فشان ها، مئاندرها و دلتای گرگان رود و قره سو دارد. تنوع پدیده های زمین گردشگری کواترنر دشت گرگان در مقیاس کشور و تمام حوضه دریای خزر به طورکامل برجسته است و توانایی تبدیل به ژئوپارک منطقه ای را دارد.
    کلیدواژگان: زمین گردشگری، دریاچه فصلی، تپه ماسه ای ساحلی، کویر، گلفشان، مئاندر، دشت گرگان
  • ئارام بایت گل*، رضا موسوی حرمی، اسدالله محبوبی صفحه 102
    لایه های آواری سازند شیرگشت در برش راهدار بلوک کلمرد ایران مرکزی مجموعه اثر فسیل متنوعی دارند. در افق های معینی از این توالی، طبقاتی وجود دارد که دو اثر فسیل کروزیانا و روزوفیکوس از فراوان ترین اثر فسیل ها است. در مطالعه حاضر، اثرجنس های حاصل از بندپایان شامل کروزیانا و روزوفیکوس از توالی های اردوویسین سازند شیرگشت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. کروزیاناها در سازند شیرگشت افزون بر تغییرات گسترده در ریخت شناسی و اندازه، تغییرات زیادی را در نوع رفتاری تغذیه ای نشان می دهند. کروزیاناها به صورت حفارهای شیاری مستقیم تا به نسبت انحنادار با عرض چند سانتی متر هستند که در جهت طولی به دو لب تقسیم می شوند هر کدام از این لب ها اثر خراش های عرضی گیسو مانندی دارند که در اثر گونه های مختلف کروزیانا، آرایش و نیمرخ خراش ها با هم متفاوت است. ویژگی های اثرگونه های شناسایی شده نشان می دهد که به استثنای C. semiplicata، اثر گونه های کروزیانا در این توالی متعلق به گروه کروزیانا روگوزا است. اثرگونه های این گروه شامل C. rugosa، C. furcifera، C. goldfussi، C. rouaulti و C. yini است. این نتایج نشان می دهد که مجموعه اثرفسیل های حاصل از بندپایان در سازند شیرگشت برای مطالعات اثرچینه نگاری (ایکنواستراتیگرافی) کروزیانا مناسب هستند، به طوری که مجموعه اثرگونه های شناسایی شده می تواند نشان دهنده سن اردوویسین زیرین تا میانی برای نهشته های سازند شیرگشت باشند. همچنین، اثرهای حاصل از بندپایان در نهشته های مطالعه شده همراه با دیگر ساخت های زیستی نشان می دهد که این اثرها در ماسه سنگ های دانه ریز تا متوسط دانه با میان لایه های شیل- گلسنگ وجود دارند. ترکیب بستر، و شواهد اثرشناختی (ایکنولوژیکی) نشان می دهد که اثرهای حاصل از فعالیت بندپایان در سازند شیرگشت متعلق به ایکنوفاسیس کروزیانا است.
    کلیدواژگان: کروزیانا، روزوفیکوس، سازند شیرگشت، اردوویسین، ایکنواستراتیگرافی
  • مریم شیبی*، داریوش اسماعیلی، ژان لوک بوشه صفحه 114
    باتولیت گرانیتوییدی شیرکوه با سن کرتاسه زیرین به درون شیل ها و ماسه سنگ های سازندهای نایبند- شمشک پهنه ایران مرکزی تزریق و از سه واحد اصلی گرانودیوریت، مونزوگرانیت و لوکوگرانیت تشکیل شده است. برای شناسایی سازوکار جای گیری و همچنین تقدم و تاخر ماگماهای سازنده باتولیت شیرکوه از روش انیزوتروپی خودپذیری مغناطیسی (AMS) استفاده شد. این سنگ ها به دلیل داشتن خودپذیری مغناطیسی میانگین پایین (mSI400Km<) وابسته به گرانیت های پارامغناطیس هستند و از آنجا که بیوتیت مهم ترین کانی آهن دار و در بردارنده اصلی مغناطیس پذیری بوده است، انطباق خوبی میان انیزوتروپی خودپذیری مغناطیسی و ترکیب سنگ شناسی وجود دارد. تلفیق داده های مغناطیسی (نقشه های خط وارگی و برگ وارگی مغناطیسی، متغیرهای K، TوP)، مطالعات ریزساختاری همراه با داده های صحرایی و سنگ شناختی نشان می دهد دست کم دو پهنه تغذیه کننده در باتولیت شیرکوه به صورت بازشدگی های کششی در قاعده پوسته بالایی به عنوان کانالی برای تزریق ماگما رفتار کرده اند. با توجه به تفریق پیش رونده واحد های مختلف و همچنین الگوی منطقه بندی مشاهده شده درآنها به نظر می رسد سازوکار جای گیری باتولیت گرانیتوییدی شیرکوه از راه باز شدگی دوگانه و پرشدگی پیش رونده آنها توسط بسته های ماگمایی مختلف صورت گرفته است. این بازشدگی به صورت پله ای وکم و بیش به موازات پهنه برشی راست گرد ناحیه ای بوده و پرشدن پیش رونده این بازشدگی ها به ترتیب از واحد گرانودیوریتی شروع شده، با واحد مونزوگرانیتی ادامه یافته و با واحد لوکوگرانیتی به پایان رسیده و موجب به وجود آمدن باتولیت شیرکوه شده است.
    کلیدواژگان: انیزوتروپی خودپذیری مغناطیسی، ریزساخت، باتولیت، شیرکوه
  • عباس عباس زاده شهری*، کتایون بهزاد افشار، کامبیز مهدیزاده فرساد، روشنک رجبلو4 صفحه 124
    هدف مقاله حاضر برآورد اثر بارهای لرزه ای بر سدهای خاکی با استفاده از بسط و گسترش یک نرم افزار با محیط کاربری گرافیکی توسط نگارندگان در راستای دست یابی به اهداف طراحی است. سد خاکی قهورد در استان همدان که پهنه ایالت لرزه زمین ساخت سنندج- سیرجان قرار دارد به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شده است. با استفاده از کدکامپیتری طراحی شده و بسط یافته به همراه تحلیل نگاشت زلزله، روشی مبتنی بر تجزیه و تحلیل ژئوتکنیک لرزه ای برای ارزیابی پاسخ یک بعدی ساختگاه به کار گرفته شد که علاوه بر کاهش زمان محاسبات، باعث افزایش دقت نتایج به دست آمده گردید. نگاشت های زلزله از تارنمای مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ایران (www.bhrc.ac.ir) گرفته شده اند. روش پیشنهادی به همراه مدل سازی های انجام شده در آن با به کارگیری ترکیب چندین کد کامپیوتری به همراه محیط برنامه نویسی MATLAB انجام شده است. داده های مورد استفاده در این مطالعه شامل نقشه های زمین شناسی، مدل ارتفاعی، داده های گمانه ها، سرعت امواج برشی و نگاشت های جنبش زمین می باشند. نتایج به دست آمده قابلیت و توانایی کد کامپیتوری تولید شده را در رسیدن به هدف مقاله نشان دادند. نتایج نهایی نشان از قابل اعتماد بودن نرم افزار طراحی شده در تحلیل لرزه ای پاسخ ساختگاه داشت.
    کلیدواژگان: سد خاک قهورد، تعیین ویژگی های ساختگاه، بررسی ژئوتکنیکی
  • مهدی رمضانی*، محمدرضا قاسمی، آندرا زانچی، محمدرضا شیخ الاسلامی صفحه 134
    از هم تافت های دره انجیر و فریمان در شمال خاور ایران به عنوان بازمانده های تتیس کهن یاد می شود. دو هم تافت یادشده در بازه زمانی پرمین- تریاس در همسایگی زمین درز تتیس کهن قرار دارند و از این رو فرگشت ساختاری آن را در خود ثبت کرده اند. با توجه به شواهد ساختاری و سنگ شناختی موجود و برخلاف نظرات پیشین که هم تافت فریمان را یک پانه افزایشی معرفی کرده اند، به نظر می رسد هم تافت های یادشده آثار به جامانده از یک کمان ماگمایی باشند که در اثر فرورانش تتیس کهن به زیر توران در زمان پرمین- تریاس شکل گرفته اند. هم تافت فریمان را می توان به دو بخش بالایی و زیرین تقسیم کرد. دست کم 2 گامه دگرریختی در بخش بالایی هم تافت فریمان قابل تشخیص است. گامه دوم دگرریختی با شکل گیری چین های پیش روی گسلی همراه و به احتمال با گامه اصلی دگرریختی روی داده در حوضه تریاس آق دربند در زمان رخداد ائوسیمرین هم زمان بوده است. نوع دگرریختی در هم تافت های دره انجیر و فریمان با تقسیم کرنش مطرح شده برای پهنه ترافشارشی آق دربند تحت تاثیر همگرایی مایل میان ایران و توران در زمان رخداد ائوسیمرین سازگاری دارد.
    کلیدواژگان: هم تافت فریمان، هم تافت دره انجیر، تتیس کهن، کمان ماگمایی، ائوسیمرین
  • حسین وزیری مقدم*، امرالله صفری، سمیرا شهریاری گرائی، احمدرضا خزاعی، عزیزالله طاهری صفحه 144
    برای بررسی زیست چینه نگاری و پالئواکولوژی نهشته های مائستریشتین (سازندهای تاربور و گورپی) در زاگرس مرتفع برش چینه شناسی گردبیشه در جنوب شهرستان بروجن انتخاب شد. نهشته های سازند تاربور در این ناحیه به طور چیره از سنگ های کربناتی و آواری تشکیل شده اند که به صورت هم شیب در زیر سازند گورپی قرار می گیرند. مرز زیرین این سازند با واحد آواری سرخ رنگ زیرین نیز به صورت هم شیب است. سازند گورپی متشکل از مارن است و با سطح تماس فرسایشی و هم شیب در زیر سازند دولومیتی شهبازان قرار می گیرد. داده های زیست چینه نگاری بر پایه مجموعه های روزن بران کف زی و پلانکتونیک و نمونه های ماکروفسیلی رودیستی بیانگر سن مائستریشتین پسین برای توالی مورد مطالعه است. دو زیست زون تشخیص داده شده در نهشته های مائستریشتین عبارتند از: Omphalocyclus-Loftusia assemblage zone و Contusotruncana contusa-Recemiguembelina fructicosa zone. به طور کلی شرایط مساعد زیستی برای ایجاد تنوع، فراوانی و افزایش در اندازه برخی از انواع فسیلی همچون لوفتوزیا و در برابر آن شرایط نامساعد و نبود برخی انواع دیگر همچون اربیتوییدس و لپیداربیتوییدس در این منطقه را می توان به بالا رفتن سطح مواد غذایی و ورود رسوبات سیلیسی- آواری ناشی از تزریق رودخانه ای و رواناب های سطحی و به دنبال آن ایجاد شرایط یوتروفیک در حوضه نسبت داد.
    کلیدواژگان: سازند تاربور، زیست چینه نگاری، مائستریشتین پسین، رودیست، یوتروفیک
  • لیلا امینی، غلامحسین شمعانیان *، شعبان شتایی، مجید عظیم محسنی صفحه 164
    کنترل عیار و تعیین کیفیت کانسنگ همواره یکی از وظایف چالش برانگیز زمین شناسان و مهندسین معدن است. کیفیت ماده معدنی به عوامل بسیاری مانند اندازه و شکل هندسی کانسار، آشفتگی های زمین شناسی، بافت و ترکیب کانی شناسی کانسنگ وابسته است. تعیین عوامل کنترل کننده عیار کانسنگ و پیش بینی مناطق امیدبخش از نقطه نظر اقتصادی و بهره وری عملیات معدنکاری اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه شرح تحلیل های مکانی و آماری در ارزیابی کیفیت کانسنگ و تشخیص عوامل موثر بر عیار در کانسار بوکسیت جاجرم است. با تلفیق داده های توپوگرافی، زمین شناسی و زمین شیمیایی، اثر گسل ها، ارتفاع و ژرفا روی عیار و مدول که نسبت درصد وزنی Al2O3 به درصد وزنی SiO2 است، ارزیابی شد. نتایج نشان دهنده افزایش مقادیر Al2O3 و مدول با نزدیک شدن به گسل هاست. همچنین، این مطالعه نشان دهنده تاثیر نداشتن نوع و امتداد گسل ها بر عیار و مدول است. همبستگی منفی میان ارتفاع و ژرفا با مقادیر Al2O3 و مدول نشان از بهبود کیفیت ماده معدنی در مناطق پست و کم ژرفا دارد. به این ترتیب، تلفیق روش های سامانه اطلاعات جغرافیایی و تحلیل های آماری چند متغیره می تواند در ارزیابی های زمین- مکانی کارایی بالایی داشته باشد.
    کلیدواژگان: بوکسیت، کیفیت کانسنگ، عیار، مدول، تحلیل های مکانی، تحلیل های آماری، جاجرم
  • مجتبی بصیری*، حمید نظری، محمد فروتن، شهریار سلیمانی آزاد، محمد علی شکری، مرتضی طالبیان، منوچهر قرشی، بهنام اویسی، محمد جواد بلورچی، علی رشیدی صفحه 172
    گستره گلباف در استان کرمان (جنوب خاوری ایران) در سال های1360 تا 1376خورشیدی شاهد رویداد پنج زمین لرزه با بزرگای میان Mw 5.4-7.1 بوده است. رویداد این زمین لرزه ها در بازه زمانی هفده سال نشان گر الگوی خوشه ای رخداد زمین لرزه ها روی سامانه گسلی گلباف (گوک) است. در این بخش با بهره گیری از رهیافت های موجود در دانش های ریخت زمین ساخت و پارینه لرزه شناسی نشان داده شده که در گذشته نیز رفتار لرزه ای این گسل در برخی از بازه های زمانی الگوی خوشه ای داشته است. بدین منظور ابتدا بررسی های دقیق ریخت زمین ساختی به روش نزدیک میدان انجام گرفت و با انجام پیمایش به روش RTK توسط دستگاه GPS کینماتیک، مدل ارتفاعی رقومی و نقشه توپوگرافی رقومی با دقت بالا از سطح گسیختگی های ایجاد شده در زمین لرزه های پیشین تهیه شد. با انجام بررسی های دقیق روی این مدل ها، زاویه ریک گسل گلباف نزدیک به 10 درجه برآورد شد که این نشان دهنده چیرگی سازوکار راستالغزی آن است و با نتایج به دست آمده از روش های لرزه شناسی و مشاهدات خطوط خش لغز شکل گرفته بر روی سطح گسیختگی ها نیز هم خوانی دارد. بر پایه انجام پژوهش های پارینه لرزه شناسی با حفر ترانشه عمود بر راستای گسل گلباف، چهار زمین لرزه پارینه با بزرگای بیش از Mw 6.6 شناسایی شد. با استفاده از برخی روابط تجربی موجود، بیشینه بزرگای کهن ترین زمین لرزه پارینه تا Mw 8.2 به دست آمد که این به دور از انتظار است و نشان می دهد همان گونه که امروزه در بازه زمانی کوتاهی پنج زمین لرزه روی این گسل رخ داده، در گذشته نیز رخداد زمین لرزه ها در برخی از بازه های زمانی الگوی خوشه ای داشته و در مدت زمانی کوتاه چندین زمین لرزه بزرگ روی داده به گونه ای که فرصت کافی برای نهشته گذاری و ثبت جداگانه شواهد آنها وجود نداشته است.
    کلیدواژگان: سامانه گسلی گلباف، الگوی خوشه ای، پارینه لرزه شناسی، ریخت زمین ساخت، زمین لرزه پارینه
  • محمدالیاس مسلم پور*، مرتضی خلعت بری جعفری، توموآکی موریشیتا، مجید قادری صفحه 181
    توالی گوشته ای رخنمون یافته در باختر محدوده فنوج- مسکوتان، دربردارنده لرزولیت و هارزبورژیت کلینوپیروکسن دار با بافت پورفیروکلاستیک، لرزولیت ریزبلور با کانی های نوظهور، عدسی های پراکنده کرومیتیت و نفوذی های گابرویی قطع کننده است. بررسی های سنگ نگاری و داده های مایکروپروب، شواهدی از فعل و انفعالات پریدوتیت/مذاب، فرایندهای پس از ذوب و فعل و انفعالات ساب سالیدوس را نشان می دهند که با ظهور دو نسل پیروکسن- الیوین دگرشکل و اولیه و پیروکسن- الیوین- آمفیبول نوظهور و ریزبلور تجلی یافته است. کانی های نسل دوم به صورت میانبار، بینابینی و ریزبلور تشکیل شده اند. این دو نسل از کانی ها، ویژگی های ژئوشیمیایی کاملا متمایز دارند، به گونه ای که کانی های نسل اول، قابل مقایسه با پریدوتیت های پشته های میان اقیانوسی و کانی های نسل دوم، ویژگی هایی متمایل به محیط های فرافرورانش را نشان می دهند. بنابراین ترکیب شیمیایی کانی های نسل های مختلف، نشان از سنگ زایی متفاوت سنگ های اولترامافیک کمپلکس افیولیتی فنوج- مسکوتان دارد. تفسیر داده های شیمیایی از سنگ کل نشان می دهد که این سنگ ها منبع گوشته ای از نوع مورب تهی شده دارند که 5 تا 15 درصد ذوب بخشی را تحمل کرده اند. بررسی الگوهای عناصر خاکی کمیاب بهنجارشده با مقادیر استاندارد کندریت و مقایسه آنها با الگوهای گوشته ای از نوع مورب تهی شده (DMM)، نشانگر غنی شدگی LREE و HREE نسبت به MREE و ارائه الگوهای U شکل است، بنابراین پریدوتیت های کمپلکس افیولیتی فنوج- مسکوتان، تحول چندمرحله ای را تجربه کرده اند و ویژگی هایی از محیط آبیسال تا پهنه فرافرورانش نشان می دهند. می توان گفت که گذر از محیط آبیسال به سمت فرافرورانش متاثر از سیال های برخاسته از صفحه فرورونده بوده است.
    کلیدواژگان: مکران، نئوتتیس، پریدوتیت، مورب، توالی گوشته ای، فرافرورانش، آبیسال
  • علی رضا غیاثوند* صفحه 197
    برای تدوین برنامه راهبردی یک بخش، باید محدوده محیط داخلی، افق زمانی و همچنین چشم انداز و سیاست های کلان در رابطه با آن بخش معلوم باشد تا بتوان در چارچوب آن راهبردها را تدوین نمود. تدوین راهبردها مستلزم درک واقع بینانه از محیط پیرامونی است، محیطی که صحنه رقابت و تعامل جدی عوامل بسیاری است که می توانند در سرنوشت و حیات یک سازمان نقش اساسی داشته باشند. محیط خارج پیوسته فرصت هایی را در دسترس شرکت ها و سازمان ها قرار می دهد و نیز تهدیدهایی را در مسیر حرکت آنها ایجاد می کند. بدیهی است سازمانی موفق خواهد بود که بتواند در تعامل با محیط، به موقع و به بهترین شکل از فرصت ها بهره برداری کند، تهدیدات را به فرصت مبدل سازد و یا خود را از مسیر تهدید برهاند. در این مقاله، فرصت ها و تهدیدهای بخش بر مبنای نظرخواهی از مجموعه شاغل در بخش معدن ارائه می شود. در ادامه با تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضع موجود بخش، نقاط قوت و مزیت های موجود و نیز موانع، محدودیت ها و به طور کلی نقاط ضعف داخلی برای دست یابی به اهداف راهبردی تعیین می شود. در چارچوب سیاست های کلی بخش برای دست یابی به اهداف راهبردی، نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها، مورد تجزیه و تحلیل (SWOT Analysis) قرار گرفت و در پایان راهبردهای مناسب برای دست یابی به این اهداف پیشنهاد شد.
    کلیدواژگان: چشم انداز، تجزیهSWOT، معدن، صنایع معدنی، راهبرد، ایران
  • سعیده سنماری٭، شهره حسن پور صفحه 206
    نانو فسیل های آهکی ابزاری بسیار مناسب برای تقسیمات زیست چینه ای به ویژه در کرتاسه پسین به شمار می آیند. بدین سبب و به علت نبود مطالعات دقیق فسیل شناسی در منطقه، نانوپلانکتون های آهکی در برش جنوب باختر سروستان (سازندهای ایلام و گورپی) مورد مطالعه قرار گرفت. سنگ شناسی این سازندها شامل سنگ های رسوبی مارن، آهک رسی و شیل است. بر مبنای مطالعات انجام شده 14 خانواده، 22جنس و 39 گونه از نانوفسیل های آهکی در برش جنوب باختر سروستان شناسایی و عکسبرداری شد. با توجه به گسترش چینه شناسی نانوپلانکتون های آهکی، بازه زمانی برش مورد مطالعه با زون هایCC14-CC24 از زون بندی استاندارد جهانی Sissingh (1977) هم خوانی دارد. بر پایه محدوده چینه شناسی گونه های شاخص و زیست زون های مشخص شده، سن برش مورد مطالعه از Late Coniacian-Early Santonian تا Early Maastrichtian پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: زیست چینه نگاری، سازند ایلام، سازند گورپی، نانوفسیل های آهکی، سروستان
  • مجید پورمقدم* صفحه 214
    نتایج حاصل از مطالعات میکروسکوپ الکترونی (SEM) روی نمونه های خارج شده از درون اتوکلاو که در شرایط گرمابی (دمای 200 درجه سانتی گراد و به مدت 120 ساعت) قرار داشته اند نشان دهنده تغییر ساختار نمونه ها و ایجاد سامانه تبلورهای جدید و سنتز کانی های زئولیتی کانس رینایت، آنالسیم و مرلینوییت. است. در این پژوهش که محور مطالعاتی آن پهنه زئولیتی دماوند با سن ائوسن در سازند کرج و با شرایط منشا رسوبی تشخیص داده شد، نمونه برداری از کانسار زئولیتی به طور گزینشی، و تجزیه های XRFو XRD (نمونه های خرد شده) و تهیه مقاطع نازک و آماده سازی نمونه ها، شستشو با محلول های KOH، NaOH و آمونیاک و استفاده از دستگاه های هم زن مغناطیسی، اتوکلاو، کوره (آون) و خشک کن و ایجاد شرایط گرمابی انجام شد. در پایان مقداری از بلورهای سنتزشده بدون خرد شدن توسط میکروسکوپ الکترونی با بزرگنمایی های متغیر برای تصویرسازی از بلورها و نوع بلورها و نوع فرم بلور و تجزیه نقطه ای با آشکارسازی ED Xray برای تجزیه عنصری مشاهده شد که نتایج مطالعات تغییر فاز انجام شده از زئولیت های طبیعی دماوند و سنتز کانی های زئولیتی جدید را تایید می کند که با توجه به استفاده از تغییر ساختار زئولیت های طبیعی دماوند و سنتز کانی های جدید و مدت 70 ساله سنتز زئولیت های مصنوعی در آزمایشگاه، می تواند توجیه فنی، اقتصادی برای یک پژوهش بین المللی دارای اهمیت باشد.
    کلیدواژگان: کلینوپتیلولیت طبیعی، تغییرات ساختار، میکروسکوپ الکترونی، کانس رینایت، آنالسیم، مرلینویییت
|
  • Z. Boroumand*, E. Ghasemi, Nejad, M. R. Majidifard Page 2
    The Dalichai Formation at Talu section, 24 kilometers NE of Damghan is studied Palynologically. The Middle Jurassic sediments with a thickness of 168 meters in this section contain grey to green marl and grey marly limestone. A total of 35 samples were collected systematically and 200 palynological sildes were prepared. Forty nine species of dinoflagellate cysts belonging to 30 genera were identified. A few fungal spores and foraminiferal test lining and spores and pollen grain were also recorded. Although, dinoflagellate species are abundant but all the species recorded were concentrated in lower parts of the section 0-110 meters). Two palynozones were identified; Cribroperidinium crispum Total Range Palynozone (Ccr), Dichadogonyaulax sellwoodii Interval palynozone (Dse). A local palynozone of Ctenidodinium combazii/Ctenidodinium ornatum ornatum Acme Zone were also established in the succession. An age of Bajocian – Late Callovian was proposed for the succession studied.
    Keywords: Dalichai Formation, Central Alborz, Dinoflagellate cysts, Bajocian, Callovian, Palynozone
  • H. Kouhestani, M. Ghaderi*, M. H. Emami, K. Zaw Page 10
    The breccia-hosted epithermal Ag-Au deposit of Chah Zard is located within an andesitic to rhyolitic volcanic complex in the central part of the Urumieh-Dokhtar magmatic belt. At this location, magmatic and hydrothermal activity was associated with local extensional tectonics, formed in the Dehshir-Baft strike-slip fault system. The host rocks of the volcanic complex consist of Eocene sedimentary and volcanic rocks covered by Miocene sedimentary rocks. LA-ICP-MS U–Pb zircon geochronology yields ages between 6.36±0.14 and 6.19±0.24 Ma, and a mean age of 6.23±0.16 Ma for magmatic activity at Chah Zard. Breccias and veins were formed during and after the waning stages of strong explosive eruption of magmatic-hydrothermal and phreatomagmatic brecciation events due to shallow emplacement of the rhyolite porphyry. Detailed systematic mapping leads to the recognition of three distinct breccia bodies: the volcaniclastic breccia with a dominantly clastic matrix, the gray polymict breccia with a greater proportion of hydrothermal cements, and the mono-polymict breccia with argillic groundmass matrix. The polymictic breccias generated bulk-mineable ore, whereas the volcaniclastic breccia is relatively impermeable and largely barren. Variable hydrothermal alteration occurs in outcrops, covering about 9 km2 at Chah Zard. Hydrothermal alteration assemblages are zoned around the breccias and veins, consisting of secondary quartz, illite, pyrite, adularia, chlorite, various carbonate minerals, and minor K-feldspar. Iron oxide-hydroxide, jarosite, gypsum, kaolinite, halloysite and rare alunite are the supergene alteration minerals replacing primary minerals, and filling the fractures and vugs. Precious metals occur with sulfide and sulfosalt minerals as disseminations in the veins and breccia cement. There is a progression from pyrite- dominated (stage 1) to pyrite-base metal sulfide and sulfosalt-dominated (stages 2 and 3) to base metal sulfide-dominated (stage 4) breccias and veins. Deposition of gangue minerals progressed from illite-quartz to quartz-adularia, carbonate and finally gypsum-dominated assemblages. Free gold occurs in stages 2 and 4, principally as intergrown with pyrite, quartz, chalcopyrite, galena, sphalerite, and Ag-rich tennantite-tetrahedrite; and also as inclusions in pyrite. The U-Pb zircon age of 6.19±0.24 Ma for emplacement of the rhyolitic magmas represents the maximum age of mineralization at Chah Zard. It may indicate that there was a previously unrecognized mineralization event in Urumieh-Dokhtar at this time.
    Keywords: Epithermal, Breccia, U, Pb Geochronology, Chah Zard, Urumieh, Dokhtar
  • A. Saki*, A. A. Baharifar Page 26
    Field relations and petrographical features, shows that formation of the metapelitic and carbonate rocks of Hamadan in Western Iran was poly-metamorphic. The intrusion of the Alvand Batholite (Jurassic age) into pelitic and calcareous host rocks has produced metamorphic rocks in the Cheshin area containing, sillimanite hornfels, marbles and calc-silicate rocks. Mineral assemblages in the metapelitic and calc-silicate rocks are different, peak metamorphic assemblages of these rocks respectively are garnet, biotite, staurolite, aluminosilicate minerals (kyanite/ sillimanite), muscovite and quartz but calc-silicate assemblage are garnet, diopside, wollastonite epidote and amphibole, which usually take place by contact metamorphism. Using multiple equilibria, temperature (~600-630 ºC), pressure (~2-4 kbar), and fluid composition (XCO2 as low as 0.17) have been calculated for the formation of the calc-silicated rocks. The results show good agreement with those from other metapelitic rocks. P-T results indicate that contact metamorphism conditions occur in pyroxene hornfels facies in this part of the Hamadan crust.
    Keywords: Alvand Batholite, Calc, silicate rocks, Multiple equilibria reactions, Contact metamorphic, Fluids activity
  • H. Tajeddin, E. Rastad*, A. Yaghubpur, M. Mohajel Page 34
    The Barika gold (and silver) rich-massive sulfide deposit is located 18 km east of Sardasht city, north western part of Sanandaj-Sirjan metamorphic zone. Rock units outcropped in this area are metamorphosed volcano sedimentary rocks in green schist facies, and include association of meta-andesite, meta tuffite, phyllite, and slate rocks. The Barika deposit is metamorphosed to greenschist facies, and underwent Barika shear zone- related deformation. The metamorphism/deformation events have superimposed on the synvolcanic stratiform ore and resulted in a variety of mineralogy and textures. Ore minerals in the deposit were originally composed of pyrite, sphalerite, galena, tetrahedrite- tenantite and stibnite which were deposited during synvolcanogenic hydrothermal activity. Gold probably was occurred as submicroscopic inclusions or invisible gold locked in pyrite and electrum in barite. Prograde metamorphism/deformation obliterated almost the sedimentary textures in the stratiform ore. The regional metamorphism have resulted in the development of granoblastic textures with triple junctions in pyrite which lead to migration of submicroscopic gold to the crystal boundary to form microscopic electrum. Shear zone - related deformation, lead to mobilization of metallic constituents and eventually reconcentrated them as visible electrums associated wَith sulfosalt minerals at microfractures and open spaces which have developed during the shearing deformation. Metamorphic/deformation remobilization was important in releasing refractory Au from sulfides and locally concentrating it in a recoverable form (electrum).
    Keywords: Gold, Rich VMS Deposit, Metamorphism, Deformation, Barika, Sanandaj – Sirjan
  • B. Zamani Gharechamani* Page 42
    Iranian Azerbaijan is a region in Northwest of Iran where has large active deformation and seismicity. It is located between two orogeny, Zagros in the south and Lesser Caucasus in the north. In this research geological structures and tectonic stress state of area are studied to search connection the tectonic and neotectonic of Azerbaijan. In this study the analytical method of Angelir, 2002, is used to analising the stress tensors. Also his methods, 1984 and 2004, are used to separation of stresses. Firstly it is collected seismic and field data of faults and analyzing their stress states. Then 2nd order stress field of Azarbaijan microplate is reconstructed by stress separation analysis. Also remote sensing methods helps to study of imbricate structures in the northern and southern parts of Azarbaijan microplate. The stress analysis results in this study (by analytical method, for seismic and field data) shown there are two compressional stresses (NE-SW and NW-SE directions). First stress system by NE-SW directions cause developing of three tectonic grains as Arasbaran, Ahar (Goshe Dagh) and Bozkosh fold thrust belts. But the second one (NE-SE direction stress system) cause developing of thrusts in N-S direction. Reconstruction of first order stress in relation with the tectonic grains, and structures, reduced the tectonic model of Azerbaijan plateau. In this model the (East) Azerbaijan plateau is in collision with Lesser Caucasus in north, South Caspian basin in east, and Central Iranian block in south and west. In this way reconstructed compression induced the conter-clock wise rotation to the Azerbaijan plateau.
    Keywords: Azarbaijan, Tectonic, Stress orientation, Thrusting
  • F. Farjandi*, H. Bastani Page 52
    The aims of present study are investigation of endemic plants in Masjed-Daghi area introducing hyperaccumulator and indicator plants for gold and copper, and also describe the biogeochemical response pattern over a known mineralized site, namely the “Au- Cu” mineralization at Masjed-Daghi area. Masjed_Daghi is located in Jolfa sheet and it is underlain by Eocene flysch, andesite, trachyandesite, dacite, rhyodacite, Oligocene agglomerate and Quaternary deposits. Pervious researches reported copper porphyry mineralization in this area.Considering variety of vegetation in Jolfa and Masjed_Daghi, indicator plants for Cu, Pb and Zn mineralization in the study area were investigated. Mean metal contents (ppm) and mean biological absorption coefficients for Stachys inflata are: Cd 0.13- 1.18, Cu 14.8- 1.10, Pb 5.67- 0.52, Re 0.033- 4.4 and Zn 57.4- 2.50; for Artemisia sp.: Cd 0.373-1.40, Cu 22.06- 0.19, Pb 5.801- 0.12, Re 0.197- 97 and Zn 35.51- 0.48; for Moltkia coerulea: Cd 0.15- 5, Cu 24.6- 0.78, Pb 0.48- 0.06, Re 0.348- 116 and Zn 125.5- 9.65; for Astragalus sp.: Cd 0.033- 0.37, Cu 11.44- 0.21, Pb 0.513- 0.04, Re 0.089- 53 and Zn 21.8- 0.83; for Salvia sp.: Cd 0.047- 0.55, Cu 11.04- 0.46, Pb 2.6 0.19, Re 0.091- 19 and Zn 70.43- 3.42. This study presents that plants with high metal intake enabled us to obtain invaluable information about natural concentrations of chemical elements in the substrate, and to recognize new potential areas for mineral prospecting. In this study most of these plants have mean biological absorption coefficients exceeding or near to hyperaccumulating criterion >1 for most of the elements investigated. Most of the hyperaccumulator values belong to Stachys inflata and the indicating values belong to Stachys inflata, Artemisia sp., and Salvia sp.
    Keywords: Biogeochemical explorations, Hyperaccumulator, Indicator, Biological absorption coefficient, Masjed, Daghi, Iran
  • S. M. Aleali*, H. Rahimpour, Bonab, S. R. Moussavi, Harami, D. Jahani, A. Asadi, Eskandar Page 66
    The Early Triassic carbonates of Kangan Formation are major gas reservoirs in the Southwest of Iran and the northern Persian Gulf. Facies analyses of Kangan Formation led to recognition of 13 microfacies which are related to tidal flat, lagoon, shoal and open marine environments. Examination of vertical and lateral facies changes and thire comparison with their modernand ancient counterparts, all indicate that Kangan Formation were deposited in a shallow carbonate ramp platform similar to the present day Persian Gulf. The sequence stratigraphic studies showed that the Kangan Formation consists of two third order depositional sequences (in the A and B wells), each consisting of transgressive and highstand systems tracts. The lower boundary of the first sequence is a type 1 unconformity, but other boundaries are type 2 unconformity. Typical reservoir zone in the Kangan Formation is dominated in early highstand systems tract deposits and concentrated in shoal grainstone facies. However, in this paper, typical intervals such as sequence boundaries, maximum flooding surfaces, stacking patterns and system tracts were studied. Keywords: Kangan Formation, Early Triassic, Lithofacies, Microfacies, Sequence Stratigraphy.
    Keywords: Kangan Formation, Early Triassic, Lithofacies, Microfacies, Sequence Stratigraphy
  • H. Yarahmadzahi*, M. N. Gorgij, S. A. Aghanabati, A. Saeidi Page 76
    The studied section is located west of Tabas (Rahdar Mountion) in the Kalmard Block. The newly named Chili formation, as the first rock unit of the Khan group consist mainly of arenacous limestone, limestone and dolomite and has disconformity contact with underlying lower carboniferous deposits (Padeh formation) and overlying late Yakhtashian-Early Murgabian (Sartakht formation) bauxite and laterite horizon,in this study 6 genus and 19 species of Fusulinids were recognized which could be grouped in two Biozones. The first biozone correspond to Perigondwania pamirensis Zone belonging to Late Sakmarian. The second one is comparable with Chalaroschwagerina vulgaris Zone of Early Yakhtashian age. The mentioned biozone is fairly comparable with Kalaktash assemblage already reported from Central Pamir,Karakorom, Afghanestan and south Tibet regions.
    Keywords: Biostratigraphy, Permian, Fusulinids, Central Iran
  • K. Habibi*, M. Behzadfar, A. Meshkini, S. Nazari Page 84
    Due to its geographic position and located on the World earthquake belt; Iran is always under threat from earthquakes and several shakes are recorded every year all over the country. The most recent earthquake with 6.8 degree magnitude on the Richter scale hit the city of Bam in 2003 and caused large losses of human life and infrastructure. The 2003 Bam earthquake, with more than 30,000 casualties and 10,000 injuries, was the most Destructive earthquake in the current century in Iran. We aim to recognize the main reasons causing these deterioration problems. To this end, we first conceptualize thirteen physical-spatial factors. These factors are analyzed using fuzzy logic and IHPW (Inverse Hierarchy Process Weight) within Geographical Information System. We also attempt to identify the Correlation coefficient analyses between urban vulnerability and damage using Fuzzy logic and GIS. In statistics, correlation and dependence are any of a broad class of statistical relationships between two or more random variables or observed data values. With respect to the covariance between two variables (urban vulnerability map and damage post earthquake) the correlation coefficient is calculated 0.59. The results of the model as applied to the structures of the city of Bam illustrate that a fuzzy approach is a basic tool that can be used to identify urban vulnerability and damage post earthquake incident. Its application to the problem assists in unifying relevant theories and practices.
    Keywords: Earthquake, Vulnerability, Bam, Geographical Information System (GIS), Modeling, Fuzzy Logic, IHPW Model
  • M. Ownegh*, F. Honardoust, E. Karimi Sang Chini Page 94
    That in addition to playing an educational-scientific role, it causes to touristic development. In order to introduce and evaluate geotourism potential of Quaternary phenomena in Sedimentary basin of Gorgan Plain, this study is based upon library review, consideration of previous records in regional, zonal, and national scales, field operations and photographic documentation. The results show that 75% of geotourism phenomena are in pattern and indicator level and 40% are placed in zonal site from the value and importance of each geotourism phenomenon points of view, respectively. Due to climatic changes, variety of weathering processes, zonal erosion system (Caspian-Alborz) and sea level fluctuations during Quaternary and ancient eras, Gorgan Plain has unique geomorphic evidences and landforms and natural structures such as continental, and coasteal sand dune with various forms and compositions, loess materials and ancient hills, tectonic-erosion origin lakes, mud volcanoes, meanders, and Gorgan-Rud and Ghara-Su deltas. Diversity of geotouristic phenomena of Quaternary in Gorgan Plain is absolutely prominent on national and the whole Caspian Sea basin scales and it is convertible to a zonal scale geopark.
    Keywords: Geotourism, Seasonal lake, Coasteal sand dune, Saltpan, Mud volcano, Meander, Gorgan Plain
  • A. Bayet, Goll*, R. Moussavi, Harami, A. Mahboubi Page 102
    Trace fossils are abundant in the clastic succession throughout the Shirgesht Formation of Kalmard Block, Central Iran. At certain horizons there are beds full of Cruziana and Rusophycus. This study presents an evaluation of the arthropod ichnotaxa of the Cruziana and Rusophycus from the Ordovician succession Shirgesht Formation. Apart from the broad range inmorphology and size, Cruziana from Shirgesht Formation show higher behavioral diversity using food sources than has ever been documented in a single section. It consists of a straight, or gently curved, ploughed furrow usually a few centimetres across, which is divided lengthwise into two lobes, each of which is braided transversely by a series of scratches. These vary in arrangement and profile according to ichnospecies. Overall characteristics of recognized ichnospecies suggest that with the exception of C. semiplicata, the ichnofaunas contain all the members of the Cruziana rugosa Group throughout the clastic successions in Shirgesht Formation. It consists of the five members of C. rugosa, C. furcifera, C. goldfussi C. rouaulti and C. yini. The Shirgesht Formation material therefore indicates that these arthropod ichnofossil assemblages are suitable for Cruziana ichnostratigraphy in Shirgesht Formation. Accordingly, the present assemblage could represent the Early to middle Ordovician age. The arthropod traces also, occur with other biogenic sedimentary structures in a fine to medium grained sandstone with minor mudstone interbeds of the Shirgesht Formation. The substrate composition and ichnological evidence places the arthropod ichnofossil-rich unit in the Cruziana ichnofacies.
    Keywords: Cruziana, Rusophycus, Shirgesht Formation, Ordovician, Ichnostratigraphy
  • M. Sheibi*, D. Esmaeily, J. Luc Bouchez Page 114
    The Lower Cretaceous Shir-Kuh granitic batholith in central Iran intruded to the sandstones and shales of Nayband-Shemshak Formation. The batholith consists of three main granodioritic, monzogranitic and leucogranitic units. The anisotropy of magnetic susceptibility technique (AMS) was used for distinguishing relative chronology between emplacements of the magma batches in Shir-Kuh batholith. The rather low susceptibility magnitudes (Km<400μSI) call for the dominance of biotite as magnetic carriers, considered as typical of the so-called paramagnetic granites and there is a first-order correlation between magnetic susceptibility and rock-type. The various magnetic data (magnetic lineation and foliation maps, K, P and T parameters), complemented by field and microstractural observations, allow us to propose that the two main feeders of the batholith represent tension gashes that formed at the base of the brittle crust and served as conduits for the magma. The progressive differentiation of magmas associated with petrographic zoning of the Shir Kuh Batholith is therefore viewed as progressive opening and infilling of the En echelon gashes more or less parallel to the regional dextral shear zone. The filling started with granodiorites, followed with monzogranites and ended with leucogranites and resulted in the construction of the batholith.
    Keywords: Anisotropy of Magnetic Susceptibility, Microstructure, Batholith, Shir, Kuh
  • A. Abbaszadeh Shahri*, K. Behzadafshar, K. Mehdizadeh Farsad, R. Rajablou Page 124
    The aim of this paper is the assessment of the effects of seismic loads on the earth dam for design purposes by developed graphical user interface computer software by authors. The Ghohoord earth dam in Hamedan province which is located in a high seismic zone named as Sanandaj-Sirdjan seismotectonic province is used as a case study. A seismic geotechnical based method of analysis was used by employing a designed and developed computer code, with earthquake record analysis for evaluation of 1D site response, thereby saving computational time and increase the accuracy of results. The records were determined based on Building and Housing Research Center web site of Iran. This method and its modeling is being implemented using the combination of several computer codes with MATLAB programming tool. Data used in this study are include of geologic maps, an elevation model, borehole data, shear wave velocities and ground motion records. The obtained results showed the ability and capability of the generated code for reaching to the aim of paper. The ultimate results were indicating the reliability and capability of generated code in seismic site response analysis.
    Keywords: Ghohoord earth dam, Site characterization, Geotechnical investigation
  • M. Ramazani*, M. R. Ghassemi, A. Zanchi, M. R. Sheikholeslami Page 134
    The Dare Anjir and Fariman complexes in NE of Iran are considered as remnants. These complexes considering were located close to Palaeotethys suture zone, and thus they record its structural evolution. considering structural and petrological evidences and against previous opinions that considered Fariman complex as an accretionary wedge, these complexes seem to be remnants of a magmatic arc that formed as a result of subduction of the Palaeotethys beneath Turan plate in Permian-Triassic. Fariman complex may be divided into upper and lower parts. At least two deformation phases may be recognized in upper part of the Fariman complex. second deformation phase caused creation fault propagation folds, and probably was coeval with main deformation phase of Eo-Cimmerian that affected Aghdarband basin. Deformation style in Fariman and DareAnjir complex is compatible with strain partitioning proposed for Aghdarband transpressional zone as a result of oblique convergence between Iran and Turan during Eo-Cimmerian event.
    Keywords: Fariman complex, Dare Anjir complex, Palaeotethys, Magmatic arc, Eo, Cimmerian
  • H. Vaziri, Moghaddam*, A. Safari, S. Shahriari, A. Khazaei, A. Taheri Page 144
    In order to study the biostratigraphy and palaeoecology of the Maestichtian deposits (Tarbur and Gurpi formations) in High Zagros, Gardbishe section in south of Borojen was selected. The Tarbur deposits in this region are mainly composed of carbonate and clastic a rock which has been overlaind by Gurpi Formation. The lower contact of this formation is lower red unit as conformable contact. The Gurpi Formation is lithologically composed of marl which has been overlaind as a disconformable contact by Shahbazan dolomites. The biostratigrphic data based on benthic and planktonic foraminifera and rudists represents the late Maestrichtian age for the section. Two biozones were identified in Maestrichtian deposits including: Omphalocyclus-Loftusia assemblage zone, Contusatruncana contusa-Recemiguembelina fructicasa zone. In general, the suitable environmental conditions for diversity, frequency and increase in size of some fossils such as Loftusia and in the absence of some other fossils such as Orbitoides and Lepidorbitoides in this region can be related to augmentation of nutrients and entering the detrital and silica sediments due to river injection and runoff and consequently to the eutrophic conditions formed in the basin.
    Keywords: Tarbur Formation, Biostratigraphy, Late Maestrichtian, Rudist, Eutrophic
  • L. Amini, Gh. H. Shamanian*, Sh. Shataee, M. Azimmohseni Page 164
    Grade control and ore quality determination has always been considered a challenging task for geologists and mining engineers. Ore quality is dependent on various factors such as size and geometry of a deposit, geological disturbances, and texture and ore mineralogical composition. Determination of factors which control ore grade and prediction of a suitable area are very important in terms of economics and productivity of mining operations. This study has tried to develop spatial and statistical analyses for evaluating ore quality and recognition of ore grade influencing factors at Jajarm Bauxite Mine. Through incorporating topographic, geologic and geochemical data, the effects of faults, elevation and depth on the ore grade and module (wt% Al2O3/Wt% SiO2 ratio) has been assessed. The results showed that the amounts of Al2O3 and module increased as we get closer to the faults. Furthermore, there was not any effect of faults type and strike on grade and module. A negative correlation between both elevation and depth with the amounts of Al2O3 and module indicates ore quality improvement in lowlands and shallow depths. Thus, the combination of geographic information system (GIS) methods and multivariate statistical analyses might be more efficient in geo-spatial assessments.
    Keywords: Bauxite, Ore quality, Grade, Module, Spatial Analyses, Statistical Analyses, Jajarm
  • M. Basiri *, H. Nazari, M. Foroutan, S. Solaymani Azad, M. A. Shokri, M. Talebian, M. Ghorashi, B. Oveisi, M. J.Bolourchi, A. Rashidi Page 172
    The Golbaf area in Kerman province (SE Iran) has experienced five earthquake of Mw 5.4 7.1 between 1981 and 1998. Occurrences of these earthquakes in seventeen years time interval indicate that occurrences of earthquakes on the Golbaf (Gowk) fault system have a clustering model. In this study we use morphotectonical and paleoseismological evidences to show that seismic behavior of this fault in the past has a clustering model in some time intervals. For this purpose at the first near-field morphotectonical analysis performed using real time kinematics (RTK) GPS survey and digital elevation model and digital topographic map of surface ruptures of past earthquake prepared with high accuracy. Detail analyzing of this model indicate that the rake angle of Golbaf fault is about 10 degree. This result is in agreement with rake angle calculated from seismological methods and also observations of slickenlines on rupture plans that show dominant right lateral strike slip mechanism of the Golbaf fault. According to the paleoseismological investigations which were associated with digging a trench perpendicular to the Golbaf fault indentified four Paleoearthquake with magnitudes of Mw>6.6. By using some of empirical relationship, maximum magnitude of oldest Paleoearthquake calculated about Mw 8.2 that it is unbelievable and show similar to today that occurred five earthquake during short time interval on this fault, occurrence of earthquake in the past on some of time interval have clustering model so that occurred a lot of big earthquake in short time interval that there was not enough opportunity for sedimentation and record of evidences of this earthquake separately.
    Keywords: Golbaf fault system, Clustering pattern, Paleoseismology, Morphotectonics, Paleoearthquake
  • M. E. Moslempour*, M. Khalatbari, Jafari, T. Morishita, M. Ghaderi Page 181
    Mantle sequences exposed in west of Fannuj- Maskutan area comprise of lherzolite and porphyroclastic cpx-bearing harzburgite in the lower part and recrystallized fine-grained lherzolite with chromitite lenses in the upper parts of the sequence. Petrography studies and microprobe data show evidence of melt/peridotite interactions, post-melting processes and subsolidus interactions associated with the appearance of two generations of deformed primary pyroxene-olivine and fine-grained pyroxene-olivine amphibole neoblasts. Second generation of minerals formed as inclusion, interstitial and fine-grained. These two groups of minerals have different geochemical characteristics, i.e., the first group are comparable with abyssal peridotites and the second group are comparable to suprasubduction peridotites. Therefore, the chemical compositions of different generations of minerals show different petrogenesis for ultramafic rocks of the Fannuj- Maskutan ophiolitie complex. Interpretation of whole rock chemical data indicate that these rocks have a depleted MORB mantle source which underwent 5-15% partial melting. Rare earth element patterns normalized with chondrite standard values and compared with patterns of depleted MORB mantle (DMM), indicate enrichment in LREE/MREE ration and show U-shape patterns. Thus, the peridotites of the Fannuj-Maskutan ophiolitie have experienced multistage evolution and show characteristics of abyssal environment to suprasubduction zone. It might be said that transition from abyssal environment to suprasubduction has been affected by fluids derived from the subducted slab.
    Keywords: Makran, Neo, Tethys, Peridotite, MORB, Mantle section, Supra, subduction zone (SSZ), Abyssal
  • A.R. Ghiasvand* Page 197
    In order to provide a strategic plan for any sector, the internal factors, the required timeframe and the related visions and policies should be studied. Strategy development requires a realistic view of the surrounding environment, in which the competition and challenges rule the future of any organization. The outside world continuously, provides opportunities and imposes threats for the companies and organizations. For the organizations to be successful, they should optimize the existing opportunities and advert the threats to opportunities. This paper focuses on the opportunities and threats within the mining sector. Having analyzed and interpreted the existing conditions, the opportunities, threats and in general, the weaknesses of the mine sector are recognized and the strategic planning for achieving the targets and visions will be prepared.
    Keywords: Landscape, SWOT analysis, Mine, Mineral Industries, Strategy, Iran
  • S. Senemari *, Sh. Hasanpour Page 206
    Calcareous Nannofossils are good tool for biostratigraphy, especially in the Late Cretaceous. With respect to this and due to the lack of any precise paleontological study, the calcareous nannofossils of Ilam and Gurpi Formations were investigated in the Southwestern Sarvestan. These Formations consists of marl, clay limestone and shale. In this study, for the first time, 14 families, 22 genera and 39 species of nannofossils were identified. Based on the information obtained on nannofossils, the section is aged at Late Coniacian-Early Santonian to Early Maastrichtian corresponding to CC14-CC24 zones (Sissingh, 1977).
    Keywords: Biostratigraphy, Ilam Formation, Gurpi Formation, Calcareous Nannofossils, Sarvestan
  • M. Pour Moghadam* Page 214
    The results of studies of Electronic Microscope (SEM) on the samples which came out of the autoclave, which has been under hydrothermal in Karaj, Sazand and was diagnosed with sedimentary genes. Measures, such as selective sampling of Zeolit minerals and XRF & XRD (broken samples), analysis and supplying thin pieces and preparing samples, washing with KOH & NaOH & Ammonia liquids, using magnetic stirring machines, autoclave, furnace and drier, and creating hydrothermal condition was done and finally, with electronic microscope and variable magnification, we watch an amount of synthesized crystals without breaking them, in order to picturing the crystals, type and form of them and point analysis via ED X-ray to elemental analysis. The results of the studies shows confirmation of changes to accomplished phase from natural Zeolit of Damavand and synthesis of Zeolit minerals that considering using changes of natural Zeolit structure of Damavand and synthesis of new minerals, with 70 years artificial Zeolits synthesis in labs, as a technical and economical justification for an international research, is very important.
    Keywords: Natural clinoptilolite, Restructuring, Electron microscopy, Cancrinite, Analsyme, Merlinoeite