فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 14 (1392)
  • ویژه نامه آموزش بهداشت
  • تاریخ انتشار: 1392/12/22
  • تعداد عناوین: 25
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • مرضیه افشاری، آذر طل، محمدحسین تقدیسی*، کمال اعظم صفحات 1697-1707
    مقدمه
    پای دیابتی به عنوان یکی از عوارض دیررس دیابت است که هزینه زیادی را به سیستم سلامت کشورها تحمیل می نماید. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی ترکیبی مبتنی بر مدل بزنف بر مراقبت از پا در بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به کلینیک دیابت شهرستان سمیرم طراحی و اجرا شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که 164 بیمار واجد شرایط با انجام تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و مقایسه وارد مطالعه شدند. روش جمع آوری داده ها، بر اساس پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر سازه های مدل بزنف بود. پس آزمون در دو مرحله، 3 و 6 ماه بعد از مداخله آموزشی انجام گردید.داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSSنسخه 11/5 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت.سطح معنی داری در ین مطالعه کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در گروه مداخله قبل، سه ماه و شش ماه بعد از آموزش متغیر های آگاهی، اعتقادات رفتاری، نگرش، قصد رفتار، عوامل قادر کننده و عملکرد تفاوت معنی داری داشت(P <0.05). در گروه مقایسه این متغیرها اختلاف آماری معنی داری نشان ندادند (P>0.05).
    متغیر هنجارهای انتزاعی در مراحل قبل، سه و شش ماه بعد از آموزش دردو گروه اختلاف آماری معنی داری نداشت(P>0.05).
    نتیجه گیری
    آموزش مبتنی بر مدل بزنف در ارتقاء رفتار مراقبت از پا در بیماران دیابتی موثر می باشد. بنابر این اجراء برنامه های آموزشی مبتنی براین مدل در کلینیک های دیابت پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، مداخله آموزشی، مدل بزنف، مراقبت از پا
  • فاطمه رضایی*، هدایت الله عسگری، محمدحسین یارمحمدیان صفحات 1708-1716
    مقدمه
    کیفیت مهارت های ارتباطی ارائه دهندگان خدمات بهداشتی درمانی تاثیر قابل توجهی بر نتایج درمانی بیماران دارد. تحقیق حاضر به بررسی رابطه بکارگیری مهارت های ارتباطی در میزان رضایت مندی بیماران در درمانگاه های یکی از بیمارستانهای آموزشی استان اصفهان می پردازد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی – تحلیلی است و ابزار آن چک لیست استاندارد رضایت سنجی بیمار و چک لیست محقق ساخته مهارت برقراری ارتباط موثر بود. چک لیست توسط محقق در درمانگاه توسط بیماران یا همراهان آنها تکمیل گردید و به صورت تصادفی منظم نمونه گیری شد. چک لیست محقق ساخته مهارت برقراری ارتباط موثر با روایی صوری،ساختار و محتوا و پایایی(87% = α) مورد تایید کارشناسان خبره قرار گرفت وپس از پاسخگویی بیماران بعد از ویزیت پزشک جمع آوری و با نرم افزار spss16و محاسبه ضریب همبستگی 2α و پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    مطالعه نشان داد که بین بکارگیری مهارت های ارتباطی در پنج حیطه کلامی، زبان بدن، شنود موثر، برقراری، رعایت حریم خصوصی بیمار و مشارکت بیمار بع جزارتباط چشمیبا رضایت بیمار از پزشک ارتباط معنا دار(P-value < 0.05)وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بکارگیری مهارت های ارتباطی توسط پزشکان ارتباط مستقیم با رضایت بیماران دارد و باعث افزایش پذیرش و مقبولیت پزشک از طرف بیمار می شود.لذا پیشنهاد می شود دربرنامه های آموزش های مداوم جامعه پزشکی فرصتی برای ارتقاء مهارتهای ارتباطی در کنار مهارت های بالینی فراهم شود.
    کلیدواژگان: مهارت ارتباطی، پزشک، رضایتمندی، گیرندگان خدمت
  • سحر خانجی وشکی، راشین رجایی، اکرم صدیقی، مرضیه شاه سیاه*، منصوره زارعان صفحات 1717-1725
    مقدمه
    ازدواج، یک نهاد اجتماعی است که پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می دهد. آن چه که در ازدواج مهم است سازگاری زناشویی و رضایت از ازدواج می باشد. سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع، احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. سازگاری در ازدواج از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک یکدیگر و ارضای نیازها ایجاد می شود. هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی با استفاده از رویکرد ارتباط درمانی بر سازگاری زناشویی زنان شهر قم بوده است.
    روش ها
    این پژوهش نیمه تجربی است و از روش پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان خود مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده شهر قم در سال 90-91 بودند. روش نمونه گیری در این تحقیق از نوع نمونه گیری داوطلبانه است و60 نفر از زنان به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک و مقیاس سازگاری زناشویی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش در تحلیل کوواریانس نشان داد رویکرد ارتیاط درمانی بر ابعاد رضایت زناشویی(05/0 P<، 01/3=F) همبستگی دونفره (P<0.05، F=13.26)، توافق دو نفری (P<0.05، F=2.62) و ابراز محبت (P<0.05، F=5.88) تاثیر معنی دار داشته است ولی در سازگاری زناشویی (P>0.05، F=2.04) تاثیرنداشته است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش و اهمیت ارتباطات در رابطه همسران، این رویکرد می تواند با برطرف کردن موانع باعث بهبود و ارتقاء سازگاری زناشویی شود.
    کلیدواژگان: آموزش گروهی، ارتباط درمانی، سازگاری زناشویی، زنان
  • نسیم رسولی، زهره قمری زارع*، زهرا پورفرزاد، مرجان رسولی، سیامک محبی صفحات 1726-1734
    مقدمه
    مطالعات نشان می دهد که درصدهای متفاوتی از پرستاران به انواع اختلالات و مشکلات روان شناختی مبتلا می باشند. ارتقاء سلامت روان مستلزم شناخت عوامل مرتبط با آن به منظور ترویج عوامل موثر و رفع فاکتورهای سو است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی همبستگی عملکرد انگیزشی سرپرستاران با سلامت روان پرستاران بیمارستان های آموزشی قم می باشد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی و همبستگی است. 257 نفر از پرستاران سه بیمارستان آموزشی قم به روش نمونه گیری در دسترس در سال 1392 مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته ارزشیابی نحوه عملکرد انگیزشی سرپرستاران و پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی 28سوالی(GHQ-28) با روش نمره گذاری لیکرت و نمره برش 23 بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) تحت نرم افزار SPSS نسخه 16مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد 45/1٪ پرستاران دارای سلامت روان و 54/9٪ در معرض اختلالات روان بوده اند. میانگین نمرات پرستاران در مقیاس اختلال در عملکرد اجتماعی نسبت به دیگر موارد بالاتر بود. نحوه عملکرد انگیزشی سرپرستاران از دیدگاه پرستاران در 37/3% موارد خوب و در 19/5% موارد ضعیف ارزشیابی شد. همچنین نتایج نشان داد بین اختلالات روان پرستاران و تمامی زیر مقیاس ها با نحوه عملکرد انگیزشی سرپرستاران رابطه معکوس، ولی غیر معنی دار وجود داشت (0/05 < P).
    نتیجه گیری
    نقش انگیزشی سرپرستاران در ارتقا سلامت روان پرستاران موثر است ولی کافی نیست. حمایت بیشتر مدیران بیمارستان ها و سیستم های بهداشت و درمان کشور جهت برنامه ریزی اصولی با هدف پیشگیری، معاینات دوره ای و درمان اختلالات روانی، لازم و ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: عملکرد انگیزشی، سلامت روان، سرپرستار، پرستار
  • علی رمضانخانی، کبری دوستی فر*، سعید متصدی زرندی، طیبه مرعشی، نزهت شاکری، مهنوش رئیسی صفحات 1735-1745
    مقدمه
    پدیده گرد و غبار به دلیل ایجاد آثار نامطلوب بر سلامت یکی از مهم ترین نگرانی های بهداشتی است؛ این پدیده در اکثر مواقع سال شهر اهواز را با مشکلات جدی مواجه کرده است. معمولا در هر جامعه ای تعداد مدارس در مقایسه با مراکز بهداشتی بیشتر است که به راحتی می توان از آنها در جهت ایجاد، آموزش و ترویج بهداشت استفاده کرد بنابراین این مطالعه با هدف تعیین آگاهی، نگرش و رفتار آموزگاران در مورد رفتارهای محافظت کننده در مواجهه با پدیده گرد و غبار بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی تعداد 200 آموزگار زن مدارس ابتدایی دخترانه شهر اهواز مورد تحقیق قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته چند قسمتی شامل اطلاعات فردی، آگاهی، ادراکات و رفتار بود که روایی و پایایی آن قبل از مطالعه بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون های کای اسکوئر، ضریب همبستگی پیرسون و ANOVA در سطح معنی داری P< 0/05 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش 39/76 ± 6/97 سال بود. میانگین نمره رفتار 33/56 ± 4/45 به دست آمد. میانگین حساسیت درک شده 27/2 ± 2/66، شدت درک شده 28/89 ± 2/19، منافع درک شده 28/42 ± 2/9، موانع درک شده 16/18 ± 4/56 و خودکارآمدی درک شده 34/2 ± 79/12 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    طراحی و اجرای برنامه های مختلف آموزشی و مداخله ای در مدارس در ارتقای آگاهی در زمینه رفتارهای محافظت کننده در مقابل ذرات گرد و غبار ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، آگاهی، نگرش، رفتار محافظت کننده، الگوی اعتقاد بهداشتی، گرد و غبار، آموزگاران
  • سحر سابوته، حسین شهنازی، غلامرضا شریفی راد*، اکبر حسن زاده صفحات 1746-1756
    مقدمه
    بارداری برای زن و خانواده او یک تجربه منحصر به فرد است. تغییرات فیزیولوژیک ناشی از بارداری علاوه بر جسم، روح و روان زن باردار را هم تحت تاثیر قرار می دهند. بنابراین خلق مادر تغییر کرده و احساسات کلی اضطراب در این دوران شایعند. با توجه به عوارض نامطلوب و جبران ناپذیر اضطراب بر مادر، جنین و پیامد بارداری، این مطالعه با هدف بررسی اضطراب در زنان باردار نخست زا مبتنی بر سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی می باشد. جامعه پژوهش در این مطالعه شامل 88 زن باردار نخست زای مراجعه کننده به درمانگاه های بهداشتی شهرستان دورود بودند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات بر اساس یک پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده وارد نرم افزار SPSS نسخه 20شده و با آزمون های آماری؛ T مستقل، همبستگی اسپیرمن، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنی داری کمتر از 0/05 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمره آگاهی در خصوص اضطراب در زنان باردار نخست زا 31.1± 24.05بود. همچنین در زنان باردار مورد بررسی؛ میانگین نمره حساسیت درک شده 35.5±29.90، شدت درک شده 29.03±29.36، منافع درک شده 42.49 ±26.44، موانع درک شده 31/38±24/24، خودکارآمدی 30.07±31.94، راهنمای عمل 33/09± 22/ 22 و عملکرد 29.88±40.21، به دست آمد. بر اساس نتایج این پژوهش، ارتباط معنی داری بین آگاهی زنان باردار نخست زا و سن آنها مشاهده شد. همچنین بین میزان تحصیلات و وضعیت اشتغال این زنان با سازه راهنمای عمل ارتباط معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه میزان آگاهی و نمرات پایینی را در سازه های مدل و همچنین عملکرد زنان باردار در خصوص اضطراب نشان داد و با توجه به اینکه بررسی اضطراب در بارداری به سبب بروز عوارض مختلف و جبران ناپذیر آن با اهمیت است، پیشنهاد می شود مسوولین مربوطه در طراحی و اجرای برنامه های آموزشی بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی جهت کاهش اضطراب بارداری تلاش نمایند.
    کلیدواژگان: اضطراب، مدل اعتقاد بهداشتی، زنان باردار نخست زا
  • مهدی میرزایی علویجه، سید سعید مظلومی*، سید مجتبی یاسینی، محسن عسکرشاهی صفحات 1757-1764
    مقدمه
    خانواده به عنوان محل پایه ریزی شخصیت فرزندان نقش بسیار مهمی در پیشگیری از آسیب های اجتماعی، من جمله اعتیاد به مواد مخدر دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش هنجارهای ذهنی، اعتقادات هنجاری و انگیزه های اطاعت پدران در پیشگیری از گرایش فرزندان به مواد اعتیاد آور صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- مقطعی در بین 180 نفر از پدران شهر یزد انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه در سه بخش؛ هفت سوال جمعیت شناختی و زمینه ای، چهار گویه هنجارهای ذهنی (0/78=α) چهار گویه عقاید هنجاری (0/81=α) و چهار گویه انگیزه برای اطاعت (0/88=α) بود که به صورت خود گزارش دهی تکمیل می شد. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و با استفاده از آزمون های تی تست مستقل، آنووا، آنالیز رگرسیون خطی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    محدوده سن شرکت کنندگان 30 الی 59 سال با میانگین40.38±5.34بود.
    22/8٪ دارای سابقه اعتیاد در خانواده و دوستان خود را گزارش کردند. در بخش هنجارهای ذهنی و اعتقادات هنجاری، تایید همسر و در قسمت انگیزه، اطاعت از بهترین دوستان امتیاز بالاتر کسب شد. در سازه های هنجارهای ذهنی، اعتقادات هنجاری و انگیزه اطاعت به ترتیب 78/2، 68/6 و 70/5٪ از حداکثر نمره قابل اکتساب کسب شد. پدران با سطح تحصیلات لیسانس و کارمند از انگیزه اطاعت بالاتری برخوردار بودند. اعتقادات هنجاری پیشگویی کننده قوی تر نسبت به انگیزه اطاعت بود و 42٪ از واریانس هنجارهای ذهنی را پیشگویی نمود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد در تهیه و اجرای برنامه های آموزشی در خصوص ترغیب پدران به انجام رفتارهای پیشگیری کننده از گرایش فرزندان به مواد اعتیاد آور تاکید بر نقش همسران و دوستان به تواند نتایج سودمندی را به دنبال داشته باشد.
    کلیدواژگان: عقاید، نگرش، هنجارهای ذهنی، اعتیاد، والدین، پیشگیری
  • سکینه رخشنده رو، علی رمضانخانی، یدالله محرابی، محتشم غفاری* صفحات 1765-1773
    مقدمه
    مطالعات متعددی مصرف کم میوه و سبزی را در نوجوانان گزارش کرده اند که مهارت به عنوان یکی از تعیین کننده های این رفتار محسوب می شود. این مطالعه با هدف بررسی مهارت نوجوانان تهرانی در زمینه مصرف میوه و سبزی در سال 1391 انجام شده است.
    روش ها
    پژوهش حاضر، یک مطالعه مقطعی (Cross-sectional) از نوع توصیفی - تحلیلی می باشد. در این تحقیق 500 نفر از نوجوانان 14-11 ساله شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی چند مرحله ای بود. معیار انتخاب نمونه ها، داشتن 14-11 سال سن و رضایت آگاهانه و مشارکت داوطلبانه دانش آموز در مطالعه بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر مشخصات دموگرافیک و سوالات مهارت بود که روایی صوری و محتوایی آن بررسی شده و پایایی نیز به روش همسانی درونی(α =0.67) سنجیده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزارSPSS 18 (آمار توصیفی، آزمون های t، کای دو و آنالیز واریانس یک طرفه) استفاده گردید.
    یافته ها
    ارتباط معنی داری بین جنس، شغل پدر و شغل مادر با مهارت نوجوانان در خصوص مصرف میوه و سبزی مشاهده نشد. همچنین ارتباط معنی داری بین سطح تحصیلات مادر و منطقه سکونت افراد با مهارت وجود داشت، اما در خصوص سن این ارتباط معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    طراحی و اجرای مداخلات توانمندسازی و مهارت سازی نوجوانان در خصوص مصرف میوه و سبزی با مشارکت دانش آموزان، خانواده ها و معلمان توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: مصرف میوه و سبزی، مهارت، نوجوانان
  • عزیز کامران، غلامرضا شریفی راد*، سیامک محبی، بهزاد محکی، سهراب ایرانپور، امین الله علیزاده صفحات 1774-1785
    مقدمه
    ابزارهای اندازه گیری طراحی شده در مطالعات برای اطمینان از دستیابی به اهداف در نظر گرفته شده، باید مورد ارزشیابی قرار گیرند. مطالعه حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی پرسشنامه طراحی شده برای سنجش آگاهی تغذیه ای و ادراکات بیماری در بیماران پرفشاری خون انجام گرفته است.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی- مقطعی پرسشنامه طراحی شده با بهره گیری از نظرات 11 عضو هیات علمی با سابقه و صاحب نظر و همچنین 671 پرسشنامه تکمیل شده توسط بیماران پرفشاری خون روستایی در سال 1392 مورد ارزیابی قرار گرفت. برای بررسی پایایی از شیوه همسانی درونی (آلفای کرونباخ)، دونیمه سازی و کودرریچاردسون استفاده و روایی (اعتبار) پرسشنامه مزبور به شیوه روایی محتوا و سازه ای بررسی گردید. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 18 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج ضریب اسپیرمن براون، آلفای کرونباخ، گاتمن و کودرریچاردسون در پرسشنامه در حد مطلوب و نشانگر رضایت بخش بودن پایایی این پرسشنامه است. سوالات پرسشنامه همبستگی بالایی با نمره کل دارند و بررسی همسانی درونی سوالات نشان می دهد که سوالات پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. در تحلیل عاملی، تمامی سوالات پرسشنامه دارای بار عاملی قابل قبول بودند و بر پایه تحلیل عاملی همه سوالات پرسشنامه مهم بوده و دارای روایی سازه مناسب می باشند. همچنین این پرسشنامه با ضریب روایی بالای 0/9 مورد تایید اساتید بود.
    نتیجه گیری
    پرسشنامه طراحی شده از خصوصیات روان سنجی مناسب برای اندازه گیری متغییرهای مدنظر در بیماران پرفشاری خون برخوردار است. پایایی و روایی پرسشنامه مطلوب و ساختار کلی سوالات مورد تایید قرار گرفت.
    کلیدواژگان: ادراک، آگاهی، پرسشنامه، روایی، پایایی
  • غلامرضا شریفی راد، لیلا ربیعی، سعید حمیدی زاده، نسیم بهرامی، محمدرضا رشیدی نوش آبادی، رضا مسعودی* صفحات 1786-1796
    مقدمه
    سندرم پیش از قاعدگی یک اختلال روانی – عصبی – غددی است که سبب اختلال در ارتباطات، مختل شدن فعالیت های طبیعی، کم تحرکی، بی انگیزگی و کاهش دقت در انجام کارهای فرد می شود و در صورتی که شدت علایم و نشانه های آن زیاد باشد شیوه زندگی، آسایش و سلامت فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. این سندرم به عنوان یک بیماری با ایجاد تغییراتی در مشخصات فردی و رفتاری دانشجویان دختر، تاثیر مهمی بر عملکرد تحصیلی آنان دارد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه آرام سازی پیش رونده عضلانی بر پارامترهای افسردگی، اضطراب و استرس دانشجویان دختر با سندرم پیش از قاعدگی ساکن خوابگاه در دانشگاه اصفهان انجام پذیرفت.
    روش ها
    مطالعه حاضر مداخله ای نیمه تجربی است، که درسال تحصیلی1390-1391 در خوابگاه های دانشگاه اصفهان انجام گرفت.آزمودنی های پژوهش 64 دانشجوی ساکن خوابگاه بودند که در 2 گروه آزمون (32 نفر) و شاهد (32 نفر) به صورت تصادفی تخصیص یافتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، غربالگری سندرم پیش از قاعدگی (PSST) و DASS21 بود. برنامه آرام سازی پیش رونده عضلانی طی 6 جلسه در گروه آزمون اجرا شد و پس از 6 هفته در دو گروه پس آزمون به عمل آمد. اطلاعات حاصله با استفاده ازآزمون های آماری تی مستقل، آزمون آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات،کای اسکوئر و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    آزمون آماری کای اسکوئر و من ویتنی اختلاف معنی داری را از نظر متغیرهای دموگرافیکی بین دو گروه آزمون و شاهد نشان نداد. آزمون آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات نشان داد که بین میانگین نمره سندرم پیش از قاعدگی قبل، بلافاصله و 2 ماه پس از مداخله در گروه شاهد اختلاف معنی داری وجود ندارد (P>0.05)، اما میانگین نمره سندرم پیش از قاعدگی در گروه آزمون را در زمان های مختلف دارای اختلاف معنی دار نشان داد (P<0.05). آزمون T مستقل نشان داد میانگین نمره اضطراب و استرس در زمینه سندرم پیش از قاعدگی دانشجویان در دو گروه، قبل از مداخله اختلاف معنی داری ندارند، اما بلافاصله و 2 ماه بعد از آموزش میانگین نمره اضطراب در گروه آزمون به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). در مورد نمره افسردگی در زمینه سندرم پیش از قاعدگی در دانشجویان، آزمون T مستقل قبل از آموزش در دو گروه اختلاف معنی داری را نشان نداد. همچنین 2 ماه بعد از آموزش علی رغم کاهش نمره افسردگی در گروه مورد این اختلاف معنی دار نبود (P=0.09).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصله از پژوهش حاضر نشان داد اجرای برنامه های آرام سازی پیش رونده عضلانی در دانشجویان دختر دارای علایم سندرم قاعدگی، منجر به کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی آنان شده است. با توجه به اینکه این دوره یکی از حساس ترین دوره های زندگی هر جنس مونث است و فرد توام با ناتوانی در انجام عملکرد اجتماعی و تحصیلی مواجه استواز سویی دیگر با توجه به ماهیت اینگونه برنامه ها که در عین ارزان و ایمن بودن، کارا و اثربخش نیز می باشند، اجرای آن را در جهت کنترل افسردگی، اضطراب و استرس دختران دانشجو توصیه می نماییم.
    کلیدواژگان: برنامه آرام سازی پیش رونده عضلانی، سندرم پیش از قاعدگی، افسردگی، استرس، اضطراب، دانشجویان
  • محمود کریمی*، ایرج ضاربان، شمس الدین نیکنامی، علیرضا حیدرنیا، فاطمه رخشانی، جلیل کوهپایه زاد اصفهانی، حمید برداران صفحات 1797-18805
    مقدمه
    خود مراقبتی نقش مهمی در مدیریت موفق دیابت دارد، بنابراین برای کارکنان بهداشتی شناسایی عوامل موثر در خود مراقبتی بیماران دیابتی بسیار مهم است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش گویی کننده های خود مراقبتی و عوامل موثر بر آن در میان بیماران زن دیابتی زاهدان بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی انجام شده است.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی 180 بیمار زن دیابتی مراجعه کننده به مرکز دیابت زاهدان به روش چند مرحله ای انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای شامل سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و رفتارهای خود مراقبتی بیماران دیابتی بود که روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفت و به روش مصاحبه با بیماران تکمیل گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون تی مستقل و رگرسیون چندگانه در سطح معنی داری کمتر از 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین سنی شرکت کننده ها 47/24با انحراف معیار 7/1616/7 بود. خودکارآمدی، منافع و موانع درک شده پیشگویی کننده های معنی دار برای خود مراقبتی بودند و سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در مجموع 33% از واریانس رفتار خود مراقبتی را توضیح می دادند. نتایج همچنین نشان داد که خود کارآمدی (ß =0.37) مهمترین پیشگویی کننده است.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه، رابطه بین منافع، موانع و خود کارآمدی درک شده با رفتارهای خود مراقبتی در بیماران دیابتی را تایید می کند، بنابراین ضرورت تقویت این سازه ها به خصوص در بیمارانی که در این حوزه ضعیف تر هستند پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: دیابت، مدل اعتقاد بهداشتی، رفتارهای خود مراقبتی
  • سید همام الدین جوادزاده، مهنوش رئیسی، غلامرضا شریفی راد*، فیروزه مصطفوی، الهه توسلی صفحات 1806-1814
    مقدمه
    پیشگیری ثانویه در سرطان کولورکتال امکان درمان و جلوگیری از پیشرفت بیماری را فراهم می کند. تست خون مخفی در مدفوع به دلیل سهولت انجام و همچنین هزینه اندک، بر دیگر روش های غربالگری این بیماری اولویت دارد و انجام هرساله آن برای همه افراد بالای 50 سال توصیه شده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین موانع مراجعه جهت انجام تست خون مخفی در مدفوع از دیدگاه افراد بالای 50 سال شهر اصفهان صورت پذیرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع مورد شاهدی است که بر روی 196 نفر از افراد بالای 50 سال شهر اصفهان انجام شد. دو گروه از افراد در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند: نخست افراد مراجعه کننده به آزمایشگاه جهت انجام تست خون مخفی در مدفوع و گروه دوم افراد غیر مراجعه کننده به آزمایشگاه. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه استاندارد شده جمع آوری شد. داده های حاصله از طریق نرم افزار SPSS و بکارگیری آزمون های آماری توصیفی و تی تست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نمره موانع درک شده در گروه نخست 40/09 و برای گروه غیر مراجعه کننده به آزمایشگاه 56/54 بود(p<0.001). همچنین افرادی از کل جمعیت که سابقه انجام تست در سال گذشته را داشتند با میانگین نمره 35/04در مقایسه با سایرین با میانگین 56/14، موانع کمتری را گزارش نمودند (p<0.001). بیشترین موانع ذکر شده توسط گروهی از افراد که به آزمایشگاه ها مراجعه ننموده بودند شامل: کمبود اطلاعات، ترس از تشخیص سرطان، عدم اولویت زمانی برای انجام این تست و عدم توصیه پزشک گزارش شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این پژوهش اطلاع رسانی در سطح جامعه در مورد سرطان کولورکتال و همچنین ضرورت انجام تستهای غربالگری، بعلاوه ایجاد تسهیلات لازم جهت افزایش مشارکت افراد در انجام این مهم باید مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان کولورکتال، موانع، افراد در معرض خطر متوسط
  • محمدحسین باقیانی مقدم، سعیده نوروزی*، محمدعلی مروتی، علی نوروزی صفحات 1815-1828
    مقدمه
    برنامه فرزندپروری مثبت بارویکرد فرآیند عمل بهداشتی برای والدین کودکانی که در معرض ابتلا به اختلالات رفتاری و عاطفی قرار گرفته اند به کار می رود و هدف این پژوهش بررسی کاربرد رویکرد فرآیند عمل بهداشتی در ارتقای مهارت های فرزندپروری مادران بود.
    روش ها
    این پژوهش بر روی مادران واجد فرزند 3 الی 8 سال انجام شد. حجم نمونه 120 نفر تخمین زده شد. روش نمونه گیری به صورت خوشه ایچند مرحله ای تصادفی بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه طراحی شده بر اساس سازه های مدل رویکرد فرآیند عمل بهداشتی و آزمون آسکی بود. روایی محتوی و صوری پرسشنامه و چک لیست ها توسط پانل خبرگان تایید شد و روایی ساختاری هم با تحلیل عاملی تاییدی به دست آمد. پایایی ابزارهای اندازه گیری نیز توسط آلفا کرونباخ به دست آمد. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار آماری SPSSIBM نسخه 21تحلیل گردید.
    یافته ها
    آزمون کای دو نشان داد که بین دو گروه مداخله و غیر مداخله از نظر میانگین رفتار مهارت های فرزندپروری قبل و بعد از مداخله، اختلاف معنی دار آماری وجود دارد. با آزمون تی مستقل مشخص شد که بعد از مداخله آموزشی، میانگین نمره سازه های پرسشنامه در هر دو گروه اختلاف معنی داری داشت و نتایج آنالیز رگرسیون و رگرسیون لوجستیک نشان داد که سازه های مدل تبیین کننده 71/9-53/1٪ واریانس انجام مهارت های فرزندپروری بودند و مدل برازش خوبی را نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که مداخله آموزشی ای که در چارچوب مدل رویکرد فرآیند عمل بهداشتی و بر اساس سازه های این مدل طراحی شده بود، تاثیر مثبتی در ارتقای مهارت های فرزندپروری مادران داشته و عملکرد آنها را به طور چشمگیری افزایش داده است. لذا شایسته است از این مدل در برنامه ریزی های آموزشی مربوط به آموزش خانواده خصوصا مهارت های فرزندپروری بهره گرفته شود.
    کلیدواژگان: رویکرد فرآیند عمل بهداشتی، مهارت های فرزندپروری، مادران
  • محمد جواد قاسم زاده، علیرضا سماع، علی رسولی، سیامک محبی* صفحات 1829-1838
    مقدمه
    آموزش بالینی اثربخش از بخش های اساسی در آموزش پزشکی محسوب می شود. بررسی دیدگاه دانشجویان این عرضه، می تواند گام موثری در تدوین برنامه آموزش بالینی باشد. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان کارآموز و کارورز پزشکی در خصوص آموزش بالینی اثربخش صورت گرفته است.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی کلیه دانشجویان کارآموز و کارورز دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم (140 نفر) شرکت کردند. داده ها توسط پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا در 6 حیطه خصوصیات فردی فراگیر، مدرس بالینی، محیط بالینی، برنامه ریزی آموزشی، ارزشیابی بالینی و امکانات رفاهی بر اساس مقیاس نگرش سنج لیکرت گردآوری شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS به صورت توصیفی و تحلیلی بیان گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه، حیطه موثر بر آموزش بالینی به ترتیب، مدرس بالینی، خصوصیات فردی فراگیر، برنامه ریزی آموزشی، ارزشیابی بالینی، محیط بالینی و امکانات رفاهی بودند. همچنین مهمترین عامل موثر بر آموزش بالینی در حیطه خصوصیات فراگیر، اعتماد به نفس، در حیطه مدرس بالینی، تعهد و مسوولیت پذیری، در حیطه محیط بالینی، نگرش مثبت به آموزش دانشجو، در حیطه برنامه ریزی آموزشی، کیفیت آموزش دانشجو، در حیطه ارزشیابی بالینی، وجود نظام ارزشیابی بالینی مدون و در حیطه امکانات رفاهی، وجود اتاق معاینه به دست آمد.
    بحث: دو حیطه مدرس بالینی و خصوصیات فردی فراگیر نسبت به سایر حیطه های دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار بودند. لذا توجه به تقویت مدرسان بالینی در خصوص آموزش اثربخش و نیز تقویت علاقه و اعتماد به نفس دانشجویان در عرصه آموزش بالینی می تواند حائز اهمیت باشد.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی اثربخش، دانشجو، پزشکی، محیط بالینی
  • مرجان رسولی*، زهره قمری زارع، سیامک محبی صفحات 1839-1848
    مقدمه
    یکایک افراد جامعه متعهد به حفظ و احترام به کرامت انسان ها می باشند. این امر در شرایط بیماری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آگاهی و رعایت حقوق بیمار از ارکان نظام سلامت کارآمد است. مطالعه حاضر به منظور تعیین آگاهی و نگرش پزشکان، پرستاران و بیماران در خصوص منشور حقوق بیماران در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قم در سال1390 انجام گرفته است.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی – تحلیلی است که در پنج بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قم انجام گرفت. بدین ترتیب که 283 نمونه ازپزشکان و پرستاران و بیماران به صورت در دسترس و تصادفی (بیماران) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 3 قسمت سوالات دموگرافیک، سوالات آگاهی (30 سوال) و سوالات نگرش (2 سوال) بود.
    داده ها به وسیله آمار توصیفی- استنباطی با نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره آگاهی (25.22±8.09) و نگرش پرستاران (63.21±12.16) به طور معنی داری از پزشکان و بیماران بیشتر (P<0.001) بود. حداقل نمره میانگین در خصوص سطح نگرش پزشکان و پرستاران به گویه«لزوم ارایه توضیحات به بیمار در مورد روند درمان روزانه» اختصاص یافت.
    نتیجه گیری
    وجود فاصله بین وضعیت موجود و مطلوب سطح آگاهی و نگرش پزشکان و پرستاران می تواند در نهایت موجب عدم رعایت حقوق بیماران گردد. شناسایی موانع و راهکارهای اجرایی رعایت حقوق بیماران توسط مسوولین ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: آگاهی، پزشکان، پرستاران، بیماران، منشورحقوق بیمار
  • فاضل زینت مطلق، سید نصرالله حسینی، غلامرضا شریفی راد، تورج احمدی جویباری، عباس آقایی، ماری عطایی*، ناصر حاتم زاده صفحات 1849-1857
    مقدمه
    میزان ماندگاری در درمان نگهدارنده با متادون از شاخص های بسیار مهم در درمان اعتیاد می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین نگرش و هنجارهای انتزاعی ماندگاری در درمان نگهدارنده با متادون در بین معتادان استان کهکیلویه و بویر احمد انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در بین معتادین مرد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد که در حال دریافت درمان نگهدارنده با متادون بودند، انجام شد. نمونه گیری به صورت سیستماتیک با انتساب متناسب از بین مراکز ترک اعتیاد موجود در هر یک از شهر های مختلف استان صورت گرفت. داده ها با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 21 مورد توصیف قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سن شرکت کنندگان 33.58±8.94 با دامنه 16 تا 53 سال بود. در بین سوالات سازه نگرش به ترتیب کاهش تاثیر آسیب مواد بر سلامتی، ارتباط بهتر با اطرافیان و کاهش هزینه های زندگی، و در بین سوالات سازه هنجارهای انتزاعی، تایید خانواده و تعداد دوستان درگیر متادون درمانی بیشترین میانگین را بدست آوردند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد افزایش باورهای نظیر کاهش آسیب، کاهش هزینه های زندگی و بهبود روابط و همچنین تاثیر حمایت های خانواده و دوستان برای ماندگاری بر درمان نگهدارنده با متادون در بین معتادان می تواند نقش موثری داشته باشد.
    کلیدواژگان: عود، اعتیاد، متادون، نگرش، هنجارهای انتزاعی
  • سید محمد مهدی هزاوه ای، مریم رحمتی، اکبر حسن زاده صفحات 1858-1867
  • سیده ملیکا خارقانی مقدم*، داود شجاعی زاده، محمود محمودی، اسماعیل شجاعی زاده، حدیثه فرهمندی، سعیده خلیلی صفحات 1876-1888
    مقدمه
    خوددرمانی و مصرف خودسرانه دارو امروزه یکی از معضلات بهداشتی محسوب می گردد که در جامعه زنان به دلیل داشتن دوران های حساسی همچون بارداری و شیردهی و مسوولیت خانه و خانواده که آگاهی و نگرش آن ها برای دیگر اعضای خانواده مهم تلقی می گردد ازاهمیت مضاعفی برخوردار است. لذا مطالعه حاضر با هدف تاثیر آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی به منظور پیشگیری از مصرف خودسرانه داروها در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر سبزوار صورت گرفته است.
    روش ها
    مطالعه حاضر مداخله ای و از نوع نیمه تجربی (شاهددار) قبل و بعد می باشد و جهت مطالعه آینده نگر است. در این مطالعه 160 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر سبزوار به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه مورد و شاهد هر کدام 80 نفر وارد مطالعه شدند. روش گردآوری اطلاعات پرسش نامه تنظیم شده شامل سوالات آگاهی، نگرش (براساس اجزای مدل اعتقاد بهداشتی)، چک لیست عملکرد و علل خوددرمانی در خصوص مصرف خودسرانه دارو بوده است. قبل از انجام مداخله آموزشی پرسش نامه و چک لیست و علل خوددرمانی برای هر دو گروه مورد و شاهد تکمیل و سپس مداخله آموزشی برای گروه مورد در طی 3 هفته و در قالب 3 جلسه آموزشی 60 دقیقه ای انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSPSS نسخه 16، آزمون های آماری تی تست زوجی، آزمون مجذور کای و ویلکاکسون استفاده شد، نتایج در سطح p<0/05 معنی دار تلقی گشت.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که در قبل از مداخله آموزشی آگاهی و نگرش زنان در زمینه خوددرمانی در حد متوسط و عملکرد آنان در زمینه مصرف خودسرانه داروها ضعیف بود و این مقدار در گروه مورد و شاهد بدون ارتباط معنی دار بود (0/72 = P). ولی پس از مداخله آموزشی بین دو گروه مورد و شاهد در همه متغیرهای ذکر شده اختلاف معنی داری ایجاد شد (0/041=P) و عملکرد زنان در زمینه مصرف خودسرانه دارو کاهش پیدا کرد.
    نتیجه گیری
    آموزش برمبنای مدل اعتقاد بهداشتی در ارتقا آگاهی و نگرش و عملکرد زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی در رابطه با پیشگیری از مصرف خودسرانه داروها اثربخش بود. در نتیجه انجام مداخلات آموزشی با به کارگیری مدل های آموزش بهداشت به خصوص مدل اعتقاد بهداشتی در پیشگیری وکاهش مصرف خودسرانه دارو و بهبود رفتار بهداشتی خوددرمانی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، تئوری اعتقاد بهداشتی، عملکرد، خوددرمانی
  • فیروزه مصطفوی دارانی، مریم لاریجانی*، مسعود سعیدی صفحات 1889-1899
    مقدمه
    وجود معضلات بهداشتی و جنبه های خطر ساز و نیز پیامدهای زیست محیطی که روز به روز ذهن کارشناسان و دست اندرکاران سلامت و محیط زیست را به خود مشغول کرده باعث گردید تا دولت ها در پی راه چاره بوده و امکانات خود را در راه بهبود وضعیت بهداشتی و زیست محیطی جوامع به کار گیرند. وجود آگاهی و دانش مدیریت سلامت در مسوولین مهمترین رکن در ارتقا و حفظ بهداشت محیط مدارس و ایمنی دانش آموزان است. هدف این مطالعه تاثیر آموزش بر دانش و نگرش مدیران مدارس ابتدایی در زمینه استقرار سامانه مدیریت ایمنی بهداشت و محیط زیست است.
    روش ها
    در این مطالعه که از نوع کاربردی و به روش شبه آزمایشی انجام گردید مدیران مدارس ابتدایی به تعداد 46 نفر به عنوان جمعیت مورد مطالعه انتخاب شده و کارگاه آموزشی 2 روزه برای آنها برگزار شد. قبل از اجرای کارگاه آموزشی توسط پرسش نامهمحقق ساخته دانش و نگرش آنان سنجیده شد و پس از اجرای کارگاه آموزشی نیز دانش و نگرش آنها توسط همان پرسش نامه ها محاسبه گردید و داده های به دست آمده توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون t تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین نمره حاصل در پرسش نامهدانش در سه زمینه بهداشتی ایمنی، سیستمی و محیط زیستی قبل از مداخله آموزشی 45 به دست آمد که پس از انجام مداخله به 82 ارتقا پیدا کرد به عبارت دیگر از سطح ضعیف به سطح خیلی خوب رسید و در زمینه نگرش مدیران نیز میانگین نمره آنها قبل از مداخله در سه زمینه فوق الذکر73 بود که پس از مداخله آموزشی به 81 ارتقا پیدا کرد. به عبارت دیگر از سطح خوب به خیلی خوب رسید.
    نتیجه گیری
    هدف از استقرار سامانه مدیریت ایمنی بهداشت و محیط زیست در یک سازمان حفظ سلامتی کارکنان آن سازمان می باشد. مدرسه نیز به عنوان مصداق یک سازمان نیازمند چنین سامانه ای است. به ویژه این نکته که در بردارنده وظیفه خطیر آموزش و پرورش دانش آموزان می باشد. در این پژوهش به وضوح نقش آموزش در ارتقای سطح دانش، نگرش مدیران مدارس ابتدایی در زمینه استقرار سامانه مدیریت ایمنی بهداشت و محیط زیست نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: مداخله آموزشی، دانش، نگرش، مدیر، سامانه
  • علی رمضان خانی، مهناز خلفه نیل ساز*، طاهره دهداری، حمید سوری، الهه توسلی، مهدی خزلی، فاضل زینت مطلق صفحات 2000-2010
    مقدمه
    آسیب های عابرین پیاده و کودکان یکی از دلایل مهم مرگ و ناتوانی است و پیشگیری از این امر نیازمند راهبردهای آموزشی و اجرای مداخلات جامع می باشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله آموزشی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده در ارتقا رفتارهای ایمن عبور از خیابان دانش آموزان چهارم ابتدایی شهر تهران انجام گردید.
    روش ها
    مطالعه به صورت کارآزمایی شاهددار تصادفی بر روی 160 دانش آموز چهارم ابتدایی(80 دختر و80 پسر) که به صورت تصادفی از مدارس منطقه 4 شهر تهران انتخاب شده بودند، در دو گروه آزمون و کنترل انجام شد. بعد از تعیین نیازها در چارچوب نظریه رفتار برنامه ریزی شده، مداخله آموزشی طراحی و برای گروه آزمون به اجرا در آمد. 2 ماه پس از اتمام مداخله آموزشی هر دو گروه پیگیری و در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار آماریی SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    در مرحله قبل از مداخله بین دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک، رفتار و سازه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده که شامل، قصد رفتاری، توانمندی درک شده، اعتقادات کنترلی، انگیزه پیروی، اعتقادات هنجاری، ارزشیابی پیامد و اعتقادات رفتاری بودند، تفاوت معنی دار وجود نداشت. پس از انجام مداخله، بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر سازه های قصد رفتاری (P<0/0001)، توانمندی درک شده (P<0/0001)، اعتقادات کنترلی (P<0/0001)، انگیزه پیروی (P<0/0001)، اعتقادات هنجاری (P<0/0001)، ارزشیابی پیامد (P<0/0001)، اعتقادات رفتاری (P<0/0001) و رفتارهای ایمن عبور از خیابان (P<0/0001) تفاوت معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد که مداخله آموزشی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده می تواند سبب ارتقا رفتارهای ایمن عبور از خیابان دانش آموزان گردد.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، نظریه رفتار برنامه ریزی شده، عابرین پیاده، رفتار ایمن، دانش آموزان
  • مریم مظاهری، نصرت بهرامی*، الهه توسلی، مهناز خلفه نیلساز، علیرضا خسروپناه، علی معظمی گودرزی صفحات 2011-2018
    مقدمه
    دوره های آموزشی ضمن خدمت، کارکنان سازمان را در حل مشکلات، اخذ تصمیمات و تجزیه و تحلیل شغلی تواناتر ساخته است. برنامه های آموزشی کارکنان باید بر اساس نیازسنجی آموزشی انجام شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین نیازسنجی آموزشی کارکنان دانشکده علوم پزشکی دزفول در دوره های آموزش ضمن خدمت در سال 1391 انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر به صورت توصیفی، تحلیلی بر روی 1800 نفر از کارکنان دانشکده علوم پزشکی دزفول انجام شد. نمونه گیری به صورت غیر تصادفی و مبتنی بر هدف بود. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر اطلاعات جمعیت شناختی و سوالات تخصصی در حیطه های مهارتی و مشکلات اجرایی بود. جهت تعیین اعتبار و پایایی پرسشنامه به ترتیب از اعتبار محتوی و آزمون مجدد استفاده شد. اطلاعات به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بالاترین نیاز آموزشی در بین کلیه حیطه های آموزشی، مربوط به مهارت های فنی و عملیاتی (4.18± 1.01) و کمترین آن مربوط به مهارت های نظری و ادراکی (3.78± 0.89) بود. بیشترین نیاز آموزشی در حیطه مهارت های فنی، به رسته بهداشتی درمانی، در مهارت های نظری، به رسته اداری مالی و در مهارت های ارتباطی، به رسته بهداشتی درمانی اختصاص داشت.
    نتیجه گیری
    مهارت های فنی و عملیاتی و نیازهای روزانه کارکنان، مهم ترین نیازهای کارکنان محسوب می شود و لازم است در تنظیم برنامه های سالیانه مد نظر قرار داده شود.
    کلیدواژگان: نیازسنجی آموزشی، آموزش ضمن خدمت، مهارت های آموزشی
  • زهرا رئیسی، فرشته زمانی علویجه*، عبدالرحیم اسدالهی، شراره رستم نیاکان کلهری صفحات 2019-2033
    مقدمه
    کاهش سن اعتیاد و رشد سریع وابستگی به مواد در افراد زیر 18سال، اولویت آموزش مهارتهای اجتماعی جهت پرهیز از مواد در این گروه را آشکار می سازد. مطالعه حاضر به سنجش تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی برخودکارآمدی پرهیز از مواد مخدر در دانش آموزان پسر شهر اهواز پرداخته است.
    روش ها
    این پژوهش نیمه تجربی برروی دانش آموزان پسر پایه اول دو دبیرستان ناحیه 3 شهر اهواز با تخصیص تصادفی در سال تحصیلی 92-91 انجام شد. در هریک از مدارس آزمون و کنترل 60 نفر(جمعا120نفر) به روش تصادفی انتخاب شدند. مداخله فقط درگروه آزمون، شامل آموزش مهارتهای اجتماعی در پرهیز از مواد مخدر باتلفیق سازه خودکارآمدی بندورا و مبتنی بر یادگیری فعال بود. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله به پرسشنامه های خودکارآمدی پرهیز از مواد مخدر و مهارتهای اجتماعی پاسخ دادند. داده ها با آزمون تی مستقل و زوجی آنالیز گردید.
    یافته ها
    میانگین خودکارآمدی آن پرهیز از مواد مخدر بین پسران دو گروه آزمون وکنترل در پیش آزمون تفاوت معناداری نداشت، اما در پس آزمون بین میانگین های دو گروه تفاوت معناداری مشاهده گردید(P<0.05). مداخله آموزش موجب افزایش قابل توجه و معنادار میانگین نمره مولفه خودکارآمدی در موقعیت اجتماعی از97/2±36/18 به 1/43±19/73 (0/001=P) و خودکارآمدی در موقعیت هیجانی از10/30±58/83به 2/98±63/85 (0/001=P) شد.
    نتیجه گیری
    مداخله آموزشی در افزایش خودکارآمدی پرهیز از مواد مخدر به ویژه در موقعیت اجتماعی و هیجانی موثر بوده است. لذا آموزش مهارت های اجتماعی با هدف ارتقا خودکارآمدی پرهیز از مواد مخدر در موقعیت های فوق، می تواند به منزله رهیافت مقابله ای در آموزش نوجوانان مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، خودکارآمدی پرهیز از مواد مخدر، پسران دانش آموز، مداخله آموزشی، اهواز
  • علی افسر، سعید بشیریان، جلال پورالعجل، سید محمد مهدی هزاوه ای*، الهه وطن نواز، فاضل زینت مطلق صفحات 2034-2045
    مقدمه
    یکی از چالش های عمده کنونی در درمان نگهدارنده با متادون میزان ماندگاری بر درمان یا پیشگیری از عود اعتیاد می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر عود اعتیاد در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی در مراکز درمان اعتیاد شهر همدان صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی مقطعی در بهار و تابستان سال 1392 بر روی 384 نفر از بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون در مراکز درمان اعتیاد شهر همدان انجام شد. نمونه گیری به صورت طبقه بندی با انتساب متناسب انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه طراحی شده بر اساس سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و متغیرهای دموگرافیک بود و پرسشنامه ها به صورت خودگزارش دهی و مصاحبه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و بهره گیری از آنالیز رگرسیون و کای دو صورت گرفت.
    یافته ها
    میزان عود در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون 48/2٪ بود. وسوسه، فشار دوستان، افسردگی و کم بودن دوز دارویی متادون از مهمترین دلایل عود بودند. آنالیز رگرسیون نشان داد سازه های حساسیت درک شده، منافع درک شده و خودکارآمدی پیش بینی کننده های قوی تری برای عود بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، به نظر می رسد مدل اعتقاد بهداشتی بتواند در برنامه های مداخله ای پیشگیری از عود کاربرد داشته باشد.
    کلیدواژگان: عود سوء مصرف مواد مخدر، درمان نگهدارنده با متادون، مدل اعتقاد بهداشتی
  • علیرضا روشنفر*، زهرا پاداش، سمانه مختاری، زهرا ایزدی خواه صفحات 2046-2055
    مقدمه
    کیفیت زندگی افراد نقش تعیین کننده ای در رضایت آنان از زندگی ایفا می کند و رضایتمندی از زندگی عامل موثری در بهداشت روانی افراد جامعه می باشد. بنابراین شناخت روش ها و شیوه های آموزش کارآمد و موثری که بتواند در جهت افزایش کیفیت زندگی افراد موثر واقع شود گامی مهم و اساسی در ارتقا رضایتمندی و در نتیجه افزایش بهداشت روانی آنان محسوب می گردد.
    لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش روان درمانی مبتنی بر نظریه فرش بر کیفیت زندگی افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بوده، جامعه آماری این پژوهش افراد مراجعه کننده به 3 مراکز مشاوره شهر اصفهان (مرکز مشاوره دولتی دانشگاه صنعتی، مرکز مشاوره بوستان، مرکز مشاوره الفبای زندگی) در سال 1391 بودند. نمونه پژوهش شامل 32 افراد مراجعه کننده بود که از بین افراد در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. مراجعه کنندگان گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه در هشت هفته تحت آموزش به شیوه کیفیت زندگی درمانی قرار گرفتند و در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL- BREF) بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 و روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 0/05

    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معنی داری بین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمایش و گروه گواه در مرحله پس آزمون وجود دارد. به این معنی که آموزش کیفیت زندگی درمانی بر کیفیت زندگی افراد موثر بوده است (P<0/01). همچنین نتایج نشان داد آموزش کیفیت زندگی درمانی، نمرات افراد را در پس آزمون گروه آزمایش در ابعاد سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و سلامت محیط افزایش داده است (P<0/05).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش تاییدکننده تاثیر مثبت آموزش رویکرد مبتنی بر نظریه فریش بر کیفیت زندگی افراد و افزایش دهنده رضایتمندی آنان از زندگی بود.
    کلیدواژگان: آموزش، روان درمانی، نظریه فریش، کیفیت زندگی
|
  • Marzieh Afshari, Azar Tol, Mohammad Hossein Taghdisi*, Kamal Azam Pages 1697-1707
    Background
    Diabetic foot as a late complication of diabetes imposes high costs to the health care system. The present study aimed to investigate combinatorial educational program based on BASNEF model on foot care in type 2 diabetic patients referred to diabetes clinic of Samirom city.
    Methods
    This study is a semi-empirical study, in which 164 eligible patients were selected after the pretest, and randomly assign in intervention and comparison groups. Questionnaire based on ◌ BASNEF structure was used for data collection. Post-test was obtained at three and six months after the intervention. Data were analyzed using SPSS v.11.5 and Chi-Square, T-Test and Repeated Measure statistical tests.
    Findings
    Before, three months and six months after the education Knowledge, beliefs, attitude, intended behavior, enabling factors, and the performance variables were significantly different in the intervention group (P <0.05), but not in the comparison group (P>0.05). Subjective norms variable between the two groups was not statistically significant (P>0.05).
    Conclusion
    The results showed that education based on BASNEF model is effective in the promotion of diabetic foot care. Thus, implementation, monitoring and follow-up such educational programs based on this model is recommended in diabetes care clinics.
    Keywords: Type 2 Diabetes, Educational Intervention, BASNEF Model, Foot Care
  • Fatemeh Rezaei *, Hedayatollah Asgari, Mohammadhosein Yarmmohammadian Pages 1708-1716
    Background
    The quality of communication skills of health care providers has a significant impact on patient treatment consequences. The present research has been conducted to check the relationship of communication skills on the rate of patients’ satisfaction in the clinics of one of the hospitals in Isfahan.
    Methods
    This research was a descriptive-analytical study. The used tool was a standard checking list for evaluating the patients’ satisfaction and also the researcher-made checking list for the measurement of effective communication skills. The checking list was completed by the researcher in the clinics by using the comments of patients or their relatives. Sampling was performed by using the regular random sampling method. The researcher-made checking list for the measurement of effective communication skills was confirmed by the experts with the face validity, structure, content, and reliability (α = 87%). After visiting the patient by the physician, the mentioned list was filled by using the patients’ comments, and the collected data was analyzed by SPSS software version 16 with calculating the Pearson correlation coefficient and α2.
    Findings
    The study showed that there was a significant relationship between the application of communication skills in the five areas of verbal, body language, effective communicating, establishment, patient privacy and patient participation, except for eye communication of the physician with patients’ satisfaction (P-value < 0.05).
    Conclusion
    Using the communication skills by physicians is associated with patients’ satisfaction, and it is the cause of increasing the acceptance of the physician by the patient. Therefore, it is suggested that the opportunity to improve the communication skills should be provided in addition to clinical skills in continuing education programs for the medical community.
    Keywords: Communication skills, physician, satisfaction, service recipients
  • Sahar Khanjani Veshki, Rashin Rajaee, Akrm Seddighi, Marzieh Shahsiah*, Mansureh Zarean Pages 1717-1725
    Background
    Marriage is a social institution that will form the basis of human communication. Marital adaptability and satisfaction are what important in marriage. Marital adaptability is a situation in which most of the time, the couple’s feelings of happiness and satisfaction are met. Marital adaptability is made through mutual love, care for one another, acceptance, understanding each other and satisfying the needs. The aim of this study was to determine the effectiveness of couple group training using communicative therapy on Qom women to increase adaptability.
    Methods
    This study is semi-empirical and used pretest-posttest with control group. Population was consisted of all self-introduced women to Family Counseling Center of Qom in 2012-2013. Sampling method is voluntary and 60 women randomly placed into control and examine groups. To gather data, demographic questionnaire and marital adaptability measurement was used. To analyze data, SPSS software using descriptive and inferential statistical methods (ANCOVA) was used.
    Findings
    Study results in ANCOVA analysis indicated that communicative therapy approach affected meaningfully marital satisfaction (P<0.05, F=3.01), pair correlation (P<0.05, F=13.26), pair agreement (P<0.05, F=2.62), kindliness expression (P<0.05, F=5.88) but did not have any effect on marital adjustment (P>0.05, F=2.04).
    Conclusion
    Given the importance of communication between partners, this approach can be improved and enhanced by removing barriers to marital adjustment.
    Keywords: Group Training, Communicative Therapy, Women Adaptability, Women
  • Nasim Rasouli, Zohreh Ghamarizare*, Zahra Pourfarzad, Marjan Rasouli, Siamak Mohebi Pages 1726-1734
    Background
    According to previous studies, variable percent of nurses suffering from psychological problems or disorders. Identifying preventive factors of psychological disorders to be used more frequently and risk factors of these disorders to eliminate them are essential in improving mental health of staff. The present study aims to assess the relationship between motivational function of head nurses on mental health of nurses in teaching hospitals of Qom.
    Methods
    This is a descriptive-co relational study. 275 nurses were selected from 3 teaching hospitals in Qom based on convenience sampling method. A researcher-designed questionnaire for assessment of performance incentive plan of head nurses and the General Health Questionnaire – 28 (GHQ-28) questionnaires based on the Likert scale and cut-off score of 32 were used for this study. Descriptive statistics (mean and standard deviation) and correlation analysis (Pearson’s correlation) were performed using the SPSS.
    Findings
    Study findings indicated that 45.1% of study nurses are mentally healthy and 54.9% of nurses are susceptible to psychological problems. Performance incentive plan of head nurses was scored as good and weak by 37.7% and 19.5% of studied nurses respectively. There was reverse but not statistically significant correlation between psychological problems of nurses and quality of performance incentive plan of head nurses (p.0.05).
    Conclusion
    Performance incentive plan of head nurses is essential but not adequate for mental health of nurses. Further support by hospital managers and national health care system for effective planning to prevent psychological problems, periodic psychological examinations of nurses and treatment of psychological disorders are necessary and recommended.
    Keywords: Motivational function, mental health, Head nurse, Nurse
  • Ali Ramezankhani, Kobra Doostifar*, Saeed Moteseddi Zarandi, Tayebeh Marashi, Nezhat Shaker, Mahnoush Reisi Pages 1735-1745
    Background
    One of the most important health concerns is dust phenomenon causing adverse effects on health. It often leads to serious problems in the city of Ahvaz. In most communities there are a larger number of schools comparing to health centers, as a consequence we can easily use them for health education and promotion. Therefore, the aim of this study is to determine knowledge, attitude and protective behaviors of teachers against dust phenomenon based on the health belief model.
    Methods
    This descriptive- analytic study has been conducted on 200 female teachers in different elementary schools in Ahvaz city. The tools for collecting information was a multi section questionnaire consisting of demographic information, knowledge, attitude and behavior. In addition its validity and reliability were ensured previously. Data were analyzed by SPSS software in significance level of P< 0/05.
    Findings
    The findings showed the mean age of teachers Was 39/76 ± 6/97 years. The mean score of behavior obtained 33/56 ± 4/45. The mean of perceived susceptibility 27/2 ± 2/66, perceived severity 28/89 ± 2/19, perceived benefits 28/42 ± 2/9, perceived barriers 16/18 ± 4/56 and perceived self-efficasy 12/79 ± 2/34 obtained.
    Conclusion
    It seems necessary to devise and implement various educational and interventional programs in schools to promote awareness regarding protective behaviors against dust.
    Keywords: Health education, knowledge, attitude, protective behavior, dust, teacher
  • Sahar Sabooteh, Hossein Shahnazi, Gholamreza Sharifirad, Akbar Hassanzadeh Pages 1746-1756
    Background
    Pregnancy is a unique experience for woman and her family. Beside her body Physiological changes in pregnancy influence emotion of pregnant woman. Therefore, emotion of mother has changed which is result in anxiety feeling. According to unfavorable impact of anxiety on mother, fetus and outcome of pregnancy, this study designed to consider anxiety in nuliparous women based on HBM constructs.
    Methods
    This is a cross- sectional study. Study population was 88 randomly selected women from Dourood health centers. Data gathering tool was a valid and reliable self-administered questionnaire. Gathered information were analyzed with independent T test, Pearson and spearman correlation and ANOVA statistical tests using SPSS -20 software in P<0.05 significant level.
    Findings
    This study results showed that, the mean score of knowledge of pregnant women regarding anxiety was 31.1± 24.05. In case of HBM constructs, the mean scores of perceived susceptibility, perceived severity, perceived benefits, perceived barriers, self- efficacy, cues to action and behavior were: 35.5±29.90, 29.03±29.36, 42.49 ±26.44, 24.24±31.38, 30.07±31.94, 22.22±33.09, and 29.88±40.21 respectively.
    Conclusion
    Results of this study showed low scores in knowledge and HBM constructs and behavior of pregnant women regarding anxiety. To consider of anxiety in pregnancy because of its different and severe side effects, it is recommended that, related stakeholders try to design and implement educational programs based on HBM to decrease anxiety in pregnant women.
    Keywords: Anxiety, Health Belief Model, Nuliparous women
  • Mehdi Mirzaei Alavijeh, Seyed Saeid Mazloomy, Seyed Mojtaba Yassini, Mohsen Askarshahi Pages 1757-1764
    Background
    The family as the basis of children’s personality has an important role in creation or prevention of tendency towards anomaly and social damages. This study performed with aimed to determine the role of fathers’ subjective norms, normative beliefs and motivation to comply in prevention of tendency children toward addictive drugs.
    Methods
    This was a descriptive cross sectional study. The research community was Yazd fathers in a sample of 180 that were selected in multistage random sampling method. Data collection tool was a questionnaires in three parts, seven demographic questions, subjective norms four items (α=0.78), Normative Beliefs four items (α=0.81) and Motivation to Comply four items (α=88) that completed in self report. Data were analyzed by use SPSS-18 by independent T-test, ANOVA, Pearson correlation coefficient and regression at α=0.05.
    Findings
    The age of participants was 30-59 years with mean 40.38±5.34. 98.3% married, 22.8% had a history of addiction in the family and friends13.9% had a BS or higher educational level and 34.7% were self-employed. Points higher were acquired in subjective norms and normative beliefs structures, wife Confirmation and in Motivation, comply of best friends. In subjective norms 78.28, normative beliefs68.67 and motivation to comply 70.57 Percent of The maximum score that Available to Acquisition Was acquired. Significant correlation existed between all of three structures. Fathers with level of education bachelor and were employee had more motivation to comply. Normative beliefs had stronger predictor than motivation to comply and predicted 42 percent the variance of subjective norms.
    Conclusion
    It seems necessary to Emphasis on the role of wife and Friends in Preparation and implementation of educational programs about persuade fathers to perform preventive behaviors of children tendency to addictive drugs.
    Keywords: Beliefs, Attitude, Subjective Norms, Theory of Planned Behavior, Parents, Prevention
  • Sakineh Rakhshanderou, Ali Ramezankhani, Yadollah Mehrabi, Mohtasham Ghaffari Pages 1765-1773
    Background
    Low consumption of fruit and vegetable among adolescents has been reported in several researches. Skill has known as one of the determinants of this behavior. This study was conducted in order to survey Tehranian adolescents’ skills related to fruit and vegetable consumption in 201.
    Methods
    Present research is a cross-sectional study (descriptive-analytic) that was carried out for surveying Tehranian adolescents’ skills related to fruit and vegetable consumption and correlated factors in 2013. Five hundred adolescents (11-14 years old) participated in this research using multistage random sampling method. The age of 11-14 years, informed consent and voluntary participation were criteria for selection students. Data was gathered using researcher administered questionnaire encompasses demographic characteristics (10 items) and skill questions (3 items) that was validated by face and content methods. Reliability of questionnaire was measured by internal consistency method (α= 0.67). Data was analyzed using statistical software SPSS 18 (descriptive statistics and tests of t, chi square, and one way ANOVA).
    Findings
    Findings of present research showed no significant relationship between skill of adolescents and some demographic variables include; gender, father’s job and mother’s job. Based on one way ANOVA test, there was significant relation between skill and mother’s literacy as well as resident region. Also, this test showed no significant correlation between skill and adolescents’ age.
    Conclusion
    Designing and implementation of interventions for empowerment of adolescents and skill building activities on fruit and vegetable consumption with participation of students, families and teachers are recommended.
    Keywords: Adolescents, Skill, Fruit, Vegetable Consumption
  • Aziz Kamran, Gholamreza Sharifirad*, Siamak Mohebi, Behzad Mahaki, Sohrab Iranpour, Rahim Abdoli, Aminollah Alizadeh Pages 1774-1785
    Background
    In any research work the used tools to approach the designed project goals, should be evaluated. The purpose of the present study was to obtain validity and reliability of nutritional knowledge, illness perception and dietary adherence questionnaire.
    Methods
    The questionnaire of student ratings of teaching was evaluated in a descriptive study. In thisstudy the views of 11 expert faculty members and 671 completed questionnaires by hypertensive patients were used. To investigate the reliability, three methods of split-half and internal consistency (Cronbach's Alpha)and kuder richrdson were applied, and the validity was determined from two aspects of construct validity (factor analysis) and content validity. The Data were analyzed by SPSS-18 software.
    Findings
    Spearman Brown coefficient, Cronbach's alpha, Guttman and Kuder richardson indicating satisfactory reliability of the questionnaire, and this questionnaire is desirable. All Questions are highly correlated with the total score and internal consistency inquiries indicate that the questionnaire had acceptable reliability. In factor analysis, all questionnaire items were acceptable in factor loadings and based on factor analysis, all of the questions was important and their validity are appropriate. The validity of the scale was approved by experts.
    Conclusions
    The psychometric properties of the questionnaire were appropriate for the measurement of targeted variables in hypertensive patients. Satisfactory reliability and validity of the questionnaire and the overall structure of the questions was approved.
    Keywords: Perception, Knowledge, Inventory, Reliability, Validity
  • Gholamreza Sharifirad, Leili Rabiei, Saeid Hamidizadeh, Nasim Bahrami, Mohammad Reza Rashidi Nooshabadi, Reza Masoudi* Pages 1786-1796
    Background
    Background
    Premenstrual syndrome is mental - neural - endocrinal disorders that lead toimpaired communication, natural activity, physical inactivity, and reduce motivation, careful activity daily living. If the sever it of the symptoms of PMS is excessive, could be affected a person’s life style, health and welfare. This syndrome as a disease can be caused by changes in the demographic and behavior of female students and has a significant impact on academic performance. The aim of this study was evaluate the effect of progressive muscle relaxation on the parameters of depression, anxiety, and stress related to premenstrual syndrome in female students in university dormitories.
    Methods
    This interventional quesi-exprimental study was done in 2011-2012 educational year in female student of Isfahan university dormitories’. Participants of study were 64 female students with premenstrual syndrome were randomly selected and divided in two groups’ trial (32) and control (32). After used 6 sessions progressive muscle relaxation program in trial group and fallow up it for 2 month, demographic, PSST and DASS21 questionnaire completed with trial group. After 6 sessions questionnaires completed by trial and control groups, data analyzed with statistical tests such as independent T test, repeated measurement, chi-square and Mann -Whitney U with spss18.
    Findings
    Chi-square and Mann -Whitney U showed no significant differences in demographic variables in two groups (P>0.05). Repeated measurement test showed no significant differences in mean score of Premenstrual syndrome before, after and 2 months after in control group, where as this test showed significant differences in trial group (P<0.05). Independent sample T test showed no significant differences in mean score of stress and anxiety before intervention in two groups, but after and 2 months after intervention, significant differences in mean score of stress and anxiety were existe (P<0.05). Independent sample T test showed no significant differences in mean score of depression before intervention in two groups, but 2 months after intervention, despite mean score of depression decrees, this differences was not significant in trial group(P=0.09).
    Conclusion
    Application of progressive muscle relaxation program for premenstrual syndrome and female students leads to decrease student’s depression, anxiety and stress. With attention to the grade of this students, that is one of the most critical periods of the life cycle of each them and PMS syndrome in this section lead to disabilities in social and academic functioning faces, and according to safety, inexpensive, effectiveness and efficiency of this program, application of this program is suggested for controlling depression, anxiety and stress of female students’.
    Keywords: progressive muscle relaxation, Premenstrual syndrome, depression, anxiety, stress, students
  • Iraj Zareban, Shamsaddin Niknami, Alireza Hidarnia, Fatemeh Rakhshani, Mahmood Karimy*, Jalil Kuhpayehzadeh, Hamid Baradaran Pages 1797-18805
    Background
    self-care plays a critical role in successful diabetes management. it is important for health professionals to understand the factors that influence the self-care behaviors of people with diabetes. The purpose of this study was to determine Predictors of self-care and its effective factors among women's with type 2 diabetes mellitus in Zahedan via health belief model.
    Methods
    This is a cross-sectional study carried out on 180 diabetic type2 patients of Zahedan diabetic center. A multiple-stage sampling protocol was used. A questionnaire whose validity and reliability had been assessed and approved was used to record self-care behavior and Health Belief model constructs through interviewing each subject in private. Data analysis performed using t-test and multiple regression analysis, p<0.05 was considered as statistically significant.
    Findings
    The mean age of participants was 47.24±7.16. Self-efficacy, Perceived Benefits/Barriers was significant predating factors for self-care behavior (P< 0.05). The Health Belief model constructs accounted for 33% of the variance observed self-care behavior. Result also revealed the highest weights for Self-efficacy (ß =0.37).
    Conclusions
    The results of this study showed the relationship of Perceived Benefits/Barriers, selfefficacy with self-care behavior. Therefore, this constructs must be reinforced in these patients especially in women's who seem to be weaker in this domain.
    Keywords: Diabetes, Health Belief model, Self, care behaviors
  • Homamodin Javadzade, Mahnoush Reisi, Gholamreza Sharifirad*, Firouzeh Mostafavi, Elahe Tavassoli Pages 1806-1814
    Background
    Colorectal cancer is one of the most common cancers and second leading cause of cancer deaths worldwide. Every year nearly one million new cases of colorectal cancer are recognized around the world and nearly half of them lose their lives due to the disease. Researches shown that in early diagnosis of this cancer 90% of patients can be treated. The fecal occult blood test (FOBT) because of its low cost and simplicity has priority over other screening methods. The goal of this study was assessing the perceived barriers that affecting participating in colorectal cancer screening programs in moderate risk population.
    Methods
    A case-control survey of 196 individuals over 50 years old was conducted in Esfahan. 98 of the target group were selected from laboratories while they came for doing FOBT test (Group A). The other 98-Individuals (Group B) were selected with cluster sampling by home interview. The Standardized questionnaire containedquestions about perceived barriers associated with performing FOBT. Collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics methods using SPSS v14.
    Findings
    The mean score of perceived barriers in the first group was 40.9 and in the other group was 56.54 (p<0.001). Also all those people that performed FOBT in last year reported less perceived barrier (p<0.001). Lack of awareness, not being in priority, fear of cancer detection and lack of physician recommendation were some of barriers in non-referred to laboratory group.
    Conclusion
    According to this study, a better understanding of barriers affecting the test performance, removing the barriers can be a useful step to increase rate of early detection and reduce rate of death, costs, and improve community health outcomes.
    Keywords: colorectal cancer, Fecul Occult Blood Testing, Barriers
  • Mohammad.Hossein Baghiani Moghaddam, Saiideh Norouzi*, Mohammadali Morowatisharifabad, Ali Norouzi Pages 1815-1828
    Background
    A positive parenting program with health action process approach was applied for the parents that their children are at the risk of behavioral and emotional disorders, and the aim of this study is to investigate the application of health action process approach for improving mother's parenting skills.
    Methods
    The research has done for the mothers of children who aged between 3 and 8 year old. The sample size of 120 was estimated. A random multi-stage cluster sampling was done. For data gathering, a questionnaire was designed based on structures of the health action process approach and OSCE. Content and face validity of questionnaire and check lists are approved by a panel of experts and construction validity was obtained by confirmatory factor analysis. Reliability of measurements is tested by Cronbach's alpha. The collected data were analyzed using SPSSIBM21 statistical software.
    Findings
    Chi-square test showed that between intervention and non-intervention groups, there were significant differences about the mean behavior and parenting skills before and after intervention. Independent t-tests indicated that after educational intervention, mean scores for both groups were significantly different and Logistic regression analysis results showed that the structure of the model described 53.1 to 71.9 percent of parenting skills variance, and the model showed a good fit.
    Conclusions
    According to the research, it can be inferred that the intervention that was designed based on the structure of the health action process approach, had a positive impact on improving parenting skills of mothers and has increased their performance affectedly. Thus, this model can be used for educational planning related to family training specially parenting skills.
    Keywords: Health Action Process Approach, parenting skills, mothers
  • Mohammad Javad Ghasemzadeh, Alireza Samaa, Ali Rasooli, Siamak Mohebi* Pages 1829-1838
    Background
    effective clinical training is a fundamental ad important sector in medical education. Studying the opinions of students in this era as a training core can be an effective step in devising clinical training as well as effective and efficient assessment. Present study is conducted to determine the insights of medical trainees and interns on effective clinical training.
    Methods
    In this cross sectional study, all medical trainees and interns at Qom Azad Islamic University (N = 140) in 2012 are participated. Data were gathered by a valid and reliable questionnaire on 6 areas: personal traits, clinical educator, clinical ambience, training planning, clinical assessment and amenities based on Likert five – scale range. Data were analyzed by SPSS software in a descriptive and analytical manner.
    Findings
    according to students, the most effective era on clinical training is clinical educator followed by personal traits, training planning, clinical ambience and amenities. Accordingly, the most important affecting factor on clinical training in personal trait area is self-esteem; commitment/responsibility in clinical educator; positive attitude toward student in clinical ambience; students’ training quality in training planning; the existence of a well – established clinical assessment system and inspection room in amenities.
    Conclusion
    clinical educator and personal traits are more important than other areas. Therefore it is important to enhance clinical educators on effective training and students’ interest and self – esteem.
    Keywords: effective clinical training, student, medicine, clinical ambience
  • Marjan Rasouli*, Zohreh Ghamarizare, Siamak Mohebi Pages 1839-1848
    Background
    Members of a society are committed to protecting and respecting human dignity. This is particularly important in times of illness. Knowledge and practice of patient’s bill of rights is the basis of health system efficiency. The present study aims to evaluate physicians’, nurses’ and patients’ awareness and attitude about patient’ bill of rights in Qom University of Medical Sciences-affiliated hospitals in 2011.
    Methods
    This descriptive-analytic study was conducted during one year in 5 affiliated hospitals of Qom University of Medical Sciences. 283 health care providers and hospitalized patients were randomly selected and were asked to respond to a designed questionnaire consisting questions about demographics, awareness (30 questions), and attitude (2 questions). Data were analyzed using Statistical Package for the Social Sciences (SPSS- 16).
    Findings
    A total of 283 complete questionnaires were collected. Mean scores of awareness and attitude were respectively 25.22±8.09 and 63.21±12.16 in nurses and significantly were greater than physicians’ and patients’ scores (P<0.001). The lowest score of attitude among physicians and nurses was related to the question about necessity of explaining daily therapeutic process to the patient.
    Conclusion
    The gap between current and ideal level of awareness and attitude about patient’s bill of rights among physicians and nurses may result in patients’ dissatisfaction. Identifying the problems and finding ways to improve commitment to patient’s bill right is recommended.
    Keywords: Awareness, Physicians, Nurses, Patients, Patient's bill of rights
  • Fazel Zinat Motlagh, Seyyed Nasrollah Hosseini, Gholamreza Sharifirad, Touraj Ahmadi Jouybari, Abbas Aghaei, Mari Ataee*, Naser Hatamzadeh Pages 1849-1857
    Background
    The Retention rates are important factors in methadone maintenance treatment. This study was performed with aims to determine the attitude and subjective norms in Methadone Treatment Maintenance among Kohgilouyeh and Boyer Ahmad’s province addict who referred addiction treatment centers.
    Methods
    This research was a cross-sectional study that done among men’s addicted who are receiving methadone maintenance therapy referred to addiction treatment centers. Sampling was in systematic proportional method among addiction treatment centers in each of the cities. Questioner by referred to addiction centers selected men’s addicted in randomly. Data were analyzed by SPSS-21.
    Findings
    Mean age of participants was 33.58±8.94 with range 16 to 53 years. Among attitude structure’s questions respectively, reduce of harm reduction drugs on health, better communicate with people around and reduce the cost of living, and among subjective norms structure’s questions, family approved and number of friends involved in methadone treatment had achieved the highest score average.
    Conclusions
    It seems, increase in beliefs such as harm reduction, reduce the cost of living and improve relationships and effect of family and friends support can be effective for retention on methadone maintenance therapy among addicts.
    Keywords: Relapse, Addiction, Methadone, Attitudes, Subjective Norms
  • Seyedeh Melika Kharghani Moghadam*, Davoud Shojaiezadeh, Mahmoud Mahmoudi, Esmaeil Shojaiezadeh, Hadiseh Farhandi, Saeedeh Khalili Pages 1876-1888
    Background
    One of the major health problems of self-treatment and self medication is Because of the sensitive periods such as pregnancy and breast-feeding women and the responsibilities of home and family. It is important to have additional importance. We study the impact of education health belief model health on women's centers Sabzevar to prevent drugs taken.
    Methods
    An experimental and quasi-experimental study (controlled) before and after. Where 160 women referred to health centers have participated in Sabzevar (Samples were randomly divided into two groups each of 80 subjects) Data collection methods in the study questionnaire included questions on knowledge, attitude (based on Health Belief Model). Czech list practice and reasons for self-treatment is the use of arbitrary.Before intervention Czech list and questionnaire and reasons for self treatment For both groups completed.The intervention group during the 3-week and in three sessions60-minute training were conducted. Then 4 months after the intervention in both groups, the data were collected and analyzed. According to the research objectives and the quality and quantity of Variables describing the frequency tables and diagrams as appropriate Statistical software SPSS version 16 Paired t-tests to test T-test- Pearson- Chi-square and Wilcoxon tests were used. The results of the (p<0/05) was considered significant.
    Findings
    The findings showed that before the intervention, awareness and attitudes women toward self treatment moderate and their performance toward arbitrary use of the drug was poor. And the amount of cases and controls was no significant relationship. There was no correlation between the amount of cases and controls (p=0/72) but after intervention between the two groups Significant difference was noted in all variables were created (p <0/041).The performance women toward arbitrary use of the drug was reduced.
    Conclusions
    training based HBM on knowledge, attitude and practice of women referred to health centers in relation to the prevention of effective self-medication As a result of educational interventions using health education models, especially HBM preventing and reducing the use of drugs and selfmedication is recommended to improve health behavior.
    Keywords: knowledge, attitude, health belief model, performance, self treatment
  • Firoozeh Mostafavi, Maryam Larijan*I, Masood Saidi Pages 1889-1899
    Background
    Existence the risk of health problems as well as the environmental consequences of the growing environment to the mental health professionals involved owe in hand to the government in the way of their way to improve of health and environmental facilities societies employ considering the focus sustainable Development of human say serious consideration and careful planning in order to provide a healthy environment in the schools of the important tasks systematic health education system of the country management knowledge and awareness of the health authorities the most important element of safety in the school environment, school health education. The purpose of this study was to evaluate the effect of education on knowledge and attitude of elementary school principals in the area of safety, health and environmental management system.
    Methods
    this study has practical solidarity. All elementary school principals were selected as the population for their two-day. Training workshop was held. Before the shop, their attitudes were measured by the questionnaires of Knowledge and the attitude of the work shop was calculated by the same questionnaires and data a achieved by software SPSS -20 testing was analyzed.
    Findings
    data on Knowledge and attitude questionnaires in the field of environmental health and safety system was improved compared to pre – intervention training. Thus, the average score of 45 managers before education was improve after intervention 82 In other words, from weak to reach very good level. Attitudes of managers and their scores before the intervention was 73 to 81 was elevated in other words, the sure face was good to very good.
    Conclusions
    the purpose of the safety management system of sanitation and environmental health of an organization is its staff. School as an example of such a system requires a particular critical task that involves education student. In this research clearly the role of education in improving knowledge and attitude of elementary school principals in the area of environmental health safety management system has been shown
    Keywords: Educational intervention, Knowledge, Attitude, Manager, System
  • Ali Ramezankhani, Mahnaz Khalafe Nilsaz*, Tahereh Dehdari, Hamid Soori, Elaheh Tavasoli, Mehdi Khezli, Fazel Zinatmotlagh Pages 2000-2010
    Background
    Pedestrian injuries are a significant source of mortality and disability among children and Prevention of it requires educational strategies and comprehensive approaches. This study was done to determine The effect of health education based on Planned Behavior Theory (TPB) in promotion of safe Behaviors in crossing the road among students, who are in four-grade in the primary school in Tehran City, in 2010-2011.
    Methods
    In this experimental study, 160 students (80 girls and 80 boys) were selected randomly from among schools of Districts 4 of Tehran and were categorized in two group of experimental and control, 80 in each group. After need assessment based on planned behavior theory, suitable educational intervention was designed and implemented for the experimental group. The data were collected by the questionnaire. Two groups were followed-up two-month after completion of intervention. Finally data collected and analyzed by SPSS16 software.
    Findings
    There were no significant differences in demographic factors and constructs of model between the two groups before intervention. Significant differences were observed in behavioral intention(P<0/0001), perceived power(P<0/0001), control beliefs(P<0/0001), perceived behavioral control(P<0/0001), motivation comply(P<0/0001), normative beliefs(P<0/0001), outcome evaluation(P<0/0001), behavioral beliefs(P<0/0001), and safe behaviors of crossing the road (P<0/0001) between the two groups after intervention.
    Conclusion
    Our findings showed that educational intervention based on planned behavior theory can be an effective method in promotion of safe Behaviors in crossing the road in students.
    Keywords: health education, planned behavior theory, pedestrian, safe behavior, student
  • Maryam Mazaheri, Nosrat Bahrami*, Elaheh Tavasoli, Mahnaz Khalfeh Nilsaz, Ali Reza Khosropanah, Ali Moazami Godarzi Pages 2011-2018
    Background
    In-service educational courses have made the organization employees more capable of solving problems, making decisions and analyzing the job. Educational programs should be based on educational needs. So aim of present research was to determinate Educational need assessments of employees affiliated to Dezful University of Medical Sciences regarding in-service educational courses in 2012.
    Methods
    This descriptive-analytic study was carried out on 1800 participants affiliated to Dezful University of Medical Sciences. There was a Non-random and purposeful sampling. Data collection instrument was consisted of demographic information, special questions about the three studied domains of skills and Administrative problems of the employees’ duties. Content validity and test-re test was performed to assess validity and reliability of the questionnaire. The data were analyzed by SPSS15.
    Findings
    The results showed that the highest educational need was technical and operational skills with mean score of 4.18± 1.01 and the lowest educational need was theoretical and conceptual skills with mean score of 3.78± 0.89. The most educational need in technical and operational skills domain was related to employees in categories of treatment- health, in theoretical and conceptual skills domain was related to employees in categories of financial- administrative and in communication and human skills domain was related to employees in categories of treatment-health.
    Conclusion
    Technical and operational skills and daily needs of employees are the most important educational needs and educational planners need to consider these in their annual plan.
    Keywords: Educational need assessments, in, service educational courses, educational skills
  • Zahra Raaisi, Fereshteh Zamani Alavijeh*, Abdolrahim Asadollahi, Sharareh Rostam, Niakan Pages 2019-2033
    Background
    Reducing drug-related issues less than 18 years of age and increasing population of this group of addiction emphasizes importance of educating social skills for reinforcing drug assistance self-efficiency in this social group. The study was aimed to measure impact of social skills on drug abstinence self-efficacy amongst male students in Ahwaz city, southwest Iran.
    Methods
    With semi-experimental method, the first year of high school boys participate in the study from two schools of district 3 in department of education of Ahwaz city in the Sem. 2012- 13 grouped into control and experiment groups. About 60 pupils from each school were sampled by multi-stage sampling. They reply to ASES and TISS scales before and after education. Intervening experimental group was educating drug assistance self-efficiency combined with selfefficiency structure of Bandora’s Social Cognitive Theory via active learning. Independent and paired t tests were conducted to interpretation data.
    Findings
    the results indicate that there is no statistical significant within school boys in drug assistance self-efficiency before intervening, but there was a significant difference between means of two groups post-test (P<0.05). It can be concluded that in training intervention has been effective in improving drug avoidance self-efficacy.
    Conclusion
    increasing cognitive and coping skills by education of social skills will reinforce potential of self-efficiency in drug assistance among pupils. Additionally, it impact on tendency to use addictive substances and preventing drug abuse. It suggested that conducting training materials based on introducing social skills with strengthening self-efficiency in drug assistance was taken into consideration of parents and authorities in education policies. The method could be used coping approach in teaching teens.
    Keywords: Social Skills, Drug Abstinence Self, Efficacy, School Boys, Educational Intervention, Ahwaz
  • Ali Afsar, Said Bashirian, Jalal Poorolaja, Seyed Mohammad Mahdi Hazavehei*, Elaheh Vatan Nawaz, Fazel Zinat Motlagh Pages 2034-2045
    Background
    One of the major challenges in current methadone maintenance treatment retention rates in the treatment and prevention of relapse addiction. The aim of this study was determine the factors influencing relapse based on health belief model.
    Methods
    A cross-sectional study was conducted among 384 patients on methadone maintenance treatment referred to addiction clinic in Hamadan, which was randomly selected with the proportional to size among addiction clinic for participation in this study. A questionnaire designed by health belief model and demographic variable and data were completed by interviews and self-report. Data were analyzed by SPSS version 19 using chi-square, and logistic regression statistical tests.
    Findings
    Almost 48.2% of the participants had history of relapse at last one. Temptation, peer pressures, depression and low dose of methadone were most reason for relapse. The best predictors for relapse were perceived benefit, perceived susceptibility and self-efficacy.
    Conclusion
    According to the results, it seems HBM can be used in training programs to prevent of relapse.
    Keywords: Relapse, Methadone Maintenance Treatment, Health Belief Model
  • Alireza Roshanfar, Zahra Padash, Samaneh Mokhtari, Zahra Izadikhah Pages 2046-2055
    Background
    people’s Quality of Life plays an important role in their life satisfaction and life satisfaction is an important factor in the mental health of the society. Therefore, knowing efficient and effective methods and techniques that can be effective in increasing the quality of life, is considered as an important step in improving individuals ‘satisfaction and increasing their mental health. The aim of this study was investigating the effectiveness of psychotherapy training based on Frisch's theory on the quality of life of who referred to counseling centers in Isfahan.
    Methods
    This study was a semi experimental one with pretest, posttest and control group. The statistical population was the individuals who referred to 3 counseling centers (the counseling centers of Isfahan University of Technology, Boostan and alefabye zendegi) in autumn and winter of 2012. Research sample included 32 individuals who were selected from available samples and then allocated into two groups of experimental and control groups. The experimental groups were trained in quality of life therapy for 8 sessions in eight weeks. At the end, both groups had received posttest. The measurement instrument was World Health Organization Quality of Life (WHOQOL-BREF) questionnaire. Data were analyzed with Covariance and Mancova Analysis through SPSS-18.
    Findings
    The results showed that there were significant differences between the scores of quality of life in experimental and control groups in posttest. It means that quality of life therapy was effective on the referees ‘quality of life (P<0/01).The results also revealed that quality of life therapy has increased the scores of both groups in posttest in physical health, psychological health, social relationships and environmental health dimensions (P<0/05)
    Conclusion
    This study indicated the efficacy of Quality of Life Therapy on quality of life. The results of this study confirmed the effectiveness of the psychotherapy based on Friesch’s theory on increasing quality of life and life satisfaction.
    Keywords: Training, Psychotherapy, Frisch's theory, Quality of life