فهرست مطالب

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران - سال بیستم شماره 3 (پیاپی 78، پاییز 1393)
  • سال بیستم شماره 3 (پیاپی 78، پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • آفرین رحیمی موقر، معصومه امین اسماعیلی*، میترا حفاظی، حسن رفیعی، سید وحید شریعت، ونداد شریفی صفحات 189-200
    هدف

    مطالعه حاضر با هدف تعیین اولویت های سلامت روان کشور و به سفارش شبکه تحقیقات سلامت روان کشور انجام شد. مهم ترین فایده اولویت بندی، سرمایه گذاری و بودجه بندی اثربخش در مورد معضلات سلامت روان است. با اولویت بندی دقیق، هزینه- اثربخشی مداخلات افزایش می یابد و از هدر رفتن منابع ملی جلوگیری می شود.

    روش

    متخصصان از رشته های گوناگون مرتبط، برنامه ریزان و مسئولان، مدیران اجرایی و ارائه کنندگان خدمات در این امر مشارکت داشتند. در مرحله اول، از طریق مرور منابع و بارش فکری، فهرست جامعی از موضوعات بهداشت روان کشور تهیه و حیطه بندی شد. در مرحله دوم، شاخص های اولویت بندی موضوعات به تفکیک هر حیطه و ضریب تاثیر هر یک تعیین شد. در مرحله سوم، با استفاده از روش گروه اسمی، تعداد 50 موضوع به دست آمده غربال و 25 موضوع انتخاب شد. این 25 موضوع به زیرموضوع هایی تقسیم شد و سپس فرد یا افرادی که در آن موضوع صاحب نظر بودند، شواهد داخلی و در صورت نیاز، شواهد خارجی مربوط به شاخص های تعیین شده برای هر زیرموضوع را مرور و ارائه کردند. با استفاده از شواهد موجود، دوباره با استفاده از روش گروه اسمی، رتبه بندی موضوعات در هر حیطه و بر اساس شاخص های اولویت بندی انجام شد.

    یافته ها

    در نهایت، 25 موضوع انتخاب شد. 10 موضوع اول منتخب به عنوان اولویت های ملی سلامت روان، عبارت بود از: سه موضوع از میان اختلالات روانپزشکی، شامل اعتیاد، افسردگی و خودکشی؛ دو موضوع از میان مشکلات و عوامل تعیین کننده سلامت روان، شامل خشونت خانگی و رفتارهای پرخاشگرانه، فشار روانی و بلایا؛ سه موضوع از میان سیاست ها و نظام ارائه خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد، شامل ادغام خدمات سلامت روان و اعتیاد در مراقبت های بهداشتی اولیه، خدمات بهداشت روان شهری و خدمات فوریتی روانپزشکی؛ و دو گروه از میان جمعیت های خاص، شامل کودکان و نوجوانان و زنان آسیب پذیر.

    نتیجه گیری

    وجود سند اولویت های سلامت روان که مورد پذیرش افراد صاحب نفوذ این حیطه باشد، موجب حمایت و ارتقای هرچه بیشتر سیاست ها و برنامه-های سلامت روان کشور در جهت اولویت های تعیین شده می شود.

    کلیدواژگان: اولویت گذاری، برنامه ریزی مبتنی بر شواهد، سلامت روان، ایران
  • فیروزه درخشانپور*، احمد حاجبی، زهره احمدآبادی، بیتا صدیق صفحات 201-213
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی فراوانی و عوامل خطر مرتبط با کودک آزاری در مراجعان به مراکز بهداشتی- درمانی شهری بندرعباس بود.
    روش
    محل انجام طرح، مراکز بهداشتی- درمانی و پایگاه های شهری بندرعباس و وظایف کارکنان مراکز در این مرحله از طرح، شناسایی موارد کودک آزاری در مرکز بود. تمام کارکنان در کارگاه های آموزشی، جهت آشنایی با انواع کودک آزاری شرکت کردند. مراجعان در زمان ارجاع برای مراقبت های معمول، از نظر کودک آزاری نیز معاینه می شدند و اگر نشانه های مشکوکی از این پدیده دیده می شد، موارد در فرم های مربوط ثبت می شد. پژوهش حاضر، مرحله اول از طرحی بزرگ تر، با هدف بررسی ضرورت ادغام برنامه پیشگیری از کودک آزاری در خدمات بهداشتی اولیه، و شامل شناسایی موارد کودک آزاری در مراکز بهداشتی- درمانی و عوامل خطر مرتبط بود.
    یافته ها
    110 مورد مسامحه و 19 مورد آزار فیزیکی در میان کودکان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شناسایی شد. بیش فعالی و اضطراب از عوامل مرتبط کودک آزاری مربوط به کودکان، بی سوادی و افسردگی از عوامل مربوط به مادران، و بی سوادی، اعتیاد و بیکاری از عوامل مربوط به پدران بود. مسامحه با احتمال بیشتری در دختران، کودکان زیر دو سال و کودکان دارای پدران جوان رخ داده بود و آزار جسمی بیشتر در پسران و کودکان بالای چهار سال و کمتر در بین کودکان دارای مادران دارای تحصیلات دانشگاهی و پدران جوان دیده شد.
    نتیجه گیری
    کودک آزاری ناشی از عوامل مختلف مرتبط با کودک و والدین است. شناسایی این عوامل خطر، در برنامه ریزی مداخله های مناسب برای کاهش کودک آزاری مفید است. مراکز بهداشتی- درمانی، به دلیل مراجعه ماهانه و منظم خانواده ها، محل مناسبی برای شناسایی موارد کودک آزاری هستند.
    کلیدواژگان: کودک آزاری، پیشگیری اولیه، مسامحه، مراکز بهداشتی، عوامل خطر
  • موسی چاکری*، علی اصغر اصغرنژاد فرید، فهیمه فتحعلی لواسانی صفحات 214-223
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه دختران فراری و غیرفراری در ابعاد دلبستگی، تنظیم هیجانی و شیوه های مقابله انجام شد.
    روش
    نمونه پژوهش شامل 90 نفر (45 دختر فراری و 45 نفر گروه کنترل) بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسش نامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA)، مقیاس مشکل در تنظیم هیجانی (DERS) و مقیاس مقابله نوجوانان (ACS) پاسخ دادند. داده ها با آزمون t مستقل و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    دختران فراری در ابعاد دلبستگی و تنظیم هیجانی با گروه کنترل تفاوت معنی دار داشتند (p<0.01). همچنین در شیوه های مقابله، در خرده مقیاس های حل مساله کارآمد و کنارآمدن نابارور میان دو گروه تفاوت معنی دار وجود داشت (p<0.01).
    نتیجه گیری
    یافته ها بر اهمیت ابعاد دلبستگی، تنظیم هیجانی و شیوه های مقابله در پدیده فرار دختران از منزل تاکید دارد.
    کلیدواژگان: دختران فراری، ابعاد دلبستگی، تنظیم هیجانی، شیوه های مقابله
  • بیان نسایی مقدم*، مختار ملک پور، احمد عابدی صفحات 224-232
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر شن بازی درمانی بر رشد شناخت اجتماعی کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر اجرا شد.
    روش
    پژوهش آزمایشی حاضر از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای اندازه گیری متغیر وابسته، یعنی شناخت اجتماعی، از آزمون شناختی تشخیصی کی (KCDT) در هر دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نمونه به صورت تصادفی انتخاب شد که دربرگیرنده 16 نفر در گروه آزمایش (8 دختر و 8 پسر) و 16 نفر در گروه کنترل (8 دختر و 8 پسر) بود. سپس روش شن بازی درمانی به مدت 12 جلسه روی گروه آزمایش اجرا و در پایان پس آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل گرفته شد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره شناخت اجتماعی در گروه آزمایش 1/07 و در گروه کنترل 0/06 افزایش داشت. میان میانگین نمره پس آزمون آزمودنی های گروه های آزمایش و کنترل در آزمون شناخت اجتماعی تفاوت وجود داشت (p<0.001).
    نتیجه گیری
    شن بازی درمانی می تواند شناخت اجتماعی کودکان آموزش پذیر دچار عقب ماندگی ذهنی را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: شن بازی درمانی، شناخت اجتماعی، کودکان آموزش پذیر دچار عقب ماندگی ذهنی
  • مهدی اکبری*، رسول روشن، لادن فتی، امیر شعبانی، فیروزه ضرغامی صفحات 233-242
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کنندگی بی نظمی هیجانی، باورهای فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب تجربه گرایانه در افکار تکرارشونده منفی بود.
    روش
    در پژوهش همبستگی حاضر 510 دانشجوی دانشگاه تهران به روش خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (RNTQ)، مقیاس مشکل در تنظیم هیجانی (DERS)، پرسشنامه فراشناختی (MCQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسشنامه اجتناب تجربه گرایانه چندبعدی (MEAQ) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد.
    یافته ها
    تمام متغیرهای پژوهش به طور معنی داری با افکار تکرارشونده رابطه داشتند (p<0.001). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد مدل پیش بینی افکار تکرارشونده منفی به ترتیب شامل بی نظمی هیجانی، اجتناب تجربه گرایانه، باورهای فراشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی بود. این متغیرها به طور کلی قادر به پیش بینی حدود 78 درصد واریانس افکار تکرارشونده منفی بودند.
    نتیجه گیری
    افکار تکرارشونده منفی یک سازه فراتشخیصی چندبعدی است که سازوکارهای شناختی، رفتاری، هیجانی و فراشناختی دارد.
    کلیدواژگان: افکار تکرارشونده منفی، بی نظمی هیجانی، اجتناب تجربه گرایانه، باورهای فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی، رویکرد فراتشخیصی
  • رزیتا داوری آشتیانی، فرزاد جزایری، فریبا عربگل*، کتایون رازجویان، مژگان خادمی صفحات 243-251
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (نسخه غربالگری- خودگزارشی) بود.
    روش
    نسخه فارسی این مقیاس به روش ترجمه و ترجمه وارون تنظیم شد و پس از حصول اطمینان از صحت ترجمه، روایی ظاهری و محتوایی مقیاس ترجمه شده توسط چهار نفر از روانپزشکان کودک و نوجوان تایید شد. سپس 100 نفر از والدین کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی / کم توجهی (ADHD) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مصاحبه بالینی با این افراد توسط یک روانپزشک کودک و نوجوان انجام شد. نتایج مصاحبه برای تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به ADHD بزرگسالی، بر اساس معیارهای یوتا، با نتایج نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی/ کم توجهی بزرگسالی کانرز مقایسه و روایی معیار محاسبه شد. برای ارزیابی پایایی بازآزمایی، 30 نفر از این افراد، سه هفته بعد این مقیاس را دوباره تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین سنی (±انحراف معیار) جمعیت مورد مطالعه 5±36 سال بود که 67 درصد آنها زن بودند. در سنجش بازآزمایی، ضرایب همبستگی درون خوشه (ICC) برای تمام خرده مقیاس های این مقیاس بالاتر از 7/0 بود. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای تمام خرده مقیاس ها بالاتر از 8/0 بود. ماتریس همبستگی پیرسون خرده مقیاس ها معنی دار بود (01/0p<). همین طور ماتریس همبستگی گویه ها با یکدیگر مناسب بود. بر اساس مصاحبه بالینی روانپزشکان، 27 نفر از والدین تشخیص ADHD بزرگسالی گرفتند. در ارزیابی روایی معیار، حساسیت و ویژگی نقطه برش(نمره T) 65، به ترتیب، 59 و 92 درصد بود و با تغییر نقطه برش از 65 به 55، به ترتیب 89 و 68 درصد به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با تغییر نقطه برش از 65 به 55، مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (فرم غربالگری- خودگزارشی) روایی و پایایی نسبتا مناسبی در جامعه ایرانی دارد، اما ویژگی تشخیصی آن مطلوب نیست.
    کلیدواژگان: اختلال بیش فعالی، کم توجهی بزرگسالی، مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی، کم توجهی بزرگسالی کانرز، روایی، پایایی
  • سحر فرخی، حسین شاره* صفحات 252-263
    هدف
    هدف مطالعه حاضر تعیین پایایی و روایی نسخه فارسی فرم کوتاه شاخص عزت نفس جنسی زنان (SSEI-W-SF) بود.
    روش
    510 زن متاهل، با روش نمونه گیری در دسترس، از اماکن عمومی شهر مشهد انتخاب و با استفاده از نسخه فارسی فرم کوتاه شاخص عزت نفس جنسی زنان (SSEI-W-SF)، فرم 21 سوالی مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21)، پرسشنامه تجدیدنظرشده احساس گناه جنسی موشر (RMGI)، پرسشنامه تجدیدنظرشده عزت نفس کوپرسمیت (RCSEI)، و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) بررسی شدند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی با روش مولفه های اصلی و محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ و همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
    یافته ها
    ضریب همسانی درونی گویه ها در کل نمونه 0/88 بود. ضرایب همبستگی بین هر یک از گویه های مقیاس با نمره کل مقیاس بین 0/54 تا 0/72 (در تمام موارد: 0/001>p) بودند. در تحلیل عاملی اکتشافی، پنج عامل تجربه و مهارت، کنترل، جذابیت، قضاوت اخلاقی و انطباق به دست آمد که جمعا 50/37 درصد واریانس را تبیین می کردند. ضریب پایایی بازآزمایی برای کل مقیاس 0/91 و برای پنج خرده مقیاس آن در دامنه 0/82 تا 0/94 بود. همچنین بین SSEI-W-SF و مقیاس عزت نفس کوپرسمیت (r=0.31، p<0.05) و شاخص عملکرد جنسی زنان (r=0.31، p<0.05) رابطه معنادار مثبتی دیده شد که نشانگر روایی همگرای این مقیاس است. روایی واگرای این شاخص نیز با خرده مقیاس افسردگی مقیاس DASS-21 تایید شد (r=-0.29، p<0.05).
    نتیجه گیری
    با توجه به پایایی و روایی مناسب SSEI-W-SF، می توان از آن برای فعالیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی، پایایی، روایی، فرم کوتاه شاخص عزت نفس جنسی زنان
  • هدی دوس علی وند، بنفشه غرایی*، علی اصغر اصغرنژاد فرید، شیرین رضوانی فر صفحات 264-275
    هدف
    هدف مطالعه کنونی بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه کوتاه مقیاس باورها و نگرش های ناکارآمد خواب در دانشجویان بود.
    روش
    این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران و محل اجرای پژوهش، دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. 400 دانشجو (234 زن؛ 166 مرد؛ با میانگین سنی 4/06±22/18) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای ارزیابی، مقیاس افسردگی- اضطراب- استرس (21-DASS)، مقیاس باورها و نگرش های ناکارآمد خواب (10-DBAS) و شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) بود. جهت تعیین پایایی مقیاس از روش آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون استفاده شد. اعتبار سازه مقیاس با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد.
    یافته ها
    یافته های آماری نشان داد که DBAS-10 از همسانی درونی (آلفای کرونباخ= 0/84) و پایایی آزمون- بازآزمون (r=0.83) قابل قبولی برخوردار است. نمرات کلی DBAS-10 همبستگی معناداری باr=0.45) PSQI) و خرده مقیاس های افسردگی (r=0.25)، اضطراب (r=0.35) و استرس r=0.25) DASS-21) داشت. تحلیل عاملی، دو زیر مقیاس معنادار را برای DBAS-10 شناسایی کرد.
    نتیجه گیری
    DBAS-10 از پایایی و اعتبار مطلوبی در جمعیت دانشجویی برخوردار است.
    کلیدواژگان: بی خوابی، باورها، تحلیل عاملی، پایایی، اعتبار
  • جعفر باباپور، محمدرضا خدایی، آرش میراب زاده* صفحات 276-282
    ایرانیان در ایجاد و اداره بیمارستان ها پیشرو ملت های متمدن بوده اند و در واقع بیمارستان در عالم اسلام و جهان پیشرفته از طریق ایران شناخته شده است. در نمونه هایی از این مراکز که عناوین «بیمارستان»، «دیوانه ستان»، «مارستان»، «دارالمجانین» و «تیمارستان» به خود گرفته بودند، بیماران روانی نگهداری می شدند و تحت درمان قرار می گرفتند. اسناد و شواهد تاریخی بیانگر برخورداری حداقلی این مراکز از امکانات در مقایسه با سایر موسسات درمانی است. در دوره معاصر، وقوع اتفاقات تلخ و ناگوار گوناگون در گوشه و کنار شهر تهران توسط بیماران روانی، منجر به تاسیس اولین بیمارستان روانپزشکی با نام «دارالمجانین» در باغ اکبرآباد واقع در خیابان سینا گردید. بدین ترتیب بیماران پس از جمع آوری از سطح شهر، در اطاقک های بسیار کوچک و در وضعیتی نامساعد نگهداری می شدند. به دنبال تاسیس دانشکده پزشکی و ایجاد کرسی بیماری های روانی در سال 1319 در دانشگاه تهران، کار آموزش دانشجویان نیز در این موسسه صورت می گرفت. شهرداری در سال 1324 باغ روزبه (محل کنونی بیمارستان روزبه) را نیز جهت توسعه دارالمجانین به مکانی برای نگهداری بیماران روانی اختصاص داد و این دو مکان یعنی باغ اکبرآباد و باغ روزبه تا سال 1338 یعنی زمان انتقال آنها به امین آباد، به فعالیت خود ادامه دادند. پس از انتقال به امین آباد، اقدامات زیادی در جهت توسعه بیمارستان و ارائه خدمات نوین روانپزشکی از جمله توان بخشی بیماران روانی صورت پذیرفت. در سال 1340 در جهت ایجاد تغییر نگرش مردم به بیماری های روانی، نام دارالمجانین و تیمارستان به «بیمارستان روانپزشکی رازی» تغییر یافت. تا زمان تاسیس وزارت بهداری و بهزیستی در سال 1355، این مرکز به صورت پیوسته به جز چند ماه زیرمجموعه اداره شهربانی یا شهرداری بوده است. از سال 1373 پس از تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و همچنین دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی، این بیمارستان به عنوان زیرمجموعه دانشگاه به بسط و گسترش خدمات متنوع درمانی و توان بخشی پرداخت و از سال 1376 با استقرار گروه روانپزشکی دانشگاه در بیمارستان، فعالیت های آموزشی، درمانی و پژوهشی در حوزه روانپزشکی به شکل جدیدی ارائه می گردد.
    کلیدواژگان: دارالمجانین، تیمارستان، بیمارستان، تاریخ، روانپزشکی، رازی
|
  • Afarin Rahimi, Movaghar, Masoumeh Amin, Esmaeili *, Mitra Hefazi, Hassan Rafiey, Seyed Vahid Shariat, Vandad Sharifi Pages 189-200
    Objectives

    The present study was conducted to determine national priorities of mental health and funded by Iranian Mental Health Research Network. The most important advantage of priority setting is effective investment and budgeting on mental health problems. Exact prioritizing increases cost-effectiveness of interventions and prevents waste of national resources.

    Method

    Researchers from various related disciplines, health care program planners and authorities, executive managers and service providers participated in this study. In the first stage, a comprehensive list of mental health topics was prepared and classified by reviewing the literature and brain storming. In the second stage, the criteria for priority setting of topics under each field and their impacts were determined. In the third stage, using nominal group technique (NGT), 50 topics were screened and 25 topics were selected. These 25 topics were classified to smaller subjects and then expert(s) in each subject reviewed the national and international evidence of relevance and importance of each subject. Using available evidence, and by nominal group technique, priority of subjects in each field was set based on the prioritizing criteria.

    Results

    Finally, 25 subjects were chosen. The top 10 subjects as the national mental health priorities were: three subjects from psychiatric disorders including substance dependence, depression and suicide; two subjects from mental health problems and determinants including domestic abuse and aggressive behaviors, stress and disasters; three subjects from mental health & substance use services, systems and policies including integration of mental health in primary health care, urban mental health and emergency services; and two subjects from specific populations including children and adolescents, and vulnerable women.

    Conclusion

    The document on national priorities in mental health confirmed by main authorities in the field would, as much as possible, support and promote mental health policies and programs in the country towards the determined priorities.

    Keywords: priority setting, evidence, based planning, mental health, Iran
  • Firoozeh Derakhshanpour *, Ahmad Hajebi, Zohre Ahmadabadi, Bita Seddigh Pages 201-213
    Objectives
    The aim of this study was to investigate the frequency of child abuse and its related risk factors in clients referred to urban healthcare centers in Bandar-Abbas, Iran.
    Method
    The study was conducted in healthcare centers and urban bases of Bandar-Abbas. The centers’ staffs in this stage of the project identified the cases of child abuse. All the staffs participated in the workshops to be familiar with various types of child abuse. The clients while referring for usual care were also investigated for child abuse and in case of any suspicious signs, they were registered in related forms. This study was the first stage of a research project aiming at studying the necessity to include child abuse issues in primary health care services and it contained identification of cases of child abuse at healthcare centers and its related risk factors.
    Results
    Among the children referred to the healthcare centers, 110 cases of negligence and 19 cases of physical abuse were recognized. Hyperactivity and anxiety were child-related risk factors of abuse and negligence. Illiteracy and depression of mothers, and illiteracy, addiction and unemployment of fathers were other risk factors. The rate of negligence was more in girls, children under two years and those with young fathers, and the rate of physical abuse was higher among boys and children over four years and was less in children having mothers with university degrees and those with young fathers.
    Conclusion
    Child abuse is due to different factors relevant to child and parents. Identification of these risk factors is helpful in planning proper interventions to reduce child abuse. Having monthly and regular reference of families, healthcare centers are suitable places for identification of child abuse cases.
    Keywords: child abuse, primary prevention, negligence, health centers, risk factors
  • Mousa Chakeri *, Aliasgar Asgharnejad Farid, Fahime Fathali Lavasani Pages 214-223
    Objectives
    The aim of present research was to compare the attachment dimensions, emotion regulation, and coping strategies between the runaway girls and the control group.
    Method
    The study sample consisted of 90 persons (45 runaway girls and 45 control probands) selected using convenience sampling. Participants completed the Inventory of Parents and Peer Attachment (IPPA), Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS) and Adolescents Coping Scale (ACS). The data were analyzed through the independent t-test and Pearson correlation.
    Results
    The runaway girls significantly were different from the control group in the attachment dimensions and emotion regulation (p<0.01). In addition, there was significant difference between the two groups in coping strategies, subscales of the efficient problem solving and non-productive coping (p<0.01).
    Conclusion
    The results emphasized on the importance of attachment dimensions, emotion regulation, and coping strategies in the phenomenon of girls running away from home.
    Keywords: runaway girls, attachment dimensions, emotion regulation, coping strategies
  • Bayan Nesai Moghadam *, Mokhtar Malekpour, Ahmad Abedi Pages 224-232
    Objectives
    The present research was conducted to study the effect of sandplay therapy on social cognition development of educable mentally retarded children.
    Method
    The present study was a pretest-posttest with control group. To measure the dependent variable social cognition, Kay Cognitive Diagnostic Test (KCDT) was used in both pretest and posttest sections. The sample was selected randomly in which included 16 people in experimental group (8 girls and 8 boys) and 16 in control group (8 girls and 8 boys). Then during 12 sessions sandplay therapy employed on experimental group and finally the posttest was administered to both experimental and control groups. The data were analyzed using univariate analysis of covariance.
    Results
    The mean score of cognition development in experimental group was 1.07 and in control group it increased 0.06. There was a difference between the posttest mean scores of experimental and control groups in social cognition development (p<0.001).
    Conclusion
    S andplay therapy can increase social cognition development of educable mentally retarded children.
    Keywords: sandplay therapy, social cognition, educable mentally retarded children
  • Mehdi Akbari *, Rasool Roshan, Ladan Fata, Amir Shabani, Firouzeh Zarghami Pages 233-242
    Objectives
    The aim of the present study was to investigate the predictive role of emotional dysregulation, metacognitive beliefs, intolerance of uncertainty and experiential avoidance in repetitive negative thinking.
    Method
    In current correlational study, 510 students of Tehran University completed Repetitive Negative Thought Questionnaire (RNTQ), Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS), Metacognitive Questionnaire (MCQ), Intolerance of Uncertainty Scale (IUS), and Multidimensional Experiential Avoidance Questionnaire (MEAQ). The data were analyzed using Pearson correlation and multiple regression.
    Results
    All study variables were correlated with the repetitive negative thought (p<0.001). The multiple regression analysis indicated that the predictive model for repetitive negative thinking respectively consisted of emotional dysregulation, experiential avoidance, metacognitive beliefs and intolerance uncertainty. These variables account for %78 of the repetitive negative thinking variance.
    Conclusion
    The repetitive negative thinking is a metacognitive multifaceted construct with cognitive, behavioral, emotional and metacognitive mechanisms.
    Keywords: repetitive negative thinking, emotional dysregulation, experiential avoidance, metacognitive beliefs, intolerance of uncertainty, transdiagnostic approach
  • Rozita Davari, Ashtiani, Farzad Jazayeri, Fariba Arabgol *, Katayoon Razjouyan, Mojgan Khademi Pages 243-251
    Objectives
    The aim of this study was to assess the validity and reliability of the Persian version of the Conners’ Adult Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) Screening Scale (screening form-self reporting).
    Method
    The Persian version of the scale was produced through translation to Persian, back-translation and confirming the accuracy of translation. The face and content validities of translated scale were checked by four child and adolescent psychiatrists. Afterwards, 100 parents of children with ADHD were chosen using convenience sampling method. Interview with these people was performed by a child and adolescent psychiatrist. The results of interviews for detecting affection with adult’s ADHD based on Utah criteria were compared with the results of Persian version of the Conners’ Adult ADHD Screening Scale, and criterion validity was calculated. For assessment of the test-retest reliability, 30 individuals from the participants completed the scale once more after three weeks. The data were analyzed using Pearson’s and Spearman’s correlation coefficients.
    Results
    The mean age of the studied population was 36 (SD=5) of whom 67% were women. Intraclass correlation coefficients (ICC) for all subscales was higher than 0.7. The Cronbach’s alpha coefficient for all subscales was also higher than 0.8. The Pearson’s correlation matrix of subscales was significant (p<0.01). Also, correlation matrix of items was suitable to each other. Based on the psychiatrists’ clinical interview, 27 parents were diagnosed as having adult ADHD. In assessment of criterion validity, sensitivity and specificity of cut-off point (t score=65) were 59% and 92%, respectively, and for cut-off point of 55, sensitivity and specificity were 89% and 68%, respectively.
    Conclusion
    By changing cut-off point from 65 to 55, the validity and reliability of the Conners’ Adult ADHD Screening Scale (screening form-self reporting) become partially suitable for Iranian population, nonetheless, its specificity criterion is not suitable.
    Keywords: adult attention, deficit, hyperactivity disorder, Conner's Adult ADHD Screening Scale, validity, reliability
  • Sahar Farokhi, Hossein Shareh * Pages 252-263
    Objectives
    The aim of the present study was to determine the reliability and validity of the Persian version of Sexual Self-Esteem Index for Woman-Short Form (SSEI-W-SF).
    Method
    Through convenient sampling method, 510 married women from public places in Mashhad, Iran were selected and investigated using Persian version of SSEI-W-SF, Depression Anxiety Stress Scale 21-item (DASS-21), Revised Moosher Guilt Inventory (RMGI), Revised Coopersmith Self-Esteem Inventory (RCSEI), and Female Sexual Function Index (FSFI). Factor structure of the index was investigated using principal component method, and Cronbach’s alpha coefficient of the Persian version of SSEI-W-SF, and Pearson’s correlation coefficients between scores of the mentioned instruments were calculated.
    Results
    Internal consistency of items for all the sample was 0.88. The correlation coefficients between each items of the scale and the total scale score varied from 0.54 to 0.72 (in all cases: p<0.001). Through exploratory factor analysis, five factors of experience and skill, control, attractiveness, moral judgment and adaptiveness were determined which account for 50.37 percent of total variance. The test-retest reliability coefficient for the whole scale was 0.91 and for its five subscales ranged from 0.82 to 0.94. There were also significant correlations between SSEI-W-SF and RCSEI (r=0.31, p<0.05) and FSFI (r=0.31, p<0.05) that shows convergent validity of the scale. Divergent validity of the sale was confirmed by observing negative correlation between Depression subscale of DASS-21 and SSEI-W-SF (r=-0.29, p<0.05).
    Conclusion
    Considering the satisfactory reliability and validity, SSEI-W-SF can be utilized in clinical and research practices.
    Keywords: factor analysis, reliability, validity, Sexual Self, Esteem Inventory For Women
  • Hoda Doos Ali Vand, Banafsheh Gharraee *, Aliasgar Asgharnejad Farid, Shirin Rezvanifa Pages 264-275
    Objectives
    The purpose of the current study was to investigate the psychometric properties of the short form Dysfunctional Beliefs and Attitudes about Sleep Scale (DBAS-10) in college students.
    Method
    This is a descriptive cross-sectional study. The study statistical population consisted of students of Tehran University of Medical Sciences and the place of research was schools (faculties) of Tehran University of Medical Sciences. Four hundred students (234 women; 166 men; with mean (± SD) age of 22.18 ± 4.06 years) were selected through multi-stage cluster sampling. The assessment measures were Depression, Anxiety and Stress Scale (DASS-21), Dysfunctional Beliefs and Attitudes about Sleep Scale (DBAS-10), and Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI). Cronbach’s alpha and test-retest method were used to determine reliability of the scale. The scale’s construct validity was assessed by exploratory factor analysis.
    Results
    Statistical findings showed that the DBAS-10 internal consistency (Cronbach’s α=0.84) and test-retest reliability (r=0.83) are reasonable. The DBAS-10 total scores were significantly correlated with PSQI (r=0.45) and DASS-21 subscales of depression (r=0.25), anxiety (r=0.35), and stress (r=0.25). Factor analysis identified two significant subscales for DBAS-10.
    Conclusion
    The DBAS-10 has an appropriate validity and reliability in college students.
    Keywords: insomnia, beliefs, factor analysis, reliability, validity
  • Jafar Babapour, Mohammad Reza Khodaei, Arash Mirabzadeh * Pages 276-282