فهرست مطالب

Modern Care Journal - Volume:11 Issue: 4, 2015
  • Volume:11 Issue: 4, 2015
  • تاریخ انتشار: 1393/11/12
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فرزانه براتی، شهناز طبیعی، غلامرضا شریف زاده صفحات 247-254
    زمینه و هدف
    توانمندی روانشناختی یا به عبارتی داشتن حس کنترل و افزایش انگیزش در ارتباط با کار، نقش مهمی در صلاحیت حرفه ای پرستاران دارد و به عنوان یک رویکرد جدید انگیزشی، شناخت ابعاد و عوامل موثر بر آن ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت توانمندی روان شناختی پرسنل پرستاری بیمارستان های آموزشی بیرجند و برخی عوامل مرتبط با آن طراحی گردید.
    روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، صد و هشتاد نفر از پرسنل پرستاری بیمارستان های آموزشی، به روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد توانمندی روان شناختی Spreitzer شامل 15گویه بود که به روش مصاحبه توسط پژوهشگر تکمیل شد. پایایی پرسشنامه در یک مطالعه 79/0 گزارش شده بود. داده های جمع آوری شده، از طریق آزمون های آماری Independent t-test، One Way ANOVA و Range Tukey، در سطح معنی داری 05/0P<، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کل توانمندی روان شناختی پرسنل پرستاری 9/11±29/41 بود که از بین مولفه های آن، بعد معنی داری بالاترین میانگین (3±8/9) و بعد تاثیر پایین ترین میانگین (7/2±6/6) را داشت. میانگین نمره توانمندی در مردان نسبت به زنان و در پرسنل بخش های عادی نسبت به ویژه بیشتر بود (05/0P<)؛ همچنین بین نمره توانمندی روان شناختی با سن، سنوات خدمت، رضایت از کار و بخش محل خدمت و نیز رضایت از مافوق، ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0P<).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه توانمندی روانشناختی پرستاران شرکت کننده در مطالعه حاضر در حد متوسط بود، لازم است مدیران پرستاری در برنامه ریزی های خود، به ارتقای توانمندی پرستاران بیشتر توجه کنند.
    کلیدواژگان: توانمندی روان شناختی، پرستاران، بیمارستان ها
  • ناهید دهقان نیری، مرجان مردانی حموله، نسرین رضایی صفحات 255-267
    زمینه و هدف
    افسردگی، یکی از اختلالات روان است و شناخت درمانی، یک مداخله مددجومحور برای بهبود افسردگی است. هدف از انجام این مطالعه، مرور سیستماتیک مطالعات انجام شده در زمینه تاثیر شناخت درمانی بر افسردگی بود.
    روش تحقیق: در این مرور سیستماتیک، جستجوی مقالات کارآزمایی بالینی ارائه شده به زبان انگلیسی در پایگاه های Cochrane، Medline، Google scholar و EMBASE، در بازه زمانی سال های 2003- 2013 با کلیدواژه های «Depression» و «Cognitive therapy» انجام شد. جستجوی مقالات کارآزمایی بالینی ارائه شده به زبان فارسی نیز در پایگاه های SID، Magiranو IranMedex در بازه زمانی سال های 1382- 1392 با کلیدواژه های «افسردگی» و «شناخت درمانی» صورت گرفت.
    یافته ها
    در مجموع، تعداد بیست مقاله تمام متن، مورد بررسی سیستماتیک نهایی قرار گرفت. پس از جستجو، غربالگری و ارزیابی، نتایج نشان داد که از کل مطالعات، 16مطالعه، بیانگر تاثیر مثبت شناخت درمانی بر افسردگی بوده و تنها در چهار مطالعه، شناخت درمانی تاثیری بر بهبود افسردگی نداشته است. 13 مطالعه، مداخله شناخت درمانی را برای گروه بیماران روان پزشکی مبتلا به افسردگی انجام داده بودند که در نه مورد از آنها، مداخله شناخت درمانی منجر به کاهش افسردگی شده بود؛ همچنین یافته ها نشان داد، شناخت درمانی برای کاهش افسردگی در گروه های بالینی و غیربالینی سودمند بوده، اما این سودمندی در هر یک از گروه ها متفاوت بوده است.
    نتیجه گیری
    مطالعات مورد بررسی، در افراد مختلف، حجم نمونه کم، مداخلات شناخت درمانی متفاوت و بافت های فرهنگی گوناگون انجام شده اند. بر طبق یافته ها، مداخله شناخت درمانی، بر بهبود علائم افسردگی تاثیر دارد؛ در عین حال، بررسی تاثیر مداخله شناخت درمانی بر افسردگی، نیازمند مطالعات بیشتر است.
    کلیدواژگان: شناخت درمانی فردی، شناخت درمانی گروهی، افسردگی بالینی، افسردگی غیربالینی، مرور سیستماتیک
  • اعظم یاراحمدی، فیروزه زارع فراشبندی، علی کچویی، رسول نوری، اکبر حسن زاده صفحات 268-274
    زمینه و هدف
    آموزش به بیمار، نقش مهمی در کنترل دیابت دارد. آموزش غیرحضوری به دلیل نداشتن محدودیت زمانی، مکانی و سهولت رابطه مراقبتی با بیمار، روشی موثر، ساده و ارزان است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین تاثیر اطلاع درمانی غیرحضوری بر کنترل HbA1C بیماران دیابتی نوع دوم ساکن اصفهان بود.
    روش تحقیق: مطالعه حاضر، از نوع کاربردی است که به روش نیمه تجربی و طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه پژوهش، بیماران دیابتی نوع دوم مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان بودند که از بین آنها، 64نفر در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. داده های اولیه، با استفاده از آزمایش خون و فرم گردآوری داده ها جمع آوری گردید. پس از مداخله از طریق ارسال بسته های آموزشی و پیام کوتاه به مدت سه ماه، به طور مجدد HbA1C هر دو گروه تعیین شد. داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش20) و آزمون های آماری t-test Independent، t-test Paired، Chi-Square و Mann Whitney U تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    بر طبق نتایج، HbA1C بیماران گروه آزمون و گروه شاهد، قبل از مداخله، تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت (97/0>P). پس از مداخله، HbA1C بیماران گروه آزمون نسبت به قبل از مداخله کاهش معنی داری داشت (001/0>P)؛ در حالی که این تفاوت در گروه شاهد مشاهده نشد (37/0>P)؛ همچنین مقایسه دو گروه نشان داد که میزان HbA1C در گروه آزمون، بعد از مداخله دارای تفاوت معنی داری با گروه شاهد بود (048/0=P).
    نتیجه گیری
    پیگیری آموزش به بیماران دیابتی نوع دوم از طریق بسته های آموزشی و پیام کوتاه، اثرات مثبتی بر کنترل HbA1C این بیماران دارد و از آنجایی که این روش، روشی ارزان، ساده و موثر است، به مراقبان بهداشتی و گروه های درمان توصیه می شود
    کلیدواژگان: اطلاع درمانی غیرحضوری، دیابت نوع دوم، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1C)
  • یحیی محمدی، سیما کاظمی، محمدرضا حاجی آبادی، محمدرضا رئیسون صفحات 275-282
    زمینه و هدف
    عالی ترین هدف آموزش در تمام سطوح تحصیلی، ایجاد توانایی خلاقیت و آفرینندگی و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان است و سبک یادگیری نیمه مکمل این هدف می باشد. این مطالعه با هدف بررسی رابطه سبک های یادگیری فیزیولوژیکی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه همبستگی بر روی 322 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد سبک های یادگیری فیزیولوژیک Kolb و خلاقیت عابدی شصت سوالی بود و همچنین از نمره معدل کل برای تعیین وضعیت پیشرفت تحصیلی دانشجو استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 14) و آزمون های آماری همبستگی Pearson، Independent T Test و ANOVA در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین معدل تحصیلی در دانشجویان دختر 16/2±21/16 و دانشجویان پسر 76/2±01/15 بود. بین سبک های یادگیری (تصویری، شنیداری) و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان رابطه معنی داری به دست آمد (05/0>p) ولی بین سبک یادگیری جنبشی با پیشرفت تحصیلی رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پیشنهاد می گردد دانشجویان در مورد انواع سبک های یادگیری فیزیولوژیک آگاهی داشته تا بتوانند سبک یادگیری متناسب با خود را کشف کنند. همچنین اساتید در هنگام تدریس، به سبک های یادگیری دانشجویان توجه داشته باشند.
    کلیدواژگان: سبک یادگیری، خلاقیت، پیشرفت تحصیلی، دانشجو
  • سید رضا برزو، اعظم فرمانی، محسن صلواتی*، محمود غلیاف، حسین محجوب صفحات 283-292
    زمینه و هدف

    شایعترین عارضه در حین همودیالیز، افت فشارخون و سپس کرامپ عضلانی می باشد. این عوارض در حین همودیالیز باعث عدم تحمل بیمار می گردد. یکی از روش هایی که برای پیشگیری از عوارض حین دیالیز مطرح شده، تغییر غلظت سدیم محلول دیالیز و سرعت برداشت مایعات می باشد که به آن پروفایل های سدیم- اولترافیلتراسیون می گویند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر پروفایل خطی سدیم- اولترافیلتراسیون بر تحمل حین همودیالیز انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی که به صورت قبل و بعد انجام شد، سی بیمار مراجعه کننده به مرکز همودیالیز بعثت همدان که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند، انتخاب شدند. هر یک از بیماران به مدت دو جلسه با روش معمول (که در آن غلظت سدیم محلول دیالیز از اول تا آخر دیالیز بر روی138میلی مول در لیتر ثابت می ماند و میزان اولترافیلتراسیون هم تغییر نمی کند) و به دستور پزشک معالج، دو جلسه با روش پروفایل1 سدیم و پروفایل1 اولترافیلتراسیون(غلظت سدیم محلول دیالیز در ابتدای دیالیز 146 میلی مول در لیتر می باشد که به طور خطی کاهش یافته و در پایان دیالیز به 138 میلی مول در لیتر می رسد و میزان اولترافیلتراسیون هم به طور خودکار و خطی در طول دیالیز کاهش می یابد) تحت دیالیز قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ویرایش 16 و آزمونهای آماری Paired t Test، آنالیز واریانس با مشاهدات تکراری (Repeated measurement ANOVA)،آزمون تعقیبی Tukey و Wilcoxon در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    در این مطالعه 16 نفر (3/53%) از بیماران زن بودند و میانگین سنی بیماران 71/16±83/50 سال بود. نتایج نشان داد میزان بروز هیپوتانسیون در روش پروفایل خطی سدیم- اولترافیلتراسیون در مقایسه با روش معمول به طور معنی داری کمتر (05/0p<) و میزان راحتی در روش پروفایل خطی سدیم- اولترافیلتراسیون بیشتر بود، ولی میزان بروز کرامپ عضلانی در دو روش تفاوت معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    از آنجا که استفاده از پروفایل سدیم- اولترافیلتراسیون روشی ساده و بدون هزینه است و باعث تحمل بهتر دیالیز می گردد، لذا به منظور کاهش عوارض و راحتی بیشتر دیالیز، استفاده از این روش نسبت به روش معمول توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: پروفایل خطی سدیم، اولترافیلتراسیون، همودیالیز، تحمل بیمار
  • زهره کشاورز، معصومه سیمبر*، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد، ملیحه نصیری صفحات 293-303
    زمینه و هدف

    رفتارهای ارتقادهنده سلامت، یکی از معیارهای عمده تعیین کننده سلامت است. نظریه رفتار برنامه ریزی شده، چارچوب مفیدی برای پیش بینی و درک رفتار بهداشتی فراهم می نماید. اضافه نمودن خودکارآمدی به نظریه رفتار برنامه ریزی شده، عامل موثرتری در پیش بینی قصد و رفتار می باشد. این مطالعه، با هدف بررسی ارتباط بین رفتارهای ارتقادهنده سلامت زنان کارگر و «مدل تلفیقی رفتار برنامه ریزی شده و خود کارآمدی» در زنان کارگر سنین باروری صورت پذیرفت.
    روش تحقیق: این مطالعه، یک پژوهش همبستگی از نوع آزمون مدل بود. تعداد 200زن کارگر شاغل در پنج کارخانه، با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه بررسی رفتار ارتقادهنده سلامت زنان کارگر که اعتبار و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفته بود، به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار LISREL (ویرایش 5/8) انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها در تحلیل مسیر نشان دادند که مسیر خودکارآمدی به سمت رفتار، معنی دار بود (17/4T=، 63/0B=)؛ همچنین مسیر ساعات کاری در روز (59/3- T=، 82/1- B=) و درک رفتار کنترل شده (01/1- T=، 061/0- B=) به سمت رفتار، به صورت معکوس معنی دار گردید. مسیر هنجار فردی (57/5T=، 39/0B=) و خودکارآمدی 18/3T=، 41/0(B= به سمت قصد معنی دار گردید. میزان تحصیلات به سمت نگرش معنی دار بود (89/3T=، 67/3B=). روزهای کاری در هفته به سمت خودکارآمدی به طور معکوس معنی دار گردید (76/1- T=، 19/1- B=). شاخص های برازش مدل نیز نشانگر مناسب بودن مدل بودند.

    نتیجه گیری

    به طور کلی، مدل تلفیقی رفتار برنامه ریزی شده و خودکارآمدی، برای بررسی رفتارهای ارتقادهنده سلامت زنان کارگر سنین باروری، مدل مناسبی می باشد.

    کلیدواژگان: رفتار، زنان، آزمون مدل، رفتار برنامه ریزی شده، خودکارآمدی
  • مریم قهرمانی، میترا مودی، علی عالمی، نرگس معاشری صفحات 304-315
    زمینه و هدف
    سرطان دهانه رحم در کشورهای در حال توسعه، دومین و در ایران سومین سرطان شایع زنان است. انجام غربالگری منظم برای پیشگیری از این بیماری ضرورت دارد. این مطالعه با هدف تعیین رفتار غربالگری پاپ اسمیر بر اساس مراحل تغییر رفتار انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 800نفر از زنان مراکز بهداشتی شهر گناباد، به روش نمونه گیری طبقه ای سهمیه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته شامل: اطلاعات دموگرافیک، آگاهی از سرطان دهانه رحم و مراحل تغییر رفتار مدل فرانظری Prochaska درباره رفتار غربالگری پاپ اسمیر بود. داده ها پس از ورود به نرم افزار SPSS (ویرایش 16)، با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون های آماری Chi-square، ANOVA و Range Tukey در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین سنی زنان، 52/9+76/36 سال بود. توزیع افراد بر حسب مراحل تغییر رفتار غربالگری پاپ اسمیر در مراحل پیش تفکر، تفکر، آمادگی، عمل، نگهداری و عود به ترتیب: 3/10%، 4/8%، 1/5%، 1/13%، 6/32% و 5/30% بود. با وجود اینکه 3/54% از شرکت کنندگان عفونت رحمی را تجربه کرده بودند، تنها 2/33% از آنها در مورد سرطان دهانه رحم و راه های تشخیص به موقع آن اطلاع داشتند. بین مراحل تغییر رفتار غربالگری پاپ اسمیر با متغیرهای سن، سن ازدواج و حاملگی، تعداد حاملگی، زایمان و فرزندان، میزان تحصیلات و سابقه عفونت رحمی، ارتباط معنی داری مشاهده شد (05/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه بیش از نیمی از زنان مورد مطالعه، رفتار غربالگری پاپ اسمیر را انجام نمی دادند (مراحل پیش تفکر، تفکر، آمادگی و برگشت)، باید آموزش های لازم به منظور آگاه سازی زنان در مورد اهمیت انجام غربالگری پاپ اسمیر با تکیه بر مدل مراحل تغییر انجام شود.
    کلیدواژگان: رفتار غربالگری پاپ اسمیر، سرطان دهانه رحم، مدل فرانظری، مدل مراحل تغییر، زنان، گناباد
  • مرجان مردانی حموله، لیلی بریم نژاد، نعیمه سیدفاطمی، مامک طهماسبی صفحات 316-329
    زمینه و هدف
    مفهوم مراقبت تسکینی، یکی از مهمترین مفاهیم در پرستاری می باشد. هدف مطالعه حاضر، تفسیر مفهوم مراقبت تسکینی، موانع و تسهیل کننده های آن با استفاده از رویکرد فراترکیب بوده است..
    روش تحقیق: در این مطالعه فراترکیب (متاسنتز) که به صورت نظام مند انجام شد، مطالعات کیفی منتشرشده در زمینه مراقبت تسکینی طی سال های 2002- 2012 میلادی در پایگاه های اطلاعاتی Ovid،Medline و Elsevier انتخاب شدند. برای سهولت جستجو، از واژه های «Palliative care» و «Qualitative research» استفاده شد. در مرحله بعد، با مرور متن کامل مقالات، مقالاتی که به طور دقیق مفهوم مراقبت تسکینی و عوامل مرتبط با آن را مورد بررسی قرار می دادند و به زبان انگلیسی منتشر شده بودند، انتخاب و با یکدیگر مقایسه شدند. تعداد 553مقاله کیفی در ارتباط با مفهوم مراقبت تسکینی یافت شد که از این تعداد، 44مطالعه به طور مستقیم در ارتباط با موضوع پژوهش و شامل 22 مطالعه مربوط به Medline، سه مطالعه مربوط به Elsevier و 19مطالعه مربوط به Ovid بودند. در کل، از میان مقالات یافت شده، تعداد 16مقاله تمام متن انتخاب گردید و با رویکرد تفسیری، مورد بررسی قرار گرفت. داده ها به شیوه کدگذاری، بازتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تفسیر مفهوم مراقبت تسکینی، موانع و تسهیل کننده های آن در سه مضمون اصلی مفهوم مراقبت تسکینی، موانع ارائه مراقبت تسکینی و عوامل تسهیل کننده آن، طبقه بندی گردید و در مجموع 35کد به عنوان مهمترین عناصر موجود در زمینه مراقبت تسکینی، موانع و تسهیل کننده های آن استخراج شد.
    نتیجه گیری
    مطابق یافته ها، مفهوم مراقبت تسکینی، یک مفهوم پیچیده و چندبعدی است و عوامل متعددی با آن در ارتباط هستند که می توانند آن را تسهیل نموده یا تهدید نمایند؛ علاوه بر آن، یافته های حاصل از فراترکیب نشان داد که مراقبت تسکینی در انحصار زمان یا مکان خاصی نیست و از یک رویکرد گروهی و بین رشته ای برخوردار است.
    کلیدواژگان: مراقبت تسکینی، تحقیق پرستاری، فراترکیب
  • زهرا عبدیزدان، طاهره الهی*، پرستو گلشیری صفحات 330-338
    زمینه و هدف

    با وجود آنکه تغذیه با شیر مادر یکی از مهمترین راه های ارتقای رشد کودکان در جوامع است، امروزه مادران تحت تاثیر عوامل متعددی شیردهی را قطع کرده و تغذیه مصنوعی یا کمکی را برای کودک خود آغاز می کنند. بنابراین به کارگیری روش های مناسب برای آموزش کافی و اصولی مادران در این زمینه در زمان مناسب اهمیت دارد. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی توانمندسازی مادران در امر شیردهی در دو دوره قبل و بعد از زایمان براساس مدل Basnef، بر مدت زمان تغذیه انحصاری با شیر مادر در کودکان زنان نخست زای مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی اصفهان در سال 92-1391 انجام شد.
    روش تحقیق: در یک مطالعه نیمه تجربی، 99نفر از زنان نخست زای مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی اصفهان، به روش آسان انتخاب شدند و پس از کسب رضایت نامه کتبی و آگاهانه از آنها، در دو گروه مورد (گروه اول قبل از زایمان و گروه دوم بعد از زایمان از برنامه مداخله استفاده کردند) و یک گروه شاهد قرار گرفتند. برنامه توانمندسازی (مداخله) بر اساس مدل Basnef و به صورت یک جلسه آموزشی با اهداف رفتاری مشخص، با در اختیار قراردادن کتابچه آموزشی و شماره تلفن برای مشاوره، اجرا شد. مدت زمان تغذیه انحصاری با شیر مادر در هر 3گروه، در ماه های 2 و 4 بعد از زایمان، با مصاحبه تلفنی سوال شد. داده ها پس از ورود به نرم افزار SPSS (ویرایش 19) با کمک آمار توصیفی و آزمون های آماری one-way ANOVA، Chi-square و تعقیبی Bonferroni در سطح معنی داری 05/0=α تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین مدت زمان تغذیه انحصاری با شیر مادر در گروه اول نسبت به گروه دوم و گروه سوم (شاهد) به طور معنی داری بیشتر بود (05/0P<). این میانگین در گروه دوم نیز از گروه شاهد بالاتر بود، اما از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت (05/0P>).

    نتیجه گیری

    توانمندسازی مادران در امر شیردهی در قبل از زایمان نسبت به بعد از زایمان، در ارتقای مدت زمان تغذیه انحصاری با شیر مادر موثرتر است؛ بنابراین استفاده از این برنامه آموزشی در مرحله قبل از زایمان به متصدیان امور بهداشتی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: شیردهی، توانمندسازی، تغذیه انحصاری، مدل Basnef
  • اکرم نیک بخت، شایسته صالحی، سیدعلی ناجی صفحات 339-344
    امروزه عصری است که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به دانش و توجه به مشارکت نیروی انسانی خلاق و دانش گراست. مدیریت دانش و خلاقیت در پرستاری و سایر حرفه های حوزه سلامت، به بهبود مراقبت از بیماران منجر می گردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان همبستگی بین شاخص های مدیریت دانش با خلاقیت در بیمارستان های شهر اصفهان انجام گرفت. این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل سرپرستاران بیمارستان های منتخب شهر اصفهان بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، دو پرسشنامه مدیریت دانش و خلاقیت بود. تعداد 80نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند.. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی با کمک آزمون های آماری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره صورت گرفت.
    بر طبق نتایج این مطالعه، بین شاخص های مدیریت دانش با خلاقیت رابطه معنی داری وجود داشت. ضریب همبستگی بین مدیریت دانش با خلاقیت 535/0r= بود که در سطح 1 0/0p< معنی دار می باشد. بین میانگین نمره های مدیریت دانش با خلاقیت بر اساس سابقه خدمت، جنسیت و سن، تفاوتی وجود نداشت.
    با توجه به نتایج این مطالعه، لازم است که در بیمارستان ها، روش های مبتنی بر مدیریت دانش به گونه ای جدی تر به کارگرفته شوند تا با بهره گیری موثرتر از دانش و سرمایه های فکری، امکان توسعه خلاقیت فراهم گردد.
    کلیدواژگان: مدیریت دانش، خلاقیت، بیمارستان
|
  • Mehry Kazemirad, Majid Kazemi Pages 243-246
  • F. Barati, Sh Tabiee, Gh Sharifzadeh Pages 247-254
    Background And Aim
    Psychological empowerment، which is the sense of control over and motivation in work، plays a critical role in nursing professional competence. As a new motivational approach، its dimensions and factors affecting it are necessary to be known. This study was designed with an aim to determine psychological empowerment of the nursing personal of Birjand educational hospitals and factors relevant to it.
    Materials And Methods
    In this analytical-descriptive study180 staffs were selected through Stratified – random sampling method among the nursing staff of educational hospitals in Birjand. Data was collected by the standard questionnaire «Psychological Empowerment Spreitzer». The obtained data was analyzed by means of SPSS software (V: 16)، statistical tests، independent t and ONWEY ANOVA at the significant level P<0. 05.
    Results
    Mean of total score was (41/29±11. 9). The highest mean score in psychological empowerment was in meaning dimension and the lowest mean score also was in independence dimension. In addition، there was a significant correlation between psychological empowerment and demographic characteristics (age، sex years of work job satisfaction، Satisfaction of the supervisors، Satisfaction of the hospital ward).
    Conclusion
    Since the results showed that psychological empowerment of university hospitals was average، it is recommended to manmagers pay more attention to empowerment of nurses.
    Keywords: Psychological empowerment, Nurses, Hospitals
  • N. Dehghan Nayeri, M. Mardani Hamooleh, N. Rezaee Pages 255-267
    Background And Aim
    Depression is one of the mental disorders. Cognitive therapy is a client-centered approaches that relief of depression. This study was performed with the aim to systematically review the studies which evaluated the effect of cognitive therapy on depression.
    Materials And Methods
    In this systematic review، electronic searching of clinical trials in data bases of Cochrane، Medline، Google scholar، EMBASE، Sid، Iranmedex and Magiran، were performed. Literature searched from 2003 to 2013 with the keywords of “cognitive therapy” and “depression” in the title and abstract of articles.
    Results
    Totally، 20 full text articles were reviewed. After searching، screening and evaluation، the final results showed that from total of studies، 16 researches have positive effects on cognitive therapy for depression، and only 4 researches had no effect on the improvement of depression. In 13 studies، cognitive therapy for psychiatric patients with depression had done that in 9 cases of them، the intervention was led to a decline in depression. Also، findings indicated that cognitive therapy is beneficial for depression clinical and nonclinical groups but this efficacy is very different in each group.
    Conclusion
    Studies have investigated different people، small sample sizes، different cognitive therapy interventions and different cultural context have been carried out. According to findings، cognitive therapy on symptoms of depression had effectively. Further studies are needed for the effect of cognitive therapy alone، on depression.
    Keywords: Individual cognitive therapy, Group cognitive therapy, Clinical depression, Non clinical depression, Systematic review
  • Azam Yarahmadi, Firoozeh Zare, Farashbandi, Ali Kachue, Rasoul Nouri, Akbar Hassanzadeh Pages 268-274
    Background And Aim
    Patient education plays an important role in controlling of diabetes. Non-attendance education، because they don’t have of limitations caused by time and space and facilitating the relationship between patient and care liaison، is an effective، simple and cheap method. The aim of this study is determination of effects of non-attendance information therapy on the control of HbA1C in type 2 diabetic patients in Isfahan.
    Materials And Methods
    The present study is a quasi-experimental study with pre test and post test and control group. Statistical population were type 2 diabetics patients of Isfahan Endocrine and Metabolism Research Center، from which 64 people were randomly selected and divided in to intervention and control groups. The preliminary data were collected using HbA1C test and collection data form. After the intervention group received training package and SMS for 3 months، HbA1C was again determined in both groups. Data were analyzed using t-test، paired t-test، Mann-Whitney and chi-square.
    Results
    Results showed that diabetes patient''s HbA1C in both test and control groups had not meaningful difference (p<0. 97). The test group were significantly lower after the intervention compare to before the intervention (p<0. 001). But this difference was not showed in control group (p<0. 37). The comparison of the two groups showed that the HbA1C had a significant difference between the intervention and control groups (p= 0. 048).
    Conclusion
    Follow-up of education of patients with type 2 diabetes through training packages and SMS had significant effects on the control of patient''s HbA1C. Also due to the low cost and high affectivity of this method، it is recommended to health care provider and treatment groups. This Study showed that having medical librarians along with treatment group can have a positive effect on the type 2 diabetic patients'' health.
    Keywords: Non_Attendance Information Therapy_Type 2 Diabetes_Glycosylated Hemoglobin (HbA1C)
  • Pages 275-282
    Background And Aim
    The sublime objective of higher education at all educational levels is to promote the creativity power and academic achievement in university students to which learning style is the complementary half. This study aimed to investigate the relationship between physiological learning styles، creativity، and academic achievement among students at Birjand University of Medical Sciences during 2013-14 academic year.
    Materials And Methods
    This correlational study included 322 students who were selected by randomized stratified sampling. Kolbe''s standard physiological learning style questionnaire and Abedi''s 60-item creativity questionnaire were used to collect data and students'' total score means were used to determine their academic achievement. The data were analyzed in SPSS (Version 14) using Pearson''s correlation، ANOVA، and independent t test at the significant level of p<0. 05.
    Results
    The total mean scores of female and male students were 16. 21±2. 16 and 15. 1±2. 76 respectively. There was a significant relationship between students'' learning styles (visual style، audio style)، creativity، and their academic achievement (p<0. 05). However، there was no significant relationship between movement learning style and academic achievement (p>0. 05). Creativity and academic achievement did not correlate significantly in terms of faculty and gender (p>0. 05).
    Conclusion
    Given the result، students are recommended to get familiar with physiological learning styles such that they can adopt the style (s) appropriate for them. Professors should also pay attention to learning styles at the time of teaching.
    Keywords: learning style, creativity, academic achievement, university students
  • Borzou, Farmani, Salvati, Gholyaf, Mahjoub Pages 283-292
    Background And Objective

    Low blood pressure and muscle cramps are the most common complications of hemodialysis. These complications during hemodialysis cause patient intolerance. One approach that has recently been proposed to prevent this complication of dialysis is to change dialysate sodium concentration and remove the velocity of fluid، a procedure called sodium-ultrafiltration profile. The purpose of this study was to investigate the effect of linear sodium-ultrafiltration profile on the patient''s tolerance during hemodialysis.

    Material And Methods

    This was a clinical trial with a crossover design. 30 hemodialysis patients referring to Be’sat Hemodialysis Center in Hamadan who had inclusion criteria were selected. Each of the patients received routine treatment for two sessions (where dialysate sodium concentration of 138 mmol/l remains constant from the first to the last day of dialysis، and ultrafiltration rate will not change) and two sessions of Profile 1 Na plus profile 1 ultrafiltration upon the physician’s order (sodium concentration dialysate at the beginning of dialysis was 146 mmol/l which was linearly decreased at the end of dialysis to 138 mmol/l; ultrafiltration also decreased in an automated and linear manner over dialysis). Data were analyzed in SPSS (version 16) using Paired t -Test، ANOVA with repeated observations، Tukey Post Hoc and Wolcoxon.

    Results

    The mean age of patients was 50. 83±16. 71 years، and 53. 3% were female. The results showed that the incidence of hypotension was significantly reduced during linear profiles، as compared with controls (P<0. 05). And comfort level in the linear profile sodium-ultrafiltration was more. However، there was no significant difference between the incidences of muscle cramps in the two procedures.

    Conclusion

    Given the simplicity، cost-effectiveness، and reduced complications of sodium and ultrafiltration profiles during dialysis، we recommend using sodium and UF profiles instead of the routine method.

    Keywords: Hemodialysis, Sodium profile, Ultrafiltration, Patient tolerance
  • Zohre Keshavarz, Masoumeh Simbar, Ali Ramezankhani, Hamid Alavi Majd Pages 293-303
    Background And Aim

    Health promoting behaviors are major determinants of health. Theory of planned behavior provides a useful framework for predicting and understanding health behavior. Integrating self-efficacy to the model will contribute to the prediction of behavior and intention. This study aimed to investigate the relationship between “Integrated model of planned behavior and self-efficacy” and health promoting behaviors of working women at reproductive age.

    Materials And Methods

    This research was a correlational study aimed to model testing. Two hundred female workers working in 5 different factories were selected using random sampling method. The valid and reliable health promoting behavior scale was used as a tool in this research. LISREL 8. 5 was used for data analysis.

    Results

    The path analysis showed a significant path from self-efficacy to behavior. A significant negative path was also observed from daily hours of working and perceived behavioral to behavior. The path of subjective norms and self-efficacy to intention was significant. The path from education level toward attitude was significant. The path from working days to self-efficacy was negatively significant. Model fit indexes indicated the data were a good fit to the model.

    Conclusion

    In total، the integrated model of planned behavior and self-efficacy is appropriate for predicting health promoting behaviors among working women of reproductive age.

    Keywords: Behavior, Female, Model testing, Planned behavior, Self, efficacy
  • Maryam Ghahramani, Mitra Moodi, Ali Alami, Nargess Moasheri Pages 304-315
    Background And Aim
    In developing countries، cervical cancer is the second most common cancer in women and in Iran the third is allocated between common cancers. Therefore، regular screening for the prevention of this disease is of great value. This study done، aimed to determine Pap smear screening behavior in women، according to the Trans-theoretical Model.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study، selected 800 women referred to urban health centers Gonabad، with quota sampling method. The instrument was a researcher-made questionnaire including: demographic information، knowledge about cervical cancer and stages of change behavior pap smear screening of prochaska''s model. The obtained data were analyzed by SPSS 16.
    Results
    Mean age±SD of women was 36. 76±9. 25 years. The results indicate that 10. 3، 8. 4، 5. 1، 13. 1، 32. 6 and 30. 5 % of the women studied were in the stages of Pre-contemplation، Contemplation، preparation، Action، Maintenance، and Relapse، respectively. While 54. 3 percent of subjects had experienced uterine infection، only 33. 2% were aware of cervical cancer and how to recognize it. The statistical analyses show that there were significant difference between Pap smear screening behavior stage of change and age، marriage age، pregnancy age، pregnancy number، delivery number، child number and education، education and uterine infection background (P<0. 001).
    Conclusion
    This study indicated that 54. 3 % of subjects do not Pap smear screening behavior and 66. 8% haven’t knowledge of cervical cancer and its early detection methods. Therefore، appropriate educational intervention based on stage of change for promotion of Pap smear screening behavior seems to be essential.
    Keywords: Pap smear screening behavior, Cervical cancer, Transtheoretical Model, Stage of change model, Women, Gonabad
  • Naime Seyedfatemi, Leili Borimnejad, Marjan Mardani Hamooleh, Mamak Tahmasebi Pages 316-329
    Background And Aim
    Palliative care is one of the most important concepts in nursing. The aim of this study was to interpret palliative care concept، its barriers and facilitators using meta-synthesis.
    Materials And Methods
    In this meta-synthesis study، a systematic review was conducted and qualitative articles related to palliative care concept in Medline، Elsevier and Ovid in the period from 2002 to 2012 were selected. To facilitate the search، the terms “palliative care” and «qualitative research” were used by MeSH system. Then articles that exactly had studied palliative care concept and its related factors، and were published in English، were selected for analysis and were compared. In this study، 553qualitative articles related to palliative care concept were found and 44 articles were in close relation to palliative care concept which included 22 articles from Medline، 3 articles from Elsevier، and 19 articles from Ovid databases. In total، from the 44 qualitative articles in the period from 2002 to 2012، the full texts of 16 articles were selected and reviewed in an interpretive manner. Data were analyzed using open coding style.
    Results
    Results from interpretation of palliative care concept، its barriers and facilitators were categorized in 3 themes consisting of palliative care concept، palliative care facilitating، and palliative care threatening factors. In general، 35 codes were introduced as the most important elements in the context of palliative care.
    Conclusion
    The results show that palliative care is a complex and multi-dimensional concept. Multiple factors are related to it which can facilitate or threaten it. In addition، the results of the present meta- synthesis showed that palliative care is not bounded by a specific time or place and enjoys a team and interdisciplinary approach.
    Keywords: Palliative care, Nursing research, Meta, synthesis
  • Zahra Abdeyazdan, Tahereh Elahi, Parastoo Golshiri Pages 330-338
    Background And Aim

    Although breast feeding is one of the most important ways to improve child health، many mothers stop breastfeeding due to multiple factors and replace supplemental feeding. Therefore، it is important to apply appropriate methods for timely training of mothers in this area. This study compared the effectiveness of empowering mothers based on BASNEF model for breastfeeding during two periods، before and after delivery، on duration of exclusive breast feeding among primiparous mothers referring to Shariati Hospital in Isfahan، 2013.

    Materials And Methods

    In This quasi-experimental study، 99 nulliparous women attending Shariati Hospital were selected by convenience sampling method. After giving written informed consent، they were allocated to two intervention groups (i. e. group 1 before and group 2 after delivery) and one control group. The empowerment program which was based on BASNEF model components and behavioral objectives was conducted in one session where the participants were provided with a booklet and a phone number for later consultation. Duration of exclusive breast feeding was checked by telephone call during the 2nd and 4th months after delivery. Data were analyzes in SPSS (version 19) using descriptive statistics and inferential statistical tests including one-way ANOVA، chi-square، Bonfroni Follow-up at the significant level of α=0. 05.

    Results

    The mean duration of exclusive breastfeeding was significantly more than those in the group that was significantly more in the 1st group than the 2nd or the 3rd group (p<0/05). This was more in the 2nd than the control group، but this difference was not significant (p>0/05).

    Conclusion

    Empowering mothers for breastfeeding prior to delivery is more effective in the promotion of exclusive breastfeeding than the postpartum period. So it is suggested that health officials use educational program for training mothers prior to delivery.

    Keywords: Breastfeeding, Empowerment, Exclusive Breastfeeding, BASNEF Model
  • Akram Nikbakht, Shayesteh Salehi, Seyyed Ali Naji Pages 339-344
    Nowadays is an era whose mental structure is overwhelmingly oriented towards deepening knowledge and attention to the creative and knowledge-based human resources. knowledge management and creativity in nursing and other health-related professions will result in improvement in patient care. This study aimed to investigate the relationship between knowledge management indices and creativity in Isfahan-based hospitals. This study is descriptive and corelational. The population included head nurses of some selected hospitals in Isfahan who were selected by census. Research instruments in this study consisted of two knowledge management and creativity questionnaires. There were 80 respondents in the study. The data were statistically analyzed by descriptive statistics (frequency، mean and standard deviation) as well as inferential statistics (corelational index and multiple regression). The results of the study indicated that there was a statistically significant relationship between knowledge management indices and creativity (r=0. 532) which was significant (p<0. 01). However، there was no significant relationship between mean scores of knowledge management and creativity in terms of tenure، gender and age. It is necessary for hospitals to apply more seriously approaches which are based on knowledge management so that creativity can be obtained by more effective application of knowledge and mental resources.
    Keywords: Knowledge management, Creativity, Hospital