آرشیو سه‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۹۶۲۶
اجتماعی
۱۰
درنگ

اسباب ایجاد تعهد

پریا اکبری

امروزه امر تعهد پس از افزایش ارتباطات به دغدغه جدی جوامع بدل شده است و قانون مدنی، ضمن پرداختن به این مسئله، عقود و تعهدات را با هم مطرح نموده است اما اساسا اثر عقد، محدود به ایجاد تعهد نیست. 

پیش از بیان این موضوع، باید پرسید، عقد چیست؟ در ماده صد و هشتاد و سه قانون مدنی آمده است: «عقد عبارت است از این که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد.» یعنی عقد می تواند دارای اقسام متعددی باشد ، این در حالی است که در فرهنگ عامه، با شنیدن واژه عقد، تنها عقد نکاح به ذهن مخاطب متبادر می شود که امر اشتباهی است زیرا همان گونه که اشاره کردم، عقد وکالت، بیع(خرید و فروش)، ضمان،حواله...نیز از اقسام عقد به شمار می روند. حال به تعبیر مرحوم کاتوزیان، عقد می تواند سبب تملیک مال، (مانند خرید یک اتومبیل و تملک آن به تبع عقد بیع)، انتقال و سقوط تعهد مانند ،(از بین بردن و ساقط کردن تعهد به انجام امری مانند آموزش زبان انگلیسی) و ایجاد شخصیت حقوقی(مانند به وجود آوردن یک شرکت یا سازمان مستقل دارای شخصیت حقوقی) باشد. 

اما درباب این پرسش که ارکان تعهد چیست و اساسا برای هر تعهد چند رکن ضروری است و برای آن که تعهدی ایجاد شود نیاز به چه عواملی است، باید به ذکر این نکات پرداخت:  

1-موضوع تعهد: یعنی امری که شخصی در برابر دیگری به عهده  می گیرد.اما بایستی اشاره نمود موضوع تعهد ممکن است یکی از  موارد ذیل باشد: 

الف) انتقال مال،مانند مثال مذکور در سطور بالا و همچون مالکی که ضمن قولنامه تعهد می کند منزل یا مغازه خود را به دیگری بفروشد. 

ب)انجام دادن کار: چنان که مقاطعه کاری تعهد نماید که ساختمانی را در مدت زمان معین و مشخصی بسازد. 

ج)خودداری از انجام دادن کار: نظیر تعهد مالک در برابر مستاجر به این که دکان مجاور او را  اختصاص به کسب معینی ندهد.(مثال : تعهد نماید دکان مجاور، اختصاص به طلاسازی داده نشود). 

2-اطراف تعهد: برای اینکه بتوانیم اساسا تعهدی را تصور نماییم، وجود شخصی به عنوان طلبکار و شخص دیگر به عنوان مدیون ضرورت دارد؛ زیرا تعهد رابطه ای است بین دو یا چند نفر شخص حقیقی یا حقوقی. 

لذا چه شخص حقیقی باشد(مانند اقا یا خانم الف)، و چه شخص حقوقی باشد (مانند شرکت...سهامی عام)، همچنان نیازمند به این امر هستیم که یک طرف، طلبکار و دائن باشد و طرف دیگر بدهکار و مدیون. 

 3-رابطه حقوقی: مقصود از رابطه حقوقی، تسلطی است که طلبکار بر اموال بدهکار پیدا می کند و به موجب همین تسلط، می تواند با استفاده از اموال مدیون، اقدام به استیفا و اجرای تعهد مدیون نماید و به عبارت دیگر حق خود را اجرا نماید. 

  تعهد چیست؟ رابطه حقوقی است که به موجب آن رابطه، شخصی می تواند از دیگری، انجام دادن امری را بخواهد. حال در این رابطه مذکور، حقی که متعهدله دارد طلب نامیده می شود یعنی حقی است که فردی که تعهد به نفع او اجرا می شود(متعهد له)، طلب نام دارد. اما التزام و تعهدی که شخص متعهد بر عهده دارد دین نامیده می شود.یعنی آنچه که فرد متعهد بر ضمه داشته و بایستی اقدام به اجرای تعهد  خود نماید،دین است. 

اما تعهد اختصاص به امور مالی ندارد. زیرا تعهدی که اعضای انجمن خیریه یا علمی برای رساندن به هدف های آن دارند یا تعهد هایی که زن و شوهر در برابر هم پیدا می کنند ممکن است جنبه مالی نداشته باشند و غیر مالی باشند،لذا بایستی این توهم را از ذهن زدود که تعهد، مختص امور مالی می باشد. 

اسباب ایجاد تعهد چیست؟

تعهد(به مفهوم عام به تعهد و الزام) ناشی از پنج عامل است: 

1-عقد: در سطور فوق الذکر به تعریف آن پرداختیم. 

2 -شبه عقد: اعمال ارادی و مشروعی است که بدون توافق اشخاص نیز ایجاد تعهد می کند، برای مثال کسی که به عمد یا اشتباه چیزی را که مستحق نبوده است دریافت کند باید آن را به صاحبش بازگرداند مستند به ماده 301 قانون مدنی. 

3-جرم: اعمال نامشروعی که مرتکب به عمد و به قصد اضرار به دیگری انجام می دهد، خواه از نظر کیفری نیز جرم باشد خواه نباشد. 

4-شبه جرم: یعنی اعمال نامشروعی که شخص در اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی مرتکب آن شده است. 

5:قانون: الزامی که مستند به هیچ یک از این اسباب چهارگانه نیست، تعهد ناشی از قانون نامیده می شود؛ مانند تعهد مربوط به انفاق به خویشان یا تعهد هایی که صاحبان املاک مجاور در برابر هم دارند. بایستی دانست که قانون منبع اصلی تمام تعهد ها و الزام ها است. مقصود از تقسیم اسباب تعهد طبقه بندی اموری است که قانون آنها را سبب ایجاد دین قرار داده است. پس نباید قانون را در ردیف عقد و شبه عقد  از اسباب عادی و درجه دوم تعهد قرار داد.