آرشیو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۸
اندیشه
۸
بررسی

چگونه جهان عرب تکه تکه شد

اوایل آوریل 2015 اسکات اندرسون و پائولو پلگرین، خبرنگار و عکاس مجله نیویورک تایمز، سفرهای طولانی خود را به خاورمیانه آغاز می کنند. آنها پیش تر هم به طور جداگانه و هم در قالب یک گروه مناقشات منطقه را در طول 20 سال گذشته گزارش داده بودند و امیدوار بودند برداشت بهتری از بهار عربی و عواقب بعدی آن به دست آورند. اوضاع که در سال های 2015 و 2016 بدتر شد، سفرهای آنها به جزایری از یونان که با سیل پناه جویان سوری و عراقی مواجه بود؛ و نیز به جبهه مقدم شمال عراق، جایی که نبرد با داعش به شدت ادامه داشت، گسترش یافت. آنها نتایج این پروژه 16ماهه را به صورت شش روایت جداگانه در کتاب «سرزمین های تکه تکه» گردآوری کرده اند که با رشته های بزرگ تری از تاریخ به هم بافته شده، با این هدف که پیچیدگی های دنیای عرب را در زمان طغیان شان نشان دهند. از قرار معلوم گزارش کتاب حاضر با گزارش هایی که قبلا نیویورک تایمز منتشر کرده، متفاوت است. این گزارش بسیار مفصل تر از گزارش های اصلی معمول در مجله نیویورک تایمز است که تمام یک شماره مجله را در بر می گیرد. گزارش حاضر فاجعه ای را روایت می کند که از زمان اشغال عراق در 13 سال گذشته دنیای عرب را تکه تکه کرده است؛ فاجعه ای که نتیجه اش سربرآوردن داعش و بحران جهانی پناه جویان شد. گستره جغرافیایی این فاجعه وسیع است و دلایل آن بسیارند؛ اما نتایج آن یعنی جنگ و بی ثباتی در سرتاسر جهان برای همه آشناست. گزارش اسکات اندرسون روایت او را از آنچه اتفاق افتاده، از نگاه شش شخصیت در مصر و لیبی و سوریه و عراق و کردستان عراق در اختیار خواننده می گذارد. مجموعه عکسی از پائولو پلگرین که حاصل سفرهای متعدد او در 14 سال گذشته به این منطقه است؛ نیز ضمیمه متن اندرسون است. کتاب حاضر به تازگی با ترجمه فرشید واحدیان و به همت نشر اختران به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

به گزارش اندرسون 22 کشور دنیای عرب به درجاتی از بهار عرب تاثیر گرفته اند؛ ولی تحولات اساسی و خسارت اصلی متوجه شش کشور بود؛ یعنی مصر، عراق، لیبی، سوریه، تونس و یمن؛ کشورهایی که از سوی امپراتوری های اروپایی ها در اوایل قرن بیستم به وجود آمدند. روایت اندرسون شرح حال شش نفر است از این کشورها: لیلا سویف (مصر)، مجدی المنقوش (لیبی)، آذر میرخان (کردستان عراق)، مجد ابراهیم (سوریه)، خلود الزیدی و وقاص حسن (عراق). به جز یک نفر، همگی به قول اندرسون از این «کشورهای با مرز ساختگی» هستند و تجربیات شخصی آنها ریشه در داستان بزرگ تر پیدایش کشورشان دارد. او نقطه آغاز این روند را پاپان جنگ جهانی اول می داند؛ وقتی دو متحد پیروز یعنی انگلستان و فرانسه سرزمین های دولت شکست خورده عثمانی را به عنوان غنیمت های جنگی بین خود تقسیم کردند. به این صورت که در بین النهرین انگلیس از ترکیب سه ایالت بزرگ خودمختار عثمانی کشور عراق را تاسیس کرد: جنوبی ترین بخش این ایالات تحت سلطه عرب های شیعه، ایالت میانی جایگاه عرب های سنی و ایالت شمالی جایگاه کردها بود. اندرسون معتقد است «در سمت غربی عراق قدرت های اروپایی روش های متفاوتی اتخاذ کردند و سرزمین بزرگی به نام «سوریه» را به قطعات کوچک تر و قابل کنترل تقسیم کردند. باقی مانده کوچکی از سوریه - اساسا آنچه امروز به نام سوریه وجود دارد - و بخش محصور ساحلی لبنان تحت قیمومیت فرانسه درآمد؛ در حالی که انگلستان فلسطین، منطقه ماورای اردن و یک نوار باریک از جنوب سوریه را که نهایتا به اسرائیل و اردن تبدیل شد، تحت کنترل خود گرفت. کمی بعد از این وقایع در سال 1934 ایتالیا سه منطقه باستانی شمال آفریقا را که در سال 1912 از امپراتوری عثمانی گرفته بود، به هم متصل کرد تا مستعمره جدیدی به نام لیبی را ایجاد کند». اندرسون بر این باور است که قدرت های اروپایی به منظور ادامه سلطه خود بر این سرزمین های پاره پاره همان سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را در زمان استعمار اعمال کردند که در کنار تفاوت های فرقه ای و منطقه ای این کشورها بر آتش بحران های کشورهای عربی دمید.  

مقالات کتاب حاضر به پنج قسمت تقسیم می شود که به ترتیب زمانی و به تناوب در میان شخصیت های اصلی پیش می رود. بخش اول همراه با معرفی چندین نفر از این شخصیت ها به سه عامل تاریخی اختصاص دارد که در درک بحران های کنونی بسیار اهمیت دارند: یعنی بی ثباتی ذاتی برخی کشورهای خاورمیانه که مرزهای ساختگی دارند؛ موقعیت متزلزلی که حکومت های عرب متحد آمریکا پیدا کرده اند که نتیجه اتخاذ سیاست هایی است که به شدت با مخالفت مردم شان مواجه است و دخالت آمریکا در تجزیه عملی عراق؛ رویدادی که به ندرت در زمان خودش مطرح شد و در نتیجه مشروعیت دولت ملی را در یک کشور عربی زیر سوال برد. بخش دوم کتاب در درجه اول به حمله آمریکا به عراق و اینکه چگونه این حمله پایه گذار شورش های بهار عربی بود، اختصاص دارد. در بخش سوم، حوادث سرعت بیشتری به خود می گیرند؛ چون اسکات اندرسون نتایج انفجاری این شورش ها را در مصر، لیبی و سوریه دنبال می کند. نویسنده در بخش چهارم که گاه شمار سر برآوردن داعش است و بخش پنجم که مهاجرت و خروج مردم را از این منطقه دنبال می کند، به طور مستقیم در زمان حال قرار می گیرد؛ در قلب مهم ترین مسئله جهان. نویسنده می کوشد در گزارش خود داستانی از زندگی انسان های این منطقه روایت کند که سهمی هم از قهرمانی و حتی بارقه هایی از امید در خود داشته باشد. مع الوصف، آنچه در این کتاب می آید، هشداری تاریک و سیاه است. اندرسون بر این باور است که امروز تراژدی و خشونت خاورمیانه از سواحلش به نقاط دیگر سرریز شده و تقریبا یک میلیون نفر از مردم سوریه و عراق برای فرار از جنگ در کشورشان به اروپا روی آورده اند. چنان که در آمریکا و اروپا دو مقوله تروریسم و مهاجرت به هم گره خورده اند و به یک مسئله اصلی سیاسی در انتخابات های ریاست جمهوری تبدیل شده اند. اندرسون در روایت خود نشان می دهد که ریشه بحران کنونی جهان عرب را باید در جنگ جهانی اول جست، همچنان که این بحران منطقه ای نیز مثل آن جنگ، بدون دلیل و منطق چشمگیری به سرعت و به طور وسیعی بر رویدادهایی در سرتاسر جهان تاثیر گذاشت.