آرشیو دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۸۰
ادبیات
۹

بوطیقای داستایفسکی

پارسا شهری

آثار داستایفسکی از زمان خلق تاکنون همواره دستمایه نقد و پژوهش های بسیاری بوده است. مکتوبات بسیاری در واکاوی جنبه های مختلف آثار داستایفسکی تولید شده است و در این میان، «داستایفسکی و روند خلاقیت ادبی» اثر ژاک کاتوو اثری است که نویسنده اش داعیه اصیل بودن آن را دارد. از این حیث که کار او نشان دادن تکنیک رمان و به طور عام تر «داستایفسکی هنرمند در هنگام اشتغال به کار» است. کاتوو معتقد است با اینکه در سال های گذشته داستایفسکی الهام بخش نگارش کتاب ها و مطالعات بی شماری بوده که بسیاری از آنها خارق العاده بوده است، رویه کارش درباره داستایفسکی خلاف دیگر منتقدان بنام بوده است: «من رویه ای را که بسیاری از منتقدان ادبی مانند ویلاچسلاو ایوانف، ال پی گروسمان و میخاییل باختین اتخاذ کرده اند و رمان های به اتمام رسیده را مورد استفاده قرار داده اند تا به دیدگاه ادبی داستایفسکی اشاره کنند، معکوس کرده ام. با سودبردن از نوشته های کامل یا تقریبا کامل داستایفسکی و انتشار دست نوشته های او، توانستم با  استفاده از طرح ها، دست نویس های ابتدایی و کیفیات مختلف آنها کارم را با اشاره به نخستین پرتوهای خلاقیت او آغاز کنم و از طریق آنچه نوشته، نویسنده را دنبال کنم و تلاش کنم تا منطق آفرینندگی او را بفهمم»؛ بنابراین، پیدایش رمان و نویسنده به مثابه هنرمند موضوع اصلی این کتاب است که کاتوو درباره آن می نویسد «از آنجا که هیچ تکنیکی بدون علم پیشین آن وجود ندارد، تحلیل روند آفرینندگی من را به ساختارهای بزرگ یک اثر تکمیل شده و به سوی بوطیقای داستایفسکی هدایت کرد».

ژاک کاتوو متولد 1953 در فرانسه و استاد دانشگاه سوربن و دانشگاه هنر تولوز بوده است و سال ها زبان و تمدن روسی تدریس می کرده. ازجمله آثار تالیفی این استاد زبان و ادبیات کتاب «داستایفسکی و روند خلاقیت ادبی» است که در 1979 جایزه بهترین نقد ادبی فرانسه را از آن خود کرده و در 1980 نیز در آکادمی زبان فرانسه تقدیر شده است. او به ویراستاری و ترجمه ادبی نیز پرداخته؛ ازجمله مترجم کتاب «پطرزبورگ» آندره بلی بوده و آثاری از آیساک بابل و سر ویوگنی زامیاتین را به فرانسه برگردانده است. ژاک کاتوو شش سال پیش درگذشت. کتاب مهم او، «داستایفسکی و روند خلاقیت ادبی» در سه بخش و 27 فصل تدوین شده است: «محیط خلاقه»، «روند آفرینش» و «زمان و مکان در جهان رمان ها» سه بخش این کتاب هستند؛ به اضافه مقدمه ای از مترجم، مقدمه ای بر متن انگلیسی و مقدمه کلی. کتاب این طور آغاز می شود که در خوانش داستایفسکی تقریبا سه زمینه اصلی وجود دارد. اینکه نویسنده در تمام آثارش درباره پرسش هایی انتزاعی و ازلی بحث می کند: پرسش هایی درباره خیر و شر، سوسیالیسم و انقلاب، آزادی انسان، مسیح و از این دست. در این رویکرد، منتقدان و مفسران سعی کردند تا در نظام فکری خودشان جایی برای قهرمان های داستایفسکی پیدا کنند. چنان که باختین می گوید اگر حجم عظیمی از نوشته هایی را در نظر بگیریم که به داستایفسکی پرداخته اند، ممکن است به نظر برسد که از یک رمان نویس حرف نمی زنیم که رمان و داستان می نوشت؛ بلکه با مجموعه ای از مباحثی روبه روییم که فیلسوفانی مانند راسکولنیکوف، میشکین، استاوروگین، ایوان کارامازوف و مفتش اعظم و... جا انداخته اند. از نظر بسیاری از منتقدان، قهرمانان داستایفسکی هستند که بیانگر تفکراتش هستند و قهرمانان فریاد رسای نویسنده اند که مخاطبان با آنان وارد مباحثه می شوند و از آنان می آموزند. گرایش دیگری هست که زمان زنده بودن داستایفسکی به وجود آمد؛ «زمانی که خاطرات و گزارش های بی شمار او به تدریج به منصه ظهور رسیدند، وظیفه ادبی او به نفع تمرکز بر روی تناقضات جذاب زندگی و شخصیتش رها شدند: او مردی بود مبتلا به صرع، علیل و کسی که به اعدام محکوم شده بود، یک مجرم، قمارباز، روزنامه نگاری درخشان، آدمی سیاسی که تغییر مسلک داده بود...». براساس نظر منتقدان تمام این چیزها در قهرمانان داستایفسکی منعکس شده، سرانجام رویکرد سوم به آثار داستایفسکی است که با متن سروکار دارد و ساختارهای آثار این نویسنده را مورد واکاوی قرار می دهد؛ روش نویسندگی داستایفسکی را. ژاک کاتوو می نویسد نقد مجبور است میان فرم و محتوا، نویسنده یا اثر دست به انتخاب بزند و این باعث می شود تا در دام دوگانگی سنتی ایده و بیان بیفتد. هر منتقد داستایفسکی یک فیلسوف، اخلاق گرا یا روانشناس را در خود نهفته دارد و به طور ناخودآگاه سعی می کند مانع فعالیت دیگران شود؛ اما کاتوو مدعی است که او راه دیگری در نقد داستایفسکی رفته است: او منتقدی است که سعی دارد گام های داستایفسکی را در روند شکل گیری آثارش و هم زمان پدیداری نویسنده ای در قد و قامت «داستایفسکی» دنبال کند و در این راه از رویه مرسوم انتقادی که در مورد واکاوی رمان به کار می گیرند، تن می زند یا به قول خودش آن را وارونه می کند تا نقشه کار و تجزیه و تحلیل کلمه بندی آن را فهم کند. از نظر او بین یادداشت ها که مصالح کار اوست و رمان های داستایفسکی فاصله بعیدی است که این، کار را دشوار می کند؛ اما در ازای این دشواری «لذت حیات یافتن یک رمان را به چشم می بینیم».