آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۳۷۵۲
هنر
۷

نگاهی به فیلم «کشتارگاه»؛ کنش فعال شخصیت زن

زهرا اردکانی (دانشجوی دکترای ارتباطات)

«کشتارگاه» حکایت جوانی به نام امیر (با بازی امیرحسین فتحی) از طبقه پایین اجتماعی است که به تازگی از فرانسه دیپورت شده و به ایران بازگشته است. او برای فرد ثروتمندی (با بازی مانی حقیقی) که دلال دلار و گوشت است، کار می کند. قتلی در این فیلم اتفاق می افتد که پیرنگ اصلی داستان حول آن شکل می گیرد. فیلم در لایه ظاهری و رویی خود داستان گره گشایی از ماجرای قتل را پیش می برد؛ اما در لایه پنهان تر و غیرمستقیم تر آن، به تقابل ها و نحوه ارتباط دو طبقه بالا و پایین اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر نیز می پردازد.

طبقه پایین در فیلم چندین نماینده دارد؛ یک، شخصیت اصلی فیلم امیر و خانواده اش که در یک کشتارگاه کار می کنند و دوم، خانواده مقتول (با محوریت شخصیتی با بازی باران کوثری) که اهل آبادان هستند و برای کشف ماجرای قتل به تهران آمده اند؛ اما طبقه بالا فقط یک نماینده دارد و آن شخصیتی با بازی مانی حقیقی است که به نوعی کارفرمای همه این افراد محسوب می شود. فیلم به خوبی رابطه این دو طبقه را با هم نشان می دهد. طبقه پایین که در میدان عمل است و به خاطر پول کارها را برای طبقه بالا انجام می دهد، در معرض خطر است و عامل اجرای اهداف طبقه بالاست. همچنین درگیری ها، نگرانی ها و ترس ها متوجه اوست. طبقه بالا پشت پرده است، عامل اصلی بوده و در وسط میدان غایب است؛ اما همه چیز را شکل و سامان می دهد. طبقه پایین در حقیقت ابزار کار او و وسیله رسیدن به اهدافش است.

از این زاویه نگاه، فیلم بیش از هر چیز یادآور دیدگاه های طبقاتی و مارکسیستی است. طبقه کارگری که تحت انقیاد طبقه بورژوا یا سرمایه دار است، برای او کار می کند و در جرم ها و زدوبندهای او شریک است؛ اما سهم بسیار کمی از سرمایه و ثروت را به دست می آورد. این فیلم با مهارت در حین روایت یک داستان، تضادهای طبقاتی را در جامعه ایران امروز نشان می دهد. از دل این تضاد چیزی جز قتل و ویرانی بیرون نمی آید. طبقه پایینی که همدست جنایات طبقه بالاست؛ اما خود نیز به نوعی قربانی است. تا اینجا فیلم مانند برخی فیلم های دیگر سینمای ایران است که به تفاوت ها و تضادهای طبقاتی در جامعه می پردازند؛ اما نقطه متمایزکننده «کشتارگاه» زمانی شکل می گیرد که طبقه پایین سعی می کند علیه این شرایط طبقاتی و علیه طبقه بالا طغیان و حق خود را طلب کند. این طلب حق و طغیان در شکل خون خواهی که خانواده مقتول و به طور خاص دختر او (با بازی باران کوثری) دارد، خودش را در فیلم نشان می دهد. داستان های فرعی مانند داستان مربوط به معاملات دلار، همکاری های شخصیت امیر با مانی حقیقی همگی آگاهی های جدیدی را درباره این مناسبات طبقاتی برای امیر و باران کوثری به وجود می آورد و سکانس پایانی فیلم در حقیقت نمایشی از طغیان آگاهانه طبقه پایین به طبقه بالا است.

از نکات مثبت و تامل برانگیز فیلم این است که این آگاهی و طغیان از سوی تنها شخصیت زن فیلم اتفاق می افتد؛ دختر جنوبی که در فیلم حضور دارد، کسی است که پدرش را در حین این تقابل طبقاتی از دست داده است. گریم خوب روی چهره باران کوثری، ستم دیدگی جنسیتی، طبقه ای و حتی قومیتی را به روشنی نمایندگی می کند؛ اما او زنی قوی و عصیانگر است. با اصرار و شجاعت برای به دست آوردن آگاهی تلاش می کند؛ بنابراین او به حضور و نقش طبقه بالا در مصیبت های زندگی اش آگاه است. پس از آگاهی، منفعل نیز نیست. او دست به عمل می زند، عصیان می کند و از طبقه بالا که او و خانواده اش را قربانی منافع خود کرده است، انتقام می گیرد. کشتارگاه برخلاف بسیاری از فیلم های ایرانی که زنان را منفعل و در حاشیه نشان می دهند، زن قدرتمندی را به تصویر می کشد که نقشی محوری در پیشبرد داستان دارد.

فیلم نوعی آگاهی از مناسبات موجود اجتماعی را به مخاطب نشان می دهد و تلاشی را که گروه ستمدیده برای رهایی از ظلمی که به او شده، بازنمایی می کند؛ بنابراین کشتارگاه از این نظر که نوعی آگاهی اجتماعی و کنشگربودن را مطرح می کند، فیلم درخور توجهی است.