به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "شرح و" در نشریات گروه "ادبیات و زبان ها"

تکرار جستجوی کلیدواژه «شرح و» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • بهداد بیرانوند*

    خاقانی شاعر توصیف های دقیق، نکته های دیریاب و تصایر زیبا است. دادن شرح دقیقی از ابیات او به دلیل درهم آمیختن شعرش با انواع علوم قدیمی مانند طب، نجوم، قرآن، حدیث، فنون بلاغت و... دشوار می نماید. با وجود تلاش ارزشمند شارحان، دشواری بعضی از ابیات او هنوز پا برجاست؛ زیرا لطائف شعر او مشحون به استعارات نو و کنایات بعید است که گره آن ها به آسانی باز نمی شود. موسیقی به عنوان یکی از علوم قدیمی، مورد توجه ویژه خاقانی بوده و شعر او پر از اصطلاحات و تعبیرات موسیقی است. بررسی دقیق تر موسیقی و متعلقات آن در شعر او می تواند راهگشای شرح برخی از ابیات باشد. ازآنجاکه موسیقی مورد استفاده در گذشته، موسیقی زنده بوده و شنوندگان، نوازندگان و سازهایشان را هم می دیده اند؛ طبیعتا توجه به خصوصیات این سازها بیشتر از امروز بوده و شاعران می توانسته اند، بسیاری از مضامین شعرشان را با استفاده از خصوصیات همین سازها بسازند. مزمار» و «نی» از جمله سازهایی هستند که در شعر خاقانی مورد استفاده قرار گرفته اند و شارحان، به دلیل عدم آشنایی جدی با موسیقی، این سازها را یکی گرفته اند و تفاوتی میان آن ها قائل نشده اند. مزمار با توجه به جغرافیای ایران و نیز قرائنی که در شعر خاقانی هست، معنای دیگری هم دارد که می توان با بررسی بیشتر به آن پی برد. بر این اساس در این مقاله، با نگاهی دوباره به نی و مزمار و با استفاده از عوامل درون متنی و برون متنی،  به دو نکته در شعر خاقانی پرداخته خواهد شد و معنایی دقیق برای ابیات موردنظر ارائه خواهد شد.

    کلید واژگان: شرح بیت, خاقانی, نی, بالابان, مزمار
    Behdad Beyranvand *

    Khaqani’s poem comprises a significant quantity of detailed descriptions, beautiful images, and highly complex points to understand due to the combination of his poetry with the old sciences such as medicine, astronomy, references to Quran and Hadith, rhetorical techniques, etc. In spite of the existence of valuable studies in explaining the much more complicated aspects of his poems, some parts of his poems are in need to accurate explanation. The reasons behind this phenomenon are the use of new metaphors and strange metonymies. Special attention has been paid to music by Khaqani as one of the ancient sciences and, therefore, there is an immense number of musical terms and interpretations. A more detailed investigation of the music system and its expressions in his poems can put an end to the ambiguities in some distiches. Since the music used in the past was only live music and the audiences were observing the musicians and their instruments, the attention to the musical features of the instruments was singinifcantly higher in comparison with today. Furthermore, the poets were able to create many themes referring to the instruments. "Mezmar" and "Ney" are among the instruments that have been addressed by Khaqani and the commentators have taken these instruments as one, due to the lack of enough familiarity with music. "Mezmar" has another meaning which reveals itself after a closer examination. The present study tries to reinvestigate "Mezmar" and "ney" via using intratextual and extratextual factors in his work and discusses two points and, finally, suggests a more precise meaning to the related verses.

    Keywords: Musicalterm, Ney, Balaban, Mezmar, Explanation Of The Verse, Khaqani
  • آرش امرایی*
    ابومعین ناصربن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی شاعر نام آور  قرن پنجم است. او شعر خود را در خدمت دین و مذهب قرار داده است و برای شعر، تنها ماموریتی دینی متصور است. بر اثر عواملی چند، دیوان ناصرخسرو در مقایسه با دیوان دیگر شاعران فارسی زبان، چندان مورد توجه شارحان قرار نگرفته و تا کنون، شرحی کامل از آن منتشر نشده است. از سوی دیگر، در آثار منتشرشده که تنها بخشی از دیوان ناصرخسرو را شرح کرده اند نیز مشکلات فراوان وجود دارد. کتاب «از قبادیان تا یمگان» از جمله کتاب هایی است که در آن، بخش هایی از دیوان ناصرخسرو به همراه سفرنامه او شرح شده است. این کتاب کار مشترک آقای محمدرضا یوسفی و خانم رقیه ابراهیمی شهرآباد است و «مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی» آن را منتشر کرده است.از آنجا که یکی از مهم ترین اهداف شرح متون، این است که شارح با توجه به دانشی که دارد، بکوشد گرهی از آن متن برای خوانندگان بگشاید، به همین دلیل، باید در شرح متون، جوانب مختلف را در نظر گرفت و برای خواننده تبیین کرد. در این مقاله، کتاب «از قبادیان تا یمگان» به دقت بررسی می شود تا نشان داده شود که شارحان تا چه اندازه در این مورد موفق بوده اند و آیا واقعا گرهی از دشواری های شعر ناصرخسرو را گشوده اند؟ در این خصوص، مطالبی در مورد مقدمه کتاب، اشکالات ره یافته به شرح قصاید، اشارات نادرست قصاید ذکر شده است.
    کلید واژگان: دیوان ناصرخسرو, شرح نظم, نقد تفسیری, از قبادیان تا یمگان, سفرنامه ناصرخسرو
    Arash Amraei *
    Abu Mu'in Nasser bin Khosrow bin Harith Qabadiani Balkhi is a well-known poet who lived in the late 4th and early 5th centuries AH. He composed his poems in the service of religion. Nasser Khosrow believes that poetry should only serve religion and religious leaders. For several reasons, his anthology has not received much attention from commentators, and a complete explanation of it has not been published so far. A book that partially explains the poems of Nasser Khosrow is "From Qabadian to Yamgan" written by Mohammad Reza Yousefi and Ruqieh Ebrahimi of Shahrabad and published by Al-Mustafa International Translation and Publishing Center. An important goal of an author to explain a text is to solve a problem in that text for the readers as far as his or her knowledge goes. For this reason, different contents should be considered in the explanation of texts. In this article, we will carefully examine the book "From Qabadian to Yamgan" to show how successfully the authors have commented on it and whether they have really solved any problem of Nasser Khosrow's poetry.
    Keywords: Naser Khosrow, Anthology, Commentator, Criticism, Yomgan
  • معصومه محمدی، سید علی اصغر میرباقری فرد*

    مثنوی معنوی اثر جلال الدین محمد بلخی(رومی) از مهمترین آثار عرفانی ادبیات فارسی است که در مناطق مختلف، مخاطبان بسیاری داشته است. نیاز خوانندگان موجب شده است شرح های متعددی به زبان های گوناگون بر این اثر نوشته شود. معرفی و بررسی روش و محتوای شرح های مثنوی از موضوعات مهم تحقیق در حوزه مولوی پژوهی به شمار می رود و بررسی اثرپذیری شرح ها از یکدیگر اهمیت و جایگاه این آثار را در جریان شرح نویسی نشان می دهد. شرح مصطفی بن شعبان سروری بر مثنوی، یکی از قدیمی ترین و مفصل ترین شرح های منثوری است که در آسیای صغیر به زبان فارسی نوشته شده است. با توجه به قدمت و زبان شرح سروری، ضرورت دارد میزان اثرپذیری و اثرگذاری آن در جریان شرح نویسی بر مثنوی معلوم شود. در این پژوهش، کوشش می شود ازطریق مقایسه شرح سروری با شرح جواهرالاسرار و زواهرالانوار اثر خوارزمی، میزان وام گیری آن از کهن ترین شرح فارسی بر مثنوی معلوم شود. نتایج بررسی و مقایسه دو شرح سروری و خوارزمی نشان می دهد شرح سروری در ساختار و محتوا از جواهرالاسرار اثر پذیرفته و بخش مهمی از شرح خوارزمی بدون اشاره به نام وی در شرح سروری درج شده است، درحالی که سروری در دیباچه شرح خود مدعی است این اثر را از راه کشف از روح مولوی دریافته است.

    کلید واژگان: شرح سروری, خوارزمی, جواهرالاسرار و زواهرالانوار, روش, محتوا
    Masoome Mohammadi, Sayyed Ali Asghar Mirbagherifard *
    Background

    Masnavi Manavi written by Jalaleddin Mohammad Balkhi (Rumi) is one of the most prominent mystical works in Persian literature. This book has been and is influential; consequently, the readers' needs have been and are subject to many descriptions in different languages.

    Purpose

    Assessing and analyzing the method and the content of descriptions of Masnavi are considered the most important study subjects in searching the works of Mowlavi Analyzing the affectivity of the available descriptions would demonstrate the significance and stance of such works in the field of writing description. The description of Mostafa Ibn Shaban Soruri on the subject here is considered one the most complete and the oldest in Asia Minor in Persian. Regarding the antiquity and the description language of Soruri, it is essential to specify the rate of its affectivity in the process of writing a description. The objective here is to find the extent of the oldest Persian descriptions of Masnavi by comparing Soruri's description with Javaherolasrar and Zavaherolanvar by Kharazmi.

    Results

    The results of this comprehension indicate that the description of Soruri has been affected by Javaherolasrar in terms of structure and content. An important part of Kharazmi's description is included in Soruri's description without any reference, while Soruri, in his foreword claimed that he perceived this work by discovering the spirit of Mowlavi.Keywords: Soruri's Description, Kharazmi, Javaherolasrar and Zavaherolanvar, Method, ContentIntroductionThe remarkable interest of Masnavi readers in comprehending it and the necessity to clarify its complexities initiated literary works like description, glossary, modification, translation, etc. in different contexts. The high volume of explanations of Masnavi from the past to the present indicates the level of interest in this book, and the necessity of proving the deficiency and weakness of its explanations. One of the significant research issues in the field of Masnavi studies is to recognize and analyze the procedure of writing descriptions. The comparison of Masnavi's descriptions in terms of method and content reveals the span of their overlap; next to assessments of advances, and shortcomings.The description of Masnavi by Moslehoddin Mostafa Ebn Shaban Soruri (1561) is identified as the oldest Persian description including both the Masnavi books. The two core questions here are: 1) Are all of these descriptions Soruri’s brainchild or they refer to other descriptions? and 2) If Soruri has resorted to others, how effective was it? Answering these questions necessitates considering analyzing and comparing the description of Soruri with othersThe objective here is to scrutinize and explain the method and content of Soruri's description by comparing it with the Javaherolasrar description (the oldest Masnavi description).Method and MaterialsThe method adopted here is analytic and descriptive based on library data. The focus here is on presenting a pattern to assess the different aspects of the descriptions of Soruri and Javaherolasrar Kharazmi. In the first section, the similarities and differences are compared and explained to clarify the verses; in the second section, the opinion of each commentator is analyzed in terms of compliance with the views of Mowlavi based on the model of the mystical tradition and in the third section, by assessing the preface of each book of Soruri's description, the acquired evidence indicate the outperformance of this description vs. Javaherolasrar.

    Discussion of Results and Conclusion

    Comparing the method in Soruri's description and Kharazmi's description indicates that primarily, many of the phrases and deductions of Kharazmi exactly resemble that of Soruri's description. Similar proses and verses are detected in both descriptions and that Soruri has taken advantage of Kharazmi’s descriptions is evident. Soruri applied the language of Kharazmi (books one to three) which is intricate. In other sections (book four and on), descriptions are written in simple prose. Soruri has summarized and simply described the verses not mentioned in the descriptions of Javaherolasrar.The content of the description of Kharazmi and Soruri is compared based on the mystical pattern of Mowlavi. Kharazmi has sometimes pointed out the viewpoints of Ibn Arabi in describing Masnavi. In some other cases, Soruri has made a connection between the first and second mystical traditions. Unlike Kharazmi, Soruri has mainly considered the lexical and rhetorical layers. To describe the mystical concepts, defined the outlooks of the second tradition of Kharazmi and sometimes described the first tradition. The foreword indicates that the commentator has consciously benefited from Javaherolasrar.The results of this study indicate that Soruri was affected by Kharazmi's description. There exist doubts about the independence of Soruri's opinion in Masnavi's clarification, thus, it cannot be considered an effective explanation. Direct affectivity from Kharazmi's description and not pointing out his name raises this notion that the rest of the materials not derived from Javaherolasrar may belong to others except Soruri.

    Keywords: Soruri's Description, Kharazmi, Javaherolasrar, Zavaherolanvar, Method, Content
  • محبوبه مباشری*، فائزه واعظ زاده
    تحقیق حاضر با هدف شناسایی ویژگی های زبانی و نیز خلاقیت های بیانی روزبهان بقلی شیرازی، به تحلیل «شرح شطحیات» با تکیه بر «الگوی ارتباطی» رومن یاکوبسن (1982-1896) پرداخته است. نتایج تحلیل نشان می دهد که روزبهان در فرایند ارتباط میان خود و انواع مخاطبان خویش، از ظرفیت های زبان در نقش های شش گانه آن، شامل: ارجاعی، عاطفی، ترغیبی، همدلی، فرازبانی و ادبی (شعری) بهره گرفته است. در این میان، به دلیل این که هدف نویسنده رمزگشایی از شطحیات عارفان نامدار بوده، «نقش ارجاعی» و گزاره های خبری بیشترین فراوانی کاربرد را به خود اختصاص داده است. روزبهان همچنین با بهره گیری گسترده از آیات قرآن و احادیث از جهت اشتراک فکری و عقیدتی، با مخاطب همدلی ایجاد کرده است. این ویژگی اگرچه در حوزه مفهومی «نقش همدلی» الگوی یاکوبسن قرار دارد، اما متفاوت از این الگو و در زمره خلاقیت های زبانی روزبهان محسوب است. «نقش ترغیبی» شرح شطحیات به شکل خطاب قرار دادن تمام پدیده های هستی نمود یافته و «نقش فرازبانی» در شرح شطحیات برای شرح بیش از 200 اصطلاح علمی تصوف به کار رفته است. «نقش ادبی/ شعری» پیام در این اثر بسیار پربسامد است و به دلیل برخورداری روزبهان از تجربیات ناب شخصی و شهودی و تعبیرهای خلاقانه وی، ذهنیت استعاره گرا بر شرح شطحیات حاکم شده است. با این حال، از میان انواع نقش ها «نقش عاطفی» به دلیل این که زبان حال گوینده و احساس خاص او درباره گفته هایش است، نمود بارزتری یافته، به گونه ای که بر تمامی گزاره ها و حتی گزاره های ارجاعی تسلط دارد.
    کلید واژگان: ادبیات عرفانی, الگوی ارتباطی, روزبهان بقلی, رومن یاکوبسن, شرح شطحیات
    Mahboobeh Mobasheri *, Faezeh Waezzadeh
    With the aim of identifying the linguistic features and expressive creativity of Rozbahan Baghli Shirazi, the present research has analyzed the "Sharhe Shathiyat" based on Roman Jacobsen’s (1982-1896)"Communication Pattern". The results of the analysis show that in the process of communication between himself and his audience, Roozbahan has used the capacities of language in its six roles, including: referential, emotional, persuasive, empathetic, meta-linguistic and literary (poetic). In the meantime, due to the fact that the author's goal was to decipher the shenanigans of famous mystics, the "referential role" and news reports have been used the most frequently. Roozbahan has also created empathy with the audience by widely using Quranic verses and hadiths in terms of intellectual and ideological sharing. Although this feature is in the conceptual field of the "role of empathy" of Jacobsen's model, it is different from this model and is considered among Rozbahan's linguistic creativities. The "persuasive role" of Sharhe Shathiyat is manifested in the form of addressing all the phenomena of existence, and the "paralinguistic role" in Sharhe Shathiyat is used to describe more than 200 scientific terms of Sufism. Payam's "literary/poetic role" is very frequent in this work, and due to Roozbahan's pure personal and intuitive experiences and his creative interpretations, the metaphorical mentality has dominated the Sharhe Shathiyat. However, among the types of roles, "emotional role" is more prominent because it is the present language of the speaker and his special feeling about what he said, in such a way that it dominates all propositions and even referential propositions.
    Keywords: Mystic Literature, Communication Model, Rozbahan Baghli, Roman Jacobsen, Sharhe Shathiyat
  • فریبا کاظمی سعید، ایوب کوشان*، علی دهقان

    شروح علاوه بر آنکه می توانند نکته یا خوانشی جدید از متن ارائه بدهند، به نوعی بازتاب دهنده ذهنیت عصری هستند که شارح در آن زندگی می کند. این آثار بنا به توقعاتی که آن عصر دارد، تفسیری متفاوت اراده می دهد. در پژوهش حاضر، شرح عرفانی محمد دارابی بر غزلیات حافظ (لطیفه غیبی/ غیبیه) از دیدگاه ساختاری و محتوایی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. از طرف دیگر، برخی از مهم ترین نسخه های خطی این شرح همراه با توضیحاتی درباره آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در بررسی نسخه های خطی این شرح دقت بسیاری لازم است چراکه اغلب این نسخ بسیار مغلوط و سرشار از حاشیه نگاری هستند. برخی از کاتبان نیز خود به این موضوع اشاره داشته اند و در صدد تصحیح متن برآمده اند. تاریخ بسیاری از این نسخ بر اساس حدس و گمان است و حتی در مواردی نسخه معرفی شده مربوط به کتاب مشهور لطیفه غیبی نیست. در هر صورت، خوانش ایدئولوژیک اشعار حافظ، اشعری مسلک بودن حافظ، انتساب اشعار دیگران به حافظ، عدم توجه به علم لغت و نمادها و نقد متصوفه در اشعار حافظ از ویژگی های شرح دارابی است. این شرح با تمام اشکالاتی که می تواند بر آن وارد باشد، از دیدگاه نقد واکنش خواننده، بخشی از ذهنیت شارحان را در جامعه عصر صفوی نشان می دهد. عصری که شعر حافظ جامه تشیع می پوشد.

    کلید واژگان: لطیفه غیبی, نسخه خطی, محمد دارابی, شرح عرفانی, ساختار و محتوا.
    Fariba Kazemi Saeed, Aiyoub Koushan *, Ali Dehghan

    Commentaries, in addition to being able to provide a new point or reading of the text, somehow reflect the mentality of the era in which he lives. These works give a different interpretation according to the expectations of that age. In the current research, Mohammad Darabi's commentary on Hafez's poems has been examined and analyzed from a structural and content point of view. On the other hand, some of the most important manuscripts of this description have been evaluated along with explanations about them. The results show that it is necessary to be very careful in examining the manuscripts of this description because most of these manuscripts are very wrong and full of annotations. Some writers have also mentioned this issue and tried to correct the text. The history of many of these versions is based on speculation, and even in some cases, the introduced version is not related to the famous book "Latifeye Gheybi". In any case, the ideological reading of Hafez's poems, attribution of other people's poems to Hafez, lack of attention to vocabulary and symbols, and criticism of Sufis in Hafez's poems are among the characteristics of Darabi's commentary. This description, with all the problems it may have, from the point of view of "reader reaction" criticism, shows a part of the commentators' mentality in the Safavid era society. An era when Hafez's poetry is interpreted with the principles of Shiism.

    Keywords: Latifeye Gheybi, Manuscript, Mohammad Darabi, Mystical Description, Structure, Content
  • علیرضا نبی لو*

    در این پژوهش با مراجعه به یک شرح قدیمی و چند شرح معاصر مخزن الاسرارکوشیده می شود ضمن مقایسه نظر شارحان در تحلیل اشعار به تفاوت ها و ابهام های شرح ابیات نیز توجه شود. با توجه به اینکه ابیات انتخاب شده، بیشتر دشوار و بحث انگیز هستند، توجه به نظر هر شارح و مقایسه آنها با یکدیگر، جایگاه و اهمیت آن شرح را نیز نشان می دهد. از سوی دیگر ابهام ها و گاه نارسایی های معنایی هر بیت نیز آشکار می شود. شرح محمد بن قوام بلخی از قدیمی ترین شروح خطی مخزن الاسرار است که به قرن هشتم بر می گردد و بر بسیاری از شروح بعد از خود تاثیرگذار بوده است. شرح حسن وحید دستگردی از نخستین شروح چاپی معاصر است و در کنار شرح مخزن الاسرار بهروز ثروتیان و برات زنجانی بسیار توجه پژوهشگران این عرصه را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد تفاوت معنایی و تفسیری در این شروح به نسبت زیاد است و در جاهایی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از این معانی و توضیحات، درنهایت راهگشا نمی شود و ابهام بیت هم چنان باقی می ماند؛ بنابراین، ضرورت دارد برای دریافت معنای دقیق تر ابیات، ضمن مراجعه به بافت متنی ابیات و بهره گیری از شواهد شعری منظومه های دیگر نظامی، دوباره به شرح و تفسیر مخزن الاسرار توجه شود. روش کار شارحان متفاوت است و بیشتر بر معنای واژگان و ابیات متمرکز شده اند و ساختارهای بلاغی، دستوری و ترکیب سازی های زبانی، کمتر واکاوی شده است.

    کلید واژگان: شرح ابیات, مخزن الاسرار, محمد بن قوام, دستگردی, ثروتیان, زنجانی
    Alireza Nabilou *

    In this research, by referring to an old description and several contemporary descriptions of Makhzan al-Asrar, while comparing the commentators' opinions in the analysis of verses from this work, the differences and ambiguities of the description of the verses have been discussed. Considering that the selected verses are controversial, paying attention to the opinion of each commentator and comparing them with each other, on the other hand, shows the importance and position of each work, ambiguities, and possibly the semantic inadequacies of each verse become obvious. Mohammad Qavam Balkhi's commentary is one of the oldest manuscripts of MakhzAn al-Asrar, which dates back to the 8th century and has influenced many later commentaries. Hassan Vahid Dastgerdi's commentary is one of the first contemporary printed commentaries, and along with Behrouz Servatiyan's and Barat Zanjani's commentary on Makhzan al-Asrar, it has been of great interest to researchers in this field. The results of the current research shows that the difference in meaning and interpretation in these explanations is relatively high, and sometimes they have differences. In addition, some of these meanings do not solve the problem in the end, and the ambiguity of the verse remains. Therefore, it is necessary to understand the more precise meaning of the verses while referring to the textual context of the verses, and taking advantage of the poetic evidence of other Nizami poems, descriptions, and interpretations of Makhzan al-Asrar should be discussed again.

    Keywords: Description of verses, Makhzan al-Asrar, Mohammad Qavam, Dastgardi, Servatiyan, Zanjani
  • مجید هوشنگی، مهدی نیکمنش*، فاطمه محمدی مزرعی
    شرح نویسی بر آثار عرفانی یکی از سنت های مهم در تاریخ عرفان و تصوف است و مثنوی ازجمله متون برجسته در این حوزه است. در این میان، شرح اسرار ملاهادی سبزواری، به دلیل شمول آن بر مسائل زبانی، بلاغی، حکمی و فلسفی بسیار مهم و ارزشمند است. از آنجا که شرح سبزواری بر پایه مبانی فلسفی و تفاسیر قرآنی بنا شده است، بررسی نسبت و جایگاه این مبانی و منابع فکری ملاهادی در شکل گیری ساخت و سبک این شرح، از جمله اهداف اصلی این پژوهش است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی و با نگاه به پیش متن های اثر، به دنبال درک ساختارهای کلی و محتوای اصلی شرح اسرار ملاهادی سبزواری است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ملاهادی در شرح اسرار، از روش التقاطی و تلفیقی بهره برده و شرح خود را با تکیه بر تفاسیر قرآنی به شیوه ای جامع سامان داده است. شارح با ایجاد پیوند میان مثنوی و قرآن، اثری جامع و کامل در قالب شرحی موسوم به جامع ارائه کرده است. مطالعه متن نشان می دهد که سبزواری در بخش تبیین کلامی و فلسفی ابیات، از سطح مخاطب عام، فراتر رفته و به ارائه تحلیل و شرح عمیق آرای حکمی و فلسفی می پردازد، به گونه ای که در برخی مواضع، غلبه تشریح آرای فیلسوفان و گستره آن بر متن، اثر را به دو بخش شرح مثنوی و آبشخورهای معرفتی ملاهادی تقسیم خواهد کرد.
    کلید واژگان: شروح مثنوی, شرح اسرار, مثنوی معنوی, ملاهادی سبزواری
    Majid Houshangi, Mahdi Nikmanesh *, Fatemeh Mohammadi Mazraee
    Commentary on mystical works holds a significant place in the history of mysticism and Sufism with Masnavi being a captivating subject that has been extensively discussed. Among these discussions, the depiction by Molla Hādi Sabzevāri, a late philosopher of the Islamic world, is particularly important and valuable due to its coverage of legal and philosophical issues. This research aimed to explore the relationship and correlation between the form and structure of this depiction and the intellectual approach that governs it. By understanding its macro pattern based on the key constituent elements, we could better appreciate its significance. To achieve this objective, the present study examined the structural framework that governed the depiction of verses and analyzed the interpretive features observed in Molla Hādi Sabzevāri's methodology, focusing on his descriptive-analytical approach. The findings of this study revealed that Molla Hādi's method of unraveling secrets was primarily characterized as eclectic and comprehensive, taking into account both general and specialized audiences in different contexts. Furthermore, his methodological model was primarily influenced by Quranic interpretations in terms of its form. The textual evidence indicated that Sabzevāri surpassed the audience's expectations by providing theological and philosophical explanations of Maulavi's verses, demonstrating a greater inclination towards clarifying legal and philosophical viewpoints.
    Keywords: Commentary On Maulavi’S Masnavi, Sharh-E Asrār, Masnavi Ma'navi, Molla Hādi Sabzevāri
  • ایوب مرادی*
    بیت «ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای/ ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم»، یکی از ابیات بحث برانگیز حافظ است که ابهامات متعددی درباره معنی آن مطرح است. اینکه مقصود از داغ صبوحی چیست؟ یا داغ کشیدن چه معنای مشخصی می تواند داشته باشد؟ و یا نسبت میان صبوحی که هنگام صبح خورده می شود با دوش در معنی دیشب و حتی مقصود از عبارت با داغ زاده شدن چیست؟، ازجمله سوالاتی محسوب می شوند که شارحان در فرآیند معنایابی این بیت باید به آنها پاسخ دهند؛ اما مسیله اینجاست که جملگی شرح نویسان با گونه ای اغماض درباره این ابهام ها، معنایی تقریبا مشابه برای بیت پیشنهاد داده اند. وجود این سوال ها و ابهام ها باعث شد تا در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و از رهگذر بررسی مفهوم کلی غزل، در پی ارایه معنایی مستند به شواهد متنی برای بیت برآییم. در مسیر حصول به نتیجه نیز، از نظریه انسجام واژگانی هالیدی و حسن استفاده شد؛  نظریه ای که با تکیه بر روابط میان واژگان در سطح جملات، در پی یافتن عوامل انسجام در متن است. در همین راستا ابتدا کلیت غزل به چهاربخش تقسیم شد و در ادامه با تکیه بر نوع و فراوانی واژگان، معنابن های مربوط به هر بخش استخراج شد. در ادامه، بیت مورد بحث با تکیه بر روابط معنایی واژگان و با درنظرگرفتن معنابن های منتشر در سطح غزل بازخوانی شد. حاصل کار پیشنهاد این معنی برای بیت بود: ای گل (سرخ) تو از دیشب داغ (در معنی نشان) مستی را بر چهره ات نقش زده ای؛ درحالی که ما (همچون) شقایقی هستیم که با داغ (در معنی نشان) مستی زاده شده ایم.
    کلید واژگان: شرح حافظ, محور عمودی غزل, نظریه هالیدی و حسن, انسجام واژگانی
    Ayoob Moradi *
    The verse "Ey Gol To doush Daghe Sabouhi Keshidei/Ma An Shaghayeghim Ke Ba Dagh Zadeim" is one of Hafez's controversial verses, which has many ambiguities about its meaning. Such as what is the meaning of Daghe Sabouhi? Or what specific meaning can Dagh Keshidan have? Or the question of what does "saboohi" in meaning morning wine have to do with "Doush" in the meaning last night? But the problem here is that all commentators have suggested a similar meaning for the verse despite these questions. The existence of these questions made us try to suggest a documented meaning for verse by using analytical-descriptive method and by examining the general concept of Sonnet in this article. To achieve this goal, Halliday & Hasan's lexical coherence theory was used. A theory that seeks to find cohesion factors in the text by relying on the relationships between words at the level of sentences. In this regard, the entire poem was first divided into four parts, and then based on the type and frequency of words, the meanings related (Seme) to each part were extracted. In the next step, the verse was reread based on the semantic relationships of the words and considering the Seme of the entire Sonnet. The result of the work was the suggestion of this meaning for the verse: O (red) flower, you have engraved the mark of drunkenness on your face since last night; while we are (like) anemones who were born with the sign of drunkenness and euphoria.
    Keywords: Description of Hafez, vertical axis of sonnet, theory of Halliday & Hasan, lexical coherence, Daghe Sabouhi
  • ایوب مرادی*، فاروق نعمتی، مرتضی قاسمی
    در تاریخ ادب فارسی کمتر شاعری را همچون حافظ می توان یافت که جزییات اشعارش تابه این اندازه اهمیت داشته باشد. در طول تاریخ سنت شرح نویسی بر اشعار این شاعر بسیاری از نکات و ملاحظات واژگانی، نحوی، ادبی و فکری محل بحث صاحب نظران بوده و هر شارحی به فراخور میزان فهم و درک خود در مسیر حل دشواری های دیوان شعر او گام برداشته است؛ البته نباید از این واقعیت غافل بود که دراین میان برخی از مفاهیم، عبارات و واژگان هستند که فهم دقیق آن ها نقش بسزایی در درک ظرایف شعر حافظ دارد. یکی از این موارد مهم عبارت «می باقی» در غزل سوم دیوان مطابق ترتیب الفبایی است. بررسی تفاسیر ارایه شده نشان می دهد که بیشتر شارحان برای این عبارت معنای «باقی مانده ی می» را پیشنهاد داده اند؛ معنایی که گرچه خللی در دریافت بیت ایجاد نمی کند؛ اما به نظر می رسد با حال وهوای کلی غزل هم خوانی ندارد؛ ازهمین رو تلاش شد تا در این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی نوشته شده است، با استفاده از الگوی پیشنهادی مایکل ریفاتر برای خوانش نشانه شناسانه ی شعر، غزل موردنظر بازخوانی شود تا ازاین طریق ضمن استخراج گرانی گاه معنایی غزل، معنایی مستند به شواهد متنی برای عبارت «می باقی» ارایه شود. براین اساس کلیت غزل به پنج بخش مجزا تقسیم شد و پس از بررسی انباشت ها و تقابل های دوگانه، مفهوم «برتری نقد، ماندگار و حقیقی بر نسیه، ناماندگار و غیرحقیقی»، به عنوان ماتریس یا محور معنایی منتشر در سطح غزل شناسایی شد. مفهومی که بازخوانی عبارت موردبحث و بیت محل واقع شدنش براساس آن نشان می دهد که معنی «می ماندگار» در نقطه ی مقابل «می فرار» می تواند معتبرترین معنا برای عبارت «می باقی» باشد؛ معنایی که با کلیت غزل نیز همخوان است.
    کلید واژگان: الگوی مایکل ریفاتر, خوانش نشانه شناسانه, شرح حافظ, می باقی
    Ayoob Moradi *, Faroogh Nemati, Morteza Ghasemi
    In the history of Persian literature, no poet can be found whose details are as important as Hafez's poetry. Throughout the history of commenting on Hafez's poems, many of his lexical, syntactic, literary and content points have been discussed, and each commentator, in his own way, has taken a step towards solving the difficulties of his poetry. Of course, we should not ignore the fact that there are some concepts, phrases and words whose accurate understanding plays an important role in understanding Hafez's poetry. One of these important cases is the phrase "Maye Baghi " in the third sonnet of Divan according to alphabetical order. Examining the provided interpretations shows that most of the commentators have proposed the meaning of "the rest of liquor" for this phrase. A meaning that does not create a problem in understanding the meaning; But it seems that it does not match with the general mood of the poem. Therefore, in this article, which is written in an analytical-descriptive method, using the model proposed by Michael Riffaterre for the heuristic reading of the poem, this sonnet of Hafez was reread, in this way, while extracting the dominant concept in it, a meaning documented by textual evidence. to be presented for the phrase " Maye Baghi ". Therefore, sonnet was divided into five separate sections and after examining the accumulations and dual confrontations, the concept of "superiority of cash, permanent and real over credit, impermanent and unreal" was identified as the matrix or semantic axis of the Ghazal. Based on this matrix, it can be said that Hafez's purpose of using the adjective "Baghi" for liquor is to express the durability of its effect.
    Keywords: Description of Hafez, Maye Baghi, model of Michael Riffaterre, heuristic reading
  • حسین احمدی*، محمدابراهیم خلیفه شوشتری

    رضی استرآبادی، از جمله دانشمندانی است که با تالیف دو اثر مشهور خود - شرح کافیه وشرح شافیه - در آسمان صرف و نحو خوش درخشیده است .بی شک نهج البلاغه و سخنان امام علی (ع) پس از قرآن که سخن خالق زبان هاست، وبعد از حدیث پیامبر (ص) که خود پیام آور آفریدگار سخن و فصیح ترین عرب، می باشد. برترین مجموعه ای است که به جهت اصول نقل، تمام ویژگی ها و صفات یک شاهد در آن تجلی یافته است. رضی استرآبادی، بر خلاف بیشتر نحویون جهت اثبات مدعای خود در پاره ای از موارد به این کتاب ارزشمند استناد می کند.یکی از آراء منحصر به فرد رضی استرآبادی که باعث برتری وی گردیده است، «نظریه عامل نحوی» است. به عبارتی دیگر؛ تنها دانشمندی که به طور خاص وکاملا متمایز، به بررسی این نظریه پرداخته،«رضی استرآبادی» بوده است .مقومات نظریه عامل از دیدگاه محقق استرآبادی، علاوه بر جنبه ی عارضی وظاهری نحو، شامل جنبه بنیوی، ترکیبی وساختمانی آن - قرینه، سبب، علت، شرط، رکن ودلیل- نیز می باشد که متکی بر بعد معنایی قواعد می باشد. ایشان معتقد است که عامل پیدایش إعراب در یک کلمه: موجد (یا همان متکلم)، عامل (ویا همان آلت) ومحل (یا همان اسم)می باشند.رضی استرآبادی معتقد است که عامل نحوی، علاوه بر جنبه عارضی وظاهری نحو، شامل جنبه بنیوی وترکیبی وساختمانی نحو نیز - که در برگیرنده ی معناست - می باشد. ایشان هنگام تجویز قواعد با استناد به کلام حضرت امیر، با تکیه بر بعد معنایی شواهد ذکر شده، بهترین استدلال ها را ذکر می کند که در نوع خود بی نظیر است.

    کلید واژگان: «رضی استرآبادی», «اصول نحوی», «عامل نحوی», «نظریه ی اقتضاء», «شرح الکافیه»
    Hossein Ahmadi *, Mohammadebrahim Khalifeshoshtari

    Razi Estrabadi is one of the scholars who has shined in the sky of simplicity and good syntax by authoring her two famous works - Sharh Kafiyyah and Sharh Shafiyyah.Undoubtedly, Nahj al-Balagha and the words of Imam Ali (AS) are after the Qur'an, which is the speech of the creator of languages, and after the hadith of the Prophet (PBUH), who is the messenger of the creator of speech and the most eloquent Arab. It is the best collection in which all the characteristics and attributes of a witness have been manifested due to the principles of narration. Razi Estrabadi, unlike most of Nahyoun, cites this valuable book in some cases to prove his claim.Estrabadi's unique opinions that has made him stand out is the "syntactic agent theory". In other words; The only scientist who investigated this theory specifically and completely distinctly was Razi Estrabadi.view of researcher Astarabadi, the elements of agent theory, in addition to the temporary and apparent aspects of syntax, include its structural, compositional and structural aspects - correlation, cause, cause, condition, pillar and reason - which relies on the semantic dimension of rules. He believes that the reason for the emergence of Arabic in one word are: creator (or the theological), agent (or the object) and place (or the noun).Razi Estrabadi believes that the syntactic factor, in addition to the temporary and apparent aspect of the syntax, also includes the structural, compositional and structural aspect of the syntax - which includes the meaning -. He mentions the best arguments, which are unique in their kind, while prescribing the rules by referring to the words of Hazrat Amir, relying on the semantic aspect of the mentioned evidences

    Keywords: Razi Estrabadi, Syntactic Principles, Syntactic Agent, Necessity Theory, Sharh al
  • نرگس رحمانی*، عبدالله ملکی
    محققان با تلاش برای بهبود دستورالعمل های آموزشی، تکنیک های آموزشی متعددی را پیشنهاد کرده اند. در یادگیری لغات به عنوان یکی از زمینه های کلیدی در زبان انگلیسی، دانش ناکافی منجر به مشکلاتی گردیده، اغلب زبان آموزان را با چالش هایی مواجه می کند. این مطالعه به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه یک تکنیک آموزشی که از بسط معنایی، ساختاری، و معنایی/ساختاری استفاده می کند، بر یادگیری واژگان تاثیر می گذارد. این پژوهش با 114 شرکت کننده در سه گروه با شرایط مذکور انجام شد. برای ایجاد شرایط بسط معنایی، بسط ساختاری و بسط معنایی / ساختاری در هر گروه، به شرکت کنندگان فلش کارت هایی داده شد که به ترتیب حاوی کلمات در کنار معادل ها، کلمات بر اساس حروف شماره گذاری شده بدون هیچ معادل و کلمات با حروف شماره گذاری شده در کنار معادل ها بود. داده های به دست آمده از پروتکل امتیازدهی تولید واژگان (LPSP) با استفاده از آزمون های ANOVA یک طرفه و Post-hoc مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور بررسی دقت تیوری TAP مراحل یادگیری و آزمون در شرایط بسط معنایی طراحی گردید. نتایج این تحقیق بیانگر این نکته است که مطابق اصول مدل TOPRA، شرح معنایی در مقایسه با شرح معنایی-ساختاری تاثیر مثبتی بر روند یادگیری لغات دارد؛ در حالی نتایج حاکی از تاثیر منفی این روش در مقایسه با شرح ساختاری است. بر اساس نتایج با توجه به ظرفیت ذهنی زبان آموزان، توسعه دهندگان برنامه درسی می بایست در نظر داشته باشند که کدام جنبه از یادگیری اهمیت بیشتری دارد تا به یادگیرندگان اجازه دهتد از توانایی های ذاتی خود بیشترین و بهترین استفاده را ببرند.
    کلید واژگان: شرح معنایی, شرح ساختاری, یادگیری لغات
    Narges Rahmani *, Ataollah Maleki
    Attempting to improve teaching instructions, researchers have proposed numerous instructional techniques. In vocabulary learning as one of the key areas in EFL, inadequate knowledge leads to complications and frequently faces the learners with challenges. This study explores how an instructional technique that employs semantic, structural, and semantic/structural elaboration affects vocabulary learning. The research was carried out with 114 participants who experienced the mentioned elaborations in three groups. For creating a +semantic, +structural, and +semantic/structural climate in each group, participants were given flashcards containing words beside the equivalents, words by numbered letters without any equivalents, and words by numbered letters beside the equivalents, respectively. The data—obtained from Lexical Production Scoring Protocol (LPSP)—were then input into One-way ANOVA and Post-hoc tests. To check the accuracy of Transfer Appropriate Processing (TAP) theory, different tasks during the teaching and testing phases in +semantic were designed. Due to this inconsistency, the findings proved to be in line with TAP theory, suggesting that Level of Processing (LOP) theory should be accompanied with TAP to end in facilitating results. Data analysis -mirroring the Type of Processing–Resource Allocation (TOPRA) effect- indicated that while the +semantic as compared to +semantic/structural facilitated performance on recall of words, had a negative effect in comparison with +structural. Based on the results, the limited processing resources remind curriculum developers to bear in mind which aspect of learning is of more importance to let the learners make the most and best use of their inborn gifts.
    Keywords: Levels of Processing (LOP) Theory, Semantic Elaboration, Structural Elaboration, Transfer Appropriate Processing (TAP) theory, vocabulary learning
  • محمدابراهیم مالمیر*، غلامرضا سالمیان، سهیل یاری گلدره
    خواجه‏ محمد پارسا (م: 822 ه.ق)، از مشایخ فرقه نقشبندیه و صوفیان نامدار عصر تیموری و صاحب تالیفات متعددی در حوزه تصوف و تفسیر قرآن است. یکی از آثار وی، تفسیر ثمانیه، تفسیر هشت سوره کوتاه جزء سی ام قرآن است. وی در این اثر، همچون دیگر مکتوبات خویش، از آثار عربی و فارسی پیش از خود بسیار بهره گرفته و گاه به مآخذ خود اشاره کرده و در موارد متعددی اشاره نکرده است. مسیله اساسی این مقاله آن است که آیا تمامی بخش های فارسی این اثر، حاصل ذهن و قلم خواجه پارساست یا بخش هایی از آن برگرفته از آثار متقدمان است و نویسنده به منابع خود اشاره نکرده است؟ با بررسی بخش های فارسی کتاب، این نکته مشخص می شود که شماری از این مطالب، برگرفته از آثاری چون شرح تعرف، کیمیای سعادت، مرصادالعباد و مصباح الهدایه است که مولف بی آنکه نامی از صاحبان آن آثار ببرد، بخش هایی از آن ها را ذکر کرده است. این نکته موجب می شود تا خواننده در تحلیل محتوایی و زبانی این اثر کمتر به خطا بیفتد و مبنای بررسی های خویش را بر این بخش ها بنیان نگذارد.
    کلید واژگان: خواجه محمد پارسا, تفسیر ثمانیه, شرح تعرف, کیمیای سعادت, مرصادالعباد, مصباح الهدایه
    Mohammadebrahim Maalmir *, Gholamreza Salemian, Soheil Yari-E-Goldarreh
    Khawaja Muhammad Parsa (d. 822 AH), is one of the sheikhs of the Naqshbandiyya sect and famous Sufis of the Timurid era. he has authored numerous works in the field of Sufism and interpretation of the Qur'an. Tafsir Samaniyah, One of his works, is the commentary of eight short chapters of the thirtieth part of the Quran. To write this work, like his other writings, he has utilized a lot of Arabic and Persian late works; sometimes he has referred to his sources but in many cases he has not mentioned them. The main issue of this article is whether all the Persian parts of this work are the outcomes of the mind and the style of Khajeh Parsa or may some parts of it are taken from the works of predecessor authors and he has not mentioned his sources? studying the Persian parts of the book, it is clear that a number of these materials are taken from some works such as Sharh-e-Tarrof, Kimia-e-Saadat, Mersad-ul-Ebad, and Mesbah-ul-Hedayah whish he didn’t even mention them. This point can lead readers to make less mistakes about the content and linguistic analysis of this work and also make them aware of using these sections.
    Keywords: Khwaja Mohammad Parsa, Tafsir Samanieh, Sharh Tarrof, Kimia’e Saadat, Mersad Al-Ebad, Mesbah Al-Hedayah
  • عبدالرسول فروتن*

    درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالا در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالا اثرش را میان سال های 918-926ق تالیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالا ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.

    کلید واژگان: جلال الدین مولوی, یوسف بن حمزه ملاطی, سیدعبیدالله تستری, شرح غزل, کبرویه
    Abdolrasool Forootan

    There are several descriptions in Persian, Arabic and Turkish on the lyric with the first to attributed is which" دوش وقت صلبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشللخاش سلندان یافتم" :verseof Jalaluddin Rumi. The most detailed known description was probably written in Arabic by Yusuf ibn Haj Hamza Malati in the city of Caesarea and presented to the Ottoman Sultan Salim I. There is a few information about this exegete; except that he was a Sufi from the Kobraviyah dynasty who lived in the second half of the ninth century and the first half of the tenth century AH and probably wrote his work between 918-926 AH. His shaikh, Sayyed Obaidullah Shirazi Tostari, is also one of the unknown elders who had a monastery and disciples in Caesarea. The only known manuscript of this exegete, entitled "Sharh Ghazal Mullah Jalaluddin" No. 1859, is preserved in the Hagia Sophia Library in Istanbul. Since it is in Arabic, it has received no attention from Rumi's research and mysticism. In this article, while introducing Yusuf Ibn Hamza Malati, aspects of the importance and content of his description are explained. This description is from various sources due to the symbolic nature of the words and the difference in the words' recordings in the versions. One of the interesting points in this book is the perfect Arabic marking of words. It shows how a person probably of Turkic descent in the Ottoman Empire in the 10th century read these verses. Some of the sources mentioned in this commentary, such as Ishaq Khotlani's treatise, have remained unknown in the history of Persian literature.

    Keywords: Jalaluddin Rumi, Yusuf Ibn Hamza Malati, SayyedObaidullah Tostari, commentary of lyric, Kobraviyah
  • مریم محمدی، محمد شفیع صفاری*، رضا سمیع زاده

    ساختارگرایی نظریه ای است که به شناخت، مطالعه و بررسی روایت ها براساس قواعد و الگوهایی که ساختار بنیادین آنها را به وجود آورده است، می پردازد. طرح در هر داستان یکی از اساسی ترین عناصر روایت و مهم ترین جزیی است که در تحلیل های ساختارگرایان مورد واکاوی قرار می گیرد. ژپ لینت ولت (2018) بر این عقیده است که در هر داستان یک گفتمان روایی بر محور وجوه روایت وجود دارد. در شرح تعرف مستملی بخاری با تکیه بر جایگاه روایت شنو سه گونه روایت با پیام های مختلف در جهان داستان شرح تعرف شکل گرفته است. بر همین اساس در این پژوهش برآنیم تا با تکیه بر الگوی لینت ولت و با تمرکز بر جایگاه روایت شنو به تحلیل ساختار و معنا در جهان داستان حکایت های این کتاب بپردازیم. نتایج پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای فراهم آمده، نشان می دهد که با تکیه بر نظریه لینت ولت در جهان داستان این کتاب سه گونه روایت مختلف وجود دارد به طوری که هر یک از آن ها دارای یک گفتمان روایی خاص است.

    کلید واژگان: داستان, طرح, روایت شنو, ژپ لینت ولت, شرح تعرف
    Maryam Mohammadi, Mohammad Shafi Saffari *, Reza Samizade

    Structuralism is a theory that is devoted to the knowledge, study and evaluation of narrations based on rules and models that have created their fundamental structure. Plot in every story is part of the most important narrative elements which is studied in the analyses of Structuralists. Jaap Lintvelt (2018) believes that in every story there is a narrative discourse focused on the aspects of narration. In Mostamli Bokhari’s Sharh-e-Tarruf relying on the audience status three types of narration with different messages have taken form in the world of story of Sharh Tarruf. Accordingly, in the present study we seek to analyze the structure and meaning of the world of story of the parables of this book relying on Jaap Lintvelt’s model and focusing on the audience story status. The results of current study that has been conducted based on a descriptive-analytic method taking advantage of the library sources show that by relying on the theory of Lintvelt in the world of story there are three types of narration in this book insofar as each one of them has a special narrative discourse.

    Keywords: story, Plot, Audience Story, Jaap Lintvelt, Sharh-e-Tarruf
  • محمد بیدخونی، حسین آقاحسینی*
    ادب فارسی و عرفان اسلامی از سالیان دور در شبه قاره مشتاقان زیادی داشته و آثار گران سنگ بسیاری به زبان فارسی از ایشان به جا مانده است. از جمله این آثار، کتاب مفتاح الفتوح، نوشته شیخ عبدالحق محدث دهلوی (958 -1052)، محدث، محقق، مورخ و صوفی شاعر هندی است. وی در تصوف، پیرو شیخ محیی الدین عبدالقادر گیلانی (471 -561)، عارف، محدث و شاعر ایرانی قرن پنجم و ششم هجری و موسس سلسله تصوف قادریه، بوده است. مساله اصلی این پژوهش معرفی شرح و شارح، طبقه بندی معیارهای شرح نویسی و تحلیل دیدگاه های وی در شرح است. نگارنده برای تبیین این مساله با استفاده از روش تحلیل محتوا و استناد به دستاوردهای رویکرد ژانری به متن در پی یافتن پاسخ برای پرسش های زیر است: - محدث دهلوی کیست؟ - شرح عرفانی وی دارای چه ویژگی هایی است و مولف آن چه دیدگاه هایی دارد؟ - این شرح چه نقشی در احیای تصوف در شبه قاره ایفا کرده است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که مفتاح الفتوح ترجمه و شرح بینامتنی منثور و مبسوط به فارسی است که در سده یازدهم قمری به فرمان شاه ابوالمعالی، حکمران آن خطه و از هواداران طریقه قادریه تالیف شده است. عبدالحق در نوشتن این اثر، علاوه بر ترجمه الفاظ و معانی کتاب فتوح الغیب، به بسط و تفصیل سخنان عبدالقادر گیلانی و نقل مذاهب و اقوال عارفان و رمزگشایی مسایل عرفانی و کلامی و تبیین راه و روش قادریه نیز توجه داشته است. این شرح علاوه بر موارد ذکر شده، اطلاعات ذی قیمتی از طریقه های عرفانی شبه قاره را نیز ثبت کرده که در روند نگارش تاریخ تصوف در شبه قاره حایز اهمیت است.
    کلید واژگان: شرح نویسی, مفتاح الفتوح, شیخ عبدالحق محدث دهلوی, شبه قاره, تصوف
    Mohammad Bidkhooni, Hosein Aghahoseini *
    Persian literature and Islamic mysticism have been very popular in India for many years and many precious works in Persian have been left by them. Among these works is the book Miftah al-Fotuh written by Sheikh Abdul Haq Mohaddith Dehlavi (1058-1052), a scholar of hadith, researcher, historian and Indian Sufi. In Sufism, he was a follower of Sheikh Mohieddin Abdolqader Gilani (471-561), an Iranian mystic, narrator and poet of the fifth and sixth lunar centuries, and the founder of the Qaderiyya Sufism dynasty. The main issue of this research is to introduce the description and commentary, classify the criteria of description writing and analyze his views in the description. To explain this issue, the author seeks to answer the following questions by using the method of content analysis and citing the achievements of the genre approach to the text: Who is Mohaddith Dehlavi, what are the characteristics of his mystical description and what are the author's views? What role has this description played in the revival of Sufism on the subcontinent? The results of the research show that Miftah al-Fotuh is a translation and intertextual description of prose and extended into Persian, which was written in the 11th lunar century by the order of Shah Abu al-Ma'ali, the ruler of that region and one of the lovers of Qaderieh way. In writing this work, in addition to translating the words and meanings of the book Fotuh al-Ghayb,
    Keywords: : commentary, Miftah al-Fotuh, Sheikh Abdul Haq Mohaddith Dehlavi, India, Sufism
  • سوسن موسایی، احمد امین*

    قرآن کریم در میان منابع مورد استفاده اهل معرفت برای تالیف کتب عرفانی، منبعی بنیادین و اساسی به شمارمی آید. نویسندگان آثار صوفیه به تناسب موضوع مورد بحث خود و به منظور روشن ترکردن برخی مسایل برای مخاطب، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه ها، اصطلاح ها و آیات قرآنی و یا قصه های این منبع گرانقدر بهره می جویند. اسماعیل مستملی بخاری (وفات: 434 ه . ق) نیز، در شرح خود بر کتاب «التعرف لمذهب اهل التصوف»، با بهره گیری از داستان حضرت موسی و آیات قرآنی مرتبط با آن، به شرح و تبیین و تاویل مباحث عرفانی و دینی و بعضا کلامی پرداخته است.   مساله مطرح شده در این پژوهش پی بردن به رویکرد مستملی در بهره گیری از سرگذشت حضرت موسی برای بیان مباحث کتاب شرح التعرف است و یافته های به دست آمده نیز از رویکرد دو وجهی مستملی به این داستان حکایت دارد. در رویکرد نخست، حضرت موسی بویژه در واقعه تجلی خداوند بر کوه طور، نماد سالکی است که به فنای صفات رسیده است و بسیاری از مقام های سیر و سلوک را در قالب سالکی که در مقام سکر و فنا و وجد و غلبه و تفرید و تفرقه بوده پشت سرگذاشته است. این رویکرد گره خوردگی داستان حضرت موسی را به عنوان نمونه ای در تبیین مباحث عرفانی مطرح می کند. و در رویکرد دوم، داستان حضرت موسی نمونه و شاهدی برای تبیین مسایل مربوط به شریعت می شود. در این رویکرد، مستملی حضرت موسی را پیامبری معرفی می کند که در مباحثی مانند معجزه، امت، کلام با خداوند، قرب و... در مرتبه پایین تری از پیامبرخاتم قرار دارد.

    کلید واژگان: مستملی بخاری, شرح التعرف, حضرت موسی, عرفان, سکر, شریعت
    Suossan Mousaie, AHMAD AMIN *

    The Qur'an is a fundamental source used by scholars to compile mystical books. The authors of the Sufi works have used the words, expressions and verses of the Qur'an or the stories of this valuable source directly or indirectly in accordance with their subject matter and in order to clarify some issues for the audience. Mostamali Bukhari, in his commentary on the book Al-Ta'rof for the Sufi religion, has used the story of the Prophet Moses and the corresponding Qur'anic verses to explain mystical, religious and sometimes theological issues. The aim of this research is to realize the complementary approach to the story of the Prophet Moses to express the topics of the book Sharh al-Tarif. The findings indicate a two-pronged approach to this story. In the first one, when God is manifested on the mountain, the Prophet Moses is a symbol of a seeker who has reached the perishing of attributes and conducts. He is as a seeker who is drunk and lost in ecstasy. Dominance, segregation and division have passed for him. This approach presents the entanglement of the story of Moses in the explanation of mystical issues. In the second approach, the story of Moses becomes an example to explain issues related to the law. In this continuous approach, the author introduces Moses as a prophet who is in a lower rank than the Prophet Mohammad in matters such as miracles, ummah, words with God, and closeness.

    Keywords: Description of knowledge, Story of the Prophet Moses, mystical concepts, intoxication
  • سید منصور سادات ابراهیمی*، امیر سلطان محمدی
    خاقانی شروانی (وفات: 582 ه .ق)، از جمله سخنوران صاحب سبکی است که اشعارش در عین متجلی ساختن نوآوری های شاعرانه، در زمره دشوارترین آثار منظوم ادبیات فارسی قرار گرفته است. احاطه کم نظیر شاعر بر علوم زمانه خویش، تبحر وی در فنون مختلف شاعری و شناخت دقیق وی از ظرایف زبان، در کنار شگردهای خاص وی در نمایش هنرمندانه تصاویر شعری، از جمله شاخصه های مهمی است که بر پیچیدگی شعر وی افزوده است. عوامل مذکور، در عین حال، سبب پیدایش دشواری هایی در امر تصحیح دیوان خاقانی شده است؛ به گونه ای که از دیرباز تصحیفات و تحریفات متعددی به آن راه یافته و با وجود تصحیحات چندگانه، همچنان ضبط ابیات فراوانی از آن محل بحث و تردید است. بدیهی است که تصحیح و شرح چنین دیوانی علاوه بر آگاهی های همه جانبه علمی و ادبی، آشنایی کامل با فضای ذهنی و سبک و سیاق شاعر و شگردهای فنی وی را می طلبد.بر این اساس، در این پژوهش، با توجه به ضبط نسخه بدل ها و عوامل متعدد دیگر، بویژه شیوه خاص خاقانی در رعایت تناظرهای تصویری و بهره گیری وی از فنون ادبی، 9 بیت از دیوان وی تصحیح و شرح شده است. همچنین، با بازنگری و مطالعه دقیق دیوان خاقانی و نگاه انتقادی به شروح پیشین، به تحلیل نه بیت از ابیات آن پرداخته و نکات نویافته ای درباره طرز خوانش و کاربرد معنایی واژگان و ترکیباتی نظیر «محال»، «باشه و خاد»، «هفت مردان»، «مشتری اخلاق» و «دارالخلافه پدر» ارایه شده است.
    کلید واژگان: شعر قرن ششم, خاقانی, تصحیح متن, نقد شروح, شرح خاقانی
    Mansoor Sadat Ebrahimi *, Amir Soltan Mohammadi
    Khāqāni Sharvāni is a poet who has a specific poetic style. With certain innovations, his poems are among the most difficult works of Persian poetry. The poet's unique view of the sciences of his time, his proficiency in various poetic techniques, and his precise knowledge of the subtleties of language, along with his special techniques in the artistic display of images, are the important features that add to the complexity of his poetry. These factors have also created difficulties in correcting Khāqāni's anthology; so many distortions have taken place, and, despite numerous corrections, there are still doubts about the correct recording of many verses. It is obvious that the correction and interpretation of such an anthology, in addition to scientific and literary knowledge, requires a complete acquaintance with the mental atmosphere and the style of the poet and his literary technical tricks. Accordingly, in this research, with regard to the recording of manuscripts and various other factors, especially Khāqāni's unique method of using imaginary correspondence and literary techniques, some verses in his book have been corrected and described. Also, with a review and a careful study of his poems and a critical look at previous interpretations, the verses are analyzed and new points are presented about the way of reading and the semantic use of words and combinations there.
    Keywords: Poetry, Khāqāni, Correction, Criticism of interpretations, Interpretation of couplets
  • زینب نوروزعلی، محمدجواد زینلی*، احمد ابومحبوب

    از دیرباز زبان فارسی تاثیر شگرفی بر زبان و ادبیات عثمانی گذاشته است و روزگاری زبان اصلی این منطقه بود و اندیشمندان عثمانی بسیاری در متون مهم فارسی تحقیق و تتبع کرده اند و شرح های بسیاری نیز بر متون مهم ادب فارسی نوشته اند؛ از جمله آن ها می توان به شرح سودی بر گلستان سعدی، دیوان حافظ و شرح انقروی بر مثنوی مولوی اشاره کرد. چون شرح متن، نوعی نقد متن هم به شمار می آید و شرح نویسی رایج در گذشته و میان مسلمانان، بیشتر به نقد لفظ و محتوا می پردازد. هدف مقاله حاضر این است که شیوه شرح نویسی شارحان ترک و نوع نگاه آن ها را به متن های برجسته ای مانند دیوان حافظ و مثنوی بررسی کند و به روش مطالعه کتابخانه ای، شیوه فیش برداری و تحلیل داده ها، در پی پاسخ بدین پرسش است که زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در شرح نویسی این اندیشمندان چه تاثیری داشته است و چه نشانه هایی را از نقد اجتماعی، تاریخی و... در شروح آنان می توان مشاهده کرد؟ همچنین، چه زمینه هایی از دیدگاه های فهم که امروزه بر بسیاری از شرح نویسی ها حاکم است، در این شروح به چشم می آید؟ به نظر می رسد، اگرچه بیشتر این شروح، شرح لفظ است، اما با نگاه شارحان سنتی متفاوت است و ما رگه هایی از توجه به تاریخ و اجتماع زمان شاعر را در این شروح می بینیم. توجه به نسخه شناسی و بررسی صحت انتساب بیت یا شعری به شاعران مورد بحث، تاویل های عرفانی، توجه به زندگی شاعر و اشخاص در شرح متن، از ویژگی های مهم این شروح است.

    کلید واژگان: ادب فارسی, شرح نویسی, سودی, انقروی, نقد ادبی, لفظ, معنا
    Zeinab Nowruz Ali, Mohammad Javad Zeinali *, Ahmad Ahmad Abu Mahboob

    Persian language has long had a great impact on Ottoman language and literature and was once the main language of this region and many Ottoman thinkers have researched and followed important Persian texts and have written many commentaries on important texts of Persian literature; Among them, we can mention the commentary on Soodi on Hafiz's Divan and the commentary on Anqravi on Rumi's Masnavi. Since the description of the text is also a kind of critique of the text and the common description in the past and among Muslims, it focuses more on word and content, the aim of this article is to describe the Turkish commentators and their view of prominent texts such as Hafiz's Divan. Masnavi and seeks to answer the question of what cultural, social and political contexts have influenced the description of these thinkers and what are the signs of social, historical... critique in the method of library study, filing method and data analysis. Can their details be seen? It seems that although most of these explanations are word descriptions, they are different from the view of traditional commentators, and we see traces of attention to the history and society of the poet's time in these explanations. Paying attention to the typography and examining the correctness of the attribution of a verse or poem to the poets in question, mystical interpretations, paying attention to the life of the poet and individuals in the description of the text, are important features of these explanations.

    Keywords: Persian Literature, Commentary, Soodi, Anqravi, Literary criticism, Word, Meaning
  • سعید قاسمی پرشکوه*، منصوره برزگر کلورزی

    از دیرباز زبان فارسی تاثیر شگرفی بر زبان و ادبیات عثمانی گذاشته است و روزگاری زبان اصلی این منطقه بود و اندیشمندان عثمانی بسیاری در متون مهم فارسی تحقیق و تتبع کرده اند و شرح های بسیاری نیز بر متون مهم ادب فارسی نوشته اند؛ از جمله آن ها می توان به شرح سودی بر گلستان سعدی، دیوان حافظ و شرح انقروی بر مثنوی مولوی اشاره کرد. چون شرح متن، نوعی نقد متن هم به شمار می آید و شرح نویسی رایج در گذشته و میان مسلمانان، بیشتر به نقد لفظ و محتوا می پردازد. هدف مقاله حاضر این است که شیوه شرح نویسی شارحان ترک و نوع نگاه آن ها را به متن های برجسته ای مانند دیوان حافظ و مثنوی بررسی کند و به روش مطالعه کتابخانه ای، شیوه فیش برداری و تحلیل داده ها، در پی پاسخ بدین پرسش است که زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در شرح نویسی این اندیشمندان چه تاثیری داشته است و چه نشانه هایی را از نقد اجتماعی، تاریخی و... در شروح آنان می توان مشاهده کرد؟ همچنین، چه زمینه هایی از دیدگاه های فهم که امروزه بر بسیاری از شرح نویسی ها حاکم است، در این شروح به چشم می آید؟ به نظر می رسد، اگرچه بیشتر این شروح، شرح لفظ است، اما با نگاه شارحان سنتی متفاوت است و ما رگه هایی از توجه به تاریخ و اجتماع زمان شاعر را در این شروح می بینیم. توجه به نسخه شناسی و بررسی صحت انتساب بیت یا شعری به شاعران مورد بحث، تاویل های عرفانی، توجه به زندگی شاعر و اشخاص در شرح متن، از ویژگی های مهم این شروح است.

    کلید واژگان: ادب فارسی, شرح نویسی, سودی, انقروی, نقد ادبی, لفظ, معنا
    Saeed Ghasemi Porshokooh *, Mansooreh Barzegar Klorzi

    Persian language has long had a great impact on Ottoman language and literature and was once the main language of this region and many Ottoman thinkers have researched and followed important Persian texts and have written many commentaries on important texts of Persian literature; Among them, we can mention the commentary on Soodi on Hafiz's Divan and the commentary on Anqravi on Rumi's Masnavi. Since the description of the text is also a kind of critique of the text and the common description in the past and among Muslims, it focuses more on word and content, the aim of this article is to describe the Turkish commentators and their view of prominent texts such as Hafiz's Divan. Masnavi and seeks to answer the question of what cultural, social and political contexts have influenced the description of these thinkers and what are the signs of social, historical... critique in the method of library study, filing method and data analysis. Can their details be seen? It seems that although most of these explanations are word descriptions, they are different from the view of traditional commentators, and we see traces of attention to the history and society of the poet's time in these explanations. Paying attention to the typography and examining the correctness of the attribution of a verse or poem to the poets in question, mystical interpretations, paying attention to the life of the poet and individuals in the description of the text, are important features of these explanations.

    Keywords: Persian Literature, Commentary, Soodi, Anqravi, Literary criticism, Word, Meaning
  • راضیه خوش ضمیر*

    مولانا نزد اکثریت غربی ها یکی از بزرگترین معلمان معنوی جهان است و از همین جهت است که اشعار او را ترجمه می کنند و درباره افکار و آثارش، کتاب ها و مقالات پژوهشی می نویسند و بدین وسیله راه را برای تحقیقات و مطالعات هرچه بیشتر در این خصوص هموار می کنند.این نوشتار با بررسی شرح مثنوی نیکلسون در تلاش است تا مهم ترین آسیب های موجود، در دو بخش مقدمه و شرح، طبقه بندی و بیان شود و به توصیف و نقد فرایند روش شناسی او پرداخته شود. این تحقیق نشان می دهد که شرح مثنوی نیکلسون در کنار محاسنی مانند:  مراجعه به منابع گسترده و مستند سازی مطالب، کاستی هایی نیز دارد. مهم ترین ضعف های موجود در مقدمه اثر عبارتند از: ، بی توجهی به ویژگی سبکی اثر، کم توجهی به تبیین جایگاه اثر، عدم معرفی منابع تکمیلی. مهم ترین کاستی های موجود در شرح، عبارتند از: پیچیده کردن مفاهیم ساده، در بعضی موارد افراط و تفریط در توضیح ابیات، عدم ارجاع به شماره آیات قرآنی .

    کلید واژگان: روش شناسی, شرح نویسی, مثنوی معنوی, نقدکتاب, نیکلسون

    Rumi is one of the greatest spiritual teachers of the world in the majority of the West and That's why translate his poems and write books and research papers about his thoughts and works and in this method pave the way for further studies in this regard This article examines Nickelson's description of Masnavi to classify and express the most important harms available in the two sections of introduction and description, and to describe and critique his methodological process. This study shows that the Nicholson's description of Masnavi in addition to have some benefits such as: trying to translate accurately English phrases, and document them, has some shortcomings. The main weaknesses in the introduction of the work are include: disregarding the stylistic features, inattention to explaining of the worke position, Failure to introduce additional. The most important shortcomings in the description can be categorized into four main axes: sophisticating of the Simple concepts, in some cases, extremes in explaining the verses, the lack of reference to the number of Quranic .

    Keywords: Book criticism, Description, Masnavi, Methodology, Nicholson
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال