جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "Management" در نشریات گروه "علوم اجتماعی"
تکرار جستجوی کلیدواژه «Management» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
هدف و زمینه
در این پژوهش به شناسایی عوامل انگیزشی کارکنان پلیس آگاهی مازندران و ارائه راه کار برای ارتقای آن ها، پرداخته شده است. امنیت و ضرورت در این بوده که با توجه به عوامل انگیزشی در کارکنان پلیس آگاهی باید عوامل تاثیرگذار بر انگیزش را شناسایی و با تقویت آن از سوی مدیران بر کارایی سازمان افزود. این پژوهش به منظور بررسی عوامل انگیزشی کارکنان پلیس آگاهی مازندران در محدوده زمانی نیمه اول سال 1403 انجام شده است.
روش پژوهش:
پژوهش حاضر از نوع توصیفی بوده که با هدفی کاربردی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان پایور پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان مازندران در نیمه نخست سال 1403 است. که براساس جدول کرجسی و مورگان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (با توجه به جنسیت) 30 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. برای گردآوری داده های مورد نیاز نیز از پرسش نامه ای که روایی محتوایی آن مورد تایید متخصصان قرارگرفته که 89/0 به دست آمده است.
یافته ها و نتایج پژوهش:
نتایج نهایی نشان داد که تاثیرگذارترین عوامل انگیزشی در کارکنان پلیس آگاهی مازندران به ترتیب: 1- سبک فرماندهی و مدیریت و رهبری، 2- پاداش، 3- شرایط محیط کار و ویژگی های شغل 4- راه کار ارتقای عوامل انگیزشی هستند. و در این میان شاخص های شناسایی شده عوامل انگیزشی مرتبط با مدیریت سازمان شامل: ایجاد اعتماد بین مدیران و کارآگاهان، مطلوب بودن سبک و روش مدیریتی مدیران مافوق، وجود صمیمیت در روابط مدیر اداره و کارآگاه، هم دردی و هم سوبی بین مدیر اداره و کارآگاه، مناسب بودن وضعیت سبک فرماندهی و مدیریت و رهبری در محل کار است. که رعایت عدالت و مقررات در ارتقاء شغلی کارکنان، شفافیت و مشخص بودن اهداف سازمانی، وجود تعلق سازمانی، تفویض اختیار به کارآگاهان در انجام وظایف، وجود فرصت پیشرفت و ترقی در رشته شغلی آگاهی، توجه به تخصص و مهارت در به کارگیری افراد در مشاغل پلیس آگاهی، ایجاد امنیت جانی، افزایش یا ارتقای امنیت شغلی، ارائه دوره های تخصصی تکمیلی به کارآگاهان، نوع و ماهیت کار و مسئولیت شغلی شما در آگاهی، توجه کردن به پیشنهاد کارآگاهان در زمینه های کاری، مشارکت دادن کارآگاهان در تصمیم گیری های مرتبط با آنان، میزان کنترل و بازخوردگیری عملکرد شما از سوی مسئولین مافوق، و... از عوامل انگیزشی مرتبط با شرایط محیط کار و ویژگی شغل می باشد.
کلید واژگان: عوامل انگیزشی, پلیس آگاهی, مدیریت و رهبریPurpose and context:
In this research, the motivational factors of Mazandaran police officers have been identified and a solution has been provided for their promotion. The security and necessity is that according to the motivational factors in police officers, the factors affecting the motivation should be identified and by strengthening it by the managers, the efficiency of the organization should be increased. This research was conducted in order to investigate the motivational factors of Mazandaran police officers in the time frame of the first half of 1403.
Research methodThe current research is a descriptive type that was carried out with a practical purpose and a survey method. The statistical population of this research includes all the employees of the police intelligence base of Mazandaran province police command in the first half of 1403. Based on the table of Karajesi and Morgan, 30 people were selected as the sample size using stratified random sampling method (according to gender). To collect the required data from a questionnaire whose content validity has been confirmed by experts, which is 0.89.
Findings and results of the research:
The final results showed that the most effective motivational factors in Mazandaran police officers are 1- style of command and management and leadership, 2- rewards, 3- conditions of the work environment and job characteristics, 4- ways to promote the factors. They are motivational. Among these, the identified indicators of motivational factors related to organization management include: creating trust between managers and detectives, the desirability of the management style and method of superior managers, the existence of intimacy in the relationship between the director of the department and the detective, sympathy and affinity between the director of the department and The detective is the appropriateness of the command and management style and leadership in the workplace. that the observance of justice and regulations in the career promotion of employees, transparency and clarity of organizational goals, the existence of organizational affiliation, delegation of authority to detectives in the performance of duties, the existence of opportunities for advancement and promotion in the career field, awareness, attention to expertise and skills in employing people in police jobs Awareness, creation of life safety, increase or promotion of job security, offering additional specialized courses to detectives, the type and nature of your work and job responsibility in awareness, paying attention to the suggestion of detectives in work fields, involving detectives in decision-making. The factors related to them, the degree of control and feedback of your performance by superiors, etc. are among the motivational factors related to the conditions of the work environment and the characteristics of the job.
Keywords: Motivational Factors, Awareness Police, Management, Leadership -
زمینه و هدف
امروزه در رویکردی جهانی، مدیران ترافیک با دیدگاه مسئله محوری به استفاده از علوم میان رشته ای روی آورده و در فرایند تصمیم گیری از ویژگی های مشارکتی، رفت و برگشتی، تاملی و خلاقانه استفاده می کنند. بنابراین هدف اصلی این پژوهش مطالعه اصول راهبردی مدیریت میان رشته ای در ترافیک می باشد.
روشاین تحقیق از نظر هدف کاربردی، از منظر ماهیت ترکیبی با رویکرد اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی خبرگان دانشکده پلیس علوم و فنون راهنمایی و رانندگی و معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران و جامعه آماری در بخش کمی کارشناسان عالی تصادفات و کارشناسان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران بودند. نمونه گیری در بخش کیفی به روش هدفمند مبتنی بر معیار و در بخش کمی به روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه، برابر با جدول مورگان تعداد 136 نفر بود. برای تحلیل داده های گردآوری شده در بخش کیفی تحقیق از تحلیل دو سطحی تم با استفاده از نرم افزار MAXQDA2022 و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی و برای اعتبارسنجی مدل به دست آمده از نرم افزار Smart PL استفاده شد.
یافته هاابعاد اصول راهبردی مدیریت میان رشته ای در ترافیک از دیدگاه کارشناسان عالی تصادفات و کارشناسان حمل و نقل شهرداری شامل مدیریت مشارکتی با مقدار آماره تی 643/38 ، زیرساخت های قانونی-اجرایی با مقدار آماره تی 959/37، ارتباط با صنعت با مقدار آماره تی521/32 و مدیریت ارزیابی با مقدار آماره تی 571/7 بوده که بیشترین تاثیر مربوط به بعد مدیریت مشارکتی و کمترین تاثیر مربوط به بعد مدیریت ارزیابی بود. ضمنا بارهای عاملی تمامی ابعاد بیشتر از 5/0 بوده که در سطح 95/0 معنی دار می باشند.
نتایجپیش نیاز مدیریت میان رشته ای ترافیک، مشارکت، ارزیابی، ارتباط و نگرش چندبعدی است که لازم است بسترها و زیرساخت های قانونی، اجرایی و علمی آن فراهم شود. همچنین با توجه به ارتباط تنگاتنگ و پیوسته بین ابعاد مدیریت ترافیک، حرکت به سوی مدیریت میان رشته ای با ایجاد سازمان راهبر به عنوان متولی ترافیک کشور در این حوزه، نه فقط نیاز بلکه یک ضرورت است.
کلید واژگان: اصول راهبردی, میان رشته ای, مدیریت, ترافیکBackground and purposeNowadays, in a global approach, traffic managers with a problem-oriented perspective have turned to the use of interdisciplinary. they use collaborative, round-trip, reflective and creative features. Therefore, the main goal of this research is to study the strategic principles of interdisciplinary management in traffic.
MethodThis research was applied in terms of purpose, from the point of view of the combined nature with the exploratory approach. The participants in the qualitative part were the experts of the police faculty of traffic sciences and traffic techniques and the statistical community in the quantitative part were high accident experts and transportation and traffic experts of Tehran municipality. Sampling in the qualitative part by a purposeful method based on criteria and in the quantitative part by a stratified random method in proportion to the sample size, the number of 136 people was equal to the Morgan table. To analyze the collected data in the qualitative part of the research, two-level theme analysis was used using MAXQDA2022 software, and in the quantitative part, confirmatory factor analysis was used, and Smart PLS software was used to validate the obtained model.
Findingswith the value of T-statistics 38/643, legal-executive infrastructures with the value of T-statistics 37/959, communication With industry with the value of 32.521 T statistics and evaluation management with the value of 7.571 T statistics, the greatest impact was related to the dimension of collaborative management and the least impact was related to the dimension of evaluation management. In addition, the factor loadings of all dimensions are more than 0.5, which are significant at the 0.95 level.
ResultsThe prerequisite for interdisciplinary traffic management is participation, evaluation, communication and multidimensional attitude, which needs to be provided with its legal, executive and scientific foundations and infrastructures. Also, considering the close and continuous connection between the dimensions of traffic management, moving towards interdisciplinary management by creating a leading organization as the guardian of the country's traffic in this area is not only a need but a necessity.
Keywords: Strategic Principles, Interdisciplinary, Management, Traffic -
زمینه و هدف
در مسئله جرم یابی زمین خواری، نیاز به طراحی یک الگوی مدیریتی جهت یکپارچه نمودن اجرای دستورالعمل های مصوب و البته متفرقه سازمان های ذی ربط می باشد. تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت جرم یابی زمین خواری نگارش شده است.
روشاین پژوهش از نظر هدف کاربردی، ازحیث ماهیت توصیفی-تحلیلی و از نظر روش آمیخته می باشد. جامعه موردمطالعه در مرحله کیفی تحلیل مضمونی، خبرگان مطلع از موضوع و حجم نمونه در حد اشباع نظری به تعداد 11 نفر از سازمان امور اراضی، حفاظت محیط زیست، وزارت راه و شهرسازی، فرماندهی انتظامی و دادستانی عمومی و انقلاب و در بخش کمی از کارشناسان جرم یاب زمین خواری پلیس امنیت اقتصادی هر استان جمعا به تعداد 32 نفر درنظرگرفته شده که باتوجه به کل شمار بودن، حجم نمونه معنا نداشت. در بخش کیفی، ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل مضمونی و کدگذاری باز و انتخابی استفاده گردید. در بخش کمی پیمایشی ضمن استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، برای اولویت بندی از آزمون فریدمن و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS بهره گیری شد.
یافته هادر این پژوهش، 4 بعد شامل: 1- بعد مدیریت با 3 مولفه مدیریت و فرماندهی، آموزش و انتصاب، 2-بعد عوامل ساختاری با 2 مولفه ساختار سازمانی و مقررات سازمانی، 3- بعد طرح ریزی و برنامه ریزی با 3 مولفه هدف گذاری، سیاست گذاری و آمار جرایم و 4- بعد توسعه و اصلاح با 2 مولفه ادامه فرآیند و تبدیل و اصلاح با مجموعا 22 شاخص برای مولفه های ده گانه مذکور به دست آمد.
نتیجه گیریدر اولویت بندی صورت گرفته، به ترتیب بعد عوامل ساختاری، طرح ریزی و برنامه ریزی، توسعه و اصلاح و مدیریت، دارای اولویت در طراحی الگوی مدیریت جرم یابی زمین خواری می باشند.
کلید واژگان: جرم یابی, مدیریت, زمین خواری, جرم, کشف جرمBackground and purposeIn the issue of land grabbing crime detection, there is a need to design a management model to integrate the implementation of the approved and of course different guidelines of relevant organizations.
MethodThis research is applied in terms of purpose, in terms of descriptive-analytical nature and in terms of mixed method. The studied community in the qualitative phase, informed experts with a theoretically saturated sample size of 11 sub-organizations of land affairs, environmental protection, Ministry of Roads and Urban Development, Police Command And the Public Prosecutor's Office and Revolution Department, a small number of land grabbing crime detection experts of the Economic Security Police of the province are considered to be 32 people, which considering the total number, the sample size was not meaningful. In the qualitative section, the semi-structured interview research tool was used to analyze the data, thematic analysis and open and selective coding. SPSS software was used.
FindingsIn this research, 4 dimensions include 1- Management dimension with 3 components of management and command, training and appointment, 2- Structural factors dimension with 2 components of organizational structure and organizational regulations, 3- Planning and planning dimension with 3 targeting components , politics and crime statistics and 4-dimension of development and reform with 2 components of continuing the process and transformation and reform with a total of 22 indicators for the aforementioned 10 components were obtained.
ConclusionIn the prioritization, structural factors, planning and planning, development and improvement, and management have priority in the design of the management model of land degradation. In addition, the findings and results of the current research are in line with the background. They are research.
Keywords: Management, Land Grabbing, Crime, Crime Detection -
Purpose
This study aims to develop a comprehensive model for performance improvement management among educational group managers by identifying critical factors and components that influence managerial effectiveness in educational settings.
MethodologyThe research adopts a descriptive-survey methodology, with a statistical population comprising 400 educational group managers from Islamic Azad University in Tehran. Using the Morgan table, a sample of 196 participants was randomly selected. Data were collected using a researcher-made questionnaire and analyzed using structural equation modeling (SEM) based on an exploratory factor analysis approach with LISREL software. Validity was assessed using composite reliability (CR) and Cronbach's alpha, with additional evaluations through Bartlett's test and KMO measure.
FindingsThe analysis identified six significant factors affecting performance improvement management: continuous monitoring and evaluation (R = .67, t = 9.56), knowledge management (R = .58, t = 8.27), professional development (R = .61, t = 8.70), empowerment (R = .89, t = 13.12), professional ethics (R = .71, t = 15.81), and managerial role (R = .69, t = 9.85). These factors encompass 25 specific components, such as planning, educational needs assessment, knowledge sharing, self-development skills, cognitive support, and strategic planning ability, all demonstrating significant factor loadings (p < .001).
ConclusionThe findings underscore the importance of structured and continuous management practices in educational settings. Emphasizing continuous monitoring, effective knowledge management, professional development, empowerment, ethical standards, and strong managerial roles can significantly enhance the performance of educational group managers. These insights provide a robust framework for educational institutions to improve their management strategies and achieve better organizational outcomes.
Keywords: Management, Managers' Performance, Educational Group -
هدف
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریت پیشگیری اجتماعی از اعتیاد بانوان به مواد مخدر بود.
روشروش این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت انتظامی، مدیران مبارزه با مواد مخدر و اساتید دانشگاهی بودند که از بین آن ها 16 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت.
یافته هاپس از فرآیند کدگذاری داده ها، 63 مضمون پایه در مرحله کدگذاری باز؛ 3 مضمون سازمان دهنده در مولفه های پیشگیری رشدمدار، جامعه مدار و محیطی؛ و 3 مضمون فراگیر حاصل شد. یافته های پژوهش در خصوص مضامین اصلی در سطح کلان نشان داد که با اتخاذ برنامه های راهبردی و جامع پیشگیری اجتماعی پیرامون رفع مشکلات اقتصادی، آگاهی بخشی، فرهنگ سازی و هم گرایی نهادهای مدنی با بخش های دولتی می توان گام های موثری در پیشگیری از اعتیاد بانوان برداشت. همچنین، در سطح میانی با اقداماتی مانند تمرکز روی نقاط آسیب پذیر، توسعه حمایت های اجتماعی و غربالگری و درمان و در سطح خرد، از طریق آموزش مهارت های فردی، توانمند سازی و تقویت باورهای دینی می توان در پیشگیری اجتماعی از اعتیاد بانوان امیدوار بود.
نتیجه گیرینتایج پژوهش نشان داد که برای تدوین الگوی مناسب پیشگیری از اعتیاد زنان لازم است سه سطح کلان، میانی و خرد در نظر گرفته شود. توصیه ها شامل بازنگری سیاست ها و برنامه ها در کنار اقدامات فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و تاکید بر نهاد خانواده و توانمندسازی زنان آسیب پذیر و توجه به اصل تقدم پیشگیری بر درمان می تواند راه گشای پیشگیری اجتماعی از اعتیاد زنان باشد.
کلید واژگان: مدیریت, پیشگیری اجتماعی, اعتیاد, مواد مخدر, زنانObjectiveThe aim of this study was to propose a management model for socially preventing women's substance addiction.
MethodThe research method employed was qualitative and involved thematic analysis. The statistical population consisted of experts and specialists in police management, drug control managers, and university professors. Sixteen individuals were purposefully selected for the study. Data was collected through semi-structured in-depth interviews, and thematic analysis was used for data analysis.
ResultsFollowing the data coding process, 63 basic themes were identified in the open coding stage, along with 3 organizing themes related to growth-oriented, community-oriented, and environmental prevention components. Additionally, 3 overarching themes were derived. The research findings at the macro level indicated that implementing strategic and comprehensive social prevention programs focusing on addressing economic issues, raising awareness, promoting cultural values, and fostering collaboration between civil institutions and government agencies were effective in preventing women's addiction. Furthermore, at the intermediate level, measures such as targeting vulnerable areas, enhancing social support, and implementing screening and treatment, and at the micro level, providing individual skills training, empowerments, and reinforcing religious beliefs, were identified as hopeful strategies for preventing women's addiction.
ConclusionThe study results emphasized the importance of considering three levels—macro, intermediate, and micro—in formulating an effective model for preventing women's addiction. Recommendations include revising policies and programs, implementing cultural, educational, and economic initiatives, highlighting the role of the family institution, empowering vulnerable women, and prioritizing prevention over treatment to address women's addiction effectively.
Keywords: Management, Social Prevention, Addiction, Substances, Women -
هدفجایگاه منیع اخلاق و ارزشهای انسانی، زیر چتر اخلاق قرار داشتن همه ساحتهای زندگی بشر وگره گشایی اخلاق از معضلات گوناگون اخلاقی،کاوش و ارزیابی آثار و تجلیات اخلاق را ضرورت می بخشد. رسیدن به قله های مرتفع اخلاق وکرامت انسانی، کار سهل و ساده ای نیست. به توفیق ربانی، معرفت، بلندای همت، عزم پولادین و اراده ای همچون کوه راسخ و استوار نیازاست. شکی نیست که معرفت و شناخت، اهرم نیرومندی برای ایجاد انگیزه و حرکت در فراسوی اخلاق و عبور از بحرانهاست.روشرویکرد این نوشتار، به روش تحلیلی توصیفی، بررسی ارزشهای انسانی و آثار اخلاق در پرتو مدیریت بحرانهای روحی، با محوریت سخنان امیرمومنان علی(ع) بوده است.یافته هاتوجه به مبانی نظری اخلاق در سخنان امام علی(ع) که بر چند اصل استوار است، در ساختن جامعه ای عاری از رذایل اخلاقی و ارتقای فرهنگ مدیریت نفس و اراده و برخودداری از ابتلا به آلودگی ها و گناهان، تاثیرگذار است.نتیجه گیریاین رهیافت، گویای پژوهشی نوین برای بیان این نکته است که ارزشها و اخلاق شایسته، عالی ترین سرمایه ای است که خدای منان برای انسان مقدر فرموده است و با معرفت به آن و با ارائه راهکارهای اساسی، فرد می تواند در دنیای مملو از تضاد و تزاحم و بحران، این ارزشهای الهی را به منصه ظهور برساند.کلید واژگان: امیر مومنان(ع), اخلاق, ارزش, مدیریت, بحران, آرامشAimThe impenetrable position of ethics and human values, placing all areas of human life under the umbrella of ethics and untying ethics from various ethical dilemmas, makes it necessary to explore and evaluate the works and manifestations of ethics. Reaching the high peaks of human morality and dignity is not an easy task. God's success, knowledge, courage, steel determination and a will like a firm and stable mountain are needed. There is no doubt that knowledge is a powerful lever to motivate and move beyond ethics and overcome crises.MethodWith this definition, the approach of this article is a descriptive analytical method, examining human values and moral works in the light of managing spiritual crises, with the focus of the words of Amir Momenan Ali (P.B.U.H).ResultsPaying attention to the theoretical foundations of ethics in Imam Ali's words, which is based on several principles, is effective in building a society free from moral vices and promoting the culture of self-management and the will to avoid contamination and sins.ConclusionThis approach is ultimately indicative of a new research to express the point that values and morals are the highest capital that God has destined for man, and by knowing them and by providing basic solutions, a person - facing a full of conflict and crisis world- can live in the shadow of peace and devine values.Keywords: Amir Moumenan (P.B.U.H), Ethics, Value, Management, Crisis, Peace
-
پژوهش حاضر به ضرورت سیاست گذاری اجتماعی در حیطه مدیریت و کنترل افکار عمومی ایرانیان می پردازد. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی تلاش می نماید تا با تکیه بر آراء و عقاید 16 نفر از اساتید و خبرگان در حوزه های علوم اجتماعی و علوم ارتباطات در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و خوارزمی و از طریق نرم افزار MAXQDA به این مهم پاسخ دهد که چه بستر و زمینه هایی موجب شکل گیری نوعی ذهنیت منفی میان ایرانیان شده است؟ چنانچه این تحقیق در گام نخست به دنبال فهم تاثیرگذاری علت های شکل دهنده به بدبینی افکار عمومی و ذهنیت مشوش ایرانیان و در گام دوم با تحلیل روابط معنادار علت و معلولی در پی ارائه استراتژی هایی در حوزه سیاست گذاری اجتماعی است. یافته های تحقیق دال بر این بوده که از عواملی نظیر ناامیدی، منفی گرایی، بی اعتمادی و کاهش اقبال به فضای رسانه ای رسمی می توان به عنوان بسترهای شکل دهنده به افکار عمومی ایرانیان نام برد. همین بسترها موجب شده اند که ویژگی های این افکار عمومی به سمت تغییر و تحول در روند کنشگری افکار عمومی (تبدیل واکنش به کنش)، نارضایتی و مطالبه گری مردم متاثر از جو رسانه ای و فضای مجازی، توجه افکار عمومی به ارزش ها و هنجارهای جهانی، تمایل به شکل دهی جنبش ها و کنش های اعتراضی جدید و... سوق پیدا کند. درنهایت با تکیه بر بسترها و ویژگی های افکار عمومی ایرانیان، می توان از سه مقوله اقدام تحت پوشش، اقدام هماهنگ ساز (شکل دهی به روایت های همسو) و اقدام رسانه ای جهت هدایت و مدیریت افکار عمومی بهره گرفت. با توجه به آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که توجه به رسانه ها و شبکه های اجتماعی بایستی هرچه بیشتر در راستای هدایت و مدیریت افکار عمومی مدنظر قرار گیرد.
کلید واژگان: افکار عمومی, ایران, سیاست گذاری اجتماعی, مدیریت, رسانه ها, شبکه های اجتماعیIntroductionIn the Islamic Republic, a unique variant of public opinion is observed, distinct from traditional models. While existing outside the realm of power relations, this form of public opinion lacks the connection to civil society commonly found in other contexts. Instead, it is defined by a collection of shared beliefs, attitudes, and viewpoints that are shaped independently of power dynamics, thus forming a unique, isolated public opinion within the Islamic Republic's sociopolitical landscape. The precarious state of civil society in Iran has led to it becoming a negligible factor in social and political equations and relations. Public opinion in Iran, rather than taking shape through the lens of civil society and aligning with government policies and decisions, functions as a force that is manipulated by adversaries and used as a tool to apply pressure against the Islamic Republic’s authority.Currently, the media plays a substantial role in influencing and steering public opinion. Many scholars and researchers in fields such as sociology, communication sciences, psychology, and others have posited that the media has the ability to shape its perceptions and interpretations of events to align with its preconceived biases. Consequently, media outlets often select data and scrutinize social phenomena based on these biases, and the information provided may not always accurately reflect reality but can be tainted with cultural, political, and social values and norms.Research question(s):The present research aimed at understanding the necessity of implementing social policies to manage and control Iranian public opinion. In the first stage, the study focused on identifying factors that contribute to the pessimistic outlook and confused mentality among Iranians. Subsequently, in the second stage, the research sought to analyze the meaningful relationships between causes and effects, with the objective of providing strategies in the domain of social policy. In accordance with these objectives, the research aimed to answer the following questions:What are the platforms that influence Iranian public opinion?What are the characteristics of Iranian public opinion?What strategies and tactics are implemented in the arena of managing and controlling Iranian public opinion?What capacities and constructive ideas can potentially impact Iranian public opinion?Literature Review:Given the profound and far-reaching changes and transformations experienced by human societies, the role of media, virtual space, and social networks in shaping such transformations is significant. Numerous thinkers have substantiated this assertion, as they argue that in the current era, the media serves as the primary force shaping public thoughts and minds. Disregard towards this phenomenon is considered impractical.Castells, for instance, posits that all identities are constructed, but the critical question at hand is how, from what sources, by whom, and for what purposes. Gerbner and his associates in the "cultivation theory" have attempted to address the impact of mass media, particularly television, on shaping public opinions and thoughts. Hall and J. Holley (2005) introduced the theory of "representation," which posits that in the contemporary context, mass media's audio-visual presentations have the most profound impact on shaping public culture, thoughts, and perceptions. According to this theory, mass media serve as instruments for representing the world to their audiences.The media, according to the theoretical framework of framing, does not solely function as a mirror that reflects events and the realities of the social and political world. Instead, they play a more active role in shaping social and political realities. Through their news reporting, the media influence how people perceive and understand the world around them, essentially constructing those realities. McCombs and Reynolds (2009) propose the theory of "highlighting," asserting that in the context of modern times, the media wield significant influence as a powerful factor. According to this theory, media communications and platforms play a pivotal role in the discursive processes of highlighting and marginalization. Moreover, the media are regarded as a foundational power factor in a global system that is constantly undergoing change.
MethodologyThis study is a descriptive-analytical research project conducted in accordance with the qualitative methodological approach, grounded in contextual theorization. It utilizes semi-structured interviews as the primary data collection technique and employs purposeful theoretical sampling to identify participants who can provide insights related to the research questions. Theoretical saturation was achieved after conducting interviews with 16 academics and experts in the fields of social sciences and communication sciences from various universities in Tehran (Tehran, Tarbiat Modares, and Khwarazmi). The interviewees comprised 13 men and 3 women, with ages ranging from 42 to 70 years.
ResultBased on analysis conducted using MAXQDA software, 52 distinct concepts were identified during the initial open coding stage. These were subsequently grouped into 15 core categories during the axial coding phase. These categories can be further organized into three broader forms: platforms that shape the state of Iranian public opinion, characteristics of Iranian public opinion, and strategies and tactics employed in policy-making and public opinion management.The influence of the following platforms on Iranian public opinion is evident: a general sentiment of disappointment, a prevailing negativity, diminishing trust in official media spaces, and a decrease in their overall favorability.Several characteristics are evident in such a thought process: there is an increase in the tendency towards activism and direct action, a heightened influence of public opinion on government decision-making, a growing dissatisfaction and expression of demands shaped by virtual spaces and social media platforms, a stronger focus on political issues and concerns for security among the populace, and an increasing interest in adopting global values and norms, along with a strong influence wielded by unofficial media sources in opposition to civil society and official media channels. There is also a desire to form new social movements, particularly through acts of civil disobedience and other forms of influence. As a means of controlling public opinion, the researcher emphasized looking towards weaker and less developed neighboring countries as a cautionary tale. To manipulate public opinion in line with policy objectives, the researcher proposed strategies and tactics such as cover action, coordinated action (shaping aligned narratives), and media action. These tactics are aimed at influencing public opinion to align with policy goals and public opinion management.
DiscussionIn this study, the primary objectives were twofold: to gain a deeper understanding of the factors that contribute to the pessimistic outlook and confusing mindset of Iranians, and to examine the meaningful relationships between causes and effects by introducing social policy measures. It is worth noting that despite the numerous and persistent crises faced since the establishment of the Islamic Republic system, Iranian society has consistently demonstrated resilience and cooperation with the system. However, challenges and threats have emerged within society, creating wounds and uncertainties.It appears that factors such as a decrease in public trust (regarding structures, authorities, organizations, and institutions), heightened frustration and pessimism about the possibility of large-scale reform, the continued proliferation of negative news, and an escalating growth in demands that are difficult to meet in the short term are exacerbating the situation.Class divisions, continuous revelations against leaders and executive officials, an increase in the propensity for protests and a trend towards violence in these protests, the growth of political polarization, the focus of satellite and social media networks in directing public opinion, the establishment of an identity of resistance through cultural and social focus, a changing lifestyle and a rise in family breakdowns, a focus on celebrities and decreasing significance of former reference groups, and heightened external pressures have contributed to a sense of abandonment in Iran's public opinion, resulting in negative representations. When considering the nature and context of Iranian society in terms of its social, political, economic, and cultural aspects, it may be beneficial to categorize the primary and significant strategies for shaping Iranian public opinion in a positive, constructive, and hopeful direction into the following three broad categories:Several techniques have been utilized to shape public opinion: representation, framing, highlighting, and planting, which are based on the extensive use of virtual spaces and social networks. Moreover, strategies such as forming a think tank, analyzing positive narratives, and employing media actions were identified as potentially effective approaches in the realm of policymaking and public opinion management within the Iranian context. In response to the influence of the information and satellite space, public opinion might be steered in a different direction compared to that preferred by the government. It is worth noting that it is challenging to quickly overcome the enemy's soft and cognitive warfare, as this influence leverages the vast reach of virtual spaces, social networks, and satellite channels. The enemy not only seeks to impose a new lifestyle among Iranians but also employs various tactics and imagery to direct public opinion towards confrontational and oppositional stances against the government.
Keywords: Public Opinion, Iran, Social Policy, Management, Media, Social Networks -
Purpose
Instructional and educational leaders of schools can play an important role in improving the academic and even non-academic conditions in primary schools. As a result, the current research was carried out with the aim of designing and compiling the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools.
MethodologyThis study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of correlation. The population of the current research was instructional and educational leaders and teachers of primary schools in Hormozgan province included 124 and 4800 people, respectively, which 300 people of them were selected as a sample based on the Krejcie and Morgan table with using stratified random sampling method. In this study, in order to collect data were used a researcher-made questionnaire of the supervision of instructional and educational leaders in primary schools, and the data obtained from its implementation were analyzed with the methods of exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software.
FindingsThe findings showed that the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools has 39 items in 8 factors of leadership in educational improvement, leadership in curriculum improvement, leadership in employees improvement, theoretical and scientific skill, technical and technological skill, ethical and professional skill, management and leadership skill and communication skill; So that the factor load of all items (expect on item) and factors was higher than 0.50, the average extracted variance of all factors was higher than 0.60, and the Cronbach and combined reliability of all factors was higher than 0.80. Also, the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools had a good fit and each of the 8 factors had a direct and significant effect on the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools (P<0.001).
ConclusionThe results of this study have many practical implications for the experts and planners of the education system, and they based on the aforementioned findings can take an effective step towards improving the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools.
Keywords: Instructional, educational leaders, primary schools, leadership in educational improvement, leadership in curriculum improvement, management, leadership skill, communication skill -
Purpose
The effectiveness of schools including in the field of evaluation creates a competitive advantage for schools in compared to other schools. Therefore, the aim of this study was to identifying the dimensions and components of school evaluation based on the effective components of top schools.
MethodologyThis study in terms of purpose was applied and in terms of execution method was qualitative. The population of study was the faculty members and staff and senior experts of education of Tehran province in 2020 year, which according to the principle of theoretical saturation 14 people were selected as a sample with using the purposive sampling method. The tool of the study was a semi-structured interview, which whose data were analyzed by open, axial and selective coding method in Maxqda software.
FindingsThe findings showed that the school evaluation based on the effective components of top schools had 19 components in 6 dimensions including planning (2 components), evaluation (3 components), education and innovation (3 components), management and leadership (6 components), facilities (3 components) and cultural and social (2 components). Finally, the pattern of school evaluation dimensions and components based on the effective components of top schools was drawn.
ConclusionThe identified dimensions and components for evaluating schools based on the effective components of top schools can be used by experts and curriculum planners to improve the state of the educational system.
Keywords: School evaluation, top schools, education, innovation, management, leadership, cultural, social -
زمینه و هدف
زمین خواری یکی از جرایمی است که علاوه بر تصاحب اموال عمومی و دولتی، باعث بدبینی مردم به عملکرد دستگاه های مرتبط و پلیس می شود. تحقیق حاضر باهدف ارائه الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم زمین خواری نگارش شده است.
روشاین پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی - تحلیلی و از نظر روش آمیخته می باشد. جامعه موردمطالعه در مرحله کیفی شامل خبرگان مطلع به تعداد 21 نفر بوده که پس از انجام مصاحبه با تعداد 11 نفر، اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز از کارشناسان جرم شناس زمین خواری پلیس پیشگیری هر استان جمعا به تعداد 32 نفر درنظرگرفته شده که باتوجه به کل شمار بودن، حجم نمونه معنا نداشت. در بخش کیفی، ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل مضمونی و کدگذاری باز و انتخابی استفاده گردید. در بخش کمی ضمن استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، برای اولویت بندی از آزمون فریدمن و برای تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS بهره گیری شد.
یافته هادر این پژوهش، چهار بعد شامل 1- بعد مدیریت با 3 مولفه مدیریت و فرماندهی، آموزش و انتصاب، 2-بعد عوامل ساختاری با 2 مولفه ساختار سازمانی و مقررات سازمانی، 3- بعد طرح ریزی و برنامه ریزی با 3 مولفه هدف گذاری، سیاست گذاری و آمار جرائم و 4- بعد توسعه و اصلاح با 2 مولفه ادامه فرآیند و تبدیل و اصلاح با مجموعا 22 شاخص برای مولفه های ده گانه مذکور به دست آمد.
نتیجه گیریبا توجه به یافته های تحقیق، تدوین دستورالعمل ها و شیوه نامه های پیشگیری انتظامی از جرم زمین خواری با رویکرد مسئول سازی سازمان های دخیل با محوریت پلیس پیشگیری فراجا، از نتایج تحقیق حاضر است.
کلید واژگان: پیشگیری, مدیریت, زمین خواری, جرم, پیشگیری انتظامی از جرمBackground and purposeIn the issue of disciplinary prevention of land grabbing crime, there is a need to design a management model to integrate the implementation of the approved and of course different instructions of the relevant organizations.
MethodThis research is applied in terms of purpose, descriptive-analytical in nature, and mixed in terms of method. The community under study in the qualitative phase, informed experts with a theoretical saturation sample size of 11 people and a small part of land grabbing criminologists of the prevention police of each province. 32 people have been considered, which considering the total number, the sample size was not significant. In the qualitative section, the research tool was semi-structured interview, which was used for data analysis, thematic analysis and open and selective coding. In the quantitative section, Friedman test and SPSS software were used.
FindingsIn this research, 4 dimensions include 1- Management dimension with 3 components of management and command, training and appointment, 2- Structural factors dimension with 2 components of organizational structure and organizational regulations, 3- Planning and planning dimension with 3 goal components Setting, policy making and statistics of crimes and 4-dimension of development and reform with 2 components of continuing the process and transformation and reform with a total of 22 indicators for the aforementioned 10 components were obtained.
ConclusionIn the prioritization, structural factors, planning and planning, development and reform and management have priority in the design of the management model for the disciplinary prevention of land grabbing crime.
Keywords: Prevention, Management, Land Grabbing, Crime, Crime Prevention -
هدف از این پژوهش، ارایه مدل تبیین راهکارهای کاهش نابرابری جنسیتی در مدیریت ورزش ایران است. این پژوهش به لحاظ فلسفی از نوع تفسیرگرایانه و از منظر رویکرد از نوع استقرایی است. این مطالعه به لحاظ راهبرد از نوع نظریه داده بنیاد و از نوع پژوهش کیفی است. داده ها به وسیله مصاحبه به دست آمده اند و جامعه آماری آن را 15 نفر از صاحب نظران حوزه مدیریت ورزش تشکیل می دهند. برای نمونه گیری از روش گلوله برفی استفاده شد و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از سه فرایند همپوش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری نظری استفاده شد. با درنظرگرفتن متن تمام مصاحبه ها در مرحله کدگذاری باز، تعداد 303 مفهوم شناسایی شد که پس از تجمیع کدهای مشابه، 23 مفهوم به دست آمد. سپس در مرحله کدگذاری محوری ده مقوله اصلی مشخص شد. نتایج نشان داد که معیارهای انتخاب و احراز پست های مدیریت در سازمان های ورزشی به دلایل فرهنگی و فردی منصفانه نیستند. پیشنهاد می شود معیارهای انتخاب به گونه ای باشند که هم سلسله مراتب لحاظ شود و هم شروع از سطح میانی باشد؛ درنتیجه قوانین به صورتی تنظیم شوند که حضور بانوان در حیطه های اجتماعی و فرهنگی و از جمله فعالیت های ورزشی، برجسته تر شود و انتخاب بانوان با نگرش به شایسته سالاری و تخصص گرایی باشد.کلید واژگان: مدیریت, نابرابری جنسیتی, ورزش بانوانThe purpose of this research is to present a model to explain the ways to reduce gender inequality in Iran's sports management. Philosophically, this research is interpretationist and from the point of view of inductive approach. In terms of strategy, this study is a data base theory type and a qualitative research type. The data was obtained through interviews, and the statistical community consists of 15 experts in the field of sports management. The snowball method was used for sampling and the sampling continued until the theoretical saturation limit was reached. To collect information, a semi-structured interview was used, and in order to analyze the data, three overlapping processes of open coding, axial coding and theoretical coding were used. By considering the text of all the interviews in the open coding stage, 303 concepts were identified, and after combining similar codes, 23 concepts were obtained. Then, in the axial coding phase, ten main categories were determined. The results showed that the selection criteria for management positions in sports organizations are not fair due to cultural and individual reasons. It is suggested that the selection criteria be such that both hierarchy is considered and starting from the middle level; As a result, the laws should be adjusted in such a way that the presence of women in social and cultural fields, including sports activities, becomes more prominent and the selection of women is based on meritocracy and specialization.Keywords: gender inequality, management, Women's Sports
-
شناسایی مولفه های مدیریتی موثر بر ارتقای اشراف اطلاعاتی در سازمان های اطلاعاتیزمینه و هدفرهبران سازمان های اطلاعاتی با تمام سازوکارهای خود در انجام وظایف و ماموریت هایشان، نیاز به اطلاعات دارند و تلاش می کنند تا در حوزه قلمروی فعالیت خود، اشراف اطلاعاتی داشته باشند. این تحقیق با هدف شناسایی مولفه های مدیریتی موثر بر ارتقای اشراف اطلاعاتی در سازمان اطلاعات فراجا صورت گرفته است.روشپژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی، از نظر روش، آمیخته از نوع اکتشافی و از لحاظ زمانی نیز از نوع مقطعی است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی که با رعایت اصل اشباع نظری در پژوهش همکاری کردند، 18 نفر از روسای سازمان اطلاعات فراجا بودند. در بخش کمی نیز 123 نفر از کارشناسان سازمان اطلاعات فراجا با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه محقق ساخته را تکمیل کردند که منتج از نتایج مصاحبه بود. داده های تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوا در بخش کیفی و آزمون های آماری در بخش کمی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته هایافته ها به شناسایی 33 مولفه و 6 بعد مدیریتی شامل هدایت، تامین نیازمندی های خبری اطلاعاتی، ارتباطات، آموزش، کمک به پیش بینی اطلاعاتی و کمک به خلق فرصت، منجر شد. نتایج آزمون میانگین موید نقش بسزای ابعاد شناسایی شده در ارتقای اشراف اطلاعاتی روسای سازمان اطلاعات فراجا بودند.نتیجه گیرینتایج نشان داد که بازمهندسی ساختار سازمانی و توجه جدی به بحث آموزش و شایسته سالاری و همتاپروری مدیران می تواند به عنوان راهکارهای کارآمد جهت ارتقای اشراف اطلاعاتی مورد توجه قرار گیرد.کلید واژگان: اشراف اطلاعاتی, مولفه های مدیریتی, سازمان اطلاعات, فراجاIdentify the managerial components affecting the promotion of information aristocracy in intelligence organizationsBackground and AimThe leaders of intelligence organizations, with all their mechanisms in performing their duties and missions, need information and try to have intelligence aristocracy in their field of activity. This research has been conducted with the aim of identifying the managerial components effective in promoting information aristocracy.MethodThe present research is applied research in terms of purpose, exploratory in terms of method and cross-sectional in terms of time and is related to the year 1400. The participants in the quality department who cooperated in accordance with the principle of theoretical saturation in the research were 18 heads of the NAJA Information and Public Security Police. In the quantitative section, 123 NAJA information and public security police experts, using the available sampling method, were selected as the sample size and completed the researcher-made research questionnaire that resulted from the interview results. Research data were analyzed using content analysis technique in qualitative section and statistical tests in quantitative section.FindingsThe findings identified 6 dimensions and 33 effective components in promoting the intelligence aristocracy of the Intelligence and Public Security Police.ConclusionThe results confirm that managerial roles such as guidance, providing news information needs, communication, training, helping to predict information and helping to create opportunities are effective in promoting the intelligence aristocracy of information police chiefs and public security.Keywords: Intelligence Dominance, Farajaintelligence Organization, Management, Management Components Inelligence Goals
-
مقاله حاضر در بررسی انتقادی کتاب «اخلاق مدیریت» نگاشته تامس کلیکاور (2010)، رویکرد کلی نویسنده، ابزارهای مفهومی به کار گرفته شده و نیز شیوه استدلال را مورد توجه قرار داده است. به زعم نویسنده، مدیریت خصوصا مدیریت کسب و کار بدلیل اهمیتی که برای بقای سازمان قایل است، اصل بنیادین خود را بر افزایش نفع و کسب سود قرار داده، از این رو اخلاق مندی مساله بنیادینش نبوده و حتی می تواند در مواردی بنا به ضرورت تمایلات و گرایش های غیراخلاقی هم پیشه کند. نویسنده به عنوان نظریه پرداز حوزه اخلاق مدیریت از منظری تاریخی هم تلاش کرده تا نشان دهد مدیریت کسب و کار همواره با تجارب غیراخلاقی همراه بوده، تجربه ای که به صورت نوعی بردگی مدرن تا عصر حاضر ادامه دار بوده است. او بر این اعتقاد است که اخلاق مدیریت به عنوان میان رشته ای که از حیث موضوع شاخه ای از دانش مدیریت محسوب می شود در عمل ناگزیر باید با فلسفه عجین تر باشد. در نهایت گرچه نویسنده توانسته مغایرت ذاتی مدیریت بویژه مدیریت کسب وکار را با اخلاق نشان دهد و بر این مبنا راهکاری هم ارایه کند، اما این که نویسنده موفق به ارایه نظریه متفاوتی در حوزه «اخلاق مدیریت» شده باشد، محل تردید و تامل است.کلید واژگان: فلسفه, اخلاق, مدیریت, اخلاق مدیریت, نظریه انتقادی.In the critical review of the book “Ethics of Management” written by Tomas Klikavar (2010), the present article has paid attention to the general approach of the author, the conceptual tools used, and the way of reasoning. According to the author, management, especially business management, due to the importance it attaches to the survival of the organization, has placed its fundamental principle on increasing benefit and earning profit, therefore, morality is not its fundamental issue, and it can even commit immorality in some cases, according to the necessity of tendencies and dispositions . As a theoretician of management ethics, from a historical point of view, the author has tried to show that business management has always been associated with unethical experiences, an experience that has continued until the present day as a kind of modern slavery. He believes that management ethics as an inter-discipline, which is considered a branch of management knowledge in terms of its subject, must be more intertwined with philosophy in practice. Finally, although the author has been able to show the inherent contradiction of management, especially business management, with ethics and provide a solution based on this, the fact that the author has succeeded in presenting a different theory in the field of “management ethics” is a matter of doubt and reflection.Keywords: philosophy, ethics, management, ethical management, critical theory
-
فرماندهی، رهبری و مدیرت از مباحثی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. اما آنچه در واقعیت تاریخ، حقیقت فرماندهی و رهبری را به درستی نمایان می سازد، نقش فرماندهان و رهبران در امنیت، افتخار، اقتدار و پیشرفت کشورها و ملت ها است. از این رو، این مقاله در پی آن است، با استفاده از روش نظریه پردازی مبنایی به تجزیه و تحلیل اندیشه مقام معظم رهبری پرداخته و رهبری نظامی را از منظر معظم له تبیین نماید. در این تحقیق، کلیه بیانات، احکام و مکتوبات حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) منتشر شده به صورت رسمی در تارنمای معظم له از سال 1367 مورد بررسی قرار گرفت. 322 مفهوم، 40 مقوله و 12 استعاره مبتنی بر مقوله ها استخراج گردید و سپس بر اساس پرسشنامه های تحلیل سسلسله مراتبی (AHP) و در دو دور توزیع پرسشنامه نظر خبرگان رتبه بندی شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که با توجه به سه مولفه وضوح استعاره، خوانش و تطابق حداکثری با انتظارات رهبری و کارکرد آن در عرصه عمل، استعاره «جهادگر» مناسب ترین استعاره از دید خبرگان معرفی گردید.
کلید واژگان: مدیریت, فرماندهی, رهبری, استعاره, جهادگرCommand, leadership and management are among the topics that have occupied the minds of many thinkers. But what really shows the truth of command and leadership in the reality of history is the role of commanders and leaders in the security, honor, authority and progress of countries and nations. Therefore, this article seeks to analyze the Supreme Leader's thought using the method of basic theorizing and explain military leadership from His Holiness's point of view. In this study, all the statements, rulings and letters of Imam Khamenei (as) officially published on His Holiness's website since 1988 were examined. 322 concepts, 40 categories and 12 category-based metaphors were extracted and then ranked according to Hierarchical Analysis (AHP) questionnaires in two rounds of expert opinion questionnaire distribution. The results of this study show that according to the three components of metaphor clarity, reading and maximum compliance with the expectations of the leadership and its function in practice, the metaphor of "jihadist" was introduced as the most appropriate metaphor from the perspective of experts.
Keywords: Management, Command, Leadership, Metaphor, Jihadist -
در راستای توانمندسازی زنان مسلمان در پست های مدیریتی و رهبری این نوشتار مدلی فرهنگی را مطرح می نماید که به اهداف پایداری آموزش کیفی، برابری جنسیتی، رشد اقتصادی و کاهش نابرابری ها و همچنین تفاوت های ملی و فرهنگی نسبت به مدل های توانمندسازی زنان غربی می پردازد. رویکرد به الگوسازی با دو منبع مستند برای توانمندسازی زنان آغاز می شود: اول، قرآن و سنت که توانمندسازی زنان را به رسمیت شناخته و دوم سوابق تاریخی- سیره ای، به ویژه در اوایل دوره اسلامی که تا حدودی بر آن تاکید شده است. این هرمنوتیک به دنبال آن چهار رویکردی که می توانند در ساختن یک مدل جامع از توانمندسازی زنان مسلمان مورد استفاده قرار گیرند، شناسایی می شوند: نظریه سرمایه اجتماعی، فرهنگی و فکری بوردیو و همچنین نظریه مدرنیته های چندگانه که تنوع اجتماعی را به رسمیت می شناسد. دلایل امنیت فرهنگی برای حفظ فرهنگ ها؛ و نقدهای پسااستعماری که برای تنوع از طریق استعمارزدایی بحث و استدلال می کنند. محور اصلی این مقاله این است که اهداف پایداری بدون الگوی مناسب با بافت ارزشی، فرهنگی و اجتماعی که زنان در آن تحصیل می کنند و کار می کنند، قابل دستیابی نیستند. در پایان، مدلی چند بعدی و چند سطحی را پیشنهاد می شود که می تواند به عنوان راهنمایی برای توانمندسازی زنان مسلمان در پست های مدیریتی و رهبری مورد استفاده قرار گیرد. طراحی مدل تا حدودی مبتنی بر مدل فرهنگی روانی- اجتماعی کوته و لوین است که سطوح و ابعاد چندگانه هویت، نقش و ساخت نهاد اجتماعی را مشخص می کند.کلید واژگان: توانمندسازی, زنان مسلمان, مدیریت و رهبری, مبانی اسلامیIn order to empower Muslim women in management and leadership positions, this article proposes a cultural model that addresses the goals of quality education sustainability, gender equality, economic growth and reducing inequalities, as well as national and cultural differences compared to western women's empowerment models. The approach to modeling begins with two documented sources for women's empowerment: first, the Qur'an and the Sunnah, which recognize women's empowerment, and second, historical records, especially in the early Islamic period, which are emphasized to some extent. This hermeneutic identifies four approaches that can be used in building a comprehensive model of Muslim women's empowerment: Bourdieu's theory of social, cultural and intellectual capital, as well as the theory of multiple modernities that recognizes social diversity. . reasons for cultural security to preserve cultures; and post-colonial critiques that argue for diversity through decolonization. The main focus of this article is that sustainability goals cannot be achieved without a suitable model with the value, cultural and social context in which women study and work. In the end, a multi-dimensional and multi-level model is proposed that can be used as a guide for empowering Muslim women in managerial and leadership positions. The design of the model is based to some extent on the psycho-social cultural model of Cote and Levin, which defines the multiple levels and dimensions of identity, role and structure of the social institution.Keywords: Empowerment, Muslim women, Management, Leadership, Islamic Principles
-
فصلنامه علوم و فنون نظامی، پیاپی 63 (بهار 1402)، صص 229 -248
ملاک انتخاب و انتصاب فرماندهان و مدیران بایستی بر اساس یک روند و فرآیند چندین ساله در محیط کاری کارکنان، احصاء و بر اساس معیارهای اخلاقی موثر صورت پذیرد که قطعا نتایج متفاوتی را نسبت به گذشته در پی خواهد داشت. در این تحقیق تلاش گردیده با بهره گیری از منابع دینی و ترکیب آن با تکنیک های ریاضی تصمیم گیری و روش های آماری، مهم ترین معیارهای اخلاقی مدیران و میزان اهمیت و تاثیر هر یک را شناسایی نموده، تا ضمن ارایه داده های مورد نیاز برای برنامه ریزی و تقویت معیارهای اخلاقی مدیران و فرماندهان آجا، الگو و معیاری مناسب برای ارزیابی اخلاقی آنان در مقام تعلیم و تربیت قشر عظیمی از جوانان و آینده سازان این مرز و بوم ارایه نماییم. این پژوهش کاربردی بوده و رویکرد آن، آمیخته (کیفی- کمی) است. ابزار گردآوری داده ها اسناد و مدارک (فیش برداری) و پرسشنامه می باشد. به-منظور شناسایی مهم ترین معیارهای اخلاقی موثر در فرماندهی و مدیریت ابتدا با مطالعه منابع دینی(قرآن، احادیث و نهج البلاغه) و نظرات کارشناسان و خبرگان آجا، معیارهای اولیه شناسایی و سپس با بهره گیری از تکنیک AHP و با استفاده از نرم افزار Expert Choice معیارها بر اساس میزان اهمیت به ترتیب; محبت و مهربانی، صداقت و وفای به عهد، نرم خویی و عفو و گذشت، عدالت و مساوات، تواضع و پرهیز از غرور، مشورت و پرهیز از تملق و چاپلوسی تعیین گردید.
کلید واژگان: معیارهای اخلاقی, منابع دینی, فرماندهی و مدیریت, فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)The criteria for selecting and appointing commanders and managers should be based on a multi-year process in the employees' work environment, It should be counted and based on effective ethical criteria, which will definitely lead to different results than in the past.In this research, an attempt was made to use religious sources and combine it with mathematical decision-making techniques and statistical methods, Identify the most important ethical criteria of managers and the importance and impact of each, to provide the data needed to plan and strengthen the ethical standards of AJA managers and commanders, Provide a suitable model and criterion for their moral evaluation in the position of educating a large group of young people and future creators of this region.This research is applied and its approach is mixed (qualitative-quantitative). Data collection tools are documents (receipts) and questionnaires.In order to identify the most important ethical criteria in command and management, first by studying religious sources (Quran, Hadiths and Nahj al-Balaghah) and the opinions of AJA experts,Identify the initial criteria and then using the AHP technique and using the Expert Choice software, the criteria are ranked according to the importance;Love and kindness, honesty and fulfillment of the covenant, meekness and forgiveness, justice and equality, humility and avoidance of pride, consultation and avoidance of flattery and flattery were determined.
Keywords: Ethical Criteria, Religious Resources, Command, Management, Analytic hierarchy process (AHP) -
International Journal of Advanced Studies in Humanities and Social Science, Volume:12 Issue: 3, Summer 2023, PP 244 -261This study has examined the strategic development of human resources in contemporary management. The biggest challenge of organizations in the 21st century is competition based on expensive resources, which determines the survival and growth of organizations. Resources can be classified as management, human power, land, and capital resources. Among these resources, management and human resources have a special place and importance in such a way that currently, the competitive advantage of many countries is in the capable human force that is responsible for the optimal use of other resources. Human resources are the most important capital and competitive advantage of any organization, and their knowledge, skills and abilities should always be improved. The development of human resources in every organization requires a specific strategy and implementation solutions. The development of human resources and the employees empowerment is one of the effective tools for increasing productivity and optimal use of their individual and group capacities and abilities in line with organizational goals and to better express organizational efficiency and effectiveness. Efficiency and effectiveness as the output of human and organizational systems are realized when the work and behavioral processes are modified and the processes can be easily managed. Therefore, the identification, understanding, and management of human, behavioral and work processes seem necessary and logical and improve the efficiency and effectiveness of the organization in achieving its goals.Keywords: Management, human resources, effectiveness, Efficiency, skill
-
Purpose
comprehensive quality management is the art of managing the entire complex for accomplishing the best outcome. Thus, the present research was done to identify the dimensions and elements of comprehensive quality management at Islamic Azad University.
MethodologyThe present research was an applied research of qualitative type. The research population consisted of experts in comprehensive quality management and evaluation at Tehran City; according to the principle of theoretical saturation, the sample size was estimated 12 individuals, chosen through snowball and purposive sampling methods. The research instrument was a semi-in-depth interview whose validity was confirmed through triangulation method, and its reliability, via interrater consistency coefficient, was estimated above 0.71. The data were analyzed through coding method in MAXQDA-2018 Software.
FindingsThe coding results suggested that comprehensive quality management at Islamic Azad University had three dimensions of internal, external, and academic quality development along with service assessment. The internal dimension included elements of leadership, curricula planning, the staff competence level, competent faculty members, assessment quality, quality of the physical atmosphere, educational equity, information technology quality, feedback on performance, the students’ competence level as well as the curriculum. The external dimension included cultural, social, economic, geographical – environmental elements. Finally, the dimension of academic quality and service assessment included elements of commercialization, skills, economic development, responsivity, value creation, as well as development of academic quality and service assessment.
Conclusionconsidering the dimensions and elements identified for comprehensive quality management at Islamic Azad University, the ground could be provided for accomplishing comprehensive quality management as well as achieving useful and excellent outcomes.
Keywords: Management, Comprehensive Quality, Comprehensive Quality Management, Islamic Azad University -
زمینه و هدف
امروزه محدودیت منابع، کارکنان، امکانات و ویژگی خاص، برخی مسایل چند بعدی نظیر امنیت، همکاری و هماهنگی سازمان ها را ایجاب می کند. این مقاله با هدف بررسی فرآیند هم افزایی بین سازمانی در ایجاد و توسعه نظم و امنیت ساحلی دریا در بابلسر انجام شده است.
روشبه لحاظ هدف پژوهشی، کاربردی و به روش ماهیتی توصیفی- تحلیلی و از نظر جمع آوری، متکی به روش کتابخانه ای و میدانی است. به منظور جمع آوری اطلاعات از کلیه کارشناسان و متخصصان در دسترس سازمان های متولی تامین امنیت (سازمان گردش گری و میراث فرهنگی، شورای اسلامی شهر، شهرداری، فراجا و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی) شهرستان بابلسر که تعداد آن ها برابر با 22 نفر بوده، بهره گرفته شد. پرسش نامه پس از تایید روایی و پایایی در اختیار اعضاء جامعه آماری قرار گرفته و داده های حاصل، با استفاده از روش رگرسیون خطی چندمتغیره و روش آنتروپی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هادر فرایند پژوهش نقش سه گروه از عوامل موثر بر توسعه همکاری بین سازمانی در قالب الزامات قانونی، منابع و امکانات و سطح اعمال مدیریت شناسایی شده و تاثیر هریک از آن ها ارزیابی شد. هم چنین یافته های نشان داد که منابع و امکانات در توسعه همکاری های بین سازمانی از بیش ترین اولویت برخوردارند و پس از آن الزامات قانونی و سطح اعمال مدیریت در مراتب بعدی اولویت قرار می گیرند.
نتیجه گیریهریک از سه عامل الزامات قانونی، منابع و امکانات و هم چنین سطح اعمال مدیریت نیز از عوامل موثر توسعه همکاری بین سازمانی به منظور ایجاد و توسعه نظم و امنیت ساحلی دریا هستند.
کلید واژگان: همکاری بین سازمانی, هم افزایی بین سازمانی, الزامات قانونی, منابع و امکانات, مدیریت, سواحل دریاBackground and AimCurrently, resource and staff limitations, facility and special feature constraints, and some multi-dimensional subjects such as security require the organizations' coordination and collaboration. Accordingly, this research seeks to investigate the inter-organizational synergy function in the construction and development of security and discipline in Babolsar coastal city.
MethodThis paper is applicable in terms of purpose. Also, it is analytical and descriptive in terms of characteristics. Moreover, it relies on field surveys and library data collection. In order to collect the information date, all the experts and professionals presented in the organizations responsible for security (Tourism and Cultural Heritage Organization, Islamic Council of the city, Municipality, Faraja, and Ministry of Culture and Islamic Guidance) of Babolsar city are employed. The number of individuals is equivalent to 22 people. Corroborating the accuracy and reliability, the questionnaire is given to members of the statistical population. The resulting data are scrutinized via the multivariable linear regression and entropy analysis.
Findings and ResultsIn the research procedure, the function of three groups of elements impacting the development of inter-organizational cooperation in the framework of legal requirements, resources and facilities, and the level of management practices are identified and the influence of each is estimated. Correspondingly, the results indicate that resources and facilities have the most elevated priority in the development of inter-organizational cooperation. Then legal requirements and the level of management practices are in the next priority.
ConclusionEach of these three aspects: legal requirements, resources and facilities, and the level of management practices are influential characteristics in the development of inter-organizational cooperation to construct and extend discipline and security in seashores
Keywords: Inter-organizational cooperation, inter-organizational synergy, legal requirements, resources, facilities, management, seashores -
هدف از این پژوهش، طراحی مدل ساختاری تفسیری دلایل حمایت نکردن رسانه ها از مدیریت استعداد در فوتبال ایران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری بوده است. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی و کمی) است. در گام اول، روش پژوهش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون و در گام دوم روش کمی بر اساس مدل سازی ساختاری تفسیری به کار گرفته شده است. جامعه آماری را در هر دو بخش کیفی و کمی، با توجه به خبره محور بودن رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری، گروهی از خبرگان، شامل استادان حوزه مدیریت ورزشی و رسانه های ورزشی، مدیران فدراسیون فوتبال و هییت های استانی تشکیل داده اند که همگی مورد مصاحبه قرار گرفته اند. از دو روش تحلیل مضمون (نرم افزار مکس کیودی ای) و مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) (نرم افزار اکسل) برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. 5 مضمون اصلی برای دلایل حمایت نکردن رسانه ها از مدیریت استعداد در فوتبال ایران شناسایی شده اند: ماهیتی، مدیریتی، انسانی، امکانات و اقتصادی. عوامل ماهیتی و امکانات، متاثر از عوامل دیگرند و بر این عوامل، تاثیر اندکی دارند. عوامل مدیریتی و اقتصادی بر سایر عوامل تاثیرگذارند و خود نیز از آنها تاثیر می گیرند و در نهایت عامل انسانی، خود بر عوامل دیگر تاثیر زیاد دارد اما تاثیر عوامل دیگر بر آن اندک است.کلید واژگان: ماهیتی, مدیریتی, انسانی, امکانات, اقتصادیThe purpose of this research is to design an interpretive structural model of the reasons for media not supporting talent management in Iranian football with an interpretive structural modeling approach. The research conducted by mixed method (qualitative and quantitative). In the first step, thematic analysis and in the second step, interpretative structural modeling was done. The statistical population in both qualitative and quantitative parts, due to the expert-centeredness of the interpretive structural modeling approach, included a group of experts, including professors in the field of sports management and sports media, managers of the football federation and provincial boards, all of whom were interviewed. Two methods of thematic analysis (MAXQDA software) and Interpretive Structural Modeling (ISM) (Excel software) were used to analyze the data. Five main themes were identified for the reasons of media not supporting talent management in Iranian football: nature, managerial, human, facilities and economic. Nature and facilities factors are affected by other factors and have little effect on the others. Management and economic factors affect other factors and are affected by them, and finally, the human factor itself has a great influence on other factors, but the influence of other factors on it is small.Keywords: nature, Management, human, Facilities, Economic
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.