فهرست مطالب

مدیریت ارتقای سلامت - سال پنجم شماره 4 (پیاپی 20، مرداد و شهریور 1395)
  • سال پنجم شماره 4 (پیاپی 20، مرداد و شهریور 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید رشیدی، مهدی رهگذر، فریبزر مکاریان، الهام معظم، اکبر بیگلریان* صفحات 1-6
    مقدمه
    مدل چند حالتی برای بررسی روند طبیعی پیشرفت بیماری قابل استفاده است. هدف از مطالعه حاضر تحلیل بقای بیماران مبتلا به سرطان پستان با مدل غیر یکنواخت چندحالتی بود.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی از نوع طولی، اطلاعات مربوط به 573 بیمار زن مبتلا به سرطان پستان که طی سال های 1377 تا 1384 به بیمارستان سیدالشهدای اصفهان مراجعه و تا اردیبهشت 1394 پیگیری شده بودند، بررسی شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار R نسخه 3.2.2 استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار سنی زنان 10/8±47/2بود. احتمال انتقال از وضعیت درمان اولیه به وضعیت بهبودی 25 درصد بود. خطر نسبی انتقال از وضعیت درمان اولیه به وضعیت بهبودی، در یک دوره 5 ساله، 9 برابر گردید. میانگین زمان ماندگاری در وضعیت های مختلف بیماری برای درمان اولیه 3/85سال، برای بهبودی 1/11 سال و برای وضعیت متاستاز 0/04سال به دست آمد.
    نتیجه گیری
    بر اساس احتمالات تغییر وضعیت بیماری و میانگین ماندگاری به دست آمده در هر مرحله، درمان گران می توانند اقدامات درمانی مناسبی برای بیمارن اتخاذ نمایند. این اقدامات به خصوص در وضعیت درمان اولیه مهم بوده و توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تحلیل بقا، مدل بقای چند، حالتی، سرطان پستان
  • سمیه فلاح، ماهرخ دولتیان*، سید مهدی صابری، حمید علوی مجد، علیرضا جباری، زهره محمودی صفحات 7-16
    مقدمه
    تبدیل خواهی جنسی(Conversion of Sex) در ایران نیز همانند سایر نقاط جهان به عنوان یک مشکل بزرگ پزشکی-اجتماعی مطرح است. اغلب فرهنگ ها فرآیند تغییر جنسیت به عنوان موضوعی در حوزه مطالعات جنسیت را کمتر مورد توجه قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی حمایت اجتماعی با عملکرد جنسی در مردان دچار اختلال هویت جنسی بعد از عمل جراحی تغییر جنسیت در استان تهران انجام گردید.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی-همبستگی، جمعیت مورد مطالعه شامل 85 نفر از مردان تراجنسیتی واجد شرایط مراجعه کننده به دی کلینیک میرداماد تهران سال 92 به روش نمونه گیری از نوع در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه جمعیت شناختی، «شاخص عملکرد جنسی زنان» (Female Sexual Function Index) و «مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی درک شده» و (Multidimensional Scale of Perceived Social Support) بود. روایی محتوا توسط 10 تن از اعضاء هیئت علمی و پایایی از طریق آزمون مجدد تایید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری اس پی اس اس نسخه 17 مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    شیوع کلی اختلال عملکرد جنسی 84 درصد و بیشترین فراوانی درحیطه ها مربوط به حیطه درد 77 درصد و ارگاسم 53 درصد درمردانی که تغییر جنسیت داده اند، می باشد. همچنین 51/8درصد افراد از حمایت اجتماعی پایینی برخوردار بودند و در بین ابعاد میانگین حمایت اجتماعی از سوی خانواده بیشتر بوده است (53/3).
    نتیجه گیری
    مردان تراجنسیتی از حمایت اجتماعی و عملکرد جنسی پایینی بعد از جراحی برخوردار بودند. لذا آگاهی از امکان اختلال عملکرد جنسی قبل از عمل به بیماران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: اختلال هویت جنسی، اختلال عملکرد جنسی، حمایت اجتماعی، جراحی تغییر جنسیت
  • سیمین شرفی، حمید چمنزاری*، محمد رجب پور، شاهرخ مقصودی، سید رضا مظلوم صفحات 17-23
    مقدمه
    اساس حرفه پرستاری بر انجام مراقبت با کیفیت هر چه بیشتر استوار است. روش ارائه خدمات پرستاری که در مدیریت پرستاری مطرح است، می تواند بر کیفیت خدمات موثر باشد. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر «پرستاری اولیه» و «روش موردی» بر کیفیت مراقبت جسمی بیمارانجام گردید.
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که در دو بخش CCU بیمارستان قائم (عج) و دو بخش CCU بیمارستان امام رضا (ع) مشهد در سال 1393 انجام گردید. تعداد 59 بیمار (33 بیمار در گروه «پرستاری اولیه» (Primary Nursing) و 26 بیمار در گروه «روش موردی» (Case Method) مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش فرم مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه «کیفیت مراقبت از بیمار» (Quality of Patient Care)QUALPAC بود که روایی محتوا و صوری آن توسط 10 تن از مدرسین دانشکده پرستاری و مامایی و پایایی آن بوسیله ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید. در مرحله اجرا دو روش مراقبت در بخش های CCU اجرا و تاثیر آن بر کیفیت مراقبت از دیدگاه بیماران بررسی شد. داده ها با استفاده نرم افزار اس پی اس اس نسخه 16 تحلیل شدند.
    یافته ها
    بعد از مداخله میانگین نمره کیفیت مراقبت جسمی، در گروه تقسیم کار «پرستاری اولیه» (5/2±44/4) بصورت معنی داری بیشتر از گروه «روش موردی» (6/5±29/8) بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    کیفیت مراقبت جسمی در روش تقسیم کار «پرستاری اولیه» نسبت به «روش موردی» بالاتر است. لذا استفاده از روش تقسیم کار «پرستاری اولیه» پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: پرستار، روش تقسیم کار، کیفیت مراقبت
  • محمدعلی حسینی، نسیم کلانی، ناصر صدقی گوی آقاج*، محمد احمدی، زهرا صیدی صفحات 24-30
    مقدمه
    مدیریت دانش موضوع مهمی است و چگونگی تبدیل دانسته های فردی و سازمانی به دانش را در سازمان روشن می نماید. هدف از پژوهش حاضر، تعیین همبستگی بین خلاقیت سازمانی و مدیریت دانش پرستاران بیمارستان های شهر بروجرد در سال 1393-94 بوده است.
    روش کار
    مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود که جامعه پژوهشی آن کلیه پرستاران بیمارستان های شهر بروجرد می باشند. 175 نفر براساس معیارهای ورود با روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی، «پرسشنامه خلاقیت راندشیپ»Rand-sip’s Creativity Questionnaire)) و «پرسشنامه مدیریت دانش همتی» (Hemmati Knowledge Management Questionnaire) استفاده گردید. پایایی در مطالعه حاضر به روش آلفای کرونباخ برای دو پرسشنامه محاسبه گردید. داده ها با نرم افزار اس پی اس اس نسخه 19 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها میزان خلاقیت سازمانی را با میانگین 13±50/92و مدیریت دانش پرستاران را با میانگین 3/32±52/65نشان داد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خلاقیت سازمانی و مدیریت دانش پرستاران همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد (0/001 ≥ P، 0/672= r). از میان زیرمقیاس های مدیریت دانش، تسهیم دانش و بکارگیری دانش با خلاقیت سازمانی همبستگی معنی دار داشت (0/025 = P، 113/0 = r).
    نتیجه گیری
    بین خلاقیت سازمانی و مدیریت دانش پرستاران همبستگی مثبت و مستقیم وجود داشت. لذا فراهم کردن زمینه برای استفاده از خلاقیت پرستاران پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: خلاقیت، مدیریت دانش، پرستاران
  • جواد ناصریان*، غلامرضا بابایی روچی، فضل الله احمدی، فریده یغمایی صفحات 31-37
    مقدمه
    اختلال عروق کرونر بعنوان یک معضل مهم است و از بروز و شیوع بالایی برخوردار است. یکی از مفاهیم بسیار مهم در بیماران عروق کرونری، مفهوم کیفیت زندگی است. هدف این مطالعه، تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران عروق کرونری با استفاده از رگرسیون فازی می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی، داده های مربوط به 70 نفر مددجویان مبتلا به بیماری عروق کرونر مراجعه کننده به بیمارستان دکتر شریعتی تهران، بصورت در دسترس انتخاب شدند. داده های مطالعه مربوط به مطالعه قبلی در رابطه با استفاده «مدل مراقبت پیگیر» (Continuous Care Model) بعنوان مداخله بر روی بیماران گروه مداخله بود. ابزار گردآوری داده ها «فرم کوتاه یررسی سلامت 36» (The Short Form Health 36 Survey) (SF-36) بود که روائی و پایایی آن در مطالعه قبلی، موردتایید قرار گرفته بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار متلب نسخه 7 استفاده گردید.
    یافته ها
    در گروه کنترل، ارتباط متغیرهای سن، شاخص توده بدنی و چربی خونی با کیفیت زندگی بیمار دارای روند افزایشی بوده و ارتباط فشار خون و میزان اضطراب با کیفیت زندگی بیمار دارای روند کاهشی بوده است. در گروه مورد، ارتباط متغیر سن با کیفیت زندگی بیمار دارای روند افزایشی بوده و ارتباط شاخص توده بدنی، چربی خون و میزان اضطراب با کیفیت زندگی بیمار دارای روند کاهشی بوده است.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه روند ارتباط متغیر سن در هر دو گروه مورد و شاهد یکسان بوده است. همچنین «مدل مراقبت پیگیر» موجب شده روند ارتباط متغیر چربی خون در گروه مورد دارای روند کاهشی شود. پیشنهاد می شود در مطالعات بالینی که اغلب محدودیت تعداد نمونه دارند و با متغیرهای مربوط به تمایلات انسانی سروکار دارند، از رگرسیون فازی استفاده شود.
    کلیدواژگان: رگرسیون فازی، کیفیت زندگی، بیمار عروق کرونری
  • سید سعید پورنقاش تهرانی *، مریم نصری تاج آبادی، فریده یغمایی، مونا ملک احمد صفحات 38-46
    مقدمه
    عوامل شناختی-هیجانی شخصیت در شناسایی و درمان اختلال های روانپزشکی مهم است. پژوهش حاضر با هدف تعیین مقایسه ای ابعاد شناختی- هیجانی شخصیت در افراد مبتلا به اختلال های روانپزشکی با افراد عادی انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- مقایسه ایی در سال 1392 انجام شد. جامعه آماری پژوهش افراد مبتلا به اختلال های روانپزشکی و افراد عادی بودند که از میان آن ها 90 بیمار معتاد، افسرده و مضطرب مراجعه کننده به مرکز اجتماعی درمان مدار و مشاوره راهبر در خراسان شمالی و 30 نفر از افراد عادی بعنوان گروه کنترل به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها «سیاهه سرشت و منش-56» (Temperament and Character Inventory) (TCI-56) بود. روایی این ابزار بر اساس روایی محتوا و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در مطالعات قبلی تایید شده است. داده ها بوسیله نرم افزار اس پی اس اس نسخه 18 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    در بعد خود راهبری بین گروه ها تفاوت معنادار نبود. در بعد خود فراروی و همکاری، میانگین نمرات افراد سه گروه کمتر از افراد عادی بود. در بعد پشتکار بین گروه های معتاد، اضطرابی و عادی تفاوت معنادار بود. در بعد نوجویی، میانگین نمرات معتادین نسبت به گروه افسرده و اضطرابی بالاتر بود. همچنین نمره آسیب پرهیزی بیماران اضطرابی بالاتر از گروه معتاد و عادی بود. در بعد پاداش وابستگی، نیز میانگین نمرات معتادین از افراد عادی پایین تر بود (01/0 > P).
    نتیجه گیری
    تفاوت معنادار بین ابعاد شناختی- هیجانی شخصیت در میان افراد معتاد، افسرده، مضطرب و عادی وجود داشت. پیشنهاد می شود نقش ابعاد شناختی-هیجانی شخصیت در بیماران با اختلال های روانپزشکی ارزیابی شود. اندازه گیری هر یک از زیرمقیاس های ابعاد ذکر شده به منظور تعیین نیمرخ شخصیتی این بیماران می تواند ابزار ارزشمندی برای متخصصان هنگام ارزیابی نیمرخ شخصیتی این بیماران باشد.
    کلیدواژگان: شخصیت، اختلالات روانپزشکی، سیاهه سرشت و منش
  • اصغر دالوندی*، تابان نعمتی فرد، فیروزه ساجدی، کیان نوروزی، مهدی رهگذر، مینا مرادی صفحات 47-57
    مقدمه
    فلج مغزی شایع ترین ناتوانی حرکتی مزمن در کودکان است که می تواند تاثیری منفی بر سلامت عمومی مادران داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش «برنامه خود مدیریتی پنج–آ» برسلامت عمومی مادران دارای کودکان فلج مغزی انجام شده است.
    روش کار
    در این مطالعه که به صورت نیمه تجربی در سال 95-94 انجام شد، 47 مادر دارای کودک فلج مغزی 4 تا 12 سال ساکن استان کردستان و به شیوه تمام شماری انتخاب شدند که در مرحله بعد از مداخله به علت ریزش نمونه ها، 23 مادر در گروه مداخله و 16 مادر در گروه کنترل قرار گرفتند. داده ها با پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی مادر و کودک و «فرم کوتاه 36 سوالی بررسی سلامت»((Short Form 36 Health Survey (با روایی و پایایی)، توسط مادران در دو مرحله قبل و بعد از آموزش «برنامه خود مدیریتی پنج–آ» کامل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سن مادران در مطالعه حاضر 33/5و میانگین سن کودکان 6/2 سال بود. در مرحله قبل از مداخله میانگین سلامت عمومی مادران درگروه مداخله 27/60 و گروه کنترل 26/25 بود و دو گروه اختلاف معنا داری نداشتند (0/804= P)، اما در مرحله بعد از مداخله میانگین سلامت عمومی مادران در گروه کنترل بدون تغییر و در گروه مداخله به 26/38 رسید و دارای سطح معنادار (0/009 = P) بود.
    نتیجه گیری
    سلامت عمومی مادران کودکان فلج مغزی در سطح ضعیفی است و آموزش «برنامه خود مدیریتی پنج-آ» براساس نیاز مادران سبب تسهیل مراقبت از کودک و به دنبال آن ارتقا سلامت عمومی مادران شد. پیشنهاد می شود آموزش به مادران در راستای ارائه مراقبت صحیح به منظور بهبود شرایط سلامتی مراقبین کودکان فلج مغزی و تسهیل مراقبت از این کودکان با توجه به نیازها انجام شود.
    کلیدواژگان: فلج مغزی، برنامه خود مدیریتی پنج - آ، سلامت عمومی، مراقبین خانوادگی
  • لیلا باقری زنجانی اصل منفرد، غلامحسین انتصار فومنی* صفحات 56-62
    مقدمه
    سرطان یکی از بیماری های مزمن می باشد. امید درمانی می تواند سبب افزایش تاب آوری و امید به زندگی این بیماران شود. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر امید درمانی گروهی بر تاب آوری و امید به زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان شهر زنجان است.
    روش کار
    این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنتر ل انجام شد. تعداد نمونه ها، در گروه مداخله 12 و در گروه کنترل 15 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان شهر زنجان در سال 1394 بود که شدت و سطح بیماری یکسانی داشتند، به طور تصادفی ساده انتخاب در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه جمعیت شناختی، «مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون» (Conner-Davidson Resilience Scale) و «امید به زندگی اشنایدر» (Schneider‘s Life Expectancy Questionnaire) بود. روایی و پایایی این ابزارها در پژوهش های قبلی بررسی شده است. امید درمانی به روش گروهی در 8 جلسه 90 دقیقه در یکماه برگزار شد. پرسشنامه ها در مرحله اول و هشتم مداخله تکمیل شد. تحلیل داده ها با نرم افزار اس پی اس اس نسخه 20 انجام گردید.
    یافته ها
    امید درمانی به شیوه گروهی سبب افزایش تاب آوری (0/001 > P) و همچنین امید درمانی، امید به زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان را افزایش داد (0/001 > P).
    نتیجه گیری
    روش امید درمانی می تواند به بیماران سرطانی از جهات مختلف، امید به زندگی و تاب آوری کمک نماید. پیشنهاد می گردد با استفاده از روش امید درمانی برای بیماران مبتلا به سرطان، امید به زندگی، تاب آوری و حتی کیفیت زندگی اقدامات لازم به عمل آید.
    کلیدواژگان: امید درمانی، امید به زندگی، سرطان پستان، تاب آوری
|
  • Hamid Rashidi, Mehdi Rahgozar, Fariborz Mokarian, Elham Moazam, Akbar Biglarian* Pages 1-6
    Introduction
    The Multi-State Model can be used to determine the natural trend of disease progress. The aim of this study was to use Multi-State Model in analyzing breast cancer data.
    Methods
    In this descriptive-longitudinal study, data of 573 women with breast cancer were studied. Sample patients referred to Esfahan Sayed o Shohada Hospital between 1999 and 2006 and were followed up until April 2015. Data was analyzed using R 3.2.2 software.
    Results
    The mean and standard deviation of women age was 47.2±10.8 years. The transition probability from first treatment state to recuperate state was 25%. The transition hazard ratio from first treatment state to recuperate state in a 5 year period time was 9. The sojourn time was 3.85 years for the first treatment, 1.11 years for recuperate, and 0.04 years for the death.
    Conclusions
    Based on transition probabilities and also survival mean in each state, the physicians could suggest the most suitable supportive care and treatment for patients especially during the first state of treatment.
    Keywords: Survival Analysis, Multi, State Survival Model, Breast Neoplasms
  • Somayeh Fallah, Mahrokh Dolatian *, Seyyed Mahdi Saberi, Hamid Alavi, Majd, Alireza Jabbari, Zohreh Mahmoodi Pages 7-16
    Introduction
    Sex conversion in Iran, similar to any other countries around the world raises some socio-medical problems. In most countries, the process of sex change in gender studies has been less explored. This study aims to determine the correlation of social support and sexual function of men with gender identity disorder after sex reassignment surgery in Tehran, Iran.
    Methods
    In this descriptive-correlation study, 85 transgendered men that admitted to Mirdamad Day Clinic in Tehran were selected through convenience sampling. Data was collected by demographic questionnaires, and “Female Sexual Function”. Multidimensional Scale of Perceived Social Support" Validity and reliability were assessed by 10 experts and data was analyzed using SPSS version 17.‬‬‬ ‪
    Results
    The overall prevalence of sexual dysfunction was 84%. The highest frequency was related to scope of pain (77%) and the scope of orgasms (53%). Further, 51.8% of the patients had lower social support. The mean of family support had the highest value (53.3%) among scopes.‬‬‬
    Conclusions
    This study showed that gender identity disorders had low social support and sexual functionality after surgery. Therefore, patients should be advised of the possible sexual dysfunction consequences before the surgeries.
    Keywords: Gender Identity Disorder, Sexual Dysfunction, Physiological, Social Support, Transgender Persons, Surgery
  • Simin Sharafi, Hamid Chamanzari *, Mohammad Rajabpour, Shahrokh Maghsoudi, Seyyed Reza Mazloom Pages 17-23
    Introduction
    The nursing profession is mainly based on the quality of care. Different approaches to provide nursing care in nursing management can affect the quality of service. This study aimed to compare the effect of “Primary Nursing” and “Case Method” on patient's quality of physical care.
    Methods
    This study is quasi-experimental study that was performed in two Critical Care Units (CCU) of the Ghaem Hospital and two CCU of Imam Reza Hospital in Mashhad. 59 patients (33 patients in the “Primary Nursing” group and 26 patients in the “Case Method” group) were studied. Data was collected using “Quality of Patient Care” (QUALPAC). The content and face validity was confirmed by 10 members of the Faculty of Nursing and Midwifery in Mashhad University. Furthermore, the reliability was achieved by Cronbach's alpha. In this study, both “Primary Nursing” and “Case Method” approaches were implemented in CCU and their impacts on patients’ quality of care was evaluated. Data were analyzed using SPSS/16.
    Results
    The mean of patient quality of physical care in “Primary Nursing” group (5.2 ± 44.4) was significantly higher than the one in the “Case Method” (6.5 ± 29.8) (P
    Conclusions
    The patient quality of physical care in the division of labor "Primary Nursing" is higher than "Case Method". Therefore, the "Primary Nursing" is recommended.
    Keywords: Nurses, Labor, Obstetric, Quality of Health Care
  • Mohammad Ali Hosseini, Nasim Kalani, Naser Sedghi Goyaghaj *, Mohammad Ahmadi, Zahra Saydi Pages 24-30
    Introduction
    Knowledge management is an important concept and it clarifies how individual and organizational understandings convert to knowledge. The aim of this study was to determine the correlation between organizational creativity and knowledge management of nurses at hospitals in Borujerd city in Iran.
    Methods
    This study was a descriptive-correlational study consists of all nurses working at Borujerd hospitals. 175 nurses based on inclusion criteria and convenience sampling method was participated. To collect data three questionnaires include demographic, “Rand-sip’s Creativity Questionnaire” and “Hemmati Knowledge Management Questionnaires” were used. In this study, reliability was calculated for two questionnaires by Cronbach's alpha method. Data was analyzed using SPSS/19.
    Results
    Average score of organizational creativity and knowledge management among nurses were 50.92±13 and 52.65±3.32 respectively. Results show, a significant positive correlation between organizational creativity and knowledge management of nurses (P
    Keywords: Creativity, Knowledge management, Nurses
  • Javad Nasseryan*, Gholamreza Babaei Rouchee, Fazlolah Ahmadi, Farideh Yaghmaei Pages 31-37
    Introduction
    Coronary artery disease is major problem that has high incidence and prevalence rate. One of the most important issue in coronary artery patients is quality of their lives. The aim of this study was to determine the factors affecting the quality of patients’ lives with coronary artery disease using fuzzy regression.
    Methods
    In this descriptive study, 70 patients with coronary artery disease who referred to Dr Shariati Hospital (Tehran-Iran), were selected by convenience sampling. Data was used from previous studies that investigated the effect of “Continuous Care Model" as an intervention method on patients. Data has been collected by “Short Form Health Survey 36” (SF-36). Validity and reliability has also been confirmed. Data has been analyzed by MATLAB/7.
    Results
    In the control group, the effect of age, body mass index, and blood lipids had an increasing trend with the quality of patients’ life. While, the blood pressure and the level anxiety have decreasing trend with the quality of patients’ life. In the case group, the age has increasing trend with quality of life of patients, whereas the mass body index, blood lipid, and level of anxiety have declining trend.
    Conclusions
    In this study, the age variable had a similar relation in both groups. Furthermore, "Continuous Care Model" led to decreasing trend in the blood lipid variable. Due to limited number of samples and variables related to human desires in clinical studies, it is recommended to use fuzzy regression.
    Keywords: Fuzzy Logic, Regression Analysis, Quality of Life, Coronary Artery Disease
  • Seyyed Saeid Pournaghash Tehrani *, Maryam Nasri Tajabadi, Farideh Yaghmaei, Mona Malekahmad Pages 38-46
    Introduction
    The effect of cognitive-emotional factors of personality on identification and treatment of psychiatric disorders is important. The aim of present study was to compare cognitive and emotional dimensions of individuals’ with psychiatric disorders with those of normal individuals.
    Methods
    This descriptive-comparative study was carried out in 2013. Participants consists of 90 individuals afflicted with psychiatric disorders (addicted, depressed, anxious patients) referred to Rahvar counseling center in Northen Khorasan province and a control group with 30 normal individuals that were selected by convenience sampling. Data was collected by “Temperament and Character Inventory” (TCI-56). The content validity and also reliability is previously confirmed using Cronbach’s alpha. Data were analyzed by SPSS/18.
    Results
    There were no significant differences in self-directedness dimension between groups. In self-transcendence dimension and cooperation, the mean score of individuals in all three groups were significantly lower than the normal group. There was significant difference between addicted, anxious and normal groups in perseverance dimension. In novelty-seeking dimension, the mean score of the addicted group compared to depress and anxious group was higher. Moreover, the score of harm-avoidance of anxious group was significantly higher than the one on in the addicted and normal group. In dimension of reward-dependence, the mean score of addicted group was significantly lower than the normal group (P
    Conclusions
    There were significant differences in the cognitive-emotional dimensions of personality among addicted, depressed, anxious, and normal individuals. It is recommended to evaluate the role of cognitive-emotional dimensions of psychiatric disorders patients. Measuring each sub scale can serve as a valuable tool for clinicians as it enables identification of the psychiatric disorders patients’ personality profile
    Keywords: Personality, Psychiatric Disorders, TCI, 56
  • A. Dalvandi *, T. Nematifard, F. Sajedi, K. Norouzi, M. Rahgozar, M. Moradi Pages 47-57
    Introduction
    Cerebral palsy is one of the most common chronic motion disability in children that can have a negative impact on the general health of mothers. This study is aimed to determine the effect of education "Self-Management 5-A's Program" on the general health of mothers of children with cerebral palsy.
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted between 2015 and 2016. In total, 47 mothers of children between age of 4 and 12 years with cerebral palsy in Kurdistan province were selected using census-sampling method. After intervention stage the final sample was reduced to 23 mothers in intervention group and 16 in the control group. Data was collected by the demographic questionnaire of mothers and children and the “Short Form 36 Health Survey” (with confirmed validity and reliability). Questionnaires were completed by mothers before and after learning the "Self-Management 5-A's program". Data were analyzed using SPSS/22.
    Results
    The mean of mothers’ age in this study was 33.5 and the average age of children was 6.2 years. At the pre-intervention stage the mean of general health of mothers in intervention group was 27.60 and the control group was 26.25. No significant differences were identified between two groups (P = 0.804). However, after intervention the mean of general health of mothers did not change in control group. This value in intervention group was 38.26 which was significant (P=0.009).
    Conclusions
    The general health of mothers of children with cerebral palsy is weak. While, educating mothers with the "Self-Management 5-A's program" can facilitate and enhance their health, it is suggested to consider and align education programs based on the mother’s needs.
    Keywords: Cerebral Palsy, Self, management 5, A's Program, General Health, Family Caregivers
  • L. Bagheri Zanjani Asl Monfared, Gh Entesar Foumany* Pages 56-62
    Introduction
    Cancer is one of type of chronic diseases. Hope therapy can increase the resilient and life expectancy of cancer patients. The aim of this research is to determine the effectiveness of group based hope- therapy on increasing resilience and hope in life expectancy of patients with breast cancer in Zanjan City.
    Methods
    The present study was quasi-experimental with pre-test - post-test and control group. In total, 30 women that were diagnosed with breast cancer in 2016 in city of Zanjan were randomly selected. Data was collected by demographic questionnaire, “Conner-Davidson Resilience Scale’ and “Schneider‘s Life Expectancy Questionnaire”. The validity and reliability of these instruments had been confirmed. Group hope therapy was conducted in 8 sessions (90 min per session) over one month. Questionnaires were completed in the first and last session. Data was analyzed by SPSS/20.
    Results
    Analysis show that, the hope therapy by group therapy method increases the resilience (P> 0.001) and life expectancy of breast cancer patients (P>0.001).
    Conclusions
    While the hope therapy can enhance life expectancy and resilience of cancer patients and their quality of lives, this type of therapy is recommended.
    Keywords: Hope Therapy, Hope in Life, Breast Cancer, Resilience