فهرست مطالب

پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی - پیاپی 14 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 14 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • عبدالعلی آل بویه لنگرودی*، سریه شیخی قلات صفحات 13-40
    زبان مجموعه ای از نشانه هاست که برای پیام رسانی به کار می رود. برای آنکه این پیام ها میان فرستنده و گیرنده به راحتی انتقال یابد، گاهی با نشانه هایی همراه می گردد تا گیرنده همان پیامی را دریابد که مورد نظر فرستنده است. یکی از این نشانه ها در زبان عربی و فارسی، «تاکید یا توکید» نامید می شود و بر اساس نقش های ششگانه ای که یاکوبسن (Jakobsen) برای ارتباط کلامی بیان می کند، خود را بیشتر در نقش ترغیبی و ارجاعی زبان نشان می دهد. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد زبانشناختی، می کوشد ضمن ارائه کارکرد نشانه های تاکید در سه قسمت «ابزار»، «حرف» و «اسلوب» به بررسی کاربرد و نقش آن در زبان امروزین عربی بپردازد و معادل های آن را در فارسی واکاوی کند. به همین منظور، دو کتاب «الایام» اثر طه حسین و «مقدمه للشعر العربی» اثر «ادونیس» و ترجمه آن دو را مورد بررسی قرار می دهد. این دو، از نویسندگان و ادیبان مطرح دوره معاصر هستند و نثر آنان به عنوان نثر معیار مورد قبول همه صاحب نظران است.یافته های این پژوهش نشان می دهد که ابزارهای تاکید، کارکرد تاکیدی خود را در زبان امروزین عربی از دست داده اند و تنها برای تقویت و استحکام بافت کلام به کار می روند. لذا در زبان فارسی نباید برای آنها معادلی در نظر گرفت. نقش تاکیدی برخی از حروف تاکید نیز مانند «قد» کمرنگ شده است و تنها در تعیین نوع فعل نقش آفرینی می کنند. دسته دیگر از آنها نیز در متون معاصر کاربرد بسیار کمی دارند؛ مانند:«ن» تاکید. ولی اسلوب های تاکید همچنان نقش تاکیدی خود را ایفا می کنند و به راحتی در زبان فارسی معادل یابی می شوند.
    کلیدواژگان: زبان عربی، نشانه های تاکید، معادل یابی، طه حسین، ادونیس
  • صادق سیاحی، محمود آبدانان مهدی زاده، محمود شکیب انصاری، معصومه تراوش* صفحات 43-60
    از آنجا که هدف از ترجمه متون دینی، تفهیم هرچه بهتر و بیشتر مفاهیم و معارف ناب دینی و اسلامی به مخاطبان است، مترجمان باید تلاش کنند تا تعادل ترجمه ای را در متون دینی و ارائه ترجمه ای که پاسخگوی نیاز مخاطب باشد، رعایت کنند. دستیابی به تعادل ترجمه ای، مستلزم اعمال تعدیل ها و تغییر هایی در فرایند ترجمه است. یکی از این تغییرها که نخستین بار از سوی «وینه و داربلنه» (Vinay and Darbelnet) مطرح شد، «تصریح» است.تصریح از جمله تغییراتی است که در قلمرو اختیارات مترجم قرار می گیرد که به صورت آگاهانه و به عنوان راهبردی در ترجمه صورت می گیرد. فیض الإسلام دانشمندی فقیه و ادیب است که به ترجمه متون دینی (قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه) پرداخته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی زبانشناختی است، درصدد است تا تصریح را به عنوان شاخصه سبک شناختی ترجمه فیض الإسلام در قرآن مورد کاوش قرار داده تا اثرگذاری ها و فوائد آن در ترجمه، به ویژه ترجمه متون دینی مشخص شود. ایشان با استفاده از تکنیک تصریح به شفاف سازی واژگان فرهنگ مدار و مقولات ناآشنا برای مخاطب و تصریح به عوامل انسجام (حذف، جانشینی و ارجاع) ونیز ایجاد ارتباط و تناسب میان آیات قرآن پرداخته اند که موجب تفهیم بهتر به خواننده و مانع از ایجاد چالش ذهنی و گسستگی در خوانش وی می گردد. اما باید گفت که ترجمه ایشان ویژگی خاص دیگری را از آن خود ساخته است و ایشان دریچه دیگری را در فن ترجمه گشوده است که می توان آن را نظریه یا انگاره تبیین نامید. در واقع، ایشان افزوده هایی می آورد که حد وسط میان تصریح و تفسیر است.
    کلیدواژگان: ترجمه قرآن، فیض الإسلام، تعادل، تصریح، تبیین
  • علی افضلی*، عطیه یوسفی صفحات 65-84
    ترجمه آثار سعدی شیرازی به عنوان یکی از نامدارترین سخن سرایان ادب فارسی، بنا به جنبه های متعدد ساختاری و محتوایی، قابلیت تحلیل و بررسی از منظر نظریه های جدید فن ترجمه را دارد. آنتوان برمن در نظریه گرایش های ریخت شکنانه خود، با هدف برجسته ساختن اهمیت دیگری و فرهنگ بیگانه در ترجمه و احترام به غرابت و بیگانگی متن اصلی، بر این اعتقاد است که مترجم باید از نظر شکل و محتوا، مقید به متن مبدا و وفادار به آن باشد. در این جستار، ترجمه عربی جبرائیل المخلع از کتاب ارجمند «گلستان» بر اساس هفت مولفه از مولفه های تحریف متن از دیدگاه برمن بررسی می شود که عبارتند از: عقلایی سازی، شفاف سازی، اطناب کلام، تفاخرگرایی، تخریب شبکه های معنایی زیرین متن، غنازدایی کیفی و غنازدایی کمی. یافته های پژوهش نشان می دهد علت اصلی انحراف ترجمه عربی گلستان از متن اصلی، ناآشنایی مترجم به زبان فارسی، تمایزهای مربوط به ساختار دستوری و نیز تطابق کامل نداشتن دامنه اطلاق واژه ها در دو زبان عربی و فارسی است که طبیعتا ناشی از اختلاف فرهنگ، تمدن، عادات و رسوم دو قومی است که به این دو زبان سخن می گویند.
    کلیدواژگان: گلستان سعدی، جبرائیل المخلع، آنتوان برمن، گرایش های ریخت شکنانه
  • الهام سیدان* صفحات 89-110
    این پژوهش، نقدی بر ترجمه های فارسی «الاجنحه المتکسره» اثر جبران خلیل جبران است. ترجمه های متعددی از این اثر در دست است و نظر به اینکه ناهمسانی هایی در میان ترجمه های این اثر با متن مبدا مشاهده می شود، در این مقاله به بررسی و مقابله شش ترجمه (انصاری، حبیب، ریحانی و هانی، شجاعی، طباطبائی و نیکبخت) با متن اصلی پرداخته می شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با هدف دستیابی به برگردانی نزدیکتر به متن اصلی، به بررسی و نقد تقابلی ترجمه های فارسی الاجنحه المتکسره با متن مبدا می پردازد. مقابله و ارزیابی نمونه ها در این نوشتار، در چهار سطح «واژگان»، «معنا»، «بافت کلام» و «تاثیر ادبی» انجام می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین ناهمسانی ها در حوزه واژگان، معنا، بافت کلام و ادبیت متن در ترجمه شجاعی مشاهده می شود. روی آوردن به اطناب و تفصیل غیرضروری در ترجمه ریحانی و هانی، بیش از ترجمه های دیگر است. صرف نظر از برخی لغزش ها در حوزه گزینش واژگان، ترجمه انصاری محاسن درخور توجهی دارد که آن را از دیگر ترجمه های این اثر متمایز می کند. این ترجمه از منظر انتقال معنا، توجه به بافت کلی کلام و ادبیت متن، نزدیکترین ترجمه به متن مبدا است.
    کلیدواژگان: الاجنحه المتکسره، بال های شکسته، جبران خلیل جبران، نقد تقابلی ترجمه
  • محمدحسن امرایی*، یحیی معروف، جهانگیر امیری، مجید محمدی صفحات 115-144
    اصل در ترجمه، رعایت امانت، حفظ معنا و سلیس بودن است که این موضوعی ثابت در اصل ترجمه غلامعلی حداد عادل است. یقینا ترجمه فارسی شیوا و ادبی وی، توانسته است بخش عمده ای از این ضرورت ها و انتظارها را تحقق بخشد، لیکن مسئله این تحقیق، میزان و چگونگی این تعادل و مطابقت معنا با الفاظ قرآنی است. مترجم برخی ساختارهای صرفی نحوی و بلاغی را در ترجمه نادیده انگاشته، در مواردی نیز ترجمه واژگان (اسم، فعل و حرف)، ترکیب ها و اصطلاحات در مقابل هم قرار نگرفته است. بنابراین، لازم معنا یا معنای تبعی واژگان، ترکیب ها و اصطلاحات در ترجمه لحاظ شده است، نه معنای اصلی و دقیق آنها. این پژوهش درصدد است تا با مطالعه موردپژوهانه «سوره نمل»، ترجمه ایشان را از زوایای مختلف واژگانی، صرفی نحوی، بلاغی و ویرایشی، به بوته نقد، تحلیل و تطبیق بسپارد تا مواردی که در ترجمه این سوره مبارکه نیازمند بازنگری دقیق تری هستند، بازشناسی نماید. دستاورد حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ترجمه مترجم، در عین برخورداری از امتیازهای فراوان، از جمله نوآوری در شیوه ترجمه وفادار و معنایی، التزام به پیام و محتوای زبان قرآن، شیوایی بیان و استفاده از واژه های فارسی روان، پرهیز از زیاده نویسی و فارسی گرایی افراطی و... در حوزه های صرف و نحو، بلاغت، ترجمه واژگان و... نیاز به بازنگری دقیق تری دارد که برخی از آنها در این پژوهش موردی، واکاوی و تحلیل توصیفی شده است.
    کلیدواژگان: ترجمه قرآن کریم، نحو، بلاغت، معنای تبعی، سوره نمل، غلامعلی حداد عادل
  • علیرضا فخاری، زهرا بشارتی* صفحات 147-184
    امام علی(ع) در نامه 47 نهج البلاغه به سه امر مهم، یعنی «تقوای الهی»، «نظم امر» و «اصلاح ذات البین» وصیت فرموده است. در سده های اخیر، عبارت «نظم امرکم» به «نظم فردی»، یعنی «قرارگیری هر شیء در جایگاه خود» معنی شده است. اما بر اساس قرائن موجود در متن نامه، از جمله شرایط حساس زمانی، مخاطبان نامه، معنای لغوی و کاربردی نظم در آن عصر و دیگر تعابیر امام(ع)، به نظر می رسد معنای دیگری اراده شده است. در بررسی لغوی، این نکته به دست می آید که در دوره های متقدم، واژه «نظم» مفهوم اجتماعی داشته، به معنای «پیوستگی» بوده است، در حالی که برخی از لغتنامه های متاخر، علاوه بر معنای اجتماعی، معنای فردی را نیز برای آن در نظر گرفته اند. از برآیند آرای شارحان و برخی مترجمان نهج البلاغه ذیل «نظم امرکم» نیز همان معنی اجتماعی «وحدت و پیوستگی» به دست می آید. کاربردهای «نظم» و «امر» در نهج البلاغه و دیگر متون، «پیوستگی» را برای واژه «نظم» به عنوان معنای اصیل، و «کار»، «کثرت» و«حکومت» را برای واژه «امر» برجسته تر می کند. نظرات برخی از معاصران درباره «نظم امرکم» حاکی از آن است که معنای وحدت برای نظم، نقطه مشترک آرای ایشان است، هرچند برخی از آنان، اقامه نظام حکومتی و امر خلافت را معنای دقیق این اصطلاح دانسته اند. در نهایت، می توان گفت در کلام امیرالمومنین علی(ع)، «نظم امرکم» بیانگر تاکید آن حضرت بر وحدت بوده است.
    کلیدواژگان: نظم، امر، وحدت، نظم فردی، امام علی(ع)، نهج البلاغه
  • عیسی متقی زاده، محمدرضا احمدی* صفحات 175-206
    قرآن کریم ساختار نحوی، صرفی و بلاغی محکمی است. فرآیند برگرداندن این کتاب آسمانی مستلزم توجه شایانی به نحو یا دستور زبان عربی است. در این زبان، حرف «فاء» یکی از حروف معانی است که از تنوع بسیاری برخوردار است و این مسئله کار مترجم را هنگام برگردان آن به زبان فارسی دشوار می کند. مترجمان فارسی برای ترجمه «فاء» برابر نهادهای «پس»، «سپس» و «آنگاه» را ارائه داده اند که با توجه به تنوع این حرف، ناکافی است. هدف این پژوهش آن است که از نظر دستوری بررسی کند مترجمانی مانند الهی قمشه ای، فولادوند و خرمشاهی چگونه این حرف را در قرآن ترجمه کرده اند. از جمله نتایجی که به دست آمده این است که مترجمان در ترجمه «فاء» عطف و جزای شرط عملکرد مطلوبی داشته اند، اما در ترجمه «فاء» استیناف، سببیه، زائده و فصیحه به خوبی از عهده برنیامده اند، به گونه ای که برای فاء استیناف و زائده برابرنهادهایی را قرار داده اند که نادرست است؛ زیرا نباید این نوع از فاء، ترجمه شود. آنها در ترجمه فاء سببیه نیز در بسیاری موارد جنبه سبب و مسبب بودن را رعایت نکرده اند و علیت را نشان نداده اند. چنان که در فاء فصیحه نیز فقط جنبه عاطفه بودن آن را لحاظ کرده اند و به بخشی از جمله که حذف شده است و وظیفه افصاح کلام را بر عهده دارد، توجهی نداشته اند و این بی توجهی نیز سبب شده است که در برگردان آن به اشتباه بروند.
    کلیدواژگان: ترجمه قرآن، الهی قمشه ای، فولادوند، خرمشاهی، انواع فاء، دستور زبان عربی
  • علی حاجی خانی *، نوروز امینی صفحات 199-236
    یکی از مباحث تعیین کننده در فهم قرآن کریم، میزان توجه به سیاق است. شکی نیست که توجه به بافت سخن و سایر اجزای کلام، در فهم مراد گوینده نقشی اساسی دارد. بر این اساس، توجه به سیاق در ترجمه قرآن کریم نیز ضروری می نماید؛ چراکه هر ترجمه ای مستلزم فهم صحیح آیات است. اما این موضوع که کدام یک از روش های ترجمه قرآن کریم به مقوله سیاق توجه داشته است و از ظرفیت لازم در این راستا برخوردار است، درخور تامل و تحقیق است. این پژوهش با بررسی مهم ترین انواع ترجمه های موجود از قرآن کریم، میزان توجه مترجمان به سیاق را در ترجمه های تحت اللفظی، امین، معنایی و تفسیری مورد ارزیابی و نقد قرار داده است و به این نتیجه دست یافته که از میان ترجمه های یادشده، میزان توجه به سیاق در ترجمه تفسیری بیشتر است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، ترجمه تفسیری، ترجمه امین، ترجمه معنایی، ترجمه تحت اللفظی، سیاق
|
  • Abdulali Aleboyeh Langrudi *, Sarieh Sheikhi Ghalat Pages 13-40
    Language is a symbolic system for communication. In order for the messages to be conveyed successfully between the interlocutors, it is sometimes necessary to be accompanied by certain signs so that the recipient of the message receives what was exactly meant by the addresser. This process in Arabic and Persian is known as “Emphasizing or the Emphasis” which based on the six functions proposed by Jakobson for verbal communication are mainly manifested in conative and referential functions. This study, using an inductive-inferential research design within a linguistic approach, tried to investigate the functions of the emphatic devices as tools, function words and style in the contemporary Arabic language while finding their Persian equivalents. To this end, it focused on two books of “The Days” by Taha Husain and “An Introduction to Arab Poetics” by Adonis. These two are prominent contemporary writers and their prose is considered as standard prose by most literary critics. The findings revealed that the emphatic tools have lost their emphatic role in modern Arabic and are solely used for the sake of textual coherence; therefore, there is no equivalent for them in Persian. The emphatic role of some of these words such as “Ghad” have been fainted and just play a role in determining the type of the verb. Another group of them like “Emphatic N” is rarely used in modern texts. However, emphatic styles have still kept their emphatic role and their equivalents can be easily found in Persian.
    Keywords: Emphatic devices, Finding equivalents, Taha Husain, Adonis
  • Sadegh Sayyahi, Mahmud Abdanan Mahdizadeh, Mahmud Shakib Ansari, Masumeh Taravosh* Pages 43-60
    Since the aim of translating religious texts is to explain religious and Islamic concepts for ordinary people and to make them clear for public, translators of religious texts must do their jobs very meticulously and with extreme care in order to respond to the needs of people. In this way, they can offer an equivalent translation of original religious texts. To achieve this objective, translators must do some modifications in their texts. In this way, they can present an understandable text to their readers. Stipulation in the process of translation is one of such modifications. This technique was initially employed by Viney and Darblenet. This type of modification is completely done by translators. This is a strategy that is intentionally employed by translators in order to disambiguate the translated text. Fizol-Islam was a religious scholar who translated a lot of religious texts, including the Quran, the Nahjolbalagheh, and the Sahifato al-Sajadieh. This study was a descriptive-analytical research that was conducted on the basis of a linguistic approach. The aim was to examine “stipulation” as one of the main characteristics of Fizol-Islam’s translations, and to show how it can improve the translation of religious texts. Using this technique, he managed to explain the meaning of unfamiliar and culturally-based words for readers. He used a number of techniques such as “deletion”, “replacement”, and “reference” to offer a coherent translation to the readers. This makes his translations understandable for readers and paves the way for them to obtain a clear understanding of the original texts. Also, this creates a coherent and disambiguated text for interested readers without being challenged by any serious complexity in the translated text. It must be added that his translations of religious texts have special characteristics. He opened new horizons in the field of translating religious texts. This can be called a “Theory of Elaboration”. In fact, his method is somewhere between stipulation and interpretation of religious texts.
    Keywords: The Quran translation, Fizol, Islam, Balance, Stipulation, Elaboration
  • Ali Afzali *, Attieh Yusefi Pages 65-84
    The translation of Saadi’s books as a one of the greatest literary works of Persian literature is considerable with the modern theories of translation's skills, structurally and contently. Antoine Berman with his theory "Deformative Tendencies" emphasized on the impotency of the others and underscored the main text. He believed that the translators must respect the first text and be faithful toward it. In this paper, we examine the Arabic translation of Golestan by Jibraiel Al-Mokhalla, by using the seven parameters of Berman's theory: Rationalization, Clarification, Ennoblement, Glorification, the Destruction of underlying Networks of Signification, Quantitative impoverishment, and Qualitative impoverishment. The conclusion shows that the main reasons of deviation in Arabic translation from Golestan of Saadi belongs to: translator's lack of acquaintance to Persian language, the grammatical and lexical differences between Arabic and Persian and naturally it is resulting from the unconformity of culture, civilization, and tradition of these two nations.
    Keywords: Golestan of Saadi, Jibraeil Al Mokhalla, Antoine Berman, deformative tendencies
  • Elham Sayyedan* Pages 89-110
    The present study is a criticism about the Persian translations of Al-Ajniha al-Mutakassira written by Gibran Khalil Gibran. The work has been translated for several times. Since some inconsistencies were observed in the translations of the work and the source text, six translations (Ansari, Habib, Reihani and Hani, Shojaei, Tabatabai and Nikbakht) were reviewed and contrasted with the source text. This descriptive analytical study with the aim of achieving a translation closer to the original text attempts to review and comparative criticize the Persian translations of Al-Ajniha al-Mutakassira with the source text. The samples in this article are reviewed in four levels: lexicon, semantics, context, and literary influence. The findings show that the most inconsistencies at the level of lexicon, semantics, context and text Literature are observed in the translation of Shojaei. Redundant and unnecessary details are found in the translations of Reihani and Honi more than the rest of the translators. Apart from some mistakes in the choice of lexicon, translation of Ansari has considerable advantages that distinguish it from other versions of this work. This translation is nearest to the source text from the perspective of transferring meaning, attention to the context, and text literature.
    Keywords: Al, Ajniha al Mutakassira, the broken wings, Gibran Khalil Gibran, comparative criticism of translation
  • Mohammad Hasan Amraei*, Yahya Maroof, Jahangir Amiri, Majid Mohammadi Pages 115-144
    The authenticity of translation, compliance with trusteeship, protection of the meaning and fluency are the fixed issues in the principles of the Gholam-Ali Haddad-Adel’s translation. Certainly his fluent and literary Persian translation has been able to be realized as the major part of the requirements and expectations, but the problem of this research is related to amount and manner of this balance and adaption of meaning with the Quranic words. The translator ignored some morphosyntactic and rhetorical structures in the translation, also in some cases, translation of words (noun, verb and letter), combinations and terms are not opposed to each other. Thus, the necessary consequential meaning or the meaning of words, compounds and expressions are considered in the translation not their original and accurate meaning. This case study of the "Surah Al-Naml "attempts to review his translation from different aspects of lexical, morphological, syntactic, rhetorical. It also recognizes those cases in this Surah which are in need of more accurate translation. Achievement of this study shows that the translator's translation while having many advantages such as innovation in manner of semantic and faithful translation, commitment to the message and content of the language of the Quran, eloquence of expression and using of the fluent Persian words, avoidance of overwriting and extreme tendency to the Persian and etc., in the areas of grammar, rhetoric, translation of words and etc. needs a more precise revision that some of them have been analyzed and described in this case study.
    Keywords: Translation of the Holy Quran, Grammar, Rhetoric, Meant consequential, Surah Al Naml, Gholam Ali Haddad Adel
  • Alireza Fakhari, Zahra Besharati* Pages 147-184
    In Letter 47 of Nahjolbalaghe, Imam Ali (PBUH) introduces three important issues including the fear of God, order in affairs and peace among people. The term “order in affairs” has become synonymous in recent centuries with individual order – that is, the placement of every object in its position. But based on the evidence available in the context of the letter including sensitive situations in the period, addressees of the letter, literal and applied meanings of order at the time and other expressions used by Imam (PBUH), it seems that another meaning was originally meant by “order in affairs”. In a lexical study, it can be figured out that the word order had some social sense of “consistency” in earlier periods while some recent dictionaries consider an individual meaning for it in addition to the social meaning. The synthesis of different views by interpreters and some translators of Nahj al-Balagha concerning the term “order in affairs” points to the social sense of “unity and consistency”. Applications of the words “order” and “affairs” in Nahj al-Balagha and other texts highlight the sense of “consistency” for the word order as its original meaning and the senses of “work”, “diversity” and “management” for the word affairs. The views of some contemporaries about the term “order in affairs” suggest that the meaning of unity for order is the common ground. However, some have pointed to the sense of keeping up the government/ regime as the accurate meaning of affairs. Finally, it can be concluded that the term “order in affairs” in this quote from Imam Ali (PBUH) suggests his emphasis on the concept of unity.
    Keywords: Order, Affairs, Unity, Individual order, Imam Ali (PBUH), Nahj al Balagha
  • Issa Mottaghizadeh, Mohammad Reza Ahmadi* Pages 175-206
    The Holy Quran has a sturdy syntactical, morphological and rhetorical structure. The interpretation process of this heavenly book requires great attention to the syntax and grammar of Arabic language. The letter “Fa” is one of those meaningful letters in Arabic language that has high diversity, and this fact makes it complex for the translators to interpret it into Persian. The Persian translators have proposed “then”, “after that” and “next” as its equivalents, which considering the diversity of this letter seems to be insufficient. The aim of the present study is to conduct a grammatical analysis of how some translators such as Elahi Ghomshei, Fouladvand, and Khorramshahi have translated this letter in Quran into Persian. One of the results that we have reached upon is that these translators have had a satisfactory performance in translating Communicative Fa but have failed to translate Communicative Fa, Appealing Fa, Causal Fa and Excess Fa. As a result, their equivalents for Appeal Fa and Excess Faare incorrect, since this type of Fa shouldn’t be translated at all. Also, in translating Causal Fa, they have not paid due attention to the cause and effect and have not conveyed the causality relation. Furthermore, in translating Communicative Fa, they have only considered the emotional aspect, and have not considered that part of the sentence that has been omitted, and this fact has caused them to go awry in translation.
    Keywords: Interpreting Quran, Elahi Qomshei, Fouladvand, Khorramshahi, Various types of FA, Arabic grammar
  • Ali Hajikhaani *, Norooz Amini Pages 199-236
    One of the crucial issues to help translators understand the Quran is to take the context into consideration in the process of translation. And there is no doubt that, context is of great importance in understanding the speaker's meaning. Accordingly, paying attention to the context in translating the Holy Quran is also necessary since any translation requires the true understanding of the holy verses. Meanwhile, it is very important to specify that which types of translations take the context into consideration. This study reviewed the main types of existing translations of the Quran including literal, faithful, semantic and explanatory translations and reached to this conclusion that among the translations mentioned, explanatory translation is more consistent with the context.
    Keywords: Quran, Literal, Faithful, Semantic, explanatory translations, Context