فهرست مطالب

حفاظت زیست بوم گیاهان - سال دوم شماره 1 (پیاپی 4، بهار و تابستان 1393)
  • سال دوم شماره 1 (پیاپی 4، بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/03/26
  • تعداد عناوین: 7
|
  • منصوره کارگر *، زینب جعفریان، رضا تمرتاش صفحات 1-16
    ارزیابی توان بوم شناختی گونه های مرتعی بر پایه معیارها و شاخص های موجود در رویشگاه ها می تواند یکی از نکات مهم و ارزشمند برای مدیریت رویشگاه به شمار رود. به همین منظور دو گونه مرتعی موجود در منطقه واوسر کیاسر استان مازندران بر پایه نه معیار اسیدیته خاک، نیتروژن کل، درصد آهک، درصد شن، درصد سیلت، درصد رس، کربن آلی خاک، هدایت الکتریکی و درصد رطوبت مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور ارزیابی گونه های مختلف بر پایه معیار های چندگانه، تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به کار گرفته شد. نتایج بررسی نشان داد که بالاترین وزن با توجه به ویژگی درصد رس خاک در گونه Artemisia aucheri وجود دارد در حالی که بالاترین مقادیر وزن مربوط به درصد سیلت در گونه Festuca ovina دیده شد. کمترین مقادیر وزن بر پایه ویژگی های درصد سیلت، اسیدیته، درصد رطوبت، درصد شن و هدایت الکتریکی به گونه Artemisia aucheri دیده شد. میانگین وزن نسبی گونه های مرتعی بر پایه ویژگی های مورد بررسی نشان داد که گونه Artemisia aucheri دارای توان بوم شناختی بالاتری نسبت به Festuca ovina می باشد. نتیجه کلی نیز بیانگر مناسب تر بودن شرایط گونه مرتعی Artemisia aucheri نسبت به گونه Festuca ovina بوده است.
    کلیدواژگان: آنالیز تحلیل سلسله مراتبی، خصوصیات خاک، درمنه کوهی، علف بره
  • افشین صادقی راد *، محمد نصرالهی، حسین آذرنیوند، علی طویلی صفحات 17-30
    شناخت ترکیب فلورستیک گیاهان در برنامه های مدیریت مرتع امری ضروری است. لذا این پژوهش با هدف بررسی فلور حوزه آبخیز سیمانی انجام شد. در مجموع 113 گونه گیاهی و 29 تیره گیاهی در منطقه وجود داشت به طوری که تیره های گندمیان (Poaceae) با 25 گونه، پروانه آسایان (Papilionacreae) با 17 گونه و نعناعیان (Lamiaceae) با 11 گونه دارای بیشترین فراوانی بودند. این در حالی است که تیره های چتریان (Apiaceae)، گل سرخیان (Rosaceae) و کاسنی (Asteraceae) فراوانی یکسانی (8 گونه) داشتند. نتایج حاصل از مطالعه شکل های زیستی گیاهان نشان داد که همی کریپتوفیت ها (28/36 درصد) بیشترین فراوانی را دارند و پس از آنها تروفیت ها (74/32 درصد)، فانروفیت ها (38/12 درصد)، کامفیت ها (96/7 درصد)، ژئوفیت ها (07/7 درصد) و ژئوفیت های ریزومی و پیازی در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. از نظرکورولوژی بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به عناصر ناحیه ایران- تورانی (29/59 درصد)، نواحی ایران - تورانی و مدیترانه ای (27/13 درصد)، ناحیه ایران- تورانی و مدیترانه ای و اروپا - سیبری (84/8 درصد )، ایران - تورانی و جهان وطنی (65/2 درصد) و ایران - تورانی و صحرا- سندی (65/2 درصد) است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که منطقه مورد مطالعه با وجود عوامل تخریبی، از فلور نسبتا بالایی برخوردار است که می توان از آن در ارزیابی وضعیت کنونی و پیش بینی وضعیت آینده منطقه (از طریق شناخت گونه ها) بهره گرفت.
    کلیدواژگان: فلور، شکل زیستی، حوزه آبخیز سیمانی، استان کرمانشاه
  • سیده زهره میردیلمی *، غلامعلی حشمتی صفحات 31-46
    لازمه شناخت و درک مناسب از روابط بین عناصر بوم شناختی و اصول مدیریت صحیح مرتع، مطالعه تنوع گونه های گیاهی است. وجود تنوع گونه ای گیاهی بالاتر در یک اکوسیستم مرتعی نشان دهنده وجود شرایط محیطی مساعد جهت استقرار گونه های متعدد و در نتیجه پایداری جوامع گیاهی آن اکوسیستم هستند. هدف پژوهش حاضر، بررسی مهمترین عوامل موثر بر تغییرات تنوع گونه ای در مرتع ییلاقی سبزکشه واقع در استان گلستان است. در قدم اول، اطلاعات مربوط به پوشش گیاهی و خاک به ترتیب با روش های تصادفی-سیستماتیک و زیگزاگی در نقاط معرف و تیپیک منطقه ثبت گردید. بعد از جمع آوری اطلاعات، برای تعیین تنوع گونه ای، یکنواختی و غنا به ترتیب از شاخص های شانون واینر، پایلو و شمارش تعداد گونه در واحد سطح در محیط نرم افزار PAST بهره گیری شد. سپس با استفاده از نرم افزار PC-ORD 5، گروه های عمده بوم-شناختی و موثرترین عوامل خاکی و پستی و بلندی بر تغییرات تنوع گونه ای گروه های اکولوژیک به ترتیب با به کارگیری آنالیزهای خوشه بندی و رج بندی (تجزیه مولفه های اصلی) تعیین شد. نتایج نشان داد که شاخصهای تنوع گونه ای، غنا و یکنواختی اطلاعات ارزشمندی را در ارتباط با پاسخ پوشش گیاهی به تغییرات محیطی ارائه می دهد. به طوری که پارامترهای ارتفاع از سطح دریا، اسیدیته، نیتروژن، فسفر و رس خاک بیشترین نقش را در تغییرات تنوع گونه ای گروه های اکولوژیک منطقه دارند. همچنین الگوی توزیع گونه ها در منطقه مورد مطالعه با توجه به مدل رتبه-فراوانی نشان داد که گونه های گیاهی منطقه مورد مطالعه با مدل توزیع لوگ نرمال مطابقت دارد و نسبتا در شرایط به دور از استرس قرار دارند.
    کلیدواژگان: تنوع گونه ای، پستی و بلندی، خاک، سبزکشه
  • محمدعلی زارع چاهوکی *، محبوبه عباسی، حسین آذرنیوند صفحات 47-60
    هدف از این مطالعه، ارائه مدل پیش بینی پراکنش مکانی رویشگاه بالقوه دو گونه گیاهی Agropyron intermedium (Host) Barkworth & D.R. DeweyShow AllShow Tabs و Stipa barbata Desf. در مراتع طالقان میانی با وسعت 12/37977 هکتار است. با توجه به هدف پژوهش، اطلاعات حضور و عدم حضور گونه های مذکور و عوامل محیطی رویشگاه از قبیل اقلیم، خاک، پستی و بلندی و زمین شناسی جمع آوری شد. نمونه برداری در تیپ های گیاهی به روش تصادفی-سیستماتیک از طریق پلات گذاری در امتداد سه ترانسکت 150 متری انجام شد. سطح پلات ها با توجه به نوع گونه های موجود به روش حداقل سطح و تعداد آن ها با توجه به روش آماری 15 پلات در امتداد هر ترانسکت تعیین گردید. در ابتدا و انتهای هر ترانسکت یک پروفیل حفر و تا عمق 30 سانتی متری خاک، برداشت شد. خصوصیات خاک شامل سنگریزه، بافت، آهک، ماده آلی، اسیدیته، هدایت الکتریکی و املاح محلول (فسفر، نیتروژن، پتاسیم) اندازه گیری گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نقشه پیش بینی از روش های زمین آمار و رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج نشان داد که در ظهور و پراکنش گونه S. barbata جهت رویشگاه این گونه (شمالی) و افزایش آهک خاک (تا 5/27 درصد) رابطه مستقیم دارند؛ همچنین در استقرار و توزیع گونه A. intermedium، افزایش ارتفاع (تا 2550 متر) بیشترین تاثیر را داشته است. ارزیابی میزان تطابق مدل پیش بینی با نقشه واقعی تیپ های گیاهی با استفاده از شاخص کاپا نشان داد که مدل رگرسیون لوجستیک قادر به پیش بینی رویشگاه هر دو گونه در سطح بسیار خوب بوده است. با این تفاوت که در مورد گونه A. intermedium ضریب کاپا (0/83=k) اندکی بالاتر از گونه S. barbata برابر با (k=0/79) بوده است.
    کلیدواژگان: رگرسیون لوجستیک، رویشگاه بالقوه، مراتع طالقان، Agropyron intermedium، Stipa barbata
  • سیدعلی حسینی *، جمشید خطیر نامنی صفحات 61-78
    مطالعه تغییرات پوشش گیاهی در شرایط چرا و عدم چرای دام در رویشگاه های مرتعی، با توجه به نقش آن در برنامه ریزی های احیای مراتع، اهمیت ویژهای دارد. تاثیر قرق در روند تغییرات پوشش گیاهی مراتع طبیعی در منطقه نیمه استپی گمیشان در استان گلستان از سال 1367 تا 1384 مورد مطالعه قرار گرفت. بدین صورت که هر ساله پارامترهای پوشش گیاهی در داخل و خارج قرق در کوادرات های ثابت اندازه گیری شد. سپس، تولیدگیاهان به روش قطع و توزین با استفاده از کوادرات های تصادفی اندازه گیری شد. داده ها با آزمون Tدر نرم افزار MiniTab 15 مقایسه شدند. نتایج نشان داد کل پوشش تاجی و گندمیان دائمی در داخل قرق نسبت به خارج به طور معنی دار افزایش یافتند ولی بوته ای ها، پهن برگان و گراس های یکساله کاهش یافتند. افزایش گندمیان دائمی در داخل قرق به علت افزایش گندمی دائمی Puccinella distans بوده، که از گونه های کلاس I است. کاهش بوته ای ها در داخل و خارج قرق به علت کاهش گونه بوته ای Halocnemum strobilaceum بوده که از گونه های کلاس III است. گونه های دائمیArtemisia sieberi و Frankenia hirsuta که در سال مبدا قرق وجود نداشتند، در سال های بعد مستقر شدند. نتایج مقایسه تولید نشان داد میزان تولید کل و گندمیان دائمی در داخل قرق نسبت به خارج افزایش داشته است. همچنین وضعیت مرتع داخل قرق از متوسط به خوب بهبود یافت.
    کلیدواژگان: مراتع، قرق، پوشش تاجی، تولید، گمیشان
  • مهدیه جعفری پاریزی، سعید افشارزاده *، حمیدرضا عکافی، شبنم عباسی صفحات 79-94
    هدف از این پژوهش، طبقه بندی گروه های اکولوژیک درمنه زار های سه مرتع استان اصفهان، بررسی ویژگی-های آن ها و مقایسه این زیستگاه ها می باشد. در ابتدا، سه درمنه زار در مناطق گردنه خروس گلو (سمیرم)، یحیی آباد (نطنز) و اشن (نجف آباد) انتخاب شد و به روش تصادفی – سیستماتیک، نمونه برداری در این مناطق انجام شد. اندازه قاب های نمونه برداری با روش سطح حداقل 16 مترمربع و تعداد قاب ها با توجه به وضعیت پوشش گیاهی، 21 عدد تعیین شد. طبقه بندی و رج بندی گروه های اکولوژیک با به کار گیری تجزیه و تحلیل دو طرفه گونه های شاخص (TWINSPAN) و تحلیل تطبیقی متعارفی (CCA) انجام شد. در هر منطقه، سه گروه اصلی تعیین و سپس روابط بین قطعات نمونه و عوامل محیطی بررسی شد. نتایج نشان داد، تعداد گونه های مشترک بین سه منطقه، 36 گونه است و خانواده های Asteraceae ،Poaceae و Fabaceae بزرگ ترین خانواده-های مناطق از لحاظ تعداد گونه بودند. گروه اکولوژیک Artemisia aucheri - Astragalus verus در سه منطقه مشترک بود. از بین عوامل محیطی بررسی شده ارتفاع، میزان سنگریزه، اسیدیته، هدایت الکتریکی، شوری و درصد رطوبت وزنی، ارتفاع موثر ترین عامل در پراکنش پوشش گیاهی بود. همراهی بین گونه درمنه کوهی با دو گونه بروموس نتیجه گیری شد. در بررسی خاک این مراتع، مشاهده شد که خاک، قلیایی است و شوری نسبتا زیادی دارد. به طوری که pH در سه منطقه بالاتر از 8 و هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک بین 70 تا 100 میکرو زیمنس بر متر اندازه گیری شد. بنابراین، شناخت گروه های گیاهی و تاثیر عوامل محیطی بر آن ها برای مدیریت صحیح این مراتع ضروری است.
    کلیدواژگان: تحلیل تطبیقی متعارفی (CCA)، تحلیل دو طرفه گونه های شاخص (TWINSPAN)، درمنه
  • معصومه آقابابایی طاقانکی *، اسماعیل اسدی، پژمان طهماسبی، حمزه علی شیرمردی صفحات 95-102
    یکی از راهکارها ی مناسب برای اصلاح و احیای مراتع خشک و نیمه خشک کشور، معرفی گونههای سازگار با ویژگی های این مناطق است. این امر از طریق شناخت و تعیین گونه ها، ویژگی های شاخص گیاهی و خصوصیات گیاهان اکوسیستم های مرتعی میسر می شود. شناخت مراحل توالی و گونه های شاخص هر یک از آنها، ما را در مدیریت صحیح این عرصه ها یاری میکند. مطالعه حاضر در مراتع کرسنک استان چهار محال و بختیاری با هدف شناخت گونه ها و ویژگی های شاخص گیاهی صورت پذیرفت. ابتدا سه منطقه دارای توالی مختلف، (شخم خورده و رها شده) 5-3 سال، 15-10 سال و بیشتر از 25 سال و یک منطقه شاهد (مرتع) انتخاب شد. برای نمونهبرداری از پوشش گیاهی پس از استقرار ترانسکت، پلات گذاری شد و از طریق روش سیستماتیک-تصادفی درصد پوشش گیاهی تعیین گردید. برای تعیین گونه های شاخص هر یک از مراحل توالی از آنالیز گونه های شاخص ( ISA) استفاده شد. برای تفکیک گروه گونه های هر کدام از مراحل نیز از روش رج بندی مقیاس بندی چندبعدی غیرمتریک (NMS) استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که بیشترین تعداد گونه های شاخص مربوط به توالی بیشتر از 25 سال و شاهد (مرتع)، هر کدام با 10 گونه شاخص است که می تواند ناشی از بازگشت پوشش گیاهی پس از حذف عامل مخرب باشد. از طرفی، کمترین تعداد گونه های شاخص به توالی 5-3 سال با تعداد 7 گونه مربوط میشود. گروه های گونه های شاخص هر یک از مراحل توالی نیز از طریق نتایج آزمونNMS از یکدیگر تفکیک شدند و مشاهده شد که بین چهار منطقه مورد بررسی از لحاظ ترکیب گونه ای و گونه های شاخص تفاوت معنی داری وجود دارد.
    کلیدواژگان: توالی، گونه های شاخص، آنالیز گونه های شاخص، مقیاس بندی چند بعدی غیر متریک
|
  • Mansoureh Kargar *, Zeinab Jafarian, Reza Tamartash Pages 1-16
    Ecological potential assessment of rangeland plant species on basis existence criteria of rangeland ecosystems could be beneficial for ecosystem management. For this purpose, two rangeland plant species (Artemisia aucheri and Festuca ovina) were assessed in Vavsar region and assessed on basis, nine criteria (soil pH, total nitrogen, Caco3, Sand, Silt, Clay, OC, EC and Water(. In this research, Analytical Hierarchy Process (AHP) was used for assessment. Results showed that the maximum local priority was estimated for Artemisia aucheri from clay. The other criteria have higher value in Festuca ovina. The minimum silt (%), pH, water, sand and EC and total nitrogen was considered in Artemisia aucheri .The calculated overall priority showed which with respect to the criteria the Artemisia aucheri has higher ecological potential compared to the Festuca ovina. Pay attention to obtain results, Artemisia aucheri has more appropriate conditions and efficiency compared to the others at present condition.
    Keywords: Analytic Hierarchy Process, Soil properties, Festuca ovina, Artemisia aucheri
  • Afshin Sadeghirad *, Mohammad Nasrollahi, Hossein Azarnivand, Ali Tavili Pages 17-30
    Knowing about vegetation and plants floristic composition is essential in rangeland-management-programming.This study was carried out in order to evaluate the vegetation and floristic composition in the Simani watershed of Kermanshah province.There were 113 plant species and 29 plant families in the region. In this regard,the families of Poaceae (25 species), Papilionaceae (17 species), Lamiaceae (11 species) had the highest frequency, while families of the Apiaceae, Asteraceae and Rosaceae had the same frequency (5 species).The obtained results from the study of plant life forms indicated that Hemicryptophytes (36.28%) had the highest frequency, while Therophytes (32.74%) were in the second place, Phanerophytes (12.38%) in the third, Chamephytes (7.96%) in the fourth, Geophytes (7.07%) in fifth and rhizomes and bulbous Geophytes in sixth and sixth place respectively. In terms of chorology,theIrano-Touranian (59.29%) was in the first place, Irano-Touranian and Mediteranian (13.27%) in the second, Irano-Touranian, Mediteranian and Euro-Siberian (8.84 %) in the third, Irano-Touranian and Cosmopolitan (2.65%) in the fourth and Irano – Touranian and Saharo-Sindian (2.65%) in the last place. It can be concluded the area under study despite the destructive factors has fairly high flora by which can be used for assessing the current situation as well as predicting the future conditions of the region.
    Keywords: Vegetation, Floristic composition, Simani watershed, Kermanshah province
  • Seyyed Zohreh Mirdeilam *, Gholam Ali Heshmati Pages 31-46
    Studying plant species diversity is vital for knowing and better understanding the relationship between ecological factors and proper management principles. The existence of higher plant species diversity is an indicator of appropriate environmental conditions for deploying diverse species, which in turn lead to the sustainability of plant community in that ecosystem. The goal of current research is investigating the most important factors in the variation of the plant species in Sabzkesh summer rangelands located in Golestan province. In the first step, the data about vegetation and soil respectively in the indicator-regions were collected by random-systematic and Zigzag sampling method. After gathering data, diversity, evenness and richness calculated by using of Shannon Wiener and Pailo indices. In addition, in this stage counting plant species number per area unit was done by means of PAST software. Then, by PC-ORD 5 software major ecological groups and the most effective edaphic and topographical factors in the variation of the ecological groups of species diversity were determined through clustering and ordination analysis (Principal Component Analysis).The result showed that diversity, evenness and richness indices provided valuable information about vegetation response to the environmental variations. In this regard, factors such as elevation, pH, N, P and clay of soil had the most important role in the variation of plant species diversity of ecological groups in the studied region. Moreover, in the region under study plant-distribution-pattern with rank-abundance model indicated that the plant species of the region were compatible with Log-normal pattern therefore, the plant species in the studied region almost were out of stress.
    Keywords: Plant species diversity, Topographical, Soil, Sabzkesheh
  • Mohammad Ali Zare Chahouki *, Mahboobeh Abbasi, Hossein Azarnivand Pages 47-60
    The Purpose of this study is to predict the spatial distribution modeling of habitat potential of Agropyron intermedium and Stipa barbata species in area with the size of 37977.12 hectares in Miany (mideal) Taleghan. For modeling, vegetation data and site condition including topography, climate, geology and soil were prepared by satellite images, digital elevation model (DEM), geology map and climatology data (from related stations) were obtained. Within each plant type, three parallel transects with 150m length, each containing 15 quadrats were established. Sampling method was randomized-systematic method. Quadrats size determined for each vegetation type using the minimal area and their number were determined according to statistical method. Soil samples were taken from 0-30 cm in along of each transects. The soil properties included grovel, texture, pH, EC, organic matter, lime, soluble ions (N, P, K) were measured in the lab. Data analysis and prediction maps were done by geo-statistical and logistic regression methods. The results showed that direction habitat (N) and lime increasing soil (to 27.5 percent) had the greatest effect in the appearance and distribution of S. barbata species. Increasing height (to 2550 m) had the most important role in the appearance of A. intermedium species. Assessment of models using Kappa coefficient indicated that logistic regression models ability to predict habitat for both species was very good With the exception that kappa for A. intermedium (k =0.83) is slightly more than S. barbata (k =0/79).
    Keywords: Logistic regression, Potential habitat, Taleghan rangeland, Agropyron intermediom, Stipa barbat
  • Seyyed Ali Hosseini *, Jamshid Khatir Namany Pages 61-78
    Study of vegetation changes of grazed and ungrazed rangelands has a significant role in management. The effect of exclosure and grazing was studied on the direction of vegetation changes of rangelands in Semi-Steppe area of Gomishan in Golestan province from 1997 till 2005. The vegetation parameters were measured each year, in several fixed plots, inside and outside of exclosures. The annual forage production was measured by randomized plots by the employing clipping and weighing method. Data were compared with T test analysis by using MiniTab15. Results showed that total canopy and perennial grasses inside the exclosures significantly increased in comparsion with those of outside the exclouser, but shrubs, annual forbs and grasses inside the exclosur were decreased. Increase of the prinnial grasses inside the exclosure was due to Puccinellia distans which belongs to class I species. Reduction of shrubs in outside the exclosure because of the decrease of Halocnemum strobilaceum which belongs to class III. The perennial species such as Artemisia sieberi and Frankenia hirsuta were not inside the exclosure in the first year, but they grew naturally because of the exclosure in the next years. The results of the comparison of forage production and perennial grasses demonstrated that the rate of total forage production and perennial grasses inside exclosure in comparison with outside exclosure was increased. Moreover the range condition inside exclosure, was changed from medium state to good one.
    Keywords: Rangelands, Exclosure, Canopy forage production, Gomishan
  • Mahdieh Jafari Parizi, Saeid Afsharzadeh *, Hamid Reza Akafi, Shabnam Abbasi Pages 79-94
    The purpose of this study is not only to classify ecological groups of Artemisia aucheri Boiss. habitats in three rangelands in Isfahan province but also to study their properties and compare these habitats. For this purpose, three habitats of Artemisia aucheri in Yahya Abad (Natanz), Khorus Galu Ghat (Semirom) and Ashan (Najaf Abad) were selected, and sampling carried out in a random-systematic method. The sampling quadrates size was 16 m2 (determined by the minimum area method) and the number of quadrates in each habitat was 21 (determined by statistical methods). Vegetation classification carried out by TWINSPAN and CCA Analysis. Three main groups in each region were determined, and the relationship between environmental factors and quadrates were investigated. Results showed that 36 species were common and Asteraceae, Poaceae and Fabaceae families were the largest families in terms of number of species. Artemisia aucheri- Astragalus verus group was common in three regions. Among studied environmental factors such as height, amount of pebble, pH, electrical conductivity, salinity and percentage of moisture content, height was the most effective factor in the distribution of vegetation. Association among Artemisia aucheri species and two species of Bromus were determined. The study of the soils of rangelands showed that the pH in three regions was more than 8, and soil electrical conductivity was measured between 70 to 100 µS. So, identifying plant communities and environmental factors on these rangelands is essential for proper management.
    Keywords: CCA analysis, TWINSPAN analysis, Artemisia aucheri Boiss., Ecological groups, Isfahan rangelands
  • M. Aghababaei *, E. Asadi, P. Tahmasebi, Ha Shirmardi Pages 95-102
    One of the strategies for restoration and reclamation of arid and semi-arid rangelands is introducing t species which is compatible with the characteristics of these areas. This introduction is possible by the recognition, identification and properties of plants in rangeland ecosystems. Understanding the stages of succession and index species in each stage will help us in the proper management of these areas. This study was done in Karsanak rangelands in the Chaharmahal Bakhtiari province in order to recognizes property- plant index first three regions with different sequence including (1) 3-5 years-it was sown and abandoned; (2) 10-15 years; (3) more than 25 years, as well as a control area were selected then the experiment was followed by transecting and sampling by means of systematic random –method in order to determine vegetation percentage. Indicator Species Analysis (ISA) was used to determine the index species in the each steps of the succession. Non-Metric Multi dimensional Scaling (NMS) was used for separating the species groups of each stage. The results showed, that the highest number of index species was related to the sequence of more than 25 years, and the control group; each of them had 10 index species. And this could be the result of vegetation return after removing destructive agents while the lowest number of index species was related to the sequence of 3-5 years with 7 species. Groups of index species of each step were separated by NMS test results it was observed there was a significant difference among four studied - areas in terms of species composition and index species.
    Keywords: Succession, Index species, Indicator Species Analysis, Non-Metric Multidimensional Scaling