فهرست مطالب

  • پیاپی 61 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/23
  • تعداد عناوین: 16
|
  • محمدتقی حیدری ، ابوالفضل مشکینی، محسن احدنژاد روشتی صفحات 1-24
    زمین پایگاه نهایی و عرصه تمام فعالیت های بشر است و توزیع عادلانه و استفاده بهینه از زمین به عنوان شاخص اولیه و محک صحت و سقم ادعای مدعیان عدالت اجتماعی به شمار می رود. امروزه به دلیل نقش زمین در تامین رفاه و آسایش عمومی و تلقی آن به عنوان یک ثروت عمومی از یک طرف و نیز به دلیل افزایش روزافزون جمعیت و نیازهای نامحدود آن از طرف دیگر ضروری است تا استفاده بهینه از این منابع محدود در راستای منافع عمومی، حفاظت بهینه و درخور پایدار در نظر گرفته شود. در این راستا هدف اصلی تحقیق حاضر ارتقاء بهره وری و بهینه سازی استفاده از زمین و امکان توسعه درون شهری [1] در بافت فرسوده شهر زنجان؛ به منظور رفع نیازهای موجود بافت به ویژه نیاز مسکن شهری حداقل در طی یک افق ده ساله و از سویی جلوگیری از توسعه ناموزون فیزیکی شهر زنجان می باشد. در راستای هدف مذکور با جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در بافت فرسوده شهر زنجان از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی به بررسی شیوه های بازیافت زمین در این بافت با رویکرد تامین نیاز مسکن شهری پرداخته شد. نتایج کلی الگوی تدوین شده بازیافت زمین در بافت فرسوده شهر نشانگر نتایج ارزشمندی در ارتباط با میزان اراضی بازیافتی (2054 قطعه با مساحت 5/822895 مترمربع (معادل 82 هکتار) می باشد. همچنین از بعد کمی و بر مبنای مستندات پیش بینی جمعیت در طرح مصوب توسعه شهری در افق مطالعه پژوهش (1390-1400) تعداد واحدهای مسکونی مورد نیاز این افق علاوه بر واحدهای موجود، 34682 واحد برآورد گردید که این نیاز مسکونی با استفاده از 3816 واحد مسکونی استحصالی بافت؛ که در حدود 11 درصد از نیاز مسکونی شهر را شامل می شود می تواند جبران گردد. لذا اراضی بازیافت شده علاوه بر رفع نیاز کمبود کاربری های موجود در بافت؛ در ایجاد پیوستگی بین بافت های مجاور و جلوگیری از گسترش فیزیکی و توسعه شهری پایدار در شهر زنجان می تواند موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: بازیافت زمین، اراضی سبز و قهوه ای، مسکن شهری، توسعه درونی، بافت فرسوده بخش مرکزی شهر زنجان
  • مراد کاویانی راد*، رضا رحیمی، حسین گوهرزادگان منش صفحات 25-40
    زادبوم در جغرافیا از آن دست مفاهیم هویت مکانی است که به جمعیت ساکن در رویارویی با رخدادهایی که به نوعی با منافع و مصالح آن محدوده مربوط می شود کنش همسان می بخشد که از آن میان می توان به پدیده ی انتخابات و همگونی آرای زادبومی اشاره کرد. پدیده انتخابات مورد مطالعه علوم مختلف به ویژه جغرافیای سیاسی بوده است که در قالب آن به مطالعه ی الگوی توزیع فضایی قدرت در چهارچوب کنش متقابل قدرت انتخابات و فضا پرداخته می-شود و جستار زادبوم از مفاهیم اساسی این علم به شمار می رود. زادبوم از جمله عوامل اثر گذار در جهت دهی به پایگاه رای آوری نامزدهای انتخاباتی است. در کشور ایران نیز داده ها و یافته های موجود نشان می دهند که بخشی از آرای نامزدهای انتخاباتی تابعی از آرای زادبوی بوده است. اوج این تاثیر را در دور نخست نهمین دوره ریاست جمهوری و تاثیر ضعیف آن را در یازدهمین دوره انتخابات می توان مشاهده کرد. پژوهش حاضر که ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد و داده ها و اطلاعات مورد نیاز آن کتابخانه ای گردآوری شده بر این فرض استوار است که کارکرد آرای زادبوم تایعی از تحولات گفتمانی، همسنگی نامزدهای ریاست جمهوری و ناکارآمدی گفتمان حاکم است. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که نتایج یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیشتر تابعی از مسائلی همچون تفرقه اصولگرایان، ناکارآمدی مدیریت ده ساله اصولگرایان، رویکرد فرازادبومی نامزدهای ریاست جمهوری بوده است.
    کلیدواژگان: انتخابات، جغرافیای سیاسی، زادبوم، یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری
  • موسی عابدینی*، معصومه موسوی صفحات 41-62
    مخاطرات طبیعی نظیر سیلاب، زلزله و زمین لغزش جزء مهم ترین مخاطرات محیطی و به عنوان خطر بالقوه جدی برای توسعه فیزیکی شهرها محسوب می شوند. با توجه به توسعه شهرنشینی و تراکم بالای ساختمانی در شهر ، ریسک خسارت مالی و تلفات انسانی توسط سوانح طبیعی به طور چشم گیری بالا می رود. در این تحقیق بدلیل اهمیت مسائل ناشی از سیلاب، زمین لغزش و زلزله در توسعه فیزیکی شهر ایذه، ابتدا لایه های اطلاعاتی مختلف به عنوان فاکتورهای موثر در وقوع آن ها برای محدوده این شهر در محیط نرم افزارهای مرتبط تهیه شد. سپس اقدام به طبقه بندی و استاندارد سازی لایه ها بر اساس عضویت در تابع فازی گردید. در مرحله بعد آزمون عملیاتی با دو مدلTOPSIS و WLC از مدل های تصمیم گیری چند معیاری (MCDM) جهت پهنه بندی مخاطرات مذکور و مقایسه خروجی های حاصل از این روش ها به عمل آمد. نتایج ارزیابی مدل ها نشان داد که مخاطرات ناشی از زمین لغزش، سیل و زمین لرزه با مدل TOPSIS به ترتیب 35 درصد، 33 درصد، 29 درصد و با مدل WLC، 22 درصد، 21 درصد، 38 درصد از منطقه را در بر می گیرند. این سطوح به عنوان مناطق با خطر بالا و بسیار بالا شناخته شدند. نتایج مقایسه ی مدل ها نشان داد که مدل WLC در زمینه پهنه بندی زمین لغزش و سیلاب نسبت به مدلTOPSIS ، پهنه هایی را نشان می دهد که به واقعیت نزدیک تر است. و مدل TOPSIS مناسب ترین مدل در ارتباط با پهنه بندی خطر زمین لرزه در محدود مورد مطالعه تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: مخاطرات هیدروژئومورفولوژیکی، حوضه شهرستان ایذه، مدل های تصمیم گیری چند معیاره(MCDM)
  • مسعود جلالی*، وهاب کمریان صفحات 63-81
    یکی از بلایای طبیعی که هر ساله در سراسر جهان خسارات مالی و جانی زیادی ایجاد می نماید توفان های تندری و پدیده های ناشی از آن هستند. برای این منظور داده های سطح زمین 16 ایستگاه شمال غرب کشور با دوره مشترک آماری22 ساله (2009-1988) از سازمان هواشناسی کشور اخذ شد. سپس کدهای مربوط به توفان های تندری شامل کدهای 17، 29 و 91 تا 99 استخراج گردید. از آنجا که شناخت الگوی پدیده ها نقش به سزایی در شناسایی رفتار آن در طی زمان و مکان دارد. بنابراین جهت مطالعه الگوی مکانی توفان های تندری از روش تحلیل الگوی خودهمبستگی مکانی و شاخص موران محلی انسلین بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که از نظر مکانی بیشینه توفان-های تندری طی دوره مورد مطالعه بر نواحی مرتفع و کوهستانی منطقه منطبق است. در حالی که از نظر زمانی بیشینه توفان های تندری در ماه های اردیبهشت و خرداد ماه رخ داده است. نتایج حاصل از همبستگی تفکیکی و رگرسیون خطی، نشان داد که از بین عوامل جغرافیایی مانند ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی تاثیر عامل ارتفاع قوی تر از دو عامل دیگر می باشد.
    کلیدواژگان: توفان تندری، تحلیل فضایی، شاخص موران محلی انسلین، کریجینگ، شمال غرب ایران
  • منیژه لاله پور*، مهدی اسلامی، هوشنگ سرور صفحات 83-104
    در قرن بیست و یکم باگسترش منابع دیجیتال، شهرهای الکترونیک در حال ظهور هستند، از این رو باید به توسعه و تربیت شهروند الکترونیک توجه نمود، تا از بسیاری هزینه ها، اتلاف انرژی ها و فرصت ها جلوگیری کرد. هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت شهروند الکترونیک و میزان پذیرش مظاهر فناوری اطلاعات افراد می باشد. برای تعیین حجم نمونه ازمدل کوکران و روش تصادفی ساده استفاده شده که به تعداد 383 نمونه برای هر دو منطقه با توجه به تعداد جمعیت هر منطقه، لحاظ گردید. در تعیین پایایی پرسشنامه، نتیجه آلفای کرونباخ برابر با (74/0) بدست آمده که نشان می دهد پرسشنامه ها از پایایی خوبی برخوردارند. برای نیل به هدف پژوهش از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی(کتابخانه ای) و بررسی های میدانی استفاده شده است. داده ها و اطلاعات پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه و مصاحبه بدست آمده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات بدست آمده از نرم افزار SPSS وآزمون های (پیرسون و تحلیل چندمتغیره عاملی) استفاده شده است. و به منظور بررسی شاخص های شهروند الکترونیک از تکنیک (CSPP) کمک گرفته شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، که بین سواداطلاعاتی و پذیرش مظاهر فناوری اطلاعات در منطقه1 و 8 (هر دو منطقه با سطح معنی-داری(000/0=sig)) رابطه معناداری وجود دارد. در فرضیه تاثیر شاخص های شهروندالکترونیک در پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات افراد،20 شاخص به روش تحلیل عاملی در منطقه1 به 5 عامل به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارائه شده است. درصد سهم هر عامل نیز در پذیرش فناوری مشخص شده است و در منطقه8، 20 شاخص شهروند الکترونیک در 6 عامل ارائه شده است.
    کلیدواژگان: سواداطلاعاتی، شهروندالکترونیک، پذیرش فناوری اطلاعات، شهر تبریز، تکنیک CSPP
  • آزاده مهری*، عبدالرسول سلمان ماهینی، علیرضا میکاییلی تبریزی، سید حامد میرکریمی، امیر سعدالدین صفحات 105-123
    فرسایش آبی خاک یک پدیده طبیعی است که امروزه تحت تاثیر فعالیت های انسانی، همانند تبدیل غیرمنطقی زمین و تخریب پوشش گیاهی، به یکی از مهم ترین تهدیدات محیط زیستی در جهان تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر مدل سازی توزیع مکانی فرسایش آبی خاک در حوضه آبخیز قره سو و بررسی اثر کاربری سرزمین و شیب بر میزان فرسایش و اولویت بندی لکه های احیای سرزمین بوده است. برای اولویت بندی نیز مهم ترین لکه ها از لحاظ حساسیت به فرسایش و تاثیر معیارهای سرزمین برآن شناسایی شدند. مدل سازی فرسایش توسط معادله جهانی هدررفت خاک اصلاح شده (RUSLE) و به کمک فنون GIS صورت گرفت. نتایج نشان داد میانگین فرسایش در حوضه آبخیز حدود 19 تن در هکتار در سال است. مناطق با فرسایش کم، متوسط و شدید به ترتیب 62، 26 و 12 درصد منطقه را تشکیل می دهند. بررسی اثر کاربری سرزمین و شیب اهمیت اثر متقابل این دوعامل در افزایش میزان فرسایش خاک به خصوص در زمین های کشاورزی با شیب های زیاد را نشان می دهد. برای اولویت بندی از روش تناسب ناحیه ای سرزمین استفاده شد و 15 لکه دارای بیشترین حساسیت به فرسایش شناسایی گردید. نتایج این پژوهش مکان و اولویت انجام اقدامات جبرانی از قبیل تراس بندی، بانکت، احیاء و استقرار پوشش گیاهی و انجام طرح های آمایش سرزمین جهت کاهش فرسایش و جلوگیری از اثرات سوء آن بر محیط زیست و اقتصاد منطقه را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: فرسایش خاک، مدل RUSLE، کاربری سرزمین، شیب، حوضه آبخیز قره سو
  • رسول جانی* صفحات 125-140
    مطالعات ژئوتکنیکی برای شناسایی خصوصیات فیزیکی خاک در طراحی سازه ها از اهمیت خاصی برخوردار است. حفر گمانه، نمونه برداری و انجام آزمایشات ژئوتکنیکی علاوه بر صرف هزینه و زمان گاهی منجر به تلفات و خسارات جبران ناپذیری مثل انفجار لوله های گاز، واژگونی ساختمان های مجاور و غیره می شود. در ساختمان های متعارف می توان با استفاده از روش های درون یابی فضایی بدون انجام آزمایشات لازم این مشکل را حل نمود. در مطالعه حاضر از روش های درون یابی کریجینگ، روش عکس فاصله وزنی، توابع پایه شعاعی، چند جمله ای جهانی و چند جمله ای محلی برای پهنه بندی مقاومت مجاز خاک شهرک پرواز استفاده شده است. داده های مورد استفاده مربوط به مقاومت مجاز خاک 51 حلقه چاه در شهرک پرواز شهر تبریز می باشد. نتایج اعتبارسنجی حاکی از آنست که از بین روش های درون یابی؛ روش کریجینگ معمولی با مدل کروی با بیشترین ضریب همبستگی و کمترین مربعات خطای نرمال شده (0/94R2=NASH=، 0.018NRMSE=) بعنوان بهترین روش در پهنه بندی مقاومت مجاز خاک می باشد.
    کلیدواژگان: مقاومت مجاز خاک، کریجینگ، فاصله وزنی معکوس، توابع پایه شعاعی، چند جمله ای
  • نیما ولی بیگ، شهریار ناسخیان، نوشین نظریه صفحات 141-159
    در کشور ایران بسته به شرایط متغیر آب و هوایی راهکارهای گوناگونی را جهت بهینه سازی شرایط آسایش انسان به کار بسته است. معماران سعی بر آن داشته اند که از شرایط طبیعی و اقلیمی بیشترین بهره را در بناها ببرند و یکی از این شرایط، سرمای بیش ازحد زمستان است که با استفاده از این سرما و شب های یخبندان زمستان یخ موردنیاز خود را برای فصل گرم تابستان تولید و ذخیره کنند. به همین جهت معماران فضای معماری ویژه ای به نام یخچال طراحی و ساخته اند. معماران گذشته با استفاده از تجربه و مهارت خود با در نظر گرفتن شرایط، عناصر یک بنا را طراحی و اجرا می کردند. این یخچال ها در مناطقی ساخته می شوند که تعداد شب های یخبندان و اختلاف دمای شب و روز زمستان زیاد بوده و دارای تابستان های گرم می باشد اما بااین حال گونه های مختلفی از یخچال ها در مناطق اقلیم سرد نیز مشاهده شده است. به طورکلی می توان اجزای یخچال ها را به دودسته ی کارگاه تولید یخ و عناصر نگهداری یخ تقسیم نمود. کارگاه تولید یخ شامل دیوار سایه انداز و حوضچه تولید یخ، عناصر نگهداری یخ شامل گود و چاله نگهداری یخ می باشد که بر اساس شرایط اقلیمی محل قرارگیری، تفاوت هایی در اجزای یخچال ها وجود دارد و یا فاقد برخی از این اجزا می باشند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از ترکیب دو شیوه ی کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است که شامل بررسی اسناد، مقالات و کتاب های مرتبط و بخشی شامل بازدید نگارندگان از یخچال های برخی از نقاط می باشد. در ابتدا اقلیم های مختلف بررسی و تاثیر آن ها بر روی اجزای یخچال ها مورد تحلیل قرار گرفت. این عوامل شامل زاویه تابش خورشید، تعداد روزهای یخبندان و جهت وزش باد غالب می باشد. منطقه موردمطالعه در این پژوهش شامل تمامی مناطقی می باشد که دارای یخچال های سنتی بوده اند. در این میان این مناطق بر اساس اقلیم دسته بندی شده و در هر اقلیم شهرهایی که دارای تعداد یخچال های بیشتری بوده است جهت بررسی و تحلیل انتخاب شده اند. اقلیم های موردبررسی شامل مناطق سرد، گرم و خشک بیابانی و گرم خشک نیمه بیابانی می باشد. در فرآیند شکل گیری این پژوهش در ابتدا مناطق دارای یخچال های سنتی شناسایی شدند. بدین منظور ابتدا شرایط آب و هوایی مناطق دارای یخچال های سنتی بررسی و با شرایط اقلیمی مناطق مختلف ایران تطبیق داده شدند. برای این امر از جدول ها، نمودارها و دسته بندی های اقلیمی مختلف بهره گرفته شد. به دلیل ثابت بودن اقلیم و عدم تغییر شرایط آب و هوایی درگذر زمان (از زمان ساخت یخچال ها تاکنون) امکان بررسی اقلیم زمان ساخت یخچال را بر اساس هریک از دسته بندی های اقلیمی وجود دارد و اطلاعات به دست آمده از هر یک از این روش ها یکسان می باشد. برای تحلیل شکلی و فرمی یخچال ها تلاش شده است نمونه های بسیاری در مناطق مختلف مورد بازبینی قرار گیرد. در نمونه های دیگر سازه های معماری نیز از این شیوه بررسی استفاده شده است که می توان به روایی و پایا بودن نتایج این تحقیق بر اساس این روش پی برد. مطالعات و بررسی های انجام شده در این پژوهش قابلیت انجام بر روی سایر سازه های سنتی ایران را خواهد داشت. عوامل مختلفی بر روی شکل گیری فرم یخچال ها تاثیرگذار بوده است که یکی از این عوامل تاثیرگذار شرایط جغرافیایی محل احداث یخچال ها است. در این پژوهش سعی شد بر اساس دسته بندی های صورت گرفته توسط سایر پژوهشگران، اثر هریک از عوامل جغرافیایی را بر روی تمام عناصر سازنده یخچال ها بررسی شود. تعداد و نوع اجزا یخچال ها متاثر از تغییر عرض جغرافیایی و تغییر زاویه تابش خورشید، همچنین میانگین دمای زمستان منطقه می باشد. با پیش روی از شمال کشور ایران به سمت جنوب با کاهش عرض جغرافیایی و افزایش دما، افزایش زاویه تابش خورشید و کاهش تعداد روزهای یخ بندان، معماران به تکمیل اجزا و فرم یخچال ها پرداخته اند. به گونه ای که اقلیم سرد (مناطق کوهستانی شمال غربی ایران) ساده ترین فرم یخچال که شامل تنها یک گود بوده است و یخچال های مناطق گرم و خشک بیابانی و کویری ایران دارای کامل ترین اجزا می باشند. با بررسی های انجام شده مشخص شد زاویه تابش خورشید تاثیر به سزایی بر فرم یخچال ها داشته است. در اقلیم سرد ایران (شهرهای سرد شمالی) به دلیل تابش مایل خورشید یخچال ها فاقد دیوار سایه انداز بوده و با نزدیک شدن به مناطق کویری به ارتفاع دیوار سایه انداز افزوده می شود به گونه ای که در اقلیم بیابانی و شهرهای کویری یخچال ها دارای دیوارهای بسیار مرتفعی می باشند. همچنین در مناطقی که تابش خورشید اثر کمتری بر روی محل ذخیره یخ داشته باعث شده مخازن در درون زمین احداث شوند و با افزایش زاویه تایش خورشید، معماران نوع و پوشش این مخازن را تغییر داده و سعی بر آن داشته اند تا با افزایش ارتفاع پوشش آن ها، هوای گرم را از سطح یخ دور سازند. همچنین در مناطقی که زاویه تابش خورشید تقریبا به صورت عمود می باشد معماران با ساخت مخزن در شمال دیوار سایه انداز سعی در ایجاد مانعی جهت تابش مستقیم خوشید بر مخزن داشته اند. در مناطقی که تعداد روزهای یخ بندان زیاد بوده و نیاز به ساخت یخ نبوده است معماران به ساخت ساده ترین فرم یخچال ها بسنده کرده اند و در مناطقی مانند مناطق کویری یخ طبیعی کافی نبوده و نیاز به ساخت داشته اند معماران به تکمیل یخچال ها پرداخته و دیوار سایه انداز و حوضچه تولید یخ را نیز در کنار مخزن ذخیره یخ احداث می نمودند. جهت باد غالب در فصل های سرد سال نیز یکی دیگر از عوامل جغرافیایی موثر بر یخچال ها بوده است. برای بهره بری بیشتر از باد در تولید یخ در فصل زمستان معماران اغلب جهت دیوار سایه انداز را در جهت زاویه وزش باد در نظر می گرفتند.
    کلیدواژگان: شرایط جغرافیایی، زاویه تابش خورشید، جهت وزش باد غالب، تعداد روزهای یخبندان، یخچال های سنتی
  • صادق برزگر*، اسدالله دیوسالار، زهره فنی، اسماعیل صفرعلی زاده صفحات 161-180
    امروزه توسعه پایدار به عنوان مفهومی بسط یافته و نهادینه شده، به چارچوب کلی و جامعی برای شناخت و تحلیل مسائل پیش روی شهرها تبدیل شده است. در این میان شهرهای کوچک به عنوان نظام های جغرافیایی، متاثر از عوامل و نیروهای فضاساز در یک فرآیند زمانی- مکانی به وجود آمده و همواره تحت تاثیر فرآیند های درونی و بیرونی(اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی) در حال تغییر و تحول اند. این شهرها به عنوان حلقه حیاتی و تفکیک ناپذیری از نظام سکونتگاهی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی و متشکل از اجزاء مرتبط به هم هستند که توسعه پایدار آنها، منجر به توسعه پایدار محلی و منطقه ای خواهد شد. لذا توسعه پایدار شهرهای کوچک، فرایندی مهم و رویکردی اساسی است که ضرورت و چارچوب اصلی مطالعه حاضر را شکل داده است. در این راستا مفهوم پایداری کالبدی در چارچوب مبحث پایداری شهرهای کوچک، بیانگر تعادل و پوپایی این سکونتگاه های کوچک در ارتباط با ساختارهای کالبدی- فضایی است، به طوری که متضمن پایداری سکونت گاه در روندهای مکانی- زمانی گردد. پس می توان آن را فرآیندی از تغییر و تحولات، با هدف بهبود و ارتقای کمی و کیفی ساختار کالبدی این شهرها دانست. در این میان شناسایی و تقویت شاخص های پایداری کالبدی که به دنبال ارتقای کیفیت فیزیکی سکونتگاه های انسانی و محیط های زندگی و کار تمام مردم بویژه قشرهای ضعیف مردم، در مسیر رسیدن به پایداری است از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا این پژوهش با هدف شناخت و تبیین روند تحولات توسعه در ساختار کالبدی-زیرساختی شهرهای کوچک، به بسط مفهومی-کارکردی اهمیت و جایگاه شاخص های کالبدی در در پایداری شهرهای کوچک استان مازندران خواهد پرداخت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل بارومتر پایداری و رادار استفاده شده است. جامعه ی آماری در این تحقیق شامل شهرهای کوچک استان مازندران است. یافته های تحقیق نشان میدهد که تنها مولفه یکپارچگی کارکردی در شهرهای کوچک مورد مطالعه در شرایط پایداری متوسط قرار داشته و مولفه های کیفیت مکان و امکانات مکان از سطح پایداری ضعیفی برخوردارند. بطور کلی نتایج نشان دهنده ناپایداری کالبدی شهرهای کوچک مورد مطالعه است.
    کلیدواژگان: شهرهای کوچک، شاخص های پایداری، پایداری کالبدی، استان مازندران
  • حمدالله سجاسی قیداری*، ثریا عزیزی صفحات 181-201
    بروز معضلات زیست محیطی و روند فزاینده آن، موضوع بحث بسیاری از صاحب نظران است که در چارچوب دیدگاه سواد زیست محیطی مورد بررسی قرار می گیرد. زیرا به واسطه توسعه تکنولوژی و فعالیت های انسانی، زمینه های آسیب رسانی به محیط زیست نیز افزایش یافته که از جمله این فعالیت ها توسعه گردشگری می باشد. آنچه در این زمینه قابل توجه است نقش و اثر گردشگران روستایی در شکل گیری مشکلات زیست محیطی برای مقصدهای گردشگری است. زیرا گردشگران در صورت عدم داشتن سواد زیست محیطی لازم و کافی، سبب صدمات زیست محیطی جبران ناپذیری برای محیط می گردند. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر مطالعه سطح سواد زیست محیطی گردشگران روستایی در قالب سه بعد دانش، نگرش و رفتار می باشد. روش شناسی مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل تمام گردشگران روستاهای هدف گردشگری شهرستان شیروان است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 204 گردشگر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای می باشد که روایی آن توسط پانل تخصصی و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است. نتایج یافته های تحقیق از طریق آزمون T نشان داد که سطح دانش و آگاهی، رفتار زیست محیطی گردشگران روستایی در سطح متوسط می باشد. همچنین آزمون همبستگی نشان داد که بین ابعاد سواد زیست محیطی(دانش، نگرش، رفتار) ارتباط معناداری و مستقیمی وجود دارد. در نهایت با استفاده از مدل وایکور مشخص شد که گردشگران روستاهای مورد مطالعه به لحاظ برخورداری از سطح دانش، نگرش و رفتاری زیستی محیطی با یکدیگر متفاوت بوده و برابر نیستند.
    کلیدواژگان: سواد زیست محیطی، گردشگران روستایی، روستاهای گردشگری، مدل وایکور، شهرستان شیروان
  • هادی نیری*، محمدرضا کرمی، بهرام چاره خواه صفحات 203-219
    یکی از مخاطرات تهدیدکننده مردم نواحی کوهستانی، بهمن برفی است. در این مقاله به پهنه بندی بهمن به عنوان یک مخاطره با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و تحلیل سلسله مراتبی اقدام شده است. روش تحلیل سلسله مراتبی برای بهبود نمونه آموزش، در سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. این روش در حوضه آبریز سیروان در جنوب غرب استان کردستان که از پتانسیل بالایی برای این مخاطره برخودارمی باشد، اعمال شد. برای این منظور ابتدا از گذرگاه های که بهمن در آن اتفاق افتاده، بازدید میدانی به عمل آمد و مختصات آن ها برداشت گردید. مطالعات کتابخانه ای برای شناسایی معیارهای تاثیرگذار در این فرایند انجام گرفت بر اساس مطالعات، معیارهای زمینی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، تحدب و تقعر، فاصله از جاده و کاربری اراضی انتخاب شدند. نقشه حاصل از روش تحلیل سلسله مراتبی طبقه بندی و از هر طبقه 20 نمونه برای آموزش شبکه عصبی بکار گرفته شد. شبکه عصبی پرسپترون برای ارزیابی این متغیرها با ساختار شش لایه ورودی، یک لایه پنهان و شش گره در هر دولایه با نرخ یادگیری01/ با دو تابع سیگموئید و خطی به عنوان ساختار بهینه با آزمون وخطا پذیرفته شد. بررسی این متغیرها با استفاده از شبکه عصبی نشان دهنده آن است که بیش از 86 درصد از منطقه موردمطالعه جزء مناطق باقابلیت بهمن خیزی بالا است. به منظور صحت سنجی این مدل ها از داده های مشاهده ای موجود استفاده شده که حاکی از موفقیت و کارایی هر دو تابع با اولویت اندک تابع خطی می باشد.
    کلیدواژگان: بهمن، سیستم اطلاعات جغرافیایی، مخاطره، معیارهای زمینی
  • علیرضا ایلدرمی*، کامران شایسته، لیلا فاضلی صفحات 221-240
    یکی از مفاهیم جدیدی که امروزه در مطالعات گردشگری و ژئوتوریسم مورد توجه قرار گرفته ژئومورفوسایت ها هستند که از ارزش های علمی، اکولوژیکی، فرهنگی، زیبایی و اقتصادی به صورت توام برخوردار می باشند. دامنه شمالی کوهستان الوند که در جنوب شهر همدان واقع است به عنوان یکی از مناطق مستعد به لحاظ زمین شناختی و ژئومورفولوژیکی در کشور شناخته می شود. جاذبه ها و چشم اندازهای فرهنگی و تاریخی در کنار پتانسیل های ژئومورفولوژیکی موجب شده که این منطقه به عنوان یکی از مناطق مستعد در توسعه ژئومورفوتوریسم محسوب شود ولی هنوز دارای جایگاه مناسبی در داخل و خارج از کشور نمی باشد. لذا در راستای اهداف پژوهش حاضر با استفاده از مقایسه ی دو روش ژئومورفوتوریستی فاسیلوس و رینارد، قابلیت های گردشگری برخی ژئومورفوسایت های دامنه شمالی الوند مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. در روش فاسیلوس ارزش علمی، حفاظتی و گردشگری و در روش رینارد ارزش علمی، افزوده و ترکیب ژئوسایت های مورد مطالعه به صورت کمی مورد بررسی قرار گرفت. مطابق با مطالعات میدانی بر اساس هر دو روش از میان 12 سایت برگزیده شده، آبشار گنجنامه، دره های عمیق و تراس های آبرفتی بالاترین امتیاز و روانگرایی کم ترین امتیاز را به دست آوردند. بر این اساس، هر دو روش دیدگاه جامعی در راستای برنامه ریزی توسعه ی گردشگری ارائه نمودند زیرا علاوه بر خصوصیات طبیعی و انسانی بر نحوه ی استفاده و پایداری اکوسیستم ها تاکید دارند.
    کلیدواژگان: توانمندی ژئومورفوسایت، روش های رینارد و فاسیلوس، گردشگری، کوهستان الوند
  • محمدرضا حصاری، مهران ادوای* صفحات 241-253
    کانسار مس سونگون در بخشی از رشته کوه های قره داغ استان آذربایجان شرقی و در شمال غرب شهرستان اهر قرار دارد. این کانسار از نوع مس پورفیری با سنگ شناسی نوع مونزونیتی و کوارتز مونزونیتی و سن ترشیری، توسط دایک های دیوریتی_گرانودیوریتی قطع شده و در سنگ های آهکی، مارنی، شیلی کرتاسه فوقانی جای گیری کرده است. این تحقیق به دلیل لزوم شناسایی کانسارهای مس منطقه برای تامین خوراک کارخانه های تغلیظ معدن مس سونگون و افزایش عمر این معدن صورت گرفته است. برای انجام این تحقیق از تصاویر ماهواره ای، نقشه زمین شناسی، نمونه برداری از 67 گمانه حفاری شده و حدود 17000 آنالیز شیمیایی به روش XRF در آزمایشگاه معدن سونگون بهره گرفته شده است. در این پژوهش با استفاده از داده های حاصل از حفاری گمانه ها و نتایج حاصل از آنالیز شیمیایی، میزان عیار مس در سه لایه الف) عمق 0 تا 300 متر ب) عمق 300 تا 600 متر و ج) عمق 600 تا 800 متر مطالعه شده است. میانگین درصد عیار مس در این سه لایه به ترتیب 30/0، 27/0 و 30/0 تعیین شده است. عیار پایین (میانگین 29/0%) با توزیع وسیع، با در نظر گرفتن سایر شواهد بافتی، سنگ شناسی و... موید نوع مس پورفیری برای این کانسار است. مقایسه عیار حداکثر و میانگین عنصر مس در بخش شرقی معدن مس سونگون (به ترتیب 96/0% و 29/0%) با میانگین جهانی عیار اقتصادی برای بهره برداری (4/0% تا 1%) حاکی از آن است که این بخش از محدوده مورد مطالعه دارای عیار و ذخیره قابل قبول برای بهره برداری و توسعه معدن می باشد، اما جزیره ای و توده ای بودن مناطق پرعیار و نوسانات شدید در توزیع جانبی و عمقی، وجود سنگ باطله زیاد در روی کانسار، شیب تند توپوگرافی منطقه، پوشیده شدن توسط مناطق جنگلی و محدودیت های اداره کل منابع طبیعی و محیط زیستی و نهایتا پایین بودن قیمت جهانی مس، در حال حاضر بهره برداری از این کانسار را غیراقتصادی نموده است.
    کلیدواژگان: مطالعه اکتشافی، آنومالی مس، معدن مس سونگون، داده های ژئوشیمیایی
  • مجید رضایی بنفشه، طاهره جلالی عنصرودی*، محمدعلی حسن پور اقدم بگلو صفحات 255-269
    در تحقیق حاضر، با استفاده از خروجی مدل Hadcm3، اثر تغییر اقلیم بر تغذیه آب زیرزمینی در حوضه آبریز تسوج مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا با استفاده از داده های کوچک مقیاس شده سناریوهایA1B ، A2 و B1 مدل Hadcm3 و با به کارگیری مدل هیدرولوژیکی HELP3، مقادیر تغذیه برای دوره زمانی (2030-2013) شبیه سازی گردید. نتایج نشان داد که پایین ترین درصد تغذیه آب زیرزمینی در سناریوی A2 اتفاق خواهد افتاد؛ چرا که کاهش بارش و افزایش دما در این سناریو بیش از دو سناریوی دیگر است. دو سناریوی A1B و B1 نتایج مشابه و نزدیکی را در زمینه افزایش دما، کاهش بارش و نهایتا مقدار تغذیه آب زیرزمینی نشان دادند. بیش ترین مقدار رواناب به دلیل تغییر شکل بارش، نداشتن برف یخ زده روی زمین و ذوب بهاری، در هر سه سناریو در فصل زمستان و در ماه فوریه اتفاق خواهد افتاد.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، تغذیه آب زیرزمینی، مدل HELP3، حوضه آبریز تسوج
  • حمید فلاحی، جمال محمدی* صفحات 271-293
    یکی از مسائل بنیادین در توسعه موزون شهری، افتراق و نابرابری فضایی بین در ابعادجغرافیایی است که تولید و باز تولید نابرابری های فضایی را در بستر عدم تعادل فضایی شهری در پهنه های مختلف آن ایجاد نموده و موجبات اختلال در برنامه ریزی و سیاستگزاری های عادلانه شهری را فراهم می سازد. این پژوهش با روش تحلیلی-پیمایشی به دنبال بررسی فرآیندهای موثر بر عدم توازن فضایی در پراکنش تسهیلات عمومی شهری در مناطق شهری کلان شهر تهران است. در این رابطه، گردآوری داده ها با مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شده است. جامعه آماری شامل جمعیت کلانشهر تهران است. که با استفاده از روش نمونه گیری مورگان، 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. سنجش داده های کمی-کیفی از طریق آزمون تک نمونه ای، معادلات ساختاری و مدل تصمیم گیری چندمعیاره ویکور در محیط نرم افزاری SPSS و ArcGIS می باشد. ابعاد جغرافیایی افتراق فضایی بر مبنای نظریه های مختلف موجود(که تبیین ساز واقعیت های فضایی و نابرابری توزیع خدمات شهری است) احصاء و عملیاتی گردید. یافته های تحقیق نشان داد که بیشترین اختلاف بین سرانه کاربری تهران و سرانه استاندارد مربوط به کاربری های آموزش عالی با مقدار 69.156- و حمل و نقل با مقدار 26.382- متر مربع برای هر نفر و کمترین نیز مربوط به کاربری انتظامی و مسکونی است. براساس آزمون تک نمونه ای t، شاخص «اجتماعی» با ارزش کمی و آماره تی 1.059، بیشترین نارضایتی را کسب کرده است. همچنین، طبق محاسبات مدل ویکور، منطقه 16 با مقدار (1Qi= ) بهترین و منطقه 6 با مقدار (0.004Qi= ) بدترین وضعیت را در توزیع خدمات و تسهیلات براساس نیاز جمعیت منطقه دارند. تبیین ابعاد جغرافیایی موثر در افتراق فضایی کلانهشر تهران نشان داد که شاخص سیاسی-اداری با ضریب بتای 0.906 و ضریب تاثیر 0.668 بیشترین تاثیر را بر نابرابری فضایی(توزیع خدمات و تسهیلات عمومی بین مناطق 22 گانه شهر تهران) داشته است. بعد از آن شاخص محیط طبیعی با ضریب بتای 0.889 و ضریب تاثیر 0.282 و شاخص کالبدی با ضریب بتای 0.789 و ضریب تاثیر 1.524 ، شاخص اجتماعی با ضریب بتای 0.771 و ضریب تاثیر 1.529 در رتبه های بعدی قرار دارند. و در نهایت شاخص اقتصادی با ضریب بتای 0.652 و ضریب تاثیر 2.839 کمترین تاثیر را بر نابرابری فضایی بین مناطق 22 گانه شهر تهران دارند
    کلیدواژگان: افتراق فضایی، تسهیلات عمومی، اقتصاد سیاسی فضا، کلانشهر تهران
  • مصطفی طالشی*، حسن افراخته، محمدعلی رحیمی پور شیخانی نژاد صفحات 295-316
    یکی از مهمترین عوامل موثر در ناپایداری سکونتگاه های روستایی در دهه های اخیر، تحولات ناشی از تغییر کاربری و پوشش زمین است. پایش الگوی پوشش زمین و شبیه سازی چگونگی تحولات آتی در طرح ریزی مدیریت منابع اکولوژیکی امری ضروری و حیاتی است. البته این موضوع در محیط طبیعی گیلان با توجه به شرایط جنگلی منحصربفرد، در پایداری سکونتگاه های روستایی نیز اهمیتی دوچندان دارد. در این پژوهش، تغییرات طبقات پوشش زمین نواحی روستایی در شرق گیلان(آستانه اشرفیه، سیاهکل، لاهیجان و لنگرود) به وسعت 2260 کیلومتر مربع در سه دوره زمانی پایش شده است. با بهره گیری از تصاویر TM-1989، ETM-2000 و Land sat8-2015 این پایش مورد پردازش قرار گرفت. بدین ترتیب ماتریس احتمال تغییرات طبقات پوشش های شش گانه شهری، شالیزار، باغات، منابع آبی، جنگل و فاقد پوشش برای پیش بینی تغییرات پوشش در سال 2030 میلادی(1409 شمسی)، مورد توجه قرارگرفت. در شبیه سازی و پیش بینی تغییرات پوششی نیز از مدل ترکیبی زنجیره مارکوف و سلولهای خودکار استفاده شده است. نتایج آشکارسازی تغییرات پوشش زمین در فاصله بین سالهای 1989(1368شمسی) تا 2015(1394 شمسی) نشان می دهد که مساحت پوشش های شالیزار، جنگل و فاقد پوشش کاهش یافته و مساحت پوشش های شهری و باغات افزایش پیدا کرده است. با توجه به روند یابی صورت گرفته؛ در صورتیکه در سیاست گذاری حفاظت از منابع، اقدامات اساسی صورت نپذیرد، ناپایداری سکونتگاه های روستایی تشدید می یابد. نتایج شبیه سازی در آینده نیز این موضوع را تایید می نماید زیرا ارزیابی ها نیز نشان می دهد که در سال2030 (1409 شمسی)، کاهش 8000 هکتاری پوشش شالیزار و افزایش 5300 هکتاری پوشش شهری و 4500 هکتاری پوشش باغات را شاهد خواهیم بود .
    کلیدواژگان: تغییرات پوشش زمین، پیش بینی، زنجیره مارکوف، سلولار اتوماتا، مناطق روستایی
|
  • Morad Kavianirad Dr *, Reza Rahimi, Seyed Mohammadreza Mousavi Pages 25-40
    Much of the identity, location, orientation, human action and character attributes. Election phenomenon has been studied in various disciplines , especially political geography in the study of the spatial distribution of power within the interaction space and would be a choice . Vjstar homeland of fundamental concepts in science is considered . Among the factors affecting the birthplace of the base vote for candidates is obtained . The peak of this effect in the first round of the ninth presidential election in the Eleventh its weak effect can be observed . The study is descriptive in nature and the data and information needed by the library collection is based on the assumption that the operations of voting birthplace of development discourse function , equivalent to the presidential candidates and the ineffectiveness of the dominant discourse . The research result shows that the results of the presidential election eleventh most divisive issues such as the function of the fundamentalists , conservatives ten years of management incompetence , Frazadbvmy approach the presidential candidates.
    Keywords: Elections, political geography, birthplace, eleventh president
  • Mosa Abedini *, Masume Mosavi Pages 41-62
    IntroductionNatural hazards such as floods, earthquakes and landslides as the main hazards and potentially serious threated to the physical development of the many city in the world. Izeh urban catchment area of 348/11 km square and is located in the East of the Khuzestan province. This region Climate is humid and In terms of tectonic divisions, the study area is located in the Zagros folded zone. It's a plain block and graben formed in an environment with potential natural hazards in developing. Because of the importance of this issue, this paper attempts to examine the efficacy of the new models with different fits most risks in this area has focused on urban planning and environmental consequences of them to sustainable urban development.
    Materials and methodsThis study is based on the documentary sources, field work, and fuzzy methods, geographic information system (GIS) and Idrisi Kilimanjaro are completed. The landslide hazard zoning in the study area consists of 8 layers Such as (Elevation, slope, Formations, distance from fault, distance from the stream, land use, rainfall, distance from drainage, slope) was used. For flood hazard zoning we are utilized of 7 layers such as, precipitation, distance from drainage, the basin slope, lithology Formations, land use, slope. Also for seismic hazard zonation 5 layers such as, long of the faults, distance from the fault, geological formations, underground water depth we were used. After preparing all the required layers and each layer separately were categorized. Then to classify and standardize the layers on the basis of membership in the fuzzy function. In the next phase of operational testing with multi-criteria decision-making models TOPSIS and WLC models (MCDM) for hazard zoning and compare the outputs of these procedures were performed.
    Results and discussion Due to the importance risk of the floods, landslides and earthquakes in the physical development of Izeh, the different layers of information as factors for the city of Izeh in the relevant software was developed. The result of this research on the occurrence of landslides among the effective factors in study area are showed, the factor of height and lithology formation have greatest effect. The output from the TOPSISS model indicated about 7.6 % of the study area are located on the high risk zone. Also WLC models also are shoved about the 22 % of the area at risk for high to very high landslide risk. Flood hazard zonation mapping analysis shows that the method is ideal catchment area most at risk of flooding (33 percent) above shows. While in high risk flood zone WLC model is about 21%. The results of seismic hazard zonation map method TOPSISS 29 percent High and very high risk, and more than half of the area (59.8%) in the low to very low risk of earthquakes has been classifieds. While the WLC model, about 38% of the area at risk of earthquakes is high to very high.
    ConclusionIn this study, we analyze three important geomorphological hazards and. Among the influencing factors on landslides occurrence in the region's geological factors as the most important factor in building height and mistakes were. The most important factor showery rainfall and severe flooding in the catchment area. Seismicity in the region is the most important factor in long-flute seismicity and active faults. The probability of occurrence of earthquakes with large scale it is more predictable. The overview of the outputs obtained from the two models can Izeh the expansion of the city towards the east and southeast regions are faced with a dilemma. It is because these areas are primarily at risk from flooding and landslides. The development of the western areas faced with the threat of earthquakes, so the optimum location for future expansion of the city's central basin. The results of the models showed that the risk of landslides, floods and earthquakes with TOPSIS model, respectively 35%, 33%, 29%, and the model of WLC, 22 percent, 21 percent, 38 percent of the area in the fall. These areas were identified as areas of high risk and very high. Comparison of the results showed that susceptibility to landslide and flood WLC model to model TOPSIS, tend to show that it is closer to reality. In addition TOPSIS models, the best model in relation to the hazard of earthquakes were detected
    Keywords: hydro geomorphological hazards, within the city of IZEH, multi-criteria decision-making models (MCDM
  • Masoud Jalali *, Vahab Kamarian Pages 63-81
    One of the natural disasters that each year around the world provides a great human and financial losses are caused by Thunderstorms and related its phenomena. To investigate the spatial distribution of thunderstorms 16 Stations North West meteorological data with common statistical 22-year period (2009-1988) was taken from the National Weather Service. Then the codes of thunderstorms (17, 29 and 91 to 99) was extracted. Since the identification of phenomena detected a significant role in its behavior over time and space. Therefore, to study the spatial pattern of thunderstorms and analysis of spatial autocorrelation, Anselin Local Moran's Index was used. The results showed that the maximum area of ​​thunderstorms is adapted to highland areas. While the peak time of thunderstorms in May and June has occurred. The results of partial correlation and linear regression showed that the geographic factors such as altitude, latitude and longitude the influence of height is more powerful than the two other factors.
    Keywords: Thunderstorms, Spatial analysis, Anselin Local Moran's Index, Kriging, North West of Iran
  • Manijeh Lalepour *, Mehdi Eslami, Houshang Sarvar Pages 83-104
    The expansion of digital resources in the twenty-first century caused the emergence of E-cities hence by training and development of E-citizens many expenses, loss of energy and opportunities can be prevented. The aim of the present study is to investigate the situation of E-citizen and the acceptance of IT among people. The Somple size was determined using Cochran test and Simple random sampling among 383 samples in two regions with regard to the population of each region. Cronbach’s Alpha was used to establish the reliability of the test, obtained result (0.74) showed the good reliability of the questionnaire. For the purpose of the study, descriptive-analytical methar was used based on documental and field studies. Questionnaires and interviews were used to collect data. To analyze the data, the SPSS software and (Pearson and multivariate factor analysis) was used. To investigate the indices of the E-citizen, CSPP was used. The results of the study also showed that there is a significant correlation between information knowledge and acceptance of information technology in Region 1and8 Both regions with the significant level of (sig= 0.000). In the hypothesis of the effect of E-citizen indicators in acceptance of technology components, 20 indicators were presented in Region 1 as a combination of 5 significant factors. The percentage contribution of each factor in technology adoption has been found. The percentage of contribution of each factor is also proven in acceptance of technology. In Region 8, 20 E-citizen indicators were presented in 6 factors. The percentage of contribution of each factor in technology adoption among people of Region 8 were determined
    Keywords: Information Literacy, E-citizen, Acceptance of Information Technology, Tabriz Metropolis, CSPP Techniques
  • Azade Mehri *, Abdolrassoul Salmanmahiny, Alireza Mikaeili Tabrizi Dr, Seyed Hamed Mirkarimi Dr, Amir Sadoddin Dr Pages 105-123
    Soil erosion is a natural process that has become a major global environmental threat as a result of human activities such as irrational land conversion and vegetation degradation. The purpose of this research is to model spatial distribution of likely soil erosion by water in Gharesoo watershed, assess the impacts of land use and slope on erosion rate, and identify soil erosion hotspots and prioritize them. For prioritization, the affected land patches with the highest potential and the effects of landuse and slope were studied. The Revised Universal Soil Loss Equation (RUSLE) was used in conjunction with Geographic Information system (GIS) to model soil erosion. The average soil erosion in the watershed was 18.65 t ha-1 yr-1. The slight, moderate and severe erosion classes encompass 62%, 26% and 12% of the watershed, respectively. Assessing the impacts of land use and slope confirms importance of interaction between these factors in increasing soil erosion, especially in agricultural areas with steep slopes. Zonal land suitability was used to delineate 15 patches as hotspots of soil erosion based on the RUSLE outcome. The results of this research reveals location and priority of land patches for implementation of mitigation measures such as terracing and vegetation rehabilitation, along with land use planning to reduce erosion and prevent it's negative impacts on environment and economy.
    Keywords: Soil erosion, RUSLE, Land use, slope, Gharesoo watershed
  • Rasoul Jani * Pages 125-140
    Geotechnical studies to identify physical properties of soils is important in designs. Borehole drilling, sampling and geotechnical tests in addition to cost and time may lead to irreparable losses, such as gas pipelines, reversal of nearby buildings and so on. In conventional buildings using spatial interpolation methods can be made to solve this problem without the performing required examinations. In the study, geostatistical methods such as kriging, inverse distance weighted, radial basis functions, local polynomial and global polynomial is used for estimating the allowable resistance. The results indicate that the interpolation methods, ordinary kriging with spherical model with the greatest correlation and least squares error (R2 =NASH=0/94, NRMSE =0/018) is the best method to estimate allowable soil resistance.
    Keywords: allowable resistance, kriging, inverse distance weighted, radial basis functions, polynomial
  • Pages 141-159
    Given the variety of climates in Iran, different approaches have been adopted, since long time ago, to make harsh environments tolerable. In this respect, architects tired to take the utmost advantage of climatic conditions. A typical example for this is ice houses. The ice needed for ice houses was provided during the freezing months of the year to be saved and used in hot summers. Thanks to their technical mastery and experience, architects designed the structural elements of an ice house. The icehouses were generally constructed in hot regions where the number of freezing nights of the year and the temperature difference between winter days and nights was considerable. However, ice houses can be seen in cold climates as well. Ice houses can be divided into two distinct structural spaces: ice-producing space and ice-keeping space. The former includes a shading wall and an ice-producing pool. The latter includes a ice-keeping pit. The structural spaces of ice houses may differ from each other depending on location and climatic conditions. Data were gathered through library sources and field studies. First, different climates of the hot regions in the country and their impact on the ice houses were studied. In this respect, the angle of solar radiation, the number of freezing days of the year and the direction of dominant wind are among the most important factors. The cities with highest number of ice houses were selected. Also, the climates examined included cold, desert hot and dry and semi-desert hot and dry. In practice, the regions with traditional ice houses were detected. Then, the climatic conditions of the regions were studied based on recorded tables, diagrams and climatic regimes in Iran. There was no major change in local climates since the time of constructing ice houses. Therefore, it was possible to determine the climate at the time of constructing ice houses under study. In order to classify ice houses in terms of structural and formal features,6 kinds of ice houses were examined in different regions. Of the important factors influencing the form of ice houses is geographical conditions of the region in where the ice house has been built. In this study, the impact of each geographical factors, as classified by other researchers, on the structural elements of ice houses was examined. The number and kind of structural elements of ice houses depend on latitude, the angle of solar radiation and the average temperature of winter in the region. From the northern towards southern parts of the country, whereas the latitude and the number of freezing days decrease, regional temperature and the angle of solar radiation increase. On this basis, the structural and formal characteristics of ice houses may change. For example, the simplest form of ice houses, including just one pit, can be seen in cold regions (mountainous parts of the country in north west side). In desert hot and dry regions of the country, however, ice houses have different structural elements. The form of ice houses is, to a large extent, under the influence of the angle of solar radiation. For instance, in cold regions of the country ( northern cities) ice houses lack shading wall due to oblique solar radiation. On the contrary, as we approach the central regions, the height of shading walls increases; in desert climate, ice houses have the tallest shading walls. Likewise, ice keeping spaces are usually on the ground surface in regions where solar radiation has no major impact on them. However, as the angle of solar radiation increases, the ice-keeping spaces have also taller walls to keep off the solar heat. In addition, in regions where the sun radiates almost vertically, the ice-keeping spaces have been built in the northern side of shading walls to escape from solar heat as much as possible. Similarly, wherever the number of freezing days has been considerable, the structure of ice houses is as simple as possible. The direction of dominant wind is also an important factor when building an ice house. For example, in cold regions, the shading walls have been built in the same direction of the dominant wind.
    Keywords: geographical conditions, angle of solar radiation, direction of dominant wind, number of freezing days, traditional ice house.
  • Sadeg Barzgar *, Asadollah Divsalar, Zohreh Fanni, Esmaeil Safaralizadeh Pages 161-180
    As a developed and institutionalized concept, sustainable development has become a comprehensive framework for understanding and analyzing the issues that cities face. As geographical systems, small towns have been created under the influence of space-making factors and forces in a spatial-temporal process, and have always been developed by internal and external process (social, economic, environmental and spatial). As a vital and inseparable ring of settlement at the national, regional and local levels, these towns consist of interrelated components and their sustainable development will result in local and regional sustainable development. Therefore, sustainable development of small towns is an important process and fundamental approach which formed the main framework of the present study. In this regard, physical sustainability concept in the sustainability framework of small towns shows the balance and vibrancy of these small settlements in relation to physical – spatial structures, so that it guarantees the sustainability of settlements in the spatiotemporal trends. So it can be considered a process of development and change, with the aim of improving the quality and quantity of the city's physical structure, among which identifying and strengthening the physical sustainability indicators seeking to improve the physical quality of human settlements and living and working environments of all people, especially poor people, on the way to sustainability is an issue of paramount importance. Therefore, this study is aimed to identify and explain the trend of development changes in physical-infrastructural structure of small towns, and to increase the conceptual-functional importance of physical indicators in small towns of the province. Sustainability Barometer model and radar were used for analyzing the data. The statistical population used in this study consisted of small towns in Mazandaran province. The results show that only the component of functional integration in small towns was in moderate sustainability level, and components of places and facilities qualities were in poor sustainability conditions. Overall, the results indicate that there is weak sustainability in physical dimension of urban sustainable development in small towns.
    Keywords: Small towns, Sustainability Indicators, Physical Sustainability, Small towns of Mazandaran province
  • Hamdollah Sojasi Qeidari D.R. *, Soraya Azizi Pages 181-201
    The emergence of environmental issues and the increasing trend which is the subject of many experts which will be studied within the framework of environmental education. Because through technology development and human activity, areas of damage to the environment have increased among these activities is the development of tourism. What is noteworthy in this context, the role and impact of rural tourism in shaping environmental problems for tourism destinations? For tourists in case of environmental literacy necessary and sufficient cause irreparable environmental damage to the environment as well. The aim of this research is to study the environmental literacy of rural tourism in the three dimensions of knowledge, attitude and behavior. The study is descriptive and analytical methodology that has been done through library and field data collection. The study consisted of all tourists Shirvan city's tourism target villages that whit Using of Cochran formula 204 tourists as they were selected as sample. The main research tool is a questionnaire which the validity of that gain from expert panel and its reliability was calculated using Cronbach's alpha coefficient. The results of the research through T test showed that the level of knowledge and awareness, environmental behavior of rural tourism is at an intermediate level. The correlation test indicated that the environmental aspects of literacy (knowledge, attitude, behavior) there is a significant relationship. Finally, it became clear VIKOR Tourists who studied areas in terms of knowledge, attitudes and environmental behavior was different and not equal.
    Keywords: environmental education, rural tourists, touristic villages, VIKOR, Shirvan city
  • Hadi Nayyeri Dr *, Mohammad Reza Karami Dr, Bahram Charehkhah Pages 203-219
    One of the concerns of people in the mountainous areas is snow avalanche. In this article avalanche zoning as a hazard using artificial neural networks and hierarchical analysis has been acting. AHP to improve the training sample is conducted in GIS. This method applied at basin sirvan in the South West of kurdistan province that have high potential for avalanche risk,. For this purpose, First it was necessary avalanche pathways that in them avalanche was happened, Field visits were conducted and their coordinates were taken. A literature review was conducted to identify factors affecting this process. Based on studies slope, aspect, elevation, convexity and concavity, distance from roads and land use were selected. Map of hierarchical classification analysis of each class of 20 samples were used to train the neural network. Perceptron neural network to assess these variables with the six input layer, a hidden layer, six nodes per layer with learning rate 0.01 with two linear sigmoid function as the optimal structure by trial and error be accepted. Evaluation of these variables using neural networks shows that more than 86 percent of the study area is among the areas with high potential risk of avalanche. In order to validate these models from observational data available that demonstrates the success and effectiveness of both function but with low priority for linear function.
    Keywords: Avalanche, Geographic Information System, Hazard, Land criteria
  • Mostafa Taleshi *, Hasan Afrakhteh, Mohammad Ali Rahimipour Sheikhaninejad Pages 295-316
    Changes resulting from changes in land use and land cover is one of the most important factors in the instability of rural settlements in recent decades. Monitoring of land cover pattern and simulation of future changes is an essential and vital issue for Planning of Ecological Resource Management. this issue in natural environment of guilan due to unique forest conditions is crucial in the sustainability of rural settlements.
    This study analyzed changes in land cover of rural areas at East guilan (AstanehAshrafieh, Siahkal, Lahijan & Langerood with area of 2260 km2) over 3 periods. 1989-TM, 2000 –ETM & 2015 land sat 8 images were processed. In order to prediction of changes in land cover untill 2030probability matrix of changes in 6 classes (including urban, rice field, gardens, water source, forests & lands without cover) was calculated. all analyses were performed using markov chain model & cellular automata. Results of changes detection between 1989- 2015 show that area of rice fields, forests & lands without cover has been decreased, but area of urban regions & gardens has been increased.
    According to these results, instability of rural settlements will escalate, if there is no fundamental action in making policy for conservation of resources. Results of simulation of future confirms this issue as well. Assessments predict that until 2030, area of rice fields will be reduced 800 hectares. area of urban regions and gardens will be increased respectively 5300 and 4500 hectares.
    Keywords: land-cover changes, prediction, Markov chains, cellular automata, rural areas