فهرست مطالب

بهبود مدیریت - پیاپی 39 (بهار 1397)
  • پیاپی 39 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/03
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد امین قانعی راد، حمیدرضا فرتوک زاده، محمدرضا آذرآیین* صفحات 1-25
    فشار مطالبات اجتماعی ودست یابی به منافع کوتاه مدت بهره برداری از ذخایر نفتی با توسعه درون زای فن آوری در حوزه بالادستی صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران دچار نوعی ناهم زمانی است.در مقاله حاضر این ناهم زمانی به عنوان یک امر راهبردی – گفتمانی و از طریق بررسی اسناد و مصاحبه با افراد مرتبط و با ترکیبی از دو روش تحلیل مضمون و تحلیل گفتمان بررسی شده است.اهمیت درآمدهای نفتی و تامین سوخت مصرفی مردم گفتمان بهره برداری را به گفتمان غالب در صنعت نفت تبدیل کرده است. در مقابل این گفتمان، سه گفتمان توسعه فن آوری شامل: گفتمان ساخت داخل،گفتمان پژوهش وگفتمان توسعه بهره ور میادین نفتی قرار می گیرند. منازعه بین گفتمان ساخت داخل با گفتمان بهره برداری بر سر ناهم زمانی در رقابت پذیری محصولات داخلی نسبت به کالاهای خارجی در سه حوزه قیمت ، کیفیت و سرعت است. منازعه گفتمان پژوهش با گفتمان بهره برداری در ناهم زمانی نتایج پژوهش با مساله های روز صنعت نفت و ریسک به کارگیری نتایج پژوهش هاست. اصلی ترین منازعه، گفتمان توسعه بهره ور میادین نفتی در ناهم زمانی فرآیند دست یابی به فن آوری با فرآیند اجرای طرح های توسعه است. با توجه به غلبه گفتمان بهره برداری این ناهم زمانی ها باید از طریق برقراری تعادل های راهبردی با تقویت گفتمان توسعه فن آوری مدیریت شود تا در یک افق بلندمدت هم برخورداری عادلانه از منافع اقتصادی ذخایر بین نسلی نفتی حاصل شود و هم فرصت توسعه درون زای فن آوری برای کشور فراهم شود.
    کلیدواژگان: توسعه فن آوری، ناهم زمانی، تحلیل گفتمان، صنعت نفت
  • یاسر علی دادی تلخستانی*، ابراهیم محمودزاده، مرتضی موسی خانی، سید مهدی الوانی صفحات 27-50
    دوسوتوانی سازمانی به توانایی در اکتشاف و بهره برداری هم زمان، اطلاق می شود. اکتشاف شامل جستجو، تمایز، نوآوری های بنیادین و توسعه صلاحیت‏های جدید، و بهره‏برداری شامل اصلاح، کارایی، نوآور‏های (بهبود) تدریجی و بکارگیری توانایی های فعلی سازمان می‏باشد. برای دستیابی به دوسوتوانی در سطح سازمان به منابع و قابلیت های مختلفی نیاز است که یکی از مهمترین آنها، وجود منابع انسانی دوسوتوان می‏باشد. این مطالعه به دنبال شناسایی عوامل موثر بر ایجاد منابع انسانی دوسوتوان در سازمانی دفاعی- صنعتی بود. به منظور بررسی و دستیابی به هدف پژوهش، از روش ترکیبی که شامل پژوهش های کمی و کیفی بود، استفاده شد. ابتدا از گروه کانونی استفاده شد و بر مبنای نتایج آن، پرسشنامه ای محقق ساخته تهیه و در نمونه ای به حجم 338، در سازمان مورد مطالعه توزیع شد. 57 گویه استخراجی از ادبیات موضوعی و جلسات گروه کانونی با استفاده از رگرسیون چند متغیره و در قالب چهار شایستگی کلیدی مورد بررسی قرار گرفت. بدین ترتیب شایستگی فردی، شایستگی اجتماعی، شایستگی حرفه ای و در نهایت شایستگی سازمانی-مدیریتی در سازمان دفاعی مورد مطالعه به عنوان اجزای اصلی دوسوتوانی منابع انسانی تایید شد که در این میان شایستگی های فردی کارکنان دارای بیشترین اثر بر روی دوسوتوانی می باشد.
    کلیدواژگان: دوسوتوانی، منابع انسانی، منابع انسانی دوسوتوان
  • مهدی شاملی حاجی آبادی، مهرداد مدهوشی*، حسنعلی آقاجانی، محمود یحیی زاده فر صفحات 51-75
    امروزه ما در آستانه انقلاب صنعتی چهارم قرار داریم و پیشرفت های حاصل از علوم مختلف در راستای تقویت یکدیگر قرار گرفته اند. توجه به مفهوم خلاقیت و کارکردهای فرهنگی این مفهوم در آمیختگی با سازوکارهای کسب وکار و اقتصاد و ظهور صنایع خلاق به عنوان زیربنای اقتصاد خلاق در عصر کنونی منجر به انقلابی در صنایع عصر آینده شده است. اهمیت روزافزون صنایع خلاق در اقتصاد کشورها با شاخص هایی همچون افزایش سهم این صنایع در تولید ناخالص داخلی و ملی در سال های اخیر مشخص می شود. هدف این پژوهش ایجاد درکی بهتر و عمیق تر از عوامل موثر بر صنایع خلاق است تا کشور در آینده بتواند با برنامه ریزی و سرمایه گذاری بر روی این عوامل به بهبود اقتصادی کمکی نماید. از این منظر، پژوهش حاضر رویکردی فراتحلیلی به پژوهش های اندک صورت گرفته در کشور و پژوهش های گسترده ی صورت گرفته در سطح دنیا داشته و با استفاده از تحلیل نظرات خبرگان و کاربست روش دیمتل به تبیین شدت اثر عوامل موثر بر توسعه صنایع خلاق در آینده پرداخته است. در این تحقیق، توجه به سرمایه های انسانی و سرمایه های فرهنگی دو عامل بسیار تاثیرگذار بر توسعه صنایع خلاق شناسایی شدند و سایر عوامل در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در انتها نیز راهبردهایی برای بهره برداری از این فرصت ایجادشده، ارائه شده است.
    کلیدواژگان: صنایع آینده، صنایع خلاق، اقتصاد خلاق، دیمتل
  • شناسایی و تبیین راهبردهای نوآوری باز در کسب وکارهای کوچک و متوسط صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات بانکی
    علیرضا اهری لاحق، علی بدیع زاده*، علی دلاوری، جواد محرابی صفحات 77-104
    مطالعات نشان می دهد خدمات بانکی چاره ای جز طی مسیر نوآوری باز و اختصاصی سازی ندارند. مشتریان نیازهای ویژه ای دارند که بانک ها را مجبور می کند در سیستم های بانکی خود تغییراتی اعمال کنند. در حقیقت، لازم است که سازمان هایی به بزرگی بانک ها با همکاری توسعه دهندگان خدمات خود، جریان نوآوری را در سازمان خود احساس کنند. از سوی دیگر، پژوهش ها نشان می دهد که شرکت های کوچک و متوسط به دلیل ویژگی های خاص خود، رویکرد نوآوری باز را بیش ازپیش موردتوجه قرار داده اند. همچنین مطالعات نشان می دهد راهبردهای نوآوری باز بر اساس ویژگی های درونی و بیرونی هر سازمان، می تواند متفاوت باشد. در این پژوهش، تمامی راهبردهای شناسایی شده نوآوری باز با مطالعه پژوهش هایی که تاکنون انجام شده، گردآوری و تجمیع شده و از منظرهای گوناگون تبیین شده است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن شکاف تحقیقاتی و با رویکرد کیفی مبتنی بر مطالعه چند موردی، درصدد شناسایی و تبیین راهبردهای نوآوری باز در شرکت های کوچک و متوسط صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات بانکی است. برای انتخاب نمونه و شناسایی موارد مطالعه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. هفت شرکت کوچک و متوسط فناوری اطلاعات و ارتباطات بانکی که در نوآوری باز تجربه داشته اند، شناسایی و با مسئول مربوطه مصاحبه شده است. نتایج این پژوهش شواهد بارزی را از اتخاذ راهبردهای نوآوری باز در میان شرکت های کوچک و متوسط فناوری اطلاعات و ارتباطات بانکی در ایران ارائه می دهد. همچنین نتایج مصاحبه ها در شرکت های ایرانی موردمطالعه با پژوهش های صورت گرفته تاکنون، مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: راهبردهای نوآوری باز، بانکداری نوین، شرکت های کوچک و متوسط، فناوری اطلاعات و ارتباطات بانکی
  • واکاوی فرآیندهای نوآوری شرکت های طرف عرضه در زیست بوم پلتفرم فناورانه (مطالعه موردی: شرکت های کوچک نرم افزاری)
    مریم یارمحمدی، مهران رضوانی * صفحات 105-125
    نوآوران طرف عرضه نقش مهمی در بقای پلتفرم و افزایش تعداد کاربران آن ایفا می کنند. بااین حال، مطالعات کنونی پلتفرم عمدتا بر دیدگاه طرف تقاضا تمرکز کرده و مطالعات محدود طرف عرضه از فرآیندهای نوآوری شرکت های مکمل چشم پوشی کرده اند. افزون بر این، توصیه های تحقیقات مدیریت نوآوری معمولا شرکت های تولیدی بزرگ را خطاب قرار می دهد. با توجه به اینکه فرآیند نوآوری مناسب مبتنی بر بستر است، ممکن است توصیه های عمومی موجود به طور خاص برای نوآوری شرکت های مکمل کارآمد نباشد. هدف این مقاله شناسایی فرآیندهای نوآوری شرکت های مکمل و کشف منطق مرتبط با آن ها است. جامعه آماری این پژوهش را شرکت های کوچک ایران در صنعت نرم افزار تشکیل می دهند. رویکرد مقاله حاضر کیفی است و از راهبرد پژوهشی مطالعه چندموردی اکتشافی استفاده می کند. گردآوری داده ها با استفاده از 35 مصاحبه نیمه ساخت یافته با 23 شرکت کوچک در حوزه توسعه برنامه های کاربردی مبتنی بر پلتفرم های فناورانه اندروید یا آی. ا. اس. انجام شده است. اطلاعات ثانویه شامل اخبار و مصاحبه های منتشرشده در وب مرتبط با نوآوری شرکت ها نیز برای تکمیل مصاحبه ها مورداستفاده قرار گرفته است. تحلیل داده های گردآوری شده بر مبنای روش تحلیل محتوای کیفی و مقایسه مستمر صورت پذیرفته است. یافته های این مطالعه بیانگر سه فرآیند اصلی برای نوآوری شرکت های مکمل است و نشان می دهد مهم ترین شرایط اقتضایی تاثیرگذار بر این فرآیندها، پیچیدگی فنی و پیچیدگی کسب وکار درک شده هستند.
    کلیدواژگان: پلتفرم فناورانه، شرایط اقتضایی، فرآیند نوآوری، مطالعه چند موردی، نوآوران طرف عرضه
  • شناسایی عوامل ایجاد همکاری زنجیره تامین در صنعت لوازم خانگی ایران
    لعیا الفت *، مقصود امیری، ابوالفضل کزازی، آرش شهریاری نیا صفحات 127-162
    مفهوم همکاری در ذات زنجیره تامین نهفته است، اما به اذعان پژوهش ها یکی از دلایل اصلی ضعف عملکردی زنجیره های تامین عدم ایجاد همکاری موثر میان اعضای زنجیره است. پیشینه تمرکز بر ایجاد همکاری موثر به اوایل دهه نود میلادی و سرمایه گذاری شرکت های پیشرو جهت توسعه و به کارگیری مکانیزم های همکاری زنجیره تامین باز می گردد. با توجه به پیامدهای قابل ملاحظه همکاری در زنجیره تامین، تاکنون این مفهوم به صنایع بسیاری گسترش یافته است، اما علی رغم این اقبال فراگیر، توجه زیادی به این مفهوم در زنجیره های تامین کشور نشده است. از سوی دیگر صنعت لوازم خانگی یکی از صنایع باسابقه است که جایگاه مهمی در کیفیت زندگی و رفاه جامعه دارد و بنابراین، بهبود عملکرد آن اهمیت ویژه ای دارد. با توجه به این که جهت ایجاد همکاری در زنجیره تامین نیاز به شناخت دقیق عوامل موثر بر همکاری وجود دارد، در این پژوهش، با استفاده از روش مرور نظام مند، پژوهش های حوزه همکاری زنجیره تامین بررسی و انواع عوامل موثره شناسایی شده است و سپس الگویی مفهومی از دریچه نظریه ی اقتضایی و میدان نیرو ارایه شده است زیرا تئوری اقتضایی همکاری در زنجیره را پاسخی به پیچیدگی فزاینده و شرایط متلاطم بازار می داند و نظریه ی میدان نیرو نیز بر تقویت نیروهای پیشران و تضعیف موانع همکاری جهت ایجاد تغییر به نفع همکاری تاکید دارد. همچنین در راستای اجرای همکاری زنجیره تامین، با استفاده از روش ریاضی اجماع گسسته که قابلیت ایجاد اجماع میان خبرگان را دارد، وزن عوامل در دو بخش عوامل زمینه ساز و سازنده همکاری تعیین گردید. نتایج این پژوهش ضمن ساده سازی مفهوم پیچیده همکاری زنجیره تامین از طریق شناسایی انواع عوامل موثر، تعیین می کند که برای پیاده سازی موفق همکاری زنجیره تامین در صنایع لوازم خانگی بر روی کدام عوامل باید تمرکز و سرمایه گذاری نمود.
    کلیدواژگان: همکاری زنجیره تامین، مرور نظام مند، تئوری اقتضایی، تحلیل میدان نیرو، عوامل موثر بر همکاری، روش ریاضی اجماع گسسته
|