فهرست مطالب

سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی در منابع طبیعی - سال نهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال نهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهشید کریمی، کاکا شاهدی * صفحات 1-16
    خشک سالی به عنوان یک مخاطره طبیعی همواره بخش هایی از کشور را متاثر نموده است. امروزه با استفاده از تکنیک سنجش ازدور می توان خشک سالی را از طریق اثراتی که بر روی گیاهان دارد، مطالعه و به نتایج دقیق تر و موثرتری برای مدل سازی خشک سالی دست یافت. هدف از این پژوهش بررسی رابطه خشک سالی هواشناسی، هیدرولوژیکی و کشاورزی با استفاده از شاخص های خشک سالی و تکنیک سنجش ازدور در حوزه آبخیز قره سو است. برای این منظور، از تصاویر سنجنده مودیس (ماهواره Terra، محصول MODO9Q1) ، داده های بارندگی پنج ایستگاه باران سنجی و داده های دبی پنج ایستگاه هیدرومتری از سال2000 تا 2015 استفاده گردید. نتایج حاصل از مقایسه خشک سالی هواشناسی، هیدرولوژیکی و کشاورزی بیانگر انطباق هر سه نوع خشک سالی در سال های 2000، 2001، 2004، 2005، 2007، 2009، 2010، 2011، 2012، 2013، 2014 و 2015 بود. باوجوداینکه مقادیر شاخص SPI و NDVI در سال های 2002، 2003 و 2008 مثبت بود، اما شاخص SDI وقوع خشک سالی هیدرولوژیکی (مقادیر منفی) را نشان داد. همچنین در سال 2006 علیرغم افزایش بارش اما این سال با خشک سالی کشاورزی و هیدرولوژیکی مواجه بوده است. بنابراین طبق نتایج به دست آمده هم زمانی انواع خشک سالی در تمام سال ها وجود ندارد. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد که بین میانگین شاخص NDVI و میانگین شاخص SPI و SDI همبستگی بالایی به ترتیب برابر با 0. 706 و 0. 788 در سطح معنی داری 0. 01 وجود دارد. به طورکلی، نتایج شاخص SPI و SDI تا حدود زیادی نتایج شاخص NDVI را تایید می کند.
    کلیدواژگان: خشک سالی، شاخص NDVI، سنجنده مودیس، حوزه آبخیز قره سو
  • سرور داوری، علیرضا راشکی*، مرتضی اکبری، علی اصغر طالبان فرد صفحات 17-32
    بیابان زایی یکی از پیچیده ترین تهدیدهای محیط زیست با اثرات منفی اقتصادی- اجتماعی است که باگذشت زمان نقش فزاینده ای درشدت تخریب زمین دارد. هدف از این تحقیق پایش تغییرات مکانی و زمانی عوامل موثر در بیابان زایی مناطق جنوبی استان خراسان رضوی است. داده های اولیه شامل پارامترهای اقلیمی، پوشش گیاهی، زمین شناسی، خاک شناسی، آب های زیرزمینی و سطحی، کشاورزی و اطلاعات اقتصادی-اجتماعی پس از جمع آوری، به محیط GIS معرفی و نقشه واحدکاری ژئوبیوفاسیس تهیه شد. سپس با استفاده از مدل ایرانی IMDPA شدت بیابان زایی محاسبه و عوامل موثر در بیابان زایی منطقه تعیین گردید. ارزیابی تغییرات زمانی و مکانی معیارها و شاخص های موثر نیز بر اساس داده ها، نقشه های موجود، نظرات کارشناسی و بررسی تصاویر ماهواره ای انجام شد. نتایج ارزیابی شدت خطر بیابان زایی با مدل IMDPA نشان داد که منطقه در دو کلاس متوسط و شدید به ترتیب به مقدار 22 و 77 درصد قرار دارد. پایش دوره ای شاخص های موثر بیابان زایی نیز نشان داد که کمبود بارش در مدت 25 سال گذشته 1388-1363، باعث افزایش خشکی و خشک سالی در تمامی منطقه شده است. بررسی تغییرات کاربری اراضی نیز در مدت 10 سال 1390-1380، بیانگر کاهش 6 درصدی سطح اراضی مرتعی و افزایش سطح اراضی کشاورزی بوده که دلیل اصلی آن افزایش 1. 5 درصدی نرخ رشد جمعیت در مدت سال های 1390-1365 می باشد. برداشت بیش ازحد از سفره های آب زیرزمینی نیز باعث افت 10 درصد سطح آب در چاه ها شده که نتیجه آن افزایش شوری در اراضی و همچنین تشدید فرسایش بادی در بیش از 93 درصد منطقه بوده است.
    کلیدواژگان: شدت بیابان زایی، مدل IMDPA، سیستم اطلاعات جغرافیایی، سنجش ازدور، خراسان رضوی
  • زینب جعفریان*، سمیرا پروینی، عطاالله کاویان صفحات 33-46
    با توجه به هزینه های تعلق گرفته به اجرای طرح های منابع طبیعی، انجام مطالعات دقیق و کاربردی ضروری است چراکه عدم پاسخ مثبت طرح های انجام شده، هدر رفت سرمایه انسانی و بودجه مالی و عدم اعتماد ساکنین حوزه های آبخیز به مجریان طرح ها و ادارات منابع طبیعی را در پی خواهد داشت. هدف این تحقیق، مکان یابی عملیات اصلاحی و احیایی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به روش بولین و مقایسه نتایج آن با پروژه های طرح اجراشده در حوزه آبخیز میخوران در سال 1385 است. مکان یابی روش های اصلاح و احیائی به تفکیک بر اساس نقشه های بارندگی، شیب، وضعیت مرتع و خاک در مراتع مذکور انجام شد و سپس با تلفیق نقشه های پیش بینی شده برای همه عملیات قابل اجرا، نقشه پیشنهادی مکان های مناسب اجرا معرفی گردید. این نقشه نشان داد که بذرکاری در 4. 761 کیلومترمربع، میانکاری در6. 973، کپه کاری در 15. 154، پیتینگ در 0. 127، ریپر زدن در 0. 455، بذرپاشی در 0. 046 و تبدیل دیمزارهای کم بازده به مرتع در 17. 997 کیلومترمربع و قرق در تمام سطح حوضه قابل اجراست. در طی طرح اجراشده در بهار 1385 کپه کاری در مساحت 3. 004، نهال کاری در 7. 675، مدیریت چرای دام در مرتع 51. 717، حفاظت از اراضی حساس در 15. 271 و تبدیل دیمزارهای کم بازده به مرتع در 2. 067 کیلومترمربع از سطح مراتع این حوزه اجراشده است که با تطبیق این دو نقشه، ضریب کاپا برابر 0. 27 به دست آمده که نشان دهنده تطابق کم بین دو نقشه است. این نتیجه مبین عدم تناسب عملیات اصلاحی و احیایی اجراشده با عملیات مناسب بر اساس شرایط موجود در منطقه، است.
    کلیدواژگان: عملیات اصلاح و احیاء، عوامل محیطی، مدل بولین، سیستم اطلاعات جغرافیایی، حوزه میخوران
  • کبری مل حسینی دارانی، ثمر مرتضوی*، سیدمحسن حسینی، کامران شایسته، سامره فلاحتکار صفحات 47-58
    توسعه نیازمند زمین است و بدیهی ترین ویژگی توسعه، تغییر کاربری اراضی و به تبع آن آلودگی سیمای سرزمین است. برای بررسی اختلال سیمای سرزمین، پس از تولید نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصویر ماهواره لندست سال 1395، با استفاده از سنجه های LPI، LSI، MPS و SHDI، دو نقطه دید در منطقه مطالعاتی در نظر گرفته و با اعمال ارتفاع ناظر بر روی نقشه DSM تولیدشده از منطقه، محدوده قابل دید از این نقاط استخراج معیار بصری اختلال بررسی گردید. با توجه به وجود کاربری های انسان ساخت و طبیعی موجود در منطقه کمی سازی معیار اختلال با استفاده از سنجه های مذکور انجام شد. محدوده مقادیر LSI که از 1 تا بی نهایت است، در نقطه دید اول به ترتیب 21. 32، 19، 2. 35 برای کاربری جنگل، مرتع و معدن و در نقطه دید دوم با مقادیر 7. 27، 26. 91، 22. 24، 1. 66، 3. 90، 13. 78 برای کاربری های مسکونی، جنگل، مرتع، آبزی پروری، کشاورزی و صخره ای محاسبه گردید. ارزش پایین شاخص LSI برای کاربری های معدن، آبزی پروری و کشاورزی و نزدیک بودن آن به عدد یک بیانگر حضور انسان است که برای کاربری های طبیعی این ارزش بسیار بالاتر از یک محاسبه شده است. نتایج سنجه های MPS و SHDI نشان دهنده انقطاع کاربری های طبیعی مرتع و جنگل توسط کاربری انسان ساخت معدن است. در نقطه دید دوم که کاربری جنگل، مرتع و صخره ها با مقادیر MPS بالا و نزدیک به هم، چهره بکری را به سیمای سرزمین داده است، حضور کاربری کشاورزی، مسکونی و آبزی پروری با مقادیر MPS پایین و متفاوت از کاربری های طبیعی، سبب فقدان طبیعی بودن این بخش از منطقه و ایجاد اختلال شده است. نتایج این مطالعه روش جدید برای درک و در نظر گیری اثرات تغییر سیمای سرزمین درزمینه برنامه ریزی و مدیریت را ارائه می نماید.
    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی، آلودگی سیمای سرزمین، اختلال، ارزیابی اثرات بصری، جنگل های دو هزار سه هزار
  • شیرکو جعفری، افشین علیزاده شعبانی*، مظاهر معین الدینی، افشین دانه کار، امیر علم بیگی صفحات 59-75
    فضای سبز نقش مهمی در کیفیت محیط زیست شهری دارد. هدف این بررسی تعیین رابطه فضای سبز شهری با آلودگی هوا، صوت و دما در شهر تهران با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین است. بدین منظور، ابتدا نقشه فضای سبز تهیه و به روزرسانی شد و سنجه های سیمای سرزمین محاسبه شدند. سپس نقشه های آلودگی هوا و صوت با استفاده از میانگین داده های سالیانه درون یابی شدند و نقشه دما نیز با روش رگرسیون تهیه شد. درنهایت اطلاعات موردنیاز از نقشه های تهیه شده، برای 52 واحد مطالعاتی استخراج شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که فضای سبز اثر کاهشی بر میزان آلودگی هوا، صوت و دما دارد. بطوریکه به ازای یک واحد افزایش در انحراف معیار فضای سبز، 0. 509 واحد در انحراف معیار دما، 0. 462 واحد در انحراف معیار میزان آلودگی صوت و همچنین 0. 831 واحد در انحراف معیار آلودگی هوا کاهش مشاهده می شود. در سازه فضای سبز، شاخص انسجام و تراکم لکه بیشترین نقش و شاخص مساحت کمترین نقش را در کاهش آلودگی هوا، صوت و دما داشت. بیشترین و کمترین میزان اثر کاهشی فضای سبز برسازه آلودگی هوا به ترتیب مربوط به ذرات کمتر از 2. 5 میکرون و دی اکسید سولفور بود. میزان آلفای کرونباخ 0. 807 و ضریب پایایی مرکب 0. 808 نشان دهنده پایایی بالا و میانگین واریانس استخراج شده 0. 523 نشان دهنده روایی همگرایی بالا در سازه آلودگی هوا هستند. در سازه فضای سبز شاخص عامل تورم واریانس نشان دهنده عدم خطای هم خطی است.
    کلیدواژگان: فضای سبز، سنجه های سیمای سرزمین، مدل سازی معادلات ساختاری، آلودگی هوا
  • محسن میرزایی، مژگان عباسی*، صفر معروفی، عیسی سلگی، روح الله کریمی صفحات 76-92
    مطالعه انعکاس طیفی پدیده ها از طریق شاخص های طیفی امکان استفاده بهینه از دامنه وسیع طول موج های طیفی را در داده های ابرطیفی فراهم می کند. هدف از تحقیق، معرفی و ارزیابی عملکرد شاخص های طیفی در تفکیک گونه های غالب باغی در استان چهارمحال و بختیاری است. در این تحقیق 150 نمونه طیفی در محدوده 350 الی 2500 نانومتر، از گونه های انگور، گردو و بادام در انواعی از شرایط برداشت شد و پس از تصحیح اولیه، 30 عدد از مهم ترین شاخص های طیفی موجود در این زمینه استخراج شدند. آزمون واریانس و مقایسه میانگین ها جهت شناسایی شاخص های بهینه در تفکیک گونه ها، در سطح 99 درصد اطمینان اجرا شد. سپس از دو رویکرد شبکه عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان جهت ارزیابی عملکرد شاخص ها در تفکیک گونه ها استفاده شد. نتایج آزمون واریانس نشان داد که شاخص های تنش رطوبت، نسبت باند در 1200 نانومتر، شاخص نرمال شده فئوئوفیتین و شاخص جذب سلولز جهت تفکیک گونه های موردمطالعه بهینه هستند. نتایج ارزیابی عملکرد شاخص های معرفی شده نتیجه 100 درصد تفکیک گونه ها را در دو رویکرد شبکه عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان، در هر دو مرحله آموزش و آزمون نشان داده است. این نتایج لزوم انجام مطالعات طیف سنجی را برای تفکیک گونه های باغی پیش از تحلیل داده های تصویری ابرطیفی به دلیل حجم وسیع و هزینه بیشتر تهیه و تحلیل آن ها نشان می دهد.
    کلیدواژگان: طیف سنجی زمینی، تفکیک طیفی گونه های گیاهی، شاخص های طیفی، شبکه عصبی مصنوعی، ماشین بردار پشتیبان
  • محمد ملکی*، سید محمد توکلی صبور، پرویز ضیاییان فیروزآبادی، مجید رئیسی صفحات 93-107
    دسترسی به نقشه مناسب از عوارض و پدیده های زمینی بسیار مهم است، چراکه این عوارض و فرآیند حاکم بر آن ها منشا بسیاری از مخاطرات و منابع محیطی هستند. هدف این تحقیق، مقایسه داده های اپتیک و رادار در استخراج عوارض و پدیده های زمینی است. از تصویر پانزده متری باند پن کروماتیک لندست 8 (OLI) به عنوان تصویر اپتیک و تصویر باند C سنجنده سنتینل-1 (Sentinel-1) برای تصویر رادار باقدرت تفکیک 22×20 متری هر پیکسل، استفاده شد. دو تصویر رادار (رادار 1 و 2) در دو جهت دید مختلف، با زاویه دید متفاوت موردبررسی قرار گرفتند و برای کاهش اثر توپوگرافی تصویر رادار با مدل رقومی سه ثانیه تصحیح شد (رادار اصلاح شده). در این مطالعه، 4 عارضه دره، تیغه، مخروط افکنه و شیب واریزه ای به روش تفسیر بصری از تصاویر لندست 8 و سنتینل-1 استخراج و نتایج با تفسیر بصری تصاویر توان تفکیک بالای World Imagery مقایسه گردید. شاخص های صحت، دقت، کیفیت، کاپا و آزمون z جهت برآورد صحت نتایج به دست آمده محاسبه شد. نتایج نشان داد بالاترین صحت در استخراج عارضه های دره و تیغه از تصویر اپتیکی به ترتیب 83. 90 و 87. 88 درصد و بالاترین صحت استخراج عوارضی چون مخروط افکنه و شیب واریزه ای نیز از تصویر راداری اصلاح شده به ترتیب 82. 76 و 83. 72 درصد می باشند. بالاترین ضریب کاپا مربوط به رادار اصلاح شده با 54. 72 درصد (لندست 49. 74 درصد) ، بیشترین میزان آزمون z مربوط به لندست-رادار1 با 0. 9871 به دست آمده آمد (رادار اصلاح شده-لندست 0. 6443 درصد).
    کلیدواژگان: رادار تصویربردار، لندست 8 (OLI)، سنتینل-1 (Sentinel-1)، اشکال زمین، حوزه میانراهان
  • امیر سعادت فر *، حسن فرامرزی صفحات 108-120
    جهت ایجاد توسعه پایدار در صنعت توریسم، درک صحیح از پتانسیل های محیطی و میزان حساسیت آن به کنش های انسانی بسیار مهم است. پژوهش حاضر به شناسایی و اولویت بندی پتانسیل سایت های اکوتوریسم، در حوزه کجور استان مازندران پرداخته است. معیارهای فیزیوگرافی شامل شیب، جهت، ارتفاع و همچنین معیارهای فاصله از جاده، رودخانه، روستا، مکان های لغزشی و درصد تاج پوشش به عنوان شاخص مناسب انتخاب شدند. معیارها با استفاده ازنظر کارشناسان و روش تحلیل سلسله مراتبی ارزیابی و فازی شدند. سپس با استفاده از سناریوهای روش میانگین وزنی مرتب (OWA) ، پهنه های مناسب سایت اکوتوریسم مشخص گردید. جهت کاهش ریسک و افزایش قدرت مدیریتی از منطق بولین استفاده شد. نتایج نشان داد که زمین لغزش و جاده به ترتیب با وزن های 0. 315 و 0. 238 بیشینه ارزشی رادارند. خروجی نقشه های سناریوهای میانگین وزنی مرتب نشان دادند که محدوده شمال شرقی حوزه کجور، بهینه ترین مکان جهت تاسیس سایت اکوتوریسم است و منطقه شمالی در رتبه بعدی قرار گرفت. در سناریوی سطح ریسک پایین و عدم جبران و سناریوی سطح ریسک پایین و مقدار اندک جبران 83 هکتار از اراضی را گستره بهینه شناسایی شدند درحالی که سناریوهای سطح ریسک میانگین و جبران کامل، سطح ریسک بالا و جبران اندک، سطح میانگین ریسک و عدم جبران و سطح بالای ریسک و بدون جبران به ترتیب 3179، 1255، 1909 و 2577 هکتار را مناسب سایت اکوتوریسم نشان داده شد. خروجی منطق بولین نشان داد حدود 47 هکتار از اراضی شمال شرقی حوزه کجور، سایت مناسب اکوتوریسم است.
    کلیدواژگان: اکوتوریسم، مکان یابی، تحلیل سلسله مراتبی، میانگین وزنی مرتب، منطق بولین، حوزه کجور - مازندران
|
  • Mahshid Karimi, Kaka Shahedi * Pages 1-16
    Drought as a natural hazard has always affected some parts of the country. Nowadays, it is possible to study drought using remote sensing techniques through its effects on the plants and achieve more accurate and efficient results for drought modelling. This study aims to investigate the relationship between meteorological, hydrological and agricultural drought using drought indices and remote sensing method in Gharehsou watershed. For this purpose, MODIS images (satellite Terra, product MODO9Q1) and rainfall and discharge data of five meteorological and hydrometric stations for 2000 to 2015 time period were used. The results of the comparison of meteorological, hydrological and agricultural drought represent conformity of the three types of drought in the years 2000, 2001, 2004, 2005, 2007, 2009, 2010, 2011, 2012, 2013, 2014 and 2015. Although the SPI and NDVI values were positive in the years 2002, 2003 and 2008, SDI index showed the occurrence of hydrological drought (negative values). In the year 2006 despite the rainfall increase, but this year has been facing the agricultural and hydrological drought. So the results simultaneity of drought there does not exist in all the years. The results of Pearson correlation showed there is a high correlation between mean NDVI and SPI and SDI indices equal to 0.706 and 0.788 respectively at the significance level of 0.01. Generally, the results of SDI and SPI indices largely confirm the results of the NDVI index.
    Keywords: Drought, NDVI index, MODIS sensor, Gharehsou watershed
  • Soroor Davari, Alireza Rashki *, Morteza Akbari, Aliasghar Talebanfard Pages 17-32
    Desertification is one of the most complex environmental threats with negative effects on the socioeconomic that play an increasing role in the severity of land degradation over the times. This study was carried out to monitoring the spatiotemporal variability of the criteria and indices effective on desertification in an arid region in the south of Khorasan Razavi province. Primary data, such as climatic parameters, vegetation, geology, soil, groundwater and surface water, agriculture and socioeconomic data were collected and introduced into the GIS environment, and a geobiofacies unit map was prepared. Then, desertification intensity was calculated by using the Iranian Model for Desertification Potential Assessment (IMDPA). Evaluations of indices were done based on available data and maps, expert opinions and satellite imagery in a GIS environment. The results showed the desertification severity being in two classes of medium and severe with 77% and 22%, respectively. Periodic monitoring of the effective indices on desertification also showed that low precipitation over the past 25 years 1984-2009 has caused increasing drylands and droughts. Assessment of land use changes during 10 years 2001-2011 indicated decreasing 6% in rangelands and an increase in agriculture, which was mainly due to 1.5% population growth rate during the years 1986 to 2011. The excessive removal of groundwater aquifers also caused a 10% drop in the wells water levels, resulting in increased land salinity as well as an increase in wind erosion in more than 93% of the study area.
    Keywords: Desertification intensity, IMDPA model, GIS, Remote sensing, Khorasan Razavi
  • Zeinab Jafarian*, Samira Parvini, Ataollah Kavian Pages 33-46
    Due to the costs of natural resources projects, detailed studies are necessary, because the lack of positive response of plans will follow the loss of human capital and funds and lack of trust in anchors plan and natural resources departments of residents’ watersheds. The purpose of this research was locating corrective operations and recovery using Geographic Information System and Boolean method and comparing the results with the implemented projects in the watershed Maikhoran in 2006. Locating the corrective operations were done based on a map of rainfall, slope, soil and rangeland condition and then with incorporating the maps of the forecast operations for all applicable operations were introduced suitable places map. This map was included seed planting 4.761, Field strip cropping 6.973, heap planting 15.154, pitting 0.127, rippering 0.455, seed spraying 10.046 and transformation of low- yielding farms to pastures 17.977 square kilometres and exclosure throughout the entire basin. The implemented design in the spring of 1385 had a heap planting in 3.004, selling in 7.675, management, grazing in 51.717, protection of sensitive lands and transformation of low- yielding farms to pasture in 15.271 and 2.067 square kilometres of rangelands. Then, by matching the two maps obtained the kappa coefficient 0.27 that represents low matching between two maps. This result represents disproportion between located operations with implementing operations, according to the current situation in the region too.
    Keywords: Restoration operations, Environmental factors, Boolean model, GIS, Maikhoran watershed
  • Kobra Melhosseini Darani, Samar Mortazavi *, Seyed Mohsen Hosseini, Kamran Shayesteh, Samereh Falahatkar Pages 47-58
    Development requires land, and the most obvious feature of the development, land use change, and hence pollution of the land's landscape. For an investigation into the effect of disturbance on the landscape, land use map, using Landsat satellite image of 2016, is produced. Calculating the LPI, LSI, MPS and SHDI metrics, the two viewpoints are considered in the case study area. The height of the observer is applied to the DSM map of this region and a visible zone of these points is determined. Therefore, the visual disturbance criterion is examined. According to the man-made and natural uses, this criterion is quantified, considering the above-mentioned metrics. LSI value changes from one to infinity. At the first viewpoint, amounts of the LSI are 21.32, 19 and 2.35 for forest, pasture and mine respectively. Also, in the second one, 7.27, 26.91, 22.24, 1.66, 3.90 and 13.78 are obtained for residential land, forest, pasture, aquaculture, agriculture and rocks. Small LSI numbers of mine, aquaculture and agriculture, being about one, indicates the presence of a human in these areas. The results of MPS and SHDI metrics show that the natural land use of pasture and forest are cut by the man-made of mine. From the second viewpoint, forest, pasture and rocks, having large and close MPS numbers, give a natural face to the landscape. The presence of agriculture, residential and aquaculture with small MPS values, being different from the natural land use, causes a lack of naturalness and disturbance in this part of the region. This study could develop the new and basic method for the understanding of landscape changes in the planning and management fields.
    Keywords: Land use change, Landscape pollution, Disturbance, Visual effects assessment, Forests of Dohezar Sehezar
  • Shirkou Jaafari, Afshin Alizadeh Shabani *, Mazaher Moeinaddini, Afshin Danehkar, Amir Alambeigi Pages 59-75
    Green space has an important role in the quality of urban environments. The purpose of this study was to investigate the relationships between urban green space, air and noise pollution and temperature in Tehran using landscape metrics approach. For this purpose, the green space map was prepared and updated and then landscape metrics were calculated. Then, through interpolated of annual mean data, the air and noise pollution maps were extracted, while the temperature map was prepared by the regression method. Finally, the required information from the prepared maps was extracted for 52 study units and was analyzed using structural equations modelling. The results indicated green space has a decreasing effect on air and noise pollution and temperature. As per unit increase in standard deviation of green space, 0.509 units in the standard deviation of temperature, 0.462 units in the standard deviation of noise pollution and also 0.831 units in the standard deviation of air pollution decrease were observed. For green space construct, the indices of cohesion and patch density had the highest role and the area index had the lowest role in decreasing air and noise pollution and temperature. The highest and lowest amounts of green space construct effect on the air pollution were related to particles less than 2.5 microns and sulfur dioxide, respectively. The Cronbach's Alpha value was 0.807 and the Composite Reliability coefficient of 0.808 indicates high reliability and Average Variance Extracted of 0.523 represents a high convergence validity in the air pollution constructs. In the green space construct, the variance inflation factor value indicates a noncollinearity error.
    Keywords: Green space, Landscape metrics, Structural equation modeling, air pollution
  • Mohsen Mirzaie, Mozhgan Abbasi *, Safar Marofi, Eisa Solgi, Roohollah Karimi Pages 76-92
    Study spectral reflectance through spectral indices allows the optimal use of the wide range of spectral wavelengths in hyperspectral data. The purpose of this study was to introduce and evaluate the performance of spectral indices to discriminate dominant orchard species in Chaharmahal Bakhtiari province. In this study, 150 spectral curves were measured in the range of 350 to 2500 mm, from grapes, walnuts and almond trees. After the initial correction, 30 of the most important spectral indices were extracted. Analysis of variance and comparisons of meanings was applied to identify the optimal indices for species discrimination at a 99% confidence level. Then, an artificial neural network (ANN) and support vector machine (SVM) approaches were used to evaluate the performance of indices in species discrimination. ANOVA results indicated that the Moisture Stress Index (MSI), Band ratio at 1,200 nm, normalized phaepophytiniz index (NPQI) and cellulose absorption index (CAI) indices are optimal for discrimination of the studied species. The performance evaluation of the introduced indicators in some of the ANN and SVM enhancement structures has been associated with 100% accuracy in both education and testing, which shows the effectiveness of these studies in distinguishing orchard species. The performance evaluation of the introduced indicators has been validated at 100% in both training and testing stages. This result emphasizes the necessity of performing spectroscopic studies to separate the orchard species before analyzing the hyperspectral images due to their large data volume, high cost and huge data analysis.
    Keywords: Field spectroscopy, Plant species discrimination, Spectral indices, Artificial neural network (ANN), Support vector machine (SVM)
  • Mohammad Maleki *, Seyed Mohammad Tavakkoli Sabour, Parviz Zeaieanfirouzabadi, Majid Raeisi Pages 93-107
    The availability of suitable maps of terrain features is very important because these complications and the process governing them are the sources of many environmental hazards and resources. The purpose of this research, compare the optic and radar data for terrain feature extraction. A panchromatic band of Landsat 8 (OLI) as an optical image and two C-band Sentinel-1 satellite radar images with a resolution of 22×20 m per pixel were used. Two radar images (radar-1 and 2) in two different acquisition directions with different look angels were visually interpreted. In order to reduce the geometric and radiometric effects of the topography, the radar images were corrected using 3-second SRTM data (modified radar). In this study, four feature types were extracted by visual interpretation, which is: valleys, blades, alluvial fans, and debris fans and the results were compared with the World Imagery layer. The accuracy, completeness, quality, kappa, and z-test were calculated for every interpretation. The results showed that the highest accuracies in recognition of valleys and blades using Landsat image were 83.90% and 87.88%, respectively, and the highest accuracies of alluvial fan and the debris fan of the modified radar image were 82.76% and 83.72% respectively. The highest kappa coefficient related to the modified radar data was calculated at 54.72% (Landsat 49.74%) and the highest z-text related to Landsat-radar 1 was calculated 0.9871 (Modified Radar-Landsat 0.6443%).
    Keywords: Radar imagery_Landsat 8 (OLI)_Sentinel-1_Landforms_Mianrahan basin
  • Amir Saadatfar *, Hassan Faramarzi Pages 108-120
    In order to create sustainable development in the tourism industry, the proper understanding of environmental potentials and its sensitivity to human activities is very important. This study has identified and prioritized the potential of ecotourism sites in the Kojur basin of Mazandaran province. Physiographies criteria, including slope, direction, and elevation, as well as criteria of distance from road, river, village, sliding locations and canopy percent, were selected as the appropriate index. The criteria were evaluated and fuzzy by the experts and Analytic hierarchy process (AHP) method. Subsequently, using the Ordered weighted average (OWA) scenarios, the appropriate ecotourism site was selected. To reduce risk and increase managerial power, Boolean logic was used. The results showed that the landslide and the roads had a maximum value of 0.315 and 0.238, respectively. The output maps of the OWA scenarios have shown that the northeastern range of the cougar basin is the most optimal location for the establishment of the ecotourism site, and the northern region was ranked next. In the scenario of the low-risk level and non-compensated, and low-risk level and low compensation scenario, 83 hectares of land were recognized for the appropriate ecotourism site. While, average risk and complete compensation, high risk and low compensation, average risk and non-compensation and high risk and no compensation, were 3179, 1255, 1909, and 2577 hectares respectively for ecotourism sites. The Boolean logic output showed that about 47 hectares of northeastern lands of Kojour basin are an appropriate ecotourism site.
    Keywords: Ecotourism, Site selection, Analytic hierarchy process (AHP), Ordered weighted average (OWA), Boolean logic, Kojur basin-Mazandaran