فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 10 (پیاپی 282، دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/04
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اصیل پژوهشی
  • مینو یغمایی* ، سودابه درویش، سیده مه بانو فرمان بر صفحات 1-6
     
    مقدمه
    در افراد کاندیدای سزارین با سابقه سزارین قبلی، احتمال چسبندگی داخل شکمی بیش از افراد بدون سابقه سزارین می باشد و این امر می تواند موجب افزایش طول مدت جراحی، خونریزی حین عمل، عوارض مادری و جنینی و نیاز به کمک گرفتن از جراحان دیگر شود، لذا مطالعه حاضر با هدف استفاده از مشخصات اسکار شکمی جهت پیش بینی و آمادگی برای مقابله با چسبندگی های داخل شکمی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی آینده نگر در سال 1395 بر روی 109 زن با حاملگی ترم و سابقه سزارین و کاندیدای سزارین مجدد در بیمارستان آیت الله طالقانی تهران انجام شد. برای هر بیمار فرم اطلاعاتی شامل خصوصیات فردی، شاخص توده بدنی، خصوصیات اسکار شکم و شدت چسبندگی حین عمل ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های آماری من ویتنی، کای دو و دقیق فیشر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از 109 زن مورد مطالعه، 73 نفر (97/66%) فاقد چسبندگی و 36 نفر (02/32%) دارای چسبندگی بودند که از میان آنها، 17 نفر (60/15%) چسبندگی متراکم و رگ دار یا لگن منجمد داشتند. بر اساس نتایج مطالعه، دو گروه افراد با چسبندگی نازک یا فاقد چسبندگی و افراد با لگن منجمد یا چسبندگی متراکم از نظر مسطح و غیر مسطح بودن اسکار (042/0=p) ، ارتفاع اسکار (005/0=p) و فرورفته و غیرفرو رفته بودن اسکار (004/0=p) با هم تفاوت معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری
    اسکار شکمی فرورفته در زنان با سابقه سزارین قبلی، با میزان و شدت چسبندگی ارتباط دارد (05/0>p).
    کلیدواژگان: اسکار شکمی، چسبندگی، سزارین تکراری
  • مریم سادات حسینی، الینا بایرام زاده* علیرضا داداشی، شهناز فتاحی، عبادالله شیری ملک آباد صفحات 7-12
    مقدمه
    دیابت بارداری، از اختلالات مهم زنان در سن بارداری بالای 24 هفته می باشد. شناخت عوامل مرتبط با آن می تواند نقش مهمی در بهبود شرایط زنان باردار ایفا کند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سطح سرمی ویتامین D و دیابت بارداری در مراجعین به بیمارستان امام حسین (ع) تهران انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال 1395 بر روی 164 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان امام حسین (ع) تهران انجام شد. از بیماران تست های غربالگری دیابت بارداری با استفاده از چالش گلوکز خوراکی 50 گرم و سپس تست تحمل قند 3 ساعته انجام شد. افراد دارای معیارهای دیابت بارداری در گروه مورد و افراد فاقد این معیارها، در گروه شاهد قرار گرفتند. سپس نمونه خون جهت تعیین سطح سرمی ویتامین D اخذ و میزان آن بین دو گروه مورد و شاهد مقایسه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های کای اسکوئر و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه مورد 3/13±2/24 و در گروه شاهد 19±4/29 بود که بر اساس نتایج آزمون تی مستقل، اختلاف آماری معناداری بین دو گروه وجود داشت (042/0=p). همچنین بر اساس منحنی ROC،مقدار ویتامین D با نقطه برش 20، دارای حساسیت 53% و ویژگی 45% بود. بر اساس نتایج این مطالعه، زنان باردار دچار کمبود ویتامین D تا 2 برابر بیشتر در معرض خطر ابتلاء به دیابت بارداری هستند.
    نتیجه گیری
    سطح سرمی پایین ویتامین D یک عامل خطر مستقل برای ابتلاء به دیابت بارداری محسوب می شود.
    کلیدواژگان: دیابت بارداری، سطح سرمی، ویتامین D
  • محمدرضا رمضان پور، آزاده لعلی *، زهره امیرخانی صفحات 13-19
     
    مقدمه
    تمرینات ورزشی می تواند با جلوگیری از افزایش بی رویه وزن طی بارداری، تضمین کننده سلامت مادر در حین بارداری و پس از آن باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه تاثیر 12 هفته تمرین هوازی در نوبت های صبح و عصر بر ترکیب بدنی زنان باردار تا 2 ماه پس از زایمان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1396 بر روی 90 زن باردار با سن بارداری 25-24 هفته در مشهد انجام شد. شرکت کنندگان در سه گروه تمرین هوازی صبح (29 نفر) ، تمرین هوازی عصر (26 نفر) و گروه کنترل (27 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 هفته سه جلسه ای و مدت هر جلسه 55-35 دقیقه و شامل راه رفتن تداومی بود. شدت تمرین 60% ضربان قلب ذخیره بیشینه در جلسات ابتدایی بود که به 45% در جلسات پایانی کاهش یافت. پارامترهای درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی مادر در ابتدا و انتهای پژوهش تعیین شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه20) و آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، تی زوجی و آنووا انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    12 هفته تمرین هوازی بر میانگین چربی بدن شرکت کنندگان تاثیر معناداری داشت (020/0=p) ، ولی بین تمرین صبح و عصر تفاوت معناداری وجود نداشت (422/0=p). تمرین هوازی منتخب بر میانگین شاخص توده بدنی شرکت کنندگان تاثیر معناداری داشت (022/0=p) ، ولی بین تمرین صبح و عصر تفاوت معناداری وجود نداشت (293/0=p).
    نتیجه گیری
    پروتکل تمرینات هوازی، از افزایش بیش از حد چربی بدن زنان باردار جلوگیری نموده و موجب می شود زنان باردار در حین بارداری، وزن گیری مطلوب تری داشته باشند.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، چربی بدن، شاخص توده بدنی
  • آزاده عیوضی، میلاد برجی، اعظم صفار، راژان چهره ذلیخا کرم الهی* * صفحات 20-29
     
    مقدمه
    زایمان زودرس و عود آن، تبعات درازمدتی برای خانواده ها و جوامع دارد، بنابراین ارزیابی عوامل اپیدمیولوژیک و زیست محیطی برای تشخیص زنان در معرض خطر زایمان زودرس، حائز اهمیت است. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع عود زایمان زودرس و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال 94-1393 بر روی 3763 زن باردار مراجعه کننده به زایشگاه شهید مصطفی خمینی (ره) شهر ایلام انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته و شامل 37 سوال بود که اطلاعات مربوط به متغیرهای فردی، تاریخچه مامایی و طبی مادری و متغیرهای جنینی (سن حاملگی، تعداد زایمان های قبلی ، وزن تولد، آپگار، مرگ پری ناتال، ناهنجاری مادر زادی، سابقه زایمان زودرس قبلی، پرزانتاسیون، اختلالات جفت، سابقه سقط، سابقه فشارخون، دیابت در بارداری، سابقه ضربه و جراحی، اختلالات ساختمانی رحم و سرویکس، پارگی زودرس کیسه آب) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های آماری کای اسکوئر و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از مجموع 350 مورد زایمان زودرس، 289 نفر (6/82%) سابقه زایمان زودرس نداشتند و 61 نفر (4/17%) دارای سابقه زایمان زودرس قبلی بودند. بیشترین عود زایمان زودرس در سنین 40-31 سالگی یافت شد. بین سن، سطح تحصیلات، پاریته، عفونت تناسلی، عفونت ادراری، سابقه جراحی، دیابت، مرگ جنین، ناهنجارهای جنینی و عود زایمان زودرس ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (05/0>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به بالا بودن شیوع عود زایمان زودرس در زنانی که سابقه زایمان زودرس دارند، می توان با افزایش مراقبت های بالینی و یافتن عوامل موثر در زایمان زودرس، از عود آن پیشگیری کرد و از شیوع عود زایمان زودرس کاست.
    کلیدواژگان: زایمان زودرس، شیوع، عود
  • علی محمد ایزدپناه، الهام الهیاری، مرضیه ترشیزی، زهره خزاعی، غلام رضا شریف زاده، مهدی حسینی * صفحات 30-37
     
    مقدمه
    خونریزی بعد از زایمان، یکی از سه علت مهم عوارض و مرگ و میر مادری به خصوص در کشورهای در حال توسعه می باشد. تاکنون بررسی های متنوعی در رابطه با تاثیر داروهای شیمیایی و گیاهی بر کاهش خونریزی بعد از زایمان انجام شده است. با توجه به اهمیت کنترل خونریزی پس از زایمان در زندگی مادر و کودک، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر پودر هسته انگور بر کاهش خونریزی بعد از زایمان انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهد دار تصادفی شده در سال 1395 بر روی 120 نفر زن باردار مراجعه کننده به زایشگاه بیمارستان ولی عصر (عج) شهر بیرجند جهت انجام زایمان طبیعی انجام شد. افراد به طور تصادفی به چهار گروه 30 نفره تقسیم شدند که 3 گروه دریافت کننده پودر هسته انگور در دوزهای 50، 100 و 150 میلی گرم و یک گروه دارونما بودند. کپسول ها پس از خروج جفت همراه با یک لیوان آب گرم توسط مادر مصرف گردید. سپس حجم خونریزی مادر طی 24 ساعت بعد از زایمان اندازه گیری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه، تست تعقیبی توکی و بونفرونی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در چهار گروه مورد مطالعه حجم خونریزی از ساعت اول تا ساعت سوم کاهش آماری معناداری را نشان داد (001/0>p). در ساعت اول، دوم و سوم بعد از مداخله بالاترین حجم خونریزی در گروه شاهد و کمترین حجم خونریزی در گروه مداخله 100 میلی گرم هسته انگور مشاهده شد. در گروه شاهد بالاترین میزان حجم خونریزی 24 ساعته و در گروه 150 میلی گرم کمترین حجم خونریزی مشاهده گردید که اختلاف آماری معنی داری در میانگین حجم خونریزی 24 ساعته در 4 گروه مورد مطالعه مشاهده شد و میانگین حجم خونریزی نیز در تمام گروه ها با گروه شاهد معنی دار بود (001/0>p).
    نتیجه گیری
    پودر هسته انگور برای جلوگیری از خونریزی پس از زایمان ایمن و موثر است و برای استفاده در مرحله سوم زایمان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: خونریزی بعد از زایمان، زایمان طبیعی، هسته انگور
  • الهه منصوری، معصومه کردی *، شاپور بدیعی اول، محمدتقی شاکری، معصومه میرتیموری صفحات 38-47
    مقدمه
    درد زایمان به عنوان یک عامل استرس زا، روش های مقابله ای ویژه خود را می طلبد. یکی از این روش ها که ممکن است در مقابله با درد زایمان موثر باشد، طب فشاری است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه فشار در نقاط مثانه ای - GV20 و کیسه صفرا- GV20 بر توانایی مقابله با درد زایمان در زنان نخست زا انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی یک سور در سال 1396 بر روی 158 زن نخست زای مراجعه کننده به بیمارستان ام البنین (س) مشهد انجام گرفت. افراد در سه گروه طب فشاری نقاط مثانه ای (BL5، BL8، BL9) وGV20 (مداخله 1) ، کیسه صفرا (GB8، GB16، GB17، GB18) و GV20 (مداخله 2) و کنترل قرار گرفتند. در فاز فعال مرحله اول زایمان در گروه مداخله 1، 5 سیکل فشار 4 دقیقه ای و در گروه مداخله 2، 4 سیکل فشار 5 دقیقه ای و در مرحله دوم زایمان نیز 1 سیکل فشار بر نقاط مذکور در هر دو گروه اعمال شد. گروه کنترل نیز مراقبت های معمول را دریافت نمودند. توانایی مقابله با درد زایمان با استفاده از پرسشنامه مشاهده ای رفتار مقابله ای با درد زایمان قبل از مداخله و سپس هر 30 دقیقه تا اتمام مرحله دوم زایمان اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و آزمون های دقیق فیشر، آنالیز واریانس یک طرفه، توکی و ناپارامتری کروسکال والیس، دان با تصحیح بونفرونی و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره توانایی مقابله با درد در مرحله اول و دوم زایمان به ترتیب در گروه مداخله 1 (9/1±5/16، 0/2±4/17) و مداخله 2 (1/2±9/16، 2/2±8/16) نسبت به گروه کنترل (7/2±0/12، 4/2±4/10) اختلاف آماری معنی داری داشت (05/0>p) ، اما بین دو گروه مداخله اختلاف آماری وجود نداشت (05/0<p).
    نتیجه گیری
    فشار بر نقاط مثانه ای - GV20 و کیسه صفرا - GV20، توانایی مقابله با درد مرحله اول و دوم زایمان را افزایش می دهد، لذا به عنوان یک روش ساده و غیرتهاجمی در کنار سایر روش ها پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: زایمان، طب فشاری، مقابله، نخست زا
  • مریم اسماعیلی، بهرام عابدی* ، فضل الله فتح الهی شورابه صفحات 48-56
     
    مقدمه
    چاقی و اضافه وزن با بسیاری از بیماری ها ارتباط دارند. اثرات تمرین منظم یا کلرلا نیز هر یک به طور مجزا بر کنترل بیماری ها تایید شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تمرینات هوازی همراه با مکمل یاری کلرلا بر مقاومت به انسولین و سطح سرمی گرلین زنان چاق غیر فعال انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در سال 1396 بر روی 32 زن چاق در شهرستان محلات انجام شد. افراد به طور تصادفی و مساوی در چهار گروه تمرین، مکمل کلرلا، تمرین+ مکمل و کنترل قرار گرفتند. مداخلات به مدت هشت هفته انجام شد. مصرف کلرلا، روزانه چهار عدد به شکل قرص مکمل 300 میلی گرمی بود. برنامه تمرینی شامل دویدن روی نوارگردان با 65% ضربان قلب بیشینه به مدت 16 دقیقه در هفته اول بود که در هفته هشتم به 30 دقیقه با 80% ضربان قلب بیشینه رسید. دو روز قبل و بعد از پایان مداخلات، به منظور اندازه گیری گرلین، گلوکز، انسولین و مقاومت انسولین، از هر چهار گروه در وضعیت 12 ساعت ناشتایی نمونه خونی اخذ گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تنها در دو گروه تمرین+کلرلا و تمرین در مقایسه با دو گروه دیگر به طور معناداری کاهش یافت (05/0>p) ، اما بین دو گروه تفاوت معنی دار نبود. میزان و الگوی تغییرات گرلین سرم در چهار گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0<p).
    نتیجه گیری
    تمرینات هوازی منجر به کاهش مقاومت به انسولین زنان چاق می شود، اما اثر معناداری بر سطح سرمی گرلین ندارد. از طرف دیگر مصرف مکمل کلرلا اثر معناداری را بر هیچ کدام از متغیرها نشان نداد و افزودن آن به تمرین هوازی نیز اثر تمرین را بیشتر نکرد.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، چاقی، کلرلا، گرلین، مقاومت به انسولین
  • مریم عباسی پیروز، عباس زجاجی، محمدتقی شاکری، خدیجه میرزایی* صفحات 57-65
     
    مقدمه
    عملکرد جنسی طبیعی بخشی از سلامت جنسی و روانی زنان محسوب می شود. روغن عنصل در طب سنتی، جزء روغن های گرم محسوب و باعث اتساع عروق ناحیه دستگاه ژنیتال می شود و با افزایش جریان خون باعث تحریک پذیری جنسی می گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر روغن عنصل بر روی عملکرد جنسی زنان سنین باروری انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در سال 96-1395 بر روی 60 زن 45-15 ساله مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) که از عملکرد جنسی خود رضایت نداشتند، انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه روغن عنصل و دارونما قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پژوهش، پرسشنامه عملکرد جنسی زنان (FSFI) بود. فعالیت جنسی زنان قبل و بعد از مداخله مورد سنجش و میانگین نمرات حیطه عملکرد جنسی و ابعاد آن در گروه ها بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های تی مستقل، کای دو و من ویتنی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره عملکرد جنسی و ابعاد آن قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت (273/0=p) ، ولی پس از 4 هفته، تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده شد و روغن عنصل نسبت به دارونما سبب بهبود عملکرد جنسی در حیطه میل، رطوبت، ارگاسم و تهییج زنان شد (0001/0>p).
    نتیجه گیری
    روغن عنصل عملکرد جنسی (و ابعاد آن) زنان را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: دارونما، روغن عنصل، عملکرد جنسی و ابعاد آن
  • خدیجه محمدعلی مخولی، مرضیه عربان، اکبر حسن زاده، فرشته زمانی علوی جه * صفحات 66-74
     
    مقدمه
    زایمان به روش سزارین نسبت به زایمان طبیعی عوارض بیشتری دارد، اما شیوع آن بیشتر از نرخ توصیه شده سازمان جهانی بهداشت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اختصاصی کردن پیام های آموزشی بر انتخاب نوع زایمان در زنان باردار انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو گروهه در سال 1395 بر روی 72 زن در هفته 25-20 بارداری در شهر اصفهان انجام شد. افراد به دو گروه 36 نفره آزمون و کنترل تقسیم شد. پیش آزمون به وسیله پرسشنامه متغیرهای آگاهی، نگرش، خودکارآمدی درک شده، حمایت اجتماعی درک شده و قصد زایمان در هر دو گروه انجام شد. سپس در گروه آزمون به هر زن و همسرش بر اساس نمره هر قسمت از پیش آزمون، پیام های آموزشی اختصاصی در فایل کامپیوتری داده شد. در هفته 37 بارداری، پس آزمون انجام شد و بعد از زایمان، نوع زایمان در پرسشنامه ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های تی مستقل، تی زوجی، من ویتنی و کای اسکوئر انجام شد. میزانp کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    قبل از مداخله آگاهی، نگرش، خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و قصد نوع زایمان بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0<p) ، اما بعد از مداخله میانگین آنها در گروه آزمون بیشتر از گروه کنترل بود (001/0>p). تغییر تصمیم قطعی زایمان واژینال در گروه آزمون از 6/30% به 3/58% و در گروه کنترل از 16/30% به 1/36% رسید که در گروه آزمون به طور معناداری بیشتر بود (03/0=p). نسبت زایمان طبیعی در گروه آزمون (2/72%) بیشتر از گروه کنترل (8/52%) بود (04/0=p).
    نتیجه گیری
    پیام های اختصاصی مبتنی بر آگاهی، خودکارآمدی، نگرش و حمایت اجتماعی درک شده باعث افزایش انتخاب روش زایمان طبیعی در زنان باردار می شود. برنامه های آموزشی بر اساس این عوامل روان شناختی برای هدایت مداخلات آموزشی در بارداری پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، زایمان طبیعی، نوع زایمان
  • مروری
  • فرحناز رستمی، صدیقه حنطوش زاده *، لیدا مقدم بنائم صفحات 75-80
     
    مقدمه
    کمبود ویتامین D در بارداری با عوارضی در مادر و جنین و نوزاد همراه است و به دلیل اهمیت مسئله، درمان این کمبود لازم به نظر می رسد. پروتکل بهینه برای درمان کمبود ویتامین D و یا دادن مکمل با دوز مناسب و تاثیر آن بر پیامدهای مادر و نوزاد هنوز مشخص نیست و از طرفی ایمنی و اثربخشی مکمل های ویتامین D در دوران بارداری، موضوعی بحث برانگیز شده است. درباره دوزهای بالاتر ویتامین D از جمله دوز 50،000 واحدی ویتامین D مطالعات محدود است، لذا مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی دوز 50،000 واحدی ویتامین D در مادران باردار انجام شد.
    روش کار
    در مطالعه حاضر برای شناسایی مقالات مرتبط، بانک های اطلاعاتی pubmed، Google scholar،science direct، IranMedex و Irandoc با توجه به کلمات کلیدی ویتامین D در بارداری، کمبود ویتامین D در بارداری، مکمل و درمان ویتامین D در بارداری و کلینیکال ترایال به زبان انگلیسی و فارسی در فاصله سال های 2017-2010 مورد جستجو قرار گرفتند. در جستجوی اولیه 8648 مقاله یافت شد که در نهایت 8 مقاله مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    مطالعات بر روی تقریبا 2011 مادر باردار که از بین آنها حدود 992 نفر دوز 50،000 واحدی دریافت کرده بودند، انجام شده بود. در این مطالعات ارتباط معنی داری بین افزایش دوز بالای ویتامین D بر سطح سرمی مادر و تاثیر آن بر نوزاد و کاهش عوارض مادری و نوزادی مانند کاهش دیابت بارداری،کاهش زایمان زودرس و وزن بیشتر نوزاد در مادرانی که کمبود ویتامین D نداشتند، مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    دوز 50،000 واحدی ویتامین D در مادران باردار با کمبود ویتامین D به نظر بیشتر از دوزهای پایین که در بارداری توصیه می شوند، می تواند سطح سرمی را بالاتر ببرد. این دوز می تواند برای مادر و نوزاد نسبتا بی خطر در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بارداری، کارآزمایی بالینی، کمبود ویتامین D
  • فاطمه تشریفی، سید جواد حسینی، باقر مرادی* صفحات 81-90
     
    مقدمه
    شاخص های مرجع یا مقادیر رفرنس آزمایشگاهی در دوران بارداری متحمل تغییرات عمده ای می گردند که اگر مطابق با مقادیر مرجع آزمایشگاهی زنان غیر باردار تعریف شوند، می توانند موجب اتخاذ تصمیمات نامناسب در دوران بارداری و ایجاد اثرات سوء بر روی بارداری شوند. به دلیل تغییرات ویژه فیزیولوژیک در بدن زنان باردار، مقادیر مرجع آزمایشات دچار تغییرات مهمی می شوند که در آزمایشگاه های تشخیص پزشکی به طور استاندارد تعریف شده نیستند، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین مقادیر مرجع آزمایش های بیوشیمی، هماتولوژی و هورمونی در دوران بارداری انجام شد.
    روش کار
    در مطالعه حاضر گزارشات مربوط به شاخص های آزمایشگاهی گزارش شده در مادران باردار از جستجوگرهای علمیSID ،Google Scholar ،ISI ،MedLib و PubMed و از طریق کلیدواژه های فارسی مقادیر مرجع، آزمایشگاه، بارداری، سرم و خون و واژگان کلیدی لاتین Laboratory، Hematology،Reference values و Pregnancy جستجو شدند. این جستجو به دلیل گزارشات محدود موجود، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
    یافته ها
    در مجموع تعداد 46 شاخص آزمایشگاهی وجود داشت که در زنان باردار نسبت به افراد غیر باردار متفاوت بودند. این تغییرات شامل شاخص های CBC، پروتئین های انعقادی خون، آلکالن فسفاتاز، آلبومین، اوره-کراتینین و هورمون های آلدوسترون، کورتیزول، استرادیول، پروژسترون، تستوسترون پرولاکتین و hCGبودند.
    نتیجه گیری
    با بررسی شاخص های آزمایشگاهی در دوران بارداری مشخص شد که تفاوت های مهمی در مقادیر نرمال آزمایش های بیوشیمی، هماتولوژی و هورمونی زنان باردار و افراد غیرباردار وجود دارد که می توان با شناخت آن ها و تمایز آن با مقادیر مرجع پاتولوژیک توسط پزشکان محترم و زنان باردار، از اتخاذ تصمیمات نامناسب جلوگیری نمود.
    کلیدواژگان: آزمایشگاه، بارداری، بیوشیمی، مقادیر مرجع، هماتولوژی، هورمون
  • گزارش مورد
  • صدیقه آیتی، لیلا پورعلی* ، نفیسه ثقفی، آزاده شوروی، عطیه محمدزاده وطن چی صفحات 91-94
     
    مقدمه
    خونریزی پست پارتوم به دنبال زایمان، بالاترین میزان مرگ ومیر را به همراه دارد که علل شناخته شده مختلفی دارد. پارگی لایه داخلی میومتر از علل کمتر شناخته شده ای است که عدم تشخیص آن می تواند منجر به مرگ مادر گردد. در این گزارش، یک مورد نادر خونریزی پست پارتوم به دنبال پارگی لایه داخلی میومتر معرفی می شود.
    معرفی بیمار: بیمار خانم 35 ساله G3L2 بود که با حاملگی ترم و شکایت پارگی پرده های جنینی جهت ختم بارداری تحت نظر قرار گرفت و به دنبال القاء زایمان، زایمان طبیعی انجام شد. به دنبال تولد نوزاد با وزن 3700 گرم، مادر دچار خونریزی پست پارتوم شدید شد که به دلیل عدم پاسخ به اقدامات حمایتی و دریافت داروهای یوتروتونیک و یک نوبت CPR، منتقل اتاق عمل شد و تحت هیسترکتومی قرار گرفت. در بررسی پاتولوژی رحم، پارگی لایه داخلی میومتر در دیواره خلفی رحم مشاهده شد. در روز اول بستری در ICU بیمار به دلیل تاکی کاردی بطنی و سپس برادی کاردی و ایست قلبی و تنفسی، CPR شد ولی ناموفق بود و متاسفانه بیمار فوت شد.
    نتیجه گیری
    در نظر داشتن پارگی لایه داخلی میومتر به عنوان یک علت مهم و قابل کنترل خونریزی بعد از زایمان می تواند منجر به تشخیص این عارضه شود.
    کلیدواژگان: پارگی رحم، خونریزی بعد از زایمان، میومتر
|
  • Minoo Yaghmaei*, Soodabeh Darvish, Seyede Mahbanoo Farmanbar Pages 1-6
     
    Introduction
    Candidates of cesarean section with a previous history of such surgery are at a higher risk of intra-abdominal adhesions in comparison to those having undergone vaginal delivery. Intra-abdominal adhesions lead to prolonged operative time, intraoperative hemorrhage, fetomaternal morbidity, and requirement of the help of other surgeons. Therefore, this study was conducted to study the characteristics of abdominal scars in order to predict and manage intra-abdominal adhesions before operation.
    Methods
    This descriptive prospective study was conducted on 109 candidates of cesarean section with a previous history of such surgery in Taleghani Hospital, Tehran, Iran, in 2017. The data recorded for each patient included demographic characteristics, body mass index, abdominal scar characteristics, and severity of abdominal adhesion. The collected data were analyzed in SPSS software (version 22) using the Chi-square test and Mann-Whitney U test. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Out of 109 participants, 36 (32.02%) women had adhesion, 17 (15.6 %) cases of whom had dense vascular adhesions or frozen pelvis. The analysis showed a significant difference between the filmy adhesion or non-adhesion group and adhesive adhesion or frozen pelvis group in terms of flat and non-flat scars (P=0.042), scar height
    (P=0.005), and depressed and non-depressed scars (P=0.004).
    Conclusion
    As the findings indicated, a depressed abdominal scar resulting from a previous cesarean delivery was correlated with the incidence and severity of intra-abdominal adhesions (P<0.05).
    Keywords: Adhesion, Abdominal Scar, Repeat cesarean section
  • Maryam Sadat Hosseini, Elina Bairamzadeh*, Ali Reza Dadashi, Shahnaz Fatahi, Ebadallah Shiri Malekabad Pages 7-12
     
    Introduction
    Gestational diabetes is one of the most important abnormalities occur over the 24 weeks of gestation. The recognition of the gestational diabetes factors can play an important role in the improvement of the pregnancy condition; therefore,this study was to investigate the relationship between serum vitamin D level and gestational diabetes mellitus in patients referred to Imam Hossein Hospital in Tehran, Iran, during 2015.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional study was conducted on 164 pregnant women in Tehran during 2015. Patients were tested for gamma-glutamyl transferase using a oral glucoseof 50 g and then a 3-hour glucose tolerance test was used. Individuals with diabetes mellitus were considered case group and individuals without gestational diabetes mellitus (control group). Blood samples were taken to determine and compare serum vitamin D level between the two groups. The data were analyzed using SPSS (version 21) through the Chi-square and independent t-test.
    Results
    The mean values of 25-hydrozxy-vitamin D level were 29.4±19 and 24.13±13.3 in the case and control groups, respectively. In this regard, the results of independent t-test revealed a significant difference between the two groups (P=0.042). Moreover, the ROC curve analysis of vitamin D with a cut point of 20 indicated a sensitivity level of 53% and a specialty of 45%. Based on the results of this study, pregnant women with vitamin D deficiency are twice at risk of developing gestational diabetes, compared to their healthy counterparts.
    Conclusion
    The low level of serum vitamin D is the independent risk factor for gestational diabetes mellitus. However, due to the limitations of this study it is essential to conduct further evaluations.
    Keywords: Vitamin D, Gestational Diabetes Mellitus, Serum level
  • Mohammad Reza Ramezanpour, Azadeh Laeli*, Zohreh Amirkhani Pages 13-19
     
    Introduction
    Exercise can guarantee maternal health during pregnancy and after that by preventing excessive weight gain during pregnancy. The aim of this study was to investigate and compare the effect of 12 weeks aerobic training in the morning and evening routines on the body composition of pregnant women up to two months postpartum.
    Methods
    This quasi-experimental study was performed on 90 pregnant women with the gestational age of 25-24 weeks in Mashhad in 1396. The participants were divided into three groups, including morning aerobic exercise (n=29), evening aerobic training (n=26), and control group (n=27).The training program consisted of 12 weeks of three sessions with a duration of 35-35 min (each session) and included a continuous walk. Exercise intensity was 60% of the maximum heart rate reserve (HRR) in primary sessions, which dropped to 45% HRR in the final sessions. The parameters of body fat percentage and body mass index (BMI) were measured at the beginning and end of the study. The data were analyzed using SPSS software (version 20), Kolmogorov-Smirnov test, T-test, and Analysis of variance (P≤0.05).
    Results
    Twelve weeks of aerobic training had an effect on the body fat percentage of the participants (P=0.020), but there was no significant difference between the morning and evening exercises (P=0.422).The selected aerobic exercise had an effect on the BMI index of the participants (P=0.022), but there was no significant difference between the morning and evening exercises (P = 0.293).
    Conclusion
    The aerobic exercise protocol prevents hyperlipidemia in pregnant women and causes pregnant women to gain weight better during pregnancy.
    Keywords: aerobic exercise, Body Fat, Body mass index
  • Razhan Chehreh, Azadeh Aevazi, Milad Borji, Azam Saffar , Zoleikha Karamolahi* Pages 20-29
     
    Introduction
    Preterm birth and its risk of recurrence have long-term consequences on families and communities. So evaluating epidemiologic and environmental factors is important to diagnose the women at risk for early delivery. The present study aimed to investigate the prevalence of preterm birth recurrence and related factors.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on a total of 3763 pregnant women referred to Shahid Mostafa Khomeini's maternity hospital in Ilam during July 2015 to July 2016. In this study, sampling was carried out in a sequential method. Data were collected using interviews and medical records of the pregnant women. The data gathering tool was a researcher-made questionnaire containing 37 questions, including demographic variables, midwifery history, and maternal medical and fetal variables (i.e., gestational age, number of previous births, birth weight, Apgar score, perinatal death, congenital malformation, previous preterm labor, placental abnormalities, , history of abortion, history of hypertension and diabetes during pregnancy, history of trauma and surgery, uterine and cervical disorder, premature rupture of the membranes). The data were analyzed using SPSS software (version 19), Chi-square test, and t-test.
    Results
    Out of 350 neonates, 82.6% of them had no history of preterm labor, and 17.4% of the newborns had a history of preterm birth. The most prevalent recurrence of preterm delivery was at the age of 30-40 years. There was a statistically significant difference between the age, education level, parity, genital infection, urinary tract infection, history of surgery, diabetes, fetal death, fetal malformation, and preterm birth recurrence (P<0.05).
    Conclusion
    Considering the high prevalence of preterm delivery in women with a history of preterm delivery, the prevention of this important complication of pregnancy can be performed by increasing clinical care and considering the causative factors
    Keywords: Preterm Birth, Recurrence, Prevalence
  • AliMohammad Izadpanah, Elham Alahyari, Marziyeh Torshizi, Zohreh Khazaie, Gholamreza Sharifzadeh, Mahdi Hosseini* Pages 30-37
     
    Introduction
    Postpartum hemorrhage is one of the most major problems that threaten the mothers' health and is regarded as one of the most important reasons for mortality especially in developing countries. So far, many studies have been conducted with regard to the effectiveness of chemical and herbal medicine on the decrease of postpartum hemorrhage. Given the importance of postpartum bleeding management for mother and child, this study aimed to evaluate the effect of grape seed powder on postpartum hemorrhage.
    Methods
    This randomized controlled clinical trial study was performed on 120 pregnant women referred to Vali-e-Asr Maternity Hospital of Birjand in 2016. The mothers were randomly divided into four groups each one with 30 cases. The three groups received grape seed powder doses of 50, 100, and 150 mg and there was a placebo group. The capsules were taken by the mother with a glass of warm water after taking the pair. The volume of maternal hemorrhage was measured 24 hours after the delivery. Data were analyzed by SPSS software (version 16) using one-way analysis of variance, Tukey's test, and Bonferroni post hoc test. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    In all four groups, the bleeding volume from the first to the third hour showed a significant decrease )P<0/001(. At the first, second, and third hours after the intervention, the highest volume of bleeding in the control group and the lowest volume of bleeding in the intervention group with 100 mg of grape seed were observed. In the control group, the highest volume of bleeding was 24 h and in the 150-mg group the lowest volume of bleeding was observed. There was a significant difference between the mean volume of 24 h bleeding in the four groups and the mean volume of bleeding in all groups was also significant in the control group )P<0/001(.
    Conclusion
    Grape seed powder seems to be safe and effective for preventing postpartum hemorrhage and is recommended to use in the third stage of labor
    Keywords: Postpartum Hemorrhage, Grape seed, Vaginal delivery
  • Elaheh Mansouri, Masoumeh Kordi*, Shapour Badiee Aval, Mohammad Taghi Shakeri, Masoumeh Mirteimouri Pages 38-47
     
    Introduction
    As a stressor, labor pain requires special coping strategies. Acupressure is one of these strategies that may be effective in coping with labor pain. This study aimed to compare the effect of pressure on bladder-GV20 and gallbladder-GV20 points on the ability to cope with labor pain among the nulliparous females.
    Methods
    This single-blind randomized clinical trial was conducted on 158 primiparous women referring to Um Al-Benin Specialized Women Hospital, Mashhad, Iran in 2017. The subjects were randomly assigned to three groups of acupressure regarding the bladder points, namely (BL5-BL8-BL9) and GV20 (intervention 1), gallbladder (GB8-GB16–GB17-GB18) and GV20 (intervention 2), and the control group. The first stage of labor included five (4 min) and four (5 min) pressure cycles on acupressure points in bladder and gallbladder in the first and second groups, respectively. In the second stage of labor, one pressure cycle on the same points were applied. The control group only received the routine cares. The ability to cope with the labor pain was measured using the observational coping behavioral questionnaire with labor pain before the intervention and then every 30 minutes until the completion of the second stage of labor. The data were analyzed in SPSS software (version 25.0) using Fisher's exact test, one-way ANOVA, Tukey and non-parametric Kruskal Wallis test based on Dunn's approach with the Bonferroni and Friedman's correction. The P-value less than 0.05 was statistically significant.
    Results
    The results showed that the average scores of coping ability in the first and second stages of delivery were 16.5±1.9, 17.4±2.9 and 16.9 ± 2.2, 16.8 ± 2.2 in intervention groups one and two, respectively. There was a significant difference regarding the scores of the intervention groups and those of the control group (10.4±2.4, 12.0±2.7) (P<0.05). However, no significant difference was observed within the two intervention groups in terms of the scores of coping ability (P> 0.05).
    Conclusion
    According to the findings of the study, pressure on bladder-GV20 and gallbladder-GV20 points can increase the levels of labor pain coping abilities in the first and second stages of labor. Therefore, this method can be recommended as a simple, non-invasive and complementary approach in labor.
    Keywords: Delivery, Acupressure, coping, Primiparous
  • Maryam Esmaieli, Bahram Abedi*, Fazlollah Fathollahi Shoorabeh Pages 48-56
     
    Introduction
    Obesity and overweight are associated with many diseases. The effects of regular exercises or Chlorella on disease control have been also confirmed individually. The purpose of this study was to investigate the effect of aerobic training with Chlorella supplement on insulin resistance and serum ghrelin level in obese sedentary women.
    Materials and Methods
    This randomized double-blind clinical trial was conducted on 32 obese women in Mahallat city, Iran, in 2017. The subjects were randomly assigned into four groups of exercise, supplementation with Chlorella, exercise plus supplementation, and control. Interventions were completed for 8 weeks. The daily intake of Chlorella was four 300 mg tablets (1 before breakfast, 2 before lunch, and 1 before dinner). The aerobic exercise program included running on a treadmill for 16 min with a maximum heart rate of 65% in the first week, which reached to 30 min and a maximum heart rate of 80% in the eighth week. Two days before and after the end of the interventions, blood samples were taken from all four groups in order to measure ghrelin, glucose, insulin, and insulin resistance. Data analysis was performed in SPSS software (version 16) using two-way and repeated measurements ANOVA. P-value less than 0.05 was considered significant.
    Results
    Glucose and insulin levels, as well as insulin resistance were significantly reduced in the exercise plus Chlorella and exercise groups, compared to those in the other two groups (P<0.05). However, the levels and pattern of ghrelin changes were not significantly different among the four groups (P>0.05).
    Conclusion
    Aerobic exercises lead to the reduction of insulin resistance in obese women, but no significant effect was observed on ghrelin. On the other hand, Chlorella supplementation did not show any significant effect on any of the variables. The use of Chlorella supplement along with aerobic exercise also exerted no effect
    Keywords: insulin resistance, aerobic exercise, ghrelin, chlorella, Obesity
  • Maryam Abbasi Pirouz, Abbas Zojaji, Mohammad Taghi Shakeri, Khadijeh Mirzaei* Pages 57-65
     
    Introduction
    Normal sexual functioning is a vital part of womens' sexual and mental health. In traditional medicine, squill oil is considered a warm oil in nature which causes the dilation of the blood vessels in genital areas leading to sexual arousal by increasing blood circulation. The aim of this study was to evaluate the effect of squill oil on the sexual function of women of reproductive age.
    Method
    This double blind randomized clinical trial was conducted on 60 women aged 15-45 years not satisfied with their sexual function and referring to Obstetrics and Gynecology Clinic in Ghaem Hospital, Mashhad, Iran in 2016-2017. The study participants were randomly assigned to one of two groups; the experimental group received the intervention (i.e., squill oil) and the control group received placebo (i.e., olive oil) for 4 weeks. Female Sexual Function Inventory was used as the research instrument. The sexual activity of women before and after intervention was measured and the mean scores of the sexual function were compared within groups. The data were analyzed in SPSS software (version 21) using descriptive statistics, the Chi-square test, independent t-test, and Mann-Whitney U test. P value less than 0.05 was considered significant.
    Results
    According to the obtained results, there were no significant differences regarding the mean scores of sexual performance between the experimental and control groups before the intervention (P=0.273). However, a statistically significant difference was observed within the two groups in that squill oil enhanced sexual performance in terms of sexual desire and arousal, humidity, and orgasm compared to placebo after 4 weeks (P<0.0001).
    Conclusion
    Squill oil improved sexual function and its components among women
    Keywords: Sexual function, its components (i.e, Sexual desire, Arousal, Humidity, Orgasm, Pain), Squill oil, Placebo (i.e, Olive Oil)
  • Khadijeh Mohammadali Makhouli, Marzieh Araban, Akbar Hassanzadeh, Zamani Alavijeh* Pages 66-74
     
    Introduction
    It is widely reported that the complications of Caesarean-section (C- section) delivery are much more than the normal vaginal delivery (NVD) in Iran. The purpose of this study was to determine the effect of targeted education on the mode of delivery in pregnant women.
    Methods
    A randomized controlled trial was conducted among 72 primiparous women at their 20-25 weeks of gestational age in Isfahan, Iran, during 2015. The sample was randomized into two groups of 36 people. A pre-test was performed using a questionnaire on knowledge, attitude, perceived self-efficacy, perceived social support, and intention to choose the delivery mode. The experimental group (including the women and their spouses) received specialized educational messages in a form of a computer file based on their scores obtained from each part of the pre-test data. At 37 weeks of pregnancy, post-test was administered to both study groups using the questionnaire and the mode of delivery was recorded in the questionnaire after the birth. The analysis of data was conducted using SPSS through the Chi-square test, independent t-test، and paired t-test.
    Results
    Before the intervention, no significant difference was observed in terms of the studied variables between two the groups (P=0. 71). However, the mean score in the experimental group was higher than that of the control group after the intervention (P<0. 001). The definite decision to choose NVD in the experimental group also increased from 30. 6% to 58. 3% which was significantly more than that of the control group (P=0. 03). The frequency of NVD was significantly higher in the experimental group, compared to the control group (P=0. 04).
    Conclusion
    The utilization of targeted educational messages through computer based on knowledge, self-efficacy, attitude, and perceived social support could result in NVD selection. Therefore, it is suggested to provide new strategies to offer educational messages, such as targeting education in community health centers
    Keywords: Mode of Delivery, Normal vaginal delivery, Education
  • Farahnaz Rostami, Sedigheh Hantoushzadeh*, Lida Moghadaam Banaem Pages 75-80
     
    Introduction
    Vitamin D deficiency is associated with maternal and fetal complications; accordingly, it is of significant importance to investigate the treatment of this deficiency. There is still no clear optimal protocol for the treatment of vitamin D deficiency or for the proper dose of this supplementation and its effects on mothers and infants, which has led to controversies about the safety and effectiveness of vitamin D supplements during pregnancy. Despite the importance of this issue, there are few studies addressing high doses of vitamin D, such as 50,000 units of vitamin D3.Therefore, this systematic review aimed to investigate the effects of 50,000 units of vitamin D on pregnant women.
    Methods
    This systematic review was performed on the Persian and English articles reporting the effect of vitamin D on pregnant women published during 2010-2017. The search process was accomplished through searching databases, such as PubMed, Science Direct, IranMedex, and Irandoc using the keywords of vitamin D in pregnancy, vitamin D deficiency, and clinical trials. In the initial search, 8648 articles were found; however, after employing the inclusion and exclusion criteria 8 articles were under the investigations.
    Results
    Studies were conducted on a total of 2011 pregnant women, out of whom approximately 992 received 50,000 units of vitamin D. In these studies, high dose of vitamin D had a significant relationship with the increase of maternal serum levels and the decrease in the maternal and neonatal complications, which included lower level of gestational diabetes, reduction of premature labor, and increase of baby weight, compared to mothers with vitamin D deficiency.
    Conclusion
    The 50,000 units of vitamin D in pregnant mothers with vitamin D deficiency increases serum level, compared to lower doses of vitamin D. This dose can be considered as a safe dose both for mothers and neonates
    Keywords: Vitamin D deficiency, pregnancy, Clinical trial
  • Fateme Tashrifi, Seyed Javad Hosseini, Bagher Moradi* Pages 81-90
     
    Introduction
    Reference laboratory values undergo major changes during pregnancy and if they were defined according to non-pregnant women laboratory reference values, can lead to inappropriate decisions and have adverse effects on pregnancy. Because of the physiological changes in the body of pregnant women, the reference values are not standardized in the medical diagnostic labs. Therefore, the present study was conducted to determine the reference values of biochemical, hematological and hormonal tests during pregnancy.
    Methods
    In the present study, the articles were extracted from SID, Google Scholar, ISI, MedLib, and PubMed databases. Our research was performed without any time or language limitation.
    Results
    In our study, 46 diagnostic laboratory values differentiated in pregnant women were extracted from 21 reports. These changes were found in complete blood count, coagulation proteins, alkaline phosphatase, albumin, urea-creatinine, and hormones, such as aldosterone, cortisol, estradiol, progesterone, testosterone prolactin, and human chorionic gonadotropin.
    Conclusion
    Examination of laboratory values in pregnant woman showed that there were significant differences in the laboratory values between the pregnant and non-pregnant women. So the recognition of these differences could be useful in the prevention of making incorrect decisions by physicians and pregnant women.
    Keywords: pregnancy, Laboratory, Reference values, Hematology, biochemistry, hormone
  • Sedigheh Ayati, leila pourali*, Nafiseh Saghafi, Azadeh Shourvi, Atiyeh i Mohammadzadeh Vatanch Pages 91-94
     
    Introduction
    Postpartum hemorrhage is associated with highest rate of mortality and has many known etiologies. Inner myometrial laceration is one of the rare etiologies that lack of diagnosis can lead to maternal mortality. This report introduced a rare case of postpartum hemorrhage due to inner myometrial laceration.
    Case presentation
    The patients were a 35-year-old woman (gravida 3 and live 2) referred to the hospital due to term pregnancy and premature rupture of membrane for pregnancy termination. Normal vaginal delivery was done following labor induction. After delivery of a 3700 gr neonate, severe postpartum hemorrhage occurred which was unresponsive to medical treatment and uterotonic drugs; she was transferred to operating room and hysterectomy was performed. Then, she was transferred to ICU. On the first day of Intensive Care Unit admission, the patient was complicated by ventricular tachycardia and bradycardia, and finally cardiopulmonary arrest. CPR was done, but it was unsuccessful, and the patient was expired. Pathological assessment revealed inner myometrial laceration at the posterior uterine wall.
    Conclusion
    Considering inner myometrial laceration as one of the important and controllable causes of postpartum hemorrhage can lead to the diagnosis of this complication
    Keywords: Myometrium, Postpartum Hemorrhage, Uterine rupture