فهرست مطالب

Veterinary Medicine - Volume:13 Issue:2, 2019
  • Volume:13 Issue:2, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدرضا مخبر دزفولی، مرتضی مظفری، حمید توانایی منش *، علیرضا وجهی صفحات 115-121
    زمینه مطالعه

    مرمرهای قلبی و متعاقبا نارسایی قلب یکی از علل کاهش کارآیی در اسب های مسابقه است. توجه به ویژگی های مرمر حین معاینه سیستم گردش خون در اسب بسیار حیاتی است. چوگان ورزشی پراسترس است که ممکن است این استرس بر دستگاه گردش خون وارد شود.

    هدف

    فرضیه ما در این مطالعه این بود که، فشار زیادی که طی مسابقه به اسب وارد می شود احتمالا اسب های چوگانی را به نارسایی های دریچه ای مستعدتر می کند.

    روش کار

    136 اسب چوگانی در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند که همگی سابقه شرکت در مسابقات را داشتند. هر دوسمت سینه به دقت توسط دو متخصص مورد سمع قرار می گرفتند و اطلاعات مربوط به ویژگی مرمرها به دقت ثبت می شد. بعد از آن یافته های سمع با اکوکاردیوگرافی تایید می شد در اکوکاردیوگرافی با استفاده از Color Doppler هرگونه تغییری در دریچه ها مورد ارزیابی قرار می گرفت.

    نتایج

    47 راس اسب (34.55درصد) مرمر قلبی داشتند.71درصد مرمرها در نژاد تروبرد دیده شد. مرمرهای درجه 2 بیشترین تعداد را داشتند و 24 راس اسب مرمر درجه 2 نشان دادند. تریکوسپید هم در 24 اسب درگیر بود که بیشترین درگیری را در بین دریچه ها داشت.

    نتیجه گیری نهایی

    این مطالعه اولین ارزیابی شیوع مرمرها در اسب های چوگانی است. و در آن درگیری فراوان تریکوسپید و آئورت دیده شد. تفاوت چندانی بین یافته های این مطالعه و موارد مشابه دیده نشد.

    کلیدواژگان: سمع قلب، اسب، مرمر، شیوع، دریچه
  • لیلا محمدیار، محمد ملازم، محمد رضا اسماعیلی نژاد *، آریو پارسه صفحات 123-130
    زمینه مطالعه

    بیماری دریچه میترال شایع ترین بیماری قلبی اکتسابی در سگ هاست. نارسایی دریچه میترال به دلیل بیماری اندوکاردیوزیس یکی از مهمترین عامل های مرگ و میر در سگ هاست. اکوکاردیوگرافی به عنوان یک روش غیرتهاجمی به صورت روتین برای تشخیص و ارزیابی بیماری های مختلف قلبی مورد استفاده قرار می گیرد.

    هدف

    هدف از انجام این تحقیق بررسی روند پاسخ به درمان و موثر بودن پروتوکل های درمانی انجام گرفته توسط کلینیسین های فعال در درمان بیماری های دام های کوچک درشهر تهران توسط اکوکاردیوگرافی و رادیوگرافی می باشد.

    روش کار

    تعداد 35 قلاده سگ از نژادهای مختلف که مبتلا به نارسایی مزمن قلب به دلیل بیماری اندوکاردیوزیس دریچه میترال بودند، به صورت تصادفی برای این مطالعه انتخاب شدند. بعد از معاینات بالینی و انجام رادیوگرافی، اندوکاردیوزیس پیشرفته دریچه میترال توسط اکوکاردیوگرافی تائید شد. بعد از تشخیص اولیه، تمامی حیوانات توسط 12 نفر از دامپزشکان فعال در حوزه دام کوچک مورد درمان روتین قرار گرفتند. مجددا 3 ماه بعد از تمامی حیوانات تصویربرداری تشخیصی شامل رادیوگرافی و اکوکاردیوگرافی صورت گرفت تا اثر بهبودی پروتوکل های درمانی انجام شده بر روی فاکتورهای خروجی قلب بررسی شود.

    نتایج

    هیچ کدام از حیوانات مورد مطالعه در این تحقیق، از لحاظ آماری بهبودی قابل ملاحظه ای را در پارامترهای اکوکاردیوگرافی و رادیوگرافی نشان ندادند، که این قضیه می تواند نتیجه ناسازگاری پروتوکل های مورد استفاده با موارد استاندارد باشد.

    نتیجه گیری نهایی

    اگرچه نیاز به مطالعه و بررسی های دقیق تری در این زمینه وجود دارد. با این حال باتوجه به یافته های این مطالعه در هیچ یک از شاخص های تشخیصی این بیماری قبل و بعد از درمان دارویی تفاوت معنی داری از لحاظ آماری مشاهده نشده است. در واقع اینطور به نظر می رسد که درمان روتینی که توسط دامپزشکان در حال حاضر انجام می شود، نمی تواند باعث افزایش کیفیت زندگی حیوان در کوتاه مدت شود و قطعا نیاز به تغییردر نوع و دوز داروهای مورد استفاده وجود دارد.

    کلیدواژگان: اکوکاردیوگرافی، رادیوگرافی، اندوکاردیوزیس، میترال، سگ
  • عاید بجعی الزغیبی، رامک یحیی رعیت *، بهار نیری فسایی، آرش قلیان چی لنگرودی، تقی زهرایی صالحی صفحات 131-142
    زمینه مطالعه

    روش های تکثیر DNA برای شناسایی وتفریق سرووارهای سالمونلا، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی در سطح جنس وسرووار طراحی شده ومورد مطالعه گرفته اند .از جمله سرووارهای مهم سالمونلا، سالمونلا انتریتیدیس، سالمونلا پلوروم، سالمونلا گالیناروم و سالمونلا دابلین می باشد.

    هدف

    این مطالعه به منظور شناسایی مولکولی وتفریق بین برخی سرووارهای مهم سالمونلا انجام گرفته است.

    روش کار

    50 جدایه ی سالمونلا مورد آزمایش قرار گرفت، آزمایش برای PCRتکثیرقطعات 6 ژن سالمونلا طراحی شد invA (284bp)،اtcpS (882bp)،اlygD (339bp)،اflhB (155bp)،اSlgC (252bp) و speC (174bp).

    نتایج

    نتایج نشانگر حضور ژن هایinvA و tcpS در هر4 سرووار سالمونلا بود. در حالیکه ژن lygD تنها در سالمونلا انتریتیدیس حضور داشت، اما در سالمونلا دابلین، سالمونلا گالیناروم وسالمونلا پلوروم حضور نداشت، ژن flhH تنها در سالمونلا انتریتیدیس وسالمونلا دابلین حضور داشت ودر سالمونلا گالیناروم و سالمونلا پلوروم حضور نداشت، ژن SlgC در هر دو سرووار سالمونلا گالیناروم و سالمونلا پلوروم حضور داشت، ژن speC به طور اختصاصی در سالمونلا گالیناروم حضور داشت، این در حالی است که ژن های SlgC وspeC در سالمونلا انتریتیدیس وسالمونلا دابلین حضور نداشتند. آزمایش تکثیرنواحی ژنومی در سطح سرووار برای سالمونلا دابلین به طور موفقیت آمیزی 3 ناحیه ی ژنومی اختصاصی سرووار (SSGRs) وهمچنین ژنhut را شناسایی نمود. بر اساس نتایج تحقیق حاضر، ژنhut (495bp) وهمچنین ناحیه ی ژنومیک اختصاصی دابلین1 (bp 105) DSR1، ناحیه ی ژنومیک اختصاصی دابلین2 (bp 203) DSR2 و ناحیه ی ژنومیک اختصاصی دابلین3 (bp 296) DSR3 شناسایی شدند.

    نتیجه گیری نهایی

    تکنیک های تکثیرDNA بر روی نواحی ژنومیک اختصاصی سرووارهای سالمونلا، قادر به شناسایی وتفریق سرووارهای بالینی سالمونلا مهم می باشند، بنابراین می توان از آن ها به عنوان آزمایش های مفید وسریع غربالگری ونیز در جهت تکمیل ویا جایگزین آزمایش های بیوشیمیای وسرولوژیکی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: سالمونلا دابلین، سالمونلا انتریتیدیس، سالمونلا گالیناروم، سالمونلا پلوروم، تکثیرنواحی اختصاصی ژنومیک
  • کیوان جمشیدی *، اوزلم اوزمن، مهرداد رحمانی، رشید مروکی، مهدی سلطان محمدی صفحات 143-150
    زمینه مطالعه

    بیماری های موثر بر مجاری تنفسی گوسفند و بز یکی از مهم ترین فاکتورهای محدود کننده تولید در این گونه ها در سراسر جهان می باشند.

    هدف

    هدف اصلی از مطالعه پیش رو تعیین و شناسایی آنتی ژن آدنوویروس (AdV) در بافت ریه متعلق به بزهای مبتلا به پنومونی و تثبیت شده در فرمالین و قالب گیری شده در پارافین با استفاده از تکنیک ایمونوهیستوشیمی می باشد.

    روش کار

    به همین منظور ریه های متعلق به 402 راس بز، که در مزارع دامپروری شهرستان گرمسار و مناطق اطراف پرورش داده شده و جهت کشتار بین ماه های فروردین تا شهریور سال 1395 به کشتارگاه نیمه صنعتی این شهرستان آورده شده بودند مورد معاینات پس از کشتار قرار گرفتند.

    نتایج

    یافته های ماکروسکپیک پنومونی در لوب های مختلف بویژه در لوب های راسی و کاردیاک ریه های متعلق به 26 راس بز (46/6 درصد) شناسایی و ثبت شد. درجات ملایم، متوسط و شدید کبدی شدن در ریه های پنومونیک به ترتیب در 8/59 درصد، 3/26 درصد، 6/11درصد ریه ها مشاهده شد. در معاینات میکروسکپی پنومونی در بزهای مورد مطالعه تحت عناوین پنومونی بینابینی (15) (69/57درصد)، برونکوپنومونی چرکی (4) (38/15درصد)، پنومونی برونکواینترستیشیال (3) (53/11درصد)، و پنومونی انگلی (4) (38/15درصد) شناسایی شدند. در مجموع با حذف ریه های مبتلا به پنومونی انگلی، 22 ریه پنومونیک به منظور شناسایی آنتی ژن AdV تحت مطالعات میکروسکپی با استفاده از تکنیک ایمونوهیستوشیمی قرار گرفتند. آنتی ژن AdV در 3 مورد ریه (63/13درصد) شناسایی شد.

    نتیجه گیری نهایی

    در نهایت حضور آنتی ژن AdV در بافت ریه بزها می تواند بیانگر این نکته باشد که پنومونی طبیعی در بزها ممکن است با منشاء AdV بوجود بیاید. بعلاوه تصور می شود AdV می تواند به عنوان یک عامل مستعد کننده برای بروز پنومونی های باکتریایی ثانویه عمل کند.

    کلیدواژگان: آدنوویروس، بز، هیستوپاتولوژی، ایمونوهیستوشیمی، ریه
  • محمدرضا طاهریان، مرتضی زنده دل، شاهین حسن پور* صفحات 151-161
    زمینه مطالعه

    رفتار تغذیه ای از طریق مسیرهای پیچیده ای تنظیم می شود که بواسطه سیگنال های سیستم عصبی مرکزی و محیطی انجام می شود.

    هدف

    هدف مطالعه حاضر، بررسی نقش سیستم کانابینویدرژیک مرکزی بر هیپوفاژی ناشی از گرلین در جوجه های نژاد تخمگذار 3 ساعت محروم از غذا بود.

    روش کار

    در آزمایش 1، جوجه های 5 روزه تزریق داخل بطنی مغزی محلول کنترل، گرلین (6/0 نانومول)، SR141716A (آنتاگونیست انتخابی گیرنده های CB1 کانابینوئیدی، 25/6 میکروگرم) و گرلین + SR141716A را دریافت کردند. در آزمایش دوم، جوجه ها تزریق داخل بطنی مغزی محلول کنترل، گرلین (6/0 نانومول)، AM630 (آنتاگونیست انتخابی گیرنده های CB2 ، 25/1 میکروگرم) و گرلین + AM630را دریافت کردند. در آزمایش سوم، جوجه ها تزریق داخل بطنی مغزی محلول کنترل،2-AG (آگونیست انتخابی گیرنده های CB1 ، 2 میکروگرم)، GSK1614343 (آنتاگونیست گیرند های گرلین، 2 نانومول) و 2-AG + GSK1614343 را دریافت کردند. در آزمایش چهارم، جوجه ها تزریق داخل بطنی مغزی محلول کنترل، CB65 (آگونیست انتخابی گیرنده های CB2، 25/6 میکروگرم)، GSK1614343 (آنتاگونیست گیرند های گرلین، 2 نانومول) وCB65 + GSK1614343 را دریافت کردند. سپس مصرف تجمعی خوراک تا 120 دقیقه پس از تزریق اندازه گیری شد.

    نتایج

    باتوجه به نتایج بدست آمده، تزریق گرلین بطور معنی داری موجب کاهش مصرف تجمعی خوراک شد(0.05>P). تزریق توام گرلین + SR141716A بطور معنی داری موجب تقویت هیپوفاژی ناشی از گرلین در مقایسه با گروه کنترل شد(0.05>P). تزریق توام گرلین + AM630 بطور معنی داری موجب تقویت هیپوفاژی ناشی از گرلین در مقایسه با گروه کنترل شد(0.05>P). تزریق داخل بطنی مغزی 2-AG (2 میکروگرم)، موجب بروز هیپوفاژی شد (0.05>P). تزریق توام 2-AG + GSK1614343 و یا CB65 + GSK1614343 موجب افزایش مصرف غذا در مقایسه با گروه کنترل شد (0.05>P). همچنین، تزریق توام افزایش مصرف غذا در جوجه های محروم از غذا شد (0.05>P).

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج نشان دهنده این بود که هیپوفاژی ناشی از گرلین از طریق گیرنده های CB1 و CB2 کانابینوئیدی در جوجه های نژاد تخمگذار وجود دارد.

    کلیدواژگان: کانابینوئید، تنظیم مرکزی اخذ غذا، گرلین، جوجه های نژاد تخمگذار
  • سیدجواد افصج هجری، خلیل بدیعی *، مهرداد پورجعفر، احمد عریان، بهنام کشاورزی، علی اصغر چالمه، غلامرضا مصیاح صفحات 163-173
    زمینه مطالعه

    آلودگی خاک و مواد گیاهی در مواجهه با مس باعث بروز مسمومیت مزمن با مس در حیوانات متعاقب مصرف گیاهان روییده در آن خاک ها می گردد.

    هدف

    مطالعه حاضر از پاییز 1394 تا انتهای تابستان 1395 انجام شد و از پاییز آغاز شد و به منظور بررسی اثرات فصل بر مسمومیت با مس در گوسفند در خلال یک سال در فصول مختلف ادامه یافت.

    روش کار

    نمونه های خون و پشم از 10 راس گوسفند زنده مسموم با مس در هر فصل (پاییز، زمستان، بهار و تابستان) اخذ شد. نمونه ها از کبد، ریه، کلیه، قلب و طحال از گوسفند ان تلف شده مسموم با مس در همان منطقه و بلافاصله پس از مرگ تهیه شد. در نهایت محتوای مس در تمام نمونه های اخذ شده ارزیابی شد.

    نتایج

    بالاترین مقادیر مس در ریه، قلب، طحال و کلیه در تابستان مشاهده شد. کبد در بهار بیشترین مقادیر مس را داشت و بالاترین میزان مس در پشم و سرم در زمستان تشخیص داده شد. همبستگی مثبتی بین مقادیر مس کبد و کلیه در پاییز وجود داشت اما این همبستگی در فصول بهار و زمستان منفی بود.

    نتیجه گیری نهایی

    شدت مسمومیت با مس در گوسفند وابسته به فصل است و تغییرات فصلی بر این مسمومیت اثر گذار است. آب و هوای محیطی و عوامل استرس زا ممکن است علل مهمی بر میزان محتوای مس بافت های مختلف باشند و کبد ارگان اصلی ذخیره مس در گوسفندان مسموم است.

    کلیدواژگان: مسمومیت با مس، سرم، بافت، فصل، گوسفند
  • مجید ذاکریان، رضا آویزه *، علیرضا غدیری، محمد راضی جلالی، مهدی پورمهدی، حسین نجف زاده صفحات 175-185
    زمینه مطالعه

    کولونوسکوپی روش ترجیحی برای تشخیص بیماری های بزرگ روده در سگ ها است. پلی اتیلن گلیکول معمول ترین ملین برای پاک کردن کولون است. در طب سنتی، سنا به عنوان یک ملین و کمک به درمان یبوست مورد استفاده قرار گرفته است.

    هدف

    هدف از انجام این مطالعه ارزیابی بی خطر بودن استفاده از سنا به عنوان یک ماده جایگزین یا کمکی برای پلی-اتیلن گلیکول در سگ ها با استفاده از آزمایشات هماتولوژی و بیوشیمایی بود.

    روش کار

    برای این منظور، 20 قلاده سگ از نژادهای مخلوط به طور تصادفی برای دریافت یکی از چهار رژیم آماده سازی روده شامل پلی اتیلن گلیکول، سنا یا ترکیب آنها به همراه تنقیه اختصاص داده شد. غلظت سرمی سدیم، پتاسیم، کلسیم تام، فسفر، کلر، منیزیم، هماتوکریت، پروتئین تام، آلانین آمینو ترانسفراز، آسپارتات آمینو ترانسفراز، ازت اوره خون و کراتینین در زمان های صفر، 1، 2، 5، 6 و 24 ساعت پس از اولین تجویز محلول های ملین اندازه گیری شدند.

    نتایج

    تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که محلول های پلی اتیلن گلیکول و سنا تاثیر معنی داری بر میزان غلظت سرمی پارامترهای مورد بررسی نداشت (05/0<P). با وجود تغییرات معنی دار در غلظت سرمی تمام پارامترهای اندازه گیری شده بر اساس زمان نمونه گیری در همه گروه ها، نتایج حاصله در محدوده طبیعی آنها قرار داشت (05/0>P).

    نتیجه گیری نهایی

    این اولین ارزیابی سلامت آماده سازی روده با استفاده از سنا در سگ است. این مطالعه نشان داد که استفاده از پلی اتیلن گلیکول و سنا برای پاک کردن کولون در سگ ها هیچ تاثیر ناهنجاری بر غلظت پارامترهای بیوشیمیایی و الکترولیتی سرم آن ها ندارد.

    کلیدواژگان: کولونوسکوپی، سگ، داروهای ملین، پلیاتیلنگلیکول، سنا
  • سینا جهان، شهرام جمشیدی *، میثم تهرانی شریف، حسام الدین اکبرین صفحات 187-198
    زمینه مطالعه

    اخیرا تمایل به استفاده از گلوکومتر های مخصوص دامپزشکی افزایش یافته است. با این وجود ارزیابی دقت آماری و کارآیی بالینی آن ها همواره مورد بحث بوده است.

    هدف

    ارزیابی دقت دو دستگاه گلوکومتر قابل حمل دامپزشکی و یک دستگاه انسانی با روش استاندارد آزمایشگاهی به منظور ارزیابی میزان گلوکز خون در سگ ها بود.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی تعداد 160 قلاده سگ صاحب دار ارجاعی به بیمارستان دانشکده دامپزشکی با شرایط بالینی متفاوت مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه خون وریدی، از یکی از ورید های سطحی هر حیوان اخذ و میزان گلوکز آن به وسیله ی هر سه دستگاه اندازه گیری شد. سپس باقی خون اخذ شده به لوله آزمایش ساده منتقل و جهت جداسازی سرم و تعیین مقدارگلوکز به روش استاندارد آزمایشگاهی به آزمایشگاه منتقل شد.

    نتایج

    محدوده گلوکز اندازه گیری شده به روش استاندارد آزمایشگاهی بین 40 تا 650 میلی گرم بر دسی لیتر بود. همبستگی بسیار زیادی بین نتایج روش مرجع و گلوکومتر ها بود. هر دو گلوکومتر دامپزشکی خطای پایدار و مقایسه ای مشخصی را نشان دادند، در حالی که هیچ خطای مقایسه ای و پایداری برای دستگاه انسانی ثبت نشد. میانگین انحراف از روش آزمایشگاهی برای دستگاه AlphaTRAK2 ،CERA-PET و Bionime به ترتیب 7.4- ، 9.8 و 3.9- بود. اگرچه اکثر خوانش دستگاه ها در محدوده محاسبه شده 95درصد قابل قبول محدودیت توافق قرار داشت، هیچ یک از دستگاه ها نتوانستند به طور کامل شاخص های سازمان جهانی استاندارد را بدست بیاورند. ارزیابی روش آماری ارور گرید، تمام نتایج اندازه گیری شده برای دستگاه AlphaTRAK2 را در ناحیه A و B نشان داد، در حالی که دستگاه CERA-PET یک اندازه گیری را در ناحیه D نشان داد. دستگاه Bionime دو اندازه گیری را در ناحیه C و D نشان داد.

    نتیجه گیری نهایی

    بنابراین، تنها نتایج حاصل از دستگاه AlphaTRAK2 میتواند بدون ایجاد پیامد های خطرناک برای اقدامات بالینی تفسیر و مورد استفاده واقع شود.

    کلیدواژگان: دستگاه پرتابل اندازه گیری گلوکز خون، گلوکز خون، سگ، دامپزشکی، دیابت ملیتوس
  • مازیار محیطی اصلی *، میلاد خدمتگزار، حسن درمانی کوهی، محسن فرزانه صفحات 199-215
    زمینه مطالعه

    استفاده از افزودنی های گیاهی به صورت اسانس های گیاهی توجه بسیاری را در صنعت طیور جلب نموده است.

    هدف

    این آزمایش برای بررسی اثرات مخلوط اسانس های گیاهی استخراج شده از برخی گیاهان دارویی شامل مرزه، آویشن، رازیانه و رزماری بر عملکرد، متابولیت های خونی، میکروفلور روده و کیفیت گوشت جوجه های گوشتی انجام شد.

    روش کار

    تعداد 200 قطعه جوجه گوشتی یکروزه به طور تصادفی به 5 تیمار و 4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. تیمارها شامل افزودن 1) شاهد منفی (بدون اسانس)، 2) شاهد مثبت (300 میلی گرم اسانس مرزن جوش در هر کیلوگرم)، 3) مرزه و رزماری (300 میلی گرم در کیلوگرم)، 4) مرزه، رزماری و آویشن (300 میلی گرم در کیلوگرم) و 5) مرزه، رزماری، آویشن و رازیامه (300 میلی گرم در کیلوگرم) به جیره بودند.

    نتایج

    شاهد مثبت و مخلوط اسانس ها هیچ کدام بر عملکرد رشد جوجه ها اثری نداشتند. کلسترول سرم جوجه های تغذیه شده با مخلوط اسانس ها در مقایسه با شاهد منفی کاهش یافت (05/0>P). جوجه های تغذیه شده با اسانس مرزن جوش یا مرزه و رزماری کمترین شمار لاکتوباسیل را در ایلئوم داشتند(05/0>P). مکمل سازی جیره با اسانس مرزن جوش سبب کاهش پراکسیداسیون چربی ها در گوشت ران نگهداری شده به مدت 30 و 60 روز در فریزر در مقایسه با شاهد منفی شد(05/0>P).

    نتیجه گیری نهایی

    جوجه های گوشتی که با اسانس گیاهی مرزن جوش یا مرزه و رزماری تغذیه شدند کمترین شمار لاکتوباسیلوس را در ایلئوم داشتند که احتمالا به دلیل مقادیر زیاد کارواکرول در آن هاست که رشد و تکثیر این باکتری گرم مثبت را کاهش می دهد. بر خلاف مخلوط اسانس های گیاهی، اسانس مرزن جوش غلظت کلسترول سرم را کاهش نداد این مساله می تواند بیانگر اثرات کاهنده کلسترول برای سایر ترکیبات غیر از کارواکرول باشد. جوجه های تغذیه شده با اسانس مرزن جوش بیشترین پایداری اکسیداتیو گوشت را داشتند. این اثر آنتی اکسیدانی در سایر تیمارهایی که مقدار کارواکرول کمتری داشتند، کاهش یافت

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، اسانس های گیاهی، میکروفلور روده، کیفیت گوشت، عملکرد
  • مریم عزیزخانی *، شیوا پورامین صفحات 217-227
    زمینه مطالعه

    اتواکسیداسیون یک واکنش غیرقابل برگشت است که تحت تاثیر اکسیژن در هوا رخ می دهد، منجر به ایجاد طعم و بوی ناخوشایند شده و به عنوان نشانگر فساد در روغن شناخته می شود.

    هدف

    در این تحقیق پتانسیل آنتی اکسیدانی اسانس های میخک، مرزه و ترخون در روغن هسته انگورمورد ارزیابی قرار گرفت.

    روش کار

    تاثیر اسانس ها در غلظت های مختلف (3/0، 5/0، 1 و 5/1درصد) بر ارزش پراکسید (PV) و عدد اسید تیوباربیتوریک (TBARS) روغن هسته انگور در دمای 60 درجه سانتیگراد مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که نمونه های حاوی 5/1درصد میخک دارای کمترین عدد پراکسید (13/52 میکروگرم در کیلوگرم) در انتهای دوره بودند. در نمونه های تیمارشده با اسانس، بیشترین PV در نمونه های تحت تیمار با ترخون مشاهده شد. در روز دهم نگهداری، اختلاف معنی داری بین TBARS نمونه هایی که حاوی 1درصد اسانس میخک و 5/1درصد اسانس مرزه بودند، وجود نداشت. TBARS نمونه های تیمار شده با اسانس میخک تا انتهای دوره نگهداری به میزان اندک افزایش پیدا کرد و وضعیت مشابهی در نمونه های حاوی مرزه مشاهده شد. مقادیر TBARS در نمونه های حاوی اسانس ترخون در کل دوره ذخیره سازی بیشتر از نمونه های حاوی میخک و مرزه بود.

    نتیجه گیری نهایی

     فعالیت آنتی اکسیدانی اسانس ها در روغن دانه انگور به شرح زیر بود: میخک> مرزه> ترخون.

    کلیدواژگان: ترخون، روغن هسته انگور، فعالیت آنتی اکسیدانی، مرزه، میخک
|
  • Mohammad Reza Mokhber Dezfouli, Morteza Mozaffari, Hamid Tavanaeimanesh *, Alireza Vajhi Pages 115-121
    Background

    Cardiac murmur and subsequently cardiac failure is one of the poor-performance causes in athletic horses. Attention to murmur character is vital during heart examination. Polo is a sport which demands very high stress on horses, which may result in more stress on cardiovascular system.

    Objectives

    In this study we assume that high pressure on polo horses makes them more susceptible to valves insufficiency as a result of high velocity across valves.

    Methods

    136 polo horses were evaluated in this study, and all participated in polo matches. Both sides of chest were heard carefully by two clinicians and murmur characters recorded in detail. Afterward the accuracy of auscultation finding was proved by echocardiography, in echocardiography examination all the valves were evaluated carefully for any trace of regurgitation or stenosis across valves.

    Results

    Forty-seven horses showed cardiac murmurs during auscultation (34.55%). Thoroughbred had the highest rate of murmur, with 71% of murmurs observed in this breed. Grade 2 murmurs were more frequent than others and 24 horses showed Grade 2 murmurs. And tricuspid had the highest involvement and 24 horses had tricuspid regurgitation.

    Conclusions

    This study is the first report of cardiac murmur in Polo horses, which showed the high presence of tricuspid and aortic murmur. The difference between prevalence of murmurs in this study and other ones was not remarkable

    Keywords: Cardiac auscultation, Horse, Murmur, Prevalence, Valve
  • Leila Mohammadyar, Mohammad Molazem, Mohammad Reza Esmaili Nejad *, Aryo Parseh Pages 123-130
    Background

    Mitral valve disease is the most common acquired heart disease in dogs. Mitral valve regurgitation (MR) due to endocardiosis is an important cause of morbidity and mortality in dog. Echocardiography as a non-invasive tool is routinely used to evaluate and diagnose different disorders in the heart.

    Objectives

    The purpose of this study is to determine the efficacy of medical treatments and follow-up administration by the veterinarians in Tehran, using radiography and echocardiography.

    Methods

    A total of 35 dogs from various breeds with cardiac heat failure (CHF) because of MR were selected for prospective randomized study. After clinical examination and radiography, progressive mitral endocardiosis was confirmed by echocardiography.  After that, patients were treated by a routine plans recommended by the general practitioners (12 active small animal clinicians). Follow-up radiography and echocardiography were performed again after 3 months for checking the efficacy of treatment protocol on cardiac output.

    Results

    None of the medically treated patients statically showed significant improvement in their radiographic or echocardiographic parameters, that can be the outcome of incompatibility of using protocols with the standard ones.

    Conclusions

    Although more studies are needed, based on the present results there was no significant change in cardiac parameters after 3 months of treatment. It seems that the current routine medication used by the active practitioner is not effective and cannot make a better quality of life in short term and requires changing the dose, the drugs producers or use of different  prescription items.

    Keywords: Radiography, Echocardiography, Endocardiosis, Mitral, Dog
  • Ayyed Bajee Alzwghaibi, Ramak Yahyaraeyat *, Bahar Nayeri Fasaei, Arash Ghalyanchi Langeroudi, Taghi Zahraei Salehi Pages 131-142
    Background

    DNA amplification method has been developed for identifying and discriminating Salmonella serovars, using specific primers at the genus and serovar levels and to identify the S. Enteritidis, S. Dublin, S. Gallinarum and S. Pullorum.

    Objectives

    This study was conducted for molecular identification and discrimination among some important Salmonella serovars.

    Methods

    Fifty isolates of Salmonella were assayed. The PCR assay was designed to amplify DNA fragments from six Salmonella genes, invA (284 bp), tcpS (882 bp), lygD (339 bp), flhB (155 bp), SlgC (252 bp), and speC (174 bp).

    Results

    The results showed invA and tcpS genes presence in all four Salmonella serovars, whereas the lygD gene only exists in S. Enteritidis and is not found in S. Dublin, S. Gallinarum and S. Pullorum. The flhB gene is only present in S. Enteritidis and S. Dublin whereas it does not exist in S. Gallinarum and S. Pullorum. The SlgC gene exists in both S. Gallinarum and S. Pullorum, the SpeC gene is specifically present in S. Gallinarum, whereas SlgC and SpeC genes are not found in S. Enteritidis and S. Dublin. Salmonella Dublin serovar amplification assay successfully identified three selected serovar specific genomics regions (SSGRs) and hut gene. The results identify hut gene (495 bp), DSR1 (Dublin-specific genomics region1) (105 bp), DSR2 (Dublin-specific genomics region2) (203 bp), and DSR3 (Dublin-specific genomics region3) (296 bp).

    Conclusions

    Amplification techniques on Salmonella serovars specific genomics regions are able to identify and discriminate clinically significant Salmonella serovars, and therefore, have the possibility to be used as a useful and rapid screening assay and support conventional biochemical and serological examinations

    Keywords: Salmonella Dublin, Salmonella Enteritidis, Salmonella Gallinarum, Salmonella Pullorum, SSGRs
  • Keyvan Jamshidi *, Ozlem Ozmen, Mehrdad Rahmani, Rashid Marvaki, Mehdi Soltanmohammadi Pages 143-150
    BACKGROUNDS

    Diseases affecting the respiratory tract of sheep and goats are one of the most important factors which limit production of these species on a world-wide basis.

    OBJECTIVES

    The main goal of this study was to determine Adenovirus (AdV) antigen in formalin-fixed paraffin-embedded lung tissue of pneumonic goats, using immunohistochemistry (IHC) staining method.

    METHODS

    For this purpose, the lungs of 402 goats, which were raised in various farms in the Garmsar district and surrounding areas and were brought to the local abattoir for slaughtering between April and September 2016, were examined.

    RESULTS

    Macroscopic pneumonia findings were detected in different lobes particularly in the apical and cardiac lobes of the lungs of 26 goats (%6.46). The rates of mild, moderate and severe consolidations observed in the pneumonic lungs were 59.8%, 26.3% and 11.6%, respectively. Pneumonias were microscopically classified in goats as interstitial pneumonia (n=15) (57.69%), suppurative bronchopneumonia (n=4) (15.38%), bronchointerstitial pneumonia (n=3) (11.53%), and parasitic pneumonia (n=4) (15.38%). A total of 22 pneumonic lungs, excluding parasitic pneumonia, examination with immunohistochemistry (IH) in terms of AdV antigen, were considered. AdV antigen was determined to be (13.63 %) (n=3) by the immunohistochemistry (IHC) method.

    CONCLUSIONS

    In conclusion, the presence of viral antigen in lung tissues of goats may indicate that natural pneumonia may be induced by AdV or possibly other species-specific AdVs. Moreover, it is suggested that AdV might have a role in predisposing this species to secondary bacterial infections.

    Keywords: Adenovirus, Goat, Histopatholog, Immunohistochemistryy, Lung
  • Mohammadreza Taherian, Morteza Zendehdel, Shahin Hassanpour * Pages 151-161
    Background

    Feeding behavior is regulated via a complex network which interacts through diverse signals from central and peripheral tissues.

    OBJECTIVES

    The main purpose of the current study was to determine the role of central cannabinoidergic (CBergic) system on ghrelin-induced hypophagia in 3-h food deprived (FD3) neonatal chicken.

    METHODS

    In experiment 1, chicks were ICV injected with control solution, ghrelin (0.6 nmol), SR141716A (selective CB1 receptors antagonist, 6.25 µg) and ghrelin + SR141716A. In experiment 2, chickens received ICV injection of (A) control solution, ghrelin (0.6 nmol), AM630 (selective CB2 receptors antagonist, 1.25 µg) and ghrelin + AM630. In experiment 3, chickens were ICV injected with control solution, 2-AG (selective CB1 receptors agonist, 2µg), GSK1614343 (selective ghrelin receptors antagonist, 6 nmol) and 2-AG + GSK1614343. In experiment 4, the birds received control solution, CB65 (selective CB2 receptors agonist, 6.25 µg), CB65 + GSK1614343. Then the cumulative food intake was measured until 120 min post injection.

    RESULTS

    According to the results, ICV injection of the ghrelin, significantly decreased cumulative food intake (P<0.05). Co-injection of the ghrelin + SR141716A and/or ghrelin + AM630 significantly amplified ghrelin-induced hypophagia compared to control group (P<0.05). Hyperphagia observed by ICV injection of the 2-AG (2 µg) (P<0.05). Co-injection of the 2-AG + GSK1614343 increased food intake compared to control group (P<0.05). ICV injection of the CB65 (1.25 µg) significantly increased food intake (P<0.05). Also, co-injection of the CB65 + GSK1614343 significantly amplified cumulative food intake in FD3 neonatal layer-type chicken (P<0.05).

    CONCLUSIONS

    These results suggested ghrelin-induced hypophagia mediates via CB1 and CB2 receptors in neonatal layer-type chicken

    Keywords: Cannabinoid, Central food intake, Ghrelin, Neonatal layer-type chicken
  • Seyyed Javad Afsah Hejri, Khalil Badiei *, Mehrdad Pourjafar, Ahmad Oryan, Behnam Keshavarzi, Aliasghar Chalmeh, Gholamreza Mesbah Pages 163-173
    Background

    Soil and plant contamination in copper exposure causes chronic copper poisoning (CCP) in animals following the consumption of plants in these soils.

    Objectives

    The present study was carried out on 10 clinically affected copper poisoned cases (in each season) from autumn 2015 to the end of summer 2016, in four seasons in Kerman province to evaluate the seasonal effects of CCP in sheep.

    Methods

    All samples were taken from clinically affected cases of copper poisoning that were then necropsied and the poisoning was confirmed by pathognomic pathological findings and serum copper concentration. Samples from liver, lung, kidney, heart and spleen were collected immediately after death and their copper concentration was measured.

    Results

    The highest levels of copper in lung, heart, spleen and kidney were observed in the summer. Liver had the highest amounts of copper in spring and the levels of copper in wool and serum were detected in winter. The copper levels of liver and kidney were positively correlated in autumn, but the copper levels in these tissues were negatively correlated in both spring and winter.

    Conclusions

    Severity of the copper toxicity (judged by the liver copper concentration) is season-dependent in sheep and seasonal variations affect this toxicity. Environmental climate and stressors may be the main causes of copper contents of different tissues and the liver is the main organ to reserve copper in poisoned sheep.

    Keywords: Copper poisoning, Serum, Tissue, Season, sheep
  • Majid Zakerian, Reza Avizeh *, Alireza Ghadiri, Mohammad Razi Jalali, Mahdi Pourmahdi, Hosein Najafzadeh Pages 175-185
    Background

    Colonoscopy is the preferred procedure for diagnosis of large-bowel diseases in dogs. Polyethylene glycol (PEG) is the most commonly used laxative for colonic cleansing. Senna has been used in traditional medicine as a laxative and an aid to treat constipation.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was to evaluate the safety of senna as an alternative or adjunct to polyethylene glycol solution in dogs using hematology and biochemistry.

    METHODS

    For this purpose, 20 mongrel dogs were randomly allocated to receive 1 of 4 different bowel preparation regimens including PEG, senna or their combinations plus enema. Serum concentrations of sodium, potassium, total calcium, phosphorus, chloride, magnesium, PCV, total protein, ALT, AST, BUN and creatinine were measured at 0, 1, 2, 5, 6 and 24 hours after the first ingestion of laxative solutions.

    RESULTS

    Statistical analysis showed that PEG or senna solutions had no significant effect on serum concentration of the evaluated parameters (P>0.05). Despite the significant changes in serum concentration of all measured parameters based on time of sampling in all groups, they were in their normal ranges (P>0.05).

    CONCLUSIONS

    This is the first evaluation of the safety of bowel preparation with senna in dogs. This study showed that the use of PEG and senna for colon cleansing in dogs did not have any deleterious effects on their serum biochemical and electrolytes concentration.

    Keywords: colonoscopy, Dog, laxative, polyethylene glycol, senna
  • Sina Jahan, Shahram Jamshidi *, Maysam Tehranisharif, Hesameddin Akbarein Pages 187-198
    Background

    Recently, tendency to use veterinary specific Portable blood glucose meter (PBGMs) has increased. However, assessment of their analytical and clinical accuracy is a matter of concern.

    OBJECTIVES

    To assess accuracy of two veterinary (AlphaTRAK2 and CERA-PET) and one human-based (Bionime) PBGMs for canine blood samples.

    METHODS

    In this cross-sectional study, a total of 160 client-owned dogs with various signalment and disease were included. Venous blood samples were obtained from a peripheral vein of each dog and blood glucose was measured with the three PBGMs. Immediately afterward, serum was harvested and sent to laboratory until analysis with reference methods.

    RESULTS

    Blood glucose measured with the reference method was 21 to 650 mg/dl. There was a significant correlation between results of the reference method and PBGMs. Both of the veterinary specific PBGMs showed significant proportional and constant bias, nevertheless, no proportional and constant bias were recorded for human-based one. Mean deviation from reference methods was -7.4, 9.8, and -3.9 for AlphaTRAK2, CERA-PET, and Bionime respectively.  Although most of the PBGMs readings lay in the calculated 95% limits of agreement, none of the devices completely satisfied the International Organization for Standardization (ISO 15197:2013) criteria. Error grid analysis revealed all measurements for AlphaTRAK2 in zone A and B, while CERA-PET demonstrates one measurement in zone D. Bionime showed two  measurements in zone C and D.

    CONCLUSIONS

    Only the result of AlphaTRAK2 could be interpreted without any hazardous outcome on medical decision making.

    Keywords: PBGMs, Blood Glucose, Dog, Veterinary, Diabetes mellitus
  • Maziar Mohiti Asli *, Milad Khedmatgozar, Hassan Darmani Kuhi, Mohsen Farzaneh Pages 199-215
    Background

    The application of phytogenic additives in the form of essential oils have attracted considerable attention in poultry industry.

    OBJECTIVES

    An experiment was conducted to evaluate effects of the blends of essential oils (EO) isolated from some medicinal plants including savory, thyme, fennel and rosemary on performance, blood metabolites, intestinal microflora, and meat quality of broilers.

    METHODS

    Two hundred 1-day-old broilers were randomly allocated to 5 treatments with 4 replicates of 10 chicks. The dietary treatments included 1) NC (negative control; without EO), 2) PC (positive control; 300 mg commercial EO of oregano/kg diet), 3) SR (300 mg EOs of savory and rosemary/kg diet), 4) SRT (300 mg EOs of savory, rosemary and thyme/kg diet), 5) SRTF (300 mg EOs of savory, rosemary, thyme and fennel/kg diet).

    RESULTS

    Neither PC nor combinations of EOs affected growth performance of broilers. Serum cholesterol reduced (P<0.05) by feeding the blend of EOs compared with NC. The lowest ileal Lactobacillus counts were observed in chicks fed diets supplemented with EO of oregano or SR (P<0.05). Dietary supplementation of oregano EO decreased (P<0.05) lipid peroxidation of thigh meat after 30 and 60 days of frozen storage compared with NC group.

    CONCLUSIONS

    Broilers fed diets supplemented with EOs of oregano or SR had the lowest ileal Lactobacillus spp. counts probably due to their large amount of carvacrol contents which suppress growth and proliferation of Gram-positive bacteria. Contrary to blended EOs, oregano EO did not reduce serum cholesterol concentration, suggesting hypocholesterolemic effect of other compounds except carvacrol in EOs. The highest stability to meat oxidation was achieved in oregano EOs-fed broilers. This antioxidative effect was lower in treatments with less carvacrol contents

    Keywords: Broiler, Essential oils, Gut microflora, Meat quality, Performance
  • Maryam Azizkhani *, Shiva Puramin Pages 217-227
    BACKGROUND

    Autoxidation is an irreversible reaction which occurs with the effect of oxygen in the air, and results in unpleasant taste and smell that are known as the signs of rancidity in oil.

    OBJECTIVES

    In this study, the antioxidant potential of clove, summer savory and tarragon essential oils (EOs) in grape seed oil was evaluated.

    METHODS

    Effects of EOs at different concentrations (0.3, 0.5, 1, and 1.5 %, v/v) on peroxide value (PV) and thiobarbituric acid reactive substances (TBARS) of grape seed oil at 60 ºC were investigated.

    RESULTS

    Results showed 1.5% clove showed the lowest PV (52.13 meq/kg) at the end of the period. Among EO- treated samples, the highest PV was seen in samples treated with tarragon. There was no significant difference between the TBARS of samples containing 1% clove and 1.5% savory at day 10 of storage. TBARS of clove treated samples increased slightly toward the end of storage and similar trend was observed for savory-treated samples. TBARS values of tarragon treated samples at each storage time were higher than those for clove and savory EOs.

    CONCLUSIONS

    The antioxidant activity of EOs in grape seed oil was as follows: clove > summer savory > tarragon.

    Keywords: Antioxidant activity, Clove, Grape seed oil, Summer savory, Tarragon