فهرست مطالب

برنامه ریزی فضایی (جغرافیا) - سال نهم شماره 3 (پیاپی 34، پاییز 1398)
  • سال نهم شماره 3 (پیاپی 34، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سیدعباس رجایی*، کرامت الله زیاری، سعید زنگنه شهرکی، محمد سینا شهسواری صفحات 1-22
    طرح مسئله
     امروزه بیشتر کشورهای جهان با گسترش پدیده شهرنشینی مواجهاند. در هر سیستم شهری، شهرهایی با اندازه های مختلف و کارکردها و مشخصات متفاوت وجود و هریک از این شهرها میزانی از آسیب پذیری اجتماعی را دارند. آسیب پذیری آنها بسته به سیستم های اجتماعی و اقتصادی متفاوت است و هرگونه تغییر در این سیستم ها آسیب پذیری اجتماعی را کاهش یا افزایش می دهد.
    هدف
    پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی است که با روش توصیفی - تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای و آماری انجام شده است.
    روش
    این پژوهش نخست با استفاده از روش تحلیل عاملی، میزان آسیب پذیری اجتماعی را در همه شهرهای با بیش از 10 هزار نفر جمعیت در ایران بررسی می کند. در این پژوهش تمام شهرها با توجه به جمعیتشان در 7 طبقه تقسیم بندی شدند و میزان آسیب پذیری در هر طبقه جمعیتی مشخص شد. در مرحله بعد رابطه اندازه شهر و میزان آسیب پذیری اجتماعی در قالب یک نمودار به نمایش درآمد. در گام بعدی نتایج به دست آمده با نرم افزار GIS به صورت تحلیل فضایی درآمد.
    نتایج
    نتایج نشان داد معیار اجتماعی - اقتصادی بیشترین تاثیر را بر افزایش میزان آسیب پذیری اجتماعی دارد. پس از آن به ترتیب معیارهای امکانات و تسهیلات و کالبدی بیشترین تاثیر را بر افزایش آسیب پذیری اجتماعی داشته اند. همچنین با افزایش جمعیت، میزان آسیب پذیری اجتماعی نیز افزایش می یابد. با توجه به این موضوع که پرجمعیت ترین شهرهای ایران در قسمت های غربی و مرکزی آن هستند، همچنین مشخص شد آسیب پذیرترین شهرهای کشور نیز در قسمت غربی و مرکزی آن واقع شده اند. باید به این نکته توجه داشت که آسیب پذیری منتج از تمام عوامل موثر است؛ نمی توان این موضوع را به صورت تک بعدی و توجه صرف به یک معیار بررسی کرد و برای رسیدن به هدف کاهش آسیب پذیری، توجه به تمامی این معیارها ضروری است تا از بروز فاجعه انسانی در کشور جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: آسیب پذیری اجتماعی، اندازه شهر، طبقات جمعیتی، تحلیل عاملی، شهرهای با بیش از 10 هزار نفر جمعیت
  • ابوالفضل قنبری*، محمد علی سالکی ملکی، معصومه قاسمی خویی صفحات 23-46
    طرح مساله
    انتقادات واردشده به مدرنیسم در شهرسازی به پدیدآمدن رویکردهای مبتنی بر پست مدرنیسم و پیرو آن رویکردهای زیست محیطی و توسعه پایدار شهری منجر شد. توسعه حمل ونقل محور (TOD)، یکی از مصادیق توسعه پایدار شهری است که هدف اصلی آن، حل معضلات ترافیکی شهرها مبتنی بر برنامه ریزی کاربری اراضی و گسترش حمل ونقل عمومی است. در طرح جامع جدید شهر تبریز علاوه بر هسته مرکزی شهر، دو هسته فرعی در شرق و غرب شهر به منزله هسته های تمرکز شهر پیشنهاد و رویکرد توسعه حمل ونقل محور و ایجاد مدل گرهی- ترانزیتی به مثابه سیاست ترافیکی طرح اتخاذ شده است. بدیهی است ناهماهنگی در ایجاد تمرکز در این مناطق با برنامه های ترافیکی و تبدیل این مراکز به مراکز توسعه حمل ونقل محور موجب پدیدآمدن مشکلات جدید ترافیکی خواهد شد.
    هدف
    هدف اصلی پژوهش حاضر، سنجش این مراکز ازنظر فضایی و ظرفیت تبدیل آنها به مراکز TOD است و در صورت وجود این ظرفیت، راهکارهایی برای بهبود وضعیت ارائه شده است.
    روش شناسی
     این پژوهش ازنظر هدف، جزو پژوهش های کاربردی و ازنظر روش، جزو پژوهش های توصیفی به شمار می آید. فرایند کار به طورکلی از دو مرحله مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی تشکیل شده است. مهم ترین ابزار گردآوری و تحلیل اطلاعات، نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی ازجمله ARC GIS 10.3 است. برای رتبه بندی و مقایسه تطبیقی محدوده های مطالعه شده نیز از روش های ضریب ناموزونی موریس، روش بی مقیاس سازی خطی (بردار ویژه) و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است.
    نوآوری
    نوآوری مقاله حاضر در استانداردسازی و طبقه بندی شاخص های رویکرد توسعه حمل ونقل محور و استفاده از توابع تحلیلی نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی ازجمله Arc GIS & Autodesk MAP برای تحلیل میدانی شاخص هاست.
    نتایج
    نتایج پژوهش نشان می دهد محدوده راه آهن وضعیت نسبی بهتری نسبت به محدوده دانشگاه دارد؛ ولی درمجموع هیچ کدام از هسته های پیشنهادی طرح جامع در وضعیت موجود تناسب مطلوبی با شاخص های TOD ندارد و برای تبدیل به TOD باید تغییرات عمده فضایی در ساختارشان ایجاد شود.
    کلیدواژگان: جهات توسعه شهری، هسته های فرعی، TOD، طرح جامع تبریز
  • کسری آشوری، روح الله تولایی، کیومرث ایران دوست* صفحات 47-70
    کاهش سهم جمعیت روستایی کشور و نیز شمار روستاها در چند دهه گذشته، پرسش هایی بنیادین را درباره آینده و جایگاه روستا در نظام برنامه ریزی ملی و نیز نظام سکونتگاهی مطرح کرده است. پیش از این دوره، روستا سهم زیادی از عرصه های سکونت کشور را به خود اختصاص داده بود؛ اما رفته رفته با دگرگونی نظام معیشتی و اقتصادی ناشی از رشد روابط سرمایه داری و دگرگونی چند و چون ارتباط انسان و فضا، ظرفیت سکونت و فعالیت به شکل چشمگیری در شهرها متمرکز شد. در این میان با توجه به ارزش و جایگاه اقتصادی اجتماعی روستا در گذشته و اکنون جامعه ایرانی، لزوم توجه به پایداری و نگهداشت جمعیت روستا همواره یکی از دغدغه های مدیریت و برنامه ریزی منطقه ای و ملی بوده است. در این زمینه این پرسش مطرح است که در حالی که بیشتر روستاهای کشور با کاهش جمعیت روبه رو هستند، روستاهای دارای توان ماندگاری و نگهداشت جمعیت چه ویژگی هایی دارند. این پژوهش برای پاسخ به این پرسش با استفاده از روش های توصیفی - تحلیلی بر پایه تحلیل داده های ثانویه طراحی شده است. اطلاعات مورد نیاز براساس مطالعات کتابخانه ای و نشریات آماری مرکز آمار ایران استخراج شده و تحلیل های آماری صورت گرفته است. در این پژوهش با بررسی تحولات جمعیتی و خدمات و شرایط تمام نقاط روستایی شهرستان بیجار در دوره های مختلف آماری، تفاوت های حوزه های روستایی هم سنجی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد با وجود برداشت ظاهری از مفهوم توسعه و تامین خدمات و زیرساخت ها، صرفا وجود یا نبود خدمات، عامل اساسی در نگهداشت جمعیت روستایی در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه عوامل دیگری نظیر راه و دسترسی به مراکز شهری، شرایط و توان کشاورزی و موقعیت روستا به مثابه مکان مرکزی نیز تاثیر بسزایی در این روند دارند. در این فرایند در نمونه شهرستان بیجار فقط سه نقطه زینل خان، توپ آغاج و سیدان افزایش جمعیت داشته اند و نقاط کم شمار با توان نگهداشت جمعیت به شهر بدل شده اند که این خود به شتاب گرفتن روند کاهش جمعیت روستایی در سطح شهرستان می انجامد.
    کلیدواژگان: توسعه، روستا، توسعه روستایی، نگهداشت جمعیت، نقاط روستایی شهرستان بیجار
  • نجما اسمعیل پور*، مهدی شکیبامنش صفحات 71-88
    از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان و مدیران شهری، نحوه توزیع، تخصیص منابع و خدمات شهری به صورت عادلانه در مناطق مختلف شهر برحسب نیازهای جامعه شهری است. توزیع نشدن بهینه خدمات میان مناطق و محلات مختلف شهر زمینه بروز مسائل ناشی از بی عدالتی ها و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی را فراهم می آورد. این پژوهش با هدف بررسی و تعیین نحوه تخصیص و تمرکز منابع و خدمات شهری با تاکید بر رویکرد نابرابری فضایی در نواحی مختلف شهر یزد انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی و همبستگی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و تکنیک های استفاده شده شامل شاخص ویلیامسون، آنتروپی شانون، تاپسیس و ضریب مکانی و همبستگی اسپیرمن و پیرسون است.
    یافته ها بیان کننده توزیع ناعادلانه تعدادی از تسهیلات و خدمات شهری در بین نواحی مختلف شهر یزد است. به علاوه نحوه توزیع فضایی خدمات شهری نشان از تمایل کاربری های اراضی شهر یزد به سمت تمرکز و قطبی شدن در بعضی نواحی دارد؛ همچنین رابطه ای بین رتبه برخورداری با تراکم جمعیتی نواحی وجود ندارد. یافته ها برقراری این رابطه را در گذشته نشان می دهد.
     در پایان پژوهش برای کمک به افزایش عدالت فضایی در نواحی شهری یزد برمبنای ضریب مکانی، اولویت بندی کاربری های پیشنهادی در هر ناحیه مشخص شد.
    کلیدواژگان: تحلیل نابرابری فضایی، عدالت فضایی، کاربری خدماتی، نواحی شهری، شهر یزد
  • سعید حسین آبادی*، محمد سلمانی مقدم، مریم نوری دشتبان صفحات 89-110
    مکان ها سازنده بخشی از هویت افرادند؛ اما امروزه مکان های شهری ازجمله محلات متاثر از شهرنشینی و شهرسازی جدید معنای خود را از دست داده اند که نتیجه این فرایند، تضعیف هویت مکانی شهروندان امروزی بوده است. با وجود این ممکن است بعضی محلات قدیمی همچنان به مثابه عناصری هویت بخش به حفظ و ارتقای هویت مکانی شهروندان کمک کنند و به سبب همین نقش مهم، شایسته توجهی دوچندان باشند.
    با توجه به اهمیت موضوع، هدف این پژوهش، مطالعه سطح هویت مکانی و عوامل موثر بر آن در یکی از محلات قدیمی سبزوار با نام «محله کلاه فرنگی» است. این پژوهش جزو پژوهش های پیمایشی است. داده های میدانی لازم با پرسش نامه و روش نمونه گیری تصادفی ساده، گردآوری و با استفاده از آزمون های آماری T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و همبستگی لامبدا، تحلیل و هویت مکانی با پنج مولفه ارزیابی بیرونی، آشنایی، تداوم با گذشته، تعهد و تعلق به مکان سنجیده شده است.
    نتایج نشان می دهد به جز مولفه ارزیابی بیرونی، سایر مولفه های هویت مکانی در سطح مناسبی قرار دارد و برخلاف تغییراتی که در بافت فیزیکی محله کلاه فرنگی به وجود آمده است، ساکنان این محله همچنان احساس هویت مکانی نسبتا زیادی را تجربه می کنند. همچنین مدت اقامت در محله، مالکیت مسکن، تعاملات اجتماعی و احساس امنیت بر هویت مکانی تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: هویت مکانی، محلات قدیمی، محله کلاه فرنگی، شهر سبزوار
  • عباس علی آروین* صفحات 111-124
    طرح مسئله
    آلودگی هوای ناشی از ذرات معلق کمتر از 5/2 میکرون به دلیل ترکیب ویژه و ابعاد ذرات، یکی از مهم ترین مخاطراتی است که سلامتی انسان را در شهرهای بزرگ ازجمله اصفهان تهدید می کند.
    هدف
    هدف این پژوهش، پایش و بررسی رخداد آلودگی منتسب به ذرات کمتر از 5/2 میکرون در شهر اصفهان به منظور ایجاد زمینه مناسب برای مقابله با آثار آن در این شهر است.
    روش
    در پژوهش حاضر روش های آماری خودهمبستگی و آزمون دوربین واتسون برای بررسی رفتار و تغییرات زمانی ذرات گردوغبار کمتر از 5/2 میکرون به کار رفته است. برای این منظور از آمار روزانه ذرات معلق کمتر از 5/2 میکرون 7 ایستگاه آلوده سنجی اصفهان در دوره آماری 95-1391 استفاده شده است.
    نتایج
    براساس یافته های پژوهش به علت تاثیرپذیری غلظت ذرات معلق از عوامل متعدد که روند متفاوتی دارند، پیوستگی زمانی در ذرات معلق در طول سال وجود ندارد و برازش داده ها با مدل نیز نبود خودهمبستگی زمانی ذرات معلق و تصادفی بودن کامل آن را تایید می کند. بررسی فراوانی روزهای آلوده در سال 94 و 95 نشان داد روزهایی با شرایط ناسالم برای گروه های حساس و شرایط بسیار ناسالم به ترتیب حدود 7/8 و 7/2درصد کاهش داشته که حاکی از بهبود کیفیت هوای اصفهان است.
    نوآوری
    با توجه به اینکه یکی از علل اصلی مرگ ومیر در شهرهای آلوده ذرات معلق کمتر از 5/2 میکرون است، بررسی این پدیده با آمار و اطلاعات مستند و بلندمدت مبتنی بر استانداردهای آلودگی، نوآوری پژوهش حاضر محسوب می شود. بر این اساس اگرچه از تعداد روزهای با آلودگی شدید در اصفهان کاسته شده است، ولی روزهای با آلودگی شدیدتر به شرق و شمال شرق اصفهان تغییر مکان داده اند که برنامه ریزی برای مقابله را می طلبد.
    کلیدواژگان: ذرات گردوغبار، اصفهان، خودهمبستگی، سلامتی
|
  • Sayed Abbas Rajaei *, Keramatollah Ziyari, Saeed Zanganeh Shahraki, Mohammad Sina Shahsavary Pages 1-22
    Today, most countries of the world face the rapid expansion of urbanization. In each urban system, there are cities with different sizes, functions and characteristics. Each of these cities has different degrees of social vulnerability. Their vulnerability varies depending on social and economic systems and any changes in these systems can reduce or increase their social vulnerability. This is an applied research with descriptive - analytical methods based on library and statistical information. This research examines the social vulnerability in all cities that have over 10,000 populations in Iran by using factor analysis method. In the first phase, all cities were classified according to their size in 7 floors and the degree of vulnerability was identified in each population class. Then, the relationship between city size and social vulnerability was presented in the form of a graph. In the next step, the results demonstrated in the template of spatial analysis by using the GIS software. The results showed that social - economical criteria had the greatest impact on the increasing of  social vulnerability. Subsequently, facilities and equipment and physical critoria had the most impact on the increasing of it. It was also found that as population increases, the social vulnerability also increases. Due to this topic that the most populous cities of Iran are in the western and central part of the country, it became clear that the most vulnerable cities are located in the western and central parts of it.According to what was said it should be noted that vulnerability is the result of all factors and cannot be considered in a one-dimensional way and merely focus on one criterion, and for achieving the goal of reducing vulnerability and prevention the occurrence of a humanitarian catastrophe in the country,paying attention to all these criteria is necessary.
    Keywords: Social Vulnerability, City Size, Factor Analysis, Cities over 10, 000 populations
  • Aboolfazl Ghanbari *, Mohammad Ali Salaki Maleki, Masomeh Ghasemi Khoyi Pages 23-46
    Issue
    The critiques of modernism in urbanization has led to the emergence of post-modernist approaches; consequently, environmental and sustainable urban development. Transit-Oriented Development (TOD) is one of the examples of sustainable urban development, whose main goal is to solve traffic problems of cities, based on land use planning, and  public transportation development. In the new comprehensive plan of Tabriz, in addition to the central core of the city, two sub-cores in the east and west of the city are proposed as the focus of the city concentration cores; while, a transport-oriented development approach and the creation of a nodal-transit model, were chosed as the traffic-policy of the project. Obviously, the lack of coordination in focusing these areas with traffic plans, and turning these centers into transport-oriented development centers, will create new traffic problems.
    Aim
    Therefore, the main aim of the present study is to measure these centers in terms of space, and their capacity to turn them into TOD centers, and in the cases available, there are solutions delivered, to improve the situation.
    Methodology
    The purpose of this research is applied; while is descriptive in terms of method. The work process generally consists of two stages of library studies and field research. The most important tool for collecting and analyzing information, were GIS softwares, like ARC GIS 10.3 software. The Morris uncertainty coefficients, the linear non-scaling method (special vector) and hierarchical analysis method (AHP) are used for ranking and comparative comparison of the studied areas.
    Innovation: The present paper's innovation was standardizing and categorizing the transport-oriented development approach; while using the analytical functions of GIS software such as Arc GIS and Autodesk MAP for field analysis of indices.    
    Results
    results of the research show that the railway part has relatively better status than the university neighborhood; and none of the proposed kernels of the comprehensive plan in the current situation, are in good agreement with the TOD indices, and to transform into TOD, there should make major spatial changes in their structure.
    Keywords: Directions of urban development, sub-cores, Transit-Oriented Development (TOD), Tabriz Comprehensive Plan
  • Kayoumars Irandoost *, Kasra Ashoori, Roohallah Tavallaii Pages 47-70
    Problem definition
    Reducing the share of the country's rural population and reducing the number of villages over the past decades, have raised fundamental questions about the future and the position of the village in the national planning system, also the settlement system. In the earlier period, villages had a large share of the country's domicile; but with the transformation of the livelihood and economic system, resulting from the growth of capitalist relations and the transformation of many human-space relations, the capacity to reside and activity was dramatically concentrated in the cities.
    Purpose
    Considering the value and socio-economic status of the village in the previous and current form of the Iranian society, the necessity to pay attention to the sustainability and preservation of the rural population, has always been one of the regional and national planning and management concerns. In this regard, the question is that while most of the country's villages are faced with population decline, what are the characteristics of the villages possessing the capacity to maintain and preserve the population?
    Methodology
    This research is designed to answer this question, using descriptive-analytical methods, based on secondary data analysis. Required information was extracted based on library studies and statistical publications of the Statistical Center of Iran, then statistical analysis has been performed. Results and innovation: In this research, through reviewing the demographic evolutions and services and conditions of all rural areas of Bijar city in different statistical periods, we have paid to the correlation of the differences between rural areas. Results of the research show that, despite the apparent conception of the development and provision of services and infrastructures, the mere existence or absence of services cannot be considered as a major factor in maintaining rural populations, but also other factors such as access to urban centers, agricultural conditions and ability, also the village position as a central location, have significant impact o n this trend. In this process, in the sample of Bijar city, only three points (Zaynl Khan, Azaghaj and Sidan balls) show population increase; and few population points with the potential to keep the population, have been turned into a city, the factor which has accelerated the decline in rural population in the county.
    Keywords: development, village, rural development, population holding, rural areas of Bijar city
  • Najma Esmailpoor *, Mahdi Shakibamanesh Pages 71-88
    One of the main concerns of city planners and managers is how to distribute and allocate resources, and provide urban services fairly in different parts of the city according to the needs of the urban community. The lack of optimal distribution of services between different regions and areas of the city, provides for the emergence of problems aroused by injustices and socio-economic inequalities. This paper aims to investigate and determine the allocation and concentration of resources and urban services; emphasizing on spatial inequality approach in different regions of Yazd. The research method was descriptive-correlative, using library methods for data collection, and utilizing statistical techniques and Williamson's utility models, Shannon Entropy, Topsis, LQ Factor, and Spearman-Pearson Correlation Coefficient. Results indicate unequal distribution of a number of urban facilities and services among different regions of the city. Finally, the way of urban-services spatial distribution indicates the tendency of urban land uses, to focus and polarity in some parts of the city; while there is also no relationship between the services and population-density of the regions. Findings show that this relationship has been existed in the past. Finally, in order to increase spatial inequality in differen regions of Yazd, the priority of suggested land uses was determined, using local-coefficient.
    Keywords: Spatial Inequality Analysis, Spatial justice, srrvice uses, urban regions, Yazd city
  • Saeed Hossein Abadi *, Mohammad Salmani Moghadam, Maryam Nouri Dashtban Pages 89-110
    Places form part of people's identity. But today, urban places, including neighborhoods –affected by urbanism and urbanization- have lost their meaning, resulting in the weakening of today-citizens’ place identity. However, some old neighborhoods -as Identity-maker elements- may still maintain and enhance citizens’ place-identity, and due to this important role, this calls for double attention.
    Regarding the importance of this subject, the aim of this research is to analyze the place identity level, and its affecting factors, in one of the oldest neighborhoods in Sabzevar, named Kolah Farangi Neighborhood .This is a survey research, the required data of which, have been collected by questionnaire with simple random sampling, then analyzed using one-sample T-test and Pearson correlation and Lambda correlation. In the paper, place-identity has been evaluated with five components, including external evaluation, familiarity, past-continuity, place commitment and attachment. Results show that, except of the external evaluation component, other components of place-identity are at the appropriate level and despite the changes that have taken place in the physical context of the Kolah Farangi neighborhood, the neighborhood still has a high level of identity for its inhabitants. Also, the length of residence in a neighborhood, housing ownership status, social interactions and the sense of security, affect the place-identity.
    Keywords: Place Identity, Old Neighborhoods, Kolah Farangi Neighborhood, Sabzevar
  • Abbasali Arvin * Pages 111-124
    Background
    Air pollution with suspended particles of less than 2.5 microns –due to the special combination and particles' dimension- is one of the most important hazards, threatening human health in large cities such as Isfahan.
    Aim
    The purpose of this study is monitoring and investigation of contamination incidences due to less-than-2.5-microns dust particles in thy city, with the aim of providing proper grounds for opposing its effects in Isfahan.
    Method
    Autocorrelation and Dorbin-Watson's tests were used to examine time alterations and behavior of less-than-2.5-microns dust particles. For this purpose, the daily statistics of less-than-2.5-microns dust particles of 7 pollutant stations in Isfahan, during the statistical period of 2012-2016 (1391-95) , were used.
    Findings
    findings of this study show that due to the dust particles' densities affectability of various factors with different trends; there is no time concomitance of dust particles during the year. Data-fitting with the model also manifests un absence of time autocorrelation of dust particles, also approved its being completely random. Investigation of frequency of pollutant days from years 2015 to 2016 showed that the number of days with unhealthy conditions for sensitive groups, and days with very unhealthy conditions; had decreased by about 7.7% and 2.7% respectively, indicating improvement of air quality in Isfahan.
    Innovation
    Considering that one of the main causes of mortality in polluted cities is less-than-2.5-microns dust particles, the investigation of this phenomenon, based on long-term documented information and statistics, based on the pollution standards; is assumed as the innovational aspect of this research. However, the number of days with severe contamination in Isfahan has been reduced, but the days with more pollution level, have been driven to the east and northeast areas of Isfahan.
    Keywords: Dust Particles, Isfahan, Autocorrelation, Human Health