فهرست مطالب

  • سال بیست و هفتم شماره 2 (پیاپی 115، خرداد1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/13
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مهدی اکبری، دارا دستان، محمد فلاح، محمد متینی* صفحات 1-10
    مقدمه
    عفونت ناشی از تریکوموناس واژینالیس یکی از عفونت های جنسی شایع در جهان بوده که گزارش موارد مقاوم به درمان آن در حال افزایش است. هدف از این تحقیق، مطالعه تاثیر باریجه بر تریکوموناس واژینالیس و شناسایی ترکیبات موجود در اسانس آن بود.   
    مواد و روش ها
    اسانس و عصاره های هگزانی، اتیل استاتی و متانولی ریشه باریجه تهیه و آزمایش تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی یا (Minimum Inhibitory Concentration) MIC و درصد مهارکنندگی رشد یا(Growth inhibitory percent) GI%  بر روی دو ایزوله تریکوموناس واژینالیس کشت شده در محیط دیاموند در شرایط آزمایشگاهی و در مقایسه با مترونیدازول، انجام گرفت. هم چنین با استفاده از کروماتوگرافی گازی کوپل شده با طیف سنج جرمی(GC-MS) ترکیبات اسانس گیاه شناسایی شد.
    یافته های پژوهش
     بعد از 24 ساعت میزانMIC  برای عصاره های هگزانی، اتیل استاتی و متاتولی µg/ml 125 و برای اسانس µg/ml 500 به دست آمد هم چنین میزان GI% برای انواع عصاره 50 درصد(در غلظت µg/ml 5/62) و برای اسانس 70 درصد(در غلظت µg/ml 250) تعیین گردید. میزان MIC مترونیدازول نیز برای یک ایزوله تریکوموناس واژینالیس µg/ml 5/12 و برای ایزوله دیگر µg/ml 2/6 به دست آمد. هم چنین تجزیه اسانس باریجه نشان داد بتا-پینن(7/28 درصد)، آلفا-پینن(7/10 درصد) و بتا-ایودسمول(5/6 درصد) از ترکیبات اصلی آن هستند.     
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان داد که ترکیبات موجود در اسانس و عصاره های باریجه دارای پتانسیل ضدتریکومونایی قابل توجه ای می باشند. بنا بر این ضروری است با جداسازی این ترکیبات و انجام تحقیقاتی تکمیلی در زمینه تاثیر آن ها بر انگل در شرایط برون تنی و درون تنی اطلاعات جامع تری به دست آید.
    کلیدواژگان: تریکوموناس واژینالیس، باریجه، عصاره، اسانس، کروماتوگرافی گازی
  • رحمن پناهی، مهدی رضایی، فرشته عثمانی، علی رمضان خانی، شمس الدین نیک نامی*، عرفان جوان مردی صفحات 11-20
    مقدمه
    سواد سلامت در تعیین وضعیت افراد از نظر مصرف سیگار نقش دارد. در سال های اخیر مصرف سیگار در بین دانشجویان افزایش یافته است. لذا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین مهارت های سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از مصرف سیگار در میان دانشجویان طراحی گردید.
    مواد و روش ها
    در یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی، 347 نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران در سال 1395 از طریق نمونه گیری خوشه اییک مرحله ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه سنجش سواد سلامت(HELIA) و پرسش نامه محقق ساخته جهت سنجش اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از مصرف سیگار، گردآوری و با استفاده از نرم افزارSPSS  نسخه 16 و با به کارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفتند.  
    یافته های پژوهش
     میانگین و انحراف معیار نمره سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از مصرف سیگار به ترتیب برابر 12/14±52/70 و 96/19±01/39 از 100 بود. بین سواد سلامت(r=0.146) و سه بعد تصمیم گیری و کاربرد اطلاعات سلامت(r=0.161)، خواندن(r=0.14) و ارزیابی(r=0.112)، با اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از مصرف سیگار، ارتباط مستقیم و معنی دار وجود داشت هر چند که شدت این روابط ضعیف است(P<0.05). 
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد برای ارتقای اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از مصرف سیگار در دانشجویان، باید توجه ویژه ای به سواد سلامت و ابعاد تاثیرگذار آن در این زمینه، خصوصا در محیط های خوابگاهی، مبذول داشت.
    کلیدواژگان: مهارت های سواد سلامت، رفتارهای پیشگیری کننده، مصرف سیگار، دانشجویان
  • مرضیه عزیزیان، حبیباللهترکی، اسد میرزایی صفحات 21-29
    سندرم روده تحریک پذیر(IBS) عارضه ای با درد شکمی و ناراحتی روده ای است. مطالعات اخیر نشان می دهند که سیستم ایمنی در پاتوژنز این بیماری دخیل می باشد. از سایتوکاین های مهم هدایت کننده سیستم ایمنی که ممکن است در ایمونوپاتوژنز بیماری نقش ایفا کنند؛  می توان TNF-α و  IL-6 را نام برد. هدف مطالعه حاضر بررسی سطوح سرمی این سایتوکاین ها در بیماران مبتلا به IBS بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه به صورت مورد-شاهدی بر روی 40 بیمار مبتلا به IBS (گروه مورد) و 40 فرد دارای علائم بیماری مذکور که از نظر ابتلا به IBS منفی گزارش گردیدند(گروه شاهد) انجام شد. مقادیر سرمی سایتوکاین های TNF-α و  IL-6به روش ایمونواسی(الایزا) اندازه گیری گردید. مقادیر سرمی سایتوکاین های مذکور در دو گروه تحت مطالعه نیز با روش آزمون t مستقل با هم مقایسه شد. 
    یافته های پژوهش
     نتیجه این مطالعه حاکی از آن بود که میانگین سطوح سرمیTNF-α  و  IL-6در افراد دارای سندرم روده تحریک پذیر به طور معنی داری نسبت به افراد با بیماری های گوارشی اما فاقد سندرم روده تحریک پذیر بالاتر است(P=0.0001) و با استفاده از روش ناپارامتری اسپیرمن، مقادیر سرمی سایتوکاین های TNF-α (0.788=ρ، P=0.000) و IL-6 (0.799=ρ ،P=0.000) ارتباط معنی دار و قوی با بروز IBS نشان دادند.
    بحث و نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که مقادیر سرمی  IL-6 و TNF-α در افراد مبتلا به IBS به طور معنی داری بیشتر از افراد شاهد است و سطوح سرمی این دو فاکتور با پاتوژنز بیماری IBS ارتباط دارند.
    کلیدواژگان: سندروم روده تحریک پذیر، اینترلوکین-6، فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا، الایزا
  • بهمن حسن وند*، کبری کرمی، یعقوب مهری الوار صفحات 30-40
    مقدمه
    اختلال در سوخت و ساز چربی به ویژه ازدیاد کلسترول و تری گلیسیرید و کاهش مقادیر آن، ریسک ایجاد بیماری های آترواسکلروزیس افزایش می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر نوع تمرین(تداومی زیربیشینه و تناوبی شدید) بر بیان ژن آپولیپوپروتئین 1 و 2 در بافت کبدی رت های نر نژاد ویستار انجام شده است.
    مواد و روش ها
    روش تحقیق تجربی بوده و به همین منظور تعداد 24 سر رت نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 20±200 گرم و سن هشت هفته، تهیه و به صورت تصادفی به سه گروه، کنترل(8=n)، تمرین تناوبی شدید(8=n) و تمرین تداومی زیر بیشینه(8=n) بخش بندی گردیدند. پروتکل تمرینی تناوبی شدید، 30 دقیقه دویدن تناوبی(هر تناوب شامل 4 دقیقه دویدن با شدت 90-85 درصد VO2max و 2 دقیقه بازیافت فعال با شدت 60-50 درصد VO2max) سه روز در هفته و به مدت 8 هفته اجرا شد. هم چنین گروه تمرین تداومی زیر بیشیته(30 تا 60 دقیقه) نیز شدت فعالیتی معادل 50 تا 55 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی موش ها بود. بیان ژن متغیرهای آپولیپوپروتئین 1 و 2 اندازه گیری شد.
    یافته های پژوهش
     یافته های این پژوهش نشان داد بیان ژن گیرنده آپولیپوپروتئین 1 در گروه های تمرین تناوبی شدید(P=0.034) و تداومی زیربیشینه(P=0.047) افزایش معناداری به نسبت گروه کنترل داشت. هم چنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که اختلافی بین گروه تمرین تداومی زیر بیشینه و تمرین تناوبی شدید وجود ندارد(P=0.9). هم چنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اختلاف معناداری بین 3 گروه در میزان بیان ژن آپولیپوپروتئین 2 وجود ندارد.
    بحث و نتیجه گیری
    تمرینات تداومی زیربیشینه و تناوبی شدید از طریق افزایش بیان ژن آپولیپوپروتئین 1 کبدی و هم چنین عامل اصلی خروج کلسترول از کبد و در نهایت گیرنده HDL می توانند نقش مهمی در کاهش بیماری های قلبی-عروقی مانند آترواسکلروزیس داشته باشد.
    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، تمرین تناوبی شدید، آپولیپوپروتئین 1 و 2
  • معصومه حسینی*، شهریار نادری، سید کاظم موسوی ساداتی، شاهین ریاحی ملایری صفحات 41-50
    مقدمه
    چاقی عارضه پیچیده ای است که با تجمع بیش از حد بافت چربی نمود پیدا می کند. لپتین هورمونی پپتیدی است که عمدتا توسط بافت چربی ترشح شده و در تنظیم وزن بدن و چاقی موثر است. هدف پژوهش حاضر تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا بر مقادیر لپتین و آنزیم های کبدی در پسران چاق و دارای اضافه وزن بود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش نیمه تجربی 22پسر(11/5±43/164 سانتی متر، 34/12±02/74 کیلوگرم، 09/4±22/97BMI=، 14-12 سال) به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی(11=n) قرار گرفتند. برنامه تمرین گروه تجربی شامل هشت هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه 40 دقیقه شامل 10 ست رکاب زدن به مدت 60 ثانیه بر روی دوچرخه ثابت با شدت 80 درصد ضربان قلب ذخیره بود. نمونه های خونی 24 ساعت قبل و 48 ساعت پس از برنامه تمرینی در حالت ناشتا گرفته شد. متغیرهای لپتین، آسپارتات آمینوترانسفراز(AST)، آلانین آمینوترانسفراز(ALT) و آلکالین فسفاتاز(ALP) با استفاده از روش های اختصاصی اندازه گیری شدند. درصد چربی بدن، BMI و  VO2max نیز در پیش و پس آزمون ارزیابی شد. جهت تجزیه و تحلیل استنباطی، از آزمون آنالیز کوواریانس استفاده شد.
    یافته های پژوهش
     در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل مقادیر آنزیم ALT و درصد چربی بدن کاهش و حداکثر اکسیژن مصرفی افزایش معناداری داشت(P<0.05). مقادیر لپتین، آنزیم های AST و ALP کاهش یافت اما معنادار نبود(P>0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    تمرینات تناوبی شدید بر روی دوچرخه ثابت می تواند راهبرد تمرینی مناسبی برای کاهش غلظت پلاسمایی  ALTو درصد چربی بدن پسران چاق و دارای اضافه وزن باشد. با این حال برای دستیابی به نتایج مطلوب دوره مداخله باید طولانی تر باشد.
    کلیدواژگان: پسران چاق، تمرین تناوبی، لپتین
  • افشین مقدسی، غلام علی قاسمی*، ابراهیم صادقی دمنه، مسعود اعتمادی فر صفحات 51-63
    مقدمه
    بسیاری از افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با اختلال در تعادل و راه رفتن مواجه هستند که می تواند شرکت در فعالیت های روزمره را برای آن ها با مشکل مواجه کند. مطالعات اخیر در حیطه توانبخشی، بر تمرینات تعلیقی عملکردی با استفاده از مقاومت وزن بدن در مقابل نیروی جاذبه به کمک ابزارها و تجهیزات ناپایدار، که به فعالیت های روزمره افراد شباهت دارند، تاکید دارند. بنا بر این هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تمرینات تعلیقی TRX بر تعادل عملکردی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 34 نفر از زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن ام. اس اصفهان در دامنه سنی 50-20 سال و با نمره مقیاس وضعیت ناتوانی گسترش یافته(EDSS) 4-1، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت غیر تصادفی به دو گروه کنترل(15 نفر) و تجربی(19 نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل 8 حرکت TRX با چهار سطح سختی از ساده تا مشکل بود که برای مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه حدود 30 دقیقه اجرا شد. تعادل عملکردی از طریق آزمون های زمان برخاستن و رفتن، 10 متر راه رفتن، دسترسی عملکردی به جلو و پهلو اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس صورت گرفت. سطح معنی داری، در سطح اطمینان 95 درصد پذیرفته شد(P<0.05).  
    یافته های پژوهش
     نتایج نشان داد که بهبود معناداری در تعادل عملکردی گروه تجربی نسبت به گروه کنترل در آزمون های زمان برخاستن و رفتن(P=0.001)، 10 متر راه رفتن(P=0.001) و دسترسی عملکردی جانبی به سمت چپ و راست(P=0.013) در پس آزمون مشاهده شد. اما در آزمون دسترسی عملکردی به جلو تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد(P=0.053).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پروتکل تمرینات تعلیقی TRX تعادل عملکردی، سرعت راه رفتن و تعادل در حین راه رفتن را در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بهبود می بخشد. بنا بر این انجام این تمرینات را به عنوان یک مداخله تمرینی عملکردی در جهت بهبود تعادل عملکردی و راه رفتن به افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس توصیه می کنیم.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، تمرینات مقاومتی، سرعت راه رفتن
  • آسیه جبلی، محمد خلج کندری*، الهام طالبی نژاد چاوشی، سید یونس میربیگی صفحات 64-72
    مقدمه
    خواص درمانی کندر از دیرباز در طب سنتی مورد توجه قرار گرفته است. مطالعات جدید نشان دهنده تاثیر کندر در تقویت حافظه و پیشگیری/درمان آلزایمر می باشد. FMRP، محصول ژن FMR1، با توسعه ارتباطات بین سلول های عصبی به تشکیل حافظه کمک می کند. MAP1B از mRNA های هدف  FMRPبوده و ترجمه آن با تاثیر  FMRPمهار می شود. نقص در بیان FMR1 باعث ابتلا به نشانگان X شکننده می شود. بر این اساس، هدف از این تحقیق بررسی تاثیر عصاره آبی کندر در بیان ژن های FMR1 و MAP1B در نمونه های بافت هیپوکامپ موش های صحرایی بود.
    مواد و روش ها
    18 راس موش صحرایی به سه گروه شش تایی شامل یک گروه کنترل و دو گروه تیمار با غلظت های 75 و 150 میلی گرم/کیلوگرم عصاره آبی کندر تقسیم شدند. پس از هشت هفته تیمار با عصاره کندر، هیپوکامپ موش ها جداسازی شدRNA . تام از آن استخراج شده و cDNA سنتز شد. سپس بیان ژن های FMR1 و MAP1B توسط real-time PCR بررسی شد.
    یافته های پژوهش
     غلظت 75 میلی گرم/کیلوگرم عصاره آبی کندر باعث افزایش بیان FMR1 شد. بیان MAP1B نیز در یک الگوی وابسته به غلظت پس از تیمار با عصاره کندر کاهش نشان داد. با این وجود، این تغییرات از نظر آماری معنادار نمی باشد(P>0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    FMRP یک تنظیم کننده منفی ترجمه می باشد که با مهار ترجمه mRNA هدف MAP1B انتقال پیام سیناپسی را در نورون ها هدایت می کند. احتمالا کندر از طریق افزایش بیان FMR1 در سلول های نورونی باعث افزایش انعطاف پذیری سیناپسی و تقویت حافظه می شود. این مطالعه می تواند چشم اندازهای درمانی جدیدی برای استفاده از کندر در درمان مبتلایان به نشانگان X شکننده در آینده بگشاید.
    کلیدواژگان: کندر، حافظه، FMR1، MAP1B
  • راضیه جعفری، کیومرث امینی*، بهروز شجاعی سعدی صفحات 73-82
    مقدمه
    بیوفیلم مجموعه ای از سلول های میکروبی است که به طور برگشت ناپذیر به سطح وابسته و به وسیله شستشو ملایم از بین نمی روند. ژن aggR بر روی پلاسمید اصلی(pAA) که بسیاری از فاکتورهای حدت را کد می کنند، قرار دارد. سویه های پاتوژنEAEC  دارای ژنaggR  بوده که این ژن در شش دسته از اشریشیاکلی بیماریزای روده ای شناسایی شده است. 
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر تعداد 60 نمونه مدفوع از کودکان با میانگین سنی 4 تا 7 سال جمع آوری گردید و پس از کشت و آزمایش های بیوشیمیایی نظیر: کاتالاز، اکسیداز، محیط TSI شناسایی شدند.
    یافته های پژوهش
    ژن aggA در 7 نمونه 6/11 درصد،  agg4A 9 نمونه 15 درصد، aggR 5 نمونه 8 درصد مثبت بودند. هم چنین مشخص شد که 28 درصد سویه های جدا شده حداقل واجد یکی از فاکتورهای حدت aggR، aggA، agg4A بودند.  
    بحث و نتیجه گیری
    سویه های تیپیکال EAEC با دارا بودن ژن aggR شیوع بالائی در سویه های ایزوله شده در این منطقه نشان داده اند و با توجه به الگوی فاکتورهای ویرولانس دارای هتروژنی هستند. از راه های محدود کردن عفونت های این باکتری، تهیه واکسن علیه سویه پاتوژن است.
    کلیدواژگان: اشریشیاکلی، PCR Multiplex، aggR، aggA، بیوفیلم
  • فاطمه رودباری*، زینب خلیلی، مجتبی محسنی صفحات 83-92
    مقدمه
    سرطان پستان یکی از مهم ترین سرطان های کشنده زنان می باشد. تغییرات در ژن های BRCA1 ، BRCA2 ، CDH1 ، STK11 و TP53 خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهد. علاوه بر تغییرات ژنتیکی، فاکتورهای محیطی نیز ممکن است در ابتلای فرد به این سرطان تاثیر بگذارد. سرب یکی از خطرناک ترین مواد شیمیایی در هوا و محصولاتی چون لوازم آرایشی است. از این رو در این پژوهش به بررسی تغییرات ژنی BRCA1 در 9 رت دریافت کننده دوز های متفاوت سرب موجود در رژ لب و مقایسه آن با گروه کنترل پرداخته شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مورد-شاهدی، 12 رت ماده نژاد ویستار با میانگین وزنی 250 گرم به صورت تصادفی به 4 گروه: کنترل(1)، دریافت کننده دوز پایین(2)، متوسط(3) و بالای(4) سرب موجود در رژلب(بر اساس اندازه گیری های سازمان غذا و داروی آمریکا) تقسیم شدند. گروه های 2، 3 و 4 سرب استات را برای مدت 2 ماه به صورت آب خوراکی دریافت نمودند. بعد از این مدت، DNA از نمونه های خونی استخراج گردید و سپس ژن BRCA1 به وسیله PCR تکثیر گشت. به منظور بررسی تغییرات ژنومی، همه محصولات PCR، توالی یابی شدند.
    یافته های پژوهش
    نتایج توالی یابی نشان داد که هیچ تغییر نوکلئوتیدی در ژن BRCA1 گروه های مورد و کنترل رخ نداده است.
    بحث و نتیجه گیری
    هیچ یک از دوزهای سرب موجود در رژ لب سبب تغییراتی در ژن BRCA1 نمی گردد. ممکن است در مناطق دیگری از این ژن، تغییراتی رخ داده باشد که در این پژوهش مورد بررسی ما قرار نگرفته است. هم چنین این امکان وجود دارد که همین مقادیر از سرب در طولانی مدت بتواند سبب بروز تغییراتی در توالی ژن مذکور گردد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، ژن BRCA1، سرب استات، موش صحرایی، رژ لب
  • همت مقصودی، امیرحسین لادن* صفحات 93-101
    مقدمه
     یکی از مهم ترین مکانیسم های آسیب در بیماران دچار ترومای سوختگی وسیع التهاب است. نشان داده شده است که اقداماتی که سعی در کاهش سطح فاکتورهای اساسی پیش التهابی در این بیماران دارند، ممکن است بقاء را افزایش داده و بروز عوارض زودرس و دیررس را کاهش دهند. پنتوکسی فیلین دارویی شناخته شده از نظر مقابله با فاکتورهای پیش التهابی است. این که آیا تجویز این دارو در بیماران دچار سوختگی ممکن است تاثیر سودمندی داشته باشد یا خیر هنوز مشخص نیست. مطالعه حاضر در نظر دارد این فرضیه را در بیماران با سوختگی بالای 40 درصد بررسی کند.
    مواد و روش ها
     در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مجموع 80 بیمار با آسیب سوختگی بالای 40 درصد سطح بدن به طور تصادفی به دو گروه 40 نفری تقسیم و تحت درمان با پنتوکسی فیلین(400 میلی گرم 3 بار در روز) یا دارونما قرار گرفتند. سطح سرمی IL-6 و TNFα پایه و روزهای 3، 5 و 7 بعد درمان بین دو گروه مقایسه شد. متغیرهای دیگر شامل مدت بستری بیمارستانی، مدت بستری در ICU، مدت تهویه مکانیکی و سرانجام بیماران طی بستری بیمارستانی بودند.
    یافته های پژوهش
     دو گروه از نظر سن، جنس و وسعت سوختگی همسان بودند. از نظر متوسط مدت بستری بیمارستانی، بستری در ICU و پیامد طی بستری تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. با این حال متوسط مدت تهویه مکانیکی به طور معنی داری در گروه مورد کوتاه تر بود (42/1 روز در برابر 85/2 روز؛ P=0.03). هرچند در هر دو گروه سطوح سرمی IL-6 و TNFα به طور معنی داری طی بستری کاهش یافت، ولی افت سطح IL-6 در گروه مورد به طور معنی داری بارزتر بود(P=0.01).
    بحث و نتیجه گیری
     پنتوکسی فیلین ممکن است در بیماران با سوختگی 40 درصد مدت تهویه مکانیکی را کاهش و روند افت IL-6 را تسریع سازد.
    کلیدواژگان: پنتوکسی فیلین، سوختگی، التهاب، TNFα، IL-6
  • محمد شکرزاده، عباس محمدپور، مونا مدانلو، نرگس کارگر دارابی، فائزه خواجوی* صفحات 102-110
    مقدمه
    گیاهان دارویی هم چون گیاه کتان نقش مهمی در سلامت افراد و جوامع بشری دارند. با توجه به خواص فیتوشیمیایی گیاه کتان، در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات هیدروالکلی دانه این گیاه را بر سمیت ژنتیکی ناشی از سیکلوفسفامید در لنفوسیت های خون محیطی بررسی نمائیم.
    مواد و روش ها
    ابتدا عصاره دانه کتان به روش ماسراسیون با استفاده از حلال اتانول در دو نوبت تهیه شد. سپس نمونه های خونی بعد از 1 ساعت انکوباسیون با غلظت های مختلف کتان، با Mµ 750 در بن ماری 37 درجه به مدت 24ساعت انکوبه گردید. سپس جهت ارزیابی تولید میکرونوکلئوس در لنفوسیت های دوهسته ای مهار شده در سیتوکینز، لام تهیه شد و با میکروسکوپ نوری بررسی گردید. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS   و آزمون(posttest:Tukey) ANOVA، مقادیر مختلف میانگین ها با هم مقایسه شد.
    یافته های پژوهش
     انکوبه کردن نمونه های خونی با سیکلوفسفامید موجب القای ژنوتوکسیسیته در لنفوسیت ها شده و مجاور نمودن سلول ها از قبل با عصاره هیدروالکلی دانه کتان به مقدار قابل توجهی تعداد میکرونوکلئوس ها را کاهش می دهد(P<0.0001). نتایج این مطالعه نقش موثر عصاره دانه کتان به عنوان عامل محافظتی در برابر ژنوتوکسیسیته سیکلوفسفامید را نشان می دهد.
    بحث و نتیجه گیری
    در این پژوهش مشخص گردید که عصاره دانه کتان یک آنتی ژنوتوکسیک قوی در برابر آسیب های DNA ناشی از سیکلوفسفامید می باشد. و از آن جایی که عصاره دانه کتان به تنهایی اثرات سمیت سلولی ندارد، می توان از آن به عنوان یک عامل محافظتی در برابر اثرات سمی سیکلوفسفامید استفاده کرد.
    کلیدواژگان: ژنوتاکسیسیته، سیکلوفسفامید، دانه گیاه کتان، لنفوسیت انسانی
  • حبیب الله زنجانی*، سیف الله سیف اللهی، پرویز بگ رضایی صفحات 111-122
    مقدمه
    ساختار بعضی خانواده ها شرایط را برای اعمال خشونت علیه زنان فراهم می آورد. این تحقیق سعی دارد از دریچه نوع روابط حاکم در خانواده به بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی خانوادگی و مولفه های آن بر خشونت علیه زنان بپردازد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر تمام زنان متاهل50-15 سال شهر ایلام می باشد که طبق اطلاعات مرکز آمار ایران تعداد آن ها 40846 نفر بود که در مجموع 400 نفر بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه خشونت علیه زنان اشتروس و همکاران(1996) و پرسش نامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی و مولفه های آن صورت گرفت. جهت تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده و به این منظور از نرم افزار SPSS vol.22  بهره گرفته شد.
    یافته های پژوهش
    خشونت روانی-عاطفی و خشونت اقتصادی در بین انواع خشونت تجربه شده در زنان شایع تر بودند. یافته های این بررسی نشان داد که بین خشونت علیه زنان و متغیر سن زن، تحصیلات زن و مرد، درآمد خانواده، تعداد فرزندان، پایگاه اقتصادی، اجتماعی مرد، قدرت زن در ساختار خانواده رابطه معناداری وجود دارد(P=0.001). نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که 62 درصد از تغییرات متغیر خشونت علیه زنان به وسیله متغیر سرمایه اجتماعی و مولفه های آن(اعتماد بین شخصی، حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، همکاری و همیاری خانوادگی، روابط و تعاملات اجتماعی، مدارای اجتماعی، انسجام اجتماعی، رضایت از زندگی و آگاهی حقوقی) تبیین شده است(P=0.001).
    بحث و نتیجه گیری
    برخورداری زنان از سرمایه اجتماعی و مولفه های آن نظیر، حمایت های اجتماعی، مشارکت اجتماعی، روابط و پیوندهای اجتماعی، اعتماد اجتماعی، آگاهی اجتماعی و رضایت از زندگی، بهبود کیفیت زندگی زناشویی و کاهش پدیده خشونت خانگی را به همراه دارد.
    کلیدواژگان: خشونت علیه زنان، سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی، همکاری، زنان ایلام
  • آیت الله نصرالهی عمران* صفحات 123-134
    مقدمه
    آکنه یک اختلال پاتولوژیک و یک التهاب مزمن در فولیکول پیلوسبابه و یکی از رایج ترین آسیب های درماتولوژی بوده که میلیون ها نفر در جهان را تحت تاثیر قرار داده است. هدف از این مطالعه شناسایی گونه های کاندیدا از بیماران اکنه و تعیین حساسیت دارویی آن ها بوده است.
     
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تحلیلی-مقطعی 70 نمونه کلینیکی از پوست افراد با تظاهرات مشکوک به آکنه توسط سواپ استریل جمع آوری و بر روی محیط SDA حاوی کلرامفنیکل کشت خطی داده شدند. سپس پلیت ها به مدت 48 ساعت در 37 درجه سانتی گراد انکوبه می شدند. کلنی های مشکوک از طریق آزمایش میکروسکوپی و پاساژهای متوالی مطابق با روش های استاندارد قارچ شناسی و تعیین نوع رنگ کلنی در محیط کروم آگار جهت جداسازی مخمر مورد بررسی قرار می گرفتند. برای تایید نهایی گونه های کاندیدا روش توالی یابی(نواحی  ITS1و ITS2) و برای بررسی مقاومت دارویی کاندیدهای جدا شده تست حساسیت مطابق با روش استاندارد CLSI انجام گرفت.
    یافته های پژوهش: در نهایت 11 گونه کاندیدا و به ترتیب شامل کاندیدا پاراپسیلوزیس 8 مورد(73/72 درصد)، کاندیدا کروزئی 1 مورد(5/12 درصد)، کاندیدا لوزیتانیا 1 مورد(5/12 درصد)،کاندیدا کفیر 1 مورد(5/12 درصد)، و یک مورد ترایکوسپورون اساهی شناسایی و جداسازی شدند. بررسی میزان حساسیت ایزوله های کاندیدا پاراپسیلوزیس نسبت به غلظت های مختلف داروهای ضد قارچی مورد مطالعه برای ایزوله های Cp1 تا Cp8 نشان داده که ایزوله Cp5 با 0MIC5 برابر با 32، 5/0، 25/0 و MIC90 برابر با 64>، 1>، 5/0> میکروگرم بر میلی لیتر به ترتیب به فلوکونازول، ایتراکونازول و کتوکونازول مقاوم بودند. غیر از ایزوله های Cp1 و Cp8 که تقریبا مقاومت نسبی داشتند بقیه گونه های کاندیدا و ایزوله های دیگر پاراپسیلوزیس به داروهای فوق حساس بودند.
           
    بحث و نتیجه گیری
    همان طور که مطالعات مختلف ثابت کرده اند که در اکثر موارد عوامل باکتری در ایجاد آکنه دخیل هستند، بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت که گونه های مخمر کاندیدا می تواند به عنوان یک عامل در علت این بیماری معرفی شود. جدایه های گونه کاندیدا می توانند به داروهای ضد قارچی مقاوم باشند و این می تواند یکی از دلایلی باشد که درمان مداوم این بیماری با همیشه شکست همراه است.
    کلیدواژگان: حساسیت دارویی، گونه های کاندیدا، آکنه، پوست
  • حسین مقصودی*، سمانه حاج الهیاری، عبدالمجید نارویی صفحات 135-147
    مقدمه
    امروزه بیماری استئوآرتریت(آرتروز) را یک بیماری دژنراتیو نمی دانند با توجه به عوارض جانبی مانند زخم های پپتیک، مسمومیت های کبدی و عوارض کلیوی ناشی از درمان داروهای کورتون و غیر استروئیدی، استفاده از گیاهان دارویی به عنوان یک درمان جایگزین پیشنهاد می شود. گیاه خارشتر Alhagi maurorum L. به طور معمول در طب سنتی به عنوان یک درمان برای دردهای روماتیسمی استفاده می شود. بنا بر این این تحقیق با هدف اندازه گیری کاهش بیان ژن های TNF-α، خارشترAlhagi maurorum L.  انجام گرفت.

    مواد و روش ها
    عصاره آبی گیاه خار شتر از مرکز ذخایر ژنتیکی تهیه گردید. برای تهیه سلول ها مفصل و مایع مفصلی متاکارپ اندام حرکتی قدامی گوساله 8 ماهه هلشتاین کاملا سالم، بلافاصله بعد از کشتار داخل کیسه استریل به آزمایشکاه ارسال گردید. سلول های THP-1 به صورت فلاسکی حاوی 6x106  و60 میلی لیتر محیط کشت غنی شده از انستیتو پاستور تهیه گردید. هر یک از انواع سلول ها در شرایط مناسب کشت داده شد و viability آن ها با روش تریپان بلو ارزیابی شد و پس از تکثیر و به منظور افزایش سطح سایتوکین ها به وسیله لیپوپلی ساکارید(LPS) تیمار شدند. بعد از کشت مجدد سلول ها در دمای 37 درجه سانتی گراد در انکوباتور CO2 دار با رطوبت 90 درصد برای مراحل بعدی نگهداری شد. پس ازجداسازی RNA و تهیه cDNA انجام RT-PCR & PCR و سپس با استفاده از روش Real Time-PCR به بررسی میزان بیان ژن های مورد نظر پرداخته شد.
    یافته های پژوهش
     بیان ژن COX-2 به میزان 59/36 درصد توسط عصاره آبی گیاه خار شترکاهش یافت. بیان ژن IL-1β به میزان 50 درصد توسط عصاره آبی گیاه خار شترکاهش یافت. بیان ژن TNF-α به میزان 86/51 درصد توسط عصاره آبی گیاه خار شترکاهش یافت و تولید No و PGE-2 دراثر عصاره آبی خارشتر به ترتیب به میزان 48 درصد و 52 درصد کاهش یافت.
    بحث و  نتیجه گیری
    عصاره آبی گیاه خار شتر منجر به کاهش بیان ژن CoX-2 و iNOS در سلول های ساینوویوسیت تحریک شده
    کلیدواژگان: عصاره آبی گیاه خارشتر، اوستئوآرتریت، سایتوکین ها، کندروسیت، مونوسیت، ماکروفاژ
  • حمیرا حاتمی*، غلامرضا دهقان، فرشته علوی صفحات 148-158
    مقدمه
    بیماری پارکینسون از شایع ترین بیماری های نورودژنراتیو مغز می باشد. با توجه به اثرات آنتی اکسیدانی قوی عصاره زعفران در حذف رادیکال های آزاد، این مطالعه به منظور بررسی اثرات محافظتی عصاره زعفران بر کاهش استرس اکسیداتیو در رت های پارکینسونی پیش تیمار با عصاره زعفران انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، تعداد 35 سر رت نر با وزن تقریبی 50±250 گرم به صورت تصادفی در 5 گروه شامل: کنترل، شاهد (دریافت کننده سالین+اسیدآسکوربیک)، پارکینسونی(تزریق6-هیدروکسی دوپامین) و 2 گروه پارکینسونی+پیش تیمار عصاره زعفران(5 میکروگرم/رت و 10 میکروگرم/رت، به مدت 5 روز) مورد مطالعه قرار گرفتند. ایجاد مدل پارکینسونی با تزریق داخل مغزی 6-هیدروکسی دوپامین 5/2 میکروگرم بر میکرولیتر) صورت گرفت. میزان فعالیت آنتی اکسیدانی کل(FRAP)، سطوح مالون دی آلدئید(MDA)، میزان فعالیت آنزیم سوپرکسید دیسموتاز(SOD) و گلوتا تیون پروکسیداز(GPX) در مغز میانی با استفاده از کیت مخصوص اندازه گیری شد.
    یافته های پژوهش
    میزان FRAP بین گروه کنترل، گروه های دریافت کننده زعفران و گروه پارکینسونی تفاوت معنی داری را نشان داد(P<0.01). عصاره زعفران به طور معنی داری تولید مالون دی آلدئید را کاهش داد(P<0.01) و میزان فعالیت آنزیم سوپرکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پروکسیداز را در مغز میانی به طور معنی داری افزایش داد(P<0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    به نظر می رسد بخشی از اثر حفاظتی عصاره زعفران در برابر سم-6 هیدروکسی دوپامین از طریق افزایش ظرفیت آنزیم های آنتی اکسیدان و کاهش تولید رادیکال های آزاد انجام می گیرد.
    کلیدواژگان: پارکینسون، عصاره زعفران، استرس اکسیداتیو
  • کیوان شریف مرادی*، محمد تقی کریمی صفحات 159-168
    مقدمه
    استفاده از کفش های پاشنه بلند بر مفصل زانو اثرگذار است و می تواند خطر ایجاد ارتروز در مفصل زانو را بالا برد. هنوز تحقیقی که نیروهای تماس مفصل زانو و مفصل کشککی رانی را بررسی کرده باشد وجود ندارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر کفش پاشنه بلند بر نیروی عضلانی، نیروی تماس مفصل زانو و نیروی تماس مفصل کشککی رانی حین راه رفتن می باشد.
    مواد وروش ها
    تعداد 9 دختر جوان با دامنه سن 83/3±34/21 سال، قد 14/0±49/1 متر و جرم 76/1±54/60 کیلوگرم به صورت تصادفی در این مطالعه شرکت کردند. متغیرهای راه رفتن هر آزمودنی طی سه مرحله با کفش پاشنه دار 6 سانتی متری، باکفش پاشنه دار 3 سانتی متری و بدون کفش اندازه گیری شد. تمامی اندازه گیری ها از پای راست آزمودنی ها صورت گرفت. دستگاه تحلیل حرکتی Qualysis و فورس پلیت Kistler جهت ثبت داده ها استفاده شد. جمع آوری داده ها از طریق نرم افزار اوپن سیم برای متغیرهای نیروی عضلات و نیروی تماس مفصلی صورت گرفت. نرم افزار SPSS (Repeated Measures) جهت تجزیه و تحلیل داده در سطح معنی داری(α=0.05) به کار گرفته شد.
    یافته های پژوهش: نیروی داخلی خارجی تماس مفصلی زانو حین راه رفتن با کفش پاشنه بلند 6 سانتی متری 07/4±66/3 N/BW به دست آمد که به طور معنی داری از وضعیت راه رفتن بدون کفش بیشتر بود(P=0.05) نیروی قدامی خلفی مفصل کشککی رانی به مقدار 27/0±71/1 N/BW بود که به طور معنی داری به میزان 61/0 N/BW از راه رفتن بدون کفش بیشتر بود(P=0.001). هم چنین نیروی عمودی مفصل کشککی رانی به طور معنی داری حین راه رفتن با کفش پاشنه بلند 6 سانتی متری از وضعیت راه رفتن بدون کفش بیشتر بود(P=0.025). هیچ گونه اختلاف معنی داری در نیروهای مختلف قدامی خلفی، عمودی و داخلی خارجی حین راه رفتن با کفش پاشنه بلند 6 سانتی متری و پاشنه بلند 3 سانتی متری در مفصل زانو و مفصل کشککی رانی مشاهده نشد(P<0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    پوشیدن کفش های پاشنه بلند نیروی تماس مفصلی در کمپارتمانت داخلی زانو، نیروی تماس مفصلی کشککی رانی را در فاز استنس گامبرداری افزایش می دهد افزایش این نیروها به صورت تجمعی حین راه رفتن، می تواند مفصل را در معرض خطر تخریب و آرتروز قرار دهد. دردهای مفاصل زانو و کشککی رانی، علائم هشدار دهنده پوشیدن کفش های پاشنه بلند می باشند، توصیه می شود به جای استفاده از کفش های پاشنه بلند به دلیل اثرات زیانبار آن بر مفصل زانو و کشککی رانی، از کفش های معمولی تخت و یا کفش های با حداقل ارتفاع پاشنه استفاده گردد.
    کلیدواژگان: کفش پاشنه بلند، راه رفتن، مفصل کشککی رانی، نیروی عضلانی، نیروی تماس مفصلی
  • لطفاللهخواجه پور، اعظم کریمی*، مهناز کسمتی، مژگان ترابی صفحات 169-178
    مقدمه
    با توجه به یافته های اخیر در خصوص اثرات زیستی نانوذرات اکسید آهن بر عملکرد سیستم عصبی مرکزی و از آن جایی که سیستم کولینرژیک مغز، در تعدیل رفتارهای اضطرابی درگیر است در مطالعه حاضر نقش گیرنده های موسکارینی کولینرژیک ناحیه CA1 هیپوکامپ پشتی در اضطراب ناشی از نانوذرات اکسید آهن در موش های صحرایی نر بالغ ارزیابی شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، از موش های صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن 250-200 گرم استفاده شد. تمامی حیوانات در ناحیه CA1 با روش جراحی استریوتاکسی کانول گذاری شدند. تزریق داروها یک هفته پس از دوره بهبودی انجام گرفت و ابتدا تزریق درون مغزی و پس از 5 دقیقه تزریق درون صفاقی انجام شد. رفتار شبه اضطرابی و فعالیت حرکتی حیوان توسط دستگاه ماز به علاوه مرتفع، یک هفته پس از تزریق داروها، انجام گرفت. گروه ها شامل: کنترل(سالین)، نانو ذرات اکسید آهن(5 و 5/7 میلی گرم/کیلوگرم، درون صفاقی)، پیلوکارپین(1 و 2 میکروگرم/موش، درون هیپوکامپی)، پیلوکارپین(1 میکروگرم/موش، درون هیپوکامپی)+نانو ذره اکسید آهن(5/7 میلی گرم/گیلوگرم، درون صفاقی) و پیلوکارپین(2 میکروگرم/موش، درون هیپوکامپی)+نانو ذره اکسید آهن(5/7 میلی گرم/کیلوگرم، درون صفاقی) می باشند.
     یافته های پژوهش
     نانو ذرات اکسید آهن(5/7 میلی گرم/کیلوگرم) سطح اضطراب را نسبت به گروه کنترل افزایش دادند(P<0.05)، در حالی که تزریق پیلوکارپین(1 میکروگرم/موش) قبل از نانوذرات اکسید آهن(5/7 میلی گرم/کیلوگرم) اثر اضطرابی القاء شده توسط نانو اکسید آهن را بهبود بخشید(P<0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    به نظر می رسد که احتمالا اثر اضطراب زایی نانوذرات اکسید آهن، از طریق کاهش فعالیت گیرنده های موسکارینی کولینرژیک ناحیه CA1 هیپوکامپ پشتی میانجیگری می شود.
    کلیدواژگان: گیرنده های موسکارینی، هیپوکامپ، اضطراب، نانوذرات اکسید آهن، موش صحرایی
  • الناز پناهی، علیرضا موسوی، مسعود سامی، مریم میرلوحی* صفحات 179-186
    مقدمه
    در این مطالعه، عملکرد ظرف ربی و قوطی برای نگهداری رب گوجه فرنگی طی 6 هفته با هم مقایسه شد.
    مواد و روش ها
    چهار قوطی رب گوجه از برندA  تهیه شد. نمونه 1 پس از باز شدن، با روکش پلاستیکی پوشانده شد. نمونه 2 در یک ظرف ربی تخلیه شد .رب قوطی سوم و چهارم در یک ظرف استریل، با سوسپانسیونی از اسپور آسپرژیلوس فلاووس با غلظت  ml106×2 آلوده و همگن شد. مقدار مساوی از رب گوجه آلوده، به قوطی(نمونه 3) و ظرف ربی(نمونه 4) منتقل شد. نمونه ها در یخچال(4 درجه) آزمایشگاه نگهداری شدند. طی 6 هفته، نمونه 1 و 2 از نظر اسیدیته، بریکس،pH ، ویتامین ث، شمارش کلی میکروبی، کپک و مخمر و هم چنین نمونه 3 و 4 تنها از نظر شمارش کلی میکروبی و کپک و مخمر با دو تکرار مورد آزمایش قرار گرفتند. همه آزمایش به طور جداگانه بر روی برند دیگری از رب گوجه تکرار شد.
    یافته های پژوهش
    از هفته دوم در رب نگهداری شده در قوطی، ویتامین ث به میزان 62 درصد کاهش و بریکس به میزان 4 درصد افزایش یافت. در حالی که ویتامین ث در ظرف ربی 5 درصد کاهش یافت و تغییرات بریکس ناچیز بود. افزایش تدریجی اسیدیته در هر دو تیمار مشاهده شد. اما در پایان هفته ششم اسیدیته رب نگهداری شده در قوطی 28 درصد و در ظرف ربی 22 درصد افزایش یافت(P<0.05). ظرف نگهداری تاثیر معناداری بر pH و گروه های میکروبی مورد بررسی نداشت(P>0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    ظرف ربی قطعا از نظر حفظ خواص شیمیایی شرایط بهتری را نسبت به شرایط معمول نگهداری رب گوجه در یخچال فراهم می کند.
    کلیدواژگان: رب گوجه فرنگی، تغییرات میکروبی، محصولات گوجه فرنگی، تغییرات شیمیایی
  • نیره اکبری، فاطمه اشرفی*، میترا صالحی صفحات 187-197
    مقدمه
    نانوذرات حامل آنتی بیوتیک می توانند اثرات سیتوتوکسیک بر باکتری های مقاوم به دارو داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذرات کیتوزان حامل آموکسی سیلین و کلاولانیک اسید بر زنده مانی سویه های MRSA استافیلوکوکوس اورئوس می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نانوذرات کیتوزان با روش ژلی شدن ساخته و سپس آموکسی سیلین و کلاولانیک اسید بر روی آن بارگذاری شد و نانوذراتی با ابعاد کمتر 100 نانومتر به دست آمد. جهت بررسی تاثیر غلظت های مختلف نانوذرات بر باکتری ها به روش مایکرودایلوشن غلظت های متوالی 8-25/0 از نانوکیتوزان و غلظت های متوالی 128-1 از آموکسی سیلین تهیه شد. 100 میکرولیتر از غلظت های مختلف نانو کیتوزان حاوی آنتی بیوتیک به هر چاهک انتقال یافت. یک میکرولیتر از سوسپانسیون باکتری به آن اضافه گردید. کدورت سنجی در چاهک ها به صورت چشمی مشاهده و جذب نوری در طول موج 630 نانو متر توسط دستگاه الایزا ریدر خوانده شد.
    یافته های پژوهش
     نتایج به دست آمده نشان می دهد که حداقل غلظت مهارکنندگی نانوذرات کیتوزان حامل آموکسی سیلین و کلاولانیک اسید در نمونه حساس 9/0 میکروگرم بر میلی لیتر و در نمونه مقاوم 6/3 میکروگرم بر میلی لیتر و حداقل غلظت کشندگی آن ها به ترتیب 8/1 و 2/7 میکروگرم بر میلی لیتر به دست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده ترکیب حاصل، در مقایسه با کیتوزان و نیز آموکسی سیلین تنها، فعالیت ضد میکروبی بیشتری دارد که این نشان دهنده اثر هم افزایی آموکسی سیلین به همراه کلاولانیک اسید و کیتوزان است.
    کلیدواژگان: نانوذرات کیتوزان، آموکسی سیلین، کلاولانیک اسید، استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین
  • مریم عباسی دره بیدی*، عفت بمبئی چی صفحات 198-209
    مقدمه
    کمبود استروژن در دوران یائسگی و به هم خوردن تعادل بین سیستم دفاع آنتی اکسیدان و تولید رادیکال های آزاد یکی از دلایل ایجاد استرس اکسیداتیو می باشد که نقش مهمی در اختلالات متابولیکی و تاثیر آن ها بر کبد دارد. بنا بر این مهم است تا به طور صحیحی مزایای درمان با آنتی اکسیدان ها و تمرینات ورزشی بر شرایط استرس اکسیداتیو در کبد مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف اصلی از این مطالعه بررسی تاثیر تمرین هوازی همراه با مصرف ویتامینC  و استرادیول بر شرایط استرس اکسیداتیو کبد در رت های اورکتومی و مقایسه آن با رت های سالم بود.
    مواد و روش ها
    نمونه های حیوانی متشکل از 64 سر رت ماده بالغ شامل 2 گروه اورکتومی(32 سر رت) و نرمال(32 سر رت) بودند که هر یک به صورت تصادفی به 4 زیر گروه 8 تایی شامل تمرین، تمرین+ویتامین C، تمرین+استرادیول و شم تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل دویدن بر روی تردمیل بود که برای 6 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه با شدت متوسط(Vo2max 55 درصد) اجرا شد. ویتامین C به میزان 250 میلی گرم و استرادیول به میزان 25/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن هر رت به گروه های مربوطه تزریق شد. آسیب اکسیداتیو کبد به وسیله ارزیابی سطح سرمی آلانین آمینو ترانسفراز(ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز(AST) تعیین شد.
    یافته های پژوهش
     نتایج نشان داد که اورکتومی منجر به آتروفی رحم شد. هم چنین اورکتومی موجب افزایش معنا دار سطوح آنزیم های ALT و AST شد و مصرف استرادیول منجر به کاهش سطوح این آنزیم ها گردید(P<0.05). تمرین هوازی و ویتامین C نتوانستند از افزایش سطوح این آنزیم ها در رت های اورکتومی شده جلوگیری کنند.
    بحث و نتیجه گیری
    به طور کلی و با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت تمرین هوازی با شدت متوسط از افزایش استرس اکسیداتیو کبد در رت های اورکتومی شده جلوگیری نمی کند؛ اما در ترکیب با مصرف استرادیول و ویتامین C بهبود شرایط استرس اکسیداتیو را در رت های اورکتومی شده به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، یائسگی، تمرینات هوازی، ویتامین C، استرادیول، اورکتومی
|
  • Mehdi Akbari, Dara Dastan, Mohammad Fallah, Mohammad Matini* Pages 1-10
    Introduction
    Trichomonas vaginalis infection is one of the most common sexually transmitted diseases worldwide. Moreover, there are reports indicating the increasing rate of refractory trichomoniasis. The aim of this study was to evaluate the efficacy of Ferula gummosa on T. vaginalis. To this end, the chemical compositions of Ferula gummosa essential oil were identified in this study. 
    Materials & Methods
    The essential oil, n-hexane, ethyl acetate, and methanol extract of F. gummosa were prepared and subjected to minimum inhibitory concentration (MIC) and growth inhibitory percent (GI%) determination against two in vitro axenic cultured T. vaginalis isolates in comparison to metronidazole. Moreover, the chemical compositions of F. gummosa essential oil were identified using gas chromatography coupled to a mass spectrometer. Ethics code: IR.UMSHA.REC.1396.885
    Findings
    After 24 h incubation, the MIC of n-hexane, ethyl acetate, and methanol extract was 125 µg/ml and for that of essential oil was 500 µg/ml. The GI% values were 50% and 70% for the extracts at a concentration of 62.5 µg/ml and the essential oil at a concentration of 250 µg/ml, respectively. In addition, the metronidazole MIC values were 12.5 and 6.2 µg/ml for T. vaginalis isolates. According to the results obtained from the chemical identification of F. gummosa essential oil composition, three main compounds of its essential oil include β-Pinene (28.7%), α-Pinene (10.7%), and β-Eudesmol (6.5%).
    Discussion & Conclusions
    The results showed that the compounds in the essential oil and extracts of F. gummosa had a significant antitrichomonal activity. Therefore, it is necessary to isolate these compounds and conduct further research on their effects on T. vaginalis parasites.
    Keywords: Extract, Essential oil, Ferula gummosa, Gas Chromatography, Trichomonas vaginalis
  • Rahman Panahi, Ali Ramzankhani, Mehdi Rezaie, Fereshteh Osmani, Erfan Javanmardi, Shamsadin Niknami* Pages 11-20
    Introduction
    Health literacy plays a remarkable role in determining the status of people who smoke. In recent years, the smoking rate has been increased among university students. Therefore, this study aimed to determine the relationship between health literacy skills and adoption of preventive smoking behaviors among university students.
    Materials & Methods
    In this cross-sectional descriptive study, 347 students living in dormitories affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran, were selected through single-stage cluster sampling in 2016. The data were collected using the health literacy inventory for adults and a researcher-made questionnaire in order to assess the adoption of smoking preventive behaviors. The collected data were analyzed in SPSS software (Version. 16) through descriptive statistics and Pearson correlation coefficient. Ethics code: IR.TMU.REC.1394.172  
    Findings
    The mean scores of health literacy and the adoption of preventive smoking behaviors were 70.52±14.12 and 39.01±19.96, respectively, regarding the total score of 100. Moreover, there was a direct and significant relationship between health literacy (r=0.146) and dimensions of decision making and application of health information (r=0.161), reading (r=0.14), and appraisal (r=0.112) with the adoption of preventive smoking behaviors. However, this association was not statistically significant (P<0.05).
    Discussion & Conclusions
    The results show that special attention should be paid to health literacy and its influencing factors, especially in dormitories, in order to promote the adoption of preventive smoking behaviors among university students.
    Keywords: Health literacy skills, Preventive behaviors, Smoking, University students
  • Marzieh Azizyan, Habibolah Turki, Asad Mirzaei Pages 21-29
    Introduction
    Irritable bowel syndrome (IBS) is accompanied by abdominal pain and intestinal discomforts. A line of evidence shows that the immune system plays important roles in the pathogenesis of the disease. Two main cytokines directing the immune system are IL-6 and TNF-α which may play a role in the immunopathogenesis of this disease. The present study aimed at investigating the serum levels of these cytokines in patients suffering from IBS.
    Materials & Methods
    This comparative case-control study was conducted on 40 patients suffering from IBS (case group) and 40 people who were affected by the symptoms of gastrointestinal disorders but not suffering from IBS (control group). The serum levels of TNF-α and IL-6 cytokines were measured using enzyme-linked immunosorbent assay. The amount of the above-mentioned cytokines was compared using independent-t-test in both groups. Ethics code: EC/92/H/132
    Findings
    The results showed significantly higher levels of IL-6 and TNF-α in IBS patients, compared to those in the control group (P=0.0001). According to the results obtained from the Spearman rank correlation coefficient, there was a strong correlation between the serum levels of IL-6 (Ρ=0.799, P=0.000) and TNF-α (Ρ=0.788, P=0.000) cytokines with IBS development.
    Discussion & Conclusions
    This study shows that serum levels of TNF-α and IL-6 cytokines are significantly higher in the case group with IBS. Moreover, there is an association between serum levels of IL-6 and TNF-α with the pathogenesis of IBS.
    Keywords: Enzyme-linked immunosorbent assay, Interleukin-6, Irritable bowel syndrome, Tumor necrosis factor-α
  • Bahman Hasanvand*, Kobra Karami, YAGHOUB MEHRIALVAR Pages 30-40
    Introdaction
    Lipid metabolism disorders, especially raised levels of cholesterol and triglycerides increases the risk of atherosclerosis. This study aimed to investigate the effect of training type including submaximal continuous and high-intensity interval training on hepatic gene expression of Apolipoprotein A‐I, and Apolipoprotein A‐II in male Wistar rats.
    Materials & Methods
    This experimental study conducted on 24 male Wistar rats with 8 weeks of age and weight range of 200-250 g. They were randomly assigned into three groups of control (n=8), high-intensity interval training (n=8), and continuous submaximal training (n=8). High-intensity interval training protocol included 30-min interval running 3 days a week for 8 weeks (each interval took 4 min with 85-90% of VO2max and 2-min active recovery with 50-60% of VO2max).  In addition, submaximal continuous training group (30-60 min) was subjected to 50-55% intensity activity with maximum oxygen consumption. Finally, gene expressions of Apolipoprotein A‐I and Apolipoprotein A‐II were measured in this study.
    Ethics code: IR.SSRI.REC. 1396, 134.
    Findings
    The findings of this study showed an increase in the gene expressions of Apolipoprotein A‐I in the high-intensity interval (P=0.034) and continuous submaximal training groups (P=0.047), compared to the control group. Moreover, the results of the Bonferroni post-hoc test showed that there was no difference between high-intensity interval and continuous submaximal training groups (P=0.9). In addition, the results of this study showed that there was no significant difference among the three groups in terms of the gene expression of Apolipoprotein A‐II.
    Discussion & Conclusions
    High-intensity interval and continuous submaximal training can play important roles in reducing cardiovascular disease risks, such as atherosclerosis. This is done by increasing hepatic gene expression of Apolipoprotein A‐I and the main factor taking cholesterol from the liver and ultimately the high-density lipoprotein receptor.
    Keywords: Apolipoprotein A‐I, Apolipoprotein A‐II, Continuous submaximal training, High-intensity interval training
  • Masoumeh Hosseini*, Shahryar Naderi, Seyed Kazem Mousavi, Sadati, Shahin Riyahi Pages 41-50
    Introduction
    Obesity is a complex disorder, which is characterized by excessive accumulation of adipose tissue. Leptin is a peptide hormone, which is basically secreted by adipose tissue and is effective in the regulation of body weight and fat. The purpose of this study was to investigate the effect of high-intensity interval training on the level of Leptin and liver enzymes in obese and overweight males.
    Materials & Methods
    In this semi-experimental study, 22 males with the mean age, height, weight, and body mass index of 12-14 years,164.43±5.11cm, 74.02±12.34 kg, and 29.27± 4.09, respectively, were selected voluntarily and randomly divided into experimental (n=11) and control groups (n=11). The experimental group was subjected to 8 weeks training program (three 40-min sessions each week) which included 10 sets of cycling on a cycle ergometer for 60 seconds with 80 % intensity of the reserve heart rate. Blood samples were taken 24 and 48 hours before and after the training, respectively, in a fasting condition. Leptin, Aspartate aminotransferase (AST), Alanine aminotransferase (ALT), and Alkaline phosphatase (ALP) were measured using specific methods. Body fat percentage, body max index,  and maximum volume of oxygen were evaluated before and after the training. ANOVA was utilized to analyze data.


    Finding
    According to the results, there was a decrease in the levels of ALT and  body fat percentage as well as an increase in the maximum volume of oxygen in the experimental group, compared to the control group (P<0.05(. Moreover, the levels of Leptin, AST, and ALT decreased; however, the difference was not statistically significant) P<0.05(. Ethics code: IR.IAUETB.1395.52005
    Discussion & Conclusions
    High-intensity interval training on a cycle ergometer can be an appropriate exercise strategy to reduce the plasma concentration of ALT and body fat percentage in obese and overweight males. However, the intervention should be longer to achieve desired results.
    Keywords: Interval training, Leptin, Obese males
  • Afshin Moghadasi, Gholamali Ghasemi*, Ebrahim Sadeghi, Demneh, Masoud Etemadifar Pages 51-63
    Introduction
    Many people with multiple sclerosis (MS) experience difficulty with balance and walking, which can make daily activities difficult. Recent studies in rehabilitation procedures emphasize on functional suspension training using body weight resistance against gravity by unstable tools and equipment that are similar to daily activities. Therefore, the purpose of this study was to determine the effect of total body resistance exercise (TRX) suspension training on functional balance in patients with MS.
    Materials & Methods
    This study included 34 females with MS and expanded disability status scale of 1-4 as well as the age range of 20-50 years who referred to Isfahan MS Society. The participants were intentionally selected and assigned nonrandomly into two groups of control (n=15) and experimental (n=19). The training protocol included 8 TRX movements with four difficulty levels from simple to difficult for 8 weeks, 3 sessions per week, and each session lasting 45 minutes. The functional balance was measured through using Timed Up and Go (TUG), 10-Metre Walk Test (10MWT), and forward and lateral functional reach tests. Data were analyzed using ANCOVA. P-value less than 0.05 were considered statistically significant. Ethics code: IR.UI.REC.1396.014, Clinical trial: IRCT20180521039762N1
    Findings
    The results obtained from the posttest showed a significant improvement in functional balance of the experimental group, compared to the control group in terms of the TUG test (P=0.001), 10MWT (P=0.001), and lateral functional reach tests to the left and right (P=0.013). However, there was no significant difference between the two groups regarding forward functional reach test (P=0.053).

    Discussion & Conclusions
    According to the results, it can be concluded that TRX suspension training improves functional balance, walking speed, and balance during walking in patients with MS. Therefore, it is recommended to perform TRX training as a functional training intervention to improve functional balance and walking in MS patients.
    Keywords: Multiple sclerosis, Resistance training, Walking speed
  • Asiyeh Jebelli, Mohammad Khalaj, Kondori*, Elham Talebinejad Chavoshi, Seyed Younes Mirbeygi Pages 64-72
    Introduction
    The therapeutic properties of Olibanum have been considered in traditional medicine since ages past. Recent studies indicated the effect of Olibanum on memory enhancement and prevention/treatment of Alzheimer's disease. Fragile X mental retardation protein is the product of the FMR1 gene that mediates memory formation through the development of communications between nerve cells. MAP1B is the FMRP target mRNA and its translation is inhibited by the effect of FMRP. Disturbance in the expression of FMR1 causes fragile X syndrome. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of aqueous extract of Olibanum on the expression of FMR1 and MAP1B genes in hippocampal tissue samples of rats.
    Materials & Methods
    This study was conducted on 18 rats which were divided into groups of control (n=6) and two treatment groups with 75 (n=6) and 150 mg/kg (n=6) concentrations of aqueous extract of Olibanum. The hippocampus of rats was isolated after eight weeks of treatment by Olibanum extract.  Total RNA was extracted and cDNA was synthesized in this study. Subsequently, the expression of FMR1 and MAP1B genes was evaluated by a real-time polymerase chain reaction. Ethics code:IR.TBZMED.REC.1396.1000
    Findings
    According to the results, the aqueous extract of Olibanum at a concentration of 75 mg/kg increased the expression of FMR1. In addition, MAP1B gene expression decreased in a dose-dependent manner following treatment with Olibanum extract. However, these changes are not statistically significant (P>0.05).
    Discussion & Conclusions
    The FMRP is a negative translation regulator that mediates synaptic neuronal transmission through inhibition translation of target mRNA, such as MAP1B. Olibanum probably leads to synaptic flexibility and memory improvement through increasing the expression of FMR1 in neuronal cells. This study could pave the way on the use of Olibanum in the treatment of patients with fragile X syndrome in the future.
    Keywords: FMR1, MAP1B, Memory, Olibanum
  • Razieh Jafari, Kumarss Amini*, Behroz Shojaie Sadi Pages 73-82
    Introduction
    Biofilm is a collection of microbial cells that are irreversibly suppressed and mildly washed away. The aggR gene is located on the main plasmid (pAA), which codes for many actuator factors. The pathogen strains of EAEC have an aggR gene, the gene has been identified in six classes of pathogenic E. coli.
    Materials & Methods
    In the present study, 60 stool samples from children with an average age of 4 to 7 years were collected and after biochemical examinations such as catalase, oxidase, and TSI environment were identified. Ethics code: IR.IAUS.REC.1397.016
    Finding
    The aggA gene was in 7 samples 11.6%, agg4A 9 samples 15%, aggR 5 positive 8%. It was also found that 28% of isolated isolates had at least one of the factors of aggressiveness, aggR, aggA, and agg4A.
    Discussion & Conclusions
    The typical EAEC strains have a high prevalence of aggR genes in isolates isolated in this region and are heterozygous according to the pattern of virulence factors. By limiting the infections of this bacterium, it is a vaccine against a strain of the pathogen.
    Keywords: Escherichia coli, Multiplex- PCR, AggR, AggA, Biofilm
  • Fatemeh Roudbai*, Zeinab Khalili, Mojtaba Mohseni Pages 83-92
    Introduction
      Breast cancer is one of the leading causes of cancer death in women. Variations in the BRCA1, BRCA2, CDH1, STK11 and TP53 genes increase the risk of developing breast cancer. In addition to specific genetic changes, environmental factors may influence an individual’s risk of developing breast cancer. Lead is one of the most dangerous chemicals in the air as well as many products, such as cosmetics. Therefore, this study aimed to evaluate BRCA1 gene mutations in 9 rats receiving different doses of lead in the lipstick, compared to the control group.
    Materials & Methods
      In this case-control study, 12 female Wistar rats with mean weight of 250 g were randomly divided into 4 groups of control (1) and the rats receiving low (2), average (3) and high doses (4) of lead in lipstick according to the measurements by the American  Food and Drug Administration. Groups 2, 3, and 4 received lead acetate in their drinking water for 2 months on a daily basis. Afterward, DNA from blood samples was extracted and the BRCA1 gene was amplified using polymerase chain reaction (PCR) method. All PCR products were sequenced to investigate the genomic changes. Ethics code: IR.UMZ.REC.1397.48
    Findings
    The results of the sequencing showed no nucleotide changes in the BRCA1 sequences in the experimental and control groups.

    Discussion & Conclusions
    According to the results, none of the doses of lead in lipstick change the BRCA1 gene. There may have been changes in other parts of the gene that have not been investigated in this study. Moreover, it is also possible that the same amounts of lead in the long run cause changes in the gene sequence.
    Keywords: BRCA1gene, Breast Cancer, Lead acetate, Lipstick, Rat
  • Hemmat Maghsoodi, Amir Hossein Ladan* Pages 93-101
    Introduction
    One of the important mechanisms of injury in patients with severe burn trauma is an inflammatory response. The results of several studies showed that methods trying to reduce the levels of pivotal proinflammatory factors in such patients may enhance survival and decrease the occurrence of early and late complications. Pentoxifylline is a well-known medication in terms of acting against proinflammatory factors. It is still unknown whether the administration of this drug in patients with burn injuries may have beneficial outcomes or not. Therefore, this study aimed to evaluate this hypothesis in patients with burn injuries over 40%.
    Methods and Materials
     In this randomized controlled clinical trial, a total of 80 patients with burn injuries over 40% of body surface area were randomly assigned into groups of experimental (receiving oral pentoxifylline 400 mg/three times a day) and placebo. Serum levels of interleukin-6 (IL-6) and tumor necrosis factor-alpha (TNF-α) were compared between the two groups on days 3, 5 and 7. Other variables included the duration of hospital stay, intensive care unit (ICU) stay, mechanical ventilation, and patient’s outcome during hospitalization. Ethics code: 94/3-12/15, Clinical trial: IRCT2017050133737N1
    Findings
    According to the results, the two groups were similar in terms of age, gender, and the extent of burn injuries. There were no significant differences between the two groups regarding the mean duration time of hospital stay, ICU stay, or outcome during hospitalization. However, the mean duration of mechanical ventilation was significantly shorter in the experimental group (1.42 days vs. 2.85 days, P=0.03). Although a significant decrease was observed in serum levels of IL-6 and TNFα in two groups during the hospital stay, the drop in IL-6 level was significantly more prominent in the experimental group, compared to control group(P=0.01).
    Discussion & Conclusions
    Pentoxifylline may decrease the duration of mechanical ventilation and hasten the drop of IL-6 serum level in patients with burn injuries over 40%.
    Keywords: Burn, Inflammation, Interleukin-6 (IL-6), Pentoxifylline, Tumor necrosis factor-alpha(TNF-α)
  • Mohammad Shokrzadeh, Abbas Mohammadpour, Mona Modanloo, Narges Kargar Darabi, Faezeh Khajavi* Pages 102-110
    Introduction
    Medicinal plants, such as flaxseeds play an important role in the health of individuals and communities. Regarding the phytochemical properties of flaxseed, this study aimed to investigate the hydroalcoholic effects of this plant on the genetic toxicity of cyclophosphamide in peripheral blood lymphocytes.
    Materials & Methods
    The flaxseed extract was initially prepared by maceration using ethanol solvent in two rounds. After one hour of incubation with different concentrations, the blood samples were incubated with 750µ M in a bain-marie at 37° C for 24 h. To evaluate the production of micronucleus in dual nuclear lymphocytes suppressed in cytokines, the slides were prepared and evaluated using light microscopy. The data were analyzed in SPSS software and the mean values were compared using Tukey's test and.
    Ethics code: 30.96.3.1002
    Findings
    The incubation of blood samples with cyclophosphamide leads to induced additional genotoxicity in lymphocytes. Moreover, flaxseed extract pretreatment significantly reduced the micronucleus frequency (P<0.0001). In addition, the results showed the effective role of flaxseed extract as a protective agent in reducing the genotoxicity of the pesticide cyclophosphamide.
    Discussion & Conclusions
    According to the obtained results, flaxseed is a potent antigenotoxic agent against cyclophosphamide-induced DNA damage. Since the flaxseed extract does not have cytotoxic effects, it can be used as a protective agent against the toxic effects of cyclophosphamide.
    Keywords: Cyclophosphamide, Flaxseed, Genotoxicity, Human lymphocyte
  • Parviz Bagrezaei, Habibullah Zanjani*, Seifullah Seifullahi Pages 111-122
    Introduction
    Violence against women is more observed in families with some unique structures and conditions. This study aimed at exploring the impact of social capital and its components on violence against women with reference to the nature of family relationships.
    Materials & Methods
    This descriptive-correlative study was conducted on all married females with the age range of 15-50 years in Ilam. According to the information from the statistical center of Iran, there were 40846 females. Out of these women, 400 cases were selected based on Cochran's Formula, Strauss method, and multi-stage clustering technique. The data were collected using a questionnaire of violence against women developed by Strauss et al. (1996) and a researcher-made questionnaire of social capital and its components. The data were analyzed in SPSS software (Version 22) through the Pearson correlation coefficient and multivariable regression. Ethics code: IR.IAU.SRB.REC.1395.127
    Findings
    According to the results, women experienced mental, emotional, and economic violence more than other forms of violence against women. The findings also indicated that violence against women correlated significantly with women's age, the couple education, family income, the number of children, the spouses' socio-economic status, and the women's power in the family structure (P=0.001). The results of regression analysis revealed that 62% of the changes in violence against women can be explained by social capital and its components, including interpersonal trust, social support, social participation, family cooperation, social relations and interactions, social leniency, social consolidation, social solidarity ,life satisfaction, and legal awareness, P=0.001).
    Discussion & Conclusions
    Women enjoyment of social capital and its components, including social supports, social participation, social ties and relations, social trust, social awareness, and life satisfaction leads to the improvement of married life and decrease in the phenomenon of domestic violence.
    Keywords: Cooperation, Social capital, Social support, Violence against women, Women living in Ilam
  • Ayatollah Nasrollahi Omran* Pages 123-134
    Introduction
    Acne is a pathological disorder and a chronic inflammation in the sebaceous follicles, and one of the most popular dermatology damages that has affected millions of people worldwide. The aim of this study was to identify Candida species in patients with acne as well as determine the drug susceptibility of these species.
     
    Materials &
    Methods
    In this cross-sectional study, 70 clinical specimens were taken from the skin of patients suspected of acne by the sterile swab. Subsequently, the specimens were cultured on Sabouraud Dextrose Agar containing chloramphenicol. The plates were incubated for 48 h at 37˚C. The suspected colonies were investigated through microscopic examination and subsequent passages were evaluated according to standard operating procedures and specification of the type of colony color on CHROMagar for the isolation of the yeast. The sequencing method was utilized (ITS2, ITS4) to approve C.species. In addition, the susceptibility testing was performed to assess drug-resistant isolates C. species based on the clinical and laboratory standards institute method.
    Findings
    In total, 11 C. species were identified and isolated that include 8 C.parapsilosis (72.73%), 1 C.krusei (12.5%), 1 C.lusitaniae (12.5%), 1 C.kefir (12.5%), and a Trichosporon asahi. According to the investigation of C. parapsilosis isolates susceptibility to various concentrations of the anti-fungal agents to isolates Cp1and Cp8,  the isolated Cp5 with MIC 50 was equal to 32,0.5,0.25 and with MIC 90 of <64, <1, <0.5 μg/ml were resistant to fluconazole, itraconazole, and ketoconazole, respectively. Apart from the isolation of Cp1 and Cp8, which had relative resistance, almost all other species of C. parapsilosis isolates were susceptible to these drugs.
     
    Discussion &
    Conclusions
    Several studies showed that bacterial agents are involved in causing acne in most cases. According to the results of this study, it can be suggested that the yeast C. species can be introduced as an agent in the etiology of this disease. C. species isolates can also be resistant to antifungal drugs and this could be one of the causes of the treatment failures.
    Keywords: Acne, Candida species, Drug susceptibility, Skin
  • Hossein Maghsoodi*, Samaneh Hagalahyari, Abdolmajid Narouie Pages 135-147
    Introduction
    Nowadays, osteoarthritis is not considered as a degenerative disease. Regarding the side effects, such as peptic ulcers, liver toxicity, and renal complications due to the use of corticosteroids and non-steroid drugs, it is recommended to utilize medicinal plants as an alternative treatment. Alhagi Maurorum. L is commonly used in traditional medicine as a treatment for rheumatic diseases. Therefore, this study aimed to evaluate the reduction of TNF-α, IL-1β, and COX-2 gene expressions and decreased production rate of PGE2 and NO in chondrocytes of monocyte/macrophages by the aqueous extract of Alhagi maurorum.L.
    Materials & Methods
    The aqueous extract of Alhagi maurorum. L was prepared from genetic reserves. For the preparation of the cells, the joint and the subcutaneous fluid of the anatomical metacarpal of the 8-month-old fully healthy Holstein calf were sent in a sterile bag to the laboratory immediately after the slaughter. The THP-1 cells were prepared in a flask containing 6x106 and 60 ml of enriched culture media from Pasteur Institute. Each cell type was cultured in appropriate conditions and the viability was evaluated by trypan blue. After proliferation, they were treated with lipopolysaccharide to increase the level of cytokines. After re-culture of the cells at 37 ° C in a CO2-incubator with a moisture content of 90%, they were stored for the next steps. After the RNA priming and cDNA preparation, RT-PCR and PCR were performed and then the real-time- polymerase chain reaction method was used to determine the expression of the desired genes.
    Findings
    According to the results, the COX-2, IL-1β, and TNF-α gene expressions reduced by 36.59%, 50%, and 51.86%, respectively, using the aqueous extract of Alhagi maurorum. L. In addition, there was a reduction in the production rate of No and PGE-2 by 48% and 52%, respectively.

    Discussion & Conclusions
    The aqueous extracts of Alhagi maurorum. L reduced CoX-2 and iNOS gene expression in LPS-stimulated synoviocyte cells. In addition, there was a decrease in the production of NO and PGE2 in THP-1 cells.
    Keywords: Aqueous extract of Alhagi maurorum. L, Chondrocyte, Cytocines, Osteoarthritis, Macrophage, Monocyte
  • Homeira Hatami*, Golamreza Dehghan, Fereshteh Alavi Pages 148-158
    Introduction
    Parkinson's disease (PD) is among the most common neurodegenerative disorders. Given the powerful antioxidant effects of the saffron extract on the removal of free radicals, this study aimed to investigate the protective effects of the saffron extract on reducing oxidative stress in a rat model of Parkinson's disease pretreated with saffron.
    Materials & Methods
    In this experimental study, 35 male rats weighing approximately 250±50 g were assigned randomly into five groups, namely control, sham (ascorbate-saline), Parkinsonian rats induced by 6-hydroxydopamine, Parkinsonian rats pretreated with saffron extract (5 μg/rat for 5 days), and Parkinsonian rats pretreated with saffron extract (10 μg/rat for 5 days). The rat models were subjected to intracerebroventricular injection of 6-hydroxydopamine (2.5μg/μl). Moreover, Total Antioxidant Activity (TAC), Malondialdehyde (MDA) level, the enzyme activity of superoxide dismutase (SOD), and Glutathione Peroxidase (GPX) were measured in the midbrain using a special kit.
    Ethics code: 52.13267
    Findings
    According to the results, there were differences between the control group, the groups pretreated with saffron and Parkinsonian rats regarding the level of TAC (P<0.01). In addition, saffron extract significantly reduced the level of MDA production (P<0.01). Moreover, there was an increase in the activity levels of SOD and GPX in the midbrain (P<0.05).
    Discussion & Conclusions
    It seems that a part of the protective effect of the saffron extract against 6-hydroxydopamine can be attributed to the property that increases the capacity of antioxidant enzymes and decreases the production of free radicals.
    Keywords: Oxidative stress, Parkinson's disease, Saffron extract
  • Keyvan Sharifmoradi*, Mohammad Thghi Karimi Pages 159-168
    Introduction
    High heel shoes affect the knee joint and can cause arthritis in the tibiofemoral (TFJ) and patellofemoral joints (PFJ). There is a dearth of research investigating the contact forces of TFJ and PFJ. Therefore, the purpose of this study was to assess the effect of high heel shoes on muscle forces as well as TFJ, and PFJ contact forces during walking.
     
    Materials &
    Methods
    A total of nine young females with mean age, height, and body mass of 21.34±3.83 years, 1.49±0.14 m, and 60.54±1.76 kg, respectively, were randomly included in this study. The walking variables in each case were measured while walking with 6-cm-heels, 3-cm-heels, and without shoes. All measurements were conducted on the right legs. The Qualisys motion analyzer and Kistler Force Plate were utilized to record data. The data were collected using OpenSim software to obtain muscular and joint contact forces. In addition, the data were analyzed in SPSS software. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
     
    Findings
    The internal and external TFJ contact force during walking with 6-cm-heels was 3.66±4.07 N/BW, which was significantly higher than that during walking without shoes (P=0.05). The anterior-posterior PFJ contact force was obtained at 1.71±0.27N/BW, which was significantly greater than that during walking without shoes by 0.61 N/BW (P=0.001). Moreover, the vertical force of PFJ contact forces during walking with 6-cm-heels (6 cm) was significantly greater than that during walking without shoes (P=0.025). However, there were no significant differences between walking with 6- and 3-cm-heels regarding anterior-posterior, internal-external, and vertical TFJ and PFJ forces (P>0.05).
     
    Discussion &
    Conclusions
    Walking with high heel shoes increased joint contact force in the medial compartment of TFJ and PFJ during the stance phase of the gait cycle. This increase in forces as cumulative forces can put the joint at the high risk of degeneration and arthritis. The TFJ and PFJ pain are warning signs of walking with high heel shoes. Given the harmful effect of high heels on TFJ and PFJ, it is recommended to use low heel shoes or flat ones.
    Keywords: Gait, High heel shoes, Joint contact force, Muscle force, Patellofemoral joint
  • Lotfollah Khajehpour, Azam Karimi*, Mahnaz Kesmati, Mozhgan Torabi Pages 169-178
    Introduction
    Recent findings revealed the biological effects of iron oxide nanoparticles on the central nervous system. Moreover, the brain cholinergic system plays a role in the modulation of anxiety behaviors. Therefore, this study aimed to evaluate the role of dorsal hippocampal muscarinic cholinergic receptors of the CA1 area on anxiety induced by iron oxide nanoparticles in adult male rats.
    Materials & Methods
    This experimental study was conducted on adult male Wistar rats with a weight range of 200-250 g. All animals were cannulated in the CA1 area using stereotactic surgery. One week after the recovery the intracerebroventricular injection followed by intraperitoneal (IP) injection after 5 min were administered. Anxiety-like behavior and locomotor activity were performed by elevated plus maze apparatus one week after the injections. The groups were divided into control (saline), iron oxide nanoparticle (5, 7.5 mg/kg,IP), pilocarpine (1,2 µg/rat, intra-hippocampal injection), pilocarpine (1µg/rat, intra-hippocampal injection)+iron oxide nanoparticle (7.5mg/kg, IP) ,and pilocarpine (2µg/rat, intra-hippocampal injection)+iron oxide nanoparticle (7.5mg/kg, IP). Ethics code: EE/96.24.3.88369/SCU.AC.IR
    Findings
    Iron oxide nanoparticles (7.5 mg/kg) increased the anxiety level, compared to the control group (P<0.05). However, pilocarpine injection (1μg/rat) before iron oxide nanoparticles (7.5 mg/kg) improved the anxiety induced by iron oxide nanoparticle (P<0.05).
    Discussion & Conclusions
    It seems that probably the anxiogenic effect of iron oxide nanoparticles is mediated through the reduction of dorsal hippocampal muscarinic cholinergic receptor functions in CA1area.
    Keywords: Anxiety, Hippocampus, Iron oxide nanoparticle, Muscarinic receptors, Rat
  • Elnaz Panahi, Ali Reza Mousavi, Masoud Sami, Maryam Mirlohi* Pages 179-186
    Introduction
    This study aimed to compare the storage stability of tomato paste packaging of cans and a container with the brand name of "Robby" during 6 weeks.
    Materials & Methods
    Four cans of tomato paste were prepared from brand A. Sample 1 was covered with the plastic lid after opening. Sample 2 was transferred into a container with the brand name of "Robby". Tomato paste of cans 3 and 4 were contaminated with Aspergillus flavus spore ssuspension (t 2×106spore/ml) and homogenized in a sterile container. Subsequently, an equal amount of contaminated tomato paste was transferred into the original can (sample 3) and the "Robby" container (sample 4). Samples were stored in a refrigerator at 4°C for 6 weeks. Samples 1 and sample 2 were evaluated regarding acidity, Brix, pH, vitamin C, as well as total bacteria, mold, and yeast count. However, samples 3 and 4 only were analyzed in terms of total bacteria, mold, and yeast count with two replications. All the experiments were individually repeated on another tomato paste with a different brand name. Ethics code: 395833
    Findings
      After the second week, there was a 62% decrease and a 4% increase in vitamin C and Brix levels in the tomato paste in the can. However, the reduction in vitamin C level (5%) and the Brix changes were not significant in the "Robby" container. The gradual increase of acidity was observed in both treatments. Nevertheless, there was an increase in the acidity of the tomato paste kept in the can (28%) and "Robby" container (22%) at the end of the sixth week (P<0.05). The "Robby" container had no significant effect on pH and microbial groups (P> 0.05).
    Discussion & Conclusions
    The "Robby" container definitely provides better conditions for preserving the chemical properties of tomato paste than common means of tomato paste storage.
    Keywords: Chemical change, Microbial changes, Tomato paste, Tomato products
  • Nayereh Akbari, Fatemeh Ashrafi*, Mitra Salehi Pages 187-197
    Introduction
    Antibiotic-carrying nanoparticles have cytotoxic effects on drug-resistant bacteria. The aim of the present study was to evaluate the effect of chitosan nanoparticles carrying amoxicillin and clavulanic acid on the viability of staphylococcus aureus strains. 

    Materials & Methods
    In this study, chitosan nanoparticles were prepared by ionic gelation method and were loaded by amoxicillin and clavulanic acid leading to the production of nanoparticles with dimension less than 100 nm. To evaluate the effect of different nanoparticle concentration on the bacteria, chitosan and amoxicillin concentrations of 0.25-8 and 1-128 µg/ml were prepared, respectively, using the microdilution method. Subsequently, 100 nm of different chitosan nanoparticle concentration with antibiotic was transferred to each well and 1 μl of bacterial suspension was added to the wells.  Turbidity in the wells was observed without armed eye and the light absorbance was read in the wavelength range of 630 nm by enzyme-linked immunosorbent assay.
    Findings
    The results showed that minimum inhibitory concentrations of chitosan nanoparticles carrying amoxicillin and clavulanic were 0.9 and 3.6 µg/ml in susceptible and resistant specimens, respectively.  Moreover, their minimum destructive concentrations were obtained at 1.8 and 7.2 µg/ml, respectively.
    Discussion & Conclusions
    According to the results, the obtained combination showed more antibacterial effectiveness, compared to chitosan and amoxicillin alone. This reveals the synergistic effect of amoxicillin with clavulanic acid and chitosan.
    Keywords: Amoxicillin, Chitosan nanoparticles, Clavulanic acid, Methicillin resistant Staphylococcus aureus
  • Maryam Abbsidarehbidi*, Effat Bambaeichi Pages 198-209
    Introduction
    Postmenopausal estrogen deficiency, disturbance of the antioxidant defense system, and free radical production lead to oxidative stress. This results in metabolic disturbances affecting the liver. Therefore, it is important to properly evaluate the benefits of antioxidant administration and exercise on oxidative stress in the liver. The main purpose of this study was to compare the effects of aerobic training with vitamin C and estradiol on oxidative stress in the liver among ovariectomized and normal rats.
    Materials & Methods
    In total, sixty-four female rats were divided into two groups of normal (n=32) and ovariectomized (n=32). Each group was subdivided randomly into four subgroups consisting of sham, training, training+vitamin C, and training+estradiol. The experimental protocol was five 60-min running sessions for six weeks on a treadmill with average intensity and 55% Vo2max. Moreover, the rats were subjected to the injection of 250 mg and 0.25 mg/kg vitamin C and estradiol, respectively.  Liver oxidative damage was determined by the serum levels of alanine aminotransferase (ALT) and aspartate aminotransferase (AST).
    Findings
    According to the results, ovariectomy resulted in vaginal atrophy. Moreover, it led to a significant increase in AST and ALT levels. In addition, the administration of estradiol decreased the serum level of these enzymes (P<0.05). However, aerobic training and vitamin C had no effect on the prevention of the increased levels of these enzymes in ovariectomized rats (P<0.05).
    Discussion & Conclusions
    In conclusion, the obtained results revealed that average intensity training had no effect on the prevention of increased levels of oxidative stress in ovariectomized rats. However, exercise training in combination with estradiol and vitamin C improved oxidative stress conditions in ovariectomized rats.
    Keywords: Aerobic training, Estradiol, Menopause, Ovariectomy, Oxidative stress, Vitamin C