فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 44، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فائزه جعفری، نسرین حسن زاده* صفحات 173-184
    زمینه و هدف
    تحقیقات نشان داده اند که ارزیابی سمیت و خطر بوم شناسی انواع آلاینده ها از جمله فلزات سنگین با استفاده از شاخص های اختصاصی، در ارزیابی بوم شناسی بوم سازگان های آبی ضروری است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر بوم شناسی حضور فلزات سنگین (Pb, Zn, Cu, Cdو As) در آب تالاب انزلی با استفاده از شاخص اختصاصی آلودگی فلزات سنگین (HPI) انجام گرفت.
    روش بررسی
    43 نمونه آب از قسمت های شرقی، غربی و مرکزی تالاب انزلی برداشت شد و پس از انتقال به آزمایشگاه، مراحل آماده سازی با روش ASTM method صورت گرفت و غلظت عناصر نیز با دستگاه طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-AES) تعیین شد. با توجه به غلظت فلزات سنگین در نمونه های آب، شاخص (HPI) محاسبه شد. نتایج شاخص HPI در سه طبقه کم خطر (< 15)، متوسط (15-30)، و پر خطر (> 30) طبقه بندی شد.
    یافته ها
    ارزش عددی شاخص HPI، در محدوده 59/3-3/23 با میانگین 27/97 تعیین شد که این میانگین نشان دهنده سطح آلودگی متوسط فلزات سنگین در تالاب انزلی است. شاخص HPI در قسمت شرقی تالاب انزلی و منطقه پیربازار، آلودگی شدید و خطر بوم شناسی فلزات سنگین و در منطقه آب کنار وضعیت مطلوب بوم شناسی را نشان داد.
    نتیجه گیری
     اگر چه مقدار میانگین HPI در کل تالاب انزلی در حد متوسط است اما در برخی ایستگاه ها، خصوصا در شرق تالاب، مقدار HPI وقوع خطرات بوم شناسی در تالاب، در صورت عدم کنترل ورود آلاینده ها را در آینده نشان می دهد. بنابراین نظارت بر منابع ورود این آلاینده ها و کنترل خطرات بوم شناسی آنها ضروری است.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، ارزیابی خطر بوم شناسی، شاخص آلودگی فلزات سنگین، تالاب انزلی
  • احمد جنیدی، فاطمه قربانژاد، ایوب رستگار* صفحات 185-192
    زمینه و هدف
    بشر همواره تحت تابش پرتوهای یونیزان قرار دارد که اثرات زیانباری می تواند داشته باشد. هدف این مطالعه ارزیابی میزان دوز گامای محیطی، تعیین دوز معادل موثر سالیانه، برآورد میزان خطر ابتلا اضافی به سرطان در شهر درگز است.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر یک مطالعه مقطعی است که در تابستان و زمستان سال 1395 انجام شد. در این مطالعه به منظور تعیین میزان دوز پرتو گامای محیطی در فضای باز با استفاده از نقشه شهر، 5 ایستگاه (4 تا در امتداد چهار جهت جغرافیایی اصلی و یک ایستگاه در مرکز شهر) انتخاب گردید، و از یک دوزیمتر (از نوع آشکارساز گایگر مولر مدل STEP OD با حساسیتmSv/h)  2000 - 0) استفاده شد، که برای پایش پرتوهای گاما، بتا و ایکس طراحی شده است.
    یافته ها
     نتایج به دست آمده نشان داد که بیشترین (nSv/h 12±147) و کمترین (nSv/h 11±113) مقدار آهنگ دوز پرتوهای گامای طبیعی به ترتیب مربوط به مرکز و غرب شهر بودند. دوز موثر سالیانه برای ساکنین شهر درگز در فضای باز mSv/yr  0/15 به دست آمد، میانگین مقدار خطر ابتلا اضافی به سرطان 3-10× 0/6 برآورد گردید. 
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین آهنگ دوز گاما در مرکز و اطراف شهر وجود دارد) 0/05≤p.
    کلیدواژگان: سرطان، درگز، آهنگ دوز، پرتوهای طبیعی
  • زهرا فرح بخش، آرش اکبرزاده*، پریسا امیری، ابوالفضل ناجی صفحات 193-202
    زمینه و هدف
    فلزات سنگین از راه های مختلفی وارد منابع آبی می شوند و باعث ایجاد خطراتی از جمله مسمومیت، سرطان زایی و در کل ایجاد اختلال در بدن موجودات زنده می شوند. از آنجاکه ماهی کفال غذای پرمصرف مردم استان گیلان است بنابراین غلظت فلزات سنگین مس، روی و نیکل در بافت عضله ماهی کفال مورد مطالعه قرار گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه تعداد 11 عدد ماهی کفال از بندرانزلی تهیه شد. پس از آماده سازی و هضم شیمیایی بافت ماهی، میزان فلزات سنگین موردمطالعه به وسیله دستگاه جذب اتمی تعیین شد.
    یافته ها
    میانگین غلظت فلزات مس، روی، نیکل در بافت عضله ماهی کفال به ترتیب به ترتیب 0/93±10/07، 3/99±28/39،0/55±4/01 میکروگرم بر گرم وزن خشک بود. غلظت فلزات به جز فلز  نیکل در نمونه های ماهی آنالیز شده در مقایسه با استانداردهای بین المللی FAO، WHO، FDA، NHMRC و UKMAFF پایین تر بود. میزان جذب روزانه فلزات مورد مطالعه (EDI)، برای مصرف کنندگان کودک و بزرگسال، پایین تر از دوز مرجع تعیین شده توسط سازمان EPA و مصرف قابل تحمل (TI) ارائه شده توسط سازمان FAO/WHO به دست آمد. در ارزیابی خطر سلامتی، میزان پتانسیل خطر (THQ)، برای بزرگسالان و کودکان در مصرف 7 روز، 3 روز و 1 روز در هفته براساس مصرف عضله ماهی کفال کمتر از 1 به دست آمد. در ارزیابی خطر سلامتی، میزان شاخص خطر (HI)، برای بزرگسالان و کودکان در مصرف هفت روز در هفته، بر اساس مصرف عضله ماهی کفال میزان شاخص خطر در کودکان بیشتر از 1 بود.
    نتیجه گیری
     بر اساس نتایج به دست آمده بنظر می رسد، مصرف ماهی کفال اثر مضری بر روی سلامت مصرف کننده در گروه سنی کودکان دارد.
    کلیدواژگان: بندرانزلی، شاخص خطر، فلزات سنگین، کفال طلایی، سلامت مصرف کننده
  • علی احمدی ارکمی*، آمنه کامکار، زینب آقاجانی صفحات 203-216
    زمینه و هدف
    از آنجایی که منابع متحرک به عنوان مهمترین منبع آلودگی هوا در کلانشهر رشت به حساب می آید و با توجه به اهمیت آلودگی هوا در شرایط آب و هوایی مرطوب شهر رشت، این پژوهش در یک محدوده خاص انجام گرفت تا با استفاده از نتایج آن، الگوی حاکم بر تغییرات ماهانه انتشار آلاینده ها در مقیاس خرد تعیین شود.
    روش بررسی
    در این پژوهش با پایش مستمر ترافیک در طول سال (چهار روز در هر ماه و شش ساعت در هر روز) و بهره گیری از نرم افزار MOVES میزان انتشار آلاینده ها در مقیاس خرد تخمین زده شد.
    یافته ها
    بیشترین نرخ انتشار متوسط سالانه CO و NOX در محدوده مورد بررسی به ترتیب برابر با 15/76 (مقطع بین فلکه گاز و رازی) و g/(m.h) 2 (مقطع بین میدان امام حسین و نیروی دریایی) تخمین زده شده است. همچنین نتایج نشان داد که متوسط انتشار ماهانه NOX در تمام طول سال در هر یک از مقاطع مورد بررسی، ثابت است و مقدار متوسط انتشار ماهانه CO در نیمه اول سال و نیمه دوم سال ثابت است و مقدار آن در نیمه اول بیشتر از مقدار آن در نیمه دوم است.
    نتیجه گیری
    توزیع ساعتی انتشار CO در ماه های مختلف متاثر از مناسبت ها و به طور کلی الگوی زندگی افراد است اما توزیع ساعتی برای آلاینده NOX روال تقریبا ثابتی در طول سال دارد. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده، می توان با یکبار سنجش (برای CO) و دو بار سنجش (برای NOX) ترافیک به جای سنجش ماهانه، میزان انتشار آلاینده ها در نقاط دیگر شهر را با دقت قابل قبولی تخمین زد، زیرا تخمین انتشار برای کل شهر با روش مورد استفاده در این پژوهش معقول و به صرفه نیست.
    کلیدواژگان: مونوکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن، آلودگی هوا، شبیه سازی انتشار آلاینده ها، حمل و نقل و ترافیک
  • شیدا مردانی، خلیل علی محمدزاده*، علی ماهر، سید مجتبی حسینی، کامیار یغماییان صفحات 217-234
    زمینه و هدف
    پسماندهای بیمارستانی یکی از معضلات زیست محیطی است. بی توجهی به مدیریت این پسماندها باعث شیوع انواع بیماری ها می شود. هدف این پژوهش، رتبه بندی بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با رویکرد بررسی معیارهای کاهش پسماندهای بیمارستانی است.
    روش بررسی
    ابتدا مرور مطالعات گذشته در سطح ملی و بین المللی انجام پذیرفت. براساس مطالعات انجام شده، 12 معیار و 30 زیرمعیار مرتبط با کاهش تولید پسماند بیمارستانی انتخاب گردید. پس از طراحی پرسشنامه براساس معیارهای مذکور، اطلاعات لازم از شش بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جمع آوری شد. از برنامه نویسی روش های TOPSIS و VIKOR در محیط MATLAB به عنوان روش های رتبه بندی بیمارستان ها بر اساس معیارهای کاهش پسماند استفاده گردید. 
    یافته ها
    نتایج ترکیبی دو روش TOPSIS و VIKOR با استفاده از میانگین وزنی، نشان می دهد بیمارستان (ج) در رتبه اول، بیمارستان (ب) در رتبه دوم و بیمارستان (الف) در رتبه سوم در زمینه مدیریت پسماند قرار دارند. همچنین معیارهای نیروی انسانی، حمایت مدیران، الگوی صحیح مدیریت ملزومات، الگوی صحیح ارائه خدمات، کیفیت لوازم و تجهیزات و تفکیک در مبدا تولید از جمله معیارهای موثر بر کاهش میزان پسماندهای تولیدی و بهبود نظام مدیریت پسماند هستند.
    نتیجه گیری
    روش ترکیبی TOPSIS و VIKOR برای بررسی رتبه بندی بیمارستان ها از لحاظ مدیریت پسماند، می تواند به عنوان ابزاری سودمند مورد استفاده قرار گرفته و زمینه بهبود اقدامات و ارتقای برنامه ها و فعالیت ها را فراهم آورد.
    کلیدواژگان: پسماند بیمارستانی، روش تصمیم گیری چند معیاره، روش تاپسیس، روش ویکور
  • پیمانه عطابخش، محمد کارگر*، عباس دوستی صفحات 235-246
    زمینه و هدف
    آدنوویروس های انسانی، یکی از اصلی ترین پاتوژن های منتقل شونده از آب های آلوده هستند که به دلیل پایداری در برابر فرایندهای تصفیه، به عنوان یکی از مهمترین شاخص های نوین کیفی آب ها معرفی شده اند. هدف از پژوهش، ارزیابی کفایت حذف آدنوویروس های انسانی در واحدهای مختلف تصفیه خانه آب اصفهان بود.
    روش بررسی
    نمونه گیری از 5 بخش شامل: آب خام، ته نشینی، گندزدایی، فیلتراسیون و آب خروجی تصفیه خانه به مدت یک سال انجام شد. برای تغلیظ آب از فیلتر Cartridge Electropositive Virosorb 1MDS استفاده گردید. به منظور تشخیص آنتی ژن آدنوویروس ها از آزمون الایزا و برای شناسایی کمی و ژنوتایپینگ به ترتیب ازReal-time PCR  و PCR استفاده شد. همچنین میانگین غلظت شاخص های باکتریایی و پارامترهای فیزیکوشیمیایی مورد سنجش قرار گرفت.
    یافته ها
     از 60 نمونه آب بررسی شده، آدنوویروس ها به ترتیب در 12 نمونه (20 درصد) با روش الایزا و 16 نمونه (26/67 درصد) با روش مولکولی تشخیص داده شدند که بیشترین تعداد آدنوویروس های شناسایی شده به ترتیب 7 نمونه (12 درصد) در ورودی تصفیه خانه، 6 نمونه (10 درصد) بعد از ته نشینی و 3 نمونه (5 درصد) پس از ازن زنی تشخیص داده شد. بیشترین میزان جداسازی آدنوویروس در فصل پاییز (50 درصد) و کمترین تعداد در فصل بهار (12/5 درصد) بود. همچنین میانگین شاخص کلی فرم ها در ورودی تصفیه خانه  بین CFU/mL  103-102تشخیص داده شد.
    نتیجه گیری
     نتایج نشان داد که راندمان حذف آدنوویروس در واحدهای فیلتراسیون و گندزدایی تصفیه خانه بیشتر است و واحد فیلتراسیون تصفیه خانه به عنوان یک واحد موثر در حذف ویروس ها به شمار می رود.
    کلیدواژگان: آدنوویروس های انسانی، الایزا، ژنوتایپینگ
  • رامین سلماسی*، آزیتا بهبهانی نیا، علیرضا استاد رحیمی صفحات 247-256
    زمینه و هدف
    تثبیت فلزات سنگین در محل با به کارگیری مواد معدنی، روشی است که برای کاهش پویایی این فلزات بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس در پژوهش حاضر، کارایی پنج نوع مواد معدنی برای تثبیت فلزات سنگین خاک های کشاورزی اطراف شهرستان تبریز که با پساب های آلوده آبیاری می شوند بررسی شده است.
    روش بررسی
    به g 0/5 از پنج ماده کلسیت، ایلیت، هماتیت، زئولیت و بنتونیت و 10 نمونه خاک برداشت شده از خاک های واقع در شمال غرب شهرستان تبریز، محلول های حاوی عناصر کادمیوم، سرب، نیکل، مس و روی اضافه شد. بعد از قرار دادن محلول ها در دستگاه شیکر، غلظت این پنج عنصر در محلول های صاف شده با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. مقایسه میانگین ها با بهره گیری از آزمون دانکن انجام گرفت.
    یافته ها
    بیشترین میزان جذب عناصر کادمیوم (91 درصد)، نیکل (78 درصد) و روی (94/7 درصد) مربوط به کلسیت، بیشترین میزان جذب عناصر سرب (94/3 درصد) و مس (90/5 درصد) مربوط به هماتیت و برای هر پنج عنصر کمترین میزان جذب مربوط به ایلیت بوده است. کلسیت، زئولیت، بنتونیت و هماتیت نسبت به خاک های مورد آزمایش ظرفیت جذب بالاتر و معنی داری برای عناصر کادمیوم، نیکل و روی داشتند.
    نتیجه گیری
    از بین مواد معدنی مورد بررسی، کلسیت و هماتیت دو ماده معدنی بودند که در صورت اضافه شدن به 10 نمونه خاک مورد آزمایش ، توانستند باعث افزایش معنی دار ظرفیت جذب عناصر کادمیوم، مس، روی، نیکل و سرب شوند و بدین وسیله کاهش جذب و انباشت عناصر یاد شده در گیاهان زیرکشت مناطق کشاورزی اطراف شهرستان تبریز را موجب شوند.
    کلیدواژگان: تثبیت، انباشت، پویایی، جذب، کارایی
  • شیما گودرزی، مرضیه عصمتی، محمد امین کرمی، آیت حسین پناهی*، قدرت الله شمس صفحات 257-272
    زمینه و هدف
    فاضلاب های داروسازی حاوی مقادیر متنوع و بالایی از مواد آلی هستند. به منظور تولید یک پساب مناسب روش های شیمیایی و الکتروشیمیایی به خصوص در مقیاس پایلوت و آزمایشگاهی برای حذف ترکیبات آلی از فاضلاب صنایع داروسازی به کار رفته است. هدف کلی از این مطالعه بررسی کارایی فرایند ترکیبی انعقاد شیمیایی و الکتروفنتون جهت تصفیه فاضلاب داروسازی بود.
    روش بررسی
    در مطالعه حاضر نمونه های فاضلاب از کارخانه داروسازی تهیه شد، جهت ارزیابی فرایند انعقاد شیمیایی اثر دوز منعقدکننده پلی آلومینیوم کلراید در مقادیر 25 الی mg/L 300 و pH 3، 7 و 10 توسط دستگاه جارتست مورد بررسی قرار گرفت، و در فرایند الکتروفنتون نیز تاثیر پارامترهای پتانسیل الکتریکی 10 الی v 30، غلظت پراکسید هیدروژن 100 تا mg/L 4000، زمان واکنش 15 الی min 120 و   pH3، 7 و 10  بررسی شد.
    یافته ها
     نتایج حاصل شده از فرایند انعقاد شیمیایی نشان داد که در شرایط بهینه (دوز منعقدکننده برابر mg/L 200 و pH برابر 7) حذف 49 درصد اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD) حاصل گردید. از طرف دیگر فرایند الکتروفنتون در شرایط بهینه (غلظت mg/L 100 پراکسید هیدروژن، ولتاژ v 20، pH برابر 3 و زمان واکنش min 30) توانست میزان 5/93 درصد COD را حذف کند.
    نتیجه گیری
     بر طبق نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که فرایندهای ترکیبی ناپیوسته انعقاد شیمیایی/ الکتروفنتون نسبت به انعقاد الکتریکی به تنهایی برای حذف ترکیبات دارویی از فاضلاب صنایع داروسازی بسیار موثرتر است.
    کلیدواژگان: فرایند انعقاد شیمیایی، الکتروفنتون، فاضلاب دارویی، مواد آلی، حذف
  • علی پرتوی نیا*، زهرا شمس الهی صفحات 273-288
    زمینه و هدف
    زیست سالم سازی آلاینده ها، روشی مطلوب برای تجزیه آنها به مواد کم خطر توسط میکروارگانیسم ها است. تا کنون در بیشتر تحقیقات از میکروارگانیسم ها به صورت سلول آزاد استفاده شده که مشکلات کاربردی مختلفی دارند. استفاده از تکنولوژی تثبیت سبب بهبود راندمان تجزیه زیستی و رفع اکثر معایب سلول های آزاد شده است. هدف این مقاله مروری، بررسی امکان کاربرد تکنولوژی تثبیت سلولی براساس حامل های پلیمری در حذف آلاینده های آروماتیک در مقیاس آزمایشگاهی (فلاسک لرزان و بیوراکتور) است. همچنین، مقایسه عملکرد سلول های آزاد و تثبیت شده در شرایط محیطی مختلف از دیگر اهداف این مطالعه است.  
    روش بررسی
    در این تحقیق به ترتیب 401، 78، 49، 1450، 0 و 0 مقاله در پایگاه های اطلاعاتی Scopus،Web of Science،PubMed ،Google Scholar ، SID و MagIran با استفاده از واژگان کلیدی "Cell immobilization, Biodegradation, Aromatic" جستجو شد. از مجموع 1978 مقاله جستجو شده، پس از حذف 1167 مقاله، تعداد 811 مقاله مورد بررسی بیشتر قرار گرفت.
    یافته ها
     مطالعات انجام شده در این زمینه، نشان دهنده موفقیت آمیز بودن حذف آلاینده ها توسط سلول های تثبیت شده با استفاده از ماتریس های مناسب در شرایط عملیاتی مختلف است و همچنین در میان سامانه های تثبیت سلولی، تله اندازی سلول ها درون حامل های پلیمری، پرکاربردترین روش زیست سالم سازی آلاینده های آروماتیک است.
    نتیجه گیری
     با توجه به عملکرد سلول های تثبیت شده در مقایسه با سلول های آزاد به ویژه در شرایط محیطی نامساعد، قابلیت استفاده مجدد سلول های تثبیت شده و کاربرد آنها در بیوراکتورها و بحث افزایش مقیاس، کاربرد این روش ها می تواند در بحث تصفیه فاضلاب در کشور مورد توجه محققان قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ترکیبات آروماتیک، زیست سالم سازی، تثبیت سلولی، تله اندازی، حامل پلیمری
  • سودا فلاح، مجتبی یگانه، علی اسرافیلی، علی آذری، احسان احمدی، هاله ترهنده، مجید کرمانی* صفحات 289-306
    زمینه و هدف
    فعالیت صنایع مختلف موجب تولید طیف وسیعی از آلاینده ها و ترکیبات سمی می شود. از جمله این ترکیبات می توان به کاتکول اشاره کرد که یک ترکیب آلی حلقوی با سمیت بالا و مقاوم در برابر تجزیه است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی کارایی کربن فعال پودری مغناطیسی شده با نانو ذرات اکسید آهن در حذف کاتکول از محلول های آبی به روش سطح پاسخ است.
    روش بررسی
    روش هم ترسیبی به منظور سنتز کربن فعال پودری مغناطیسی مورد استفاده قرار گرفت و خصوصیات آن با آنالیزهای SEM و XRD بررسی شد. سپس تاثیر پارامترهایی چون pH، زمان تماس، دوز جاذب، غلظت اولیه کاتکول، دما بر روی کارایی فرایند جذب براساس روش سطح پاسخ (باکس بانکن) مورد بررسی قرار گرفت. غلظت باقیمانده کاتکول با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا در طول موج nm  275 اندازه گیری شد.
    یافته ها
     نتایج حاصل نشان داد حداکثر کارایی فرایند جذب در غلظت mg/L 20،  pHبرابر با 3، زمان تماس min 90 و در دمای ºC 25 و دوز جاذب g/L 1/5حاصل شد. بررسی ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب کاتکول به ترتیب با مدل لانگمویر و شبه درجه دوم همبستگی دارد. مطالعه ترمودینامیک واکنش نیز بیانگر اگزوترمیک و خود بخودی فرایند است.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دادند که فرایند جذب با استفاده از کربن فعال پودری مغناطیسی شده با نانوذرات اکسید آهن در pH اسیدی راندمان بهتری دارد. در نتیجه فرایند مورد مطالعه به عنوان یک روش موثر، سریع و ارزان برای حذف کاتکول از محلول های آبی پیشنهاد می شود که با توجه به زمان اندک واکنش، از لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه است.
    کلیدواژگان: جذب سطحی، کاتکول، کربن فعال پودری مغناطیسی شده، نانوذرات اکسید آهن، روش سطح پاسخ
  • مهتاب خلجی*، سید عباس حسینی، رسول قربانی، ناصر آق، حسن رضایی صفحات 307-318
    زمینه و هدف
    وجود مواد مغذی در پساب (عمدتا نیتروژن و فسفر) سبب غنی شدن محیط و بلوم های جلبکی و در نتیجه ایجاد مشکلات متعددی در محیط های آبی می گردد. از میان روش های مختلفی که برای جداسازی مواد مغذی پساب ها به کار گرفته شده اند، ریزجلبک ها دارای کارایی مناسبی هستند. ریزجلبک کلرلا ولگاریس دارای ویژگی هایی از جمله، رشد بالا، مقاوم نسبت به دست کاری در سیستم های پرورشی، فناوری ساده و ارزان تولید و همچنین سرعت بالای جذب مواد مغذی از جمله فسفات و نیترات است.
    روش بررسی
    در تحقیق حاضر دو غلظت از ریزجلبک کلرلا ولگاریس million cell/mL) 13 و 26) را در  پساب صنایع لبنی با درصد رقیق سازی (25، 50 و 75 درصد) تزریق و میزان حذف مواد مغذی و رشد ریزجلبک در طی دوره رشد بررسی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که غلظت های مختلف جلبک و درصدهای مختلف رقیق سازی (25 ،50، 75 درصد) در حذف مواد مغذی و رشد ریزجلبک اثر بسزایی دارند. جذب مواد مغذی (نیترات، فسفات و آمونیاک) در تیمارهای گروه اول به ترتیب 57/01، 51/84و 43/15  درصد در مقایسه با تیمارهای گروه دوم با قابلیت جذب 29/15، 51/84 و 43/15 بیشتر است. در هر دو غلظت جلبک بیشترین درصد جذب فسفات و آمونیاک در رقت 25 درصد پساب و بیشترین درصد جذب نیترات در گروه اول مربوط به رقت 50 درصد و در گروه دوم مربوط به رقت 75 درصد است.
    نتیجه گیری
     زمانی که غلظت ریزجلبک کلرلا ولگاریس گروه اول million cell/mL 13 است درصد بیشتری مواد مغذی (نیترات، فسفات، آمونیاک) نسبت به گروه دوم با غلظت  million cell/mL26 حذف شد. با افزایش غلظت ریزجلبک جذب مواد مغذی کاهش می یابد. در مورد درصد جذب نیترات هر چقدر غلظت جلبک افزایش یابد در رقیق سازی بیشتر جذب صورت می گیرد.
    کلیدواژگان: ریزجلبک کلرلا ولگاریس، پساب، صنایع لبنی، مواد مغذی، تصفیه زیستی
  • کاظم ندافی، مهرنوش ابطحی، رضا سعیدی*، علیرضا مصداقی نیا، محمدصادق حسن وند صفحات 319-350
    زمینه و هدف
    مطالعات بار بیماری های محیطی از مهمترین نیازهای ضروری برای تعیین وضعیت موجود، افزایش اثربخشی سیاستگذاری ها و برنامه های بهداشتی و اولویت بندی مداخلات بهسازی محیط بشمار می روند. در این مقاله مروری وضعیت بار بیماری های محیطی در ایران براساس نتایج آخرین مطالعه جهانی بار بیماری ها  (Global Burden of Disease (GBD))، سایر مطالعات جهانی و پژوهش های ملی در کشور مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه پژوهش های انجام شده بر روی بار بیماری های محیطی در ایران با جستجو در پایگاه های علمی بین المللی و ملی مشخص شدند و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
     مرور مطالعات بار بیماری های محیطی نشان داد که براساس نتایج مطالعه GBD سهم عوامل خطر محیطی در کل بار بیماری ها در کشور در سال 2017 بر حسب شاخص تعداد سال های از دست رفته به واسطه مرگ یا ناتوانی  (Disability-adjusted life years (DALYs)) و تعداد موارد مرگ به ترتیب حدود 8 و 13 درصد بوده است. بر طبق نتایج مطالعه GBD، سهم عوامل خطر در DALY منتسب به عوامل محیطی در کشور در سال 2017 (در مجموع 329,648,1) به صورت زیر بود: PM2.5 هوای آزاد 45/0 درصد، عوامل خطر شغلی 25/1 درصد، مواجهه با سرب 19/4درصد، آب آشامیدنی ناسالم 5/0 درصد، ازن تروپوسفری 1/7 درصد، عدم دسترسی به تسهیلات شستشوی دست 1/5 درصد، دفع غیربهداشتی فاضلاب 1/4درصد، رادن هوای داخل ساختمان 0/6 درصد و آلودگی هوای داخل بواسطه مصرف سوخت جامد 0/3 درصد. کل نرخ DALY و نرخ مرگ منتسب به پرتوهای فرابنفش خورشیدی در ایران در سال 2000 به ترتیب 46/2 و 0/7 برآورد گردیده است. شاخص DALY و نرخ DALY منتسب به غلظت بالای فلوراید در آب آشامیدنی ناشی از ایجاد فلوروزیس دندانی در کشور در سال 2017 به ترتیب 3443 و 4/31 به دست آمد. ارزیابی تاثیر فلورایدزنی آب آشامیدنی به عنوان یک عامل محافظت کننده محیطی نشان داد که این اقدام از طریق پیشگیری از پوسیدگی دندان می تواند شاخص DALY و نرخ DALY در کشور را به ترتیب 971,14 و 18/73 کاهش دهد. طی سال های 2017-2005، نرخ DALY (به ازای هر 100 هزار نفر) منتسب به عوامل PM2.5 هوای آزاد، ازن تروپوسفری، رادن هوای داخل و عوامل خطر شغلی رو به افزایش بوده که این نتیجه اهمیت اقدامات پیشگیرانه و کنترل آنها را افزایش می دهد.
    نتیجه گیری
     تفاوت چشمگیری در میزان بار بیماری های منتسب به یک عامل خطر در مطالعات جهانی مختلف و همچنین میان مطالعات جهانی و ملی وجود داشت. با توجه به بکارگیری داده های با جزئیات بیشتر و کامل تر و انجام ارزیابی های فروملی، نتایج مطالعات ملی بار بیماری های منتسب به عوامل خطر محیطی معتبرتر و کاربردی تر بوده، لذا تقویت و تداوم این مطالعات در سطوح ملی و فروملی با توجه به اولویت ها، نیازها، روندهای زمانی مکانی و با استفاده از داده ها و اطلاعات معتبر داخلی ضروری است و اکیدا توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: بار بیماری های محیطی، پیامد بهداشتی، مواجهه با خطر، روند مکانی زمانی، ارزیابی خطر مقایسه ای
|
  • F Jaffari, N Hassanzadeh* Pages 173-184
    Background and Objective
    Research has shown that assessing the toxicity and ecological risk of various types of pollutants, including heavy metals, using specific indicators, is indispensable in the ecological risk assessment of the ecosystem. Accordingly, the aim of this study was the assessment of the ecological effect of heavy metals presence (Pb, Zn, Cu, Cd and, As) in Anzali wetland using Heavy Metals Pollution Index (HPI).
    Materials and Methods
    43 water samples were collected from the eastern, western and central parts of Anzali wetland. The samples were transferred to the laboratory, and the preparation steps were carried out using the ASTM method. Concentration of the elements was determined by Inductively Coupled Plasma -Atomic Emission Spectroscopy (ICP-AES). According to the concentration of heavy metals in the water samples, the index (HPI) was calculated. The results of the HPI index were classified into three classes: low risk (<15), moderate (15-30), and high risk (> 30).
    Results
    The numerical value of the HPI index was 3.59-23.3 with an average of 27.97, indicating the average level of heavy metals pollution in Anzali wetland. Indicator (HPI) in the eastern part of Anzali wetland and ​​the Pirbazar area showed a severe contamination and ecological hazard of the heavy metals and in the Abkenar region showed an acceptable ecological status.
    Conclusion
    Although the average of HPI in the whole Anzali wetland was modest, but at some stations, especially in the east of the wetland, the HPI indicates the occurrence of ecological hazards in the wetland in the event of uncontrolled entry of pollutants in future. Therefore, monitoring the sources of these pollutants entering to the wetland and controlling the ecological risks is necessary.
    Keywords: Heavy metals, Ecological risk assessment, Heavy metal pollution index, Anzali wetland
  • F Ghorbannezhad, A Rastegar*, A Jonidi Pages 185-192
    Background and Objective
    Humans are always exposed to ionizing radiation that could potentially have harmful effects. The aim of this study was to evaluate the background gamma dose rate, the estimated annual effective dose, and the excess cancer risk assessment in Dargaz.
    Materials and Methods
    This study was a cross sectional study which was conducted in January- March and July – September 2016. In this study, 5 stations (4 in the main geographical directions and 1 in the center city) were selected based on the map of the city to determine the dose rate of background gamma radiation in outdoor areas. A dosimeter was used (Geiger Müller detector STEP OD-02 with sensitivity of 0-2000 mSv/h) to measure gamma rays. The device was designed to monitore X-rays, gamma rays and beta rays.
    Results
    The results showed that the maximum and minimum mean values of background gamma dose rate were 147±12 nSv/h and 113±11 nSv/h in the center and west-direction of the city, respectively. The annual effective dose for Dargaz residents in outdoor was determined to be 0/15 mSv/yr, and the amount of excess lifetime cancer risk was estimated as 0.6×10-3.
    Conclusion
    The results indicated that there are significant differences between the rates dose in the center and other parts of the city (p≤0.05).
    Keywords: Cancer, Dargaz, Dose rate, Natural radiation
  • Z Farahbakhsh, A Akbarzadeh*, P Amiri, A Naji Pages 193-202
    Background and Objective
    Heavy metals enter to water resources through various ways, causing dangers such as illness, cancer, and, in general, a disorder in the body of living organisms. Mullet (Liza aurata) is highly consumed by the people living in Guilan province, Iran. Therefore, the amount of heavy metals included copper, zinc, and nickel was investigated in the muscle tissue of mullet.
    Materials and Methods
    A total number of 11 mullet were obtained from Bandar Anzali.  After a preparation step, the fish samples were digested using chemical digestion, and the amounts of heavy metals were determined by atomic absorption.
    Results
    The average concentration of copper, zinc, and nickel in muscle tissue was 10.07±0.93, 28.39 ±3.99, and 4.01 ± 0.55 μg/g dry weight, respectively. The concentrations of the studied metals were lower than the FAO, WHO, FDA, NHMRC and UKMAFF international standards, except for the nickel. The daily absorption rates of the studied metals (EDI) for children and adults were lower than the reference dose set by the EPA and the TI provided by the FAO / WHO Organization. The risk potential (THQ) of seven days, three days and one day consumption per week of Golden grey mullet for both adults and children were found less than 1. The hazard index (HI) of 7 days a week consumption of mullet for children was greater than 1.
    Conclusion
    According to the results of the present study, the consumption of this fish has a harmful effect on consumer health in children age group.
    Keywords: Bandar Anzali, Risk index, Heavy metals, Liza aurata, Consumer health
  • A Ahmadi Orkomi*, A Kamkar, Z Aghajani Pages 203-216
    Background and Objective
    Since mobile resources are the most important sources of air pollution in the metropolis of Rasht and due to the importance of air pollution in wet weather condition in Rasht, this research was carried out in a specific area to determine the pattern governing the change in the monthly emissions of pollutants on a small scale, using the results obtained from that area.
    Materials and Methods
    In this study, the amount of air pollutants was estimated on a small scale by continuous monitoring of traffic throughout the year (four days per month and six hours per day) and using MOVES software.
    Results
    The maximum annual average emissions of CO and NOx in the study area were 15.76 (between Gas and Razi squares) and 2 (between Imam Hossein Square and Nirou Daryaee square) g/(m.hr), respectively. In addition, the results showed that the average monthly emission of NOX throughout the year in each of the sections was constant and the average monthly emission of CO in the first half and the second half of the year was constant, and its value in the first half was higher than that in the second half.
    Conclusion
    Hourly distribution of CO emission in different months was affected by events and, in general, the pattern of people's life styles. But the hourly distribution for NOX was roughly constant throughout the year. Also, according to the results, with a single measurement (for CO) and twice measurement (for NOX) of traffic instead of monthly measurements, the pollutant emission estimation in other parts of the city was possible with an acceptable accuracy. Because the generalization of the method used in this study to estimate the emission of pollutants in all roads of the city is not reasonable and cost-effective.
    Keywords: CO, NOX, Air pollution, Pollutants’ emission simulation, Transportation, traffic
  • Sh Mardani, Kh Alimohammadzade*, A Maher, SM Hoseini, K Yaghmaeian Pages 217-234
    Background and Objective
    Medical waste is among the environmental problems. Failure to manage these wastes leads to the prevalence of various diseases. This study aimed to rank the educational hospitals of SBUMS by assessing medical waste reduction.
    Materials and Methods
    First, a review of past national and international studies was performed and accordingly, 12 criteria and 30 sub-criteria for reduction of medical waste production were selected. After developing a questionnaire based on such criteria, data was collected from six SBUMS hospitals. Then, TOPSIS and VIKOR techniques in MATLAB were used as ranking methods of hospitals.
    Results
    The combined results of TOPSIS and VIKOR methods using weighted average indicated that Hospital (C), Hospitals (B) and (A) were respectively ranked first, second and third in terms of waste management. Moreover, the effective measures to reduce the amount of waste production and to improve the waste management system include human resource, management support, proper management of supplies, proper model of service delivery, quality of supplies and equipment, and waste sorting at source.
    Conclusion
    A combined method consisting of TOPSIS and VIKOR for evaluation of ranking of hospitals in terms of waste management can be a helpful tool in planning waste management, and can provide a basis for improving measures and promoting programs and activities.
    Keywords: Medical waste, Multi-criteria decision-making method, TOPSIS, VIKOR
  • P Atabakhsh, M Kargar*, A Doosti Pages 235-246
    Background and Objective
    Human adenoviruses transmitted from contaminated water are one of the major pathogens that has been introduced as one of the most important new qualitative water indicators due to their resistance against the purification processes. The main objective of this study was to evaluate efficiency of human adenovirus removal in different units of Isfahan Water Treatment Plant.
    Materials and Methods
    Sampling was conducted from 5 points of a water treatment plant including raw water, clarifier, ozonation, filtration, and treated water for one year. Virosorb 1MDS electropositive cartridge filter was used for the concentration of water samples. To test the adenovirus antigens, enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) was employed. Real-time PCR and PCR were also employed for quantitative identification and genotyping, respectively. Moreover, total and fecal coliform and physicochemical parameters of the samples were measured.
    Results
    Out of the 60 samples examined, 12 (20%) samples were diagnosed with ELISA and 16 (26.67%) with molecular method. The highest number of adenoviruses detected in autumn was 7 (12%) in raw water influent, 6 (10%) in clarifier, and 3 (5%) samples in ozonation. The high frequency of adenovirus detection was in autumn (50%) and the lowest was in spring (12.5%). Furthermore, it was found that the total coliform in raw water influent was between 102-103 CFU/mL.
    Conclusion
    The results showed that the removal efficiency of adenovirus in filtration and disinfection units of the treatment plant was high and the filtration unit in the plant was an effective unit for the virus removal.
    Keywords: Human adenovirus, ELISA, Genotyping
  • R Salmasi*, A Behbahaninia, AR Ostadrahimi Pages 247-256
    Background and Objective
    Heavy metals fixation in-situ by using inorganic amendments is a method for immobilization of polluted soils. The goal of this research was to determine efficiency of five amendments for heavy metals fixation of waste-water-irrigated soils around Tabriz city.
    Materials and Methods
    Cadmium, Pb, Cu, Ni, and Zn- containing solutions were added to 0.5 gram of five amendments including calcite, hematite, zeolite, illite, and bentonite. 10 soil samples from around of Tabriz city were taken. After shaking the samples, the concentrations of the five elements were determined in the filtered solution by using atomic absorption instrument. Retention capacity percentages of these elements were calculated, and the best amendments were determined by using Dunkan method.
    Results
    There were differences of heavy metals retention between amendments. Calcite had the highest retention of Cd (91%), Ni (78%), and Zn (94.7%); hematite had the highest Cu (90.5%) and Pb (94.3%); and illite showed the lowest retention of the 5 elements. Calcite, zeolite, bentonite, and hematite had significant higher retention capacities of Cd, Ni, and Zn in compared to 10 the soil samples.
    Conclusion
    Among the studied amendments, retention capacities of calcite and hematite for the five elements were higher than the remaining ones for addition to the soil. These two amendments can cause low uptake and low accumulation of the elements in agricultural crops in polluted soils.
    Keywords: Stabilization, Accumulation, Mobility, Sorption, Efficiency
  • Sh Goodarzi, M Esmaty, MA Karami, A Hossein Panahi*, Gh Shams Pages 257-272
    Background and Objective
    Wastewater from pharmaceutical industry has high chemical oxygen demand as a result of the presence of organic drugs and antibiotics. In order to meet the environmental requirements, several treatment methods like chemical and electrochemical methods have been widely applied due to their high ability to remove organic compounds from pharmaceutical wastewater. Therefore, the present study aimed to evaluate the efficiency of chemical coagulation/Electro-Fenton treatment method to degrade the organic matter-containing pharmaceutical industry wastewater.
    Materials and Methods
    The experimental tests were carried out using batch mode. The chemical coagulation process was evaluated as a function of aluminum chloride concentration (25-300 mg/L) and pH (3-10). The effluent from chemical coagulation process was transferred to Electro-Fenton reactor. Effects of H2O2 concentration (100-4000 mg/L), reaction time (up to 120 min), voltage (10-30 V), and pH (3-10) were evaluated. The removal efficiency was determined in term of COD removal.
    Results
    The results showed that the highest removal of COD in the chemical coagulation was 49% (coagulant dose of 200 mg/L, and pH of 7). In addition, the Electro-Fenton process could be eliminating of 93.5% of COD at the optimum conditions concentration (100 mg/L H2O2, voltage of 20, pH of 3, and contact time of 30 min).
    Conclusion
    According to the results, it can be concluded that the combination of chemical and electrochemical processes was found to be effective methods for treatment of pharmaceutical wastewater in comparison to the application of each process separately. To reach to the maximum removal efficiency, the environmental parameters should be carefully controlled at their optimum values in each single process.
    Keywords: Chemical coagulation-Electro Fenton, Pharmaceutical wastewater, Organic matter, Removal
  • A Partovinia*, Z Shamsollahi Pages 273-288
    Background and Objective
     Bioremediation of contaminants by living microorganisms is a favorable method for elimination or degradation of pollutants to less harmful substances. In the recent decades, cell immobilization technique has been applied to improve biodegradation efficiency and also overcome to free cells disadvantages. The purpose of this review article is to investigate the application of cell immobilization technology with emphsize on polymeric matrices in the aromatic pollutants removal in laboratory scale (shake flask and bioreactor). Also, the performance of free and immobilized cells has been compared in various environmental conditions.
    Materials and Methods
     In this survey 401, 78, 49, 1450, 0 and 0 relevant articles were found on Scopus, Web of Science, PubMed, Google scholar, SID and Magiran databases, respectively by using keywords such as “Cell immobilization”, “Biodegradation” and “Aromatic. Out of 1978 articles, 1167 articles were excluded from the study. Finally, 811 articles were further reviewed.
    Results
     According to the previous studies, removal of contaminants by immobilized cells using appropriate matrices is higher than freely suspended cell systems. Also, among the cell immobilization systems, cell entrapment in the polymeric carriers is the most widely used method for the bioremediation of aromatic contaminants.
    Conclusion
     Regarding the superiority of immobilized cells in comparison with free cells specially in harsh environments, the reuse of immobilized cells and their application in bioreactors as well as their scale up potential, development and application of these methods can be considered by researchers for wastewater treatment in our country.
    Keywords: Aromatic compounds, Bioremediation, Cell immobilization, Entrapment, Polymeric carrier
  • A Esrafili, A Azari, E Ahmadi, H Tarhandeh, M Kermani*, M Yegane, S Fallah Pages 289-306
    Background and Objective
    The activities of various industries produce a wide range of pollutants and toxic compounds. One of these compounds is the catechol, a cyclic organic compound with high toxicity and resistant to degradation. Therefore, the purpose of this study was to investigate efficiency of powder activated carbon magnetized with Fe3O4 nanoparticles in the removal of catechol from aqueous solutions by response surface methodology.
    Materials and Methods
    The co-precipitation method was used to synthesize magnetic powder activated carbon and its properties were analyzed by SEM and XRD analysis. Then, the effect of the parameters such as pH, contact time, absorbent dose, initial concentration of catechol and temperature on the efficiency of adsorption process were investigated using a response surface methodology (Box–Behnken). The residual concentration of catechol was measured by HPLC at 275 nm.
    Results
    The results showed that the maximum efficiency of the adsorption process was obtained at concentration of 20 mg/L, pH=3, contact time 90 minutes, at 25 °C and absorbent dose of 1.5 g/L. The study of isotherm and kinetics showed that the experimental data of the catechol adsorption process correlated with the Langmuir and pseudo-second order models, respectively. Thermodynamic study of the reaction also expresses the Exothermic and Spontaneous process.
    Conclusion
    The results showed that the adsorption process using powder activated carbon magnetized with Fe3O4 nanoparticles at acidic pH had better efficiency. As a result, the studied process as an effective, rapid and inexpensive method for removal of catechol from aqueous solutions is proposed. Due to its short reaction time, it is economically affordable process.
    Keywords: Adsorption, Catechol, Magnetic powder activated carbon, Iron oxide nanoparticles, Response surface method
  • M Khalaji*, SA Hiseini, R Ghorbani, N Agh, H Rezayi Pages 307-318
    Background and Objective
    Nutrient-rich effluents (mainly nitrogen and phosphorus) may lead to algae blooms and many harmful effects in aquatic environments. Micro-algae have been more effective among the various methods used for the removing of nutrients from wastewater. Microalgae Chlorella vulgaris has specific characteristics such as rapid growth, resistant to systems manipulation, simple and inexpensive production technology, as well as the rapid uptake of nutrients such as phosphate and nitrate.
    Materials and Methods
    In the present study, two concentrations of chlorella vulgaris microalgae (13 and 26 million cells/mL) were injected into dairy effluent, diluted using distilled water by 25, 50 and 75%, and the amount of nutrient removal and microalgae growth were examined during the growth period.
    Results
    Results indicated that different concentrations of algae at various percentages of dilution (25, 50, 75%) had a significant effect on the removal of nutrients and algal growth (p<0.05). The absorption of nutrients (nitrate, phosphate and ammonia) were 57.01, 51.84 and 43.15 percent respectively that containing lower density of initial algae compared to the treatments of 2nd group (29.15, 51.84 and 43.15 percent) with higher algae concentration. In both algal concentrations, the highest percentage of phosphate and ammonia adsorption were in dilution of 25% effluent and the highest percentage of nitrate adsorption were in the first group with 50% dilution and in the second group with 75% dilution.
    Conclusion
    The more percentage of nutrients (nitrate, phosphate, ammonia) was eliminated compared to the second group (26 million cells / mL) when the microalgae concentration (group I) was 13 million cells / mL. Absorption of nutrients was decreased by increasing the concentration of microalgae. Regarding to the percentage of nitrate adsorption, the higher absorbance in the dilution was occurred at the highest concentration of algae.
    Keywords: Microalgae Chlorella Vulgaris, Effluent, Dairy industry, Nutrients, Biodegradation
  • K Naddafi, AR Mesdaghinia, M Abtahi, MS Hassanvand, R Saeedi* Pages 319-350
    Background and Objective
    Environmental burden of disease (EBD) studies are one of the most important needs for determining the current situation, increasing the effectiveness of health policies and programs and prioritizing environmental health interventions. This review article was evaluated the status of the EBD in Iran based on the results of the latest Global Burden of Disease (GBD) Study, other international studies and national estimates in the country.
    Materials and Methods
    In this study, the researches on the EBD in Iran were identified by searching in the international and national scientific databases and the search results were studied and analyzed.
    Results
    The review of the EBD studies showed that based on the results of the GBD study, the share of environmental risk factors in the total burden of diseases in the country in 2017 according to the disability-adjusted life years (DALYs) and deaths were about 8 and 13%, respectively. According to the results of the GBD study, the contributions of environmental risk factors in the attributable DALYs in the country in 2017 (a total value of 1,648,329) were as follows: ambient air PM2.5 for 45.0%, occupational risk factors for 25.1%, exposure to lead for 19.4%, unsafe water source for 5.0%, tropospheric ozone for 1.7%, lack of access to handwashing facility for 1.5%, unsafe sanitation for 1.4%, residential radon for 0.6%, and household air pollution from solid fuels for 0.3%. The total DALY rate and death rate attributable to solar ultraviolet radiation in Iran in 2000 were estimated to be 46.2 and 0.7, respectively. The DALY and the DALY rate attributable to elevated levels of fluoride in drinking water due to dental fluorosis in the country in 2017 were 3,443 and 4.14, respectively. The evaluation of the effect of water fluoridation as an environmental protective factor showed that the intervention by reducing the risk of dental caries could fall the DALY and DALY rates in the country by 14,971 and 18.73, respectively. In the period of 2005-2017, the DALY rate (per 100,000 people) attributable to ambient air PM2.5, tropospheric ozone, residential radon, and occupational risk factors rose that the result increases the importance of the preventive measures and controls of these risk factors.
    Conclusion
    There was a considerable difference in the burden of disease attributed to each risk factor in various international studies as well as between national and international studies. The results of national studies on the burden of diseases attributable to environmental risk factors are considered to be more reliable and practical due to the application of more detailed data and conducting subnational evaluations; therefore, the strengthening and continuing these studies at the national and sub-national levels with regard to priorities, needs, and spatiotemporal trends using domestic reliable data and information are necessary and strictly recommended.
    Keywords: Environmental burden of disease, Health outcome, Risk exposure, Spatiotemporal trend, Comparative risk assessment