فهرست مطالب

مخاطرات محیط طبیعی - پیاپی 21 (پاییز 1398)
  • پیاپی 21 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مهران مقصودی*، مرضیه بذرافکن، یاسر حسن زاده، عبدالنبی حسین پور، عباس درخشان صفحات 1-18

    ایران جزو 10 کشور اول مستعد وقوع مخاطرات طبیعی دنیا است. ازجمله راهکارهای اساسی به عنوان ابزاری کار آمد در جهت کاستن از مخاطرات فوق، شناسایی عوامل دخیل در ایجاد مخاطرات و پهنه بندی میزان خطر است. پژوهش حاضر نیز برای دست یافتن به چنین هدفی به بررسی مخاطرات ژئومورفولوژیک آبی - بادی بر روی جاده شهداد- نهبندان واقع در شمال غرب میراث جهانی  لوت پرداخته است. در این راستا ابتدا به صورت میدانی نقاط مخاطره آمیز شناسایی و به کمک جی پی اس مارک شد. سپس عوامل موثر در وقوع مخاطرات مورد نظر شناسایی و به کمک مجوعه فازی و اخذ نظر کارشناسان وزن دهی شده و لایه ها با استفاده از مدل تحلیل شبکه ای  همپوشانی شد. نتایج حاصل از تحلیل پهنه بندی خطر نشان داد که حدود219 کیلومتر از طول جاده دارای خطر متوسط تا خیلی زیاد از نظر سیلاب و 252 کیلومتر  از طول مسیر در پهنه خطر متوسط تا خیلی زیاد حرکت ماسه های روان واقع شده است. که این امر توجه به برنامه ریزی و مطالعات محیطی در محور ارتباطی ذکر شده به عنوان یکی از مهمترین محور های مواصلاتی در جهت دست یابی به میراث جهانی لوت و عوارض چشم نواز ژئومورفولوژیکی آن است را به خوبی آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: مخاطرات ژئومورفیک، پهنه بندی، محور شهداد- نهبندان، لوت
  • مژگان انتظاری*، زهرا پوررحیم نجف آبادی، شیما وثوقی صفحات 19-40

    بحران آب در کشور ما و به تبع آن برداشت بی رویه از آب های زیر زمینی باعث شده است که شناسایی مناطق آسیب پذیر آبخوان و مدیریت بهره برداری از منابع آب و کاربری اراضی به عنوان یکی از ضرورت های اصلی در سراسر کشور شناخته شود که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. از بین آلاینده های مختلف، نیترات به عنوان یکی از شاخص های شیمیایی آلودگی آب مورد توجه بوده است. به منظور ارزیابی تاثیر فاکتورهای زیست محیطی موثر در آلودگی نیترات در آب های زیرزمینی، آبخوان چادگان که یکی از زیرحوضه های اصلی گاوخونی محسوب می گردد و از دو دهه اخیر در معرض آلودگی های شدید انسانی قرار گرفته است، انتخاب گردید. این مطالعه به طور ویژه به بررسی 1) توزیع شوری آبخوان چادگان در دو دهه اخیر (1395-1374)، 2) توزیع نیترات در آبخوان آبرفتی چادگان و 3) تعیین سهم نسبی پارامترهای زیست محیطی (از قبیل کاربری اراضی) در آسیب پذیری آب های زیرزمینی پرداخته است. در این تحقیق رتبه هر یک از نقاط نمونه برداری برای لایه های مدل دراستیک و کاربری اراضی منطقه تعیین گردید و در نهایت با استفاده از روش آماری چندمتغیره آنالیز مولفه های اصلی، فاکتورهای کنترل کننده کیفیت آب آبخوان چادگان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد شوری آب زیرزمینی چادگان در محدوده 250 تا µS/cm 408 قرار گرفته است و در دو دهه اخیر (از 5/308 در سال 1374 تا µS/cm 2/359 در سال 1395) به طور مستمر افزایش یافته است و میزان شوری در قسمت های شمالی و جنوبی منطقه در سال های 1374، 1389، 1392 و 1395 نسبت به قسمت های مرکزی آبخوان بیشتر است. از دیگر نتایج این تحقیق می توان به غلظت 15 تا mg/l 37 نیترات در سال 1395 به دلیل برهمکنش فاکتورهای آسیب پذیری ذاتی (عمدتا هیدرولوژیکی) و کاربری اراضی در قسمت های شمالی و جنوبی آبخوان چادگان اشاره نمود.

    کلیدواژگان: چادگان، دراستیک، روش آماری چندمتغیره، فاکتورهای آسیب پذیری ذاتی، کاربری اراضی، نیترات
  • مهدی فیض الله پور*، خالق احمدی صفحات 41-60

    یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی، فرسایش کناره رودخانه می باشد که سالانه باعث خسارات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بسیاری می شود. لذا در این تحقیق از مدل  BSTEM در جهت شناسایی و برآورد فرسایش کناره رودخانه کوتر مهاباد استفاده شده است. به این منظور مسیری به طول 3 کیلومتر از رودخانه کوتر انتخاب شده و سه بازه برای مدل BSTEM در نظر گرفته شد. در این مدل به شبیه سازی جریان عادی و سیلابی و پیامد آن بر فرسایش پای کناره و پایداری کناره رودخانه کوتر پرداخته شد. پسروی محاسبه شده کناره بر اساس مدل BSTEM در سناریوهای مختلف بازه های رودخانه کوتر متغیر بوده است. کل مساحت فرسایش یافته سناریو اول در بازه های اول، دوم و سوم به ترتیب040/ ، 028/0 و 188/0  متر مربع بوده است. در حالی که در سناریو دوم کل مساحت فرسایش یافته در بازه ها به ترتیب 347/0، 132/0 و 728/0  متر مربع برای بازه اول، دوم و سوم به دست آمده است. از این نتایج می توان چنین نتیجه گرفت که میزان فرسایش پذیری در بازه دوم نسبت به دو بازه سوم و اول کمتر بوده است. در بازه سوم میزان تنش برشی حدود 64 پاسکال به دست آمده و بیشترین میزان را به نمایش گذاشت. بر این اساس بیشترین مساحت فرسایش یافته بستر نیز به این بازه اختصاص یافت. میزان ضریب ایمنی نیز در این بازه معادل 55/0 بوده و بار رسوبی تولیدی نیز معادل 674/22 تن برآورد گردید.

    کلیدواژگان: فرسایش کناره رودخانه، تنش برشی، ضریب ایمنی، BSTEM، رودخانه کوتر
  • یونس غلامی*، محسن شاطریان، احمد علی بیگی صفحات 61-74

    بافت های فرسوده شهری دارای مشکلات متعددی در زمینه های کالبدی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی هستند که زندگی ساکنان در این گونه بافت ها را با مشکلات روبه رو ساخته است. در موجودیت بافت های فرسوده و با توجه به رشد جمعیت و افزایش شهرنشینی وقوع حوادث طبیعی مثل زلزله می تواند خسارات و تلفات سنگینی را در چنین مکان های برجای گذارند. ضرورت کاهش آسیب پذیری شهرها و بخصوص بافت های فرسوده در برابر این پدیده به عنوان یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی شهری و سایر رشته های مرتبط شهری محسوب می گردد. با توجه به اینکه آسیب پذیری ناشی از زلزله یکی از مهم ترین چالش های پیش روی شهرهای ایران بوده و موضوع پهنه بندی خطر لرزه خیزی و ارزیابی آسیب پذیری شهرها در برابر زلزله در مباحث مرتبط به جغرافیا و برنامه ریزی شهری است، در این تحقیق سعی گردیده که میزان آسیب پذیری بافت های فرسوده شهر کاشان مورد ارزیابی قرارگرفته و راهکارهای بیرون رفت از این معضل پیشنهاد گردیده اند. در این تحقیق از داده های موجود سازمان های مختلف، با استفاده از مدل فازی[1] و فازی میمبرشیب[2] در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد شهر کاشان با داشتن 754.3 هکتار بافت فرسوده که در مکان های مختلفی از شهر قرار دارند، بیشترین کاربری مسکونی باکیفیت پایین ابنیه، بافت های تاریخی، اراضی مخروبه، عمر زیاد ساختمان ها و معابر تنگ و باریک در معرض آسیب پذیری بیشتری ناشی از زلزله نسبت به سایر مناطق شهری قرار دارند که در میان بافت های فرسوده، مرکز شهر با بیشترین و لتحر در پایین ترین درجه از آسیب پذیری قرار می گیرند.

    کلیدواژگان: آسیب پذیری، بافت فرسوده، مدل فازی، سیستم اطلاعات جغرافیایی و شهر کاشان
  • محمد شریفی پیچون*، کمال امیدوار، کوثر متذکر صفحات 75-92

    هدف این پژوهش، بررسی سیل خیزی حوضه آبخیز مارون بوده که در طول سال های گذشته سیلاب های نسبتا شدیدی در آن رخ داده است. در ابتدا دبی حداکثر لحظه ای زیر حوضه ها تعیین و با کمک نرم افزار P10 و تحلیل فراوانی سیلاب و مشخص کردن توزیع لوگ نرمال، دبی با دوره بازگشت های مختلف برآورد شد. در ادامه 18 متغیر مختلف هیدروژئومورفولوژیکی اثرگذار بر سیل خیزی حوضه آبریز مارون انتخاب شد. برای تعیین مناطق همگن سیلاب و کاهش خطا در مدل سازی از روش تحلیل خوشه ایاستفاده گردید. سپس با استفاده از نرم افزارSPSS و رگرسیون چند متغیره مدل های هیدروژئومورفولوژیکی سیلاب مناطق همگن در دوره های بازگشت مختلف تدوین گردیدند. پارامترهای موثر و مهم در مدل های رگرسیونی این مناطق در قالب 6 عامل خلاصه و بر مبنای آنها نقشه پتانسیل سنجی سیلاب حوضه ترسیم گردید. بر اساس این نقشه، زیرحوضه های همگن 1(1، 2، 3 ، 4 ، 7، 8، 9 ، 10،17 ،20) با سیل خیزی زیاد، زیرحوضه های همگن 2(5 ، 6 ، 11، 14 ، 16) با سیل خیزی متوسط، زیرحوضه های همگن3(12 ، 13 ، 15 ،19) با سیل خیزی کم و زیرحوضه همگن 4(18) با حساسیت و سیل خیزی بسیار زیاد مشخص شدند.

    کلیدواژگان: تحلیل خوشه ای، سیل خیزی، حوضه آبخیز مارون، رگرسیون، هیدروژئومورفولوژی
  • مهدی صداقت*، حسن حاجی محمدی صفحات 93-110
    در کار حاضر نقش ناوه پارسی و جت تراز پایین در تشدید باد شمال به عنوان عامل اصلی تشکیل طوفان های گردوغبار فراگیر دوره گرم سال غرب ایران بررسی شده است. به این منظور معیارهای کاهش دید افقی به کمتر از 1000متر در بیش از 50 درصد ایستگاه های منطقه و کد همدیدی 06(معرف پدیده گردوغبار) در 21 ایستگاه همدید غرب کشور(استان های خوزستان، ایلام و کرمانشاه) طی سالهای 2000 تا 2009 پالایش گردید. در مجموع از 346روز-ایستگاه غبارآلود، 28 گردوغبار فراگیر با تداوم 1 تا 12 روز شناسایی شد که 20 مورد از آنها مربوط به دوره گرم سال(به ویژه ماه های جون و جولای) می باشند. در ادامه الگوی سیستم های فشار، میدان تاوایی، دمای پتانسیل، میدان واگرایی، بردار باد و نیمرخ های قائم با استفاده از داده های NCEP/NCAR (با تفکیک 2.5*2.5 درجه) و داده هایی ERA-Interim (تفکیک 0.125 درجه) پایگاه ECMWF در محدوده 10 الی 60 عرض جغرافیایی شمالی و 20 الی 75 طول جغرافیایی شرقی در تمامی سطوح اتمسفر استخراج گردید. نتایج نشان داد که طوفان های گردوغبار دوره گرم سال در غرب ایران مربوط به گرادیان شیب فشار تراز پایین در ناوه پارسی بوده که اگرچه از منشا کم فشار موسمی می باشد، لیکن تقویت این کم فشار بیش از هر چیز به عوامل محلی و توپوگرافی دامنه های روبه باد غربی زاگرس وابسته است. تعمیق این سامانه با تقویت باد شمال (شامال) عامل شکل گیری طوفان های گردوغبار فراگیر در غرب ایران می شود. علاوه بر آن، طوفان های گردوغبار فراگیر به دلیل محدودیت بادهای قوی به سطوح پایین به ندرت به ارتفاع فراتر از 1000متر توسعه می یابند. سرعت این بادها اغلب به فراتر از 50کیلومتر در ساعت می رسد. رخداد وارونگی شدید شبانه در دامنه های روبه باد زاگرس در ساحل خلیج فارس که عموما در ارتفاع 400-450متری گسترش می یابد، باعث گرادیان سرعت باد شدید شده و یک جت زیرین اغلب شبانه در ارتفاع 250-350متری متاثر از سازوکار گرمایشی بلکادار توسعه می یابد.
    کلیدواژگان: طوفان گردوغبار فراگیر، ناوه پارسی، باد شمال، سازوکار بلکادار، ایران
  • سیمین شجاعی باغینی، رضا جهانشاهی*، سپیده مالی صفحات 111-130
    این پژوهش به بررسی گسترش آلودگی عناصر نادر، یونهای جزئی نیتریت، نیترات، آمونیوم و پتانسیل خورندگی در منابع آب زیرزمینی در مناطق جنوب و جنوب غربی شهر سیرجان در استان کرمان می پردازد. بدین منظور در مردادماه 1395 از آب زیرزمینی 115 محل چاه کشاورزی، چاه مشاهده ای و قنات در مناطق شهر سیرجان، کفه نمک خیرآباد، چا ه دراز، ناحیه ی معدن گل گهر، قطاربنه-عین البقر و کفه مرگ، نمونه برداری جهت آنالیز نیترات، نیتریت، آمونیوم و برخی از عناصر نادر انجام شده است. میانگین غلظت عناصر و یون های جزئی به ترتیب از بیشتر به کمتر عبارت است از: NO3 > B > NH4 > As > Mn > Ba > Cr > NO2 > Cu > Pb > Cd. غلظت این عناصر و یون ها عمدتا در آب زیرزمینی نواحی چاه دراز وکفه مرگ، از حدمجاز WHO بیشتر است. علاوه بر این غلظت عناصر Cd، B و As در تمام مناطق بالاتر از حد مجاز است. کروم در منابع آب زیرزمینی تمام مناطق به جز منطقه ی شهر سیرجان، غلظتی بیش از حد مجاز WHO دارد. همچنین غلظت سرب در مناطق مربوط به کفه نمک خیرآباد و چاه دراز بالاتر از حد مجاز است و نشان دهنده آلودگی سرب در این نواحی می باشد. در حالیکه Cu، Ba، NO2 و Sb در همه مناطق، غلظتی کم تر از حدمجاز WHO دارند. اندیس های آلودگی HPI، HEI و Cd نشان می دهد بیشترین خطر آلودگی مربوط به منطقه ی معدنی گل گهر، چاه دراز، نقاط KH1 و KH2 در کفه نمک خیرآباد و دو نقطه ی KM1 و KM7 در کفه مرگ است و سایر نقاط منطقه از سطح آلودگی پایینی برخوردار هستند. نهایتا پراکندگی شاخص خورندگی لانژلیه در منابع آب زیرزمینی منطقه مورد مطالعه نشان داد پتانسیل خورندگی آب زیرزمینی در این ناحیه بالاست. بنابراین فرایند کنترل خورندگی آب، هنگام استفاده از آب زیرزمینی منطقه باید رعایت شود.
    کلیدواژگان: آلودگی آب زیرزمینی، شاخص های آلودگی، شاخص لانژلیه
  • حسین سرگزی، مجید اونق*، حسین بارانی صفحات 131-148
    مفهوم بیابانزائی به از دست دادن خدمات اکوسیستم بدلیل تاثیر آشفتگی های انسانی و یا تغییرات اقلیمی در اکوسیستم های مناطق خشک مرتبط است. بیابان زایی بسته به پیشران و شرایط جغرافیایی، می تواند باعث تغییرات قهقرائی عمدتا پایدار در اکوسیستم گردد. مهار این پدیده مستلزم شناخت علل پیشرانی آن است. این مقاله به بررسی نیروهای مدیریتی موثر بر بیابان زائی دردشت سیستان می پردازد. به منظور انجام این پژوهش از طریق منابع علمی مرتبط، پرسش نامه و گروه تخصصی از کارشناسان مرتبط طی دو مرحله به کارگیری روش دلفی لیستی از عوامل پیشران مدیریتی تهیه شده سپس عوامل کاندید در 8 معیار گروه بندی و در انتها با ابزار پرسش نامه که روایی و پایایی آن مورد تایید اساتید بوده، مورد قضاوت کارشناسان قرار گرفته در پایان با استفاده از روش های آماری و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) رتبه بندی گردیده است. نتایج حاصل از تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS19 نشان داد که معیارهای پیشران مدیریتی موثر بر بیابانزایی و تخریب زمین به ترتیب مدیریت بیابان (47/33%)، مدیریت اجرای قوانین و حقوق داخلی زیست محیطی (43/15%)، مدیریت مطالعات و دانش علمی مرتبط (76/13%)، مدیریت کشت و کار متناسب (81/10%)، مدیریت خاک و زمین (8%)، مدیریت دانش بومی و فرهنگی (6/6%)، مدیریت آب (1/6%) و مدیریت مسائل مربوط به دام در منطقه (81/5%) می باشند. در بین 72 عامل کاندید، 46 عامل با کسب بیش از 60 درصد نمره و اتفاق نظر پاسخگویان از بقیه تاثیر گزارتر بودند که با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) رتبه بندی شدند. مهمترین عوامل مدیریتی موثر بر تخریب زمین و بیابانزائی دشت سیستان به ترتیب رتبه: فقدان مدیریت جامع حوزه آبریز در برنامه ریزی ها، مربوط به معیار دانش و شناخت؛ تنها بودن منابع طبیعی در کار مقابله با بیابانزایی، مربوط به معیار مدیریت بیابان؛ عدم تخصیص حق آبه زیست محیطی از منابع آب موجود، مربوط به معیار مدیریت آب؛ ناهماهنگی ادارات مرتبط با مهار بیابانزایی و فقدان طرح کلان و جامع بیابانزدایی،هر دو مربوط به معیار مدیریت بیابان می باشند.
    کلیدواژگان: بیابانزائی، تخریب زمین، پیشران مدیریتی، بیابانزدائی، سیستان
  • مینو احمدیان، بهروز سبحانی*، سعید جهانبخش اصل صفحات 149-164

    آب و امنیت غذایی چالش های جدی در مطالعات تغییر اقلیم محسوب می شوند. چراکه هر دو عامل به شدت از این پدیده تاثیر می پذیرند. بر همین اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات تغییر اقلیم بر نیاز آبی سیب در طول فصل رشد می باشد. به این منظور از آمار پایگاه ECMWF برای داده های مشاهداتی دو ایستگاه سمیرم و ارومیه طی بازه زمانی 20 ساله (2016-1996) استفاده شد. برای بررسی این کمیت در 20 سال آتی از داده های روزانه ی ریز گردانی دینامیک پروژه ی CORDEX با دقت مکانی چهل و چهار صدم برای خروجی مدل ICHEC-EC-EARTH تحت دو خط سیر 5/4 و 5/8 واداشت تابشی (RCP) برای بازه زمانی (2037-2017) بهره گرفته شد. به منظور کاهش خطاهای موجود در برآوردهای مدل، عمل پس پردازش روی داده های برآورد شده صورت گرفت. سپس با دادهای دمای کمینه، دمای بیشینه، رطوبت نسبی، سرعت باد و تابش، تبخیر-تعرق پتانسیل به روش پنمن مانتیث فائو که از دقت بالاتری نسبت به سایر مدل ها برخوردار است محاسبه و با استفاده از آزمون ناپارمتریک من- کندال و شیب سن در محدوده اطمینان 95% روند تبخیر-تعرق مشخص شد. در آخر نیاز آبی در طول فصل رشد سیب نیز بررسی گردید. نتایج نشان داد که روند تبخیر-تعرق در هر دو ایستگاه در طول فصل رشد رو به افزایش است. افزایش ETO فصل رشد درخت سیب ایستگاه ها نسبت به دوره پایه برای خط سیر 5/4 و 5/8 در مورد ایستگاه سمیرم 84/3 و 37/7 و برای ایستگاه ارومیه 04/5 و 16/8 پیش بینی گردید؛ و از طرفی این روند افزایشی باعث افزایش نیاز آبی درخت سیب خواهد شد. بیشترین میزان تبخیر و نیاز آبی در داده های مشاهداتی و برآورد شده برای دوره رشد میوه رخ داده است، در این مرحله کم ترین بارش موثر، بیش ترین میانگین دما اتفاق افتاده است؛ اما درمجموع درصد تغییرات آینده مرحله جوانه زنی بیشتر از مراحل دیگر بود.

    کلیدواژگان: تبخیر- تعرق، نیاز آبی، درخت سیب، آزمون من-کندال و شیب سن، روش پنمن مانتیث فائو
  • فاطمه درگاهیان*، مهدی دوستکامیان صفحات 165-188
    واکاوی آمار بلندمدت رخداد گردو غبار استان خوزستان نشان می دهد که این استان از60 سال گذشته با پدیده گردو غبار مواجه بوده است اما طوفان های گردوغبار فراگیر با پوشش مکانی بیش از 50 درصدی و حداقل تداوم زمانی2 روزه در دو دهه اخیر مهمان این استان شده است. دو شرط لازم برای وقوع طوفان های گردو غبار فراگیر یکی فراهم بودن بستر و وجود ذرات ریزدانه با قطر کم و حجم زیادکه تشکیل منبع گردو غبار را داده باشد و یکی هم شرایط سینوپتیک - دینامیکی به عنوان نیروی محرکه و منتقل کننده ذرات گردو غبار از مناطق منشاء به سایر مناطق است. در همین راستا هدف از این تحقیق بررسی و تحلیل الگوی همدیدی گردوغبارهای فراگیر استان خوزستان در دوره گرم سال می باشد. برای این منظور داده های مربوط به کدهای گردو غبار 20 ایستگاه سینوپتیکی از سازمان هواشناسی اخذ گردید. سپس با اجرای تحلیل خوشه ایبه شناسایی الگوی های موثر بر گردوغبارهای خوزستان پرداخته شد. نتایج نشان داد که در تعیین الگوهای همدیدی طوفان گردوغباری دوره گرم سال، پنج الگو نقش دارند که شامل: 1) کم فشارحرارتی گنگ. 2) کم فشار گنگ، کم فشار شرق اروپا، پرفشار شمال شرق اروپا. 3) کم فشار گنگ، پرفشار اروپا. 4) پرفشار عظیم اروپا، پرفشار قزاقستان. 5) پرفشار کلاهک قطبی، کم فشار گنگ، کم فشار ایسلند. سازوکارهای همدیدی رخداد گردوغبار در الگوهای اول تا چهارم نقش کم فشار گنگ که در فصل گرم سال با گرمایش شدید هوا و با ماهیت حرارتی بر روی جنوب آسیا شکل می گیرد، نقش اساسی در رخداد گردوغبار بر روی خوزستان داشته است. همچنین نفوذ و گسترش زبانه های کم فشار بر روی بخش های وسیعی از خاورمیانه و مخصوصا بیابان های عراق، اردن، سوریه و شمال عربستان، موجب تقویت جریان بالاسو و به طبع در نبود رطوبت سبب صعود و انتقال ذرات ریز گردوغبار و دیگر آلاینده ها به سمت کشور بویژه استان خوزستان شده است.
    کلیدواژگان: گردوغبار، فرارفت رطوبت، تاوایی جو، الگوهای فشار، همبستگی لوند
  • علی حسینی*، فرشیده امیدواری، علیرضا فلاحی، زهرا اهری، شریف مطوف صفحات 189-208
    از شرایط حیات محلات در شهر، وجود زیرساخت های تاسیساتی چون آب، فاضلاب، برق، گاز و... می باشد. وجود نقصان در عملکرد هر بخش از این تاسیسات، موجب خدشه دار شدن زندگی در محله می شود و  آسیب پذیری کل محله را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین سنجش میزان آسیب پذیری تاسیسات شهری و شناخت وضع موجود آن ها، از اولین گام های کاهش آسیب پذیری شهر است. پژوهش حاضر باهدف کاربردی کردن دانش بنیادین ارزیابی آسیب پذیری، به روش توصیفی و با رویکرد کمی به ارزیابی میزان آسیب پذیری تاسیسات در مقابل زلزله در دو دسته شاخص های عینی و مدیریتی (که هرکدام دارای زیرشاخص هایی هستند که به روش دلفی-AHP وزن گذاری و نقشه هایشان در محیط GIS تولیدشده اند)، در مقیاس محله قدغون بروجرد می پردازد. نتایج حاصل از مطالعات میدانی و مصاحبه با مسئولین ذی ربط نشان می دهد که پس از گذشت 12 سال از آغاز فرایند بازسازی این محله، 27% لوله های فاضلاب، 35% لوله های آب شهری، 80% سیم های برق، 24% تیرهای چوبی، 51% لوله های گاز تعویض شده است، از طرفی عدم لحاظ استانداردهای لرزه ای سیستماتیک و برنامه مدیریت بحران در تاسیسات، کاهشی جزئی در آسیب پذیری آن ها را منجر شده است. نتایج حاصل از ارزیابی آسیب پذیری تاسیسات در شاخص های عینی نشان می دهد، تمامی 5 شاخص لوله های فاضلاب، آب شهری، برق، گاز و مخابرات، عددی بالاتر از 3 از 5 را کسب نموده؛ و در شاخص های مدیریتی از میان 6 مورد بررسی شده، شاخص های وجود استاندارد و برنامه ریزی با عدد  بالاتر از 4 و شاخص های تراکم و عمرتاسیسات در بازه 2-3 از 5 ارزیابی شده اند. درمجموع عدد آسیب پذیری تاسیسات در دودسته شاخص های عینی و مدیریتی به ترتیب برابر 3.47 و 2.805 از بازه 0-5 است، که در ترکیبی وزنی، عدد آسیب پذیری تاسیسات محله 3.2496 با آسیب پذیری متوسط روبه بالا ارزیابی می شود.
    کلیدواژگان: تاسیسات شهری، ارزیابی آسیب پذیری، محله قدغون بروجرد، زلزله
  • علیرضا بافنده زنده*، لیلا حاجی حتملو، ناصر دانای نعمت آباد صفحات 209-232
    اگر چه دریاچه ارومیه بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران، دومین دریاچه شور جهان و بیستمین دریاچه بزرگ جهان است و از نظر آب و هوایی متعادل کننده هوای محیط زیست منطقه می باشد، اما در چند دهه اخیر رو به زوال گذاشته است. دلایل متعددی برای خشک شدن این دریاچه ذکر شده است. در این مقاله با توجه به پویایی مسئله محیط زیست، پویائی شناسی سیستم به عنوان متدولوژی مناسب برای مدل سازی علل خشک شدن دریاچه ارومیه به کار گرفته شده است. مطابق متدولوژی معرفی شده توسط استرمن، ابتدا مرز مسئله مورد مطالعه قرار گرفت. متغیرهای کلیدی و رفتار تاریخی آنها در این مرحله بررسی و مطالعه شد. سپس با استفاده از نمودار زیرسیستم، نمودارهای علی حلقوی و نقشه جریان انباشت، فرضیه پویای مسئله تدوین گردید. پس از شبیه سازی و آزمون مدل در نهایت برخی از راه کارهای احتمالی احیاء دریاچه مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج تحقیق حاضر، کاهش ورودی آب های سطحی به دریاچه و سدسازی دو عامل اصلی کاهش آب دریاچه می باشند. بنابراین تامین حق آبه دریاچه، محدود نمودن ساخت و ساز سدها می تواند دو راه کار برای توقف روند خشک شدن دریاچه ارومیه باشد. هر چند دینامیزم موجود در درون مسئله به کارگیری هر راه حلی را با دشواری ها و عوارض جانبی متعدد می توانند مواجهه کند.
    کلیدواژگان: دریاچه ارومیه، پویائی شناسی سیستم، محیط زیست، بحران آب
  • الهام بوستان*، علیرضا فرخ نیا، بهار موسایی سنجرئی صفحات 233-248
    موقعیت زمین شناسی و گسل های ایران، در طول تاریخ باعث رویداد زمین لرزه های ویرانگر در این کشور شده است . ارزیابی خطر لرزه ای شهر تهران به عنوان پایتخت و مناطق حومه آن به دلیل تاثیر گذاری مستقیم بر شهر تهران، از دیدگاه زلزله و خطرات و خسارات احتمالی حاصل از زلزله های محتمل برای مقاوم سازی مناطق پر خطر تر و ضعیف تر و همچنین ایجاد امکانات مناسب برای زمان بحران بسیار ضروری می باشد. محدوده هشتگرد با توجه به نزدیکی جغرافیایی به شهر تهران دارای فعالیت لرزه خیزی بالایی است و این امر در کنار ساخت و ساز های شهر جدید هشتگرد که سبب افزایش بی رویه تراکم انسانی و شهر ی سال های اخیر منطقه شده نیاز منطقه را به بررسی های دقیق تر و اصولی تر از منظر لرزه خیزی و خطر پذیری لرزه ای ویژه می سازد. دراین پژوهش با استفاده از روش متداول تحلیل احتمالی خطر زمین لرزه، منطقه مورد مطالعه تا شعاع 250 کیلومتری مورد مطالعات لرزه خیزی قرار گرفته و از طریق تحلیل نتایج حاصله وضعیت خطر پذیری لرزه ای منطقه برآورد گردید. در بررسی های صورت گرفته مناطق شمال و شرق منطقه از تراکم گسل های بیشتری برخوردار است همچنین با توجه به نقشه هم شتاب برای دوره بازگشت 475 سال بیشینه مقادیر در نوار شمالی و شمال شرقی بصورت پهنه های گسسته و همچنین در جنوب غربی شهر هشتگرد در منطقه نجم آباد مشاهده می گردد. حاشیه جنوبی استان البرز به طور کلی دارای پهنه های با شتاب نسبی کمتری می باشد شهر هشتگرد در منطقه خطر بالا در بازه شتاب 0.46-0.38g قرار می گیرد . همچنین نقشه هم شتاب برای دوره بازگشت 2475 سال نشان می دهد بیشینه مقادیر در نواحی جنوب هشتگرد می گردد و شهر هشتگرد در محدوده با بازه شتاب بیش از 0.83-0.65 g قرار دارد.
    کلیدواژگان: : تحلیل خطر احتمالی، چشمه های لرزه ای، پهنه بندی خطر لرزه ای، گسل، تکتونیک
  • بهرام ایمانی*، کلثوم یارمحمدی، زهره اسدپور صفحات 249-268

    توسعه اقتصادی با تاکید بر بخش صنعت و بهره برداری غیر اصولی از محیط زیست، توسعه پایدار را با خطرات جدی مواجه ساخته است. آلودگی آب و هوا از جمله مشکلات زیست محیطی است که با صنعتی شدن و افزایش مصرف انرژی شدت یافته است. امروزه راه دستیابی به توسعه پایدار، توجه به صنایعی است که با بهره برداری اصولی از منابع، ضمن حفظ اصول محیط زیست، موجب بهترشدن زندگی افراد جامعه شده و مخاطرات جدی را برای نسل آینده به دنبال نداشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و پیش-بینی اثرات زیست محیطی ناشی از احداث کارخانه سیمان یاسوج در روستای تنگاری شهر یاسوج انجام گردیده است. روش شناسی پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی و بر پایه مطالعات اسنادی و داده های میدانی است. جهت تحلیل موضوع از ماتریس لئوپولد ایرانی و RIAM بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل حاصل از ماتریس RIAM نشان داد که منفی ترین اثرات مربوط به کیفیت هوا، فرسایش خاک، آلودگی صوتی، کیفیت محصولات کشاورزی، چشم اندازها و مناظر روستا، اشتغال و بیکاری می باشد و در مقابل مثبت ترین اثرات مربوط به طرح های توسعه آتی روستا، خدمات و حمل و نقل، ارزش ملک می شود. نتایج نشان می دهد که آثار مثبت پروژه 27 درصد و آثار منفی 73 درصد می باشد همچنین با توجه اینکه در ستون ها و ردیف ها میانگین رده بندی کوچکتر از 1/3- وجود ندارد، بنابراین اجرای پروژه کاملا تایید می شود. همچنین اجرای پروژه دارای منافع اجتماعی - اقتصادی بسیار برای روستا و مناطق اطراف می باشد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از ماتریس لئوپولد بیشترین آسیب های زیست محیطی وارده در مرحله بهره-برداری مربوط به بخش های اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی و در مرحله ساخت بیولوژیکی و فیزیکی می باشد، بنابراین چون بیشترین آثار منفی ایجاد شده در رده بندی گروه ضعیف قرار داشتند اجرای پروژه کاملا تایید شد. ولی به اقدامات اصلاحی نیز باید توجه شود تا اثرات زیست محیطی کارخانه افزایش نیابد.

  • علی مهرابی* صفحات 269-284
    گاز رادون یکی از عوامل اصلی سرطان ریه محسوب می شود، انتشار این گاز در منابع آبی می تواند باعث مخاطرات زیست محیطی عمده ای شود. هدف از این تحقیق اندازه گیری غلظت گاز رادون محلول درآب های زیرزمینی دشت جیرفت و تعیین ارتباط آن با گسل های فعال در منطقه است. در این راستا 40 نمونه آب از چا ه های محدوده دشت جیرفت تهیه و با استفاده از دستگاه RAD7 غلظت گاز رادون محلول در آنها محاسبه شد. طبق نتایج بدست آمده 67 درصد از چاه های منطقه مورد مطالعه دارای غلظت گاز رادون بیش از حد مجاز هستند. با انجام عملیات درونیابی، نقشه پهنه بندی میزان غلظت گاز رادون تهیه شد و منطقه مورد مطالعه به چهار کلاس بسیار بالا، بالا، متوسط و کم به لحاظ غلظت گاز رادون طبقه بندی شد. به طوری که منطقه ای در حدود 54000 هکتار در محدوده با غلظت بالا و خیلی بالا قرار دارد. در این بین شهر جیرفت در بخش غلظت بالای گاز رادون قرار گرفته است. جهت تعیین ارتباط بین غلظت بالای گاز رادون و گسل های منطقه از روش وزن های نشانگر استفاده شد. نتایج حاصل از این روش نشان می دهد که بین چا ه های دارای غلظت بالا و خیلی بالای گاز رادون و گسل های اصلی منطقه ارتباط بالایی وجود داشته و به لحاظ کمی بیشترین ارتباط در فاصله 1000 متری از گسل ها به دست آمد و با فاصله گرفتن از امتداد گسل ها این ارتباط نیز کمتر می شود.
    کلیدواژگان: منابع آب، مخاطرات زیست محیطی، روش وزن های نشانگر، آشکارساز RAD7، جیرفت
|
  • Mehran Maghsoudi *, Marzieh Bazrafkan, Yaser Hassanzadeh, Abdolnabi Hosseynpoor, Abbas Derakhshan Pages 1-18

    Iran is one of the top 10 countries facing natural hazards in the world. One of the basic approaches is to reduce the above-mentioned hazards, to identify the factors involved in hazard and risk zoning. The present study also explores the geomorphologic hydro-wind hazards on the Shahdad-Nehbandan road northwest of the Lut World Heritage, in order to achieve such a goal. In this way, the field was first identified with hazardous points and was marketed with the help of GPS. Then, the effective factors in the occurrence of the desired hazards were identified and the experts were weighed using the fuzzy set and the layers were overlaid using the ANP model. The results of the flood hazard zonation analysis showed that about 219 km of road length is moderate to very high, and the sand-zone hazard map illustrates the fact that more than 252 km of roads are exposed to windblown hazards. This fact highlights the emphasis on planning and environmental studies in the communication axis as one of the most important axes for achieving the Lut World Heritage and its eye-catching geomorphologic complications.

    Keywords: geomorphic hazards, zoning, Shahdad-Nehbandan axis, Lut
  • Mojgan Entezari *, Zahra Pourrahim Najafabadi, Shima Vosooghy Pages 19-40

    Due to water crisis and extreme volume of groundwater extraction throughout Iran, vulnerability assessment of aquifers and water sources management has become one of the essential need of environmental research in Iran. Through various pollutant, nitrate as one of the chemical water pollution index considered from ages. Chadegan aquifer, as one of the main Gavkhoni basins, was selected to study the environmental factors affecting groundwater pollution by nitrate, since the majority of the Chadegan aquifer is subject to a very high degree of human impact. The main goals of this study are 1) to get a better understanding of salinity distribution in the aquifer during last two decades, 2) to find out salinity and nitrate distribution in the Chadegan aquifer and 3) to figure the relative contribution of several environmental parameters (including land use) that are often used in groundwater vulnerability assessment, using principal components analysis (PCA). In this study, at the first, rate of sampling points for each DRASTIC layer and land use determined and then the relative contribution of several environmental parameters affecting groundwater quality of Chadegan obtained using the multivariate principal component analysis. This study showed that salinity level of groundwater vary from 250 to 408 µS/cm. Consistent increasing salinity level of groundwater during last two decades (from 308/5 µS/cm in 1995 to 359/2 in 2016) and presence of higher level of salinity in northern and southern part of the study area in 1995, 2010, 2013 and 2016 compare to central part of the area count as two considerable results of the present study. Concentration of nitrate between 15 and 37 mg/l in 2016 and interaction between intrinsic vulnerability and land use affecting groundwater risk pollution by nitrate in northern and southern parts of the study area take into account as the main findings of this study.

    Keywords: Chadegan, DRASTIC, Statistical multivariate analysis, intrinsic vulnerability factors, Land Use
  • Mehdi Feyzolahpour *, Khalegh Ahmadi Pages 41-60

    The rivers have been known from the past to this day as the most populous areas of the planet. The expansion of urbanization and the increase of human needs have created a balance between rivers and disruptions in the river system. One of the most important river hazards is the erosion of the river bank. It causes many economic, social and environmental damages every year. The present research is based on fieldwork and modeling of erosion of the river Bank. Therefore, it seeks to identify sensitive areas of the Bank erosion and estimate the extent of erosion. For this purpose, the NBS index and BSTEM model has been used to identify and estimate the erosion of the Kwtar River in Mahabad. A route of 3 km was selected from the Kwtar River. Morphological characteristics of five cross sections for NBS index and three intervals for BSTEM model were taken. Rosgen’s proposed seven parameters for assessing the near bank stress (NBS) index. In this research, three parameters were used for the estimation of bank erosion. Two parameters and the highest efficiency in the identification of river bank erosion was cauterized. While the parameter was somewhat contradictory to reality. Then using the BSTEM model, simulation of normal and flood flow and its consequences on the Toe Erosion and Bank Stability were studied. The BSTEM model evaluates the stability of the edges with the safety factor (FS). The main cause of the erosion of the Toe is due to hydraulic currents and the main cause of instability and fracture failure due to the geotechnical characteristics and the underlying hydraulic flow along the sides Toe Bank of the Kawtar River. As the rate increased, the amount of foot erosion and the fracture failure rate were increased.

    Keywords: Evaluation of the bank stability, toe erosion model, Shear stress, Factor of Safety, BSTEM, Kutter River
  • Yones Gholami *, Mohsen Shaterian, Ahmad Bigi Pages 61-74

    Worn-Out urban textures have many problems in the physical, environmental, social and economic fields that have caused a lot of limitation for residents that live in these textures. In the presence of worn-out tissues, due to population growth and urbanization, natural disasters such as earthquakes can cause heavy losses and losses in such places. The need to reduce the vulnerability of cities and especially the worn-out structures against this phenomenon is considered as one of the main goals of urban planning and other related urban areas. Considering that the earthquake vulnerability is one of the most important challenges facing cities in Iran and is the subject of zoning of seismic risk and assessment of the vulnerability of cities to earthquakes in geographic and urban planning issues, this study attempts to measure the magnitude. The vulnerability of the corrosive tissues of Kashan city has been evaluated and solutions to this problem have been proposed. In this research, existing data from different organizations have been analyzed and evaluated using the fuzzy and fuzzy membership in the GIS environment. The results show that Kashan city with 754.3 hectare of worn out texture, located in different places of the city, the most used residential property with low quality, historical texture, ruined lands, long life of buildings and narrow and narrow streets exposed to greater vulnerability due to Earthquakes are more than other urban areas Among the worn-out tissues, the center of the city with the most and the Lather or lowest is the vulnerability.

    Keywords: Vulnerability, Worn-out texture, Fuzzy model, GIS, Kashan City
  • Mohammad Sharifi Paichoon *, Kamal Omidvar, Kowsar Motazaker Pages 75-92

    Flooding is one of the major environmental hazards within the last century that widespread around the globe. Flooding is often thought of as a result of heavy rainfall, but different geomorphic and hydrologic systems have a different response to the precipitation. The main goal of the research is studying of flooding in the Maroon Catchment that severe flooding has been inflicted great losses in the agricultural, residential and deaths sectors over the past years. Usually, after any heavy rainfall, flooding will be expected. Maroon Catchment has located in the in the Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province, between 30° 40´ to 31° 20´ of northern latitudes and 50° 5´ to 51°10´ of eastern longitudes. To evaluate the various effective hydro geomorphologic parameters on flooding in the basin, we specified 18 different variable, but according to cluster analysis and multivariable regression models, effective parameters on the flood in the region were summarized in 6 factors includes: area, perimeter, and width of the equivalent rectangular, the total length of the drainage network, the length of the basin and average flow length. After choosing variable, standardization of them and using different methods, sub-catchment were separated. According to, sub-catchment divide to four homogeneous groups, each group contain some sub-catchment as follows: group 1 includes 1, 2, 3, 4, 7, 8, 9, 17, 10, 20sub-catchments; group 2 includes 5, 6, 11, 14, 16 sub-catchments, group 3 includes 12, 13, 15, 19sub-catchments, and group 4 include 18sub-catchment. On the basis of the parameters and also analysis of them, we were observed that the sub-catchment of the 1 group had severe floods, the 2 group with medium floods, the 3 group with low floods and the 4 group with the intensity of floods.

    Keywords: Maroon watershed, flooding, Hydrogeomorphology, Regression Model, Cluster analysis
  • Mahdi Sedaghat *, Hasan Hajimohammadi Pages 93-110
    In this work, the role of the Persian trough and low-level jet (LLJ) in the north wind (Shamal) intensification were studied as the main cause of extensive dust storm (EDS) formation in the warm period of western Iran. In this regard, visibility reduction criteria of less than 1000m and the code of 06 (as a dust event) in more than 50 percent of the stations were refined in 21 stations in the west of Iran (Khuzestan, Ilam, and Kermanshah provinces) during 2000-2009. From a total of 346 dusty days, 28 specks of dust with duration of 1 to 12 days were detected, of which 20 are related to the warm period of the year (especially in the months of June and July). Further, the pressure patterns, potential vorticity and temperature, divergent field, wind vector and vertical profiles using NCEP/NCAR data and ERA-Interim data with 2.5 and 0.125 degrees resolution, respectively, in the range of 10N Up to 60N and 20E to 75E were extracted at all atmospheric levels. The results showed that the warm period dust storms in western Iran were related to the low-level pressure gradient in the Persian trough, which although it is a source of low-pressure monsoon, the strengthening of this low-pressure is due to the local and topographic factors of the western windward of Zagros. The deepening of this system by strengthening the northern wind is the cause of the formation of dust storms in western Iran. In addition, EDS rarely extend beyond 1000m due to the limitation of strong winds to low levels. The speed of these winds often exceeds 50 km/h. The severe nocturnal inversion, which generally extends at 400-450m height, causes an intense wind speed gradient, and developed a Jetstream, often overnight, at 250-350m height, that affected by the Blackheads heating system.
    Keywords: Extensive Dust Storm (EDS), Persian Trough, Northwind, Blackadar system, Iran
  • Simin Shojaei Baghini, Reza Jahanshahi *, Sepideh Mali Pages 111-130
    This research investigates the contamination of trace elements, nitrate, nitrite, ammonium and corrosive potential in the groundwater of south and southwest of Sirjan city, Kerman province, Iran. Therefore, 115 groundwater samples were collected for Hydrochemical analysis from Sirjan city area, Kheirabad salt playa area, Chahderaz plain, Golegohar mining area, Ghatarbaneh-Eynolbaghar plains and Marg salt playa in July 2016. In descending order, the mean values of minor ions and trace elements are such as: NO3 > B > NH4 > As > Mn > Ba > Cr > NO2 > Cu > Pb > Cd. Generally, the concentration of elements and ions in the groundwater of Chahderaz plain and Marg salt playa is above the maximum admissible concentration (MAC) values for drinking water according to WHO. Also, Cd, B and As have concentration more than MAC in total groundwater samples. Chromium in all of the groundwater samples except in Sirjan city samples have concentrations more than maximum admissible concentration. Moreover, Pb in groundwater of Kheirabad salt playa and Chahderaz plain shows a groundwater contamination. While concentrations of Cu, Ba, NO2, and Sb in all of the area are less than MAC. The evaluation indices showed spots in a high-risk level observed in Golegohar mining area, Chahdereaz plain, KH1, and KH2 from Kheirabad playa and KM1 and KM7 from Marg playa area. Finally, according to Langelier Saturation Index (LSI), most of the groundwater samples are corrosive in this area. Therefore, in the processing plant, corrosive process control of groundwater should be accompanied.
    Keywords: Groundwater contamination, Evaluation indices, Langelier corrosion index
  • Hossein Sargazi, Majid Ownegh *, Hossein Barani Pages 131-148
    Impacts on over one-third of the world population, human and social causes of desertification remain identifying desertification drivers in the Sistan region in the southeast of Iran. We have evaluated managerial drivers that specifically contribute to the Sistan desertification. For this purpose, we followed a three-step survey with questionnaires prepared for each step of the survey. The three-step survey included: i) Identifying overall contributing factors ii) organizing candidate factors in 8 categories and iii) identifying and ranking the main factors based on their important role in desertification. The questionnaires were prepared and data were collected in collaboration with managers, experts, and administrators involved in combating desertification at the provincial level. Based on correlation statistics and multivariate analyses, the average contribution (%) of group to land degradation and desertification of the Sistan region, Desert management issues exhibited the highest fraction (33.47%), followed by Weakness of laws and regulation (15.43%), deficit studies and knowledge (13.76%), Farmland mismanagement (10.81%), soil issues (8.0%), unsuitable farmer's customs (6. 6%), water mismanagement (6.1%) while the contribution from the rest, Animal husbandry is 5.81 percent. also, more than 46 factors out of 72 resulted as significant in affecting land degradation and desertification in the Sistan region. Among them, the most important were Lack of integrated Hamoun watershed management, absolute responsible in combating desertification to FRWO, no allocating water to Ecological targets, no coordinating in combat desertification between stakeholders, deficit holistic plan for combat Desertification. Results contribute to the development of a deeper conception among decision-makers, experts and regional administrators appropriate tools for assessing the effectiveness of land management practices for contrasting land degradation and desertification.
    Keywords: Desertification, Land degradation, Managerial drivers, Combat Desertification, Sistan
  • Minoo Ahmadyan, Behrooz Sobhani *, Saeed Jahanbakhsh Asl Pages 149-164

    Water and food security are serious challenges in climate change studies. the purpose of this study is to investigate the effects of climate change on water requirements of apple during the growing season. For this purpose, the ECMWF database has been used for observation data of Semirom and Urmia stations during the 20-year period (1996-2001).To check this quantity in the next 20 years, the daily  Downscaling dynamic data of the CORDEX project with a precision of 44% * 44% for the output of the ICHEC-EC-EARTH model under the two lines of 4.5 and 8.5 (RCP) was used for the period (2017-2037). In order to reduce the errors in the model estimates, the post-processing action of the estimated events was fulfilled. Then, minimum temperature data, maximum temperature, relative humidity, wind speed and radiation, potential evapotranspiration have been calculated using Penman-Monteith FAO method, which is more accurate than other models, and using the non-parametric Man-Kendall test and the Sen’s Slope estimator nonparametric Method in the confidence range, 95% evapotranspiration was determined. In the end, the water requirement was also examined during the growing season of apples. The results showed that evapotranspiration in both stations is increasing during the growing season. The ETo increase in the growing season of the apple tree stations was predicted from the base period for the trajectory of 4.5 and 8.5 for the Semirom 4.14.7 and 7.99.7, respectively, and for Orumiye Station, 26.5 and 11.8, respectively, and however, this increasing process will raise the apple's need for water. The highest amount of evaporation and water requirement in the observed and estimated data has occurred in the bud break periods, growth fruits. At this stage, the lowest effective rainfall and the highest average temperature have occurred but generally, the percentage of upcoming changes of germination stage was more than other stages.

    Keywords: Evapotranspiration, water requirement, the apple tree, Mann-Kendall, Sen’s Slope estimator nonparametric method, Penman-Monteith FAO method
  • Fatemeh Dargahian *, Mehdi Doostkamian Pages 165-188
    Statistical analysis shows that the long-term occurrence of dust Khuzestan province last 60 years has been faced with the phenomenon of dust. However, dust storms with coverage of more than 50 percent and minimum 2-day duration over the past two decades have become an uninvited guest. Two conditions for the occurrence of dust storms are: the presence of dust, the presence of substrates and the presence of fine particles with a small diameter and a large volume of dust forming the source; and the another synoptic-dynamic conditions as the driving force and the transfer of dust particles from the source regions to other areas. In this regard, the aim of this study is to analyze the general pattern of dust in Khuzestan province in the warm period of the year. For this purpose, data from 20 synoptic stations from the Meteorological Organization have been extracted. Then, by performing cluster analysis, identification of effective patterns on Khuzestan dust has been investigated. The results showed that five patterns were identified in determining the patterns of dust storms in the warm year, including 1) Gang low pressure thermal. 2) Gang Low-pressure, low-pressure Eastern Europe, high-pressure North-East Europe. 3) Gang Low pressure, high pressure in Europe. 4) The massive pressure of Europe, the high pressure of Kazakhstan. 5) Polar warhead high pressure, low pressure, Iceland low pressure. The results showed that the synchronous mechanisms of the dust occurrence in the first to fourth patterns, Gang low pressure thermal, which is formed during the hot season of the year with extreme warmth and heat in southern Asia, played a major role in the dust situation on Khuzestan. By placing high strength Azores in the middle of the atmosphere, the pressure difference conditions between the two high pressure and low-pressure centers have accelerated the flow velocity from higher levels to the lower levels of the atmosphere. Consequently, in conditions of lack of moisture on Khuzestan and through the passage of compressive systems from the ground and areas susceptible to dusty, dust was transported to the Khuzestan area.
    Keywords: Dust, moisture advection, vorticity advection, pressure patterns, Lund correlations
  • Ali Hosseini *, Farshideh Omidvari, Alireza Fallahi, Zahra Ahari, Sharif Motawaf Pages 189-208
    Infrastructures such as water, sewage, electricity, gas and etc. are some of the crucial living conditions of neighborhoods in cities. The deficiency of the performance in any part of the facility disrupts the life of the neighborhood. Therefore, measuring the vulnerability of urban facilities and their current status are the first steps in reducing urban vulnerability. The purpose of this study is applying the fundamental knowledge of vulnerability assessment in practical and quantitative approach to assessing the vulnerability of the facility against earthquake in two categories of objective and managerial indicators (each of which has sub-indicators weighed in the Delphi-AHP method and their maps are generated in the GIS software) in the scale of the Ghodghun neighborhood of Borujerd. The results of field studies and interviews with relevant authorities indicate that after 12 years since the beginning of the reconstruction process, 27% of sewage pipes, 35% of urban water pipes, 80% of electrical wires, 24% of wooden beams, 51% Of gas pipes replaced, while due to the lack of systematic seismic standards and the facility disaster management plans, has led to a slight decrease in the facility vulnerability. The vulnerability assessment results of the facility in the objective indicators show that all five indicators of sewage pipes, urban water, electricity, gas, and telecommunication have a number higher than 3 out of 5; and in management indicators of 6 The index, the existence of standard and planning indicators above 4, the indicators of congestion and utilities in the range of 2-3 out of 5 have been evaluated. In total, the vulnerability number of the facility in the two categories of objective and managerial indicators is 3.47 and 2.805, out of 0-5 range, which, in the weighted combination facility vulnerability, is estimated 3.2496 which evaluated a Medium upward.
    Keywords: Urban facilities, vulnerability assessment, Borujerd Ghodghun Neighborhood, Earthquake
  • Alireza Bafandeh Zendeh *, Leila Haji Hatamlou, Nasser Danaye Ne&Rsquo, Mat Abad Pages 209-232
    Although the Urmia Lake is the largest domestic lake in Iran, the second largest saline lake in the world, and the world's 20th largest lake, and is weather-balanced for the region's climate, it has been declining in recent decades. There are several reasons to become dry this lake. In this paper, due to the complexity of the problem, system dynamics is used as a suitable methodology for modeling the reasons for drying Urmia Lake. According to Sterman's methodology, the boundary of the problem was first studied. Key variables and their historical behavior were studied at this stage. Then, the dynamic hypothesis of the problem was formulated by using the subsystem diagram, circular causal graphs and accumulation flow map. After simulating and testing the model, some of the possible ways were evaluated that lake can be recovery. Based on the results of this study, it seems that two main factors in decrease lake water are reducing the input of surface waters to the lake and damping. Therefore, supplying the Lake right of water and limiting the construction of dams can be two ways to stop the process of drying Urmia Lake. However, the dynamics within the problem, they can apply any solution with many complications and side effects.
    Keywords: Urmia Lake, System Dynamics, Iranian Environment, Iran Wetlands, Water Crisis
  • Elham Boostan *, Alireza Farrokhnia, Bahar Mousaei Sanjarehei Pages 233-248
    The geological position and faults of Iran have caused earthquakes in the country throughout history. Assessing the seismic hazard of Tehran as the capital and its suburbs due to direct impact on the city of Tehran is very important from the viewpoint of earthquakes and the risks and possible damage caused by possible earthquakes to rehabilitate the more dangerous and vulnerable areas, as well as the creation of suitable facilities for the time of crisis... The hashtgerd range has high seismic activity due to its geographic proximity to Tehran. This is due to the construction of Hashtgerd new town, which has caused the extraordinary increase of human and urban densities in recent years to reduce the need of the region for more accurate and more rigorous surveying of seismicity. Risks make it special. In this research, using the conventional method of probabilistic seismic hazard analysis, the study area is located at 250 km radius of seismic studies and the estimated seismic riskiness of the area was estimated by analyzing the results. According to the study, the north and east of the region have higher fault densities. Also, according to the iso-acceleration map for a return period of 475 years, the maximum values are in the northern and northeastern strips as discrete zones and also in the southwest of Hashtgerd city in Najmabad area. The southern margin of the Alborz province generally has relatively less accelerated areas. The Hashtgerd city in the high danger zone ranges from 0.38 g to 46 g. Also, the map for the return period of 2475 years indicates that the maximum values are in the south of Hashtgerd, and Hashtgerd is in the range with an acceleration range greater than 0.68-0.85g.
    Keywords: Probabilistic Hazard analysis, Seismic sources, Seismic Hazard Zonation, Fault, Tectonic
  • Bahram Imani *, Kolsum Yarmohammadi, Zohre Asadpoor Pages 249-268

    Today, the path to sustainable development is to pay attention to the industries that, while maintaining the principles of the environment, while maintaining the principles of the environment, improve the lives of the people of society and do not pose serious risks for the future generation. In this regard, the environmental impact assessment Is an appropriate tool for achieving sustainable development goals that identify and predicts the environmental impacts of a project or different projects on the environmental components (physical, biological, socio-economic, and cultural). The purpose of this study was to identify and predict the effects of construction of yasuj cement factory in the city of Yasuj. In this descriptive-analytical study, the present state of the environment in the region was studied. Then, by reviewing the project's technical resources, we aimed to identify the most important phases of exploitation and construction. Finally, the Iranian Leopold Matrix method and RIAM were selected to evaluate the environmental impacts of the Yaman-e-Jam Cement factory. The results of the RIAM matrix analysis showed that the most negative effects were related to air quality, soil erosion, noise pollution, quality of agricultural products, landscapes and landscapes of the village, employment and unemployment, and in contrast to the positive the most significant impacts of rural development plans, services and transportation are property values. Therefore, the implementation of the project has many socio-economic benefits for the village and surrounding areas. Also according to the results of the Leopold matrix, the most environmental damage involved in the exploitation phase is related to the socioeconomic and cultural sectors and in the biological and physical building stage, therefore, since the most negative effects created in the classification of the weak group the project was fully approved. But corrective actions must be taken into consideration until the environmental effects of the plant increase.

    Keywords: Environmental Impact Assessment, sustainable development, RIAM Method, Iranian Leopold, Yasouj Cement Factory
  • Ali Mehrabi * Pages 269-284
    Radon gas is one of the main causes of lung cancer, the release of this gas in water resources can lead to major environmental hazards. The purpose of this study was to measure the concentration of radon gas in groundwater of the Jiroft plain and determine its relationship with active faults in the region. In this regard, 40 samples of wells water were collected from Jiroft plain and the RAD7 was used to calculate the concentration of dissolved radon gas in them. According to the results, 67% of wells have more than the limit of radon concentration in the studied area. The zoning map of the radon gas concentration was prepared By performing an interpolation operation. The study area was classified into four classes: very high, high, medium and low in terms of radon gas concentration. So that the area is about 54,000 hectares are in a high and very high concentration range. While the Jiroft city is in the high concentration of radon gas. In order to determine the relationship between the high concentrations of radon gas and faults in the region, the weights of evidence method were used. The results of this method indicate that there is a high correlation between high and very high concentrations of radon gas and main faults. The greatest association was found in 1000 meters of faults and this association will be reduced by Getting away from the faults.
    Keywords: Water Resources_Environmental hazards_Weights of evidence_RAD 7 Detector_Jiroft