فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محمد احمدنژاد، جلیل فتحی* صفحات 1-20
    با استفاده از روش تحقیق آمیخته، این پژوهش تاثیر یک دوره ی نگارش انگلیسی مبتنی بر وبلاگ بر سطح استقلال یادگیری فراگیران، که در این پژوهش به عنوان خود آغاز گری و خود تنظیمی فراگیر تعریف شده است، را مورد بررسی قرار داد. در راستای اهداف این پژوهش، دانشجویان در گروه کنترل (تعداد=21) بر اساس آموزه های متداول نگارش در کلاس تحت آموزش قرار گرفتند و دانشجویان در گروه آزمایش (تعداد=25) علاوه بر آموزه های متداول نگارش از وبلاگ نگاری استفاده نمودند. نتایج داده های کمی و کیفی ببیانگر این بود که دوره ی نگارش مبتنی بر وبلاگ در ارتقای استقلال فراگیران به صورت کلی، و در ارتقای خود تنظیمی آنان به طور خاص، تاثیر گذار بوده است. همچنین، دانشجویان در گروه آزمایش، با داشتن تجربه ی فعالیت های مبتنی بر وبلاگ نگاری، بهبود قابل ملاحظه ای را در برنامه ریزی ، نظارت و ارزیابی تکالیف نگارشی خود نشان دادند. به طورکلی، یافته های این پژوهش، اثربخشی دوره های نوشتاری مبتنی بر وبلاگ را در یادگیری یک زبان خارجی مورد تایید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: آموزش زبان خارجی، وبلاگ آموزشی، یادگیری مستقل، روش تحقیق آمیخته، یادگیری خودتنظیمی
  • فاطمه احمدبیگی*، قدسی احقر، محسن ایمانی صفحات 21-36
    هدف

    این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر شیوه های حل مساله در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1396 انجام شد.

    روش

    روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی حسابداری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه 30 نفره آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تفکر انتقادی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) استفاده شد. داده های گردآوری شده حاصل از طریق آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس و t وابسته) و با استفاده از نرم افزار SPSS-V22 تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد آموزش تفکر انتقادی بر مهارت حل مساله در بین دانشجویان موثر است و پایداری آن در طول زمان نیز ماندگار بوده است.

    کلیدواژگان: اثر بخشی.تفکر انتقادی، شیوه های حل مساله، دانشجویان
  • بتول قائدی، عباس قلتاش*، سید احمد هاشمی، علی اصغر ماشین چی صفحات 37-53
    هدف

    هدف این پژوهش تبیین تاثیر تدریس مبتنی بر ساختن گرایی بر پیشرفت تحصیلی، تفکر انتقادی و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی بوده است.

    روش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه ی آماری، کلیه ی دانش آموزان دختر در پایه ی ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 97- 1396 در مدارس عادی شهر لامرد مشغول به تحصیل بودند. از میان تمامی مدارس عادی دخترانه ای که در شهر لامرد وجود داشت، به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ایدو مرحله ای، یک مدرسه انتخاب شد و دو پایه ششم آن به تصادف به عنوان گروه های آزمایش و گواه انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات آزمون های تفکر انتقادی، پیشرفت تحصیلی و انگیزش پیشرفت تحصیلی بود . پایایی ابزارها با استفاده از روش الفای کرونباخ محاسبه شد و ضریب آن در تفکر انتقادی 91/0 ، پیشرفت تحصیلی 92/0 و در انگیزش پیشرفت تحصیلی 0.94 بدست آمد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از طرح درس تولید شده بر مبنای نظریه ی ساختن گرایی اجتماعی، بر میزان پیشرفت تحصیلی، تفکر انتقادی و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی در درس ریاضی تاثیر مثبت دارد.

    کلیدواژگان: ساختن گرایی اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، تفکرانتقادی، انگیزش پیشرفت تحصیلی
  • وحیده جعفریان، فیروز محمودی* صفحات 54-69
    اهداف

    هدف پژوهش حاضر مطالعه تجربیات معلمان راهنمای کارورزی از اجرای طرح جدید کارورزی در دانشگاه فرهنگیان تبریز می باشد.

    روش

    جامعه آماری این پژوهش کیفی شامل معلمان راهنمای کارورزی دانشگاه فرهنگیان آذریایجان شرقی در سال تحصیلی1396-1395بود. 11 نفر از معلمان از طریق نمونه گیری هدفمند جهت مصاحبه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده شد و تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. پس از ضبط مصاحبه، متن آن ها تهیه شد. سپس با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA10) مضامین اصلی و مضامین فرعی استخراج گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پیشنهادی اسمیت استفاده گردید. یافته ها: یافته ها شامل 5 مضمون اصلی برداشت از کارورزی، نقش معلم راهنما، اهداف و ضرورت، نقاط قوت طرح جدید، پیشنهادات معلمان برای اجرای موفقیت آمیز طرح طرح می باشند بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که طرح جدید کارورزی باعث تلفیق هرچه بیشتر نظریه و عمل می شود که مهم ترین ثمره آن، انتقال تجارب معلم راهنما به دانشجو- معلم می باشد. همچنین با توجه به اظهار نظر و نتیجه مصاحبه با معلمان راهنما، ایجاد مدارس کارورزپذیر، انتخاب معلمان باتجربه به عنوان معلم راهنما از جمله مواردی می باشند که توجه و تاکید بر آنها در حین اجرای برنامه های کارورزی می تواند منجر به بهبود کیفیت دوره های کارورزی و افزایش قابلیت و توانایی های دانشجو- معلمان شود. کلمات کلیدی: دانشگاه فرهنگیان، طرح جدید کارورزی، تجارب، معلمان راهنما.

    کلیدواژگان: دانشگاه فرهنگیان، طرح جدید کارورزی، تجارب، معلمان راهنما
  • نقش دانش، نگرش و مهارت دبیران دوره متوسطه در بکارگیری فناوری اطلاعات در فرایند یاددهی- یادگیری
    موسی پیری*، شهلا بابایی، مریم مهدی پور صفحات 62-80
    هدف

    هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش دانش، نگرش و مهارت در بکارگیری فناوری ‏اطلاعات در فرایند یاددهی- یادگیری توسط دبیران دوره‏ متوسطه شهر مریوان در سال تحصیلی 97-96 بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش دبیران دوره اول و دوم متوسطه شهر مریوان به تعداد 600 نفر بودند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان و کرجسی 234 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه ‏گیری تصادفی طبقه‏ای نسبتی انتخاب شدند. برای جمع ‏آوری داده ‏ها از دو پرسشنامه محقق ساخته دانش، نگرش و مهارت دبیران و بکارگیری فناوری اطلاعات در فرایند یاددهی- یادگیری استفاده شد که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه‏ ها توسط متخصصان اهل فن و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه‏ ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 0/95 و 0/79 بدست آمد. داده ‏ها با استفاده از روش‏ های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و روش‏ های آمار استنباطی (آزمون t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان) با استفاده از نرم‏افزار spss22 مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که: 1) بین دانش دبیران و بکارگیری فناوری اطلاعات رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد. 2) بین نگرش دبیران و بکارگیری فناوری اطلاعات رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد. 3) بین مهارت‏ های دبیران و بکارگیری فناوری اطلاعات رابطه مثبت و معنی ‏داری وجود دارد. 4) بر اساس دانش، نگرش و مهارت‏های دبیران می‏توان میزان بکارگیری فناوری اطلاعات را پیش‏بینی کرد. 5) بین دبیران زن و مرد در میزان بکارگیری فناوری اطلاعات تفاوت معنی‏داری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: آموزش، فناوری اطلاعات، معلمان، دوره متوسطه
  • محمدعلی رستمی نژاد*، علی اکبر عجم، حسن ضابط صفحات 70-88
    هدف

    با توجه به کارکردهای طنز، یادگیری الکترونیکی و اهمیت ریاضیات در ابتدایی، این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی تدریس با استفاده از محتوی الکترونیکی مبتنی بر طنز بر انگیزش و اضطراب ریاضی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام شد.

    روش

    مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه مورد پژوهش تمامی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان بیرجند (2200 نفر) در سال تحصیلی 97-96 بود. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 58 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های انگیزش و اضطراب ریاضی کودکان (MCAQ) استفاده گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی از آزمون آماری T دو نمونه ای مستقل برای بررسی متغیرهای انگیزش و اضطراب ریاضی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون ها بین میانگین نمرات متغیر های انگیزش و اضطراب ریاضی در گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری را گزارش نکرد. یافته های این پژوهش نشان داد که محتوای الکترونیکی طنز محور بر انگیزش و اضطراب ریاضی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی تاثیری ندارد

    کلیدواژگان: محتوای الکترونیکی، طنز، انگیزش ریاضی، اضطراب ریاضی، تدریس ریاضی
  • سنجش روابط علی بین ادراک دانشجویان ازکیفیت تدریس اعضای هیئت علمی و خودراهبری یادگیری آنان به روش مدل یابی معادلات ساختاری
    سید هدایت الله داورپناه*، رضا هویدا، یاسر صیادی صفحات 81-103

    یادگیری خودراهبر فرایندی است که طی آن فراگیران مسئولیت برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی یادگیری خود را به عهده می گیرند. هدف پژوهش حاضر، سنجش روابط علی بین ادراک دانشجویان از کیفیت تدریس اساتید و خودراهبری یادگیری آنان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به تعداد 363 نفر در سال 96-1395 تشکیل می دادند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970)، به تعداد 186 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای متناسب با حجم بود. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه یادگیری خودراهبر ویلیامسون (2007) و کیفیت تدریس سراج (2003) استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها بررسی و تائید شد. یافته ها نشان داد که یادگیری خودراهبری دانشجویان و کیفیت تدریس اساتید در حد متوسط به بالا می باشد؛ و دانشجویان کارشناسی ارشد نسبت به دانشجویان کارشناسی از راهبردهای یادگیری خودراهبر بیشتر استفاده می نمایند. همچنین نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که بین کیفیت تدریس و ابعاد آن با یادگیری خودراهبر دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. علاوه بر این نتایج معادلات ساختاری نشان داد که کیفیت تدریس و ابعاد طرح درس، ارزشیابی تدریس، روابط بین فردی و اجرای تدریس با ضرایب مسیر 0/82، 0/34، 0/32، 28/0 و 0/19 به ترتیب 68، 12، 10، 8 و 4 درصد از واریانس یادگیری خودراهبر را تبیین می نمایند. با توجه به نتایج حاصله می توان گفت که عمل تدریس جهت دهنده عمل یادگیری است و کیفیت تدریس اساتید نقش مهمی در توسعه توانایی یادگیری خودراهبر دانشجویان دارد.

    کلیدواژگان: کیفیت تدریس، اعضای هیئت علمی، یادگیری خود راهبر، مدل یابی، معادلات ساختاری
  • نعمت اله عزیزی ، کیوان بلندهمتان، پیمان ساعدی صفحات 88-114
    اهدف

    هدف این پژوهش مطالعه زمینه ها و عوامل خلاقیت در تدریس معلمان خلاق در مناطق روستایی استان کردستان بود.

    روش

    در این پژوهش از رویکرد کیفی، استراتژی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل 8 نفر از معلمان شاغل به تدریس در مدارس ابتدایی و متوسطه مناطق روستایی بودند که به صورت هدفمند و براساس سه معیار داشتن عملکرد و نتایج کاری درخشان(کارنامه آموزشی موفق)، کسب مقام در الگوهای برتر تدریس و احراز شایستگی حرفه ای و کسب عنوان معلم خلاق با توجه به ارزیابی مدیر مدرسه، همکاران و دانش آموزان، انتخاب گردیدند. جهت شناسایی زمینه ها و عوامل موثر بر خلاقیت معلمان مورد مطالعه، از مصاحبه نیمه ساختمند بهره گرفته شد و برای تحلیل یافته ها نیز با عنایت نظری بودن نمونه ها، همزمان با انجام مصاحبه ها تحلیل و تفسیر آنها با پیروی از مراحل تحلیل داده کلایزی انجام گرفت.

    نتایج

    نتایج پژوهش حاکی از آن بود که خلاقیت در تدریس معلمان روستایی را می توان متاثر از سه دسته از عوامل مشتمل بر عوامل فردی(تجربه و تحصیلات، علاقه و انگیزه، وجدان کاری) عوامل فرهنگی (توجه به تفاوت های فرهنگی مناطق مختلف، محدویت های فرهنگی مناطق محروم) و عوامل اداری (ساختار، مدیر مدرسه و همکاران) دانست.

    کلیدواژگان: خلاقیت، معلمان خلاق، تدریس خلاق، روش تدریس، مناطق روستایی
  • ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی «تربیت منش هنرجویان فنی حرفه ای» دوره متوسطه بر اساس مدل کرک پاتریک
    یعقوب محمودی *، محبوبه عارفیی، کورش فتحی صفحات 104-125
    هدف

    هدف اصلی این پژوهش ، ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی تربیت منش هنرجویان هنرستان های فنی و حرفه ای دوره متوسطه بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ اجرا جزء تحقیقات شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را هنرجویان سال آخر هنرستان های فنی و حرفه ای استان قم تشکیل می دادندکه در سال تحصیلی 97-96 مشغول تحصیل بودند. از میان آن ها، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایدر دسترس، ابتدا یک هنرستان پسرانه و سپس 4 کلاس 15 نفره از دو رشته متفاوت به صورت تصادفی انتخاب ودر دو گروه 30 نفره ، جایگزین شدند. هنرجویان گروه آزمایش 9 جلسه تحت برنامه آموزشی تربیت منش قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها در ارزیابی سطح واکنش،از پرسش نامه محقق ساخته در جلسات سوم و نهم استفاده شد. در ارزیابی سطح یادگیری، ابتدای دوره پیش آزمون و در انتهای دوره پس آزمون برای گروه آزمایش اجرا شد. برای ارزیابی سطح رفتار،در انتهای دوره کارورزی تابستانی ،داده ها از طریق تکمیل پرسش نامه محقق ساخته ، توسط استادکاران کارآموزی گردآوری شد. درتحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی از آزمون تی استودنت استفاده گردید.

    یافته ها

    بررسی داده های پژوهشی نشان داد، دوره آموزشی در سطح واکنش و یادگیری اثربخش است و میانگین نمرات رفتار هنرجویان گروه آزمایش در محیط واقعی کار، نسبت به میانگین نمرات ارزشیابی رفتار هنرجویان گروه کنترل بیشتر می باشد.

    کلیدواژگان: ارزشیابی، اثربخشی، تربیت منش، برنامه درسی فنی و حرفه ای
  • طراحی الگوی دانش محتوایی،پداکوژیکی و فناوری معلمان علوم تجربی متوسطه ی اول استان کردستان
    پروین آفتابی*، مجید علی عسگری، مصطفی قادری صفحات 126-147

    هدف پژوهش حاضر ارائه یک الگو بر اساس گردآوری منظم داده ها در زمینه دانش محتوایی ، پداگوژیکی و فناوری معلمان علوم با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود . جامعه آماری در این پژوهش معلمان علوم تجربی متوسطه اول بودند و نمونه انتخاب شده در این پژوهش ، 16 نفر (8 زن و 8 مرد) از معلمان علوم بودند که در زمینه دانش محتوایی ، پداگوژی و فناوری دارای تجارب زیستهارزشمندی بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد . داده های این پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق و باز با معلمان علوم متوسطه اول جمع آوری شد . داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از تکنیک کدگذاری اشتراوس و کوربین وسه مرحله کدگذاری باز ، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی و با روش تحلیل محتوای متن مصاحبه ها ، مورد بررسی قرار گرفت. مقوله محوری مطالعه حاضر دانش محتوایی ، پداگوژی و فناوری معلمان علوم بود که در ابعاد ؛ دانش علمی ؛ مهارت و بینش علمی ، پژوهش علمی و مدیریت و اداره کلاس ، دانش روانشناسی و شناخت ویژگی های دانش آموزان و دانش تدریس و ارزشیابی و همچنین دانش سخت افزار و نرم افزار و استفاده از اینترنت مورد تحلیل قرارگرفت . یافته ها نشان داد محور اصلی دانش معلمان علوم متوسطه اول تحت تاثیر عواملی از جمله شرایط علی ، زمینه و شرایط مداخله گر قرار داشت که در نهایت منجر به بهبود پیامدهای (خود تنظیمی معلمان و ..)معلمان شد ، و مدل نهایی براساس آنها تدوین گردید.

    کلیدواژگان: دانش محتوایی، دانش و مهارت علمی، دانش پداگوژی، مدیریت کلاس
  • شناسایی موانع زیرساختی و مدیریتی بکارگیری آموزش الکترونیکی در آموزش منابع انسانی
    غلام رضا شمس*، فرزانه تاری، مرتضی رضایی زاده صفحات 183-205
    هدف

    آموزش الکترونیکی، فرصتی بی بدیل برای رویارویی با محدودیت های آموزش حضوری، تحقق آرمان آموزش برای همه و زمینه سازی برای توسعه پایدار و متوازن، به سرعت در اکثر نظام های آموزشی و سازمان ها رشد و گسترش یافته است؛ اما علی رغم این رشد سریع، هنوز هم برخی موضوعات و موانع پیرامون آن وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع زیرساختی و مدیریتی بکارگیری آموزش الکترونیکی در آموزش منابع انسانی است.

    روش

    جهت شناسایی موانع، از روش کیفی میتنی بر مطالعه پدیدارشناسانه با مشارکت مدیران و متصدیان فنی شرکت ملی گاز استفاده شد، که از این جامعه، تعداد 8 نفر، بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند و به منظور تحلیل یافته ها از روش تحلیل محتوا به شیوه مقوله بندی استفاده شد. در مجموع تعداد 9 مقوله که در بردارنده 24 مفهوم بود به عنوان اصلی ترین موانع زیرساختی و مدیریتی بکارگیری آموزش مجازی، استخراج شدند. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، موانع زیرساختی شناسایی شده عبارتند از ضعف در ارتباطات شبکه ای، ضعف پشتیبانی فنی از سوی واحد IT، ضعف زیرساخت های فیزیکی و سخت افزاری و موانع مدیریتی شامل بی توجهی به فرهنگ یادگیری در کارکنان سازمان، بی انگیزگی کارکنان، کمبود نیروی انسانی متخصص در زمینه فناوری، جدی تلقی نکردن آموزش مجازی از سوی سازمان، ضعف نظام تشویقی و انگیزشی سازمان، و بی توجهی و عدم حمایت مدیران سازمان است. کارکردهای یافته های این پژوهش در راستای ارتقای استفاده از آموزش های الکترونیکی در توسعه منابع انسانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: آموزش الکترونیکی، موانع زیرساختی، موانع مدیریتی