فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 33، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ماندانا عزیزی*، مهرداد خان محمدی، محمد پناهنده صفحات 1-13

    پروژه های سدسازی می تواند از طریق کاهش یکپارچگی و افزایش ازهم گسیختگی منطقه بر عملکرد سیمای سرزمین تاثیر بگذارد و در پی آن ساختار محیط زیست منطقه را متاثر کند. کمی سازی این تغییرات با استفاده از سنجه ها انجام می شود و گوناگونی آنها باعث کاربرد گسترده آنها در مطالعات اکولوژیکی و حل مسائل کاربردی زیست محیطی می شود. هدف این تحقیق بررسی روند تغییرات ساختاری پوشش جنگلی در حوزه آبخیز شفارود با توجه به احداث سد شفارود است. به این منظور سه تصویر ماهواره لندست در فصل اوج رشد پوشش گیاهی متعلق به سال های 2013، 2000 و 2017 استفاده شد و تصحیح های هندسی و اتمسفری اعمال و با روش طبقه بندی حداکثر احتمال، نقشه کاربری اراضی منطقه برای هر مقطع زمانی تهیه شد. نقشه های کاربری به ترتیب دارای صحت کلی و ضریب کاپای بالاتر از 86% و 0/83 بودند. سپس تجزیه وتحلیل سنجه ها شامل مساحت کلاس (CA)، تعداد لکه، حاشیه کل، تراکم حاشیه و میانگین اندازه لکه در سطح کلاس جنگل انجام شد. نتایج بیانگر افزایش ازهم گسیختگی و نامساعد شدن شرایط زیستگاهی و جایگزینی گسترده پوشش های جنگلی با مناطق بدون پوشش است. نتایج همچنین نشان داد که کاهش تعداد لکه‏های جنگلی مابین سال های 2013 تا 2017، تخریب متمرکز در کوتاه مدت در محل احداث پروژه را ایجاد کرده، این در حالی است که هنوز ساختمان سد و نیازمندی های آن مانند دسترسی ها کامل نشده است. برای حفظ منابع طبیعی باید روند توسعه را با محدودیت ها و قابلیت های اکوسیستم از طریق مطالعات دقیق محیطی، ارزیابی و توضیح پروژه ها بر محیط زیست و ارائه روش های کاهش و جبران آثار مخرب پروژه های توسعه ای هماهنگ نمود.

    کلیدواژگان: اکولوژی سیمای سرزمین، پوشش جنگلی، سنجه های سیمای سرزمین، سد شفارود، ماهواره لندست
  • جعفر حسین زاده*، ماشاءالله محمدپور، ایاد اعظمی صفحات 14-25
    تنش خشکی شدید، موجب محدود شدن رشد گونه های گیاهی ازجمله درختان بلوط شده و همزمان با شروع ضعف، هجوم آفات و امراض و در نهایت مرگ آنها اجتناب ناپذیر است. بهره گیری از روش های ذخیره نزولات، آب مورد نیاز رشد گیاه را در خاک فراهم می کند. در این تحقیق امکان استفاده از دو روش ذخیره نزولات جوی بصورت بانکت های خطی و هلالی برای مقابله با شرایط بحرانی جنگل های در معرض خطر خشکیدگی بلوط، واقع در بخش چوار استان ایلام، در مقایسه با شاهد (بدون ذخیره) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار و 3 تیمار بررسی شد. در ابتدا مشخصات درختان، وضعیت خاک و میزان رطوبت آن اندازه گیری شد و در طول دوره چهارساله هم مقادیر رطوبت خاک ماهانه و وضعیت سلامت درختان ارزیابی و ثبت شد. نتایج آزمایش نشان داد که رطوبت خاک در سال کم بارش تقریبا متناسب با میزان کاهش بارندگی کاهش می یابد، به طوری که در ماه های گرم، بحران کاهش رطوبت حتی به عمق بیش از یک متری خاک می رسد. مقایسه تغییرات میانگین رطوبت خاک حکایت از اثر معنی دار روش های ذخیره باران در افزایش رطوبت خاک به میزان 21 درصد در روش بانکت خطی و 39 درصد در روش بانکت هلالی داشت. بررسی تغییر درجه شادابی و سلامت درختان نشان داد که بین تیمار ذخیره نزولات و تیمار شاهد در سطح اعتماد 95 درصد اختلاف معنی دار وجود دارد که حکایت از تاثیر مثبت ذخیره نزولات در تغییر درجه سلامت درختان دچار خشکیدگی دارد. بنابراین ذخیره نزولات جوی برای افزایش رطوبت خاک و بهبود سلامت و شادابی درختان دچار خشکیدگی، قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: خشکیدگی بلوط، ذخیره نزولات، بانکت هلالی، بانکت خطی
  • وحید راهداری، علی رضا سفیانیان، سعید پورمنافی، سعیده ملکی صفحات 26-39

    زیر حوزه آبخیز پلاسجان در غرب حوزه آبخیز گاوخونی بین استان های اصفهان و چهارمحال و بختیاری واقع شده و دارای پهنه های جنگلی است. اکوسیستم جنگلی، دارای کارکردهای متنوعی مانند کنترل رواناب ها، گردشگری و تامین زیستگاه حیات وحش است. بنابراین تعیین قابلیت اراضی برای حفاظت، احیاء و توسعه جنگل از طریق مدل سازی قابلیت جنگل داری سطح زمین ضروریست. برای دستیابی به این هدف و کاهش مقدار عدم قطعیت در تهیه مدل، از روش ترکیبی ارزیابی چند معیاره و فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. معیارها بر اساس نظر کارشناسان و مرور منابع، تعیین وزن های آنها به روش تحلیل سلسله مراتبی فازی مشخص و معیارها و زیرمعیارها به صورت فازی و محدودیت ها به روش بولین استاندارد شد. بلایه های اطلاعاتی با استفاده از مدل ترکیب خطی وزن دار با یکدیگر ترکیب و با اعمال طبقه بندی دوباره بر روی مدل تهیه شده، نقشه قابلیت جنگل داری اراضی تهیه شد. بررسی نقشه های تولید شده نشان داد مناطق با قابلیت خیلی زیاد برای فعالیت های جنگل داری، 6/9 درصد کل منطقه و منطبق با پراکنش فعلی جنگل ها بوده که به دلیل مناسب بودن معیارهای ارزیابی، بیشتر در نواحی جنوب غربی قرار گرفته اند. نتایج این مقاله نشان داد، با وجود اینکه در این مطالعه از روش ترکیب خطی وزن دار با حداکثر جبران استفاده شد، اما به دلیل محدودیت نسبی موجود در بعضی از معیارها مانند بالا بودن مقدار آهک خاک، شیب و ارتفاع زیاد و کم بودن دما در برخی از نواحی، 77 درصد کل منطقه دارای قابلیت متوسط و کمتر برای فعالیت های جنگل داری است.

    کلیدواژگان: ارزیابی قابلیت اراضی، استاندارد سازی، وزن دهی، عدم قطعیت، زیرحوزه آبخیز پلاسجان
  • مهری باب مراد*، غلام رضا کجباف والا، ستار زینالی صفحات 40-63
    استان خوزستان مهمترین رویشگاه پده (P. euphratica) در کشور محسوب می شود. طی سال های 90-1387، فون آفات پده و دشمنان طبیعی آنها در سه ایستگاه تعیین شده در رویشگاه های طبیعی این استان مطالعه شد. نمونه برداری از حشرات در طول فصول رویش گیاه میزبان به فاصله هر 15- 30 روز یکبار و به روش های متداول مانند جمع آوری مستقیم از روی گیاه میزبان، به کارگیری تله اشنایدر، جمع آوری و بررسی شاخه های آلوده پده و پرورش مراحل نابالغ حشرات روی نهال های گلدانی انجام شد. نمونه های جمع آوری شده برای شناسایی یا تایید نام علمی به مراجع صلاحیت دار داخلی و خارجی ارسال شد. در مجموع 23 گونه از بندپایان آفت متعلق به 5 راسته و 16 خانواده، همچنین 12 گونه بندپای شکارگر از 5 راسته و 7 خانواده به شرح ذیل جمع آوری و شناسایی شدند. در میان آفات معرفی شده، تعداد 11 گونه از نظر آلودگی و خسارت از اهمیت بیشتری برخوردار بوده که در بین آنها، 8 گونه به طور مشترک در سه رویشگاه مورد مطالعه وجود داشتند. تعدادی از این آفات با میزبانی پده برای اولین بار از استان خوزستان گزارش می شوند.
    Gypsonoma euphraticana Aims., Gypsonoma spp., Lithocolletis sp., Phyllocnistis sp., Cerura vinula L., Harpyia leucotera Stichel, Egeirotrioza intermedia Baeva, Egeirotrioza ceardi (Bergevin), Egeirotrioza sp., Syntomoza unicolor (Loginova & Parfentiev), Chaitophorus euphraticus Hodjat, Pachypappa sp., Salicicola kermanensis Lndgr., Diaspidiotus slavonicus (Green), Ceroplastes rusci (Linnaeus), Monosteira unicostata (Muls. & Rey), Apodiphus amygdali Germar, Tetranychus urticae Koch, Melanophyla picta Pall., Capnodis miliaris Klug, Microcerotermes buettikeri Chhotani & Bose, Microcerotermes diversus Silvestri, Anacanthotermes vagans (Hagen), Coccinella undecimpunctata L., Coccinella septempunctata L., Chilochorus bipustulatus L., Scymnus sp., Orius laticollis (Reuter), Anthocoris sp., Deraeocoris (Phaeocapsus) pilipes (Reuter), Deraeocoris sp., Chrysoperla carnea Steph., Anystis baccarum (Linn), Xysticus sp., Cheiranthium sp.
    کلیدواژگان: پده، آفات، دشمنان طبیعی، رویشگاه های طبیعی، خوزستان
  • هنگامه شیراوند*، شهریار خالدی، سعید بهزادی صفحات 64-81
    پدیده خشکیدگی درختان بلوط در جنگل های زاگرس یکی از مشکلات اساسی اکوسیستم این منطقه است. در این پژوهش به ارزیابی و پیش بینی خشکیدگی جنگل های بلوط زاگرس میانی (بخش لرستان) با رویکرد تغییر اقلیم و با استفاده از شاخص های DVI، GEMI، IPVI، MSAVI2، NDVI، EVI، OSAVI، Sarvi2، SR و VHI پرداخته شد. در این راستا برای 110 نقطه از جنگل های بلوط لرستان این شاخص ها استخراج گردید و درنهایت ماتریسی به ابعاد 110×345 طی دوره 2000 تا 2016 تشکیل شد. سپس برای پیش بینی روش های فازی و شبکه عصبی ارزیابی شد و هریک که خطای کمتری داشت مبنای پیش بینی برای دوره 2017 تا 2030 قرار گرفت. همچنین به منظور شناسایی نواحی خشکیدگی از روش های تحلیل خوشه ای و ممیزی و برای بررسی نوسان ها از تحلیل طیفی بهره گرفته شد. نتایج حاصل نشان داد که شاخص های خشکیدگی در بیشتر موارد از روند افزایشی برخوردار بوده است. نتایج تحلیل خوشه ای نیز نشان داد که خشکیدگی جنگل های بلوط در چهار ناحیه (فاقد خشکیدگی، با خشکیدگی نرمال، با خشکیدگی زیاد و با خشکیدگی بسیار زیاد) قابل تقسیم است. بررسی نوسان های حاکم بر نواحی خشکیدگی نیز حکایت از وجود چرخه های کوتاه مدت اغلب 2 تا 4 ساله نوسان ها بر شاخص های خشکیدگی داشت. ارزیابی شبکه عصبی و روش فازی نیز نشان داد که روش شبکه عصبی روش مناسب تری برای پیش بینی شاخص های خشکیدگی است و نتایج پیش بینی بیانگر آن است که در دوره آینده بیشتر شاخص های خشکیدگی در منطقه روند افزایشی را تجربه خواهند کرد.
    کلیدواژگان: اقلیم، بلوط، شاخص های خشکیدگی، شبکه عصبی، زاگرس، نوسان
  • سید علی اصغر کلانتری*، محمد حسن صفرعلی زاده، حسین لطف علی زاده، شهرام آرمیده، شهرام میرفخرایی، سید ابراهیم صادقی صفحات 82-95

    این پژوهش به منظور شناسایی و بررسی تنوع گونه ای حشرات بذرخوار گیاهان مرتعی لگومینوز (Fabaceae) استان خراسان شمالی در طی سال های 1395-1394 با نمونه برداری های هفته ای از فروردین تا شهریور هر سال انجام و شاخص های تنوع زیستی با استفاده از نرم افزار SDR محاسبه گردید. طی این تحقیق 25 حشره بذرخوار شناسایی شد که به راسته های Hymenoptera، Coleoptera، Lepidoptera و Heteroptera تعلق داشتند. نتایج نشان داد از 4421 حشره بذرخوار جمع آوری شده، بیشترین تعداد به ترتیب از بذرهای لگوم هایAstragalus suluklensis (Frey& Sint) ، به تعداد 593 نمونه (متعلق به 10 گونه)، BoissA. macropelantus به تعداد 303 نمونه (متعلق به 7 گونه) و Bung  A. iranicus به تعداد 513 نمونه (متعلق به 4 گونه) خارج شد. زنبورهایBruchophagus mutabilis (Nikolskaya, 1952) و Fedoseev,1954))B. astragali  و سوسک Bruchidius virgatus (Fahraeus, 1839) به ترتیب با فراوانی نسبی 35/35، 9/58 و 7/05 درصد بیشترین فراوانی را در میان حشرات بذرخوار داشتند. بر اساس شاخص های تنوع گونه ای آلفا قرق سیساب، سالوک و پارک حفاظت شده ساریگل بیشترین و مناطق جاجرم و دامنه های جنوبی پارک ملی گلستان کمترین تنوع گونه ای را داشته، همچنین ارتفاعات 1200 تا 1800 متر نسبت به سایر ارتفاعات تنوع گونه ای بیشتری داشتند. در بین حشرات بذرخوار زنبورهای Bruchophagus mutabilis و B. astragaliبا80 درصد خسارت، زنبور بذرخوار  Zerova, 1992 B. dahuricus تا 45 درصد خسارت، سوسک های بذرخوار Bruchidus virgatus، B. lukjanovistsci (Ter-Minassian, 1969) و (Boheman, 1829) B. astragali تا 60 درصد خسارت و پروانه بذرخوار Etiella zinckenella (Treitschke, 1832) تا بیش از 90 درصد خسارت از مخرب ترین حشرات بذرخوار بودند.

    کلیدواژگان: فون، حشرات بذرخوار، تنوع زیستی، استان خراسان شمالی
  • مریم عجم حسنی صفحات 96-106

    سلول های خونی فاکتور مهم دفاع حشره در برابر عوامل بیگانه مانند قارچ ها، باکتری ها، یا ذرات سموم هستند. مطالعه مرفولوژی سلول های خونی و فراوانی آنها به عنوان اولین گام در شناخت ویژگی های دفاع سلولی حشرات ضروریست. در این تحقیق، انواع سلول های خونی و جمعیت آنها در همولنف لارو سوسک شاخک بلند رزاسه  Osphranteria coerulescenseو کرم خراطZeuzera pyrina بررسی شد. چهار نوع هموسیت شامل پروهموسیت، پلاسموتوسیت، گرانولوسیت و اونوسیتویید در همولنف هر دو آفت شناسایی شدند. اسفرولوسیت ها در همولنف کرم خراط مشاهده شدند. پدوسیت ها (نوعی پلاسموتوسیت) در لاروهای سن دوم و سوم سوسک شاخک بلند رزاسه وجود داشتند. پروهموسیت ها به عنوان سلول های بنیادی، سلول هایی کوچک بوده و اغلب مدور با هسته مرکزی مشاهده شدند. پلاسموتوسیت ها ظاهر چندشکلی داشته و به همراه گرانولوسیت ها فراوان ترین سلول های همولنف سوسک شاخک بلند رزاسه و کرم خراط بودند. گرانولوسیت ها دارای اندازه های متغیر و اغلب کروی یا تخم مرغی شکل با هسته درشت بودند و بیشترین فراوانی را در لاروهای سنین بالای کرم خراط داشتند. اونوسیتوییدها نیز به صورت سلول هایی کوچک تا متوسط و تخم مرغی شکل با هسته جانبی مشاهده شدند. اسفرولوسیت ها معمولا سلول هایی گرد یا کشیده و بزرگ تر از گرانولوسیت ها بودند. شمارش کل سلول های خونی در مراحل مختلف لاروی هر دو حشره نشان داد که تعداد سلول ها با سن لاروی ارتباط مستقیم داشت. تعداد کل سلول ها در سن سوم سوسک شاخک بلند رزاسه و سن پنجم کرم خراط بیشتر از سایر سنین لاروی بود. با شمارش تفریقی سلول ها، فراوانی پلاسموتوسیت ها و گرانولوسیت ها در همه سنین لاروی از سایر سلول ها بیشتر بود. این یافته ها می تواند در راستای ایمنی شناسی سوسک شاخک بلند رزاسه و کرم خراط آنها موثر باشد.

    کلیدواژگان: سلول های خونی، سوسک شاخک بلند رزاسه، کرم خراط، مطالعه میکروسکوپی
  • زهرا علی رضایی، امیر گندم کار*، مرتضی خداقلی، علی رضا عباسی صفحات 107-123

    پوشش جنگلی زاگرس یکی از مهمترین اجزای اکوسیستم زاگرس بوده که نقش مهمی در حفاظت آب و خاک این منطقه ایفا می کند. خشکسالی به عنوان یکی از مخاطرات اقلیم شناختی، می تواند تاثیرات چشم گیری روی پوشش جنگلی داشته باشد. ازاین رو آشکارسازی پویایی مکانی جنگل در پاسخ به خشکسالی بسیار مهم است. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی پویایی مکانی پوشش جنگلی لرستان در پاسخ به تغییرات سالانه خشکسالی است. در این راستا مقادیر شاخص بارزشده پوشش گیاهی (EVI) از تصاویر لندست 5 و 8 برای دوره آماری 2000-2017 استخراج گردید. شاخص بارش استاندارد شده (SPI)، برای دوره آماری مذکور با استفاده از آمار بارش ماهانه 9 ایستگاه سینوپتیک منطقه محاسبه شد. با استفاده از تحلیل همبستگی مکانی ارتباط بین مساحت سالانه پوشش جنگلی و شاحص خشکسالی بررسی شد و در نهایت تابع حساسیت تغییرات مکانی پوشش جنگلی با برازش یک مدل خطی به دست آمد. نتایج حاصل از نمونه‏برداری‏های میدانی نشان داد که آستانه EVI > 0.4 را می‏توان به عنوان آستانه پوشش جنگلی استان در نظر گرفت. تحلیل همبستگی بیانگر آن بود که سری زمانی 18 ساله پوشش جنگلی، 0/68 با شاخص SPI همبستگی داشته است که این میزان همبستگی در سطح اطمینان 0/95 معنی‏دار بوده است. نتایج حاصل از توسعه تابع حساسیت به تغییرات شاخص SPI بیانگر آن بود که پهنه پوشش جنگلی دارای آستانه سبزینگی تعیین شده، حساسیت قابل توجهی به خشکسالی دارد، به نحوی که به ازای هر 0/1 واحد تغییر در شاخص SPI میزان مساحت پهنه پوشش جنگلی 14880 هکتار در همان جهت تغییر خواهد کرد.

    کلیدواژگان: خشکسالی، پوشش جنگلی، جنگل‏های بلوط، ماهواره لندست، استان لرستان
|
  • Mandana Azizi *, M. Khanmohammadi, M. Panahandeh Pages 1-13

    Dam construction projects can affect the functioning of the landscape by reducing the integrity and increasing distruption, and consequently, this change in the landscape could affect the function of the environment. Quantifying landscape changes is performed using landscape metrics and their variety makes them to be widely used in ecological studies and solving environmental problems. The purpose of this research was to investigate the trend of structural changes in forest cover in Shafarood watershed due to the construction of Shafarood dam. To ths end, three Landsat satellite images were used during the peak season of vegetation cover in 2000, 2013 and 2017. Geometric and atmospheric corrections were applied to these images. Using the maximum probabilistic classification method, the land use maps of the area for each year were prepared. Land cover maps had overall accuracy and Kappa coefficient higher than 86% and 83%, respectively. The results indicated an increase in the fragmentation and destruction of habitat conditions in the Hirkani forests and an extensive replacement of forest cover with no vegetation areas. The results also showed that the decline in the number of forest patches between 2013 and 2017 caused short-term centralized demolition at the project site, while the construction of dam and related facilities, such as roads and lateral installations have not yet been completed. To protect natural resources, the development process should be coordinated with the constraints and capabilities of the ecosystem through precise environmental studies, the assessment and explanation of the environmental impacts of the projects on the environment, and the presentation of approaches for reducing and mitigation of the destructive effects of development projects.

    Keywords: Landscape Ecology, forest cover, landscape metrics, Shafarood dam, Satellite Landsate
  • J. Hoseinzadeh *, M. Mohammad Pour, A. Aazami Pages 14-25
    Severe drought stress restricts the growth of plant species such as oak trees and at the onset of weakness, invasion of pests and diseases and ultimately death is inevitable. The use of rainfall storage techniques provides the water needed for plant growth in the soil. This study aimed to examine the possibility of using two small water catchment (Linear terrace and Crescent pond), to cope with the critical conditions of oak forests, located in Chavar section of Ilam province; comparing to the control (without storage) in a randomized complete block design. Before running the storage systems, trees characteristics, as well as soil and moisture content were measured and during the 4-year period, monthly soil moisture and health status of the trees were recorded. Experimental results showed that soil moisture decreased in proportion to the amount of rainfall in the low season, so that in hot months, the moisture loss crisis reaches even more than one meter deep. Comparison of mean soil moisture changes showed significant effect of rain storage methods on soil moisture content by 21% in linear banquet method and 39% in crescent banquet method. Evaluation of the degree of vitality and health of the trees showed that there was a significant difference between the treatment of rainfed storage and the control treatment at 95% confidence level, indicating the positive effect of the rainfed storage on the health of the trees. Therefore, the use of water catchment systems to store the precipitation is recommended to increase soil moisture and improve the health and vitality of the declined trees.
    Keywords: Oak dieback, water storage, linear terrace, Crescent pond
  • Vahid Rahdari, A. R. Sofyanian, S. Pourmanafi, S. Maleki Pages 26-39

    Plasjan sub-basin is located in the west of Gavkhoni basin between Isfahan and Chaharmahal-Bakhtiari provinces and has forest zones. Forest ecosystem has important roles such as runoff controlling, ecotourism and preparing wildlife habitat. Therefore, determination of land capability is essential for forest conservation, restoration and development through modeling of land forestry capability. To achieve this goal and to reduce the uncertainty in model preparation, a combination of multi-criteria evaluation and fuzzy analytical hierarchy process method was used. The criteria were determined according to the experts and reviewing the references, their weights were calculated using fuzzy analytical hierarchy process, the criteria and sub-criteria were standardized applying fuzzy and constraints by Boolean methods. The data layers were combined using a weighted linear combination model and a reclassification map was prepared to develop the land forestry capability model. Survey of the produced maps showed that areas with high potential for forestry activities were 9.6% of the total area and in accordance with the current distribution of forests which due to the appropriateness of evaluation criteria, were located in southwestern areas. The results of this study revealed that although the WLC method with high trade-off level was used, due to the relative limitation of some criteria such as high lime content, high slope and elevation and low temperature in some areas, 77 % of the Plasjan area is moderately and less suitable for forestry activities.

    Keywords: Multi criteria evaluation, Standardizing, Weighting, Forest capability, Uncertainty, Plasjan sub-basin
  • Mehri Babmorad *, Gh, R. Kajbaf Vala, S. Zeinali Pages 40-63
    Khuzestan province accounts as the most important natural habitats for Euphrates poplar (Populus euphratica Olive) in Iran. During 2008–2011, the harmful & benefical arthropods fauna associated with Euphrates poplar were studied in three selected sites of natural stands of Khuzestan province. The studies carried out every 15-30 days during the growing seasons of the host plant. Samples were mainly collected by Schneider trap, direct hand, collecting of infected tree branches, as well as rearing immature instars of the pests on seedlings in controlled conditions. Cooperation of various senior experts inside and outside of the country was used to assist recognizing insect species. A total of 23 pest species belonging to 16 families of 5 orders and also, 12 species of predatory arthropods belonging to 7 families of 5 orders were collected and identified as follows. Among the introduced pests, 11 species were more important in terms of contamination and damage, among which 8 species were common in the three studied habitats. A number of species were mainly collected for the first time from the mentioned localities. Gypsonoma euphraticana Aims., Gypsonoma spp., Lithocolletis sp., Phyllocnistis sp., Cerura vinula L., Harpyia leucotera Stichel, Egeirotrioza intermedia Baeva, Egeirotrioza ceardi (Bergevin), Egeirotrioza sp., Syntomoza unicolor (Loginova & Parfentiev), Chaitophorus euphraticus Hodjat, Pachypappa sp., Salicicola kermanensis Lndgr., Diaspidiotus slavonicus (Green), Ceroplastes rusci (Linnaeus), Monosteira unicostata (Muls. & Rey), Apodiphus amygdali Germar, Tetranychus urticae Koch, Melanophyla picta Pall., Capnodis miliaris Klug, Microcerotermes buettikeri Chhotani& Bose, Microcerotermes diversus Silvestri, Anacanthotermes vagans (Hagen).Coccinella undecimpunctata L., Coccinella septempunctata L., Chilochorus bipustulatus L., Scymnus sp., Orius laticollis (Reuter), Anthocoris sp., Deraeocoris (Phaeocapsus) pilipes (Reuter), Deraeocoris sp., Chrysoperla carnea Steph., Anystis baccarum (Linn), Xysticus sp., Cheiranthium sp.
    Keywords: Populus euphratica Olive, Pests, natural enemies, Natural stands, Khuzestan
  • Hengameh Shiravand *, Sh. Khaledi, S. Behzadi Pages 64-81
    The oak trees decline in Zagros forests is one of the main problems of the ecosystem of this region. Therefore, in this research, estimation and prediction of oak forests decline in the middle Zagros (Lorestan section) were performed to evaluate the RS data and decline indices including DVI, GEMI, IPVI, MSAVI2, NDVI, EVI, OSAVI, Sarvi2, SR and VHI. To this end, these indices were extracted using ArcGIS for 110 sites of oak forests. Finally, a matrix of 345 × 110 dimensions during 2001 to 2016 was created. Then, fuzzy and neural network methods were used in the prediction strategy, and the method with less error was considered as the prediction basis for the period 2017-2030. The cluster analysis and the discriminant analysis were also used to identify the decline areas, and spectral analysis was used to investigate the oscillation. The results showed that the decline indices had an increasing trend in the most cases. The results of cluster analysis also revealed that oak forest decline can be divided into four areas (no decline, normal decline, high decline and very high decline areas). Investigating the fluctuations of the dominant areas also indicated short-term cycles of 2 to 4 years fluctuations on drying indices. Neural network evaluation and fuzzy method also demonstrated that neural network method is a more suitable method for predicting decline indices. The prediction results indicated that in the future, most of the decline indices in the region will be increased.
    Keywords: decline, Neural network, Oak, Oscillation, Remote Sensing, Zagros
  • Seyed Ali Asghar Kalantary *, M. H. Safar Alizadeh, H. Lotfali Zadeh, Sh. Aramideh, Sh. Mirfakhraee, S. E. Sadeghi Pages 82-95

    This study was intended to identify seed feeding insects and to investigate their biodiversity on Fabaceae rangeland plants in North Khorasan during 2015-2016. Therefore, sampling was carried out with collecting legum seeds as weekly from April to September each year and biodiversity indices were calculated using SDR software. In this study, 25 seed feeding insects were identified that belonged to the Hymenoptera, Coleoptera, Lepidoptera and Heteroptera orders. Among 4421 seed feeding insects, the highest numbers belonged to Astragalus suluklensis Frey& Sint with 593 specimens (10 species), A. macropelantus Boiss with 303 (7 species) and A. iranicus Bung with 513 (4 Species), respectively. Species of Bruchophagus mutabilis Nikolskaya, 1952; B. astragalus Fedoseev, 1954; and Bruchidius virgatus Fahraeus, 1839; were the most abundant among seed feeding insects with relative abundance od 35.35, 9.58 and 7.05 percent, respectively. The diversity index indicated that Sissab area and Sargil protected park, had the highest diversity among diverse species and Jajarm and Golestan National Park were the least diverse species. On the other hand, the altitudes of 1200 to 1800 meters had more diversity than other elevations. Among the seed feeding insects, B. mutabilis and B. astragali, with 80% damage, B. dahuricus Zerova with 45% damage, Bruchidus virgatus, Fahraeus, B. lukjanovistsci B. lukjanovistsci (Ter-Minassian, 1969) and B. astragali (Boheman, 1829) with up to 60% of damage and Etiella zinckenella Treitschke with up to 90% damage have been identified as the most destructive insect pests.

    Keywords: Fauna, seed feeding insects, Biodiversity, North Khorasan province
  • Maryam Ajamhassani Pages 96-106

    Hemocytes as the immune system are important factors against fungi, bacteria and insecticide particles. Studying the morphology of hemocytes and their frequency is essential as the first stage in identification of cellular immune characteristics. In the present research, the types of hemocytes were investigated in the haemolymph of Osphranteria coerulescense and Zeuzera pyrina larvae after staining with Giemsa and by light microscopy at 40x magnification. Four types of hemocytes including prohemocytes, plasmotocytes, granulocytes and oenocytoides were identified in hemolymph of both pests. Spherulocytes and podocytes were observed only in hemolymph of Z. pyrina and 2nd and 3rd instars larvae of Osphranteria coerulescense, respectively. Prohemocytes as stem cells were small and often round with central nucleus. Plasmotocytes had often polymorphism profile and together with granulocytes were the most abundant hemocytes in both insects. Granulocytes are variable in size, round or oval shape with large nucleus in relation to cell size. They were the most abundant cells in the hemolymph of 4th and 5th instars of Zeuzera pyrina. Oenocytoid were also found to be generally small to medium-sized, oval shape with round and eccentrical nucleus. Spherulocytes were usually rounded or elongated cells and larger than Granulocytes. The total hemocytes count at different larval stages of both insects showed that the number of cells was directly related to larval age. The total number of cells was higher in the 3rd instar larvae of O. coerulescence and 5th instar larvae of Z. pyrina in comparison to the other instars. Differential hemocyte count showed that frequency of Plasmotocytes and Granulocytes were the highest in all of larval instars. The present study provides detailed information of hemocyte profile and hemogram of two wood boring insects. These findings could be used as a basis for further investigation on the immunology studies of Osphranteria coerulescense and Zeuzera pyrina.

    Keywords: Hemocytes, Osphranteria coerulescense, Zeuzera pyrina, Microscopic study
  • Z. Alirezaee, A. Gandomkar *, M. Khodagholi, A. R. Abasi Pages 107-123

    The Zagros Woodland is one of the main components of Zagros ecosystem that has significant role in water and soil conservation. Drought, as one of the climatic hazards, can have dramatic effects on forest cover. Therefore, detecting the spatiotemporal dynamics of the forest in response to drought is very important. The main objective of this study was to detect the spatiotemporal relationship of forest cover of Lorestan province in response to annual drought. In this regard, the Enhanced Vegetation Index (EVI) values were extracted from Landsat 5 and 8 images for the period 2017-2017. The Standardized Precipitation Index (SPI) was calculated for the mentioned period using monthly rainfall statistics of 9 synoptic stations in the region. By using spatial correlation analysis, the relationship between annual forest area and drought index was investigated and finally, sensitivity function of spatial variation of forest cover was obtained by fitting a linear model. The results of field sampling showed that EVI threshold> 0.4 can be considered as the province's forest cover threshold. Correlation analysis between forest cover and drought indicated that the 18-year time series of forest cover had a significant correalation of 0.68 with SPI (0.95 confidence level). The results of development of sensitivity function to SPI index indicated that the forest cover had significant sensitivity to drought so that for each 0.1 unit change in the SPI index the forest cover area will change as 14880 ha in the same direction.

    Keywords: drought, forest cover, oak forest, Landsat, Lorestan province