فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی روستایی - سال هشتم شماره 3 (پیاپی 26، تابستان 1398)
  • سال هشتم شماره 3 (پیاپی 26، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/06
  • تعداد عناوین: 9
|
  • رضا دین پناه*، رقیه قزلسفلو صفحات 1-12
    مقدمه
    ‏امروزه توسعه به عنوان یک فرآیند، مهم ترین بحث کشورها، بویژه کشورهای در حال توسعه است. تحقق پیشرفت و توسعه کشورها نیز مستلزم بهره گیری از استعداد و توان و حضور فعالانه مردم و مشارکت آنها در مراحل توسعه است؛ به طوریکه توسعه و مشارکت را اموری در هم تنیده دانسته اند، و فرآیند توسعه وقتی با ثبات و موفقیت همراه می دانند که با افزایش مشارکت مردم توام باشد.  برنامه های انجام شده توسط سازمان های غیر دولتی قادر به داشتن سهم مثبت در فرآیند توسعه پایدار در یک سطح معینی می باشد. توسعه پایدار روستایی عبارت است از فرآیند کمک به مردم روستایی از طریق اولویت بندی نیازهایشان، فعال نمودن آن و سرمایه گذاری در زمینه ایجاد زیر ساخت ها و ارائه خدمات اجتماعی،برقراری عدالت و برابری با توجه به ظرفیت های محلی، و رفتارهایی به خلاف همه بی عدالتی های گذشته و تضمین سلامتی و امنیت آنها. شرکت های خدمات مشاوره ای به عنوان سازمان های غیردولتی نقش بسیار مهمی در توسعه پایدار روستایی دارند. این شرکت ها در گسنره مکانی از کشور فعالیت می کنند و در استان گلستان 117 شرکت خدمات مشاوره ای وجود دارد. این تحقیق به دنبال شناسایی عواملی است که نقش شرکت های خدمات مشاوره ای را در دست یابی به توسعه پایدار روستایی پررنگ تر نماید.

    مبانی نظری تحقیق
    اهمیت سازمان های غیر دولتی در کشورهای عقب مانده و یا کشورهای رو به توسعه ای مانند ایران ، بیش از هر چیز شاید به توانایی سازمان هائی از این دست برای فرهنگ سازی در بنیادین ترین بخش های جامعه مربوط باشد. تجربه تاریخی فرآیند توسعه در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته، این امر را روشن ساخته که توسعه روستایی یک ضرورت بنیادی برای توسعه ملی است و می بایست در اولویت برنامه های توسعه ای قرار گیرد.  اگر قرار است توسعه در کشورهای جهان سوم نیز انجام گیرد و خود پایدار باشد باید به طور اعم از مناطق روستایی و به طور اخص از بخش کشاورزی آغاز شود، مسائل اساسی فقر گسترده، نابرابری در حال رشد، رشد سریع جمعیت و بیکاری فزاینده تماما ریشه در رکود و اغلب سیر قهقرایی زندگی اقتصادی مناطق روستایی دارد و بدون توسعه روستایی که به عنوان بخش مهمی از برنامه های توسعه کلان در هر کشوری است، توسعه صنعتی یا موفق نخواهد شد و یا اگر موفق شود چنان عدم تعادل های شدید داخلی ایجاد خواهد کرد که مشکلات فقر گسترده، نابرابری و بیکاری بیشتر خواهد شد.
    کلیدواژگان: سازمان های غیردولتی، توسعه پایدار روستایی، کارشناسان شرکت های خدمات مشاوره ای، استان گلستان
  • فاطمه گریوانی، محمد طاهر احمدی شادمهری*، محمدعلی فلاحی، حسین راغفر صفحات 13-25
    هدف

    با افزایش روزافزون درآمد و مخارج دولت ها، مسئولیت آن ها در قبال رفاه و رشد و توسعه جوامع افزایش چشمگیری یافته است. اولین گام در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری صحیح جهت نیل به سطوح رفاه مطلوب این است که شاخص های مربوطه به بهترین روش ممکنه شناسایی و اندازه گیری شوند که نمود عینی این شاخص ها را می توان فقر نامید. در ایران عمده بررسی های فقر به دلیل نبود داده های تابلویی به صورت ایستا انجام می شود که قادر به شناسایی میزان گذرا یا مزمن بودن فقر نیست. در چنین شرایطی، رویکرد داده های تابلویی ترکیبی شیوه ای نو از برآوردهایی نسبتا دقیق تحرک فقر در کشورهایی با داده های مقطعی، ارائه می کند که محور اندازه گیری پویایی های فقر در مناطق روستایی ایران در این مقاله می باشد.

    روش تحقیق

    پژوهش حاضر، در ابتدا خط فقر مطلق مناطق روستایی کشور را در سال های 1391، 1394 و 1395 محاسبه و سپس وضعیت تحرک فقر در طی این سال ها را به روش داده های تابلویی ترکیبی بررسی می کند.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان می دهد نوعی وابستگی حالت در وضعیت فقر مناطق روستایی وجود دارد به طوری که بیش از 86 درصد خانوارهایی که در سال 1395 فقیر (غیر فقیر) بودند در دوره اول (سال 1391 یا سال 1394) نیز فقیر (غیر فقیر) بوده و تنها با احتمال کمتر از 14 درصد خانوارهای فقیر (غیر فقیر) سال 1395 در دوره قبل در وضعیت غیر فقیر (فقیر) قرار داشته اند.

    کلیدواژگان: اندازه گیری فقر، فقر پویا، داده های تابلویی ترکیبی، مناطق روستایی، ایران
  • میرستار صدر موسوی، محسن آقایاری هیر، محمد ولایی* صفحات 27-44
    مقدمه

    در دنیا واژه «فقر» با واژگان «روستا» و «کشاورزی» قرابت زیادی پیدا کرده، به گونه ای که در کشورهای در حال توسعه، روستا و کشاورزی، تداعی گر فقر و محرومیت می باشند (Ogundipe et al, 2016: 27) و کسانی در این نواحی زندگی می کنند، منزوی و پراکنده بوده و به خدمات اجتماعی- اقتصادی و دیگر خدمات دسترسی زیادی ندارند (محمدی یگانه و ولائی، 1393: 234). فقر در نواحی روستایی در اثر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی (Barbier, 2015: 2)، سیاسی، تاریخی و در نهایت در اثر عدم توسعه روستایی شکل گرفته و در طول تاریخ بشری پیامدهای نامطلوبی را در این جوامع ایجاد نموده است (صادقی،1390: 108). بنابراین، بین فقر و زندگی روستائی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، زیرا بیش از سه چهارم فقرا در مناطق روستائی زندگی می کنند. از آنجا که هرگونه سیاست گذاری موفق (در راستای توسعه روستائی) مستلزم شناخت این پدیده است، لذا اطلاع از میزان گستردگی فقر حاکم بر جامعه و عوامل موثر بر آن از مسائل مهم در تدوین برنامه های کاهش فقر به شمار می رود. در همین راستا، شهرستان میاندوآب در حاشیه جنوب شرقی دریاچه ارومیه و در منطقه بسیار حساس اکولوژیک که طی سال های اخیر به شدت تحت تاثیر خشک شدن آب این دریاچه قرار گرفته و بحران کم آبی و کاهش شدید راندمان تولیدات کشاورزی در منطقه مورد مطالعه اتفاق افتاده است. این عامل منجر به کاهش درآمد، اشتغال، سرمایه گذاری، بهره وری نیروی کار و اراضی کشاورزی و بالاخره افزایش تعداد فقر و فقرا در روستاها شده است. لذا ریشه یابی عوامل موثر بر گسترش فقر روستایی و در نظر گرفتن این عوامل در برنامه های تدوینی لازم و ضروری به نظر می رسد. به همین جهت، هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و شناخت عوامل گسترش و ریشه یابی فقر در سکونتگاه های روستایی شهرستان میاندوآب می باشد و تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد: مهمترین عوامل موثر بر تشدید و گسترش فقر روستایی در شهرستان میاندوآب کدامند؟

    کلیدواژگان: فقر روستایی، عوامل فقر، روش Q، شهرستان میاندوآب
  • امیر احمدپور*، فاطمه عرب، محمدرضا شهرکی صفحات 45-58
    هدف

    زنان نقش مهم و رو به رشدی در زمینه توسعه کسب و کار به عهده گرفته اند و کارآفرینی زنان موضوع خاص و مورد توجه در سراسر جهان است. با توجه به اهمیت و تاثیر برخی از عوامل بر کارآفرینی و رفتار کارآفرینانه زنان، تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی و مولفه های آن بر رفتارکارآفرینانه اعضای تعاونی های زنان روستایی در استان مازندران انجام گرفته است.

    روش

    جامعه آماری تحقیق شامل 1396 عضو 11 تعاونی زنان روستایی بود که 320 نفر از آن ها بر اساس جدول کرجسی مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب و نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انجام شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ای بود که از دو بخش اصلی سرمایه اجتماعی در پنج بعد و رفتار کارآفرینانه در شش بعد تشکیل شده بود. روایی ابزار سنجش با استفاده از نظرات اساتید راهنما و مشاور و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد که برای سرمایه اجتماعی 921/0 و رفتار کارآفرینانه 905/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی از دو نرم افزار (21) SPSS و (5/8) Lisrel استفاده گردید.

    یافته ها

    با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق، بعد تعامل اجتماعی از ابعاد سرمایه اجتماعی و بعد تامین منابع و شرایط از ابعاد رفتار کارآفرینانه در اولویت رتبه بندی قرار گرفتند. ارزیابی کیفی سطح سرمایه اجتماعی و رفتار کارآفرینانه نشان دهنده سطح مناسب و رضایت بخش آنها در میان زنان روستایی عضو تعاونی ها بود. براساس ضریب مسیر محاسبه شده در معادلات ساختاری(9/0) ، سرمایه اجتماعی تاثیر بسزایی بر رفتار کارآفرینانه اعضای تعاونی های زنان روستایی دارد. همچنین نتایج معادله ساختاری نشان داد که، مشارکت اجتماعی درون گروهی بعنوان مهم ترین بعد سرمایه اجتماعی، بیشترین تاثیر را در رفتار کارآفرینانه زنان داشته است.

    محدودیت ها/ راهبردها

    پراکندگی توزیع تعاونی های زنان روستایی در استان و همچنین دسترسی به اعضا جهت تکمیل پرسشنامه ها از مهم ترین محدودیت های تحقیق حاضر بوده است.

    راهکارهای عملی

    بهیود و تقویت سرمایه اجتماعی از طریق ارتباط بین تعاونی ها و دیگر نهادها و تشکل های فعال در عرصه روستایی از جمله تعاونی های موفق، جلسات مداوم در راستای شفاف سازی فعالیت ها تعاونی و افزایش آگاهی زنان در شناسایی فرصتها و تصمصم گیری مناسب از طریق برگزاری کارگاه و دوره های آموزشی و کاربردی کارآفرینی می تواند زمینه تقویت و توسعه رفتارهای کارآفرینانه را مهیا سازد.

    اصالت و ارزش

    یافته های این تحقیق می تواند مورد استفاده و توجه سازمان های ذیربط و دست اندرکاران در جهت پیشرفت و دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده تعاونی های زنان روستایی از جمله تقویت و توجه به موضوع کارآفرینی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، رفتار کارآفرینانه، تعاونی روستایی زنان، استان مازندران
  • طاهره صادقلو*، سودابه احمدی، حمیده محمودی صفحات 59-80
    هدف

    کیفیت و وضعیت زندگی انسانها به میزان قابل توجهی به مسکن آنها وابسته است. سرپناه مناسب موجب می شود بیماری و صدمه به حداقل برسد و نقش بسیاری در وضعیت روانی و جسمی افراد داشته باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر مطالعه حاضر به دنبال تحلیل و ارزیابی اثرات بهبود کیفیت مسکن بر ارتقای سلامت جسمی-روانی روستاییان ساکن در این منطقه می باشد.

    روش

    روش تحقیق به صورت پیمایشی از نوع کاربردی، مبتنی بر پرسشنامه و نوع پژوهش هم به صورت توصیفی- تحلیلی می باشد. منطقه مورد مطالعه بخش شاندیز شهرستان بینالود در استان خراسان رضوی، می باشد. 11 روستای آن که طبق آمار سرشماری 1395 دارای 5921 خانوار می باشند، به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است. حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران و با خطای 0.07 درصد معادل 190 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه، پرسشنامه و مشاهدات مستقیم از فضا می باشد. که در قالب طیف لیکرت، طراحی گردیده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون، تی تک نمونه ای و رگرسیون) در نرم افزار SPSS و برای رتبه بندی روستاها از از تحلیل واس پاس (وزن دهی مورداستفاده در تحلیل واس پاس آنتروپی می باشد) استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می دهد که بعد کمی با آماره 0.549، بعد کالبدی با آماره 0.513، بعد فرهنگی- اجتماعی با آماره 0.505، و بعد زیست محیطی با آماره 0.522 با سلامت روحی - روانی رابطه ای مثبت با شدتی متوسط و معنادار دارد. در بعد سلامت جسمی هم تنها رابطه معنادار بین بعد کالبدی با آماره 0.149 می باشد که نوع رابطه مستقیم و ضعیف می باشد و در متغیر سلامت بعد کمی با آماره 0.651، بعد کالبدی با آماره 0.623، بعد فرهنگی- اجتماعی با آماره 0.605 و بعد زیست محیطی با آماره 0.596 دارای رابطه ای مستقیم با شدتی قوی می باشد بدین معنی که هر چه ابعاد کیفیت مسکن بهبود یابد بر سلامت روستاییان هم اثر مثبت می گذارد و سلامت آنها در زمینه های روحی و جسمی بهبود می یابد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد در کل از میان متغیرهای مستقل (کمی، کالبدی، فرهنگی- اجتماعی و زیست محیطی) بعد کمی با 564/0 درصد بیشترین اثر را بر متغیر وابسته (سلامت روحی و جسمی) داشته است. راهکارهای عملی: با توجه به نتایج بدست آمده، بدیهی است که توجه به کیفیت مسکن، سلامت روستاییان را از نظر روحی و روانی به دنبال خواهد داشت. اصالت و ارزش: انتخاب الگوی مناسب مسکن روستایی، قطعا می تواند نتایج مثبتی در جهت ارتقا استانداردهای سلامت هم در بعد جسمی و هم روانی داشته باشد.

    کلیدواژگان: کالبد روستایی، سالما روانی و جسمی، کیفیا مسکب، نواای روستایی، بشش شاندیز
  • صادق اصغری لفمجانی*، حمیدرضا نسیمی صفحات 81-98
    مقدمه

    در دهه های اخیر، اقدامات متعددی در قالب طرح های عمرانی، جهت توسعه سکونتگاه های روستایی در ایران انجام گردیده است که یکی از مهم ترین آنها، اجرای طرح هادی می باشد. این طرح با اقدامات متنوع خود، موجب ایجاد تحولات گسترده ای در ابعاد مختلف زندگی روستاییان شده است که این تحولات به معنای تجربه سبک زندگی نوین در روستاها می باشد. بر این اساس، با بررسی تحولات سبک زندگی خانوارهای ساکن در روستاهای دارای طرح هادی، بایستی از هنجارها و ارزش های پنهان و سایر آثار و تبعات این طرح ها اطلاع یافت و از جهت گیری ها و الگوهای موجود یا در حال شکل گیری، تفسیر و تصویر واقع بینانه تری ارائه نمود. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال اساسی می باشد که اثرات اقدامات طرح هادی در نوگرایی سبک زندگی خانوارهای ساکن در روستاهای مورد مطالعه چگونه است؟ 2. مبانی نظری طرح هادی روستایی، برنامه و راهنمای مصوبی برای هدایت عملیات سازندگی و آبادانی در روستاها، با آگاهی از وضعیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فیزیکی آن هاست که به عنوان یک متغیر بیرونی وارد فضای روستا می شوند و بر ساختارهای روستا اثر می گذارد. بر این اساس، اجرای طرح های هادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم منجر به ایجاد دگرگونی های متعددی در ساختارهایی مثل الگوهای مصرف، سبک پوشش و لباس، آرایش، تغذیه، بهداشت، گفتار و گذران اوقات فراغت می گردد. در واقع، با تغییر بافت کالبدی- اجتماعی فضای روستا از حالت سنتی به سمت مدرن و یا شبه مدرن، شاهد تغییراتی در سبک زندگی هستیم که مجموع این عوامل، بر سبک زندگی ساکنان این نواحی اثر می گذارد و در نهایت سبک جدیدی از زندگی را پدید می آورد.

    کلیدواژگان: سبک زنددگی، ندوگرایی، خدانوار روسدتایی، طدرحهادی، شهرستان داراب
  • مهران فاطمی*، حجت رضایی، سید حسن مطیعی لنگرودی، حسنعلی فرجی سبکبار، علیرضا دربان آستانه صفحات 99-118

    با گذشت هفت دهه از برنامه های عمرانی و توسعه در کشور همچنان هدف اصلی برنامه ریزی که توسعه بوده، محقق نشده است و هنوز ایران در زمره کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد که نواحی روستایی آن با مشکلات زیادی چون مهاجرت، بیکاری، تغییرات ترکیب سنی جمعیت، عدم تنوع اقتصادی، استفاده نشدن از توان ها و قابلیت ها، آسیب پذیری بالا و غیره روبرو هستند. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف تحلیل الگوی حاکم بر نظام برنامه ریزی توسعه پایدار اقتصاد روستایی در استان یزد گردآوری گردیده است. رویکرد تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری اطلاعات اکتشافی و از نظر ماهیت به علت توصیف ویژگی ها، توصیفی- تحلیلی و از نظر ابزار مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری تحقیق را کنشگران دولتی استان یزد تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای و هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد برنامه ریزی توسعه پایدار اقتصاد روستایی در استان یزد از نظر ویژگی منطبق با رویکرد عقلایی و از نظر الگو منطبق بر برنامه ریزی عملیاتی و هسته ای بوده است. روند برنامه ریزی متمرکز و از بالا به پایین بوده و جوامع محلی در هیچ یک از فرایندهای برنامه ریزی نقشی ندارند.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، اقتصاد روستایی، الگوی هسته ای، برنامهریزی عملیاتی، یزد
  • مژگان قربانزاده*، پریسا نیلوفر صفحات 119-132
    هدف

    توسعه مناطق روستایی، یکی از چالش های کشور ایران محسوب می شود و این مساله باعث شده است تا خبرگان این امر در سال های اخیر ، با ارائه راهکارهای راهبردی در توسعه بومگردی و کارآفرینی ، از چالش های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی این نواحی، بکاهند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی 9روستای منتخب استان خراسان شمالی در شاخص های توسعه بومگردی کارآفرینانه در محورارتباطی شهرستان بجنورد به استان گلستان انجام پذیرفته است.

    روش تحقیق

    برای تبیین موضوع و نتایج آن از روش های توصیفی- تحلیلی به صورت کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است . برای تجزیه و تحلیل و جمع آوری داده ها با بهره گیری از ادبیات علمی موضوع، شاخص های توسعه بومگردی کارآفرینانه با چهار عنوان پتانسیل های کشاورزی و دامی ، میراث ارزشمند طبیعی و تاریخی ، نگرش فرهنگی و اجتماعی و زیرساخت های عمرانی و اقامتگاهی تعیین گردید. فرایند اولویت بندی قابلیت ها، توان های محیطی و بومگردی 9 روستا با توجه به این چهار شاخص ، با استفاده از نرم افزارهای آماری spss & R و با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) انجام شد.

    یافته ها

    بهترین رتبه ها به ترتیب به روستاهای دشت، درکش و زمان صوفی اختصاص یافت و روستاهای اسپاخو ، بدرانلو ، آرمادلو ، جوزک ، شیرآباد و کشانک به ترتیب در رتبه های بعدی قرار گرفتند.

    راهکارهای عملی

    برنامه ریزی راهبردی به منظور توسعه بومگردی در خراسان شمالی بر مبنای اولویت بندی روستاهای منتخب در این تحقیق انجام پذیرد.  

    اصالت و ارزش

    اولویت بندی روستاها با توجه به شاخص های توسعه بومگردی کارآفرینانه از آن جهت که همزمان قابلیت های اقتصادی، اجتماعی و محیط طبیعی را در روستاها مورد توجه قرار می دهد و به تخصیص مناسب منابع محدود مالی کمک می کند ، بسیار حایز اهمیت است.

    کلیدواژگان: بومگردی کارآفرینان، توسیییع روسیییتایی، فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی، خراسان شمالی
  • فرهاد جوان، حسن افراخته*، وحید ریاحی صفحات 133-150
    هدف

    گردشگری به عنوان فعالیت پررونق و دامنه دار قرن حاضر، در فضاهای روستایی دارای اثرات متنابهی از جمله اثرات اقتصادی است که این اثرات برحسب  موقعیت های مکانی گوناگون، می تواند شدت، جهت تغییرات و تحولات متفاوتی داشته باشد، در این راستا تحقیق حاضر با هدف تحلیل فضایی اقتصاد روستاهای گردشگرپذیر ناحیه رضوانشهر تدوین شده است.

    روش

    تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توسعه ای است. به منظور دستیابی به اطلاعات مورد نیاز از روش های اسنادی و پیمایشی بهره گرفته شده و برای رتبه بندی برخورداری و اقتصادی روستاهای مورد مطالعه از مدل تاپسیس بهره گرفته شده است. با استفاده از نرم افزار SPSSو GIS ، داده های جمع آوری شده پردازش شده و در تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که  سطح بندی اقتصادی روستاها براساس چهار شاخص(میزان درآمد، نرخ بیکاری، سطح برخورداری از امکانات و میزان فلاکت) متفاوت است به طوری که پایین ترین آن با 0.0017 مربوط به روستای کیش خاله و بالاترین آن با 0.9056 مربوط به روستای پونل است. همچنین نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که متغیر مستقل تعداد گردشگر با متغیر وابسته سطح اقتصاد محلی با ضریب همبستگی 626/0 در سطح اطمینان 99/0 رابطه معنادار است.

    محدودیت ها/ راهبردها

    فقدان اطلاعات مستند و  مشخص نبودن تعداد آمار گردشگران  به ویژه در نواحی روستایی  از مهم ترین چالش ها و مشکلات پژوهش حاضر بوده است.

    راهکارهای عملی

    بنابراین با توجه به یافته های تحقیق با توسعه جاذبه های گردشگری و بالفعل نمودن پتانسیل های جذب گردشگر در سکونتگاه ها می توان به شکل یابی جریان توسعه اقتصادی روستاها نائل آمد.

    اصالت و ارزش

    تا کنون تحقیقات متعددی پیرامون گردشگری و اقتصاد روستایی صورت گرفته است. با این حال، تحقیق حاضر به این دلیل حائز ارزش است که به بررسی و تحلیل فضایی اقتصاد در نواحی روستایی سه تیپ ساحلی، جلگه ای و کوهپایه ای/کوهستانی پرداخته است و در تحقیقات پیشین به این موضوع پرداخته نشده است.

    کلیدواژگان: توسعه اقتصادی، گردشگری توسعه اقتصادی، رضوانشهر
|
  • Reza Dinpanah*, Roghayyeh Ghezalseflo Pages 1-12
    Purpose

    The importance of non-governmental organizations in underdeveloped or developing countries such as Iran is more than anything due to the ability of such organizations in advancing culture in the most basic sectors of society. The purpose of this research is to analyze the role of non-governmental organizations in Golestan province in achieving sustainable rural development.

    Design/methodology/approach

    This research is descriptive-correlative. The experts of consulting firms of Golestan province constituted the statistical population (n=706) of whom 249 were selected as the sample using stratified random sampling method. The validity of the research instrument was evaluated by faculty members and experts. The pre-test and questionnaire validation were conducted by giving the questionnaires to 30 subjects other than the statistical sample. A Cronbach's alpha of 0.88 was calculated for the reliability coefficient.

    Finding

    According to the results, collective performance of tasks, the use of information and communication technology in providing services, the promotion of skills in producers and beneficiaries of the agricultural sector, improvement of agricultural knowledge in producers and beneficiaries, agricultural technical-vocational training, teaching of management skills and administration of entrepreneurial business along with group dynamics were the major roles of non-governmental organizations in achieving sustainable rural development. The results showed that the communicative and economic knowledge factor and economy with a specific value of 6.86 had the highest power in explaining variables, followed by the educational-promotional factor with a specific value of 6.38 and the social-facilitating factor with a specific value of 5.97. In total, about 65.2% of the total variance was explained.

    Practical implications

    In order to achieve sustainable rural development, it is suggested that non-governmental organizations play their roles in raising income and improving the living standards of farmers, accessing resources and facilities for providing services, diversifying agricultural and agricultural activities, reducing costs and establishing contact with farmers. It also promotes the level of knowledge and skills of producers and beneficiaries in the agricultural sector.

    Keywords: Non-governmental organizations, Sustainable rural development, Experts of consulting firms, Golestan Province
  • Fatemeh Garivani, Mohammad Taher Ahmadi Shadmehri*, Mohammad Ali Fallahi, Hossein Raghfar Pages 13-25
    Purpose

    With increasing governmental revenue and budgets, their responsibility for community development and growth has increased. The first step to policy-making in order to attain the desired welfare levels is identify and measure the related indicators such as poverty in the best possible way. In Iran, most of conducted poverty surveys due to the lack of panel data cannot decompose households to transient and chronic poverty group. In this situation, the Synthetic panel data is a useful and new approach to estimates of poverty mobility in countries with only cross-sectional statistics. Therefore, based on this method we calculated the poverty dynamic of rural areas in Iran.

    Design/methodology/approach

    The present study, initially calculates the absolute poverty line of rural areas in Iran in 2012, 2015 and 2016, and then calculates the status of mobility of poverty during those years based on Synthetic panel data approach.

    Finding

    The results of the estimation of probability functions for studying poverty dynamics indicated that in rural areas of Iran there was a kind of state dependence in poverty. According to the results, there is a dependency state in the rural poverty situation, where more than 86% of the households who were poor in 2016 were also poor (non-poor) during the first period (2012 or 2015) and only with the probability of less than 14% of the poor (non-poor) households during the past years was in the non-poor (poor) state.

    Keywords: Poverty measurement, Dynamic poverty, Synthetic panel data, Rural areas, Iran
  • Mir Sattar Sadr Mousavi, Mohsen Aghayari Hir, Mohammad Valaei* Pages 27-44
    Purpose

    The purpose of this study was to investigate the factors causing the spreading out the poverty in rural areas of thcounty of Miyandoab. knowledge of the extent of poverty affecting the community and the factors affecting it are important issues in the formulation of poverty reduction programs.

    Design/methodology/approach

    The current research is exploratory and descriptive-analytical and follows a hybrid approach. However, the present research adopts a quantitative approach in (Q) and a qualitative approach, and in the process of factor analysis. The philosophical framework is a kind of interpretive paradigm-positivism, and is a field research the community of discourse includes rural managers (governors, heads of government departments, County Department, rural directors and Dehyars), experts and local experts in the County of Miyandoab. The discourse community was identified through targeted sampling (snowball) and the (Q) collection (41 items) was arranged by 28 members of the statistical community. For data and information analysis, Stephenson's factor analysis was used based on an individual basis.

    Findings

    Findings of the research showed that the Spreading out of rural poverty are: 1) Low economic power And inappropriate macro policies of the state, 2) Social barriers, insufficient service and investment insufficiency, 3) Environmental hazards and the level of education and awareness, 4) The weak sources of sustainable earnings and marketing mechanisms, (5) Natural sources of inappropriate production and limited spatial flows, and (6) Vulnerability of income sources and the weakness of support institutions (insurance, etc.). Among them, the first factor with a specific amount of 7.17 and a %25.64 variance was identified as the most important factor affecting rural poverty in Miyandoab County.

    Research limitations/implications

    The most important Constraints of this research were the lack of cooperation of the authorities in the process of completing the questionnaire, and the lack of accurate statistics on rural poverty.

    Practical implications

    The most important ways that can improve the growing situation of the poor in the study area include diversification into rural economies, improvement of economic infrastructure and change in government policies in the field of creating new and small rural businesses.

    Originality/value

    Few studies have been conducted in this area. Therefore, consideration of the phenomenon of rural poverty and the factors influencing its expansion with the Q method is essential for accurate and logical planning by planning organizations such as the Ministry of the Interior, the Deputy Rural and Nomad Committee, and academic researchers.

  • Amir Ahmadpour*, Fatemeh Arab, Mohammad Reza Shahraki Pages 45-58
    Purpose

    Women play a significant and growing role in business development and their entrepreneurship has attracted so much attention throughout the world. Since women entrepreneurship and entrepreneurial behavior are influenced by several factors, the present study aims to explore the impact of social capital and its components on entrepreneurial behavior of rural women who were members of cooperatives across Mazandaran province, Iran.

    Design/methodology/approach

    The statistical population was composed of 1396 members of 11 rural women cooperatives out of which 320 individuals were taken as the research sample using proportionately allocated stratified technique based on Krejcie and Morgan’s table. Data were collected with a self-designed questionnaire composed of two sections for social capital in five aspects and entrepreneurial behavior in six aspects. The validity of the research instrument was checked by a panel of experts and its reliability was estimated by Cronbach’s alpha to be 0.921 for social capital section and 0.905 for entrepreneurial behavior section. Data were analyzed in descriptive and inferential sections using SPSS and LISREL software packages.

    Findings

    The social participation aspect of social capital and the resource supply aspect of entrepreneurial behavior were ranked the first. The qualitative assessment of social capital and entrepreneurial behavior showed that they were at a satisfactory level among the members of rural women cooperatives. According to the path coefficient calculated in the structural equations (0.9), social capital plays a significant role in entrepreneurial behavior among the members of rural women cooperatives. Also, the results of structural equations revealed that intra-group social participation was the most important aspect of social capital in terms of the influence on the entrepreneurial behavior of rural women.

    Research limitations/implications

    The dispersion of rural women cooperatives across the province and difficult access to their members to fill the questionnaire were the main constraints of the study.

    Practical implications

    Entrepreneurial behavior can be strengthened and developed by improving social capital through communication of cooperatives with other agencies and institutions involved in rural affairs such as other successful cooperatives, regular meetings to clarify the activities of cooperatives, and the enhancement of women’s awareness of opportunity recognition and decision-making through holding training workshops and courses of practical entrepreneurship.

    Originality/value 

    The results can be used by relevant organizations to develop and accomplish pre-determined goals for rural women cooperatives through strengthening the issue of entrepreneurship.

    Keywords: Social capital, Social participation, Entrepreneurial behavior, Rural women cooperatives, Mazandaran Province
  • Tahereh Sadeghlou *, Soudabeh Ahmadi, Hamideh Mahmoudi Pages 59-80
    Purpose

    Quality and living conditions of humans are heavily reliant on their housing. A suitable shelter will prevent illness and damage to a large extent and plays a crucial role in promoting people's mental and physical condition. This study seeks to analyze and evaluate the effects of improving the quality of housing on promoting the physical and mental health of villagers.

    Design/methodology/approach

    This is an applied research that adopts a descriptive-analytical method. The main data collection instrument is a questionnaire. The studied area is Shandiz district in Binalud town, Khorasan Razavi Province. The statistical population of this research consists of 11 villages, which according to 2017 Census accommodated 5921 households. The sample size was estimated at n=190 using the Cochran formula with an error of 0.07%. Data gathering tool comprised interview, field questionnaire and observation. The questionnaire items were designed based on a Likert scale. For the analysis of data, descriptive and inferential statistics (Pearson correlation test, single sample t-test and regression) were used in the SPSS software. The villages were ranked by WASPAS analysis (the weighing in WASPAS analysis is based on entropy).

    Findings

    The results of Pearson correlation test showed that the quantitative (0.549), physical (0.513), the socio-cultural (0.505), and the environmental (0.522) dimension were significantly correlated with mental- psychological health. With regard to the physical health, there was only a direct and weak relationship with the physical dimensions (0.149). As for the health variable, the quantitative (0.651), physical (0.623), socio-cultural (0.605) and environmental (0.596) dimensions had a strong direct relationship, meaning that as dimensions of the quality of housing improves, the health of villagers is affected and their physical and mental health is promoted. The results of pathway analysis showed that among independent variables (quantitative, physical, socio-cultural and environmental variables) the quantitative dimension had the highest effect on dependent variable (physical and mental health) with a value of 0.564.

    Practical implications

    According to the results, improving the quality of housing will promote the mental and psychologic health of villagers.

    Originality/value

    Selecting a suitable rural housing model can definitely yield positive outcomes for promotion of health standards both in physical and mental dimensions.

    Keywords: Rural environment, Mental, physical health, Housing quality, Rural areas, Shandiz District
  • Sadegh Asghari Lafmejani*, Hamid Reza Nasimi Pages 81-98
    Purpose

    In recent decades, several activities have been carried out in the form of development projects to develop rural settlements in Iran. One of the most important of these is the implementation of the guide plans. This plan, with its various actions, has caused widespread changes in various dimensions of rural life. The present study investigated the effects of this project on the changes in the lifestyle of the rural community in the central district of Darab county.

    Design/methodology/approach

    The present research is descriptive in terms of describing the characteristics of the society studied and analytical in terms of investigating the relationship between the actions level of guide plans and the lifestyle. In this respect, the required field data are provided using observations, interviews, and questionnaires. To analyze the data, descriptive statistics, inferential statistics, spatial analysis and SAW model, and Expert Choice, SPSS and ArcGIS software are used.

    Findings

    The results of the research confirmed that there are significant differences between the level of changes in different dimensions of lifestyle, and the greatest changes are in the style of construction. On the other hand, the results of a Pearson correlation showed a positive relationship between the actions level of all executive components of the guide plans with a modernization level of the villagers’ lifestyle. Based on the results of the linear regression test, it was found that approximately 41% of the total changes in modernization can be predicted through the action level of the guide plan.

    Research limitations / implications

    Owing to the different effects of the guide plans on lifestyle changes in different age groups and genders, the attention of researchers to the needs of different villagers is necessary.

    Practical implications

    It is imperative to pay more attention to the efficiency of the environment being built in order to respond appropriately to the lifestyles of the present and future generations and more attention is required on the part of designers and conductors of guide plans to create a suitable platform for the development of communication technology in the villages, which will create a variety of changes in the modernization of the lifestyle of the households residing in them.

    Originality/value

    This research will be important to provide guidance for good feedback, and to make plans for problems. Because it can take positive steps in making future projects as good as possible and such an approach will be effective to recognize prior strategies and design future policies.

    Keywords: Lifestyle, Modernization, Rural household, Guide plan, DarabCounty
  • Mehran Fatemi*, Hojat Rezaiee, Seyyed Hasan Motiee Langroodi, Hasan Ali Faraji Sabokbar, Alireza Darban Astaneh Pages 99-118
    Purpose

    The present study was undertaken to explore the model of the sustainable development planning of rural economy in Yazd province.

    Design/methodology/approach

    This is an applied research that draws on an exploratory approach for data collection and is descriptive-analytical with regard to the description of characteristics. The main research instrument was a questionnaire coupled with semi-structured interviews. The statistical population of the study consisted of government actors in Yazd province, who were selected using multi-stage sampling method.

    Findings

    The findings of this research indicated that planning sustainable development of rural economy in Yazd province has been consistent with the rational approach in terms of characteristics and compatible with the operational planning in terms of pattern. The central planning process has been top-down, and therefore, the  local communities have not been involved in any of the planning processes.

    Research limitations / implications

    The dominance of the traditional views on planning and the absence of stakeholders and locals in the planning framework has led to seven decades of ineffective development programs in Iran. Therefore, changing the planning pattern from the traditional (rational) to new (interactive-communicative) approach, which would lead to decentralization and the establishment of a public involvement in the planning system, especially in rural development, can help cope with the shortcomings of seven decades of rural development programs in Iran in general, and Yazd province in particular.

    Practical implications

    Trusting people and utilizing the knowledge of rural people, especially the educated and young people, not only in planning but also in managerial positions such as district deputy in which the candidates are chosen among the local people, use of regional potentials such as Basij of Engineers to set up small knowledge-based circles at the city level and specialization of rural districts are some of the solutions that can trigger rural development under an interactive pattern.

    Originality/value

    It is also important to identify the model that is employed by the dominant approach to development planning in a country. Based on this model, many features such as the extent of concentration and the role of people in the planning system, the role of local potentials and the limitations in planning, the place of monitoring and evaluation, among other things, in fostering development can be identified.

    Keywords: Sustainable development, Rural economy, Core pattern, Operational planning, Yazd
  • Mojgan Ghorbanzadeh ⃰, Parisa Niloufar Pages 119-132
    Purpose

    evelopment of rural areas is one of the challenges of Iran. This has led experts to provide strategic solutions for the development of ecotourism and entrepreneurship, addressing the economic, social and environmental challenges of rural areas. Therefore, the present study aims to categorize9 selected villages in North Khorasan Province located along Bojnord-Golestan Road in terms of indicators of entrepreneurial ecotourism.

    Design/methodology/approach

    To explore the subject and its results, we recruited descriptive-analytical methods in the form of library research and field studies. For analyzing and collecting data from the literature, entrepreneurial ecotourism indices were classified in four groups of agricultural and livestock potentials, invaluable natural and historical heritage, cultural and social attitudes, and construction and residential infrastructure. The process of categorizing the capabilities, environmental potentials and ecotourism strengths of the 9 villages with respect to these four indicators was performed by SPSS & R software using Fuzzy Hierarchy Process Analysis (FAHP) model.

    Findings

    Based on the ecotourism indices and the rank of villages specified by the FAHP method, two villages of Dasht and Darkash with average scores of 4.37 and 3.87 had the highest ecotourism ranks and two villages of Shirabad and Keshanak with mean scores of 2.00 and 0.94 had the lowest ranks, respectively. On the other hand, examining the status of indicators of ecotourism development suggested that cultural and social attitude index with a mean of 2.4 hd the highest rank and the index of construction and residential infrastructure with a mean of 2.94 had the lowest rank among 9 villages under study.

    Practical implications

    Strategic planning for the development of ecotourism in North Khorasan was conducted based on the categorization  of villages selected in this research.

    Originality/value

    Categorization  of villages is of paramount importance in the entrepreneurial ecotourism development as it simultaneously focuses on economic, social and natural potentials in rural areas and helps allocate limited financial resources appropriately.

    Keywords: Entrepreneurial ecotourism, Rural development, Fuzzy hierarchy process analysis, Northern Khorasan
  • Farhad Javan, Hasan Afrakhteh*, Vahid Riyahi Pages 133-150
    Purpose

    Tourism, as a booming and dominant activity of this century, has a lot of effects in rural areas, including economic effects, which according to different spatial situations can have different intensity and directions of changes and developments. In this regard, this study was codified with the aim of spatial analysis of tourism impacts on rural areas of Rezvanshahr.

    Design/methodology/approach

    According to the purpose, nature and method, this study is considered as a developmental and descriptive-analytical research, respectively. Documentary and survey methods have been used to obtain the required information and the TOPSIS model has been used to rank the economic and social needs of the villages studied. Using SPSS and GIS software, the collected data was processed and Pearson correlation test was used in inferential analysis of data.

    Findings

    The results showed that the economic level of villages varies based on four indicators (the income level, unemployment rate, level of facilities and misery rate), the lowest and the highest of which are related to Kish-e-Khaleh village with 0.001 and Punnel village with 0.9056, respectively. Furthermore, the results of Pearson correlation coefficient showed that there is a significant relationship between the independent variable of the number of tourists and dependent variable of the local economy level with a correlation coefficient of 0.626 at a confidence level of 0.99.

    Research limitations / implications

    The lack of documented information and the indeterminate number of tourists, especially in rural areas, are the most important challenges and problems of the study.

    Practical implications

    Therefore, according to the findings, It is possible to shape the economic development of villages by developing tourism attractions and actualizing the potential of tourist attraction in settlements.

    Originality/value

    Numerous studies have, so far, been carried out on tourism and rural economics. However, this study is valued based on the spatial analysis of the economy in the rural areas of the three types of coastal, plain and mountainous/ highland in the district of Rezvanshah and has not been addressed in previous studies.

    Keywords: Economic development, Tourism, Rural economy, Rezvanshahr