فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیمین افشار*، محمدباقر علیزاده اقدم، محمد عباس زاده، کمال کوهی صفحات 5-26

    ترس از جرم با توجه به آثار و پیامدهای مخربی که بر روی زندگی شهروندان دارد، یکی از مهم ترین موضوعات مطالعه ای جامعه شناسی، مطالعات شهری و جرم شناسی است. هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل موثر بر ترس از جرم در بین شهروندان ایرانی با استفاده از روش فراتحلیل است. بدین منظور در این نوشتار پژوهش هایی که درباره ترس از جرم در ایران انجام شده اند؛ مطالعه و پس از حذف پژوهش های اسنادی و مروری، 19 پژوهش به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از پژوهش های مذکور پس از کدگذاری، از برنامه فراتحلیل جامع(CMA2)  برای انجام محاسبات آماری فراتحلیل استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بی سازمانی اجتماعی، تجربه قربانی شدن، حضور پلیس، اعتماد اجتماعی، کنترل اجتماعی، و تعلقات و پیوندهای محله ای مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر ترس از جرم در پژوهش ها هستند. توجه بسیار کم رشته های مطالعات شهری، جغرافیا، حقوق و روان شناسی به موضوع ترس از جرم، غلبه روش پیمایشی، عدم فرضیه و عدم گزارش اعتبار پژوهش ، و کلی و غیر قابل اجرا بودن راهکارهای ارائه شده در پژوهش های انجام شده درباره ترس از جرم، از مهم ترین نقاط ضعف این پژوهش ها هستند.

    کلیدواژگان: ترس از جرم، بی سازمانی اجتماعی، تجربه قربانی شدن، کنترل اجتماعی، فراتحلیل
  • زهرا امیری اسفرجانی، سید علی هاشمیان فر*، وحید قاسمی صفحات 27-51

    این مطالعه با اتخاذ رویکرد تفسیری بر آن است تا به واکاوی موضوع امید اجتماعی در بین شهروندان اصفهانی بپردازد. روش پژوهش، کیفی بوده که با استفاده از استراتژی نظریه زمینه ای انجام گرفته است. براساس روش نمونه گیری کیفی هدفمند (نمونه گیری نظری از نوع متوالی) بیست نفر از شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان در این مطالعه شرکت کردند و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساخت یافته درک و تفسیر آنها از امید اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده با استفاده از روش «نظریه زمینه ای» شامل هفت مقوله اصلی بدین شرح بود: هدف گذاری، آرزومندی، مسئولیت پذیری، میل به پیشرفت، تلاشگری و برنامه ریزی.«مقوله هسته» این مطالعه «میل به تغییر» بود که سایر مقولات خرد را در بر می گیرد.

    کلیدواژگان: امید اجتماعی، تفسیرگرایی، نظریه زمینه ای، مدل پارادایمی
  • مهدیه باقری*، غلامرضا صدیق اورعی، علی یوسفی صفحات 53-80

    تعامل اجتماعی پایه ای ترین عنصر سازنده زندگی اجتماعی است و ویژگی آن، تعیین کننده ویژگی جامعه است. مشکلات تعاملی، عامل بنیادین انواع عدم تعادل های اجتماعی است. انگیزه نوشتار حاضر، انعکاس وضعیت تعاملات اجتماعی در ایران -آن گونه که جامعه شناسان ادراک و گزارش کرده اند- است. بدین منظور، پس از جست وجویی گسترده،کتاب «مجموعه مقالات گزارش وضعیت اجتماعی کشور» مشتمل بر 44 مقاله به قلم محققان و صاحب نظران دانشگاهی، به دلیل تازگی داده ها و جامعیت تحقیق، به عنوان«متن» اصلی انتخاب شد و سپس با روش تحلیل محتوای جهت دار، مضامین مربوط به وضعیت تعاملات اجتماعی در ایران استخراج و انتزاع گردید. یافته های نوشتار حاضر در سه بخش تنظیم شده است: یافته های بخش اول تحقیق به وجود و افزایش «فردگرایی خودخواهانه»، «تعاملات غیراخلاقی»، «تعاملات مجرمانه»، « افزایش فساد اداری» و در نتیجه غلبه تعاملات سرد در ایران اشاره دارد. بخش دوم عواملی مانند «کاهش تعاملات خانوادگی»، «تعاملات سرد در خانواده(خشونت)»، «مضایقه از تعامل خانوادگی (تک زیستی)»، «قطع روابط همسران در خانواده (طلاق)» را برجسته می سازد. بخش سوم بر عواملی نظیر«مضایقه از تعاملات»، «ضعف تعاملات»، «کم دامنگی تعاملات»، «مقطعی بودن تعاملات»، «فروپاشی همکاری»، «ضعف سازمان های مردم نهاد» و «ضعف عواطف مثبت و تعلق اجتماعی» دلالت دارد. در مجموع، می توان یافته ها را در «ضعف تعاملات و عواطف مثبت و افزایش تعاملات سرد در ایران» خلاصه کرد.

    کلیدواژگان: تعامل اجتماعی، تعامل سرد، تعامل گرم، عواطف مثبت، تعلق اجتماعی
  • مریم رضایی دره ده*، اسدالله نقدی صفحات 81-99

    فساد به عنوان یکی از واقعیت های جامعه امروزی، رشد بی سابقه ای در نظام اداری، سیاسی و اقتصادی جهان داشته است و طبق آمار سازمان شفافیت بین المللی هیچ منطقه یا کشوری در جهان از خسارت فساد مصون نیست. در این مقاله با گمانه زنی های نظری به دنبال مطالعه تطبیقی شروط لازم و کافی وقوع نتیجه، یعنی کنترل فساد، در سطح کلان هستیم. بر اساس چارچوب نظری ارائه شده، برای کنترل فساد سه بعد یا سه قید (شرط/ ملاک) قائل شدیم: حاکمیت قانون، توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی. روش شناسی این تحقیق کمی و مبتنی بر روش تطبیقی است و مجموعه داده های چهارده کشور که در مجموع با توجه به نتیجه شامل موارد مثبت و منفی هستند، با استفاده از رهیافت فازی تحلیل شده اند. یافته ها حاکی از این است که حاکمیت قانون، توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی هریک به تنهایی شرط لازم بروز نتیجه، یعنی کنترل فساد، است. در علیت های عطفی و ترکیبی، از میان مسیر های مختلف علی، تنها یک مسیر علی براساس معیار های ضرورت و کفایت و شاخص سازگاری و شاخص پوشش دارای اهمیت نظری و تجربی لازم بود. در این مسیر علی، حاکمیت قانون، توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی در ترکیب با هم، توامان علیت عطفی لازم را در بروز نتیجه موردنظر فراهم کردند. همچنین نتایج نشان می دهد شاخص سازگاری مسیر باقی مانده 97/0 است و این مسیر 84 درصد از تغییرات متغیر نتیجه را پوشش می دهد و دارای اهمیت نظری و تجربی قابل قبولی است. بنابراین به طورکلی می توان گفت شروط موردبررسی قدرت تبیینی قابل قبول و بالایی در تحلیل مسیر علی کشور های موردبررسی دارند.

    کلیدواژگان: کنترل فساد، حاکمیت قانون، توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی
  • قربانعلی سبکتکین ریزی*، سمانه سادات سدیدپور صفحات 101-123

    نویسندگان این مقاله تلاش دارند با بهره گیری از روش تحلیل اسنادی به مطالعه خلقیات یا صفات اخلاقی- فرهنگی شایع ایرانیان طی نیم قرن گذشته بپردازند. این پژوهش از سوی نظریه های هویت و تغییرفرهنگی پشتیبانی می شود‎. جامعه آماری متشکل از برخی اسناد و منابع تاریخی منعکس کننده خلقیات ایرانیان و اظهارنظر های مردم در فضای مجازی است. تحلیل داده ها از طریق راهبرد تکرار مداوم صورت گرفته است تا اشباع مفاهیم حاصل شود. پژوهش با این فرض آغاز شد که به نظر می رسد ایرانیان با ویژگی هایی شناخته یا معرفی شده اند که در بیشتر موارد محصول مطالعه علمی نبوده است. بنابراین نمی توان از یک هویت فرهنگی پایدار تحت عنوان خلقیات ایرانی نام برد. این مطالعه نشان داد که مردم و صاحب نظران در مورد هویت فرهنگی ایرانی توافق نظر کامل ندارند. اطلاعات بدست آمده براین امر دلالت دارد که در دنیای معاصر یک فرد ایرانی مدرن، بمراتب تقدیرگراتر و منزوی تر از گذشته است، آنها از کاهلی و از قضاوت بدون اندیشه بیزارند، به کثرت گرایی قومی و برجسته کردن تفاوت هویت های فرهنگی اقوام وحفظ مرز های جداکننده گرو های قومی اهمیت می دهند‎.

    کلیدواژگان: ایرانی ها، تغییر فرهنگی، خلقیات ایرانی، فرهنگ سیاسی، هویت فرهنگی
  • رضا عظیمی* صفحات 125-144

    مقاله حاضر سعی دارد با کمک گرفتن از روش تحلیل اسنادی به بررسی پتانسیل تضاد قومی در استان سیستان و بلوچستان با تاکید بر نابرابری اجتماعی بپردازد. برای بررسی از ترکیب تئوریک سه تئوری اساسی تضاد قومی یعنی «تئوری امنیت»، «تئوری فرصت» و «تئوری مظالم» همزمان استفاده گردید. یافته ها نشان داد نابرابری بالایی بین استان سیستان و بلوچستان با دیگر استان ها و بین بلوچ ها و سیستانی ها در درون استان از لحاظ دسترسی به امکانات وجود دارد. نابرابری موجود به کمک تبعیض های مذهبی، هویت های سنی و گاها احساس های ضد شیعی را در منطقه تقویت می کند. به عبارت دیگر، نگاه رادیکال حکومت مرکزی شیعی در حذف امکانات (سیاسی، رفاهی، اجتماعی و...) به بازتولید نگاهی رادیکال در قوم بلوچ تحت تاثیر طالبانیزم منجر شده است. بنابراین تاثیر و تاثر روابط قومی (انواع نابرابری) با حکومت (تشدیدکننده نابرابری) و محیط بین المللی زمینه را برای ایجاد تضاد در این منطقه فراهم کرده است.

    کلیدواژگان: نابرابری اجتماعی، نابرابری قومی، تضاد، هویت قومی
  • اکبر علیوردی نیا*، فائزه قربان زاده سیاهکلرودی صفحات 145-169

    بررسی تحقیقات در نقاط مختلف دنیا نشان می دهدکه بزه دیدگی (قربانی شدن) ناشی از فعالیت درفضای سایبر یکی از مشکلاتی است که در بسیاری از جوامع رواج دارد. در کشور ایران نیز این پدیده با گسترش استفاده از اینترنت و شبکه های ارتباطی مجازی، در حال گسترش است. پژوهش حاضر می کوشد در پرتو نظریه فعالیت های روزمره و سنجش رفتارهای آنلاین، بزه دیدگی ناشی از فعالیت درفضای سایبر را در میان دانشجویان بررسی و تبیین کند. این تحقیق با روش پیمایش و با نمونه آماری 374 نفری (226 دختر و 148 پسر) از دانشجویان دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 97- 1396 به اجرا در آمده است. طبق نتایج تحقیق، سه متغیر سبک زندگی منحرفان آنلاین، محافظت آنلاین (به طور مستقیم) و مجاورت آنلاین با متخلفان (به طور معکوس) تاثیر معناداری بر بزه دیدگی ناشی از آزاررسانی سایبری داشته اند. همچنین، احتمال بیشتری وجود دارد که دانشجویان پسر قربانی این نوع بزه دیدگی شوند. به لحاظ ابعاد بزه دیدگی ناشی از آزاررسانی سایبری دختران بیش از پسرها قربانی بزه دیدگی مالی و جنسی می شوند. در مجموع متغیرهای مبتنی بر فعالیت های روزمره، بعد آبرویی این بزه دیدگی بیشتر از ابعاد مالی و جنسی آن تبیین می کند. این تحقیق نشان داد که نظریه فعالیت های روزمره، قابلیت به کار گرفته شدن در تبیین بزه دیدگی ناشی از مزاحمت های سایبری در میان دانشجویان را دارد.

    کلیدواژگان: نظریه فعالیت های روزمره، سایبرآزاری، قربانی شدن، جذابیت هدف آنلاین، محافظت آنلاین
  • یعقوب فروتن*، مینا ارشادیان صفحات 171-194

    تحقیق حاضر بر این هدف اصلی متمرکز است تا برخی از مهمترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با نگرش دینی را بررسی و شنا سایی کند. چهارچوب نظری این تحقیق براساس نظریه های جامعه پذیری دینی، نوگرایی، تغییرات بنیادین در نظام ارزش های جامعه است که برپایه رویکرد فرهنگی، اجتماعی و جمعیت شناختی به بررسی و تبیین تحولات و تغییرات جوامع معاصر در حوزه های مرتبط با دین و نگرش های دینی می پردازند. تحلیل های این مقاله مبتنی بر داده های پژوهشی پیمایشی است که جمعیت نمونه آن را 4267 نفراز مردان و زنان 15 ساله و بالاتر تشکیل داده اند که در نقاط شهری و روستایی شهرستان های منتخب ایران ساکن هستند. مطابق تحلیل های مقدماتی مبتنی برشاخص های چهارگانه نگرش دینی در این تحقیق، گرچه سطح دین داری جمعیت نمونه تحقیق بالا و زیاد است، اما تحلیل های تفصیلی نشان داد که الگوهای کلی نگرش دینی به طور قابل ملاحظه ای متاثر از متغیرهای جمعیت شناختی نظیر سن، جنس، محل سکونت، وضعیت تاهل و تحصیلات است به طوری که روستائیان بیش از شهرنشینان، متاهلان بیش از مجردان، بزرگسالان و سالمندان بیش از نوجوانان و جوانان، کم سوادان و بی سوادان بیش از افراد با تحصیلات عالی، دارای نگرش دینی قوی تر و شدیدتری هستند.همچنین شاخص های مرتبط با گرایش افراد نسبت به نقش های جنسیتی دارای تاثیرات معنی داری بر نگرش دینی آنان است. در مجموع، نتایج تحقیق حاضر را می توان درچهارچوب نظریه های نوگرایی و تغییرات بنیادین در نظام ارزش های جامعه تبیین کرد بدین معنا که نگرش دینی به طور معنی داری متاثر ازشاخص های نوگرایانه و غیرسنتی است.

    کلیدواژگان: نگرش دینی، جامعه پذیری، بمباران ایدئولوژیکی، مدرنیسم
  • صلاح الدین قادری، حامد نظری* صفحات 195-215

    هدف این مقاله تحلیل جامعه شناختی پدیده خودکشی در ایران در فاصله سال های 1389 تا 1393 براساس آمار و داده های کلان کشوری است. افزایش 17 درصدی خودکشی در سال 1389 در مقایسه با سال 1388 و افزایش 5 درصدی در سال 1393 در مقایسه با سال 1392 بیانگر رشد خودکشی در این بازه زمانی است. با توجه به روند افزایشی خودکشی طی این دوره، پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل آمارهای موجود، به دنبال تبیین عوامل مختلف اجتماعی و اقتصادی موثر بر خودکشی در این بازه زمانی بوده است. نتایج نشان داد که متغیرهای مستقل 6/82 درصد از واریانس نرخ خودکشی در ایران را تبیین می کنند که در این بین، تاثیر فشار اجتماعی (مبتنی بر نظریه اگنیو) بیشتر از همبستگی اجتماعی است. عامل فشار اجتماعی (طلاق، ضرب وجرح و توهین) منجر به افزایش خودکشی شده است. یافته اساسی دیگر پژوهش مبتنی بر نظریه همبستگی (مبتنی بر نظریه دورکیم) بود. در این پژوهش بر دو بعد همبستگی اجتماعی (بعد اجتماعی و بعد اقتصادی) تاکید شده است. در بعد اقتصادی، یافته ها نشان داد هر اندازه، طی سال های موردمطالعه، نرخ مشارکت اقتصادی افزایش یافته است، تعداد خودکشی ها کاهش داشته اند و برعکس افزایش خودکشی با کاهش مشارکت اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری همراه بوده است. درواقع، مشارکت اقتصادی و رهایی از بیکاری به نوعی سبب ادغام فرد در زندگی اجتماعی می شود. مقایسه بین استان های مختلف نشان داد که رضایت بیشتر از زندگی، افزایش عرق ملی و اعتماد عمومی بیشتر به نوعی علقه های اجتماعی فرد را گسترش می دهد و احساس تعلق و همبستگی فرد به جامعه افزایش می یابد. رابطه متغیر تضاد نقش ها که صرفا برای زنان آزمون شده بود با میزان خودکشی زنان تایید نشد، گرچه که رابطه بین آنها معکوس است. بر این اساس به نظر می رسد برای زنان مشارکت اجتماعی و اقتصادی دارای اهمیت بیشتری از سنگینی نقش است.

    کلیدواژگان: خودکشی، همبستگی اجتماعی، فشار اجتماعی، تضاد نقش ها
  • مجید قورچی بیگی* صفحات 217-238

    جرایم یقه سفیدها، صرف نظر از مناقشات نظری پیرامون مفهوم آن، برای نظریه های جرم شناسی، چالشی نظری به همراه داشته است. جرم شناسی مبتنی بر نظریه های ساختار اجتماعی قادر به تبیین این گونه از جرایم نبودند؛ زیرا علت اصلی جرم را در عوامل مرتبط با ساختارهای اجتماعی جستجو می کردند؛ در حالی که در این گونه از جرایم، مجرمان افرادی کاملا بهنجار، تحصیل کرده و همنوا با هنجارهای اجتماعی به نظر می رسیدند. هرچند ساترلند تلاش نمود تا در قالب نظریه عمومی جرم، تمام انواع جرایم را تحلیل نماید اما هنوز این پرسش وجود دارد که آیا جرایم یقه سفیدها مستلزم نظریه اختصاصی است یا با نظریه های موجود می توان این جرایم را تحلیل نمود. این مقاله، از رهگذر روش تحلیل محتوای کیفی به دنبال بررسی زمینه ها و انگیزه های این گونه از جرایم است. مورد مطالعه در این مقاله شامل نوزده پرونده ای است که در رابطه با ارتکاب این جرایم در دادگاه های شهر تهران تشکیل شده است. براساس این مطالعه عوامل مختلفی ازجمله فرصت، دسترسی به آماج، نیاز، فشار، عذرها و توجیهات عقلانی، اعتماد، خرده فرهنگ های شغلی و احتمال ضعیف کشف جرایم ازجمله عوامل موثر در ارتکاب این گونه از جرایم هستند. یافته ها نشان داد جرایم یقه سفیدها جرم مردان ه ای است که توسط افراد بدون سابقه مجرمانه و در دوران میان سالی ارتکاب می یابد؛ به عبارت دیگر جرم مردان میان سال بدون سابقه. وجود فرصت در ساختارهای سازمانی و شغلی، خرده فرهنگ های شغلی و دسترسی آسان به آماج در سطح سازمانی، وجود عذرها و توجیهات عقلانی در سطح فردی، در کنار وجود فشار در محیط اجتماعی و احتمال ضعیف کشف جرایم در سطح کلان از زمینه ها و انگیزه های ارتکاب چنین جرایمی است.

    کلیدواژگان: جرایم یقه سفیدها، فرصت، اعتماد، دسترسی به منابع، توجیهات عقلانی، فشار
  • جمال محمدی، حسین دانش مهر*، عثمان هدایت صفحات 239-262

    هدف پژوهش حاضر، امکان مداخله و  تغییر در وضعیت طرد اجتماعی هه ورامی های شهر مریوان از سوی سورانی ها است. در این راستا، از رویکردی که در درون سنت فکری فرانسه (وجه رابطه ای) جای می گیرد و با استفاده از نظریات و مفاهیم پی یر بوردیو و هیلاری سیلور که در قالب سه پارادایم (انسجام، تخصصی شدن و انحصار) به مبحث طرد می پردازند، سود جسته ایم. روش به کاررفته، مردم نگاری انتقادی است که در پی واکنش  به جامعه فعلی و حامی رهایی بخشی گروه های حاشیه ای جامعه است. از هه ورامی هایی که در بازار سنتی شهر مریوان در تعامل با سورانی ها هستند، به صورت بحث گروهی، مصاحبه به عمل آمده است و در تجربیات حاصل از سه بافت موقعیتی که در نتیجه مهاجرت هه ورامی ها به شهر بوده است، مسئله طرد اجتماعی را مورد بحث قرار داده ایم. در بافت موقعیتی اول که با روند مهاجرتی کند و افول سیستم ارباب_ رعیتی مشخص می گردد، با عدم مسئله مندن شدن طرد مواجه هستیم. تحولات بعد از جنگ ایران و عراق، مهاجرت بی رویه و همپای آن گسترش شهرگرایی، اهمیت بازار و تسلط هژمونی فرهنگی ناشی از ارتباط با کردستان عراق، ویژگی های بارز بافت موقعیتی دوم هستند که در آن مسئله طرد مطرح شده است و این بافت موقعیتی بیشتر ناظر به تجربیات میان سالانی است که به شهر مهاجرت کرده اند. موقعیت سوم که تجربه جوانان را بیشتر مدنظر قرار می دهد، با ویژگی های ادغام در هویت فرهنگی شهری، شرکت در انجمن ها و افزایش تحصیلات مشخص می شود. تاکید این موقعیت کنونی، بر هویت شهری_ سورانی همگن است. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهند که هه ورامی ها از سوی سورانی ها در میدان فرهنگی هم طرد می شوند (به مثابه تصاحب تمایزات شان و ادغام در فرهنگ خودی) که در میدان اجتماعی واکنش آن ها، تمایزگذاری از طریق معاشرت ها و فعالیت های درون گروهی (به ویژه به مثابه تمایز زبانی/ لهجه ای) است.

    کلیدواژگان: طرد اجتماعی، مردم نگاری انتقادی، میدان اجتماعی، هه ورامی ها
  • ابوعلی ودادهیر*، حمید نادری صفحات 263-285

    سرقت در زمره جرایم یا عمل بزهکارانه مهمی است که امنیت عمومی و اجتماعی جامعه را پیوسته تهدید می کند و عدم مدیریت یا گسترش آن باعث اختلال در نظم و امنیت جامعه می شود از همین رو، سرقت از مصادیق بارز ناامنی اجتماعی به حساب می آید. هدف این مطالعه، برآورد گستره یا شیوع سرقت در ایران به شیوه فراتحلیل است. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات انجام گرفته طی دو دهه گذشته (1375-1395) در بانک های اطلاعاتی مگ ایران، نورمگز، پایگاه الکترونیک اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران، سامانه یکپارچه نشریات ناجا، سامانه اطلاعات پژوهشی ناجا، پیمایش ملی جرم سرقت، منابع و مجاری اینترنتی اسکولارگوگل و مرکز ایرانداک است که با کلیدواژه های عموما سرقت و خاصه دزدی، کیف قاپی، کش روی، و باج گیری در ایران بازیابی شده است. برای فراتحلیل، 668 پژوهش مرتبط با حوزه سرقت در دو دهه اخیر شناسایی شد. پس از بررسی پژوهش های مرتبط با موضوع، 69 مورد از منابع جهت تحلیل انتخاب شدند و در نهایت، پس از جست وجو، غربالگری و ارزیابی کیفی و کمی مطالعات موجود، ترکیب و تحلیل نهایی بر روی نوزده مطالعه منتخب انجام گرفت. تمامی مطالعات منتخب با استفاده از نرم افزارهای MEDCLAC15 و CMA3 تحلیل شدند. مجموع حجم نمونه مورد بررسی، 11814 نفر در سطح کشور با 19 مورد واحد تحلیلی بودند که شیوع سرقت را برای کشور 3/0 درصد برای دو دهه نشان داد. هم چنین، بین مطالعات مورد ارزیابی، ناهمگونی (I2) زیادی وجود داشت (51/92 درصد). نتایج شیوع واقعی سرقت طی دو دهه گذشته، عددی را بین حداقل 1 درصد و حداکثر 4 درصد نشان می دهد و نتایج تحلیلی نمایان گر این است سرقت در کشور برای طی دو دهه اخیر تا سال 1393 روند افزایشی داشته و سپس روند کاهشی پیدا کرده است؛ این بدان معنا است که برنامه مداخله ای برای بعد از سال 1393، روند نزولی شیوع سرقت را به همراه داشته است.

    کلیدواژگان: جرم، سرقت، شیوع، فراتحلیل
|
  • Simin Afshar*, Mohammad Bagher Alizadeh Aghdam, Mohammad Abbaszadeh, Kamal Kouhi Pages 5-26

    The fear of crime is one of the most important subjects of sociology, urban studies, and criminology, because of its devastating effects on the lives of citizens. The present study aimed to investigate the factors affecting the fear of crime among Iranian citizens using meta-analysis method. For this purpose, the present study examined the articles on the fear of crime in Iran.  After omitting the documentary and review research studies, 19 articles were selected as the statistical sample. To analyze the data collected from the research, after coding, comprehensive meta-analysis software (CMA2) was employed for statistical meta-analysis. The research findings showed that social organization with an effect size of 0.44, experience of victimization with an effect size of 0.40, police presence with an effect size of -0.34, social trust with an effect size of 0.23, social control with an effect size of -0.20, and neighborhood attitudes and belongingness with an effect size of -0.17 are the most important factors affecting the fear of crime in the research studies. Very little attention is given to the subjects of urban studies, geography, law, and psychology affecting the issue of fear of crime; domination of the survey method, lack of any hypothesis, lack of reports on creditworthiness of research in about 45% of the articles, and the general and impracticable strategies presented in the studies on fear of crime were the most important weaknesses of the research studies.

    Keywords: Fear of Crime, Social Disorganization, Experience of Victimization, Social Control, Meta-analysis
  • Zahra Amiriasfarjani, Seyedali Hashemianfar*, Vahid Ghasemi Pages 27-51

    The present study aims to use the interpretive approach to investigate “social hope” from an emic point of view among Isfahan city residents. The research method is qualitative which uses grounded theory strategy. Based on the purposeful sampling method (Successive Theoretical Sampling) 20 people up to 15 years old participated in the present study and their interpretations of social hope were investigated, using the semi-structured interview. Research findings based on using grounded theory method includes seven main categories: Targeting (means identifying a point as an aim and existing a will to reach the goal), having wishes (desire, interest, and passion for reaching the goal), Responsibility (acting as one’s ability and taking the responsibility of achieving the goal), Desire to progress (the desire to improve conditions and promoting current situation), endeavor (stepping toward the goal and finding new ways in case of failure) and planning (having a plan and a practical map and a plan to reach the identified goal). Core category is the “desire to change” which encompasses other sub-categories. Final grounded theory model is presented in a paradigmatic model including situation, interactions, and consequences.

    Keywords: Social Hope, Interpretivism, Grounded Theory, Paradigmatic Model
  • Mahdie Bagheri*, Gholamreza Sedighorei, Ali Yousefi Pages 53-80

    Social interaction is the most basic element of social life and its characteristics determine the characteristics of the society. Interactive problems are the fundamental factors of different types of social disequilibriums. This article reflects the state of social interaction in Iran as perceived and reported by sociologists. For this purpose, the book of "Articles on social situations of the Country" was selected as the main text after long consideration. This book contains 44 articles with new and comprehensive data from academic researchers and scholars. Directed content- analysis method was used to extract themes regarding social interaction state in Iran. Findings are categorized into three sections. The first section contains: “existence and increase of egoistic individualism”, “the existence of immoral interactions”, “existence and increase of criminal interactions” and “existence and increase of administrative corruption”. These results indicate the predominance of cold interactions in Iran. The second section entails: “decrease of family interactions”, “Cold Interactions in the Family (Violence)”, “Withholding from family interactions (solo living)”,” and Breakdown of spouse’s relationships in the family (divorce)”. The thirst and last section consists of: “Withholding from interactions”, “Weakness of interactions”, “Limited radius interactions”, “Cross-sectional interactions”, “Collapse of Cooperation”, “The weakness of NGOs” And “Weakness of positive emotions and social Belongingness”, which show “the weakness of positive interactions and emotions.” In sum, the findings indicate the weakness of positive interactions and emotions and increase of cold interactions in Iran.

    Keywords: Social Interaction, Interpersonal Interaction, Cold Interaction, Warm Interaction, Positive Emotions, Social Belonging
  • Maryam Rezaie Daredeh*, Asadollah Naghdi Pages 81-99

    Corruption as one of the realities of today's society has had unprecedented growth in the administrative, political and economic systems of the world and according to the International Transparency Institute, no region or country in the world is immune to corruption. In this article, with theoretical speculations, we are looking for a comparative study of the necessary and sufficient conditions for the necessary outcome: the control of macroeconomic corruption. Based on the theoretical framework, we have identified three dimensions or three constraints for corruption control: the rule of law, political development, and economic development. The methodology of this research is qualitative and comparative. The data of 14 countries have been analyzed using a fuzzy approach and include positive and negative cases. Research findings suggest that the rule of law, political development, and economic development are each a necessary condition for the outcome of corruption control. In causal and hybrid causalities, only one causal route was necessary based on adequacy and the index of compatibility and cover index. In this causal direction, the rule of law, political development, and economic development combined provided the necessary causality to produce the desired result. Compatibility index of the remaining rout is 0.97 and it covers 84% of the changes in the variable which is of acceptable theoretical and empirical importance. Therefore, generally, these causes have significant explanatory power in the analysis of the countries under investigation.

    Keywords: Corruption Control, Rule of Law, Political Development, Economic Development
  • Ghorbanali Saboktakinrizi*, Samaneh Sadat Sadidpour Pages 101-123

    In this article, we seek to properly understand the common identity of Iranians and try to find out what cultural changes have embraced the popular mood of Iranian identity. In this study, the qualitative research method is based on the documentary analysis. The statistical population consists of existing documents selected via purposeful sampling method. The sample size has been more than 250 pages in cyberspace published by experts in the field of cultural identity in Iran in different years from 1345 to 1397. Data analysis was continuously carried out through a continuously repeated strategy to achieve saturation of concepts.
     Iranians are known for the characteristics which in most cases are not based on scientific studies. According to the findings of this study, it is impossible to discuss a constant identity for Iranian people. People and intellectuals do not agree on a specific cultural identity in Iran. The findings of this study show that modern Iranians are more fatalist and isolated from before, and at the same time, they dislike laziness and judgment without thought. Given Iran's 20-year vision document and the high visibility of Iranians in the international sphere, isolation in Iranian identity is likely to cause more independence in the future, but more efforts are needed by officials to reduce ethnic pluralism.

    Keywords: Iranians, Cultural Change, Iranian Identities, Cultural Policy, Political Culture, Cultural Identity
  • Reza Azimy* Pages 125-144

    This paper investigates the potential for ethnic conflict in Sistan and Balouchistan province with an emphasis on social inequality using document analysis method. Combination of three basic theories of ethnic conflict, namely "security theory", "opportunity theory" and the theory of "oppression" were used simultaneously. The findings show that Sistan and Baluchistan province suffers from more inequality in comparison to other provinces and within the province itself there is a huge gap between Baluches and Sistanis in terms of access to facilities. Existing inequalities reinforce religious strife, and sometimes anti-Shiite feelings in the region. In other words, the radical attitude of the Shi'a central government to the removal of facilities (political, welfare, social ...) has led to the reproduction of a radical view of the Balouch people under the influence of Talibanism. Therefore, the simultaneous effect of ethnic relations (inequalities) with the state (exacerbating inequality) and the international environment has provided the ground for conflict in this region.

    Keywords: Ethnic Inequality, Conflict, Sistan, Baluchistan, Ethnic Identity
  • Akbar Aliverdinia*, Faezeh Ghorbanzade Siahkalroodi Pages 145-169

    Currently, Cyberstalking victimization is a problem all over the world which has been increasing in Iran as well. The present study, based on Routine Activities Theory, examines the causes of the Cyberstalking victimization among Mazandaran University students. The research method of the current study is survey using a questionnaire as a data collection tool. A total of 374 students of Mazandaran University in the academic year of 1963-97 were selected through stratified sampling method. The findings indicate that there is a significant difference between girls and boys in rates of Cyberstalking victimization. Boys are more likely to be victims of Cyberstalking victimization than girls, while girls are more likely to be victims of financial and sexual Cyberstalking victimization. The results of the regression analysis showed that the variables of this study were able to explain 26 percent of the Cyberstalking Victimization changes among students. Of all the variables entered in the regression, three variables of “online offender’s lifestyle” and “direct online protection” and “online proximity to offenders” have a significant effect on Cyberstalking victimization.

    Keywords: Cyberstalking Victimization, Students, Routine Activities Theory
  • Yaqoub Foroutan*, Mina Eershadianmina Pages 171-194

    The present study primarily aims to examine and identify the major patterns and determinants associated with religious attitude from a socio-demographic perspective. Theoretically, it is based on religious socialization theory, modernism and fundamental changes in social values theories that explain socio-cultural changes of the contemporary societies including the changes in religious attitude. The results of this article is based on a survey conducted in rural and urban areas of Ahvaz, Babolsar, Bojnord, Esfarayen, Gonbad-e-Kavos, Hamadan, Kamyaran, Khoramabad, Mahmoudabad, and Saghez. The survey includes 4267 males and females aged 15 years old and over. According to the preliminary results of this analysis, a sizeable proportion of people hold a relatively high level of religiosity. However, more detailed analyses indicate that religious attitude is significantly affected by a wide range of determinants. It includes such demographic determinants as age, gender, urban-rural areas of residence, marital status, education as well as attitudes towards gender roles. In sum, the key results of this analysis tend to sit well with the theory of modernization and changing values, suggesting that religious attitude is substantially associated with modern and liberal perspectives: the stronger the latter, the weaker the former.

    Keywords: Religious Attitude, Socialization, Ideological Bombardment, Modernism
  • Salahedin Qaderi, Hamed Nazari* Pages 195-215

    The main issue of this study is the analysis of the social factors that affect suicide in Iran. Emile Durkheim's suicide theory, Agnew's general strain theory, and Gibbs and Martin's status integration theory are the major ideas that have formed the theoretical framework of this research. After reviewing the main theoretical literature in this area, the independent variables of social solidarity, the relational strain, the presentation of negative stimuli and role conflict were used to explain the dependent variable of the suicide rate. This research was conducted using an analysis of available statistics. Available statistics have been collected from the statistical yearbook of the Statistical Center of Iran and Legal Medicine Organization. Data analysis has been done based on statistical methods using SPSS software. Using statistical tests of Pearson correlation and multivariate regression, reviews of the collinearity of the variables and factor analysis have been used to analyze the data. Based on the Factor analysis and regression test R2 (the amount of explained variance) equal to 0.826. The standard beta coefficient of social solidarity and social strain equal to -0.153 and 0.904 respectively. The relationship between role conflict and women's suicide cannot be verified. The relationship between these two variables is not direct but inverse. Accordingly, it seems that social and economic participation is more important than role overload for women.

    Keywords: Suicide, Social Solidarity, Social Strain, Role Conflict, Analysis of Available Statistics
  • Majid Ghourchi Baygi* Pages 217-238

    White-collar crime is a controversial term about which there is no consensus. A comprehensive explanation of white-collar crime needs integrated theories that join various factors. White collar crime is an encompassing phrase which refers to a wide range of crimes. Corporate crime, organizational crime, state crime, and state-corporate crime are the most common types of white-collar crime. Essentially, this research used a qualitative case study as its research method. Nineteen cases of white-collar criminals who were convicted in Tehran criminal courts were selected for a case study. Most of these cases include crimes that occurred in private corporates. In the beginning, the intention was to have in-depth interviews with criminals in order to collect data but various difficulties forced researchers to utilize the document analysis method instead. Findings of this research are consistent with the other research findings, although the qualitative research findings are not generalizable. Majority of perpetrator's gender was male and most of them were middle-agers. Findings of this research reveal that white collar criminals usually work in financial organizations or in financial sectors of non-financial organizations. Correlation of "being in full strained society" and "material-based culture" will result in a cycle which is named as "victim and predator cycle". The variables such as abuse of delegated trust, week surveillance, opportunity and easy access to resources, the perception of not being caught and prosecuted, noncriminal self-image, deviant organizational subcultures can be regarded as important factors leading to white-collar crime.

    Keywords: White Collar Crime, Opprtunity, Trust, Accesse to Resources, Rationalization, Strain
  • Jamal Mohamadi, Hosein Daneshmehr*, Othman Hedayat Pages 239-262

    The purpose of the present research is to intervene and change the condition of social exclusion of Hawrami people from Souranis. In doing so we benefited from an approach embedded within the intellectual tradition of France (the relational) using Bourdieu's and Silver’s concepts which are based on three paradigms (integration, specialization and the monopoly) to explain the exclusion. The methodology is critical ethnography which focuses on the current situation in society and supports the emancipation of marginalized people. The experience of Hawramis has been investigated in three contextual situations that result from the emigration of Hawramis to the city, leading to the emergence of three discourses in the urban social context. In the context of the first situation, which is characterized by the slow rate of migration and fall of Master-slave system, the problem of exclusion is not problematized yet. The changes after the Iran-Iraq war, expansion of the urbanization, the excess migration, and importance of market and domination of cultural hegemony resulted from relations with Iraqi Kurdistan is the second situation. This situational context is experienced by middle-aged people. The third situation, which focuses on the experience of young people, is characterized by merging in the cultural identity of the city, participation in associations, increased education. The present situation focuses on the homogenous urban-surani identity. Findings of the research show that Hawramis are excluded in the social and cultural spheres as well (as to maintain their distinctions) which is in the social field of their reaction through distinction from the association and intergroup activities (especially lingual-dialect distinction).

    Keywords: Social Exclusion, Social Field, Critical Ethnography, Hawramis
  • Abouali Vedadhir*, Hamid Naderi Pages 263-285

    Theft is one of the crucial criminal practices that threaten the public and social security of the community, and its prevalence is a clear indication of social insecurity. This study aimed to assess the prevalence of the theft at its all levels and aspects by using systematic review and meta-analysis. The statistical population of this synthesizing study includes all of the research studies in the ground of theft in Iran in past two decades (1996-2016), retrieved from Magiran, Noormages, SID, Scientific Journals Database, Iranian Police Journals, Scholar Google and Irandoc using theft and sometimes relevant concepts such as robbery, bag, blackjack as keywords. For conducting this meta-analytical research, 668 relevant studies have been identified in the field of theft in the last two decades. After searching and screening phase, and qualitative and quantitative evaluation of the identified studies, the final synthesis was conducted for 19 studies that were analyzed using MEDCLAC15 and CMA3 software. The overall sample size of the included studies was 11,814 people in the country with 19 meta-analytical unit, which shows the prevalence of theft to be 0.3% (ranged from 1% to 4%) in the country for two decades. Besides, there was a high degree of heterogeneity (I2 = 92.51%) between the included studies. In conclusion, the real prevalence of theft in the past two decades shows that policies to manage and prevent theft as a critical social problem have been promoted by 2014 and they started to downturn since that year in Iran. That means the intervention program on theft has declined after 2014.

    Keywords: Crime, Theft, Prevalence, Meta-Analysis