فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی کردستان - سال بیست و چهارم شماره 5 (پیاپی 103، آذر و دی 1398)
  • سال بیست و چهارم شماره 5 (پیاپی 103، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • الهام رازانی، داوود بشاش* صفحات 1-11
    زمینه و هدف

    با وجود پیشرفت های درمانی در دهه های اخیر، مالتیپل میلوما (MM) همچنان یکی از دلایل مهم مرگ و میر در جهان است. بر اساس مطالعات قبلی که بیانگر نقش Neurokinin-1Receptor (NK1R) در پاتوژنز سرطان ها بوده است، تصمیم گرفتیم تا اثرات سایتوتوکسیک و آپوپتوتیک Aprepitant (آنتاگونیست NK1R) را در رده سلولی KMM-1 (مشتق از MM) بررسی کنیم.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی، برای بررسی اثرات سایتوتوکسیک Aprepitant در مالتیپل میلوما، رده سلولی KMM-1 (تهیه شده از دانشگاه تربیت مدرس) با دوزهای مختلف مهار کننده (5، 15،30 و 45 میکرومولار) تیمار گشته و سپس درصد زنده مانی، شمارش سلولی، فعالیت متابولیک و القاء آپوپتوز به ترتیب با استفاده از تریپان بلو، MTT و رنگ آمیزی Annexin/PI بررسی گردید. علاوه بر این، آنالیز بیان ژن به کمک روش Real-time PCR جهت تعیین مکانیسم مولکولی عملکرد Aprepitant در سلول های KMM-1 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که مهار NK1R با استفاده از Aprepitant موجب مهار رشد سلول های KMM-1 می شود. همچنین دریافتیم که اثرات سایتوتوکسیک دارو ناشی از توقف سلول ها در فاز G1 و القاء آپوپتوز است؛ چرا که درصد سلول های رنگ گرفته با Annexine/PI در سلول های تیمار شده افزایش یافته بود (P<0.05). همچنین، نتایج Real-time PCR نشان داد که Apreptant نسبت بیان ژن های پروآپوپوتیک به آنتی آپوپتوتیک را از طریق تغییر بیان Bax و Bcl-2 تغییر می دهد.

    نتیجه گیری

     در این پژوهش، کارآمدی Aprepitant در سلول های KMM-1 کاملا مشخص شد؛ با این وجود، برای تضمین بی خطر و موثر بودن این دارو در درمان بیماران MM نیاز به انجام مطالعات بیشتر در آینده است.

    کلیدواژگان: مالتیپل میلوما، NK1R، Aprepitant، رده سلولیKMM-1
  • اسدالله فتح الله پور، سیما علیمرادی، فایق یوسفی* صفحات 12-21
    زمینه و هدف

    فنیل کتونوریا نوعی بیماری سوخت وسازی مادرزادی و ژنتیکی از نوع اتوزومال مغلوب است که به علت کمبود یا فقدان آنزیم فنیل آلانین هیدروکسیلاز، اسیدآمینه فنیل آلانین به تیروزین تبدیل نشده و باعث افزایش فنیل آلانین در خون به ویژه در مغز می شود. این مطالعه باهدف مقایسه نمرات بهره هوشی کودکان مبتلابه فنیل کتو نوری با کودکان سالم مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بعثت سنندج در سال 1397 انجام شده است.

    روش بررسی

    این مطالعه به روش مورد شاهدی بر روی کلیه بیماران تحت معالجه از ابتدای تولد، مراجعه کننده به درمانگاه های PKU و غدد اطفال و همچنین از میان کودکان سالم (ازنظر ابتلا به فنیل کتونوری) مراجعه کننده به سایر درمانگاه های کودکان بیمارستان بعثت گروه کنترل انجام شد. برای سنجش توانایی های شناختی، ذهنی و هوش کودکان از تست هوشی گودیناف استفاده شد. نهایتا اطلاعات مربوط به نتایج دو گروه توسط مشاور آماری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در بین نمونه های مورد مطالعه تعداد 46 نفر (69.7%) پسر و تعداد 20 نفر (30.39%) دختر بودند و میانگین سن افراد برابر با 6.34 با انحراف معیار 2.52 سال بود. همچنین نتایج این مطالعه نشان داده است که بین میانگین ضریب هوشی افراد در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معنادار آماری وجود ندارد (06/0p=).

    نتیجه گیری

     مهم ترین نشانه های بالینی این بیماری، کم توانی ذهنی، میکروسفالی، اختلال های رفتاری، تشنج، سفتی اندام ها، بی قراری، ناآرامی، بیش فعالی، اگزما و پوست و موی روشن است. در صورتی که بیماری پیش از سومین هفته زندگی تشخیص داده شده و نوزاد پیش از یک ماهگی مورد تغذیه درمانی و مراقبت های لازم قرارگیرد، نشانه های ناشی از بیماری کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: فنیل کتونوریا، بهره هوشی، کودکان
  • الهام اسدپور*، رضا نیک اندیش، فرید زند، گلنار ثابتیان، منصور مسجدی، ماندانا مکی صفحات 24-29
    زمینه و هدف

    اکمو (اکسیژناسیون غشایی برون پیکری) یک روش حیاتی برای مدیریت سندرم زجر تنفسی حادمی باشد. از آنجا که اکمو به عنوان یک شیوه تهاجمی محسوب می شود، اندیکاسیون هایی برای استفاده از آن وجود دارد. در اینجا گزارش موردی از سندرم زجر تنفسی حاد که با اکمو ورید به ورید درمان شده را ارائه می دهیم.

    گزارش مورد

     بیمار، مردی 30 ساله، دیابتیک با هوشیاری پایین به علت خونریزی مغزی پس از درمان فیبریولیتیک برای انفارکتوس میوکارد با قطعه اس تی بالا رونده بود که در بیمارستان نمازی شیراز بستری شد. بعد از تشخیص سندرم زجر تنفسی حاد متوسط تا شدید روش اکمو ورید به ورید برای مدیریت آن استفاده شد. 5 روز پس از شروع اکمو، فشار اکسیژن شریانی بیمار بهبود یافت و درصد اشباع اکسیژن را 97 تا 98 درصد حفظ شد. مد دستگاه،BIPAP با 40%FiO2 بود، جریان برگشتی خون به بیمار 1/7 لیتر در دقیقه بود؛ بنابراین ما جریان برگشتی خون به بیمار را بستیم و مشاهده کردیم بیمار به تنهایی قادر به حفظ درصد اشباع اکسیژن 97% است، لذا بیمار را از دستگاه اکمو جدا کردیم. بعد از آن بیمار در وضعیت پایدار باقی ماند.

    نتیجه گیری

     بیمار 10 روز قبل از اکمو تحت تهویه مکانیکی بود و نارسایی چندین ارگان را به طور هم زمان داشت که مزایای استفاده از اکمو را کاهش می داد. علی رغم این ها، تصمیم به آغاز اکمو گرفته شد و بیمار با وضعیت قابل قبول از واحد مراقبت های ویژه ترخیص گردید؛ بنابراین این بیمار می تواند تجدید نظر در استفاده از اکمو را مطرح کند.

    کلیدواژگان: تهویه مکانیکی، سندرم زجر تنفسی حاد، اکمو
  • اصغر حیدریان، پروین دهقان*، مصطفی چادگانی پور، کتایون طایری صفحات 30-41
    زمینه و هدف

    در بیماران آلوده به اچ آی وی زمینه برای ایجاد عفونت های فرصت طلب ازجمله کاندیدیازیس فراهم می شود. کاندیدا در حالت طبیعی به صورت فلور نرمال در مخاطات یافت می شود. در این مطالعه، فراوانی انواع گونه های کاندیدا در دهان بیماران HIV مثبت تحت درمان ضد ویروسی در مقایسه با گروه شاهد مورد بررسی قرار می گیرد.

    روش بررسی

    در مطالعه مورد - شاهدی حاضر، از 60 بیمار مبتلا به HIV که تحت درمان ضد ویروسی بوده و یک گروه شاهد با روش سواب از حفره دهانی نمونه گیری انجام شد. کشت بر روی محیط سابورو دکستروز آگار انجام گرفت و کلنی های رشد کرده با روش فنوتیپیکی، مولکولی (PCR) و رشد در دماهای مختلف شناسایی شدند.

    یافته ها

     از دهان 68/3% افراد مبتلا به HIV و 53/3% از افراد نرمال گونه های کاندیدا جداسازی شد و رابطه معنی داری بین میزان کلونیزاسیون فلور دهانی کاندیدا با متغیرهای میزان TCD4+ (0/12P =)، بار ویروس (Viral Load) (0/24P =) و مدت زمان ابتلا به HIV (0/91P =)، مشاهده نشد ولیکن با مسواک زدن(0/001P =)، سیگار کشیدن(0/043P =) و مصرف مواد مخدر(0/002P =) ارتباط معنی دار مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    این بررسی نشان داد که در بیماران ایدزی یک شیفت و افزایشی به گونه های غیر آلبیکنسی دیده می شود و با توجه به حساسیت این گروه به عفونت های فرصت طلب، مانیتورینگ مرتب و دوره ای در این گروه پیشنهاد می شود. همچنین با توجه به نقش مسواک زدن و عدم مصرف مواد مخدر و سیگار در کاهش فلور کاندیدایی، رعایت بهداشت دهان در این گروه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ایدز، HIV، کاندیدا، بار ویروس، کاندیدا آلبیکنس
  • مریم صلواتی فر*، زهرا حاج ابراهیمی صفحات 42-55
    زمینه و هدف

    موجودات زنده در سطح زمین تحت تاثیر نیروی گرانش طبیعی قرار دارند و چنانچه این نیروی گرانش تغییر نماید، تحت تاثیر شوکی منحصر به فرد قرار خواهند گرفت. بی وزنی از طریق مداخله با مسیرهای بیوشیمیایی و بیان ژن ، اثرات مهمی را بر عملکرد سلول ها دارد و مطالعه این تغییرات برای کمک به فضانوردان و بهبود کیفیت زندگی انسان مفید خواهد بود. هدف از مطالعه؛ تعیین تاثیر بی وزنی بر بیان پروتئین مهارکننده کیناز Raf  در رده سلولی MCF-7 سرطان پستان بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه تغییرات بیان ژن  RKIP در سلول های MCF-7 سرطان پستان انسان بعد از 24 و 72 ساعت قرارگیری در شرایط بی وزنی با روش qReal time PCR بررسی گردید. آزمون t-test برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد و نمودارها توسط برنامه Graphpad prism 7 رسم گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بی وزنی، بیان ژن RKIP را تغییر داده و منجر به افزایش سطوح بیان آن پس از 24 ساعت قرارگیری در شرایط بی وزنی گردیده است.

    نتیجه گیری

    با بهینه سازی مدت زمان تیمار بی وزنی شاهد تغییرات قابل توجه در بیان ژن RKIP در رده سلولی MCF-7 خواهیم بود، تا از این طریق بتوان راه کارهایی را در درمان سرطان ارائه نمود.

    کلیدواژگان: کلینواستت، جاذبه، پروتئین RKIP، تومور
  • مریم نصیریان*، نسرین روزبهانی، علیرضا جمشیدی صفحات 56-68
    زمینه و هدف

    درکنار رژیم دارویی، اصلاح رفتار خود مراقبتی جهت کنترل بیماری پر فشاری خون موثر است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر آموزش به روش بحث گروهی بر رفتار خود مراقبتی مبتلایان به پرفشاری خون بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی 100 فرد مبتلا به پرفشاری خون به صورت تصادفی از 10پایگاه بهداشتی شهر اراک در سال 1397 انتخاب شدند. پس از کسب رضایت آگاهانه و قبل از مداخله، پرسشنامه خودمراقبتی در دوگروه تکمیل و فشارخون افراد اندازه گیری شد. درگروه مداخله چهار جلسه آموزشی بحث گروهی به صورت هفتگی برگزار شد و در گروه کنترل فقط به سخنرانی اکتفا شد. سه ماه پس از مداخله، مجددا پرسشنامه تکمیل و فشارخون اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار spss (نسخه 21) و با استفاده از آزمون های تی مستقل، تی زوجی، آزمون مجذور کای و آنالیز چند متغیره، انجام شد. ضمنا  0/05>p  معنی دار تلقی گردید.

    یافته ها

     نمره خود مراقبتی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بالاتر بود (0/001>p). همچنین فشار خون سیتول و دیاستول به طور معنی داری درگروه مداخله نسبت به گروه کنترل پایین تر بود (0/001>p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد آموزش به روش بحث گروهی یک روش موثر برای ارتقای رفتار خود مراقبتی مبتلایان به پرفشاری خون و به دنبال آن کاهش سطح فشارخون است. انجام مطالعات بیشتر در خصوص بررسی تاثیر سایر روش های آموزشی بر رفتار خود مراقبتی بیماران پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، خودمراقبتی، آموزش، بحث گروهی
  • مهدی محمدی، علی جلیلی*، بهرام نیکخو، فرشاد شیخ اسماعیلی صفحات 69-76
    زمینه وهدف

    سرطان معده یکی از شایع ترین سرطان های جهان و ایران است و عفونت با هلیکوباکتر پیلوری در ایجاد آن نقش اساسی دارد. مطالعات جدید در موش آزمایشگاهی نشان دادند ؛که عفونت با این باکتری منجر به مهاجرت سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به بافت معده و در نهایت تبدیل آن ها به سرطان معده می شود. هر چند که وجود این سلول ها در بافت معده انسان تا کنون به خوبی بررسی نشده است. هدف مطالعه حاضر تعیین فراوانی مارکرهای  CD236 ، CD34 وSTRO-1  در ضایعات پیش سرطانی و سرطان معده بود.

    روش بررسی

    در یک مطالعه توصیفی، 10 نمونه از هر کدام از ضایعات پیش سرطانی دیس پلازی و متاپلازی و 15 نمونه سرطان معده از بخش پاتولوژی بیمارستان توحید برای رنگ ایمنوهیستوشیمی انتخاب شدند. نوع ضایعات پیش سرطانی و سرطانی قبلا توسط همکار پاتولوژیست تائید شده بود. سپس نمونه های با آنتی بادی های اختصاصی CD236 ، CD34وSTRO-1 و کیت ایمنوهیستوشیمی رنگ آمیزی شدند و توسط همکار پاتولولوژیست بررسی شدند.

    یافته ها

    در این پژوهش مشخص شد که CD34 صرفا در سطح سلول های اندوتلیال همه نمونه های مورد مطالعه بیان می شود. CD236 به مقدار کمی در سطح همه سلول های اپیتلیال معده در ضایعات پیش سرطانی بیان می شود، ولی میزان این پروتئین در بافت های سرطانی به مقدار بیشتری بیان می شود. بر عکس آنتی ژن STRO-1  در هیچ کدام از نمونه های مورد مطالعه یافت نشد.

    نتیجه گیری

     مارکرهای CD34 وCD236 در همه بافت سرطانی معده انسان بیان می شوند، ولی آنتی ژن  STRO-1  که یک مارکر اختصاصی سلول های مرانشیمی است در سطح سلول های سرطانی معده وجود ندارد. این داده های اولیه نشان می دهند که سلول های سرطان معده یا از سلول های بنیادی مرانشیمی مغز استخوان منشاء نگرفته اند و یا اینکه بعد از سرطانی شدن ماهیت خود را از دست می دهند.

    کلیدواژگان: سرطان معده، سلول های بنیادی مزانشیمی، متاپلازی، دیس پلازی
  • فرخ راد، ابراهیم قادری، بهرام نیکخو*، محمدعزیز رسولی صفحات 77-82
    زمینه و هدف

    ویتیلیگو یک بیماری پوستی است که می تواند به صورت ژنتیک 1-2 درصد جمعیت عمومی را بدون در نظر گرفتن نژاد و جنسیت مبتلا نماید. مطالعات مختلف در سراسر جهان ارتباط بیماری ویتیلگو با اختلالات اتوایمیون را نشان داده اند. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط بیماری ویتیلیگو با میزان قند خون بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی، 102 مورد از افراد مبتلا به ویتیلیگو در طی سالهای 1395-1397 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از تائید ابتلا افراد به بیماری ویتیلیگو توسط متخصص پوست و مو، میزان خون آن ها نیز بررسی گردید.

    یافته ها

    نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین سنی و مدت زمان ابتلا افراد به ویتیلیگو به ترتیب 15/8± 39/7 سال و 34/1±56/1 ماه بود. در این مطالعه 45 نفر(44 %) افراد مبتلا به ویتیلیگو مرد و بیشترین فراوانی در افراد خانه دار 51 نفر (30/4 %) بود. بیشترین محل ضایعه در این افراد مربوط به اندام تناسلی با 52 مورد(31 %) و کمترین نیز مربوط به مخاط دهان با 6 مورد(3/6 %) گزارش گردید. همچنین فقط 4 نفر(2/7 %) افراد دارای سابقه خانوادگی ویتیلیگو بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد بین میزان قند خون با جنسیت، شغل، محل ضایعه، سابقه خانوادگی بیماری ویتیلیگو، ابتلا به سایر بیماری ها و سابقه مصرف دارو ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت.

    کلیدواژگان: ویتیلیگو، قند خون، کردستان
  • بهنام خالدی پاوه، حبیب الله خزایی، نادر سالاری، سروش معاذی نژاد* صفحات 83-94
    زمینه و هدف

    طب سوزنی یکی از روش های رایج در حوزه طب مکمل است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تحریک الکتریکی پوستی نقاط طب سوزنی بر روی کیفیت خواب در بیماران مبتلا به بی خوابی مزمن انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سو کور بود. 40 نفر از بیماران مبتلا به بی خوابی مزمن به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. نقاط طب سوزنی شامل 7,SP6HT و4 LI بودند. این نقاط به تعداد دفعات 8 جلسه به صورت هفته ای دو بار در طول یک ماه تحریک شدند. از دو ابزار ذهنی و عینی شامل پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ و حرکت نگار برای سنجش کیفیت خواب بیماران قبل و بعد از مداخله استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین میانگین نمره کلی پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ در دو گروه قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری وجود نداشت(0/05P>). در بعد عینی نتایج نشان داد که مدت زمان کلی خواب در گروه مداخله بطور معنی داری افزایش یافته بود(0/015P =). در حالی که این تغییرات در گروه کنترل معنی دار نبود(0/502P=).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که تحریک الکتریکی پوستی نقاط طب سوزنی می تواند تاثیر معنی داری بر مدت زمان کلی خواب در بیماران مبتلا اختلال بی خوابی مزمن داشته باشد اما این اثرات توسط ابزار عینی همچون حرکت نگار قابل مشاهده است.

    کلیدواژگان: بی خوابی مزمن، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ، کارآزمایی بالینی، کیفیت خواب، تحریک الکتریکی پوستی نقاط طب سوزنی
  • لیلا امیری فراهانی*، خدیجه حیدری، سیده بتول حسن پور، عباس عبادی صفحات 95-104
    زمینه و هدف

    زایمان، یکی از رویدادهای مهم زندگی زنان است که حمایت لیبر ، نقش مهمی در این تجربه ایفا می کند. زیرا که تجربه زایمان، ممکن است تاثیر مثبت یا منفی روی زنان بگذارد. با توجه به فقدان ابزار مناسب برای اندازه گیری رفتارهای حمایتی لیبر، مطالعه حاضر با هدف، ترجمه و بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه رفتار حمایتی ماما حین لیبر انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی(مقطعی) بود که روی 213 مامای شاغل در زایشگاه های بیمارستان های منتخب دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران از دی ماه سال 95 تا شهریور سال 96 انجام شد و از ماماها درخواست گردید تا پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه رفتارهای حمایتی لیبر را تکمیل کنند. در ابتدا روایی صوری و محتوایی ابزار به صورت کیفی، سپس روایی سازه ای آن توسط تحلیل عاملی تاییدی، بررسی شد. همچنین به منظور بررسی پایایی ابزار از روش همسانی درونی (ضریب آلفای کرونباخ) و آزمون- باز آزمون (ضریب همبستگی پیرسون) استفاده گردید.

    یافته ها

    روایی صوری و محتوای کیفی نسخه فارسی پرسشنامه حمایتی لیبر تایید شد. همچنین روایی ساختاری ابزار توسط تحلیل عاملی تاییدی تایید گردید. ضریب آلفای کرونباخ کل ابزار 0/96 و ضریب همبستگی پیرسون آزمون- با آزمون 0/71 به دست آمد که هر دو موید پایایی خوب نسخه فارسی پرسشنامه رفتار حمایتی لیبر بودند.

    نتیجه گیری

    یافته های تحقیق حاضر بیانگر این بود، که نسخه فارسی ابزار حمایتی لیبر از اعتبار و روایی لازم برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای بررسی رفتارهای حمایتی لیبر در کشور مورد استفاده قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: ابزار، روایی، پایایی، رفتارهای حمایتی لیبر، ماما
  • فاطمه زهرا کریمی، ناهید مقونیلکی سا، حمید حیدریان، سمیه معین درباری، حمیده یزدی مقدم* صفحات 105-119
    زمینه و هدف

    واژینیت کاندیایی یکی از شایع ترین عفونت های دستگاه تناسلی در زنان سنین باروری است. با توجه به اثرات نامطلوب درمان های شیمیایی یکی از درمان های جایگزین که در واژینیت کاندیدایی مورد استفاده قرار گرفته است، ترکیب عسل طبیعی و ماست است. این مطالعه با هدف ارزیابی و جمع بندی نتایج کارآزمایی های بالینی انجام شده در مورد تاثیر عسل و ماست بر واژینیت کاندیدایی انجام شده است.

    روش بررسی

    این مطالعه یک متاآنالیز است. جستجوی متون در پایگاه های: PubMed, ISI Web of science, Scopus, Cochrane, SID, Magiran,Irandoc, Google Scholar، با کلیدواژه های: (Vulvovaginal Candidiasis OR Genital Vulvovaginal Candidiasis OR Candidiasis, Genital Vulvovaginal OR Candida albicans OR Monilial Vaginitis OR Vaginal Yeast Infections OR Yeast Infections, Vaginal OR Genital Candidiasis OR Vulvovaginal Moniliasis) AND (Treatment OR Azole OR OR Antifungal agents OR Antifungal Fungicides OR Therapeutic Fungicides OR Klotrimazole OR clotrimazole) AND (honey OR Bee-honey) AND yogurt AND (controlled trial OR clinical trial) و معادل فارسی آن ها انجام شد. کیفیت مقالات با استفاده از ابزار «Risk of bias»کوکران و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Stata انجام شد. از شاخص 2 I و کای اسکوئر جهت بررسی همگنی و از مدل اثرات تصادفی جهت ترکیب و متاآنالیز داده ها استفاده گردید.

    یافته ها

     بررسی هتروژنیتی نشان داد که میزان ناهمگنی کلی بین نتایج مطالعات بر اساس شکایت از خارش، قرمزی و التهاب ولو و واژن و میزان ترشحات واژینال ناشی از ولولوواژینیت کاندیدایی صفر درصد بود،که در ردیف مطالعات بدون ناهمگنی قرار می گیرند. بر اساس نتایج متاآنالیز برای علامت بالینی خارش در گروه دریافت کننده ترکیب عسل و ماست در مقایسه با گروه کنترل 95 درصد فاصله اطمینان از (0/002=P و0/95-0/90: CI95 % و 0/22 = OR ) برای علامت بالینی «قرمزی و التهاب ولو و واژن» (0/26=P و0/87-0/11:  CI% 95 و 0/95 = OR ) و برای «میزان ترشحات واژینال) 0/018=P و0/82-0/13: CI95%و 0/32 = OR ) بود که از نظر آماری معنی دار بودند.

    نتیجه گیری

     نتایج حاصل از متاآنالیز نشان دادکه تاثیر عسل و ماست بر واژینیت کاندیدایی از نظر آماری معنی دار است و استفاده از عسل و ماست می تواند به عنوان یک درمان جایگزین برای داروهای ضد قارچ شیمیایی و یا همراه با آن ها در درمان واژینیت کاندیدایی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: عسل، ماست، واژینیت کاندیدایی، مرورسیستماتیک، متاآنالیز
  • فرنوش خسروبخش*، محمد رامان مولودی، خاطره شجاع، ساحل محمدی صفحات 120-134
    زمینه و هدف

    در بیماری کلستاز انسداد جریان صفرا از کبد به روده منجر به تجمع اسیدهای صفراوی در کبد و بروز نارسایی‏های متابولیکی شده و در نهایت منجر به مرگ نکروزی و آپوپتوزی سلول های کبدی می‏شود. میتوکندری‏ها اندامک های درون سلولی هستند که بیشترین منبع تولید انرژی سلولی بوده و به‏طور پیوسته تقسیم و مجددا با هم ترکیب می شوند. در این مطالعه اثر لیپوئیک اسید بر تغییرات بیان ژن OPA1 پس از انسداد مجرای صفراوی در پانکراس موش‏های صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.

    روش بررسی

    در این مطالعه 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در شش گروه به ترتیب زیر تقسیم شدند: گروه کنترل (بدون جراحی)، گروه شم (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی)، دو گروه کلستاز (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی) بدون تزریق لیپوئیک اسید و با تزریق لیپوئیک اسید و دو گروه سیروز (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی) بدون تزریق لیپوئیک اسید و با تزریق لیپوئیک اسید. در روز چهاردهم پس از جراحی، موش های گروه های کنترل، شم و کلستاز و در هفته ششم پس از جراحی، موش های گروه های سیروز، کشته شده و به منظور بررسی‏ سطح بیلی روبین از آن ها خون گیری انجام شد. سپس نمونه‏گیری از بافت های کبد و پانکراس جهت بررسی شاخص‏های هیستوپاتولوژیک و همچنین ارزیابی سطح بیان ژن OPA1 در بافت پانکراس انجام شد. داده های کمی بیلی روبین و بیان ژن با آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون کروسکال_والیس مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

     نتایج این مطالعه افزایش سطوح سرمی بیلی روبین کل را در گروه های کلستاز و سیروز نسبت به گروه‏های شم و کنترل نشان داد (0/001P<). نتایج بررسی شاخص های بافتی در گروه های کلستاز و سیروز، وجود التهاب و نکروز بافتی را نشان داد. این نشانه ها در گروه کلستاز دریافت کننده لیپوئیک اسید تقلیل یافت. نتایج Real-time PCR افزایش معنادار  بیان ژن OPA1 را در گروه کلستاز دریافت کننده سالین نسبت به گروه های سیروزی نشان داد (0/05P<). تزریق لیپوئیک اسید در گروه کلستاز منجر به بازگشت طبیعی سطح بیان ژن OPA1در موش های کلستازی شد.

    نتیجه‏ گیری

    تغییر بیان ژن OPA1 در بافت پانکراس موش های صحرایی با انسداد مجرای صفراوی می تواند نقش پویایی میتوکندری را در آسیب‏شناسی این عارضه نشان دهد. اثر لیپوئیک اسید در تغییرات بیان ژن OPA1 نشان دهنده تاثیر استرس اکسیداتیو در مسیر سیگنالی عارضه کلستاز است.

    کلیدواژگان: پانکراس، انسداد مجرای صفراوی، پویایی میتوکندری، ژن OPA1، لیپوئیک اسید
|
  • Elham Razani, Davood Bashash* Pages 1-11
    Background and Aim

    Despite therapeutic improvements in recent decades, multiple myeloma (MM) still remains as one of the leading causes of death all over the world. Previous studies have indicated role of neurokinin-1 receptor (NK1R) in the pathogenesis of cancer. Therefore, we decided to evaluate cytotoxic and apoptotic effects of aprepitant (NK1R antagonist) on MM-derived KMM-1 cell line.

    Material and Method

    In this experimental study, for assessment of  cytotoxic effect of aprepitant on MM cells, KMM-1 (prepared in Tarbiat Modarres University) were exposed to different concentrations of the inhibitor (5,15, 30 and 45 µM) and subsequently viability, cell count, metabolic activity, and induction of apoptosis were investigated using trypan blue, MTT, and annexin/PI staining assays respectively. Moreover, in order to examine the molecular mechanism of action of aprepitant in KMM-1 cells, gene expression analysis was performed by real-time PCR.

    Results

    The results indicated that NK1R inhibition using aprepitant resulted in considerable growth suppression of KMM-1 cells. Moreover, we found that the cytotoxic effects were likely due to cell arrest in G1 phase and induction of apoptosis, as revealed by the increased percentage of annexin-V/PI double positive cells among the inhibitor-treated cells (P<0.05). Also, RQ-PCR analysis revealed aprepitant changed the ratio of expression of pro apoptotic to anti apoptotic genes by way of alteration in the expression levels of Bax and Bcl-2 (P<0.05).

    Conclusion

    The present study highlighted the efficiency of aprepitant in suppression of the growth of KMM-1 cells; however, further studies are needed to determine the safety and efficacy of this agent for the treatment of MM patients.

    Keywords: Multiple myeloma, NK1R, Aprepitant, KMM-1 cell line
  • Asadollah Fatholahpuor, Sima Alimoradi, Fayegh Yousefi* Pages 12-21
    Background and Aim

    Phenylketonuria is a genetic and congenital metabolic disorder with autosomal recessive transmission. In this disease phenylalanine is not converted to tyrosine due to lack of  phenylalanine hydroxylase enzyme which results in increased phenylalanine level in the blood and brain. The aim of this study was to compare IQ scores between the children with phenylketonuria and healthy children referring to Besat Hospital in Sanandaj in 2017-2018.

    Material and Methods

    This case-control study included all the patients referring to PKU and pediatric clinics who had been under treatment since birth as our case group , and healthy children referring to other pediatric clinics of the hospital as control group. Goodinow’s intelligence test was used to measure cognitive, mental abilities and children's intelligence. Data were analyzed by chi square and independent t-test.

    Results

    The results showed that 46 (69.7%) patients were male and 20 (30.3%) were female. The mean age of the subjects was 6.34±2.52 years. There was no significant difference in the IQ mean scores between the two groups (p=0/06).

    Conclusion

    The most important clinical signs of this disease are mental retardation, microcephaly, behavioral disorders, seizure, limb stiffness, restlessness, unrest, hyperactivity, eczema and light colored skin and hair. Diagnosis of the disease before the third week of life, and proper nutritional therapy with necessary care before the age of one month can decrease the symptoms of the disease.

    Keywords: PKU, IQ, Children
  • Elham Asadpour*, REZA NIKANDISH, Farid Zand, Golnar Sabetian, Mansoor Masjedi, Mandana Mackie Pages 24-29
    Background

    Extra corporeal membrane oxygenation (ECMO) has been considered as a crucial modality for the management of acute respiratory distress syndrome (ARDS). Since ECMO is considered to be an invasive modality and may be associated with some complications, there are strict indications for its use. Here we report successful treatment of a case of severe ARDS with Veno-Venous ECMO.

    Case presentation

    A 30 years old male was admitted to Nemazee Hospital in Shiraz with decreased level of consciousness due to cerebral hemorrhage following fibrinolytic therapy for myocardial infarction with ST elevation (STEMI).  After diagnosis of moderate to severe ARDS, VV-ECMO was used for the management of ARDS.
    In this case, 5 days after starting ECMO, PaCO2 improved and O2Sat was maintained at 97-98%, so weaning was considered.  Ventilator mode was BIPAP with FiO2 40% and sweep flow was 1.7L/min. We clamped the sweep flow and observed whether the patient was able to maintain O2 Sat at 97% with ventilation alone. Then, we decided to disconnect the patient from ECMO. The patient remained stable afterwards.

    Conclusion

    Our case was intubated and was on MV from 10 days prior to ECMO administration.Moreover, our patient had simultaneous multi-organ involvement (nephrotic syndrome and sepsis) which decreased the benefits of ECMO. Despite all these problems, ECMO was started and patient was discharged from ICU with an acceptable health condition.

    Keywords: ECMO, ARDS, Mechanical ventilation
  • Asghar Heidarian, Parvin Dehghan*, Mostafa Chadeganipour, Katayon Tayeri Pages 30-41
    Background and Aim

    patients infected with HIV are susceptible to opportunistic infections such as candidiasis. In normal individuals, Candida spp. exist as normal flora of the mucous membranes.  In this study we compared the frequencies of different species of Candida between HIV infected patients receiving anti-retroviral therapy (ART) and normal individuals.

    Materials and Methods

    This case- control study included 60 HIV positive patients receiving antiviral therapy as our case group and 60 normal individuals as control group. Oral samples were prepared by two wet swabs and cultured on Sabouraud dextrose agar. Colonies grown on the culture medium were identified by phenotyping and molecular (PCR) methods at two different temperatures.

    Results

    Candida species were isolated from the oral mucosa of 68.3% of HIV positive patients and 53.3% of normal individuals. Rate of colonization of oral cavity by candida showed no significant relationships with the variable parameters of TCD4+ (P = 0.12), viral load (P = 0.24), and duration of HIV infection (P = 0.92), but it had significant relationships with brushing (P= 0.001), smoking (P = 0.043) and drug abuse (P = 0.002).

    Conclusion

    The result showed an increased shift of the yeast colonization  from C.albicans to non- albicans species in HIV-infected subjects. Considering the susceptibility of this group to opportunistic infections such as candidiasis, regular and periodic monitoring of these patients is necessary. Tooth brushing, discontinuation of cigarette smoking and drug abuse, together with oral hygiene are recommended.

    Keywords: AIDS, HIV, Candida, Viral load, C. albicans
  • Maryam Salavatifar*, Zahra Hajebrahimi Pages 42-55
    Background and Aim

    The living organisms on the earth are under the influence of natural gravity force and if this gravitational force changes, they will be affected by a unique shock. Weightlessness has important effects on cell function by interfering with biochemical pathways and gene expressions. Study of these changes would be of benefit to astronauts and can improve the quality of human life on earth. In simulated microgravity, the expression of some genes and protein levels produced in cultured cells or laboratory animals have been altered. However, very little information is available on the effects of microgravity on gene expression. Raf kinase inhibitory protein (RKIP) is a regulator of kinase
    activity and a cell balancing agent that can act as a metastatic inhibitor in a variety of solid tumors, including breast cancer. In general, the RKIP expression in progressive tumors is reduced but its increased expression can result in reduced invasive potency of cancer cells without affecting primary tumor growth.

    Materials and Methods

    In this study, changes of RKIP gene expression were investigated in human MCF-7 breast cancer cells after 24 and 72 hours exposure to microgravity conditions using qReal time PCR method. We used t-test for data analysis and graphpad prism 7 project for plotting graphs.

    Results

    The results showed that microgravity changed gene expression of RKIP and led to increased expression levels of the gene after 24 hours exposure to microgravity.

    Conclusions

    By optimizing the duration of microgravity, we can observe significant changes in RKIP gene expression in MCF-7 cell line which can be considered promising for the treatment of cancer.

    Keywords: Clinostat, Gravity, RKIP protein, Tumor
  • Maryam Nasirian*, Nasrin Rozbahani, Alireza Jamshidi Pages 56-68
    Background and Aim

    Besides drug regimen, modifying self-care behaviors is effective in controlling high-blood pressure. The purpose of this study was to investigate the effect of group discussion on self-care behaviors in the patients with hypertension.

    Materials and Methods

    In this semi-experimental study, 100 hypertensive patients were selected randomly from 10 health care centers in Arak in 2012. After obtaining informed consent and before intervention, self-care questionnaire was filled out by both groups and blood pressure was measured. Four educational sessions were held weekly for the intervention group, while only lectures were delivered for the control group. After three months, self-care questionnaire was completed and blood pressure was measured again. Using spss (V.21), data were analyzed by independent and paired t-test, chi square test and multivariate analysis.p<0/05 was considered significant.

    Results

    Self-care score in the intervention group was significantly higher than that in the control group (p <0.0001). The patients in the intervention group had significantly lower systolic and diastolic blood pressures compared to the control group (p <0.0001).

    Conclusion

    It seems that group discussion training can be an effective way to improve self-care behaviors in the hypertensive patients and results in a significant reduction in blood pressure of the patients. Further studies on the impact of other educational methods on the self-care behavior of the patients are recommended.

    Keywords: Hypertension, self-care, education, group discussion
  • Mehdi Mohammadi, Ali Jalili*, Baharan Nikkhoo, Farshad Sheiekhesmailei Pages 69-76
    Background and Aim

     Gastric cancer is one of the most common cancers in the world. It is well-known that Helicobacter pylori (H. pylori) plays a crucial role in its pathogenesis. Recent studies have shown that H. pylori infection leads to the migration of bone marrow-derived mesenchymal stem cells (BM-MSC) into the gastric tissue and their resultant change into gastric cancer in animal models. However, the existence of these cells in human gastric cancers has not yet been studied.

    Materials and Methods

      We selected 10 each precancerous sample (dysplasia and metaplasia) and 15 gastric cancers from the pathology department of Toheed Hospital in Sanandaj.. All of the samples were stained by CD34, CD326, and STRO-1 antibodies and immunohistochemistry technique. Pathologic diagnosis was made by an expert pathologist.

    Results

    CD34 was expressed only on endothelial cells of all samples. CD326 was expressed at a low level in precancerous samples, but its expression was much higher in cancer samples. In contrast, STRO-1 antigen was not detected in any of the samples.

    Conclusion

    CD34 and CD326 were expressed in gastric cancer samples. However, STRO-1 antigen which is a specific marker for BM-MSC was not detected in gastric precancerous and cancer samples. Our data suggested that BM-MSCs were not the origin of the gastric cancer cells or their nature might have been totally changed after transforming into cancer cells.

    Keywords: Gastric cancer, Mesenchymal stem cells, Metaplasia, Dysplasia
  • Farrokh Rad, Ebrahim Ghaderi, Bahram Nikkhoo*, Mohammad Aziz Rasouli Pages 77-82
    Background and Aim

    Vitiligo is a dermatologic disorder which has autoimmune and genetic basis. Different studies in the world have shown relationship of vitiligo with autoimmune disorders. The purpose of this study was to investigate the association between vitiligo and fasting blood sugar (FBS).

    Materials and Methods

    This cross sectional study was performed between 2016 and 2019 and included 102 patients with vitiligo. Diagnosis of vitiligo was made by our dermatologist and FBS levels of the participants were measured.

    Results

    Mean age of the patients and duration of the disease were 39.7±15.8 years and 56.1±34.1 months respectively. 45 (%44) patients were male, the disorder was most frequent in the housewives. The most common site of involvement was genitalia which was affected in 52 (%31) cases, and the least common site was oral mucosa which was involved in 6 patients (%3.6). Only 4 (%2.7) patients had family history of vitiligo.

    Conclusions

    The results showed that there were no significant association between vitiligo and variables of FBS, gender, occupation, site of involvement, family history of vitiligo, history of using medications and also any other disease.

    Keywords: Vitiligo, Fasting Blood Sugar, Kurdistan
  • Behnam Khaledipaveh, Habibolah Khazaie, Nader Salary, Soroush Maazinezhad* Pages 83-94
    Background and Aim

    Acupuncture is one of the most common methods of complementary medicine. The purpose of this study was to evaluate the effect of transcutaneous electrical acupoint stimulation on sleep quality in the patients with chronic insomnia.

    Materials and Methods

    This study was a single-blind clinical trial in which 40 patients with chronic insomnia were randomly placed into intervention (TEAS) and control (sham TEAS) groups. The acupuncture points including SP6, HT7 and LI4 were selected according to the medical guideline of traditional Chinese medicine. The stimulation was performed for 8 sessions, twice a week for one month. The Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI) and actigraphy were used to evaluate the patients' sleep quality before and after intervention.

    Results

    Results showed no significant differences in the mean scores of PSQI between the two groups before and after the intervention (p>0.05). In regard to the objective characteristics of sleep quality, total sleep time in the intervention group significantly increased (p=0.015). These alterations were not significant in the sham TEAS group (p=0.502).

    Conclusions

    The results showed that TEAS can be effective in increasing the total sleep time in the patients with chronic insomnia disorder and this effect can be detectable by a monitoring instrument such as actigraphy.

    Keywords: Actigraphy, Chronic insomnia, Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI), RCT, Sleep quality, Transcutaneous electrical acupoint stimulation
  • Leila Amiri Farahani*, Khadijeh Heidari, Batool Hasanpoor, Abbas Ebadi Pages 95-104
    Background and Aim

      Childbirth is one of the important events in women's life, and labor support is an important tissue, because the experience of giving birth may have a positive or negative impact on the women. Considering lack of a suitable questionnaire for measuring labor support behaviors, the present study aimed to translate and evaluate the validity and reliability of the Persian version of the labor support questionnaire.

    Materials and Methods

    This descriptive cross-sectional study included 213 midwives in maternity hospitals of selected medical universities in Tehran from January 2017 to September 2017. Midwives were requested to complete demographic and also labor support questionnaires. At first, we assessed the face and content validity of the instrument qualitatively, and then its construct validity was carried out by confirmatory factor analysis. In order to evaluate the reliability of the instrument, internal consistency and test-retest were used.

    Results

    Qualitative face and content validity of the Persian version of the labor support questionnaire were approved. Also, the construct validity of the questionnaire was confirmed by confirmatory factor analysis. Cronbach's alpha coefficient was 0.96 and the Pearson correlation coefficient of the t-test was 0.71, which were indicative of appropriate reliability of the Persian version of the questionnaire.

    Conclusion

    The findings of this study showed that the Persian version of the labor support questionnaire had the necessary validity and reliability. Therefore, this questionnaire can be used as an appropriate instrument for Iranian midwives.

    Keywords: Questionnaire, Validity, Reliability, Labor support behaviors, Midwife
  • Fatemeh Zahra Karimi, Nahid Maleki Saghooni, Hamid Heidarian Miri, Somayeh Moeindarbari, Hamideh Yazdi Moghaddam* Pages 105-119
    Background and Aim

    Vulvovaginal candidiasis (VVC) is one of the most common gynecologic problems among the women of childbearing age. Considering the adverse effects of chemical therapies,  we performed this systematic review and meta-analysis to assess the effect of honey and yogurt on vaginal candidiasis.

    Material and Methods

     In this systematic review and meta-analysis we searched databases of PubMed, ISI Web of science, Scopus, Cochrane, SID, Magiran ,Irandoc , Google Scholar, using the following sets of keywords: (Vulvovaginal candidiasis, Genital vulvovaginal Candidiasis, Candidiasis, genital vulvovaginal, Candida albicans, Monilial vaginitis, Vaginal yeast infections, Yeast infections, Vaginal, Genital candidiasis, Vulvovaginal moniliasis), (Treatment, Azole, Antifungal agents, Antifungal fungicides, Therapeutic fungicides, clotrimazole, clotrimazole),(honey, Bee-honey),yogurt,(controlled trial, clinical trial)  and their Persian equivalent .Data were analyzed by Stata software. Heterogeneity was assessed by chi-square and I2 index and we used the random effects models to pool the data.

    Results

    Heterogeneity analysis showed no heterogeneity between the results of studies in regard to complaints of itching, redness and vaginal inflammation and vaginal discharge caused by candida vulvovaginitis. After comparing honey & yogurt group with control group we found (95% CI: 0.09-0.99, p = 0.002, OR = 0.22) for clinical symptom of pruritus and (95% CI: 0.11-0.87; p = 0.026, OR=0.95) for clinical symptoms of redness and inflammation of vulva and vagina and and (95% CI: 0.13-0.82, OR = 0.32, p= 0.018) for vaginal discharge, which were statistically significant.

    Conclusion

    The results of meta-analysis showed that the effect of honey and yogurt on vaginal candidiasis was statistically significant. Therefore, honey and yogurt can be used as an alternative treatment or in addition to the chemical antifungal drugs in the treatment of vaginal candidiasis.
    Keywords: Honey, Yogurt, Vaginal candidiasis, Systematic review, Meta- analysis

    Keywords: Honey, Yogurt, Vaginal candidiasis, Systematic review, Meta- analysis
  • Farnoosh KHOSROBAKHSH*, Mohammad Raman Moloudi, Khatere Shoja, Sahel Mohammadi Pages 120-134
    Background and Aim

    Cholestasis is characterized by blockade of bile flow from the liver to the intestine, which leads to accumulation of bile acids within liver and plasma; it is associated with metabolic disorders and cause hepatocellular necrosis and apoptosis during cholestatic liver diseases. Mitochondria are critical cellular organelles that produce most of the cellular energy. Mitochondrial morphology varies from an interconnected filamentous network to isolated dots. These processes are called mitochondrial fission and fusion. Disrupted mitochondrial morphology has been observed in cholestatic liver disease. Optic Atrophy 1 (OPA1) is one of the proteins involved in mitochondrial fusion and plays an anti-apoptotic role. The aim of this study was to evaluate the effect of α-lipoic acid (LA) on OPA1 gene expression in pancreas of rat after bile duct ligation (BDL).

    Materials and Methods

    Thirty-six male Wistar rats were randomly divided into six groups each containing six rats including: control, sham-operated, cholestatic, cholestatic+LA, cirrhotic, and cirrhotic+LA. After 14 days in cholestasis groups and six weeks in cirrhosis groups, serum samples and liver and pancreas tissue samples prepared for total bilirubin assays, histopathological analysis and pancreatic OPA1 gene expression evaluation by Real-time PCR technique. Total bilirubin data and gene expression data were analyzed by one-way ANOVA and Kruskal-Wallis statistical tests. 

    Results

    The results revealed that serum levels of total Bilirubin were significantly increased in BDL groups as compared with the control and sham operation groups (P<0.0001). Concerning histology, the inflammation Symptoms and tissue necrosis were noted with BDL group. These symptoms were reduced by lipoic acid treatment in the cholestatic group. The result of pancreatic OPA1 gene expression showed the significant increase in cholestatic rats and significant decrease in cirrhotic groups as compared with other groups (P<0.05). In cholestatic group, restoring the expression of OPA1 gene was shown in the presence of lipoic acid.

    Conclusion

    Changing OPA1 gene expression in obstructive rat suggest the causal role of mitochondrial dynamics in pathogenesis of cholestatic disease. In this study, the effect of lipoic acid in OPA1 mRNA level reflects implications of oxidative stress in signaling pathway of cholestasis.

    Keywords: Pancreas, Bile Duct Ligation, Mitochondrial dynamics, OPA1 gene, Lipoic acid