فهرست مطالب

طلوع بهداشت - سال هجدهم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • سال هجدهم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • افسانه بهروزپور، محسن شمس*، معصومه موسوی، رحیم استوار صفحات 1-14
    مقدمه

    خوددرمانی یکی از مشکلات عمده سلامت در جهان و ایران است که این مشکل در زنان به علت نقش کلیدی در ارتقای سلامت خانواده و اجتماع اهمیت بیشتری دارد. این مطالعه با هدف کاهش میزان خوددرمانی با داروهای نیازمند نسخه در زنان شهریاسوج با استفاده از الگوی باورسلامت انجام شده است.

    روش بررسی

    این مطالعه نیمه تجربی از نوع قبل و بعدی با گروه کنترل است که در آن 192 نفر از زنان تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل وارد شدند. پس از سنجش سازه های الگوی باورسلامت و تعیین وضعیت پیشگویی کنندگی هر سازه، مداخله آموزشی برای گروه مداخله طراحی شد که شامل جلسات آموزشی، تحویل پمفلت و ارسال پیامک برای مدت چهار هفته بود. سه ماه بعد از مداخله، داده های مربوط به دو گروه مداخله و کنترل مجددا جمع آوری و تحلیل شد.

    یافته ها

    قبل از مداخله آموزشی بین سازه های الگو و رفتار خوددرمانی در دو گروه مداخله و کنترل، تفاوت معنادار مشاهده نشد (p>0/05). مقایسه داده های حاصل از تکمیل پرسشنامه در دو گروه، قبل و سه ماه بعد، نشان داد که بعد از مداخله آموزشی بین دو گروه درمورد سازه حساسیت درک شده تفاوت معنادار وجود داشت (p=0/001).

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه، تاثیر به کارگیری الگوی باور سلامت را در تغییر رفتار خوددرمانی با داروهای نیازمند نسخه در زنان نشان داد. با افزایش حساسیت درک شده برای مصرف خودسرانه داروها، می توان خوددرمانی زنان را کاهش داد.

    کلیدواژگان: خوددرمانی، الگوی باورسلامت، زنان
  • فرشته روان بخش، پریوش نوربخش*، حسین سپاسی، مهدی کهندل صفحات 15-26
    مقدمه

    انجام فعالیت جسمانی منظم به عنوان اولین اولویت سبک زندگی سالم عنوان شده است. به دلیل اهمیت و نقش تحرک و فعالیت بدنی در زندگی زنان هدف اصلی این تحقیق طراحی مدل جذب مشتریان زن در باشگاه های آمادگی جسمانی با تاکید بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت بود.

     روش بررسی

    روش پژوهش، همبستگی به شیوه ترکیبی(کیفی و کمی) و طرح پژوهش پیمایشی است. جامعه آماری تمام مشتریان زن باشگاه های آمادگی جسمانی استان یزد می باشد که حداقل شش ماه در آن باشگاه مشغول به فعالیت هستند. برای نمونه گیری، تلفیقی از روش خوشه ای و نسبتی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده از مدل معادله ساختاری از طریق نرم افزار آموس نسخه 23 انجام گرفت.

    یافته ها

    بر مبنای یافته  های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی سه عامل محیطی (طراحی، امکانات، بهداشت)، اجتماعی (مجریان، خانواده) و خدمات (برنامه ریزی، تبلیغات، هزینه) به عنوان عوامل موثر بر جذب مشتریان زن در باشگاه های آمادگی جسمانی استان یزد شناسایی شدند و نتایج بررسی شاخص های برازش مدل، نشان از برازش خوب مدل پیشنهادی دارد.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش انجام برنامه ریزی موثرتری را برای باشگاه های آمادگی جسمانی پیشنهاد می کند تا مدیران باشگاه ها به کمک آن درک بهتری از انتظارات مشتریان به ویژه زنان و مادران جامعه داشته باشند و سبب جذب و اقبال بیشتر آنان به باشگاه ها گردند.

    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، ارتقاء سلامت، عوامل جذب، طراحی مدل، مشتریان
  • جلال ایرانی زاده، حسن زارعی محمود آبادی*، سعید وزیری، سید علیرضا افشانی صفحات 27-40
    مقدمه

    تحکیم خانواده جامعه را به سمت آرمان های مطلوب سوق می دهد. لذا باید جوانان را ابتدا به ازدواج تشویق نمود وروش های استحکام زندگی خانوادگی را به آنها آموخت. برهمین مبنا پژوهش کیفی حاضر با هدف تدوین الگوی تحکیم خانواده براساس مدل چند وجهی لازاروس در تحکیم بنیان خانواده انجام گردید.     

    روش بررسی

    روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل محتوای کیفی از نوع هدایت شده می باشد که از راه مصاحبه با 19نفر از خانواده درمانگران وکارشناسان خانواده استان یزد به عمل آمد. نمونه گیری از نوع هدفمند و سئوالات مصاحبه بصورت  نیمه ساختاریافته بر اساس  نظریه ی لازاروس شامل رفتار،عاطفه ،شناخت،حواس، رابطه،تصویر ذهنی، وسلامت جسمانی بوده است و مصاحبه تا مرحله اشباع اطلاعات پیش رفته تا جایی که دیگرکد جدیدی ایجاد نشده است. سپس متن مصاحبه  تایپ ومفاهیم از آنها استخراج وکد گذاری انجام شد بعد از کد گذاری نظر متخصصان  تحقیق کیفی پرسیده شد تا روایی محتوایی آن مشخص شود و بر اساس نتایج استخراج شده مدل بومی تدوین گردید.

     یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها در نهایت به شکل گیری 14 مضمون فرعی و7 مضمون اصلی شامل رفتار، عاطفه، شناخت، حواس،رابطه،تصورات ذهنی و ابعاد جسمانی انجام شد. و مضمون فرعی شامل پایبندی به خانواده، صمیمیت، ارتباط موثر، اهمیت دادن به مشاوره، گذشت، درونریزی/برونریزی ، وقت گذاری، تقویت حواس، صله رحم،مراسم خانوادگی، اعتماد به نفس، تاثیر رسانه، تنوع در تغذیه ، ورزش وگردش می باشد.                                                          

     نتیجه گیری

      با توجه به این که خانواده بهترین مامن وپناهگاه عاطفی،اجتماعی وروانی برای اعضای خود است. لذا در این تحقیق الگویی تدوین شده است. که برای آموزش خانواده هایی که مشکلات مختلفی دارند راه گشا است و برای درمانگران وکارشناسان خانواده که با اعضای خانواده سروکار دارند می تواند ارزشمند

    کلیدواژگان: درمان چند وجهی لازاروس، تحکیم خانواده، مطالعه کیفی
  • احمد کلاته ساداتی*، وجیهه طاهری، سرور همتی صفحات 41-54
    مقدمه

    شیوع بیماری اچ آی وی/ ایدز به طور نگران کننده ای در حال افزایش است. در میان تجربه مبتلایان، تجربه زنانی که از طریق روابط زناشویی،همسر، به بیماری ایدز مبتلا شده اند، می تواند متفاوت باشد. هدف مطالعه حاضر، توصیف چالش های این افراد است.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر کیفی است که در سال 1395 در شهر شیراز انجام شد. با معیار اشباع، 10 نفر از زنانی که از طریق روابط زناشویی- همسر- مبتلا به اچ آی وی/ ایدز شده بودند، وارد بحث فوکوس گروه شدند. متن جلسات ضبط و تایپ گردید و با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    تحلیل داده ها نشان دادکه مشارکت کنندگان نوعی جداگزینی اجباری از جامعه را تجربه می کنند. آنها به جز با خانواده خود با کس دیگری تعامل نمی کنند. مشارکت کنندگان از استیگمای جدی در جامعه رنج می برند به خصوص که این استیگما همراه با برچسب داشتن روابط جنسی نامشروع می باشد. از تحلیل داده ها سه درون مایه اصلی ظهور یافت که عبارت اند از: ترس، بی رغبتی زناشویی، و استیگما.

    نتیجه گیری

    بررسی نگرانی و چالش های زنانی که از طریق روابط زناشویی دچار بیماری اچ آی وی/ ایدز شده بودند، نشان داد، که این زنان با دو فشار ابتلا به اچ آی وی/ ایدز و فشارهای فردی آن از یک سو و برچسب داشتن روابط نامشروع جنسی و پیامدهای اجتماعی آن از سوی دیگر، مواجه هستند. ارتقای آگاهی جامعه نسبت به این گروه از آسیب دیدگان یک ضرورت جدی است که می تواند از طریق مدارس، صدا و سیما و سایر مسیرهای رسانه ای انجام گیرد. برگزاری کلاس های مشاوره، ایجاد حمایت های روانی و اجتماعی برای آسیب دیدگان و خانواده های آن ها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تحقیق کیفی، زنان، اچ آی وی، ایدز، روابط زناشویی، استیگما
  • عباسعلی پاپوش، اکبر آفرینش*، ابوالقاسم عاصی مذنب صفحات 55-69

    امروزه با پیشرفت علم و دانش و گسترش فقر حرکتی در جامعه، دگرگونی های عجیبی در زندگی انسان ها رخ داده و آنها را ناکارآمد نموده است. برخی از این پدیده ها شامل آلودگی های غذایی و فرهنگ اشتباه مصرف مواد غذایی می باشد که این فرهنگ غلط موجبات ابتلاء افراد به انواع بیماری هارا فراهم ساخته و حداقل چیزی که این آسیب ها نشان می دهند، آن است که در برابر تغییرات غیر مطلوب تغذیه ای مقاومت و تدبیر جدی لحاظ نشده وروش های نامطلوب تغذیه در سبک زندگی مردم مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین ضرورت مقوله مذکور نشان می دهد که بایستی چاره ای اندیشید. لذا این پژوهش به دنبال نومفهوم سازی شاخص تغذیه منبعث از هرم ایجاد و حفظ سلامتی با رویکرد اسلامی برای درمان این ابتلا می باشدو با هدف جهت دهی الهی و اسلامی شاخص تغذیه که از مهمترین ارکان ایجاد و حفظ سلامتی آحاد مردم می باشد، انجام شده است. پژوهش حاضر به روش تحقیق کیفی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شد تا مطالب مرتبط با موضوع اعم ازآیات، احادیث و روایات و کلام بزرگان استخراج و استنباط گردد. یافته هاحاکی از این است که متاسفانه علیرغم توجهات دقیق و ظریف و جامع که آیات و روایات و توصیه های بزرگان اسلامی هم در زمینه اهمیت و توجه به امر تغذیه به منظور ایجاد و حفظ سلامتی و هم راه کارهای علمی و دقیقی که به این منظورتبیین داشته اند، هنوز شاخص های اثرگذاری همچون مزاج، سن، جنسیت افراد، فصل، اقلیم، آب و هوا، تنوع غذا، تناسب غذا، تعادل غذا، روش صحیح خوردن، مقدار خوردن، فاصله وعده های غذایی، محل غذا خوردن، زمان غذا خوردن، حلال، طیب و حسن بودن غذا، وعده های ممنوعه خوردن غذا، بصورت کلی غذاهای ممنوعه، دلیل ممنوعیت خوردن نهار و دلیل ممنوعیت خوردن میوه بعداز غذا، نزد غالب افراد مغفول مانده و روز به روز بیماریهای جدید و صعب العلاج و نزول سطح کیفی و کمی عمر انسان ملاحظه می شود و متاسفانه یافته های جدید علمی هم آنطور که بایسته و شایسته است به مسئله تغذیه نپرداخته است. لذا بر اساس نتایج این پژوهش، بنظر می رسد راه برون رفت از معضل مزبور، ارتقاء سطح آگاهی و ایجاد فرهنگ توجه عمیق به توصیه های قرآنی و اسلامی در سبک تغذیه مطلوب می باشد.

    کلیدواژگان: نومفهوم سازی، شاخص تغذیه، هرم ایجاد و حفظ سلامتی، رویکرد اسلامی
  • اشرف السادات دهقان، زهرا چابکی نژاد*، ابوالقاسم عاصی مذنب صفحات 71-86
    مقدمه

    تعهدزناشویی، مهم ترین عامل موثر بر ثبات خانواده است. پرستاران به دلیل مواجهه با استرس درمعرض تنش های روانی و مشکلات زناشویی قراردارند. بنابراین انجام مداخلاتی برای پیشگیری از تشدید این مشکلات و ارتقای کیفیت زندگی زناشویی پرستاران اهمیت دارد. هدف پژوهش حاضر،  بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی  به شیوه گروهی بر تعهد زناشویی در پرستاران زن متاهل بیمارستان شهید صدوقی یزد بود.

    روش  بررسی

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران زن متاهل بیمارستان شهید صدوقی شهرستان یزد در سال 96 بود و نمونه شامل30 نفر از این جامعه بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) وکنترل (15نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) است. ابتدا گروه های آزمایش و کنترل مشخص و از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس متغیر مستقل آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی به گروه آزمایش ارائه شد. پس از اجرای دوره آموزشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی و گروهی از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. نتایج با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

    یافته ها

    میانگین سنی 30 شرکت کننده در پژوهش 13/38 می باشد. بین دو گروه از لحاظ تعهد زناشویی (p<0/05 و 104/62=F) تفاوت معنادار وجود دارد. بین میانگین نمرات تعهد شخصی ، تعهد اخلاقی  و تعهد ساختاری  در دو گروه در مرحله پس آزمون، پس از حذف اثر پیش آزمون (میانگین تعدیل شده) تفاوت معناداری مشاهده می شود (p<0/05). اندازه اثر آموزش به ترتیب برابر 593/0، 52/0 و 617/0بوده است.

    نتیجه گیری

      با توجه به تاثیر آموزش مثبت نگری با رویکرد اسلامی به شیوه گروهی بر افزایش تعهد زناشویی و زیرمقیاس های آن (تعهد شخصی، اخلاقی و ساختاری) در پرستاران، توصیه می شود با توجه به وجود مراکز مشاوره در اکثر بیمارستان ها، این آموزش در قالب برنامه های مدون به پرستاران ارائه گردد.

    کلیدواژگان: آموزش مثبت نگری، تعهد زناشویی، پرستاران، استرس
  • فاطمه مختاری اردکان*، عباس یزدانپناه، عباس قوام صفحات 87-98
    مقدمه

    گردشگری پزشکی به عنوان یک صنعت روبه رشد فرصت هایی برای کسب امتیاز رقابتی برای سازمانهای بهداشتی درمانی در استان یزد فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین توانمندی های بیمارستانی با توسعه گردشگری پزشکی در شهرستان یزد در سال1396 به انجام رسید.

    روش بررسی

    پژوهش توصیفی-مقطعی حاضر در سال 1396 بر روی 150 نفر از پرستاران و پزشکان سه بیمارستان یزد انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای روا و پایا مشتمل بر دو بخش اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه توانمندی های بیمارستانی در قالب 25 سوال بود. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS و آزمون آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی، تی مستقل و آنوا صورت پذیرفت.

    یافته ها

    بررسی نتایج حیطه ها در بررسی میانگین و انحراف معیار نشان داد در بین 5 حیطه بالاترین و پایین ترین میانگین و انحراف معیار مربوط به حیطه های هزینه خدمات (98/0±88/3) و تجهیزات (63/0±5/3) بود. همچنین بر اساس رگرسیون خطی چندگانه تجهیزات بیشترین تاثیر را بر توسعه گردشگری پزشکی دارد (498/0= β) و جهت این تاثیر، مثبت و معنی دار بود.

    نتیجه گیری

    استان یزد از لحاظ پزشکی دارای پتانسیل های بسیار زیادی است، به همین دلیل شرایط ویژه ای در راستای توسعه گردشگری سلامت در این استان وجود دارد. در نتیجه می توان با انجام اقداماتی از جمله فراهم نمودن امکانات رفاهی برای بیماران و همراهان آنها، آموزش پرسنل بیمارستان، ایجاد برند برای استان در حوزه درمان، به ارتقاء کیفیت خدمات پزشکی در سطح بیمارستان های استان کمک نمود.

    کلیدواژگان: گردشگری پزشکی، توانمندی های بیمارستانی، یزد
  • سید سعید مظلومی محمود اباد، محمد رضا اعلایی، راضیه ذوالقدر، اقدس حاجی زاده، طیبه نیک، هادی اسلامی*، فاطمه نیک صفحات 90-101
    مقدمه

    کیفیت زندگی یک مفهوم ذهنی و چند بعدی است که در سالهای اخیر با توجه به گسترش همه جانبه فناوری و فرایند صنعتی شدن مورد توجه محققان قرار گرفته است. کیفیت زندگی درک شخصی افراد از وضعیت خود در ابعاد فیزیکی، ذهنی و اجتماعی می باشد و به نوعی بیانگر وضعیت افراد ساکن در یک کشور یا منطقه می باشد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی کارمندان  مراکز بهداشت استان یزد در سال 1390 بوده است.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی - مقطعی بوده که در آن 501 نفر از کارمندان شاغل در 12 حوزه مرکزی مراکز بهداشت استان یزد به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه 26 سوالی  استاندارد کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF) بود. سپس بعد از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و با به کارگیری آزمون هایی آماری  t-test و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که کارمندان مراکز بهداشت استان یزد، 9/67 درصد از نمره مربوط به کیفیت زندگی را کسب کرده اند. این در حالی است که به ترتیب در بعد سلامت جسمی، روانی، روابط اجتماعی و محیطی 9/72، 5/65، 2/70 و 15/63 درصد نمره حداکثر را کسب نموده اند. همچنین میانگین نمره کیفیت زندگی بر حسب سن، جنس، نوع استخدام، سابقه کار و شرایط اقلیمی از لحاظ آماری معنی دار بوده است(p<0/05).

    نتیجه گیری

    بنابراین جهت بهبود و ارتقاء کیفیت زندگی در کارمندان مراکز بهداشت پیشنهاد می شود مسئولین با برنامه ریزی های مناسب که شامل فراهم نمودن برنامه های آموزشی، فرهنگی، تفریحی، ورزشی و تغذیه ای سالم، ایجاد انگیزه درونی و تعهد و مسئولیت در آنها و پرداخت منصفانه حقوق و مزایا می باشد، گام موثری در بهبود هر چه بیشتر کیفیت زندگی کارمندان بردارد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، کارمندان، مرکز بهداشت
|
  • Afsaneh Behroozpour, Mohsen Shams*, Masumeh Mousavi, Rahim Ostovar Pages 1-14
    Introduction

    Self-medication is one of the challenging health issues among women throughout the world and Iran. Considering the main role of mothers in promoting health within the families, women play a key role in this regard. This study aimed at determining the effect of an educational intervention based on the Health Belief Model (HBM) to change the women's self-medication behavior about consuming Prescription-Only Medicines (POM) in Yasuj City, Iran.

    Methods

    This quasi-experimental study was conducted with a pre-test/post-test design over 192 women under the coverage of urban healthcare centers. These participants were selected by random sampling method and divided into the intervention and control groups. After measuring the constructs of HBM, a tailored intervention was designed and implemented in four weeks. The intervention program consisted of instructional sessions, pamphlet delivery, and short messages (SMS). After three months, educational contends were reevaluated and the results were compared with the pre-intervention data for both groups.  

     Results

    No significant difference was observed between the interventional and control groups before and after the intervention (p> 0.05). Comparison of the data collected from the questionnaires administered before and three months after the intervention showed a significant difference between the two groups regarding the perceived susceptibility construct (P = 0.001).

    Conclusion

    Based on the results, the HBM was effective in changing women's self-medication behavior considering the prescription-only medicines. Self-medication can be reduced by increasing the women's perceived susceptibility to medication.

    Keywords: Self-medication, Health Belief Model, Women
  • Fereshteh Ravanbakhsh, Parivash Nourbakhsh*, Hossein Sepasi, Mehdi Kohandel Pages 15-26
    Introduction

    Regular physical activity is considered as the first priority in healthy lifestyle. Due to the importance and role of mobility and physical activity in women's lives, the main goal of this research was to design a model for attracting females to fitness clubs by  emphasizing on the health promotion behaviors.

     Methods

    In this research, a combination of qualitative and quantitative methods was applied. The statistical population included all female clients of fitness clubs, who exercised in these centers for more than six previous months in Yazd. For sampling, a combination of cluster and relative methods was used. The research data were analyzed using the structural equation model through the Amos software version 23.

    Results

    Based on the findings of the exploratory factor analysis, three effective factors of environmental (design, facilities, and health), social (administrators, family), and services (planning, advertising, cost) were identified in attracting female clients to the fitness clubs in Yazd province. The results of the model's fitness indices showed a good fitness for the proposed model.

    Conclusion

    The findings suggest the physical fitness clubs to have more effective plans. The club managers are recommended to consider expectations of their clients, especially women and mothers to  attract more customers to their clubs.

    Keywords: Physical fitness, Health promotion, Attraction factors, Model design, Customers
  • Jalal Iranizadeh, Hassan Zareimahmood Abadi*, Saeeid Vaziri, Seyed Alireza Afshani Pages 27-40
    Introduction

    Family consolidation leads the society towards its desirable ideals. Therefore, the youth should be encouraged to marry and provided with the necessary trainings on family consolidation. The present qualitative research aimed to develop a family consolidation model based on the Lazarus Multifaceted Model in order to consolidate the family foundation.

    Methods

    To collect the study information, 19 family therapists and experts were selected by purposive sampling method and interviewed in Yazd province, Iran. The guided qualitative content analysis was used to analyze the data. The interview questions were semi-structured based on the Lazarus theory including components such as behavior, emotion, cognition, senses, relationship, mental imagery, and physical senses. The interviews continued up to the data saturation where no new code was created. Later, the recorded interviews were transcribed, typewritten, and coded. After coding, the qualitative research experts’ opinions were asked to determine the content validity of the extracted codes based on the extracted results of the native model.

    Results

    Data analysis ultimately led to the formation of 14 sub-themes and 7 main themes (behavior, emotion, cognition, senses, relationship, mental imagery, and physical senses). The sub-themes consisted of adherence to the family, intimacy, effective communication, importance of counseling, forgiveness, introversion / extraversion, timing, sensory improvement, family visiting, family ceremony, self-confidence, media impact, diversity in nutrition, exercises, and recreation.

    Conclusion

    Since family is the best emotional, social, and emotional basis for its members, this research presented a model to educate family consolidation to indvudlas with different problems. This model can also be valuable for therapists and family experts dealing with family members.

    Keywords: Lazarus multifaceted model, Family consolidation, Qualitative research
  • Ahmad Kalateh Sadati*, Vajihe Taheri, Sorror Hemmati Pages 41-54
    Introduction

    The prevalence of HIV/AIDS is alarmingly increasing. Considering the experiences of HIV/AIDS-positive patients, experiences of the women who took HIV/AIDS from their husbands –marital relationships- can be different. The purpose of this study was to describe the challenges of these women.

    Methods

    This qualitative study was conducted using focus group discussions with 10 women who took HIV/AIDS from their husbands. All interviews were recorded, transcribed verbatim, and analyzed by thematic analysis.

    Results

    Data analysis showed that participants experienced a kind of compulsive social isolation. They could not interact with anyone except their parents. They suffered from social stigma because the disease is associated with the illicit sex label. From data analysis, three main themes of fear, marital despondency, and stigma emerged.

    Conclusion

    The concerns and challenges of women who took HIV/AIDS from their marital relationships revealed that these women were exposed to the social strains because of having HIV / AIDS and stigma of illegitimate sexual relationships. In this regard, public awareness should be raised about this disadvantaged group of the community. To hit this target, individuals should be provided with the required information through schools as well as broadcasting and social media. Implementation of the counseling visits can create  psychological and social support for these traumatized group and their families.

    Keywords: Qualitative research, Women, HIV, AIDS, Marital relationships
  • Abbas Ali Papoush, Akbar Afarinesh*, Abolghasem Asee Mozneb Pages 55-69

    Considering the advancement of science and knowledge, we are faced with sedentary life style, which has caused strange changes in human's life and affected their inefficiency. Some of the effective recent factors on human health include food contamination and the wrong culture of food consumption, which causes people to develop diseases that are medically unknown. In this regard, our individuals are at a great health risk because no formal measure has ever been taken to deal with these destructive issues. Therefore, this study was carried out to re-conceptualize the nutrition index of the food pyramid to create and maintain health with an Islamic approach in order to treat the food-borne diseases.This qualitative and library-based research was conducted using the content analysis method to extract and conceptualize the related verses, declarations, traditions, and narratives.  Despite the careful and delicate attention of Islam to nutrition and food, many factors have been neglected by Muslims including: temperament, age, gender, season, climate, weather, food diversity, food proportion, food balance, healthy eating, amount of eating, meal distance, place of eating, eating time, eating solvent, tasty, and good foods, prohibited meals, prohibited foods, reasons for prohibition of lunch, and reasons for prohibition of eating fruits after meals. Furthermore, we are faced with new types of incurable diseases that decrease the quality of life and life expectancy. Unfortunately, new scientific findings have not addressed the issue of nutrition appropriately. Based on the results, in order to solve the current problems in nutrition and foods, we need to  raise the people's  awareness and create a culture of deep attention to Quranic and Islamic recommendations regarding nutrition.

    Keywords: Conceptualization, Nutrition Index, Health creation, maintenance pyramid, Islamic Approach
  • Ashraf Sadat Dehghan, Zahra Chaboki Nejad*, Abolghasem Asi Mozneb Pages 71-86
    Introduction

    Marital commitment is the most important factor affecting the family stability. Nurses are mostly exposed to psychological stress and marital problems. Therefore, it is important to conduct interventions in order to prevent exacerbation of these problems and to improve the mental health and quality of marital life in nurses. The purpose of this study was to assess the effectiveness of an optimism group training intervention through an Islamic approach on the marital commitment of female nurses working in Yazd Shahid Sadoughi Hospital, Iran.

     Methods

    This quasi-experimental study was conducted using a pre-test and post-test and case-control design. The statistical population included 30 married female nurses working in Yazd Shahid Sadoughi Hospital, Iran in 2018. The participants were selected using available sampling method. Later, they were randomly assigned into the intervention (15 participants) and control (15 participants) groups. The research tool included the Adams and Jones 's Marriage Commitment Questionnaire (1997). Both groups took a pre-test. Next, the intervention group underwent the optimism group training using an Islamic approach. The training intervention was conducted in eight sessions of 90 minutes. After training, both groups were subjected to the post-test. The results were analyzed using covariance analysis.

    Results

    The average age of 30 participants was 38.13 years. A significant difference was found between the two groups regarding their marital commitment before the intervention (P <0.05 and F = 104.62). A significant difference was found between the two groups regarding their mean scores of the personal commitment, ethical commitment, and structural commitment in the post-test stage after eliminating the pre-test effect (p <0.05). The effect size of education was equal to 59.03, 0.52, and 0.617 for the personal commitment, ethical commitment, and structural commitment, respectively.

    Conclusion

    Optimism group training through an Islamic approach was effective on the increase of marital commitment and its subscales (personal commitment, ethical commitment, and structural commitment) among the nurses. Considering the presence of counseling centers in most hospitals, it is recommended to implement this training for nurses in the form of syndicated programs.

    Keywords: Optimism training, Marital commitment, Nurses, Stress
  • Fatemeh Mokhtari Ardakan*, Abbas Yazdanpanah, Abbas Ghavam Pages 87-98
    Introduction

    Medical tourism, as a growing industry, has provided opportunities for gaining competitive advantages for health care organizations in Yazd province. The purpose of this study was to assess the relationship between hospital capabilities and medical tourism development in Yazd city in 2018.

    Methods

    This descriptive cross-sectional study was conducted on 150 nurses and doctors in Yazd hospitals in 2018. The data collection tool was a valid and reliable 25-item questionnaire consisting of the demographic and hospital capabilities questionnaires. Data analysis was performed using SPSS by running Pearson correlation test, linear regression, independent t-test, and ANOVA.
    The results showed that the highest and lowest mean and standard deviations were related to the cost of services (3.88 ± 0.98) and equipment (3.50±0.63), respectively. Moreover, according to the multiple linear regression, equipment had the highest positive and significant impact on the development of medical tourism (β = 0.498).

    Conclusion

    Yazd province is considered as a medical tourist attraction pole in south of Iran; therefore, special conditions should be provided for the development of medical tourism in this province. As a result, it is necessary to improve the quality of medical services at the provincial hospitals by taking measures such as providing welfare facilities for patients and their entourage, training the hospitals' personnel, establishing a brand for the province in the field of treatment.

    Keywords: Medical Tourism, Hospital Capabilities, Yazd
  • Seyed Saeed Mazloomymahmoodabad, Mohammad Reza Alaee, Razyeh Zolghadr, Aghdas Hajizadeh, Tayebeh Nik, Hadi Eslami*, Fatemeh Nik Pages 90-101
    Introduction

    Quality of life is a subjective and multidimensional concept that in recent years has been noticeable by researcher due to multilateral widespread of technology and industrialization process. Quality of life, was  is individuals understanding of their status in the context of physical, mental and social impacts and to indicate the status of a resident in a country or region. The purpose of this study was determination the quality of life in employees health centers of Yazd province about healthy life styles in 2011.

    Methods

    This research was a cross - sectional study in which 501 staff employed  in 12 central areas of health centers of Yazd  as census method were enrolled . Data collection tool was WHO Quality of Life-BREF questionnaire (WHOQOL-BREF) including 26 questions,). After  data collection , it was analyzed  by using SPSS software as well as statistical t-test and ANOVA.

    Results

    The results shown that the employees health centers of Yazd province were acquired 67.9% of the quality of life score. The way in which the dimensions of physical, psychological, social relationships and environment were obtained 72.9, 65.5, 70.2 and 63.15 ​​percent from the maximum score; Respectively. The quality of life score based on age, gender, type of employment, work experience and climate conditions were significant (p≤ 0.05).

    Conclusions

    Therefore it was suggested to improve the quality of life of employees health centers, officials with proper planning includes considering educational , cultural, recreational and sport programs ,, providing healthy nutrition, installing motivation and responsibility in them as well as paying  proper salary and benefits, take effective steps in this way.

    Keywords: Quality of life, Employees, Health center