فهرست مطالب

  • پیاپی 107 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سید عباس احمدی کرچ*، صارم شیراوند صفحات 1-36
    پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل گیری روسیه جدید سرزمین هایی که امنیت روسیه مستقیما به آنها مربوط می گردید، اهمیت فراوانی یافتند. با توجه به سیطره مجدد گفتمان ژئوپلیتیک منفعت بنیان در سیاست خارجی روسیه جدید و نیز  تکیه بر ذهنیت تاریخی، دکترین خارج نزدیک و روابط با این منطقه مبدل به یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی روسیه گردید و در عین حال راهبرد امنیتی جدید روسیه از یک راهبرد جهانی با رویکرد مضیق به یک راهبرد منطقه ای  با رویکردی موسع تبدیل شد. در دوره جدید، روسیه در راستا تامین امنیت خود، سه حلقه امنیتی تعریف کرده است؛ حلقه اول، خود روسیه، حلقه دوم، فدراسیون روسیه که جمهوری های خودمختار وابسته را نیز شامل می شود و سومین حلقه به منطقه خارج نزدیک اشاره دارد و آسیای مرکزی در حلقه سوم قرار دارد. سوال مقاله عبارت است از اینکه با کاربست نظریه فالکر ریتبرگر نقش و ماهیت نهادگرایی روس محور در سیاستگذاری های فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ در پاسخ به این سوال نگارندگان فرضیه خود را اینچنین مطرح می نمایند که هر سه موقعیت شناختی، هژمونیک و مساله محور نظریه ریتبرگر در زمینه نهادگرایی روسیه در منطقه آسیای مرکزی به کار گرفته شده است، اما وزن و نقش هر موقعیت متفاوت است و روسیه بیشتر بر موقعیت هژمونیک و مساله محور متکی بوده است. در این مقاله روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است و منابع از طریق اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است.
    کلیدواژگان: روسیه، نهادگرایی، امنیت ملی، خارج نزدیک، آسیای مرکزی
  • علی ایلخانی پور* صفحات 37-63
    ترکیه به‏ رغم فقدان منابع انرژی از مدت‏ ها پیش قصد جدی خود را برای تبدیل‏ شدن به کانون انرژی منطقه ابراز داشته است. در این میان، ساخت خط ‏لوله جریان ترک که به ‏دنبال فسخ قرارداد خط‏ لوله جریان جنوبی از سوی اروپا در واکنش به بحران اوکراین اتفاق افتاد، تاثیر به‏ سزایی بر پیشبرد این هدف خواهد داشت. پرسش‏ هایی فراوانی در خصوص چرایی و پیامدهای احداث خط‏ لوله جریان ترک در سطوح داخلی، منطق ه‏ای و بین‏ المللی مطرح است. مقاله حاضر از چشم ‏انداز منطقه‏ای در پی یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش اساسی برآمده است که «مناسبات جدید انرژی روسیه-ترکیه و به‏ویژه خط‏ لوله جریان ترک، ژئوپلیتیک انرژی در اوراسیای مرکزی را چگونه تحت تاثیر قرار می‏ دهد؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «مناسبات جدید انرژی روسیه-ترکیه و به‏ ویژه خط‏ لوله جریان ترک با تغییر بازی انرژی در مثلث روسیه-اروپا-ترکیه و کاهش ابعاد امنیتی موضوع انرژی در اوراسیای مرکزی به ‏نفع ابعاد اقتصادی به برقراری موازنه ژئوپلیتیک انرژی در اوراسیای مرکزی و میان اوراسیای مرکزی و اروپا کمک خواهد کرد». یافته‏ های مقاله نیز هم ‏راستا با فرضیه مقاله نشان از تقویت نسبی روند امنیتی‏ زدایی از مناسبات انرژی موجود در اوراسیای مرکزی و میان کشورهایی اوراسیای مرکزی با اروپا در اثر گسترش روابط انرژی روسیه-ترکیه دارد که به نوبه خود به تقویت بازیگران حاشیه‏ ای و برقراری توازن بیشتر در ژئوپلیتیک انرژی منطقه منجر می‏ شود. مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با روش کتابخانه‏ ای انجام پذیرفته ‏است.
    کلیدواژگان: روابط انرژی روسیه ترکیه، ژئوپلیتیک انرژی، امنیتی‏ سازی، امنیتی ‏زدایی، اوراسیای مرکزی
  • محمود بابایی*، یوسف مسلمی مهنی صفحات 65-94
    جمعیت ارامنه پراکنده در سراسر جهان به‏ جهت حفظ ریشه‏ های هویتی و تداوم پیوند با وطن و تعلق‏ خاطر به سرزمین اجدادی خود به‏ عنوان یک نمونه بارز دیاسپورا در مقیاس جهانی در نظر گرفته می شوند. دیاسپورا به ‏مثابه یک بازیگر سیاسی ممکن است از نفوذ بالایی بر میهن خود برخوردار باشد که میزان آن برپایه توازن قدرت میان وطن و دیاسپورا سنجیده می‏ شود. هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی تاثیر موازنه حکومت-دیاسپورا از زمان استقلال ارمنستان در سپتامبر 1991 تا سال 2018 (تغییر نظام ریاستی به پارلمانی) بر توانایی ‏های درونی و بیرونی دولت ارمنستان است. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که «موازنه میان حکومت و دیاسپورای ارمنی از زمان استقلال تا سال 2018 چه تاثیری بر توانایی‏ های درونی و بیرونی دولت ارمنستان داشته است؟» فرضیه مقاله که یافته‏ های پژوهش نیز بر درستی آن گواهی می‏ دهند این است که «رابطه نامتوازن دیاسپورای قدرتمند ارمنی و حکومت‏ های نیازمند حمایت در جمهوری ارمنستان، تاثیر دوگانه‏ ای بر توانمندی‏ های ایروان داشته به‏ گونه ‏ای که دولت ارمنستان ضمن بهره ‏مندی از مزایای اقتصادی و قدرت لابی‏ گری با چالش اقتدار ملی و استقلال عمل در سیاست خارجی مواجه شده است». در این مقاله از روش شناسی ردیابی فرایند برای ارزیابی رابطه میان دولت ارمنستان و دیاسپورای ارمنی استفاد شده است. چارچوب نظری حاکم بر تجزیه ‏و تحلیل یافته‏ های مقاله، تقریر رابرت کیوهن و جوزف نای از فراملی‏ گرایی است که بر اهمیت کنشگران غیردولتی در سیاست جهانی تاکید دارد.
    کلیدواژگان: جمهوری ارمنستان، دیاسپورای ارمنی، هویت، کوچ اجباری 1915 ارامنه و مناقشه ناگورنو-قره ‏باغ
  • ماندانا تیشه یار*، مجتبی تویسرکانی صفحات 95-126
    ابتکار اوراسیا در سال 2013 از سوی رئیس‏ جمهور وقت کره جنوبی و بلافاصله پس از رونمایی از ابتکار کمربند و راه چین ارائه شد و در سال 2017 با اعلام سیاست شمالی جدید کره جنوبی توسط رئیس ‏جمهور کنونی این کشور مورد تاکید قرار گرفت. ایده مذکور که هدف برقراری پیوند سئول با منابع انرژی و بازارهای اوراسیا را دنبال می‏ کند، مستقل از اولویت‏ ها و اهداف ابتکار کمربند و راه چین تدوین شده است و شاید در نگاه نخست حتی در تقابل با آن تصور شود، اما مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه احتمالا تنها شانس این کشور برای پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا خواهد بود. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی نقش و جایگاه ژئوراهبردی و ژئوپلیتیک آسیای مرکزی در هر یک از دو ابتکار کمربند و راه چین و اوراسیای کره جنوبی، زمینه‏ های موجود برای همگرایی میان این دو ابتکار و مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه چین به‏ منظور تحقق اهداف ابتکار اوراسیا را به بحث بگذارد. پرسش مقاله نیز به ‏طور مشخص این است که «پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی در گرو چیست و آسیای مرکزی چه نقشی در این میان ایفا می ‏کند؟» فرضیه به آزمون گذاشته شده این است که «پیوستن سئول به ابتکار کمربند و راه چین تنها شانس واقعی برای پیاده ‏سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی به شمار می رود و از آنجا که آسیای مرکزی فصل مشترک هر دو ابتکار را تشکیل می‏ دهد، تمرکز پکن و سئول بر هدف یکسان دست‏یابی به فضای ژئوپلیتیک آسیای مرکزی می ‏تواند در توسعه هر دو ابتکار موثر واقع شود.» نوع پژوهش در این مقاله، توصیفی-تحلیلی بوده و روش پژوهش، کتابخانه‏ ای و اسنادی است. یافته‏ های مقاله نیز بر صدق فرضیه پژوهش گواهی می‏ دهند.
    کلیدواژگان: کره جنوبی، ابتکار اوراسیا، سیاست شمالی جدید، ابتکار کمربند و راه و آسیای مرکزی
  • علیرضا کوهکن*، لیلا کریمی صفحات 127-158
    رویکرد اتحادیه اروپایی به آسیای مرکزی طی سه دهه گذشته با تحولات فراوانی همراه بوده است. راهبرد جدید اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی (می 2019) در مقایسه با راهبرد پیشین (مارس 2007) دارای ویژگی‏ هایی است که تحت تاثیر تغییر نگرش جهانی اتحادیه اروپایی در خصوص اعمال حاکمیت بیرونی تنظیم شده است. پرسش اصلی مقاله این است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی از بدو استقلال جمهوری‏ های این منطقه تا به امروز چه تغییری کرده است و چرا؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی به‏ تدریج با فاصله‏ گرفتن از اعمال حاکمیت بیرونی ارزش‏ های اروپایی در آسیای مرکزی به‏ سمت حاکمیت بیرونی معیارهای فنی و کمک به تاب ‏آوری جمهوری‏ های این منطقه برپایه عمل‏ گرایی با هدف انتفاع بیشتر در حرکت است. دلیل این دگرگونی، واکنش منفی حکومت‏ های آسیای مرکزی در برابر صدور ارزش ‏های اروپایی و کاهش بهره ‏مندی این اتحادیه از منافع موجود در منطقه در مقایسه با سایر بازیگران است.» مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ ها از روش‏ شناسی استنباطی استفاده شده است. چارچوب نظری حاکم بر این مطالعه را دوگانه قدرت هنجاری اروپا در برابر دستورکار مرکززدایی تشکیل می ‏دهد. یافته ‏های مقاله نیز با فرضیه مقاله هم‏سو هستند.
    کلیدواژگان: آسیای مرکزی، اروپامحوری، تاب‏آوری، حاکمیت بیرونی اتحادیه اروپایی، عمل‏گرایی اصولی، قدرت هنجاری اروپا
  • مهدی هدایتی شهیدانی* صفحات 159-188
    بیش از یک دهه از ورود مفهوم قدرت هوشمند به ادبیات سیاسی و مطالعات بین المللی می گذرد. اگرچه این مفهوم ابتدا در محافل سیاسی و دیپلماتیک آمریکایی رایج گردید، اما در چند سال اخیر قدرت هوشمند به واسطه محتوای جامع در دستورکار سایر قدرت ها همچون روسیه نیز قرار گرفته است. اهمیت مفهوم قدرت هوشمند به نوعی بازتاب تحول در روابط قدرت در سطوح جهانی می باشد. حضور فعال روسیه در بسیاری از موضوعات بین المللی موجب شده است تا در این مقاله براساس اصول مبنایی قدرت هوشمندانه به ارزیابی راهبردهای مسکو و انطباق آنها با این اصول پرداخته شود. براین اساس، سوال اصلی مقاله آن است که آیا تلاش روسیه برای استفاده از قدرت هوشمند در راستا تامین اولویت ها و اهداف سیاست خارجی این کشور موثر واقع شده است؟ در پاسخ به این سوال، فرضیه مقاله بیانگر آن است که براساس ماهیت ترکیبی (قدرت نرم و قدرت سخت) در الگوی قدرت هوشمند، اگرچه ابعاد نرم افزارانه قدرت روسیه در حوزه پیرامونی با چالش های جدی همراه بوده است، اما نقطه تکیه قدرت هوشمند این کشور مبتنی بر قدرت سخت می باشد. براین اساس، مسکو با ایجاد فرصت از درون تهدید تلاش دارد تا به ایجاد مشروعیت برای کنش های بین المللی خود بپردازد. این رهیافت به نوعی نشان دهنده عدم توازن در مولفه های ترکیبی قدرت هوشمند روسیه است. یافته های مقاله نشان می دهد استفاده از هوشمندی محیطی، واکنش سریع، انعطاف پذیری عقلانی و همچنین بهره برداری از منابع قدرت برای استمرار فرآیند رشد مهم ترین ویژگی موجود در راهبرد قدرت هوشمند روسیه طی سال های 2014 تا 2019 بوده است.
    کلیدواژگان: قدرت هوشمند، روسیه، انعطاف پذیری عقلانی، هوشمندی محیطی و فرآیند رشد
|
  • Seyed Abbas Ahmadi Korch *, Sarem Shiravand Pages 1-36
    After the collapse of the USSR and the development of new Russia, the areas that impacted directly on Russia’s security, came into a higher significance. The dominance of geopolitical discourse in Russia and a reliance on historical visions made the near abroad doctrine a priority in Russia’s foreign policy. Russia’s new security strategy also shifted from a global strategy with restrictive approach to a regional one applying an unrestrictive approach. In order to secure its security in the new era, Russia has defined three security circles which respectively are a) Russia; b) Russian Federation (Russia plus the autonomous but dependent Republics); c) near abroad (Central Asia). The present paper tries assess the role and nature of Russian – oriented institutionalism in its policy makings in Central Asia, using Volker Rittberger’s theory. The authors argue that the three cognitive, hegemonic and question oriented factors of the mentioned theory are all applied in Russian institutionalism in Central Asia, each with a different weight and effectiveness. In other words, Russia had mostly been focused on the latter two. Using explanatory - analytical methodology and library resources, the authors try to tell why the research findings provide an answer for the mentioned question.
    Keywords: Russia, institutionalism, National Security, Near Abroad, Central Asia
  • Ali Ilkhanipour * Pages 37-63
    Although Turkey has no energy resources, it has long sought to become an energy hub in the region. However, as Europe terminated the South Stream pipeline contract in response to the Ukrainian crisis, Russia's proposal to establish the Turkish Stream Pipeline will have a major impact on achieving this goal.There are many questions about the reasons and consequences of the establishment of the Turkish Stream Pipeline at the domestic, regional and international levels. The present paper seeks to find an appropriate answer to the following fundamental question from a regional perspective: How the new Russian-Turkish energy relations, in particular the Turkish Stream Pipeline, affect the geopolitics of energy in Central Eurasia? In response, the following hypothesis is tested: The new Russian-Turkish energy relations, and in particular the Turkish Stream Pipeline, through changing energy game in the Russian-European-Turkish triangle and reducing the security dimensions of the energy issue in Central Eurasia will help creating geopolitical energy balance in Central Eurasia and between Central Eurasia and Europe in favor of economic dimensions. The findings of the paper also confirm the hypothesis showing relative strengthening of the process of de-securitization of energy relations in Central Eurasia, among the Central Eurasian countries and with Europe as a result of the expansion of Russia-Turkey energy relations, what reinforces marginal actors and creates geopolitical energy balance in the region. This paper utilizes a descriptive-analytical methodology and library resources.
    Keywords: Central Eurasia, De-Securitization, Energy Geopolitics, Russia-Turkey Energy Relations, Securitization
  • Mahmoud Babaei *, Yousef Moslemi Mehni Pages 65-94
    Maintaining identity roots and keeping ties with the homeland, Armenian populations scattered around the world are globally considered as a prominent example of diaspora. As a political actor, diaspora may have a high influence on their homeland, which is measured by the balance of power between the homeland and the diaspora. This paper is mainly aimed to examine the impact of the balance between diaspora and the state since the independence of Armenia in September 1991 to 2018 (changing the presidential system to parliamentary) on the internal and external capabilities of the Armenian government. The authors try to find an answer for the following question: main question: How the balance between the Armenian state and the Armenian Diaspora has influenced the internal and external capabilities of the Armenian government from independence till 2018?" The hypothesis confirmed by the findings of the research is: "the unbalanced relations between the powerful Armenian Diaspora and the governments in need of protection in the Republic of Armenia has a dual impact on Yerevan's capabilities as on one hand the Armenian government enjoys the economic benefits and power of lobbying and on the other hand faces the challenge of national authority and independence in foreign policy." Process tracing method is utilized in this paper to evaluate the relations between the Armenian government and the Armenian Diaspora. The theoretical framework governing the analysis of the paper's findings is the interpretation of transnationalism offered by Robert Keohane and Joseph Nye which emphasizes on the importance of nongovernmental actors in the world politics.
    Keywords: Armenian Diaspora, Armenian Republic, Identity, Nagorno-Karabakh conflict, the 1915 Armenian Massacre
  • Mandana Tishehyar *, Mojtaba Touiserkani Pages 95-126
    The Eurasia Initiative (EAI) was launched in 2013 by the South Korean President immediately following Chinese Belt - Road Initiative and was reaffirmed in 2017 by the current President of Korea announcing the new Northern policy. The Korean idea which seeks to link Seoul with Eurasian energy resources and markets has been formulated independent from the priorities and objectives of the Belt - Road Initiative, but South Korea's involvement in BRI is probably the country's only chance to implement its Eurasian Initiative.Examining Central Asia’s geopolitical and geostrategic position and role in EAI and BRI, the present paper discusses the potentialities for convergence between these two initiatives and South Korea's participation in BRI for achieving its Eurasian perspectives. The authors try to find an answer for the following questions: to what factors does the implementation of the EAI depend; and what is Central Asia’s role in this regard? The hypothesis tested is that Seoul’s joining to BRI is the only real chance to implement EAI, and since Central Asia is a joint chapter of both initiatives, Beijing and Seoul’s shared focus can be effective in developing both initiatives. The methodology this paper applies is descriptive-analytical and the library resources are used. The findings also confirm the validity of the research hypothesis.
    Keywords: South Korea_Eurasian Initiative_New Northern Policy_Belt - Road Initiative_Central Asia
  • Ali Reza Koohkan *, Leila Karimi Pages 127-158
    The European Union's approach to Central Asia has undergone major developments over the past three decades. Compared to the EU's previous strategy in Central Asia (March 2007), its new strategy (May 2019) is influenced by the EU's changing global attitude towards external sovereignty. The present paper tries to answer the following questions: "What are the developments of the EU strategy in Central Asia since the independence of the Central Asian Republics and what reasons lay behind these changes?" In order to find an answer for the questions mentioned above, the hypothesis which has been tested is: "the European Union's strategy in Central Asia is gradually moving away from applying external sovereignty of European values in Central Asia towards external sovereignty of technical criteria and is trying to increase resilience of the countries of this region based on pragmatism with the goal of greater profit. The reason for this change is the negative response of the Central Asian governments to the export of European values and the EU's decreasing benefits of the region compared to other actors." Using descriptive - analytical research methodology the authors try to tell why the research findings provide an answer to the research question.  The theoretical framework underlying this study is the binary of normative power Europe versus the decentralization agenda. The findings of the paper confirm its hypothesis.
    Keywords: Central Asia, Euro-centrism, European Union, Normative Power Europe, Principle Pragmatism, resilience
  • Mehdi Hedayati Shahidani * Pages 159-188
    It is more than a decade that the concept of “smart power” had entered the realm of political and international studies. It firstly initiated in the political and diplomatic circles of the United States and later on entered the political agenda of other power such as Russia, due to its thorough content. The mentioned concept reflects the evolution of power relations in a global level. The present paper tries to find an answer for the following question: Is Russia’s attempt for using smart power compatible for securing its foreign policy priorities and goals? The author argues that according to the complex nature (soft power and hard power) of smart power model, Russia’s reliance on smart power is based on hard power. The research findings show that using environmental smartness, rapid reaction, rational flexibility, as well as using power resources for growth process continuity, have been the most eminent existing features in Russia’s smart power strategy from 2014 to 2019.
    Keywords: smart power, Russia, Rational Fexibility, Evironmental Sartness, Gowth Pocess