فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 3 (پیاپی 9، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سهیلا فرهنگی*، اشرف السادات رشت بهشت صفحات 11-24

    همان گونه که در اجتماعات انسانی نام گذاری اهمیت دارد، در داستان نویسی نیز خلق نام های مناسب از وظایف مهم نویسندگان محسوب می شود. نویسندگان می توانند با توجه به فضا و درونمایه داستان، انواع نام ها را به صورت عام، خاص، ترکیب وصفی و مانند آن برای شخصیت ها در نظر بگیرند؛ یا حتی برای آنان نامی نیاورند. نام گذاری در داستان مانند سبک نویسندگی از نویسنده ای به نویسنده دیگر متفاوت است. آگاهی از این نکته که هدف نویسنده از آوردن هر نام چه بوده است، می تواند مخاطب را در درک بهتر معانی پنهان و رمزهای نهفته در داستان یاری دهد. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد نشانه شناختی و با روش توصیفی  تحلیلی به نام شناسی شخصیت ها در رمان ملکوت نوشته بهرام صادقی می پردازد. استفاده از نشانه شناسی در این پژوهش به منظور کشف رمز نشانه ها (نام شخصیت ها) و چگونگی فرایند معنادهی آن هاست. نام ها در این داستان از دیدگاه زاویه دید، شخصیت شناسی و از منظر معنایی بررسی و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشتر نام های منتخب صادقی در این داستان با شخصیت ها تناسب و همخوانی دارند و نام ها بر مبنای کنش و رفتار اشخاص انتخاب شده اند. همچنین استفاده از نام های نمادین و استعاری در این داستان -که متاثر از دوره خاص سیاسی و اجتماعی پس از کودتای 28 مرداد 1332 است- نشان می دهد که مجموعه ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به همراه تفکر خاص نویسنده در نام گذاری های او تاثیرگذار بوده است.

    کلیدواژگان: داستان، شخصیت، نام شناسی، زبان شناسی اجتماعی، رمان ملکوت، بهرام صادقی
  • سمیه شوکتی مقرب*، مهرزاد منصوری، حکیمه ایوبیان صفحات 25-40

    با وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، منطق هویت و غیریت در گفتمان سیاست ‏خارجی جمهوری اسلامی ایران و امریکا متحول گشته و این دو بازیگر از متحد استراتژیک به نیروهایی متخاصم بدل شدند. از این لحظه تاریخی، روابط ایران و امریکا و به تبع آن ایران و غرب، در دایره‏ای از اگونیسم تا آنتاگویسم بازنمایی گردید. این موضوع در سطوح ذهنی و عینی قابل توجه بوده و مساله تحریم‏ ها علیه ایران یکی از کانون‏ های اصلی این موضوع به‏ شمار می‏رود. نوشتار پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که «با کانون قراردادن خبرهای منتشرشده در پیکره به روزشونده NOW در باب مساله تحریم‏ های اعمالی بر ایران (از سال 2010 همگام با فعال شدن پیکره تا سال 2019)، گفتمان پنهان نهفته در پس این پیکره، چه نشانه ها و مفاهیمی را برجسته سازی کرده و یا به‏ حاشیه می راند؟». این پژوهش با طراحی یک سامانه روش‏ شناختی چند سطحی، در دو سطح خرد و کلان به تحلیل داده ها می پردازد. در سطح خرد با استفاده از پیکره به روزشونده NOW موارد ناظر بر «تحریم ها علیه ایران» را با توجه به مقوله های معنایی و نشانه شناختی دسته بندی کرده و در سطح کلان چگونگی بازنمایی مساله تحریم ها علیه ایران با تکیه بر داده های حاصل از سطح خرد، واکاوی می شود. در سطح کلان پژوهش از نظریه تحلیل گفتمان (انتقادی) با تاکید بر دیدگاه «گفتمان پنهان» فرکلاف، از دیدگاه های لاکلا و موف و تئون فن دیک بهره گرفته می شود. برمبنای یافته ها، در پیکره پژوهش، مسائل بازگشت دگرباره تحریم ها، نقض آن از سوی برخی کشورها، معافیت برخی دیگر در نتیجه همراهی با ایالات متحده، نوع اعمال قانونی آن و مکان ها و اشخاص برجسته سازی می شود. پربسامدترین رخدادهای پیکره بیانگر نگرشی یک سویه از منظر ایالات متحده است و از واکنش های ایران چشم پوشی می کند.

    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان (انتقادی)، هویت، غیریت، برجسته سازی و حاشیه رانی، تحریم ها علیه ایران، مقوله های معنایی، پیکره به روزشونده NOW
  • امیر عظیمی دولت ابادی، پروین علی پور* صفحات 41-58

    مقاله حاضر می‏کوشد تا با تکیه بر نظریه گفتمان لاکلو و موفه به مطالعه یکی از سوژه های پرمناقشه گفتمانی، یعنی «هویت زنان» در خرده گفتمان های انقلاب اسلامی یعنی سازندگی، اصلاحات، اصول‏گرایی رادیکال و اعتدال بپردازد. بدین منظور به تحلیل گفتمان سخنرانی ‏های «برگزیدگان سیاسی» هر یک از گفتمان‏ ها پرداخته شده است. تحلیل گفتمان جایگاه زنان در خرده‏ گفتمان‏ های درون ابرگفتمان انقلاب اسلامی نشان می‏دهد که خرده‏ گفتمان سازندگی بر حضور زنان در اجتماع با نشانگان آموزش و اشتغال تاکید دارد. در مقابل، خرده گفتمان اصلاحات بر مشارکت زنان در عرصه‏ های مختلف اجتماعی که هم ارز با توانمندسازی و اشتغال تلقی شده است، با نشانگان «تغییر نگرش به زنان»، «فرصت های برابر»، «عدم توجه به جنسیت»، «دانش و آگاهی»، «تحکیم خانواده» و «حجاب (با تساهل)» تاکید می کند. در تخاصم با گفتمان اصلاحات، خرده گفتمان اصول گرای رادیکال ضمن ساخت شکنی از دال مرکزی آن که همانا مشارکت است، بر تقویت خانواده و نقش همسری و مادری زنان تاکید می کند. نظام معنایی پایگاه زنان در این خرده ‏گفتمان را نشانگان مادری، مکمل مرد، تربیت‏ کننده، مروج مهرورزی، حجاب و عفاف و اشتغال خانوادگی سامان می دهند. خرده گفتمان اعتدال در تخاصم با گفتمان اصول گرای رادیکال و بر خلاف آن زنان را به مثابه سوژه ‏های مستقل در نظر گرفته، با تاکید بر برابری زنان و مردان، دال مرکزی خود را برابری زن و مرد نشانه‏ گذاری می‏کند و نشانگان اشتغال زنان، فرصت‏ های برابر، رفع موانع حقوقی، خانواده‏ گرایی، عدم توجه به جنسیت و رفاه و بیمه زنان در پیوند با دال کانونی برابری زن و مرد مفصل ‏بندی می‏شوند.

    کلیدواژگان: نام‏ گفتمان، کشمکش گفتمانی، نشانگان معنایی، زنان، گفتمان انقلاب اسلامی
  • سیدمحمود متشرعی*، فاطمه یوسفی راد صفحات 59-74

    این مقاله به بررسی چندمعنایی واژه «جیگر» در زبان فارسی در چارچوب زبان شناسی شناختی اجتماعی می پردازد، با این هدف که نشان دهد رویکرد زبان شناسی شناختی اجتماعی بهتر از رویکرد زبان شناسی شناختی می تواند از عهده تبیین انعطاف در معانی مختلف واژه های چندمعنا برآید. در زبان شناسی شناختی چندمعنایی واژگانی را نمی توان به مفهومی ایستا که نزد همه گویشوران زبان ثابت است، تقلیل داد و متغیرهای اجتماعی مثل سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، سطح سواد و غیره در آن موثرند. در این مقاله به پیروی از مدل رابینسون (2010، 2012 الف، 2012 ب و 2014) به طور خاص تاثیر دو متغیر اجتماعی سن و جنسیت بر تعداد و برجستگی هریک از معانی واژه چندمعنای «جیگر» نزد گویشوران بررسی می شود. اطلاعات به روش کتابخانه ای، مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری شده اند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و نیز میدانی، و روش تحلیل داده ها تلفیقی (کمی و کیفی) است. نتایج نشان داد که زبان شناسی شناختی اجتماعی می تواند تنوع معنایی واژه های چندمعنا و تاثیر متغیرهای اجتماعی جنسیت و سن بر تعداد و برجستگی هریک از معانی را دقیق تر تبیین کند. به عبارت دیگر، نتایج نشان داد که معانی مختلف واژه چندمعنای مذکور در میان گویشوران زن و مرد متعلق به گروه های سنی متفاوت، توزیع یکسانی ندارد و تصادفی نیست، بلکه به میزان چشمگیری تحت تاثیر سن و جنسیت است.

    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی اجتماعی، چندمعنایی، سن، جنسیت، متغیرهای اجتماعی
  • مهسا صادقی* صفحات 75-88

    امروزه تبلیغات نقشی برجسته و تردیدناپذیر در زندگی انسان و بسیاری از جنبه های گوناگون فعالیت جوامع انسانی دارند و به همین دلیل متون تبلیغاتی نیز بسیار مهم اند. از دیدگاه زبان شناسی نقش گرا و به ویژه نظریه انسجام هلیدی و حسن (1976)، یکی از ملاک های مهم معنامندی و اثرگذاری متون «انسجام» است. بنابراین انتظار می رود که متون تبلیغاتی که با هدف ترغیب مخاطبان و تاثیرگذاری بر آن ها نگاشته می شوند نیز انسجام محکمی داشته باشند. پرسش اصلی پژوهش این است که ارجاع که یکی از عوامل انسجام بخش است چه نقشی در ایجاد انسجام در متون تبلیغاتی دارد و کاربرد این عامل انسجامی در تبلیغات فارسی و انگلیسی چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارد؟ نظر به اهمیت و رونق تبلیغات فرآورده های غذایی در میان انواع گوناگون تبلیغات، داده های پژوهش (شامل 15 نمونه متن تبلیغاتی به زبان فارسی و 15 نمونه متن تبلیغاتی به زبان انگلیسی) به روش نمونه برداری تصادفی در بازه زمانی سه ماهه از اسفند 1396 تا اردیبهشت 1397 از میان تبلیغات حوزه فرآورده ها و محصولات غذایی در شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که در متون تبلیغاتی فارسی فراوانی ارجاع اشاره ای بیش از ارجاع شخصی و مقایسه ای است، درحالی که در متون تبلیغاتی انگلیسی فراوانی ارجاع شخصی بسیار بیشتر از دو نوع دیگر است. از میان انواع ارجاع شخصی، در هردو متون فارسی و انگلیسی بیشترین ارجاع به مخاطب بوده است که این موضوع باتوجه به هدف تبلیغات که سخن گفتن با مخاطب و تاثیرگذاری بر اوست، توجیه پذیر است. نتایج همچنین بیانگر آن است که ارجاع اشاره ای در متون فارسی بیشتر در قالب عناصر گروه اسمی ظاهر شده است ولی در متون انگلیسی بیشتر در قالب گروه قیدی. همچنین، از میان انواع ارجاع مقایسه ای در هر دو متون، کاربرد ارجاع مقایسه ای خاص بیشتر از عام است.

    کلیدواژگان: تبلیغات، متن تبلیغاتی، انسجام، انسجام دستوری، ارجاع، ابزارهای انسجامی، زبان شناسی اجتماعی
  • کتایون مسیب زاده مقدم، طیبه خوشبخت*، حبیب گوهری، شهرام ولیدی صفحات 89-102

    فرمول واره های بیان تقاضا، بخش مهمی از فرمول واره ها هستند که مفاهیم آن ها از دیدگاه زبان شناسی اجتماعی قابل تاویل و تفسیر به الگوهای فرهنگی- اجتماعی خاصی است. علی رغم اهمیت این موضوع، پژوهش خاصی در مورد آن ها در گویش گیلکی رشت صورت نگرفته است. هدف این مقاله در گام نخست شناسایی و معرفی نشانگرهای ادب و مهیاکننده ها در زنجیره فرمول واره های بیان مودبانه تقاضا در گویش گیلکی رشت و در گام دوم با دیدگاهی مبتنی بر زبان شناسی اجتماعی، واکاوی نقش این فرمول واره ها در تعاملات اجتماعی است. داده ها، با استفاده از رویکرد کیفی و روش قوم نگاری، از منابع سه گانه داده های گفتار طبیعی، شم زبانی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با گویشوران اخذ شده است. نمونه آماری، متشکل از گویشوران میانسال و مسن بومی از سه روستای توابع شهرستان رشت است که با روش گلوله برفی انتخاب شدند. استخراج فرمول واره ها بر مبنای مدل بلوم-کالکا و همکاران (1989) و تحلیل جامعه شناختی آنها، بر اساس مدل فرگوسن (1976) صورت گرفته است. یافته های این پژوهش، به شناسایی طیفی از رایج ترین نشانگرها و مهیاکننده ها در ساختار فرمول واره های بیان مودبانه تقاضا در گویش گیلکی رشت منجر شد. نتایج تحلیل محتوای فرمول واره ها، بیانگر برخی ارزش های اجتماعی نظیر نقش جامعه پذیری، نقش ادب در تعاملات اجتماعی، اهمیت رعایت حقوق دیگران، تواضع و روحیه مشارکت می باشد که در فرهنگ گویشوران منطقه نهادینه شده است.

    کلیدواژگان: گویش گیلکی رشت، فرمول واره، بیان مودبانه تقاضا، نشانگرهای ادب، مهیاکننده ها، زبان‏شناسی اجتماعی
  • گلنار قلعه خانی، مجتبی دورودی* صفحات 103-114
    از جمله واژگانی که در برابر دگرگونی های زبان ایستادگی بیشتری از خود نشان می دهند و ساختار کهن آنان کمتر دستخوش تغییر می گردد جای نام ها و نام مکان ها در حوزه های جغرافیایی فرهنگی است. گسترش زبان فارسی معیار بسیاری از ساختار واژگان کهن را در نمودگاه زدایش و دگرسانی قرار می دهد؛ هر چند که نمی توان جای نام ها را از این روند جدا دانست، ایستادگی این واژگان در خاطره جمعی مردمان هر سرزمین ضامن ماندگاری آنهاست؛ نام هایی که از گذشته های دور با ما سخن می گویند. امروزه به خاطر عدم آشنایی با ساختار کهن چنین جای نام هایی، داستان ها و روایت های عامیانه ای پیرامون معنای آنها شکل گرفته است که می توان از آنها با عنوان ریشه شناسی عامیانه نام برد. پژوهش حاضر کوششی است در شناساندن، معرفی و بررسی ریشه شناختی پاره ای از جای نام ها در شهر شیراز که دارای ساختاری کهن هستند و هنوز در میان گویش وران این شهر به کار برده می شوند؛ نام هایی چون: بالاکفت، برم دلک، پای کتا، تاق اسکرو، تل پروست، تلخدش، دراک، درکی، ده کره، دزک، فهندژ، قلات، قمشه، کتس بس، کشن، کفترک و گویم. جای نام هایی که با وجود دیرینگی هنوز به همان شکل کهن در میان گویش وران شهر شیراز خوانش می شوند؛ هر چند که از معنای نهفته در آنها آگاهی چندانی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: شیراز، شیرازی قدیم، گویش شیرازی، جای نام، ریشه شناختی، زبانشناسی اجتماعی
|
  • Soheila FarhangiAshraf*, Alsadat RashtBehesht Pages 11-24

    As naming is of paramount importance in human communities, creating suitable and meaningful names is an important task of the writers. The author can choose various general, specific, mix and descriptive names with respect to theme and story environment, or even let them unnamed. Like writing styles, using names in story is different from person to person. Being familiar with the aim of the writer for choosing each name, helps audience to have a better understanding of the underlying meaning and hidden secrets in the story. Using a descriptive–analytical method, this research aims to study the onomastic of the characters in the novel “Malakout” by Bahram Sadeghi. In this story, names are analyzed based on point of view, character recognition and their meanings. Findings of the present research shows that most of the chosen names by Sadeghi are congruent with the characters in the story and have been chosen based on the action and behavior of the individuals. Furthermore, the usage of symbolic and metaphorical names in this story which are influenced by the special political and social era after the coup of 28th of Mordad 1332, reveals that a combination of political, social and cultural factors along with the specific lines of thoughts of the writer are responsible for his way of naming

    Keywords: story, character, onomastics, sociolinguistics, Novel Malakout, Bahram Sadeghi
  • Somaye ShokatiMoqarab *, Mehrzad Mansouri, Hakimeh Ayoobian Pages 25-40

    With the 1979 Iran revolution, there has been an evolution in the logic of self and other in the foreign policy discourses of the Islamic republic of Iran and the USA, and these former two strategic allies, turned to the present antagonistic forces. From this historical point onwards, Iran-the USA relations and consequently, Iran and the West, was represented in a circle of agonism to antagonism. This issue has been considerable in both objective and subjective levels and Iran sanctions is one of its focuses. This study aims to investigate the hidden discourse in NOW, a web-based newspaper and magazine corpus, and to examine which signs and concepts were and forgrounded or backgrounded. The data were collected from NOW corpus from 2010 to 2019, and then analyzed in two micro and macro levels. In the micro level, with a focus on Iran sanctions items, the corpus was analyzed for the use of semantic categories. In the macro level, the representation of this issue was represented was investigated based on the approach of critical discourse analysis focusing on the hidden discourse of Fairclough, Laclau and Mouffe and van Dijk. Results show that some issues such as the reimposition of sanctions, their upcoming, violation, lifting sanctions, legislation and the names of different countries are foregrounded in this corpus. The most frequent topics in this corpus denote a one-sided view from the USA’s attitude, neglecting Iran’s reactions.

    Keywords: Critical Discourse Dnalysis (CDA), identity, Otherness, Foregrounding, Backgrounding, Iran sanctions, Semantic categories, NOW corpus
  • Amir AzimiDolatabad, Parvin Alipoor * Pages 41-58

    The research aims to investigate the women's identity as one of the most controversial subjects in the Islamic Revolutionary sub-discourse such as construction, reform, radical principalism and moderation on the basis of Laclau and Mouffe's discourse theory. To this end, the speeches of each above-mentioned sub-discourse were analyzed of the political elites. The findings show that the central slab of the three superscripts of tradition, modernity and traditional discourse moderated intrinsic inequality between men and women, social activity of women as Westernization and Muslim women in proximity proportions. There are some features of the previous two discourses that formulate the meaning of the discourse with different signatures. Also, the analysis of the discourse of women's position in the subtleties of the traditionalized superfundament suggests that constructive discourse emphasizes the presence of women in the community with education and employment syndrome. In contrast to the cross-talk of reform, women's participation in various social fields, which is considered to be equal to empowerment and employment, is associated with the concept of changing attitudes toward women, equal opportunities, lack of attention to gender, knowledge and awareness, family consolidation and veil (with tolerance). In conflict with the reformist discourse, the radical principled rhetoric emphasizes the strengthening of the family and the role of feminine and female motherhood, while building a central part of it, which is a partnership. The semantic system of the women's base in this subtitle arranges the maternal syndrome, complementary man, educator, promoter of love, veil and chastity and family labor. Dialogue of moderation in conflict with radical discourse, and in contrast, considers women as independent subjects, with an emphasis on the equality of women and men, highlights the central paradigm of equality between men and women, and the women's employment syndrome, equal opportunities, elimination of legal barriers, family planning, lack of gender and welfare, and women's insurance are linked to the gender parenting of Men and Women.

    Keywords: Discourse, Discourse struggle, Semantic symptom, Women, Islamic revolution discourse
  • SeyedMahmoud Motesharrei *, Fatemeh YousefiRad Pages 59-74

    This study aims to investigate the polysemy of the Persian word /jigar/ from the perspective of cognitive sociolinguistics. The main objective is to show that cognitive sociolinguistic approach is more adequate to explain lexical polysemy in comparison to cognitive linguistics. In cognitive sociolinguistics, it is believed that polysemy cannot be reduced to a static state, one and the same for all speakers of a language. Rather, social variables like age and gender of speakers affect the way they perceive different meanings of the polysemous words. This paper, in line with Robinson (2010, 2012a, 2012b, 2014), investigates the effects of two social variables of age and gender on the number and salience of each meaning of the polysemous word /jigar/. The data are gathered through library research (e.g., using Persian dictionaries), interviews, and questionnaires. The research method employed is hybrid, i.e. qualitative and quantitative. The data are gathered from 200 subjects, 100 male and 100 females, in four different age groups in Tehran. The results indicated that cognitive sociolinguistics is indeed more adequate in giving more exact explanations concerning meaning variation in polysemous words and the effect of social variables of age and gender on the number and salience of each sense. In other words, the results show that different senses of the polysemous words do not suggest the same distribution among different speakers, both male and female, belonging to different age groups, and are not accidental but explainable in terms of age and gender of the speakers.

    Keywords: Cognitive Sociolinguistics, Polysemy, Age, Gender, Social variables
  • Mahsa Sadeghi * Pages 75-88

    Today, advertising plays a significant and indisputable role in human life and in many different aspects of human societies, and for this reason, promotional texts are also very important. From a linguistic perspective, in particular Halliday and Hassan's (1976) theory of cohesion, one of the important criteria for the meaningfulness and effectiveness of a text is cohesion. Therefore, it is expected that the advertising texts that are intended to persuade and influence the audience will also be strongly coherent. The main questions of this research are: What is the role of reference, as one of the cohesive devices, in creating cohesion of advertising texts? And what are the similarities and differences between the use of this cohesive device in English and Persian advertisement? Considering the importance and prosperity of food product advertising among different types of advertising, the data (15 Persian and 15 English advertisement texts) were randomly selected during a three-month period from March 2019 to May 2019. Product and food advertising have been featured on television and satellite channels. The findings of the study indicate that the frequency of demonstrative reference in Persian advertising is more than personal and comparative reference, while in English advertising the frequency of personal reference is much higher than the other two types. Among the types of personal reference, reference to the audience was the most frequently used one in both Persian and English corpuses. The results can be explained by considering the purpose of advertising which is to address and persuade the audience. The results also suggest that while personal references appear as parts of nominal groups in Persian texts, they appear as parts of adverbial groups in English texts Also, among the types of comparative references in both texts, the use of specific comparative references is more common.

    Keywords: Advertisement, Advertising text, cohesion, Grammatical cohesion, Reference, Cohesive devices, sociolinguistics
  • Tayyebeh Khoshbakht *, Habib Gowhari, Shahram Walidie, Kathayoun Mosayyeb Zade Moghaddam Pages 89-102

    Request formulaic expressions constitute an important part of the formulaic expressions whose concepts, in terms of sociolinguistics, can be interpreted into specific socio-cultural patterns. Despite its importance, research on Gilaki dialkect of Rasht received little attention. The purpose of this article, firstly, is to identify the politeness markers and mitigators in the polite request formulae in Gilaki of Rasht, and secondly, from a viewpoint of sociolinguistics, is to evaluate the role of these formulaic expressions in social interactions. In this study, using a qualitative approach and ethnographic research method, the data were derived from three sources of natural speech, language intuition and semi-structured interview. The sample consisted of informants of three villages in Rasht who were selected by a snowball sampling method. The extraction of formulaic expressions was based on Blum-Kulka et al.’s (1989) model, and the sociological content analysis of formulaic expression was based on Ferguson’s (1976) model. The findings presented the most common markers and mitigators of polite requests in Gilaki of Rasht. The results revealed some social values such as socialization, politeness in social interactions, respecting the rights of others, humility and the spirit of cooperation, which are institutionalized in the culture of this region.

    Keywords: Gilaki dialect of Rasht, Formulaic expression, Polite requests, Politeness markers, Mitigators, sociolinguistics
  • Golnar Ghalekhani, Mojtaba Doroodi * Pages 103-114
    Toponyms are among the words that have been more resistant to linguistic changes. It is a fact that the dominance of the Persian language has caused many alterations in the structure of some older vocabulary in the local dialects. Toponyms have also been undergoing such changes; however, they show more resistance in comparison to the other words because they have been dwelled in the collective memory of the locals, and it guarantees their survival. Due to the lack of familiarity with the ancient structure of such toponyms, there are many "folk etymologies" made to describe the origins of the toponyms. The present research is an attempt to introduce the following toponyms in Shiraz, as well as investigate the historical backgrounds of those words and suggest some probable etymologies for them: bâlâkaft, barmdelak, pâyēkutâ, tâq-e ōskurū, tul-ē parwast, talxdâš, derâk, dreky, dozak, fahandiž, qalât, qomšæ, katasbes, kušan, kaftarak and gūyum.
    Keywords: Shiraz, Old Shirazi, Shirazi dialect, toponyms, Etymology, sociolinguistics