فهرست مطالب

Reproductive BioMedicine - Volume:18 Issue: 3, 2020
  • Volume:18 Issue: 3, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/01/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • روشن نیکبخت، الهام کریمی مقدم، زینب نصیرخانی صفحات 157-164
    مقدمه

    شواهد قابل توجهی حاکی از خطر اختلال در فرایند التهاب در مادر بر پیامدهای مادر و جنین وجود دارند.

    هدف

    اهداف این مطالعه ارزیابی ارتباط بین سطوح سرمی پروتیین واکنشی (C (CRP مادری، بعنوان مارکر التهابی، با زایمان زودرس و نوزادان با وزن کوچک بارداری (SGA) می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه کوهورت آینده نگر بر روی 120 خانم باردار تک قلو با معیار ورود کمتر از 20 هفته بارداری انجام شد. غلظت CRP سرم مادری قبل از 20 هفته بارداری اندازه گیری شد. بیماران تا زمان زایمان پیگیری شدند و پیامدهای نهایی بارداری به لحاظ زایمان زودس و نوزاد SGA ثبت شدند.

    نتایج

    مقادیر CRP سرم مادر در بیماران با نوزادان نرمال و نوزادان SGA به ترتیبmg/l 35/1±09/4 و mg/l 29/3±04/6 (19/0p=)، و در بیماران با زایمان زودرسmg/l 78/5±63/9 بودند (001/0 >p). با استفاده از منحنی ROC، سطح سرمی CRP (نقطه برش:mg/l 27/5 و ناحیه: 836/0) صحت تشخیصی قابل قبولی در پیش بینی زایمان زودرس (حساسیت 75%، ویژگی 1/86%، ارزش اخباری مثبت 5/37%(PPV) ارزش اخباری منفی (NPV) 87/96% و صحت 85%) و در پیش بینی نوزادان SGA (نقطه برش: mg/l 67/6، ناحیه: 673/0، حساسیت 50%، ویژگی 2/91%، ارزش اخباری مثبت (PPV) 07/23% ارزش اخباری منفی NPV (19/97%) و صحت (16/86%) داشت.

    نتیجه گیری

    مقادیر CRP سرم مادری اندازه گیری شده در اوایل بارداری مکن است با خطر زایمان زودرس و تولد نوزادان SGA همراه باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین واکنشی C، زایمان زودرس، وزن کم نوزاد برای بارداری
  • فریده ظفری زنگنه، مریم سرمست شوشتری، سحر شجاعی، الهه ابوترابی صفحات 165-174
    مقدمه

    سندرم تخمدان پلی کیستیک یک بیماری چندوجهی و ناهمگن است که دارای مولفه قوی و ارثی بر اساس توارث خانوادگی می باشد. علی الرغم مطالعات بسیاری در زمینه ژنتیک سندرم تخمدان پلی کیستیک، هنوز ژن هایی که در علل این سندرم دخیل هستند به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته اند.

    هدف

    هدف ما از این مطالعه بررسی رخداد پلی مورفیسم Trp64Arg ژن گیرنده بتا3 آدرنرژیک در زنان غیرچاق مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی بر روی 100 بیمار مبتلا به تخمدان پلی کیستیک (PCOS) و زنان سالم به عنوان گروه شاهد در بیمارستان امام خمینی تهران در سال 1395 انجام شد. میزان 2 سی سی نمونه های خون در دو گروه برای ژنومیک هایی که توسط شرکت DNA بر اساس بانک ژن تایید شده بود، به دست آمد. نمونه های PCR استخراج و سپس طرح اولیه با استفاده از نرم افزار Primer 3 انجام شد. سپس با استفاده از اطلاعات مربوط به یک ژن در پایگاه NCBI با توجه به انطباق با ژن گیرنده بتا 3 آدرنرژیک تایید شد. تجزیه و تحلیل تغییرات پروتیین با استفاده از نرم افزار Clastal W انجام شد.

    نتایج

    تجزیه و تحلیل توالی در NCBI، رونوشت یا ترنس کریپت 1، با کد NM_000025.2 نشان می دهد تغییراتی در ردیف یا سکانس اسید آمینه اگزون یک در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک رخ داده است. رخداد پلی مورفیسم در کدون 64 در کد گذاری آمینو اسید تریپتوفان (W) در نوکلیوتید c.T190C می باشد که نوکلیوتید T را به C تغییر داده و سپس توالی اسید آمینه تریپتوفان به آرژینین pW64R تغییر یافته است.

    نتیجه گیری

    پلی مرفیسم T-C در کدون 64 گیرنده 3 βآدرنرژیک در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مشهود است. بنابراین پلی مورفیسم ژن گیرنده بتا 3 ((Thr164Ile با این سندرم در زنان غیرچاق همراهی می نماید.

    کلیدواژگان: گیرنده بتا 3 آدرنرژیک، کدون 64، سندرم تخمدان پلی کیستیک، پلی مورفیسم
  • هاجر پاشا، زهرا بصیرت، محبوبه فرامرزی، فرزان خیرخواه صفحات 175-186
    مقدمه

    روش های مختلف درمانی جهت مقابله با مشکلات جنسی بکار می رود.

    هدف

    این مطالعه به منظور پاسخ به این سوال که آیا روان درمانی جنسی (PST) می تواند به عنوان یک جایگزین قابل اعتماد نسبت به بوپروپیون پیوسته رهش Bupropion extended-release (BUP ER) جهت بهبود عملکرد جنسی در زنان نابارور باشد، انجام می گیرد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی RCT است که در مرکز بهداشت باروری و ناباروری دانشگاه علوم پزشکی بابل (BUMS)، در بابل در طی سال های 2015-2014 انجام گرفت. در مجموع 105 زن نابارور با اختلال عملکرد جنسی به طور تصادفی به گروه های روان درمانی جنسی (PST)، دارو درمانی بوپروپیون پیوسته رهش (BUP (ER و یک گروه کنترل اختصاص داده شدند. پرسشنامه عملکرد جنسی زنانه (FSFI) و مصاحبه بالینی برای ارزیابی اختلال عملکرد جنسی مورد استفاده قرار گرفت.

    نتایج

    میانگین نمرات قبل به بعد از درمان از شاخص عملکرد جنسی زنانه ((FSFI و خرده مقیاس های آن در گروه های PST و BUP ER (به جز خرده مقیاس درد جنسی) به طور معنی داری افزایش یافت(05/0p<). بهبودی در عملکرد جنسی و خرده مقیاس های آن در گروه کنترل در ابتدای و پایان مطالعه وجود نداشت. پس از تعدیل برای مقادیر پایه، نتایج برای میانگین FSFI و خرده مقیاس های آن در بین گروه ها معنادار بود(05/0 p <). در مقایسه با گروه کنترل، در میانگین نمرات FSFI و خرده مقیاس های آن در گروه های PST و BUP ER(به استثنای خرده مقیاس درد جنسی) افزایش معنی داری مشاهده شد (05/0p<). مقایسه گروه های درمانی نشان داد که PST بهتر از BUP ER در بهبود عملکرد جنسی و خرده مقیاس های آن به غیر از خرده مقیاس ارگاسم بوده است (05/0p<).

    نتیجه گیری

    روان درمانی جنسی نه تنها می تواند به عنوان یک جایگزین قابل اعتماد نسبت به دارو درمانی باشد، بلکه آن همچنین نتایج بهتری در زمینه بهبود عملکرد جنسی در زنان نابارور ایجاد می نماید.

    کلیدواژگان: ناباروری، عملکرد جنسی، درمان جنسی، روان درمانی، بوپروپیون پیوسته رهش
  • صفحات 187-192
    مقدمه

    بیماری های آندوکرین متعددی در خانم های با سن تولید مثل گزارش شده است که 10% از آن ها تحت تاثیر سندرم تخمدان پلی کیستیک می باشند.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین سطوح هورمون آنتی مولرین با سندرم متابولیک در بیماران با سندرم تخمدان پلی کیستیک انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی با استفاده از روش نمونه گیری متوالی از پرونده پزشکی مراجعین به پلی کلینیک بیمارستان عمومی دکتر سیپتو ماگونکوسمو و کلینیک ناباروری یاسمین (Kencana) از ژانویه 2013 تا دسامبر 2017 انجام شد. پیامد اولیه مطالعه ارزیابی سطح هورمون آنتی مولرین به عنوان یک متغیر مستقل در ارتباط با سندرم متابولیک بود. همچنین پیامد ثانویه، بررسی ارتباط بین سطح هورمون آنتی مولرین با هر کدام از فنوتیپ های سندرم تخمدان پلی کیستیک و پیامد ثالثیه ارزیابی ارتباط فنوتیپ های سندرم تخمدان پلی کیستیک بعنوان متغیرهای مستقل با سندرم متابولیک بود.

    نتایج

    زنان با سندرم تخمدان پلی کیستیک دارای میانه سطح هورمون آنتی مولرین 92/13 نانوگرم در میلی لیتر (بین 88/3 تا 06/34) بودند. 21% از افراد سندرم متابولیک با، میانه سطح هورمون آنتی مولرین 65/7 نانوگرم در میلی لیتر (77/3-20/20) داشتند که بالاتر از خانم های بدون سندرم متابولیک بود (38/0 p=). شایعترین فنوتیپ در زنان با سندرم تخمدان پلی کیستیک، فنوتیپ 4 یعنی عدم یا کاهش تخمک گذاری و مورفولوژی تخمدان پلی کیستیک با شیوع 3/41% بود. شایعترین فنوتیپ در زنان با سندرم متابولیک، فنوتیپ 1 یعنی عدم یا کاهش تخمک گذاری و مورفولوژی تخمدان پلی کیستیک بعلاوه هیپرآندروژنیسم با شیوع 5/56% بود.

    نتیجه گیری

    تمام فنوتیپ های سندرم تخمدان پلی کیستیک ارتباط معنی داری را با سطح هورمون آنتی مولرین نشان دادند. در این میان فنوتیپ 1 در ارتباط با بالاترین سطح هورمون آنتی مولرین بود و همچنین ارتباط معنی داری با سندرم متابولیک داشت.

    کلیدواژگان: هورمون آنتی مولرین، سندرم متابولیک، سندرم تخمدان پلی کیستیک
  • سید علیرضا افشانی، سید محمدرضا قائم محمدی، پریسا خانی، آناهیتا خسروی صفحات 193-200
    مقدمه

    طلاق یک مسیله اجتماعی است که ساختار خانواده و جامعه را به چالش می‌کشد. مطالعات نشان داده‌اند که ناباروری در تعارض زناشویی تاثیر می‌گذارد. علاوه بر این، آموزش تاب‌آوری و تاکید بر افزایش تقوی (دینداری) می‌تواند به کاهش این تعارض کمک کند.

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش تاب‌آوری در انصراف از طلاق در بین زوج های نابارور متقاضی طلاق انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، 100 زوج نابارور که درخواست طلاق کرده و به مرکز تحکیم بنیاد خانواده ارجاع شده‌اند، وارد مطالعه شدند. شرکت‌کنندگان به طور تصادفی در دو گروه 50 نفری تقسیم شدند: گروه آزمایش که علاوه بر مشاوره و مددکاری، از 10 ساعت آموزش تاب‌آوری در قالب گروه‌های 10 نفره بهره‌مند شدند، در حالی که گروه کنترل فقط از مشاوره و مددکاری استفاده کردند. در این مطالعه، از مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون-1 به عنوان پیش آزمون و پس‌آزمون در دو گروه استفاده شد. هر دو گروه به مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون پاسخ دادند.

    نتایج

    آموزش تاب‌آوری به طور معنی‌داری باعث افزایش انصراف از طلاق زوجین در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (01/0 >p). نتایج نشان داد که 26 درصد اعضای گروه آزمایش از طلاق انصراف دادند در حالی‌که 10 درصد از اعضای گروه کنترل از طلاق منصرف شده بودند و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (01/0 >p).

    نتیجه گیری

    آموزش تاب‌آوری منجر به افزایش ابعاد بهزیستی روانشناختی و سازش در زوج‌های نابارور می‌شود.

    کلیدواژگان: تاب آوری، آموزش، ناباروری، طلاق
  • ربابه طاهری پناه، مریم کبیرسلمانی، معصومه فوایدی، مرضیه زمانیان، نرگس ملیح، آناهیتا طاهری پناه صفحات 201-208
    مقدمه

    غلظت پینوپودها در سطح آندومتر نشانگری از لانه گزینی است. استرادیول والرات (EV) برای تغییر عوارض جانبی کلومیفن سیترات (CC) بر آندومتر بکار رفته است. مورفولوژی آندومتری در این زمینه کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.

    هدف

    برای ارزیابی اینکه آیا اختلاف معنی داری در غلظت های پینوپود آندومتر و پارامترهای دیگر پس از اضافه کردن استرادیول والرات (EV) و پروژسترون به دوزهای بالاتر کلومیفن سیترات (CC) ایجاد می شود.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده آینده نگر، در مجموع 30 زن که از فوریه 2016 تا ژوین 2016 به دوز 100 میلی گرمی CC پاسخ نداده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. آنها 150 میلی گرم CC به تنهایی یا CC با EV یا CC همراه پروژسترون دریافت کردند. در روز21 چرخه قاعدگی، بیوپسی آندومتر و نمونه برداری خون و اسکن با میکروسکوپ الکترونی انجام شد.

    نتایج

    در روز 21 سیکل قاعدگی اختلاف معنی داری بین غلظت های پینوپود (641/0=p) و سطوح استرادیول سرم (276/0=p) بین گروه ها مشاهده نشد. سطح پروژسترون سرم در روز 21 سیکل قاعدگی در بیماران تحت درمان با CC بیشتر از دو گروه دیگر بود (007/0=p).

    نتیجه گیری

    افزودن EV و پروژسترون به دوزهای بالاتر CC منجر به افزایش غلظت پینوپدها و سطوح استروژنی سرم در روز 21 چرخه قاعدگی نمی شود. می توان نتیجه گرفت که اثرات ضد استروژنی CC تنها بر آندومتر ظاهر می شود. در این مطالعه، سطوح پروژسترونی سرم در روز 21 سیکل قاعدگی در گروه CC به تنهایی دومقایسه با دو گروه دیگر بالاتر بود.

    کلیدواژگان: القای تخمک گذاری، کلومیفن، استرادیول، پروژسترون، میکروسکوپ، الکترونی، آندومتر
  • عالمتاج صمصامی دهقانی، کی نوش همایونی، زهرا کنعان نژاد، زینب کنعان نژاد صفحات 209-214
    مقدمه

    طب سوزنی یک درمان کمک کننده جهت بیماران نابارور تحت درمان با IVF می باشد. اگرچه هنوز کارایی آن در بهبود نتایج IVF نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه دارد.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی تاثیر طب سوزنی بر نتایج درمان با IVF در زنان نابارور می باشد.

    مواد و روش ها

    مطالعه بر روی 186 بیمار نابارور تحت درمان با IVF مراجعه کننده به بیمارستان مادر و کودک شیراز در بازه زمانی شهریور 1394 الی بهمن 1394 انجام گردید. بیماران در سه گروه طبقه بندی گردیدند: تعداد 62 نفر در گروه طب سوزنی 1 (دریافت طب سوزنی 25 دقیقه قبل از انتقال جنین), 62 نفر در گروه طب سوزنی 2 (دریافت طب سوزنی 25 دقیقه قبل و 25 دقیقه بعد از انتقال جنین) و 62 نفر در گروه کنترل (انتقال جنین بدون طب سوزنی) قرار گرفتند. میزان مثبت شدن تست بارداری, بارداری بالینی و ادامه بارداری در سه گروه بررسی و مقایسه گردید.

    نتایج

    تفاوت قابل ارزشی بین گروه طب سوزنی 1 و کنترل از لحاظ مثبت شدن تست بارداری (006/0)، بارداری بالینی (005/0) و ادامه بارداری (007/0) وجود داشت. همچنین نتایج ما نشان داد که 2 بار دریافت طب سوزنی در گروه طب سوزنی 2, منجر به کاهش معنا دار در مثبت شدن تست بارداری (002/0)، بارداری بالینی (003/0) و ادامه بارداری (01/0) در مقایسه با یکبار دریافت طب سوزنی در گروه طب سوزنی 1 گردیده است. همچنین تفاوت معنا داری میان گروه طب سوزنی 2 و کنترل با توجه به متغیر های بررسی شده مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    دریافت طب سوزنی 25 دقیقه قبل از انتقال جنین سبب بهبود نتایج IVF در افراد نابارور می گردد. اما تکرار طب سوزنی 25 دقیقه بعد از انتقال جنین, تاثیری در بهبود نتایج IVF ندارد.

    کلیدواژگان: طب سوزنی، انتقال جنین، لقاح آزمایشگاهی، میزان بارداری
  • صفحات 215-226
    مقدمه

    پردنیزولون صنعتی یک گلوکوکورتیکویید دارویی است که به طور وسیع مورد استفاده قرار می گیرد. گلوکوکورتیکوییدها اثرات مهاری بر روی سیستم ایمنی دارند و معمولا بعنوان یک مهار کننده ایمنی استفاده می شوند. مهار سیستم ایمنی می تواند بر روی باروری از طریق محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال اثر بگذارد. مطالعات نشان داده که برگ تلخ می تواند پارامترهای اسپرم را بهبود دهد ولی اثر آن بر روی ناباروری وابسته به مهار ایمنی هنوز اثبات نشده است.

    هدف

    ما اثرات برگ تلخ را بر روی پارامترهای اسپرم و ساختمان بیضه در موش های صحرایی سرکوب ایمنی شده PRED بررسی کردیم.

    مواد و روش ها

    تعداد 30 موش صحرایی بالغ نر نژاد ویستار با وزن متوسط 150 گرم به طور تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند. گروه A بعنوان کنترل آب مقطر به همراه رژیم معمول دریافت کردند، گروه B 2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن PRED برای 14 روز دریافت کردند و بعنوان گروه استاندارد سرکوب ایمنی شده در نظر گرفته شدند. گروه های C-F همانند گروه B سرکوب ایمنی شده ولی علاوه بر آن 50 میلی گرم به ازای هر کیلو لوامیزول، دوز کم برگ تلخ (mg/kg 250) دوز بالای برگ تلخ (mg/kg375) و دوز کم برگ تلخ به همراه لوامیزول به ترتیب دریافت کردند. شمارش CD4، پارامترهای هماتولوژیک و پارامترهای اسپرم آنالیز و مقایسه شدند.

    نتایج

    کاهش معنی دار در حرکت اسپرم، حرکت پیشرونده، مرفولوژی و نسبت زنده به مرده اسپرم ها در حیواناتی که فقط PRED دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (به ترتیب 002/0 ,p=001/0، 001/0 و 01/0) همچنین افزایش معنی داری در گروه های حیوانات درمان شده مشاهده شد و حیواناتی که LEV و 250 میلی گرم بر کیلوگرم برگ تلخ دریافت کرده بودند به طور معنی داری افزایش شمارش اسپرم در مقایسه با کنترل نشان دادند. (به ترتیب 04/0 ,p=و 04/0).

    نتیجه گیری

    استفاده از دوز کم برگ تلخ (mg/kg250) می تواند پارامترهای اسپرم را بعد از استفاده از پردنیزلون به حالت طبیعی برگرداند.

    کلیدواژگان: برگ تلخ، سرکوب سیستم ایمنی، ناباروری، پردنیزولون، موش
|
  • Roshan Nikbakht*, Elham Karimi Moghadam, Zeinab Nasirkhani Pages 157-164
    Background

    A considerable evidence suggests that maternal inflammation dysregulation may play as a risk factor for both maternal and neonatal outcomes.

    Objective

    The study's objectives were designed to evaluate the correlation between serum C-reactive protein (CRP) levels, as an inflammation factor, preterm delivery, and small for gestational age (SGA) births.

    Materials and Methods

    This prospective cohort study was conducted on 120 singleton pregnant women with gestational age less than 20 wk. Maternal CRP serum concentration was measured before 20 wk gestation. Patients were followed-up until the delivery and final outcomes of pregnancy were recorded in terms of preterm delivery and SGA births.

    Results

    Serum CRP levels in participants with normal fetuses and SGA births were 4.09 ± 1.35 mg/l and 6.04 ± 3.29 mg/l, respectively (p =0.19), while in cases of preterm delivery, it was 9.63 ± 5.78 mg/l (p <0.001). By using receiver operating characteristic (ROC) curve, serum CRP levels (cut-off point 5.27 mg/l, area 0.836) had acceptable diagnostic accuracy value in distinguishing preterm delivery (sensitivity (75%), specificity (86.1%), positive predictive value (37.5%), negative predictive value (96.87%), accuracy (85 %)) and serum CRP levels (cut-off point 6.67 mg/l, area 0.673) in distinguishing SGA births (sensitivity (50%), specificity (91.2%), positive predictive value (23.07%), and negative predictive value (97.19%), and accuracy (89.16 %)).

    Conclusion

    Higher maternal serum CRP levels measured early in pregnancy may associate with higher risk of preterm delivery and SGA.

    Keywords: C-reactive protein, Small for gestational age, Preterm birth.h
  • Farideh Zafari Zangeneh*, Maryam Sarmast Shoushtari, Sahar Shojaee, Elahe Aboutorabi Pages 165-174
    Background

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is a multifactorial and heterogeneous disease that has a potent inheritable component based on familial clustering. Despite many studies in the genetic field of PCOS, the genes that are involved in the causes of this syndrome have not been thoroughly investigated.

    Objective

    The purpose of this study was to establish the occurrence of the Trp64Arg polymorphism of beta3 adrenergic receptor in non-obese women with PCOS.

    Materials and Methods

    This cross-sectional study was performed on 100 women with PCOS and normal women as the control group in Imam Khomeini Hospital of Tehran in 2016-2017. Peripheral blood sample (2 cc) was obtained from two groups for genomic DNA based on the gene bank. Polymorphisms were genotyped by of using ADRB3 Trp64Arg. Then the DNA was extracted by genomic kiagen kit. The primer was analyzed for PCR based on gene bank by using Primer3 software and then confirmed by primer Blast tool at NCBI site to conformity to the beta-3 adrenergic receptor gene. The protein changes were assessment by the Clastal W software.

    Results

    The sequence analysis presented in NCBI, transcript variant 1, with the code NM_000025.2, shows changes in the amino acid sequence of exon 1 in women with PCOS. Polymorphism in the codon 64 encoding the amino acid tryptophan (W) occurred in the nucleotide c.T190C, which changed the nucleotide T to C and then the amino acid sequence of the tryptophan was altered to arginine pW64R.

    Conclusion

    T-C polymorphism is evident in the codon 64 of the adrenergic β3 receptor in patients with PCOS. Therefore, Beta3 adrenergic receptor gene polymorphism (Thr164Ile) associates with this syndrome in nonobese women.

    Keywords: Codon 64, Beta-3 adrenergic receptor, Polymorphism, Polycystic ovarian syndrome
  • Hajar Pasha, Zahra Basirat*, Mahbobeh Faramarzi, Farzan Kheirkhah Pages 175-186
    Background

    Various treatment methods are used to deal with sexual problems.

    Objective

    This study was applied to answer the question of whether psychosexual therapy (PST) can be a reliable alternative to bupropion extended-release (BUP ER) to promote sexual function in infertile women.

    Materials and Methods

    In this randomized clinical trial, 105 infertile women with sexual dysfunction were randomly allocated to three groups: PST, BUP ER, and a control group. The PST group participated in a total of eight 2-hr group sessions. In BUP ER group, 150 mg/day Bupropion ER was administered for eight weeks. The control group did not receive any interventions.  The female sexual function index (FSFI) and a clinical interview were used to assess their sexual dysfunction.

    Results

    The mean pre-to-post treatment scores of FSFI and its subscales increased significantly in PST and BUP ER groups (except in the subscale of sexual pain) (p= 0.0001, p= 0.0001). The changes in the subjects were not significant in the control group. After adjusting for the baseline values, the results remained significant for the mean FSFI (p= 0.0001), and its subscales between the groups. Compared to the control group, a significant increase was observed in the mean FSFI (p= 0.0001, p= 0.002) and its subscales in the PST group and in the BUP ER group (except in the subscale of sexual pain). Comparison of two intervention methods showed that PST had the better effect on the sexual function improving (p= 0.0001) and its subscales (exempting the subscale of orgasm) than BUP ER.  

    Conclusion

    PST can be considered not only a reliable alternative to pharmacotherapy; it also produces better results in terms of improving sexual function in infertile women.

    Keywords: Infertility, Sexual activities, Drug therapy, Psychotherapy, Bupropion
  • Budi Wiweko*, Lieke Koes Handayani, Achmad Kemal Harzif, Gita Pratama, Raden Muharam, Andon Hestiantoro, Kanadi Sumapraja Pages 187-192
    Background

    Various endocrine disorders have been reported in women of reproductive age, 10% of which is affected by polycystic ovary syndrome (PCOS).

    Objective

    This study aimed to evaluate the correlation of anti-Müllerian hormone (AMH) levels with the metabolic syndrome in patients with PCOS.

    Materials and Methods

    This cross-sectional study employed a consecutive sampling method using medical records from January 2013 to December 2017 at Dr. Cipto Mangunkusumo General Hospital polyclinic and Yasmin in vitro fertilization Clinic (Kencana), Jakarta, Indonesia. The primary outcome of the study was the AMH levels as independent variable correlated with metabolic syndrome. The secondary outcome was also the AMH levels correlated with each PCOS phenotype. The tertiary outcome was each PCOS phenotype as independent variable correlated with metabolic syndrome.

    Results

    Women with phenotype 1 of PCOS had a median AMH level of 13.92 (range: 3.88-34.06) ng/ml. 21% patients had metabolic syndrome, with a median AMH level 7.65 (3.77-20.20) ng/ml, higher than the women without metabolic syndrome (p = 0.38). The most frequent phenotype in women with PCOS was phenotype 4, oligo- or anovulation and polycystic ovary morphology (OA/PCOM) in 41.3%. The most frequent phenotype in women with metabolic syndrome was phenotype 1, OA + PCOM + hyperandrogenism in 56.5%.

    Conclusion

    All PCOS phenotypes exhibited significant correlations with the AMH level. Phenotype 1 (OA + PCOM + hyperandrogenism) was associated with the highest AMH level and was significantly associated with metabolic syndrome.

    Keywords: Anti-Müllerian hormone, Metabolic syndrome, Polycystic ovary syndrome
  • SeyedAlireza Afshani, SeyedMohammadReza Ghaem Mohammadi, Parisa Khani*, Anahita Khosravi Pages 193-200
    Background

    Divorce is a social issue, which challenges not only the structure of family but also of a society. Studies have shown that infertility affects the marital boredom. In addition, resilience training and emphasizing on increasing piety (religiousness) can help to decrease this boredom.

    Objective

    This study aimed to evaluate the resilience training effects on the compromising of infertile couples' applicant for divorce.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional study, 100 infertile couples who had requested for divorce and referred to the Center for consolidation of the family foundation were enrolled. Participants were randomly divided in two categories (n= 50/each): the case group received some consultation classes on social services as well as resilience training by a consultant in 5 sessions lasting 2 hr. In total, 10 hr of treatment; while the control group just received the consultation and social services. Canner and Davidson questionnaires were utilized as pre- and posttest in both groups. Groups answered the resilience's criterion of Canner and Davidson.

    Results

    The resilience training significantly increased the compromises made by couples in the case group compared to the control (p < 0.01). The results showed that 26% of members of the case group relinquished divorce, while 10% of control group members did the same; this difference was statistically significant (p < 0.01).

    Conclusion

    The resilience training leads to increased psychological well-being elements and compromises in infertile couples.

    Keywords: Resilience, Education, Infertility, Divorce
  • Robabeh Taheripanah, Maryam Kabir Salmani, Masoomeh Favayedi, Marzieh Zamaniyan*, Narges Malih, Anahita Taheripanah Pages 201-208
    Background

    Pinopods concentrations in endometrial surface is a marker of implantation. estradiol valerate (EV) was used for change the adverse effects of Clomiphene Citrate (CC) on the endometrium. Endometrial morphology was less examined in this fields.

    Objective (s): 

    To assess whether there is a significant difference in endometrial pinopods concentrations and other parameters after adding estradiol valerate (EV) and progesterone to higher doses of clomiphene citrate (CC).

    Study design: In this prospective randomized clinical trial, a total of 30 women, who did not respond to 100 mg CC from February 2016 until June 2016 were evaluated. They received 150 mg CC alone or CC with EV or CC plus progesterone. On day 21 of the menstrual cycle, endometrial biopsy and a blood sampling and scanning by electron microscopy were performed.

    Results

    On day 21 of the menstrual cycle there was no significant difference regarding pinopods concentrations (P=0.641) and serum estrogen levels (P=0.276) between groups. Serum progesterone levels on day 21 of the menstrual cycle among patients treated with CC, was higher than the other two groups (P=0.007).

    Conclusions

    The addition of EV and progesterone to higher dosages of CC, did not changes the pinopods concentration and serum estrogen levels on day 21 of the menstrual cycle. It can be concluded that the anti- estrogenic effects of CC just appear on the endometrium. In this study, there were higher levels of serum progesterone on day 21 of the menstrual cycles in the CC alone compared to other two groups.

    Keywords: Ovulation induction, Clomiphene, Estradiol, Progesterone, Electron microscopy, Endometrium
  • Alamtaj Samsami, Kaynoosh Homayouni, Zahra Kanannejad, Zeinab Kanannejad* Pages 209-214
    Background

    Acupuncture is an adjunct therapy to support infertile women received in vitro fertilization (IVF) treatment; however, the efficacy of this approach needs more evaluation.

    Objective

    This randomized clinical trial (RCT) study aimed to evaluate the influence of acupuncture on reproductive outcomes in women undergoing IVF treatment.

    Materials and Methods

    The study was carried out on 186 participants who had undergone IVF treatment in the Mother and Child Hospital between September 2015 and February 2016. Subjects were randomly divided into three groups: Acupuncture 25 min before embryo transfer (ET) (ACU1 group, n = 62), acupuncture 25 min before and after ET (ACU2 group, n = 62), and ET without acupuncture (control group, n = 62). Pregnancy rates (biochemical, clinical, and ongoing) were evaluated and compared between groups.

    Results

    There were significant differences between the ACU1 group and the control group regarding biochemical (p = 0.005), clinical (p = 0.006), and ongoing (p = 0.007) pregnancies. Also, our results showed that two-session acupuncture (ACU2) lead to a significant reduction in frequency of biochemical (p = 0.002), clinical (p = 0.003), and ongoing (p = 0.01) pregnancy rates when compared to the one-session acupuncture (ACU1). No significant difference was found between the ACU2 and control groups regarding the aforementioned terms (p = 0.50).

    Conclusion

    Acupuncture 25 min before ET significantly increased the IVF outcomes in women undergoing IVF compared with no acupuncture. Repeating acupuncture 25 min after ET did not improve the IVF outcome.

    Keywords: Acupuncture, Embryo transfer, In vitro fertilization, Pregnancy rate
  • Risikat Eniola Kadir, Balkis Abimbola Ibrahim, Sadiya Musa Gwadabe, Rukayat Jaji Sulaimon, Munirat Foyeke Adigun, Adeoye Oyetunji Oyewopo Pages 215-226
    Background

    Synthetic prednisolone (PRED) is a widely used over-the-counter glucocorticoid. Glucocorticoids have inhibitory effects on the immune system and are often used as immunosuppressive agents. Suppressed immunity may impact fertility via the hypothalamic-pituitary-adrenal axis. Bitter leaf (BL) has been shown to improve sperm parameters, but its effects on immunosuppression-associated infertility have not yet been documented.

    Objective

    To determine the fertility effects of bitter leaf on immunosuppressed Wistar rats.

    Materials and Methods

    A total of 30 male adult Wistar rats were randomly assigned to 6 groups(n= 5/each). Group A served as a control and were given distilled water in addition to normal feeds, group B received 2 mg/kg PRED for 14 days and served as the standard immunosuppressed group, and groups C-F were immunosuppressed as in B but in addition received 50 mg/kg levamisole, low-dose (250 mg/kg) BL, high-dose (375 mg/kg) BL, and low-dose BL + levamisole, respectively. The CD4 counts, hematological parameters, and sperm parameters were analyzed and compared.

    Results

    There were significant decreases in sperm motility, progressive motility, morphology, and life/death ratio in the animals given PRED only compared to the controls (p = 0.002, 0.001, 0.001, and 0.01, respectively). These were significantly increased in the treated groups, and animals given levamisole and 250 mg/kg BL showed significantly increased sperm counts compared to the controls (p = 0.04 and p = 0.04, respectively).

    Conclusion

    Low-dose BL (250 mg/kg) restored the sperm parameters altered by prednisolone administration.

    Keywords: Bitter leaf, Immunosuppression, Infertility, Prednisolone, Rats