فهرست مطالب

علوم و فنون باغبانی ایران - سال بیستم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال بیستم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیده فرزانه قائم مقامی، مهدی زارعی*، جعفر یثربی، سعید عشقی صفحات 251-262

    استفاده از کودهای آلی و زیستی برای دست یابی به کشاورزی پایدار، کاهش کاربرد کودهای شیمیایی و تولید محصول سالم مورد توجه است. آزمایشی گلخانه ای برای بررسی تاثیر ورمی کمپوست و نیتراژین و کود شیمیایی نیتروژن بر برخی شاخص های رشد توت فرنگی رقم آروماس به صورت فاکتوریل و در قالب طرح به طورکامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورها شامل نیتروژن (صفر، 50، 75 و 100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن، به ترتیب معادل صفر، 75، 5/112 و 150 میلی گرم نیتروژن در هر گلدان)، ورمی کمپوست (صفر، 5/0 و 1 درصد وزنی) و کود زیستی نیتراژین (تلقیح و عدم تلقیح) بود. نیتراژین عملکرد کل میوه را 5/8% افزایش داد. بیشترین عملکرد کل میوه (8/71 گرم در گلدان) با کاربرد تیمار 75 کیلوگرم در هکتار نیتروژن، 5/0% ورمی کمپوست و تلقیح با نیتراژین و کمترین آن (3/13 گرم در گلدان) از تیمار شاهد بود. بیشترین وزن خشک اندام هوایی (06/6 گرم در گلدان) با کاربرد تیمار 100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن، 1% ورمی کمپوست و تلقیح با نیتراژین به دست آمد. رشد و عملکرد توت فرنگی، با کاربرد 75 کیلوگرم در هکتار نیتروژن به همراه نیتراژین و ورمی کمپوست، در مقایسه با کاربرد 100 کیلوگرم نیتروژن به تنهایی، مشابه بود. کاربرد کودهای زیستی می تواند ضمن افزایش عملکرد گیاه، باعث کاهش مصرف استفاده از کودهای شیمیایی به میزان 25% شود.

    کلیدواژگان: توت فرنگی، نیتروژن، کود زیستی، نیتراژین، ورمی کمپوست
  • قاسم حاجیان، محمود قاسم نژاد*، رضا فتوحی قزوینی، محمدرضا خالدیان صفحات 263-274

    کم آبیاری یکی از شیوه های موثر افزایش کارایی مصرف آب در باغ های میوه مناطق خشک و نیمه خشک می باشد. در این پژوهش، تاثیر کم آبیاری (75 و 50% نیاز تبخیر و تعرق) بر آلو ژاپنی رقم فرایر در دو مرحله سخت شدن هسته و پس از برداشت میوه ها بر ویژگی های رشدی و همچنین عملکرد و کیفیت میوه در زمان برداشت و در پایان دو ماه نگه داری در سردخانه بررسی شد. نتایج نشان داد کم آبیاری سبب کاهش معنی دار تعداد گره، طول میانگره و رشد طولی شاخه ها شد، اما تاثیر کم آبیاری در کاهش رشد طولی شاخه ها در مرحله پس از برداشت میوه به طور معنی داری بیشتر بود. تراکم گلدهی و تشکیل میوه درختان آلو در سال بعد زیر تاثیر تیمار کم آبیاری قرار نگرفتند. میزان عملکرد کل و میوه های بازارپسند در تیمار %50 نیاز تبخیر و تعرق به طور معنی داری نسبت به شاهد کاهش یافت، اما تفاوتی بین شاهد و تیمار 75% مشاهده نشد. کم آبیاری تاثیری بر درصد ماده خشک میوه ها نداشت، اما سفتی بافت میوه هایی که 75% نیاز آبی شان را دریافت کردند (3/2 کیلوگرم بر سانتی متر مربع) به طور معنی داری در پایان دوره انبارمانی بیشتر از تیمار50% و شاهد (به ترتیب2/1، 85/1 کیلوگرم بر سانتی متر مربع) بود. کمترین میزان SSC و TA در زمان برداشت و نیز در پایان دوره انبارمانی در تیمار 50% مشاهده شد. در مجموع، آبیاری با 75% نیاز تبخیر و تعرق بدون آنکه باعث کاهش عملکرد شود و با صرفه جویی در مصرف آب، توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آبیاری، سخت شدن هسته، پس از برداشت، رشد رویشی، سفتی بافت
  • ادریس شافعی، زینب روئین*، محمدعلی شیری صفحات 275-284

    کاهش انرژی درونی پس از برداشت گل بریدنی ورد سبب سرعت بخشی به پیری و پیشگیری از باز شدن کامل غنچه گل می شود. در این آزمایش اثر تامین کننده های انرژی شامل ساکارز (%1، %2 و 3%)، مانیتول (100، 200 و 300 میلی مولار) و  آدنوزین تری فسفات (ATP: 1/0، 3/0، 5/0 و 7/0 میلی مولار) بر ماندگاری ورد رقم سامورایی بررسی شد. نتیجه تیمار پیوسته با منابع تامین کننده انرژی نشان داد که ATP در غلظت 7/0 میلی مولار بیشترین تاثیر را در افزیش عمر گلجایی داشت (2/14 روز) که در مقایسه با تیمار شاهد (2/8 روز)، ماندگاری را 8/5 روز افزایش داد. غلظت های 3/0 و 5/0 میلی مولار ATP  به ترتیب عمر گلجایی را به 11 و 12 روز رساندند. همچنین ماندگاری در ساکارز 3%، 4/11 روز بود. در تیمارهای یاد شده جذب محلول، وزن تر نسبی و قطر نسبی گل نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود. از سوی دیگر میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز و نشت یونی گلبرگ در دوره پس از برداشت در گل های تیمار شده با غلظت های 7/0 و 5/0 میلی مولار  ATPکمتر بود. بر اساس نتیجه ها، کاربرد غلظت های مختلف مانیتول نتوانست ماندگاری ورد را افزایش دهد و حتی اثر منفی در کیفیت گل ها داشت، به طوری که ماندگاری گل ها را 8/1 روز نسبت به تیمار شاهد کاهش داد. نتیجه ها نشان داد که تامین انرژی مورد نیاز گل ها با استفاده از ATP می تواند راهکار اثرگذاری برای حفظ ماندگاری در گل های بریدنی ورد باشد. به طوری که برای حفظ کیفیت گل ها پس از برداشت می توان استفاده از ATP (7/0 و 5/0 میلی مولار) در محلول گلجایی را پیشنهاد داد.

    کلیدواژگان: آدنوزین تری فسفات، پراکسیداز، ساکارز، مانیتول، ورد
  • بهلول عباس زاده*، فاطمه سفیدکن، معصومه لایق حقیقی، سمیه فکری صفحات 285-296

    یکی از نیازهای مهم در برنامه ریزی زراعی، استفاده از سیستم های مختلف تغذیه غیرشیمیایی است. به منظور بررسی اثر ورمی کمپوست و هیومیک اسید بر گیاه مورد (Myrtus communis L.) آزمایشی در سال زراعی 93-1392 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 16 تیمار و سه تکرار در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور اجرا شد. تیما رها شامل ورمی کمپوست در سطح های 9، 18، 27، 36 و 45 تن در هکتار، هیومیک اسید در سطح های 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 لیتر در هکتار و پنج سطح تلفیقی از آن ها (V9+H15, V18+H12.5, V27+H10, V27+H7.5) به همراه شاهد بود. بین تیمارها از لحاظ عملکرد برگ، سرشاخه، اسانس و درصد اسانس در سطح 1% اختلاف آماری وجود داشت. بیشترین عملکرد برگ (356 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد سرشاخه (773 کیلوگرم در هکتار)، درصد اسانس (86/1 %) و عملکرد اسانس (14 کیلوگرم در هکتار) با مصرف 45 تن در هکتار ورمی کمپوست به دست آمد. ترکیب های عمده اسانس مورد α-pinene (63/5-50/48)، limonene (40/3-63/22)، 1,8- cineole (20/2-7/18)، linalool (96/7-7/26)، myrtenol (1/2-23/19)، trans carveol (1/0-5/2) و α-terpinyl acetate (83/1-7/7) بودند.

    کلیدواژگان: اسانس، کود آلی، سرشاخه، کمپوست، هیومیک اسید، مورد
  • خسرو پرویزی*، مرضیه قربانی، رحیم احمدوند، احمد موسی پور گرجی صفحات 297-308

    به منظور بررسی اثر دو تنظیم کننده رشد جیبرلیک اسید و بنزیل آدنین بر باززایی گیاهچه از مریستم و ویژگی های رویشی گیاهچه های حاصل از مریستم در همگروه های جدید سیب زمینی، این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل با طرح پایه به طورکامل تصادفی انجام گرفت. فاکتورهای مورد نظر شامل اثر تنظیم کننده های رشد جیبرلیک اسید و بنزیل آدنین در چهار سطح شامل 1- محیط کشتMS  کامل (شاهد)، 2- محیط کشت MS + 2/0 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید، 3- محیط کشت MS + 2 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید و 4- محیط کشت MS + 1 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین و فاکتور دوم شامل پنج همگروه برتر سیب زمینی با نام های KSG302، KSG82، KSG48، KSG31 و KSG64 بود. شمار مریستم های رشد کرده (میزان باززایی مریستم) و برخی از ویژگی های رشد گیاهچه های ایجاد شده از کشت مریستم شامل ارتفاع گیاهچه ، وزن گیاهچه، شمار برگ، فاصله و شمار گره ها، شمار و طول ریشه ها اندازه گیری شدند. نتیجه های تجزیه واریانس نشان داد اثرهای اصلی تنظیم کننده رشد، همگروه و برهمکنش تنظیم کننده رشد و نوع همگروه بر میزان باززایی مریستم و هم چنین بر تمامی ویژگی های رشد گیاهچه معنی دار شد. از نظر ویژگی های رشد گیاهچه حاصل از مریستم، همگروه های مورد بررسی در تیمارهای متفاوت از دو تنظیم کننده رشد وضعیت متفاوتی نشان دادند. بیشترین وزن گیاهچه با میانگین 654/0 گرم در همگروه KSG64 در دو محیط کشت MS با غلظت 1 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین و 2 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید حاصل شد. به طور کلی، با بررسی نتیجه های آزمایش مشخص شد که استفاده از تنظیم کننده رشد به ویژه بنزیل آدنین سبب افزایش قدرت رشد گیاهچه های حاصل از مریستم شد، در عین حال در بیشتر همگروه ها تاثیر معنی داری نیز بر میزان باززایی مریستم داشت. هم چنین، اثرهای جیبرلیک اسید بر میزان باززایی و قدرت رشد گیاهچه در غلظت کمتر وضعیتی مشابه غلظت بالاتر از آن داشت و حتی در مواردی نیز بهتر بود.

    کلیدواژگان: کشت بافت، تنظیم کننده رشد، ریزافزایی، سالم سازی
  • ابراهیم عابدی قشلاقی*، مالک قاسمی، جواد فتاحی مقدم، بهمن داداش زاده صفحات 309-320

    شناخت زمان گل انگیزی و درک رخدادهای فیزیولوژیک مربوط به آن در تنظیم باردهی کیوی اهمیت به سزایی دارد. در این پژوهش زمان گل انگیزی در کیوی با بی برگ کردن همراه با حلقه برداری و یا بدون حلقه برداری شاخساره های سال جاری از چهار تا شش ماه بعد از تورم جوانه در هشت زمان مختلف در دو سال بررسی گردید. براساس نتیجه ها، سال به تنهایی در ویژگی های اندازه گیری شده اثر آماری معنی داری نداشت، ولی برهمکنش آن با نوع رقم و تیمار حلقه برداری، برخی از ویژگی های اندازه گیری شده را به طور معنی دار زیر تاثیر قرار داد. بی برگ کردن بدون حلقه برداری شاخساره های سال جاری رقم ماده هایوارد و رقم نر توموری تاثیر آماری معنی داری بر درصد جوانه های شکفته و درصد شاخساره های سال جاری بارور نداشت، اما شمار گل در هر شاخساره و شاخه رقم توموری به طور معنی دار بیشتر از هایوارد بود. اثر بی برگ کردن به همراه حلقه برداری شاخساره های سال جاری، درصد جوانه های شکفته، درصد شاخساره های سال جاری بارور، شمار گل روی شاخه یک ساله و میانگین گل در هر شاخساره جدید به ترتیب در رقم هایوارد 92/32 درصد، 4 درصد، 4 و 29/1 گل و در رقم توموری 08/47 درصد، 57/52 درصد، 53/53 و 72/11 گل بود. گل انگیزی در رقم توموری دو هفته زودتر از رقم هایوارد حدود پنج ماه بعد از تورم جوانه ها شروع شد و در اواسط شهریور ماه به بیشینه رسید. گل انگیزی در رقم هایوارد در حدود پنج ماه و نیم از زمان تورم جوانه شروع شده و در اواخر شهریور حدود 88% جوانه های باز شده بارور بودند.

    کلیدواژگان: توموری، حلقه برداری، شکفتن جوانه، گل دهی، هایوارد
  • لیلا محمدباقری، مهدی نصراصفهانی*، وحید عبدوسی، داود نادری صفحات 321-336

    فلفل (Capsicum sp.) از جمله گیاهانی است که به دلیل گوناگونی زیاد، بهصورت زینتی، خوراکی و دارویی مصرف دارد. برای بررسی گوناگونی ژنتیکی 37 نژادگان مختلف فلفل، شامل انواع نژادگان های فلفل زینتی و خوراکی متحمل و حساس به بیماری بوته میری Phytophthora capsici، از نشانگرهای ریخت شناسی و ISSR به ترتیب با 47 ویژگی و 20 آغازگر استفاده شد. نتیجه های تجزیه نشانگرهای ISSR نشان داد که 19 آغازگر از 20 آغازگر مورد استفاده، باندهای چندشکل نشان دادند. در مجموع 188 نوار تولید شد که 185 نوار چندشکل بودند. میانگین درصد چندشکلی در نشانگرهای ISSR، 5/98 بود و به طور میانگین 9/9 نوار چندشکل در هر آغازگر تولید شد. درصد چندشکلی از 78 تا 100 % متغیر بود. میانگین محتوای داده های چندشکلی 449/0 بود. براساس نتیجه های تجزیه ISSR، نژادگان ها به 5 گروه اصلی تقسیم شدند. ویژگی های ریخت شناسی نیز نژادگان ها را به 5 گروه تقسیم نمود. ضریب همبستگی بین ضرایب تشابه مولکولی و ریخت شناسی غیرمعنی دار بود. نتیجه های بررسی تحمل به بیماری بوته میری نشان داد پنج نژادگان متحمل شامل رقم های کد 11، 19، 23، 32 و 37 از گروه فلفل های زینتی و کشیده بودند. در بررسی ارتباط بین گوناگونی ژنتیکی و میزان تحمل به بیماری، پنج نژادگان متحمل به جز رقم کد 37 در یک گروه ریخت شناسی و همگی در چهار گروه مولکولی متفاوت قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: ریخت شناسی، فلفل دلمه ای، فایتوفترا، Capsicum sp.، ISSR
  • جلال رضایی، محبوبه زارع مهرجردی*، حسن مستعلی، نوید یزدانی صفحات 337-348

    به منظور بررسی گوناگونی ریخت شناسی و فیتوشیمیایی 17 جمعیت از گونه های دارویی جنس پیازسا از مناطق مختلف ایران، 13 ویژگی ریخت شناسی، میزان فنول کل و درصد مهار رادیکال آزاد مورد ارزیابی قرار گرفتند. بالاترین ضریب تغییرها به ویژگی ارتفاع ساقه گل دهنده (04/59 میلی متر) و کمترین آن به ضخامت برگ (4/15 میلی متر) تعلق داشت. بیشترین شمار برگ، طول برگ و ارتفاع ساقه گل دهنده، به جمعیت دهدشت و بیشترین عرض برگ، شمار گل در چتر، عرض ساقه و وزن و قطر سوخ به جمعیت پیر بابا علی تعلق داشت. در این بررسی بین ویژگی هایی مانند وزن سوخ و شمار گل در چتر (85/0)، عرض برگ و قطر ساقه گل دهنده (86/0) و قطر ساقه و قطر سوخ (82/0) همبستگی مثبت و معنی داری مشاهده شد. پس از تجزیه متغیر ها به مولفه های اصلی، سه مولفه اول در مجموع 72% از کل تغییرها را توجیه کردند. پس از تجزیه خوشه ای، جمعیت های مورد مطالعه در چهار گروه مجزا قرار گرفتند. بیشترین میزان فنول کل (mg GAE/g FW 76/6) و بالاترین درصد مهارکنندگی رادیکال آزاد (36/85 درصد) به ترتیب به جمعیت های دره اوسون دربند و آبنیک فشم تعلق داشت. نتیجه های این پژوهش نشان دهنده وجود گوناگونی میان جمعیت های بررسی شده می باشد که می توان از آن در انجام برنامه های بهنژادی بهره گیری کرد.

    کلیدواژگان: پیازسا، گوناگونی فیتوشیمیایی، گوناگونی ریخت شناسی، ژرم پلاسم، Melanocrommyum
  • مجتبی طاهرپور، حسین صادقی*، مهدی حدادی نژاد صفحات 349-358

    گردو ایرانی (Juglans regia L.) از مهمترین خشک میوه‌های با ارزش دنیا است که دارای اهمیت غذایی بالایی می‌‌باشد. برای تولید محصول با استاندارهای جهانی بایستی در جهت تولید نهال پیوندی با رقم مشخص گام برداشت. از طرفی کمبود پیوندک‌‌ رقم مناسب و افزایش تقاضا، نیازمند روشی با سرعت تولید بالا و دوره عرضه نهال کوتاه می‌‌باشد. پیوند رولپه سریع‌‌ترین روش‌ تولید نهال پیوندی در تکثیر برخی درختان میوه مانند گردو معرفی شده است. در این روش پیوند با وجود گیرایی بالا، در زمان انتقال نهال به خارج از گلخانه با تلفات زیادی مواجه می‌شود. این آزمایش به‌منظور افزایش زنده‌مانی نهال‌ پیوندی چندلر روی پایه‌‌ بذری با استفاده از دو نوع پیوند اسکنه و امگا، به همراه سه نوع پوشش محل پیوند شامل پرلایت، کوکوپیت و خاک اره صورت گرفت. نتایج نشان داد که پیوند اسکنه با متوسط گیرایی 21/72 % نسبت به پیوند امگا (33/8 %) در پیوند رولپه کاربرد بهتری دارد. پرلایت (32/93 %) و خاک اره (32/73 %) بالاترین گیرایی را به خود اختصاص دادند. کوکوپیت با گیرایی50% در پیوند اسکنه، به‌دلیل نگه‌داری زیاد رطوبت موجب پوسیدگی شد. بالاترین طول شاخه‌‌ نورسته با میانگین 32‏‏/7 سانتی‌متر و قطر 93‏‏/3 میلی‌متر، 100 روز بعد از پیوند در تیمار اسکنه با پوشش پرلایت ثبت گردید.

    کلیدواژگان: پیوند رولپه، پوشش پیوند، نهال گردو پیوندی، پیوند امگا
  • معین سورانی، علی نیکبخت* صفحات 359-368

    امروزه در کشت‌های نوین گلخانه‌ای ورد با استفاده از روش کمان‌سازی  با خم کردن ساقه‌های اولیه، نگهداری و یا برش ساقه‌های گل‌دهنده هم‌زمان با خمش شاخه‌های کور و بی‌ارزش، ساختار درختچه‌های ورد زیر تاثیر قرار می‌گیرد. به‌منظور بررسی اثر ساختار تربیت بر عملکرد و کیفیت گل شاخه بریدنی ورد در شرایط کشت بدون خاک آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح به‌طورکامل تصادفی با دو ساختار تربیت (کمانی و سنتی) و دو رقم (سامورایی و دولسویتا) انجام شد. ویژگی‌های ارزیابی‌شده شامل شمار شاخه گل‌دهنده در هر بوته، شمار روز تا گل‌دهی، طول ساقه گل‌دهنده، قطر گل، قطر ساقه گل‌دهنده، میزان سبزینه، کارتنویید، محتوی کربوهیدرات و آنتوسیانین و ویژگی‌های ریشه بودند. نتیجه‌ها نشان داد که روش تربیت کمانی منجر به افزایش شمار شاخه گل‌دهنده، قطر ساقه گل‌دهنده، قطر گل، وزن‌ تر ساقه گل‌دهنده، محتوای آنتوسیانین و کربوهیدرات می‌شود، اما اثر معنی‌داری بر شمار روز تا گل‌دهی ندارد. هم‌چنین نتیجه‌های این آزمایش نشان داد روش تربیت کمانی به دلیل توزیع کربوهیدرات تولیدشده توسط شاخه‌های خمش یافته و انتقال آن به ریشه‌ها، نسبت به روش تربیت سنتی طول ریشه را 20%، حجم ریشه را 185%، وزن‌تر ریشه را 207% و وزن خشک‌ریشه را 164% افزایش داد.

    کلیدواژگان: خمش شاخه، روش کمانی، کشت بدون خاک، گل ورد، مدیریت سایه سار
|
  • SeyedehFarzaneh Ghaemmaghami, Mehdi Zarei*, Jafar Yasrebi, Saeid Eshghi Pages 251-262

    The use of organic and biological fertilizers is important for achieving sustainable agriculture, reducing the application of chemical fertilizers and the production of healthy crops. A greenhouse experiment was carried out to study the effects of vermicompost, Nitragin, and nitrogen on some growth parameters of strawberry (Fragaria ananassa Duch. cv. Aromas). Treatments were arranged in a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications. Treatments consisted of nitrogen fertilizer (0, 50, 75, and 100 kg ha-1 nitrogen equal to 0, 75, 112.5 and 150 mg N pot-1), vermicompost (0, 0.5%, and 1% w/w), and Nitragin (inoculation and non-inoculation). Nitragin application increased total fruit yield by 8.5 percent. The highest total fruit yield (71.8 g pot-1) obtained by application of 75 kg ha-1 along with 0.5% vermicompost and inoculation with Nitragin and the lowest one (13.3 g pot-1) obtained in control treatment. The highest dry matter (6.06 g) obtained with co-application of 100 kg ha-1nitrogen, 1% vermicompost, and inoculation with nitragin. The effects of the application of 75 kg ha-1nitrogen fertilizer with vermicompost and nitragin were similar to the single application of 100 kg ha-1nitrogen. Biofertilizers application may increase plant yield and reduce nitrogen fertilizer usage (up to 25%).

    Keywords: Biofertilizers, Nitragin, Nitrogen, Strawberry, Vermicompost
  • Ghasem Hajian, Mohammadreza Khaledian Pages 263-274

    Deficit irrigation is one of the effective methods for increasing water use efficiency in fruit orchards under arid and semiarid climates. In this study, the effects of deficit irrigation (50 and 75% ETc) during pit hardening and after harvest on growth characteristics and fruits yield and quality of Japanese plum trees cv. Friar were studied during two consecutive years. The results showed deficit irrigation reduced the number of nodes as well as the length of nodes and shoots. However, the effect of deficit irrigation on reducing shoot length was significantly high, when applied after fruits harvest. Flowering density and fruit set percentage in the following year were not affected by RDI. Total fruit yield and acceptable fruits of 50 ETc was significantly lower than control, but no significant difference was found for control and 75% ETc. Deficit irrigation have no significant impact on fruit dry matter but fruit firmness of 75% ETc (2.3 kg/cm2) at the end of the storage was significantly higher than 50% and control (1.2 and 1.85 kg/cm2). The lowest SSC and TA were found in fruits at the end of the storage when irrigated with 50% ETc. Overall, irrigation with 75 ETc is recommended because of saving water and without negative effect on fruit yield.

    Keywords: Firmness, Irrigation, Pit Hardening, Postharvest, Vegetative Growth
  • Edris Shafeii, Zeynab Roein*, MohammadAli Shiri Pages 275-284

    The reduction in the internal energy after harvesting of rose cut flowers accelerates the senescence process and prevents the full opening of the bud. In this experiment's effects of energy, suppliers included sucrose (1%, 2% and 3%), mannitol (100, 200 and 300 mM) and ATP (0.1, 0.3, 0.5 and 0.7 mM) on the vase life of Rosa hybrida cv. Samurai investigated, The results of continuous treatment with sources of energy supply showed that ATP treatment of 0.7 mM had the highest effect on the vase life of cut flowers (14.2 days), which showed 5.8 days increase in vase life compared with control treatment (8.2 days). ATP at 0.3, 0.5 mM concentrations increased the vase life of cut flowers to 11 and 12 days, respectively. Also, the vase life in sucrose 3% was 11.4 days. In the above treatments, solution uptake, relative fresh weight, and relative flower diameter were higher than other treatments. Besides, the activity of peroxidase enzyme and ion leakage of petal during the postharvest period was lower in treated cut flowers with concentrations of 0.7 and 0.5 mM ATP. Results showed that the use of different concentrations of mannitol did not increase the vase life of rose and had a negative effect on the quality of flowers so that the vase life of cut flowers was 1.8 days lower than the control treatment. Our results showed that the supply of energy for cut flowers by ATP treatments can be an effective way to maintain the longevity of rose cut flowers. Therefore, it is recommended to use of ATP (0.7 and 0.5 mM) in vase solution to maintain the postharvest quality of Rose cut flowers.

    Keywords: Adenosine triphosphate, Mannitol, Peroxidase, Rose, Sucrose
  • Bohloul Abbaszadeh*, Fatemeh Sefidkon, Masoumeh Layeghhaghighi Pages 285-296

    One of the important requirements in agronomic planning is the use of various non-chemical plant systems. In order to investigate the effects of vermicompost and humic acid on Myrtus communis, an experiment was conducted in a factorial experiment in a randomized complete block design with 16 treatments and 3 replications at the Alborz Research Station, Research Institute of Forests and Rangelands of Iran. Treatments included vermicompost (9, 18, 27, 36 and 45 t/ha), Hiumic acid (5, 7.5, 10, 12.5 and 15 l/ha), five combinations of them (V9+H15, V18+H12.5, V27+H10, V27+H7.5) and control. There was significant diference between treatments in shoot, leaf, essential oil yields and essential oil percentage. The highest leaf yield (356 kg ha-1), shoot yield (773kg/ha) essential oil percent (1.86%) and essential oil yield (14kg/ha) acheaved in treatment of 45 tons per hectare vermicompost. The main components of the essential oil were α-pinene (5.63-48.5%), limonene (3.4-22.6%), 1.8-cineole (2.2-18.7%), linalool (7.96-26.7%), myrtenol (2.1-19.2%), trans- carveol (0.1-2.5%) and α-terpinyl acetate (1.8-7.7%) .

    Keywords: Essential oil, Organic Fertilizer, Shoot, Compost, Humic acid, Myrtus communis
  • Khosro Parvizi*, Marzieh Ghorbani, Rahim Ahmadvand, Ahmad Mousapour Gorji Pages 297-308

    In order to investigate the effect of two growth regulators of gibberellic acid (GA3) and benzyl adenine (BA) on meristems regeneration and their vegetative characteristics in new potato clones, this study was conducted as a factorial experiment based on a completely randomized design. Factors that were investigated included the effect of gibberellic acid and benzyl adenine on four levels including 1- complete MS medium (control), 2- MS medium + 0.2 mg. L-1 gibberellic acid, 3- MS medium + 2 mg. L-1 gibberellic acid and 4- MS medium + 1 mg. L-1 benzyl adenine medium and the second factor included five potato clones named KSG302, KSG82, KSG48, KSG31 and KSG64. The number of growing meristems (the regenerated meristem) and some vegetative traits of reproduced plantlets including plantlet height, plantlet weight, leaves number, internode and number of nodes, number and length of the roots were measured. Results of analysis of variance showed that main effects of growth regulator, clone and their interaction were significant on meristem regeneration rate and also on all growth characteristics of the regenerated plantlets. The studied clones showed different status in the terms of plantlet growth traits in different treatments of two growth regulators. The highest plantlet weight was obtained in KSG64 clone with an average of 0.654 g in two MS mediums of 1 mg. L-1 benzyl adenine and 2 mg. L-1 gibberellic acid. Totally, the results of the experiment showed that the use of growth regulator especially benzyl adenine increased the growth vigor of plantlet, but also had a significant effect on meristem regeneration in most clones. Also, the effects of low concentration of gibberellic acid was similar to those at higher concentrations on meristem regeneration and growth vigor of the plantlets and even better in some cases.

    Keywords: Tissue Culture, Plant Growth Regulators, Multiplication, Sanitation
  • Ebrahim Abedi Gheshlaghi*, Malek Ghasemi, Javad Fattahi Moghaddam, Bahman Dadashzadeh Pages 309-320

    Understanding of flower induction and its related physiological events are very important in regulating of the kiwifruit fruiting. In this research, kiwifruit flower induction was investigated using defoliation without girdling and with girdling on current shoots, 4-6 months after bud swollen, in eight treatments for two years. Based on the results, the year alone was not statistically significant for measuring traits, but its interaction with the variety and treatment affected significantly some of the measured traits. Defoliation without girdling of female Hayward and male Tomuri cultivars current shoots did not have a significant effect on the percentage of budbreak and percentage of fertile shoots, but the number of flowers per cane and means flower per new shoots of Tomuri cultivar was significantly greater than those of Hayward. The effects of defoliation with girdling treatment on the budbreak percent, fertile shoot percent, the number of flowers per cane and the mean flowers per new shoot were 32.92%, 4.00%, 4.00 and 1.29 flowers for Hayward and 47.08%, 52.5%%, 53.53 and 11.72 flowers for Tomuri respectively. Flower induction in Tomuri cultivar started two weeks earlier than Hayward about five months from bud swelling and peaked in mid-September. Flower induction in the Hayward cultivar began about five and a half months from bud swelling and lasted until the end of it’s when about 88% of the broken buds were fruitful.

    Keywords: Budbeark, Flowering, Girdling, Hayward, Tomuri
  • Leila Mohammad Bagheri, Mehdi Nasr Esfahani*, Vahid Abdossi, Davood Naderi Pages 321-336

    Pepper (Capsicum sp.) with numerous variations having abundant utilizations such as ornamental, food and pharmaceutical aspects. In this research, the genetic diversity of 37 resistant and susceptible ornamental and edible pepper genotypes to damping-off disease, caused by Phytophthora capsici, was analyzed by 47 morphological attributes and 20 ISSR primers. Results of ISSR assay indicated that 19 primers out of 20 primers produced scorable polymorphic bands. Totally, 188 bands were produced, which 185 bands were polymorphic. The polymorphism mean percent (P%) in ISSR markers was 98.5% and on average, 9.9 bands were produced using each primer. Polymorphism percent varied from 78% to 100%. Average of polymorphism information content (PIC) was 0.449. Based on the results of ISSR analysis, the genotypes were divided into five main groups. Morphological attributes also divided the genotypes into five distinct groups. Correlation between molecular and morphological similarity coefficients was non-significant. The screening results of resistance to damping-off disease demonstrated that five genotypes including 11BlockyP-YToran, 19OrnP-PBI, 23CherryP-Orsh, 32OrnP-China and 37ChilP-Paleo, which have the lowest mortality at seedling and maturity stages, were belong to ornamental and long peppers groups. The correlation coefficient of genetic diversity and resistant of the related genotypes to damping-off, Phytophthora capsici clustered the five resistant genotypes except 37ChilP-Paleo in one morphological group and all five genotypes were placed in four different molecular groups.

    Keywords: Bell pepper, Capsicum sp., ISSR, Morphology, Phytophthora
  • Jalal Rezaei, Mahboobeh Zare Mehrjerdi*, Hassan Mastali, Navid Yazdani Pages 337-348

    In order to investigate the morphological and phytochemical variations of 17 populations of the genus Allium, a medicinal plant, from different regions of Iran, 13 morphological traits, as well as total phenolic content and DPPH free radical scavenging activity were evaluated. The highest and the lowest coefficient of variation belonged to scape length (59.04 mm) and leaf thickness (15.4 mm), respectively. The highest leaf number, leaf length, and scape length belonged to Dehdasht population and Pir baba ali had the highest leaf width, flower number in umbel, bulb weight, bulb diameter, and stem width. Results of simple correlation analysis showed the existence of significant positive correlations among some traits such as bulb weight with flower number in umbel (0.85), leaf width with scape diameter (0.86) and stem width with bulb diameter (0.82). Principal component analysis showed the cumulative proportion of the first three components explained 72 percent of total variation. According to the cluster analysis the studied populations were separated into four groups. Among the studied plants, the highest antioxidant activity (85.36%) and total phenolic content (6.76 mg GAE/g fresh weight) were observed in Abnik and Dareh Oson populations, respectively. The results showed that there was a suitable diversity in morphological and biochemical traits in studied populations which have the potential to be used in breeding programs.

    Keywords: Allium, Germplasm, Melanocrommyum, Morphological diversity, Phytochemical diversity
  • Mojtaba Taherpour, Hossein Sadeghi*, Mehdi HadadiNejad Pages 349-358

    Persian walnut (Juglans regia L.) is one of the most important nut fruit of the world with high nutritional value. In order to produce a product with national standards, a step must be taken toward grafting walnut seedlings with a specified cultivar.  On the other hand, lack of suitable cultivars and ascending demand on grafted walnut seedlings will require a high production rate with short period supply. The epicotyl grafting is the fastest method of producing grafted seedlings in the propagation of some fruit trees such as walnut. In this method, the grafted, despite its high efficiency, results in high losses when the seedlings are transferred out of the greenhouse. The experiment was performed due to increase the survival rate of chandler grafted seedlings by using two types of cleft and omega cutting type, along with three types of moisture covers including: perlite, cocopeat, and sawdust.  The results showed that cleft cutting with an average graft success of 72.21%, performed better than omega cutting (8.33%) in epicotyl grafting. Perlite (93.32%) and sawdust (73.32%) had the highest graft success. Cocopeat by 50% of graft success caused root decay due to excessive moisture retention. The highest length of new growth branches with an average of 7.32 cm and a diameter of 3.93 mm was recorded 100 days after grafting in cleft grafting by perlite cover treatment.

    Keywords: Epicotyl grafting, Graft cover, Walnut grafted seedling, Omega grafting
  • Moein Sourani, Ali Nikbakht* Pages 359-368

    Today in modern greenhouse cultivations using the arching method, the architecture of rose shrub is affected by bending of primary stem, forming and suitable cutting of flower shoots and simultaneously bending of blind and low-valuable shoots. In order to study the effects of training methods on the yield and quality of cut roses in soilless culture condition, this research was conducted. This experiment was performed as a factorial on completely randomized design with two cultivars (‘Samurai’ and ‘Dolce Vita’) and two training methods treatment (arching and traditional method) with 3 replications, each of which included 5 plants. Characteristics were the number of days to flowering, length of flower stem, flower diameter, flower stem diameter, flower stem fresh weight, chlorophyll, carbohydrate and anthocyanin content, and root characteristics. The results showed that arching training resulted in increase the number of flowering shoot, flower stem diameter, flower diameter, flower stem fresh weight, anthocyanin and carbohydrate content, but no significant effect on day to flowering. Also the results revealed of this experiment showed that the arching method due to the distribution of carbohydrates produced by bending shoots and their transfer to roots increased the root length by 20 %, root volume by 185 %, root fresh weight by 207 % and root dry weight by 164 % compared to the traditional method.

    Keywords: Arching method, Canopy management, Rose flower, Shoot bending, Soilless culture