فهرست مطالب

سیاست دفاعی - پیاپی 106 (بهار 1398)
  • پیاپی 106 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • بهرام عین الهی معصوم* صفحات 9-48
    نظریه بازدارندگی کلاسیک محدود به توضیح ثبات در روابط ابرقدرت های دارای همپایگی راهبردی در سطح جهانی است، اما این نظریه قادر به تبیین عملکرد بازدارندگی در مناطق پیچیده و آشوبناک نیست. به عبارتی، در دوران جنگ سرد سامانه بازدارندگی تنها در روابط ابرقدرت ها، درقالب بازدارندگی هسته ای عمل می کرد و به تبع آن انتقال تعارضات به مناطق پایین دستی، ازجمله منطقه غرب آسیا را به دنبال داشت. اما پس از عصر جنگ سرد شاهد عملکرد سامانه بازدارندگی منطقه غرب آسیا، به عنوان یک نظم منطقه ای پیچیده و آشوب هستیم که درقالب نظریه بازدارندگی پیچیده قابل تبیین است. سامانه بازدارندگی پیچیده شامل زیرسامانه ها و کنش گران متعدد است و یکی از مهم ترین این کنش گران «گروه های پادسامانه ای» است که از نقش تعیین کننده ای در زیرسامانه های بازدارندگی در منطقه غرب آسیا برخوردارند. این بعد در ادبیات روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای مغفول مانده است. لذا سوال پژوهش حاضر این است که نقش و کارکرد «گروه های پادسامانه ای» در سامانه بازدارندگی نظم منطقه ای غرب آسیا چیست؟ فرضیه این پژوهش این است که «گروه های پادسامانه ای»، موجب عملکرد سامانه بازدارندگی منطقه غرب آسیا، در شرایط عدم تقارن و ناهمجنسی قدرت می شوند». براین اساس، هدف پژوهش حاضر، ارایه مدلی نظری در زمینه نقش« گروه های پادسامانه ای» در سامانه بازدارندگی پیچیده، درجهت کمک به غنای ادبیات نظری روابط بین الملل است. این پژوهش با استفاده از روش علی ساختاری کارکردی ساماندهی و تدوین شده است.
    کلیدواژگان: بازدارندگی پیچیده، بن بست راهبردی، قدرت مداخله گر، عدم تقارن قدرت، غرب آسیا، گروه های پادسامانه ای
  • عیسی محمدحسینی*، سید جواد امام جمعه زاده صفحات 49-83

    بازدارندگی، ازجمله روش های قدیمی است که در تاریخ نظامی کاربرد بسیار داشته است. بازدارندگی در ساده ترین شکل آن عبارت است از نوع ویژه ای از روابط سیاسی که در آن یک طرف سعی در نفوذ بر رفتار طرف دیگر درجهت مطلوب خود دارد. بازدارندگی، یک نظریه در امنیت بین الملل است که مورد توجه کشورها در نظم آنارشیک منطقه ای و جهانی قرار گرفته است. سامانه دفاع موشکی، ابزاری برای بازدارندگی تلقی می شود که البته در مناطق مختلف کارکردهای متفاوتی دارد؛ ازجمله در شرایط ثبات و بی ثباتی و درنتیجه نظم و امنیت منطقه ای متفاوت است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیرات سامانه دفاعی موشکی بر بازدارندگی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران قصد پاسخ به این پرسش را دارد که استقرار سامانه های دفاع موشکی توسط قدرت مداخله گر در منطقه غرب آسیا، چه تاثیری بر بازدارندگی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران درپی دارد؟ درراستای پاسخ به پرسش با بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای موجود و استفاده از روش توصیفی و پرداختن به مفاهیمی چون بازدارندگی، سامانه های دفاع و راهبردهای موشکی به بررسی تاثیرات دفاع موشکی بر امنیت منطقه پرداخته شده است. نتایج و یافته های پژوهش حاکی از آن است که سامانه های دفاع موشکی تاثیرات دووجهی بر امنیت منطقه ای کشورها داشته و سامانه موشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان سامانه اصلی تقویت کننده بازدارندگی این کشور عمل نموده و می تواند به تقویت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران کمک نماید.

    کلیدواژگان: بازدارندگی، سامانه های موشکی، امنیت منطقه ای، موازنه قوا، غرب آسیا (خاورمیانه)
  • عبدالرضا عالیشاهی*، یونس فروزان صفحات 85-112
    دونالد ترامپ را باید یکی از روسای جمهور امریکا قلمداد نمود که سیاست های تهاجمی وی علیه جمهوری اسلامی ایران بیشترین تنش ها و چالش ها را میان دو کشور ایجاد نموده است؛ ازجمله: الغای برجام و خروج از آن، منع ورود ایرانیان به خاک امریکا، تهییج رقبای سیاسی همچون عربستان و رژیم اشغالگر قدس علیه ایران، قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ذیل گروه های تروریستی بین المللی، انتصاب سیاست مداران ضدایرانی در مناصب مهم امریکا، اعمال شدیدترین تحریم های اقتصادی و تهدید مستقیم ایران به حمله نظامی. دراین میان، مسیله مهم، تبیین ماهیت رویکرد تهاجمی ترامپ در برابر جمهوری اسلامی ایران و تجزیه وتحلیل پیامدهای امنیتی و نظامی آن می باشد. تلاش نویسنده در این مقاله حول ارایه پاسخی مستدل به این سوال است که اصولا سیاست های دونالد ترامپ در تهدید مکرر علیه جمهوری اسلامی چیست؟ به دیگرسخن، ترامپ به چه دلایلی به اتخاذ سیاست های تهاجمی علیه جمهوری اسلامی ایران مبادرت نموده است؟ فرضیه مقاله، نشان دهنده این است که عدم هژمونی موردنظر نومحافظه کاران در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) مهم ترین دلیل اتخاذ چنین سیاست هایی بوده است و یافته های مقاله که با بهره گیری از نظریه هژمونی ریالیستی و استفاده از منابع مکتوب و مجازی و روش تحلیلی، توصیفی حاصل شد بیانگر این است که احیای سلطه امریکا درقالب نفی تیوری اوباما، عدم کاربست تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران در پسابرجام، گسست هم گرایی در میان جبهه مقاومت شیعیان، تامین امنیت رژیم صهیونیستی، توسعه نظامی گری در منطقه با محوریت تشدید تقابل ایدیولوژی های وهابی و شیعی تبیین گر ماهیت رویکرد تهاجمی ترامپ در برابر جمهوری اسلامی ایران است.
    کلیدواژگان: راهبرد تهاجمی، دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی ایران، تهدیدات امنیتی و نظامی
  • بهنام سالم*، علی مشهدی، امید نیاقی، نرگس سادات حسینی صفحات 113-141
    تروریسم زیست محیطی در مفهوم به کارگیری عوامل زیست محیطی در حملات ترویستی به عنوان یکی از پیچیده ترین اشکال تروریسم مدرن شناخته می شود. تاکنون، هیچ نظریه ای قطعی در ارتباط با چرایی تمایل به استفاده از این عوامل در جریان حملات تروریستی به اثبات نرسیده است. آنچه به نظر می رسد هسته مرکزی اغلب این حملات را تشکیل می دهد، تلفات جمعی با آثار همه گیرشدن (اپیدمیک) و ایجاد هرج ومرج و شرایط غیرطبیعی در اوضاع جامعه و کمی فراتر در کل جهان است؛ امری که در اغلب این حملات تحقق یافته است. مهم ترین اهداف در ورای این حملات انتقام گیری حاصل از شکست در ابراز وجود در عرصه سیاست و اجتماع و نیز تحقق بخشیدن به ظهور جهانی آرمانی و عاری از شیطان و نیروهای شیطانی است؛ امری که به نحو مبهمی با برخی اندیشه های آخرالزمانی ممزوج شده است. افزایش تعداد فرقه های آخرالزمانی با برداشت های سوء از مذاهب متعدد و ترکیب آنان و درنتیجه ارایه قرایتی غیرقابل پذیرش به لحاظ عقلی در کنار تمایل شدید آنان به استفاده از عوامل زیست محیطی و به ویژه عوامل زیستاری (بیولوژیکی) ما را برآن داشته است تا به بررسی یکی از مهم ترین و پیچیده ترین ابعاد تروریسم زیست محیطی بپردازیم. هدف اصلی در این پژوهش، واکاوی عوامل گرایش به تروریسم زیست محیطی و به ویژه استفاده از عوامل زیستاری (بیولوژیکی) ازنظر مبنایی و نیز ماهیت مرتکبان آن است. درحقیقت، در این پژوهش در مقام ارایه یک الگوی شخصیتی از مرتکبان تروریسم زیست محیطی هستیم. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از وجود اختلالات روان شناختی، ذهنیتی بنیادگرا و آخرالزمانی و انگیزه های انتقام جویی مذهبی در برابر حکومت های سکولار و غیردینی در مرتکبان تروریسم زیست محیطی است.
    کلیدواژگان: تروریسم، محیط زیست، بیوتروریسم، امنیت زیست محیطی
  • محمدعلی شکوهیان راد*، محمدجواد حضوری صفحات 143-173

    شناخت صحیح نسبت به آینده رخدادها و وقایع در حوزه مسایل راهبردی، یکی از دغدغه های اصلی مسیولان هر کشور است. بدین منظور روش های بسیاری تبیین شده که مشهورترین آنها به منظور پیش بینی وضعیت بهینه بازیگران در یک تعامل چندجانبه ، نظریه بازی است. نظریه بازی اولا شامل اصولی کلی برای مدل سازی است و ثانیا دارای روش های متعدد (راهبرد) برای تحلیل فرایند بازی و حصول پاسخ نهایی آن است. یکی از شاخص ترین مسایل راهبردی جمهوری اسلامی. ایران که در سطح بین الملل به عنوان مهم ترین موضوع چندجانبه سال های اخیر مطرح شده است، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) است که درنهایت با خروج امریکا، به شکست انجامید و منافع اقتصادی ایران تامین نشد. حال پرسش این است که آیا توافق برجام می توانست مطالبات ایران و سایر بازیگران را به صورت هم زمان تامین کند؟ آیا خروج امریکا از برجام صرفا به دلیل تغییر حزب حاکم بود یا از ابتدا این چنین برنامه ریزی شده بود؟ با تحلیل و بررسی بخش اقتصادی برجام توسط نظریه بازی، اثبات شد که آینده این توافق ازمنظر راهبرد غالب و بهینه پارتو فاقد پاسخ بوده، با تحلیل توسط راهبرد تعادل نش دارای دو پاسخ میانه است و براساس راهبرد حداکثر رفاه اجتماعی، حایز پاسخ بهینه (بهینگی ازمنظر ریاضی) است. درنهایت با اشتراک پاسخ ها اثبات شد که بخش اقتصادی برجام، حتی با روش های تحلیلی نظریه بازی نیز از ابتدا دارای پاسخ نبوده و عامل شکست آن نیز امریکاست. ازاین رو، برای حصول توافق، حتما یکی از بازیگران باید نسبت به مطالبات و ترجیحات خود عقب نشینی نماید.

    کلیدواژگان: نظریه بازی، راهبرد غالب، راهبرد تعادل نش، راهبرد بهینه پارتو، راهبرد حداکثر رفاه اجتماعی، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)
  • جبار خدادوست*، سید محمد طباطبایی صفحات 175-209

    با پایان یافتن جنگ سرد، تاسیس اتحادیه اروپایی و تسری همگرایی اقتصادی به سایر ابعاد فرهنگی، سیاسی و امنیتی، شرایط و انگیزه های لازم برای ایجاد نظام امنیتی مشترک اروپا نیز مهیا شد. علاوه براین، وقوع رویدادهای جدید بین المللی ازجمله بحران های دهه 90 بالکان که باعث به خطرافتادن جدی امنیت اروپا شد، به تقویت انگیزه تعدادی از کشورها و رهبران اروپاگرای این قاره ازجمله آلمان در حرکت به سوی تحقق وحدت و استقلال سیاسی نظامی اروپا منجر شد. همچنین پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، ناتو نیز دچار بحران هویت شد، ولی توانست به واسطه بازتعریف خود و محیط امنیتی پیرامونش، این بحران را پشت سر بگذارد و به ویژه با وقوع حادثه 11 سپتامبر کوشید به اهداف نوین خود در زمینه راهبرد اقدام در خارج از قلمرو ناتو برای ایجاد، حفظ و اجرای صلح، شکل عینی تری ببخشد که آلمان نیز در تحقق آن نقش فعال و موثری داشته است. پژوهش حاضر قصد دارد با روش تحقیق توصیفی   تحلیلی و گردآوری منابع به شیوه کتابخانه ای، رویکرد آلمان در برابر تدوین و اجرای سیاست های دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا و ناتو را مورد بررسی قرار دهد. فرضیه پژوهش بر این مدعاست که آلمان در دوره پس از جنگ توانسته است ضمن تلاش برای تعمیق و توسعه همگرایی دفاعی امنیتی اتحادیه اروپا، هم زمان حضوری فعال در ناتو درجهت افزایش توان عملیاتی و انجام ماموریت های جدید آن در خارج از قلمرو ناتو داشته باشد.

    کلیدواژگان: آلمان، اتحادیه اروپا، ناتو، سیاست های دفاعی امنیتی، جنگ سرد
|
  • Bahram Eynolahi Masoum * Pages 9-48
    The classical deterrence theory is not limited to developing an explanation of stability in the relations maintained by the superpowers that have strategic coordination globally. However, this theory is not capable of explaining how deterrence functions in complicated and riot-stricken regions. In other words, in cold war era, the deterrence system merely acted in the relations between superpowers through nuclear deterrence, which subsequently resulted in the transferring of conflicts to regions further down, including the West Asia region. However, in the wake of the cold war era, the world is witnessing the performance of the deterrence system in the West-Asia region as a complicated and riot-ridden regional order, that can explained through the complex deterrence theory. Complex deterrence system includes various actors and subsystems, an important one of which is the actors that play their role in the anti-systemic groups that have a determining role in the deterrence subsystems in the West Asia region. This aspect has been ignored in regional studies and international relations. Now, the present question in this research is that what is the function and role played by the anti-systemic groups in the deterrence system in West Asia's regional order. The hypothesis in this research is that "anti-systemic groups cause the deterrence system in West Asia region to function in disparate and asymmetric circumstances". Therefore, the present research is aimed at providing a theoretical model on the role that anti-systemic groups play in the complex deterrence system in order to help enrich the theoretical literature of the international relations field. This research has been organized and conducted by using causal functional-structural method.
    Keywords: complex deterrence, strategic stalemate, power asymmetry, West Asia, anti-systemic groups
  • SeyedJavad Imam Jomeh Zadeh Pages 49-83

    As an element of national strategy and diplomacy, deterrence is not a new concept. However, it one of the old means which has been of widespread use in military history. At its simplest form, deterrence is a specific type of political relation where one side endeavors to influence other party’s behavior for its desired purpose. Deterrence is a theory in international security which has been taken into consideration in the regional and international anarchic order. However, the missile defense system is a means used for deterrence, which off course has different functions in different regions especially in times of instability and stability, hence the regional order and security being different. Aimed at studying the impacts of missile defense system on the regional deterrence of the Islamic Republic of Iran, this research intends to answer this question. What effect does the establishment of missile system by the intervening power in the West Asia region have upon IRI’s regional deterrence? Using the library sources and documents available as well as descriptive method, and addressing concepts such as deterrence, defense systems and missile strategies, this research has addressed the effects of missile defense on the security of the region. The findings of the research indicate that missile defense systems have bidirectional effects on the regional security of the countries. Also, as the main system that amplifies IRIs deterrence, IRAN missile system is capable of strengthening the national security of the Islamic Republic of Iran.

    Keywords: deterrence, missile systems, regional security, the Balance of power, West Asia (Middle East)
  • Younes Forouzan Pages 85-112
    Donald Trump should be considered as one of the most important Presidents of the United States, whose offensive policies towards the Islamic Republic of Iran has generated the most tensions and challenges among the two countries. Of these instances, one can refer to the United States withdrawal from JCPOA, banning Iranian people from entering the US, provoking political rivals such as Saudi Arabia as well as Israel against Iran, including Iran's Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) in the list of international terrorist groups, appointing anti-Iran politicians to important offices in the United States, imposing the harshest economic sanctions on Iran, and threatening Iran to military invasion. Here, what matters is to explain the nature of Trump’s offensive strategy against the Islamic Republic of Iran, and to analyze its security and military consequences. So, the author puts all his energy and efforts into giving a compelling answer to the question: What are Donald Trump’s policies in his repeated threatening statements against the Islamic Republic of Iran. In other words, what are the reasons why Trump has embarked on adopting offensive strategies against the Islamic of Iran? The article's hypothesis shows that the absence of the hegemony intended by the Neoconservatists in the Middle East region accounts as the most important reason why such policies have been adopted. Also, using the theory of Realist hegemony as well as the written and virtual sources and descriptive-analytical methods, the article assumes that the revitalization of the United States’ hegemony in the form of negating Obama’s theory, the inefficiency of the sanctions imposed on the Islamic Republic of Iran, the disrupted convergence of Shia resistance front, committing to Israel’s security, developing militarism in the region with the centrality of escalating conflict between Wahhabi and Shiite ideologies indicate Trump’s offensive policies against the Islamic Republic of Iran.
    Keywords: offensive strategy, Donald Trump, the Islamic Republic of Iran, security, military threats
  • Behnam Salem *, Agd Mashadi, Omid Niaghi, Narges Sadat Hosseini Pages 113-141
    The environmental terrorism in the sense of employing the environmental factors in terrorist attacks is recognized as the most complex types of terrorism. So far, no definite theory concerned with why there is a tendency towards utilizing these factors in the course of terrorist attacks has been supported. Mass casualties with epidemic effects and creating chaos plus unnatural conditions in the society, and even in the entire world appear to be the central nucleus of most of these attacks, something which has been realized in most of these attacks. The most important objective beyond these attacks is the sense of taking revenge produced by the inability to assert oneself in politics as well as helping realize a worldwide cause devoid of Satan and satanic forces, something that has been vaguely intermingled with a few apocalyptic ideas. An increase in the number of apocalyptic cults together with misunderstandings about various religions and their combinations, and promoting a rationally unacceptable version coupled with their intense tendency towards using environmental, especially biologic factors has led us to address one of the most important and complex dimensions of environmental terrorism. The main objective of this research is to explore the factors creating the tendency towards environmental terrorism, especially using biological factors as well as the identity of its perpetrators. In reality, this research plans to present a personality model of the perpetrators of environmental terrorism. The findings of this research indicate that there are psychological disorders, an apocalyptic and fundamentalist mindset as well as religious motivations for vindictiveness towards secular and non-religious governments on the part of the perpetrators of environmental terrorists.
    Keywords: terrorism, environment, bioterrorism, apocalyptic ideology, Aum Shinrikyo
  • MohammadAli Shokoohian Rad *, MohammadJavad Hozoori Pages 143-173

    Acquiring an understanding of the futures of events is one of the main obsessions of authorities in any country. In so doing, many methods have been explained, one of the most famous of which is the Game Theory that predicts how rationalized is the position of actors in a multilateral interaction. Firstly, game theory includes general principles for modeling, and secondly, it has various methods (strategy) in order to analyze the process of gaming and achieve the final result. One of the most prominent of IRI's strategic problems that has been presented internationally as the most important multilateral issue in recent years is the Joint Comprehensive Plan of Action which finally led to failure as the United States withdrew, and Iran's economic interests were not met in the nuclear deal. Now, the question is whether the JCPOA could have been able to meet Iran's demands and other actors simultaneously? Was the U.S withdrawal from the JCPOA due to change of the governing party, or was so planned from the outset? Once an analysis of the economy section of the JCPOA by game theory was carried out, it was proved that the future of this deal cannot be predicted from the perspective of the optimal strategy of Pareto. Also, Finally, the common answers proved that the economy section of the JCPOA, even with the analytical methods of the Game Theory, had no answer from the very beginning, and that the United States caused it to fail. It follows that in order for the agreement to take place, one of the actors should have to withdraw from their demands and preferences.

    Keywords: winning strategy, the strategy of NASH equilibrium, the efficient strategy of PARETO, the strategy of optimal social welfare, the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA)
  • SeyyedMohammad Tabataba Pages 175-209

    With the cold war out of the way, the establishment of the European Union and the contagion of economic convergence to other cultural, political and security dimensions, the motivations and conditions required to form the E.U. common security regime were realized. Additionally, the development of new international events including the 1990s Balkan crises which severely jeopardized Europe's security strengthened the motivations of a number of Europeanist leaders of this continent including Germany to move on towards the realization of Europe's military-political independence and unity. After the collapse of the Soviet Union and the end of the Cold War, NATO suffered from an identity crisis, but it managed to survive the crisis by redefining itself and its peripheral security environment, and specifically in the wake of the 9/11 attacks, it tried to more objectively highlight its new goals concerned with the strategy of action outside NATO's realm in order to preserve and implement peace, in the process of which Germany too played an active and efficient role. The present research intends to address Germany's approach in composing and implementing EU's defense and security policies using analytical-descriptive research method and collecting sources with library method. The research hypothesis states that Germany in Post-Cold era has been able to maintain an active presence in NATO in order to amplify the operational performance and conducting its new missions beyond the realm of NATO, while at the same time promoting EU's security-defense convergence.

    Keywords: Germany, European Union, security-defense policies, the Post-Cold war era